تاملی بر راهکارهای خوشبختی

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

تاملی بر راهکارهای خوشبختی

 

الف)مسوولیت پذیری کامل
اگر در جامعه ای افراد ,دیگران را از پدر و مادر گرفته تا دولت /عامل شکست و عدم پیشرفت خود بدانند/انسانهای خوشبخت هرگز دیگران را مسوول اشتباهات خود ندانسته و مقصر نمی شمارند. آنان حتی در ذهن خویش هم چنین نمی اندیشند و شعارشان این است:((اگر باید ترقی کنم پس جوابگوی رخدادهای آن نیز هستم.))

آنها معتقدند موقعی که می گویید کسی یا چیزی شما را از خوشبختی بازمی دارد/در حقیقت توان خود را نادیده می گیرید/ مثلا به طرف مقابل تان می گویید :( (تو بیشتر و بهتر از من می توانی زندگی ام را مهار کنی.))

“لس براون” را در نظر بگیرید.او بچه ای سر راهی بود ودردوران کودکی برچسب “عقب مانده ذهنی آموزش پذیر ” به وی زدند. بنابراین دلایل زیادی بری از کف دادن امیدش داشت/لیکن زمانی که یکی از دبیران دبیرستان به وی گفت:((نظر دیگران درباره تو واقعیت ندارد/فهمید که که آینده به دست های خودش سپرده شده و راهش را چنان ادامه داد تا اینکه یکی از قانونگذاران ونویسندگان ایالت اوهایو گردید وامروزه به عنوان یکی از سخنرانان برجسته انگیزه دار امریکا ساعتی حدود بیست هزار دلار درآمد دارد.

“براون” متوجه شد مهار عواملی همچون طبیعت/ گذشته و دیگران از عهده انسان خارج است ولی او قادر است بر اندیشه ها وکنش های خویشتن مسلط گردد. پذیرش مسوولیت زندگی خودتان یکی از نیروبخش ترین شیوه هایی است که می توانید به کار بندید.

ب)هدفمند زندگی کنید

شاید مهم ترین عاملی که آدم های موفق را از بقیه متمایز می سازد/ این است که زندگی آنان “هدفدار” می باشد. آن چیزی را انجام می دهند که معتقدند به خاطرش چشم به جهان گشودند. به قول وان دایر / نویسنده اثر پر فروش ((اشتباهاتی که در زندگی مان مرتکب می شویم)):((مهمترین عامل برای یک انیان کاملا وظیفه شناس /هدف داشتن در زندگی است.))حیات بدون هدف/ مترادف است با گذرانیدن روزگار با کمترین تلاش. هنگامی که با هدف زندگی می کنید /انگیزه اصلی این است که کارها را به خوبی انجام دهید.به کارتان علاقه مند می باشید و آنرا نشان میدهید.

در این صورت مردم نیز تمایل دارند که با شما همکاری نمایند چون تعهد و التزامتان را درک می کنند.
چگونه می توان هدفدار زندگی کرد؟ با یافتن هدف/ اعتقاد داشتن به آن و برنامه ریزی جهت تمرکز فعالیت ها و عملکردها در اطراف آن می توان جهت رسیدن به هدف تلاش کرد. مایک فری فروشنده لوازم صوتی به تدریج دریافت که مشاوران املاک (دلالان معاملات ملکی ) برای افزایش مهارت های فروش زمین به کمک نیازمدند. پس از فرصت استفاده کرد و سازمان مایک فری را که یک شرکت آموزشی جهت صاحبان صنعت معاملات املاک بود ‍/ دایر کرد.

در حال حاضر شرکت وی بابت فروش سالانه/ بیش از بیست میلیون دلار درامد دارد.

ج)برنامه ریزی کنید
کوشش برای دستیابی به اهداف/ بدون طرح نقشه / مثل رانندگی از شهردیگر بدون نقشه راهنماست.
برایان تریسی/ یکی از کامرواترین مربیان فروش /نویسندگان و سخنرانان آمریکا خاطر نشان می سازد:((هدف هایی که نگاشته نمی شوند/ به هیچ وجه هدف به شمار نمیروند/ بلکه صرفا خیال پردازی اند با دسترسی به یک نقشه راهنما می توان از مسافرت لذت برد و در کوتاه ترین زمان ممکن خود را به مقصد رسانید.

د)برای هر چیز ارزش قایل شوید
دوست دارید خانه ای بزرگ /خودرویی جدید ومیلیون ها دلار پول داشته باشید/ولی مشکل این جاست که همه چنین آرزوهایی را در بر می پرورانند. اما افراد موفق درمی یابند که برای تحقق بخشیدن به این قبیل رویاها تا چه حد باید تلاش کنند و سپس آن آرزوها را عملی سازند. به این ترتیب آنها به سبب تلاشی که به منظور ستیابی به هین آرزوها هنجام می دهند/هرگز لب به شکوه نمی گشایند.

پشت گوش چپ لس براون یک کاموس استخوانی۱ بوجود آمده /چرا؟

وی شرح می دهد :( (وقتی که تصمیم گرفتم سخنرانی هایم را شروع کنم/ هیچ صلاحیت/شهرت/

اعتبار و تجربه ای نداشتم. بنابراین مجبور شدم به اشخاص زیادی تلفن کنم.بعضی وقتها در یک روز به بیش از صد نفر زنگ می زدم و از آنان می خواستم فرصتی به من بدهند تا برای گروهشان سخنرتنی کنم. در واقع این کال استخوانی میلیونها دلار می ارزد!))

و)کارشناس و ماهر شوید
یکی از عوامل موثر و جالب توجه در سخنرانان ماهر/انگیزه خارق العاده آنان برای “بهتر بودن” است که به منظور پیشبرد وبهبود مهارت هایشان تقریبا از انجام هیچ کاری روی بر نمی تابند.

((پاتریشا فریپ)) زمانی که راه کارهای نیل به کامیابی را به بیش از پانصد نفر مدیر اجرایی توضیح می داد/ اظهار می داشتکه جهت پیشرفت مهارت های گفتاری اش یک کارگاه تاسیس کرد و یک مربی به کار گمارد تا در این رهگذر به وی یاری رساند فیلم آن صحنه ها را نیز به دیگران نشان می دادتا همگان شاهد باشند که وی چگونه توانایی هایش را بهبود بخشیده است.
چنانچه کسی از شما موقع کار فیلمبرداری کرده وآنان را برای دیگران پخش کند/چه احساسی به شما دست می دهد؟ آیا به این کار مباهات می ورزید یا ناراحت می شوید ؟ اگر آشفته می گردید

از همین امروز تصمیم بگیرید بر تلاشتان چنان بیفزایید تا در کار و رشته خود بهترین شوید.
درباره زندگی و شرح حال انسانهای موفق به مطالعه بپردازید تا دریابید که بهترین ها به چه اعمالی مبادرت می ورزند و شما هم چنین کنید.

ه)هرگز تسلیم نشوید
شاید این جمله مبهم باشد لیکن وقتی که واقعا به هدفتان متعهد و پایبند باشید/ حق تسلیم شدن ندارید/باید تصمیم بگیرید هر کاری را برای رسیدن به هدفتان / انجام دهید.در طول روز هر قدر وقت دارید / برای به دست آوردن اهداف و تحقق رویاهایتان صرف کنید. از خود بپرسید :( (آیا کاری را که حالا صورت می دهم /مرا به هدفم نزیک می کند؟)) و گرنه که ضرورت دارد.

نقش فعالیتهای بدنی در درمان اعتیاد

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

نقش فعالیتهای بدنی در درمان اعتیاد

اعتیاد در مراحل نسبتا پیشرفته خود سبب می گردد تا فرد معتاد انسانی بی هدف و بدون برنامه شده ساعت های خواب و بیداریش نامنظم شود اینکه چه بخورد چه بپوشد دیگر برایش مهم نیست این موضوع که چه کار انجام دهد و کجا برود اهمیتش را ازدست می دهد لذا لازم است فرد ترک کرده با کمک خودش برنامه ریزی وهدفش را تعیین کند زیرا نداشتن برنامه مشخص موجب سرگردانی فکری فرد شده و این خود عاملی جهت عوداعتیاداست

فردی که اعتیاد را ترک کرده باید برنامه روزانه اش را مشخص باشد مثلا در اوایل جهت تقویت جسم و یا پرورش عضلات و اندام ها برنامه ریزی کند در ورزش های صبحگاهی شرکت کرده و راهپیمائی ساده و یادویدن ملایم داشته باشد و یکی از راههای اساس جهت مبارزه با کسالت بی حوصلگی در معتادان ورزش کردن وفعالیتهای بدنی هدف دار و یا پرداختن به کار و تفریحات سالم است پس باید فعالیت های بدنی را هدف دار نمود و مرتبا تغییرات جسمانی که در حقیقت نشان دهنده بهبودی بیشتر است کنترل نمود فرد ترک کرده باید روز به روزشاداب تر و سر حال تر گردد پرداختن به کار تفریح در مناطق ییلاقی و خوش آب وهوا همچنین قدم زدن درپارک ها فضای سبز و باغ ها رفتن به سینماها و نمایشگاها باز دید ازبستگان و دوستان سبب می گردد فرد معتاد ترک کرده مجددا با افراد جامعه و فعالیتها و تفریحات موجود در آن آشتی کرده و در کنار دیگران بودن به او کمک می کند تا بتواند دوره درمان را بهتر طی نموده و رفته رفته به زندگی عادی برگردد و فرد قادر خواهد بود زندگی وکارها را بدون مصرف مواد مخدر انجام دهد و این اولین احساس مثبت در بیماراست که باعث تداوم و استمراربهبودی در وی خواهد شد

مخالفت بدون ناسازگاری را بیاموزیم

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

مخالفت بدون ناسازگاری را بیاموزیم
لازم نیست تمام انسان ها با یکدیگر هم عقیده باشند. تفاوت بخشی از زندگی طبیعی است. اما می توان با تدبیر این مخالفت ها را دلنشین کرد.
همواره به یاد داشته باشید صرف اینکه با کسی هم عقیده نیستید دلیل ندارد که با او دشمن بوده و از یکدیگر کینه داشته باشید. می توان با افراد روابط محبت آمیزی داشت اما در عین حال با برخی از عقایدشان مخالف بود. یکی از شیوه ها در چنین شرایطی این است که هدف نهایی را بر دوستی پایه گذاری کنیم. یعنی در مورد مسائلی که می دانید با طرف مقابل اختلاف عقیده دارید با او صحبت نکنید تا مجبور نشوید با بحث و مجادله او را متقاعد کنید.
وقتی با فردی مثل همسرتان بر سر تربیت فرزند یا هر مسئله دیگری اختلاف نظر دارید به جای اینکه هر یک سعی در به کرسی نشاندن حرف خود داشته باشید بهتر است با همدلی به وی بگویید: «می دانم که هر دو موافقت و مصالح کلی خانواده را می خواهیم فقط از شیوه ها و راه های مختلف به آن می رسیم. پس می توانیم راه های گوناگون را مورد بررسی قرار دهیم تا بهترین را انتخاب کنیم» نه اینکه مرتب غر زده و بداخلاقی کنیم تا طرف مقابل هم در لاک دفاعی فرو رفته و پافشاری بیشتری بر سر عقیده خود کند.
دقت داشته باشید که هر انسانی طرز تفکر خاص خود را دارد و نمی توان عقیده خود را به کسی تحمیل کرد. اگر هم چنین شود کوتاه مدت است و دوام ندارد. پس گاهی اوقات که رفتار یا گفتار طرف مقابل شما را می آزارد با تدبیر موضوع بحث را تغییر داده و به سمتی ببرید که هر دو بی طرفانه صحبت کنید. خواهید دید که پس از چند دقیقه آرامش لازم دوباره حاکم خواهد شد.

دوست عزیزم :

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

دوست عزیزم :
پرنده مهربان،
داستان بغایت زیبا و عبرت آموز و پند آمیزت را خواندم.
ابراز وجود فراتر از اینان اگر در نظر بگیریم ،
ابراز وجود یعنی نشان دادن خصلتهای والای انسانی
دوست داشتم بجای قدم سوم که خود را به نیروی برتی که خصلتهای کمبودی مرا دارد ، خود را به انسانی که معیارهای عالی مورد نیاز مرا دارد بسپارم تا بتوانم با او راحتتر رابطه برقرار کنم .
من امروزه از تمام قدیسین و تمام کسانی که به نوعی در ابرهای صورتی و زرد و سبز پرواز می کنند دوری می کنم ، نه به این خاطر که آنان را با سنگ باید زد زیرا که من نمی توانم آنان را به خاطر خصلتهای خاص فرا انسانی که دارند نمی توانم با سنگ محک انسانی بسنجم.
رابطه من با حضرت آدم به مراتب بهتر است تا با حضرت ابراهیم که جنس نسوز دارد و یا حضرت عیسی که در دامان مادر خود سخن می راند.
امروزه من برای اینکه بتوانم به معیارهای والای آدمیت برسم باید انسان باشم ، و باید بتوانم از اطرافم درس بیاموزم نه اینکه بترسم که من در آن ابعاد نیستم پس باید بسوزم و بسازم و یا خودم را به نحوی حذف نمایم.
من امروزه می توانم با ابراز وجود کردنم باشم ، یاد بگیرم ، به کار ببندم ، و از آنان به عنوان ابزار های انسانی استفاده کنم.
همیشه صحبت کردن راجع به بزرگان لذت بخش ولی درباره خودمان همراه با ترس و وحشت و ندامت و پشیمانی است . چرا؟
آیا این منی نیستم که باید باشم؟
آیا این رفتارهای من با دیگران آنقدر تفاوت دارد که نمی توانم خودم را به آنان همسنگ نمایم؟
تمام اینان مطالب هستند که هر موقع تنها در گوشه بنشینم و به دور از غوغا به درون خودم نگاه بیاندازم می توانم با آنان رابطه برقرار کنم.
می توانم از خود بودنم در بیایم و نور افکنی را که بروی دیگران انداخته ام و به محسان آنان با دیدگان حسرت بار چشم می دوزم ، به خود خودم نگاهی هرچند ناقص ، هر چند کوتاه ، هر چند اندک بیاندازم تا بتوانم ابراز وجود نمایم.
من امروز نیازمند ابراز وجودم تا بتوانم رشد کنم.
من امروز نیاز مند ابراز وجودم تا بتوان انسان باشم.
و فراتر از این احوالات.
من نیازمند ابراز وجودم تا در حقیقت بتوانم باشم.
امروز ابراز وجودم را با دوست داشتن تو آغاز می کنم ،
تویی که همچون من با زمین خاکی در تماس تماس هستی.
تویی که همچون من خود را با اشتباهات انسانیت به درب و دیوار می کوبی تا بتوانی خودت را ابراز نمایی.
دوستت دارم ، پرنده عزیز ، دوستت دارم محمد حسین ، دوستت دارم شاخه گل رز ، و دوستت دارم ایلیای بابا.
قربانتان و فدای تک تک شما.
رضا – بیل

کج خیالی

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

کج خیالی
بسیاری از ویژگیهای طرز تفکر معتادوار در هم وابسته‌ها هم دیده می‌شود چون سرچشمه یکسانی دارند: کمبود عزت نفس .
بسیاری از مشکلات عاطفی که منشأ جسمانی ندارند به طریقی ناشی از کمبود عزت نفس است. منظور از کمبود عزت نفس، احساس هایی منفی است که انسانها نسبت به خودشان دارند ووجود آنها هیچ دلیل واقعی و موجهی هم ندارد به عبارت دیگر همانطور که کج خیالی بعضی آدمها در مورد خودشان منجر به توهمات خود بزرگ بینانه می‌شود کمبود عزت نفس در بعضی دیگر توهم بی لیاقتی بی ارزشی و احساس حقارت به وجود می‌آورد شگفت آن که این احساسات خود کم بینانه معمولا در افرادی شدید است که از با استعدادترین آدمها هستند .
هر قدر تصور ما از خودمان نادرست باشد به همان نسبت در زندگی مستعد ناسازگاری هستیم ما تنها در صورتی می‌توانیم خود را با واقعیت  وفق دهیم که درک درستی از آن داشته باشیم بخش عمده‌ای از واقعیت را ما خود خلق می‌کنیم و اگر دیدی غیر واقع بینانه داشته باشیم واقعیت را تحریف کرده‌ایم .من تا به حال به هیچ الکلی یا معتادی برنخوردم که پیش از روی آوردن به مصرف مواد اعتیاد آور احساس حقارت نداشته باشد آ ن ها گاهی در همه ابعاد زندگیشان احساس بی قابلیتی و بی ارزشی می‌کنند وگاهی ممکن است در حوزه تخصصی خودشان بسیار احساس شایستگی کنند ولی به عنوان انسان، همسر شریک یا پدر یا مادر احساس بی صلاحیتی و بی ارزشی داشته باشند.
واکنش برخی مردم در برابر کمبود عزت نفس امکان پناه بردن به مواد اعتیاد آور برای گریز از تنشها و مشکلات زندگی است و برخی دیگر با هشیار ماندن و کنترل کردن معتاد یا تحمل رنجی که از مصرف کردن او می‌برند احساس قابلیت و با ارزش بودن می‌کنند

ابراز وجود

چند سال قبل استادی برای جمعی از دانشجویانش در دانشکده روان ‌شناسی با موضوع “ابراز وجود” صحبت نمود.

او سوالی مطرح کرده و از دانشجویان پرسید : آیا به خود حق زندگی کردن می‌دهند؟ همه دست‌هایشان را به علامت تأیید بلند کردند. بعد خواست کسی داوطلبانه او را در نشان دادن موضوع مورد بحث کمک کند، مرد جوانی به جلو کلاس آمد. به او گفت : لطفاً رو به روی کلاس بایست، چند بار این جمله را با صدای بلند بگو “من حق  زندگی کردن دارم”. بعد این عبارت را با صدای آهسته بیان کن. ببین چه احساسی پیدا می‌کنی؟ در حالی که تو این کار را می‌کنی سایر دانشجویان کلاس باید قضاوت کنند که آیا حرفت را باور می‌کنند یا نه.

مرد جوان دست‌هایش را به کمر زد و به طرزی خصمانه گفت : من حق زندگی کردن دارم. طوری گفت که انگار خودش را برای مبارزه‌ای آماده می‌کرد. با هر تکرار حالت  خشمگینانه‌تری به خود می‌گرفت. استادش به او گفت : کسی با تو سر نزاع و یا مخالفت ندارد. می‌توانی جمله‌ات را به شکل غیر تدافعی بیان کنی؟ امّا نمی‌توانست، صدایش نشان می‌داد که حمله‌ای را پیش‌بینی می‌کند . کسی حرفش را باور نکرد.

بعد زن جوانی آمد و با صدای ملایم و در حالیکه لبخندی می‌زد، ابتدا از سایر دانشجویان عذرخواهی کرد و گفت: “من حق زندگی کردن دارم”. کسی حرف او را هم باور نکرد.

کس دیگری آمد. به نظر متکبر و خود‌خواه می‌رسید، حالت بازیگری را داشت که می‌خواهد نقشی ایفا کند.

دانشجویی در مقام اعتراض گفت: آزمون منصفانه‌ای نیست. این دانشجویان خجالتی هستند، عادت ندارند جلو بقیه حرف بزنند. استاد او را صدا زد و از او خواست به جلو کلاس بیاید و خیلی ساده بگوید: “دو به علاوه دو می‌شود چهار”. دانشجو این جمله را به راحتی و با اطمینان ایراد کرد. سپس استاد رو به او کرده، گفت : “حالا بگو من حق دارم که زندگی کنم”. لحن صدایش تغییر کرد به نظر نامطمئن می‌رسید.

دانشجویان جملگی خندیدند. دانستند گفتن “دو به علاوه دو می‌شود چهار” ساده است، امّا ابراز وجود کردن و از حق زندگی کردن حرف زدن آنقدرها هم کار ساده‌ای نیست.

استاد پرسید: “جمله من حق زندگی کردن دارم” چه مطلبی را به شما القا می‌کند؟ یک دانشجو گفت :این عبارت بیشتر حالت روانی دارد، امّا چه معنایی دارد؟ معنایش این است که زندگی من متعلق به من است. دانشجوی دیگری گفت: منظور این است که حق دارم کارهای مربوط به خودم را شخصاً انجام دهم و درباره آن‌ها تصمیم بگیرم. دانشجوی دیگری اضافه کرد: منظور این است که پدر و مادرم درباره طرز زندگی من تصمیم‌گیری نکنند. دانشجوی دیگری گفت : منظور این است که هروقت بخواهم می‌توانم جواب “نه” بدهم. دانشجوی بعدی گفت: منظور این است که باید به منافعم احترام بگذارم. منظور این است که آنچه را می‌خواهم مهم است. منظور این است که می‌توانم هر چه را به نظرم درست می‌رسد بگویم و انجام دهم. منظور این است که می‌توانم به میل خود رفتار کنم.
این‌ها بخشی از معانی خصوصی بودند که دانشجویان برای عبارت “من حق دارم زندگی کنم” در نظر گرفتند. با این حال نمی‌توانستند این عبارت را محکم و با قاطعیت در حضور سایر دانشجویان ابراز کنند. این‌گونه بود که استاد باب سخنانش با آنها را آغاز کرد.
ابراز وجود یعنی چه؟
ابراز وجود کردن یعنی احترام گذاشتن به خواسته‌ها، نیازها و ارزش‌های خود.

ابراز وجود کردن به معنای روی پای خود ایستادن، حرف خود را زدن و خود بودن است، بدین معناست که به خود در همه زمینه‌های انسانی احترام بگذاریم.
ابراز وجود کردن سالم مستلزم “نه” گفتن در وقت مناسب خود است، امّا باید به کیفیت این نه گفتن توجّه داشت. زندگی اگر سراسر در نه گفتن و نشان دادن رفتارهای منفی خلاصه شود، تلف کردن اوقات گرانبهای عمر است. نشانه ی تاسف و یک تراژدی است. ابراز وجود کردن به معنای صحبت کردن از ارزش‌های خویشتن است. و بدین مفهوم با انسجام و همیّت رابطه دارد.
ابراز وجود کردن با اندیشیدن شروع می‌شود، امّا با اندیشیدن تمام نمی‌شود. ابراز وجود کردن به معنای قدم گذاشتن به جهان است. ابراز وجود کردن آرزو داشتن نیست، بلکه تبدیل نمودن این آرزو به حقیقت است.
داشتن ارزش نیز با ابراز وجود کردن تفاوت دارد، امّا نشان دادن این ارزش‌ها و پایبندی به آن‌ها ابزار ِ وجود است. یکی از مشکلات عمده این است که خود را صاحب ارزش می‌دانیم امّا این مالکیت را در عمل نشان نمی‌دهیم.
ابراز وجود کردن مستلزم این باور است که برای خود حق وجود داشتن قایل شویم و بدانیم که زندگی ما به خاطر دیگران نیست و قرار نیست که مطابق میل و خواسته ی‌ دیگران ظاهر شویم. برای بسیاری از مردم این یک مسئولیت هول‌انگیز است. بدین معناست که زندگیشان در دست‌های خود آن‌هاست، بدین معناست که روی پدر و مادر و بستگان و دوستان به عنوان حامی و حمایت‌گر حساب نکنیم. بدین معناست که آن‌ها مسئول زندگی خودشان هستند، آن‌ها نیز مسئول حمایت از امنیت خاطر خود هستند. امّا نه ترس از مسئولیت، که تسلیم شدن به آن است که به عزّت نفس لطمه می‌زند. اگر به خاطر حق موجودیت خود بپا نخیزم، اگر به این توجّه نکنم که این حق من است که به خود تعلق داشته باشم چگونه می‌توانم شأن و منزلت خود را تجربه کنم؟ چگونه می‌توانم به عزّت نفس برسم؟

ابراز وجود کردن یعنی احترام گذاشتن به خواسته‌ها، نیازها و ارزش‌های خود.
ابراز وجود کردن به معنای روی پای خود ایستادن، حرف خود را زدن و خود بودن است، بدین معناست که به خود در همه زمینه‌های انسانی احترام بگذاریم.
ابراز وجود کردن سالم مستلزم “نه” گفتن در وقت مناسب خود است، امّا باید به کیفیت این نه گفتن توجّه داشت. زندگی اگر سراسر در نه گفتن و نشان دادن رفتارهای منفی خلاصه شود، تلف کردن اوقات گرانبهای عمر است. نشانه ی تاسف و یک تراژدی است. ابراز وجود کردن به معنای صحبت کردن از ارزش‌های خویشتن است. و بدین مفهوم با انسجام و همیّت رابطه دارد.
ابراز وجود کردن با اندیشیدن شروع می‌شود، امّا با اندیشیدن تمام نمی‌شود. ابراز وجود کردن به معنای قدم گذاشتن به جهان است. ابراز وجود کردن آرزو داشتن نیست، بلکه تبدیل نمودن این آرزو به حقیقت است.
داشتن ارزش نیز با ابراز وجود کردن تفاوت دارد، امّا نشان دادن این ارزش‌ها و پایبندی به آن‌ها ابزار ِ وجود است. یکی از مشکلات عمده این است که خود را صاحب ارزش می‌دانیم امّا این مالکیت را در عمل نشان نمی‌دهیم.
ابراز وجود کردن مستلزم این باور است که برای خود حق وجود داشتن قایل شویم و بدانیم که زندگی ما به خاطر دیگران نیست و قرار نیست که مطابق میل و خواسته ی‌ دیگران ظاهر شویم. برای بسیاری از مردم این یک مسئولیت هول‌انگیز است. بدین معناست که زندگیشان در دست‌های خود آن‌هاست، بدین معناست که روی پدر و مادر و بستگان و دوستان به عنوان حامی و حمایت‌گر حساب نکنیم. بدین معناست که آن‌ها مسئول زندگی خودشان هستند، آن‌ها نیز مسئول حمایت از امنیت خاطر خود هستند. امّا نه ترس از مسئولیت، که تسلیم شدن به آن است که به عزّت نفس لطمه می‌زند. اگر به خاطر حق موجودیت خود بپا نخیزم، اگر به این توجّه نکنم که این حق من است که به خود تعلق داشته باشم چگونه می‌توانم شأن و منزلت خود را تجربه کنم؟ چگونه می‌توانم به عزّت نفس برسم؟

خودفریبی و طرز فکر معتادوار

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

خودفریبی و طرز فکر معتادوار
در اهمیت درک این مسئله که معتادان فریب کج اندیشی خودشان را می خورند و قربانی این طرز تفکر هستند هر قدر هم تاکید کنم نابسنده است.اگر این نکته را نفهمیم ممکن است هنگام سر و کله پیدا کردن با معتادان دچار خشم و دلسردی شویم.
اغلب وقتی داستان معتادان یا الکلی های سابق در حال بهبودی را می شنویم به خنده می افتیم چون بی معنایی طرز فکر و رفتار معتادان شاید مضحک باشد.زیرا معتاد در دوران اعتیاد فعالش رنج زیادی کشیده است و بسیاری نیز هنوز در رنج هستند.طرز فکر معتادوار هیچ شباهتی با شیوه تفکر منطقی که در آن نتیجه گیری بر اساس شواهد و حقایق حاصل می شود ندارد بلکه درست عکس این روند را طی می کند! معتاد بنا را بر این می گذارد که من باید مشروب یا هر ماده مخدری مصرف کنم و بعد توجیهی برای این نتیجه گیری می تراشد خواه منطقی باشد یا نباشد و خواه واقعیت داشته باشد یا نداشته باشد.

چرا والدین مشروب می نوشند،چرا فرزندان موادمخدر مصرف می کنند
درک طرز فکر معتادوار کمک می کند تا علت شکست برخی از کوشش ها برای جلوگیری از الکلیسم و سوء مصرف مواد اعتیاداور را توضیح دهیم.تاکتیک های ترساندن اغلب بی اثر است.
یکی از آگاهی های مهم در همین زمینه از جنبش موسوم به فقط بگو نه برای تشویق جوانان به پرهیز از مواد حاصل شده است.وقتی از نوجوانان پرسیده شد که در مورد این پیام چه نظری دارند،شماری از آن ها پاسخ دادند چرا نه ؟چه کاری بهتری می شود کرد؟
برخی از جوان ها که فکر می کنند دروازه رویای آمریکایی به روی شان بسته است به مواد مخدر روی می اورند چه تصور می کنندجز این راهی برای شادبودن ندارند.برخی فرصت برای موفقیت دارند اما به توانایی هایشان برای موفقیت اطمینان ندارند و برخی دیگر کسانی هستند که نمی توانند بفهمند چرا باید خودشان را از این لذت محروم کنند.
هنگامی که کسب لذت یا تسکین ناراحتی ها هدف نهایی زندگی باشد بسیاری از افراد مخصوصا جوانان برای رسیدن به این اهداف به مواد اعتیادآور روی می اورند.نمی توان انکار کرد که مواد روان روانگردان می توانند حس و حال خوشایندی در انسان به وجود بیاورند و ما برای جلوگیری از طلب این سرخوشی باید بتوانیم جوانان را متقاعد کنیم که چنین لذتی را فدا کنند.از آن جائی که انها خودشان را مصون از اثرات خطرناک مواد اعتیادآور می پندارند هشدار هولناک بازدارنده نیستند.وقتی جوان ها را نصیحت می کنیم که از استفاده از مواد اعتیادآور خودداری کنند تا بتوانند سالم و بانشاط بار بیایند و در اینده انسان هایی شوند که زندگی پرباری دارند و می توانند از زندگی پرباری دارند و می توانند از زندگی لذت ببرند اغلب با این استدلال گفته و ناگفته مواجه می شویم:چرا صبر کنم،من که همین حالا هم دارم از زندگی مشروب خوردن لذت می برم.
مشکل دیگر این است که فرهنگ ما با تکیه بر تکنولوژی ای رشد کرده است که صبر را حذف می کند.ما مشتریان پر و پا قرص ماکروویو دستگاه فکس تلفن همراه و غذاهای فوری هستیم.حتی اگر کسی هم بتواند تصور کند که پس از مدتی در زندگی به سعادت می رسد حاکم بودن فکر خشنودی فوری صبر طولانی مدت را تحمل ناپذیر می سازد.
برای ان که به نحو موثری از مصرف مواد مخدر در بین جوانان جلوگیری کنیم باید دو چیز را ذهن شان جا بیندازیم:۱)هدف نهایی زندگی چیزی است غیر از ارضای حواس  و ۲)بردباری در برابر تاخیر فرهنگ ما اساساً به این تغییرات ایمان ندا رد.در عوض به طرز فکر معتادوار ایمان دارد.
ممکن است کسی حتی قبل از روی اوردن به مصرف مواد اعتیادآور طرز فکر معتادوار داشته باشد.طرز فکری که جلوی درک واقعیت های مشخصی را می گیرد.مثلا جوانانی که به فکر مصرف کوکائین می افتند مسحور وعده سرخوشی و نشئگی می شوند و به تاوان های وحشتناک بالقوه اش توجهی نمی کنند.بنابراین تاثیر مواد شیمیایی بر مغز نمی تواند کاملا مسئول این نحوه تفکر باشد.
شگفت آنکه ویژگی دیگر طرز فکر معتادوار ان است که به رغم تصورات نادرسیتی که در ذهن معتاد در مورد خودش ایجاد می کند.ممکن است بر طرز فکر او نسبت به دیگران تاثیری نداشته باشد.بنابراین والدین الکلی که به افراط مشروب می نوشند ممکن است از این که دختر یا پسرشان نمی تواندد اثرات مخرب مواد اعتیادآور را درک کند سرخورده شوند.
این نکته را باید به خاطر سپرد چون سخت اهمیت دارد:تشخیص طرز فکر معتادوار کاری است که کسی غیر از خود معتاد باید آن را انجام دهد.

خودفریبی در طرز فکر معتادوار
طرز فکر معتادوار هر کسی را گول می زند ولی کسی که بیش از همه تحت تاثیر قرار می گیرد همان کسی است که این فکرهای فریبنده را در سر دارد یعنی شخص معتاد یا هم وابسته .

خودفریبی و شرکت کردن در گروه های دوازده قدمی
شرکت در یک برنامه دوازده قدمی برای بهبودی فوق العاده مهم است هر چند به دلیل تاکید برنامه های دوازده قدمی بر پرهیز کامل خیلی ها نسبت به چنین برنامه هایی احساس دافعه دارند.البته خیلی از معتادان و الکلی ها این را انکار می کنند و بهانه می اورند که دلایل معتبر دیگری برای حضور نیافتن در جلسات AA, NA دارند.
یک الکلی می گفت:من نمی توانم به جلسات AA بروم چون محل تشکیل جلسه خیلی نزدیک جایی است که قبلا زندگی می کردم.او خیلی ساده نمی خواست قبول کند که هر هفته در بیش از صد و چهل جای مختلف در منطقه شان جلسه هست.

تغییر کردن
چه گونه ممکن است کسی آشکارا دچار تناقض باشد ولی خودش تشخیص ندهد حتی وقتی این را به او گوشزد می کنند؟پاسخ در یک کلمه نهفته است:انکار.بخش عمده انکار نهفته در کج اندیشی معتادوار ناشی از مقاومت شدید در برابر تغییر است.تا زمانی که کسی می تواند واقعیت را انکار کند می تواند به همان رفتارهای پیشین ادامه دهد.پذیرفتن واقعیت ممکن است او را درگیر روند بسیار دشوار تغییر بکند.
غالبا مردم با تغییر تا زمانی که مربوط به دیگران باشد مشکلی ندارند.فرد الکلی وقتی می گوید اگر همسرم با ملاحظه تر بود مجبو نبودم این طور ی الکل مصرف کنم،در واقع منظورش این است که من نباید تغییر کنم.کاری کنید همسرم تغییر کندوآن وقت اوضاع درست می شود.
برای مثال شاید هم وابسته ها مشتاقانه در صدد کمک گرفتن باشند با این تصور که متخصصان می توانند به ان ها بگویند چه کنند تا یک معتاد دست از مصرف مواد بکشد.آن وقتی می فهمندهیچ کاری برای تغییر رفتار معتاد از ان ها ساخته نیست و به کلی در این زمینه ناتوانند دلسرد می شوند.وقتی متخصصان پیشنهاد می کنند که به رفتار خودشان توجه کنند و تغییر را از خودشان آغاز کنند احتمالا یا پا پس می کشند.به خصوص وقتی می شنوند که در ال – انان می گویند ما این جا نیامده ایم تا شریک زندگی مان را تغییر بدهیم.بلکه آمده ایم تا خودمان را تغییر بدهیم ، به سرعت توی ذوق شان می خورد.
خودم را تغییر بدهم؟چرا باید خودم را تغییر بدهم؟من که مشروب نمی خورم!عکس العمل چنین ادم هایی چیزی شبیه این است

روند تفکر در اسکیزوفرنی

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

روند تفکر در اسکیزوفرنی
پدیده تفکر غیرطبیعی در اعتیاد ابتدا در انجمن الکلی های گمنام شناخته شد که در آن اصطلاح کله خرابی را ابداع کرده اند.اعضای قدیمی این انجمن این اصطلاح را در وصف الکلی خشک به کار می برند الکلی ای که از نوشیدن الکل پرهیز می کند ولی در بسیاری از زمینه های دیگر رفتارش سخت شبیه الکلی ای است که مشروب می نوشد.
روان درمان گران آگاه از وضعیت بیمارانی که دچار توهم خودبزرگ پنداری هستند می دانند که تلاش برای متقاعد کردن بیمار به این که مسیح یا قربانی یک توطئه جهانی نیست چه قدر بی فایده است.روان درمان گر و بیمار از نظر فکری در دو دنیای کاملا مجزا سیر می کنند که هر یک قواعد کاملا متفاوتی اارد.طرز فکر طبیعی در نظر این بیمالرن همان قدر نامعمول است که طرز فکر او در نظر فرد سالم.

شباهت های انواع اعتیاد و اسکیزوفرنی
معتادان را گاهی به غلط اسکیزوفرنیک تشخیص می دهند.بعضی عوارض ممکن است در معتادان و این افراد مشترک باشد از جمله
توهم(توهم ادراکی)
هذیان(توهم حسی)
حالات نامعقول
رفتارهای بسیار ناهنجار
تمام این عارضه ها البته ممکن است علائم آثار سمی مواد اعتیادآور بر مغز هم باشد.چنین اشخاصی اصطلاحاً دچار روان پریشی ناشی از مواد اعتیاداور هستند حالتی که ممکن است شبیه به اسکیزوفرنی باشد ولی اسکیزوفرنی نیست.این علائم معمولا پس از سم زدائی از بین می رود و فعالیت شیمیایی مغز به حالت طبیعی باز می گردد.
ممکن است شخص اسکیزوفرنیک به مصرف الکل یا سایر مواد اعتیادآور هم معتاد باشد.در چنین مواردی درمان بسیار مشکل می شود.بیمار اسکیزوفرنیک اغلب باید تا مدت ها داروهای قوی ضد روان پریشی مصرف کند.علاوه بر این چنین فردی شاید نتواند تکنیک های رویارویی عموماً موثر در درمان معتادان را تحمل کند.معتادان می توانند یاد بگیرند از واقع گریزی دست بردارند و مهارت هایشان را به طرز موثری برای کنار آمدن با واقعیت ها به کارگیرند اما از بیمار اسکیزوفرنیک که توانائی کنار امدن با واقعیت را ندارد نمی توان چنین توقعی داشت.
به یک تعبیر معتاد و بیمار اسکیزوفرنیک هر دو مانند قطارهایی هستند که از خط خارج شده اند.با قدری تلاش می توان معتاد را به خط برگرداند.اما بیمار اسکیزوفرنیک را نمی شود به همان خط برگرداند.بهترین راهی که می تواند برای این بیمار نتیجه بخش باشد این است که او را به خط دیگری که به همان مقصد می رسد هدایت کنیم.این خط دوم خطی سر راست نیست تقاطع ها و فرعی های بیشماری دارد و در هر جای آن بیمار ممکن است به جهتی غیر از جهت مورد نظر برود.برای دوری از این خط های فرعی هشیاری و هدایت دائمی ضروری است و شاید لازم باشد برای ماندن در خط با استفاده از دارو از سرعت قطار بکاهیم.
سر و کله زدن با افکار این الکلی یا هر معتاد دیگر اغلب همان قدر دلسرد کننده است که رویارویی با ذهنیات بیمار اسکیزوفرنیک.درست مثل یک بیمار اسکیزوفرنیک که اعتقاد راسخش به مسیح بودن تغییرناپذیر است یک الکلی یه معتاد را هم نمی توان سرسوزنی از یان باور منصرف کرد که یک مشروب خورد عادی مجلسی است یا فقط محض تفریح کوکایین یا ماری جوانا مصرف می کند.
برای مثال نزدیکان یک الکلی دائم الخمر(یا هر معتاد دیگری)به وضوح می تواندد فردی را ببینند که بر اثر از بین رفتن تدریجی سلامت جسمانی نابودی زندگی خانوادگی و به مخاطره افتادن شغلش زندگی اش در حال فروپاشی است.همه این مشکلات به وضوح ناشی از مصرف الکل یا مواد مخدر است با این حال خود معتاد انگار این را تشخیص نمی دهتد.او احتمالاً اعتقاد راسخ ارد که مصرف مواد اعتیادآور هیچ ربطی به هیچ کدام از مشکلات ندارد و انگار در برابر استدلال های منطقی در این مورد ناشنواست.
تفاوت چشمگیر بین طرز تفکر معتاد و بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی از این قرار است:
۱-   افکار بیمار اسکیزوفرنیک آشکارا بی معنی است.
۲-   افکار معتاد منطقی سطحی دارد که ممکن است بسیار غلط انداز و گمره کننده باشد.
معتاد ممکن است همیشه ان طور که ما فکر می کنیم عمداً مکار نباشد.او لزوماً آگاهانه و عامدانه دیگران را فریب نمی دهد هر چند که بعضی اوقات این اتفاق می افتد.معتادان اغلب فریفته افکار خودساخته شان می شوند و عملا خود را فریب می دهند.به ویژه در مراحله اولیه تعبیر و تفسیر معتاد از وقایع ممکن است به ظاهر معقول بنماید و چنان که گفتیم استدلال هایی از این دست طبیعتا بسیاری را فریب می دهد.از این رو خانواده معتاد ممکن است برای مدتی مدید همه چیز را از منظر طرز فکر معتاد وار ببینند ممکن است رفتار معتاد در نظر دوستان کشیشفکارفرما،پزشک یا حتی روان درمانگر قانع کننده به نظر برسد هر گفته او و حتی توجیه های دور و دراز او در باب وقایع ممکن است معتبر جلوه کند.

نیازهای برآورده نشده (۲)

دوازده قدمی ها, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

حال دوستان من بیائید ببینیم نیازهای برآورده نشده ما چیست؟
یک برگه برداشته و آن را به پنج قسمت می کنیم.
۱- نیازهای برآورده نشده       ۲- چه کسی نیاز مرا برآورده نکرد      ۳- برای گرفتن نیازهایم در گذشته چه میکردم         ۴- حالا نیازم را چگونه برآورده میکنم   ۵- چه کسانی می توانند نیازهای مرا برآورده کنند

بعد در هر کدام نیازمان رو می نویسیم و با توجه به اون بقیه خانه های جدول رو پر میکنیم
مثلا من میام اینطوری می نویسم
۱- من نیاز به محبت داشتم    ۲- پدر و مادرم این نیازم رو برآورده نکردن  ۳- قبلا میرفتم خودمو لوس میکردم و خودشیرینی میکردم    ۴- اولا میپذیرم من به محبت نیاز دارم و بعد به پدر و مادر این نیازم را میگویم
۵- اولا از همه این خودم هستم که میتوانم به خودم محبت کنم و بعد پدر و مادرم

یا
۱- من به جنس مخالف نیاز دارم  ۲- وابسته یا عشق نیاز منو برطرف نکرد   ۳- هی بهش تلفن میزدم و یا احساس زیادی براش خرج میکردم تا بهم برگردونه   ۴- دعا میکنم این نیاز من برآورده بشه و قبول میکنم این نیاز برای من مخرب است            ۵- نیاز به جنس مخالف رو میتونم با خدا پر کنم

و بقیه نیازهای برآوردن نشده را که در قسمت قبل گفتیم میتونیم یک به یک در این جدول بگذاریم البته میتوان روزانه به این جدول سر زد و چیزهای رو اضافه و کم کرد.
در این مورد به نکات زیر توجه کنید:
۱-   نیاز اگر سالم برآورده شود و صادقانه باشد عشق است و سالم و اگر صادقانه نباشد وابستگی ایجاد می کند.
۲-   ما بعنوان یک بیمار اگر به خواسته ها و نیازهایمان نرسیدیم دست به کارهای شیطانی میزنیم مثلا وقتی نیاز به غذا داشتیم دزدی میکردیم یا وقتی به پول احتیاج داشتیم سر جیب پدر و مادر میرفتیم.
۳-   یادمان باشد محبت یعنی آن مقدار از شکرگذاری و سپاسگذاری که باید بفرم عملی نشان داد.
۴-   خواسته ها( توقعات) آرزوهای دست نیافتی هستند و نیاز آرزوهایی هستند که میتوان بدست آورد البته آروزهای دست نیافتنی را میتوان با تلاش و کوشش به آرزوی دست یافتنی تبدیل کرد.
۵-   اگر نیاز من برآورده نشده حتما حکمتی داشته است.

حال دوستان اگه مایل باشند میتونند جدول خود را در تالار قرار دهند تا دیگران هم بتونند از تجربیات شما استفاده کنند.

نیازهای اساسی

دوازده قدمی ها, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

نیازهای اساسی

نیازهای ما به پنج دسته تقسیم می شوند:
۱-   نیازهای اولیه یا همان فیزیولوژیک مانند غذا، آب ، هوا، جنس مخالف
۲-   نیازهای ایمنی مانند امنیت نظم و ثبات
۳-   نیازهای تعلق داشتن و عشق
۴-   نیازهای احترام از جانب خود و دیگران
۵-   نیازهای خود شکوفائی

اما بطور کلی به شرح ذیل میباشد:
۱-   آب
۲-   هوا
۳-   غذا
۴-   جنس مخالف
۵-   امنیت جانی
۶-   امنیت روحی
۷-   امنیت روانی
۸-   امنیت خانوادگی
۹-   حامی بودن
۱۰-   درک شدن
۱۱-   درک مشترک
۱۲-   غمخواری
۱۳-   خوش رویی
۱۴-   همدردی
۱۵-   هم صحبت
۱۶-   لبخند
۱۷-   لمس شدن
۱۸-   دوست داشته شدن
۱۹-   حمایت
۲۰-   فهمیده شدن
۲۱-   درد ودل کردن
۲۲-   جواب شنیدن
۲۳-   تشویق
۲۴-   گوش کردن
۲۵-   صمیمیت
۲۶-   رازداری
۲۷-   امیدوار بودن
۲۸-   استقلال
۲۹-   تحمل
۳۰-   شوخی کردن
۳۱-   تحویل گرفتن
۳۲-   توجه کردن
۳۳-   آرامش
۳۴-   تعلق داشتن
۳۵-   خودشکوفائی
۳۶-   تائید شدن
۳۷-   مطرح بودن
۳۸-   خواب
۳۹-   رابطه جنسی

هر کدام از این نیازها که شنیده نشود و انجام نشود ما به سمت جنس مخالف میرویم و در نهایت س ک س.ما برای هر دردی به سمت س ک س کشیده میشویم.من باید بعنوان یک انسان باید همین الان بسنجم که این نیازها در من وجود دارد و اگر جواب داده نشود نه امنیت است ، نه نظمی،نه ثباتی و نه تعادلی و بهبودی من در مرحله اول متوقف میشود.
در صورتیکه نیازهای فیزیولوژیک برآورده نشود مشکلات زیر بوجود می آید.
۱-   عدم رشد جسمی، عاطفی و فکری
۲-   ضعف وجدان
۳-   نیازمند دیگران
۴-   آزمندی(حریص بود)
۵-   احتکار(حریص بودن)
۶-   وابسته آسیب زننده
۷-   آدمهای تعصبی و سنتی
۸-   وابسته از لحاظ فکری
۹-   ناآگاهی نسبت به خویشتن
۱۰-   خود بیزاری(عدم پذیرش خویشتن)
۱۱-   عدم توانائی در کشف خود
۱۲-   در جستجوی امنیت اجتماعی و روانی

ادامه دارد…

زندگینامه آنتونی رابینز

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

زندگینامه آنتونی رابینز
 

آنتونی رابینز ( ( Antony robinz در سال ۱۹۶۱ در خانواده ای نسبتاً فقیر به دنیا آمد. پس از گرفتن دیپلم متوسطه به کارهای گوناگون روی آورد، اما توفیق چندانی نیافت. در سن ۲۲ سالگی در آپارتمان ۴۰ متری محقری، زندگی مجرد فقیرانه ای داشت و به گفته ی خودش، ناچار بود ظرفهای غذای خود را در وان حمام بشوید. گذشته از گرفتاری های مالی، بر اثر پرخوری و بد خوراکی، بیش از یکصد و بیست کیلوگرم وزن داشت، و به علت چاقی، دچار تنبلی، بی حالی و خواب آلودگی شده بود. اما در عین فقر و فلاکت، رؤیاها و آرزوهای جاه طلبانه ای داشت، و در عالم خیال، خود را در قصر زیبایی در ساحل دریا و نزدیک جنگل سرسبزی مجسم می ساخت و برای خود همسری شایسته، اتومبیل گران قیمت و امکاناتی رویایی در نظر می گرفت. سر انجام مصمم شد که با چاقی خود، مبارزه کند و برای رسیدن به این هدف به مطالعه ی چند کتاب پرداخت، اما مطالب آنها را ضد و نقیص یافت و آنها را دور انداخت. پس از آن، برای کاهش وزن خود، راهی دیگر جست. به فکر افتاد فردی را که از هر جهت سالم و دارای تناسب اندام باشد، پیدا کند و افکار، اعتقادات، و نحوه ی تغذیه او را سرمشق خود قرار دهد. این شیوه، مؤثر واقع شد و توانست در کمتر از دو ماه، بدون استفاده از رژیم غذایی و عمدتاً با شیوه های روانشناسی و کنترل فکر و ذهن، حدود پانزده کیلوگرم از وزن خود را کم کند، و با توجه به قامت بلند خود که در حدود دو متر بود، تناسب اندام خود را بدست آورد.

موفقیتی که در زمینه کنترل وزن نصیب او شد، وی را به اندیشه وا داشت که شاید این شیوه را بتوان در هر زمان، هر جا و هر زمینه، در مورد هر کسی بکار گرفت. ابتدا معتقد شد که برای بدست آوردن و حفظ تناسب اندام، در وهله ی اول باید افکار، تصورات، و رفتارهای فردی را که از نظر وزن متناسب است دریابیم. ببینیم آن فرد چه می خورد، چه اندازه ای می خورد و چگونه می خورد. سپس او را سرمشق قرار دهیم و به همان نتیجه برسیم.
پس از آن معتقد شد که ساختمان مغز و اعصاب افراد (بشر)، کم و بیش به هم شبیه است، پس اگر کسی در نقطه ای از دنیا توانسته است کاری بزرگ را به انجام برساند، من هم که دارای مغز و اعصاب مشابه او هستم می توانم عیناً همان کار را انجام دهم و به همان نتیجه برسم، به شرط آن که از همان راهی که او رفته است بروم و طرز تفکر و رفتارم شبیه او باشد.

 

او این طرز تلقی را مورد عمل قرار داد و به دیگران نیز توصیه نمود و نتایج را بررسی کرد و به درستی این عقیده ایمان یافت.

 

در این هنگام به مطالعه عمیق، کتب روانشناسی و شرکت در کلاس های استادان این علم پرداخت و با فنون تازه ای از قبیل « برنامه ریزی عصبی ـ کلامی » و « روش های انجام بهینه کارها » آشنا گردید، و چون این شیوه ها را در مورد خود و دیگران به کار گرفت و به نتایج چشمگیری نایل شد، تدریجاً توجه افراد بسیاری به سوی او جلب گردید.

 

در سال ۱۹۸۴ شیوه های تازه روانشناسی را برای تعدادی از قهرمانان ورزشی مورد آزمایش قرار داد و آثار آن در بازیهای المپیک ۱۹۸۴ نمایان گردید. پس از آن، ارتش آمریکا وی را برای تدریس روش های جدید یادگیری به نظامیان دعوت کرد. ضمن اجرای این طرح متوجه نقایص آموزشی ارتش در زمینه تیراندازی گردید و مدعی شد که می تواند زمان برنامه های آموزشی مزبور را به نصف تقلیل دهد. ارتش با وی قرار داد بست تا چنانچه بتواند ادعاهای خود را عملاً به اثبات برساند، دستمزد قابل توجهی به او بدهد. او نه تنها توانست مدت این دوره را به کمتر از نصف برساند، بلکه درصد قبولی شرکت کنندگان را که تا آن زمان به طور متوسط ۷۰% بود، به ۱۰۰% افزایش داد. قابل توجه اینکه خود وی تیر اندازی نمی دانست و از اسلحه و جنگ تنفر داشت و آنچه مایع توفیق او شد، اطلاعات عمیق روانشناسی، لحن نافذ و احاطه به اصول آموزش و نحوه یادگیری بود.

 

این موفقیت ها، پاداشهای مادی و معنوی فراوانی به همراه داشت. پله های بعدی موفقیت را به سرعت طی کرد و به زودی به همه آرزوها و خواسته های خود رسید. در کمتر از دو سال، با همسر دلخواه خود ازدواج کرد. قصر زیبایی در سواحل سرسبز « سن دیه گو » خرید که از طرفی مشرف به دریا بود. اتومبیل و وسایل زندگی خود را مطابق با آنچه در رویاهای جوانی خود می دید، تهیه کرد. به کمک دوستانش شرکتی را تأسیس کرد که نامش را « بنیاد رابینز » ، گذاشتند که به منظور کمک به افراد برای رسیدن به موفقیتهای فردی و حرفه ای تأسیس شده است و سالانه دهها هزار نفر را آموزش می دهد.

 

رابینز برای بهبود عملکرد کارکنان ، با سازمانهایی از قبیل IBM،American express ، Mac Daglas ، AT&T و ارتش ایالات متحده و همچنین تیمهای ورزشی لس آنجلس و قهرمانان مدال طلای المپیک همکاری کرد. وی همچنین مورد مشاوره ی بسیاری از چهره های معروف جهانی بوده و درمورد بازسازی شهر شفیلد که چهارمین شهر بزرگ انگلستان است نیز طرف مشورت بوده است.

تونی، سمینارها و سخنرانی های متعددی را در شهرهای مختلف اجرا کرد و برنامه های آموزشی فراوان را برای خردسالان، بزرگسالان، معلولین و عقب افتادگان ذهنی ترتیب داد و در سال ۱۹۹۱ بنیادی غیرانتفاعی را بوجود آورد که هدفش کمک به کودکان عقب مانده ، افراد بی خانمان ، سالمندان و زندانیان است .

با شیوه های روان درمانی خاص خود، بسیاری ازافراد را از چنگال یأس ها، افسردگی ها و ترسهای بی دلیل ( نظیر ترس از تاریکی، جمعیت، ارتفاع، مرگ و نظایر آن ) نجات داد و به شهرها و کشورهای متعدد مسافرت کرد و مورد مشورت افرادی از طبقات مختلف نظیر رؤسای جمهوری، مدیران، صاحبان صنایع و بازرگانان واقع شد و در سمینارهای او گروه های بیشماری شرکت کردند. از طریق مطبوعات و برنامه های هفتگی تلویزیونی به اشاعه افکار و عقاید خود پرداخت. در ضمن، برنامه ی « عبور از روی آتش » او که بخش کوچکی از محتوای سمینارهای او را تشکیل

می داد و به منظور ایجاد اعتماد به نفس در شرکت کنندگان طرح شده بود توجه مطبوعات و رسانه های گروهی را جلب کرد.

 

اجرای سمینارها و برنامه های تلویزیونی نامبرده شده تا این زمان همچنان ادامه دارد و همه ی هفته، بینندگان مشتاق، برنامه های او را از تلویزیون مشاهده می کنند.

 

علاقه ی خاص رابینز به این است تا با کمک به افراد ، جهان را جای بهتری برای زیستن بسازد ، و به افراد جامعه کمک کند تا سرنوشت خود را به دست گیرند ، روابط خود را باافراد جامعه بهتر سازند ، به دنبال هدف های ارزشمند زندگی خود بروند ، بر ناکامی های عاطفی یا مالی غلبه کنند و به سهم خود به جامعه و کشور خدمت نمایند.

 

رابینز، در سال ۱۹۸۶، در حالی که بیش از ۲۵ سال نداشت، حاصل اندیشه ها و تجربه های عملی خود را در کتابش به نام « به سوی کامیابی » به رشته تحریر کشید و در آن رازهای موفقیت خود و بسیاری از افراد موفق را آشکار ساخت. این کتاب در ۱۹۸۷، عنوان پرفروش ترین کتاب را به خود اختصاص داد.

 

در سال ۱۹۹۱ کتاب دیگری به نام بسوی کامیابی ۲ ( نیروی عظیم درون را فعال کنید ) به رشته تحریر در آورد. این کتاب نیز مانند کتاب قبلی به عنوان پرفروش ترین کتاب سال انتخاب شد. سال ۱۳۷۱ این دو کتاب توسط آقای مهدی مجرد زاده کرمانی ترجمه و در دسترس ایرانیانی قرار گرفت که به دنبال تغییرات عظیم در زندگی خود و دیگران بودند.
خود او در پشت جلد کتاب بسوی کامیابی چنین می نویسد: ” شما نیز مانند سایر افراد موفق، می توانید به سوی کامیابی گام بردارید. می توانید به همه خواسته ها و آرزوهای خود در زندگی برسید. می توانید پدر یا مادری بهتر، دوستی صمیمی تر، همسری شایسته ، بازرگانی موفق تر، مدیری کاردان تر یا قهرمانی نیرومند تر باشید. می توانید کلامی نافذ داشته باشید و با اشخاص، فوراً صمیمی شوید. می توانید جسمی سالم و اندامی متناسب داشته باشید.
می توانید به کمک پنج کلید طلایی، به ثروت وخوشبختی برسید. می توانید ترس، نگرانی، افسردگی و یا هر نوع عادت نامطلوب را ازخود دور کنید. می توانید با اراده و مصمم باشید و حتی از روی خرمنی از آتش به سلامت عبور کنید.”

 

آقای رابینز، در حال حاضر ۳۵ سال دارد و با همسر و فرزندانش در« دلماکالیفرنیا » زندگی می کند. رابینز از روشهای گوناگونی برای بالا بردن سطح زندگی خود و دیگران استفاده می نماید. اعتقاد او بر این است که فرایند تفکر و ارزیابی چیزی جز پرسش و پاسخ درونی نمی باشد. می دانیم که نحوه تفکر و ارزیابی ما ( که خود ارزیابی هم به عوامل گوناگون درموقعیت ارزیابی بستگی دارد ) احساس ما را شکل می دهد و با توجه به اینکه یک شخص هر چه هم که عاقل و بالغ باشد بر اساس احساسات خود ونه بر اساس فکر خود عمل می کند، پس نوع احساس ما در هر لحظه، رفتار ما را شکل داده و این رفتارها و عادت هایی که شاید بسیاری از مواقع متوجه میزان بازدارند گی آنها نیز نمی شویم، نهایتاً سرنوشت ما را شکل می دهند.

 

نام رابینز همواره با کلمه ی موفقیت توأم بوده. اگر در شغل خود موفق نیستید ، اگر در روابط خود مشکلاتی دارید، اگر کسب و کار جدیدی را آغاز نموده اید، اگر در یک سردرگمی در برنامه ریزی برای زندگی روبرو هستید، کارهایتان روی کاغذ می مانند و به عمل تبدیل نمی شوند، بهتر است همین حالا با رابینز آغاز کنید.

منتخبی ازقدم هشتم معتادان گمنام – کتاب راهنمای کارکرد قدم

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

۱)- -قدم هشتم

۲)ما فهرستی ازتمام کسانی که به آنها صدمه زده بودیم تهیه کرده وخواستارجبران خسارت از تمام آنها شدیم.ر.ک.ق.ص-۶۷

۳)- *قدمها قبل از قدم هشتم و بعد از آن و نقش آنها در کارکرد این قدم؟

۴)- تا اینجا ، قدمها بیشتر بر روی خودمان و رابطه ما با خداوند به آنگونه که او را درک می کنیم متمرکز بودند . با اغاز قدم هشتم ۵)- ما دیگران را نیز وارد فرآیند التیام می نماییم – افرادی که به انها بواسطه اعتیادمان صدمه رسانده ایم – کسانی که قصد داشتیم به آنها ۶)- اسیب برسانیم – اشخاصی که تصادفاً به انها صدمه زذه ایم – اشخاصی که دیگر در زندگی ما وجود ندارند و افرادی که قرار است تا اخر ۷)- عمر با آنها رابطه نزدیک داشته باشیم.ر.ک.ق.ص-۶۹

۸)- *نقش راهنما در کارکرد این قدم؟

۹)- ممکن است دریابیم که بعضی از صدماتی که رسانده ایم نمی توانیم جبران کنیم . ممکن است که ما خود مستقیماً نتوانیم
۱۰)- خسارت را جبران کنیم یا ممکن است بعداً بفهمیم که مسئول چیزی که در فهرست خود نوشته ایم نیستیم . راهنمای ما قبل از اینکه به قدم ۱۱)- نهم برویم ، جهت تشخیص این موارد به ما کمک خواهد کرد . در حال حاضر وظیفه ما این است که تشخیص دهیم به چه کسانی صدمه ۱۲)- زده ایم ، آن صدمات چه بوده اند ، و اینکه تمایل پیدا کنیم که آنها را جبران کنیم.ر.ک.ق.ص-۶۹

۱۳)- *ما درباره جبران خسارت چه چیزهایی را می شنویم؟

۱۴)- ما احتمالاً در جلسات از دیگران شنیده ایم که جبران خسارت به معنی تغییر کردن است و نه به معنی معذرت خواهی تنها ۱۵)- مسئله مهم این است که ما حالا با دیگران چگونه رفتار می کنیم . البته منظور این نیست که معذرت خواهی رسمی در جلسات معتادان ۱۶)- گمنام  مرسوم نیست . بلکه جبران خسارت مستقیم و رو در رو ابزاری قدرتمند جهت رشد روحانی خودمان و همینطور آسایش خیال ۱۷)- کسانی است که مدتها منتظر ان بوده اند . چیزی که اعضاء ما برآن اصرار دارند این است که نمی توانیم فقط یک معذرت خواهی خشک ۱۸)- وخالی و ناقص بکنیم و بلافاصله همان کاری را که باعث صدمه شده بود را تکرار نمایم.ر.ک.ق.ص-۶۹

۱۹)- *احساس ما در این قدم چگونه است؟

۲۰)- بعضی از ما در این مرحله ممکن است احساس کسالت نماییم ، بخصوص اگر راهنمای مان در هفت قدم اول ما را مجبور به ۲۱)- نوشتن مبسوط و زیادی کرده باشد . در قدم چهار ما از رفتارهای خود ترازنامه گرفتیم و در قدم شش نواقص اخلاقی خود را لیست ۲۲)- کردیم و حال باید همان شرایط را با زاویه ای دیکر بررسی کنیم . پس از اتمام کارکرد قدم ها  ممکن است بنظر آید که ما زندگی و
۲۳)- اعتیادمان را از کلیه راههای ممکن برسی کرده ایم و از خودمان بپرسیم که : ایا واقعا همه این کارها لازم است ؟ ایا با بارها و بارها ۲۴)- مرور یک مسئله ، در حال تنبیه خودمان نیستیم
؟ .ر.ک.ق.ص-۶۹و۷۰

۲۵)- *فرایند قدم هشتم چیست؟

۲۶)قدم هشتم آغازفرآیندی است که به مااجازه می دهدتا خود را با دیگران مساوی احساس کنیم . بجای احساس گناه و خجالت ۲۷)- ، . بجای احساس اینکه همیشه از دیگران کمتر هستیم ، قادر خواهیم بود که در چشم دیگران نگاه کنیم . دیگر نیاز نیست که از کسی
۲۸)- اجتناب کنیم . دیـــگر لازم نیست از کسی بترسیم کـــه بخاطر اعمال یـــا غفلت در انجام مسئولیتی ممـــکن است که گیر بیفتیم یـــا تنبیه شویم ما ۲۹)- آزاد خواهیم شد
.ر.ک.ق.ص-۷۰

۳۰)- *افراط و تفریط ما در این قدم چگونه خود را نشان می دهد؟

۳۱)- بعضی از ما به شکلی دیگر در این قدم افراط می کنیم : ما نمی توانیم صبر کنیم و می خواهیم هر چه سریعتر همه چیز را
۳۲)- درست کنیم . غافل از اینکه ممکن است باعث صدمات جدیدی شویم . ما ناآگاه و غافل به پیش می رویم و نزد همسر و دوستان خود ۳۳)- اعتراف می کنیم . خانواده خود را گرد می آوریم و آنها را مجبورمی کنیم که به داستان اعتیاد ما با همه جزئیات گوش دهند ، که ما با ۳۴)- این کار خود بدترین ترسهای انها را تأئید می کنیم و نکاتی را که از شانس خوب ما تا آنروز نمی دانستند تعریف می کنیم . در عین
۳۵)- هیجان زدگی برای فرزندان خود در مورد اینکه چگونه بیماری داریم که
  مسئله آن نیستیم و چطور عاشق بهبودی خود هستیم ، و اینکه ۳۶)- از این به بعد زندگی چقدر خوب خواهد بود ، صحبت می کنیم . و یادمان می رود که در گذشته چقدر به انها قولهای تو خالی داده ایم . ما ۳۷)- یک روز سر زده وارد اتاق صاحب کار خود می شویم و به او اعلام می کنیم که معتاد هستیم و به او می گوییم که تا به حال از راههای ۳۸)- خیلی زیرکانه مقدار زیاد پول از او اختلاس یا حیف و میل کرده ایم اما از این کار خود متأسفیم و دیگر آن کار را تکرار
۳۹)- نمی کنیم
.ر.ک.ق.ص-۷۰

۴۰)- اگر چه ممکن است تجربه ما از شتاب در جبران خسارت به این شدت نباشد اما مطمئناً منظور متن فوق را درک می کنیم که : ۴۱)- اگر سعی کنیم بدون مشورت با راهنمای خود و بدون طرح و برنامه جبران خسارت کنیم ، ممکن است باعث خسارت جدیدی
۴۲)- بشویم.ر.ک.ق.ص-۷۰

۴۳)- *گیج شدن خود را در این قدم چگونه رفع می کنیم؟

۴۴)- اگر واقعاً در مورد اینکه چه کسانی در فهرست جبران خسارت ما می گنجد ، گیج شده ایم ، یا بطور مبهم می دانیم که مثلاً ۴۵)- خانواده ما باید در این فهرست باشد اما دلیلش برای مان روشن نیست ، احتمال اینکه مسئله ای را نادیده گرفته باشیم یا انکار ما خیلی ۴۶)- قوی باشد ، زیاد است . بعضی مواقع ما قادر به دیدن واقعیت بعضی مسائل یا بعضی شرایط نیستیم ، حتی اگر سالها از بهبودی ما
۴۷)- گذشته باشد . پیشنهادی که اکثر ما به آن عمل می کنیم آن است که : اگر فکر می کنیم به کسی جبران خسارت بدهکاریم ، اما شرایط و ۴۸)-  ان را بخاطر نمی اوریم ، به هر حال نام او را در لیست خود بنویسیم . بعضی اوقات دلیل و شرایط را بعداً به یاد می آوریم . ما باید در ۴۹)- بهترین کاری را که از دستمان در رابطه با کارکرد این قدم بر می آید را انجام دهیم . با راهنمای خود تماس بگیریم و به کار بر روی ۵۰)- بهبودی خود ادامه دهیم . به قول معروف (( الهامات تازه ای خواهد شد )) ما باید روشن بینی خود را حفظ کنیم تا هر زمان که اگاهی
۵۱)-بوجود آمد ، بتوانیم آن را بپذیریم . در خاتمه باید گفت که اغلب ما کارکرد این قدم را عقب می اندازیم چون تمایل به جبران خسارت از ۵۲)- یک دسته افرادرانداریم. زیرا یا از آنها رنجش داریم و یا حتی تصور تماس با آنها برایمان وحشت آور است . لازم است که ما این قدم ۵۳)- را شروع کنیم و نام این افراد را حتی اگر مطمئن نباشیم که می توانیم از آنها جبران خسارت کنیم در فهرست خود بنویسم . اگر در
۵۴)- مواردی جبران خسارت کار درست و بی خطری نباشد ، راهنمای مان به ما خواهد گفت که چه کاری باید انجا دهیم
.ر.ک.ق.ص-۷۰و۷۱

۵۵)- ·    فهرست رنجش هایی که بر سر راه تمایل شما جهت جبران خسارت وجود دارند را بنویسید .

۵۶)- ·     آیا می توانم در حال حاضر از این رنجش ها رها شوم ؟ اگر نه آیا تمایل دارم که به هر حال نام این افراد را در
۵۷)- فهرست خود بنویسم و بعداً نگران جبران خسارت از آنها باشم ؟

۵۸)- ·        آیا کسی هست که من به او جبران خسارت بدهکار باشم ولی او تهدیدی برای سلامت یا امنیت من باشد ، یا ۵۹)- مورد دیگری وجود داشته باشد که من نگران حال آن شخص باشم ؟ ترسهای من چیست ؟

۶۰)- کسانی که به آنها صدمه رسانیده ایم و چگونگی آن صدمات

۶۱)- بعضی از انواع صدمه رساندن واضح و اشکار است . برای مثال پول یا متعلقات یک شخص یا یک مکان را بدزدیم  صدمه ای
۶۲)- رسانده ایم کاملاً اشکار است . به اضافه اینکه اکثر ما می توانیم به راحتی تشخیص دهیم که مورد سود استفاده جسمی یا احساسی از ۶۳)- طرف دیگران ، یک نوع صدمه رساندن است.ر.ک.ق.ص-۷۱

۶۴)- در بعضی از شرایط ما مشکل برای تشخیص اینکه صدمه رسانده ایم نداریم ،  اما نمی توانیم تشخیص دهیم که دقیقاً به چه ۶۵)- کسی صدمه زده ایم.ر.ک.ق.ص-۷۱

۶۶)- *عمیق ترین نوع صدمه چگونه است؟

۶۷)- نهایتاً به عنوان عمیق تر صدمه می رسیم . این نوع صدمات احتمالاً مخربترین نوع صدمه می باشند ، چون آنها دقیقاً ضربه ۶۸)- پذیرترین نقاط قلب انسانها را هدف قرار می دهند.ر.ک.ق.ص-۷۱

۶۹)- *راههای تحمیل صدمات احساسی؟

۷۰)- راههای زیادی برای تحمیل صدمات احساسی وجود دارد ، به عنوان مثال : غفلت و اهمال ، کم محلی کردن ،  استثمار ،
۷۱)-  سوءاستفاده و تحقیر . در میان ما چه آن کسانی که احساس (( قربانی بودن )) می کنند و چه آنهایی که احساس می کنند(( انسانهای ۷۲)- خوبی )) هستند ، ممکن است دریابند که بواسطه اینکه خود را همیشه بهتر از خود فرض می کرده اند و رفتاری داشته اند که انگار از ۷۳)- لحلظ اخلاقی نسبت بــــه همه برتر هستند ، باعث تحقیر دیگران شده اند . همچنین در میان ما کسانی که احساس توانا بودن و خود ۷۴)- کفایی می کرده اند ، اگر به افرادی که قصد کمک و حمایت از ما را داشته اند اما این نیت خیرشان از طرف ما رد شده ؛ فکر کنند احتمالاً ۷۵)- اسامی زیادی برای نوشتن در فهرست قدم هشتم پیدا خواند کرد .مشکل دیگری که به ان ، هنگام تهیه فهرست جبران خسارت برخوردیم
۷۶)- ، انگیزه ناخودآگاه و اتوماتیک ما در تمرکز کردن برروی زمان قبل از قطع مصزف است . صداقت کامل در مورد خسارتی که در حین ۷۷)-اعتیادفعال به دیگران رسانده ایم ، به این دلیل که مواد مخدر مصرف می کردیم و انسانهای متفاوتی بودیم ، آسانتر است . اگر چه همه ۷۸)-دردوران بهبودی نیزباعث خسارت وصدمه شده ایم ( آگاه و نا خوداگاه ) در واقع شاید ما به افرادی که در بهبودی ما هستند ( اعضاء ۷۹)- دیگر جلسات معتادان گمنام  ) نیز خسارت زده باشیم.ر.ک.ق.ص-۷۲

۸۰)- *نقش قدم ششم در این فرایند؟

۸۱)- اغلب ما برای قرار دادن اینگونه موارد در فهرست قدم ششم خیلی مشکل داریم چون حتی فکر این جبران خسارتها ما را
۸۲)- ناراحت می کند . ما خود را قادر به داشتن رفتار معقولانه و خوبی در محیط انجمن جلسات معتادان گمنام  می دانیم ، و مطمئن هستیم که ۸۳)- دیگران نیز از ما توقع بیشتری دارند . حقیقت این است که اعضاء دیگر جلسات معتادان گمنام  درک می کنند که ما در حال انجام چه ۸۴)- کاری هستیم و ما را خواهند بخشید . اما در انتها باز هم یاد اوری می کنیم که ، فعلاً نیازی نیست که در مورد قدم نهم نگران
۸۵)- باشیم.ر.ک.ق.ص-۷۲

۸۶)- تهیه فهرست

۸۷)- *چرا ما باید نام و اسامی افراد را در ترازنامه بیاوریم؟

۸۸)- اولین مسئله این است که ما نمی توانیم فهرست مان را در خاطر خود نگه داریم . لازم است که ما اسم تک تک افراد و نوع
۸۹)- خسارتی که به انها رسانده ایم را بر روی کاغذ بیاوریم . وقتی که این فهرست را بر روی کاغذ آوردیم دیگر مشکل است که کسی را ۹۰)- فراموش کنیم یا در مورد جبران خسارتی که سعی می کردیم از آن اجتناب کنیم ، دوباره به مرحله انکار برگردیم
.ر.ک.ق.ص-۷۲

۹۱)- زمانی که آماده شدیم تا فهرست خود را تهیه کنیم ، باید در گوشه ای بنشینیم ، همه چیز هایی که درباره خسارت مختلف
۹۲)- آموخته ایم را مرور می کنیم ، و شروع به نوشتن نماییم.ر.ک.ق.ص-۷۳

۹۳)- بعضی از اسامی فوراً به مغز ما خطور می کنند . بعضی دیگر ممکن است وقتی که انواع خسارتی که باعث شده ایم ، را مرور
۹۴)- می کنیم به یادمان آیند . نیاز است که ما حتماً به قدم چهارم خود رجوع کنیم و تا آنجا که ممکن است از آن اطلاعات کسب
۹۵)- کنیم
.ر.ک.ق.ص-۷۳

۹۶)- *ترازنامه را چگونه باید بنویسیم؟

۹۷)- ما باید همه اسامی و موقعیت هایی را که به فکرمان می رسند را بنویسیم ، حتی اگر تقریباً ( نه کاملاً ) مطمئن باشیم که
۹۸)- راهنمای ما خواهد گفت که در آن مورد خاص نیازی به جبران خسارت نداریم . وقتی که فهرست خود را با راهنمایمان مرور
۹۹)- می کنیم ، اگر بعضی از اسامی حذف گردند ، بهتر از آن است که مجبور باشیم به حافظه خود فشار آوریم بلکه اسامی کسانی که ممکن ۱۰۰)- است از قلم افتاده باشند را به خاطر آوریم . ضمناً در مواقعی ممکن است از قلم افتاده باشند را به خاطر آوریم . ضمناً در مواقعی که ۱۰۱)- در آن باعث صدمه و خسارت شده ایم اما نام افراد درگیر یادمان نیاید . می توانیم اقلاً آن واقعه را در فهرست خود
۱۰۲)- بگنجانیم
.ر.ک.ق.ص-۷۳

۱۰۳)- *خودمان در کجای این ترازنامه قرار دهیم؟

۱۰۴)- اضافه کردن نام خودمان به این فهرست ، ممکن است برای بعضی از ما عجیب باشد . ممکن است در اوایل بهبودی به ما گفته ۱۰۵)- باشند که جبران خسارات از خودمان ، یک فکر خود محورانه است ، و اینکه لازم است ما از فکر کردن دائم در مورد خود دست برداریم ۱۰۶)- و به فکر کسانی که به آنها صدمه زده ایم باشیم . کل نظریه جبران خسارات از خودمان ممکن است گیج کننده باشد . بعضی از ما ۱۰۷)- ممکن است فکر کنند که جبران خسارت از خود به معنی این است که چون پاک مانده ایم یا کار مهم دیگری انجام داده ایم ، به خودمان ۱۰۸)- جایزه بدهیم . ما ممکن است این کار را با خریدن چیزی که از وسع ما خارج است و یا افراط در کاری اجباری ، انجام دهیم . در حقیقت ۱۰۹)- ، راهی که می توانیم از آن طریق از خود جبران خسارت کنیم این است که از رفتار های غیر مسئولانه و مخرب خود دست برداریم . ۱۱۰)- لازم است تا ما مواردی را که به واسته عدم توانایی در پذیرش مسئولیت های شخصی مان باعث خسارت به خود شده ایم و یا
۱۱۱)- راه های متفاوت دیگری که از آن طریق برای خود مشکل درست کرده ایم (که این خود نوعی خسارت است) را شناسایی کینم . بعد ۱۱۲)- وقتی که نام خود را به فهرستمان اضافه کنیم ، می توانیم خساراتی را که از لحاظ مادی ، سلامت ، احترام ، وغیره به خود زده ایم را ۱۱۳)- بنویسیم. همچنین مورد حساس دیگری وجود دارد که اکثر ما با آن روبرو شده ایم : اگر به راهنمای خود خسارت زده ایم و از آن خبر ۱۱۴)- نداشته باشد ، وقتی که لیست خود را با او مرور می کنیم از آن آگاه شود ، چه باید بکنیم ، در این شرایط باید با یک عضو دیگر که ۱۱۵)- بهبودی او برای ما قابل احترام است ، و شاید حتی راهنمای ، راهنمایمان مشورت کنیم
.ر.ک.ق.ص-۷۳

۱۱۶)- ·    فهرست افرادی را که به آنها خسارت زده اید با ذکر نوع و طریق خسارت بنویسید .

۱۱۷)- تمایل داشتن

۱۱۸)- حال که فهرست خود را تهیه کرده ایم ، یا اسامی جدیدی به فهرستی که از آخرین کارکرد قدم هشتم نزد خود نگه داشته ۱۱۹)- بودیم ، افزوده ایم ، وقت آن است که تمایل پیدا کنیم تا جبران خسارت نماییم . برای اینکه بتوانیم تمایل پیدا کنیم ، باید حداقل کمی در ۱۲۰)- مورد اینکه جبران خسارت چه ملزوماتی دارد بدانیم . قبلاً در همین کتاب در مورد اینکه به بیش از فقط تغییر رفتار دادن ، نیاز داریم ، ۱۲۱)- صحبت کردیم . اما بعضی از ما ممکن است از اینکه اصلاً ظرفیت تغییر نداریم ، بترسیم . ما می خواهیم بی ریا و صادق باشیم . ما
۱۲۲)- می خواهیم از تکرار رفتارهای گذشته خود اجتناب کنیم ، اما درمورد قولهای خود در گذشته فکر می کنیم و از خود می پرسیم که آیا ۱۲۳)- امکان اینکه دوباره به همانگونه رفتارکنیم وجود ندارد ؟ وقت آن است که واقعاً بهبودی خود را باور کنیم . مهم نیست که چه مدت پاکی ۱۲۴)- داریم ، یـــا مشغول جبران چه خسارتی هستیم ، مـــا باید ایمان داشته باشیم که خداوند به همانگونه که او را درک می کنیم به ما ۱۲۵)- قدرت و توان تغییر را خواهد داد . در می یابیم که برای بعضی از جبران خسارتهایی که بدهکاریم ، به محض نوشتن فهرست ، تمایل ۱۲۶)- پیدا می کنیم ، اما برای بعضی دیگر داشتن تمایل به این آسانی نخواهد بود
.ر.ک.ق.ص-۷۳و۷۴

۱۲۷)-به ندرت اتفاق می افتدکه ماجبران خسارت مالی نداشته باشیم ، چه به کسانی که از آنها دزدی کرده باشیم ، چه به کسانی ۱۲۸)- که از آنها پول قرض کرده ایم و هرگزپس نداده ایم ، چه به مغازه ها و اماکن کسب ، چه به بانکها یا مؤسسات مالی . ما می دانیم که ۱۲۹)- جبران خسارت از اینها به معنی محروم شدن ازمبلغی پول است که ترجیح می دهیم برای خودنگه داریم.ممکن است مدتی طول بکشد ۱۳۰)- تا ما قدر ، رهایی عمیقی که پس از خلاص شدن از شر اینگونه بدهکاریها احساس خواهیم کرد را بدانـــیم و بـــه همین طریق قـــدر تمایل بـــه ۱۳۱)- جبران خسارت را . درخواست کمک از نیروی برتر جهت پیدا کردن تمایل برای جبران خسارت نیز به ما کمک خواهد
۱۳۲)- کرد.ر.ک.ق.ص-۷۴

۱۳۳)- ·آیا خسارت مالی به کسی زده ام که نخواهم آن راجبران کنم ؟ اگر این خسارت را جبران کنم ، زندگی من به چه شکل خواهد ۱۳۴)- بود ؟

۱۳۵)- *کسانی که به ما صدمه زده اند در ترازنامه ما چه نقش دارند ؟

۱۳۶)- بعضی از جبران خسارت هایی که بدهکاریم ممکن است به اشخاصی باشد که آنها نیز به ما صدمه زده باشند . اینها معمولاً ۱۳۷)- خسارتهایی هستند که ما بیشترین مشکل را جهت پیدا کردن تمایل به جبران آنها داریم . به نظر می رسد که هربار که ما به فکر جبران ۱۳۸)- خسارت از آنها می افتیم ، آنقدر از آنچه که آنها با ما کرده اندعصبانی می شویم که بطور کل جبران خسارت کردن را فراموش
۱۳۹)- می کنیم . اما لازمه بهبودی ما تمرین اصل روحانی بخشش می باشد . از طریق دعا و کمکهای جانبی دیگری که در دسترس ما هستند ، ۱۴۰)- می توانیم در خود ظرفیت بخشش کسانی که به ما صدمه زده اند را بیابیم
.ر.ک.ق.ص-۷۴

۱۴۱)- ·        آیا به کسی جبران خسارت بدهکار هستم ، که او نیز به من صدمه زده باشد ؟ چه اقداماتی جهت پیدا کردن تمایل ۱۴۲)- برای اینگونه جبران خسارت انجام داده ام ؟

۱۴۳)- *عدم تمایل ما در این قدم و اینکه نخواهیم جبران خسارت کنیم چگونه است؟

۱۴۴)- ممکن است در فهرست ما موردی برای جبران خسارت وجود داشته باشد ، که فکر کنیم هرگز قادر به انجام آن نخواهیم بود . ۱۴۵)- شاید عدم تمایل ما آنقدر زیاد باشد ، که حتی نخواهیم برای تمایل پیدا کردن دعا کنیم . ما ممکن است حتی نتوانیم تصور داشتن هیچ ۱۴۶)- نوع رحم و شفت یا دلسوزی نسبت به بعضی از کسانی که به انها جبران خسارت بدهکاریم ، بکنیم . در اینگونه موارد ، باید بگذاریم که ۱۴۷)- فعلاً این موارد در فهرستمان باقی بمانند . ما نباید حتماً تمام جبران خسارتهایی را که بدهکاریم در یک روز و یا مدت زمان خاصی ۱۴۸)- انجام دهیم . بعضی از خسارات به زمان نیاز دارند تا تمایل جبران آنها در ما بوجود آید . هربار که به فهرست قدم هشتم خود نگاه
۱۴۹)- می کنیم ، باید از خود بپرسیم که آیا هنوز تمایل به جبران اینگونه خسارت پیدا کرده ایم . اگرنه ، باید هر از چند گاهی این سؤال را از ۱۵۰)- خود بکنیم ؟
.ر.ک.ق.ص-۷۴

*

*

۱۵۱)- اصول روحانی

۱۵۲)- *نقش صداقت ، شهامت ، تمایل و ملاطفت در کارکرد این قدم؟

۱۵۳)- در قدم هشتم ، ما برروی صداقت ، شهامت ، تمایل ،وملاطفت تمرکز می کنیم.برای تمرین اصل صداقت درقدم هشتم، نیاز ۱۵۴)- است که مـــا از تجربه خود در قدمهای قبلی استفاده کنیم . ما به ذات و طبیعت مشکل خـــود اعتیاد اقرار کردیم ، و بـــر راه حل آن تأکید ۱۵۵)- کردیم . این یـــک عمل از روی صداقت بـــود . مـــا یک ترازنامه اخلاقی بی باکانه و جستجوگرانه از خـــود تهیه کردیم که این خـــود تمرینی ۱۵۶)- برای صداقت تازه یافته مـــا بـــود . استخراج چگونگی دقیق خطاهایمان از لابلای عـــمق ضمیرمان نیــز باعث عمیق تر شدن سطح صداقت ما ۱۵۷)- گردید . بـــه همین واسطه مـــا تجربه چگونگی تشخیص و جداسازی نقش خود از دیگران در مسائل را ، کسب کردیم ، و ایـــن ، همـــان سطح ۱۵۸)- صداقتی است که مـــا در قدم هشتم به آن نیاز داریم . مـــا باید همه توجیهاتی را که در مـــورد خسارت زدنمان به دیگران می آوردیم ، مانند ۱۵۹)- رنجش داشتن ، سرزنش دیگران ، باور اینکه ما قربانی بی گناهی بودیم را فراموش کرده و خیلی ساده فهرستمان را کامل
۱۶۰)- کنیم
.ر.ک.ق.ص-۷۵

۱۶۱)- ·        تشخیص چگونگی دقیق خطاهایمان ، به چه شکل در قدم هشتم برای ما ارزشمند است ؟ چرا ضروری است که نقش و ۱۶۲)- مسئولیت من در مسائل برایم واضح و آشکار باشد ؟

۱۶۳)- ·        چند مثال از صداقتی که در قدمهای قبلی تجربه کرده اید را بنویسید ؟ چگونه از آن تجارب در این قدم می توانید ۱۶۴)- استفاده کنید .

۱۶۵)- *تمرین اصل شهامت در این قدم چگونه است؟

۱۶۶)- جهت تمرین اصل شهامت در قدم هشتم ، ما باید خودمان را به مراقبت خداوند بسپاریم . ما نمی توانیم که فهرستمان را فقط ۱۶۷)- به آن مواردی که فکر می کنیم نتیجه مطلوبی خواهد داشت ، محدود کنیم . باید باور داشته باشیم که نیروی برتر ما ، بردباری ، فروتنی ۱۶۸)- ، اعتماد به نفس ، یا هر چیز دیگری که جهت جبران خسارت به آن نیاز داریم را به ما خواهد داد . چه لازم باشد که ما با کسی روبرو ۱۶۹)- شویم که نمی دانیم با دیدن او چه احساس یا حالی به ما دست خواهد داد ، چه مجبور باشیم که پی آمد و نتیجه گناه یا جرمی را که در ۱۷۰)- گذشته کرده ایم بپذیریم ، به هر حال به کمک نیروی برترمان قادر خواهیم بود با آن شرایط روبرو شویم.ر.ک.ق.ص-۷۵

۱۷۱)- ·    چند مثال از شهامتی که در قدمهای قبلی تجربه کرده اید را بنویسید ؟ چگونه از آن تجارب در این قدم می توانید استفاده ۱۷۲)- کنید .

۱۷۳)- *نقش تمایل در کارکرد این قدم؟

۱۷۴)- قبلاً در این قدم در مورد تمایل زیاد صحبت کرده ایم ، به خصوص در مورد تمایل برای جبران خسارت . به هر حال ما به ۱۷۵)- حداقلی از تمایل برای کار کردن این قدم نیاز داریم که هیچ ربطی هم به جبران خسارت ندارد . اول از همه ما به تمایل برای تهیه کردن ۱۷۶)-فهرستمان نیازداریم.علیرغم احساسی که ممکن است نسبت به اضافه کردن اسمی به فهرستمان داشته باشیم ، لازم است که تمایل ۱۷۷)-پیداکنیم ایـــن کارراانجام دهیم.همچنین نیازاست که تمایل داشته باشیم تااصول روحانی دیگری که مربوط به این قدم هستند را ۱۷۸)- تمرین کنیم.ر.ک.ق.ص-۷۵

۱۷۹)- ·        آیا اسمی هست که من هنوز به فهرست خود اضافه نکرده باشم ؟ آیا تمایل دارم که اکنون اضافه کنم ؟ آیا
۱۸۰)- فهرست من کامل است ؟

۱۸۱)- ·        چه اقداماتی جهت افزایش تمایل خود انجام داده ام ؟

۱۸۲)- ·        در مورد دعا کردن برای پیدا کردن تمایل چه احساسی دارم ؟

۱۸۳)- *لطافت و شفقت را در این قدم چگونه بدست می آوریم؟

۱۸۴)- در این مرحله از بهبودی امکان دست یافتن به یک روحیه با ملاطفت و با شفقت وجود دارد . قبل از اینکه قدمهای قبلی را کار ۱۸۵)- کنیم ، آنقدر با احساس رنجش ، سرزنش ، و تأسف به حال خود درگیر بودیم که نمی توانستیم به دیگران فکر کنیم . در حالیکه توانائی ۱۸۶)- احساس یک انسان معمولی بودن را پیدا می کنیم ، در همان حال می توانیم تشخیص دهیم که دیگران نیز دارند بیشترین سعی خود را ۱۸۷)- برای انسان بهتری بودن ، می کنند . ما می دانیم که به طور متناوب در معرض شک و تردید در مورد خود و احساس عدم امنیت هستیم ۱۸۸)- . این مسئله در مورد دیگران نیز صدق می کند . ما می دانیم که خیلی از مواقع قبل از اینکه فکر کنیم ، حرف می زنیم . دیگران نیز
۱۸۹)- همینطور . مــا درک می کنیم که آنها نــیز مثل ما از این حرکات پشیمان و متأسف می شوند . ما می دانیم که مستعد درک و تعبیر غلط ۱۹۰)- از شرایط و اتفاقات ، و نشان دادن عکس العملهای افراطی یا تفریطی نسبت به آنها هستیم . درنتیجه ، امروز وقتی می بینیم کسی از ۱۹۱)- روی نواقص شخصیتی خود عمل می کند ، بجای اینکه عصبانی یا خشمگین شویم با او همدلی و همدردی می کنیم ، برای اینکه می ۱۹۲)- دانیم که چه چیز باعث اینگونه رفتار شده است . قلب ما وقتی که می بینیم با دیگران ، رؤیاها ، احساسات ، ترسها ، علائق ، و یا
۱۹۳)- اشتباهات مشترکی داریم ، پر از رحم و بخشش می شود
.ر.ک.ق.ص-۷۵و۷۶

۱۹۴)- ·    آیا احساس وصل بودن یا مربوط بودن به دیگران می کنم ؟ توضیح دهید .

۱۹۵)- ·    آیا احساس همدلی و ملاطفت برای دیگران دارم ؟ توضیح دهید .

۱۹۶)-  حرکت به جلو

۱۹۷)-    صحبت درباره تک تک موارد فهرست جبران خسارت با راهنمایمان ضروری است . مهم نیست که چه مدت است که پاک هستیم ، یا ۱۹۸)- چقدر در جبران خسارت تجربه داریم . همه ما وقتی که به تنهایی بخواهیم این قدم راکار کنیم در معرض خطر قضاوت غلط کردن ۱۹۹)- هستیم ، اما اغلب درمی یابیم که وقتی به مسائل از چشم دیگران نگاه می کنیم ، همه چیز واضح تر است . ما به بصیرت و تشویق ۲۰۰)- راهنمای خود و نیز به بینش و امید او نیازمندیم . اعجاب آور است که یک صحبت ساده با راهنمایمان تا چه حد میتواند به ما دردست ۲۰۱)- یافتن به نیرویی که در درون ما نهفته است ، کمک کند . وقتی که ما از شر مسائل تأثیرگذار و گمراه کننده رها شویم ، و به رشته محکم ۲۰۲)- آرامش ، فروتنی ، و بخشش چنگ بیندازیم ، برای انجام قدم نهم آماده هستیم.ر.ک.ق.ص-۷۶

منتخب قدم هشتم معتادان گمنام – کتاب چگونگی عملکرد

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

۱)- قدم هشتم

۲)- *فهرست کردن چگونه است؟

۳)- *چرا تمام کسان؟

۴)- *آزار رساندن یعنی چه؟صفحه ۱۲۹و۱۳۰همین کتاب

۵)- *خواستار ؟

۶)- *زیرا تعدادی از جبران خــسارتها برای ما امری غــیر ممکن و یا بسیار خطرناک می باشد. و این موضوع خواستار شدن باعث
۷)- می شود که تمرکز خود را که از روی ترس از قــضاوتها و تــحریک شدن احساسات ، خالصانه بروی تهیه لیست و فهرست مورد نظر قرار
۸)- می دهیم .

۹)- ما فهرستی از تمام کسانی که آزار داده بودیم تهیه کردیم و خواستار شدیم که از تمام آنها جبران خسارت
۱۰)- کنیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۲

۱۱)- *چرا به اطرافیانمان خسارت می زدیم؟

۱۲)- از آنجا که نواقص شخصیتی عامل اساس رفتار ما بود ، خسارتی به خود و اطرافیانمان وارد آورده ایم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۲

۱۳)- *جبران خسارت چه کمکی به ما می کند؟

۱۴)- فهرستی از نام کسانی که به آنها آزار رسانده ایم تهیه کرده ، خواستار جبران خسارت وارده به تمام آنها می شویم و به این ۱۵)- طریق مسئولیت رفتار خود را به عهده می گیریم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۲

۱۶)- *احساس ما پس از لیست کردن چگونه بود؟

۱۷)- هنگامی که حس کنیم از قید گذشته رها شده ایم ، خواهیم توانست که در امروز زندگی کنیم . بسیاری از ما هنوز اسیر
۱۸)- خاطره ی آزارهایی که به دیگران وارد کرده ایم هستیم و این خاطرات گاه و بیگاه و بدون هیچ هشداری به ما حمله میکنند . شرم زدگی ، ۱۹)- پشیمانی ، و احساس تاسف ما از اعمال گذشته مان آنقدر عمیق است که یادآوری آنها می تواند ما را دچار احساس گناه جانکاهی
۲۰)- بنماید
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۳

۲۱)- *بدترین و بهترین حالتهای ممکن که در هنگام جبران خسارت ممکن است برایمان پیش بیاید ، چه هستند؟

۲۲)- *چرا تفکر ما نباید در این قدم، مغز ما از خود ما جلوتر بیافتد؟

۲۳)- شاید بهترین صحنه ای که به فکرمان می رسد آن است که آزارهایی را که داده ایم نادیده بگیرند . بدترین صحنه ای که انتظار ۲۴)- داریم پیش بیاید آن است که نه تنها جبران خسارتمان را نپذیرند بلکه درصدد برآیند انتقام هم بگیرند . بسیاری از ما قدرت تصور و ۲۵)- صحنه پردازی نسبتا قوی داریم و باید توجه داشته باشیم که قدم هشتم جای بدی برای تمرین اینگونه خلاقیت هاست .! در اینجا مغز ما ۲۶)نبایدازخود ما جلوتر بیفتد . ما نباید در ذهن مان هیچگونه سناریویی راجع بـــه آنچه که پیش خواهد آمد ، تـــدوین کنیم . مسئله بسیار ۲۷)- مهمی که باید بدان توجه داشته باشیم آن است که ما می خواهیم قدم هشتم را انجام دهیم نه قدم نهم را.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۴

۲۸)- *این قدم چه می خواهد؟

۲۹)- در این مقطع تنها کاری که می خواهیم انجام دهیم آن است که فهرستی تهیه کنیم و قلبا تمایل پیدا کنیم تا از افرادی که در
۳۰)- لیست نوشته ایم جبران خسارت کنیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۴

۳۱)- *برای تهیه فهرست باید برکدام نقص خود غلبه کنیم؟

۳۲)- *بسیار مهم است.!.

۳۳)- اگر بر رنجشهایمان غلبه نکنیم ، تهیه فهرست قدم هشتم و تمایل یافتن برای جبران خسارت  ، کارمشکلی
۳۴)- خواهد بود
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۵

۳۵)- *مسئولیت ما و دلیل جبران خسارت چیست؟

۳۶)- ما مسئول اعمال خودمان هستیم و جبران خسارت می کنیم چون مدیون هستیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۶

۳۷)- *چرا باید از رنجشهایمان دست برداریم؟

۳۸)- *بسیار مهم است.!.

۳۹)- ما باید از رنجشهایمان دست برداریم و توجه خود را به نقشی که خودمان در ایجاد برخورد های زندگیمان داشته ایم معطوف ۴۰)- داریم . اگر از خودمحوری دست برنداریم حالمان بهتر نخواهد شد و قادر نخواهیم بود به زندگی روحانی مورد نظرمان برسیم . ما
۴۱)- انتظاراتمان را نادیده می گیریم و دیگر از اینکه بقیه را مسئول رفتارمان قلمداد کنیم دست برمی داریم ، این تصور را باید از ذهنمان محو ۴۲)- شود که در زندگی همیشه قربانی یا فدای دیگران شده ایم . در قدم هشتم ، کاری به این نداریم که دیگران با ما چه کردند بلکه هدف ما ۴۳)- تنها آن است که مسئولیت کارهایی را که ما با دیگران کرده ایم به عهده میگیریم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۶

۴۴)- *برای رنجش چه باید کرد؟

۴۵)- *بسیار مهم است.!.

۴۶)- اگر هنوز هم نسبت به افرادی که در گذشته زندگیمان وجود داشته اند رنجش داریم ، باید به تمرین اصل روحانی بخشش
۴۷)- بپردازیم . استعداد ما برای عفو کردن دیگران ، ارتباط زیادی با توانایی مان در بخشیدن و دوست داشتن خودمان دارد و اگر با این
۴۸)- مسئله اشکال داریم ، از نیروی برترمان استدعای کمک می کنیم . ما از او درخواست می کنیم که آن صفاتی را که لازمه تمایل
۴۹)- پیداکردن و بخشش نشان دادن است به ما عطا نماید . ما پذیرا شدن خود را همانگونه که هستیم ، آغاز کردیم و اکنون شروع به پذیرفتن ۵۰)- دیگران به همانگونه که هستند می کنیم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۶و۱۲۷

۵۱)- *برای تهیه فهرست چه باید کرد؟

۵۲)- برای تهیه فهرستی از نام اشخاص ، مکانها و موسساتی که مدیون جبران خسارت وارده به آنها می باشیم ، مطالعه دست
۵۳)-نویسهای قدم چهارم به ما کمک خواهد کرد . اگر یک بار دیگر قدم چهارم را نسبتا کامل انجام داده باشیم ، مطالب آن به وضوح نشان ۵۴)- خواهد داد که نقش خود مــا در مشکلات زندگیمان چه بوده است و چــطور با نواقص شخصیتی خــود بـــه بقیه آزار رسانده ایم
. مـــا آدمهایی ۵۵)- را پیدا می کنیم که در نتیجه عدم صداقتمان زخم خورده اند ، کلاهشان را برداشته ایم و مــــردم دیگری که زنــــدگیشان تــــحت تاثیر خطاهــای ۵۶)- ما قرار گرفته است . همچنین دقت می کنیم که چگونــــه در کل به اجتماع خــــسارت وارد کرده ایم و آن را هــــم به فهرستمان اضافه می کنیم . ۵۷)- احتمالا از بودجه های اجتماعی به گونه ای سوءاستفاده کـــرده ایم . در میان جمــــعی از خود رفتار زننده ای بـــروز داده ایم و یا مالــیات بحقی ۵۸)- را که بقیه برای خدمات دسته جمعی می پردازند به اصطلاح بالا کشیده ایم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۷

۵۹)- *بجز مورد فهرست قدم چهارم دیگر به کجا مراجعه می کنیم؟

۶۰)- با اینکه می توانیم با خواندن قدم چهارم اغلب نام هایی را که برای فهرستمان لازم داریم پیدا کنیم . با این همه باید توجه داشته ۶۱)- باشیم که قدم هشتم تکرار مجدد تراز نامه مـــا نیست . در اینجا مـــا به دنبال اشخاص ، مکانها و موسساتی که بدانها ضرر رسانده ایم ۶۲)- ، می گردیم ، و نه فقط نوع ضرری که به آنها وارد نموده ایم . مثلا تنها به مسئله دروغ گوییمان نمی پردازیم ، بلکه به کدام فرد دروغ ۶۳)- گفته ایم . مافقط دزدی نکرده ایم بلکه از افراد مختلف دزدیده ایم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۸

۶۴)- *آیا ما نیز در این فهرست جای می گیریم؟

۶۵)- بسیاری از ما با این مسئله که چگونه به خودمان هم ضرر زده ایم مشکل داشتیم و هنگامی که بقیه معتادان پیشنهاد کردند نام ۶۶)- خودمان را هم به این فهرست اضافه کنیم متعجب شدیم . عده ای دیگر از ما ، در مورد قبول مــسئولیت ، در رابطه با خودمان افراطی ۶۷)- هستیم ، یعنی یامنکر هرگونه مسئولیتی شده ایم و یا اینکه تمام اشکالاتی را که با بقیه داشتیم به گردن خود انداخته ایم و با صحبتهایی ۶۸)- که بـــا راهنمایان و سایر معتادان می کنیم ، آن برداشت غیرواقعی که از شخصیت خود داریم بـــه تدریج در هم می ریزد و بینشی ۶۹)- حقیقی از خود بدست مـــی آوریم . با کمکی که از این دوستان می گیریم عقاید واقع بینانه ای راجع به اینکه حدود مسئولیت ما در هر ۷۰)- مورد از کجا شروع و در کجا ختم شده پیدامی کنیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۸و۱۲۹

۷۱)- *مفهوم آزار؟

۷۲)- ما نیاز داریم که پیش از تهیه فهرست خود ، مفهوم کلمه آزار را بدانگونه  که مورد نظر قدم هشتم می باشد درک کنیم .
۷۳)- برداشت ذهنی اغلب ما از لغت آزار ، ایجاد دردجسمی می باشد . لیکن آزار رساندن انواع مختلفی دارد : عذاب روانی ، صدمه زدن به ۷۴)- متعلقات کسی و باعث تلف شدن آنها ، ضربه عاطفی درازمدت زدن ، خیانت ، سوء استفاده از اعتماد و غیره . با اینکه ممکن است بگوئیم ۷۵)- اما قصد من هیچگاه این نبود که به کسی آزار برسانم ولی چندان مطرح نیست که نیت ما چه بوده و در هر حال ما مسئول آزارهایی که ۷۶)- به دیگران رسانده ایم هستیم . هرگاه دیگران به نوعی تحت تاثیر عملی که از ما سر زده دچار حالت ناراحتی شده باشند این یک مورد ۷۷)- آزار است.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۹و۱۳۰

۷۸)- *برای درک بهتر مفهوم آزار بهتر است چه کنیم؟

۷۹)- گاهی برای آنکه برداشت واضح تری از چگونگی آزاری که به دیگران رسانده ایم پیدا کنیم ، بی مناسبت نخواهد بود که
۸۰)- خودمان را به جای آنها بگذاریم . اگر بتوانیم بفهمیم که زندگی در کنار شخص لاابالی و بی توجهی مثل ما ، چه بر سر دیگران آورده ۸۱)- است ، در آن صورت جمع آوری اسامی در فهرستمان ، آسانتر خواهد بود.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۰

۸۲)- *علاوه بر فهمیدن مفهوم آزار ، دیگر چه چیز را باید درک کنیم؟

۸۳)- برای انجام این قدم علاوه بر فهمیدن معنی آزار باید معنی جبران خسارت را هم درک کنیم . این قدم به ما نمی گوید که ما
۸۴)- خواستار این شدیم که به مردم بگوئیم متاسفم را شنیده اند که تا ابد برایشان کافی است . در حقیقت ما تمایل پیدا می کنیم که هر کاری ۸۵)- از دستمان ساخته باشد برای جبران خسارتی که وارد کرده ایم انجام دهیم ، بخصوص با تغییر نوع رفتارمان . احتمال دارد مواردی از ۸۶)- گذشته خود پیدا کنیم که ضربهء وارد شده از جانب ما به قدری جدی بوده که گویا قابل جبران نیست . یکی از نمونه های این گونه موارد ۸۷)- ، روابط مان با کسانی است که برای مدتی نسبتا طولانی در زندگیمان حضور داشتند
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۰

۸۸)- *انجام این قدم بروی گذشته ، حال و آینده ما چه تاثیری دارد؟

۸۹)- با آنکه دیگر گذشته را نمی توان تغییر داد ، لیکن نیاز بدان داریم که به آنچه انجام داده ایم ، بنگریم و حقیقت خسارتی را که به ۹۰)- بار آورده ایم ابراز نمائیم . با توجه به اینکه تغییر دادن آنچه که اتفاق افتاده غیر ممکن می باشد ، حداقل می توانیم با تکرار نکردن چنان ۹۱)- اشتباهاتی ، جبران خسارت خود را شروع کنیم چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۱

۹۲)- *مفهوم فروتنی این قدم؟

۹۳)- پذیرا شدن آزارهایی که به دیگران وارد نموده ایم ، تاسف خوردن از صمیم قلب و تمایل داشتن به اینکه هر چه را که لازم ۹۴)- باشد برای تغییر یافتن به عمل درآوریم سلسله مراحل مشکل و دردناکی است . ما از این رنج و تعبی که می کشیم ترسی به خود راه ۹۵)- نمی دهیم چرا که همین ابراز حقیقت هاست که به مـــا کمک میکند تا به بیداری روحانی خود ادامه بدهیم . بسیار ساده بگوئیم ، هنگامی ۹۶)- که آزارهایی را که به دیگران داده ایم قبول می کنیم ، همین امـــر باعث بیشتر شدن فروتنی مـــا می شود . زمانی کـــه از اعماق قلب ۹۷)- ابراز تاسف می کنیم ، ایـــن شاهدی بـــر آن است کـــه خود محوریمان کمتر شده است . وقتی که حاضریم برای تغییر هر کاری بکنیم ۹۸)- ، این دلیل بر آن است که روحیه جدیدی در ما ایجاد شده است.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۱

۹۹)- *تمایل این قدم و نحوه جبران خسارت از نظر این قدم ؟

۱۰۰)- نوشتن فهرستی برای جبران خسارت ، به خودی خود باعث خواهد شد که در ما تا حدودی ایجاد تمایل برای انجام این کار ۱۰۱)- بشود و به هر صورت به ما موقعیتی ارائه می کند که طی آن  با آزارهایی که به دیگران وارد کرده ایم روبرو شویم . بعضی از ما بعد ۱۰۲)- از اینکه اسم شخصی را که به او آزار داده ایم ، نوشتیم و در برابر آن نوشتیم که چگونه به او آزار رسانده ایم ، مختصری نیز در ۱۰۳)- مورد اینکه چگونه قصد داریم از وی جبران خسارت کنیم می نویسیم . نوشتن این چگونگی جبران ، معمولا باعث بیشتر شدن تمایل ما ۱۰۴)- می شود ، چرا که طی آن می بینیم که در ما قابلیت هایی نیز برای جبران خسارت وجود دارد.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۲

۱۰۵)- *اگر دچار افکار مخرب شده ایم چه باید بکنیم؟

۱۰۶)مامی خواهیم برای جبران خسارت تمایل پیدا کنیم و هر آنچه را که می توانیم برای بدست آوردن این تمایل انجام می دهیم . ۱۰۷)- اگر متوجه شویم که بـــا خودمان درگیر توجیه و جر و بحث شده ایم و یـــا در حال ارزیابی خود هستیم کـــه دقیـــقا چقدر تمایل برای فلان ۱۰۸)- جبران باید از خودمان نـــشان بدهیم ،‌هـــرچه سریعتر این افکار غیر سازنده را با دعا کردن از ذهنمان خارج می کنیم . اگر هـــنوز هـــم مردد ۱۰۹)- باشیم ، تا حد ممکن کوشش می کنیم . در اینـــجا بازیابی مـــا مطرح است و اگر بخواهیم بازیابی مـــان ادامه پیدا کند ، باید به هر شکل ممکن ۱۱۰)- جبران ها را به انجام برسانیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۳

۱۱۱)- *نقش تمایل و دعا در این قدم؟

۱۱۲)- ما از خداوند درخواست می کنیم تا به ما کمک کند که برای جبران نمودن تمایل پیدا کنیم . هنگامی که برای بدست آوردن ۱۱۳)- تمایل دعا می کنیم رابطه مان با خداوند بدان گونه که او را درک می کنیم چند قدمی نزدیکتر می شود.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۳

۱۱۴)- *نقش تعهد در انجام این قدم؟

۱۱۵)- تعهدی کـــه نسبت به بازیابی خود داریم شامل این نیز می شود که ما باید تمام کارهایی را که برای بازیابی مان لازم هستند ۱۱۶)- به انجام برسانیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۳

۱۱۷)- *دیدگاه و مسئولیت پذیری این قدم؟

۱۱۸)- یک نیروی برتر در زندگی ما مشغول فعالیت است و ما را برای آنکه قادر به خدمت به دیگران بشویم آماده
۱۱۹)- می سازد.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۳

۱۲۰)- *چه چیزهایی ما را آماده می سازد؟

۱۲۱)- ما دیدگاه تازه ای از زندگی پیدا کرده ایم و می دانیم که مسئول اعمال خودمان هستیم . دیگر دائما افسوس آزارهایی را که در ۱۲۲)- گذشته به دیگران داده ایم نمی خوریم ، همین که خیلی ساده بفهمیم چقدر جدی مردم را اذیت کرده ایم ، از صمیم قلب برای ناراحتی که ۱۲۳)- ایجاد کرده ایم متاسف باشیم و در صدد باشیم به آنها بفهمانیم که آرزو داریم بتوانیم بدی هایمان را جبران کنیم کلید رهایی ما از ۱۲۴)- گذشته است . با اینکه هنوز کار زیادی برای ایجاد صلح با دیگران در پیش داریم  اما حقیقت آن است که راه زیادی برای ایجاد آرامش ۱۲۵)- در خودمان پیموده ایم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۴

۱۲۶)- *نتیجه :

۱۲۷)- مسئولیت اشتباهات خود را روشن بینانه بر عهده بگیریم.

۱۲۸)- همیشه در افکار خود جایی برای پذیرش خطای خودمان و روش جبران آن داشته باشیم.

تصاویری که می‌بینید از مجله دانشمند سال‌های ۴۷ و ۴۸ شمسی گرفته شده‌اند:

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

 

تصاویری که می‌بینید از مجله دانشمند سال‌های ۴۷ و ۴۸ شمسی گرفته شده‌اند:

 


هنوز واژه کامپیوتر روتین نشده بود و بیشتر از کلمه مغز الکترونیکی استفاده می‌شد.
یکی از نخستین مقالات ترجمه شده ایزاک آسیموف در مجلات ایرانی

 

 

 

 


یکی از طرح‌های جاه‌طلبانه‌ای که هیچگاه عملی نشد. طرح ایجاد دریاچه در کویرهای با ایران با پمپاژ آب از خلیج فارس و دریای عمان با نیروی اتمی

 

 


دانشمند خبر از اکران فیلم راز کیهان در تهران می‌دهد

 

 


جالب است که آن موقع هم بر سر مونوریل یا مترو، بحث بود!

 

 


کسی می‌داند اولین بار چه سالی خودپرداز به ایران آمد؟

 


پس زده شدن یا رد پیوند مانعی جدی بر سر پیوند


سال‌هایی که ار فرط تبعیض سیاهان ترجیح می‌دادند سفید شوند!


شاید روزی جنس چینی هم مترادف با محصول باکیفیت برای ما شود.


رژیم شیمی درمانی در آن سال‌ها

 

تفاوت عشق و هوس

ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

تفاوت عشق و هوس

۱ – عشق معطوف به غیر از خود است. در حالیکه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را مقایسه کنید: – ( من) دوستت دارم – ( من) برات می میرم – (برای من) هیچکس مثل تو نمیشه – ( من ) همیشه به فکر توام -( من) را فراموش نکن – ( من ) از تو رنجیدم در حالیکه در عشق، توجه به حالتها و لذتهای خود نیست. و خواست و شرایط معشوق جایگزین خودخواهی فرد می شود. جمله معشوق است و عاشق پرده ای زنده معشوق است و عاشق مرده ای ۲ – هوس پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است، مثل نیاز به آب، نیاز به اکسیژن ، نیاز به غذا. ولی عشق فراتر از یک چنین نیازی هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشکوفایی فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمی کند، کوچک نمی کند. عشق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل می شود. شاید در فیلم ها دیده و شنیده باشید که فردی می گوید« من عشق را گدایی نمی کنم». هر چه جز عشقست، شد ماکولِ[۱] عشق دو جهان یک دانه پیش نَولِ[۲] عشق دانه یی مر مرغ را هرگز خورَد؟ کاهدان مر اسب را هرگز چَرَد[۳]؟ ۳ – عشق محدود کننده و زندانی کننده معشوق نیست. عشق آزاد کننده است. اگر فردی را مجبور کنیم که همه علائق ، سلیقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و فقط به ما بیندیشد، او را محدود به خودمان کرده ایم، نه اینکه عاشق خودکرده باشیم. در واقع این عشق نیست، این یک هوس است و ما را وابسته به شخص دیگری نموده است. آنکه او بسته غم و خنده بود او بدین دو عاریت زنده بود باغ سبز عشق، کو بی منتهاست جز غم و شادی درو بس میوه هاست عاشقی زین هر دو حالت، برترست بی بهار و بی خزان ، سبز و ترست در نگنجد عشق در گفت و شنید عشق، دریایی ست قعرش ناپدید. ۴ – عشق با بدبینی و سوء ظن همراه نیست. عشق یک اعتماد است. یک اطمینان است و پس از شناخت رفتار، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت یک آگاهی عمیق به وجود می آید. لذا ابتدا اعتماد به وجود می آید و بعد عشق منعقد می شود. بعضی ها می پرسند «باید اول عاشق شد بعد ازدواج کرد یا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد؟!» در جواب باید گفت: اگر بعد از ازدواج بخواهی عاشق بشوی که کار از کار گذشته است و آن فرد هر خصوصیت یا رفتار و یا افکار و احساسی که داشته باشد، باید تحمل کنید، نام این عشق نیست. از طرف دیگر بدون بررسی ، شناخت ، تحقیق و ارتباط رسمی چگونه می توان عاشق فردی شد تا در پی آن ازدواج کرد؟ ( یعنی روش عاشق شدن قبل از ازدواج چگونه است) خلاصه اینکه، طی یک فرایند رسمی که خانواده ها در جریان هستند، و ارتباطات شما آشکار و شفاف هست. با مشورت و بررسی شما و خانواده هایتان از فرد مقابل آگاهی به دست می آورید، تناسب رفتارها، نقاط ضعف ، احساسات و افکار یکدیگر را می سنجید و سایر معیارهای مطلوب را دقیقا ارزیابی می کنید. بدیهی است که اگر این موارد مثبت باشد خواه ناخواه شما عاشق فرد می شوید( نه هوس پیدا کنید). اما هوس اینست که معمولا به صرف مجاورت ایجاد می شود. همکلاسی، هم محله ای، همکار، فامیل و …، می بینید، خنده ها و عشوه هایش را حس می کنید، شیطنتها ، بازیگوشی ها، و کلاس گذاشتن هایش را نظاره می کنید، به دلتون می افتد که عاشقش هستید و با خیالات مستمر از او غولی می سازید که فقط بعد از ازدواج شکسته می شود و واقعیت آن روشن می شود. معمولا چنین دو نفری به جای شناخت یکدیگر، انرژی خود را صرف احساسات یکدیگر می کنند، دل میدهند و قلوه می گیرند، هر روز به تعداد زیادی برای یکدیگر می میرند، یا حداقل غش می کنند و تعارفات کلاس بالا نصیب هم می کنند، از وجود یکدیگر ممنون می شوند، از هم زیاد تشکر می کنند، با مطالعاتی که در مورد مخ زنی دختر یا پسر در اینترنت یا ….آموخته اند سعی می کنند طرف مقابل را شیفته خود سازند ( به هر قیمتی)به هم زیاد کادو می دهند، متون ادبی جالب ، آهنگهای احساس نواز، و مبالغه های غیر عقلانی به یکدیگر پیشکش می کنند، کم کم نقش پدر، مادر، دوستان، همکاران و … را حذف کرده و همه را یک جا به محبوب خود پیشکش می کنند، و وقت خود را یا با او پر می کنند یا با خیالات او سر می کنند و در خیالات خود او را تک ستاره ای می دانند که آسمان قلب آنها را نورانی می کند، بدون او زندگی معنی و مفهوم و شور خود را از دست می دهد. او یک انسان نیست، یک فرشته است، او هیچ عیبی ندارد، و فقط و فقط مهر و عشق و صفا و نقاط مثبت است. تصور از دست دادن او ، کابوسی وحشتناک هست. مفعول شعرهای تمام ترانه های شاد و غمناک به نوعی به محبوب آنها بر می گردد، واینگونه این احساسات غیر قابل کنترل می شود ، در حالیکه عشق همانطور که گفته شد، فرایند مشخصی از آگاهی می باشد. منظور این نیست که از احساس تهی باشد، نه ، اما احساس یکی از پارامتر های مهم در کنار پارامترهای آگاهی هست که نمی تواند جای خالی دیگر خصیصه ها را پر کند. احساس انفجار آمیز در رابطه ها منجر به تحریف واقعیت ها شده و آنقدر آب را گل آلود می کند که خود فرد به هیچ وجه قادر به شناخت صحیح طرف مقابل خود نیست. و پس از فروکش کردن احساست، پس از ازدواج ، تفاوت میان خیالات خود و واقعیت ها را درک می کنند. ۵ – عاشق، خود را ملزم می داند که حریم عشق و معشوق را رعایت کند و هنجارها را به نفع لذت خود نمی شکند. عاشق در پی کام گرفتن از معشوق، پیش از آنکه این حریم کامل و رسمی شود، نیست. باید کانون خانواده شکل گیرد و انعقاد پیمان زناشویی انجام پذیرد و طرفین مسئولیت زندگی و تعهد کامل را نسبت به هم بپذیرند. هر گونه خلوت، لمس و ارتباطی که جنبه لذت جویی داشته باشد (قبل از تعهد کامل زناشویی و در چارچوب قانون)، صرفا آسیب پذیری عشق را به همراه دارد و این آزمایش کردن عشق نیست، بلکه سیراب کردن هوس و عطش شهوانی است. عشق هایی کز پیِ رنگی بُوَد عشق نَبوَد ، عاقبت ننگی بود ۶ – چنین مواردی از نشانه های هوس هستند: زودرنجی، قهر و آشتی ، دل خوری، نگرانی، تردید ، عجله در به نتیجه رسیدن، امروز و فردا کردن، زبان بازی کردن، با چند نفر ارتباط صمیمی وعمیق عاطفی گرفتن، رویاپردازی در مورد فرد، چشم پوشی از نقاط ضعف آن شخص و … ، همه از نشانه های هوس است، در حالیکه عشق ، قامتی رعناتر، بزرگتر ، قوی تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر آرامش بخش است و نگرانی از درست رفتن، ندارد. عشق هایی که نگرانی آفرین، اضطراب آور و دمدمی مزاج و به ظواهر فرد بستگی دارد، همان هوسها هستند که « محور من» در آنها قوی است . یعنی فرد همه چیز را برای خودش می خواهد ، نه معشوق هر که را جامه ز عشقی چاک شد او ز حرص و جمله عیبی پاک شد شاد باش ای عشقِ خوش سودای ما ای طبیبِ جمله علت هایِ ما ای دوایِ نخوت و ناموسِ ما ای تو افلاطون و جالینوس ما جسمِ خاک از عشق ، بر افلاک شد کوه، در رقص آمد و چالاک شد ۷ – عشق پیش نیاز لازم دارد. یعنی فرد باید رشد کند و از مراحلی بگذرد تا نوبت به عاشق شدن برسد. کسی که هنور با والدینش درگیر است، سازگاری با همکاران ندارد، رابطه صمیمانه ای با دوستانش ندارد. افسرده و مضطراب است، تصمیم های مهمی در زندگی نگرفته یا به اجرا در نیاورده است، از این شاخه به آن شاخه می پرد، هدف زندگی خود را شفاف ترسیم نکرده است. و حتی در انتخاب هنجارها به انتخاب ثابتی برای وضع ظاهری ، پوشش و نحوه رفتارش نرسیده است و مردد بوده و روز به روز شکل به شکل می شود و هویت خود را نیافته است، مانند کودک پیش دبستانی است که برای اردو به دانشگاه رفته باشد، او هرگز نمی تواند در نقش دانشجو باشد. حتی اگر بر روی صندلی های دانشگاه بنشیند. لذا عشق پس از بلوغ عاطفی ، بلوغ اجتماعی، بلوغ فکری، بلوغ روانی و …، پیدا می شود، در غیر این صورت فقط هوس خامی بیش نیست. ۸ – عشق باید یک وحدت و یکپارچگی بین شما ، افراد و همه هستی ایجاد کند. اگر رابطه دختر و پسری، با پنهان کاری، تعارض ، درگیری با دیگران، احساس گناه، اضطراب، تردید، و قطع روابط اجتماعی با دیگران، مشکل در شغل ، تحصیل ، روابط خانوادگی و …، همراه هست باید مطمئن شد که هوس، خود را به جای عشق به آنها معرفی کرده است. و چنین شروعی برای رابطه، پایان هایی به مراتب دردناکتر و فجیع تر به همراه دارد. در نگنجد عشق در گفت و شنید عشق، دریایی ست قعرش ناپدید

داستان از کتابچه سفید کعتادان گمنام – معتاد چاق

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

معتاد چاق

من معتادم، طی یک دوره هیجده ساله، دست کم از پنجاه نوع ماده مخدر گوناگون استفاده کرده ام. وقتی شروع به استعمال مواد مخدر کردم شناختی از آن نداشتم، اما تنها به یک دلیل به مواد مخدر روی آوردم و آن این بود که نسبت به زندگیم احساس ناخوشایندی داشتم و دلم می خواست که احساس بهتری پیدا کنم. هیجده سال از زندگی ام را صرف این کردم که بتوانم احساس دیگری پیدا کنم. من قادر نبودم که واقعیات زندگی روزمره رو به رو شوم . از کودکی چاق بودم و در سراسر زندگی چاق باقی ماندم و همواره احساس درماندگی و طرد شدگی می کردم.

زندگی خانوادگی من آشفته و دردناک بود، اما در جریان رشد و پرورشم ارزشهای اخلاقی بسیاری به من منتقل شد. همیشه سعی می کردم که بیکار نمانم . واقعیت این است که در بیشتر مواقع می توانستم که برای خود شغلی دست و پا کنم ،‌حتی می توانستم با عضویت در بعضی سازمانهای تعاونی و خیریه موقعیت اجتماعی به دست آورم.

من که سرگردان بودم و جایی برای رفتن نداشتم قدم به این انجمن گذاشتم . از لحاظ اخلاقی کلاً و کاملاً دچار انحطاط شده بودم. درباره ارزشهای مهنوی هیچ چیز نمی دانستم. درباره زندگی نیز چیزی نمی دانستم. زندگی نهایتاً چیزی جز درد و رنج روزمره نبود . تنها چیزی که می دانستم این بود که شکمم را از غذا یا مواد مخدر خالی نگذارم ، یا برای خوش بودن از سکس بهره بگیرم. که در این مورد دیگر چندان کاری از دستم بر نمی آمد. من دیگر نمی توانستم از هیچ چیز به اندازه کافی بهره ببرم.

وقتی به این برنامه روی آوردم چیزی را دریافتم که پیش از آن هرگز تجربه نکرده بودم – پذیرش کامل کسی یا چیزی که من بودم – از من دعوت شد که عضویت در انجمن را بپذیرم و به من گفته شد که در آنجا از کسی ورودیه یا حق عضویت دریافت نخواهد شد، و اگر همچنان به حضور خود در جلسات انجمن ادامه دهم به آزادی کامل و روش تازه ای برای زندگی دست خواهم یافت. امروز، پس از سالها، می فهمم که از اعتیاد و پر خوری ناگزیر، رهایی یافته ام و در جامعه شأن و منزلتی دارم. من اکنون دارای خانه و خانواده خوبی هستم و از موقعیت اداری برجسته ای برخوردارم و از همه اینها مهمتر یک رابطه شخصی با خدا برقرار کرده ام که همین امر موجب این موفقیتها بوده است. اکنون احساس خوبی دارم ، می توانم سعادت و شادی را احساس کنم، می توانم آرامش و بی دغدغه بودن را احساس کنم، حتی زمانی که اوضاع چنانکه باید و شاید بر وفق مراد نیست باز هم این احساسات بر جای خود هستند.

هیچ بحثی در این نیست که من زندگی خود را مدیون انجمن معتادان گمنام و خداوند خود هستم. من اکنون می توانم امیدم را تعمیم دهم و قاطعانه بگویم که اگر شما نیز همان رنجی را تحمل می کنید که من زمانی تحمل می کردم پس قطعاً به اصول برنامه معتادان گمنام عمل کنید مطمئن باشید از رنج رهایی خواهید یافت و به زندگی مرفه و با معنایی دست خواهید یافت.

استمنا یا اونانیسم یا ماستور باسیون یا خود ارضایی ( مرجع کامل اطلاعات )

ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, دوازده قدمی ها ۲ دیدگاه »
استمنا یا اونانیسم یا ماستور باسیون یا خود ارضایی ( مرجع کامل اطلاعات )تعداد   زیادی از بازدیدکنندگان سایت مخصوصا نوجوانان و جوانان طی تماس با ما در   رابطه با استمناء سوال داشتند اکثر این افراد دچار نگرانی ، دلشوره و عذاب   وجدان بودند. اکثر سوالات  در محور عوارض مشکلات و…. چرخ می زدبعلت   مهم بودن سوالات برای بازدیدکنندگان ، و همچنین نبود یک مرجع معتبر و وجود   خرافات و مطالب غیر علمی در این رابطه در اینترنت ، ما در این مقاله به   بررسی این موضوع پرداخته ایم . لازم به ذکر است این مقاله از دیدگاه مذهبی   به این موضوع نپرداخته است . و تنها از دیدگاه علمی و اجتماعی موضوع را   بررسی کرده است .       
****استمنا یا اونانیسم یا ماستور باسیون یا خود ارضایی :استمنا   یا اونانیسم یا ماستور باسیون یا خود ارضایی یا به اصطلاح عوام جلق عبارت   است از س..ک..س با خود تا سر حد ارضاء شدن که بیشتر توام با خیال بافی صورت می   گیرد . خود ارضایی در قبل از ازدواج یک امر طبیعی و بدلیل کمبود رابطه جنسی   میباشد و در نزد هر دو جنس شایع است . نوجوان و جوان مدتی بعد از بلوغ کم   کم تحت فشار جسمی قرار خواهد گرفت و حتی در صورت عدم اقدام به این مورد در   هنگام خواب  تخلیه و ارگاسم صورت خواهد گرفت . لازم به ذکر است زمان اولین   خود ارضایی در افراد مختلف گوناگون است و حتی خود ارضایی در کودک ۲ ساله   نیز گزارش شده است . انسان تنها موجودی نیست که خود ارضایی می کند، و  در   میمونها نیز این مورد مشاهده شده است .
خود ارضایی در بعد از ازدواج :
خود ارضایی در بعد از ازدواج بدلیل عدم رفتار جنسی مناسب زوجین صورت می   گیرد و می بایست فرد را با ایجاد رویه درست زناشویی به روال عادی   بازگرداند.البته در زمان بارداری و در هفته های آخر بارداری نیز خود ارضایی   در مردان دیده می شود.
حالات روحی افراد بعد از خود ارضایی:
فرد پس از خود ارضایی خود را آدم ضعیف النفسی می یابد و تا حدودی خود را   مریض و متفاوت از دیگران احساس میکند.پس از خود ارضایی بارها به خود قول   می دهد که دیگر این کار را نکند ولی مجدداً تکرار می گردد!  این امر باعث   می شود که فرد فکر کند اراده نداشته و خود را ضعیف احساس کند.بعضی افراد   بعد از خودارضایی بستگی به نوع تربیت و اخلاقیات خود دچار عذاب وجدان نیز   می گردند.
بررسی خود ارضایی از نظر علمی :
۱-افراط در هر چیز نتیجه ای جز ضرر ندارد.موردیکه اشکال خود ارضایی   میباشد این است که شما صرفاً از نظر جنسی ارضا میشوید و سایر حواس شما مثل   لامسه و غیره همچنان تشنه میباشند.به همین دلیل خود ارضایی شما را مانند یک   رابطه واقعی ارضا نمیکند و حالت آرامش روحی بعد از رابطه واقعی را به شما   القا نمیکند.پس افراط در آن می تواند باعث بهم ریختگی توازن شما گردد.
۲-در زمان حالت جنسی شما برای انزال کالری زیادی میسوزانید . پس سعی کنید که حتماً بعد از آن مواد مقوی و همچنین غذای گرم بخورید
۳-قبل از خواب سعی کنید برای عدم تحریک جهاز جنسی خود را با آب سرد بشویید.
۴-هیچگاه در حالت ایستاده مبادرت به انجام این کار نکنید
۵-مواد شوینده از قبیل شامپو و صابون باعث خشکی پوست و سائیدگی میشوند و همچنین ایجاد سوزش مینمایند.از اینها استفاده نکنید.
۶-خود را تحریک به انجام این کار نکنید و سعی کنید تا زمانیکه غدد شما   ترشح طبیعی نکرده و امکان برون ریزی طبیعی بوجود نیامده دست به این کار   نزنید.
۷-غذاهای سرد در کم کردن التهاب شما موثرند.
۸-بعد از انزال سعی کنید حتماً ادرار کنید.
آیا خود ارضایی مزایایی هم دارد؟
خود ارضایی اگر اعتیاد و عادت روزانه و بیمارگونه باشد هیچ سودی ندارد و فقط باعث آسیب روحی و جسمی شما می گردد .
اما در یک روال طبیعی و غیر   بیمارگونه  و غیر اعتیادی ، حداقل سودی که خود ارضایی دارد این است که    مانع  برقراری یک رابطه پر خطر جنسی از طرف شما می گردد.
۱- می‌تواند به وضعیت پایداری در س..ک..س کمک کند. چیز ناجوری در تجربه   نیست و‌به‌راحتی افراد می‌توانند حس کنند به‌چه‌چیزی احتیاج‌دارند.
۲- باعث می‌شود که آن‌ها بتوانند کشف کنند که چه چیزهایی می‌تواند   تحریک‌شان کند. کدام‌یک از حالت‌ها آن‌ها رو به اوج می‌رساند و‌باعث ارگاسم   بهتری برای‌شان می‌شود. هم‌چنین می‌توانند حس‌کنند که چه مقدار پایداری در   وضعیت‌های مختلف دارند.
۳- آن‌ها می‌توانند که در طول خودارضایی خودشان‌را بشناسند و‌از نوع   س..ک..سی که لذت می‌برند اطلاع پیدا‌کنند. بدون مرز بودن این‌مورد آن‌ها‌را   آزاد می‌گذارد تا بتوانند شیوه و‌نوع جنسیت و‌ارضای جنسی خود‌را بشناسند   و‌پس از شناخت آن نیز دیگر در س..ک..س سردر‌گم نخواهند‌بود که برای رسیدن به   لحظات ارگاسم روحی باید به‌دنبال چه به گردند.
۴- آن‌ها می‌توانند به‌راحتی در مورد خودشان قضاوت‌کنند که‌چه‌چیزی از   س..ک..س می‌خواهند وازهمه‌مهم‌تر این‌که تا چه حد در س..ک..س میانه رو یا تندرو   و‌یا کندرو هستند. به‌راحتی با شناخت این مساله می‌توانند درک‌کنند که آیا   شریک جنسی آن‌ها توان پاسخ‌گویی به آن‌ها‌را دارد یا خیر.
۵- به‌راحتی می‌توانند میزان و‌شدت ارگاسم خود‌را چه از نظر روحی و‌چه   از نظر جسمی‌کنترل کنند. در واقع این چیزی‌ست که یک شریک جنسی ایده‌آل   می‌تواند به فرد تقدیم کند. ولی برای افراد بدون پارتنر خودارضایی امکان   می‌دهد که بدون محدودیت به تمامی‌کارهای اخلاقی و‌حتی غیراخلاقی که فرد از   داشتن آن‌ها می‌تواند بدون پاسخ‌گو بودن لذت‌ببرد، در نهایت آسودگی خاطر   نصیب خود کند.
۶- به‌راحتی می‌تواند شناخت حاصل کند که میزان و‌برنامه جنسی وی   به‌چه‌صورت‌است و‌در لحظه به چه مقدار فشار و‌تخلیه فیزیک روانی احتیاج   دارد. در نتیجه در آینده می‌تواند برنامه‌ریزی‌کند که از میزان متعادل آیا   به شریک خود فشار می‌آورد یا خیر. خود‌را در وضعیت خارج از خط تعادل با   شریک قرار می‌دهد یا خیر.
۷- لازم نیست که به‌خاطر آن برای کسی جوابی پس بدهند واگر تربیت‌های   بی‌مورد و‌تحت فشار گذشته آن‌ها‌را بی‌دلیل دچار عذاب‌وجدان نکند، به‌راحتی   آن‌ها‌را آزاد می‌گذارد تا بتوانند از حریم شخصی خود لذت ببرند.
۸- بهترین وسیله برای آموزش و‌در مسیر قراردادن تخیلات جنسی، می‌تواند   تلقی گردد تا زمانی‌که آن‌ها هیچ‌گونه مزاحمت ویا ممانعتی از سوی پارتنر   وشریک خود حس نمی‌کنند. به‌راحتی وبدون مرز می‌توانند روی چیزی که خواهان   آن هستند وبه‌شدت تحریک‌شان می‌کند، خارج از همه‌ی مرزهای اخلاقی تمرکز   کنند وارتباط برقرارکنند. از طرف دیگر چیزهایی که در طول تخیلات خودارضایی   می‌آموزند‌را به‌راحتی می‌توانند به شرایط واقعی منتقل کنند وبه‌سادگی   حرکات و‌رفتارهای جدیدی بسازند. چرا که همواره خارج کردن س..ک..س از حالت   روزمره به‌سادگی ممکن نیست.
۹- اگر هرگونه فشار ویا مشکل، یا هرگونه مساله غیرارادی‌را در طول‌این   زمان مشاهده کنند، می‌توانند برای پیشگیری از آن اقدام کنند. اگرچه فضای   بسته‌ی اخلاقی به آن‌ها اجازه‌ی بیان را، فعلاً نخواهدداد امادرهرصورت   به‌راحتی مانند هشداری برای آن‌ها عمل می‌کند. حتی به‌سادگی اگر در تخیلات   وارضای شخصی روحی خود، متوجه حرکات نامربوطی گردند می‌توانند پیشگیرانه   اقدام نمایند.
۱۰- با تمرکز و‌حساسیتی که در طول زمان خودارضایی نشان‌می‌دهند،   می‌توانند به‌راحتی مورد زودارضایی خود‌را مرتفع نمایند. اگرچه‌‌به‌راحتی   می‌تواند برعکس این مورد هم صادق گردد که‌آن‌را در قسمت معایب توضیح   داده‌ام.
۱۱- به‌راحتی درمی‌یابند که ارگاسم چیست. از بالای ۹۰درصد زنانی که   می‌پرسم آیا مشکل عدم ارگاسم دارید درمی‌یابم که درطول زمان مجردی از   خودارضایی متنفربوده ویا آن‌را انجام نمی‌دادند. زنانی که این کار‌را   نکرده‌اند اصلاً ارگاسم‌را نمی‌شناسند وبه‌راحتی آن‌را برگردن همسر   بی‌چاره‌ی خود انداخته‌اند. آن‌ها اصلاً فانتزی س..ک..سی ندارند وبه‌راحتی   به‌خاطر این مساله، زیر ۵۰ درصد از لذتی‌را که می‌توانند کسب‌کنند به‌دست   می‌آورند. میزان ابتلا به مشکلات عصبی و‌یا پوستی و‌تهاجمی در زنان نسبت   مستقیم با خودارضایی آنان دارد. س..ک..س در آن‌ها بعداز ازدواج به‌راحتی به   امری ساده و‌بی‌مصرف در‌می‌آید و‌این به‌سرعت شروع به خوردن پایه‌های آرامش   خانواده آن‌ها می‌کند.
۱۲- در میان زنان، طراوت و‌تازگی عضو جنسی، تاثیر اساسی در سلامت آن‌ها   خواهد داشت. خصوصاً درمیان زنان مطلقه و‌کسانی که همسر ندارند این مساله   به‌شدت حیاتی است. این اتفاق توسط خودارضایی برای آنان به‌سادگی بازسازی   می‌گردد و‌از دردناک شدن و‌از حالت خارج شدن جهاز جنسی آن‌ها جلوگیری   می‌کند.
۱۳- میزان شدت سلامت و‌روشنایی پوست، جوش‌های پوستی، سرعت در یائسگی،   درگیری‌های عصبی، خشکی واژن، زایمان راحت‌تر، راضی بودن از زندگی روزمره،   میزا ن خودخوری. و‌سایر موارد این‌چنین، به خودارضایی مربوط می‌گردد   و‌می‌تواند در رفع آن بسیار سود مند باشد.
۱۴- در شناخت بهتر فتیش (fetish) به‌افراد کمک می‌کند و‌تقریباً نقش حیاتی‌را بازی می‌نماید.
۱۵- به‌راحتی می‌توانند زمان س..ک..س‌را در اختیار بگیرند و‌میزان، شدت،   وضعیت، حالت ارگاسم خود‌را طراحی نمایند تا به‌سادگی بهترین آن‌را دریافته   و‌در روابط مشترک برای شکل دهی به آن اقدام نمایند.
۱۶-به‌راحتی می‌توانند نگرانی و‌مشکلاتی‌را که در طول یک رابطه جسمی‌ برای آنان احتمال دارد، به‌وجود بیاید‌را بازسازی نمایند.
۱۷- به‌راحتی تشخیص می‌دهند که چه فردی با چه خصوصیاتی از نظر فتیش   (fetish) در زندگی آنان نقش بنیادین دارد. معنای زنانه‌گی و‌مردانه‌گی،   برده و‌آقا، مازوخیست و‌سادیسم، هم‌جنس‌گرایی و‌بسیاری از واکنش‌ها   و‌رفتارهای پنهان که در حالت عادی در پشت کلمات بی‌مزه عامیانه قایم شده   اند را، بروز می‌دهد و‌معنای واقعی آنان‌را برای خود در می‌یابد.
۱۸- در ادامه‌ی مورد قبل، باید ذکر کرد که در طول زمان انجام این   مساله، فرد شریکی‌را برای خود تصور می‌کند که این فرد برای وی شخصیت   خاصی‌را دارا می‌باشد و‌به‌راحتی می‌تواند بیاموزد که در برابر افراد مختلف   چگونه شخصیتی‌را دارد و‌چه رفتاری‌را در برابر آنان از نظر آقایی و‌بردگی   دارا می‌باشد. تا بتواند دریابد که چه میزان، و‌تحت تاثیر چه جور شخصیتی،   و‌به چه صورت قرار می‌گیرد.
۱۹- به‌راحتی در می‌یابند که بدون گرم شدن و‌تخلیه فوری چگونه می‌تواند   آن‌ها‌را دچار ناراحتی نماید. نتیجه این می‌شود که خود‌را ملزم به برنامه   ریزی برای زندگی جنسی خود می‌نمایند، که این یکی از مهم‌ترین حرکات فردی   می‌باشد.
۲۰- به‌خاطر این‌که افراد خودارضایی‌را راحت، در دسترس، بدون جواب‌گویی   می‌یابند به‌راحتی می‌توانند میزان درخواست جنسی خود‌را بالا برند.   بالابردن میزان درخواست جنسی، درصورت پاسخ‌گویی برای بدن ممانعتی ایجاد   نمی‌کند.
۲۱- تنها مکان و‌محلی که می‌توانند به‌طورکلی خجالت و‌عدم آسودگی   خود‌را در مقابل جنس مخالف نابود سازند، آن‌هم بدون تمرین حضوری دیگران،   همین خودارضایی می‌باشد.
۲۲- بدون نگرانی از بیماری‌ها یا مرزهای موجود در روابط جنسی، می‌توانند به‌راحتی توسط خودارضایی. خود‌را به مرز تخلیه برسانند.
۲۳- زمانی که به‌خاطر شرایط یا دوره‌های زندگی، تحت فشار قرار‌می‌گیرند   که تنها بمانند، و‌این مساله با خواسته و‌نیاز آن‌ها مغایرت دارد، از طریق   این راه برای خود می‌توانند سوپاپ اطمینانی فراهم‌سازند. در زمانی که   شرایط لذت‌را از فرد می‌گیرد این امکان وجود دارد که فرد لذت‌را برای خود   بسازد.
۲۴- در زمانی که افراد تحت فشارهای جنسی قرار‌دارند وراهی برای   پاسخ‌گویی ندارند، به‌سادگی به‌سوی دنیای پورن کشیده می‌شوند.   عدم‌پاسخ‌گویی در این وضعیت آن‌ها‌را تشنه‌تر خواهد‌کرد. به‌راحتی   می‌توانند دچار موارد احساسی خود نابودی، فرو ریزی شخصیتی، توهم، خودمریض   یا دیوانه‌بینی، دوگانه‌گی شخصیتی و‌بحران‌های دیگر شوند. خودارضایی این   موارد‌را نمی‌تواند حل کند. اما می‌تواند به‌راحتی مانند ترمزی باشد که   برای لحظاتی به افراد فرصتی برای نفس‌کشیدن بدهد. البته متاسفانه به‌دلیل   همواره محکوم قلمداد کردن این مهم، اکنون ارتکاب به این عمل توام با احساس   ترس، ‌گناه و‌بیماری همراه می‌گردد.
  ۲۵- خودارضایی می‌تواند یک تمرین برای مبارزه با مشکلات خود‌متهم‌بینی   و‌خجالت تلقی گردد. در حقیقت به‌این صورت که افراد توسط ارتکاب به این عمل   جلوی فشار می‌ایستند و‌می‌گویند که این‌کار‌را انجام می‌دهم، چراکه ناچار   هستم. به همین سادگی کم کم در می‌یابند که مسئولیت همه‌ی چیزها با آنان   نیست و‌اتفاقات زیادی خواهد افتاد. دیگر خود‌را نگران برخورد دیگران یا   قضاوت آن‌ها نمی‌یابند؛ چرا که حس می‌کنند چیزی ندارند که از دست بدهند.   به‌سادگی قیام می‌کنند و‌اعلام نظر.
۲۶- افراد با استفاده از خودارضایی می‌توانند برای خود اعتماد‌به‌نفس   در مقابل شخصیت‌های گوناگون، بسازند. درحقیقت، رفتاری‌را که می‌خواهند   انجام بدهند اما توان اجرای آن‌را ندارند را، در حریم شخصی به‌سادگی اعمال   می‌کنند و‌این باعث می‌شود تا در ساخت و‌شکل‌گیری شخصیت و‌اعتماد بنفس فردی   تسریع صورت بگیرد.
۲۷- خودارضایی راهی برای خود‌شناسی و شناخت بدن خود تلقی می‌گردد.   این‌که کشف کنند و‌بشناسند چه چیزی‌را دوست دارند و‌چه‌چیزی آن‌ها‌را   می‌رنجاند. در حقیقت برای دیگر ارضایی، ابتدا شناخت کامل خود لازم است   و‌بدون آن ممکن نیست.
۲۸- خودارضایی برای افراد آرامشی‌ برای استراحت فراهم می‌کند   و‌به‌سادگی خواب آرام و‌عمیقی‌را برای‌شان فراهم می‌سازد. این آرامش صد   البته بعد از س..ک..س نیز احساس می‌گردد اما به هر جهت به‌دلیل عدم‌وجود رابطه   این مورد می‌تواند نتیجه‌ای یکسان داشته باشد.
۲۹- در خودارضایی دیگر ترسی از بیماری‌های مقاربتی و‌یا احتمالات حاملگی وجود ندارد.
۳۰- رابطه جنسی و‌هم‌چنین خودارضایی بدن‌را برای تلاشی دیگر، در جهت   جذب ویتامین‌ها و‌پروتئین استارت می‌زند و‌تمام بدن‌را برای فعالیت دوباره   آماده می‌کند. عروق بدن‌را باز می‌کند و‌این مساله باعث دفع بعضی از مشکلات   مانند ویروس‌ها می‌گردد. این هردو، مانند ورزشی سبک برای بدن و‌تنظیم   هورمون‌های بدن عمل می‌کنند. هردو برای کنترل وزن و‌سوختن چربی‌های آزاد   نشده بسیار مفید عمل می‌کنند.
۳۱- افراد با استفاده از قابلیت‌های جسمی‌خود، برای به‌دست آوردن وضعیت   ثابت جنسی و‌ادراک جنسی قدم بر‌می‌دارند و‌نیازی به تحت کنترل قرار‌گرفتن   و‌یا سوق داده شدن از جانب کسی ندارند. تحقیقات نشان داده‌اند زنانی که   بدون خودارضایی و‌هم‌چنین رابطه جنسی ازدواج نموده‌اند، بیشتر از بقیه‌ی   زن‌ها دچار سردی جنسی و‌س..ک..س‌زدگی هستند. بیشتر از افراد دیگر حساس و‌زودرنج   هستند و‌زندگی با آنان مشکلات فراوانی‌را برای شریک به‌همراه آورده‌است.   بسیاری از خواسته‌ها و‌فتیش (fetish) شریک به‌دلیل این‌که مال زن نیست، از   جانب زن هم قابل پذیرش و‌اجرا نیست. به‌سادگی با این مساله افراد دچار   عدم‌هم‌خوانی جنسی و‌هم‌چنین عدم ارضا می‌گردد. مشاهده شده که این زنان،   بیشتر از سایرین دچار اختلافات و‌درگیری‌های خانوادگی هستند. این افراد   بیشتر خود‌را شکست خورده ومظلوم می‌یابند.
۳۲- زن‌ها از طریق خودارضایی به‌راحتی می‌توانند تا حد قابل درکی از   شدت، عدم تطبیق، نا‌منظم بودن و‌فشار دوران عادت‌ماهانه‌ی خود بکاهند. تا   حد قابل درکی می‌توانند وضعیت مناسبی‌را برای خود ایجاد کنند و‌از تنش   مربوطه بکاهند.
۳۳- در صورت دچار بودن به شرایط خاص و‌یا بیماری‌های مختلف که امکان   ایجاد کورس‌های مشترک جنسی وجود ندارد خودارضایی به‌راحتی افراد‌را به   وضعیت سلامتی جنسی باز می‌گرداند و‌فشار‌را از بین می‌برد. از طرف دیگر این   عمل به‌راحتی هم‌چون ابزاری در اختیار زنانی است که به‌دلایلی در وضعیت   ایجاد رابطه جنسی قرار ندارند و‌از سوی همسر برای ایجاد آن تحت فشارند. یا   حتی یکی از افراد خواهان روابط جنسی بیشتری‌است که اجرای آن برای رکن دیگر   ممکن نیست. آن‌ها به‌راحتی می‌توانند با اقدام به انجام این مساله برای وی   هم شب اروتیکی‌را فراهم سازند، هم پاسخگوی کاملی بوده باشند و‌هم در رژیم   جنسی خود تغییری ایجاد نکرده باشند. در شرایط بارداری نیز به همین صورت   خودارضایی اروتیک‌سازی خوبی تلقی می‌گردد. بارداری و‌حاملگی ممانعتی برای   س..ک..س ایجاد نمی‌کند. چراکه جنین کاملاً در بدن مادر محافظت می‌گردد؛ اما   بسیاری از والدین می‌ترسند و‌از ایجاد رابطه جلوگیری می‌کنند. از طرف دیگر   زنان به‌دلیل فرم بدنی زیاد تمایل به لخت شدن ندارند و‌این‌ها مشکلاتی‌را   در روابط جنسی ایجاد می‌کند. روابط اروتیک در خودارضایی به همان شیوه‌ای که   ذکر گردید می‌تواند به‌سادگی پاسخگوی تمامی‌این‌ها گردد.
۳۴- به‌دلیل این‌که بعضی ازافراد یا از رفتارهای فتیش (fetish) جنسی   همسرشان با خبر نیستند و‌یا اصلاً آن‌ها‌را نمی‌شناسند، یا حتی حاضر به   انجام آن نیستند به‌راحتی شرایطی‌را برای شریک ایجاد می‌کنند که می‌توان   آن‌را « س..ک..س‌زدگی» نامید. چون روابط جنسی پاسخ‌گوی روانی و‌تخلیه کننده‌ی   رفتارهای منفی آنان نیست. باید ذکر کنم که همه‌ی آدم‌ها از سوی جهان اطراف،   زندگی، مشکلات و‌خیلی چیزهای دیگر تحت‌فشار و‌ذخیره کردن بارهای منفی   هستند. این بارهای منفی باید تخلیه گردد و‌تخلیه آن‌ها توسط س..ک..س و‌فتیش در   س..ک..س امکان پذیر می‌گردد. برای همین افراد شدیداً خواهان حرکاتی هستند که   حتی بعضی از آن‌ها هم می‌تواند عجیب تلقی گردد. دلایل رفتاری س..ک..س‌های خشن،   توام با شکنجه، مازوخیست، سادیسم و‌غیره نیز همین مساله است. به‌راحتی   می‌توانید مدیر شرکتی‌را مشاهده کنید که آن‌قدر درگیری‌های فکری دارد که در   حال انفجار است. او اکنون در وضعیت ناهنجار روحی به‌سر می‌برد. انسان   زمانی‌را لازم دارد که بنشیند و‌از نظر روحی استفراغ کند. متاسفانه   اخلاقیات این امکان‌را نمی‌دهند و‌در نتیجه این آقا باید بنشیند و‌باز   خود‌را لجام بزند و‌کنترل کند! دلیل این‌که می‌بینید افراد بزرگ و‌صاحب   اندیشه، چقدر کارها انجام داده اند که بسیاری از آنان شرم‌آور، غیر‌انسانی   و‌یا عجیب است نیز همین است. فرد به‌راحتی احتیاج به رفتاری دارد تا به   حالت تعادل برگردد و‌این، با محبت قطعاً حل نمی‌گردد. همیشه جمله ای‌را به   دوستانم ذکر کرده‌ام: “برای داشتن رفتاری متعادل و‌سنجیده و‌پسندیده در   زندگی حتماً باید در لحظاتی شدیداً خارج از کنترل و‌ناسنجیده و‌تهوع آور   رفتار کنید”. (fight club – secretary ). به هرجهت این مورد افراد‌را به   خودارضایی بعد از ازدواج می‌کشاند که تنها دلیلش عملکرد بسیار غلط   شریک‌جنسی است. خودارضایی راه پاسخگویی برای افراد است. که البته در دراز   مدت راه بدی باید آن‌را تلقی کرد.
۳۵- خودارضایی بسیار کمتر از یک رابطه کامل جنسی انرژی و‌زمان و‌هزینه   صرف می‌کند. فضا و‌احتیاجات اجرای آن بسیار در دسترس و‌قابل فراهم‌سازی است   و‌امتیاز بیشتری‌را در این مورد می‌گیرد، وقتی که آن‌را با رابطه جنسی از   این لحاظ مقایسه می‌کنیم.
۳۶- در حالت معمولی خیلی سریع‌تر از رابطه جنسی فرد‌را از حالت فشار   جنسی بر می‌گرداند. البته اگر ریتم آن به هم خورده باشد مانند آب شور بدتر   فرد‌را تشنه می‌سازد و‌برعکس عمل می‌کند. در نتیجه به‌سادگی فرد چندین بار   مبادرت به انجام آن می‌نماید.
معایب خود ارضائی چیست ؟
۱- مسائل روانی اگرچه این مسئله بصورت عیب فیزیکی برای این مورد   گنجانده نشده است ، اما به هر حال خود ارضایی تحت تاثیر مسائل فرهنگی ،   دینی ، اجتماعی و فردی دچار نا بسامانی هایی در این زمینه گردیده . بطور   کلی کودک از ابتدا شدیداٌ تحت تاثیر فشار مستقیم والدین خود قرار   می‌‌‌‌گیرد . چه در زمانی که بطور ساده و از روی حس کنجکاوی خود، برای   شناسایی اندامهای بدن خود به آنها دست می زند و چه در زمانی که بزرگتر شده و   در ضمیر شخصی خود بدنبال حل معمای آفرینش و جنسیت است ، و چه در وقتی که   بالغ شده و تحت تحریکات جنسی بسر می برد . والدین همانطور که گفتم به هیچ   عنوان به این مسائل بصورت ساده نگاه نمی کنند و عادت دارند بی مورد همه چیز   را در کثیف ترین وضعیت موجود آن در نظر بگیرند ! به هر جهت کودک در خارج   از خانه همه چیز را می آموزد و هرگز خود را معطل فیلتر خانواده نمی کند .   البته اصلاٌ عنوان نمی کنم که حریم رفتاری خانوادگی شکسته گردد و همه چیز   بصورت عریان در آن به تصویر کشیده گردد . بلکه عنوان می کنم حریم فردی هر   شخص محترم شناخته شود و بی مورد وارد آن نشوند . از طرف دیگر نگرانی والدین   صرفاٌ بخاطر نا آگاهی از میزان و چگونگی عملی است که انجام می گردد .   اعتیاد به هر چیزی می تواند اثرات مخرب داشته باشد . اما در حقیقت مسئله   شناسایی اعتیاد داشتن به چیزی آنهم توسط والدین باز هم در حریم فردی افراد   طبقه بندی می گردد و نباید وارد آن گردید .
چرا کودکان خود را تحریم اطلاعاتی کرده ایم؟
کودک در حین بزرگ شدن شدیداٌ تحت تاثیر تحریم آگاهی های جنسی قرار می   گیرد و در نتیجه هر اطلاعاتی را که پیدا می کند جذب می کند و بسته به   اقتضای سن خود و همچنین شکل خانواده و علایق و مسائل اعتقادی آنها را باور ،   جمع بندی و یا مردود و غیر عملی می پندارد . بسته به میزان قدرت و بزرگی   منبعی که آنها را در می یابد تاثیر حرفها در وی تشدید و یا تضعیف می گردد.   اطلاعات صحیح به هیچ وجه به وی نمی رسد و حتی اظهار توجه و یا سوال مستقیم   آنها نیز به چشم قره یا جوابهای پرت و پلا یا کوتاه و مزخرفی که والدین به   خاطر پنهان کردن ساده ترین و کلی ترین اصل زیست شناسی از فرزند انجام می   دهند ، ختم می گردد. کودک ناچاراٌ زیر فیلتر اطلاعاتی چیزهایی را دنبال می   کند و می خواند . چیزهایی که مسلماٌ تحت این شرایط می تواند بسیار غیر   واقعی تر از حقیقت باشد . از سوی دیگر چون این اعمال غیر معمول همواره بشدت   مورد شماتت قرار گرفته کلاٌ این قبیل کارها شکل قابل ارائه ای ندارند .   حال با نفوذ تربیت های اخلاقی و چیزهای دیگر هیولایی از مشکل برای فرد   ترسیم می گردد که حذف آن از مغز غیر ممکن است . همیشه گاهی در بحث ها از   افراد می پرسم آیا حاضرید در یک دشت ، در شب ، در زیر باران و رعد و برق   خود ارضایی کنید؟ افراد ترجیحاٌ بخاطر اینکه فکر می کنند ، این یک کار کثیف   و غیر اخلاقی است ، احتمالی از مجازات و اصابت یک صاعقه آسمانی را نیز در   ذهن خود بررسی می کنند!! در حالیکه همه گزینه ها اصلاٌ هیچ ربطی به هم   ندارند که بخواهند دلایل هم تلقی گردند! افراد همواره هر چیزی که صورت   مشخصی ندارد را با درستی و نادرستی مقایسه می کنند و طبیعتاٌ این مسئله با   خوب و بد و عذاب و پاداش نیز جوش می خورد و نتیجه معلوم است!
احساس گناه ، اینکه من با دیگران فرق دارم ، حس اینکه فرد از خودش بدش   بیاید ، اینکه خود را ضعیف احساس کند و همه جور حس نا مربوط دیگری به وی   هجوم خواهد آورد و روحیه نرم آدمیزاد را همچون سیلابی از نابسامانیها مورد   تاخت و تاز قرار می دهد .. پس به اعتقاد من اثرات مخرب روانی که اکنون   افراد ممکن است در خودارضایی بیایند تنها و تنها به تصاویری که فرد در ذهنش   از هستی خود کشیده بر میگردد و کلاٌ موردی فیزیکی نیست . این اشکالات در   حقیقت درست است که منطبق بر خود ارضایی می باشد اما قائم به آن نیست و دلیل   نمی شود که خود ارضایی را دلیل تشکیل آن بدانیم . اما چه می توان کرد که   فعلاٌ فرد تحت تاثیر این افکار دچار چنین تخیلاتی می گردد . به هر جهت   گریزی از آن بخاطر نحوه رشد انسان نیست اما حداقل می توان فعلاٌ در اولین   قدم چنین احساس های بی مورد و مخربی را از خود دور کرد
مسائل فیزیکی.
اینکه خود ارضایی شدیداًٌ برای بدن مضر است! و حالا سوال این است که آیا   پرخوری برای بدن بیشتر از خود ارضایی ضرر ندارد؟ انواع اقسام داروهای   شیمیایی که ورزشکاران و بدنسازان عزیز مصرف می کنند کمتر از خود ارضایی ضرر   دارد؟ آیا سرسری گرفتن درمان سرماخوردگی ساده ای که می تواند عفونی گردد و   قلب را نابود کند از خودارضایی کمتر صدمه میزند؟ آیا کلاٌ فقط خود ارضایی   است که اینچنین وحشتناک و نابخشودنی مورد شماتت قرار می گیرد ؟
آیا بخاطر تحریمهای آگاهی های جنسی ما کمی در موارد مربوط به س..ک..س بی   رحمانه و عجولانه قضاوت نمی کنیم؟ مسئله اینجاست که هر چیزی که خارج از   مسیر طبیعی آن رفتار شود می تواند به شما آسیب برساند . حتماٌ بارها و   بارها انگشت خود را بخاطر تیغ صورت تراشی زخمی کرده اید. حال راه بیفتیم   کتاب بنویسیم که تیغ چیز بدی است! بدن آقایان بصورت طبیعی بعد از دوران   بلوغ شروع به ساختن اسپرم می کند . این اسپرم باید بصورتی از بدن خارج گردد   و در بدن باقی نماند . چون اسپرم مناسب برای تولید بچه به اصطلاح باید   ناقص نباشد . این مخزن اسپرم در مردان بطور مرتب باید جایگزین گردد تا در   لحظه مقتضی بهترین فرآورده را از خود خارج نماید . اسپرم بعد از اینکه به   اصطلاح تاریخ مصرفش با طل گردید به رنگ زرد و یا تا حدی قهوه‌ای در می آید .   غلیظتر می شود و اکنون زمان خارج شدن آن فرا رسیده . بطور اتوماتیک بدن   زمان اینکار را حدس زده و در طول شب و در هنگام خواب آن را خالی می کند .(   اینکه بعضیها کم این مورد را دارید و یا ندارید به میزان تستسترون تولیدی   بدنتون ، فعالیت ، تغذیه ، تحریکات و هزارتا چیز دیگه ربط داره و بیماری   نیست . چرا در خواب جواب قطعی نیست ولی بهترین جواب موجود اینه که بخاطر   اینکه انرژی کمتری بسوزونید وکالری حروم نکنید . )
در دختران اسپرمی تولید نمی شود اما در اثر تحریکاتی که ممکن است به هر   دلیلی بشوند ، خون بطور مداوم به جهاز جنسی آنها هجوم میاره و در نتیجه   بدن آنها مدام تحت آماده شدن برای رابطه جنسی قرار می گیره و هی ترشحات   مربوطه رو انجام میده . این میزان تحریک به بالاتر بودن سن، آمادگی بدن   برای ازدواج و س..ک..س ، تحریکات بلوغی (که من برخلاف همه افرادبلوغ فیزیکی   دختران را ۲ مرحله ای می دانم . ۱ مرحله در ۹ سالگی برای تکمیل پروسه   فیزیکی جنسیتی و مرحله دوم و پایانی آنها در حدود ۱۴ تا ۱۶ سالگی برای شکل   گیری جنسیت) ارتباط مستقیم دارد . به هر جهت برا ی خروج این مواد ترشح شده و   بدون استفاده مانده دختران از عروق و عادات ماهیانه کمک می گیرند که   آقایان چنین امکانی ندارند . برای همین دختران نیاز به تخلیه در خواب   ندارند . اگرچه این اتفاق بندرت و با فواصل طولانی گاهی بدلایل اختلالاتی   که در موارد یاد شده گفته شد نیز، برای آنها اتفاق می افتد و آنها هم   قابلیت تخلیه در خواب را دارند .
در هر صورت در هر دو جنس یاد شده میزان ترشحات و تحریکات گاهی به حدی   مازاد میرسد و چنان می کند که دیگر فرد به در و دیوار بدیده س..ک..سی نگاه کند!   در این شرایط ( که زمان خوبی برای خودارضایی می تواند باشد چون در غیر   اینصورت بدن کار شما را انجام خواهد داد) نتیجه کاملاٌ مشخص است .
اعتیاد به خود ارضایی :
حال اگر خودارضایی در فرد خارج از کنترل گردد و مثل بعضی افراد مدام   مشغول انجام این عمل باشید ، مسلماٌ این سیکل محاسبه شده توسط بدن به هم   خواهد خورد. آسیبهایی که بشما میزند بخاطر عدم دریافت کالری و از سوی دیگر   سوزاندن کالری ذخیره شده بدن ، می تواند شدید باشد . لاغری و حتی چاقی مزمن   برای شما به ارمغان بیاورد . یا کلاٌ هر اختلالی را در بدن شما تولید کند .   به اندامهای تناسلی ضربه وارد کند . آنها را تحلیل ببخشد . خروج منی در   آقایان و عدم ادرار و در نتیجه باقی ماندن بخشی در لوله خروجی آلت باعث   عفونت در دراز مدت گردد . تخلیه عروقی بدن و شدت گرمایی بالای آن در صورتی   که شستشو را رعایت نکنید می تواند باعث ناراحتی های پوستی گردد . مسئله زود   انزالی را برای شما به ارمغان بیاورد که توضیح لازمه آن را اینجا دادم .   می توانید مطالعه کنید . به پروستات شما ضربه بزند . دچار ضعف بدنی گردید .   (ضعف بدنی بخاطر کالری سوخته شده) و کالری لازمه به سلولهای ضعیف و حساس   از قبیل آنهایی که در چشم وجود دارند نمی رسد و به آنها آسیب برساند .   بسادگی دچار دردهای کمر گردید . فاصله بین مهره ها را از ماده لازمه و نرم   کننده خالی کنید از طرف دیگر س..ک..س امری روانی و لازم برای شرکت تمام اعضای   بدن میباشد: در خود ارضایی بطور مثال بخش لامسه چندان مورد توجه قرار نمی   گیرد . در نتیجه نمی تواند به هیچ عنوان جایگزین س..ک..س گردد . اشکال این   مسئله این است که زمانی که تمام اعضای بدن شما ( مثل زمان س..ک..س ) مورد تخلیه   قرار نگیرد ، شما آنها را تشنه کردید و به آن پاسخ ندادید! مانند آب شور   به فرد تشنه . در نتیجه تخلیه شده اید اما کامل خیر! در مواقع بحرانی از   تحریک تخلیه به این صورت همانطور که در قسمت بالا مقاله  گفتم دارای مزایا   می باشد اما در حالت معمول که فرد از روی بیکاری یا یک تحریک قابل کنترل و   یا هر مورد دیگری ، بی جهت بدن خود را فعال می کند، باعث می گردد که ااقدام   به انجام به این عمل را بالا ببرد و در روز به چندین دفعه برساند . در   نتیجه آسیبها کاملاٌ تشدید شده و مشخص است .
خود ارضایی خوب است یا بد؟
خود ارضایی مثل هر چیز دیگری دارای فایده و ضرر است . اینکه ما ضررها را   بزرگ کنیم و الکی عنوان کنیم کار عاقلانه ای نکردیم . بلکه در واقع کار   درست استفاده و حرکت در مسیر متعادل هر چیزی است . پر واضح است که اگر از   چیزی درست استفاده نکنید قادر است بشما ضربه وارد سازد. پس می توان عنوان   کرد که خود ارضایی مانند همه چیزهای دیگر در دنیا هم فایده دارد و هم ضرر .   استفاده نا مربوط از این امکان و ایجادشرایط خارج از وضعیت معمول آن، می   تواند مثل سایر چیزها به هر فردی لطمه وارد سازد.
  پیامدهای خودارضایی که بصورت اعتیاد و بیش از حد باشد:
۱٫ مرحله مشکل ساز (Problematic)
  در افرادی که مدتی است گرفتار خودارضایی بیمارگونه و به شکل  اعتیاد شده   اند(روزانه بیش از ۱تا ۲بار) ، زودرس ترین عوارض ناشی‏از خودارضایی بسیار   زیاد عبارت است از:
  الف. خستگی و کوفتگی (Fatigues/Tiredness)،
  ب. عدم تمرکز حواس (Lack of concentration)،
  ج. ضعف حافظه (Poor memory)،
  د. استرس و اضطراب (Stress/Anxiety).
   
  ۲٫ مرحله گرفتاری شدید (Severe)
  بروز علایم زیر در فرد گرفتار، نشان دهنده آن است که شدت ابتلای وی یا مدت   آن بیش از مرحله اول است و فرد حتی در روز ۳ تا ۴ بار استمناء می کند  و در   نتیجه عوارض شدیدتری ظاهر شده است:
  الف. خستگی و کوفتگی (Fatigues/Tiredness)،
  ب. نوسان خلق یا تغییرات سریع خلقی (Mood swings)،
  ج. حساسیت بیش از حد و زودرنجی ( Irritability)،
  د. کمردرد (Lower back pain)،
  ه. نازک شدن موها (Thinning hair)،
  و. ناتوانی جنسی زودرس در جوانی (Youth impotence)،
  ز. بی‏خوابی یا بدخوابی و مشکلات مشابه (Insomnia/Sleep problem).
   
  ۳٫ مرحله گرفتاری بسیار شدید یا حالت اعتیاد (Addictive)
بروز علایم زیر در فرد گرفتار، نشان دهنده آن است که شدت ابتلای وی یا   مدت آن بیش از مرحله دوم است و فرد حتی در روز ۵ بار استمناء می کند  و در   نتیجه عوارض بسیار شدیدتری ظاهر شده است:
  الف. خستگی و کوفتگی (Fatigues/Tiredness)،
  ب. ریزش شدید موها (Severe hair loss)،
  ج. تارشدن دید چشم‏ها (Blurred vision)،
  د. وز وز گوش (Buzzing in the ears)،
  ه. انزال زودرس و غیرارادی یا خروج منی به صورت قطره قطره ( prematurelyEjaculation)،
  و. درد کشاله ران و ناحیه تناسلی (Groin/Testicular pain)،
  ز. دردهای قولنجی در ناحیه لگن و استخوان دنبالچه ( the pelvic cavity or tail bonePain or cramps in).
   
در دانش پزشکی، روند پیدایش علایم یک بیماری و چگونگی بروز عوارض و   نشانه‏های کلینیکی، در شناخت هر چه بیشتر یک بیماری بسیار مهم است و   می‏تواند پزشک را در تشخیص و درمان بهتر بیماری و مریض را در پیشگیری کمک   کند. به این دلیل مناسب است درباره نحوه پیدایش برخی از عوارض خود ارضایی   که در به آن اشاره شد بیشتر به آن توضیح داده شود تا خواننده عزیز با روند   پیدایش این عوارض، یا به اصطلاح پاتوفیزیولوژی (Pathophysiology) آن آشنا   شود.
  ۱٫ خستگی و کوفتگی:
انقباض شدید و یک مرتبه تمام عضلات بدن در جریان انزال (ارگاسم یا اوج   لذت جنسی)، باعث مصرف سریع مواد غذایی ذخیره شده در عضلات و به طور عمده   کاهش گلیکوژن (ماده اصلی لازم برای تولید انرژی عضلانی) می‏شود. خستگی   عضلانی تقریبا با سرعت تهی شدن عضلات از گلیکوژن رابطه مستقیم دارد و هرچه   این سرعت بیشتر باشد، خستگی بیشتر است .در خودارضاییبسیار زیاد و بیمار   گونه، به علت انقباض‏های مکرر عضلات بدن، ذخایر گلیکوژن عضلات به سرعت تمام   می‏شود و خستگی و کوفتگی همیشه از عوارض بدیهی آن است.
  ۲٫ ریزش مو:
خودارضایی شدید و بیمارگونه به تدریج با تغییرات هورمونی و شیمیایی که   در بدن ایجاد می‏کند، باعث افزایش هورمون جنسی مردانه؛ یعنی، تستوسترون به   دی هیدرو تستوسترون (DHT=Dihydrotestosterone) می‏شود که از عواقب بالا   بودن ماده DHTدر خون، ریزش موها و تاسی و بزرگ شدن پروستات و عوارض ناشی از   آن در پیری است.
  ۳٫ خود ارضایی مکرر و بیمار گونه و اعتیادی  باعث تحریک بیش از حد سیستم   عصبی پاراسمپاتیک و افزایش تخلیه اَسِتیل کولین (Acetyle Choline) از   انتهای این رشته ها در مغز می‏گردد که این خود باعث پاره‏ای از عوارض   جسمانی و روانی، چون حواس‏پرتی (Absentmilndedness)، کمی حافظه (Memory)،   عدم تمرکز حواس، سیاهی رفتن چشم و در نهایت تاری دید می‏شود. تمام این   علامت‏ها ناشی از تغییر تعادل میزان مواد شیمیایی موجود در مغز است که بین   سلول‏های عصبی رد و بدل می‏شود و انتقال پیام‏های مختلف را بر عهده دارد.
  برخی نیز بر این عقیده‏اند که علت بروز اختلالات مغزی (مانند حواس پرتی،   عدم تمرکز حواس و کاهش حافظه) ناشی از ظرفیت عظیمی از انرژی بدن است که در   انزال های مکرر در یک روز ، تخلیه شده و هدر می‏رود؛ زیرا مایع منی حاوی   مقدار بسیار زیادی DNA (هسته ۴۰۰-۳۰۰، اسپرمی که در هر انزال خارج می‏شود)،   RNA آنزیم‏ها، پروتئین‏ها، مواد قندی، لسیتین (Lecithin)، کلسیم، فسفر،   نمک‏های بیولوژیک، تستوسترون و… است. این ذخایر عظیم انرژی – که باید در   بدن برای رشد و تقویت بخش‏های مختلف مورد استفاده قرار گیرد – بیهوده و به   طور مکرر از بدن خارج می‏شود و هر کدام عوارضی را به دنبال می‏آورند.
  برای مثال از آنجا که سلول‏های خونی و پلاکت‏ها در مغز استخوان‏ها تولید   می‏شود و به تکامل نهایی می‏رسد و برای تولید آنها نیز انرژی بسیار زیادی   مورد نیاز است؛ در افراد گرفتار خودارضایی، تکامل مغز استخوان و در نتیجه   تولید سلول‏های خونی با مشکل مواجه شده و منشأ کم خونی، ضعف و خستگی در این   افراد است. نیز دفع فسفر و لیستین بیش از حد از طریق انزال‏های مکرر، باعث   کاهش ذخایر این مواد می‏شود که مواد حیاتی برای سلامتی سلول‏های عصبی   هستند و در نتیجه اختلال عملکرد سیستم عصبی، مانند حواس پرتی، عدم تمرکز   حواس و… بروز خواهد کرد.
آسیب‏های روحی و روانی‏
  ضعف حافظه و حواس‏پرتی، اضطراب، منزوی شدن و گوشه‏گیری، افسردگی، بی‏نشاطی و   لذت نبردن از زندگی، پرخاشگری، بداخلاقی و تندخویی، کسالت دائمی و ضعف   اراده، احساس حقارت، عدم اعتماد به نفس، احساس گناه و عذاب وجدان   بروندادهای روانی و روحی خودارضایی بیمارگونه و به شکل اعتیادی است. شرح   پاره‏ای از این موارد در مباحث گذشته روشن شد.
آسیب‏های اجتماعی‏ :
  ناسازگاری خانوادگی، بی‏میل شدن به همسر و ازدواج  ، ناتوانی در ارتباط با   جنس مخالف و همسر(استمناء بعد از ازدواج )، احساس طرد شدن، از بین رفتن   عزّت، پاکی، شرافت و جایگاه اجتماعی، دیر ازدواج کردن و لذت نبردن از زندگی   مشترک‏ جهت آگاهی بیشتر
راه‏های درمان‏ برای اعتیاد به خود ارضایی بیمار گونه :
  ۱٫ نخستین گام برای درمان خود ارضایی بیمار گونه،   اعتقاد و ایمان به درمان‏پذیری آن و دوری از یأس و ناامیدی است. اما رسیدن   به نتیجه و ایجاد هرگونه تغییر و دگرگونی نیازمند گذشت زمان، انتخاب راه   صحیح و به کارگیری دقیق دستورها است. البته ترک اعتیاد و عادتِ نامطلوب، در   زمانِ کوتاه بدون راهنمای کارآزموده و دلسوز، امکان ندارد. از همه اینها   مهم‏تر، اراده و خواست فرد، نقش کلیدی و محوری را ایفا می‏کند. درمان و   چاره جویی باید منطبق بر خواست فرد باشد؛ زیرا تا وقتی که او نخواهد،   می‏توان با قاطعیت گفت که درمان نخواهد شد.
  بنابراین بیمار اگر بخواهد، می‏تواند بر بیماری اش غلبه کند و جمله معروف   «خواستن توانستن است»، عین حقیقت است. اراده همچون نهالی است که باید آن را   پرورش داد تا به مرحله خودشکوفایی و ثمردهی برسد؛ به عبارت دیگر، اراده   تقویت شدنی و پرورش یافتنی است و راه پرورش و تقویت آن این است که برخلاف   میل خود، اندک اندک به مقابله با ایک اعتیاد  برخیزد تا پس از مدتی لذت   توانستن را بچشد
  ۲٫ تلاش برای تقویت اراده از گام‏های مهم در امر بهبود است. نگویید اراده   از ما سلب شده است! ممکن است اراده انسان ضعیف شود؛ ولی هیچ گاه از بین   نمی‏رود. نشانه اینکه هنوز اراده باقی است، این است که شخص این عمل را در   حضور دیگران و در هر شرایطی انجام نمی‏دهد. برای تقویت اراده، راه‏های   زیادی پیشنهاد شده که از جمله آنها تلقین به خود است‏
ویکتور پوشه – روان شناسِ فرانسوی – می‏گوید: افراد مبتلا به   این استمناء بیمار گونه و اعتیادی ، هر روز به دفعات مختلف با تمرکز فکر به   خود بگویند: «من به خوبی قادرم این اعتیاد را از خود دور کنم، من قادرم».   تکرار این عبارت ساده، اثر عجیبی در تقویت اراده و روحیه دارد.
  پل ژاگو بر آن است که: «تلقین، قبل از خواب نیز مؤثر است»
  ۳٫ سعی شود شکم به هنگام خواب، بیش از حد معمول پر نباشد.
  ۴٫ از پوشیدن لباس‏های تنگ و چسبان اجتناب گردد.
  ۵٫ از نگاه کردن به مناظر، فیلم‏ها و تصاویر تحریک کننده، خودداری شود
  ۶٫ از شنیدن و خواندن مباحث و مطالب جنسی و حتی شوخی‏های تحریک‏کننده و فکر کردن در این امور، دوری شود.
  ۷٫ از خوردن مواد غذایی محرک، مانند خرما، پیاز، فلفل، تخم‏مرغ، گوشت قرمز و غذاهای پرچرب – اجتناب و به میزان ضرورت اکتفا شود.
  ۸٫ قبل از خواب مثانه تخلیه شود.
  ۹٫ از نوشیدن افراط گونه آب و مایعات پرهیز شود (به خصوص شب‏ها و قبل از خوابیدن).
  ۱۰٫ از دست‏ورزی با اندام جنسی، باید اجتناب نمود و در هیچ شرایطی، نباید دست‏ورزی کرد!
  ۱۱٫ هرگز نباید به رو خوابید.
۱۲٫ به منظور تخلیه انرژی – زاید بدن، به طور منظم و زیاد باید ورزش کرد.
  ۱۳٫  برای اوقات فراغت خود، برنامه داشته باشد و آن را با مطالعه، ورزش، زیارت، عبادت و … پر کند.
  ۱۴٫سعی کنید کمتر در مکانی خلوت و تنها و دور از نظر دیگران باشید.
  ۱۵٫ هرگاه  مورد هجوم افکار جنسی واقع شدید، باید بلافاصله از مکان خلوت و   دور از نظر دیگران خارج شود و خود را به کاری سرگرم کند. در این زمینه گفت و   گو با دوستان، مشارکت در برنامه های جمعی  بسیار مفید است.

گزیده از قدم هفتم معتادان گمنام – کتاب راهنمای کارکرد قدم

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

)- -قدم هفتم

۲)- ما با فروتنی از او خواستیم تا کمبودهای اخلاقی ما را برطرف کند.ر.ک.ق.ص-۵۹

۳)-  اگرچه هر یک از قدمهای دوازده گانه برای خود یک فرآیند جداگانه می باشند ، اما همه آنها تا اندازه ای نیز با یکدیگر در
۴)- می آمیزند چون اجزاء یکی باعث فعل و انفعالاتی در دیگری می گردد ، مثلاً جنبه هایی از قدم یک با قدم دو درمی آمیزد ، یا اجزاء قدم
۵)- چهار در قدمهای متعاقب آن درگیر می شوند . شاید ظریف ترین و نازکترین خط و مرز بین قدم شش و هفت باشد . در نگاه اول ممکن ۶)- است قدم هفت فقط یک چاره اندیشی برای قدم شش به نظر رسد . ما وقت و تلاش زیادی صرف کردیم تا اگاهی خود را در مورد نواقص ۷)- شخصیتی مان در قدم شش افزایش دهیم و به جایی برسیم که کاملاً آمادگی داشته باشیم که آنها برطرف شوند . حال تنها کاری که نیاز ۸)- است انجام دهیم ، درخواست است ، مگر نه ؟ .ر.ک.ق.ص-۶۱

۹)- *مفهوم قدم هفت؟

۱۰)- این قدم مفهومی فراتر از آن دارد که از نیروی برتر یک درخواستی بکنیم و منتظر جواب باشیم . نیاز به آمادگی روحانی داریم ۱۱)- . لازم است درکی از لغت (( فروتنانه )) در این قدم داشته باشیم . نیاز است تا ما راهی شخصی برای این درخواست پیدا کنیم ، راهی که ۱۲)- فقط در مسیر روحانی شخص خود ما قرار می گیرد و نیاز است که ما اصول روحانی را به جای نواقص اخلاقی خود تمرین
۱۳)- کنیم
.ر.ک.ق.ص-۶۱

۱۴)-  آمادگی جهت کارکرد قدم هفت

۱۵)- *مفهوم فروتنی

۱۶)- تمام قدمهای قبلی سعی در کاشتن بذر فروتنی در روح ما را داشته اند . اکثر ما با مفهوم فروتنی مشکل داریم.ر.ک.ق.ص-۶۱
۱۷)- ما لازم است که درک کنیم فروتنی برای ما چه مفهومی دارد و حضور آن ، خود را در زندگی ما به چه شکل نشان
۱۸)- می دهد.ر.ک.ق.ص-۶۱

۱۹)- *فروتنی از دیدگاه قدم هفتم؟

۲۰)- ما نباید فروتنی را با تحقیر و تن به هر کار دادن اشتباه بگیریم . وقتی ما تحقیر می شویم یا تن به هر کار می دهیم ، خجالت ۲۱)- زده می شویم و احساس بی ارزشی می کنیم . فروتنی تقریباً نقطه مقابل این احساس است . از طریق کارکرد قدمها ما لایه های انکار ، ۲۲)- خودخواهی ، و خودمحوری را از خود دور می کنیم و درهمان حال تصویری مثبت از خود می سازیم و اصول روحانی را تمرین
۲۳)- می کنیم . در گذشته ، ما نمی توانستیم توانایی های خود را ببینیم ، زیرا قسمت خوب و سالم ما پشت بیماری اعتیاد پنهان شده بود . اما ۲۴)- حالا می توانیم و این فروتنی است
.ر.ک.ق.ص-۶۱

۲۵)-مابا یک سری عقاید قراردادی و ثابت ، پا در بهبودی نهادیم . اما از زمان شروع بهبودی ، تمام چیزهایی که در گذشته باور ۲۶)- داشتیم به چالش کشیده شد . ما توسط ایده ها و عقاید جدید بمباران شدیم.ر.ک.ق.ص-۶۱

۲۷)- *افکار ما در قبل از ورود به برنامه و اکنون چگونه است؟

۲۸)- اکثر ما با افکار و منطق خیابانی به جلسات معتادان گمنام آمدیم . تنها راهی که ما برای دست یافتن به چیزهایی که خواهان آن ۲۹)- بودیم ، می شناختیم ، سوء استفاده از دیگران و دست یافتن غیرمستقیم بود . ما تشخیص نمی دادیم که می توانیم رک و صریح باشیم و ۳۰)- هنوز هم ، اگر نه بیشتر حداقل به همان اندازه فرصت برطرف کردن نیازهایمان را داشته باشیم و هنوز هم ، اگر نه بیشتر حداقل به همان ۳۱)- اندازه فرصت برطرف کردن نیازهایمان را داشته باشیم . ما سالها وقت تلف کردیم تا یاد بگیریم که چگونه چهره ای بی تفاوت و
۳۲)- بی احساس از خود نشان دهیم ، احساساتمان را پنهان کنیم ، و خود را سخت و بی رحم سازیم . تا زمانی که ورد جلسات معتادان گمنام ۳۳)- شویم در انجام این کارها بسیار حرفه ای بودیم
آن قدر خوب و حرفه ای که احتمالاً معتادان مبتدی به ما به عنوان الگو نگاه می کردند ۳۴)- ، همانگونه که ما در اوائل مصرف به معتادان قدیمی تر از خود نگاه می کردیم . ما یاد گرفته بودیم که چگونه انسانیت را پایمال کنیم و ۳۵)- در خیلی از موارد کاملاً غیرانسانی عمل کنیم.ر.ک.ق.ص-۶۲

۳۶)- *نقش احساسات در زندگی امروز ما؟

۳۷)- ما یاد گرفته ایم که نه تنها ایرادی ندارد ، بلکه خیلی هم خوب است که ما احساسات داشته باشیم و آنها را بروز بدهیم . ما ۳۸)- فهمیده ایم که منطق و قواعد بازی در خیابان ، فقط در همان جا کاربرد دارد ، اما در زندگی واقعی احمقانه و بعضی واقع خطرناک هستند ۳۹)- ، ما نرمتر و آسیب پذیرتر شده ایم و دیگر مهربانی را با ضعف اشتباه نمی گیریم.ر.ک.ق.ص-۶۲

۴۰)- *اینگونه رفتارها ، چه تغییرات در زندگی اکنون ما بوجود می آورد؟

۴۱)- تغییر اینگونه رفتارها ، تأثیر بسزائی دارد و اغلب اوقات حتی باعث تغییر در وضع ظاهر ما نیز می شود . ابروهای گره کرده و ۴۲)- فکهای منقبض تبدیل به لبخند می شود . اشکها به راحتی سرازی می شوند و روح در حال غرق شدن ما را رها می سازد.ر.ک.ق.ص-۶۲

۴۳)- *شش قدم اول چه کاری برای ما انجام می دهد؟

۴۴)- شش قدم اول ما را دقیقاً به انجام این کار وادار می کند تا به نقش خود در مسائل نگاه کنیم . زمانی ما فکر می کردیم که
۴۵)- اتفاقات خاصی برای ما رخ می دهد ، اما حالا می بینیم که این اتفاقات خاصی برای ما رخ می دهد ، اما حالا می بینیم که این اتفاقات
۴۶)- چگونه توسط خود ما خلق شده اند . ما درباره همه فرصتهایی که از دست داده ایم آگاه می شویم و از سرزنش دیگران به خاطر نصیب ۴۷)- و قسمتی که در زندگی داشته ایم ، دست برمی داریم . ما شروع به درک این مسئله می کنیم که انتخابهایی که ما در گذشته بیشترین سهم ۴۸)- را در تعیین شرایط و اوضاع امروز ما دارند.ر.ک.ق.ص-۶۲

*

۴۹)- *احساس فروتنی چیست؟

۵۰)-فروتنی این احساس است که مانیزانسان هستیم . اگر این اولین تجربه ما به قدم هفت است ، احتمالاً برای اولین بار نسبت به ۵۱)- خود احساس مهربانی می کنیم . اینکه برای اولین بارتشخیص می دهیم مانیزدر واقع یک انسان هستیم و داریم بیشترین سعی خود را ۵۲)- می کنیم ، واقعاً تـــکان دهنده است . ما هم تصمیمات درست می گیریم و هم غلط ، و هـــمیشه امیداوریم که نتیجه این تـــصمیمات خوب باشـــد . ۵۳)- از طریق شناخت خـــود ، تشخیص می دهیم که همانقدر که ما ســـعی و تلاش برای خوب بودن می کنیم ، دیـــگران نیز سعی خود را مـــی کنند ۵۴)- و درک اینکه هـــمه ما در معرض عدم امنیتها و شکستهای مشابه ای هســـتیم وهمه برای آینده خود رؤیاهایی داریم ، بـــاعث بروز احســـاس و ۵۵)- داشتن رابطه ای قوی با دیگران می شود.ر.ک.ق.ص-۶۲و۶۳

۵۶)- حال نیاز است که ما فروتنی را در خود تشخیص دهیم و کشف کنیم که فروتنی چگونه در زندگی روزمره ما بروز
۵۷)- می کند.ر.ک.ق.ص-۶۳

۵۸)- ·    کدامیک از رفتارهای من از آغاز بهبودیم تغییر کرده ؟ در چه جاها و شرایطی مسائل غلو شده دوباره به اندازه طبیعی ۵۹)- خود بازگشته اند ، و کجا جزء و قسمتی سالم در خود کشف کرده ام ؟

۶۰)- ·    فروتنی چگونه بر بهبودی من تأثیر گذاشته ؟

۶۱)- ·    چگونه آگاهی از فروتنی خودم ، به من در کارکرد این قدم کمک می کند ؟

۶۲)- کارکرد قدمهای قبلی به ما کمک کرد تا رابطه ای با خداوند به آنگونه که او را درک می کنیم ، بوجود آوریم . اجر اینکار در ۶۳)- فرآیند قدم هفت به بهترین نحو به ما خواهد رسید . در قدم دو ، برای اولین بار ، به این مسئله فکر کردیم که یک نیروی برتر می تواند به ۶۴)- ما کمک کند تا از اعتیادمان بهبود یابیم . از آنجا به قدم سوم رفتیم و تصمیم گرفتیم که به نیروی برتر اعتماد کنیم و زندگی و اراده خود ۶۵)- را به او بسپاریم . ما از این نیرو بارها کمک خواسته ایم تا بتوانیم قدم چهار خود را تکمیل کنیم ، در قدم پنجم خصوصی ترین و پوشیده ۶۶)- ترین مسائل زندگیمان را با این نیرو در میان گذاشتیم . در قدم شش کشف کردیم که خداوند به آنگونه که اورا درک می کنیم به غیر از ۶۷)- پاک نگهداشتن ما ، قادر به انجام خیلی کارهای دیگر می باشد.ر.ک.ق.ص-۶۳

۶۸)- ·    درک من از نیروی برتر ، چگونه در قدمهای قبلی رشد کرده ؟ رابطه من چگونه با نیروی برتر توسعه یافته ؟

۶۹)- ·    کارکرد قدمهای قبلی ، چگونه به من کمک کرد تا برای انجام قدم هفت آماده شوم ؟

۷۰)- درخواست برای رفع شدن کمبودهایمان

۷۱)- چگونه می توانیم از خداوند با آنگونه که او را درک می کنیم ، درخواست نمائیم تا کمبودهایمان را برطرف سازد ؟ جواب به ۷۲)- احتمال قوی بستگی به نوع درک ما از خداوند دارد . راهها و طریقه های مختلف و متنوعی برای درک خداوند وجود دارد . آنقدر متنوع ۷۳)- که امکان ذکر چند مثال از اینکه چگونه مسیر روحانی هر عضو بر روی کارکرد قدم هفت او تأثیر گذاشته را برای ما ناممکن می سازد و ۷۴)- فقط به این بسنده می کنیم که بگوئیم ، نحوه کارکرد قدمها ، انعکاس دهنده مسیر روحانی است که ما طی می کنیم.ر.ک.ق.ص-۶۳

۷۵)- *لغت دعا درانجمن ما در قدم هفتم؟

۷۶)-به عنوان یک فرد،ماممکن است تشریفاتی خاص یا روشی را به عنوان عادت برگزینیم تا از نیروی برترما ن درخواست کنیم ۷۷)- که کمـــبودهای ما را مرتفع سازد . که در این کتاب ما اسم این عمل را دعا می گذاریم . لــــغت دعا در انجمن ما ، بــــه طور گسترده بــــه معنی ۷۸)- راهی جهت برقراری رابطه با نیروی برتر ، پذیرفته شده است و نحوه درخواست ما در نفس لغت فروتنی نهفته است . ما باید از
۷۹)- صادق ترین و روحانی ترین قسمت وجود خود درخواست کنیم که کمبودهای ما برطرف شوند.ر.ک.ق.ص-۶۳

۸۰)- ·    من چگونه از خداوند به آنگونه که او را درک می کنم ، درخواست خواهم کرد کمبودهای مرا برطرف کند ؟

۸۱)- ·    آیا معتادان در حال بهبود دیگری ، می توانند به من کمک کنند تا راهی مناسب برای درخواست پیدا کنم ؟ آیا از آنها
۸۲)- خواسته ام که تجربه ، نیرو و  امیدشان را با من به مشارکت بگذارند ؟ آیا از راهنمای خود درخواست کمک ۸۳)- کرده ام ؟

۸۴)- مانند دیگر اصول برنامه ما فقط یکبار درخواست نمی کنیم که کمبودهایمان برطرف شوند ، بلکه اینکار را بارها و بارها در ۸۵)- طول زندگی انجام می دهیم . هیچیک از کارهایی که در این مقطع انجام می دهیم به معنی این نیست که تا آخر باید به همین روش از
۸۶)- کارکرد قدم هفتم ارائه دهیم.ر.ک.ق.ص-۶۴

۸۷)- از راه کنار رفتن

۸۸)- *بجز دعا کردن در این قدم چه کارهای دیگری باید انجام داد؟

۸۹)- اکثر ما احتمالاً تشخیص می دهیم که در این قدم کاری بیشتر از فقط دعا کردن برای برطرف شدن کمبودهایمان ، لازم است . ۹۰)- ما نیاز است تا اقدامی جهت دعوت از خداوند به آنگونه که او را درک می کنیم ، انجام دهیم تا او در زندگی ما تأثیر بگذارد . ما نمی توانیم ۹۱)- از خداوند درخواست کنیم که کمبودی را در ما برطرف کند ، اما در همان حال با تمام قوا به آن بچسبیم . هرچه بیشتر از خداوند فاصله ۹۲)- بگیریم کمتر حضور او را در زندگی خود احساس می کنیم . ما باید آگاهی را که در مورد خود در قدم ششم پیدا کردیم ، حفظ کنیم و ۹۳)- این علم را که خداوند در زندگی ما کار می کند به آن بیفزائیم.ر.ک.ق.ص-۶۴

۹۴)- ·    اصل روحانی تسلیم را چگونه می توان برای از سرراه خداوند کنار رفتن به کار بست ، تا او بتواند در زندگی ما تأثیر ۹۵)- گذارد ؟

۹۶)- ·    منافع اینکه اجازه دهم خداوند در زندگی من کار کند ، چیست ؟

۹۷)- ·    درمورد اینکه یک نیروی برتر ا ز من مراقبت می کند ، و بر زندگی من اثر می گذارد ، چه احساسی دارم ؟

۹۸)- اصول روحانی

۹۹)- *اصول روحانی نهفته در قدم هفتم؟

۱۰۰)- در قدم هفتم ، ما بر روی تسلیم ، اعتماد و ایمان ، صبر و فروتنی تمرکز می کنیم . در قدم هفتم ، ما تسلیم خود را عمیقتر
۱۰۱)- می نمائیم . کاری را که در قدم یک با تشخیص اعتیادمان شروع کردیم با تشخیص کمبودهایی که اعتیاد ما به همراه دارد ، کامل تر
۱۰۲)- می شود . ما همچنین تسلیم قدم دوم را عمیقتر می کنیم . ما به این باور می رسیم که نیروی برترمان از اینکه فقط به ما کمک کند پاک ۱۰۳)- بمانیم ، می تواند بای مان انجام دهد . ما به این نیروی برتر برای کمک جهت رهایی از کمبودهایمان نیز چشم امید داریم. هر قدر که ۱۰۴)- زمان بگذرد اعتماد ما به نیروی برتر و فرایند بهبودی بیشتر و بیشتر می شود
.ر.ک.ق.ص-۶۴

۱۰۵)- ·    آیا عجز خود را در برابر کمبودهایم ، در کنار عجزم در برابر اعتیاد پذیرفته ام ؟ توضیح دهید .

۱۰۶)- ·    تسلیم چگونه عمیقتر شده ؟

۱۰۷)- *اصل روحانی ایمان در قدم هفتم؟

۱۰۸)- اصول روحانی اعتماد و ایمان درمرکز قدم هفتم قراردارند . ما باید به نیروی برترمان به اندازه کافی اطمینان داشته باشیم که ۱۰۹)- نیروی برترمان کاری برای آنها خواهد کرد وگرنه چگونه می توانیم با ایمان از او درخواست کنیم که آنها را برطزف سازد ؟ ما باید از ۱۱۰)- قضاوت در این مورد که خداوند چگونه نواقص ما را برطرف خواهد کرد اجتناب کنیم . خیلی سخت نیست که ببینیم این نوع طرزفکر به ۱۱۱)- کجا خواهد شد . اگر آن مدت زمانی را که انتخاب کرده ایم و با خود قرار گذاشته ایم بگذرد و ببینیم که هنوز بعضی از نواقص
۱۱۲)- شخصیتی ما برطرف نشده اند در عوض یاید بر روی کارهایی که لازم است انجام دهیم تمرکز کنیم . کارهایی مانند : درخواست
۱۱۳)- فروتنانه  تمرین کردن اصول روحانی ، و از سر راه خداوند کنار رفتن ،نتیجه کارکرد قدم هفتم ممکن است فوری قابل لمس نباشد ، اما ۱۱۴)- به وقتش این اتفاق خواهد فتاد
.ر.ک.ق.ص-۶۴

۱۱۵)- ·    آیا باور دارم که نیروی برتر من کمبودهای مرا بطرف می کند یا مرا از شر اینکه به اجبار از روی آنها عمل کنم رهایی ۱۱۶)- خواهد بخشید ؟ آیا باور دارم در نتیجه کارکرد این قدم به انسان برتری تبدیل خواهد شد ؟

۱۱۷)- ·    چگونه ایمان من به خداوند که او را درک می کنم در نتیجه کارکرد این قدم قویتر می شود ؟

۱۱۸)- *اعتماد و ایمان در این قدم چقه اندازه نقش موثر دارند؟

۱۱۹)- اعتماد وایمان به تنهایی هرگز برای کارکرد این قدم کافی نخواهد بود . نیاز است که ما صبر و حوصله را تمرین کنیم . حتی ۱۲۰)- اگر مدتها از زمانی که درخواست کرده ایم تا کمبودهایمان برطرف شوند می گذرد ، باز هم باید صبر داشته باشیم . در واقع ممکن ۱۲۱)- است بی حوصلگی یکی از نواقص ما باشد . ما می توانیم به زمانی که نیاز است تا صبر کنیم به عنوان یک هدیه و نعمت نگاه کنیم ۱۲۲)- چون این مدت زمان به ما اجازه می دهد تا اصل روحانی صبر را تمرین کنیم . بهرحال یکی از مطمئن ترین راه ها برای پیشرفت این ۱۲۳)- است که بر موانعی که بر سر راه رشد روحانی قرار می گیرند فائق آییم.ر.ک.ق.ص-۶۵

۱۲۴)- ·    اخیراًچه فرصت هایی جهت رشد برای من بوجود آمده اند ؟ ار آنها چگونه بهره بردم ؟

۱۲۵)- نهایتاًما باید آگاهی خود را نسبت به اصل روحانی فروتنی بیش از هر چیز دیگری در این قدم حفظ کنیم . راه آسان برای ۱۲۶)- اینکه تشخیص دهیم که آیا این قدم را با فروتنی انجام می دهیم یا نه ، این است که سؤالات زیر را پاسخ دهیم.ر.ک.ق.ص-۶۵

۱۲۷)- ·    آیاباور دارم که فقط نیروی برتر می تواند کمبودهای مرا برطرف کند؟ یا سعی کرده ام خودم نیز آنها را برطرف کنم ؟

۱۲۸)- ·    آیا از اینکه کمبودهای من بلافاصله بعد از درخواستم برطرف نشده اند دچار بی حوصلگی شده ام ؟ یا اینکه اطمینان ۱۲۹)- دارم هر وقت که خدا بخواهد انها را برطرف خواهند کرد ؟

۱۳۰)- ·    آیاحس تناسب وتعادل من،اخیراً بهم خورده است؟آیا خود را تواناتر و زرنگتر از آن چیزی که هستم ،تصور می کنم ؟

۱۳۱)- حرکت به جلو

۱۳۲)- ·    آیا مواقعی بوده که بتوانیم از عمل از روی نواقص خود اجتناب کنم و به جای آن یک اصل روحانی تمرین نمایم ؟ ۱۳۳)- آیا اینان را بعنوان عمل و تأثیر خداوند بر زندگیم تشخیص می دهم ؟

۱۳۴)- ·    کدام یک از کمبودهای من در زندگی برطرف شده اند یا از قدرتشان کاسته شده ؟

۱۳۵)- ·    چرا قدم هفتم احساس آرامش را پرورش می دهد ؟

۱۳۶)- *زندگی روحانی تر خود را چگونه شروع می کنیم؟

۱۳۷)- ما زندگی روحانی تری  را شروع می کنیم . از این فکر که چه چیز از دنیا یا حتی بهبودی گیرمان می آید دست برمی داریم و ۱۳۸)- بدنبال راهی می گردیم که اعانه و بخشش کنیم . کارهایی را که برای تقویت و تغذیه روح خود انجام می دهیم ، برایمان بصورت عادت ۱۳۹)- در خواهند آمد و حتی مشتاق به انجام آنها خواهیم شد . درمی یابیم که در شرایط مختلف زندگی حق انتخاب داریم . از گله کردن در ۱۴۰)- مورد ناملایمات زندگی ، گردن خود را با وقار برافراشته و درستکاری خود را حفظ کنیم . هر قدر که با خود و نفس روحانی مان
۱۴۱)- راحت تر می شویم اشتیاق ما برای ترمیم روابطمان نیز افزایش می یابد
.ر.ک.ق.ص-۶۶

گزیده ای از قدم هفتم معتادان گمنام – کتاب چگونگی عملکرد

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

۱)- قدم هفتم

۲)- *مفهوم فروتنی؟

۳)- *خواسته های ما

۴)- *کمبودهای اخلاقی چیستند؟

۵)- *چگونه برطرف می شوند؟

۶)- ما با فروتنی از او خواستیم که کمبودهای اخلاقی ما را برطرف کند.چ.ع.ق.ج-ص:۱۱۱

۷)- *نقش قدم های چهارم ، پنجم و ششم در هفتم؟

۸)- در قدم چهارم ما نواقص شخصیتی اساسی خود را آشکار کردیم ، در قدم پنجم به وجود آنها اقرار کردیم . در قدم ششم کاملا ۹)- آماده شدیم که آنها برطرف شوند تا بتوانیم به رویش روحانی و بازیابی خود به نوعی مستمر و پایدار ادامه دهیم . اکنون در قدم هفتم ، ۱۰)- با فروتنی از نیروی برترمان درخواست مـــی کنیم کمبودهای اخلاقی مـــا را برطرف کند و نیز از قید آنچه کمک می کنیم ، زیرا این کار ۱۱)- را نمی توانیم به تنهایی انجام دهیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۱۱

۱۲)- *مفهوم تواضع :

۱۳)- اگر بخواهیم در مسیری  روحانی پیش برویم و پاک بمانیم ، باید فروتنی و تواضع بیابیم . ما توجه دقیق داریم که فروتنی و ۱۴)- شکسته نفسی ، با حقیر شمردن و ناچیز دانستن خود تفاوت بسیاری دارد . منظور از تواضع ، انکار نمودن صفات خوبمان نیست ، بلکه ۱۵)- برعکس ، شخص متواضع کسی است که تصویر واقع بینانه ای از خود دارد و از جایگاه خود در اجتماع به خوبی آگاه
۱۶)- است
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۱۱

۱۷)- *مفهوم فروتنی :

۱۸)- مفهوم فروتنی آن است که ما نقش خود را در بازیابی مان درک می کنیم ،‌ نکات مثبت و نیرومند خود را می شناسیم ، از
۱۹)- محدودیتهای خود آگاهیم و به نیرویی برتر از خودمان ایمان داریم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۱۲

۲۰)- *برای انجام قدم هفتم به چه چیزهایی نیاز است؟

۲۱)- برای انجام قدم هفتم ، باید خودمان را از سر راه کنار بکشیم تا خدا بتواند کار خودش را انجام دهد . با فروتنی درخواست ۲۱)- کردن برای برطرف کردن کمبودها ، یعنی آنکه ما آگاهانه به آن نیروی با محبت برای عمل نمودن در زندگیمان اختیار کامل می دهیم و ۲۲)- باور داریم که دانش خداوند به نهایت بیش از دانش ماست.چ.ع.ق.ج-ص:۱۱۲

۲۳)- *

۲۴)- *برداشتمان از لغت فروتنی چیست؟

۲۵)- مادربرداشتمان از لغت فروتنی دچار مشکل می شویم. بعضی از ما احتمالا اینطور فکر می کردیم که خداوند به محض آنکه ۲۶)- از او درخواست کنیم ، کمبودهایمان را بر طرف خواهد نمود و زمانی که نیروی برترمان بر طبق درخواست ما عمل ننمود ، تصور کردیم ۲۷)- اینجای برنامه کار نمی کند . از سوی دیگر بعضی از ما به درگاه خداوند خواهش و تضرع می کردیم که خدایا کمبودهایم را برطرف کن ۲۸)- با تصور آنکه این عمل نشان دهنده تواضع ماست.چ.ع.ق.ج-ص:۱۱۲

۲۹)- *ما برای تبدیل شدن به فردی فروتن چه کارهایی را باید انجام دهیم؟

۳۰)- کوشش بسیار ما ، در انجام این عمل دیگر تبدیل به دست و پا زدن و تقلا شده بود ، چرا که از دست کمبودهای مان
۳۱)- خسته  شده بودیم و در جهت کنترل آنها هم از ما کاری ساخته نبود ، می خواستیم راحت شویم و عجیب آنکه این دقیقا همان طرز
۳۲)- برخورد و روحیه ای است که ما امیدواریم در زمان انجام قدم هفتم از خود بروز دهیم یعنی با روحیه ای فروتنی ما اقرار به شکست
۳۳)- می کنیم ، محدود بودن خودمان را حس می کنیم و از خداوند خودمان کمک می خواهیم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۱۳

۳۴)- *درخواست از نیروی برتر برای برطرف کردن کمبودها به چه چیزی نیاز دارد؟

۳۵)- *نقش قدم یک در کار کرد این قدم؟

۳۶)- درخواست از نیروی برترمان برای برطرف کردن کمبودها ، محتاج به تسلیمی بی نهایت عمیق تر و بنیانی تر از تسلیم
۳۷)- اولیه مان می باشد . تسلیم اولیه ما که زائیده بیچارگی مطلق و آشفتگی زندگیمان بود ، در قدم هفتم ابعاد کاملا جدیدی می یابد . در این ۳۸)- مرحله جدید از تسلیم نه تنها پذیرای اعتیادمان می شویم ، بلکه آن کمبودهای اخلاقی را نیز که در رابطه با اعتیادمان می باشد ، پذیرا
۳۹)- می گردیم . پذیرا شدن اعتیادمان اولین قدمی بود که ما در پذیرفتن خودمان برداشتیم و اکنون در نتیجه کارکردن روی قدمهای قبلی ۴۰)- چیزهایی راجع به خودمان فرا گرفته ایم و سرابهایی که باعث شده بود تصور کنیم منحصر به فرد هستیم در نتیجه سلوک تا حد زیادی ۴۱)- محو شده اند . اکنون می دانیم که نه از دیگران مهم تر هستیم و نه کمتر . فهم اینکه ما منحصر به فرد نیستیم ، نشانه ای است قوی از آن ۴۲)- است که فروتنی یافته ایم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۱۳و۱۱۴

۴۳)- *رکن اصلی این قدم؟

۴۴)- صبور بودن یکی از مبانی اصلی کارکرد این قدم است و اغلب ما با صبر مشکل داشتیم ،‌ ،‌چرا که یکی از ارکان اعتیاد ما این ۴۵)- بود که هرگاه اراده کردیم (باید) فورا ارضاء بشویم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۱۴

۴۶)- *نقش قدم سوم در کارکرد این قدم؟

۴۷)- اینـــجا نیز تنها چیزی که لازم داریم این است که مفاهیم قدم سوم را که در واگذار نمودن اراده و زندگیمان به خداوندی که
۴۸)- می شناسیم گسترش دهیم . به عبارت دیگر ، اگر آن نیرو ، تا حدودی در قدم سوم اعتماد پیدا کرده ایم ، اکنون وقت آن رسیده که این ۴۹)- اعتماد را بیشتر کنیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۱۴

۵۰)- *دیدگاه ما در این قدم چه نقشی دارد؟

۵۱)- از آنجا که دیدگاه ما در مورد امیدهایی که داریم محدود می باشد ، بسیاری از ما حتی تصور آنچه را که نیروی برترمان
۵۲برایمان در نظر گرفته به ذهنمان خطور نمی دهیم . اگر جزو این گروه از افراد هستیم باید به ایمانمان تکیه کنیم و همچون قدمهای پیشین ۵۳)- خیلی ساده و سر بسته باور کنیم که اراده خداوند برای ما نیکوست . ایمان ما به خودی خود دلیلی است کافی بر آنکه امیدوار باشیم ۵۴)- بهترین در انتظارمان است.چ.ع.ق.ج-ص:۱۱۴و۱۱۵

۵۵)- *نقش عقل و منطق در کارکرد این قدم

۵۶)- در زمان انجام این قدم از اینکه مراحل بازیابی را با عقل و منطق مورد سنجش قرار دهیم دوری می گزینیم و توجه خود را به ۵۷)- این مسئله تمرکز نمی دهیم که بفهمیم در چه زمان و چگونه کمبودهای اخلاقیمان برطرف خواهند شد ، چرا که تجزیه و تحلیل این قدم ، ۵۸)- کار ما نیست. این قدم یک ، انتخاب روحانی است ، انتخابی به مراتب عمیق تر از یک عکس العمل عاطفی یا تصمیمی که در نتیجه اراده ۵۹)- کردن و آگاهانه صورت پذیرد . تنها نتیجه ای که حاشیه گذشتن از این قدم و انجام ناقص آن عاید ما خواهد ساخت ، این است که ما را ۶۰)- نسبت به کمبودهای اخلاقی مان بسیار حساس خواهد کرد و همزمان ، امید مان برای خلاص شدن از دست این کمبودها قطع خواهد شد ۶۱)- و احتمالا درد حاصل ، غیر قابل تحمل خواهد شد.چ.ع.ق.ج-ص:۱۱۵

۶۲)- *چرا به اینجا آمده ایم ؟

۶۳)- * نقش قدم یک در کارکرد قدم هفت ؟

۶۴)- به وضوح دریافته ایم که باید تغییر کنیم ولی امکان دارد خودمان آگاه نباشیم که واقعیت این است که از زمانی که برای کمک ۶۵)- گرفتن ، به معتادان گمنام آمدیم عوض شده ایم . ما با یک خلا روحانی به اولین جلسه قدم گذاشتیم . چند نور اساسی در زندگی ما به ۶۶)- خاموشی گرویده بود . استعداد ابراز محبت ، خندیدن و احساس کردن خـــود را از دست داده بودیم و مدتها بود که دیگر مردم به
۶۷)- چشمان بی روح ما نگاه میکردند ، مشکل می توانستند انسانی را که در پشت آن چشمها قرار داشت ببینند
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۱۵و۱۱۶

۶۸)- *بیداری روحانی ؟

۶۹)- از اولین جلسه ان.ای متوجه عشق و پذیرا شدنی که بقیه به ما ابراز می کردند شدیم و شروع به بازگشت به زندگی کردیم . ۷۰)- آنچه ما احساس می کنیم یک بیدار شدن روح است و درست است که این واژه غیرمعمول می باشد ، ولی در واقع همان است که
۷۱)- می شنویم
. این بیداری مدتی است برای اطرافیانمان مشهود شده ، ولی اکنون تغییرات آنقدر بارز شده اند که خودمان هم می توانیم آنها ۷۲)- را ببینیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۱۶

۷۳)- *یکی از تغییرات مشهود این قدم؟

۷۴)- یکی از تغییراتی که ما در خود میبینیم ، آن است که رابطه مان با خداوند خودمان تفاوت یافته است . پیش از این ، شاید بعضی ۷۵)- از مـــا حس می کردیم که خدا خیلی دور است و در سطح خصوصی ، چندان کاری بـــا مـــا ندارد . مـــا برای درک این حقیقت اشکال ۷۶)- داشتیم کـــه هریک از ما می توانست بـــرای خودش خدایی داشته باشد کـــه همیشه بتواندبه اوتوسل جوید.مدتهادعا کردن ، به نظر ۷۷)- ما کاری مصنوعی می آمد و لیکن احتمالا اکنون حس می کنیم که وقتی دعا می کنیم شنونده ای داریم که به ما عشق
۷۸)- می ورزد.چ.ع.ق.ج-ص:۱۱۶و۱۱۷

۷۹)- ایجاد رابطه با خداوند خودمان ، باعث می گردد هنگامی که درخواست می کنیم تا کمبودهای مان برطرف شود ، احساس
۸۰)- راحتی کنیم و کاری که در طی قدمهای قبلی کرده ایم این رابطه را تقویت کرده است . ما از نیروی برترمان درخواست صداقت ،
۸۱)- روشن بینی و تمایل نمودیم و به ما قدرتی عطا شد تا دارای خصیصه هایی شویم که بی نهایت برای ارزیابی مان مهم
۸۲)- هستند.چ.ع.ق.ج-ص:۱۱۷

۸۳)- *هر بار که متوجه می شویم کسر آورده ایم چه باید بکنیم؟

۸۴)- هربار که متوجه می شویم در یکی از صفاتی که به دنبال یافتنش هستیم کـــسر آورده ایم و یا در کاربرد اصول روحانی با ۸۵)- اشکال مواجه شده ایم برای کمک ، به خداوند خود روی می آوریم . در این قدم ما از خدائی مهربان  درخواست می کنیم که بی صبری ، ۸۶)- عدم تحمل ، تعصب ، عدم صداقت و هرآنچه را که سد راه ما شده برطرف سازد . ما درمی یابیم که نیروی برترمان همیشه آن چیزهایی ۸۷)- را که بدانها احتیاج داریم برآورده میکند و به همین دلایل ایمانمان فزونی می یابد.چ.ع.ق.ج-ص:۱۱۷

۸۸)- *باور ما از کسی که می تواند این نواقص را برطرف کند؟

۸۹)- نکته مهم آن است که بایدبه این باور برسیم که تنها خداوند بدان گونه که او را درک می کنیم قدرت آن را دارد که کمبودهای ما ۹۰)- را برطرف سازد و اطمینان داشته باشیم که هرگاه او خود صلاح بداند این کار انجام خواهد یافت . یک چنین ایمانی مرحله ایست فراسوی ۹۱)- درک و خواست شخصی مان در مورد آنچه که احتیاج داریم و یا تصور می کنیم که لازم داریم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۱۸

۹۲)- *نقش نیروی برتر و راهنما در کارکرد این قدم؟

۹۳)- بدون توجه به اینکه ما چقدر به استحکام روابط مان با خداوند بدانگونه که او را درک کنیم اطمینان داشته باشیم ، برای انجام ۹۴)- قدم هفتم به راهنمایمان احتیاج داریم . راهنما به ما کمک خواهد کرد تا درک کنیم که تواضع چیست و راه آسانی برای برقرارکردن روابط ۹۵)- با نیروی برترمان پیدا کنیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۱۸

۹۶)- *امروز چگونه دعا میکنیم؟

۹۷)- *اعتقادات امروز ما به دعا چقدر است؟

۹۸)- *نقش دعا و روش آن در این قدم؟

۹۹)- باید این را به خاطر بسپاریم که به درگاه نیروی برتر از خودمان دعا می کنیم و با فروتنی درخواست می کنیم ، زیرا می دانیم ۱۰۰)- که از خودمان کاری ساخته نیست . بعضی از مـــا دعای از پیش تدوین شده ای را کـــه نشاندهنده فروتنی در هنگام درخواستمان
۱۰۱)- می باشد می خواند و بـــرخی دیگر مان به نوعی صمیمی تر دعایی می خوانند که معرف همان فروتنی است ولی کلمات آن ساخته ذهن ۱۰۲)- خودمان است . هرگونه برقراری ارتباط با نیروی برترمان ، دعا محسوب می شود . تفاوتی ندارد که ما چه روشی را برای برقراری ۱۰۳)- ارتباط با نیروی برترمان انتخاب می کنیم،‌مهم آن است که درهنگام دعا ، آرامش خاص ما را فرا می گیرد و احساس میکنیم که از ما ۱۰۴)- مراقبت می شود.چ.ع.ق.ج-ص:۱۱۸و۱۱۹

۱۰۵)- علم به این موضوع آزادی را به ارمغان می آورد چ.ع.ق.ج-ص:۱۱۹

۱۰۶)- *علم به ترس در زندگی امروزمان؟

۱۰۷)- احتمالا هنوز گاه به گاه دچار ترس هایی می شویم ، اما دیگر محتاج آن نیستیم که در مقابله با این ترسها از روشهای مخرب ۱۰۸)- استفاده کنیم و یا اینکه وقتی صلاح بدانیم دیگر به ستیز و مقابله نمی پردازیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۱۹

۱۰۹)- آنچه در طول جستجو یمان برای رشد روحانی در تمام مدت با ما همراه بوده ، قدرتی است که توسط آن ، ابراز عشق نیروی ۱۱۰)- برترمان را نسبت به خود احساس می کنیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۲۰

۱۱۱)- *نتیجه :

۱۱۲)- مهمترین نکته این قدم این است که اقدام به پیدا نمودن نقاط مثبت نماییم . ما دارای نقاط مثبت زیادی
۱۱۳)- هستیم مانند :‌

۱۱۴)- رقت قلب ، خانواده دوستی ، و دیگر….

۱۱۵)- *هرکس دارای سایزی می باشد ( اندازه و ابعاد مخصوص به خود مانند لباس ، کفش ، شلوار و غیره)، رشد باعث
۱۱۶)- هماهنگ شدن عقل و هوش می گردد ، ولی از آن مهمتر آن است که ما فروتنی بیابیم.

۱۱۷)- اول فروتنی و به دنبال آن عقل و هوش باعث هدیه ایمان به ما می گردد. ( هیچ می دانید این تنها دلیلی است که به تمام ۱۱۸)- اعضاء جواب یکسان می دهد و آنها را به اندازه سایز خودشان جلو می برد.)

۱۱۹)- مـــا آدمها بیشتر وقتها خودمان را نفی می کنیم بدون آنکه به نتایج مخرب آن آگاهی داشته باشیم از خـــود و دیگران ۱۲۰)- عیب جویی می کنیم و از اشتباهاتمان برای سرزنش خودمان استفاده می کنیم. این امر باعث کاهش اعتماد به نفس و افتادن در ۱۲۱)- گرداب بیماری های روحی و روانی خواهد شد. در حقیقت از خود انرژی منفی به پیرامون خودمان متصاعد می کنیم و تنها جذب کننده ۱۲۲)- انرزی منفی از پیرامون خود نیز هستیم. و همه اینها پایه های اساسی برای به وجود آمدن افسردگی در ما است. سلامت روانی و عاطفی ۱۲۳)- وابسته بـــه خویشتن پذیری است. ضعف در خویشتن پذیری یعنی دایما در فشار روانی به سر بردن. مقدمه خویشتن پذیری مثبت ۱۲۴)- اندیشی است. با تمرین مکرر می توان افکار منفی را از ذهن خالی کرد و افکار مثبت راجایگزین کرد.بایدهمیشه به یادداشته باشیم ۱۲۵)- که افکار بر روی احساسات ما اثر می گذارند. تداوم داشتن افکار مثبت باعث به وجود آمدن اعتماد به نفس و حس لذت بردن از ۱۲۶)- زندگی در ما می شود. درمان افسردگی خویشتن پذیری و رد کردن افکار منفی و پذیرفتن کاستی ها …..می باشد .

روشهای تشخیص وجود پرده ی بکارت

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

روشهای تشخیص وجود پرده ی بکارت

معنای حقیقی از بین رفتن پرده بکارت، از بین رفتن و پاره شدن آن صرفاً به دلیل مقاربت و نزدیکی نیست، چرا که دلایل دیگری در از بین رفتن پرده ی بکارت دخیل هستند که در این مقاله به شرح آن می پردازیم. تشخیص پارگی: ۱- حالت پره های فرج معمولاً پره های اطراف مهبل فرج در دختران، نزدیک به هم و حالتی چسبیده دارند، به طوری که با نگاه اولیه به آن، به وضوح دیده نمی شود، در حالی که در زن ها این پره ها آشکارا دیده می شوند. البته خیلی نمی توان به این علامت تکیه کرد، چرا که حالت این پره ها در برخی دخترها از بدو تولد، باز است. در مقابل، زنهایی هستند که با وجود مقاربت و نزدیکی های مکرر، باز هم حالت این پره ها بسته است. ۲- شکل مهبل فرج اگر مهبل فرج، شکل ۷ داشته باشد، می تواند علامت پارگی پرده با دخول آلت تناسلی مرد باشد، چرا که در اثر فشار وارده به دیواره، شکل آن از حالتی گرد به ۷ تبدیل می شود. البته باز هم نمی توان این مورد را نشانه ی قطعی برای انجام نزدیکی قبلی دانست، حتّی بدون انجام هیچگونه نزدیکی قبلی نیز، با عوامل دیگری چون، حرکات رقص (به خصوص رقص باله)، صخره نوردی، موتورسواری و دوچرخه سواری ممتد، اسب سواری، دخول دیگر اجسام خارجی و دیگر فشار های جسمانی کاری،…می تواند باعث ایجاد این حالت ۷ شکل شوند. پارگی پرده، چه در حین دخول نزدیکی یا عوامل فوق، ممکن است با آسیب دیگر قسمتهای فرج (اطراف مهبل، مجاری ادرار، پوسته ی بین مهبل و معقد) نیز همراه باشد. ۳- دیواره های داخل فرج (گردن رحم) دیواره ی گردن رحم از قشای برجسته ای مانند تشکیل شده است، که در اثر نزدیکی مداوم، این برجستگی ها تحلیل و از بین می رود، به طوری که دخول به راحتی و با کمتر فشاری انجام می گیرد. این نشانه نیز باز هم صددرصد نمی تواند دلیل نزدیکی قبلی باشد، عواملی چون، معاینات پزشکی، مصرف دارو، قاعدگی یا دخول هر جسم خارجی و یا مشابه نیز، می تواند این حالت را ایجاد کند. ۴- حالت ارتجاعی پرده بکارت اگر پرده حالتی طبیعی داشته باشد، در اثر دخول و مقاربت، پاره می شود، امّا در مقابل، برخی دختران بطور مادرزاد پرده ای حلقوی (قابل ارتجاع، ضخیم و گوشتی دارند)، بنابراین در مقابل دخول، از خود مقاومت نشان می دهد و ممکن است به حالت اول برگردد. از طرفی حتّی دیده شده است که برخی نیز از بدو تولد، پرده ی بکارت نداشته اند یا در سنین خیلی کم در اثر عواملی غیر از آمیزش، از بین رفته است. در نتیجه وجود پرده بکارت و توجّه به آن، دلیل قطعی مبنی بر اینکه یک دختر قبل از ازدواج، نزدیکی داشته است، نیست. دیگر عوامل از بین رفتن پرده بکارت : · راه پیدا کردن ذرات پنبه و دستمال زمان قاعدگی به داخل فرج · ایجاد زخم در اثر بیماری های مختلف، مثل دیفتری · دویدن و پرش · پرت شدن روی شیئ تیز یا محکم · معاینات و ابزار پزشکی · در اثر خارش شدید مهبل و داخل آن، بوسیله ی خود شخص · خود ارضایی · دخول اجسام خارجی · عمل های جراحی گاهی اوقات به دلیل عدم صحیح دخول و در نتیجه از بین رفتن ناقص یا شدید پرده بکارت، عوارض ثانویه ای چون، عفونت، خونریزی، زخم مجاری ادرار، زخم داخل رحم(فیبرون)، نازایی و …ایجاد می شود. عفونت : برخی از دخترها در رحم خود، میکروبها و قارچ های بالقوه ای دارند که پس از اولین ارتباط نزدیکی فعال می شوند و در نتیجه عفونت ایجاد می شود. خونریزی شدید: این حالت به ندرت دیده می شود و در اثر فشار زیاد در هنگام دخول دیده می شود، گاهی اوقات، بعضی پرده های بکارت به دلایلی طی چند مرحله از بین می روند و این خود، موجب خونریزی متعاقب می شود. جراحت مجاری ادرار: در مواقعی که طبق توضیح فوق، پرده طی چند مرحله یا با شدت از بین رود، زخم های مجاری ادرار، پیش می آید. زخم داخل رحم (فیبرون) عمل دخول و بردن پرده ی بکارت به تنهایی عامل این زخم نمی باشد، بلکه در صورت باریک بودن گردن و دهانه رحم و دیگر مشکلات دیگر بخشهای مرتبط داخلی رحم، این زخم ها ایجاد می شوند. نازایی: اگر عفونت یا زخم های فوق مداوا نشود، به مرور زمان سبب نارسایی ها و در نتیجه اختلال در عملکرد باروری و نازایی می شوند. منبع : سایت مردمان – ارسال مقاله از : سید مهدی حجازی

بهره کشی جنسی

دوازده قدمی ها, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

بهره کشی جنسی
مردها سنتا به گونه ای تربیت شده اند که گمان می کنند در هر لحظه که بخواهند و در هر جایی که قرار داشته باشند باید به هر شکلی که میل دارند عمل کنند از سوی دیگر مرد به گونه ای بزرگ می شوند که فکر می کنند باید به هر خواسته جنسی مرد تن بدهند.اگر یک مرد به جبر و زور خواسته خود را تحمیل کند این خود نوعی تجاوز به حساب می آید.

بدرفتاری جسمانی
اگر تاکنون به شما لگد،مشت و یا ضربه ای وارد شده شما مورد بدرفتاری جسمانی قرار گرفته اید اما بدرفتاری های جسمانی انواع دیگری نیز دارند که پوشیده تر و زیرکانه تر هستند.زیرا ممکن است روح روان آنان آزار داده شود.بدرفتاری جسمانی حالتی صعودی دارد .شخص بدرفتار طرز برخورد شما را مجوزی برای خود می داند که اینبار بدرفتاری خود را با شدت عمل بیشتری نشان می دهد.

چه تجربه ای کرده اید

دوازده قدمی ها, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

چه تجربه ای کرده اید
بدرفتاری کلامی،عاطفی،جنسی و جسمانی
اغلب ما وقتی به یک زن مورد بدرفتاری شده فکر می کنیم موجود ضعیف و کوچک و بی دفاعی در ذهنمان جای می گیرد که همه بدنش کبود شده است،شاید هم خونریزثی دارد و یا استخوانهای بدنش شکسته است.می گوئیم اما این اتفاقی نیست که بتواند برای من بروز کند.اگر کسی دستش را به روی من بلند کند،چنان با لگد به شکمش می زنم که فرار را بر قرار ترجیح دهد.
خوب شاید شما بتوانید چنین کاری بکنید اما با این وجود هم حرف شما دو اشکال مهم دارد:۱)لزوماً همه زنانی که مورد بدرفتاری واقع می شوند کتک نمی خورند.بهتر بگوئیم بخش اعظم بدرفتاری ها جنبه جسمانی ندارد. ۲) وقتی روابط شما به جایی می رسد که بدرفتاری جسمانی را به دنبال دارد،اغلب متوجه آن نمی شوید،زیرا تبدیل به اتفاقی معمولی در زندگی شما می شود زیرا قبل از آن شما احتمالا بدرفتارهای کلامی،عاطفی و جنسی را تجربه کرده اید.
می توانم تصور کنم که قبول حرف من برایتان دشوار است.بنابراین اگر موافقید کمی درباره این انواع بدرفتاریها شرح بدهم.به احتمال زیاد متوجه خواهید شد که شما هم تا حدودی از آنرا در زندگی خود تجربه کرده اید.
بدرفتاریهای کلامی و عاطفی
اغلب اوقات تفاوت قایل شدن میان این دو نوع بدرفتاری مشکل است زیرا این دو معمولا دست در دست یکدیگر حرکت م یکنند و اغلب به طور هم زمان اتفاق می افتد.برای مثال ناسزا گفتن به یک زن و حرفهای بد  و ناخوشایند زدن به او گفتن عباراتی مانند بدکاره،چاق،تنبل و نظایر آن بدرفتاری کلامی به شمار می آید.اگر تاکنون حرفهای از این قبیل را شنیده اید به احساسی که به شما دست داده است فکر کنید.با شنیدن این حرفها چه احسای نسبت به خود پیدا کرده اید/روی بقیه ساعات روزتان چه تاثیری بر جای گذاشته:
تمام انواع بدرفتاریها از این مخرج مشترک برخوردارند:قدرت و کنترل.به اعتقاد من بدرفتاریهای کلامی و عاطفی مخرب ترین روش قدرت و کنترل هستند.وقتی به این موضوع فکر می کنید می بینید استخوان شکسته و یا کبودی روی پوست پس از چندی التیام پیدا می کنند،اما وقتی روحیه انسان مکدر می شود چگونه انرا می توان التیام داد و التیام یافتنش چه مدتی طول می کشد؟
بدرفتاری کلامی و عاطفی به صورت منظم احساس خود ارزشمندی شما را نابود می کند.ممکن است این شخص شما را به خاطر نواقص و کوتاهی ها ی خودش سرزنش و تحقیر کند،به شما ناسزا بگوید،بگوید به این دلیل که فلان احساس را دارید دیوانه هستید و مشاعرتان را از دست داده اید.ممکن است به شما به شکل تحقیرآمیز و یا با  ارعاب نگاه کند.
برخی از رایج ترین بدرفتاریهای کلامی و عاطفی عبارتند از:۱- نادیده انگاشتن احساسات شما   ۲- ناسزاگویی  ۳- تصویق نکردم،محبت نکردن و قدر دادن نبودن   ۴- نگاه های ارعاب آمیز   ۵- استفاده انحصاری از اوقات شما    ۶- گوشه گیری و انزوا  ۷- تحقیر کردن   ۸- تهدید کردن    ۹- توقعات جزیی   ۱۰- ایجاد این احساس در شما که انگار دیوانه شده اید و مشاعرتان را از دست داده اید   ۱۱- کنترل از راه دور   ۱۲- خیانت معتمدها

حقیقت شماره ۵

دوازده قدمی ها, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

حقیقت شماره ۵
همه بدرفتاریها و بهره کشیها عمدی و رفتاری فرا گرفته شده هستند
ممکن است به این واقعیت تلخ برسید که کسانیکه به آنها علاقه دارید همان کسانیکه از شما بهره کشی کردند می دانستند که وقتی شما را آزار می دادند چه می کردند.علاوه برا آن باید باور کنید که اگر رفتار بدرفتاری و بهره کشی رفتاری یاد گرفته شده باشد باید این اشخاص آنرا جایی تمرین کرده باشند تا مهارتهای لازم را بدست آورده باشند.
اگر همه ما ۱۰۰ درصد کنترل افکار،رفتار و واکنشهایمان را در اختیار داشته باشیم و در ضمن مختار هم  باشیم و بتوانیم اراده مان را اعمال کنیم می دانیم دهان به خودی خود باز نمی شود و خود به خود به شما  ناسزا نمی گوید.در ضمن واقعیتی است که بدرفتاری و بهر ه کشی اقدامی فر ا گرفته شده است مثلا ممکن است پدر و مادر این را به فرزند کم سالشان آموزش داده باشند.اما این را برای اینکه بهانه ساز کنید مورد استفاده قرار ندهید .نگوئید چون در کودکی این رفتار را با او کرده اند او حالا بدرفتاری می کند.نگوئید با او در کودکی بدرفتاری شده است بنابراین او خشمگین است و حالا خشم خود را به نمایش می گذارد.

بله اینها دلایلی هستند که از اشخاص بدرفتار می سازند اما خبر خوب درباره بدرفتاری و بهره کشی به عنوان یک رفتار فرا گرفته شده این است که می توان با نو آموختگی آنرا از میان برداشت.بنابراین در حالیکه بدرفتاری های دوران کودکی ممکن است کسی را بدرفتار کند کودک حالا بزرگ شده و به بلوغ رسیده می تواند تصمیم بگیرد که بدرفتاری را کنار بگذارد.هرگز توجیه منطقی ندراد که بگوئیم چون کسی در کودکی با بدرفتاری روبرو بوده است حالا باید با شما بدرفتاری کند.

حقیقت شماره ۴

دوازده قدمی ها, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

حقیقت شماره ۴
شما قربانی نیستید
اگر شما بپذیرید که بر سه چیز مهم در زندگی خود کنترل دارید اگر بپذیریم که شما مختارید و می توانید اراده خودتان را اعمال کنید در اینصورت خود را دیگر یک قربانی ارزیابی نمی کنید.شما در زندگیتان انتخاب کرده اید.بعضی از انتخابهایتان خوب نبوده اند.اما به هر صورت انتخابهای شما بوده اند.
اجازه بدهید این مطلب را به شما بگویم که تا کنون بارها اتفاق افتاده که خود را یک قربانی مظلوم وانمود کنم.خواسته ام بگویم که رفتار کس دیگری سبب شده من به این حال و روز بیفتم.بله این عین واقعیت است.اما حقیقت ندارد رفتار درستی نیست.وقتی متوجه شدم که باید مسئولیت های زندگیم را عهده دار شوم و بر اساس آن تصمیم بگیرم توانستم زندگیم را تغییر بدهم و به موفقیت های پردوام برسم.
آیا در تمام تاریخ قربانی موفقی سراغ دارید؟خیر البته قربانیان راستینی هم در دنیا وجود دارند مثل کودکانی که انواع بدرفتاری جنسی با آنها می شود.قربانیان کسانی هستند که در انتخاب سهمی نداشته اند و نمی توانستند مانع آن شوند تا اتفاق ناخوشایندی که روی داده نصیبشان نشود.
درست در همان لحظه که خود را یک قربانی در نظر نمی گیرید و خود را انسان قدرتمند،لایق و توانا می بینید روحیه و طرز نگرشتان به سرعت تغییر می کند.انگار که معجزهای رخ داده است.این را به شما قول میدهم.

حقیقت شماره ۳

دوازده قدمی ها, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

حقیقت شماره ۳
همه ما مختاریم
بسیار خوب همه ما به این نتیجه رسیدیم که کنترلی بر هوا نداریم.در ضمن نمی توانیم رفتار،اندیشه ها و واکنشهای دیگران را کنترل کنیم.اما بر بسیاری از حوادث زندگی خود کنترل داریم و می توانیم درباره آنها تصمیم گیری کنیم.
شما طوری برنامه ریزی نشده اید که به نحو خاصی واکنش نشان بدهید.اما با توجه به شرایطی که در دوران کودکی خود داشته اید به شکل خاصی واکنش نشان می دهید.اما توجه داشته باشید که شما در حال حاضر یک بالغ هستید و می توانید هر طور که صلاح خود می دانید واکنش نشان دهید.ایا به نظرتان جالب نیست؟

حقیقت شماره ۲

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

حقیقت شماره ۲
شما تنها بر سه چیز در زندگیتان کنترل دارید
کمی صبر کنید.به نظر درست نمی رسد که اینطوری باشد.شما فکر می کردید که بر همه کس و همه چیز حاضر در پیرامون خود مسلط هستید.اما اینطور نیست دوستان من شما تنها بر سه چیز کنترل دارید:
اندیشه هایتان
رفتارتان
واکنشهایتان
دقیقا همین ها که گفتیم.اما این ها کنترل عظیمی هستند که در اختیار دارید و می توانید از آنها استفاده کنید.
برای لحظه ای به سناریویی که هم اکنون می خوانید فکر کنید.چند بار اتفاق افتاده از اینکه کسی در زندگیتان تغییر نکرده و متوجه نقطه نظرهای شما نشده و یا با شما رفتار بهتری را به نمایش نگذاشته ناراحت شده اید؟شرط می بندک که بارها و بارها این تجربه را کرده اید.به شما بگویم که خیلی خوب می دانم درباره چه صحبت می کنم.اجازه بدهید بار دیگر بگویم همه اشخاص مثل شما تنها می توانند سه چیز را کنترل کنند به عبارت دیگر شما می توانید خودتارن را منترل کنید .کنترل از شما شروع و به شما ختم می شود.

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها