IP No . 19– Fa خویشتن پذیری

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

IP No . 19– Fa

خویشتن پذیری

مشکل :

کمبود خویشتن پذیری ، مشکل بسیاری از معتادان در حال بهبودی است . این نقص مرموز را به سختی می توان تشخیص داد و اغلب ناشناخته باقی می ماند . بسیاری از ما اعتقاد داشتیم که مشکل مان فقط مصرف مواد مخّدر است و این واقعیت که زندگیمان غیر قابل اداره شده بود را ، انکار می کردیم . این انکار ، حتی پس از قطع مصرف ممکن است ما را در بند خود نگه دارد . بسیاری از مشکلاتی که در دوران بهبودی تجربه می کنیم ، به علت ناتوانی ما در پذیرش خویشتن در اعماق وجود مان است . شاید حتی به فکرمان هم نرسد که این مساله ریشه مشکلات ما ست ، زیرا اغلب به شکلهای دیگری خود را نشان می دهد . مثلا می بینیم که زود رنج ، عیب جو ، ناراضی ، افسرده ، یا سردرگم شده ایم یا به هوای آرام کردن آن چه ما را از درون می خورد ، سعی می کنیم عوامل بیرونی را تغییر دهیم . تجربه ما نشان داده است که در چنین موقعیت هایی بهتر است برای دسترسی به منشاء ناراحتی مان توجه خود را معطوف درون کنیم . تقریبا همیشه کشف می کنیم که ما در مورد خودمان منتقدین سختگیری هستیم و در بیزاری از خود و عدم پذیرش خویشتن غوطه می خوریم . قبل از آمدن به معتادان گمنام اکثر ما تمام زندگیمان را صرف رد کردن خود می کردیم . از خودمان متنفر بودیم و هر کاری از دستمان بر می آمد می کردیم که کس دیگری باشیم . می خواستیم هر کسی باشیم جز همان که بودیم . از آنجا که نمی توانستیم خود را بپذیریم ، سعی می کردیم پذیرش دیگران را به دست آوریم . دلمان می خواست دیگران پذیرش و عشقی را که نمی توانستیم به خودمان بدهیم ، به ما بدهند . اما عشق و دوستی خودمان همیشه مشروط بود . ما هر کاری برای هر کسی می کردیم بلکه پذیرش و تایید آنها را بدست آوریم و از آنهایی که مطابق این میل ما رفتار نمی کردند می رنجیدیم.

از آنجایی که نمی توانستیم خود را بپذیریم . منتظر بودیم که دیگران ما را از خود برانند . نمی گذاشتیم کسی به ما نزدیک شود ، زیرا می ترسیدیم که اگر واقعاً پی به درون مان ببرند ، آنها هم از ما متنفر شوند . جهت حفظ خودمان از آسیب پذیری ، قبل از آنکه دیگران حتی فرصت راندن ما را پیدا کنند ، آنها را از خود می راندیم .

.

راه حل ، قدمهای دوازده گانه است .

امروز اولین قدم در راه خویشتن پذیری  پذیرش اعتیاد مان است . ما باید ناخوشی مان را به اضافه تمام مشکلاتی که برایمان ایجاد کرده است را پذیرا باشیم تا بتوانیم خود را به عنوان یک انسان بپذیریم .

چیزی دیگری که برای خویشتن پذیری بدان نیاز داریم ، اعتقاد به قدرتی مافوق خودمان است که می تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند . لازم نیست به مفهوم خاصی که دیگران برای این قدرت مافوق قائل هستند ایمان بیاوریم ، اما بی تردید به آن مفهومی که برایمان کار می کند نیاز داریم . درک روحانی از خویشتن پذیری ، دانستن این است که درد کشیدن و اشتباه کردن عیبی ندارد و ما کامل نیستیم.

موثرترین راه برای رسیدن به خویشتن پذیری کارکردن قدمهای دوازده گانه است . حالا که به قدرتی مافوق خود ایمان آوردیم ، می توانیم به نیرویش اتکا کنیم تا شهامت بررسی صادقانه نقص ها و حسن هایمان را به ما بدهد . هر چند که گاه ممکن است این جریان درد آور باشد و به نظر برسد که منجر به خویشتن پذیری نمی شود ، اما با این همه لازم است با احساسات مان روبرو شویم . ما می خواهیم زیر بنای استواری برای بهبودی بسازیم . بنا بر این لازم است اعمال و انگیزه هایمان را بررسی و تغییر دادن چیزهایی را که پذیرفتنی نیست آغاز کنیم .

نقص های ما جزئی از وجود مان هستند و تنها وقتی برطرف می شوند که زندگی به روال برنامه معتادان گمنام را تمرین کنیم . حسن های ما هم امتیاز هایی است که قدرت مافوق مان به ما عطا کرده و وقتی بهره برداری از آنها را بیاموزیم ، خویشتن پذیری مان بیشتر می شود .

گاه ، گرفتار خیالبافی های سوزناکی می شویم و آرزو می کنیم که ای کاش این طور نباشیم که فکر می کنیم باید می بودیم . ممکن است احساس دلسوزی به حال خود و غرور ، وجود مان را تسخیر کند ، اما با تجدید اعتقاد به قدرت مافوق مان ، امید ، شهامت و قدرت رشد را دوباره به دست می آوریم .

خویشتن پذیری ، عامل تعادل در بهبودی ما است . دیگر نیازی نیست به دنبال تایید دیگران بگردیم ، زیرا از خودمان راضی هستیم . در کمال آزادی و با سپاسگذاری روی حسن هایمان تمرکز می کنیم تا با فروتنی از نقص هایمان دور شویم و به بهترین معتاد در حال بهبودی که می توانیم باشیم ، تبدیل شویم . خویشتن پذیری مفهومش این است که ما همین طور که هستیم خوبیم ، اما کامل نیستیم و می توانیم رشد کنیم .

ما فراموش نمی کنیم که به ناخوشی اعتیاد مبتلا هستیم و مدتها طول می کشد تا بتوانیم خویشتن را در اعماق وجود مان بپذیریم . هر قدر هم حال و روزمان خراب شود مهم نیست ، زیرا انجمن معتادان گمنام همیشه پذیرای ما است.

پذیرش خویشتن ، به همین صورتی که هستیم ،  ما را از شر توقع کمال از دیگران خلاص می کند . وقتی بتوانیم خودمان را بپذیریم ، می توانیم شاید برای اولین بار در زندگی ، دیگران را نیز بی قید و شرط بپذیریم . رفاقت هایمان عمیق می شود و گرمی و آرامش حاصل از معتادان در حال بهبودی و زندگی جدید را تجربه می کنیم .

خداوندا ، آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم . شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم و دانشی که تفاوت آن دو را بدانم .

IP No . 18– Fa اطلاعات در دسترس نمی باشد

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

IP No . 18– Fa

اطلاعات در دسترس نمی باشد

این پن فلت به زبان فارسی ترجمه نشده است

.

.

اطلاعات انگلیسی آن موجود و در اسرع وقت در تالار قرار خواهد گرفت …

IP No . 17– Fa اطلاعات در دسترس نمی باشد

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

IP No . 17– Fa

اطلاعات در دسترس نمی باشد

این پن فلت به زبان فارسی ترجمه نشده است

.

.

اطلاعات انگلیسی آن موجود و در اسرع وقت در تالار قرار خواهد گرفت …

IP No . 16– Fa خطاب به تازه وارد

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

IP No . 16– Fa

خطاب به تازه وارد

NA انجمن یا جمعیتی غیر انتفاعی متشکل از زنان و مردانی است که اعتیاد ، مشکل اصلی زندگی شان بوده است . ما معتادان در حال بهبودی هستیم که مرتب دور هم جمع می شویم تا به پاک ماندن یکدیگر کمک کنیم . در این انجمن هیچ شهریه یا حق عضویتی دریافت نمی شود . تنها لازمه عضویت تمایل به قطع مصرف است .

وقتی به اینجا می آیید لازم نیست که پاک باشید ، ولی پیشنهاد میکنیم بعد از این جلسه ، آمدن به جلسات را ادامه دهید و پاک بیایید . مجبور نیستید برای کمک گرفتن از NA ، منتظر مسمومیت ، به دلیل مصرف بیش از حد مواد و یا محکومیت و زندان باشید . در ضمن ، اعتیاد هم وضعیتی نیست که هیچ امیدی برای بهبودی در آن وجود نداشته باشد . می توان به کمک دوازده قدم معتادان گمنام و یاری این انجمن متشکل از معتادان در حال بهبودی ، بر میل به مصرف مواد غلبه کرد .

اعتیاد نوعی بیماری است که هر کس ممکن است به آن گرفتار شود . بعضی از ما برای سرخوشی مواد مصرف می کردیم ، و بعضی برای سرکوب احساساتی که از قبل داشتیم . عده ای دیگر از ما دچار بیماری های جسمی یا روانی بودیم و به دارو هایی که در دوران بیماری مان برای مان تجویز شده بود معتاد شدیم . بعضی ها فقط برای هم راهی با دیگران یکی دوبار مصرف می کردیم و بعد فهمیدیم نمی توانیم مصرف را ترک کنیم .

بسیاری از ما سعی کردیم بر اعتیادمان چیره شویم و گاهی هم رهایی موقت ممکن می شد ، ولی معمولا کمی بعد ، دوباره حتی بیشتر از قبل درگیر مصرف می شدیم .

اما این ها واقعا فرقی در مساله اصلی به وجود نمی آورد . اعتیاد نوعی بیماری پیش رونده مانند دیابت است . ما به مواد مخدر حساسیت داریم . عاقبت ما همیشه یکسان است : زندان ، تیمارستان ، و یا مرگ . اگر زندگی شما غیر قابل اداره شده و نمی خواهید مجبور به مصرف مواد باشید ، ما راه چاره ای پیدا کرده ایم . این ها قدم های دوازده گانه معتادان گمنام است که ما برای مهار بیماری مان ، در زندگی روز مره خود آن ها را به کار می بریم.

۱)- ما اقرارکردیم که در مقابل اعتیادمان عاجز بودیم و زندگی مان غیر قابل اداره شده بود .

۲)- ما به این باور رسیدیم که  نیرویی برتر از خودمان می تواند سلامت عقل را به ما بازگرداند .

۳)- ما تصمیم گرفتیم که اراده و زندگی خود را به خداوند ، بدانگونه که او را درک می کردیم ، بسپاریم .

۴)- ما یک ترازنامه اخلاقی ، بی باکانه و جستجو گرانه از خود تهیه کردیم .

۵)- .ما چگونگی دقیق خطاهای خود را به خداوند ، به خودمان و به یک انسان دیگر اقرار کردیم .

۶)- .ما کاملاّ آماده شدیم که خداوند تمام این نواقص شخصیتی ما را برطرف کند .

۷)- .ما با فروتنی از او خواستیم که کمبودهای اخلاقی ما را برطرف کند.

۸)- .ما فهرستی از تمام کسانی که آزار داده بودیم تهیه کردیم و خواستار جبران خسارت از تمام آنان شدیم .

۹)- .ما به طور مستقیم در هر جا که امکان داشت از این افراد جبران خسارت نمودیم ، مگر در مواردی که اجرای این امر به ایشان یا دیگران زیان وارد نماید .

۱۰)- .ما به تهیه ترازنامه شخصی خود ادامه دادیم و هر گاه در اشتباه بودیم سریعاّ بدان اقرار نمودیم .

۱۱)- .ما از راه دعا و تفکر جویای بهتر نمودن رابطة آگاهانه با خداوند ، بدانگونه که او را درک می کردیم ، و دعا کردیم ، فقط برای آگاهی از ارادة او برای خودمان و قدرتی که آنرا به انجام رسانیم .

۱۲)- . با یک بیداری روحانی که در نتیجه این قدم ها پیدا کردیم ما سعی نمودیم این پیام را به معتادان برسانیم و این اصول را در تمام امور زندگی خود به اجرا در آوریم .

بهبودی تنها به پاک بودن محدود نمی شود . به محض این که ما مصرف هر نوع مواد (بله ، این شامل الکل ، ماری جوانا و علف هم می شود ) را قطع کنیم ، رو در روی احساساتی قرار می گیریم که قبلا هر گز در برخورد با آنها موفق نبوده ایم . حتی احساساتی را تجربه می کنیم که در گذشته قادر به احساس کردنشان هم نبودیم . ما کم کم باید تمایل پیدا کنیم تا با احساسات قدیمی و جدیدی که هر لحظه بروز می کنند ، روبر شویم .

ما یاد م یگیریم که احساسات را تجربه کنیم و درک می کنیم هیچ یک به ما صدمه ای نمی زنند ، مگر این که به عمل تبدیل شوند . ما وقتی دچار احساساتی می شویم که نمی توانیم از پس شان بر بیاییم ، به جای عمل از روی این احساسات ، با یکی از اعضای آپ ((در دسترس)) تماس می گیریم . با در میان گذاشتن احساسات مان ، یاد می گیریم چگونه با آن ها روبرو شویم . ممکن است اعضای انجمن ، تجربه مشابهی داشته باشند و بتوانند چیزی را که به حال شان مفید واقع شده با ما در میان بگذارند . به خاطر داشته باشید : تنهایی هم نشین خوبی برای معتاد نیست .

دوازده قدم ، دوستان جدید و راهنما ، همه به ما کمک می کنند تا با این احساسات روبرو شویم . در NA ، خوشی های ما با به مشارکت گذاشتن چند برابر می شود و ناراحتی هایمان نیز با مشارکت کردن ، کاهش می یابد . برای اولین بار در عمرمان ، مجبور نیستیم به تنهایی با زندگی روبرو شویم . حالا که عضوی از یک گروه هستیم ، قادریم رابطه ای با نوعی نیروی برتر برقرار کنیم که همیشه با ما باشد .

پیشنهاد م یکنم به محض اشنا شدن با اعضای انجمن در محدوده خودتان ، به دنبال راهنما بگردید . این که از کسی بخواهید راهنمای شما شود ، برای او نوعی امتیاز محسوب می شود ، بنا بر این در این در خواست تردید نکنید . ارتباط راهنما و رهجو ، چیزی است که هر دو طرف از آن فایده می برند ، همه ما برای کمک کردن و کمک گرفتن اینجا هستیم و ما که در حال بهبودی هستیم باید آن چه را که یاد گرفته ایم با شما تقسیم کنیم تا رشدمان در برنامه NA و توانایی مان در زندگی بدون مواد برقرار بماند .

این برنامه امید را به شما پیشکش می کند . تنها چیزی که شما لازم است با خود بیاورید ، اشتیاق به قطع مصرف و تمایل برای آزمودن این شیوه جدید زندگی است .

به جلسات بیایید ، با روشن بینی گوش دهید ، بپرید ، شماره تلفن ها را بگیرید و به دیگران تلفن بزنید . و فقط برای امروز ، پاک بمانید .

مایلیم به شما یادآوری کنیم که NA ، یک برنامه گمنام است و گمنامی شما اکیدا محفوظ خواهد ماند . ” برای ما مهم نیست شما چه چیزی و چه مقدار مصرف می کردید . ما کاری به دارایی یا نداری شما یا این که در گذشته چه کارهایی کرده اید نداریم . تنها چیزی که برای ما اهمیت دارد ، این است که می خواهید در مورد مشکل تان چه بکنید و ما چطور می توانیم به شما کمک کنیم “

IP No . 15– Fa اطلاع رسانی و عضو NA

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

IP No . 15– Fa

اطلاع رسانی و عضو NA

اطلاع رسانی و عضو NA

رساندن پیام NA یکی از قسمتهای مهم بهبودی بسیاری از اعضاء ما است و به برخی از ما کمک نموده تا توانایی خود را کشف و گسترش دهیم . پیام بهبودی NA با حمایت شما می تواند به بسیاری از مردم برسد . شرکت در کمیت اطلاع رسانی به شما این فرصت را می دهد که تغییر مثبتی در زندگی دیگران ایجاد کنید .

اطلاع رسانی چیست ؟

نقش کمیته اطلاع رسانی حصول اطمینان از این است که اطلاعات دقیق و روشنی در مورد NA در دسترس عموم قرار گیرد . امروزه تقاضا برای دریافت اطلاعات در مورد انجمن ما از همیشه بیشتر است . عضویت در کمیته ای که معتادان در حال عذاب را به انجمن ما راهنمایی می کنند به همراه خود پاداشی معنوی دارد که نمی توان آن را توصیف کرد و فقط باید تجربه نمود .

مسئولیت عضو NA چیست ؟

هر زمان که ما در مجامع خود را عضو NA معرفی میکنیم باید متوجه این مسئولیت و رفتار خود نیز باشیم . این خود یک اطلاع رسانی است . چرا که هر یک از ما از دید گاه افرادی که با برنامه ما آشنا نیستند یک نماینده NA به حساب می آئیم . مثلا کوشش ما در تمیز و مرتب نگاه داشتن محل برگزاری جلساتمان تاثیر بسزایی در برداشت دیگران از NA در کل دارد .

نوعی دیگر از خدمات اطلاع رسانی زمانی به وقوع می پیوندد که از ما در خواست می کنند که در مورد معتادان گمنام در یک جلسه رسمی صحبت کنیم . وقتی چنین در خواستی شد باید یک عضو کمیته اطلاع رسانی در جریان قرار گیرد . اگر عضو کمیته اطلاع رسانی در دسترس نباشد در آن صورت چنین در خواستی باید به نماینده خدمات گروه (GRS) و یا گرداننده جلسات منطقه ارائه گردد . ما کلیه درخواستها را به این صورت مورد توجه قرار می دهیم ، زیرا هر یک از آنها مهم هستند و باید به شکلی صحیح و سریع به آنها توجه شود . وقتی از شما چنین درخواستی شد . توجه داشته باشید که مخاطب در این درخواست یک عضو نیست ، بلکه متوجه معتادان گمنام در کل می باشد .

اهمیت گمنامی چیست ؟

این یک برنامه گروهی و جمعی است و در هنگام اطلاع رسانی ، رساندن مفهوم (من نمی توانم ولی ما می توانیم ) حیاتی است . اصل بنیادین و روحانی گمنامی در صورتی که اعضا به طور مستقل عمل کنند می تواند به صورت جدی صدمه ببیند .

ما در رسانه های عمومی نام خانوادگی خود را فاش نمی کنیم و همچنین خود را به عنوان عضو انجمن معتادان گمنام معرفی نمی کنیم به عنوان قسمتی از برنامه روحانی بهبودی و در جهت ارائه خدمات فروتنانه ، از خودنمایی و تبلیغ اجتناب می کنیم . بنا بر تجربه ما ، اعضایی که در رابطه با عضویت خودشان در NA در رسانه ها تبدیل به (ستاره ) می شوند ، خطر نادیده گرفتن اساس روحانی بهبودی خود را متحمل می گردند و در ضمن ممکن است تصویر نادرستی از بهبودی در NA را به جامعه ارائه دهند .

چگونگی فعالیت اعضاءNA

هر عضو برای خود جایگاهی در کمیته اطلاع رسانی دارد . این کمیته برای عقاید ، پیشنهادات ، انتقادات و مشارکت شما ارزش قائل است . با آغوش باز شما را برای حضور در کمیته اطلاع رسانی دعوت می کنیم . مانند اکثر کمیته های خدماتی دیگر ، کمیته اطلاع رسانی همیشه به افکار و کمک شما نیاز مند است .

چگونگی به انجام رساندن کار

گروهها معمولا به دور هم جمع می شوند و تشکیل یک کمیته خدمات ناحیه را می دهند (ASC) ، خدمات اطلاع رسانی توسط کمیته ای فرعی تشکیل شده در کمیته خدمات ناحیه ارائه می گردد . کمیته اطلاع رسانی معمولا در خواستهایی برای ارائه اطلاعات از طرف اشخاص ، گروهها و رسانه ها دریافت می کنند . بعضی از روشهای ارائه اطلاعات به عموم از قرار زیر است :

۱)- فرستادن سخنرانان به اجتماعات مذهبی ، دولتی ، آموزشی ، و یا رسانه ها .

۲)- طراحی و پخش پوستر ، بروشور و سایر اطلاعیه های عمومی در مورد اینکه چگونه جلسات ما را پیدا کنند .

۳)- تشکیل جلسات آموزشی و کارگاهها.

۴)- پست کردن فهرست نشانی جلسات ، رد و بدل کردن نامه و بروشور و افرادی که با معتادان در تماس هستند .

۵)- همکاری با کمیته بیمارستان ها و زندانها (مراکز بازپروری) در پروژه های مرتبط .

۶)- در مواقعی که کمیته جواب گویی تلفن و یا دفتر جداگانه ای موجود نباشد ، کمیته اطلاع رسانی می تواند مسئولیت پاسخ گویی تلفنی را به عهده بگیرد .

برای شروع هر یک از این فعالیت ها با نماینده خدمات گروه خود یا یک عضو کمیته اطلاع رسانی محلی صحبت کنید . تا ما آنچه را که داریم با دیگران در میان نگذاریم ، قادر به حفظ آن نمی شویم . کمیته اطلاع رسانی به ما کمک می کند که دقیقا همین کار را انجام دهیم .

IP No . 14– Fa تجربه یک معتاد با پذیرش ، ایمان و تعهد

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

IP No . 14– Fa

تجربه یک معتاد با پذیرش ، ایمان و تعهد

تجربه یک معتاد با پذیرش ، ایمان و تعهد

وقتی که من به برنامه NA پیوستم ، مشکل خود را تشخیص داده بودم . من تمایل داشتم قطع مصرف کنم ولی نمی دانستم چگونه . به دلیل ماهیت اعتیاد ، تمامی زندگی ما در بدست آوردن مواد ، مصرف کردن و پیدا کردن روش های جدید برای بدست آوردن بیشتر ، خلاصه شده بود. همه خصوصیات شخصیتی من ، این وسوسه دائمی را تقویت می کرد . من به نحوه کاملا خود محورانه ای سعی داشتم زندگی ام را از طریق فریب دادن آدم ها و دستکاری شرایط به نفع خودم اداره کنم . من کاملا کنترل را از دست داده بودم . این وسوسه دائمی ؛ مرا به مصرف مداوم مواد ، برخلاف خواسته ام و با علم این که این کار باعث تخریب خودم بوده و بر علیه غریزه بقای من است ، وادار می کرد . من که به مرز دیوانگی و نهایت درماندگی رسیده بودم ، دست از جنگیدن برداشتم و پذیرفتم که یک معتاد هستم ، که زندگی ام کاملاغیر قابل کنترل شده بود و در برابر بیماری ام عاجز هستم . قدرت اراده من نتوانست بدن بیمارم را که به گونه ای اجباری هوس مواد را داشت تغیی دهد . کنترل شخصی من قادر نبود ذهن بیمار ام را که باور داشت برای فرار از واقعیت ، باید مواد مصرف کرد تا حال آدم عوض شود ، را تغییر دهد . همچنین عالی ترین ایده آلهای من ، نتوانستند روح بیمار ، حیله گر و کاملا خود محور من را تغییر دهند . به محض این که من توانستم واقعیت عجز خود را بپذیرم ، دیگر نیاز نداشتم مواد مصرف کنم . پذیرش شرایطم ، یعنی عجز در برابر اعتیاد و غیر قابل اداره شدن زندگیم ، کلید بهبودی من بود .

با کمک معتادان در حال بهبودی در جلسات NA ، من ، دقیق به دقیقه ، ساعت به ساعت ، روز به روز ، از مصرف مواد پرهیز کردم . هنوز می خواستم نشئه شوم . زندگی بدون مواد غیر قابل تحمل بود . تسلیم ، باعث شده بود حتی احساس نا امیدی بیشتری بکنم و برای مقابله با این احساس ، ذهنم به من می گفت که دوباره مواد مصرف کنم . پذیرش عجزم و غیر قابل اداره شدن زندگی ام ، در من نیاز به نیرویی به وجود آورد که از بیماری هم قوی تر بود و قادر بود ماهیت ((خود مخرب )) مرا تغییر دهد . کسانی را که در جلسات می دیدم به من می گفتند که در برنامه NA ، نیرویی قدرتمند تر از اعتیادشان را یافته اند . این افراد برای ماهها و یا سالها پاک مانده بودند و حتی نمی خواستند دیگر مواد مصرف کنند . آن ها به من می گفتند که من می توانم تمایل به مصرف مواد را از طریق زندگی به روال NA از دست بدهم . من چاره ای نداشتم جز اینکه حرفشان را باور کنم . من دکتر ها ، روانشناس ها ، بیمارستان ها ، آسایشگاههای روانی ، تغییرات شغلی ؛ ازدواج ها و طلاق ها را آزمایش کرده بودیم . هیچ کدام نتیجه نداشت . به نظر مایوس کننده می رسید ولی من در NA ، امید را دیدم . من معتادانی را دیدم که بیماری شان را بهبود بخشیده اند . من به این باور رسیدم که می توانم نحوه زندگی بدون مواد را یاد بگیرم . در NA ، من ایمانی را که برای شروع به تغییر نیاز داشتم ، پیدا کردم .

در این مقطع ، من مصرف مواد را قطع کرده و با بی میلی ، باور کردم که می توانم به پرهیز از مصرف مواد ادامه دهم . افکار و احساسات من کما کان مثل یک معتاد بود ، فقط مواد مصرف نمی کردم . همان خصوصصیات و شخصیت همیشگی را داشتم و هر چیزی که درباره من بود ، ((خود تخریبی )) مرا تقویت می کرد . لازم بود تغییر کنم و گرنه دوباره مصرف را شروع می کردم . من وضعیتم را پذیرفته بودم و باور کرده بودم که می توانم بهبود پیدا کنم . به این منظور ، من باید به طور کامل به اصول روحانی برنامه NA ، متعهد می شدم . با کمک راهنمایم ، من تصمیم گرفتم که زندگی و اراده ام را به مراقبت خداوند ، بدانگونه که او را درک می کردم ، بسپارم . برای من این یک نقطه عطف بود . این تصمیم نیاز به پذیرش مداوم ، ایمان همواره ره به افزایش و یک تعهد روزانه به بهبودی ، را داشت . سپردن زندکی و اراده ام به خداوند ، نیازمند این بود که من خود را بشناسم و فعالانه سعی کنم روش هایم در برخورد با واقعیت تغییر دهم . این اقدام ، صداقت را به زندگی ام وارد کرد . برنامه NA ، بدین گونه برای من کار می کند : من بیماری ام را می پذیرم ، ایمان پیدا می کنم که برنامه می تواند مرا تغییر دهد و به اصول روحانی بهبودی متعهد می شوم .

حالا عملکرد مورد نیاز است . اگر تغییر نکنم احساس بدبختی نموده و دوباره به سمت مصرف باز خواهم گشت . عملکرد های پیشنهادی برنامه NA ، می تواند خصوصیات و شخصیت مرا تغییر دهد . من با نوشتن هر آنچه که انجام داده ام و هر احساسی که داشته ام ، صادقانه خودم را بررسی می کنم . من خود را با گفتن محرمانه ترین ترس ها ، خشم ها و رنجش هایم به خداوند و یک انسان دیگر بر ملا میکنم . با انجام این اعمال ، گذشته دیگر کنترلی بر زندگی من ندارد و من آزادم تا امروز با ایده آل هایم زندگی کنم . من شروع به رفتار متفاوتی کرده و آماده می شوم تا توسط خداوند تبدیل به کسی بشوم که او می خواهد .

من با درخواست از خداوند برای رها شدن از کمبود های اخلاقی ام ، شروع به ایجاد یک تصویر منطقی از خود بر اساس واقعیت کرده ام . با جبران خسارتی که به دیگران زده ام ، من یاد گرفته م که چگونه خود و دیگران را ببخشم .

من بطور مرتب رفتارم را مرور کرده و در اسرع وقت ، اشتباهاتم را اصلاح می کنم و بطور مداوم ، اعتماد و ایمانم به اصول روحانی را گسترش می دهم . من تجربه خود و برنامه مان را با یکدیگر تقسیم کرده و سعی میکنم بر اساس اصولی که آموخته ام زندگی کنم . این دوازده قدم ، باعث شدند تا من مصرف خود را قطع کرده و وسوسه مصرف را از دست بدهم و راه جدیدی برای زندگی کردن پیدا کنم .

IP No . 13– Fa جوانی و بهبودی

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

IP No . 13– Fa

جوانی و بهبودی

قسمت اول : آخر خط

ماهیت اعتیاد ما طوری است که ما اجبارا به آخر خط یا مجموعه ای از آخر خط های خود می رسیم . آخر خط می تواند هر جا که ما به آن اجازه می دهیم ، باشد . لازم نیست که حتما در مدرسه رد شویم . همه چیزهایی که برای مان مهم است از دست بدهیم ، به زندان برویم و با در آستانه مرگ قرار بگیریم . بسیاری از ما ، قبل از اینکه تصمیم بگیریم به دنبال بهبودی باشیم ، این مراحل را تجربه کرده ایم ولی کسانی در بین ما خوش شانس تر بودند . بعضی از ما قبل از اینکه با بدتر از آنچه که تجربه کرده بودیم مواجه شویم ، از مسیری که به این آخر خط ها منتهی می شد ، جدا شدیم . همان طور که اعتیاد ما رشد میکرد ، زندگی مان به طرز فزاینده ای آشفته و غیر قابل کنترل شده بود . وضع مان به طرز فزاینده ای آشفته و غیر قابل کنترل شده بود . وضع ما در همه زمینه ها وخیم شد : در مدرسه ، سر کار و در خانه . ما برای پنهان کردن مصرفمان و مشکلات ناشی از آن ، شروع کردیم به دروغ گفتن و بهانه تراشیدم . انکار اینکه ما مشکل داریم و توجیه مصرف مان نیز نشانه های به آخر خط رسیدمان بود . ما در حیم خود – تخریبی به بسیاری از اطرافیان خود نیز صدمه می زدیم . بخصوص خانواده ها و دوستان نزدیک مان . قبل از آمدن به NA ، بسیاری از ما ، احساس تنهایی ، آزردگی ، ترس و خشم می کردیم . ما از اینکه توسط احساساتمان و نیازمان به مواد کنترل شویم و از اینکه احساساتمان را پشت نقاب ( همه چیز خوبه ) پنهان کنیم ، خسته شده بودیم.

علیرغم همه اینها ، ما نمی توانستیم مصرفمان را قطع کنیم . خصوصیات معتاد گونه ، به ما اجازه نمی داد تا از رفتار خود – مخربمان رهایی یابیم . ما در حال خود کشی تدریجی بودیم . از داشتن احساس بی ارزشی حالمان بد بود و از خودمان و زندگی مان مشمئز می شدیم .

ما عمیقا می دانستیم که ارزش بیشتری داریم و در زندگی چیزهای باارزش تری از مواد وجود دارد . نقطه عطف وقتی فرا رسید که ما به اندازه کافی صدمه دیده بودیم و نمی توانستیم بیشتر از آن در مصیبت و بدبختی زندگی کنیم . این به ما انگیزه داد تا درباره مشکل مان کاری بکنیم . ما تقاضای کمک کردیم .

قسمت دوم : ما تصمیم گرفتیم

ما متوجه شدیم که زندگی مان در نتیجه اعتیاد در سراشیبی افتاده است .  قبل از رسیدم به هر نوع کمکی ، باید واقعیت را می پذیرفتیم . ما بالاخره فهمیدیم که زندگی به این طریق ، هرگز نمی تواند ما را واقعا خوشحال کند . مصرف مواد برای ما تبدیل به یک شیوه زندگی شده بود و ما از اینکه از درون آزرده شویم خسته و بیزار شده بودیم . ما مصرف می کردیم که زندگی کنیم و زندگی م یکردیم تا مصرف کنیم . مصرف ما و هر آنچه به آن مربوط می شد ، به تدریج در حال کشتن ما بود و ما روز به روز رنج می کشیدیم . با آنکه ما جوان بوده و زندگی پیش روی ما بود ، ولی باید تصمیم سختی می گرفتیم .

وقتی به این نقطه رسیدیم ، اولین چیزی ک باید بر آن غلبه می کردیم ، انکار بود . انکار این حقیقت که ما معتاد هستیم . پایه این انکار اغلب افسانه بود که می گفت : ما جوانتر از آنیم که معتاد شویم . ما باید انتخاب می کردیم . هم می توانستیم در راه و روش های قدیمی مان بمیریم . ما در جستجوی کمک بودیم و آن را در معتادان گمنام پیدا کردیم . به محض اینکه تصمیم گرفتیم ، ما خودمان را با شیوه جدیدی از زندگی وفق دادیم . به مرور که ذهن مان پاک می شد ، متوجه شدیم که واقعا چقدر بیمار بوده ایم و بابت اینکه در سنین جوانی فرصت بهبودی را پیدا کردهایم ، سپاسگذار شدیم .

قسمت سوم : برابری (مقاومت ) در مقابل فشارها

برای کسانی که از مصرف مواد به یک زندگی پاک تغییر جهت می دهند ، ممکن است اوقات سختی وجود داشته باشد . آدم ها ، مکان ها ، روش ها و عادات و باقیمانده از اعتیاد فعال ما ، سعی خواهند کرد تا ما را به بازگشت به سمت خودشان ترغیب کنند .

ممکن است باعث شوند احساس ناراحت کننده ای نسبت به پاکی تازه بدست آمده ای که به سختی آن را یافته ایم ، پیدا کنیم . با نیازی که به پذیرش داشتین برای ما سخت بود که به طرف علائم مشخصه بیماری خود یعنی : نقش بازی کردن و تایید طلبی کشیده نشویم . کسانی که به ما فشار می آورند تا به روش های قدیمی خود باز گردیم ، چهره واقعی خود را نشان می دهند . آنها هرگز دوستان واقعی ما نبوده اند .

بسیاری از ما تا زمانی که پایه ای قوی و متکی بر دوازده قدم در برنامه ، ایجاد نکرده ایم ، هنوز احساس انزوا می کردیم . نگران بودیم و تا سر حد مرگ می ترسیدیم . ما این پایه را با درک ، محبت و حمایت سایر معتادانی که در NA یافتیم ، بنا کردیم . کسانی در برنامه موفق اند که در انجمن شرکت و خدمت مداوم دارند . بازگشت به طرف افراد ، مکان ها و روش های قدیمی باعث سقوط بسیاری از معتادان پاک شده است و بعضی از آنها هیچوقت فرصت دوباره برای بهبودی پیدا نکرده اند . کسانی که دوباره به برنامه برگشته اند ، فهمیده اند که تمام بدبختی های ناشی از اعتیاد فعال برای شان بدتر بود . به تدریج مجبور شدیم برای زنده ماندن ، تصمیم به رها کردن همه روش های قدیمی بگیریم .

قسمت چهارم : مشکلات خانوادگی

اعتیاد ما بر روی همه نزدیکان ما ، بخصوص خانواده مان اثر گذاشته است . اعتیاد یک بیماری خانوادگی است . ولی ما تنها می توانیم خودمان را تغییر دهیم . برای بعضی از ما پذیرش این موضوع سخت بود . ما متوجه شدیم دلیلی ندارد چون ما تغییر کردیم ، خانواده مان هم تغییر کنند . ما باید مسئولیت سهم خود ، در بیماری خانوادگی اعتیاد را قبول می کردیم . اگر چه ما مصرفمان را قطع کرده بودیم . با این حال برای بهبودی جراحاتی که بیماری ما به خانواده مان وارد کرده بود ، مرور زمان لازم بود . ما باید به آنها وقت می دادیم تا خودشان را با تغییرات ما تطبیق دهند . بسیاری از ما اعتماد خانواده مان را از دست داده بودیم و فهمیدیم که زمان و صبر لازم است تا این اعتماد دوباره در آنها به وجود بیاید و ما در یافتیم که می توانیم با احساس مسئولیت و ملاحظه بیشتر ، به خانواده مان کمک کنیم تا به ما اعتماد کنند . ما گذاشتیم آنها تغییرات ما را نه تنها در حرف بلکه در عمل ببینند و به این ترتیب به تدریج اعتماد دوباره آنها را جلب کردیم .

قسمت پنجم : فقط برای امروز

ما معتادان جوانی را دیده ایمکه برای سالها پاک مانده اند . سوالی که اغلب پرسیده می شود این است : آنها چطور پاک مانده اند ؟ از آن جایی که بیشتر معتادان در مقابل پاک ماندن برای همیشه ، جبهه می گیرند ، ما پیشنهاد می کنیم که فقط برای امروز پاک باشید . تجربه ما نشان می دهد که با تصمیم گیری برای پاک ماندن فقط برای امروز ، یا حتی فقط برای این لحظه ، ما قدرت لازم برای کسب بهبودی را پیدا م یکنیم . فقط برای امروز ، ما با مشکلات امروز برخورد می کنیم ، فقط برای امروز ، ما می پذیریم که کجای کار قرار داریم . فقط برای امروز ، ما برنامه مان را کار می کنیم ، به جلسات می رویم ، مشارکت می کنیم ، توجه می کنیم و به دیگران عشق می دیهم . ما شروع می کنیم به زندگی کردن قدم ها و زندگی به روال NA را تجربه می کنیم . ما یاد می گیریم که زندگی کنیم و زندگی می کنیم که عشق بورزم . ما سعی می کنیم زندگی را فقط برای امروز ساده نگه داریم .

ما درک کرده ایم که نمی توانیم در دیروز زندگی کنیم و نمی دانیم که فردا چه خواهد شد . اگر چه می دانیم که می توانیم فقط برای امروز پاک بمانیم .

قسمت ششم : پیام امید

NA فقط یک قول می دهد و آن رهایی از اعتیاد فعال است . امروز یک برنامه روحانی بهبودی برای همه معتادان قابل دسترس است . دیگر لازم نیست که ما ناامیدانه ، رنج بکشیم و بمیریم . بعد از آمدن به NA ، ما متوجه شدیم که مشکلات مان نا پدید نشده اند ، بلکه ما یاد گرفته ایم چگونه با آنها برخورد کنیم . ما متوجه شدیم که زندگی مان بهتر شده است . ما آموخته ایم که بپذیریم آنچه را نمی توانیم تغییر دهیم . از طریق پذیرش کامل اعتیادمان ، ما یک ازادی حقیقی را در انجمن معتادان گمنام پیدا کرده ایم .

IP No . 12– Fa مثلث خود مشغولی

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

IP No . 12– Fa

مثلث خود مشغولی

وقتی به دنیا می آیم ، فقط از خودمان آگاهیم و خود را تمام جهان می دانیم . درک ما از اطراف ، فقط چیزی در حد نیاز های اصلی مان می باشد که اگر برآورده شوند ، کاملا راضی می شویم . به تدریج که آگاهی ما فزونی می یابد ، متوجه وجود دنیایی ، خارج از خودمان می گردیم : آدم ها ، مکان ها و چیز هایی که احتیاجات ما را برآورده می کنند . در این مرحله ، ما از گوناگونی و تفاوت ها آگاه میشویم که در نهایت ، در ما ، ایجاد سلیقه و ترجیح می کند . ما یاد می گیریم که ، بخواهیم و انتخاب کنیم . این بار ، ما نقطه مرکزی و محور جهانی شده ایم که دائما در حال بزرگتر شدن است و انتظار داریم که احتیاجات و خواسته هایمان ، تواما برایمان مهیا و برآورده گردد . منبع خوشنودی و رضایت ما ، از شکل نیازها و خواسته های غریزی مان که به گونه ای معجزه آسا در کودکی ارضا می شد ، در آمده و تبدیل به ارضای هوس ها و خواسته های جدید ما می گردد .

اغلب کودکان ، به تدریج به این حقیقت پی می برند که دنیای خارج ، قادر نیست که تمامی احتیاجات و خواسته های آنان را برآورده سازد و بدین جهات ، خودشان با کوشش کردن ، شروع به تکمیا و بهتر نمودن چیزهایی که بدانها داده شده ، می کنند . به تدریج که وابستگی به آدم ها ، مکان ها و چیز های دیگر کاهش می یابد ، نوجوانان ، اتکا به خود را فرا می گیرند . خودکفایی آنان ، افزایش می یابد و می آموزند که خوشحالی و رضایت آنها از درون خودشان سرچشمه می گیرد و با گذشت زمان ، عواطف آنها رشد می کند و توانایی ها و نقاط ضعف و محدوودیت های خود را پذیرا می شوند . معمولا ، زمانی فرا می رسد که آن ها برای برآورده شدن آن دسته از احتیاجاتشان که از عهده خودشان بر نمی آید ، خواستار کمک از نیرویی برتر می گردند . برای اغلب مردم ، بزرگتر شدن و رشد ، یک امر طبیعی است .

ما معتادان ، در نیمه راه گیر می کنیم و به نظر میرسد که هرگز از مرحله خود مشغولی کودکی ، کاملا گذر نمی کنیم . اصولا ، مثل آن است که ما نمی توانیم مانند بقیه به خودکفایی برسیم . ما همان طور ، متکی به دنیای اطرافمان باقی مانده و از پذیرفتن اینکه همه چیز به ما داده نمی شود ، امتناع می کنیم . ما خود مشغول می شویم و احتیاجات و خواسته هایمان از دیگران ، مبدل به تحمیا و عصیان می گردد و بجایی می رسیم که سرخوشی و رضایت برای ما غیر ممکن می گردد . آدم ها ، مکان ها و چیزها ، دیگر نمی توانند خلا درونی ما را پر کنند و به همین دلیل ، ما با رنجش ، عصبانیت و ترس عکس اللعمل نشان می دهیم .

رنجش ، عصبانیت و ترس ، مثلث خود مشغولی را به وجود می آورند . تمام نواقص اخلاقی ، بر اساس این سه واکنش شکی می گیرد . خود مشغولی ، سر منشاء عدم سلامت عقل ما است .

رنجش ، واکنش اغلب ما در برابر گذشته مان است . از این طریق ما دوباره به گذشته بازگشته و در آن زندگی می کنیم .

از سوی دیگر  عصبانیت ، از طریق رو در رویی اغلب ما با زمان حال و واکنشی به منظور انکار واقعیات می باشد .

ترس ، احساسی است که وقتی ما به آینده مان فکر می کنیم ، دچار آن می شویم که به عبارت دیگر ، واکنش ما در مقابل ناشناخته ها و احساس نگرانی از به وقوع نپیوستن رویاهایمان می باشد .

هر سه این احساسات ، عوارض خود شمغولی می باشند . این واکنش ها در مقابل آدم ها ، مکان ها ، و وقایع (حال ، گذشته ، آینده ) ، زمانی ظاهر می شوند که انتظارات ما از آنها ، براورد نشده باشد .

در معتادان گمنام ، به ما طریقی جدید برای زندگی و ابزاری نو ارائه می شود که همان قدم های دوازده گانه می باشند که ما به بهترین نوع ممکن ، آنها را کار می کنیم . اکر ما پاک بمانیم و یاد بگیریم که این اصول را در تمام امور خود به اجرا در آوریم ، یک معجزه به وقوع پیوسته است . ما از مصرف مواد مخدر ، اعتیادمان و خود مشغولی ، رهایی پیدا میکنیم . پذیرش ، جایگزین رنجش ، عشق جایگزین عصبانیت و ایمان ، جایگزین ترس می شود .

ما دچار نوعی بیماری هستیم که در انتها ، ما را مجبور به کمک خواستن می کند . خوش اقبالی در آن است که برای ما فقط یک راه وجود دارد ، آخرین فرصت : ما باید مثلث خود مشغولی را متلاشی کنیم . ما باید یا رشد کنیم و یا خواهیم مرد .

واکنش ما در مقابل مردم ، مکان ها و یا چیزها ، به این گونه است :

منفی گذشته

حال

آینده

مثبت
رنجش پذیرش
عصبانیت عشق
ترس ایمان

IP No . 11– Fa راهنما و رهجو شدن

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

IP No . 11– Fa

راهنما و رهجو شدن

(نسخه اصلاح شده )

یکی از پیشنهاداتی که بسیاری از ما در بدو شرکت در جلسات NA می شنویم این است که راهنما بگیریم . به عنوان تازه وارد ، ممکن است معنای آن را درک نکنیم . یک راهنما به چه معنا است ؟ چگونه ما راهنما گرفته و از او استفاده می کنیم ؟ کجا می توان یک راهنما پیدا کرد ؟ هدف این جزوه ، ارائه مقدمه ای خلاصه در مبحث راهنما و رهجو شدن است .

راهنما چه کسی است ؟

راهنما و رهجو شدن ، رابطه ای شخصی و خصوصی است که می تواند برای افراد مختلف ، معنای مختلفی داشته باشد . در راستای آن چه که هدف جزوه می باشد ، یک راهنما در NA  ، عضوی از انجمن معتادان گمنام می باشد که بر اساس برنامه بهبودی ما زندگی کرده و خواستار ایجاد رابطه خاص ، حمایت کننده و شخصی با ما است . برداشت اکثر اعضا از یک راهنما ، در درجه اول کسی است که بتواند در کارکرد دوازده قدم NA و بعضی اوقات ، در کارکرد دوازده سنت و دوازده مفهوم به ما کمک کند . راهنما الزاما ، یک دوست نمی باشد ولی ممکن است کسی باشد که ما می توانیم به او اعتماد کنیم . ما می توانیم ، مسائلی را با راهنمایمان ، مشارکت کنیم که مطرح ساختن آن ها در یک جلسه برای مان راحت نمی باشد .

ارتباط من با راهنمایم ، کلید اعتماد کردن ام به ساید آدم ها و نیز کارکرد قدم ها بود . من ، همه زندگی آشفته ام را با راهنما یم ، مشارکت کردم و او گفت که او نیز در گذشته در همان جایگاه ، بوده است . او به مرور ، زندگی بدون مصرف مواد مخدر را به من آموخت .

راهنما چه کار می کند ؟

راهنما ها ، تجربه ، قدرت و امید خود را با رهجو هایشان ، مشارکت می کنند . بعضی از اعضاء ، راهنمای خود را به عنوان فردی با محبت و دلسوز ، تعریف می کنند که به خرف های آن ها گوش داده و بدون هیچ قضاوتی ، از آن ها حمایت می کند . بعضی دیگر ، واقع بینی و بی طرفی راهنما را معیار قرار می دهد و به راه کارهای صریح و صادقانه او ، حتی زمانی که پذیرفتن آن ها سخت است ، اعتماد می کنند . با این وجود ، سایرین ، به این دلیل راهنما می گیرند که آن ها را در کارکرد دوازده قدم ، راهنمایی کنند .

یک بار ، یک نفر پرسید : چرا من به راهنما نیاز دارم ؟ راهنما ی او پاسخ داد : خب به این دلیل که تشخیص خود فریبی توسط خودت کار نسبتا سختی است .

راهنما و رهجو شدن ، به همان دلیلی کار می کند که NA کار م یکند . یعنی اعضاء در حال بهبودی مشکلات معمول اعتیاد و بهبودی را مشارکت کرده و در مورد بسیاری ، می توانند با یکدیگر ، همدلی کنند . یک راهنما ، مشاور حقوقی ، بانک دار ، والد ، مشاور ازدواج یا مدد کار اجتماعی نیست و همچنین ، او یک روانکاو نیست که راه کارهای حرفه ای خاص را ارائه دهد . راهنما ، به سادگی ، معتاد در حال بهبودی دیگری است که تمایل داردسفر خود را در دوازده قدم ، به مشارکت بگذارد .

رهجو چه کار می کند ؟

یک پیشنهاد این است که با راهنمای مان ، تماس مرتب داشته باشیم . علاوه بر تلفن زدن به راهنمای مان ، ما می توانیم ترتیب دیدار او در جلسات را بدهیم . بعضی از راهنما ها ، به ما می گویند که در زمان های معینی با آن ها تماس بگیریم ، در حالی که بعضی دیگر چنین درخواستیندارند . اگر ما نمی توانیم راهنمایی که در شهر ما زندگی می کند ، پیدا کنیم ، می توانیم برای تماس گرفتن ، از تکنولوژی و پست استفاده کنیم ، صرف نظر از این که ، چگونه با راهنمای مان ارتباط برقرار کنیم ، نکته مهم این است که ما صادق بوده و با روشن بینی ، گوش دهیم .

من به راهنمایم برای ارائه یک خط و جهت کلی و زاویه دید جدید اتکا می کنم . هیچ کدام هم که نباشد ، به هر حال او یادآوری کننده مهمی است .بعضی اوقات برای این که من چیزهایی را به گونه ای متفاوت ببینم ، کافی است که چیزی را با صدای بلند به شخص دیگری بگویم .

ممکن است ما نگران باشیم که مزاحم راهنما ی مان هستیم و به این دلیل در تماس با او تردید کنیم و یا ممکن است فکر کنیم که راهنمای ما ، در عوض کاری که انجام می دهیم ، چیزی از ما می خواهد . ولی واقعیت این است که راهنما های ما ، درست به اندازه ما از این رابطه بهبره می برند . در برنامه ؛ ما باور داریم ، می توانیم آن را حفظ کننیم ، بنا بر این با استفاده کردن از راهنما های مان ، در واقع مابه آن ها کمک می کنیم که پاک مانده و بهبود پیدا میکنند .

ما چگونه راهنما می گیریم ؟

برای راهنما گرفتن ، تنها کاری که ما باید انجام دهیم تقاضا کردن است که در عین سادگی ، ممکن است آسان نباشد . بسیاری از ما ، از اینکه از کسی بخواهیم تا راهنمای ما شود ، می ترسیم . در زمان اعتیاد فعال ، ممکن است یاد گرفته باشیم که به هیچ کس اعتماد نکنیم  و به این ترتیب ایده تقاضا از کسی برای این که به ما گوش داده و کمک مان کند ، ممکن است حس غریب و ترسناک باشد . با این وجود ، اکثر اعضای ما ، راهنما و رهجو شدن را به عنوان بخشی حیاتی از بهبودی شان ، توصیف می کنند . بعضی اوقات ، بالاخره ما همه شهامت خود را برای تقاضا کردن جمع می کنیم ولی در نهایت ، از طرف کسی که از او تقاضا کرده ایم ریال یک جواب رد می شنویم . اگر چنین اتفاقی بیافتد ، لازم است که ما ثابت قدم بوده ، ایمان داشته باشیم و سعی کنیم که تصمیم او را ، شخصی قلمداد نکنیم . احتمالا دلایل رد کردن تقاضای ما توسط افراد ، هیچ ربطی به ما ندارد : ممکن است آن ها ، زندگی پر مشغله یا رهجوهای زیادی داشته و یا در حال سپری کردن شرایط سختی باشند . ما باید دوباره ایمان مان را قوی کرده و از شخص دیگری ، تقاضا کنیم .

وقتی راهنمایم را انتخاب کردم ، تقریبا با او صحبت کردم . ایا ما با هم جور هستیم ؟ توقعات من و تو چیست ؟ من به دنبال عضو روشن بینی بودم که بتوانم به راحتی با او حرف بزنم .

بهترین جایی که می توان به دنبال یک راهنما بود ، جلسات NA  است . سایر مکان هایی که می توان راهنما پیدا کرد ، رخداد های NA مثل جلسات خدماتی و همایش ها است . اکثر اعضاء وقتی در جستجوی یک راهنما هستند ، به دنبال کسی می گردند که حس می کنند می توانند اعتماد کردن را از او یاد بگیرند ، کسی که دلسوز به نظر برسد و در برنامه فعال باشد . اکثر اعضاء به خصوص کسانی که تازه به NA آمده اند ، به این نکته اهمیت می دهند که راهنمایی را با سن پاکی بیشتر از خودشان پیدا کنند .

یک قاعده کلی خوب این است که به دنبال کسی با تجربیات مشابه خودمان باشیم تا او بتواند با تلاش ها و تجربه های ما احساس همدلی کند . به همین دلیل ، یافتن راهنمایی هم جنس ، این همدلی را آسان تر کرده و به ما کمک میکند که در رابطه ، احساس امنیت کنیم . بعضی اعتقاد دارند که جنست نباید عامل تعیین کننده باشد و ما آزادیم تا راهنمای مان را انتخاب کنیم . به هر حال ، قویا پیشنهاد می شود که ما از رابطه راهنما و رهجو شدنی که ممکن است منجر به کشش جنسی شود ، خود داری کنیم . یک چنین کششی ، می تواند ما را از ماهیت راهنما و رهجو شدن ، منحرف کرده و به توانایی ما در مشارکت صادقانه با یکدیگر ، آسیب برساند .

وقتی پاک شدم ، احساس عدم امنیت و تنهایی می کردم وحاظر بودم هر کاری برای کسب امنیت و دوستی انجام دهم . تمایل طبیعی من ارضای این خواسته بود ، نه تمرکز بر چیزی که برای ساختن زیر بنای بهبودی ام ، لازم بود . خدا را به خاطر درستکاذی اعضایی که در اولین روزهای بهبودی ام ، مرا حمایت کردند و از من سوء استفاده نکردند ، شکر می کنم .

بعضی اوقات ، اعضا مایلند بدانند که آیا داشتن بیش از یک راهنما ، کار درستی است یا خیر . با آن که بعضی از معتادان این شیوه را انتخاب می کنند ولی هشداری که در این باره وجود دارد این است که داشتن بیش از یک راهنما ، ممکن است آنان را وسوسه کند تا برای گرفتن راه کارها یا پاسخ های مورد علاقه شان ، دچار فریب کاری شوند .

چه زمانی باید راهنما بگیریم ؟

اکثر اعضا عقیده دارند که مهم است هر چه سریعتر ، راهنما گرفت ، در حالی که سایرین عقیده دارند که باید زمانی کوتاه را برای جستجو و تصمیم گیری مبتنی بر شناخت در نظر گرفت . رفتن به تعداد جلسات بیشتر ، به ما کمک می کند تا تصمیم بگیرم که با چه کسی راحت بوده و می توانیم به او اعتماد کنیم . اگر وقتی به دنبال یک راهنما هستیم ، کسی به ما پیشنهاد کند که راهنمای مان شود ، مجبور نیستیم جواب مثبت دهیم . باید به خاطر داشت که ما راهنما می گیریم که در روزهای نخستیم بهبودی ، به ما کمک کند ، با این حال این ازادی را دارا هستیم تا اگر آن شخص نیازهای ما را برآورده نساخت ، مدتی بعد او را عوض کنیم .

من ، مقطع راهنما گرفتن را با غرق شدن ، مقایسه می کردم . من ، هر چه سریعتر به آن غریق نجات یا راهنما ، نیاز داشتم .

وقتی تازه به به برنامه آمده ایم ، نیاز داریم تا از سایر معتادان ، در خواست کمک و حمایت کنیم . هر چه سریعتر باید شماره تلفن ها را گرفته و شروع به مشارکت با سایر معتادان در حال بهبودی کنیم . برنامه ما بر اساس کمکی که ما می توانیم به یکدیگر ارائه دهیم ، کار می کند . دیگر لازم نیست در تنهایی زندگی کنیم . به تدریج احساس می کنیم که بخشی از چیزی بزرگتر از خودمان هستیم . راهنما و رهجو شدن ، به ما کمک می کند تا متوجه شویم که با آمدن به NA ، بالاخره به خانه آمده ایم .

ممکن است شما سوالاتی درباره راهنما و رهجو شدن ، داشته باشید که این جزوه ، پاسخگوی آن ها نبوده باشد . با آنکه ممکن است پاسخ های “درست” و یا “غلط” به سوالات شما ، وجود نداشته باشند چرا که تجربه انجمن ما از اجتماعی به اجتماعی دیگر و از عضوی به عضو دیگر ، متفاوت است ، با این حال ، ما کتابی در مورد راهنما و رهجو شدن داریم که مسائل بسیاری در این ارتباط را به شکلی عمیق تر ، مطرح می سازد .

IP No . 10– Fa اطلاعات در دسترس نمی باشد

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

IP No . 10– Fa

اطلاعات در دسترس نمی باشد

این پن فلت به زبان فارسی ترجمه نشده است

.

.

اطلاعات انگلیسی آن موجود و در اسرع وقت در تالار قرار خواهد گرفت …

IP No . 9– Fa زندگی به روال برنامه

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

IP No . 9– Fa

زندگی به روال برنامه

زندگی به روال برنامه

زندگی کردن با برنامه چه چیزی برای ما کارکرد داشت :

دفتر وقایع روزانه معتادان گمنام

هدف از این ترازنامه روزانه است که بدانیم ما که هستیم و امروز در حال انجام چه کاری می باشیم . سعی کنید هر روز به همه سوالات تا آنجا که قادرید ساده و صادقانه پاسخ دهسد . اگر یک روز نتوانستید به سوالات پاسخ دهید دیگر فردای آن روز این کار را جبران نکنید .

جوابهای خود را به مسائل ۲۴ ساعت گذشته محدود کنید و پاسخ این سوالات را در آخر هر روز بنویسید .

اگر می خواهید که درباره بعضی از این وقایع مشارکت کنید پیشنهاد می کنیم که این کار را انجام دهیم . بخاطر داشته باشید که ترازنامه روزانه یک امتحان نیست و پاسخ درست و غلط ندارد . ناراحت نباشید اگر در حد انتظار نبوده اید یا سعی خود را برای بهتر بودن نکرده اید ، بخاطر داشته باشید که این یک برنامه رشد و بهبودی است و اگر امروز پاک بوده اید پس یک رشته کارها را درست انجام داده اید .

فقط برای امروز افکارم را بر روی بهبودیم متمرکر خواهیم کرد . زندگی می کنم و بدون مصرف هیچ گونه ماده مخدری روز خوبی خواهم داشت .

آیا امروز پاک هستم ؟ —————————

آیا امروز تغییری در اعمال و رفتار خود داشته ام ؟ —–

آیا امروز بیماریم زندکی مرا اداره کرد ؟————-

اگر آری چگونه ؟——————————

امروز چه کاری کردم که حال آرزو می کنم آن کار را انجام نداده بودم ؟

امروز چه کاری نکرده ام که حال آرزو می کنم انجام داده بودم ؟

آیا امروز با خودم خوب بوده ام ؟———————

چگونه ؟—————————————

آیا امروز روز خوبی بود ؟ ————————-

آیا خوشحال بودم ؟ ————————–

فقط برای امروز به کسی در معتادان گمنام اعتماد خواهم کرد ، کسی که مرا باور کند و می خواهد در بهبودیم به من کمک کند .

آیا امروز با راهنمایم صحبت کرده ام ؟————

آیا امروز در جلسه ای شرکت کرده ام ؟————

آیا امروز تجربه امید و نیریم را به مشارکت گذاشته ام ؟

افرادی که امروز در زندگی م به آنها اعتماد دارم چه کسانی هستند ؟

چه کسانی امروز به من اعتماد دارند ؟ ———————

فقط برای امروز برای خود برنامه ای خواهم داشت و به بهترین شکلی که بتوانم آن را دنبال خواهم کرد .

ایا امروز هیچ یک از نشریات معتادان گمنام را مطالعه کرده ام ؟—–

امروز کدام قدم را آگاهانه کار کرده ام ؟ ——————–

آیا امروز توانسته ام به نیروی مافوقم اعتماد کنم ؟ —————–

امروز درباره خودم چه یاد گرفتم ؟ ———————–

آیا امروز هیچ جبران خسارتی کرده ام ؟ ——————-

آیا امروز جبران خسارتی بدهکارم ؟ ———————

آیا امروز اشتباه خود را به کسی اقرار کرده ام ؟ ———–

آیا نگران دیروز یا فردا بوده ام ؟—————

آیا می توانم خودم را همین طور که امروز بودم بپذیرم ؟

فقط برای امروز سعی خواهم کرد که به کمک انجمن از زاویه بهتری به زندگیم نگاه کنم

آیا امروز احساس می کردم که من هم جزئی از انسانیت هستم ؟

آیا امروز گذاشتم که وسوسه چیزی مرا فرا گیرد ؟——-

آیا امروزکاری کردم که باعث آزار و صدمه به خودم یا دیگری شود ؟

آگر آری ، چگونه ————————————

آیا امروز مایل هستم تغییر کنم ؟ ————————

آیا امروز دعا یا نیایش کرده ام ؟ ————————

این کار چگونه روی من تاثیر گذاشت ؟——————-

امروز کدام یک از اصول روحانی را توانستم در زندگی به کار گیرم و تمرین کنم ؟

آیا امروز مهم ترین مساله برایم در زندگی پاک ماندن بود ؟ —————-

فقط برای امروز ترسی نخواهم داشت . به روابط تازه ام و آنها که چیزی مصرف نم یکنند و راه تازه ای برای زندگی پیدا کرده اند فکر خواهم کرد . مادامیکه این راه را دنبال کنم از هیچ چیز واهمه نخواهم داشت .

آیا امروز بی آنکه انتظاری داشته باشم چیزی از خود ایثار کرده ام ؟———-

آیا امروز شادی یا ناراحتی شدیدی احساس کرده ام ؟ ——————-

آیا امروز با یکی از افراد برنامه تماس تلفنی یا حضوری داشته ام ؟ ———-

آیا امروز برای کسی دعا کرده ام ؟ آیا امروز خوشحال بودم ؟ ————

آیا امروز رفتار صلح جویانه ای داشته ام ؟ ————————–

آیا امروز آگاهانه به خاطر داشتم که دیگر حق انتخاب دارم ؟ ————-

خداوندا ، به من نشان بده که امروز چه کاری را درست و چه کاری را نادرست انجام دادم . به من نشان بده که فردا چگونه می توانم بهتر زندگی کنم و در خدمت اراده تو باشم .

تلفن های ضروری :—————————

IP No . 8– Fa فقط برای امروز

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

IP No . 8– Fa

فقط برای امروز

به خودت بگو

فقط برای امروز ، افکارم را بر روی بهبودیم متمرکز خواهم کرد ، زندگی می کنم و بدون مصرف هیچگونه ماده مخّدری روز خوبی خواهم داشت .

فقط برای امروز ، به کسی در معتادان گمنام اعتماد خواهم کرد ، کسی که مرا باور می کند و می خواهد در بهبودیم به من کمک کند .

فقط برای امروز ، برنامه ای خواهم داشت و سعی خواهم کرد آنرا به بهترین شکل ممکن دنبال کنم .

فقط برای امروز ،  به کمک برنامه معتادان گمنام سعی خواهم کرد که ، از زاویه بهتری به زندگیم نگاه کنم .

فقط برای امروز ، ترسی نخواهم داشت  و به روابط تازه ام و آنها که چیزی مصرف نمی کنند و راه تازه ای برای زندگی پیدا کرده اند فکر خواهم کرد . مادامی که این راه را دنبال کنم ، از هیچ چیز واهمه نخواهم داشت .

زمانی که ما به برنامه معتادان گمنام آمدیم ، تصمیم گرفتیم زندگی مان را به مراقبت یک نیروی برتر بسپاریم . این تسلیم ، ما را از بار سنگیم گذشته و ترس اینده خلاص می کند . موهبت امروز ، اکنو در دست ماست . ما زندگی را به همان شکلی که هست می پذیریم و از آن لذت می بریم . وقتی که ما از پذیرش واقعیت امروز سر باز می زنیم ، در حقیقت ایمان مان به نیروی برتر را انکار می کنیم که تنها باعث ایجاد رنج بیشتری است .

ما می آموزیم که امروز هدیه ای است بدون ضمانت . با این باور ، ناچیز بودن گذشته و اینده و نیز اهمیت اعمال امروز مان برای ما واقعیت می پذیرد و زندگی مان را ساده می سازد .

وقتی ما روی افکار امروز مان تمرکز می کنیم ، کابوس مواد مخدر توسط نور یک واقعیت جدید ، محو می شود . ما متوجه می شویم زمانی که مشکل داریم ، می توانیم به یک معتاد در حال بهبود دیگر ، جهت بیان احساسات مان اعتماد کنیم . توسط مشارکت در ورد گذشته مان با معتادان دیگر ، می فهمیم که ما منحصر به فرد نیستیم ، و نکاتی مشترک داریم .

حرف زدن با سایر اعضای معتادان گمنام ، چه ما درباره تلاش ها و سختی های روزمان با آنها مشارکت کنیم ، چه اجازه دهیم آنها با ما مشارکت کنند ، راهی است که نیروی برترمان می تواند از آن طریق توسط ما کار خود را انجام دهد . اگر امروز پاک و به نیروی برتر و دوستانمان در معتادان گمنام ، نزدیک هستیم ، دیگر لازم نیست که بترسیم . خداوند ما را برای اشتباهات گذشته مان بخشید و فردا هم هنوز نیامده است . مراقبه و تهیه ترازنامه شخصی ، به ما در کسب ارامش و راهنمایی در طول روز کمک خواهد کرد ، ما لحظاتی از زندگی معمول روزانه مان را صرف تشکر از خداوند ، بدان گونه که او رادرک کرده ایم می کنیم ، که به ما توانایی روبرو شدن با امروز را داده است .

فقط برای امروز ، تمام ابعاد زندگی ما را در بر می گیرد و تنها به پرهیز از مصرف مواد مخدر خلاصه نمی شود . باید با واقعیت های زندگی روزانه روبرو شد . بسیاری از ما احساس می کنیم که خداوند انتظار زیادی از ما ندارد جز این که کارهایی را انجام دهیم که امروز قادر به انجام شان می باشیم .

کارکرد برنامه و دوازده قدم معتادان گمنام ، چشم انداز جدیدی از زندگی ما را به ما ارزانی داشته است . امروز ما دیگر احتیاج نداریم برای این که چه کسی هستیم ، بهانه بتراشیم . تماس روزانه ما با یک نیروی برتر ، خلاء درونی ما را که با هیچ چیز پر نمی شد ، پر می کند . امروز زندگی کردن برای ما رضایت بخش است . با راهنمایی نیروی برترمان ، ما میل به مصرف را از دست می دهیم . امروز ، تکامل دیگر برای ما هدف نیست ، ما می توانیم به اندازه کافی شایسته باشیم .

مهم این است تا به خاطر داشته باشیم که هر معتادی که بتواند یک روز پاک بماند ، یک معجزه است . شرکت در جلسات ، کارکردن قدم ها ، مراقبه روزانه و مشارکت با اعضا ، عواملی هستند که باعث می شوند کا از نظر روحانی سالم بمانیم . زندگی مسئولانه ، امکان پذیر است .

ما می توانیم عشق به انجمن و امنیت موجود در روش جدید مان را جایگزین تنهایی و ترس کنیم . ما دیگر مجبور نیستیم تنها باشیم در انجمن ، ما دوستان واقعی زیادی پیدا کرده ایم که هرگز فکرش را هم نمی کردیم .

تاسف به حال خود ، و رنجش ، جای خود را به تحما و ایمان می دهد . به ما ازادی ، آرامش و شادی ای ارزانی شده است که نا امیددانه به دنبالشان می گشتیم .

اتفاقات خود و بد زیادی در طول یک روز برای ما رخ می دهد . اگر ما قدر هر دو را ندانیم ، امکان دارد فرصت رشد کردن را از دست بدهیم . اصول ما برای زنگی ، در صورتی که از آن ها استفاده کنیم ، ما را در بهبودی یاری خواهند کرد . ما در می یابیم که تداون روزانه و مستمر ، ضروری است .

IP No . 7– Fa آیا من یک معتاد هستم ؟

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

IP No . 7– Fa

آیا من یک معتاد هستم ؟

تنها شما می توانید به این سوال پاسخ دهید . شاید این کار چندان آسان نباشد . ما در تمام دوران مصرف مان می گفتیم : من می توانم از پس مواد بر ایم . این گفته حتی اگر هم در ابتدا حقیقت داشت ، حالا دیگر چنین نیست . مواد مخدر ما را ریز سلطه خود درآورد . ما زندگی می کردیم تا مصرف کنیم و مصرف می کردیم تا زندگی کنیم . خیلی ساده ، معتاد فردی است که زندگی اش در اختیار مواد مخدر باشد .

شاید شما اقرار کنید که با مواد مخدر مشکل دارید ، ولی خود را معتاد ندانید ، همه ما پیش داوری هایی در مورد معتاد بودن داریم . معتاد بودن اصلا شرم آور نیست ، منتها هنگامی که اقدامات مثبتی را در این مورد آغاز کرده باشید . اگر احیانا مشکلات ما برای تان اشناست ، شاید راه حل ما نیز را مناسب خود ببینید . سوال های زیر را معتادانی مطرح کرده اند که در معتادان گمنام در حال بهبودی هستند . اگر تردید دارید که معتاد هستید یا نه ، چند دقیقه وقت بگذارید و این سوالا را بخوانید و تا جایی که می توانید صادقانه به آن ها پاسخ دهید .

۱)- آیا هیچگاه به تنهایی مواد مخدر مصرف کرده اید ؟

بلیð خیرð

۲)- آیا هیچ ماده مخدری را جایگزین ماده دیگری کرده اید ، با این تصور که فقط یک نوع خاص برای شما مشکل آفرین بوده است ؟

بلیð خیرð

۳)- آیا هیچ گاه برای بدست آوردن نسخه پزشک جهت تهیه دارو های مخدر مجاز ، متوسل به دروغگویی و فریب کاری شده اید ؟

بلیð خیرð

۴)- آیا هیچ ماده مخدری را دزدیده اید ، یا برای خرید آن دزدی کرده اید ؟

بلیð خیرð

۵)- آیا معمولا موقعی که از خواب بیدار می شوید یا می خواهید بخوابید مواد مخدر مصرف می کنید ؟

بلیð خیرð

۶)- آیا هیچ گاه از یک ماده مخدر برای خنثی کردن اثرات ماده دیگری استفاده کرده اید ؟

بلیð خیرð

۷)- آیا از افراد و جاهایی که در آن مصرف مواد مخدر را ناپسند می دانند ، دوری م یکنید ؟

بلیð خیرð

۸)- آیا هیچ وقت ماده مخدری را که نمی دانستید چیست و چه تاثیری دارد مصرف کرده اید ؟

بلیð خیرð

۹)- آیا هیچ وقت بر اثر مصرف مواد مخدر ، در فعالیت های شغلی یا تحصیلی شما خللی ایجاد شده است ؟

بلیð خیرð

۱۰)- آیا هیچ وقت به دلیل جرم های مرتبط با مواد مخدر دستگیر شده اید ؟

بلیð خیرð

۱۱)- ایا هیچ وقت درباره مقدار یا نوع ماده مخدری که مصرف می کنید دروغ گفته اید ؟

بلیð خیرð

۱۲)- آیا خرید مواد مخدر را نسبت به سایر مسئولیت های مالی خود در اولویت قرار می دهید ؟

بلیð خیرð

۱۳)- آیا هیچ وقت کوشش کرده اید مصرف خود را محدود و یا متوقف کنید ؟

بلیð خیرð

۱۴)- آیا هیچ وقت به دلیل مصرف مواد مخدر در زندان ، بیمارستان یا مراکز بازپروری بوده اید ؟

بلیð خیرð

۱۵)- آیا مصرف مواد مخدر روی خواب و اشتهای شما تاثیری دارد ؟

بلیð خیرð

۱۶)- آیا تصور این که ماده مخدر شما تمام شود برای تان وحشتناک است ؟

بلیð خیرð

۱۷)- آیا احساس می کنید زندگی بدون مواد مخدر برای تان غیر ممکن است ؟

بلیð خیرð

۱۸)- ایا هیچ وقت به سلامت عقل خود شک کرده اید ؟

بلیð خیرð

۱۹)- آیا مصرف مواد مخدر زندگی خانوادگی شما را سرد و تیره کرده است ؟

بلیð خیرð

۲۰)- آیا هیچ گاه احساس کرده اید بدون مصرف مواد مخدر در جمع راحت نیستید ، یا به شما خوش نخواهد گذشت ؟

بلیð خیرð

۲۱)- آیا هیچ وقت به دلیل مصرف مواد مخدر حالت تدافعی ، احساس گناه یا شرم داشته اید ؟

بلیð خیرð

۲۲)- آیا به مواد مخدر زیاد فکر می کنید؟

بلیð خیرð

۲۳)- آیا تا بحال دچار ترس های بی دلیل و ناشناخته شده اید ؟

بلیð خیرð

۲۴)- آیا مصرف مواد مخدر بر روی روابط جنسی شما تاثیر گذاشته است ؟

بلیð خیرð

۲۵)- آیا هیچ وقت از ماده مخدری که دلخواه شما نبوده استفاده کرده اید ؟

بلیð خیرð

۲۶)- آیا هیچ وقت از ماده مخدر برای تسکین اضطراب یا غلبه بر دردهای عاطفی استفاده کرده اید ؟

بلیð خیرð

۲۷)- آیا هیچ وقت به دلیل زیاده روی در مصرف مواد مخدر دچار مسمومیت شده اید ؟

بلیð خیرð

۲۸)- آیا به رغم اثرات منفی باز به مصرف مواد مخدر ادامه می دهید ؟

بلیð خیرð

۲۹)- آیا فکر می کنید که احتمالا با مواد مخدر مشکلی دارید ؟

بلیð خیرð

آیا من معتاد هستم ؟ . این سوالی است که تنها شما می توانید به آن پاسخ دهید . ما دریافتیم که همگی به تعدادی از این سوالات پاسخ مثبت داده این و اما مهم تر از تعداد این جواب های مثبت ، احساس درونی ما و آثار اعتیاد در زندگی ما است .

بعضی از این سوال ها حتی اشاره ای به مواد مخدر ندارد . به این دلیل که اعتیاد نوعی بیماری موذی است که بر تمام قسمت های زندگی ما اثر می گذارد ، حتی در قسمت هایی که در ظاهر ارتباط چندانی با مواد مخدر ندارد . مهم این نیست که چه نوع ماده مخدری مصرف کرده ایم ، این مهم است که چرا مصرف می کرده ایم و مصرف با ما چه کرده است .

وقتی برای اولین بار این سوالات را خواندیم ، از فکر این که شاید معتاد باشیم وحشت زده شدیم . بعضی از ما سعی کردیم با چنین حرف هایی این فکر را از خود دور کنیم :

ای بابا ، این سوال ها بی معنا است

یا

من با دیگران فرق دارم . این درست که من مواد مصرف می کنم ، ولی معتاد نیستم . من مشکلات احساسی یا خانوادگی یا شغلی شدید دارم .

یا

من این روزها کمی مصرف مواد از دستم در رفته ، همین .

یا

وقتی همسر یا شغل مناسبی پیدا کنم و غیره ، قادر خواهم بود ترک کنم

اگر معتاد هستید ، اول باید اقرار کنید که با مواد مخدر مشکل دارید تا بتوانید حرکت به سوی بهبودی را آغاز کنید . پاسخ صادقانه شما به این پرسش ها ، شاید تا حدی نشان دهد که مواد مخدر چه طور زندگی شما را غیر قابل اداره کرده است . اعتیاد نوی بیماری است که در صورت نداشتن برنامه بهبودی ، عاقبتش زندان ، تیمارستان ، یا مرگ خواهد بود . بسیاری از ما به این دلیل به معتادان گمنام آمدیم که مواد مخدر دیگر پاسخ گوی انتظارات ما نبود . اعتیاد ، سر بلندی ، عزت نفس ، خانواده ، کسانی را که دوست داریم و حتی میل به زندگی را از ما می گیرد . ولی لازم نیست همه به این مرحله اعتیاد برسند . ما دریافتیم که جهنم ما در درون ما بود . اگر شما به کمک احتیاج دارید ، آن را در انجمن معتادان گمنام خواهید یافت .

ما در جستجوی راه حل ، دست یاری دهنده ای خواستیم و انجمن معتادان گمنام را پیدا کردیم . خراب و شکست خورده ، در اولین البته به دلیل همین چیزها ، خیای ها لغزش کردند و بسیاری هم به کلی ناپدید شدند . اما خیلی ها ماندن ، و عده ای هم شکست خوردند و بازگشتند . جنبه روشن تر قضیه ، این واقعیت است که تعداد زیادی از اعضای فعلی ما مدت ها است در پرهیز مطلق بوده اند و بهتر می توانند به تازه واردان کمک کنند . رویکرد آنان ، که بر ارزش های معنوی نهفته در قدم ها و سنت ها ی ما استوار شده است ، نیرویی است که پیوسته رشد و اتحاد را برای برنامه ما به ارمغان می آورد . اینک ، ما مطمئنیم دورانی فرا رسیده است که دیگر آن دروغ قدیمی –” کسی که عملی شد ، تا آخر عمر عملی می ماند –  نه نزد جلسه NA شرکت کردیم و نمی دانستیم چه انتظاری باید داشته باشیم . در همان جلسه اول یا دو سه جلسه بعدی ، کم کم احساس کردیم دیگران می خواهند به ما کمک کنند و بهبودی ما برای شان اهمیت دارد . خودمان فکر می کردیم که هرگز کاری از پیش نخواهیم برد ، ولی اعضای انجمن با اصرار بر این که می توانیم بهبودی خود را به دست آوریم ، به ما امیدواری می دادند . درحلقه سایر معتادان متوجه شدیم که دیگر تنها نیستیم . بهبودی فرایندی است که در جلسات ما جریان دارد . مساله مرگ وزندگی است . ما دریافتیم بهبودی که در اولویت باشد ، این برنامه کارساز است . ما با سه حقیقت ازار دهنده رو به رو شدیم :

۱)- ما در برابر اعتیاد عاجزیم و زندگی مان غیر قابل اداره شده است .

۲)- اگر چه مسئول بیماری خود نیستیم ، ولی مسئول بهبودی خود هستیم .

۳)- بیش از این نمی توانیم از بابت اعتیاد خود ، مکان ها ، چیز هایی مختلف یا مردم را سرزنش کنیم ، ما باید با مشکلات و احساسات خود رو به رو شویم

برترین سلاح بهبودی ، معتاد در حال بهبودی است .”

IP No . 6– Fa اطلاعات در دسترس نمی باشد

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

این پن فلت به زبان فارسی ترجمه نشده است

.

.

اطلاعات انگلیسی آن موجود و در اسرع وقت در تالار قرار خواهد گرفت …

IP No . 5– Fa نگاهی دیگر

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

IP No . 5– Fa

نگاهی دیگر

شاید به فراوانی شیوه های تفکر از اعتیاد تعریف وجود داشته باشد : هم بر اساس پژوهش و هم بر اساس تجربه شخصی . در بسیاری از موارد ، درباره تعریف هایی که از اعتیاد می شنویم اختلاف نظر وجود دارد و این دور از انتظار نیست . بعضی ها واقعیت های معلوم را با گروه هایی از انسانها بهتر تطبیق می دهند تا با دیگر اشخاص . اگر بتوانیم این امر را به عنوان یک واقعیت بپذیریم ، شاید آن وقت به این نتیجه برسیم که دیدگاه دیگری هم باید بررسی شود . به این امید که آن دیدگاه برای تبیین همه اعتیاد ها ریشه ای تر ، و برای تثبیت ارتباط میان همه مان معتبر تر باشد . اگر بتوانیم روی این مساله که اعتیاد چه چیزی نیست به توافق فراگیر تری برسیم ، آن وقت بعید نیست با وضوح بیشتری معلوم شود که اعتیاد چه چیزی هست .

شاید بتوانیم در مورد این چند نکته ابتدایی به توافق برسیم .

۱)- اعتیاد آزادی نیست .

ذات بیماری ما و نشانه های مشهودش ، این واقعیت را نشان می دهد که اعتیاد آزادی نیست . ما معتادان برای آزادی شخصی خیلی ارزش قائلیم . شاید چون سخت طالبش هستیم و در روند پیشرفت بیماری مان به ندرت تجربه اش می کنیم . حتی در دوره های پرهیز هم آزادی مان محدود است . هیچ وقت بطور کاملا مطمئن نیستیم که کارهایمان از روی شوق آگاهانه برای بهبودی مستمر است یا میل ناخود آگاه برای بازگشت به مصرف . ما میخواهیم از آدم ها و شرایط به عنوان ابزار استفاده کنیم و سر رشته همه کارها مان دست خودمان باشد ، در نتیجه آن چه را که معیار دقیق آزادی می دانستیم باعث تباه شدن مان می گردد . درک نمی کنیم که نیاز به کنترل ، خود به نوعی از ترس از دست دادن کنترل سرچشمه می گیرد . این ترس ، که بخشی از آن ناشی از شکست ها و ناکامی ها در حل مشکلات زندگی است ، از انتخاب های هدفمند باز می دارد . از انتخاب هایی که اگر مبنای عمل باشد ، درست همان ترسی را که دست و پای مان را بسته دور می کند .

۲)- اعتیاد رشد شخصی نیست .

روزمرگی های ملال آور ، دروغین ، تکراری ، پر از وسوسه و درگیری ذهنی ناشی از اعتیاد فعال ، توان تفکر و عمل مسئولانه یا هدفمند را از ما می گیرد . رشد شخصی ، تلاش خلاق و رفتار هدفمند است . و نشان دهنده وجود اختیار ، تغییر ، و توانایی در روبرو شدن با موقعیت های مختلف زندگی .

۳)- اعتیاد خیر خواهی نیست .

اعتیاد ما را از مردم ، مکانها و مسائل خارج از محدوده مصرف که شامل خرید مواد مخّدر ، مصرف و پیدا کردن راه های جدید که برای ادامه این روند است به دور نگه می دارد . با پیشرفت بیماری مان ، انسانهایی می شویم دشمن خو ، کینه ای ، خود محور و خود مشغول که تمام دلبستگی های بیرونی مان را قطع می کنیم .با ترس و بد گمانی نسبت به هر کس که برای نیازهای مان باید به او متکی باشیم زندگی می کنیم . این احساس بر تمام جنبه های زندگیمان اثر می گذارد و هر چیزی که برای مان کاملا آشنا نباشد ، بیگانه و خطرناک می شود . دنیا مان کوچک می شود تا به انزوا برسیم . این ممکن است درست ذات حقیقی پریشانی ما باشد . تمام چیزهایی را که تا اینجا گفته شد ، می شود در اینجا خلاصه کرد که :

۴)- اعتیاد نوعی راه و رسم زندگی نیست .

به سختی می توان دنیای بیمارگونه ، خود خواهانه ، خود محورانه و در خود بسته معتاد را نوعی راه و رسم زندگی به حساب آورد ، در نهایت فقط راهی است برای مدتی کوتاه زنده ماندن ، که حتی این حیات محدود هم به ناامیدی ، تباهی و مرگ می انجامید . هر شیوه زندگی که در پی احساس رضایت معنوی باشد ، انگار درست همان چیزهایی را که می خواهد که اعتیاد کم و کسر دارد :

آزادی ، خیر خواهی ، فعالیت خلاق ، و رشد شخصیتی.

با آزادی ، زندگی جریانی است با معنا ، در حال تحول و رو به رشد که با انتظاری معقول ، به استقبال تحقیق بیش تر و پر بارتر آرزوهای مان  احساس رضایت عمیق تر از شخصیت خودمان می رود . این ها البته بعی از مظاهر پیشرفت معنوی هستند که از به کار بستن روزانه دوازده قدم حاصل می شود .

خیر خواهی ، فعالیتی است که علاوه بر خودمان ، شامل دیگران هم می شود ، یعنی راه و رسمی که در آن ، دیگران در زندگی شان همان قدر مهم به حساب می آیند که ما در زندگیمان اهمیت داریم . گفتنش آسان نیست که آیا خیر خواهی کلید هم دلی است یا بر عکس . اگر هم دلی را به این صورت قبول کنیم که قابلیتی است برای دیدن آگاهانه خود در دیگران بدون آن که هویت خودمان از دست برود ، آن وقت متوجه شباهتی خواهیم شد که در هر دو هست . اگر خودمان را پذیرفته ایم ، چطور می توانیم دیگری را پس بزنیم ؟ محبت ، از دیدن شباهت ها به وجود می آید و مدارا نداشتن ، از تفاوت هایی که آن ها را نمی پذیریم . در رشد شخصی ، آزدی و خیر خواهی را برای همیاری با دیگران بکار می بندیم . در می یابیم که نمی توانیم تنها زندگی کنیم ، و رشد شخصی ، رشد اجتماعی هم هست .

برای اینکه به تعادل بیشتری برسیم ، ارزش های فردی ، اجتماعی ، معنوی و همین طور ارزش های مادی را بررسی کنیم ، لازمه پختگی ، قاعدتا چنین ارزیابی می باشد .

آخر خط اعتیاد فعال ، چیزی نیست جز دیوانگی ، زندان یا مرگ . با کمک یک نیروی برتر و قدم های ۱۲ گانه ، همه چیز شدنی است .

فعالیت خلاق ، روال اسرار آمیزی نیت ، بلکه یک جور سرکشی است به اعماق وجود برای باز سازی یا نظام بخشیدن به شخصیت پریشان و از هم گسیخته مان ، اغلب هم معنی اش این است که صرفا گوش بدهیم به آن الهام ها و احساس های درونی که گمان می کنیم ممکن است خیری به دیگران یا خودمان برساند ، و از این روی ابتکار خود بر اساس آن ها رفتار کردن . این جاست که بسیاری از اصول اساسی مربوط به طرز رفتار ، خود را نشان می دهد . آن وقت می توانیم بر اساس اصولی که واقعاً برای مان ارزش دارند تصمیم بگیریم .

وقتی هدف دوازده قدم معتادان گمنام روشن می شود که متوجه می شویم اتکا به یک نیروی برتر ، بدان گونه که او را درک می کنیم ، احترام به خود و اعتماد به نفس ایجاد میکند . می فهمیم که از دیگران نه برتریم ، نه پست تر . و ارزش واقعی مان این می شود که خودمان باشیم . انگار آزادی ، همراه با احساس مسئولیت نسبت به خود و کارهایمان ، مهم ترین چیزی در زندگیمان می شود . ما آزادی را با تمرین هر روزه بدست می آوریم و گسترده ترش می کنیم ، این است فعالیت خلاقانه که هرگز تعطیل بردار نیست . بی تردید نقطه آغاز هر شکلی از رشد معنوی ، خیر خواهی است و محبت و عشق را در همه اعمال مان جاری می کند . این سه آرمان یعنی آزادی ، فعالیت خلاقانه و خیر خواهی هنگامی که بدون چشم داشت پاداش شخصی به شکل خدمت در انجمن تجلی می یابد ، منشا تغییراتی می شود که فرجام شان نه در اختیار ماست و نه از آن خبر داریم . بنا بر این خدمت ، نیروی برتر ما نیز هست و برای هم مفهوم خاصی دارد.

سپاسگذاری من ، زمانی خودش را نشان می دهد که توجه می کنم و راه NA را با دیگران به مشارکت می گذارم.

IP No . 4– Fa اطلاعات در دسترس نمی باشد

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

این پن فلت به زبان فارسی ترجمه نشده است

.

.

اطلاعات انگلیسی آن موجود و در اسرع وقت در تالار قرار خواهد گرفت …

IP No . 3– Fa اطلاعات در دسترس نمی باشد

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

این پن فلت به زبان فارسی ترجمه نشده است

.

.

اطلاعات انگلیسی آن موجود و در اسرع وقت در تالار قرار خواهد گرفت …

IP No . 2– Fa اطلاعات در دسترس نمی باشد

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

این پن فلت به زبان فارسی ترجمه نشده است

.

.

اطلاعات انگلیسی آن موجود و در اسرع وقت در تالار قرار خواهد گرفت …

مسائل مدیریتی

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

یادمان باشد که مدیریت تنها ۱۰% از طریق علم و دانش قابل به دست آوردن است….

.

الباقی تنها از طریق اراذل بازی و … به دست می آید .

.

مراقبه امروز ۲-۱۲-۱۳۸۹- (به مناسبت جشن میلاد اسوه حسنه ، عالم الاعلام حضرت جعفر صادق)

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

با عرض سلام خدم تمامی دوستان عزیز
.
با جسارت این مراقبه هر روز منه ….
.
این رو هر روز هنگام بیدار شدن از خواب و بعد از قبل از نماز صبح در درون خودم تکرار میکنم و بعد از نماز آن را مراقبه می کنم که آن روز به خیر بگذرد ….
.
زن نمی فهمد ، این لطف من است که شامل حال او می شود .
زن نمی فهمد ، هر که باشد ، خواه خواهر من ، مادر من ، زن من یا دختر من باشد ….
.
امیدوارم که خداوند به خاطر این سرویس بجایی که به خانواده می دهم
به خاطر این مسئولیت سنگینی که در پذیرش دومین اشتباه خداوند بر دوش من نهاده شده ، مورد لطف و عنایت او قرار بگیرم …

.

بهترین راه فرار از پاسخ گو بودن ، تقسیم مسئولیت است و من این را صادقانه با زنم ، فرزندم و تمامی دوستانم تقسیم نموده ام ….
.
.
با تشکر از استاد بزرگوارم (استاد مصباح )

انتقال سایت به سرور جدید

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

به اطلاع تمامی بازدیدکنندگان و کاربران عزیز می رسانیم که انتقال سایت به سرور جدید با موفقیت انجام شد. از اینکه برای ساعاتی امکان دسترسی به سایت مقدور نبود از شما عذرخواهی می کنیم.

با تشکر – مدیر فنی سایت

دعای قدم دوازدهم – وابستگان و همبستگان (کودا)

دوازده قدمی ها, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

دعای قدم دوازدهم پروردگارا: کمکم کن که به جای تسلی خواهی تسلی دهم به جای درک شدن درک کنم زیرا پیدا کردن در گروی گم شدن است و با بخشیدن دیگران خود نیز بخشیده می شویم و در مرگ حیات جاودانه پیدا میکنیم . آمین خداوندا : آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم و دانشی که تفاوت آن دو را بدانم آمین

تعمیرات در سایت

اطلاعیه ها هیچ دیدگاه »

با سلام به تمامی بازدیدکنندگان و کاربران محترم سایت، به اطلاع می رساند که وب سایت behboodi.org و همینطور انجمن های گفتگوی بهبودی به آدرس forum.behboodi.org به دلیل بروز رسانی و انتقال سرور برای مدت حداکثر ۴۸ ساعت از دسترس خارج خواهد بود. پیشاپیش از شکیبایی شما سپاسگذاریم.

با تشکر – مدیر فنی سایت

IP No . 1 – Fa کیست ، چیست ، چگونه ، و چرا

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

IP No . 1 – Fa

کیست ، چیست ، چگونه ، و چرا

از کتابچه سفید معتادان گمنام

معتاد کیست ؟

اکثر ما برای جواب دادن به این سوال احتیاج به فکر کردن ندارم و جوابش را خوب می دانیم ! زمانی تمام زندگی و فکر و ذکر ما در مواد مخّدر خلاصه شده بود . ما همیشه یا مشغول گرفتن و مصرف کردن آن بودیم و یا به دنبال راه تهیه اش می گشتیم . ما زندگی می کردیم که مصرف کنیم و مصرف می کردیم که زندگی کنیم . خیلی ساده ، معتاد زند یا مردی است که زندگی اش را مواد مخّدر کنترل کند . ما کسانی هستیم که در چنگال یک بیماری مزمن و پیشرونده گرفتاریم و همیشه عاقبتی چون زندان ، تیمارستان و مرگ در انتظارمان است .

برنامه معتادان گمنام چیست ؟

معتادان گمنام،  یک انجمن غیر انتفاعی از زنان و مردانی است که اعتیاد به مواد مخّدر مشکل اصلی زندگیشان بوده است . ما معتادانی هستیم که در حال بهبودی هستیم و اکنون به طور مرتب گرد هم می آئیم تا به کمک هم پاکی خود را حفظ کنیم . این برنامه،  یک برنامه پرهیز کامل از هر گونه ماده مخّدر است تنها لازمة عضویت در ایـــن انجمن « تمایل » به قطع مصرف مواد مخّدر است . پیشنهاد می کنیم که در این مورد روشن بین باشید و این فرصت را از دست ندهید . برنامه ما مرکب از اصولی است که بسیار ساده بیان شده اند و ما    می توانیم آنها را در زندگی روزمرّه خود به کار بندیم . نکته بسیار مهم این برنامه عملی بودن آن است .

در معتادان گمنام هیچ شرط و شروطی وجود ندارد . ما به هیچ سازمانی وابسته نیستیم . حق عضویتی نداریم و با هیچ سازمان سیاسی ، مذهبی و یا انتظامی ارتباطی نداریم و هرگز تحت نظر نبوده و نیستیم . هر کس که مایل باشد بدون در نظر گرفتن سن، مذهب، نژاد و جنسیت می تواند به ما بپیوندد . برای ما مهم نیست که شما چه چیز و چقدر مصرف کرده اید و یا آنرا از چه کسی و از کجا خریده اید . کارهائی که در گذشته کرده ای و یا دارائی و نداری شما برای مـــا بی تفاوت است . تنها چیزی که برای ما اهمیت دارد ، اینست که شما می خواهید در مورد مشکلتان چه بکنید و ما چطور می توانیم به شما کمک کنیم . در اینجا تازه واردان از همه مهمترند زیرا ما فقط با در میان گذاشتن آنچه که داریم ، می توانیم آن را حفظ کنیم . تجربة گروهی ما نشان می دهد کسانی که به طور مرتب در جلسات شرکت می کنند پاک می مانند .

چرا اینجا هستیم ؟

قبل از پیوستن به انجمن معتادان گمنام ، ما اختیار زندگی خود را کاملاّ از دست داده بودیم و دیگر نمی توانستیم مانند دیگران زندگی کنیم و از آن لذت ببریم . برای زندگی به چیزی متفاوت نیاز داشتیم و تصور می کردیم که آنرا در مواد مخّدر پیدا کرده ایم . برای ما مواد مخّدر مهم تر از خانواده ، همسر و فرزندانمان شده بود و می بایستی آن را به هر قیمتی بدست می آوردیم . در این راه به بسیاری از مردم لطمه های شدید زده ایم . اما بیش از همه خود را آزار داده ایم . ما به خاطر نداشتن جنبه قبول مسئولیت های فردی ، در واقع خودمان برای خودمان گرفتاری درست می کردیم و این طور به نظر می رسید که نمی توانیم زندگی را آنطور که هست قبول کنیم . اکثر ما متوجه شده بودیم که اعتیادمان یک خود کشی تدریجی است اما اعتیاد ، این دشمن زیرک زندگی ، قدرت انجام هر گونه اقدامی را از ما سلب کرده بود . در نهایت بسیاری از ما کارمان به زندانها کشیده شد . بسیاری دست بدامن پزشکان ، روان پزشکان و … شدیم اما هیچ یک از آنها برای حل مشکل ما کافی نبود . بیماری ما همیشه یا دوباره عود می کرد و یا بدتر می شد تا عاقبت از روی ناچاری در معتادان گمنام به یکدیگر پناه آوردیم . پس از پیوستن به انجمن معتادان گمنام متوجه شدیم که ما افرادی بیمار هستیم و از نا خوشی رنج  برده ایم که درمان شناخته شده ای ندارد . اما به هر حال می توان آن را در نقطه ای از فعالیت باز داشت وپس از آن امکان بهبودی هم وجود دارد .

چگونگی عملکرد

اگر می خواهید آنچه را ما داریم به دست آورید و برای به دست آوردنش تمایل به کوشش دارید ، در نتیجه شما حاضرید قدمهای معینی را بردارید ، این قدمها ، اصولی هستند که بهبودی ما را ممکن ساختند .

۱- ما اقرار کردیم که در مقابل اعتیادمان عاجز بودیم ، که زندگیمان آشفته گردیده بود .

۲٫- ما به این باور رسیدیم که  نیرویی برتر از خودمان می تواند سلامت عقل را به ما بازگرداند .

۳٫- ما تصمیم گرفتیم که اراده و زندگی خود را به خداوند ، بدانگونه که او را درک می کردیم ، بسپاریم .

۴٫- ما یک ترازنامه اخلاقی ، بی باکانه و جستجو گرانه از خود تهیه کردیم .

۵- .ما چگونگی دقیق خطاهای خود را به خداوند ، به خودمان و به یک انسان دیگر اقرار کردیم .

۶- .ما کاملاّ آماده شدیم که خداوند تمام این نواقص شخصیتی ما را برطرف کند .

۷- .ما با فروتنی از او خواستیم که کمبودهای اخلاقی ما را برطرف کند.

۸- .ما فهرستی از تمام کسانی که آزار داده بودیم تهیه کردیم و خواستار جبران خسارت از تمام آنان شدیم .

۹- .ما به طور مستقیم در هر جا که امکان داشت از این افراد جبران خسارت نمودیم ، مگر در مواردی که اجرای این امر به ایشان یا دیگران زیان وارد نماید .

۱۰- .ما به تهیه ترازنامه شخصی خود ادامه دادیم و هر گاه در اشتباه بودیم سریعاّ بدان اقرار نمودیم .

۱۱- .ما از راه دعا و تفکر جویای بهتر نمودن رابطة آگاهانه با خداوند ، بدانگونه که او را درک می کردیم ، و دعا کردیم ، فقط برای آگاهی از ارادة او برای خودمان و قدرتی که آنرا به انجام رسانیم .

۱۲- . با یک بیداری روحانی که در نتیجه این قدم ها پیدا کردیم ما سعی نمودیم این پیام را به معتادان برسانیم و این اصول را در تمام امور خود به اجرا در آوریم .

در آغاز گام نهادن در این راه دشوار به نظر می رسد ، اما باید به خاطر داشته باشیم که ما یکروزه معتاد نشدیم ، بنابراین شتاب و بی حوصلگی به ما کمکی نمی کند و هر کاری را با ملایمت امکان پذیر است . باید توجه داشته باشید که بی تفاوتی و بی حوصلگی نسبت به اصول روحانی مهمترین عامل ناکامی ما در راه باز پروری است . سه اصل مهم روحانی عبارتند از : صداقت ، روشن بینی و تمایل .

ما به اعتیاد با دید واقع بینانه می نگریم و ارزش درمانی کمک یک معتاد را به یک معتاد دیگر ، به خوبی دریافته ایم ، چون می دانیم که یک معتاد بهتر از هر کس می تواند یک معتاد دیگر را درک و کمک کند و ما نیز ایمان آوردیم که هر چه زودتر با مشکلات اجتماعی روزانة خود روبرو شویم به همان نسبت سریعتر می توانیم عضو قبول شده ، مسئول و سازندة اجتماع خود باشیم .

پشت کردن به اولین مورد مصرف مواد مخّدر یگانه راه جلوگیری از بازگشت به دامان اعتیاد است ، اگر شما هم مثل ما هستید  می دانید که مصرف یکبار زیاد ، و هزار بار کافی نیست . ما برروی این نکته اصرار می ورزیم که حتی اگر نوع مواد مخّدر مصرفی خود را تغییر دهیم باز هم با اولین بار مصرف ، به عمق اعتیاد سرنگون می شویم . بسیاری از معتادان عقیده دارند که الکل ماده مخّدر نیست و مصرف آن باعث بازگشت به اعتیاد نمی شود . ما پذیرفته ایم که الکل نیز یک ماده مخّدر است و ما کسانی هستیم که به بیماری اعتیاد مبتلا هستیم و باید از هر نوع مواد مخّدر دوری کنیم تا بهبود یابیم .

سنتهای دوازده گانه معتادان گمنام

ما آنچه را که داریم فقط با مراقبت کامل می توانیم حفظ کنیم و همانطور که آزادی فردی ما از دوازده قدم سر چشمه می گیرید به همان صورت آزادی گروه نیز به سنتهای ما بستگی دارد .

تا زمانی که پیوندهایی که ما را به هم متصل می کند از آنچه که ما را از یکدیگر جدا می کند محکمتر باشد همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت .

۱- .منافع مشترک ما باید در رآس قرار گیرد ، بهبودی شخصی به اتحاد معتادان گمنام بستگی دارد .

۲-  رابطه با هدف گروه ما فقط ، یک مرجع نهایی وجود دارد – خداوندی مهربان که بگونه ممکن خود را در وجدان گروه ما بیان می نماید . رهبران ما فقط خدمتگزاران مورد اعتماد می باشند ، آنان حکومت نمی کنند .

۳- نها لازمه عضویت ، تمایل به قطع مصرف می باشد .

۴- ر گروه باید مستقل باشد به استثناء مواردی که بر گروههای دیگر یا معتادان گمنام در کل اثر بگذارد .

۵ – هر گروه فقط یک هدف اصلی دارد – رساندن پیام به معتادی که هنوز در عذاب است .

۶- .یک گروه معتادان گمنام هرگز نباید هیچ مؤسسة مرتبط ، یا سازمان انتفاعی خارجی را مورد تآیید قرار بدهد یا در آنها سرمایه گذاری مالی کند و یا نام معتادان گمنام را بدانها به عاریت بدهد ، زیرا ممکن است مشکلات پولی ، مالکیت و یا شهرت ، مارا از هدف اصلی خود منحرف سازد .

۷- .هر گروه معتادان گمنام باید کاملاّ خودکفا باشد و کمکهای مالی از خارج دریافت نکند .

۸- .معتادان گمنام باید برای همیشه غیر حرفه ای باقی بماند ، اما مراکز خدماتی ما می توانند کارمندان مخصوصی استخدام کنند .

۹- .معتادان گمنام ، تحت این نام ، هرگز نباید سازماندهی شود ، اما می توانیم هیئتهای خدماتی و کمیته هایی ایجاد کنیم که مستقیماّ در برابر کسانی که بدانها خدمت می کنند مسئول باشند .

۱۰- .معتادان گمنام هیچ عقیده ای در مورد موضوعات خارجی ندارد ، بنابراین نام معتادان گمنام هرگز نباید به بحث اجتماعی کشیده شود

۱۱- .خط مشی روابط عمومی ما بر اصل جاذبه است تا تبلیغ ، ما همیشه نیاز داریم گمنامی شخصی را در سطح مطبوعات ، رادیو ، و فیلم حفظ کنیم .

۱۲- .گمنامی اساس روحانی تمام سنتهای ما می باشد ، همیشه یادآور ماست که اصول را به شخصیتها ترجیح دهیم .

شجره نامه (۳) – وابستگان و همبستگان (کودا)

دوازده قدمی ها, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

۴۳)- آیا یک ازدواج یا چند ازدواجه است ؟

۴۴)- آیا فرزند طلاق است ؟

۴۵)- آیا خانواده را ترک کرده بود ؟

۴۶)- آیا اعتقاد مذهبی داشت ؟

۴۷)- آیا از خانه و خانواده فراری بود ؟

۴۸)- آیا با احتیاط و ارام بود و یا خطر ساز شرور ؟

۴۹)- آیا طماع و حریص بود و یا سخاوتمند ؟

۵۰)- آیا روشن بین بود و یا متعصب خرافی ؟

۵۱)- آیا خرافاتی بود یا علمی ؟

۵۲)- آیا شکر گزار بود یا ناشکر ؟

۵۳)- آیا دعا گوی بود و یا نفرین می کرد ؟

۵۴)- آیا غیبت گو بود و یا غیبت نمی کرد ؟

۵۵)- آیا لذت طلب بود و یا رنج کش؟

۵۶)- آیا به همسر خود بی احترامی می کرد یا خیر ؟

۵۷)- آیا به فرزندان خود بی احترامی می کرد و یا خیر ؟

۵۸)- آیا با همسرش خشونت داشت یا خیر ؟

۵۹)- آیا با فرزندانش خشونت داشت و یا خیر ؟

۶۰)- آیا با دیگران خشم بود و یا مهربان ؟

۶۱)- آیا دارای وجهه ی اجتماعی بود یا خیر ؟

۶۲)- آیا تمیز بود و یا کثیف و نا مرتب ؟

۶۳)- آیا خوش فکر بود و یا بد فکر ؟

۶۴)- آیا منفی باف بود و یا مثبت نگر ؟

۶۵)- آیا ایرادگیر بود و یا انتقاد گر ؟

۶۶)- آیا انتقاد پذیر بود و یا خود رای ؟

۶۷)- آیا ترسو بود و یا عاشق ؟

۶۸)- آیا تایید خواه بود و یا خود جوش ؟

۶۹)- ایا عاشق خود بود و یا دشمن خود ؟

۷۰)- آیا خوشخواب بود  و یا بد خواب ؟

جواب دادن به این هفتاد سوال شما را ار گره خیلی از آزارهای فکری کانند خود درگیری رها میکند و شما سعی می کنید که ، خودتان باشید و دست از سر خودتان و والدینتان برداشته و با خیال آسوده به زندگی خودتان برسید . البته ناگفته نماند شما هم مثل ما حواب تان را اشتباه خواهید داد . نگران این نباشید ، به این دلیل وجود مدیریت انکار و غرور و حاد و کاذب در شما خواهد بود . ممکن است که از جواب دادن طفره بروید . باز هم در غرور و انکار هستید ، چون نمی خواهید خودتان را در آینه ی اجدادی و نیاکانتان ببینید . اگر مشکلی در چگونگی جواب دادن دارید ، می توانید طبق نمودار زیر عمل کنید . شما می توانید با جواب دادن به این سوالها وجودتان را از کینه ها و رنجش ها آزاد و رها سازید و با خیالی اسوده به کارها و امور مهمتری بپردازید . ما کسانی هستیم که ، این سوالات را جواب داده و پس از بررسی و تصحیح جواب های آن توسط راهنمای خودمان ، از نتیجه دلخواه بهره برده و آن را در اختیار شما قرار می دهیم ! فرم دلخواهی که می توانید به آن جواب بدهید .

ابتدا : جواب های خودم

جوابهایی که خودم صادقانه از خودم می نویسم !

جوابهای پدرم که خودم تحقیق می کنم !

جواب های مادرم که خودم تحقیق می کنم !

جواب های پدر ، پدرم که خودم تحقیق می کنم !

جواب های پدر ، مادرم که خودم تحقیق می کنم !

جواب های مادر ، پدرم که خودم تحقیق می کنم !

جواب های مادر ، مادرم که خودم تحقیق می کنم !

در پایان آرزوی ارامش و موفقیت برای شما دارم .

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها