مثبت فکر کردن را تمرین کنید

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

   مثبت فکر کردن را تمرین کنید   

   گفت‌وگوی ذهنی همان حرف‌های بی‌پایانی است که هر روز به ذهن شما می‌آیند، این افکار خودکار می‌توانند مثبت یا منفی باشند. بعضی از این گفت‌وگوهای درونی با دلیل و منطق همراهند و برخی دیگر بی‌سروته و ناامیدکننده هستند که در اثر نگرشی غلط و اطلاعات نادرست و حتی کمبود اطلاعات به وجود آمده‌اند.   

تفکر مثبت نه‌تنها می‌تواند استرس را کنترل کند و آن را از بین ببرد بلکه حتی می‌تواند باعث بهبود سلامتی ما نیز بشود. برای مقابله با گفت‌وگوی درونی منفی اول باید آنها را تشخیص دهیم و تمرین کنیم تا ذهنمان از این تفکرات خالی شود.
● تشخیص تفکر مثبت و گفت‌وگوی ذهنی
گفت‌وگوی ذهنی همان حرف‌های بی‌پایانی است که هر روز به ذهن شما می‌آیند، این افکار خودکار می‌توانند مثبت یا منفی باشند. بعضی از این گفت‌وگوهای درونی با دلیل و منطق همراهند و برخی دیگر بی‌سروته و ناامیدکننده هستند که در اثر نگرشی غلط و اطلاعات نادرست و حتی کمبود اطلاعات به وجود آمده‌اند.
اگر بیشتر افکاری که به ذهن شما خطور می‌کنند منفی باشند مسلماً دیدگاه‌ شما هم نسبت به زندگی منفی و بدبینانه است و اگر بیشتر افکار و گفت‌وگوهای درونی شما مثبت هستند شما خوش‌بین هستید و جزء افرادی هستید که مثبت فکر کردن را تمرین می‌کنند.
● زندگی طولانی‌تر و شادتر با تفکر مثبت
محققان درباره نحوه عملکرد تفکر مثبت و خوش‌بینی بر سلامت تحقیق می‌کنند، آنها دریافته‌اند که داشتن تفکر مثبت می‌تواند:
▪ استرس منفی را کاهش دهد.
▪ ابتلا به سرماخوردگی را کاهش دهد.
▪ اطمینان به این‌که سلامت خود را باز می‌یابیم روند بهبودی را ارتقا بخشد.
▪ احتمال ابتلا به بیماری قلبی ـ عروقی را کاهش می‌دهد.
▪ در بیماران تنفسی، تنفس را بهبود می‌بخشد.
▪ دوره بارداری را در بانوانی که با خطرات بارداری مواجه هستند، تسهیل می‌کند.
▪ در هنگام سختی‌ها کمک می‌کند تا راه‌حل‌های مناسب‌تری را به کار برند و روحیه بهتری داشته باشند.
هنوز کاملاً مشخص نیست که تفکر مثبت چگونه این اثرات را بر سلامتی ما می‌گذارد اما یک تئوری می‌گوید که داشتن تفکر مثبت ما را قادر می‌سازد تا با موقعیت‌‌های استرس‌زا بهتر روبه‌رو شویم و این عامل اثرات ناخوشایند استرس بر بدن را از بین می‌برد.
● چگونه به‌جای افکار منفی، افکار مثبت داشته باشیم؟
آیا بیشتر گفت‌وگوهای درونی شما منفی هستند؟ حتی اگر این‌طور هم باشد دلیل نمی‌شود شما مجبور به تحمل یک زندگی ناخوشایند باشید. گفت‌وگوی ذهنی منفی به این معناست که شما یک دیدگاه درست را انتخاب نکرده‌اید و فاقد اطلاعات و ایده‌های لازم برای بالا بردن ظرفیت و دست‌یابی به زندگی مثبت هستید، اما از هر زمان که اراده کنید می‌توانید چرخه زندگی‌تان را تغییر دهید.
بعضی از گفت‌وگوهای ذهنی و افکار منفی عبارتند از:
▪ فیلتر کردن:
شما تنها به نکات منفی یک موضوع توجه می‌کنید و تمام نکات مثبت آن را فیلتر می‌کنید و نادیده می‌گیرید.
برای مثال در مورد یک روز کاری، شما کارتان را با موفقیت و به موقع تحویل داده‌اید و مورد تشویق قرار گرفتید اما در موردی هم دچار خطائی شدید و به شما تذکر داده شده، ممکن است این روز از نظر فردی روزی کاملاً عالی و ایده‌آل باشد اما از نظر شما یک روز وحشتناک، چراکه تنها بر روی اشتباهتان تمرکز می‌کنید و تمام تشویق‌ها و موفقیت‌هایتان را در طی روز نادیده می‌گیرید.
▪ شخصی‌سازی:
وقتی یک اتفاق ناخوشایند رخ می‌دهد شما خودتان را سرزنش می‌کنید و تقصیر را به گردن خودتان می‌اندازید. برای مثال متوجه می‌شوید قراری که بعدازظهر با دوستانتان داشته‌اند لغو شده و فکر می‌کنید برنامه به این خاطر به هم خورده که کسی مایل نیست با شما معاشرت داشته باشد. یا حتی بدی آب و هو را به شانس و اقبال بد خودتان نسبت می‌دهید و …
▪ از کاه کوه ساختن:
به‌طور خود به خود، بدترین را پیش‌بینی می‌کنید. ممکن است از بیرون رفتن با دوستانتان اجتناب کنید از ترس این‌که مبادا خطائی از شما سر بزند و یا اگر یک کار کوچک در برنامه روزمره شما با مشکل مواجه شود این فکر به ذهن شما می‌آید که عجب روز وحشتناکی در انتظار من است، همه‌چیز از همین شروع روز مشخص است.
▪ نگرش سیاه و سفید
ممکن است همه‌چیز را مطلقاً خوب و یا مطلقاً بد ببینید، سیاه یا سفید و هیچ حد وسطی وجود ندارد. اعتقاد دارید باید همه‌چیز کامل باشد و باید از هر لحاظ کامل و ایده‌آل باشید در غیر این‌صورت احساس می‌کنید که بازنده‌اید و کلیه توانائی‌هایتان را نادیده می‌گیرید.
▪ خبر خوش! شما می‌توانید مثبت فکر کردن را یاد بگیرید.
شما می‌توانید افکار مثبت و خوش‌بینانه را جایگزین تفکرات منفی و گفت‌وگوهای ذهنی ناخوشایند کنید. وقتی این کار را انجام می‌دهید به‌تدریج گفت‌وگوی درونی شما واقع‌بینانه‌تر می‌شود و شما را تشویق می‌کند تا بیشتر از تفکر مثبت استفاده کنید و وارد پروسه تفکر مثبت شوید.
می‌توانید یاد بگیرید که چگونه افکار منفی را به افکار مثبت تبدیل کنید. این کار ساده، اما مستلزم صرف وقت و تمرین روزانه است. به هر حال می‌توانید یک سرگرمی لذت‌بخش برای خود ترتیب دهید.
● تمرین:
به‌طور مرتب در طی روز لحظاتی توقف کنید و ببینید مشغول فکر کردن به چیزی هستید. اگر متوجه شدید که بیشتر افکار شما منفی هستند سعی کنید یک نکته مثبت در آنها پیدا کرده و فکرتان را تصحیح کنید.
این قانون ساده را به یاد داشته باشید: هیچ‌وقت به خودتان حرفی نزنید که حاضر نباشید آن حرف را به دیگران بزنید.
▪ مثبت فکر کردن را تمرین کنید، هر روز!
اگر بدبین هستید و افکاری منفی دارید توقع نداشته باشید که در عرض یک شب، به یک فرد مثبت‌نگر و خوش‌بین تبدیل شوید. اما با تمرین کردن گفت‌وگوی ذهنی شما، کم‌کم مثبت می‌شود و از حالت خودانتقادی بیرون می‌آید و خودپذیری جای آن را می‌گیرد و همین‌طور نسبت به جهان اطرافتان کمتر دیدگاهی بدبینانه خواهید داشت و زیباتر به نظر خواهد آمد.
تمرین تفکر مثبت، دید بهتری به شما می‌بخشد. وقتی حالت ذهنی مثبت باشد قادرید از پس هر مسئله‌ای هرچه‌قدر هم استرس‌زا و ناراحت‌کننده باشد به نحو مؤثری برآئید. این توانائی (مثبت‌نگری) به سلامت جسم و روح شما کمک می‌کند و درهای جدیدی را به رویتان می‌گشاید. تمرین روزانه را به یاد داشته باشید.
▪ مدیتیشن تفکر مثبت:
اگر مایلید به موسیقی کلامی گوش کنید تا به آرامش ذهنتان کمک کند.
لحظاتی را به ریلکس کردن بدن خود اختصاص دهید و نفس‌های عمیق بکشید.
تمام تنش‌ها و افکار نگران‌کننده را برای لحظاتی رها کنید.
چشمانتان را ببندید و تصور کنید که انرژی آمیخته با نور عشق شما را احاطه می‌کند و آرامش می‌بخشد.
چشمانتان را باز کنید و به آرامی و با طمأنینه فکر مثبت امروز را بخوانید.
▪ پیام مثبت روز:
تو باید بیاموزی قبل از این‌که از دیگران انتظار دریافت عشق و محبت داشته باشی، ابتدا خودت به وجودت عشق بورزی.
لحظه‌ای دقت کن و ببین این فکر تا چه حد با افکار معمول و متداول تو هماهنگ یا متفاوت است. به خودت یادآوری کن که می‌توانی افکارت را انتخاب کنی و می‌توانی تصمیم‌گیری که افکار روزمره‌ات را با افکار مثبت جایگزین سازی.
▪ عبارت تأکیدی روز:
امروز خودم را می‌پذیرم و به خودم عشق می‌روزم و اجازه می‌دهم که پذیرای عشق و محبت دیگران باشم.
وقتی عبارت تأکیدی را خواندید با صدای بلند ۳ مرتبه آن را تکرار کنید. تصور کنید که قدرت این کلمات، تأثیر عمیقی بر ذهن شما می‌گذارند و در روح و ذهن شما طنین‌افکن می‌شوند. تصور کنید که شما و دنیای اطرافتان در عشق احاطه شده‌اید. حال این عبارت تأکیدی را ۳ بار دیگر تکرار کرده و احساس کنید که صدای این کلمات در تار و پود بدنتان نفوذ می‌کند و حسی خوب و مثبت را به شما انتقال می‌دهد.
▪ تجسم روز:
می‌بینم که در عشق احاطه شده‌ام و با همه خصوصیاتی که در حال حاضر دارم در کائنات کامل و بی‌نقصم و به خاطر این‌که زنده هستم سپاسگزارم. تصدیق می‌کنم که ارزشمند بوده و لایق عشق و محبت هستم. خود را می‌بینم که به راحتی و با آغوشی باز عشق و محبت دیگران را می‌پذیرم و تصدیق می‌کنم که هر موجود زنده‌ای شایسته دریافت عشق است. من این تصاویر را آمیخته با شور و لذت کرده و آن را رها می‌کنم و باور دارم که آنها بهترین‌ها را برای من خلق می‌کنند و به ارمغان می‌آورند. من خوبی‌ها را تجسم کرده و به آنها فکر می‌کنم.
وقتی تجسم روزانه را انجام دادید، حالا دوباره چشمتان را ببندید، در چشم ذهنتان تصویر جدیدی از خودتان ببینید. ببینید که به طریق جدیدی رفتار می‌کنید و باور کنید که لایق این شخصیت جدید هستید. برای دقایقی خود را در حالتی تصور کنید که مشغول انجام دادن فعالیت‌های روزمره‌تان هستید و از این‌که تجسمتان به حقیقت پیوسته، خوشحالید و لذت می‌برید.
تجربه مراقبه تفکر مثبت را به همراه داشته باشید:
ـ نفس عمیقی بکشید.
ـ به خاطر دو موهبت در زندگی‌تان تشکر کنید.
ـ حس آرامش و سپاسگزاری را در طی روز به همراه داشته باشید.
به یاد داشته باشید که در طی روز می‌توانید چند بار این پروسه را تکرار کنید.
حداقل برای ۱۰ بار عبارت تأکیدی را در طی روز تکرار کنید.
سعی کنید اثرات مثبت این تفکر جدید در زندگی‌تان را حداقل یک‌بار دیگر در طی روز در ذهنتان مجسم کنید.
روز فوق‌العاده‌ای داشته باشید!      
   مجله موفقیت

کودکان مادران معتاد به کوکایین، خون کمی به مغزشان می‌رسد

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

کودکان مادران معتاد به کوکایین، خون کمی به مغزشان می‌رسد
________________________________________
کودکانی که مادران آنان در دوران بارداری کوکایین مصرف کردند، در دوران نوجوانی با مشکل نارسایی رسیدن خون به مغز مواجه می‌شوند.

به گزارش روز پنج شنبه خبرنگار ایرنا به نقل از پایگاه اینترنتی رویترز هلث، دکتر “هالام هورت” از بیمارستان “اطفال فیلادلفیا” و همکارانش بتازگی تحقیقی را برای اندازه‌گیری جریان خون به مغز نوجوانانی که در دوران جنینی به واسطه مادر معتاد به کوکایین ، در معرض این ماده مخدر قرار گرفته بودند و آنهایی که در معرض این ماده نبودند انجام دادند.

این تحقیق با استفاده از نوع خاصی از تصویربرداری “ام.آر.آی” انجام شده است.

براساس نتایج این تحقیق ، کاهش جریان خون به قسمت‌های مختلف مغز نوجوانانی که در دوران جنینی در معرض کوکابین قرارگرفته بودند، مشاهده شد
.

عکس های فوق العاده از پرندگان

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

عکس های فوق العاده از پرندگان

 

 

 

 

 

قبیله ای که وقتی مردی میمیرد یکی از انگشتان زنانشان را قطع می کنند

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »
قبیله‌ای که هرگاه کسی می‌میرد یک بند انگشت زنان را قطع می‌کنند!!

 

در اندونزی قبایل بدوی‌ای زندگی می‌کنند که سنت‌ها و مراسم غیر انسانی‌ای دارند؛ از جمله این سنت‌ها این است که هرگاه یکی از خویشاوندان زنی فوت کند یک بند از انگشت دستش را قطع می‌کنند.
 

عاقبت نوشیدن شراب (عکس)

الکلی ها ی گمنام, دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

عاقبت نوشیدن شراب! (۲۱ عکس)

 
 عاقبت نوشیدن شراب!عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

 

منتخبی از قدم نهم معتادان گمنام – کتاب راهنمای کارکرد قدم

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

۱)- -قدم نهم

۲)- ما بطور مستقیم در هرجا که امکان داشت از این افراد جبران خسارت کردیم مگر در مواردی که اجرای این امر به ایشان و یا ۳)- دیگران لطمه بزند.ر.ک.ق.ص-۷۷

۴)- *محدودیت و ناتواناییهای ما در جبران خسارت و کم بود روحانیت در این قدم چه اشکالاتی دارد؟

۵)- هر یک از قدمها آمادگی روحانی را که برای انجام قدم بعدی به آن نیاز است ، برای ما فراهم می کند . این مسئله در هیچ جای ۶)- دیگر به اندازه قدم نهم ، واضح و آشکار نیست . ما هرگز و هرگز قادر نبودیم تابا افرادی که به آنها خسارت زده بودیم ، بنشینیم و
۷)-  مستقیماً از آنها جبران خسارت کنیم مگر به کمک آمادگی روحانی که در قدمهای قبلی کسب کرده ایم . اگر ما به محدودیتها و ناتوانیهای ۸)- خود اقرار نکرده بودیم ، الآن پایگاه و بنیادی که به آن در هنگام جبران خسارت تکیه کنیم ، نداشتیم . اگر با خداوند به آنگونه که او را
۹)-  درک می کنیم رابطه برقرار نمی کردیم ، الآن ایمان و اعتمادی که به آن برای کارکرد قدم نه نیاز داریم را نداشتیم . اگر ما قدم چهارم و ۱۰)- پنجم خود را انجام نداده بودیم ،احتمالاً هنوز در مورد مسئولیتهای شخصی خود گیج بودیم ، وحتی نمی دانستیم برای چه جبران
۱۱)- خسارت می کنیم . اگر ما توسط کارکرد قدم ششم و هقتم به فروتنی دست نیافته بودیم ، احتمالاً در هنگام جبران خسارت حق به جانب ۱۲)- و از روی خشم عمل می کردیم و باعث خسارات جدید می شدیم .تمایلی که ما بواسطه پذیرش مسئولیتهای شخصی مان کسب کرده ایم ۱۳)- ، تهیه فهرست قدم هشتم را برای ما ممکن ساخت و نوشتن این فهرست به منزله آمادگی اجرایی برای کارکرد قدم نهم
۱۴)- بود
.ر.ک.ق.ص-۷۹

۱۵)- *آمادگی نهایی ما در این قدم ؟

۱۶)- آمادگی نهایی که ما در این قدم و قبل از شروع جبران خسارت به آن نیاز داریم ، تقویت صفاتی است که از قبل در ما موجود ۱۷)- است . مقدار بصیرت ، خودآگاهی و بخششی که ما قادر هستیم در طی فرآیند جبران خسارت بکار بریم ، با تجربه ما از قدمهای قبلی و ۱۸)- اندازه تلاشی که تمایل داریم تا برای بهبودی خود صرف کنیم ، رابطه مستقیم دارد.ر.ک.ق.ص-۷۹

۱۹)- ·   چگونه کارکرد هشت قدم قبلی ، مرا برای کارکرد قدم نهم آماده کرده است ؟

۲۰)- ·   صداقت چگونه به کارکرد این قدم کمک می کند ؟

۲۱)- ·   فروتنی چگونه به کارکرد این قدم کمک می کند ؟

۲۲)- *

*

۲۳)- *

۲۴)-  جبران خسارت

۲۵)- *قدم نهم در چارچوب زمان و مکان چگونه است؟

۲۶)- قدم نهم ، قدمی نیست که بتوان آن را خیلی شسته و رفته و مرتب در یک چارچوب زمانی گنجاند . ما نمی توانیم که فهرست ۲۷)- قدم هشتم خود را بنویسیم و پس از آن خیلی مصمم و ثابت قدم شروع به جبران خسارت کنیم ، و پس از هرموردی روی نام شخص ۲۸)- مربوطه در فهرست خود خط بکشیم و بگوئیم که این مورد هم کامل شد ، انگار که داریم لیست خرید منزل را کامل می کنیم . در واقع ، ۲۹)-  اکثر جبران خسارتهای ما هرگز کامل نمی شوند و تلاش ما باید در طول مدت بهبودیمان ادامه یابد.ر.ک.ق.ص-۷۹

۳۰)- *پایان جبران خسارت؟

۳۱)- اما این پایان جبران خسارت ما نخواهد بود . ما باید تا آخر عمر اصول روحانی که باعث تغییر واقعی رفتار ما با دیگران را
۳۲)- می شوند را تمرین کنیم .
 هر روزی که ما تلاش کنیم از صدمه یا آزار رساندن به خانواده خود اجتناب  کنیم و سعی کنیم که رفتار ۳۳)- مهربانانه ای با آنها داشته باشیم ، امروز به جبران خسارت از خانواده خود ادامه داده ایم.ر.ک.ق.ص-۷۹و۸۰

۳۴)- *پایان جبران خسارتهای مالی؟

۳۵)- این مسئله حتی در مورد جبران خسارتهای مالی ، که پس از پرداخت بدهی به نظر کامل و تمام شده می آیند ، صدق می کند . ۳۶)- زیرا لازمه زندگی کردن قدم نهم این است که سعی کنیم تا بدهی و قرضی که قادر به پرداخت آن نیستیم به بار نیاوریم . به این مسئله ، ۳۷)- باید حتی عمیقتر نگاه کرد ، و انواع بدهیها و دیون را بررسی کرد.ر.ک.ق.ص-۸۰

۳۸)- ·   معنای (( جبران خسارت )) چیست ؟

۳۹)- ·   چرا جبران خسارت بیشتر از یک اظهار تأسف خشک و خالی می باشد ؟

۴۰)- ·   چگونه جبران خسارت ، یک تعهد نسبت به (( فرآیند مداوم تغییر )) است ؟

۴۱)- ترسها و توقعات

۴۲)- *کارنکردن قدم نهم برای ما در اولین بار چگونه است؟

۴۳)- اگر ما هرگز با قدم نهم تجربه ای نداشته ایم ، درواقع داریم به کار ناشناخته ای مبادرت می ورزیم . ما مطمئن نیستیم که
۴۴)- درست قبل ، در حین ، و بعد از جبران خسارت چه احساسی خواهیم داشت . ممکن است در یک لحظه بیش از حد احساس اعتماد به نفس ۴۵)- داشته باشیم و لحظه ای بعد فکر کنیم که کاملاً برای ادامه قدم نهم ناتوان هستیم . حال وقت آن رسیده است تا این موضوع بسیار مهم را ۴۶)- درک کنیم که چیزهایی را که احساس می کنیم ، لزوماً واقعیت امر نیستند . صرف اینکه ما از چیزی ترس داشته باشیم ، به این  معنی ۴۷)- نیست که آن مسئله واقعاً ترس آور است . از طرف دیگر احساس هیجان و خوشحالی هم نمی تواند نشانگر واقعیت جبران خسارت ما ۴۸)- باشد . بهترین کار این است که توقعات خود در مورد اینکه طرف مقابل با جبران خسارت ما چگونه برخورد خواهد کرد ، را رها
۴۹)- کنیم.ر.ک.ق.ص-۸۰

۵۰)- ·   چه ترسهایی از جبران خسارت کردن ، دارم ؟ آیا نگران هستم که کسی مرا طرد کند یا از من انتقام بگیرد ؟

۵۱)- ·   چگونه در قدم نهم به تسلیم عمیقتری در برابر برنامه نیاز داریم ؟

۵۲)- ·   خسارت مالی چطور ؟ آیا ایمان دارم که خداوند به آنگونه که او را درک می کنم مطمئناًً مایحتاج مورد نیاز را در اختیار من ۵۳)- قرار خواهد داد ، حتی اگر من در جبران خسارت از خودگذشتگی و ایثار داشته باشم ؟

۵۴)- فرق نمی کند که ما چه مدت است که پاک هستیم یا تا بحال چند بار قدمها را کار کرده ایم ، ما به طور حتم باز هم در اغاز
۵۵)- مجدد یک قدم ترسها و توقعات خاص خود را داریم . این مورد خصوصاً اگر از قبل تجربه کارکرد قدمها را داشته باشیم ، صدق می کند ۵۶)- . در واقع امکان اینکه در قدم نهم نوعی دلسردی در ما بوجود آورد ، زیاد است
.ر.ک.ق.ص-۸۰و۸۱

۵۷)- برای مثال ، خیلی ها ممکن است در این قسمت ، درمورد تجربه گذشته خود از جبران خسارت فکر کنند که بعضی از آن
۵۸)- موارداحتمالاً مثبت و مفید بوده . اگر از یکی از عزیزان خود که با آغوش باز رفتار آشتی جویانه ما را پذیرفته ، جبران خسارت کرده ۵۹)- باشیم ، احتمالاً در نتیجه احساس امید و سپاسگزاری عمیقی به ما دست داده . ما امیدوار شده بودیم که رابطه ما با آن شخص بهتر و ۶۰)- بهتر شود ، و سپاسگزار بوده ایم از اینکه بخشیده شده ایم و جبران خسارت ما مورد قبول واقع شده است.ر.ک.ق.ص-۸۱

۶۱)- *خوب بودن نتیجه جبران خسارت برای ما چگونه است؟

۶۲)- ممکن است باور کردن این مسئله که اینگونه تجارب می توانند در جبران خسارتهای بعدی به ضرر ما باشند ، قدری سخت ۶۳)- باشد زیرا این تجارب می توانند باعث بشوند که ما باور کنیم که نتیجه تمام جبران خسارتهای ما باید به همان خوبی باشند ، و وقتی این ۶۴)- اتفاق نیفتد ، احساس سرخوردگی و شکست خواهیم کرد یا ممکن است تشخیص دهیم که اینگونه جبران خسارتها نمی توانند ملاک و ۶۵)- معیار باشند ، و به همین علت ، عدم اطمینام از دست یافتن به نتیجه دلخواه در بعضی موارد ، باعث شود تا بیمناک شویم و جبران
۶۶)- خسارت را به تعویق اندازیم . اگر دریابیم در دام اینکه نتیجه جبران خسارتهای خود را حدس بزنیم ، گیرافتاده ایم ،بهتر است که یکبار ۶۷)- دیگر هدف قدم نهم را بررسی و بر روی آن تمرکز کنیم.ر.ک.ق.ص-۸۱

۶۸)- *قدم نهم برای چیست؟

۶۹)- قدم نهم برای این است که راهی جهت اصلاح صدماتی که در گذشته باعث شده ایم در اختیار ما بگذارد . باید به خاطر داشته ۷۰)- باشیم که جبرا ن خسارت دارای سه مفهوم اصلی و اولیه می باشد : عزم یا همان ثبات قدم ، ترمیم یا اصلاح ، جبران یا همان تلافی . ۷۱)- عزم یا ثبات قدم ، اشاره به این موضوع دارد که جهت یافتن راه حلی برای مشکلمان باید از شر مسائلی که ما را قبلاً به ستوه آورده و ۷۲)- آزارمان می دادند رها شویم . ترمیم یا اصلاح بر این دلالت دارد که چیزی که به آن صدمه زده ایم را به حالت و شرایط اولیه خود
۷۳)- برگردانیم ، که می تواند یک رابطه و یا کیفیتی مانند اعتماد که در یک رابطه وجود داشته است را شامل گردد . یا شاید بتوانیم آبروی از ۷۴)- دست رفته خود را بازگردانیم . جبران یا تلافی ، خیلی به ترمیم یا اصلاح نزدیک است اما در رابطه با قدم نهم به معنی برگرداندن چیزی- ۷۵)- چه مادی ، چه معنوی به صاحب اصلی آن می باشد . راهنمای ما می تواند کمک کند تا در هریک از این مفاهیم کند و کاو کنیم یا به
۷۶)- ماهیت واقعی جبران خسارت پی ببریم و بر روی کاری که قرار است انجام دهیم تمرکز کنیم . فقط از طریق طی نمودن این فرآیند است ۷۷)- که ما می توانیم منافعی که قدم نهم به همراه می آورد را تشخیص دهیم . منافعی که اول از همه ممکن است از آن آگاه شویم ، احساس ۷۸)- آزادی و عدم داشتن و خجابت است و ممکن است به مدت زمانی از بهبودی و چند تجربه از جبران خسارت نیاز داشته باشیم ، تاهدایای ۷۹)- روحانی قدم نهم را نیز تشخیص دهیم : هدایایی مانند ، آگاهی مداومتری از احساسات دیگران و تأثیر رفتارهای ما برآنها ، احساس
۸۰)- نشاط از اینکه توانسته ایم برروی یک زخم قدیمی مرهم گذاریم ، و توان اینکه افراد دور و بر خود را دوست داشته باشیم و
۸۱)- بپذیریم
.ر.ک.ق.ص-۸۱

۸۲)- ·   چه ترسها و توقعات دیگری در مورد جبران خسارت دارم ؟

۸۳)- ·   چرا مهم نیست که عکس العمل طرف مقابل به جبران خسارت من چه باشد ؟ این مسئله چه رابطه ای با هدف روحانی ۸۴)- قدم نهم دارد ؟

۸۵)- ·   چگونه می توانم ازمعتادان درحال بهبودی دیگر، راهنمایم ، و نیروی برترم به عنوان یک منبع قدرت د ر این فرآینداستفاده ۸۶)- کنم ؟

۸۷)-  جبران خسارت مستقیم یا غیرمستقیم

۸۸)- *جبران خسارت رودررو؟

۸۹)-  ما در جلسات معتادان گمنام تمایل داریم که جبران خسارت مستقیم و رو در رو را بهترین گزینه بدانیم ، که در واقع این قدم ۹۰)- نیزمی گوید در هر جا که امکان دارد ، این بهترین نوع جبرا ن خسارت است . اما جبران خسارت مستقیم تنها را ه ممکن نیست ، حتی در ۹۱)- بعضی موارد می تواند بهترین انتخاب باشد.ر.ک.ق.ص-۸۲

۹۲)- بعضی شرایط پیچیده تر از آن هستند که در نگاه اول به نظر می آیند . ما ممکن است که در اول کار فکر کنیم که طریقه و راه حل واضح ۹۳)- است ، اما باید همیشه وقت بیشتری برای تعمق بگذاریم.ر.ک.ق.ص-۸۲

۹۴)- بهر حال لازم است ما پیامد رفتارمان را بپذیریم . اما باید بخاطر داشته باشیم که خانواده ما ممکن است به راحتی در این مقوله ۹۵)- از قدم نهم که می گوید (( مگر در مواردی که اجرای این امر به ایشان یا دیگران لطمه بزند )) بگنجد . ما باید این شرایط را به دقت
۹۶)- ارزیابی کنیم . با کمک راهنمای مان در می یابیم که چگونه جبران خسارت کنیم
.ر.ک.ق.ص-۸۳

*

۹۷)- *جبران خسارت غیر مستقیم؟

۹۸)- به غیر از امکان بیشتر لطمه زدن شرایط دیگری که ما در آن قادر به جبران خسارت مستقیم نیستیم این است که شخصی که ۹۹)- به او جبران خسارت بدهکاریم مرده باشد . این مسئله در جلسات معتادان گمنام  بسیار عادی است تا جایی که اعضاء ما راه های جالب ۱۰۰)- و خلاقانه ای برای اینگونه شرایط ابداع کرده اند . اعضاء ما حتی راههایی ابداع کرده اند که اینگونه جبران خسارتها ، ورائ این باشد که ۱۰۱)- فقط از شر خجالت خود رها شویم . مثلاًبعضی ها کمکهای مالی به نام کسی که به او جبران خسارت بدهکارند ، اعانه می کنند . بعضی ۱۰۲)- ها کارها و وظایفی که مورد توجه و علاقه ان شخص بوده را می پذیرند . بعضی ها برای فرزندانی که آن شخص از خود باقی گذاشته ۱۰۳)- است تلافی و جبران می کنند که حتی خود این فرزندان نیز ممکن است در فهرست قدم هشتم این اشخاص باشند .راههای مختلفی که ۱۰۴)- برای روبرو شدن با این نوع شرایط وجود دارند  فقط توسط پندار و تمایل ما محدودیت پیدا می کنند . در اینگونه شرایط ، تأثیر جبران ۱۰۵)- خسارت غیر مستقیم ممکن است باعث تعجب ما گردد . اکثر ما خواهان این هستیم که تا حد امکان با سر مزار شخص فوت شده رفتن یا ۱۰۶)- حضور در اماکن معنوی دیگر و از طریق نوشتن نامه و یا یک صحبت ساده با روح و یاد آن شخص،جبران خسارت مستقیم کنیم . در ۱۰۷)- نهایت نحوه برخورد ما به اینگونه شرایط ، توسط طبیعت و ذات خسارتی که زده ایم ، اعتقادات روحانی ما ، و البته راهنمای مان تعین ۱۰۸)- می گردد.ر.ک.ق.ص-۸۳

۱۰۹)- آیا جبران خسارت به شخصی که فوت کرده بدهکار هستم ؟ چه چیز خاصی در مورد آن شخص وجود دارد که ممکن است به ۱۱۰)- من در نوع انتخاب جبران خسارت کمک کند ؟

۱۱۱)- *جبران خسارت تک تک با راهنما چرا ؟

۱۱۲)- تا اینجا ما بر روی اینکه لازم است تا قبل از اقدام، تک تک موارد جبران خسارت خود را با راهنمای مان بررسی کنیم ، تأکید ۱۱۳)- فراوان کرده ایم . اگر چه این مسئله خیلی مهم است اما به این معنی نیست که باید تبدیل به یک ادمک مسخ و بی مغز شویم و بترسیم از ۱۱۴)- اینکه برای خودمان فکر کنیم و یا عملی بدون اطلاع راهنمای خود انجام دهیم . اکثر ما این تجربه را داشته ایم که ناگهان با شخصی که ۱۱۵)- از قدیم می شناخته ایم روبرو شده ایم که می بایست در فهرست قدم هشتم ما گنجانده می شد . اما ما او را فراموش کرده بودیم . ۱۱۶)- بعضی مواقع جبران خسارتی که به این افراد بدهکاریم آنقدر واضح و اشکار است که احمقانه خواهد بود اگر ما از این موقعیت و حسن ۱۱۷)- تصادف استفاده نکنیم . یا بعضی اوقات ممکن است با شخصی روبرو شویم و از ایت ملاقات بدون اینکه دلیلش را بدانیم به ما احساس ۱۱۸)- ناخوشایندی دست دهد . در اینصورت بهتر است که ما اول فرایند قدم چهار و پنج را در این رابطه طی کنیم تا مسئله برایمان واضح تر ۱۱۹)- شود . بهرحال ما هیچ وفت نباید فهرست قدم هشتم را کامل و تمام شده فرض کنیم . احتمالاًما تا آخر عمر مجبوریم اسامی جدیدی به ۱۲۰)- آن اضافه نماییم.ر.ک.ق.ص-۸۳

*

۱۲۱)- *افرادی که نمی توانیم آنها را پیدا کنیم چطور؟

۱۲۲)- افرادی که نمی توانیم انها را پیدا کنیم چطور ؟ ایا باید از آنها هم غیر مستقیم جبران خسارت کنیم ؟ احتمالا جواب مثبت است . ۱۲۳)- اگرچه خیلی از اعضاء ما این تجربه را داشته اند که ناگهان در مکانی که اصلاًانتظار نداشته اند ، شخصی که فکر می کردند هرگز پیدا ۱۲۴)- نخواهند کرد را دیده اند . در اینگونه تجارب ، ما مطمئناًبه این نتیجه می رسیم که خواست نیروی برتر باعث این اتفاق و حسن تصادف ۱۲۵)- شده حتی اگر اینگونه هم نباشد ما نباید شانس جبران خسارت مستقیم را از دست بدهیم.ر.ک.ق.ص-۸۳و۸۴

۱۲۶)- *در چه صورت صبر در این قدم جائز است؟

۱۲۷)- شاید یخواهیم که صبر کنیم تا شخصی را که در فهرست جبران خسارت ما وجود دارد را پیدا کنیم . تا ان زمان باید به ۱۲۸)- حداکثر تلاش برای پیدا کردنش ادامه دهیم و در همان حال باید سعی کنیم تا از وارد اوردن خسارتهای مشابه به دیگران اجتناب کنیم و ۱۲۹)- تمایل خود را حفظ کنیم زمانی که جبران خسارت به واقع ممکن نباشد روحیه تمایل به جبران خسارت اغلب می تواند در خدمت هدف و ۱۳۰)- منظور ما قرار گیرد.ر.ک.ق.ص-۸۴

۱۳۱)- *مقایسه جبران خسارت مستقیم و غیر مستقیم؟

۱۳۲)- پس از در نظر گرفتن پیچیدگی های موجود در جبرا ن خسارت غیر مستقیم ممکن است به نظر آید که جبران خسارت مستقیم ۱۳۳)- آسانتر یا حداقل ساده تر است . ما به کسی خسارت زده ایم و حالا لازم است که از او معذرت بخواهیم و خسارتی را که زده ایم ۱۳۴)- جبران کنیم . به همین سادگی ، اینطور نیست ؟ .ر.ک.ق.ص-۸۴

۱۳۵)- *آغاز و پایان جبران خسارت؟

۱۳۶)- غالباً یا شاید هرگز اینطور نیست . همانطور که قبلاً گفتیم ، فرایند جبران خسارت ، آغاز و پایان مشخصی ندارد . بنوعی ما ۱۳۷)- اغلب به محض اینکه پاک می شویم ، جبران خسارت را شروع کرده ایم . اکثر مواقع ما فوراًبعضی از رفتارهایمان را اصلاح وجبران
۱۳۸)- می کنیم . این قسمت از فرایند جبران خسارت
که در آن خود را تغییر می دهیم خیلی فراتر و مدتها بعد از اینکه از کسی که به او ۱۳۹)- خسارت زده ایم ، جبران خسارت مستقیم کردیم ، ادامه می یابد.ر.ک.ق.ص-۸۴

۱۴۰)- *جبران خسارت مستقیم چطور؟

۱۴۱)- ·   جبران خسارتهای مستقیم چطور ، انهایی که ما روبروی شخص مربوطه می نشینیم و مسئولیت خسارت که زده ایم
۱۴۲)- می پذیریم و منتظر هر گونه عکس العملی هستیم ؟ اینگونه جبران خسارت ها لرزه براندام مامی اندازد . تصور می کنیم که روبریی یکی ۱۴۳)- از افرادی که در فهرست جبران خسارت مااست نشسته ایم و فروتنانه از صمیم قلب به خسارتی که به او زده ایم اقرار می کنیم و به ۱۴۴)- همان اندازه فروتنانه و صدقانه بهاو پیشنهاد جبران آن خسارت می کنیم . اما عکس العمل ان شخص این است که میگوید (( کاری که تو ۱۴۵)- کرده ای وحشتناک است و قابل جبران نمی باشد )) یا می گوید ( فراموش کن من تورا هرگز نخواهم بخشید
)) .ر.ک.ق.ص-۸۴

۱۴۶)- *شرایط ترس در این قدم؟

۱۴۷)- ·در حقیقت در شرایط فوق ، موقعیتی است که ما بیش از همه چیز از آن ترس داریم و می ترسیم که ایمان خودرا در این ۱۴۸)- فرایند از دست بدهیم . ما با اعتماد به نیروی برتر خودمان و امکان بهبودی ریسک بزرگی کرده ایم . بدترین کابوس ما این است که ۱۴۹)- خسارتی که زده ایم غیر قابل جبران باشد یا اینکه انسان آنچنان وحشتناکی باشیم که قابل بخشش نباشد . اینکه بدانیم خیلی از دیگر ۱۵۰)- معتادان در حال بهبودی هنگام جبران خسارت نیز از همین نوع عکس العمل های منفی را تجربه کرده اند و این مسئله نه تنها باعث ۱۵۱)- زمین خوردن انها نشده ؛بلکه به اندازه جبران خسارتی که با عشق و بخشش دریافت شده برایشان منافع روحانی داشته  خود باعث ۱۵۲)- ارامش ما می شود.ر.ک.ق.ص-۸۴

۱۵۳)- *اگر جبران خسارت ما با عکس العمل منفی مواجه شد چه باید کرد؟

۱۵۴)- در مواقعی که جبران خسارت ما با عکس العمل منفی طرف مقابل روبرو می شود ممکن است دریابیم که نیاز است تا اقداماتی ۱۵۵)- مضاعف انجام دهیم تا احساس کنیم که به ثبات قدم لازم دست یافته و نایل شده ایم . در کتاب پایه ما گفته شده که (( تماس با شخصی ۱۵۶)- که هنوز از سوء عمل و کار اشتباه ما در رنج است می تواند اشتباه یا حتی خطرناک باشد )) این کار همچنین کار بی حاصلی است ۱۵۷)- بخصوص در رابطه با افراد خانواده یا دوستان نزدیک . تمس با افرادی که به انها صدمه زده یام قبل از اینکه زمان لازم برای سرد ۱۵۸)- شدن سپری کرده باشند می تواند باعث شود که انها عکس العملی همراه با خشم و عصبانیت نشان دهند در صورتیکه اگر بعد از
۱۵۹)- گذشت زمانی که با آنها تماس بکیریم عکس العمل متفاوتی خواهند داشت . اگر ما چنین تجربه ای داشته ایم  شاید بهتر باشد تا مدت ۱۶۰)- زمان صبر کنیم و بعد دوباره سعی نماییم
.ر.ک.ق.ص-۸۴و۸۵

۱۶۱)- *اگر در عین خلوص برای جبران خسارت نتوانیم با آن کنار بیاییم ؟

۱۶۲)- اگر چه ، بعضی مواقع هم فرقی نمی کند که ما چقد خالصانه و صادقانه جبران خسارت کرده باشیم  باز هم شخص مقابل به ۱۶۳)- هیچ وجه حاضرنیست که جبران خسارت ما را بپذیرد . اگر با چنین شرایطی روبرو شویم لازم است تا تشخیص دهیم که مسئولیت ما ۱۶۴)- کجا خاتمه می یابد . اگر شخص مقابل می خواهد که کینه و دلخوری را تا اخر عمر با خود حمل کند بهترین کاری که ما می توانیم بکنیم ۱۶۵)- این است که او را دعا کنیم و جبران خسارت خودمان را انجام شده و کامل بدانیم . اگر ما برای کنار امدن با چنین جبران خسارت ۱۶۶)- مشکل داریم . راهنمای ما می تواند به ما کمک کند تا این شرایط را بپذیریم . شاید در بعضی شرایط بهتر باشد که  جبران ما غیر
۱۶۷)- مستقیم باشد یا شاید احساس کنیم که جبران خسارت ما کامل تر خواهد بود اگر راه وروش دیگری برای ترمیم و جبران آن شرایط ۱۶۸)- انتخاب کنیم . اما نه حاضر باشد به حرف ما گوش کند و نه پول ما را بخواهد . در این حالت مکن است ما بتوانیم مشکل را به این طریق ۱۶۹)- حل کنیم که با معرفی مشتری به ان شرکت  و یا برگشت دادن ان مبلغ به صورت گمنام  جبران خسارت خود را انجام
۱۷۰)- دهیم
.ر.ک.ق.ص-۸۵

۱۷۱)- *جبران خسارت برای ما در نقش چیست؟

۱۷۲)- لازم است بخاطر داشته باشیم که جبران خسارت بخشی از بهبودی شخصی ما می باشد . درست است که ما این جبران ۱۷۳)- خسارتها را انجام می دهیم چون در واقع انها را بدهکار هستیم . اما لازم است تا رشد روحانی که در فرآیند جبران خسارت تجربه ۱۷۴)- کرده ایم را نیز تشخیص دهیم . اول از همه ما باید صدماتی را که زده ایم تشخیص دهیم و بپذیریم . همانگونه که در کتاب چگونگی ۱۷۵)- عملکرد گفته شده (( تکان وشوک این کار ما را از خود مشغولی جدا خواهد ساخت . )) خود مشغولی ، خود محوری و ترسهای مربوط ۱۷۶)- به آن اجزایی از بیماری ما هستند که بیشترین تأثیر منفی را برروحانبت ما می گذارند تخفیف و تقلیل ین اجزاء مطمئناً باعث می شود تا ۱۷۷)- بهبودی ما رشد و نمو کند . دوم اینکه روبرو شدن مستقیم با شخصی که به او خسارت زده ایم و اقرار به آن ، علیرغم هرگونه عکس ۱۷۸)- العملی که شخص مقابل نشان دهد ، قدمی بزرگ در سفر روحانی ما خواهد بود . اقدام به عملی که انجام آن نیاز به مقدار متنابهی از ۱۷۹)- فروتنی دارد ، خود دلیلی برای این واقعیت است که ما در واقع قدری فروتنی پیدا کرده ایم . نهایتاً پس از انجام جبران خسارتهایمان ، ۱۸۰)- احساس آزادی خواهیم کرد . ما دیگر تحت فشار کارهای نیمه تمام و احساس خجالت از صدماتی که زده ایم ، نخواهیم بود . آنها همه ۱۸۱)- از بین خواهند رفت و روح ما اوج خواهد گرفت.ر.ک.ق.ص-۸۵

۱۸۲)- بخشش

۱۸۳)- *رشد روحانی ما به چه چیزهایی بستگی دارد؟

۱۸۴)-  رشد روحانی که ما از طریق جبران خسارت مستقیم پیدا می کنیم ، اغلب به مقدار تلاش ما برای دست یافتن به آمادگی ۱۸۵)- روحانی بستگی دارد . ما با رها کردن  باورهایی که ممکن است باعث شک و دودلی ما شوند یا مانع توانایی ما در انجام جبران
۱۸۶)- خسارت همراه با فروتنی ، پذیرش ، و ایمان گردند ، شروع می کنیم.ر.ک.ق.ص-۸۵

۱۸۷)- *مسئله مشکل دار این قضیه چیست؟

مسئله ای که برای اکثر ما مشکل ساز می باشد ، این است که ما اغلب به اشخاصی جبران خسارت بدهکاریم که آنها نیز به ما
۱۸۸)- خسارت زده اند ، این ممکن است شامل پدر و مادر ، یا عضوی از خانواده که از ما سوءاستفاده کرده ، یا شامل دوستی که در حق ما ۱۸۹)- نارفیقی کرده ، یا صاحبکاری که با ما عادلانه رفتار نکرده ، و …. گردد . در قدمهای قبلی ما تلاش فراوانی کرده ایم تا کارهایی که آنها ۱۹۰)- در حق ما انجام داده اند را از کارهایی که ما درحق ایشان انجام داده ایم ، جدا کنیم . ما می دانیم که نقش ما در آن شرایط دقیقاً چه ۱۹۱)- بوده است ، و می دانیم که چرا داریم جبران خسارت می کنیم . در حالیکه آماده می شویم تا جبران خسارت مستقیم و رو در روی را ۱۹۲)- انجام دهیم ، لازم است که دقیقاً این مسئله برایمان واضح باشد که ما برای نقش خودمان در آن ماجرا جبران خسارت می کنیم . ما ۱۹۳)- نباید از روی اجبار و ناگزیر بودن جبران خسارتهای ضمنی و دو پهلو انجام دهیم . مــا مسئول رفع و رجوع هیچ چیز نیستیم . به ۱۹۴)- خاطر داشتن این مسئله به ما کمک می کند تا در طول مدت انجام جبران خسارت هایمان بر روی هدف خود تمرکز کنیم و برای این ۱۹۵)- مسئله که جبران خسارت ما با چه عکس العملی روبرو می شود یا اینکه اگر شخص مقابل هم به ما خسارت زده باشد ، آیا از ما جبران ۱۹۶)- خسارت خواهد کرد یا نه ، اهمیتی قائل نشویم
.ر.ک.ق.ص-۸۵و۸۶

۱۹۷)- *اگر خسارت بزرگی به ما زده شده باشد ما باید چه کنیم؟

۱۹۸)- اگرچه ، بعضی از مواقع خسارتی  که به ما زده شده آنقدر بزرگ است ، که شاید بهتر باشد ما جبران خسارت خود را برای ۱۹۹)- مدتی به تعویق اندازیم . برای مثال اکثر ما در دوران کودکی از لحاظ احساسی ، جسمی ، و یا جنسی مورد سوءاستفاده یکی از اقوام ۲۰۰)- نزدیک خود قرار گرفته ایم . اگر چه ما نقشی در این ما جرا نداشته ایم و جبران خسارتی برای آن بدهکار نیستیم ، اما ممکن بعدها از ۲۰۱)- همان شخص پول دزدیده باشیم و یا به او خسارت جسمی یا مالی زده باشیم . بنابراین برای آن دزدی ، صدمه جسمی ، و یا
۲۰۲)- خرابکاری جبران خسارت بدهکاریم . سؤالی که اینجا مطرح می شود ، این نیست که آیا باید جبران خسارت بکنیم یا نه ، بلکه زمان و ۲۰۳)- چگونگی جبران خسارت مطرح می شود ، ممکن است زمان زیادی طول بکشد تا ما آماده شویم که جبران خسارت مناسبی انجام دهیم ، ۲۰۴)- و این مسئله هیچ اشکالی ندارد . ما صبر می کنیم ، و به کار کردن با راهنمای خود ادامه می دهیم
.ر.ک.ق.ص-۸۶

۲۰۵)- *قبل از جبران خسارت چه باید کرد؟

۲۰۶)- لازم است قبل از اینکه از افراد جبران خسارت نمائیم ، سعی کنیم تا آنها را به خاطر صدمه ای که به ما زده اند ببخشیم . ما
۲۰۷)- نمی خواهیم بنشینیم و از کسی جبران خسارت کنیم ، در حالیکه از دست او به شدت عصبانی هستیم . چون هر قدر هم که سعی کنیم تا ۲۰۸)- این حالت را پنهان کنیم ، باز در رفتار ما تأثیر خواهد گذاشت و نمایان خواهد شد . تظاهر به بخشش و جبران خسارت نمی تواند مؤثر ۲۰۹)- واقع شود
.ر.ک.ق.ص-۸۶

۲۱۰)- *تفاوت صدمه ای که ما علیرغم میل باطنی خود زده ایم و موقعیتی که در آن نقش داشته ایم چیست؟

۲۱۱)- تفاوت زیادی بین موقعیتی که ما علیرغم میل و اراده خود صدمه دیده ایم ، با موقعیتی که ما در آن نقش داشته ایم و به ۲۱۲)- واسطه آن صدمه دیده ایم ، وجود دارد . برای اکثر جبران خسارتهایی که از دست طرف مقابل بخاطر رفتار بدش عصبانی هستیم ، ۲۱۳)- لازم است که از خود سؤال کنیم آیا کاری کرده ایم تا باعث شود آنها بدانگونه با ما رفتار کنند . برای مثال ، ممکن است ما از دست پدر ۲۱۴)- و مادر خود خشمگین باشیم که اجازه نداده اند تا تعطیلات آخر هفته را خارج از منزل باشیم – مثلاً در گردهمائی جلسات معتادان ۲۱۵)- گمنام شرکت کنیم اما وقتی بخاطر آوریم که چند بار قبلاًبه آنها در مورد خارج شدن از منزل دروغ گفته ایم و هر بار نشئه به خانه ۲۱۶)- برگشته ایم ، آن وقت به آنها حق می دهیم که به ما اطمینان نداشته باشند و درک می کنیم که لازم است تا بیشتر صبر کنیم و سعی ۲۱۷)- کنیم تا اعتماد آنها را جلب کنیم ، یا ممکن است خودخواه بوده ایم و بیشتر و بیشتر از دوستان خود دوری گزیده باشیم . بعد وقتی که ۲۱۸)- به آنها نیاز داشته ایم در دسترس ما نبودند و به همین خاطر ما از آنها عصبانی هستیم و رنجش داریم . به یاد آوردن اینکه ما خود ۲۱۹)- باعث غم و اندوه برای خود شده ایم به ما کمک می کند تا افرادی که باعث آزار ما شده اند را ببخشیم . طریق دیگری که ما می توانیم ۲۲۰)- برای بخشش کسانی که به ما صدمه زده اند برگزینیم ، این است که از خود خارج شویم و به اینکه زندگی دیگران چگونه است فکر کنیم ۲۲۱)- . شاید کسانی که به ما صدمه زده اند ، مشکلاتی داشته اند که باعث شده تا آنها نسبت به نیازهای دیگران حساسیت کمتری داشته ۲۲۲)- باشند.ر.ک.ق.ص-۸۶و۸۷

۲۲۳)- *ما در مقابل مشکلات دردناک دیگران چه احساسی داریم؟

۲۲۴)- ما معمولاً وقتی که می فهمیم ، شخصی که از او رنجش داریم ، مشکل دردناکی داشته است ، احساس حقارت و کوچکی
۲۲۵)- می کنیم . ممکن است که ما بتوانیم بخشنده تر و مهربانتر باشیم اگر از اول تصور ما از افراد این باشد که نیت آنها خیر است ، و اگرهم ۲۲۶)- کسی با ما نامهربان است به این علت است که او خود درد و رنج زیادی دارد که باعث از مسیر واقعی خود خارج شود
.ر.ک.ق.ص-۸۷

۲۲۷)- *اولین و مهمترین کار جهت پیدا کردن آمادگی روحانی جهت جبران خسارت چه می باشد؟

۲۲۸)- اولین و مهمترین کار جهت پیدا کردن آمادگی روحانی لازم برای جبران خسارت ، این است که به منبع قدرت و عشق موجود ۲۲۹)- در نیروی برتر خود چنگ اندازیم . تفکر در مورد بخشش خداوند مهربان برای ما در زمانهایی که باعث آزار دیگران شده ایم ، به ما ۲۳۰)- کمک می کند تا با دیگران با بخشش و عشق بیشتری رفتار کنیم . استفاده از نیروی برتر به عنوان نیروی حمایت کننده باعث می شود ۲۳۱)- تا احساسات و عکس العملهای منفی نسبت به جبران خسارتهای ما نتوانند امید را از ما بگیرند . ما می توانیم با دعا و مراقبه قبل از هر ۲۳۲)- جبران خسارت تمرکز لازم را بدست آوریم.ر.ک.ق.ص-۸۷

۲۳۳)- آیا جبران خسارت به کسانی که آنها هم به من صدمه زده اند ، بدهکار هستم ؟

۲۳۴)- آیا همه آنها را بخشیده ام ، کدامیک را هنوز نبخشیده ام ؟ آیا همه راههای فوق را برای بدست آوردن احساس و روحیه ۲۳۵)- بخشش گری امتحان نموده ام ؟ راهنمای من در این مورد چه می گوید ؟

۲۳۶)- جبران خسارت

۲۳۷)-  حال ما برای جبران خسارت کردن آماده هستیم . ما در مورد تک تک افراد و سازمانهایی که در فهرست قدم هشتم ما قرار ۲۳۸)- دارند ، با راهنمای خود صحبت کرده ایم و برای جبران خسارت از هر یک از آنها طرح و برنامه داریم . ما با خداوند به آنگونه که او را ۲۳۹)- درک می کنیم حرف زدیم ، و برای داشتن تمایل ، آرامش ، شهامت ، و دانش جهت انجام جبران خسارت هایمان دعا
۲۴۰)- کردیم.ر.ک.ق.ص-۸۷

۲۴۱)- حال لازم است که جبران خسارت هایمان را به سر انجام رسانیم . ما لازم است که به اصلاح رفتارهایمان ادامه دهیم ، و باید ۲۴۲)- تعهداتمان را در قبال افرادی که در فهرست جبران خسارت ما قرار دارند ، رعایت کنیم.ر.ک.ق.ص-۸۷

۲۴۳)- *جبران خسارت برای اولین بار چه احساسی در ما بوجود می آید؟

۲۴۴)- از اینجا کار سخت می شود . وقتی برای بار اول جبران خسارت می کنیم ، معمولاً احساس خواهیم کرد که می توانیم بر روی ۲۴۵)- ابرهای آزادی شناور می شویم . ما از اینکه قسمت بزرگی از احساس ندامت و پشیمانی ما از بین رفته حال خوشی داریم و احساس ۲۴۶)- نشاط و احترام به خود در ما افزایش یافته است . ما احساس می کنیم که آدم خوبی هستیم و با باقی انسانها برابریم . این اولین باری ۲۴۷)- است که چنین احساسی داریم ، و این احساس آنقدر قوی است که به نظر می رسد بیش از حد توان و ظرفیت ما
۲۴۸)- می باشد.ر.ک.ق.ص-۸۷

۲۴۹)- *در مقابل احساس جبران خسارت خود چه باید کرد؟

۲۵۰)- ما نباید نگران باشیم . زیرا از شدت این احساس کاسته خواهد شد ، اگرچه تغییرات دائمی در احساسات ما رخ داده است . ۲۵۱)- پس از اینکه شعله درخشان جبران خسارت اولیه فروکش کرد ، تازه مبارزه اصلی برای جبران خسارت آغاز می شود : در ادامه جبران ۲۵۲)- خسارت ما ممکن است به مسئله ای مثل این بربخوریم که ، مثلاً به یک مؤسسه مالی بدهکاری داشته ایم که هنگام جبران خسارت قرار ۲۵۳)- گذاشته ایم هرماه مبلغی به آنها برگردانیم ، اما حالا که یک سال از آن تاریخ گذشته احساس می کنیم که پرداخت ماهیانه این مبلغ از ۲۵۴)- درآمدی که برایش زحمت بسیار می کشیم ، آنقدر هم از لحاظ روحانی ما را اقناع نمی کند ، بخصوص اگر قرار باشد که این قسط
۲۵۵)- ماهیانه چند سال دیگر طول بکشد . پرسیدن یک سؤال ساده از خود ، می تواند کمک کند تا ما به جبران خسارت خود ادامه دهیم : به ۲۵۶)- چه اندازه می خواهیم که آزاد و رها باشیم ؟ ادامه بهبودی در تمام ابعاد و مفاهیم ، که شامل جبران خسارت نیز می شود ، باعث رشد ۲۵۷)- روزانه رهایی و آزادی ما خواهد گردید.ر.ک.ق.ص-۸۷و۸۸

۲۵۸)- آیا جبران خسارتی دارم که جهت ادامه آن مشکل پیدا کرده  باشم ؟ چه کاری انجام می دهم که دوباره خود را نسبت به آن ۲۵۹)- متعهد کنم ؟

۲۶۰)- *فرایند جبران خسارت چگونه است؟

۲۶۱)- جبران خسارت لزوماً یک فرآیند راحت و آرامش بخش نیست . قدمها برای این ساخته نشده اند که بدون هیچ رشدی موجب ۲۶۲)- آرامش ، راحتی و خوشحالی ما شوند . احساس ضربه پذیر بودن ، ریسک ، و ترسی که همراه جبران خسارت می باشد ممکن است ۲۶۳)- آنقدر باعث آزار ما شود که حتی فکر آن بتواند از تکرار رفتارهایی که ما را مجدداً به جبران خسارت می کنند جلوگیری کند . ما در ۲۶۴)- جلسات معتادان گمنام میشنویم که می گویند (( اوضاع بهتر می شود . )) اینجا (( اوضاع )) در اصل یعنی خود ما ، که بهتر می شویم . ۲۶۵)- ما انسانهای بهتری می شویم . تمایل ما برای انجام رفتارهای مخرب کمتر می شود ، چون دیگر از هزینه ای که غم و اندوه بشری ، چه ۲۶۶)- برای خود ما و چه برای دیگران به همراه می آورد آگاه هستیم . آگاهی و توجه به دیگران و زندگی آنها جایگزین خودمحوری ما
۲۶۷)- می شود . مهربانی جایگزین بی تفاوتی می شود . به جای خودخواه بودن ما شروع به از خودگذشتگی و ایثار می کنیم . بخشش و عفو ۲۶۸)- جایگزین خشم و عصبانیت می شود
.ر.ک.ق.ص-۸۸

۲۶۹)- *عشق و تحمل ما درمورد خودمان؟

۲۷۰)- عشق و تحمل ما دیگر شامل حال خودمان نیز می شود . ما در قدم هشتم با بعضی از مسائل در رابطه با جبران خسارت از ۲۷۱)- خودمان آشنا شدیم . حال وقت آن است که تشخیص دهیم تا کنون چگونه از خود جبران خسارت کرده ایم و شاید بتوانیم راههای ۲۷۲)- جدید یا مسائل جدیدی برای ادامه اینکار پیداکنیم . ما از طریق قطع مصرف مواد مخدر و شروع به کارکرد قدمها جبران خسارت از ۲۷۳)- خودمان را به خاطر اعتیادمان آغاز کرده ایم . فقط این دوکار هستند که می توانندتا حد زیادی صدمات روحی که به خود زده ایم را ۲۷۴)- تسکین بخشند . اما ممکن است مجبور باشیم کارهای بیشتری انجام دهیم تا صدمات فکری وجسمی که به خود رده ایم جبران کنیم . ۲۷۵)- راههای زیادی وجود دارند که ما می توانیم از آن طریق شروع به مراقبت از سلامت جسمی خود نمائیم . مانند رژیم گرفتن ، ورزش ، و ۲۷۶)- معالجات پزشکی . براساس نیازها و افکارمان می توانیم هریک از این راهها را انتخاب کنیم .خساراتی را که از لحاظ فکری به خود
۲۷۷)- زده ایم را می توانیم از این به بعد تا حدودی با کسب دانش انتخاب کنیم . بازگشت مجدد به مدرسه یا دانشگاه ، آموختن چیزهای جدید ۲۷۸)- و غیره به ما کمک می کند تا سالها اهمال فکری و روحی خود را ترمیم کنیم
.ر.ک.ق.ص-۸۸

۲۷۹)- طرحها و برنامه های عاجل و آنی من برای جبران خسارت از خودم چه می باشد ؟ آیا اهداف بلند مدتی دارم که بتوان آن را به نوعی ۲۸۰)- جبران خسارت از خود تعبیر کرد ؟ آنها چه هستند ؟ چه اقداماتی می توانم جهت تداوم آنها انجام دهم .؟

۲۸۱)- اصول روحانی

۲۸۲)- *اصول روحانی نهفته در قدم نهم؟

۲۸۳)-  در قدم نهم ما برروی فروتنی ، عشق و بخشش تمرکز می کنیم . فروتنی که ما دراین قدم بدست آورده ایم درنتیجه نگاه ۲۸۴)- کامل ما به صدماتی که به دیگران زده ایم و پذیرش مسئولیتهایما ن در این رابطه ، حاصل شده است . ما به خود گفته ایم : ((  بله این ۲۸۵)- کاری هست که انجام دادم و مسئول صدمه ای که زده ام و همینطور مسئول جبران آن هستم . )) ما ممکن است این آگاهی را از طریق ۲۸۶)- این تجربه که کسی ناراحت و گریان به ما گفته که تا چه حد به او صدمه زده ایم ، بدست آورده ایم . یا ممکن است مشابه خسارتی که ۲۸۷)- به دیگران زده ایم ، از طریق شخص دیگری به خودمان زده شود ، و این تجربه چنان تکان دهنده بود که باعث می شود تا عمیقتر به ۲۸۸)- خسارتی که به دیگران زده ایم نگاه کنیم . یا اصلاًً ممکن است که فرآیند کارکرد قدمهای قبلی به اضافه تجربه ما از جبران خسارت ۲۸۹)- باعث شود که ما افزایش فروتنی را تجربه کنیم.ر.ک.ق.ص-۸۹

۲۹۰)- آیا مسئولیت خسارتی که زده ام و مسئولیت جبران آنها را پذیرفته ام ؟

۲۹۱)- چه تجربیاتی باعث شد تاخساراتی که زده ام برای من واضحتر شوند ؟ این امر چگونه به افزایش فروتنی در من کمک کرد ؟

۲۹۲)- *تمرین اصل روحانی عشق ورزیدن در قدم نهم؟

۲۹۳)- در قدم نه تمرین اصل روحانی عشق ورزیدن در ما آسان می شود . اگرچه ما احتمالاً این اصل را در سرتاسر بهبودی خود ۲۹۴)- تمرین کرده ایم . تا اینجای کار ، ما خیلی از نظرات و احساسات مخرب خود را ازبین برده ایم و برای عشق در زندگی خود جا
۲۹۵)- باز کرده ایم . در حالیکه از عشق اشباع می شویم ، احساس تعهد می کنیم که این عشق را توسط تقویت روابطمان ، روابط جدید ، و ۲۹۶)- مشارکت ایثارگرانه بهبودی ، وقت ، منابع ،و مهمتر از همه وجود خود با کسانی که نیازمند هستند در میان بگذاریم
.ر.ک.ق.ص-۸۹

۲۹۷)- من چگونه به دیگران خدمت می کنم و از خود مایه می گذارم ؟

۲۹۸)- *احساس بخشیده شدن برای ما چگونه است؟

۲۹۹)- وقتی احساس بخشیده شدن را تجربه کنیم ، می توانیم ارزش بخشیدن دیگران را نیز درک کنیم . این باعث بوجود آمدن ۳۰۰)- انگیزه در ما برای تمرین اصل روحانی بخشش ، تا سرحد امکان می شود . به رسمیت شناختن خودمان به عنوان یک انسان ، این ۳۰۱)- ظرفیت را به ما می دهد تا دیگران را ببخشیم و دیگر مثل گذشته در حال قضاوت دائم نباشیم . شک و ظن ما نسبت به دیگران کم
۳۰۲)- می شود و دیگر اگر شراطی طبق دلخواه و در کنترل ما نباشد ، اولین احساس ما این نخواهد بود که حتماً توطئه ای مخفیانه با انگیزه ۳۰۳)- پست و خائنانه بر علیه ما در جریان است . ما از این مسئله آگاه می شویم که اصولاً نیت ما خیر است و اینکه این مورد در دیگران نیز ۳۰۴)- صدق می کند . اگر کسی به ما خسارت بزند می دانیم که حمل کردن کینه و رنجش آن فقط باعث خواهد شد که آرامش و حال خوبمان ۳۰۵)- را از بین ببریم . پس سعی می کنیم بدون تأخیر هر چه زودتر او را ببخشیم
.ر.ک.ق.ص-۸۹

۳۰۶)- تمرین اصل روحانی بخشش برای من چه منافعی دارد ؟ چند مثال در موردشرایطی که طی آن این اصل روحانی را تمرین
۳۰۷)- کرده اید بزنید .

۳۰۸)- من خود را برای چه چیزهایی بخشیده ام ؟

۳۰۹)- حرکت به جلو

۳۱۰)-  اکثر ما دریافته ایم که تمرکز بر روی هر مورد جبران خسارت پس از انجام آن به ما کمک زیادی خواهد کرد . اکثر ما این ۳۱۱)- کار از طریقه نوشتن احساس خود هنگام جبران خسارت و اینکه چه چیزهایی از این تجربه آموخته ایم انجام
۳۱۲)- می دهیم.ر.ک.ق.ص-۸۹و۹۰

۳۱۳)- احساس من هنگام جبران خسارت چه بوده است ؟ چه چیزهایی آموختم ؟

۳۱۴)- *ماهیت قدم نهم چه می باشد؟

۳۱۵)- به نطر می رسد که آزادی بهترین کلمه برای تعریف ماهیت قدم نه باشد . و این قدم در مجموع به ما رهایی از احساس خجالت ۳۱۶)- و گناه ، تقلیل وسوسه و خود مشغولی ، و افزایش توانایی در ستایش محیط و مسائل اطراف را عطا می کن . مـــا دیـــگر کمتر از ۳۱۷)- طرف خودمان و بواسطه اعمالمان تحلیل می رویم واز پای در می آئیم ، و می توانیم روابط کاملتر و پربارتری داشته باشیم . دیگر
۳۱۸)- می توانیم در اتاقی مملو از آدم باشیم بدون اینکه سعی کنیم کل اتاق را کنترل کنیم و بر روی تمام صحبتهای آن اتاق تسلط داشته ۳۱۹)- باشیم . ما دیگر گذشته خود ، بخصوص اعتیادمان را به عنوان یک دوره تاریک و سیاه که می خواهیم فراموش کنیم به حساب
۳۲۰)- نمی آوریم ، بلکه به آن به چشم یک معدن طلا از تجربه ای که تمایل داریم آن را جهت کمک به بهب
ودی دیگران با ایشان در میان
۳۲۱)- بگذاریم ، نگاه می کنیم . دیگر در زندگی به آن چیزهایی که نداریم فکر نمی کنیم و در عوض برای هدایایی که هرروز دریافت می کنیم ۳۲۲)- سپاسگزار هستیم . ما می دانیم جهت حفظ این آزادی لازم است تا چیزهایی را که در قدمهای قبلی آموخته ایم به طور مداوم بکار ۳۲۳)- گیریم
.ر.ک.ق.ص-۹۰

منتخبی از قدم نهم معتادان گمنام – کتاب چگونگی عملکرد

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

)- قدم نهم

۲)- *مفهوم بطور مستقیم؟

۳)- *هرکجا یعنی چه؟

۴)- *معنی امکان داشتن؟

۵)- *آزارهای ما چه بودند؟

۶)- *جبران خسارت و چگونگی آن؟

۷)- *چه شرطی وجود دارد؟

۸)- *آن موارد چه می باشند؟

۹)- *چگونه اجرای این قدم باعث خسارت به دیگران می شود؟

۱۰)- ما بطور مستقیم در هر جا که امکان داشت از افرادی که به آنها آزار رسانده بودیم جبران خسارت نمودیم ، مگر در مواردی ۱۱)- که اجرای این امر به ایشان و یا دیگران زیان وارد نماید.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۵

۱۲)- *برای انجام این قدم به چه چیزهایی نیاز است؟

۱۳)- برای انجام این مراحل ، لازم بود زندگی خود را بررسی کنیم . نواقص شخصیتی خود را بشناسیم و به دقت دریابیم که چگونه ۱۴)- با بکارگیری این نواقص ، به دیـــــگران آزار رسانده ایم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۵

۱۵)- *تفاوت بین دانستن و عمل کردن؟

۱۶)- با این حال بین دانستن و عمل کردن فاصله زیادی وجود دارد . امکان دارد برنامه ای برای یک جبران خسارت طرح کرده
۱۷)- باشیم ولی وقتی زمان اجرای آن برسد یکباره ترس ما را فرا گیرد و از انجام هر عملی عاجز شویم . چه بسا از فکر اینکه چگونه با ما ۱۸)- برخورد خواهد شد وحشت داشته باشیم و تصور کنیم که ممکن است با یادآوری گذشته ها ، خودمان را دچار یک درگیری کنیم . از ۱۹)- سوی دیگر احتمال دارد در اعماق دلمان امیدوار باشیم که در زمان جبران خسارت ، مورد عفو واقع شویم و افراد انتظار نداشته باشند ۲۰)- ما مسئولیتهایی را که به عهده داشته ایم به جا بیاوریم . تمایل ما برای انجام این قدم نباید بر این مبنا شکل گرفته باشد که در عمل ،
۲۱)- کسی از ما جبران خسارتی نخواهد خواست.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۶

۲۲)- *نقش تمایل در انجام این قدم؟

۲۳)- ما باید تمایل داشته باشیم که برای انجام این قدم ، بدون توجه به آنچه که احتمالا در حین جبران واقع خواهد شد پیش برویم ، ۲۴)- یکبار دیگر به سادگی با یاری نــــیروی برترمان بر ترســــهایمان غلبه می کنیم و برای بــــازیابی مان آنچه را که باید و شاید به
۲۵)- انجام می رسانیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۶و۱۳۷

۲۶)- *نیروی برتر در هنگام کارکرد این قدم؟

۲۷)-پس ازخدای خودمان درخـــواست نیرومیکنیم.در هنگام جـــبران هر یک از خـــسارات ، نیروی برترمان در کنار ما خواهد
۲۸)- بود.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۷

۲۹)- *اصول روحانی صداقت و تواضع و نقش آنها در کارکرد این قدم؟

۳۰)- اصول روحانی صداقت و تواضع که در قدمهای قبلی فرا گرفته ایم نهایت کمک را برای انجام قدم نهم به ما خواهند کرد . اگر ۳۱)- این اصول را قبلا تمرین نکرده باشیم هرگز قادر نخواهیم شد با روحیات متواضع به افرادی که به آنها جبران خسارت مدیون هستیم ۳۲)- نزدیک شویم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۸

۳۳)- *اقرار قدم پنجم ، غرور قدم ششم و هفتم ، روشن بینی و فروتنی قدم هشتم و نهم چه کمکی به ما در انجام این قدم (قدم ۳۴)- نهم) میکنند؟

۳۵)- بررسی صادقانه ای که از خود در ترازنامه نوشتیم ، اقراری که در قدم پنجم نمودیم ، زیر پا گذاردن غرورمان در قدمهای ۳۶)- ششم و هفتم و بالاخره نگاه واقع بینانه ای که اکنون به آزارهایی که رسانده ایم می اندازیم تماما دست به دست یکدیگر داده و فروتنی ما ۳۷)- را زیادتر نموده و در نتیجه برای ما انگیزه کافی ایجاد نموده اند تا قدم نهم را به انجام برسانیم . مسیری که ما طی کرده ایم باعث شده ۳۸)- با فروتنی ، آن کسی را که بودیم پذیرا شویم ، آنچه را که امروز هستیم قبول کنیم و در نتیجه با صمیمیت خواستار جبران خسارت از ۳۹)- تمام کسانی که آزارشان داده ایم ، بشویم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۸

۴۰)- *نقش تمایل در کارکرد این قدم؟

۴۱)- این تمایل که برای جبران خسارت از دیگران در ما ایجاد شده ، در حقیقت انگیزه اصلی ما ، در انجام قدم نهم خواهد بود ، چرا ۴۲)- که به دنبال دیگران رفتن و سعی در جبران خسارتی که بدانها وارد کرده ایم ، عملی نیست که آن را به صرف اینکه برنامه پیشنهادی ۴۳)- نموده عمل کنیم . برای آنکه مطمئن شویم ، انگیزه ما از اصول روحانی منشاءگرفته ، بار دیگر تصمیم خود را برای سپردن اراده و
۴۴)- زندگی خود به خداوند بدان گونه که او را درک می کنیم ، پیش از اقدام به هر جبران خسارتی ، تکرار می کنیم . یک نیروی برتر از ما ، ۴۵)- راهنمایی لازم را برای انجام این امر در اختیارمان خواهد گذاشت
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۸و۱۳۹

۴۶)- *خواسته ما در کار کرد این قدم؟

۴۷)- مهم آن است که ما از صمیم قلب و بطور مطلق بیشترین سعی خود را بکار بسته باشیم و درست زمانی که به این نقطه
 ۴۸)- میرسیم ،‌همانجا دیگر وظیفه ما به پایان رسیده است.
چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۹

۴۹)- *احساسات ما در هنگام کارکرد این قدم؟

۵۰)- ما نمی توانیم انتظار داشته باشیم که فقط به صرف اینکه به گونه ای سعی در جبران نموده ایم بطور معجزه آسا احساس
۵۱)- دردناک کسی که آزارش داده ایم محو شود . ممکن است با فروتنی از او درخواست بخشش کنیم ، اما اگر بخشیده نشویم از کش دادن ۵۲)- این مورد استثنایی خودداری می کنیم . ما در قلبمان می دانیم که آنچه را می توانستیم ، انجام داده ایم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۰

۵۳)- *برای اینکه روحیه فروتنی در ما باقی بماند؟

۵۴)-برای اینکه روحیه فروتنی مدنظرمان بمانداز راهنمایمان درخواست می کنیم به ما کمک کند و اگر شرایط اجازه دهد ،‌همیشه ۵۵)- پیش از اینکه اقدام به هر یک از جبرانهایمان بنمائیم وضعیت را بـــه راهنمایمان می گوئیم . مـــا او را در جـــریان می گذاریم کـــه اصولا بـــه چه ۵۶)- دلیل می خواهیم به دنبال این مورد جبران برویم . تصـــمیم داریم چــه بـــگوئیم و در نـــظر داریم چـــه پیشنهاد یـــا پیش کشی بـــرای رفع و ۵۷)- رجوع ارائه بدهیم . به هر صورت آنچه که قصد داریم از خودمان مایه بگذاریم باید متناسب با ضرر یا آزاری که رسانده ایم
۵۸)- باشد
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۱

۵۹)- *ما چگونه جبران خسارت می کنیم؟

۶۰)- ما مستقیما با افرادی که آزارشان داده ایم حرف می زنیم و دقیقا خطای خود را جبران می کنیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۱

۶۱)- *روحیه فروتنی به ما چه کمکی می کند؟

۶۲)- وقتی از کسانی کـــه از آنها رنجش قدیمی بـــه دل داریم دلجویی می کنیم بطور مسلم باید با یک روحیه فروتنی با آنها
۶۳)- برخورد کنیم زیرا نمی خواهیم به قصد دلجوئی شروع کرده باشیم ولی بعدا خود را در موقعیتی قرار بدهیم که کار به جر و بحث بکشد ۶۴)- که مثلا کدامیک از مقصر اصلی بوده و جریان تو آن کار را کردی که باعث شد من آن کار را انجام بدهم بشود . با اینکه در بین افرادی ۶۵)- که مورد جبران خسارت قرار می گیرند مسلما کسانی نیز هستند که خودشان هم  ، به ما آزار رسانده اند ، با این همه ما حتما باید
۶۶)- احساس مغبون شدن خودمان را نادیده بگیریم . وظیفه ما آن است که در صدد جبران اشتباهاتی که خودمان مرتکب شده ایم برآییم نه ۶۷)- آنکه دیگران را مجبور کنیم به زبان خودشان  بگویند که در مورد ما اشتباه رفتار کرده اند
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۱

۶۸)- *جبران آزار طی چند مرحله اتفاق می افتد؟

۶۹)- جبران آزار نمودن عملی دومرحله ای است چرا که نه تنها از شخص خسارت دیده دلجویی می کنیم بلکه دنباله این دلجویی را ۷۰)- با تغییر جدی رفتارمان پی گیری می کنیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۲

۷۱)- *تغییر دادن روش زندگی چقدر طول می کشد؟

۷۲)- تغییر دادن روش زندگیمان امری است که یک عمر طول می کشد و مطمئنا مهم ترین جبران خسارت همین تغییراتی است که در ۷۳)- رفتار خود ایجاد می کنیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۲

۷۴)- *برای مسائل به ظاهر بی اهمیت چه می کنیم؟

۷۵)- همین مسائل به ظاهر بی اهمیت برای بعضی ها خیلی مهم است . اگر نسبت به دیگران بی توجه بوده ایم و همیشه به دنبال ۷۶)- چیزی که خودمان می خواستیم بوده ایم ، اکنون دیگر باید شروع کنیم تا به احساسات و خواسته های دیگران اهمیت
۷۷)- بدهیم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۳

۷۸)- *در کارکرد این قدم نقش راهنما چیست؟

۷۹)-ازآنجاکه اعمالی که مادراین قدم به انجام می رسانیم مستقیماتاثیراتی روی دیگران می گذارد ، باید بطور آگاهانه و سنجیده ۸۰)- عمل کنیم و پس از مدتها که ناپدید بوده ایم یکباره خود را وارد زندگی مردم نکنیم ، به همین دلیل مشورت با راهنما
۸۱)- ضروریست.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۴

۸۲)- *پرسش های دیگر چگونه پیش می آید؟

۸۳)- با اینکه برای ما واضح است که نباید درصدد جبران خسارتی باشیم که باعث خسارات جدیدی می گردند ،‌اما هنوز برایمان ۸۴)- پرسشهایی باقی مانده که پاسخ چندان مستقیمی ندارد.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۵

۸۵)- *برای یافتن افرادی که بدانها برای جبران خسارت مدیونیم چه می کنیم؟

۸۶)- ما تمام کوشش خود را برای یافتن افرادی که بدانها جبران مدیون هستیم بکار می بندیم و هنگامی که آنان را یافتیم به
۸۷)- شایسته ترین نحو ممکن از آنها دلجویی می کنیم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۶

۸۸)- *چگونه می توان بهترین جبران خسارت را داشت؟

۸۹)- انتخاب بهترین راه جبران خسارت مسئله ای است که به فکر کردن و استمداد از وجدانمان نیاز دارد.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۶

۹۰)- *دومین مراقبه .!.

۹۱)- ما احتمالا برای بخشیدن خودمان اشکال داریم ، ولی این باعث نخواهد شد که از خداوند مهربانمان در خواست نکنیم ما را ۹۲)- ببخشد . ما مینشینیم و در حضور نیرویی برتر سکوت اختیار می کنیم و از او استدعا می کنیم تا ما را ، راهنمایی کند که اکنون با این ۹۳)- همه مشکلاتی که در گذشته به بارآورده ایم ، چه باید بکنیم ؟‌بسیاری از ما به این درک می رسیم که پاسخ ، در وقف زندگیمان برای ۹۴)- کمک به معتادان و دیگر انسانهاست . برای مشکلاتی اینچنین ، اسلوبهای مقطعی و آسان وجود ندارد ، بگذارید بسیار ساده بگوئیم : ما ۹۵)- باید تحت شرایط موجود ، بهترین کوشش خود را به جا بیاوریم و به خداوند و راهنمای مان برای ردیف شدن امور زندگیمان اتکا
۹۶)- کنیم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۷

۹۷)-*مفهوم امروزه جبران خسارت؟

۹۸)- *آیا خسارت های خود را از دیدگاه قدمهای امروزه بررسی کرده ام؟

۹۹)- *انواع خسارت؟

۱۰۰)- خرابی های باقی مانده از زندگی گذشته برای بعضی از ما چندان جدی نیستند و در سطح مشکلاتی از قبیل دستور جلب برای ۱۰۱)- نپرداختن جرائم رانندگی ، بدهکاریهای  نسبتا کوچک و از این قبیل مشکلات قانونی است . اما بعضی دیگر از ما ، جرایمی جدی مرتکب ۱۰۲)- شده ایم و مجازاتهای بسیار سنگینی در انتظارمان می باشد.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۷

*

۱۰۳)- *جبران خسارت مالی چه کمکی در بهبودی ما می کند؟

۱۰۴)- بخوبی متوجه هستیم که قسط بندی نیاز به نظم و از خود گذشتگی و تعهدی دارد که با وجود مخارج بیشمار دیگر ، چون ۱۰۵)- متعهدشده ایم بایدهرسال بطورمرتب مبلغی را کنار بگذاریم تا بتوانیم یک به یک سفته ها و یا اوراقی را که حاکی از بدهکاری ماست ۱۰۶)- پس بگیریم . اگر بدنبال یافتن احترام برای خود هستیم ، این تنها راه است.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۰

۱۰۷)- *ما هیچگاه در دسترس افرادی که به ما علاقه داشتند نبودیم . چگونه؟

۱۰۸)- ما از نزدیکی و برقراری روابط عاطفی با دیگران و سپردن تعهد وحشت داشتیم و گاه همین مسئله باعث برگشت ما به
۱۰۹)- مصرف مجدد مواد مخدر گردید و یا با وجود اینکه کسی را دوست می داشتیم او را ترک می کردیم . اگر بخواهیم بطور کلی صحبت ۱۱۰)- کنیم ، اصولا ما هیچگاه در دسترس افرادی که به ما علاقه داشتند نبودیم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۰

۱۱۱)- *موقعیت های مناسب و نامناسب برای جبران خسارت کدامند؟

۱۱۲)- *بسیار مهم است.!.

۱۱۳)- ممکن است موقعیت هایی پیش آید که احساس کنیم برای نزدیک شدن به یکی از افرادی که سعی در جبران خسارتشان داریم ۱۱۴)- زمان مناسبی می باشد ، اما زمانهایی نیز پیش می آید که باید این افراد را تنها بگذاریم و سر این زخم های قدیمی را باز نکنیم . اینکه ۱۱۵)- تشخیص دهیم اکنون در کدامیک از این موقعیت ها قرار داریم اولا بستگی زیادی به صداقت ما دارد و ثانیا به اینکه ما رابطه ای کاملا ۱۱۶)- منطقی و آزاد با راهنمای مان بر قرار کرده باشیم . بدون توجه به تصمیمی که در مورد جبران خسارت گرفته ایم ، مسئله ای که باید ۱۱۷)- مورد توجه خاص قرار گیرد آن است که از امروز نوع روابط عاطفی خود را در برخورد با مردم تغییر دهیم . اگر در گذشته از
۱۱۸)- درگیری های عاطفی فرار می کردیم ، اکنون باید آرام بنشینیم و با شخص مورد نظرمان صادقانه صحبت کنیم . ما باید احساسات ۱۱۹)- دیگران را مورد توجه قرار دهیم ، برای نیازهای دیگران اهمیت قائل شویم و به این مسئله که آنان از رابطه ای که ما سعی می کنیم با ۱۲۰)- ایشان برقرار می کنیم چه انتظاری دارند ، توجه کافی معطوف می کنیم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۱

۱۲۱)- *برای جبران خسارت از جامعه چه باید کرد؟

۱۲۲)- گاهی از اوقات تنها جبران خسارتی که می توانیم بکنیم این است که نوع زندگی کردن خودمان را تغییر دهیم . قبلا در قدم ۱۲۳)- هشتم ذکر کردیم که احتمال داردمحتاج به جبران خسارت ازتمام جامعه خودباشیم. باتوجه به اینکه جبران خسارت ازتمامی جامعه

۱۲۴)- تا حدودی غیر ممکن می باشد ، حداقل کاری که می توانیم انجام دهیم این است که از این پس با نهایت قاطعیت رفتار خود را تغییر ۱۲۵)- دهیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۱و۱۵۲

۱۲۶)- *جبران خسارت اجتماعی؟

۱۲۷)- از این پس یکی از افـــراد ساده و سازنده شهر خود باشیم . ما از خودمان برای شخصیت مان مایه می گذاریم . چشمهایمان ۱۲۸)- را خوب باز می کنیم تا ببینیم در کـــجا خدمتی از مـــا ساخته است . مـــا دیگر تنها به فکر گرفتن نیستیم و به اصطلاح فقط دست ۱۲۹)- بگیر نداریم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۲

۱۳۰)- *در باز یابی برای جبران خسارت شخصی چه فرا می گیریم؟

۱۳۱)-بهبودی مان نیز به نوبه خود راهی است که ما از خودمان جبران خسارت نموده و در سطح شخصی نیز قدم نهم را انجام
۱۳۲)-  دهیم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۲

۱۳۳)- *احترام به خود؟

۱۳۴)- اکنون در بازیابی فرا میگیریم که با خودمان به گونه ای رفتار کنیم که نشان دهد برای خودمان احترام قائل
۱۳۵)- هستیم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۲

۱۳۶)- *بهترین هدیه قدم نهم؟

۱۳۷)- یکی از بهترین هدایایی که انجام قدم نهم ارائه میکند درک این مسئله است که ما در حال رسیدن به مقام والاتری از انسانیت ۱۳۸)- هستیم . همین که دیگر مرتکب آنگونه رفتارهای دردسر آفرین پیشین نمی شویم ، خود دلیلی بر آن است که تغییر عظیمی در ما صورت ۱۳۹)- گرفته است . اغلب ما تا پیش از این روزها ، اصلا متوجه نشده بودیم کـــه چقدر تغییر کرده ایم . سلسله مراحلی که برای جبران ، ۱۴۰)- مجبور به طی نمودن آنها شدیم عمیقا ما را متوجه می سازد که گویا اصولا انسان دیگری شده ایم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۳

۱۴۱)- *هرچه بیشتر جبران خسارت کنیم چه تاثیری روی ما دارد؟

۱۴۲)- هرچـــه در راه جـــبران خسارت ، بـــا افرادی که به آنها آزار رسانده ایم بیشتر روبرو می شویم ، فروتنی نیز بیشتر شده ۱۴۳)- و متواضع تر می شویم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۵

۱۴۴)- *

۱۴۵)- *

۱۴۶)- *در طی انجام این قدم چه می آموزیم؟

۱۴۷)- *بسیار مهم است.!.

۱۴۸)- در طی انجام این قدم می آموزیم که نسبت به دیگران بی توجه نباشیم و آنچه را که یاد میگیریم در زندگی امروزمان به کار ۱۴۹)- بندیم . اصل دیگر اینکه ، پیش از سخن گفتن یا عمل کردن باید فکر کرد ، که جزئی از طبیعتمان می گردد و این مسئله در ذهن ما جای ۱۵۰)- می گیرد که آنچه می گوئیم یا می کنیم ، روی دوستانمان ، خانواده مان و یاران ان.ای اثر می گذارد . از این پس نسبت به مردم با ۱۵۱)- روحیه مهربانی و محبت برخورد می کنیم و با تمام وجود برای احساسات آنها احترام قایل می شویم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۴

۱۵۲)- *اجرای لازم هر اقدام چه می باشد؟

۱۵۳)- از آنجا که فروتنی و از خود گذشتگی اجرای لازم هر جبران می باشد ، پس از چندی خود ما متعجب خواهیم شد که قدم نهم ۱۵۴)- چقدر احترام به نفس را در ما افزایش داده است . یکی دیگر از ما پارادوکس های مسائل به ظاهر ضد و نقیض بازیابی آن است که ۱۵۵)- هرچه از خود بزرگ بینی دور می شویم ، یاد می گیریم که خودمان را بیشتر دوست بداریم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۴و۱۵۵

۱۵۶)- در نتیجه کاربرد قدم نهم ، می توانیم آزادی زیستن در امروز را بدست بیاوریم ، از لحظات زندگی خود لذت ببریم و به خاطر ۱۵۷)- این هدیه گرانقیمت یـــعنی بازیابی قـــدرشناس باشیم . دیـــگر خاطرات گذشته ، از پیشرفت مـــا نمی کاهد و امـــکانات نوینی در ۱۵۸)- زنـــدگیمـــان آشـــکار می شوند.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۵

۱۵۹)- *آزادی و آرزوها

۱۶۰)- ما آزادی پیدا می کنیم که برای خود آرزوهایی داشته باشیم و در مسیر عملی کردن این آرزوها حرکت
۱۶۱)- کنیم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۵

۱۶۲)- نیروی برترمان ما را به زندگی دعوت کرده است و ما این دعوت را در نهایت سپاسگزاری می پذیریم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۶

۱۶۳)- *نتیجه :

۱۶۴)-در ایـــن قدم یاد میگیریم که قبل از هـــر اقدامی باید فـــکر کرد ، که اگر همین روند ادامه یابد ، کم کم جزئی ۱۶۵)- از طبیعت ما می گردد.

از…

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

آنها

 

آنها که تو را دوست ندارند، می گویند:

چرا مثل کلاغها سیاه هستی؟

چرا مثل کبوترها سفید هستی؟

چرا مثل عقابها مغرور هستی؟

چرا مثل بره ها ذلیل هستی؟

اما تو خودت باش، همان که هستی.

 

(محمد رضا یوسفی   کتاب رنگینه ها

قطعه ای ازفیلم اعتراض

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

آقا محسن دربندی:  ما کاری به حکم نداریم… حکم رو کاغذ مال

محکمه است… اصلیت حکم مال خداست که ما و منش ریخته و

گلریزون می کنیم… واسه کسی که آزاد می شه از این چاردیواری…

 که همه ی دنیا چاردیواریه… کرم مرتضی علی، یه مرد که واسه

 شرف و ناموسش دوازده سال رو کشیده وجدانش بالاتر از این پول

هاست که کاغذه… سلامتی سه تن: رفیق و ناموس و وطن. سلامتی

سه کس: زندونی و سرباز و بی کس… سلامتی باغبونی که

 زمستونشو از بهار بیشتر دوست داره… سلامتی آزادی… سلامتی

زندونیای بی ملاقاتی… (موسیقی تیتراژ)

[ اعتراض- مسعود کیمیایی ]

ده خواسته جهانى زنان از همسرانشان؟

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

ده خواسته جهانى زنان از همسرانشان؟

این دستورات مختص به زوج خاصی نیست ؛ اینها ده چیزی است که تعداد بسیار زیادی از همسران از شوهرانشان می‌خواهند.توجه کنید اینها خواسته‌های آنهاست نه نیاز زوحی شان . از لحاظ فردی هرکسی مسئول نیاز‌های عاطفی خویش است و باید آنها را پر کند .ما معتقدیم ۴ نیاز روحی اساسی وجود دارد :نیاز به دوست داشتن ودوست داشته شدن ، نیاز به تعلق داشتن ، نیاز به داشتن تصور ذهنی خوب از خود و نیاز به آزادى .و اما خواسته‌های همسرتان از شما:

۱٫هر روز به او بگویید که دوستش دارید :
هر کسی دوست دارد تایید شود و بداند که اطرافیان او را دوست دارند .بهترین راه برای تایید همسرتان – که برایش بسیار مهم است –این است که خیلی ساده هر روز به او بگویید دوستش دارید . گاهی دستانش را بفشارید و این جمله را زمانی که شما را بدرقه میکند بگویید .

۲٫ درک کردن و بخشش داشتن :
روزهایی هست که همسرتان اشتباهاتی انجام دهد و یا کمتر به شما رسیدگی کند . همیشه به خاطر داشته باشید که هیچ کس کامل نیست . در این مواقع خواسته همسرتان این است که او را درک کنید و او خود را سزاوار بخشش شما می‌داند . بدانید که هیچ رابطه ای بدون بخشش دوام ندارد.

۳٫ گفتگو کنید :
نگذارید کار به جایی برسد که هیچ حرفی با همسرتان نداشته باشید درباره بچه‌ها کارتان و حتی آب و هوا با هم صحبت کنید.چرا که گفتگو نکردن اولین جرقه‌های یک رابطه سرد است.

۴٫ وقتی برای همسر و فرزندانتان اختصاص دهید :
این زمان به دست شما محقق می‌شود و باید کیفیت با هم بودن را بالا ببرید یعنی تمام طرح‌ها و برنامه‌های آن روز را به میل آنها هماهنگ کنید . فقط خالی کردن برنامه روزانه برای با هم بودن کافی نیست بلکه باید برای این زمان برنامه ریزی کنید و به خود ثابت کنید که برای عزیزترین‌های زندگی تان عشق و احترام قائلید.

۵٫بیشتر بگویید بله به جای نه:
عادت به منفی نگری و مخلفت شما را از عزیزانتان دور میکند . سعی کنید دربرابر بعضی خواسته‌ها نه نگویید .با گفتن همین کلمه ساده بله همسرتان را متعجب و خوشحال کنید.

۶٫خوب گوش دهید:
همسرتان را با این مهارت میتوانید عاشق تر کنید . همسر شما فقط گوش‌های شما را برای شنیدن نمیخواهد بلکه باید با قلبتان به او گوش دهید و او را بفهمید .

۷٫ دلبستگی و مهربانی:
چقدر در طول روز به همسرتان میگویید لطفا یا متشکرم یا اورا میبوسید . متاسفانه بعضی از زوجین فراموش میکنند با هم مهربان باشند و این کلید موفقیت را در زندگی از دست میدهند .

۸٫ بعضی از وظایف خانه و کودک را با هم تقسیم کنید:
یکی از مهمترین دعواهای زناشویی بر سر همین مساله جزئی است.خرده کاری‌های خانه و بچه‌ها تنها مسائل همسرتان نیستند چه خوب است کمی غرور و سبقه خانودگی خود را کنار بگذارید و با این کار زندگی شیرین تری داشته باشید . شاید اوائل سخت باشد اما خود کم کم معجزه اندک کمک به همسر را خواهید دید .

۹٫اوغات فراغت و برنامه ریزی:
اگر همسر شما شاغل است ساعات  بیکاری او و اگر همسرتان شاغل نیست خود به او مرخصی دهید . این روزها بگذارید او آزاد باشد و نگران بچه‌ها ، شما ؛ خانه ؛ و .. نباشد . بگذارید در این اوغات فراغت به خود و خواسته‌های شخصی اش برسد .

۱۰٫به او سفارش کنید و خود نیز مراقب سلامت روحی و جسمی خودتان باشید:
بساری از مردان مراقب سلامتی خود نیستند و این برای همسرانشان مشکل بوجود می‌آورد و این افراد به سلامتی طرف مقبل هم اهمیت نمیدهند و لی به خاطر داشته باشد همسرتان نمیتواند مدام دنبال شما باشد. چرا که او عشق شما و همسر شماست نه مادرتان و خود نیاز به توجه دارد ؛ پس به سلامتی خود و او اهمیت دهید

 

۷ اشتباه آقایان (نظم در سرویس به خانواده)

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

۷ اشتباه آقایان (نظم در سرویس به خانواده)

آیا همیشه تلاش هایتان برای تاثیرگذاری بر روی همسرتان بی نتیجه می ماند؟ آیا او عصبانی می شود و تمام تلاش های شما را زیر سوال می برد؟

آقایون همیشه دوست دارند که نظر همسرشان را به خود جلب کنند، اما متاسفانه گاهی موفق نمی شوند و به نتیجه دلخواهشان دست پیدا نمی کنند.

 ۱- سعی می کنید تمام وقت خود را با او بگذرانید
دلیل نادرستی این عمل: درست است که او میل دارد بعضی مواقع در کنار شما باشد، اما اگر شما دائما برروی با هم بودنتان پافشاری کرده و سماجت به خرج دهید، خود را به صورت فردی نیازمند و وابسته جلوه می دهید و او به تدریج از شما اشباع می شود.

در عوض چه کاری انجام دهید: او احتمالا انتظار دارد که زمانی را در کنار هم به انجام کارهای مورد علاقه تان بپردازید و از وجود یکدیگر لذت ببرید، اما نباید خود را به زور در کارهایی که به شما ارتباطی ندارد، وارد کنید. مثل زمانی که با دوستانش به بیرون می رود یا جلسه ای دخترانه دارند. البته باید توجه داشته باشید که اگر به انجام کار خاصی علاقه ندارد، نباید او را به زورَ، وادار به آن نمایید.

۲- میخواهید در نظافت کمک کنید اما همه چیز را به هم میریزید

دلیل نادرستی این عمل: گاهی اوقات لطف و مرحمت شما چندان موثر واقع نمی شود.

 به عنوان مثال آیا زمانی که تصمیم می گیرید شام درست کنید، قابلمه های کثیف را در دستشویی رها می کنید تا خانمتان آنها را بشوید؟ اگر چنین است نه تنها لطف و مرحمت شما هیچ سودی ندارد بلکه باعث خشمگین کردن او نیز می شود.

در عوض چه کاری انجام دهید: اگر می خواهید در کارهای خانه (و هر کار دیگری) به او کمک کنید، پیش از هر چیز باید مطمئن شوید که سودمند واقع خواهید شد. بهتر است به جای اینکه هر شب غذا درست کنید و توده ای از ظرف های کثیف را برایش یادگاری بگذارید، این کار را هر چند وقت یکبار انجام دهید، اما به درستی و با رعایت کمال نظافت.

۳- تمام احساسات خود را به زبان می آورید

دلیل نادرستی این عمل: خانم ها مردهای احساساتی را دوست دارند، اما اگر مردی عواطف درونی اش را بیش از اندازه بروز دهد، به مزاج خانم ها سازگار نیست.

 صحبت کردن در مورد روابط گذشته، مسائل کاری، مشکلات خانوادگی جزء مواردی هستند که از شما یک فرد احساساتی و بی ثبات می سازند.

در عوض چه کاری انجام دهید: شما باید تعادل را نگه دارید : احساسات درونی خود را بدون اینکه بیش از اندازه عاطفی جلوه کنید، بروز دهید. بهترین راه برقراری تعادل این است که ببینید او تا چه حد احساسات درونی خودش را با شما در میان می گذارد؛ اگر او تمام داستان زندگیش را با شما در میان نمی گذارد پس شما هم ملزم به انجام چنین کاری نیستید.

۴- بیش از اندازه صادق هستید

دلیل نادرستی این عمل: صداقت بیش از اندازه هم گاهی درد سر ساز می شود.

 به عنوان مثال اگر به او بگویید که آنقدرها که باید و شاید به دست پختش علاقه ندارید صرفا او را آزرده ساختید. او در مورد خودش احساس بدی پیدا می کند و رفته رفته علاقه خود را نسبت به شما از دست

می دهد.

در عوض چه کاری انجام دهید: خوب دقت کنید زیرا این نکته از اهمیت خاصی برخوردار است: صداقت در مواردی نظیر خیانت، مسائل مالی و خانوادگی معنا پیدا می کند، و در مورد مطالب کوچکی نظیر ” تو از این لباس خوشت می یاد؟” یا …  آنقدرها هم که فکر می کنید مهم نیست

۵- می خواهید تمام هزینه ها را پرداخت نمایید

دلیل نادرستی این عمل: دست و دلبازی خیلی خوب است اما اندازه ای دارد.

 یک خانم به این دلیل که شاید روزی از شما جدا شود و یا منتی بر روی دوشش نباشد، نیاز دارد که گاهی روی پای خودش بایستد. به این دلیل اصرار ورزیدن برای حساب کردن و پرداخت تمام هزینه ها کار درستی نیست و باعث می شود که او با شما راحت نباشد.

در عوض چه کاری انجام دهید: شما باید تعارف کنید؛ به ویژه در ابتدای شکل گیری رابطه. می توانید قدری پافشاری هم به خرج دهید اما بیشتر از دو مرتبه خوب نیست. بعد عکس العمل او را زیر نظر بگیرید و سعی کنید احساس ناخوشایندی در او ایجاد نکنید. اگر او واقعا می خواهد هزینه ها را پرداخت نماید، خوب می توانید دنگی بیرون روید.

۶- با همسرتان وارد حمام می شوید

دلیل نادرستی این عمل: شاید خیلی مواقع این کار را دوست داشته باشد، اما باید مواردی از این قبیل را نیز در نظر بگیرید: آیا روز بدی نداشته؟ احساس بدی ندارد؟ یا خواستهای جنسی شما باعث آزار و اذیت او نمی شود؟

در عوض چه کاری انجام دهید: خانم ها معمولا برای ایجاد آرامش و فراموش کردن مشکلات دوش می گیرند. پس سعی کنید حال و حوصله او را تشخیص دهید و بدانید که او در هر زمان نیازمند چیست. تصور نکنید که حمام رفتن او به منزله نوعی دعوتنامه جنسی است. فراموش نکنید که گاهی اوقات دوست دارد در خلوت و تنهایی خودش سیر کند.

۷- هیچ گاه جدی نیستید

دلیل نادرستی این عمل: اگر در زمان عصبانیت برای در هم شکستن سکوت ناخوشایندی که بر جمع حکمفرماست، شروع کنید به تعریف کردن جوک های مسخره، او واقعا ناراحت شده و احساساتش جریحه دار می شود.

 در حقیقت او با مشاهده چنین واکنشی از جانب شما تصور می کند که قصد فرار کردن از واقعیت های زندگی را دارید.

 

 

به راستی انتظار یک خانم چیست
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگر دائما در حال انجام رفتارهای آزاردهنده ذکر شده هستید ناراحت نباشید.

باور کنید که: اگر شما نکات مذکور را در زندگی خود به کار بندید او ممنون شما خواهد شد و برای عواطف و احساساتتان ارزش بیشتری قائل می شود. بنابراین اندکی درون گرا باشید و بعد به راه خود ادامه دهید، به طور قطع در تمام قرارهای خود پیروز خواهید شود.

تاملی بر راهکارهای خوشبختی

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

تاملی بر راهکارهای خوشبختی

 

الف)مسوولیت پذیری کامل
اگر در جامعه ای افراد ,دیگران را از پدر و مادر گرفته تا دولت /عامل شکست و عدم پیشرفت خود بدانند/انسانهای خوشبخت هرگز دیگران را مسوول اشتباهات خود ندانسته و مقصر نمی شمارند. آنان حتی در ذهن خویش هم چنین نمی اندیشند و شعارشان این است:((اگر باید ترقی کنم پس جوابگوی رخدادهای آن نیز هستم.))

آنها معتقدند موقعی که می گویید کسی یا چیزی شما را از خوشبختی بازمی دارد/در حقیقت توان خود را نادیده می گیرید/ مثلا به طرف مقابل تان می گویید :( (تو بیشتر و بهتر از من می توانی زندگی ام را مهار کنی.))

“لس براون” را در نظر بگیرید.او بچه ای سر راهی بود ودردوران کودکی برچسب “عقب مانده ذهنی آموزش پذیر ” به وی زدند. بنابراین دلایل زیادی بری از کف دادن امیدش داشت/لیکن زمانی که یکی از دبیران دبیرستان به وی گفت:((نظر دیگران درباره تو واقعیت ندارد/فهمید که که آینده به دست های خودش سپرده شده و راهش را چنان ادامه داد تا اینکه یکی از قانونگذاران ونویسندگان ایالت اوهایو گردید وامروزه به عنوان یکی از سخنرانان برجسته انگیزه دار امریکا ساعتی حدود بیست هزار دلار درآمد دارد.

“براون” متوجه شد مهار عواملی همچون طبیعت/ گذشته و دیگران از عهده انسان خارج است ولی او قادر است بر اندیشه ها وکنش های خویشتن مسلط گردد. پذیرش مسوولیت زندگی خودتان یکی از نیروبخش ترین شیوه هایی است که می توانید به کار بندید.

ب)هدفمند زندگی کنید

شاید مهم ترین عاملی که آدم های موفق را از بقیه متمایز می سازد/ این است که زندگی آنان “هدفدار” می باشد. آن چیزی را انجام می دهند که معتقدند به خاطرش چشم به جهان گشودند. به قول وان دایر / نویسنده اثر پر فروش ((اشتباهاتی که در زندگی مان مرتکب می شویم)):((مهمترین عامل برای یک انیان کاملا وظیفه شناس /هدف داشتن در زندگی است.))حیات بدون هدف/ مترادف است با گذرانیدن روزگار با کمترین تلاش. هنگامی که با هدف زندگی می کنید /انگیزه اصلی این است که کارها را به خوبی انجام دهید.به کارتان علاقه مند می باشید و آنرا نشان میدهید.

در این صورت مردم نیز تمایل دارند که با شما همکاری نمایند چون تعهد و التزامتان را درک می کنند.
چگونه می توان هدفدار زندگی کرد؟ با یافتن هدف/ اعتقاد داشتن به آن و برنامه ریزی جهت تمرکز فعالیت ها و عملکردها در اطراف آن می توان جهت رسیدن به هدف تلاش کرد. مایک فری فروشنده لوازم صوتی به تدریج دریافت که مشاوران املاک (دلالان معاملات ملکی ) برای افزایش مهارت های فروش زمین به کمک نیازمدند. پس از فرصت استفاده کرد و سازمان مایک فری را که یک شرکت آموزشی جهت صاحبان صنعت معاملات املاک بود ‍/ دایر کرد.

در حال حاضر شرکت وی بابت فروش سالانه/ بیش از بیست میلیون دلار درامد دارد.

ج)برنامه ریزی کنید
کوشش برای دستیابی به اهداف/ بدون طرح نقشه / مثل رانندگی از شهردیگر بدون نقشه راهنماست.
برایان تریسی/ یکی از کامرواترین مربیان فروش /نویسندگان و سخنرانان آمریکا خاطر نشان می سازد:((هدف هایی که نگاشته نمی شوند/ به هیچ وجه هدف به شمار نمیروند/ بلکه صرفا خیال پردازی اند با دسترسی به یک نقشه راهنما می توان از مسافرت لذت برد و در کوتاه ترین زمان ممکن خود را به مقصد رسانید.

د)برای هر چیز ارزش قایل شوید
دوست دارید خانه ای بزرگ /خودرویی جدید ومیلیون ها دلار پول داشته باشید/ولی مشکل این جاست که همه چنین آرزوهایی را در بر می پرورانند. اما افراد موفق درمی یابند که برای تحقق بخشیدن به این قبیل رویاها تا چه حد باید تلاش کنند و سپس آن آرزوها را عملی سازند. به این ترتیب آنها به سبب تلاشی که به منظور ستیابی به هین آرزوها هنجام می دهند/هرگز لب به شکوه نمی گشایند.

پشت گوش چپ لس براون یک کاموس استخوانی۱ بوجود آمده /چرا؟

وی شرح می دهد :( (وقتی که تصمیم گرفتم سخنرانی هایم را شروع کنم/ هیچ صلاحیت/شهرت/

اعتبار و تجربه ای نداشتم. بنابراین مجبور شدم به اشخاص زیادی تلفن کنم.بعضی وقتها در یک روز به بیش از صد نفر زنگ می زدم و از آنان می خواستم فرصتی به من بدهند تا برای گروهشان سخنرتنی کنم. در واقع این کال استخوانی میلیونها دلار می ارزد!))

و)کارشناس و ماهر شوید
یکی از عوامل موثر و جالب توجه در سخنرانان ماهر/انگیزه خارق العاده آنان برای “بهتر بودن” است که به منظور پیشبرد وبهبود مهارت هایشان تقریبا از انجام هیچ کاری روی بر نمی تابند.

((پاتریشا فریپ)) زمانی که راه کارهای نیل به کامیابی را به بیش از پانصد نفر مدیر اجرایی توضیح می داد/ اظهار می داشتکه جهت پیشرفت مهارت های گفتاری اش یک کارگاه تاسیس کرد و یک مربی به کار گمارد تا در این رهگذر به وی یاری رساند فیلم آن صحنه ها را نیز به دیگران نشان می دادتا همگان شاهد باشند که وی چگونه توانایی هایش را بهبود بخشیده است.
چنانچه کسی از شما موقع کار فیلمبرداری کرده وآنان را برای دیگران پخش کند/چه احساسی به شما دست می دهد؟ آیا به این کار مباهات می ورزید یا ناراحت می شوید ؟ اگر آشفته می گردید

از همین امروز تصمیم بگیرید بر تلاشتان چنان بیفزایید تا در کار و رشته خود بهترین شوید.
درباره زندگی و شرح حال انسانهای موفق به مطالعه بپردازید تا دریابید که بهترین ها به چه اعمالی مبادرت می ورزند و شما هم چنین کنید.

ه)هرگز تسلیم نشوید
شاید این جمله مبهم باشد لیکن وقتی که واقعا به هدفتان متعهد و پایبند باشید/ حق تسلیم شدن ندارید/باید تصمیم بگیرید هر کاری را برای رسیدن به هدفتان / انجام دهید.در طول روز هر قدر وقت دارید / برای به دست آوردن اهداف و تحقق رویاهایتان صرف کنید. از خود بپرسید :( (آیا کاری را که حالا صورت می دهم /مرا به هدفم نزیک می کند؟)) و گرنه که ضرورت دارد.

نقش فعالیتهای بدنی در درمان اعتیاد

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

نقش فعالیتهای بدنی در درمان اعتیاد

اعتیاد در مراحل نسبتا پیشرفته خود سبب می گردد تا فرد معتاد انسانی بی هدف و بدون برنامه شده ساعت های خواب و بیداریش نامنظم شود اینکه چه بخورد چه بپوشد دیگر برایش مهم نیست این موضوع که چه کار انجام دهد و کجا برود اهمیتش را ازدست می دهد لذا لازم است فرد ترک کرده با کمک خودش برنامه ریزی وهدفش را تعیین کند زیرا نداشتن برنامه مشخص موجب سرگردانی فکری فرد شده و این خود عاملی جهت عوداعتیاداست

فردی که اعتیاد را ترک کرده باید برنامه روزانه اش را مشخص باشد مثلا در اوایل جهت تقویت جسم و یا پرورش عضلات و اندام ها برنامه ریزی کند در ورزش های صبحگاهی شرکت کرده و راهپیمائی ساده و یادویدن ملایم داشته باشد و یکی از راههای اساس جهت مبارزه با کسالت بی حوصلگی در معتادان ورزش کردن وفعالیتهای بدنی هدف دار و یا پرداختن به کار و تفریحات سالم است پس باید فعالیت های بدنی را هدف دار نمود و مرتبا تغییرات جسمانی که در حقیقت نشان دهنده بهبودی بیشتر است کنترل نمود فرد ترک کرده باید روز به روزشاداب تر و سر حال تر گردد پرداختن به کار تفریح در مناطق ییلاقی و خوش آب وهوا همچنین قدم زدن درپارک ها فضای سبز و باغ ها رفتن به سینماها و نمایشگاها باز دید ازبستگان و دوستان سبب می گردد فرد معتاد ترک کرده مجددا با افراد جامعه و فعالیتها و تفریحات موجود در آن آشتی کرده و در کنار دیگران بودن به او کمک می کند تا بتواند دوره درمان را بهتر طی نموده و رفته رفته به زندگی عادی برگردد و فرد قادر خواهد بود زندگی وکارها را بدون مصرف مواد مخدر انجام دهد و این اولین احساس مثبت در بیماراست که باعث تداوم و استمراربهبودی در وی خواهد شد

مخالفت بدون ناسازگاری را بیاموزیم

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

مخالفت بدون ناسازگاری را بیاموزیم
لازم نیست تمام انسان ها با یکدیگر هم عقیده باشند. تفاوت بخشی از زندگی طبیعی است. اما می توان با تدبیر این مخالفت ها را دلنشین کرد.
همواره به یاد داشته باشید صرف اینکه با کسی هم عقیده نیستید دلیل ندارد که با او دشمن بوده و از یکدیگر کینه داشته باشید. می توان با افراد روابط محبت آمیزی داشت اما در عین حال با برخی از عقایدشان مخالف بود. یکی از شیوه ها در چنین شرایطی این است که هدف نهایی را بر دوستی پایه گذاری کنیم. یعنی در مورد مسائلی که می دانید با طرف مقابل اختلاف عقیده دارید با او صحبت نکنید تا مجبور نشوید با بحث و مجادله او را متقاعد کنید.
وقتی با فردی مثل همسرتان بر سر تربیت فرزند یا هر مسئله دیگری اختلاف نظر دارید به جای اینکه هر یک سعی در به کرسی نشاندن حرف خود داشته باشید بهتر است با همدلی به وی بگویید: «می دانم که هر دو موافقت و مصالح کلی خانواده را می خواهیم فقط از شیوه ها و راه های مختلف به آن می رسیم. پس می توانیم راه های گوناگون را مورد بررسی قرار دهیم تا بهترین را انتخاب کنیم» نه اینکه مرتب غر زده و بداخلاقی کنیم تا طرف مقابل هم در لاک دفاعی فرو رفته و پافشاری بیشتری بر سر عقیده خود کند.
دقت داشته باشید که هر انسانی طرز تفکر خاص خود را دارد و نمی توان عقیده خود را به کسی تحمیل کرد. اگر هم چنین شود کوتاه مدت است و دوام ندارد. پس گاهی اوقات که رفتار یا گفتار طرف مقابل شما را می آزارد با تدبیر موضوع بحث را تغییر داده و به سمتی ببرید که هر دو بی طرفانه صحبت کنید. خواهید دید که پس از چند دقیقه آرامش لازم دوباره حاکم خواهد شد.

دوست عزیزم :

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

دوست عزیزم :
پرنده مهربان،
داستان بغایت زیبا و عبرت آموز و پند آمیزت را خواندم.
ابراز وجود فراتر از اینان اگر در نظر بگیریم ،
ابراز وجود یعنی نشان دادن خصلتهای والای انسانی
دوست داشتم بجای قدم سوم که خود را به نیروی برتی که خصلتهای کمبودی مرا دارد ، خود را به انسانی که معیارهای عالی مورد نیاز مرا دارد بسپارم تا بتوانم با او راحتتر رابطه برقرار کنم .
من امروزه از تمام قدیسین و تمام کسانی که به نوعی در ابرهای صورتی و زرد و سبز پرواز می کنند دوری می کنم ، نه به این خاطر که آنان را با سنگ باید زد زیرا که من نمی توانم آنان را به خاطر خصلتهای خاص فرا انسانی که دارند نمی توانم با سنگ محک انسانی بسنجم.
رابطه من با حضرت آدم به مراتب بهتر است تا با حضرت ابراهیم که جنس نسوز دارد و یا حضرت عیسی که در دامان مادر خود سخن می راند.
امروزه من برای اینکه بتوانم به معیارهای والای آدمیت برسم باید انسان باشم ، و باید بتوانم از اطرافم درس بیاموزم نه اینکه بترسم که من در آن ابعاد نیستم پس باید بسوزم و بسازم و یا خودم را به نحوی حذف نمایم.
من امروزه می توانم با ابراز وجود کردنم باشم ، یاد بگیرم ، به کار ببندم ، و از آنان به عنوان ابزار های انسانی استفاده کنم.
همیشه صحبت کردن راجع به بزرگان لذت بخش ولی درباره خودمان همراه با ترس و وحشت و ندامت و پشیمانی است . چرا؟
آیا این منی نیستم که باید باشم؟
آیا این رفتارهای من با دیگران آنقدر تفاوت دارد که نمی توانم خودم را به آنان همسنگ نمایم؟
تمام اینان مطالب هستند که هر موقع تنها در گوشه بنشینم و به دور از غوغا به درون خودم نگاه بیاندازم می توانم با آنان رابطه برقرار کنم.
می توانم از خود بودنم در بیایم و نور افکنی را که بروی دیگران انداخته ام و به محسان آنان با دیدگان حسرت بار چشم می دوزم ، به خود خودم نگاهی هرچند ناقص ، هر چند کوتاه ، هر چند اندک بیاندازم تا بتوانم ابراز وجود نمایم.
من امروز نیازمند ابراز وجودم تا بتوانم رشد کنم.
من امروز نیاز مند ابراز وجودم تا بتوان انسان باشم.
و فراتر از این احوالات.
من نیازمند ابراز وجودم تا در حقیقت بتوانم باشم.
امروز ابراز وجودم را با دوست داشتن تو آغاز می کنم ،
تویی که همچون من با زمین خاکی در تماس تماس هستی.
تویی که همچون من خود را با اشتباهات انسانیت به درب و دیوار می کوبی تا بتوانی خودت را ابراز نمایی.
دوستت دارم ، پرنده عزیز ، دوستت دارم محمد حسین ، دوستت دارم شاخه گل رز ، و دوستت دارم ایلیای بابا.
قربانتان و فدای تک تک شما.
رضا – بیل

کج خیالی

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

کج خیالی
بسیاری از ویژگیهای طرز تفکر معتادوار در هم وابسته‌ها هم دیده می‌شود چون سرچشمه یکسانی دارند: کمبود عزت نفس .
بسیاری از مشکلات عاطفی که منشأ جسمانی ندارند به طریقی ناشی از کمبود عزت نفس است. منظور از کمبود عزت نفس، احساس هایی منفی است که انسانها نسبت به خودشان دارند ووجود آنها هیچ دلیل واقعی و موجهی هم ندارد به عبارت دیگر همانطور که کج خیالی بعضی آدمها در مورد خودشان منجر به توهمات خود بزرگ بینانه می‌شود کمبود عزت نفس در بعضی دیگر توهم بی لیاقتی بی ارزشی و احساس حقارت به وجود می‌آورد شگفت آن که این احساسات خود کم بینانه معمولا در افرادی شدید است که از با استعدادترین آدمها هستند .
هر قدر تصور ما از خودمان نادرست باشد به همان نسبت در زندگی مستعد ناسازگاری هستیم ما تنها در صورتی می‌توانیم خود را با واقعیت  وفق دهیم که درک درستی از آن داشته باشیم بخش عمده‌ای از واقعیت را ما خود خلق می‌کنیم و اگر دیدی غیر واقع بینانه داشته باشیم واقعیت را تحریف کرده‌ایم .من تا به حال به هیچ الکلی یا معتادی برنخوردم که پیش از روی آوردن به مصرف مواد اعتیاد آور احساس حقارت نداشته باشد آ ن ها گاهی در همه ابعاد زندگیشان احساس بی قابلیتی و بی ارزشی می‌کنند وگاهی ممکن است در حوزه تخصصی خودشان بسیار احساس شایستگی کنند ولی به عنوان انسان، همسر شریک یا پدر یا مادر احساس بی صلاحیتی و بی ارزشی داشته باشند.
واکنش برخی مردم در برابر کمبود عزت نفس امکان پناه بردن به مواد اعتیاد آور برای گریز از تنشها و مشکلات زندگی است و برخی دیگر با هشیار ماندن و کنترل کردن معتاد یا تحمل رنجی که از مصرف کردن او می‌برند احساس قابلیت و با ارزش بودن می‌کنند

ابراز وجود

چند سال قبل استادی برای جمعی از دانشجویانش در دانشکده روان ‌شناسی با موضوع “ابراز وجود” صحبت نمود.

او سوالی مطرح کرده و از دانشجویان پرسید : آیا به خود حق زندگی کردن می‌دهند؟ همه دست‌هایشان را به علامت تأیید بلند کردند. بعد خواست کسی داوطلبانه او را در نشان دادن موضوع مورد بحث کمک کند، مرد جوانی به جلو کلاس آمد. به او گفت : لطفاً رو به روی کلاس بایست، چند بار این جمله را با صدای بلند بگو “من حق  زندگی کردن دارم”. بعد این عبارت را با صدای آهسته بیان کن. ببین چه احساسی پیدا می‌کنی؟ در حالی که تو این کار را می‌کنی سایر دانشجویان کلاس باید قضاوت کنند که آیا حرفت را باور می‌کنند یا نه.

مرد جوان دست‌هایش را به کمر زد و به طرزی خصمانه گفت : من حق زندگی کردن دارم. طوری گفت که انگار خودش را برای مبارزه‌ای آماده می‌کرد. با هر تکرار حالت  خشمگینانه‌تری به خود می‌گرفت. استادش به او گفت : کسی با تو سر نزاع و یا مخالفت ندارد. می‌توانی جمله‌ات را به شکل غیر تدافعی بیان کنی؟ امّا نمی‌توانست، صدایش نشان می‌داد که حمله‌ای را پیش‌بینی می‌کند . کسی حرفش را باور نکرد.

بعد زن جوانی آمد و با صدای ملایم و در حالیکه لبخندی می‌زد، ابتدا از سایر دانشجویان عذرخواهی کرد و گفت: “من حق زندگی کردن دارم”. کسی حرف او را هم باور نکرد.

کس دیگری آمد. به نظر متکبر و خود‌خواه می‌رسید، حالت بازیگری را داشت که می‌خواهد نقشی ایفا کند.

دانشجویی در مقام اعتراض گفت: آزمون منصفانه‌ای نیست. این دانشجویان خجالتی هستند، عادت ندارند جلو بقیه حرف بزنند. استاد او را صدا زد و از او خواست به جلو کلاس بیاید و خیلی ساده بگوید: “دو به علاوه دو می‌شود چهار”. دانشجو این جمله را به راحتی و با اطمینان ایراد کرد. سپس استاد رو به او کرده، گفت : “حالا بگو من حق دارم که زندگی کنم”. لحن صدایش تغییر کرد به نظر نامطمئن می‌رسید.

دانشجویان جملگی خندیدند. دانستند گفتن “دو به علاوه دو می‌شود چهار” ساده است، امّا ابراز وجود کردن و از حق زندگی کردن حرف زدن آنقدرها هم کار ساده‌ای نیست.

استاد پرسید: “جمله من حق زندگی کردن دارم” چه مطلبی را به شما القا می‌کند؟ یک دانشجو گفت :این عبارت بیشتر حالت روانی دارد، امّا چه معنایی دارد؟ معنایش این است که زندگی من متعلق به من است. دانشجوی دیگری گفت: منظور این است که حق دارم کارهای مربوط به خودم را شخصاً انجام دهم و درباره آن‌ها تصمیم بگیرم. دانشجوی دیگری اضافه کرد: منظور این است که پدر و مادرم درباره طرز زندگی من تصمیم‌گیری نکنند. دانشجوی دیگری گفت : منظور این است که هروقت بخواهم می‌توانم جواب “نه” بدهم. دانشجوی بعدی گفت: منظور این است که باید به منافعم احترام بگذارم. منظور این است که آنچه را می‌خواهم مهم است. منظور این است که می‌توانم هر چه را به نظرم درست می‌رسد بگویم و انجام دهم. منظور این است که می‌توانم به میل خود رفتار کنم.
این‌ها بخشی از معانی خصوصی بودند که دانشجویان برای عبارت “من حق دارم زندگی کنم” در نظر گرفتند. با این حال نمی‌توانستند این عبارت را محکم و با قاطعیت در حضور سایر دانشجویان ابراز کنند. این‌گونه بود که استاد باب سخنانش با آنها را آغاز کرد.
ابراز وجود یعنی چه؟
ابراز وجود کردن یعنی احترام گذاشتن به خواسته‌ها، نیازها و ارزش‌های خود.

ابراز وجود کردن به معنای روی پای خود ایستادن، حرف خود را زدن و خود بودن است، بدین معناست که به خود در همه زمینه‌های انسانی احترام بگذاریم.
ابراز وجود کردن سالم مستلزم “نه” گفتن در وقت مناسب خود است، امّا باید به کیفیت این نه گفتن توجّه داشت. زندگی اگر سراسر در نه گفتن و نشان دادن رفتارهای منفی خلاصه شود، تلف کردن اوقات گرانبهای عمر است. نشانه ی تاسف و یک تراژدی است. ابراز وجود کردن به معنای صحبت کردن از ارزش‌های خویشتن است. و بدین مفهوم با انسجام و همیّت رابطه دارد.
ابراز وجود کردن با اندیشیدن شروع می‌شود، امّا با اندیشیدن تمام نمی‌شود. ابراز وجود کردن به معنای قدم گذاشتن به جهان است. ابراز وجود کردن آرزو داشتن نیست، بلکه تبدیل نمودن این آرزو به حقیقت است.
داشتن ارزش نیز با ابراز وجود کردن تفاوت دارد، امّا نشان دادن این ارزش‌ها و پایبندی به آن‌ها ابزار ِ وجود است. یکی از مشکلات عمده این است که خود را صاحب ارزش می‌دانیم امّا این مالکیت را در عمل نشان نمی‌دهیم.
ابراز وجود کردن مستلزم این باور است که برای خود حق وجود داشتن قایل شویم و بدانیم که زندگی ما به خاطر دیگران نیست و قرار نیست که مطابق میل و خواسته ی‌ دیگران ظاهر شویم. برای بسیاری از مردم این یک مسئولیت هول‌انگیز است. بدین معناست که زندگیشان در دست‌های خود آن‌هاست، بدین معناست که روی پدر و مادر و بستگان و دوستان به عنوان حامی و حمایت‌گر حساب نکنیم. بدین معناست که آن‌ها مسئول زندگی خودشان هستند، آن‌ها نیز مسئول حمایت از امنیت خاطر خود هستند. امّا نه ترس از مسئولیت، که تسلیم شدن به آن است که به عزّت نفس لطمه می‌زند. اگر به خاطر حق موجودیت خود بپا نخیزم، اگر به این توجّه نکنم که این حق من است که به خود تعلق داشته باشم چگونه می‌توانم شأن و منزلت خود را تجربه کنم؟ چگونه می‌توانم به عزّت نفس برسم؟

ابراز وجود کردن یعنی احترام گذاشتن به خواسته‌ها، نیازها و ارزش‌های خود.
ابراز وجود کردن به معنای روی پای خود ایستادن، حرف خود را زدن و خود بودن است، بدین معناست که به خود در همه زمینه‌های انسانی احترام بگذاریم.
ابراز وجود کردن سالم مستلزم “نه” گفتن در وقت مناسب خود است، امّا باید به کیفیت این نه گفتن توجّه داشت. زندگی اگر سراسر در نه گفتن و نشان دادن رفتارهای منفی خلاصه شود، تلف کردن اوقات گرانبهای عمر است. نشانه ی تاسف و یک تراژدی است. ابراز وجود کردن به معنای صحبت کردن از ارزش‌های خویشتن است. و بدین مفهوم با انسجام و همیّت رابطه دارد.
ابراز وجود کردن با اندیشیدن شروع می‌شود، امّا با اندیشیدن تمام نمی‌شود. ابراز وجود کردن به معنای قدم گذاشتن به جهان است. ابراز وجود کردن آرزو داشتن نیست، بلکه تبدیل نمودن این آرزو به حقیقت است.
داشتن ارزش نیز با ابراز وجود کردن تفاوت دارد، امّا نشان دادن این ارزش‌ها و پایبندی به آن‌ها ابزار ِ وجود است. یکی از مشکلات عمده این است که خود را صاحب ارزش می‌دانیم امّا این مالکیت را در عمل نشان نمی‌دهیم.
ابراز وجود کردن مستلزم این باور است که برای خود حق وجود داشتن قایل شویم و بدانیم که زندگی ما به خاطر دیگران نیست و قرار نیست که مطابق میل و خواسته ی‌ دیگران ظاهر شویم. برای بسیاری از مردم این یک مسئولیت هول‌انگیز است. بدین معناست که زندگیشان در دست‌های خود آن‌هاست، بدین معناست که روی پدر و مادر و بستگان و دوستان به عنوان حامی و حمایت‌گر حساب نکنیم. بدین معناست که آن‌ها مسئول زندگی خودشان هستند، آن‌ها نیز مسئول حمایت از امنیت خاطر خود هستند. امّا نه ترس از مسئولیت، که تسلیم شدن به آن است که به عزّت نفس لطمه می‌زند. اگر به خاطر حق موجودیت خود بپا نخیزم، اگر به این توجّه نکنم که این حق من است که به خود تعلق داشته باشم چگونه می‌توانم شأن و منزلت خود را تجربه کنم؟ چگونه می‌توانم به عزّت نفس برسم؟

خودفریبی و طرز فکر معتادوار

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

خودفریبی و طرز فکر معتادوار
در اهمیت درک این مسئله که معتادان فریب کج اندیشی خودشان را می خورند و قربانی این طرز تفکر هستند هر قدر هم تاکید کنم نابسنده است.اگر این نکته را نفهمیم ممکن است هنگام سر و کله پیدا کردن با معتادان دچار خشم و دلسردی شویم.
اغلب وقتی داستان معتادان یا الکلی های سابق در حال بهبودی را می شنویم به خنده می افتیم چون بی معنایی طرز فکر و رفتار معتادان شاید مضحک باشد.زیرا معتاد در دوران اعتیاد فعالش رنج زیادی کشیده است و بسیاری نیز هنوز در رنج هستند.طرز فکر معتادوار هیچ شباهتی با شیوه تفکر منطقی که در آن نتیجه گیری بر اساس شواهد و حقایق حاصل می شود ندارد بلکه درست عکس این روند را طی می کند! معتاد بنا را بر این می گذارد که من باید مشروب یا هر ماده مخدری مصرف کنم و بعد توجیهی برای این نتیجه گیری می تراشد خواه منطقی باشد یا نباشد و خواه واقعیت داشته باشد یا نداشته باشد.

چرا والدین مشروب می نوشند،چرا فرزندان موادمخدر مصرف می کنند
درک طرز فکر معتادوار کمک می کند تا علت شکست برخی از کوشش ها برای جلوگیری از الکلیسم و سوء مصرف مواد اعتیاداور را توضیح دهیم.تاکتیک های ترساندن اغلب بی اثر است.
یکی از آگاهی های مهم در همین زمینه از جنبش موسوم به فقط بگو نه برای تشویق جوانان به پرهیز از مواد حاصل شده است.وقتی از نوجوانان پرسیده شد که در مورد این پیام چه نظری دارند،شماری از آن ها پاسخ دادند چرا نه ؟چه کاری بهتری می شود کرد؟
برخی از جوان ها که فکر می کنند دروازه رویای آمریکایی به روی شان بسته است به مواد مخدر روی می اورند چه تصور می کنندجز این راهی برای شادبودن ندارند.برخی فرصت برای موفقیت دارند اما به توانایی هایشان برای موفقیت اطمینان ندارند و برخی دیگر کسانی هستند که نمی توانند بفهمند چرا باید خودشان را از این لذت محروم کنند.
هنگامی که کسب لذت یا تسکین ناراحتی ها هدف نهایی زندگی باشد بسیاری از افراد مخصوصا جوانان برای رسیدن به این اهداف به مواد اعتیادآور روی می اورند.نمی توان انکار کرد که مواد روان روانگردان می توانند حس و حال خوشایندی در انسان به وجود بیاورند و ما برای جلوگیری از طلب این سرخوشی باید بتوانیم جوانان را متقاعد کنیم که چنین لذتی را فدا کنند.از آن جائی که انها خودشان را مصون از اثرات خطرناک مواد اعتیادآور می پندارند هشدار هولناک بازدارنده نیستند.وقتی جوان ها را نصیحت می کنیم که از استفاده از مواد اعتیادآور خودداری کنند تا بتوانند سالم و بانشاط بار بیایند و در اینده انسان هایی شوند که زندگی پرباری دارند و می توانند از زندگی پرباری دارند و می توانند از زندگی لذت ببرند اغلب با این استدلال گفته و ناگفته مواجه می شویم:چرا صبر کنم،من که همین حالا هم دارم از زندگی مشروب خوردن لذت می برم.
مشکل دیگر این است که فرهنگ ما با تکیه بر تکنولوژی ای رشد کرده است که صبر را حذف می کند.ما مشتریان پر و پا قرص ماکروویو دستگاه فکس تلفن همراه و غذاهای فوری هستیم.حتی اگر کسی هم بتواند تصور کند که پس از مدتی در زندگی به سعادت می رسد حاکم بودن فکر خشنودی فوری صبر طولانی مدت را تحمل ناپذیر می سازد.
برای ان که به نحو موثری از مصرف مواد مخدر در بین جوانان جلوگیری کنیم باید دو چیز را ذهن شان جا بیندازیم:۱)هدف نهایی زندگی چیزی است غیر از ارضای حواس  و ۲)بردباری در برابر تاخیر فرهنگ ما اساساً به این تغییرات ایمان ندا رد.در عوض به طرز فکر معتادوار ایمان دارد.
ممکن است کسی حتی قبل از روی اوردن به مصرف مواد اعتیادآور طرز فکر معتادوار داشته باشد.طرز فکری که جلوی درک واقعیت های مشخصی را می گیرد.مثلا جوانانی که به فکر مصرف کوکائین می افتند مسحور وعده سرخوشی و نشئگی می شوند و به تاوان های وحشتناک بالقوه اش توجهی نمی کنند.بنابراین تاثیر مواد شیمیایی بر مغز نمی تواند کاملا مسئول این نحوه تفکر باشد.
شگفت آنکه ویژگی دیگر طرز فکر معتادوار ان است که به رغم تصورات نادرسیتی که در ذهن معتاد در مورد خودش ایجاد می کند.ممکن است بر طرز فکر او نسبت به دیگران تاثیری نداشته باشد.بنابراین والدین الکلی که به افراط مشروب می نوشند ممکن است از این که دختر یا پسرشان نمی تواندد اثرات مخرب مواد اعتیادآور را درک کند سرخورده شوند.
این نکته را باید به خاطر سپرد چون سخت اهمیت دارد:تشخیص طرز فکر معتادوار کاری است که کسی غیر از خود معتاد باید آن را انجام دهد.

خودفریبی در طرز فکر معتادوار
طرز فکر معتادوار هر کسی را گول می زند ولی کسی که بیش از همه تحت تاثیر قرار می گیرد همان کسی است که این فکرهای فریبنده را در سر دارد یعنی شخص معتاد یا هم وابسته .

خودفریبی و شرکت کردن در گروه های دوازده قدمی
شرکت در یک برنامه دوازده قدمی برای بهبودی فوق العاده مهم است هر چند به دلیل تاکید برنامه های دوازده قدمی بر پرهیز کامل خیلی ها نسبت به چنین برنامه هایی احساس دافعه دارند.البته خیلی از معتادان و الکلی ها این را انکار می کنند و بهانه می اورند که دلایل معتبر دیگری برای حضور نیافتن در جلسات AA, NA دارند.
یک الکلی می گفت:من نمی توانم به جلسات AA بروم چون محل تشکیل جلسه خیلی نزدیک جایی است که قبلا زندگی می کردم.او خیلی ساده نمی خواست قبول کند که هر هفته در بیش از صد و چهل جای مختلف در منطقه شان جلسه هست.

تغییر کردن
چه گونه ممکن است کسی آشکارا دچار تناقض باشد ولی خودش تشخیص ندهد حتی وقتی این را به او گوشزد می کنند؟پاسخ در یک کلمه نهفته است:انکار.بخش عمده انکار نهفته در کج اندیشی معتادوار ناشی از مقاومت شدید در برابر تغییر است.تا زمانی که کسی می تواند واقعیت را انکار کند می تواند به همان رفتارهای پیشین ادامه دهد.پذیرفتن واقعیت ممکن است او را درگیر روند بسیار دشوار تغییر بکند.
غالبا مردم با تغییر تا زمانی که مربوط به دیگران باشد مشکلی ندارند.فرد الکلی وقتی می گوید اگر همسرم با ملاحظه تر بود مجبو نبودم این طور ی الکل مصرف کنم،در واقع منظورش این است که من نباید تغییر کنم.کاری کنید همسرم تغییر کندوآن وقت اوضاع درست می شود.
برای مثال شاید هم وابسته ها مشتاقانه در صدد کمک گرفتن باشند با این تصور که متخصصان می توانند به ان ها بگویند چه کنند تا یک معتاد دست از مصرف مواد بکشد.آن وقتی می فهمندهیچ کاری برای تغییر رفتار معتاد از ان ها ساخته نیست و به کلی در این زمینه ناتوانند دلسرد می شوند.وقتی متخصصان پیشنهاد می کنند که به رفتار خودشان توجه کنند و تغییر را از خودشان آغاز کنند احتمالا یا پا پس می کشند.به خصوص وقتی می شنوند که در ال – انان می گویند ما این جا نیامده ایم تا شریک زندگی مان را تغییر بدهیم.بلکه آمده ایم تا خودمان را تغییر بدهیم ، به سرعت توی ذوق شان می خورد.
خودم را تغییر بدهم؟چرا باید خودم را تغییر بدهم؟من که مشروب نمی خورم!عکس العمل چنین ادم هایی چیزی شبیه این است

روند تفکر در اسکیزوفرنی

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

روند تفکر در اسکیزوفرنی
پدیده تفکر غیرطبیعی در اعتیاد ابتدا در انجمن الکلی های گمنام شناخته شد که در آن اصطلاح کله خرابی را ابداع کرده اند.اعضای قدیمی این انجمن این اصطلاح را در وصف الکلی خشک به کار می برند الکلی ای که از نوشیدن الکل پرهیز می کند ولی در بسیاری از زمینه های دیگر رفتارش سخت شبیه الکلی ای است که مشروب می نوشد.
روان درمان گران آگاه از وضعیت بیمارانی که دچار توهم خودبزرگ پنداری هستند می دانند که تلاش برای متقاعد کردن بیمار به این که مسیح یا قربانی یک توطئه جهانی نیست چه قدر بی فایده است.روان درمان گر و بیمار از نظر فکری در دو دنیای کاملا مجزا سیر می کنند که هر یک قواعد کاملا متفاوتی اارد.طرز فکر طبیعی در نظر این بیمالرن همان قدر نامعمول است که طرز فکر او در نظر فرد سالم.

شباهت های انواع اعتیاد و اسکیزوفرنی
معتادان را گاهی به غلط اسکیزوفرنیک تشخیص می دهند.بعضی عوارض ممکن است در معتادان و این افراد مشترک باشد از جمله
توهم(توهم ادراکی)
هذیان(توهم حسی)
حالات نامعقول
رفتارهای بسیار ناهنجار
تمام این عارضه ها البته ممکن است علائم آثار سمی مواد اعتیادآور بر مغز هم باشد.چنین اشخاصی اصطلاحاً دچار روان پریشی ناشی از مواد اعتیاداور هستند حالتی که ممکن است شبیه به اسکیزوفرنی باشد ولی اسکیزوفرنی نیست.این علائم معمولا پس از سم زدائی از بین می رود و فعالیت شیمیایی مغز به حالت طبیعی باز می گردد.
ممکن است شخص اسکیزوفرنیک به مصرف الکل یا سایر مواد اعتیادآور هم معتاد باشد.در چنین مواردی درمان بسیار مشکل می شود.بیمار اسکیزوفرنیک اغلب باید تا مدت ها داروهای قوی ضد روان پریشی مصرف کند.علاوه بر این چنین فردی شاید نتواند تکنیک های رویارویی عموماً موثر در درمان معتادان را تحمل کند.معتادان می توانند یاد بگیرند از واقع گریزی دست بردارند و مهارت هایشان را به طرز موثری برای کنار آمدن با واقعیت ها به کارگیرند اما از بیمار اسکیزوفرنیک که توانائی کنار امدن با واقعیت را ندارد نمی توان چنین توقعی داشت.
به یک تعبیر معتاد و بیمار اسکیزوفرنیک هر دو مانند قطارهایی هستند که از خط خارج شده اند.با قدری تلاش می توان معتاد را به خط برگرداند.اما بیمار اسکیزوفرنیک را نمی شود به همان خط برگرداند.بهترین راهی که می تواند برای این بیمار نتیجه بخش باشد این است که او را به خط دیگری که به همان مقصد می رسد هدایت کنیم.این خط دوم خطی سر راست نیست تقاطع ها و فرعی های بیشماری دارد و در هر جای آن بیمار ممکن است به جهتی غیر از جهت مورد نظر برود.برای دوری از این خط های فرعی هشیاری و هدایت دائمی ضروری است و شاید لازم باشد برای ماندن در خط با استفاده از دارو از سرعت قطار بکاهیم.
سر و کله زدن با افکار این الکلی یا هر معتاد دیگر اغلب همان قدر دلسرد کننده است که رویارویی با ذهنیات بیمار اسکیزوفرنیک.درست مثل یک بیمار اسکیزوفرنیک که اعتقاد راسخش به مسیح بودن تغییرناپذیر است یک الکلی یه معتاد را هم نمی توان سرسوزنی از یان باور منصرف کرد که یک مشروب خورد عادی مجلسی است یا فقط محض تفریح کوکایین یا ماری جوانا مصرف می کند.
برای مثال نزدیکان یک الکلی دائم الخمر(یا هر معتاد دیگری)به وضوح می تواندد فردی را ببینند که بر اثر از بین رفتن تدریجی سلامت جسمانی نابودی زندگی خانوادگی و به مخاطره افتادن شغلش زندگی اش در حال فروپاشی است.همه این مشکلات به وضوح ناشی از مصرف الکل یا مواد مخدر است با این حال خود معتاد انگار این را تشخیص نمی دهتد.او احتمالاً اعتقاد راسخ ارد که مصرف مواد اعتیادآور هیچ ربطی به هیچ کدام از مشکلات ندارد و انگار در برابر استدلال های منطقی در این مورد ناشنواست.
تفاوت چشمگیر بین طرز تفکر معتاد و بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی از این قرار است:
۱-   افکار بیمار اسکیزوفرنیک آشکارا بی معنی است.
۲-   افکار معتاد منطقی سطحی دارد که ممکن است بسیار غلط انداز و گمره کننده باشد.
معتاد ممکن است همیشه ان طور که ما فکر می کنیم عمداً مکار نباشد.او لزوماً آگاهانه و عامدانه دیگران را فریب نمی دهد هر چند که بعضی اوقات این اتفاق می افتد.معتادان اغلب فریفته افکار خودساخته شان می شوند و عملا خود را فریب می دهند.به ویژه در مراحله اولیه تعبیر و تفسیر معتاد از وقایع ممکن است به ظاهر معقول بنماید و چنان که گفتیم استدلال هایی از این دست طبیعتا بسیاری را فریب می دهد.از این رو خانواده معتاد ممکن است برای مدتی مدید همه چیز را از منظر طرز فکر معتاد وار ببینند ممکن است رفتار معتاد در نظر دوستان کشیشفکارفرما،پزشک یا حتی روان درمانگر قانع کننده به نظر برسد هر گفته او و حتی توجیه های دور و دراز او در باب وقایع ممکن است معتبر جلوه کند.

نیازهای برآورده نشده (۲)

دوازده قدمی ها, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

حال دوستان من بیائید ببینیم نیازهای برآورده نشده ما چیست؟
یک برگه برداشته و آن را به پنج قسمت می کنیم.
۱- نیازهای برآورده نشده       ۲- چه کسی نیاز مرا برآورده نکرد      ۳- برای گرفتن نیازهایم در گذشته چه میکردم         ۴- حالا نیازم را چگونه برآورده میکنم   ۵- چه کسانی می توانند نیازهای مرا برآورده کنند

بعد در هر کدام نیازمان رو می نویسیم و با توجه به اون بقیه خانه های جدول رو پر میکنیم
مثلا من میام اینطوری می نویسم
۱- من نیاز به محبت داشتم    ۲- پدر و مادرم این نیازم رو برآورده نکردن  ۳- قبلا میرفتم خودمو لوس میکردم و خودشیرینی میکردم    ۴- اولا میپذیرم من به محبت نیاز دارم و بعد به پدر و مادر این نیازم را میگویم
۵- اولا از همه این خودم هستم که میتوانم به خودم محبت کنم و بعد پدر و مادرم

یا
۱- من به جنس مخالف نیاز دارم  ۲- وابسته یا عشق نیاز منو برطرف نکرد   ۳- هی بهش تلفن میزدم و یا احساس زیادی براش خرج میکردم تا بهم برگردونه   ۴- دعا میکنم این نیاز من برآورده بشه و قبول میکنم این نیاز برای من مخرب است            ۵- نیاز به جنس مخالف رو میتونم با خدا پر کنم

و بقیه نیازهای برآوردن نشده را که در قسمت قبل گفتیم میتونیم یک به یک در این جدول بگذاریم البته میتوان روزانه به این جدول سر زد و چیزهای رو اضافه و کم کرد.
در این مورد به نکات زیر توجه کنید:
۱-   نیاز اگر سالم برآورده شود و صادقانه باشد عشق است و سالم و اگر صادقانه نباشد وابستگی ایجاد می کند.
۲-   ما بعنوان یک بیمار اگر به خواسته ها و نیازهایمان نرسیدیم دست به کارهای شیطانی میزنیم مثلا وقتی نیاز به غذا داشتیم دزدی میکردیم یا وقتی به پول احتیاج داشتیم سر جیب پدر و مادر میرفتیم.
۳-   یادمان باشد محبت یعنی آن مقدار از شکرگذاری و سپاسگذاری که باید بفرم عملی نشان داد.
۴-   خواسته ها( توقعات) آرزوهای دست نیافتی هستند و نیاز آرزوهایی هستند که میتوان بدست آورد البته آروزهای دست نیافتنی را میتوان با تلاش و کوشش به آرزوی دست یافتنی تبدیل کرد.
۵-   اگر نیاز من برآورده نشده حتما حکمتی داشته است.

حال دوستان اگه مایل باشند میتونند جدول خود را در تالار قرار دهند تا دیگران هم بتونند از تجربیات شما استفاده کنند.

نیازهای اساسی

دوازده قدمی ها, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

نیازهای اساسی

نیازهای ما به پنج دسته تقسیم می شوند:
۱-   نیازهای اولیه یا همان فیزیولوژیک مانند غذا، آب ، هوا، جنس مخالف
۲-   نیازهای ایمنی مانند امنیت نظم و ثبات
۳-   نیازهای تعلق داشتن و عشق
۴-   نیازهای احترام از جانب خود و دیگران
۵-   نیازهای خود شکوفائی

اما بطور کلی به شرح ذیل میباشد:
۱-   آب
۲-   هوا
۳-   غذا
۴-   جنس مخالف
۵-   امنیت جانی
۶-   امنیت روحی
۷-   امنیت روانی
۸-   امنیت خانوادگی
۹-   حامی بودن
۱۰-   درک شدن
۱۱-   درک مشترک
۱۲-   غمخواری
۱۳-   خوش رویی
۱۴-   همدردی
۱۵-   هم صحبت
۱۶-   لبخند
۱۷-   لمس شدن
۱۸-   دوست داشته شدن
۱۹-   حمایت
۲۰-   فهمیده شدن
۲۱-   درد ودل کردن
۲۲-   جواب شنیدن
۲۳-   تشویق
۲۴-   گوش کردن
۲۵-   صمیمیت
۲۶-   رازداری
۲۷-   امیدوار بودن
۲۸-   استقلال
۲۹-   تحمل
۳۰-   شوخی کردن
۳۱-   تحویل گرفتن
۳۲-   توجه کردن
۳۳-   آرامش
۳۴-   تعلق داشتن
۳۵-   خودشکوفائی
۳۶-   تائید شدن
۳۷-   مطرح بودن
۳۸-   خواب
۳۹-   رابطه جنسی

هر کدام از این نیازها که شنیده نشود و انجام نشود ما به سمت جنس مخالف میرویم و در نهایت س ک س.ما برای هر دردی به سمت س ک س کشیده میشویم.من باید بعنوان یک انسان باید همین الان بسنجم که این نیازها در من وجود دارد و اگر جواب داده نشود نه امنیت است ، نه نظمی،نه ثباتی و نه تعادلی و بهبودی من در مرحله اول متوقف میشود.
در صورتیکه نیازهای فیزیولوژیک برآورده نشود مشکلات زیر بوجود می آید.
۱-   عدم رشد جسمی، عاطفی و فکری
۲-   ضعف وجدان
۳-   نیازمند دیگران
۴-   آزمندی(حریص بود)
۵-   احتکار(حریص بودن)
۶-   وابسته آسیب زننده
۷-   آدمهای تعصبی و سنتی
۸-   وابسته از لحاظ فکری
۹-   ناآگاهی نسبت به خویشتن
۱۰-   خود بیزاری(عدم پذیرش خویشتن)
۱۱-   عدم توانائی در کشف خود
۱۲-   در جستجوی امنیت اجتماعی و روانی

ادامه دارد…

زندگینامه آنتونی رابینز

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

زندگینامه آنتونی رابینز
 

آنتونی رابینز ( ( Antony robinz در سال ۱۹۶۱ در خانواده ای نسبتاً فقیر به دنیا آمد. پس از گرفتن دیپلم متوسطه به کارهای گوناگون روی آورد، اما توفیق چندانی نیافت. در سن ۲۲ سالگی در آپارتمان ۴۰ متری محقری، زندگی مجرد فقیرانه ای داشت و به گفته ی خودش، ناچار بود ظرفهای غذای خود را در وان حمام بشوید. گذشته از گرفتاری های مالی، بر اثر پرخوری و بد خوراکی، بیش از یکصد و بیست کیلوگرم وزن داشت، و به علت چاقی، دچار تنبلی، بی حالی و خواب آلودگی شده بود. اما در عین فقر و فلاکت، رؤیاها و آرزوهای جاه طلبانه ای داشت، و در عالم خیال، خود را در قصر زیبایی در ساحل دریا و نزدیک جنگل سرسبزی مجسم می ساخت و برای خود همسری شایسته، اتومبیل گران قیمت و امکاناتی رویایی در نظر می گرفت. سر انجام مصمم شد که با چاقی خود، مبارزه کند و برای رسیدن به این هدف به مطالعه ی چند کتاب پرداخت، اما مطالب آنها را ضد و نقیص یافت و آنها را دور انداخت. پس از آن، برای کاهش وزن خود، راهی دیگر جست. به فکر افتاد فردی را که از هر جهت سالم و دارای تناسب اندام باشد، پیدا کند و افکار، اعتقادات، و نحوه ی تغذیه او را سرمشق خود قرار دهد. این شیوه، مؤثر واقع شد و توانست در کمتر از دو ماه، بدون استفاده از رژیم غذایی و عمدتاً با شیوه های روانشناسی و کنترل فکر و ذهن، حدود پانزده کیلوگرم از وزن خود را کم کند، و با توجه به قامت بلند خود که در حدود دو متر بود، تناسب اندام خود را بدست آورد.

موفقیتی که در زمینه کنترل وزن نصیب او شد، وی را به اندیشه وا داشت که شاید این شیوه را بتوان در هر زمان، هر جا و هر زمینه، در مورد هر کسی بکار گرفت. ابتدا معتقد شد که برای بدست آوردن و حفظ تناسب اندام، در وهله ی اول باید افکار، تصورات، و رفتارهای فردی را که از نظر وزن متناسب است دریابیم. ببینیم آن فرد چه می خورد، چه اندازه ای می خورد و چگونه می خورد. سپس او را سرمشق قرار دهیم و به همان نتیجه برسیم.
پس از آن معتقد شد که ساختمان مغز و اعصاب افراد (بشر)، کم و بیش به هم شبیه است، پس اگر کسی در نقطه ای از دنیا توانسته است کاری بزرگ را به انجام برساند، من هم که دارای مغز و اعصاب مشابه او هستم می توانم عیناً همان کار را انجام دهم و به همان نتیجه برسم، به شرط آن که از همان راهی که او رفته است بروم و طرز تفکر و رفتارم شبیه او باشد.

 

او این طرز تلقی را مورد عمل قرار داد و به دیگران نیز توصیه نمود و نتایج را بررسی کرد و به درستی این عقیده ایمان یافت.

 

در این هنگام به مطالعه عمیق، کتب روانشناسی و شرکت در کلاس های استادان این علم پرداخت و با فنون تازه ای از قبیل « برنامه ریزی عصبی ـ کلامی » و « روش های انجام بهینه کارها » آشنا گردید، و چون این شیوه ها را در مورد خود و دیگران به کار گرفت و به نتایج چشمگیری نایل شد، تدریجاً توجه افراد بسیاری به سوی او جلب گردید.

 

در سال ۱۹۸۴ شیوه های تازه روانشناسی را برای تعدادی از قهرمانان ورزشی مورد آزمایش قرار داد و آثار آن در بازیهای المپیک ۱۹۸۴ نمایان گردید. پس از آن، ارتش آمریکا وی را برای تدریس روش های جدید یادگیری به نظامیان دعوت کرد. ضمن اجرای این طرح متوجه نقایص آموزشی ارتش در زمینه تیراندازی گردید و مدعی شد که می تواند زمان برنامه های آموزشی مزبور را به نصف تقلیل دهد. ارتش با وی قرار داد بست تا چنانچه بتواند ادعاهای خود را عملاً به اثبات برساند، دستمزد قابل توجهی به او بدهد. او نه تنها توانست مدت این دوره را به کمتر از نصف برساند، بلکه درصد قبولی شرکت کنندگان را که تا آن زمان به طور متوسط ۷۰% بود، به ۱۰۰% افزایش داد. قابل توجه اینکه خود وی تیر اندازی نمی دانست و از اسلحه و جنگ تنفر داشت و آنچه مایع توفیق او شد، اطلاعات عمیق روانشناسی، لحن نافذ و احاطه به اصول آموزش و نحوه یادگیری بود.

 

این موفقیت ها، پاداشهای مادی و معنوی فراوانی به همراه داشت. پله های بعدی موفقیت را به سرعت طی کرد و به زودی به همه آرزوها و خواسته های خود رسید. در کمتر از دو سال، با همسر دلخواه خود ازدواج کرد. قصر زیبایی در سواحل سرسبز « سن دیه گو » خرید که از طرفی مشرف به دریا بود. اتومبیل و وسایل زندگی خود را مطابق با آنچه در رویاهای جوانی خود می دید، تهیه کرد. به کمک دوستانش شرکتی را تأسیس کرد که نامش را « بنیاد رابینز » ، گذاشتند که به منظور کمک به افراد برای رسیدن به موفقیتهای فردی و حرفه ای تأسیس شده است و سالانه دهها هزار نفر را آموزش می دهد.

 

رابینز برای بهبود عملکرد کارکنان ، با سازمانهایی از قبیل IBM،American express ، Mac Daglas ، AT&T و ارتش ایالات متحده و همچنین تیمهای ورزشی لس آنجلس و قهرمانان مدال طلای المپیک همکاری کرد. وی همچنین مورد مشاوره ی بسیاری از چهره های معروف جهانی بوده و درمورد بازسازی شهر شفیلد که چهارمین شهر بزرگ انگلستان است نیز طرف مشورت بوده است.

تونی، سمینارها و سخنرانی های متعددی را در شهرهای مختلف اجرا کرد و برنامه های آموزشی فراوان را برای خردسالان، بزرگسالان، معلولین و عقب افتادگان ذهنی ترتیب داد و در سال ۱۹۹۱ بنیادی غیرانتفاعی را بوجود آورد که هدفش کمک به کودکان عقب مانده ، افراد بی خانمان ، سالمندان و زندانیان است .

با شیوه های روان درمانی خاص خود، بسیاری ازافراد را از چنگال یأس ها، افسردگی ها و ترسهای بی دلیل ( نظیر ترس از تاریکی، جمعیت، ارتفاع، مرگ و نظایر آن ) نجات داد و به شهرها و کشورهای متعدد مسافرت کرد و مورد مشورت افرادی از طبقات مختلف نظیر رؤسای جمهوری، مدیران، صاحبان صنایع و بازرگانان واقع شد و در سمینارهای او گروه های بیشماری شرکت کردند. از طریق مطبوعات و برنامه های هفتگی تلویزیونی به اشاعه افکار و عقاید خود پرداخت. در ضمن، برنامه ی « عبور از روی آتش » او که بخش کوچکی از محتوای سمینارهای او را تشکیل

می داد و به منظور ایجاد اعتماد به نفس در شرکت کنندگان طرح شده بود توجه مطبوعات و رسانه های گروهی را جلب کرد.

 

اجرای سمینارها و برنامه های تلویزیونی نامبرده شده تا این زمان همچنان ادامه دارد و همه ی هفته، بینندگان مشتاق، برنامه های او را از تلویزیون مشاهده می کنند.

 

علاقه ی خاص رابینز به این است تا با کمک به افراد ، جهان را جای بهتری برای زیستن بسازد ، و به افراد جامعه کمک کند تا سرنوشت خود را به دست گیرند ، روابط خود را باافراد جامعه بهتر سازند ، به دنبال هدف های ارزشمند زندگی خود بروند ، بر ناکامی های عاطفی یا مالی غلبه کنند و به سهم خود به جامعه و کشور خدمت نمایند.

 

رابینز، در سال ۱۹۸۶، در حالی که بیش از ۲۵ سال نداشت، حاصل اندیشه ها و تجربه های عملی خود را در کتابش به نام « به سوی کامیابی » به رشته تحریر کشید و در آن رازهای موفقیت خود و بسیاری از افراد موفق را آشکار ساخت. این کتاب در ۱۹۸۷، عنوان پرفروش ترین کتاب را به خود اختصاص داد.

 

در سال ۱۹۹۱ کتاب دیگری به نام بسوی کامیابی ۲ ( نیروی عظیم درون را فعال کنید ) به رشته تحریر در آورد. این کتاب نیز مانند کتاب قبلی به عنوان پرفروش ترین کتاب سال انتخاب شد. سال ۱۳۷۱ این دو کتاب توسط آقای مهدی مجرد زاده کرمانی ترجمه و در دسترس ایرانیانی قرار گرفت که به دنبال تغییرات عظیم در زندگی خود و دیگران بودند.
خود او در پشت جلد کتاب بسوی کامیابی چنین می نویسد: ” شما نیز مانند سایر افراد موفق، می توانید به سوی کامیابی گام بردارید. می توانید به همه خواسته ها و آرزوهای خود در زندگی برسید. می توانید پدر یا مادری بهتر، دوستی صمیمی تر، همسری شایسته ، بازرگانی موفق تر، مدیری کاردان تر یا قهرمانی نیرومند تر باشید. می توانید کلامی نافذ داشته باشید و با اشخاص، فوراً صمیمی شوید. می توانید جسمی سالم و اندامی متناسب داشته باشید.
می توانید به کمک پنج کلید طلایی، به ثروت وخوشبختی برسید. می توانید ترس، نگرانی، افسردگی و یا هر نوع عادت نامطلوب را ازخود دور کنید. می توانید با اراده و مصمم باشید و حتی از روی خرمنی از آتش به سلامت عبور کنید.”

 

آقای رابینز، در حال حاضر ۳۵ سال دارد و با همسر و فرزندانش در« دلماکالیفرنیا » زندگی می کند. رابینز از روشهای گوناگونی برای بالا بردن سطح زندگی خود و دیگران استفاده می نماید. اعتقاد او بر این است که فرایند تفکر و ارزیابی چیزی جز پرسش و پاسخ درونی نمی باشد. می دانیم که نحوه تفکر و ارزیابی ما ( که خود ارزیابی هم به عوامل گوناگون درموقعیت ارزیابی بستگی دارد ) احساس ما را شکل می دهد و با توجه به اینکه یک شخص هر چه هم که عاقل و بالغ باشد بر اساس احساسات خود ونه بر اساس فکر خود عمل می کند، پس نوع احساس ما در هر لحظه، رفتار ما را شکل داده و این رفتارها و عادت هایی که شاید بسیاری از مواقع متوجه میزان بازدارند گی آنها نیز نمی شویم، نهایتاً سرنوشت ما را شکل می دهند.

 

نام رابینز همواره با کلمه ی موفقیت توأم بوده. اگر در شغل خود موفق نیستید ، اگر در روابط خود مشکلاتی دارید، اگر کسب و کار جدیدی را آغاز نموده اید، اگر در یک سردرگمی در برنامه ریزی برای زندگی روبرو هستید، کارهایتان روی کاغذ می مانند و به عمل تبدیل نمی شوند، بهتر است همین حالا با رابینز آغاز کنید.

منتخبی ازقدم هشتم معتادان گمنام – کتاب راهنمای کارکرد قدم

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

۱)- -قدم هشتم

۲)ما فهرستی ازتمام کسانی که به آنها صدمه زده بودیم تهیه کرده وخواستارجبران خسارت از تمام آنها شدیم.ر.ک.ق.ص-۶۷

۳)- *قدمها قبل از قدم هشتم و بعد از آن و نقش آنها در کارکرد این قدم؟

۴)- تا اینجا ، قدمها بیشتر بر روی خودمان و رابطه ما با خداوند به آنگونه که او را درک می کنیم متمرکز بودند . با اغاز قدم هشتم ۵)- ما دیگران را نیز وارد فرآیند التیام می نماییم – افرادی که به انها بواسطه اعتیادمان صدمه رسانده ایم – کسانی که قصد داشتیم به آنها ۶)- اسیب برسانیم – اشخاصی که تصادفاً به انها صدمه زذه ایم – اشخاصی که دیگر در زندگی ما وجود ندارند و افرادی که قرار است تا اخر ۷)- عمر با آنها رابطه نزدیک داشته باشیم.ر.ک.ق.ص-۶۹

۸)- *نقش راهنما در کارکرد این قدم؟

۹)- ممکن است دریابیم که بعضی از صدماتی که رسانده ایم نمی توانیم جبران کنیم . ممکن است که ما خود مستقیماً نتوانیم
۱۰)- خسارت را جبران کنیم یا ممکن است بعداً بفهمیم که مسئول چیزی که در فهرست خود نوشته ایم نیستیم . راهنمای ما قبل از اینکه به قدم ۱۱)- نهم برویم ، جهت تشخیص این موارد به ما کمک خواهد کرد . در حال حاضر وظیفه ما این است که تشخیص دهیم به چه کسانی صدمه ۱۲)- زده ایم ، آن صدمات چه بوده اند ، و اینکه تمایل پیدا کنیم که آنها را جبران کنیم.ر.ک.ق.ص-۶۹

۱۳)- *ما درباره جبران خسارت چه چیزهایی را می شنویم؟

۱۴)- ما احتمالاً در جلسات از دیگران شنیده ایم که جبران خسارت به معنی تغییر کردن است و نه به معنی معذرت خواهی تنها ۱۵)- مسئله مهم این است که ما حالا با دیگران چگونه رفتار می کنیم . البته منظور این نیست که معذرت خواهی رسمی در جلسات معتادان ۱۶)- گمنام  مرسوم نیست . بلکه جبران خسارت مستقیم و رو در رو ابزاری قدرتمند جهت رشد روحانی خودمان و همینطور آسایش خیال ۱۷)- کسانی است که مدتها منتظر ان بوده اند . چیزی که اعضاء ما برآن اصرار دارند این است که نمی توانیم فقط یک معذرت خواهی خشک ۱۸)- وخالی و ناقص بکنیم و بلافاصله همان کاری را که باعث صدمه شده بود را تکرار نمایم.ر.ک.ق.ص-۶۹

۱۹)- *احساس ما در این قدم چگونه است؟

۲۰)- بعضی از ما در این مرحله ممکن است احساس کسالت نماییم ، بخصوص اگر راهنمای مان در هفت قدم اول ما را مجبور به ۲۱)- نوشتن مبسوط و زیادی کرده باشد . در قدم چهار ما از رفتارهای خود ترازنامه گرفتیم و در قدم شش نواقص اخلاقی خود را لیست ۲۲)- کردیم و حال باید همان شرایط را با زاویه ای دیکر بررسی کنیم . پس از اتمام کارکرد قدم ها  ممکن است بنظر آید که ما زندگی و
۲۳)- اعتیادمان را از کلیه راههای ممکن برسی کرده ایم و از خودمان بپرسیم که : ایا واقعا همه این کارها لازم است ؟ ایا با بارها و بارها ۲۴)- مرور یک مسئله ، در حال تنبیه خودمان نیستیم
؟ .ر.ک.ق.ص-۶۹و۷۰

۲۵)- *فرایند قدم هشتم چیست؟

۲۶)قدم هشتم آغازفرآیندی است که به مااجازه می دهدتا خود را با دیگران مساوی احساس کنیم . بجای احساس گناه و خجالت ۲۷)- ، . بجای احساس اینکه همیشه از دیگران کمتر هستیم ، قادر خواهیم بود که در چشم دیگران نگاه کنیم . دیگر نیاز نیست که از کسی
۲۸)- اجتناب کنیم . دیـــگر لازم نیست از کسی بترسیم کـــه بخاطر اعمال یـــا غفلت در انجام مسئولیتی ممـــکن است که گیر بیفتیم یـــا تنبیه شویم ما ۲۹)- آزاد خواهیم شد
.ر.ک.ق.ص-۷۰

۳۰)- *افراط و تفریط ما در این قدم چگونه خود را نشان می دهد؟

۳۱)- بعضی از ما به شکلی دیگر در این قدم افراط می کنیم : ما نمی توانیم صبر کنیم و می خواهیم هر چه سریعتر همه چیز را
۳۲)- درست کنیم . غافل از اینکه ممکن است باعث صدمات جدیدی شویم . ما ناآگاه و غافل به پیش می رویم و نزد همسر و دوستان خود ۳۳)- اعتراف می کنیم . خانواده خود را گرد می آوریم و آنها را مجبورمی کنیم که به داستان اعتیاد ما با همه جزئیات گوش دهند ، که ما با ۳۴)- این کار خود بدترین ترسهای انها را تأئید می کنیم و نکاتی را که از شانس خوب ما تا آنروز نمی دانستند تعریف می کنیم . در عین
۳۵)- هیجان زدگی برای فرزندان خود در مورد اینکه چگونه بیماری داریم که
  مسئله آن نیستیم و چطور عاشق بهبودی خود هستیم ، و اینکه ۳۶)- از این به بعد زندگی چقدر خوب خواهد بود ، صحبت می کنیم . و یادمان می رود که در گذشته چقدر به انها قولهای تو خالی داده ایم . ما ۳۷)- یک روز سر زده وارد اتاق صاحب کار خود می شویم و به او اعلام می کنیم که معتاد هستیم و به او می گوییم که تا به حال از راههای ۳۸)- خیلی زیرکانه مقدار زیاد پول از او اختلاس یا حیف و میل کرده ایم اما از این کار خود متأسفیم و دیگر آن کار را تکرار
۳۹)- نمی کنیم
.ر.ک.ق.ص-۷۰

۴۰)- اگر چه ممکن است تجربه ما از شتاب در جبران خسارت به این شدت نباشد اما مطمئناً منظور متن فوق را درک می کنیم که : ۴۱)- اگر سعی کنیم بدون مشورت با راهنمای خود و بدون طرح و برنامه جبران خسارت کنیم ، ممکن است باعث خسارت جدیدی
۴۲)- بشویم.ر.ک.ق.ص-۷۰

۴۳)- *گیج شدن خود را در این قدم چگونه رفع می کنیم؟

۴۴)- اگر واقعاً در مورد اینکه چه کسانی در فهرست جبران خسارت ما می گنجد ، گیج شده ایم ، یا بطور مبهم می دانیم که مثلاً ۴۵)- خانواده ما باید در این فهرست باشد اما دلیلش برای مان روشن نیست ، احتمال اینکه مسئله ای را نادیده گرفته باشیم یا انکار ما خیلی ۴۶)- قوی باشد ، زیاد است . بعضی مواقع ما قادر به دیدن واقعیت بعضی مسائل یا بعضی شرایط نیستیم ، حتی اگر سالها از بهبودی ما
۴۷)- گذشته باشد . پیشنهادی که اکثر ما به آن عمل می کنیم آن است که : اگر فکر می کنیم به کسی جبران خسارت بدهکاریم ، اما شرایط و ۴۸)-  ان را بخاطر نمی اوریم ، به هر حال نام او را در لیست خود بنویسیم . بعضی اوقات دلیل و شرایط را بعداً به یاد می آوریم . ما باید در ۴۹)- بهترین کاری را که از دستمان در رابطه با کارکرد این قدم بر می آید را انجام دهیم . با راهنمای خود تماس بگیریم و به کار بر روی ۵۰)- بهبودی خود ادامه دهیم . به قول معروف (( الهامات تازه ای خواهد شد )) ما باید روشن بینی خود را حفظ کنیم تا هر زمان که اگاهی
۵۱)-بوجود آمد ، بتوانیم آن را بپذیریم . در خاتمه باید گفت که اغلب ما کارکرد این قدم را عقب می اندازیم چون تمایل به جبران خسارت از ۵۲)- یک دسته افرادرانداریم. زیرا یا از آنها رنجش داریم و یا حتی تصور تماس با آنها برایمان وحشت آور است . لازم است که ما این قدم ۵۳)- را شروع کنیم و نام این افراد را حتی اگر مطمئن نباشیم که می توانیم از آنها جبران خسارت کنیم در فهرست خود بنویسم . اگر در
۵۴)- مواردی جبران خسارت کار درست و بی خطری نباشد ، راهنمای مان به ما خواهد گفت که چه کاری باید انجا دهیم
.ر.ک.ق.ص-۷۰و۷۱

۵۵)- ·    فهرست رنجش هایی که بر سر راه تمایل شما جهت جبران خسارت وجود دارند را بنویسید .

۵۶)- ·     آیا می توانم در حال حاضر از این رنجش ها رها شوم ؟ اگر نه آیا تمایل دارم که به هر حال نام این افراد را در
۵۷)- فهرست خود بنویسم و بعداً نگران جبران خسارت از آنها باشم ؟

۵۸)- ·        آیا کسی هست که من به او جبران خسارت بدهکار باشم ولی او تهدیدی برای سلامت یا امنیت من باشد ، یا ۵۹)- مورد دیگری وجود داشته باشد که من نگران حال آن شخص باشم ؟ ترسهای من چیست ؟

۶۰)- کسانی که به آنها صدمه رسانیده ایم و چگونگی آن صدمات

۶۱)- بعضی از انواع صدمه رساندن واضح و اشکار است . برای مثال پول یا متعلقات یک شخص یا یک مکان را بدزدیم  صدمه ای
۶۲)- رسانده ایم کاملاً اشکار است . به اضافه اینکه اکثر ما می توانیم به راحتی تشخیص دهیم که مورد سود استفاده جسمی یا احساسی از ۶۳)- طرف دیگران ، یک نوع صدمه رساندن است.ر.ک.ق.ص-۷۱

۶۴)- در بعضی از شرایط ما مشکل برای تشخیص اینکه صدمه رسانده ایم نداریم ،  اما نمی توانیم تشخیص دهیم که دقیقاً به چه ۶۵)- کسی صدمه زده ایم.ر.ک.ق.ص-۷۱

۶۶)- *عمیق ترین نوع صدمه چگونه است؟

۶۷)- نهایتاً به عنوان عمیق تر صدمه می رسیم . این نوع صدمات احتمالاً مخربترین نوع صدمه می باشند ، چون آنها دقیقاً ضربه ۶۸)- پذیرترین نقاط قلب انسانها را هدف قرار می دهند.ر.ک.ق.ص-۷۱

۶۹)- *راههای تحمیل صدمات احساسی؟

۷۰)- راههای زیادی برای تحمیل صدمات احساسی وجود دارد ، به عنوان مثال : غفلت و اهمال ، کم محلی کردن ،  استثمار ،
۷۱)-  سوءاستفاده و تحقیر . در میان ما چه آن کسانی که احساس (( قربانی بودن )) می کنند و چه آنهایی که احساس می کنند(( انسانهای ۷۲)- خوبی )) هستند ، ممکن است دریابند که بواسطه اینکه خود را همیشه بهتر از خود فرض می کرده اند و رفتاری داشته اند که انگار از ۷۳)- لحلظ اخلاقی نسبت بــــه همه برتر هستند ، باعث تحقیر دیگران شده اند . همچنین در میان ما کسانی که احساس توانا بودن و خود ۷۴)- کفایی می کرده اند ، اگر به افرادی که قصد کمک و حمایت از ما را داشته اند اما این نیت خیرشان از طرف ما رد شده ؛ فکر کنند احتمالاً ۷۵)- اسامی زیادی برای نوشتن در فهرست قدم هشتم پیدا خواند کرد .مشکل دیگری که به ان ، هنگام تهیه فهرست جبران خسارت برخوردیم
۷۶)- ، انگیزه ناخودآگاه و اتوماتیک ما در تمرکز کردن برروی زمان قبل از قطع مصزف است . صداقت کامل در مورد خسارتی که در حین ۷۷)-اعتیادفعال به دیگران رسانده ایم ، به این دلیل که مواد مخدر مصرف می کردیم و انسانهای متفاوتی بودیم ، آسانتر است . اگر چه همه ۷۸)-دردوران بهبودی نیزباعث خسارت وصدمه شده ایم ( آگاه و نا خوداگاه ) در واقع شاید ما به افرادی که در بهبودی ما هستند ( اعضاء ۷۹)- دیگر جلسات معتادان گمنام  ) نیز خسارت زده باشیم.ر.ک.ق.ص-۷۲

۸۰)- *نقش قدم ششم در این فرایند؟

۸۱)- اغلب ما برای قرار دادن اینگونه موارد در فهرست قدم ششم خیلی مشکل داریم چون حتی فکر این جبران خسارتها ما را
۸۲)- ناراحت می کند . ما خود را قادر به داشتن رفتار معقولانه و خوبی در محیط انجمن جلسات معتادان گمنام  می دانیم ، و مطمئن هستیم که ۸۳)- دیگران نیز از ما توقع بیشتری دارند . حقیقت این است که اعضاء دیگر جلسات معتادان گمنام  درک می کنند که ما در حال انجام چه ۸۴)- کاری هستیم و ما را خواهند بخشید . اما در انتها باز هم یاد اوری می کنیم که ، فعلاً نیازی نیست که در مورد قدم نهم نگران
۸۵)- باشیم.ر.ک.ق.ص-۷۲

۸۶)- تهیه فهرست

۸۷)- *چرا ما باید نام و اسامی افراد را در ترازنامه بیاوریم؟

۸۸)- اولین مسئله این است که ما نمی توانیم فهرست مان را در خاطر خود نگه داریم . لازم است که ما اسم تک تک افراد و نوع
۸۹)- خسارتی که به انها رسانده ایم را بر روی کاغذ بیاوریم . وقتی که این فهرست را بر روی کاغذ آوردیم دیگر مشکل است که کسی را ۹۰)- فراموش کنیم یا در مورد جبران خسارتی که سعی می کردیم از آن اجتناب کنیم ، دوباره به مرحله انکار برگردیم
.ر.ک.ق.ص-۷۲

۹۱)- زمانی که آماده شدیم تا فهرست خود را تهیه کنیم ، باید در گوشه ای بنشینیم ، همه چیز هایی که درباره خسارت مختلف
۹۲)- آموخته ایم را مرور می کنیم ، و شروع به نوشتن نماییم.ر.ک.ق.ص-۷۳

۹۳)- بعضی از اسامی فوراً به مغز ما خطور می کنند . بعضی دیگر ممکن است وقتی که انواع خسارتی که باعث شده ایم ، را مرور
۹۴)- می کنیم به یادمان آیند . نیاز است که ما حتماً به قدم چهارم خود رجوع کنیم و تا آنجا که ممکن است از آن اطلاعات کسب
۹۵)- کنیم
.ر.ک.ق.ص-۷۳

۹۶)- *ترازنامه را چگونه باید بنویسیم؟

۹۷)- ما باید همه اسامی و موقعیت هایی را که به فکرمان می رسند را بنویسیم ، حتی اگر تقریباً ( نه کاملاً ) مطمئن باشیم که
۹۸)- راهنمای ما خواهد گفت که در آن مورد خاص نیازی به جبران خسارت نداریم . وقتی که فهرست خود را با راهنمایمان مرور
۹۹)- می کنیم ، اگر بعضی از اسامی حذف گردند ، بهتر از آن است که مجبور باشیم به حافظه خود فشار آوریم بلکه اسامی کسانی که ممکن ۱۰۰)- است از قلم افتاده باشند را به خاطر آوریم . ضمناً در مواقعی ممکن است از قلم افتاده باشند را به خاطر آوریم . ضمناً در مواقعی که ۱۰۱)- در آن باعث صدمه و خسارت شده ایم اما نام افراد درگیر یادمان نیاید . می توانیم اقلاً آن واقعه را در فهرست خود
۱۰۲)- بگنجانیم
.ر.ک.ق.ص-۷۳

۱۰۳)- *خودمان در کجای این ترازنامه قرار دهیم؟

۱۰۴)- اضافه کردن نام خودمان به این فهرست ، ممکن است برای بعضی از ما عجیب باشد . ممکن است در اوایل بهبودی به ما گفته ۱۰۵)- باشند که جبران خسارات از خودمان ، یک فکر خود محورانه است ، و اینکه لازم است ما از فکر کردن دائم در مورد خود دست برداریم ۱۰۶)- و به فکر کسانی که به آنها صدمه زده ایم باشیم . کل نظریه جبران خسارات از خودمان ممکن است گیج کننده باشد . بعضی از ما ۱۰۷)- ممکن است فکر کنند که جبران خسارت از خود به معنی این است که چون پاک مانده ایم یا کار مهم دیگری انجام داده ایم ، به خودمان ۱۰۸)- جایزه بدهیم . ما ممکن است این کار را با خریدن چیزی که از وسع ما خارج است و یا افراط در کاری اجباری ، انجام دهیم . در حقیقت ۱۰۹)- ، راهی که می توانیم از آن طریق از خود جبران خسارت کنیم این است که از رفتار های غیر مسئولانه و مخرب خود دست برداریم . ۱۱۰)- لازم است تا ما مواردی را که به واسته عدم توانایی در پذیرش مسئولیت های شخصی مان باعث خسارت به خود شده ایم و یا
۱۱۱)- راه های متفاوت دیگری که از آن طریق برای خود مشکل درست کرده ایم (که این خود نوعی خسارت است) را شناسایی کینم . بعد ۱۱۲)- وقتی که نام خود را به فهرستمان اضافه کنیم ، می توانیم خساراتی را که از لحاظ مادی ، سلامت ، احترام ، وغیره به خود زده ایم را ۱۱۳)- بنویسیم. همچنین مورد حساس دیگری وجود دارد که اکثر ما با آن روبرو شده ایم : اگر به راهنمای خود خسارت زده ایم و از آن خبر ۱۱۴)- نداشته باشد ، وقتی که لیست خود را با او مرور می کنیم از آن آگاه شود ، چه باید بکنیم ، در این شرایط باید با یک عضو دیگر که ۱۱۵)- بهبودی او برای ما قابل احترام است ، و شاید حتی راهنمای ، راهنمایمان مشورت کنیم
.ر.ک.ق.ص-۷۳

۱۱۶)- ·    فهرست افرادی را که به آنها خسارت زده اید با ذکر نوع و طریق خسارت بنویسید .

۱۱۷)- تمایل داشتن

۱۱۸)- حال که فهرست خود را تهیه کرده ایم ، یا اسامی جدیدی به فهرستی که از آخرین کارکرد قدم هشتم نزد خود نگه داشته ۱۱۹)- بودیم ، افزوده ایم ، وقت آن است که تمایل پیدا کنیم تا جبران خسارت نماییم . برای اینکه بتوانیم تمایل پیدا کنیم ، باید حداقل کمی در ۱۲۰)- مورد اینکه جبران خسارت چه ملزوماتی دارد بدانیم . قبلاً در همین کتاب در مورد اینکه به بیش از فقط تغییر رفتار دادن ، نیاز داریم ، ۱۲۱)- صحبت کردیم . اما بعضی از ما ممکن است از اینکه اصلاً ظرفیت تغییر نداریم ، بترسیم . ما می خواهیم بی ریا و صادق باشیم . ما
۱۲۲)- می خواهیم از تکرار رفتارهای گذشته خود اجتناب کنیم ، اما درمورد قولهای خود در گذشته فکر می کنیم و از خود می پرسیم که آیا ۱۲۳)- امکان اینکه دوباره به همانگونه رفتارکنیم وجود ندارد ؟ وقت آن است که واقعاً بهبودی خود را باور کنیم . مهم نیست که چه مدت پاکی ۱۲۴)- داریم ، یـــا مشغول جبران چه خسارتی هستیم ، مـــا باید ایمان داشته باشیم که خداوند به همانگونه که او را درک می کنیم به ما ۱۲۵)- قدرت و توان تغییر را خواهد داد . در می یابیم که برای بعضی از جبران خسارتهایی که بدهکاریم ، به محض نوشتن فهرست ، تمایل ۱۲۶)- پیدا می کنیم ، اما برای بعضی دیگر داشتن تمایل به این آسانی نخواهد بود
.ر.ک.ق.ص-۷۳و۷۴

۱۲۷)-به ندرت اتفاق می افتدکه ماجبران خسارت مالی نداشته باشیم ، چه به کسانی که از آنها دزدی کرده باشیم ، چه به کسانی ۱۲۸)- که از آنها پول قرض کرده ایم و هرگزپس نداده ایم ، چه به مغازه ها و اماکن کسب ، چه به بانکها یا مؤسسات مالی . ما می دانیم که ۱۲۹)- جبران خسارت از اینها به معنی محروم شدن ازمبلغی پول است که ترجیح می دهیم برای خودنگه داریم.ممکن است مدتی طول بکشد ۱۳۰)- تا ما قدر ، رهایی عمیقی که پس از خلاص شدن از شر اینگونه بدهکاریها احساس خواهیم کرد را بدانـــیم و بـــه همین طریق قـــدر تمایل بـــه ۱۳۱)- جبران خسارت را . درخواست کمک از نیروی برتر جهت پیدا کردن تمایل برای جبران خسارت نیز به ما کمک خواهد
۱۳۲)- کرد.ر.ک.ق.ص-۷۴

۱۳۳)- ·آیا خسارت مالی به کسی زده ام که نخواهم آن راجبران کنم ؟ اگر این خسارت را جبران کنم ، زندگی من به چه شکل خواهد ۱۳۴)- بود ؟

۱۳۵)- *کسانی که به ما صدمه زده اند در ترازنامه ما چه نقش دارند ؟

۱۳۶)- بعضی از جبران خسارت هایی که بدهکاریم ممکن است به اشخاصی باشد که آنها نیز به ما صدمه زده باشند . اینها معمولاً ۱۳۷)- خسارتهایی هستند که ما بیشترین مشکل را جهت پیدا کردن تمایل به جبران آنها داریم . به نظر می رسد که هربار که ما به فکر جبران ۱۳۸)- خسارت از آنها می افتیم ، آنقدر از آنچه که آنها با ما کرده اندعصبانی می شویم که بطور کل جبران خسارت کردن را فراموش
۱۳۹)- می کنیم . اما لازمه بهبودی ما تمرین اصل روحانی بخشش می باشد . از طریق دعا و کمکهای جانبی دیگری که در دسترس ما هستند ، ۱۴۰)- می توانیم در خود ظرفیت بخشش کسانی که به ما صدمه زده اند را بیابیم
.ر.ک.ق.ص-۷۴

۱۴۱)- ·        آیا به کسی جبران خسارت بدهکار هستم ، که او نیز به من صدمه زده باشد ؟ چه اقداماتی جهت پیدا کردن تمایل ۱۴۲)- برای اینگونه جبران خسارت انجام داده ام ؟

۱۴۳)- *عدم تمایل ما در این قدم و اینکه نخواهیم جبران خسارت کنیم چگونه است؟

۱۴۴)- ممکن است در فهرست ما موردی برای جبران خسارت وجود داشته باشد ، که فکر کنیم هرگز قادر به انجام آن نخواهیم بود . ۱۴۵)- شاید عدم تمایل ما آنقدر زیاد باشد ، که حتی نخواهیم برای تمایل پیدا کردن دعا کنیم . ما ممکن است حتی نتوانیم تصور داشتن هیچ ۱۴۶)- نوع رحم و شفت یا دلسوزی نسبت به بعضی از کسانی که به انها جبران خسارت بدهکاریم ، بکنیم . در اینگونه موارد ، باید بگذاریم که ۱۴۷)- فعلاً این موارد در فهرستمان باقی بمانند . ما نباید حتماً تمام جبران خسارتهایی را که بدهکاریم در یک روز و یا مدت زمان خاصی ۱۴۸)- انجام دهیم . بعضی از خسارات به زمان نیاز دارند تا تمایل جبران آنها در ما بوجود آید . هربار که به فهرست قدم هشتم خود نگاه
۱۴۹)- می کنیم ، باید از خود بپرسیم که آیا هنوز تمایل به جبران اینگونه خسارت پیدا کرده ایم . اگرنه ، باید هر از چند گاهی این سؤال را از ۱۵۰)- خود بکنیم ؟
.ر.ک.ق.ص-۷۴

*

*

۱۵۱)- اصول روحانی

۱۵۲)- *نقش صداقت ، شهامت ، تمایل و ملاطفت در کارکرد این قدم؟

۱۵۳)- در قدم هشتم ، ما برروی صداقت ، شهامت ، تمایل ،وملاطفت تمرکز می کنیم.برای تمرین اصل صداقت درقدم هشتم، نیاز ۱۵۴)- است که مـــا از تجربه خود در قدمهای قبلی استفاده کنیم . ما به ذات و طبیعت مشکل خـــود اعتیاد اقرار کردیم ، و بـــر راه حل آن تأکید ۱۵۵)- کردیم . این یـــک عمل از روی صداقت بـــود . مـــا یک ترازنامه اخلاقی بی باکانه و جستجوگرانه از خـــود تهیه کردیم که این خـــود تمرینی ۱۵۶)- برای صداقت تازه یافته مـــا بـــود . استخراج چگونگی دقیق خطاهایمان از لابلای عـــمق ضمیرمان نیــز باعث عمیق تر شدن سطح صداقت ما ۱۵۷)- گردید . بـــه همین واسطه مـــا تجربه چگونگی تشخیص و جداسازی نقش خود از دیگران در مسائل را ، کسب کردیم ، و ایـــن ، همـــان سطح ۱۵۸)- صداقتی است که مـــا در قدم هشتم به آن نیاز داریم . مـــا باید همه توجیهاتی را که در مـــورد خسارت زدنمان به دیگران می آوردیم ، مانند ۱۵۹)- رنجش داشتن ، سرزنش دیگران ، باور اینکه ما قربانی بی گناهی بودیم را فراموش کرده و خیلی ساده فهرستمان را کامل
۱۶۰)- کنیم
.ر.ک.ق.ص-۷۵

۱۶۱)- ·        تشخیص چگونگی دقیق خطاهایمان ، به چه شکل در قدم هشتم برای ما ارزشمند است ؟ چرا ضروری است که نقش و ۱۶۲)- مسئولیت من در مسائل برایم واضح و آشکار باشد ؟

۱۶۳)- ·        چند مثال از صداقتی که در قدمهای قبلی تجربه کرده اید را بنویسید ؟ چگونه از آن تجارب در این قدم می توانید ۱۶۴)- استفاده کنید .

۱۶۵)- *تمرین اصل شهامت در این قدم چگونه است؟

۱۶۶)- جهت تمرین اصل شهامت در قدم هشتم ، ما باید خودمان را به مراقبت خداوند بسپاریم . ما نمی توانیم که فهرستمان را فقط ۱۶۷)- به آن مواردی که فکر می کنیم نتیجه مطلوبی خواهد داشت ، محدود کنیم . باید باور داشته باشیم که نیروی برتر ما ، بردباری ، فروتنی ۱۶۸)- ، اعتماد به نفس ، یا هر چیز دیگری که جهت جبران خسارت به آن نیاز داریم را به ما خواهد داد . چه لازم باشد که ما با کسی روبرو ۱۶۹)- شویم که نمی دانیم با دیدن او چه احساس یا حالی به ما دست خواهد داد ، چه مجبور باشیم که پی آمد و نتیجه گناه یا جرمی را که در ۱۷۰)- گذشته کرده ایم بپذیریم ، به هر حال به کمک نیروی برترمان قادر خواهیم بود با آن شرایط روبرو شویم.ر.ک.ق.ص-۷۵

۱۷۱)- ·    چند مثال از شهامتی که در قدمهای قبلی تجربه کرده اید را بنویسید ؟ چگونه از آن تجارب در این قدم می توانید استفاده ۱۷۲)- کنید .

۱۷۳)- *نقش تمایل در کارکرد این قدم؟

۱۷۴)- قبلاً در این قدم در مورد تمایل زیاد صحبت کرده ایم ، به خصوص در مورد تمایل برای جبران خسارت . به هر حال ما به ۱۷۵)- حداقلی از تمایل برای کار کردن این قدم نیاز داریم که هیچ ربطی هم به جبران خسارت ندارد . اول از همه ما به تمایل برای تهیه کردن ۱۷۶)-فهرستمان نیازداریم.علیرغم احساسی که ممکن است نسبت به اضافه کردن اسمی به فهرستمان داشته باشیم ، لازم است که تمایل ۱۷۷)-پیداکنیم ایـــن کارراانجام دهیم.همچنین نیازاست که تمایل داشته باشیم تااصول روحانی دیگری که مربوط به این قدم هستند را ۱۷۸)- تمرین کنیم.ر.ک.ق.ص-۷۵

۱۷۹)- ·        آیا اسمی هست که من هنوز به فهرست خود اضافه نکرده باشم ؟ آیا تمایل دارم که اکنون اضافه کنم ؟ آیا
۱۸۰)- فهرست من کامل است ؟

۱۸۱)- ·        چه اقداماتی جهت افزایش تمایل خود انجام داده ام ؟

۱۸۲)- ·        در مورد دعا کردن برای پیدا کردن تمایل چه احساسی دارم ؟

۱۸۳)- *لطافت و شفقت را در این قدم چگونه بدست می آوریم؟

۱۸۴)- در این مرحله از بهبودی امکان دست یافتن به یک روحیه با ملاطفت و با شفقت وجود دارد . قبل از اینکه قدمهای قبلی را کار ۱۸۵)- کنیم ، آنقدر با احساس رنجش ، سرزنش ، و تأسف به حال خود درگیر بودیم که نمی توانستیم به دیگران فکر کنیم . در حالیکه توانائی ۱۸۶)- احساس یک انسان معمولی بودن را پیدا می کنیم ، در همان حال می توانیم تشخیص دهیم که دیگران نیز دارند بیشترین سعی خود را ۱۸۷)- برای انسان بهتری بودن ، می کنند . ما می دانیم که به طور متناوب در معرض شک و تردید در مورد خود و احساس عدم امنیت هستیم ۱۸۸)- . این مسئله در مورد دیگران نیز صدق می کند . ما می دانیم که خیلی از مواقع قبل از اینکه فکر کنیم ، حرف می زنیم . دیگران نیز
۱۸۹)- همینطور . مــا درک می کنیم که آنها نــیز مثل ما از این حرکات پشیمان و متأسف می شوند . ما می دانیم که مستعد درک و تعبیر غلط ۱۹۰)- از شرایط و اتفاقات ، و نشان دادن عکس العملهای افراطی یا تفریطی نسبت به آنها هستیم . درنتیجه ، امروز وقتی می بینیم کسی از ۱۹۱)- روی نواقص شخصیتی خود عمل می کند ، بجای اینکه عصبانی یا خشمگین شویم با او همدلی و همدردی می کنیم ، برای اینکه می ۱۹۲)- دانیم که چه چیز باعث اینگونه رفتار شده است . قلب ما وقتی که می بینیم با دیگران ، رؤیاها ، احساسات ، ترسها ، علائق ، و یا
۱۹۳)- اشتباهات مشترکی داریم ، پر از رحم و بخشش می شود
.ر.ک.ق.ص-۷۵و۷۶

۱۹۴)- ·    آیا احساس وصل بودن یا مربوط بودن به دیگران می کنم ؟ توضیح دهید .

۱۹۵)- ·    آیا احساس همدلی و ملاطفت برای دیگران دارم ؟ توضیح دهید .

۱۹۶)-  حرکت به جلو

۱۹۷)-    صحبت درباره تک تک موارد فهرست جبران خسارت با راهنمایمان ضروری است . مهم نیست که چه مدت است که پاک هستیم ، یا ۱۹۸)- چقدر در جبران خسارت تجربه داریم . همه ما وقتی که به تنهایی بخواهیم این قدم راکار کنیم در معرض خطر قضاوت غلط کردن ۱۹۹)- هستیم ، اما اغلب درمی یابیم که وقتی به مسائل از چشم دیگران نگاه می کنیم ، همه چیز واضح تر است . ما به بصیرت و تشویق ۲۰۰)- راهنمای خود و نیز به بینش و امید او نیازمندیم . اعجاب آور است که یک صحبت ساده با راهنمایمان تا چه حد میتواند به ما دردست ۲۰۱)- یافتن به نیرویی که در درون ما نهفته است ، کمک کند . وقتی که ما از شر مسائل تأثیرگذار و گمراه کننده رها شویم ، و به رشته محکم ۲۰۲)- آرامش ، فروتنی ، و بخشش چنگ بیندازیم ، برای انجام قدم نهم آماده هستیم.ر.ک.ق.ص-۷۶

منتخب قدم هشتم معتادان گمنام – کتاب چگونگی عملکرد

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

۱)- قدم هشتم

۲)- *فهرست کردن چگونه است؟

۳)- *چرا تمام کسان؟

۴)- *آزار رساندن یعنی چه؟صفحه ۱۲۹و۱۳۰همین کتاب

۵)- *خواستار ؟

۶)- *زیرا تعدادی از جبران خــسارتها برای ما امری غــیر ممکن و یا بسیار خطرناک می باشد. و این موضوع خواستار شدن باعث
۷)- می شود که تمرکز خود را که از روی ترس از قــضاوتها و تــحریک شدن احساسات ، خالصانه بروی تهیه لیست و فهرست مورد نظر قرار
۸)- می دهیم .

۹)- ما فهرستی از تمام کسانی که آزار داده بودیم تهیه کردیم و خواستار شدیم که از تمام آنها جبران خسارت
۱۰)- کنیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۲

۱۱)- *چرا به اطرافیانمان خسارت می زدیم؟

۱۲)- از آنجا که نواقص شخصیتی عامل اساس رفتار ما بود ، خسارتی به خود و اطرافیانمان وارد آورده ایم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۲

۱۳)- *جبران خسارت چه کمکی به ما می کند؟

۱۴)- فهرستی از نام کسانی که به آنها آزار رسانده ایم تهیه کرده ، خواستار جبران خسارت وارده به تمام آنها می شویم و به این ۱۵)- طریق مسئولیت رفتار خود را به عهده می گیریم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۲

۱۶)- *احساس ما پس از لیست کردن چگونه بود؟

۱۷)- هنگامی که حس کنیم از قید گذشته رها شده ایم ، خواهیم توانست که در امروز زندگی کنیم . بسیاری از ما هنوز اسیر
۱۸)- خاطره ی آزارهایی که به دیگران وارد کرده ایم هستیم و این خاطرات گاه و بیگاه و بدون هیچ هشداری به ما حمله میکنند . شرم زدگی ، ۱۹)- پشیمانی ، و احساس تاسف ما از اعمال گذشته مان آنقدر عمیق است که یادآوری آنها می تواند ما را دچار احساس گناه جانکاهی
۲۰)- بنماید
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۳

۲۱)- *بدترین و بهترین حالتهای ممکن که در هنگام جبران خسارت ممکن است برایمان پیش بیاید ، چه هستند؟

۲۲)- *چرا تفکر ما نباید در این قدم، مغز ما از خود ما جلوتر بیافتد؟

۲۳)- شاید بهترین صحنه ای که به فکرمان می رسد آن است که آزارهایی را که داده ایم نادیده بگیرند . بدترین صحنه ای که انتظار ۲۴)- داریم پیش بیاید آن است که نه تنها جبران خسارتمان را نپذیرند بلکه درصدد برآیند انتقام هم بگیرند . بسیاری از ما قدرت تصور و ۲۵)- صحنه پردازی نسبتا قوی داریم و باید توجه داشته باشیم که قدم هشتم جای بدی برای تمرین اینگونه خلاقیت هاست .! در اینجا مغز ما ۲۶)نبایدازخود ما جلوتر بیفتد . ما نباید در ذهن مان هیچگونه سناریویی راجع بـــه آنچه که پیش خواهد آمد ، تـــدوین کنیم . مسئله بسیار ۲۷)- مهمی که باید بدان توجه داشته باشیم آن است که ما می خواهیم قدم هشتم را انجام دهیم نه قدم نهم را.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۴

۲۸)- *این قدم چه می خواهد؟

۲۹)- در این مقطع تنها کاری که می خواهیم انجام دهیم آن است که فهرستی تهیه کنیم و قلبا تمایل پیدا کنیم تا از افرادی که در
۳۰)- لیست نوشته ایم جبران خسارت کنیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۴

۳۱)- *برای تهیه فهرست باید برکدام نقص خود غلبه کنیم؟

۳۲)- *بسیار مهم است.!.

۳۳)- اگر بر رنجشهایمان غلبه نکنیم ، تهیه فهرست قدم هشتم و تمایل یافتن برای جبران خسارت  ، کارمشکلی
۳۴)- خواهد بود
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۵

۳۵)- *مسئولیت ما و دلیل جبران خسارت چیست؟

۳۶)- ما مسئول اعمال خودمان هستیم و جبران خسارت می کنیم چون مدیون هستیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۶

۳۷)- *چرا باید از رنجشهایمان دست برداریم؟

۳۸)- *بسیار مهم است.!.

۳۹)- ما باید از رنجشهایمان دست برداریم و توجه خود را به نقشی که خودمان در ایجاد برخورد های زندگیمان داشته ایم معطوف ۴۰)- داریم . اگر از خودمحوری دست برنداریم حالمان بهتر نخواهد شد و قادر نخواهیم بود به زندگی روحانی مورد نظرمان برسیم . ما
۴۱)- انتظاراتمان را نادیده می گیریم و دیگر از اینکه بقیه را مسئول رفتارمان قلمداد کنیم دست برمی داریم ، این تصور را باید از ذهنمان محو ۴۲)- شود که در زندگی همیشه قربانی یا فدای دیگران شده ایم . در قدم هشتم ، کاری به این نداریم که دیگران با ما چه کردند بلکه هدف ما ۴۳)- تنها آن است که مسئولیت کارهایی را که ما با دیگران کرده ایم به عهده میگیریم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۶

۴۴)- *برای رنجش چه باید کرد؟

۴۵)- *بسیار مهم است.!.

۴۶)- اگر هنوز هم نسبت به افرادی که در گذشته زندگیمان وجود داشته اند رنجش داریم ، باید به تمرین اصل روحانی بخشش
۴۷)- بپردازیم . استعداد ما برای عفو کردن دیگران ، ارتباط زیادی با توانایی مان در بخشیدن و دوست داشتن خودمان دارد و اگر با این
۴۸)- مسئله اشکال داریم ، از نیروی برترمان استدعای کمک می کنیم . ما از او درخواست می کنیم که آن صفاتی را که لازمه تمایل
۴۹)- پیداکردن و بخشش نشان دادن است به ما عطا نماید . ما پذیرا شدن خود را همانگونه که هستیم ، آغاز کردیم و اکنون شروع به پذیرفتن ۵۰)- دیگران به همانگونه که هستند می کنیم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۶و۱۲۷

۵۱)- *برای تهیه فهرست چه باید کرد؟

۵۲)- برای تهیه فهرستی از نام اشخاص ، مکانها و موسساتی که مدیون جبران خسارت وارده به آنها می باشیم ، مطالعه دست
۵۳)-نویسهای قدم چهارم به ما کمک خواهد کرد . اگر یک بار دیگر قدم چهارم را نسبتا کامل انجام داده باشیم ، مطالب آن به وضوح نشان ۵۴)- خواهد داد که نقش خود مــا در مشکلات زندگیمان چه بوده است و چــطور با نواقص شخصیتی خــود بـــه بقیه آزار رسانده ایم
. مـــا آدمهایی ۵۵)- را پیدا می کنیم که در نتیجه عدم صداقتمان زخم خورده اند ، کلاهشان را برداشته ایم و مــــردم دیگری که زنــــدگیشان تــــحت تاثیر خطاهــای ۵۶)- ما قرار گرفته است . همچنین دقت می کنیم که چگونــــه در کل به اجتماع خــــسارت وارد کرده ایم و آن را هــــم به فهرستمان اضافه می کنیم . ۵۷)- احتمالا از بودجه های اجتماعی به گونه ای سوءاستفاده کـــرده ایم . در میان جمــــعی از خود رفتار زننده ای بـــروز داده ایم و یا مالــیات بحقی ۵۸)- را که بقیه برای خدمات دسته جمعی می پردازند به اصطلاح بالا کشیده ایم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۷

۵۹)- *بجز مورد فهرست قدم چهارم دیگر به کجا مراجعه می کنیم؟

۶۰)- با اینکه می توانیم با خواندن قدم چهارم اغلب نام هایی را که برای فهرستمان لازم داریم پیدا کنیم . با این همه باید توجه داشته ۶۱)- باشیم که قدم هشتم تکرار مجدد تراز نامه مـــا نیست . در اینجا مـــا به دنبال اشخاص ، مکانها و موسساتی که بدانها ضرر رسانده ایم ۶۲)- ، می گردیم ، و نه فقط نوع ضرری که به آنها وارد نموده ایم . مثلا تنها به مسئله دروغ گوییمان نمی پردازیم ، بلکه به کدام فرد دروغ ۶۳)- گفته ایم . مافقط دزدی نکرده ایم بلکه از افراد مختلف دزدیده ایم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۸

۶۴)- *آیا ما نیز در این فهرست جای می گیریم؟

۶۵)- بسیاری از ما با این مسئله که چگونه به خودمان هم ضرر زده ایم مشکل داشتیم و هنگامی که بقیه معتادان پیشنهاد کردند نام ۶۶)- خودمان را هم به این فهرست اضافه کنیم متعجب شدیم . عده ای دیگر از ما ، در مورد قبول مــسئولیت ، در رابطه با خودمان افراطی ۶۷)- هستیم ، یعنی یامنکر هرگونه مسئولیتی شده ایم و یا اینکه تمام اشکالاتی را که با بقیه داشتیم به گردن خود انداخته ایم و با صحبتهایی ۶۸)- که بـــا راهنمایان و سایر معتادان می کنیم ، آن برداشت غیرواقعی که از شخصیت خود داریم بـــه تدریج در هم می ریزد و بینشی ۶۹)- حقیقی از خود بدست مـــی آوریم . با کمکی که از این دوستان می گیریم عقاید واقع بینانه ای راجع به اینکه حدود مسئولیت ما در هر ۷۰)- مورد از کجا شروع و در کجا ختم شده پیدامی کنیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۸و۱۲۹

۷۱)- *مفهوم آزار؟

۷۲)- ما نیاز داریم که پیش از تهیه فهرست خود ، مفهوم کلمه آزار را بدانگونه  که مورد نظر قدم هشتم می باشد درک کنیم .
۷۳)- برداشت ذهنی اغلب ما از لغت آزار ، ایجاد دردجسمی می باشد . لیکن آزار رساندن انواع مختلفی دارد : عذاب روانی ، صدمه زدن به ۷۴)- متعلقات کسی و باعث تلف شدن آنها ، ضربه عاطفی درازمدت زدن ، خیانت ، سوء استفاده از اعتماد و غیره . با اینکه ممکن است بگوئیم ۷۵)- اما قصد من هیچگاه این نبود که به کسی آزار برسانم ولی چندان مطرح نیست که نیت ما چه بوده و در هر حال ما مسئول آزارهایی که ۷۶)- به دیگران رسانده ایم هستیم . هرگاه دیگران به نوعی تحت تاثیر عملی که از ما سر زده دچار حالت ناراحتی شده باشند این یک مورد ۷۷)- آزار است.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۹و۱۳۰

۷۸)- *برای درک بهتر مفهوم آزار بهتر است چه کنیم؟

۷۹)- گاهی برای آنکه برداشت واضح تری از چگونگی آزاری که به دیگران رسانده ایم پیدا کنیم ، بی مناسبت نخواهد بود که
۸۰)- خودمان را به جای آنها بگذاریم . اگر بتوانیم بفهمیم که زندگی در کنار شخص لاابالی و بی توجهی مثل ما ، چه بر سر دیگران آورده ۸۱)- است ، در آن صورت جمع آوری اسامی در فهرستمان ، آسانتر خواهد بود.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۰

۸۲)- *علاوه بر فهمیدن مفهوم آزار ، دیگر چه چیز را باید درک کنیم؟

۸۳)- برای انجام این قدم علاوه بر فهمیدن معنی آزار باید معنی جبران خسارت را هم درک کنیم . این قدم به ما نمی گوید که ما
۸۴)- خواستار این شدیم که به مردم بگوئیم متاسفم را شنیده اند که تا ابد برایشان کافی است . در حقیقت ما تمایل پیدا می کنیم که هر کاری ۸۵)- از دستمان ساخته باشد برای جبران خسارتی که وارد کرده ایم انجام دهیم ، بخصوص با تغییر نوع رفتارمان . احتمال دارد مواردی از ۸۶)- گذشته خود پیدا کنیم که ضربهء وارد شده از جانب ما به قدری جدی بوده که گویا قابل جبران نیست . یکی از نمونه های این گونه موارد ۸۷)- ، روابط مان با کسانی است که برای مدتی نسبتا طولانی در زندگیمان حضور داشتند
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۰

۸۸)- *انجام این قدم بروی گذشته ، حال و آینده ما چه تاثیری دارد؟

۸۹)- با آنکه دیگر گذشته را نمی توان تغییر داد ، لیکن نیاز بدان داریم که به آنچه انجام داده ایم ، بنگریم و حقیقت خسارتی را که به ۹۰)- بار آورده ایم ابراز نمائیم . با توجه به اینکه تغییر دادن آنچه که اتفاق افتاده غیر ممکن می باشد ، حداقل می توانیم با تکرار نکردن چنان ۹۱)- اشتباهاتی ، جبران خسارت خود را شروع کنیم چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۱

۹۲)- *مفهوم فروتنی این قدم؟

۹۳)- پذیرا شدن آزارهایی که به دیگران وارد نموده ایم ، تاسف خوردن از صمیم قلب و تمایل داشتن به اینکه هر چه را که لازم ۹۴)- باشد برای تغییر یافتن به عمل درآوریم سلسله مراحل مشکل و دردناکی است . ما از این رنج و تعبی که می کشیم ترسی به خود راه ۹۵)- نمی دهیم چرا که همین ابراز حقیقت هاست که به مـــا کمک میکند تا به بیداری روحانی خود ادامه بدهیم . بسیار ساده بگوئیم ، هنگامی ۹۶)- که آزارهایی را که به دیگران داده ایم قبول می کنیم ، همین امـــر باعث بیشتر شدن فروتنی مـــا می شود . زمانی کـــه از اعماق قلب ۹۷)- ابراز تاسف می کنیم ، ایـــن شاهدی بـــر آن است کـــه خود محوریمان کمتر شده است . وقتی که حاضریم برای تغییر هر کاری بکنیم ۹۸)- ، این دلیل بر آن است که روحیه جدیدی در ما ایجاد شده است.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۱

۹۹)- *تمایل این قدم و نحوه جبران خسارت از نظر این قدم ؟

۱۰۰)- نوشتن فهرستی برای جبران خسارت ، به خودی خود باعث خواهد شد که در ما تا حدودی ایجاد تمایل برای انجام این کار ۱۰۱)- بشود و به هر صورت به ما موقعیتی ارائه می کند که طی آن  با آزارهایی که به دیگران وارد کرده ایم روبرو شویم . بعضی از ما بعد ۱۰۲)- از اینکه اسم شخصی را که به او آزار داده ایم ، نوشتیم و در برابر آن نوشتیم که چگونه به او آزار رسانده ایم ، مختصری نیز در ۱۰۳)- مورد اینکه چگونه قصد داریم از وی جبران خسارت کنیم می نویسیم . نوشتن این چگونگی جبران ، معمولا باعث بیشتر شدن تمایل ما ۱۰۴)- می شود ، چرا که طی آن می بینیم که در ما قابلیت هایی نیز برای جبران خسارت وجود دارد.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۲

۱۰۵)- *اگر دچار افکار مخرب شده ایم چه باید بکنیم؟

۱۰۶)مامی خواهیم برای جبران خسارت تمایل پیدا کنیم و هر آنچه را که می توانیم برای بدست آوردن این تمایل انجام می دهیم . ۱۰۷)- اگر متوجه شویم که بـــا خودمان درگیر توجیه و جر و بحث شده ایم و یـــا در حال ارزیابی خود هستیم کـــه دقیـــقا چقدر تمایل برای فلان ۱۰۸)- جبران باید از خودمان نـــشان بدهیم ،‌هـــرچه سریعتر این افکار غیر سازنده را با دعا کردن از ذهنمان خارج می کنیم . اگر هـــنوز هـــم مردد ۱۰۹)- باشیم ، تا حد ممکن کوشش می کنیم . در اینـــجا بازیابی مـــا مطرح است و اگر بخواهیم بازیابی مـــان ادامه پیدا کند ، باید به هر شکل ممکن ۱۱۰)- جبران ها را به انجام برسانیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۳

۱۱۱)- *نقش تمایل و دعا در این قدم؟

۱۱۲)- ما از خداوند درخواست می کنیم تا به ما کمک کند که برای جبران نمودن تمایل پیدا کنیم . هنگامی که برای بدست آوردن ۱۱۳)- تمایل دعا می کنیم رابطه مان با خداوند بدان گونه که او را درک می کنیم چند قدمی نزدیکتر می شود.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۳

۱۱۴)- *نقش تعهد در انجام این قدم؟

۱۱۵)- تعهدی کـــه نسبت به بازیابی خود داریم شامل این نیز می شود که ما باید تمام کارهایی را که برای بازیابی مان لازم هستند ۱۱۶)- به انجام برسانیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۳

۱۱۷)- *دیدگاه و مسئولیت پذیری این قدم؟

۱۱۸)- یک نیروی برتر در زندگی ما مشغول فعالیت است و ما را برای آنکه قادر به خدمت به دیگران بشویم آماده
۱۱۹)- می سازد.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۳

۱۲۰)- *چه چیزهایی ما را آماده می سازد؟

۱۲۱)- ما دیدگاه تازه ای از زندگی پیدا کرده ایم و می دانیم که مسئول اعمال خودمان هستیم . دیگر دائما افسوس آزارهایی را که در ۱۲۲)- گذشته به دیگران داده ایم نمی خوریم ، همین که خیلی ساده بفهمیم چقدر جدی مردم را اذیت کرده ایم ، از صمیم قلب برای ناراحتی که ۱۲۳)- ایجاد کرده ایم متاسف باشیم و در صدد باشیم به آنها بفهمانیم که آرزو داریم بتوانیم بدی هایمان را جبران کنیم کلید رهایی ما از ۱۲۴)- گذشته است . با اینکه هنوز کار زیادی برای ایجاد صلح با دیگران در پیش داریم  اما حقیقت آن است که راه زیادی برای ایجاد آرامش ۱۲۵)- در خودمان پیموده ایم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۴

۱۲۶)- *نتیجه :

۱۲۷)- مسئولیت اشتباهات خود را روشن بینانه بر عهده بگیریم.

۱۲۸)- همیشه در افکار خود جایی برای پذیرش خطای خودمان و روش جبران آن داشته باشیم.

تصاویری که می‌بینید از مجله دانشمند سال‌های ۴۷ و ۴۸ شمسی گرفته شده‌اند:

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

 

تصاویری که می‌بینید از مجله دانشمند سال‌های ۴۷ و ۴۸ شمسی گرفته شده‌اند:

 


هنوز واژه کامپیوتر روتین نشده بود و بیشتر از کلمه مغز الکترونیکی استفاده می‌شد.
یکی از نخستین مقالات ترجمه شده ایزاک آسیموف در مجلات ایرانی

 

 

 

 


یکی از طرح‌های جاه‌طلبانه‌ای که هیچگاه عملی نشد. طرح ایجاد دریاچه در کویرهای با ایران با پمپاژ آب از خلیج فارس و دریای عمان با نیروی اتمی

 

 


دانشمند خبر از اکران فیلم راز کیهان در تهران می‌دهد

 

 


جالب است که آن موقع هم بر سر مونوریل یا مترو، بحث بود!

 

 


کسی می‌داند اولین بار چه سالی خودپرداز به ایران آمد؟

 


پس زده شدن یا رد پیوند مانعی جدی بر سر پیوند


سال‌هایی که ار فرط تبعیض سیاهان ترجیح می‌دادند سفید شوند!


شاید روزی جنس چینی هم مترادف با محصول باکیفیت برای ما شود.


رژیم شیمی درمانی در آن سال‌ها

 

تفاوت عشق و هوس

ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

تفاوت عشق و هوس

۱ – عشق معطوف به غیر از خود است. در حالیکه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را مقایسه کنید: – ( من) دوستت دارم – ( من) برات می میرم – (برای من) هیچکس مثل تو نمیشه – ( من ) همیشه به فکر توام -( من) را فراموش نکن – ( من ) از تو رنجیدم در حالیکه در عشق، توجه به حالتها و لذتهای خود نیست. و خواست و شرایط معشوق جایگزین خودخواهی فرد می شود. جمله معشوق است و عاشق پرده ای زنده معشوق است و عاشق مرده ای ۲ – هوس پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است، مثل نیاز به آب، نیاز به اکسیژن ، نیاز به غذا. ولی عشق فراتر از یک چنین نیازی هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشکوفایی فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمی کند، کوچک نمی کند. عشق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل می شود. شاید در فیلم ها دیده و شنیده باشید که فردی می گوید« من عشق را گدایی نمی کنم». هر چه جز عشقست، شد ماکولِ[۱] عشق دو جهان یک دانه پیش نَولِ[۲] عشق دانه یی مر مرغ را هرگز خورَد؟ کاهدان مر اسب را هرگز چَرَد[۳]؟ ۳ – عشق محدود کننده و زندانی کننده معشوق نیست. عشق آزاد کننده است. اگر فردی را مجبور کنیم که همه علائق ، سلیقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و فقط به ما بیندیشد، او را محدود به خودمان کرده ایم، نه اینکه عاشق خودکرده باشیم. در واقع این عشق نیست، این یک هوس است و ما را وابسته به شخص دیگری نموده است. آنکه او بسته غم و خنده بود او بدین دو عاریت زنده بود باغ سبز عشق، کو بی منتهاست جز غم و شادی درو بس میوه هاست عاشقی زین هر دو حالت، برترست بی بهار و بی خزان ، سبز و ترست در نگنجد عشق در گفت و شنید عشق، دریایی ست قعرش ناپدید. ۴ – عشق با بدبینی و سوء ظن همراه نیست. عشق یک اعتماد است. یک اطمینان است و پس از شناخت رفتار، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت یک آگاهی عمیق به وجود می آید. لذا ابتدا اعتماد به وجود می آید و بعد عشق منعقد می شود. بعضی ها می پرسند «باید اول عاشق شد بعد ازدواج کرد یا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد؟!» در جواب باید گفت: اگر بعد از ازدواج بخواهی عاشق بشوی که کار از کار گذشته است و آن فرد هر خصوصیت یا رفتار و یا افکار و احساسی که داشته باشد، باید تحمل کنید، نام این عشق نیست. از طرف دیگر بدون بررسی ، شناخت ، تحقیق و ارتباط رسمی چگونه می توان عاشق فردی شد تا در پی آن ازدواج کرد؟ ( یعنی روش عاشق شدن قبل از ازدواج چگونه است) خلاصه اینکه، طی یک فرایند رسمی که خانواده ها در جریان هستند، و ارتباطات شما آشکار و شفاف هست. با مشورت و بررسی شما و خانواده هایتان از فرد مقابل آگاهی به دست می آورید، تناسب رفتارها، نقاط ضعف ، احساسات و افکار یکدیگر را می سنجید و سایر معیارهای مطلوب را دقیقا ارزیابی می کنید. بدیهی است که اگر این موارد مثبت باشد خواه ناخواه شما عاشق فرد می شوید( نه هوس پیدا کنید). اما هوس اینست که معمولا به صرف مجاورت ایجاد می شود. همکلاسی، هم محله ای، همکار، فامیل و …، می بینید، خنده ها و عشوه هایش را حس می کنید، شیطنتها ، بازیگوشی ها، و کلاس گذاشتن هایش را نظاره می کنید، به دلتون می افتد که عاشقش هستید و با خیالات مستمر از او غولی می سازید که فقط بعد از ازدواج شکسته می شود و واقعیت آن روشن می شود. معمولا چنین دو نفری به جای شناخت یکدیگر، انرژی خود را صرف احساسات یکدیگر می کنند، دل میدهند و قلوه می گیرند، هر روز به تعداد زیادی برای یکدیگر می میرند، یا حداقل غش می کنند و تعارفات کلاس بالا نصیب هم می کنند، از وجود یکدیگر ممنون می شوند، از هم زیاد تشکر می کنند، با مطالعاتی که در مورد مخ زنی دختر یا پسر در اینترنت یا ….آموخته اند سعی می کنند طرف مقابل را شیفته خود سازند ( به هر قیمتی)به هم زیاد کادو می دهند، متون ادبی جالب ، آهنگهای احساس نواز، و مبالغه های غیر عقلانی به یکدیگر پیشکش می کنند، کم کم نقش پدر، مادر، دوستان، همکاران و … را حذف کرده و همه را یک جا به محبوب خود پیشکش می کنند، و وقت خود را یا با او پر می کنند یا با خیالات او سر می کنند و در خیالات خود او را تک ستاره ای می دانند که آسمان قلب آنها را نورانی می کند، بدون او زندگی معنی و مفهوم و شور خود را از دست می دهد. او یک انسان نیست، یک فرشته است، او هیچ عیبی ندارد، و فقط و فقط مهر و عشق و صفا و نقاط مثبت است. تصور از دست دادن او ، کابوسی وحشتناک هست. مفعول شعرهای تمام ترانه های شاد و غمناک به نوعی به محبوب آنها بر می گردد، واینگونه این احساسات غیر قابل کنترل می شود ، در حالیکه عشق همانطور که گفته شد، فرایند مشخصی از آگاهی می باشد. منظور این نیست که از احساس تهی باشد، نه ، اما احساس یکی از پارامتر های مهم در کنار پارامترهای آگاهی هست که نمی تواند جای خالی دیگر خصیصه ها را پر کند. احساس انفجار آمیز در رابطه ها منجر به تحریف واقعیت ها شده و آنقدر آب را گل آلود می کند که خود فرد به هیچ وجه قادر به شناخت صحیح طرف مقابل خود نیست. و پس از فروکش کردن احساست، پس از ازدواج ، تفاوت میان خیالات خود و واقعیت ها را درک می کنند. ۵ – عاشق، خود را ملزم می داند که حریم عشق و معشوق را رعایت کند و هنجارها را به نفع لذت خود نمی شکند. عاشق در پی کام گرفتن از معشوق، پیش از آنکه این حریم کامل و رسمی شود، نیست. باید کانون خانواده شکل گیرد و انعقاد پیمان زناشویی انجام پذیرد و طرفین مسئولیت زندگی و تعهد کامل را نسبت به هم بپذیرند. هر گونه خلوت، لمس و ارتباطی که جنبه لذت جویی داشته باشد (قبل از تعهد کامل زناشویی و در چارچوب قانون)، صرفا آسیب پذیری عشق را به همراه دارد و این آزمایش کردن عشق نیست، بلکه سیراب کردن هوس و عطش شهوانی است. عشق هایی کز پیِ رنگی بُوَد عشق نَبوَد ، عاقبت ننگی بود ۶ – چنین مواردی از نشانه های هوس هستند: زودرنجی، قهر و آشتی ، دل خوری، نگرانی، تردید ، عجله در به نتیجه رسیدن، امروز و فردا کردن، زبان بازی کردن، با چند نفر ارتباط صمیمی وعمیق عاطفی گرفتن، رویاپردازی در مورد فرد، چشم پوشی از نقاط ضعف آن شخص و … ، همه از نشانه های هوس است، در حالیکه عشق ، قامتی رعناتر، بزرگتر ، قوی تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر آرامش بخش است و نگرانی از درست رفتن، ندارد. عشق هایی که نگرانی آفرین، اضطراب آور و دمدمی مزاج و به ظواهر فرد بستگی دارد، همان هوسها هستند که « محور من» در آنها قوی است . یعنی فرد همه چیز را برای خودش می خواهد ، نه معشوق هر که را جامه ز عشقی چاک شد او ز حرص و جمله عیبی پاک شد شاد باش ای عشقِ خوش سودای ما ای طبیبِ جمله علت هایِ ما ای دوایِ نخوت و ناموسِ ما ای تو افلاطون و جالینوس ما جسمِ خاک از عشق ، بر افلاک شد کوه، در رقص آمد و چالاک شد ۷ – عشق پیش نیاز لازم دارد. یعنی فرد باید رشد کند و از مراحلی بگذرد تا نوبت به عاشق شدن برسد. کسی که هنور با والدینش درگیر است، سازگاری با همکاران ندارد، رابطه صمیمانه ای با دوستانش ندارد. افسرده و مضطراب است، تصمیم های مهمی در زندگی نگرفته یا به اجرا در نیاورده است، از این شاخه به آن شاخه می پرد، هدف زندگی خود را شفاف ترسیم نکرده است. و حتی در انتخاب هنجارها به انتخاب ثابتی برای وضع ظاهری ، پوشش و نحوه رفتارش نرسیده است و مردد بوده و روز به روز شکل به شکل می شود و هویت خود را نیافته است، مانند کودک پیش دبستانی است که برای اردو به دانشگاه رفته باشد، او هرگز نمی تواند در نقش دانشجو باشد. حتی اگر بر روی صندلی های دانشگاه بنشیند. لذا عشق پس از بلوغ عاطفی ، بلوغ اجتماعی، بلوغ فکری، بلوغ روانی و …، پیدا می شود، در غیر این صورت فقط هوس خامی بیش نیست. ۸ – عشق باید یک وحدت و یکپارچگی بین شما ، افراد و همه هستی ایجاد کند. اگر رابطه دختر و پسری، با پنهان کاری، تعارض ، درگیری با دیگران، احساس گناه، اضطراب، تردید، و قطع روابط اجتماعی با دیگران، مشکل در شغل ، تحصیل ، روابط خانوادگی و …، همراه هست باید مطمئن شد که هوس، خود را به جای عشق به آنها معرفی کرده است. و چنین شروعی برای رابطه، پایان هایی به مراتب دردناکتر و فجیع تر به همراه دارد. در نگنجد عشق در گفت و شنید عشق، دریایی ست قعرش ناپدید

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها