مدیریت زمان

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

مدیریت زمان

اشاره ای برمشغله مدیران پرکار
زمان میگذرد . سریع هم می گذرد . این مقاله نظر به اصولی دارد که در ارتباط بامدیریت زمان ونحوه تسلط انان در مهار عامل زمان مطرح می گردد.
درآغازلازم است عملکرد از سه منظر مدنظرقرار گیرد:

۱- اثربخشی قطعی و مطلوب

۲- نهایت بهره وری با حداقل زمان، هزینه وانرژی

۳- حصول به دومقصدفوق با رویکری متعارف و بی نیاز از ترس به چالشهای زیان بخش
دربررسی موارد سه گانه فوق نخست این پرسش به ذهن متبادر می گردد که مدیریت زمان چیست و چگونه باید آن را کنترل نمود؟

برای روشن شدن اهمیت موضوع بدو سئوال زیرتوجه فرمائید.

۱- اگر شما پول سازمان را همانطور مصرف می کردید ، که وقت خود را صرف می کنید ، چه اتفاقی روی می داد؟

۲- آیا بخاطر دارید برای چگونگی صرف وقت خود برنامه ریزی کرده باشید؟

فقدان برنامه در زندگی شغلی معمولاً در آخرین لحظه درمواجه با ضرب الاجل ها، احساس می شود. اینجاست که تنشی بی اندازه و تنزل و کاهشی عظیم در اجرای کارها بوجــود می آید. این همان چیزی است که نباید وجود داشته باشد.
وقتی دریک سازمان سیستمی ضعیف کنترل زمان رادراختیار دارد، این امر نشانه آن است که در آن سازمان، مسئله اعتماد به نفس تعریفی غیرمتعارف یافته و بازتاب آن درکاربست شیوه های یکسان و برای برنامه های کوچک و به ظاهر موفق وبرنامه های بزرگ و غامض تجلی می یابد. لذاکارهای کوچک بدیهی پنداشته می شوندو برنامه های بزرگ به طرز مبالغه آمیزی پیچیده بنظر میرسند.
براین اساس عدم شایستگی ها که در برنامه های کوچک بنظر نمی آیند، در برنامه های بزرگترو پیچیده تــــر، بطرز حیرت انگیزی بزرگ جلوه می کنند. بخاطر داشته باشید نمی توانید موتورسیکلت را همچون دوچرخه هدایت کرد. یا یک سوپرمارکت زنجیره ای را مانند بازار عمومی فروش کالا اداره نمود. زیرا وقتی طبیعت امور با یکدیگر متفاوت است، برای حل مسائل مرتبط با آن مبانی و معیارهای متفاوت کاربرد دارد. علت اینکه کنترل زمان آنها در سازمانها کمترمورد توجه قرار می گیرد ، آن است که در برگ ارزیابی کارمندان و بررسی طرز انجام کارآنها، کمتر با آن برخورد می کنیم. آنچه ما از پیش بینی و درک آن بازمی دارد این است که توجه نداریم، تا چه اندازه این معنی به تمام جوانب کارهای ما وابسته است.
مدیریت زمان جهات مختلفی دارد. بیشتر مدیران تعدادکمی از این جوانب رامی شناسند، اما تعدادکمی از مدیران تمام جوانب آن را در می یابند. دراینجا موضوعی بسیار ساده مطرح است و آن اینکه یک دفترچه یادداشت که بتوان ایده های مربوط به فعالیتهاو برنامه ها را در آن بطور مرتب نوشت نقطه آغازین نظم بخشی به تنوع فعالیتهای گوناگون است.اما از اینها بالاتر، این دفتر یادداشت ابزاری است که تاثیر و نفوذ شما را برحوادث نشان می دهد. این کار ، سایر مهارتهای مدیریت را مانند برنامه ریزی کارمدیریت پروژه و اقدامـــات را پی ریزی می کند.
آنچه این مقاله به دفاع از آن برخاسته است اختیار نمودن طرز عملی است که در بکاربردن عاملی برای کنترل زمان نقش بارز ایفا نماید. قبل از اینکه راجع به آینده سخنی بگوئیم ، بهتر است که زمان حاضر را بررسی کنیم. اما قبلاً توجه داشته باشید باید معلوم شودزمان طولانی چون یک هفته از وقت خود را چگونه صرف می کنید؟ دراین مورد باید یادداشت داشته باشید، و فعالیتهای خود و حتی تغییر در فعالیتهای خود را دقیقاً یادداشت کنید.
پس ازگذشت یک هفته زمانی را برای بررسی این یادداشت ها تخصیص دهید. آن وقت متوجه خواهید شد، چه کارهای لازم و احتمالاً غیر لازمی را انجام داده اید. تا آنجا که امکان دارد کارهای غیر لازم را حذف کنید و وقت باقی مانده را صرف کارهای لازم یا لازمتر کنید. اولویت کارها را فراموش نفرمائید.
دراینجانظر ما این است که در جریان عملیات واقداماتی که انجام میدهید، امور زائد را حذف نمائید. اولین قدم عبارت از ارزیابی امری خطیر است درواقع به آن سئوال اساسی که وقت خود را چگونه صرف می کنید؟ آن وقت بعضی عادات شما مورد سئوال قرار می گیرد. دردفتر یادداشت خود آن زمانهائی را مشخص کنید که از آن ها می توانستید بهره برداری بهتری بنمائید.
دریادداشت های خود به هر فعالیت کاری نظری اندازید و بطور عملی زمانی را که باید صرف آن شود ذکر کنید و سپس زمانی را که واقعاً صرف آن شده است با آنچه شما حدس زده اید مقایسه کنید. وقتی را که صرف بحث در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی بخصوصی کرده اید، یا فلان بعد از ظهر راکه صرف تنظیم یک خاطره خصوصی برای بردن جایزه ای نموده اید ، و یا چنددقیقه ای را که حتی صرف جداکردن گیره های کاغذ از یکدیگر نموده اید، هدر رفتن وقت بدانید‌( مگر اینکه این کار در ساعات استراحت اتفاق افتاده باشد).
فشاراصلی که شما در کارتان احساس می کنیدممکن است این گرفتاری باشد که بخواهید به دیگران درکاری که انجام می دهند کمک کرده باشید. مطمئناً دریک محیط صمیمی و متعادل این امرمطلوب است که شما مایل به کمک به دیگران باشید. اما دفتر یادداشت خود را بررسی کنید و ملاحظه نمائید چه مقداراز وقت خود را صرف کارهای خودتان می کنید و چقدر از آن را صرف دیگران؟ برای مثال اگر شما یک بعد از ظهر را صرف درست کردن غلطهای دستوری متون کتابی می کنید که در باره پروژه ای اداری نوشته اید، باید بدانید که این کار جزء وظایف قسمت انتشارات است و کارشما نه تنها صحیح نبوده، بلکه هدر دادن وقت و انرژی نیز بوده است. قسمت انتشارات کار تصحیح متون را خیلی بهتر از شما انجام میدهد وشما باید وقت تلف شده را صرف موضوعات تکنیکی می نمودید.
دراین دفترچه شما فهرست کاملی از تمامی ملاقات ها و قرارهای قابل پیش بینــــــی را می بایست یادداشت کنید. اگر ملاقات های معمولی را حذف کرده اید ، چون بهر حال آنهارا بخاطر میآورید حالا، آنها را نیز اضافه کنید. ملاقات های شما گویای روابط شما بادیگران است. این روابط عبارت از توافقی است در امر مصا حبه های رودررو میان شما و دیگران در مورد فعالیتهایتان . براینگونه روابط تعهدات اخلاقی ، اجتماعی کنترل دارند.معمولاً این گونه اطلاعات، دفترچه شما را پرمیکند. حالاباید بیرحمانه اطلاعات غیر لازم را حذف کنید. برای مثال امکان دارد کمیته هائی درسازمان وجودداشته باشد که شما بتوانید نسبت به آن ها مساعدت کنید. اما اگر کارمند زیردست شما بتواند این کار را انجام دهد یا حتی بهتر از شما در آن مورد خاص تبحر داشته باشد ، اجازه دهید که وی در جلسات کمیته مزبور شرکت کند. دراینگونه موارد ساعات طولانی برای ناهار مصرف می شود که بهتر است چنانچه شمادر آن شرکت دارید، این جلسات ناهار مانند کنفرانس های کوتاه مدت اداره شود. این امکان نیز وجود دارد کــــــه مصاحبه هائی داشته باشید که سه برابر زمان لازم امتداد یابند ، زیرااینگونه برنامه ریزی شده اند. همین امروز ساعات اضافی را حذف کنید.
هراس انگیز ترین موضوع در مورد ملاقات ها مسئله ضرب الاجل ها است و به موقع تحویل دادن کالاها. آیا شما امورارجاعی را خیلی دیر تحویل میدهید؟ آیا اغلب نزدیک زمان تحویل کالا دچار ترس و هراس می شوید؟ اگر اینطور است ازمدیریت زمان استفاده کنید:

ایده اصلی این است که مدیریت ضرب الاجل ها می بایست درست با همان تکنیکی اداره شود که درمورد پروژه های بزرگ انجام می پذیرد:

۱- موارد ویژه رابررسی نمائید. آیا اطمینان دارید که درمورد کارهائی که باید تحویل گردد خاطرتان از هر جهت آسوده است؟

۲- شغل و کارمربوط رابه اجزاء کوچکتر تقسیم کنیدتا بتوانید زمان لازم برای انجام هر جزء راتعیین نموده، پیشرفت آنرا کنترل کنید.

۳- بررسی های مربوط به پیشرفت کار را برنامه ریزی کنید. باتوجه به هر جزء تعیین شده ، قادرخواهید بود مشکلات را سریعاً پاسخ دهید.

مدیریت کنترل زمان دیگران را نیز تحت تاثیر قرار میدهد، بویژه کارمندان زیردست شما را. برنامه ریزی پروژه یعنی اینکه نه تنها تخصیص وقت شما، بلکه توزیع وظایف شما میان دیگران. این امر باید در همان طرح ریزی و کنترل وبررسی که در کارشما وجود داشته است برنامه ریزی گردد.
دادن هرنوع وکالت ونمایندگی باید دارای ویژگی تایید و اختتام کارباشد. بعنوان یک مدیر شما این مسئولیت را دارید که اطمیمان حاصل کنید که وظایف محول شده بکارمندان زیردست شما با موفقیت بانجام رسیده است . پس شما باید اطمینان یابید که هروظیفه ای باتحویل کارپایان یافته است. آنگاه دردفترچه خود می نویسید.که فلان امربوقوع پیوسته است. مثلاً اگرشما روز سه شنبه با بعنوان روز پایان کار، مورد توافق وتامین مینمائید، روزچهارشنبه باید دردفترچه شما روزی باشد که کاررا بررسی می کنید. این روش ساده به شما اجازه میدهد که پیشرفت امور را کنترل کنید ودرصورت لزوم اقدامات مقتضی را بعمل آورید.
اهداف بلندمدت بسیاری وجود دارد که یک مدیرخوب باید درتحقق آن کوشا باشد. هدفهای بلندمدت مهم هستند اما فوری نمی باشند. در مورد آنها ضرب الاجل وجود ندارد. این هدفها درانتهای راهی طولانی قرار دارند. به همین دلیل بسیار آسان است که آنها را وقتی که کاری فوری پیش می آید، عجالتاً بدست فراموشی بسپاریم. اینجاست که تعادلی باید برقرار باشد.
مدیریت زمان نوعی کاربرد نظام یافته در استفاده از ادراک و استنباط منطقی است. این نوع مدیریت نیاز به کوشش اندکی دارد اما در عین حال باعث افزونی شایستگی در کار و پیشرفت آن می گردد ونشان میدهد کجاها وقت و انرژی تلف می شود، و بالاخره منجر به استفاده صحیح از وقت میشود. چنانچه این مدیریت را برکارهای خود تمرکز دهید، مسائل شما حل نمی شود ولی این مسائل بشما نشان داده میشود و ساختاری بوجود می آید تاشما راه حلی برای مسائل خود بیابید و آنهار ار کنترل کنید. این روش مدیریت شما را قادر به کنترل ً وقت ً خود می کند، حال این وقت را چگونه بکار میبرید، این امر دقیقاً بخود شما بستگی دارد.

منبع: معاونت توسعه منابع انسانی و پژوهش وزارت نفت
نویسنده: فریدون بختیاری

عنوان: اموزش خواندن فکر دیگران

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

عنوان: اموزش خواندن فکر دیگران

آیا مایلید به افکار کسی که در کنار دستتان نشسته است پی ببرید؟ اگر با افراد زیادی مواجه شده باشیم می‌توانیم بسیاری از افراد را حتی از نوع صحبت کردنشان بشناسیم‌.اما این شناخت در مواجه حضوری با دانستن بسیاری از حالات ثابت شده در علم روان‌شناسی بهترین فرهنگ نامه? آدم‌شناسی را برایمان می‌گشاید. با شناخت بیشتر افراد، ارتباطمان جهت دار می‌شود و در مدت کوتاهی خواهیم توانست که به هدف مورد نظر از این آشنایی و ملاقا نزدیک شویم‌. ایجاد رابطه صحیح باعث رشد عزت نفس در انسان می‌شود و ارتباط ما با خودمان و اطرافیان تقویت می‌ هر چه بهتر و کامل‌تر با خود و دیگران ارتباط برقرار کنیم‌، احساس موفقیت از ایجاد یک ارتباط صحیح و دوستانه ما را زودتر به هدفهایمان می‌رساند و باعث تعالی افکار و رفتارمان در زندگی می‌شود.

فرد خوددار:

اگر شخصی دستهایش را پشت کمر قفل کند، نشان می‌دهد که خود را به شدت کنترل کرده است‌.در این حالت او سعی دارد خشم یا احساس ناامیدی را از خود دور کند.

حالت تدافعی‌:

اگر انگشتان دستها به بازو گره خورده باشد نشان دهنده حالت تدافعی در برابر حمله‌ای غیر منتظره و ناگهانی یا بی‌میلی برای تغییر چهره شخص است‌.اگر انگشتها مشت شده باشند، حالت بی میلی شدیدتر است‌.

متفکر:

گره کردن دستها به دسته‌های صندلی نشان می‌دهد که شخص سعی دارد احساس خود را مهار کند. اما قفل کردن قوزک پاها به یکدیگر حالت تدافعی است‌. این حالت بیشتر در مسافران مضطرب هواپیمای هنگام پرواز و فرود آن دیده می‌شود.

دقت‌:

وقتی شخص انگشت سبابه را روی صورت و بقیه دستش را به صورت گره کرده در پایین صورتش قرار می‌دهد یعنی که با دقت است‌.این حالت نشان می‌دهد که شخص بادقت زیاد به صحبت‌های شما گوش می‌دهد و یک یک کلمات شما را می‌سنجد و در چهره او حالتی انتقادی به چشم می‌خورد.

بدگمان‌:

انگشتهای گره شده زیر چانه و نگاه خیره نشان دهنده حالت تردید و دودلی است‌. او به صحبت‌های شما و صحت گفته‌هایتان تردید می‌کند. در این حالت ممکن است آرنج روی میز قرار گرفته باشد.

بی‌گناه‌:

دستهایی که روی سینه قرار گرفته باشد، بهترین نمونه برای نشان دادن و حالت بی‌گناهی و درستکاری است‌. این حالت اثر باقیمانده از شکل سوگند خوردن است که دست را روی قلب قرار می‌دهند.

مطمئن‌:

این حالت دستها در مردها نشان می‌دهد که به آنچه که می‌گویند اعتقاد و اعتماد کامل دارند و در خانمها کمتر دیده می‌شود. خانمها هنگامی که دست خود را به کمر می‌زنند نشان می‌دهند که به آنچه می‌گویند اطمینان دارند.

مرموز:

دستهای به هم مشت شده زیر چانه نشان می‌دهد که شخص نظریاتش را پنهان می‌کند و به شما اجازه می‌دهد به صحبت خود ادامه دهید، تنها هنگامی که حرفهایتان پایان یافت به شما و نظریات شما حمله خواهد کرد.

ظاهر ساز:

او آرام به نظر می‌رسد اما این آرامش پیش از توفان است‌.این حالتی است که بیشتر رؤسا به خود می‌گیرند تا خود را به گونه‌ای به زیردستان نزدیک کنند و در عین حال جاذبه آنها نیز کم نشود.

آماده و موفق‌:

قرار دادن پاها روی هر چیز (روی صندلی‌، میز، سکو و… نشانه حالت مالکیت است‌… در یک میز گرد تنها رئیس اجازه دارد چنین حالتی داشته باشد و آرامش خود را نشان دهد.)

اعتماد به نفس‌:

تکیه زدن به صندلی در حالتی که دستها پشت سر قفل شده نشان دهنده اعتماد به نفس قوی است‌. اگر شخصی در این حالت صحبت می‌کند به گفته‌های خود اعتماد دارد و اگر به صحبت‌های شما گوش می‌دهد به خود زحمت ندهید، او خود همه ماجرا را می‌داند

عنوان: چهل تمرین خودشناسی

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

عنوان: چهل تمرین خودشناسی


چهل تمرین خودشناسی

شخصیت شامل ویژگی ها و مختصاتی است که هر فرد را از سایرین متمایز می کند. شخصیت، سبک زندگی هر فرد را می سازد، مجموعه باورها و اعتقادات، احساسات و رفتار هر فرد را شکل می دهد و نحوه برقراری ارتباط او را با خود، دیگران و هستی تعیین می کند. شیوه ادراک، تجربه اندوزی، تفاهم، ارزیابی، نحوه واکنش و برخورد با مسائل و مشکلات، اجزاء شخصیت افراد را روشن می کند.
شخصیت شامل ویژگی ها و مختصاتی است که هر فرد را از سایرین متمایز می کند. شخصیت، سبک زندگی هر فرد را می سازد، مجموعه باورها و اعتقادات، احساسات و رفتار هر فرد را شکل می دهد و نحوه برقراری ارتباط او را با خود، دیگران و هستی تعیین می کند. شیوه ادراک، تجربه اندوزی، تفاهم، ارزیابی، نحوه واکنش و برخورد با مسائل و مشکلات، اجزاء شخصیت افراد را روشن می کند. شخصیت دو وجه دارد: یک وجه آن درونی است و یک وجه بیرونی که از آن محافظت می کند
(مانند جمجمه که از مغز در برابر آسیب ها و لطمات و صدمات خارجی محافظت می کند.) شخصیت ظاهری (بیرونی) پوششی است برای شخصیت باطنی(درونی) از ضربه های روحی و روانی. هر فرد دارای سه مرکز یا غریزه است که به وی کمک می کند تا به زندگی خود ادامه دهد:
۱- غریزه صیانت ذات: در ناحیه شکم واقع شده است. کار اساسی آن آگاه ساختن ما از نیازهایمان است. هنگامی که این غریزه بیمار می شود، احساس ناامنی می کنیم.
۲- غریزه ارتباطات: در ناحیه قلب قرار دارد و احساسات عاطفی و هیجانی شخص را تولید می کند. هنگامی که این غریزه خوب کار نکند، دچار احساس تنهایی، ملال و افسردگی می شویم.
۳- غریزه جهت یابی که در مرکز سر قرار دارد و احساس هویت و بودن ما را ایجاد می کند: این که ما چه کسی هستیم، از کجا آمده ایم و به کجا خواهیم رفت. این غریزه کمک می کند تا هدف و مقصود و مقصد و مفهوم زندگی خویش را بشناسیم. هنگامی که این غریزه آسیب می بیند، احساس بیهودگی و پوچی می کنیم. در طبیعت و سرشت انسان ها وجوه مشترک فراوانی وجود دارد. افراد دارای رنگ های گوناگون شخصیتی هستند، اما در هر فرد یک رنگ می تواند بر سایر رنگ های برتری و تفوق داشته باشد که دیگر رنگ ها را تحت الشعاع خود قرار دهد. در واقع این رنگ غالب، رنگ قوی تر شخصیت آن فرد را تشکیل می دهد. این سه مرکز، کانون هایی برای استنتاج و ارزیابی و کسب اطلاعات است، مثلاً افرادی که ناحیه شکمی را ترجیح می دهند، تیپ های خوب، مقتدر و مسالمت جو هستند و افرادی که ناحیه قلب در آنها برتری دارد، تیپ های دوست داشتنی، اهل عمل و مبتکر هستند و افرادی که مرکز سر در آنها غالب است، تیپ های دانا، صادق و وفادار، شاد و مسرور هستند. هنگامی که یک مرکز بر آن می شود تا وظایف سایر مراکز را انجام دهد آنگاه شاهد اختلالاتی چون عدم تعادل می شویم و یا سرسخت و لجباز افراطی می شویم و یا احساساتی و زودرنج، ولی وقتی که هر سه مرکز به گونه ای آزاد و هماهنگ عمل می کنند احساس رهایی ،اعتدال و آرامش می کنیم. اگر می خواهیم به تکامل برسیم باید تمام جنبه های متضاد وجود خود را کشف کنیم و تمام آنها را مشخص سازیم و تنها به شناخت شماری از آنها اکتفا نکنیم. با معرفتی که از قطب های متضاد وجود خود پیدا می کنیم، انرژی و نیروی لازم را در خویش بوجود خواهیم آورد، حال آن که اگر تنها به یک قطب بپردازیم توان دلخواه را از دست می دهیم. صفاتی که برای شما قابل قبول است، در باطن شما جایگاه خاصی دارد و مشخص و معلوم است، اما صفاتی را که از دایره شخصیت خود بیرون کرده اید چه بسا به صورت رؤیا و کابوس به خوابتان می آیند و یا آنها را به سوی دیگران فرافکنی می کنید. به همین علت است که در بعضی اشخاص صفات خوشایند و یا ناخوشایند می یابید. انجام تمرین های زیر به خودشناسی شما کمک می کند. در مورد پرسش های زیر خوب بیندیشید و با دقت پاسخ دهید:
۱- آیا به وضعیت فیزیکی (جسمی) خود رسیدگی می کنید تا بتوانید آن را شاداب و با نشاط نگه دارید؟
۲- آیا با حالات جسمانی خود مثل خستگی و بیماری کنار می آیید؟
۳- وضعیت عاطفی و هیجانی شما چگونه است؟ آیا آنها را ابراز می کنید یا به احساسی مخالف با احساسی که دارید، تظاهر می کنید؟
۴- عشق خود را چگونه اظهار می کنید؟
۵- خشم خود را چگونه اظهار می کنید؟
۶- آیا عواطف شما جسمتان را تحت تأثیر قرار می دهد؟
۷- آیا می توانید با دیگران برخورد مناسب و همراه با مسالمت و مدارا داشته باشید؟ آیا با دیگران با گرمی و صمیمیت، رفتار می کنید؟ آیا به موقع می توانید خود را از مردم کنار بکشید و در صورت ضرورت از ایشان دور نمایید؟
۸- آیا خود را آسیب پذیر و ضعیف نشان می دهید؟ آیا برای آزاد ساختن هیجانات خود نیاز به روان درمانی، رفتار درمانی و یا گروه درمانی احساس می کنید؟
۹- آیا احساسات شما تابع شماست و یا شما تابع احساسات خود؟ آیا احساساتتان آشفته و ناگهانی هستند؟ با احساسات خود چگونه کنار می آیید؟
۱۰- آیا قواعد ذهنی شما با واقعیت های موجود توافق و هماهنگی دارد؟ آیا نقشه هایی را که در ذهنتان می پرورید، مبهم و غیر حقیقی می انگارید؟ آیا نیاز دارید که نقشه های ذهنی خود را با شرایط و اوضاع کنونی وقف دهید؟
۱۱- آیا افکار آزاردهنده دارید و یا مسائل و مشکلات را کوچک و بی اهمیت تلقی می کنید و خود را به تغافل و بی خبری می زنید؟
۱۲- آیا می توانید روی موضوع خاصی متمرکز شوید و یا در دور باطلی قرار می گیرید؟ آیا نیاز به شناخت درمانی دارید تا افکاری روشن، متمرکز و منطبق با حقیقت داشته باشید؟
۱۳- در تصمیم گیری کدام مرکز را برای مشورت انتخاب می کنید و به آن اطمینان دارید؟ تصمیم های عجولانه و شتابزده می گیرید و یا با هیجانات و احساسات خود مشورت می کنید و یا عقل و منطق را ترجیح می دهید(یعنی نظریات مختلف را جمع آوری می کنید تا بتوانید آنها را مورد استفاده قرار دهید)؟
۱۴- تصمیم های مهم زندگی خود را بنویسید و کانون تصمیم گیری خود را در هر یک مشخص کنید و بالاخره کانون ارجح را پیدا کنید که جسمتان است یا قلبتان و یا ذهنتان؟
۱۵- هنگامی که حال خوش و آرامی دارید چه احساس و تفکری نسبت به خود و دیگران و نحوه ارتباط با آنها دارید و اصولاً چه تفاوتی با زمانی که ناراحت و کج خلق و دلواپس هستید دارید؟ مثلاً قادر به انجام چه کارهایی می شوید که در موقع بد حالی از عهده آنها برنمی آیید؟
۱۶- احساسات، اندیشه ها و رفتارهای خود را در زمانی که حس می کنید، دارید از هم می پاشید و توان مقابله با مشکلات را از دست داده اید، شرح دهید.
۱۷- با موقعیت های تنش زا چگونه برخورد می کنید و چگونه می کوشید تا با پیدا کردن موقعیت مناسب، خود را از این وضع رها کنید؟ آیا برای رهایی از مشکلی که آزارتان می دهد به روش های نومیدکننده و بی اثر متوسل می شوید؟
۱۸- چه چیزهایی مانع از آن می شود تا نتوانید کار دلخواه خود را انجام دهید و یا آنچه را در دل دارید به زبان نیاورید؟
۱۹-چه عواملی شما را از نیرومند شدن و یا عاشق شدن باز می دارد و یا از ابراز احساسات شما جلوگیری می کند و اجازه نمی دهد که خوش خلق باشید؟
۲۰- آنچه را که قادر به انجام آنها نیستید یا اجازه انجام آنها را به خود نمی دهید، به دقت بنویسید. (منظور کارهایی است که با انجامش می توانید تغییرات اساسی در سبک زندگی و شیوه ارتباطی خود بوجود آورید).

۲۱- چه وسوسه هایی در ذهنتان دارید؟ آیا هیچ یک از این وسوسه ها مسبب مشکلات شما نبوده و یا موجب انحراف خلق و خو و ناسازگاری در شما نگشته است؟
۲۲- به نظر شما چه خصوصیاتی باعث رشد و بلوغ و کمال فردی می شود؟ آن صفات، ویژگی ها و خصلت ها را فهرست وار بنویسید.
۲۳- از مهارت های مذکور در سؤال قبل، کدامیک را دارا و یا فاقد آن هستید؟
۲۴- وقتی مضطرب هستید و یا مثلاً دچار خشم و یا هراس شده اید، چه واکنشی نشان می دهید؟ گزینه های زیر را در مورد خود به ترتیب اولویت مشخص کنید: – در خود می خزید و به تفکر می پردازید. – احساساتی می شوید و بدون فکر وارد عمل می شوید. – دیگران را سرزنش می کنید و عیب جو و خرده گیر می شوید. – کارهایی را انجام می دهید که مطابق تمایلات باطنی شما نیست. – آنچه را که برای دیگران آشکار است ، انکار می کنید و می کوشید واقعیت را نادیده بگیرید. – و…
۲۵- ما برای چه در این دنیا هستیم و هدف و مقصودما از زندگی چیست؟ خیلی واضح و روشن بیان کنید به طوری که یک موجود غیرزمینی پاسخ شما را درک کند.
۲۶- اگر فقط یک سال فرصت زنده ماندن و زندگی کردن داشتید چه کارهایی انجام می دادید؟ چرا از هم اکنون این کارها را انجام نمی دهید؟
۲۷- وظایف شما در زندگی چیست؟ احساس می کنید برای چه کاری ساخته شده اید و از عهده چه کاری بهتر برمی آیید؟ جملات زیر را کامل کند: – دوست دارم چه جور آدمی باشم… – دوست دارم چه فعالیت هایی را دنبال کنم… – رسالت فردی من عبارت است از این که…
۲۸- چه توقعاتی دارید؟
۲۹- دنیا را چگونه می بینید؟ (مثلاً عقیده بر این است که دنیا رحم و مروت نمی فهمد. پس چه تاکتیک و شگردی باید به کار برد تا بتوان در این معرکه مغلوب حریفان نشویم و در صحنه کارزار پیروز و سربلند شویم؟)
۳۰- در زندگی چه اشتباهاتی مرتکب شده اید؟ در ازای از دست دادن بعضی چیزها، چه چیزهایی را بدست آورده اید؟ آیا جزو آن افرادی هستید که عشق را در جایی که نبوده، جسته اید؟ مثلاً در غذا و…
۳۱- چه هیولایی بر سر راه شما کمین کرده و نمی گذارد تا به شخصیت اصلی و باطنی خود دسترسی پیدا کنید؟ فهرستی از تمام آنچه که شما را به هراس می افکند، یادداشت کنید (مثلاً از اظهار عقیده می ترسید و یا از عصبانی شدن و …)
۳۲- کدامیک از ترس ها واقعی است و کدام غیرواقعی؟ آیا هنجارهای شخصیتی و باورهای ذهنی شما نیست که موجب ترس شما می شود (مثل کمال گرایی، اصرار بر آرام و خونسرد بودن، قوی بودن و …)؟
۳۳- اگر شما وارد قلمرو امر و نهی ها شوید و قواعد را بشکنید و یا از این حد و مرز بگذرید، احساس ترس می کنید؟
۳۴- برای از بین بردن این ترس چه اقداماتی باید انجام دهید و به چه نیرویی نیاز دارید تا بتوانید با این ترس ها مقابله کنید؟ تمام ترفندها و شگردهایی را که نیاز دارید، فهرست وار ذکر کنید.
۳۵- دو ستون رسم کنید. در ستون اول تمام صفاتی را که در خود سراغ دارید، بنویسید. در ستون دوم، صفات متضاد را بنویسید، صفاتی که شما مایل به قبول آنها نیستید. با توجه به پاسخ هایتان به سؤالات فوق، به پرسش های زیر پاسخ دهید.
۱- در دل شما چه می گذرد؟ ادراکات و احساسات شما کدام است؟ با خود و دیگران چگونه ارتباطی دارید؟
۲- در ذهن شما چه می گذرد؟ باورها، اعتقادات، ارزش ها و افکار شما چیست؟
۳- از چه می ترسید؟ (از گزینه های زیر یکی را انتخاب کنید.) الف) ابراز خشم، برخورد کردن، ضعیف بودن ب) نیازمندی، شکست، سطحی بودن ج) درد و رنج، انحراف و کژروی، تهی و پوچ بودن
۴- نیازهای شما چیست؟ کدامیک از مجموعه های زیر را ترجیح می دهید؟ الف) نیکوکاری، صلح و آرامش، قدرت ب) عشق، کارایی، اصالت ج) عقل و خرد، وفاداری، شادمانی
۵- کدامیک از مکانیزم های دفاعی زیر را غالباً به کار می برید؟ الف) واکنش سازی (تظاهر و وانمود کردن)، اعتیاد، انکار ب) واپس رانی، همسان سازی، درون نگری ج) انزوا، فرافکنی، تصعید

عنوان: ۱۰ راه کاشتن بذرارامش وسعادت در ذهن

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

عنوان: ۱۰ راه کاشتن بذرارامش وسعادت در ذهن

قانون۱: بیائید ذهنمان را سرشار از فکر آرامش، شجاعت، سلامتی و امید کنیم زیرا زندگی ما همان چیزی است که ذهنمان می سازد.
قانون ۲: بیائید حتی با دشمنان حتیٌ الامکان درگیر نشویم ، زیرا این کار بیشتر از آن که آنها را آزرده خاطر کند، از ما نیرو می گیرد.بیائید حتی یک دقیقه را هم صرف فکر درباره کسانی که دوست نداریم نکنیم.
قانون ۳: الف- به جای نگرانی درباره ناسپاسی، انتظار ناسپاسی داشته باشیم. یادمان باشد که حضرت مسیح فقط در یک روز ده آدم جذامی را شفا داد وفقط یک نفر از او تشکر کرد.
ب- یادمان باشد که تنها راه دست یافتن به خوشحالی وسعادت، انتظار تشکر از دیگران نیست، بلکه بخشش را باید به خاطر شادی بخشش دوست داشت.
د- یادمان باشد که سپاسگزاری را باید همچون بذری کاشت بنابراین اگردوست داریم، فرزندانمان آدمهای شکرگزاری بار بیایند، باید این صفت را به آنها بیاموزیم.
قانون۴: همیشه چیزهایی را که باید شکرشان را به جا بیاورید بشمارید، نه مشکلاتتان را.
قانون ۵: از دیگران تقلید کورکورانه نکنیم. خودمان را بشناسیم وخودمان باشیم زیرا حسادت یعنی جهل و تقلید یعنی خودکشی.
قانون ۶: وقتی تقدیر به دستمان یک لیمو ترش میدهد، از آن شربت درست کنیم.
قانون ۷: با اندکی شاد کردن دیگران، اندوه خود را از یاد ببریم. وقتی به دیگران نیکی می کنید به خود نیکی کرده اید.
دیل کارنگی

عنوان: ۳ راه برای کاهش تنش

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

عنوان: ۳ راه برای کاهش تنش

قاتلین بالفطره استرس
وقتی خسته از کار روزانه و استرس ناشی از آن به خانه بازمی‌گردید، فکر می‌کنید که فقط یک موسیقی آرام یا دوش آب‌گرم می‌تواند شما را دوباره آرام کند و خستگی یک روز کاری دشوار را از دوش شما بردارد. آرام‌سازی یا ریلکسیشن چیزی فراتر از تماشای تلویزیون یا استراحت کوتاه در هنگام کار است.
برخی شیوه‌هایی که به کاهش ناراحتی و استرس منجر می‌شوند، آرام‌سازی یا ریلاکسیشن(relaxation) پیش رونده عضلات، تجسم فضایی و تنفس آرام است.
۱- آرام‌سازی پیش رونده عضلات
آرام‌سازی پیش رونده عضلات، روشی برای شل‌کردن گروهی از عضلات به طور هم‌زمان است. برای آموزش این روش مراحل زیر را تمرین کنید:
ابتدا در وضعیت آرام بنشینید یا دراز بکشید و چشمان خود را ببندید. فک خود را شل کرده و پلک‌ها را روی هم بگذارید، اما آنها را فشار ندهید. به صورت ذهنی بدن خود را وارسی کنید. اول از انگشتان پا شروع کرده و با عبور از پاها، تنه، بازوها، ساعدها، دست‌ها و انگشتان به گردن و سر برسید. روی دو قسمت به شکل مجزا تمرکز کنید. عضلات را در یک ناحیه از بدن منقبض کنید و از پنج تا ده بشمارید و بعد آنها را شل کنید.
هم‌زمان با شل کردن عضلات، تصور کنید سفتی و تنش موجود در عضلات شما در حال ذوب شدن و ناپدید شدن است. حالا به سراغ ناحیه بعدی بروید.
۲- تجسم فضایی
تجسم فضایی یا تخیل هدایت‌شونده در حقیقت دراز کشیدن به شکل کاملا آرام و ساکت و تصور کردن خود در یک موقعیت شاد و بدون دغدغه است.
برای محقق شدن این خواسته ابتدا اجازه دهید افکار، جریان آزادی در ذهن شما داشته باشند، اما روی هیچ کدام از آنها متمرکز نشوید. به خودتان بگویید که شما راحت و آرام هستید، دستان شما گرم و سنگین هستند یا اگر خیلی گرم‌تان است بگویید که خنک هستند و قلب شما به آرامی می‌زند، سپس نفس‌های آرام، منظم و عمیق بکشید.
هنگامی که به طور کامل احساس آرامش کردید، خود را در یک مکان مورد علاقه یا نقطه‌‌ای زیبا و بی‌سر و صدا تصور کنید و بعد از پنج تا ده دقیقه آرام‌آرام خودتان را بیدار کنید.
با تمرین زیاد می‌توانید خود را در جای مورد علاقه تان یا نقطه‌ای آرام و بی‌سر و صدا تجسم کنید و پاسخ‌های آرام‌بخشی را در بدن خود برانگیزید.
۳- تنفس آرام
نوع دیگری از روش های آرام‌سازی بر تنفس آرام و عمیق، متمرکز است. این روش را در طول روز تمرین کنید، به گونه‌ای که هر گاه احساس استرس یا فشار عصبی کردید، بتوانید از آن استفاده کنید.
ابتدا روی یک تخت یا کاناپه دراز بکشید یا روی صندلی بنشینید و پاهای خود را کمی با فاصله از هم قرار دهید و دست‌ها را روی شکم خود بگذارید. سپس به آرامی هوا را وارد ریه‌ها کرده و تا چهار بشمارید و اجازه دهید شکم‌تان در حدود ۵/۲ سانتی‌متر بالا بیاید. باید حرکت شکم را با دستان خود احساس کنید. شانه‌ها را بالا نبرید و قفسه سینه را هم حرکت ندهید. همین‌طور که نفس می‌کشید، تصور کنید که هوای گرمی به تمام قسمت‌های بدن شما جاری می‌شود. پس از عمل دم یک ثانیه مکث کنید. اکنون به آرامی هوا را از ریه‌ها خارج کنید و هم‌زمان تا چهار بشمارید. هنگامی که این کار را می‌کنید، شکم شما هم آرام پایین می‌رود. همین‌طور که هوا از ریه‌ها بیرون می‌آید، تصور کنید تنش‌های عصبی شما هم همراه آن بیرون ریخته می‌شوند. پس از عمل بازدم یک ثانیه مکث کنید.
این تمرین را پنج تا ده بار تکرار کنید.
اگر منظم ساختن تنفس برایتان مشکل است، نفس‌هایتان را کمی عمیق‌تر کرده و یک تا دو ثانیه نگه دارید. بعد به آرامی در حالی که لب‌های خود را جمع کرده‌اید، طی ۱۰ ثانیه آن را از ریه‌ها خارج کنید. این تمرین را یک یا دو بار تکرار کنید.

چگونه حرفه ای بیاندیشیم

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

چگونه حرفه ای بیاندیشیم

نحوه صحبت کردن، لباس پوشیدن، نوشتن، رفتار کردن و کار کردن شما تعیین میکند که آیا یک حرفه ای میباشید و یا یک آماتور. با آنکه اغلب افراد آماتور بودن را عادی می پندارند اما شما هرگز طوری رفتار نکنید که آماتور بنظر آیید. هر کاری را که انجام میدهید، مانند یک حرفه ای انجامش دهید: مطابق با معیارهای حرفه ای.

۱- یک حرفه ای تمام جوانب شغل خود را آموزش می بیند. یک آماتور از هر فرصتی استفاده میکند تا از روند یادگیری طفره رود.

۲- یک حرفه ای به دقت در می یابد به چه چیزهایی نیاز و احتیاج است. یک آماتور نیازها و احتیاجات دیگران را حدس میزند.

۳- ظاهر و طرز بیان یک حرفه ای همانند یک حرفه ای میباشد. یک آماتور ظاهر و گفتار به هم ریخته ای دارد.

۴- یک حرفه ای محیط کار خود را پاکیزه و منظم نگه میدارد. یک آماتور یک محیط کار شلوغ، آشفته و کثیفی دارد.

۵- یک حرفه ای متمرکز و مدبر است. یک آماتور سردرگم و پریشان خاطر.

۶- یک حرفه ای از اشتباهات خود درس میگیرد. یک آماتور اشتباهات خود را نادیده گرفته و یا پنهان میکند.

۷- یک حرفه ای از وظایف و ماموریتهای دشوار استقبال میکند. یک آماتور تلاش میکند از کارهای دشوار خود را رهایی بخشد.

۸- یک حرفه ای در اسرع وقت پروژه ها را به انجام میرساند. یک آماتور در میان انبوه کارهای ناتمام احاطه گشته است.

۹- یک حرفه ای همواره خوشبینی و خونسردی خود را حفظ میکند. یک آماتور از کوره در میرود و بدترین وضعیت را متصور میشود.

۱۰- یک حرفه ای پول و حسابهای بانکی خود را به دقت مدیریت میکند. یک آماتور پول خود را بی حساب خرج میکند.

۱۱- یک حرفه ای سعی میکند مشکلات و ناراحتی های دیگران را رفع کند. یک آماتور از مشکلات دیگران اجتناب میورزد.

۱۲- یک حرفه ای از لحن احساسی مثبت استفاده میکند: اشتیاق، خوشی، علاقه، رضایت. یک آماتور از لحن احساسی منفی استفاده میکند: خشم، خصومت، ترس، نفرت، قربانی.

۱۳- یک حرفه ای آنقدر پافشاری میکند تا به مقصود خود برسد. یک آماتور در ابتدای کار شانه خالی میکند.

۱۴- یک حرفه ای بیش از انتظار بهره وری دارد. یک آماتور تا اندازه ای که کارها پیش رود.

۱۵- یک حرفه ای خدمات و فراورده های مرغوب وب ا کیفیت بالا ارائه میدهد. یک آماتور خدمات و محصولات با کیفیت پایین.

۱۶- یک حرفه ای آینده ای نوید بخش دارد. یک آماتور آینده ای مبهم و نامشخص.

نخستین گام برای حرفه شدن شما آنست که: باور کنید حرفه ای هستید

مثبت فکر کردن را تمرین کنید

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

   مثبت فکر کردن را تمرین کنید   

   گفت‌وگوی ذهنی همان حرف‌های بی‌پایانی است که هر روز به ذهن شما می‌آیند، این افکار خودکار می‌توانند مثبت یا منفی باشند. بعضی از این گفت‌وگوهای درونی با دلیل و منطق همراهند و برخی دیگر بی‌سروته و ناامیدکننده هستند که در اثر نگرشی غلط و اطلاعات نادرست و حتی کمبود اطلاعات به وجود آمده‌اند.   

تفکر مثبت نه‌تنها می‌تواند استرس را کنترل کند و آن را از بین ببرد بلکه حتی می‌تواند باعث بهبود سلامتی ما نیز بشود. برای مقابله با گفت‌وگوی درونی منفی اول باید آنها را تشخیص دهیم و تمرین کنیم تا ذهنمان از این تفکرات خالی شود.
● تشخیص تفکر مثبت و گفت‌وگوی ذهنی
گفت‌وگوی ذهنی همان حرف‌های بی‌پایانی است که هر روز به ذهن شما می‌آیند، این افکار خودکار می‌توانند مثبت یا منفی باشند. بعضی از این گفت‌وگوهای درونی با دلیل و منطق همراهند و برخی دیگر بی‌سروته و ناامیدکننده هستند که در اثر نگرشی غلط و اطلاعات نادرست و حتی کمبود اطلاعات به وجود آمده‌اند.
اگر بیشتر افکاری که به ذهن شما خطور می‌کنند منفی باشند مسلماً دیدگاه‌ شما هم نسبت به زندگی منفی و بدبینانه است و اگر بیشتر افکار و گفت‌وگوهای درونی شما مثبت هستند شما خوش‌بین هستید و جزء افرادی هستید که مثبت فکر کردن را تمرین می‌کنند.
● زندگی طولانی‌تر و شادتر با تفکر مثبت
محققان درباره نحوه عملکرد تفکر مثبت و خوش‌بینی بر سلامت تحقیق می‌کنند، آنها دریافته‌اند که داشتن تفکر مثبت می‌تواند:
▪ استرس منفی را کاهش دهد.
▪ ابتلا به سرماخوردگی را کاهش دهد.
▪ اطمینان به این‌که سلامت خود را باز می‌یابیم روند بهبودی را ارتقا بخشد.
▪ احتمال ابتلا به بیماری قلبی ـ عروقی را کاهش می‌دهد.
▪ در بیماران تنفسی، تنفس را بهبود می‌بخشد.
▪ دوره بارداری را در بانوانی که با خطرات بارداری مواجه هستند، تسهیل می‌کند.
▪ در هنگام سختی‌ها کمک می‌کند تا راه‌حل‌های مناسب‌تری را به کار برند و روحیه بهتری داشته باشند.
هنوز کاملاً مشخص نیست که تفکر مثبت چگونه این اثرات را بر سلامتی ما می‌گذارد اما یک تئوری می‌گوید که داشتن تفکر مثبت ما را قادر می‌سازد تا با موقعیت‌‌های استرس‌زا بهتر روبه‌رو شویم و این عامل اثرات ناخوشایند استرس بر بدن را از بین می‌برد.
● چگونه به‌جای افکار منفی، افکار مثبت داشته باشیم؟
آیا بیشتر گفت‌وگوهای درونی شما منفی هستند؟ حتی اگر این‌طور هم باشد دلیل نمی‌شود شما مجبور به تحمل یک زندگی ناخوشایند باشید. گفت‌وگوی ذهنی منفی به این معناست که شما یک دیدگاه درست را انتخاب نکرده‌اید و فاقد اطلاعات و ایده‌های لازم برای بالا بردن ظرفیت و دست‌یابی به زندگی مثبت هستید، اما از هر زمان که اراده کنید می‌توانید چرخه زندگی‌تان را تغییر دهید.
بعضی از گفت‌وگوهای ذهنی و افکار منفی عبارتند از:
▪ فیلتر کردن:
شما تنها به نکات منفی یک موضوع توجه می‌کنید و تمام نکات مثبت آن را فیلتر می‌کنید و نادیده می‌گیرید.
برای مثال در مورد یک روز کاری، شما کارتان را با موفقیت و به موقع تحویل داده‌اید و مورد تشویق قرار گرفتید اما در موردی هم دچار خطائی شدید و به شما تذکر داده شده، ممکن است این روز از نظر فردی روزی کاملاً عالی و ایده‌آل باشد اما از نظر شما یک روز وحشتناک، چراکه تنها بر روی اشتباهتان تمرکز می‌کنید و تمام تشویق‌ها و موفقیت‌هایتان را در طی روز نادیده می‌گیرید.
▪ شخصی‌سازی:
وقتی یک اتفاق ناخوشایند رخ می‌دهد شما خودتان را سرزنش می‌کنید و تقصیر را به گردن خودتان می‌اندازید. برای مثال متوجه می‌شوید قراری که بعدازظهر با دوستانتان داشته‌اند لغو شده و فکر می‌کنید برنامه به این خاطر به هم خورده که کسی مایل نیست با شما معاشرت داشته باشد. یا حتی بدی آب و هو را به شانس و اقبال بد خودتان نسبت می‌دهید و …
▪ از کاه کوه ساختن:
به‌طور خود به خود، بدترین را پیش‌بینی می‌کنید. ممکن است از بیرون رفتن با دوستانتان اجتناب کنید از ترس این‌که مبادا خطائی از شما سر بزند و یا اگر یک کار کوچک در برنامه روزمره شما با مشکل مواجه شود این فکر به ذهن شما می‌آید که عجب روز وحشتناکی در انتظار من است، همه‌چیز از همین شروع روز مشخص است.
▪ نگرش سیاه و سفید
ممکن است همه‌چیز را مطلقاً خوب و یا مطلقاً بد ببینید، سیاه یا سفید و هیچ حد وسطی وجود ندارد. اعتقاد دارید باید همه‌چیز کامل باشد و باید از هر لحاظ کامل و ایده‌آل باشید در غیر این‌صورت احساس می‌کنید که بازنده‌اید و کلیه توانائی‌هایتان را نادیده می‌گیرید.
▪ خبر خوش! شما می‌توانید مثبت فکر کردن را یاد بگیرید.
شما می‌توانید افکار مثبت و خوش‌بینانه را جایگزین تفکرات منفی و گفت‌وگوهای ذهنی ناخوشایند کنید. وقتی این کار را انجام می‌دهید به‌تدریج گفت‌وگوی درونی شما واقع‌بینانه‌تر می‌شود و شما را تشویق می‌کند تا بیشتر از تفکر مثبت استفاده کنید و وارد پروسه تفکر مثبت شوید.
می‌توانید یاد بگیرید که چگونه افکار منفی را به افکار مثبت تبدیل کنید. این کار ساده، اما مستلزم صرف وقت و تمرین روزانه است. به هر حال می‌توانید یک سرگرمی لذت‌بخش برای خود ترتیب دهید.
● تمرین:
به‌طور مرتب در طی روز لحظاتی توقف کنید و ببینید مشغول فکر کردن به چیزی هستید. اگر متوجه شدید که بیشتر افکار شما منفی هستند سعی کنید یک نکته مثبت در آنها پیدا کرده و فکرتان را تصحیح کنید.
این قانون ساده را به یاد داشته باشید: هیچ‌وقت به خودتان حرفی نزنید که حاضر نباشید آن حرف را به دیگران بزنید.
▪ مثبت فکر کردن را تمرین کنید، هر روز!
اگر بدبین هستید و افکاری منفی دارید توقع نداشته باشید که در عرض یک شب، به یک فرد مثبت‌نگر و خوش‌بین تبدیل شوید. اما با تمرین کردن گفت‌وگوی ذهنی شما، کم‌کم مثبت می‌شود و از حالت خودانتقادی بیرون می‌آید و خودپذیری جای آن را می‌گیرد و همین‌طور نسبت به جهان اطرافتان کمتر دیدگاهی بدبینانه خواهید داشت و زیباتر به نظر خواهد آمد.
تمرین تفکر مثبت، دید بهتری به شما می‌بخشد. وقتی حالت ذهنی مثبت باشد قادرید از پس هر مسئله‌ای هرچه‌قدر هم استرس‌زا و ناراحت‌کننده باشد به نحو مؤثری برآئید. این توانائی (مثبت‌نگری) به سلامت جسم و روح شما کمک می‌کند و درهای جدیدی را به رویتان می‌گشاید. تمرین روزانه را به یاد داشته باشید.
▪ مدیتیشن تفکر مثبت:
اگر مایلید به موسیقی کلامی گوش کنید تا به آرامش ذهنتان کمک کند.
لحظاتی را به ریلکس کردن بدن خود اختصاص دهید و نفس‌های عمیق بکشید.
تمام تنش‌ها و افکار نگران‌کننده را برای لحظاتی رها کنید.
چشمانتان را ببندید و تصور کنید که انرژی آمیخته با نور عشق شما را احاطه می‌کند و آرامش می‌بخشد.
چشمانتان را باز کنید و به آرامی و با طمأنینه فکر مثبت امروز را بخوانید.
▪ پیام مثبت روز:
تو باید بیاموزی قبل از این‌که از دیگران انتظار دریافت عشق و محبت داشته باشی، ابتدا خودت به وجودت عشق بورزی.
لحظه‌ای دقت کن و ببین این فکر تا چه حد با افکار معمول و متداول تو هماهنگ یا متفاوت است. به خودت یادآوری کن که می‌توانی افکارت را انتخاب کنی و می‌توانی تصمیم‌گیری که افکار روزمره‌ات را با افکار مثبت جایگزین سازی.
▪ عبارت تأکیدی روز:
امروز خودم را می‌پذیرم و به خودم عشق می‌روزم و اجازه می‌دهم که پذیرای عشق و محبت دیگران باشم.
وقتی عبارت تأکیدی را خواندید با صدای بلند ۳ مرتبه آن را تکرار کنید. تصور کنید که قدرت این کلمات، تأثیر عمیقی بر ذهن شما می‌گذارند و در روح و ذهن شما طنین‌افکن می‌شوند. تصور کنید که شما و دنیای اطرافتان در عشق احاطه شده‌اید. حال این عبارت تأکیدی را ۳ بار دیگر تکرار کرده و احساس کنید که صدای این کلمات در تار و پود بدنتان نفوذ می‌کند و حسی خوب و مثبت را به شما انتقال می‌دهد.
▪ تجسم روز:
می‌بینم که در عشق احاطه شده‌ام و با همه خصوصیاتی که در حال حاضر دارم در کائنات کامل و بی‌نقصم و به خاطر این‌که زنده هستم سپاسگزارم. تصدیق می‌کنم که ارزشمند بوده و لایق عشق و محبت هستم. خود را می‌بینم که به راحتی و با آغوشی باز عشق و محبت دیگران را می‌پذیرم و تصدیق می‌کنم که هر موجود زنده‌ای شایسته دریافت عشق است. من این تصاویر را آمیخته با شور و لذت کرده و آن را رها می‌کنم و باور دارم که آنها بهترین‌ها را برای من خلق می‌کنند و به ارمغان می‌آورند. من خوبی‌ها را تجسم کرده و به آنها فکر می‌کنم.
وقتی تجسم روزانه را انجام دادید، حالا دوباره چشمتان را ببندید، در چشم ذهنتان تصویر جدیدی از خودتان ببینید. ببینید که به طریق جدیدی رفتار می‌کنید و باور کنید که لایق این شخصیت جدید هستید. برای دقایقی خود را در حالتی تصور کنید که مشغول انجام دادن فعالیت‌های روزمره‌تان هستید و از این‌که تجسمتان به حقیقت پیوسته، خوشحالید و لذت می‌برید.
تجربه مراقبه تفکر مثبت را به همراه داشته باشید:
ـ نفس عمیقی بکشید.
ـ به خاطر دو موهبت در زندگی‌تان تشکر کنید.
ـ حس آرامش و سپاسگزاری را در طی روز به همراه داشته باشید.
به یاد داشته باشید که در طی روز می‌توانید چند بار این پروسه را تکرار کنید.
حداقل برای ۱۰ بار عبارت تأکیدی را در طی روز تکرار کنید.
سعی کنید اثرات مثبت این تفکر جدید در زندگی‌تان را حداقل یک‌بار دیگر در طی روز در ذهنتان مجسم کنید.
روز فوق‌العاده‌ای داشته باشید!      
   مجله موفقیت

کودکان مادران معتاد به کوکایین، خون کمی به مغزشان می‌رسد

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

کودکان مادران معتاد به کوکایین، خون کمی به مغزشان می‌رسد
________________________________________
کودکانی که مادران آنان در دوران بارداری کوکایین مصرف کردند، در دوران نوجوانی با مشکل نارسایی رسیدن خون به مغز مواجه می‌شوند.

به گزارش روز پنج شنبه خبرنگار ایرنا به نقل از پایگاه اینترنتی رویترز هلث، دکتر “هالام هورت” از بیمارستان “اطفال فیلادلفیا” و همکارانش بتازگی تحقیقی را برای اندازه‌گیری جریان خون به مغز نوجوانانی که در دوران جنینی به واسطه مادر معتاد به کوکایین ، در معرض این ماده مخدر قرار گرفته بودند و آنهایی که در معرض این ماده نبودند انجام دادند.

این تحقیق با استفاده از نوع خاصی از تصویربرداری “ام.آر.آی” انجام شده است.

براساس نتایج این تحقیق ، کاهش جریان خون به قسمت‌های مختلف مغز نوجوانانی که در دوران جنینی در معرض کوکابین قرارگرفته بودند، مشاهده شد
.

عکس های فوق العاده از پرندگان

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

عکس های فوق العاده از پرندگان

 

 

 

 

 

قبیله ای که وقتی مردی میمیرد یکی از انگشتان زنانشان را قطع می کنند

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »
قبیله‌ای که هرگاه کسی می‌میرد یک بند انگشت زنان را قطع می‌کنند!!

 

در اندونزی قبایل بدوی‌ای زندگی می‌کنند که سنت‌ها و مراسم غیر انسانی‌ای دارند؛ از جمله این سنت‌ها این است که هرگاه یکی از خویشاوندان زنی فوت کند یک بند از انگشت دستش را قطع می‌کنند.
 

عاقبت نوشیدن شراب (عکس)

الکلی ها ی گمنام, دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

عاقبت نوشیدن شراب! (۲۱ عکس)

 
 عاقبت نوشیدن شراب!عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

عاقبت نوشیدن شراب!

 

منتخبی از قدم نهم معتادان گمنام – کتاب راهنمای کارکرد قدم

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

۱)- -قدم نهم

۲)- ما بطور مستقیم در هرجا که امکان داشت از این افراد جبران خسارت کردیم مگر در مواردی که اجرای این امر به ایشان و یا ۳)- دیگران لطمه بزند.ر.ک.ق.ص-۷۷

۴)- *محدودیت و ناتواناییهای ما در جبران خسارت و کم بود روحانیت در این قدم چه اشکالاتی دارد؟

۵)- هر یک از قدمها آمادگی روحانی را که برای انجام قدم بعدی به آن نیاز است ، برای ما فراهم می کند . این مسئله در هیچ جای ۶)- دیگر به اندازه قدم نهم ، واضح و آشکار نیست . ما هرگز و هرگز قادر نبودیم تابا افرادی که به آنها خسارت زده بودیم ، بنشینیم و
۷)-  مستقیماً از آنها جبران خسارت کنیم مگر به کمک آمادگی روحانی که در قدمهای قبلی کسب کرده ایم . اگر ما به محدودیتها و ناتوانیهای ۸)- خود اقرار نکرده بودیم ، الآن پایگاه و بنیادی که به آن در هنگام جبران خسارت تکیه کنیم ، نداشتیم . اگر با خداوند به آنگونه که او را
۹)-  درک می کنیم رابطه برقرار نمی کردیم ، الآن ایمان و اعتمادی که به آن برای کارکرد قدم نه نیاز داریم را نداشتیم . اگر ما قدم چهارم و ۱۰)- پنجم خود را انجام نداده بودیم ،احتمالاً هنوز در مورد مسئولیتهای شخصی خود گیج بودیم ، وحتی نمی دانستیم برای چه جبران
۱۱)- خسارت می کنیم . اگر ما توسط کارکرد قدم ششم و هقتم به فروتنی دست نیافته بودیم ، احتمالاً در هنگام جبران خسارت حق به جانب ۱۲)- و از روی خشم عمل می کردیم و باعث خسارات جدید می شدیم .تمایلی که ما بواسطه پذیرش مسئولیتهای شخصی مان کسب کرده ایم ۱۳)- ، تهیه فهرست قدم هشتم را برای ما ممکن ساخت و نوشتن این فهرست به منزله آمادگی اجرایی برای کارکرد قدم نهم
۱۴)- بود
.ر.ک.ق.ص-۷۹

۱۵)- *آمادگی نهایی ما در این قدم ؟

۱۶)- آمادگی نهایی که ما در این قدم و قبل از شروع جبران خسارت به آن نیاز داریم ، تقویت صفاتی است که از قبل در ما موجود ۱۷)- است . مقدار بصیرت ، خودآگاهی و بخششی که ما قادر هستیم در طی فرآیند جبران خسارت بکار بریم ، با تجربه ما از قدمهای قبلی و ۱۸)- اندازه تلاشی که تمایل داریم تا برای بهبودی خود صرف کنیم ، رابطه مستقیم دارد.ر.ک.ق.ص-۷۹

۱۹)- ·   چگونه کارکرد هشت قدم قبلی ، مرا برای کارکرد قدم نهم آماده کرده است ؟

۲۰)- ·   صداقت چگونه به کارکرد این قدم کمک می کند ؟

۲۱)- ·   فروتنی چگونه به کارکرد این قدم کمک می کند ؟

۲۲)- *

*

۲۳)- *

۲۴)-  جبران خسارت

۲۵)- *قدم نهم در چارچوب زمان و مکان چگونه است؟

۲۶)- قدم نهم ، قدمی نیست که بتوان آن را خیلی شسته و رفته و مرتب در یک چارچوب زمانی گنجاند . ما نمی توانیم که فهرست ۲۷)- قدم هشتم خود را بنویسیم و پس از آن خیلی مصمم و ثابت قدم شروع به جبران خسارت کنیم ، و پس از هرموردی روی نام شخص ۲۸)- مربوطه در فهرست خود خط بکشیم و بگوئیم که این مورد هم کامل شد ، انگار که داریم لیست خرید منزل را کامل می کنیم . در واقع ، ۲۹)-  اکثر جبران خسارتهای ما هرگز کامل نمی شوند و تلاش ما باید در طول مدت بهبودیمان ادامه یابد.ر.ک.ق.ص-۷۹

۳۰)- *پایان جبران خسارت؟

۳۱)- اما این پایان جبران خسارت ما نخواهد بود . ما باید تا آخر عمر اصول روحانی که باعث تغییر واقعی رفتار ما با دیگران را
۳۲)- می شوند را تمرین کنیم .
 هر روزی که ما تلاش کنیم از صدمه یا آزار رساندن به خانواده خود اجتناب  کنیم و سعی کنیم که رفتار ۳۳)- مهربانانه ای با آنها داشته باشیم ، امروز به جبران خسارت از خانواده خود ادامه داده ایم.ر.ک.ق.ص-۷۹و۸۰

۳۴)- *پایان جبران خسارتهای مالی؟

۳۵)- این مسئله حتی در مورد جبران خسارتهای مالی ، که پس از پرداخت بدهی به نظر کامل و تمام شده می آیند ، صدق می کند . ۳۶)- زیرا لازمه زندگی کردن قدم نهم این است که سعی کنیم تا بدهی و قرضی که قادر به پرداخت آن نیستیم به بار نیاوریم . به این مسئله ، ۳۷)- باید حتی عمیقتر نگاه کرد ، و انواع بدهیها و دیون را بررسی کرد.ر.ک.ق.ص-۸۰

۳۸)- ·   معنای (( جبران خسارت )) چیست ؟

۳۹)- ·   چرا جبران خسارت بیشتر از یک اظهار تأسف خشک و خالی می باشد ؟

۴۰)- ·   چگونه جبران خسارت ، یک تعهد نسبت به (( فرآیند مداوم تغییر )) است ؟

۴۱)- ترسها و توقعات

۴۲)- *کارنکردن قدم نهم برای ما در اولین بار چگونه است؟

۴۳)- اگر ما هرگز با قدم نهم تجربه ای نداشته ایم ، درواقع داریم به کار ناشناخته ای مبادرت می ورزیم . ما مطمئن نیستیم که
۴۴)- درست قبل ، در حین ، و بعد از جبران خسارت چه احساسی خواهیم داشت . ممکن است در یک لحظه بیش از حد احساس اعتماد به نفس ۴۵)- داشته باشیم و لحظه ای بعد فکر کنیم که کاملاً برای ادامه قدم نهم ناتوان هستیم . حال وقت آن رسیده است تا این موضوع بسیار مهم را ۴۶)- درک کنیم که چیزهایی را که احساس می کنیم ، لزوماً واقعیت امر نیستند . صرف اینکه ما از چیزی ترس داشته باشیم ، به این  معنی ۴۷)- نیست که آن مسئله واقعاً ترس آور است . از طرف دیگر احساس هیجان و خوشحالی هم نمی تواند نشانگر واقعیت جبران خسارت ما ۴۸)- باشد . بهترین کار این است که توقعات خود در مورد اینکه طرف مقابل با جبران خسارت ما چگونه برخورد خواهد کرد ، را رها
۴۹)- کنیم.ر.ک.ق.ص-۸۰

۵۰)- ·   چه ترسهایی از جبران خسارت کردن ، دارم ؟ آیا نگران هستم که کسی مرا طرد کند یا از من انتقام بگیرد ؟

۵۱)- ·   چگونه در قدم نهم به تسلیم عمیقتری در برابر برنامه نیاز داریم ؟

۵۲)- ·   خسارت مالی چطور ؟ آیا ایمان دارم که خداوند به آنگونه که او را درک می کنم مطمئناًً مایحتاج مورد نیاز را در اختیار من ۵۳)- قرار خواهد داد ، حتی اگر من در جبران خسارت از خودگذشتگی و ایثار داشته باشم ؟

۵۴)- فرق نمی کند که ما چه مدت است که پاک هستیم یا تا بحال چند بار قدمها را کار کرده ایم ، ما به طور حتم باز هم در اغاز
۵۵)- مجدد یک قدم ترسها و توقعات خاص خود را داریم . این مورد خصوصاً اگر از قبل تجربه کارکرد قدمها را داشته باشیم ، صدق می کند ۵۶)- . در واقع امکان اینکه در قدم نهم نوعی دلسردی در ما بوجود آورد ، زیاد است
.ر.ک.ق.ص-۸۰و۸۱

۵۷)- برای مثال ، خیلی ها ممکن است در این قسمت ، درمورد تجربه گذشته خود از جبران خسارت فکر کنند که بعضی از آن
۵۸)- موارداحتمالاً مثبت و مفید بوده . اگر از یکی از عزیزان خود که با آغوش باز رفتار آشتی جویانه ما را پذیرفته ، جبران خسارت کرده ۵۹)- باشیم ، احتمالاً در نتیجه احساس امید و سپاسگزاری عمیقی به ما دست داده . ما امیدوار شده بودیم که رابطه ما با آن شخص بهتر و ۶۰)- بهتر شود ، و سپاسگزار بوده ایم از اینکه بخشیده شده ایم و جبران خسارت ما مورد قبول واقع شده است.ر.ک.ق.ص-۸۱

۶۱)- *خوب بودن نتیجه جبران خسارت برای ما چگونه است؟

۶۲)- ممکن است باور کردن این مسئله که اینگونه تجارب می توانند در جبران خسارتهای بعدی به ضرر ما باشند ، قدری سخت ۶۳)- باشد زیرا این تجارب می توانند باعث بشوند که ما باور کنیم که نتیجه تمام جبران خسارتهای ما باید به همان خوبی باشند ، و وقتی این ۶۴)- اتفاق نیفتد ، احساس سرخوردگی و شکست خواهیم کرد یا ممکن است تشخیص دهیم که اینگونه جبران خسارتها نمی توانند ملاک و ۶۵)- معیار باشند ، و به همین علت ، عدم اطمینام از دست یافتن به نتیجه دلخواه در بعضی موارد ، باعث شود تا بیمناک شویم و جبران
۶۶)- خسارت را به تعویق اندازیم . اگر دریابیم در دام اینکه نتیجه جبران خسارتهای خود را حدس بزنیم ، گیرافتاده ایم ،بهتر است که یکبار ۶۷)- دیگر هدف قدم نهم را بررسی و بر روی آن تمرکز کنیم.ر.ک.ق.ص-۸۱

۶۸)- *قدم نهم برای چیست؟

۶۹)- قدم نهم برای این است که راهی جهت اصلاح صدماتی که در گذشته باعث شده ایم در اختیار ما بگذارد . باید به خاطر داشته ۷۰)- باشیم که جبرا ن خسارت دارای سه مفهوم اصلی و اولیه می باشد : عزم یا همان ثبات قدم ، ترمیم یا اصلاح ، جبران یا همان تلافی . ۷۱)- عزم یا ثبات قدم ، اشاره به این موضوع دارد که جهت یافتن راه حلی برای مشکلمان باید از شر مسائلی که ما را قبلاً به ستوه آورده و ۷۲)- آزارمان می دادند رها شویم . ترمیم یا اصلاح بر این دلالت دارد که چیزی که به آن صدمه زده ایم را به حالت و شرایط اولیه خود
۷۳)- برگردانیم ، که می تواند یک رابطه و یا کیفیتی مانند اعتماد که در یک رابطه وجود داشته است را شامل گردد . یا شاید بتوانیم آبروی از ۷۴)- دست رفته خود را بازگردانیم . جبران یا تلافی ، خیلی به ترمیم یا اصلاح نزدیک است اما در رابطه با قدم نهم به معنی برگرداندن چیزی- ۷۵)- چه مادی ، چه معنوی به صاحب اصلی آن می باشد . راهنمای ما می تواند کمک کند تا در هریک از این مفاهیم کند و کاو کنیم یا به
۷۶)- ماهیت واقعی جبران خسارت پی ببریم و بر روی کاری که قرار است انجام دهیم تمرکز کنیم . فقط از طریق طی نمودن این فرآیند است ۷۷)- که ما می توانیم منافعی که قدم نهم به همراه می آورد را تشخیص دهیم . منافعی که اول از همه ممکن است از آن آگاه شویم ، احساس ۷۸)- آزادی و عدم داشتن و خجابت است و ممکن است به مدت زمانی از بهبودی و چند تجربه از جبران خسارت نیاز داشته باشیم ، تاهدایای ۷۹)- روحانی قدم نهم را نیز تشخیص دهیم : هدایایی مانند ، آگاهی مداومتری از احساسات دیگران و تأثیر رفتارهای ما برآنها ، احساس
۸۰)- نشاط از اینکه توانسته ایم برروی یک زخم قدیمی مرهم گذاریم ، و توان اینکه افراد دور و بر خود را دوست داشته باشیم و
۸۱)- بپذیریم
.ر.ک.ق.ص-۸۱

۸۲)- ·   چه ترسها و توقعات دیگری در مورد جبران خسارت دارم ؟

۸۳)- ·   چرا مهم نیست که عکس العمل طرف مقابل به جبران خسارت من چه باشد ؟ این مسئله چه رابطه ای با هدف روحانی ۸۴)- قدم نهم دارد ؟

۸۵)- ·   چگونه می توانم ازمعتادان درحال بهبودی دیگر، راهنمایم ، و نیروی برترم به عنوان یک منبع قدرت د ر این فرآینداستفاده ۸۶)- کنم ؟

۸۷)-  جبران خسارت مستقیم یا غیرمستقیم

۸۸)- *جبران خسارت رودررو؟

۸۹)-  ما در جلسات معتادان گمنام تمایل داریم که جبران خسارت مستقیم و رو در رو را بهترین گزینه بدانیم ، که در واقع این قدم ۹۰)- نیزمی گوید در هر جا که امکان دارد ، این بهترین نوع جبرا ن خسارت است . اما جبران خسارت مستقیم تنها را ه ممکن نیست ، حتی در ۹۱)- بعضی موارد می تواند بهترین انتخاب باشد.ر.ک.ق.ص-۸۲

۹۲)- بعضی شرایط پیچیده تر از آن هستند که در نگاه اول به نظر می آیند . ما ممکن است که در اول کار فکر کنیم که طریقه و راه حل واضح ۹۳)- است ، اما باید همیشه وقت بیشتری برای تعمق بگذاریم.ر.ک.ق.ص-۸۲

۹۴)- بهر حال لازم است ما پیامد رفتارمان را بپذیریم . اما باید بخاطر داشته باشیم که خانواده ما ممکن است به راحتی در این مقوله ۹۵)- از قدم نهم که می گوید (( مگر در مواردی که اجرای این امر به ایشان یا دیگران لطمه بزند )) بگنجد . ما باید این شرایط را به دقت
۹۶)- ارزیابی کنیم . با کمک راهنمای مان در می یابیم که چگونه جبران خسارت کنیم
.ر.ک.ق.ص-۸۳

*

۹۷)- *جبران خسارت غیر مستقیم؟

۹۸)- به غیر از امکان بیشتر لطمه زدن شرایط دیگری که ما در آن قادر به جبران خسارت مستقیم نیستیم این است که شخصی که ۹۹)- به او جبران خسارت بدهکاریم مرده باشد . این مسئله در جلسات معتادان گمنام  بسیار عادی است تا جایی که اعضاء ما راه های جالب ۱۰۰)- و خلاقانه ای برای اینگونه شرایط ابداع کرده اند . اعضاء ما حتی راههایی ابداع کرده اند که اینگونه جبران خسارتها ، ورائ این باشد که ۱۰۱)- فقط از شر خجالت خود رها شویم . مثلاًبعضی ها کمکهای مالی به نام کسی که به او جبران خسارت بدهکارند ، اعانه می کنند . بعضی ۱۰۲)- ها کارها و وظایفی که مورد توجه و علاقه ان شخص بوده را می پذیرند . بعضی ها برای فرزندانی که آن شخص از خود باقی گذاشته ۱۰۳)- است تلافی و جبران می کنند که حتی خود این فرزندان نیز ممکن است در فهرست قدم هشتم این اشخاص باشند .راههای مختلفی که ۱۰۴)- برای روبرو شدن با این نوع شرایط وجود دارند  فقط توسط پندار و تمایل ما محدودیت پیدا می کنند . در اینگونه شرایط ، تأثیر جبران ۱۰۵)- خسارت غیر مستقیم ممکن است باعث تعجب ما گردد . اکثر ما خواهان این هستیم که تا حد امکان با سر مزار شخص فوت شده رفتن یا ۱۰۶)- حضور در اماکن معنوی دیگر و از طریق نوشتن نامه و یا یک صحبت ساده با روح و یاد آن شخص،جبران خسارت مستقیم کنیم . در ۱۰۷)- نهایت نحوه برخورد ما به اینگونه شرایط ، توسط طبیعت و ذات خسارتی که زده ایم ، اعتقادات روحانی ما ، و البته راهنمای مان تعین ۱۰۸)- می گردد.ر.ک.ق.ص-۸۳

۱۰۹)- آیا جبران خسارت به شخصی که فوت کرده بدهکار هستم ؟ چه چیز خاصی در مورد آن شخص وجود دارد که ممکن است به ۱۱۰)- من در نوع انتخاب جبران خسارت کمک کند ؟

۱۱۱)- *جبران خسارت تک تک با راهنما چرا ؟

۱۱۲)- تا اینجا ما بر روی اینکه لازم است تا قبل از اقدام، تک تک موارد جبران خسارت خود را با راهنمای مان بررسی کنیم ، تأکید ۱۱۳)- فراوان کرده ایم . اگر چه این مسئله خیلی مهم است اما به این معنی نیست که باید تبدیل به یک ادمک مسخ و بی مغز شویم و بترسیم از ۱۱۴)- اینکه برای خودمان فکر کنیم و یا عملی بدون اطلاع راهنمای خود انجام دهیم . اکثر ما این تجربه را داشته ایم که ناگهان با شخصی که ۱۱۵)- از قدیم می شناخته ایم روبرو شده ایم که می بایست در فهرست قدم هشتم ما گنجانده می شد . اما ما او را فراموش کرده بودیم . ۱۱۶)- بعضی مواقع جبران خسارتی که به این افراد بدهکاریم آنقدر واضح و اشکار است که احمقانه خواهد بود اگر ما از این موقعیت و حسن ۱۱۷)- تصادف استفاده نکنیم . یا بعضی اوقات ممکن است با شخصی روبرو شویم و از ایت ملاقات بدون اینکه دلیلش را بدانیم به ما احساس ۱۱۸)- ناخوشایندی دست دهد . در اینصورت بهتر است که ما اول فرایند قدم چهار و پنج را در این رابطه طی کنیم تا مسئله برایمان واضح تر ۱۱۹)- شود . بهرحال ما هیچ وفت نباید فهرست قدم هشتم را کامل و تمام شده فرض کنیم . احتمالاًما تا آخر عمر مجبوریم اسامی جدیدی به ۱۲۰)- آن اضافه نماییم.ر.ک.ق.ص-۸۳

*

۱۲۱)- *افرادی که نمی توانیم آنها را پیدا کنیم چطور؟

۱۲۲)- افرادی که نمی توانیم انها را پیدا کنیم چطور ؟ ایا باید از آنها هم غیر مستقیم جبران خسارت کنیم ؟ احتمالا جواب مثبت است . ۱۲۳)- اگرچه خیلی از اعضاء ما این تجربه را داشته اند که ناگهان در مکانی که اصلاًانتظار نداشته اند ، شخصی که فکر می کردند هرگز پیدا ۱۲۴)- نخواهند کرد را دیده اند . در اینگونه تجارب ، ما مطمئناًبه این نتیجه می رسیم که خواست نیروی برتر باعث این اتفاق و حسن تصادف ۱۲۵)- شده حتی اگر اینگونه هم نباشد ما نباید شانس جبران خسارت مستقیم را از دست بدهیم.ر.ک.ق.ص-۸۳و۸۴

۱۲۶)- *در چه صورت صبر در این قدم جائز است؟

۱۲۷)- شاید یخواهیم که صبر کنیم تا شخصی را که در فهرست جبران خسارت ما وجود دارد را پیدا کنیم . تا ان زمان باید به ۱۲۸)- حداکثر تلاش برای پیدا کردنش ادامه دهیم و در همان حال باید سعی کنیم تا از وارد اوردن خسارتهای مشابه به دیگران اجتناب کنیم و ۱۲۹)- تمایل خود را حفظ کنیم زمانی که جبران خسارت به واقع ممکن نباشد روحیه تمایل به جبران خسارت اغلب می تواند در خدمت هدف و ۱۳۰)- منظور ما قرار گیرد.ر.ک.ق.ص-۸۴

۱۳۱)- *مقایسه جبران خسارت مستقیم و غیر مستقیم؟

۱۳۲)- پس از در نظر گرفتن پیچیدگی های موجود در جبرا ن خسارت غیر مستقیم ممکن است به نظر آید که جبران خسارت مستقیم ۱۳۳)- آسانتر یا حداقل ساده تر است . ما به کسی خسارت زده ایم و حالا لازم است که از او معذرت بخواهیم و خسارتی را که زده ایم ۱۳۴)- جبران کنیم . به همین سادگی ، اینطور نیست ؟ .ر.ک.ق.ص-۸۴

۱۳۵)- *آغاز و پایان جبران خسارت؟

۱۳۶)- غالباً یا شاید هرگز اینطور نیست . همانطور که قبلاً گفتیم ، فرایند جبران خسارت ، آغاز و پایان مشخصی ندارد . بنوعی ما ۱۳۷)- اغلب به محض اینکه پاک می شویم ، جبران خسارت را شروع کرده ایم . اکثر مواقع ما فوراًبعضی از رفتارهایمان را اصلاح وجبران
۱۳۸)- می کنیم . این قسمت از فرایند جبران خسارت
که در آن خود را تغییر می دهیم خیلی فراتر و مدتها بعد از اینکه از کسی که به او ۱۳۹)- خسارت زده ایم ، جبران خسارت مستقیم کردیم ، ادامه می یابد.ر.ک.ق.ص-۸۴

۱۴۰)- *جبران خسارت مستقیم چطور؟

۱۴۱)- ·   جبران خسارتهای مستقیم چطور ، انهایی که ما روبروی شخص مربوطه می نشینیم و مسئولیت خسارت که زده ایم
۱۴۲)- می پذیریم و منتظر هر گونه عکس العملی هستیم ؟ اینگونه جبران خسارت ها لرزه براندام مامی اندازد . تصور می کنیم که روبریی یکی ۱۴۳)- از افرادی که در فهرست جبران خسارت مااست نشسته ایم و فروتنانه از صمیم قلب به خسارتی که به او زده ایم اقرار می کنیم و به ۱۴۴)- همان اندازه فروتنانه و صدقانه بهاو پیشنهاد جبران آن خسارت می کنیم . اما عکس العمل ان شخص این است که میگوید (( کاری که تو ۱۴۵)- کرده ای وحشتناک است و قابل جبران نمی باشد )) یا می گوید ( فراموش کن من تورا هرگز نخواهم بخشید
)) .ر.ک.ق.ص-۸۴

۱۴۶)- *شرایط ترس در این قدم؟

۱۴۷)- ·در حقیقت در شرایط فوق ، موقعیتی است که ما بیش از همه چیز از آن ترس داریم و می ترسیم که ایمان خودرا در این ۱۴۸)- فرایند از دست بدهیم . ما با اعتماد به نیروی برتر خودمان و امکان بهبودی ریسک بزرگی کرده ایم . بدترین کابوس ما این است که ۱۴۹)- خسارتی که زده ایم غیر قابل جبران باشد یا اینکه انسان آنچنان وحشتناکی باشیم که قابل بخشش نباشد . اینکه بدانیم خیلی از دیگر ۱۵۰)- معتادان در حال بهبودی هنگام جبران خسارت نیز از همین نوع عکس العمل های منفی را تجربه کرده اند و این مسئله نه تنها باعث ۱۵۱)- زمین خوردن انها نشده ؛بلکه به اندازه جبران خسارتی که با عشق و بخشش دریافت شده برایشان منافع روحانی داشته  خود باعث ۱۵۲)- ارامش ما می شود.ر.ک.ق.ص-۸۴

۱۵۳)- *اگر جبران خسارت ما با عکس العمل منفی مواجه شد چه باید کرد؟

۱۵۴)- در مواقعی که جبران خسارت ما با عکس العمل منفی طرف مقابل روبرو می شود ممکن است دریابیم که نیاز است تا اقداماتی ۱۵۵)- مضاعف انجام دهیم تا احساس کنیم که به ثبات قدم لازم دست یافته و نایل شده ایم . در کتاب پایه ما گفته شده که (( تماس با شخصی ۱۵۶)- که هنوز از سوء عمل و کار اشتباه ما در رنج است می تواند اشتباه یا حتی خطرناک باشد )) این کار همچنین کار بی حاصلی است ۱۵۷)- بخصوص در رابطه با افراد خانواده یا دوستان نزدیک . تمس با افرادی که به انها صدمه زده یام قبل از اینکه زمان لازم برای سرد ۱۵۸)- شدن سپری کرده باشند می تواند باعث شود که انها عکس العملی همراه با خشم و عصبانیت نشان دهند در صورتیکه اگر بعد از
۱۵۹)- گذشت زمانی که با آنها تماس بکیریم عکس العمل متفاوتی خواهند داشت . اگر ما چنین تجربه ای داشته ایم  شاید بهتر باشد تا مدت ۱۶۰)- زمان صبر کنیم و بعد دوباره سعی نماییم
.ر.ک.ق.ص-۸۴و۸۵

۱۶۱)- *اگر در عین خلوص برای جبران خسارت نتوانیم با آن کنار بیاییم ؟

۱۶۲)- اگر چه ، بعضی مواقع هم فرقی نمی کند که ما چقد خالصانه و صادقانه جبران خسارت کرده باشیم  باز هم شخص مقابل به ۱۶۳)- هیچ وجه حاضرنیست که جبران خسارت ما را بپذیرد . اگر با چنین شرایطی روبرو شویم لازم است تا تشخیص دهیم که مسئولیت ما ۱۶۴)- کجا خاتمه می یابد . اگر شخص مقابل می خواهد که کینه و دلخوری را تا اخر عمر با خود حمل کند بهترین کاری که ما می توانیم بکنیم ۱۶۵)- این است که او را دعا کنیم و جبران خسارت خودمان را انجام شده و کامل بدانیم . اگر ما برای کنار امدن با چنین جبران خسارت ۱۶۶)- مشکل داریم . راهنمای ما می تواند به ما کمک کند تا این شرایط را بپذیریم . شاید در بعضی شرایط بهتر باشد که  جبران ما غیر
۱۶۷)- مستقیم باشد یا شاید احساس کنیم که جبران خسارت ما کامل تر خواهد بود اگر راه وروش دیگری برای ترمیم و جبران آن شرایط ۱۶۸)- انتخاب کنیم . اما نه حاضر باشد به حرف ما گوش کند و نه پول ما را بخواهد . در این حالت مکن است ما بتوانیم مشکل را به این طریق ۱۶۹)- حل کنیم که با معرفی مشتری به ان شرکت  و یا برگشت دادن ان مبلغ به صورت گمنام  جبران خسارت خود را انجام
۱۷۰)- دهیم
.ر.ک.ق.ص-۸۵

۱۷۱)- *جبران خسارت برای ما در نقش چیست؟

۱۷۲)- لازم است بخاطر داشته باشیم که جبران خسارت بخشی از بهبودی شخصی ما می باشد . درست است که ما این جبران ۱۷۳)- خسارتها را انجام می دهیم چون در واقع انها را بدهکار هستیم . اما لازم است تا رشد روحانی که در فرآیند جبران خسارت تجربه ۱۷۴)- کرده ایم را نیز تشخیص دهیم . اول از همه ما باید صدماتی را که زده ایم تشخیص دهیم و بپذیریم . همانگونه که در کتاب چگونگی ۱۷۵)- عملکرد گفته شده (( تکان وشوک این کار ما را از خود مشغولی جدا خواهد ساخت . )) خود مشغولی ، خود محوری و ترسهای مربوط ۱۷۶)- به آن اجزایی از بیماری ما هستند که بیشترین تأثیر منفی را برروحانبت ما می گذارند تخفیف و تقلیل ین اجزاء مطمئناً باعث می شود تا ۱۷۷)- بهبودی ما رشد و نمو کند . دوم اینکه روبرو شدن مستقیم با شخصی که به او خسارت زده ایم و اقرار به آن ، علیرغم هرگونه عکس ۱۷۸)- العملی که شخص مقابل نشان دهد ، قدمی بزرگ در سفر روحانی ما خواهد بود . اقدام به عملی که انجام آن نیاز به مقدار متنابهی از ۱۷۹)- فروتنی دارد ، خود دلیلی برای این واقعیت است که ما در واقع قدری فروتنی پیدا کرده ایم . نهایتاً پس از انجام جبران خسارتهایمان ، ۱۸۰)- احساس آزادی خواهیم کرد . ما دیگر تحت فشار کارهای نیمه تمام و احساس خجالت از صدماتی که زده ایم ، نخواهیم بود . آنها همه ۱۸۱)- از بین خواهند رفت و روح ما اوج خواهد گرفت.ر.ک.ق.ص-۸۵

۱۸۲)- بخشش

۱۸۳)- *رشد روحانی ما به چه چیزهایی بستگی دارد؟

۱۸۴)-  رشد روحانی که ما از طریق جبران خسارت مستقیم پیدا می کنیم ، اغلب به مقدار تلاش ما برای دست یافتن به آمادگی ۱۸۵)- روحانی بستگی دارد . ما با رها کردن  باورهایی که ممکن است باعث شک و دودلی ما شوند یا مانع توانایی ما در انجام جبران
۱۸۶)- خسارت همراه با فروتنی ، پذیرش ، و ایمان گردند ، شروع می کنیم.ر.ک.ق.ص-۸۵

۱۸۷)- *مسئله مشکل دار این قضیه چیست؟

مسئله ای که برای اکثر ما مشکل ساز می باشد ، این است که ما اغلب به اشخاصی جبران خسارت بدهکاریم که آنها نیز به ما
۱۸۸)- خسارت زده اند ، این ممکن است شامل پدر و مادر ، یا عضوی از خانواده که از ما سوءاستفاده کرده ، یا شامل دوستی که در حق ما ۱۸۹)- نارفیقی کرده ، یا صاحبکاری که با ما عادلانه رفتار نکرده ، و …. گردد . در قدمهای قبلی ما تلاش فراوانی کرده ایم تا کارهایی که آنها ۱۹۰)- در حق ما انجام داده اند را از کارهایی که ما درحق ایشان انجام داده ایم ، جدا کنیم . ما می دانیم که نقش ما در آن شرایط دقیقاً چه ۱۹۱)- بوده است ، و می دانیم که چرا داریم جبران خسارت می کنیم . در حالیکه آماده می شویم تا جبران خسارت مستقیم و رو در روی را ۱۹۲)- انجام دهیم ، لازم است که دقیقاً این مسئله برایمان واضح باشد که ما برای نقش خودمان در آن ماجرا جبران خسارت می کنیم . ما ۱۹۳)- نباید از روی اجبار و ناگزیر بودن جبران خسارتهای ضمنی و دو پهلو انجام دهیم . مــا مسئول رفع و رجوع هیچ چیز نیستیم . به ۱۹۴)- خاطر داشتن این مسئله به ما کمک می کند تا در طول مدت انجام جبران خسارت هایمان بر روی هدف خود تمرکز کنیم و برای این ۱۹۵)- مسئله که جبران خسارت ما با چه عکس العملی روبرو می شود یا اینکه اگر شخص مقابل هم به ما خسارت زده باشد ، آیا از ما جبران ۱۹۶)- خسارت خواهد کرد یا نه ، اهمیتی قائل نشویم
.ر.ک.ق.ص-۸۵و۸۶

۱۹۷)- *اگر خسارت بزرگی به ما زده شده باشد ما باید چه کنیم؟

۱۹۸)- اگرچه ، بعضی از مواقع خسارتی  که به ما زده شده آنقدر بزرگ است ، که شاید بهتر باشد ما جبران خسارت خود را برای ۱۹۹)- مدتی به تعویق اندازیم . برای مثال اکثر ما در دوران کودکی از لحاظ احساسی ، جسمی ، و یا جنسی مورد سوءاستفاده یکی از اقوام ۲۰۰)- نزدیک خود قرار گرفته ایم . اگر چه ما نقشی در این ما جرا نداشته ایم و جبران خسارتی برای آن بدهکار نیستیم ، اما ممکن بعدها از ۲۰۱)- همان شخص پول دزدیده باشیم و یا به او خسارت جسمی یا مالی زده باشیم . بنابراین برای آن دزدی ، صدمه جسمی ، و یا
۲۰۲)- خرابکاری جبران خسارت بدهکاریم . سؤالی که اینجا مطرح می شود ، این نیست که آیا باید جبران خسارت بکنیم یا نه ، بلکه زمان و ۲۰۳)- چگونگی جبران خسارت مطرح می شود ، ممکن است زمان زیادی طول بکشد تا ما آماده شویم که جبران خسارت مناسبی انجام دهیم ، ۲۰۴)- و این مسئله هیچ اشکالی ندارد . ما صبر می کنیم ، و به کار کردن با راهنمای خود ادامه می دهیم
.ر.ک.ق.ص-۸۶

۲۰۵)- *قبل از جبران خسارت چه باید کرد؟

۲۰۶)- لازم است قبل از اینکه از افراد جبران خسارت نمائیم ، سعی کنیم تا آنها را به خاطر صدمه ای که به ما زده اند ببخشیم . ما
۲۰۷)- نمی خواهیم بنشینیم و از کسی جبران خسارت کنیم ، در حالیکه از دست او به شدت عصبانی هستیم . چون هر قدر هم که سعی کنیم تا ۲۰۸)- این حالت را پنهان کنیم ، باز در رفتار ما تأثیر خواهد گذاشت و نمایان خواهد شد . تظاهر به بخشش و جبران خسارت نمی تواند مؤثر ۲۰۹)- واقع شود
.ر.ک.ق.ص-۸۶

۲۱۰)- *تفاوت صدمه ای که ما علیرغم میل باطنی خود زده ایم و موقعیتی که در آن نقش داشته ایم چیست؟

۲۱۱)- تفاوت زیادی بین موقعیتی که ما علیرغم میل و اراده خود صدمه دیده ایم ، با موقعیتی که ما در آن نقش داشته ایم و به ۲۱۲)- واسطه آن صدمه دیده ایم ، وجود دارد . برای اکثر جبران خسارتهایی که از دست طرف مقابل بخاطر رفتار بدش عصبانی هستیم ، ۲۱۳)- لازم است که از خود سؤال کنیم آیا کاری کرده ایم تا باعث شود آنها بدانگونه با ما رفتار کنند . برای مثال ، ممکن است ما از دست پدر ۲۱۴)- و مادر خود خشمگین باشیم که اجازه نداده اند تا تعطیلات آخر هفته را خارج از منزل باشیم – مثلاً در گردهمائی جلسات معتادان ۲۱۵)- گمنام شرکت کنیم اما وقتی بخاطر آوریم که چند بار قبلاًبه آنها در مورد خارج شدن از منزل دروغ گفته ایم و هر بار نشئه به خانه ۲۱۶)- برگشته ایم ، آن وقت به آنها حق می دهیم که به ما اطمینان نداشته باشند و درک می کنیم که لازم است تا بیشتر صبر کنیم و سعی ۲۱۷)- کنیم تا اعتماد آنها را جلب کنیم ، یا ممکن است خودخواه بوده ایم و بیشتر و بیشتر از دوستان خود دوری گزیده باشیم . بعد وقتی که ۲۱۸)- به آنها نیاز داشته ایم در دسترس ما نبودند و به همین خاطر ما از آنها عصبانی هستیم و رنجش داریم . به یاد آوردن اینکه ما خود ۲۱۹)- باعث غم و اندوه برای خود شده ایم به ما کمک می کند تا افرادی که باعث آزار ما شده اند را ببخشیم . طریق دیگری که ما می توانیم ۲۲۰)- برای بخشش کسانی که به ما صدمه زده اند برگزینیم ، این است که از خود خارج شویم و به اینکه زندگی دیگران چگونه است فکر کنیم ۲۲۱)- . شاید کسانی که به ما صدمه زده اند ، مشکلاتی داشته اند که باعث شده تا آنها نسبت به نیازهای دیگران حساسیت کمتری داشته ۲۲۲)- باشند.ر.ک.ق.ص-۸۶و۸۷

۲۲۳)- *ما در مقابل مشکلات دردناک دیگران چه احساسی داریم؟

۲۲۴)- ما معمولاً وقتی که می فهمیم ، شخصی که از او رنجش داریم ، مشکل دردناکی داشته است ، احساس حقارت و کوچکی
۲۲۵)- می کنیم . ممکن است که ما بتوانیم بخشنده تر و مهربانتر باشیم اگر از اول تصور ما از افراد این باشد که نیت آنها خیر است ، و اگرهم ۲۲۶)- کسی با ما نامهربان است به این علت است که او خود درد و رنج زیادی دارد که باعث از مسیر واقعی خود خارج شود
.ر.ک.ق.ص-۸۷

۲۲۷)- *اولین و مهمترین کار جهت پیدا کردن آمادگی روحانی جهت جبران خسارت چه می باشد؟

۲۲۸)- اولین و مهمترین کار جهت پیدا کردن آمادگی روحانی لازم برای جبران خسارت ، این است که به منبع قدرت و عشق موجود ۲۲۹)- در نیروی برتر خود چنگ اندازیم . تفکر در مورد بخشش خداوند مهربان برای ما در زمانهایی که باعث آزار دیگران شده ایم ، به ما ۲۳۰)- کمک می کند تا با دیگران با بخشش و عشق بیشتری رفتار کنیم . استفاده از نیروی برتر به عنوان نیروی حمایت کننده باعث می شود ۲۳۱)- تا احساسات و عکس العملهای منفی نسبت به جبران خسارتهای ما نتوانند امید را از ما بگیرند . ما می توانیم با دعا و مراقبه قبل از هر ۲۳۲)- جبران خسارت تمرکز لازم را بدست آوریم.ر.ک.ق.ص-۸۷

۲۳۳)- آیا جبران خسارت به کسانی که آنها هم به من صدمه زده اند ، بدهکار هستم ؟

۲۳۴)- آیا همه آنها را بخشیده ام ، کدامیک را هنوز نبخشیده ام ؟ آیا همه راههای فوق را برای بدست آوردن احساس و روحیه ۲۳۵)- بخشش گری امتحان نموده ام ؟ راهنمای من در این مورد چه می گوید ؟

۲۳۶)- جبران خسارت

۲۳۷)-  حال ما برای جبران خسارت کردن آماده هستیم . ما در مورد تک تک افراد و سازمانهایی که در فهرست قدم هشتم ما قرار ۲۳۸)- دارند ، با راهنمای خود صحبت کرده ایم و برای جبران خسارت از هر یک از آنها طرح و برنامه داریم . ما با خداوند به آنگونه که او را ۲۳۹)- درک می کنیم حرف زدیم ، و برای داشتن تمایل ، آرامش ، شهامت ، و دانش جهت انجام جبران خسارت هایمان دعا
۲۴۰)- کردیم.ر.ک.ق.ص-۸۷

۲۴۱)- حال لازم است که جبران خسارت هایمان را به سر انجام رسانیم . ما لازم است که به اصلاح رفتارهایمان ادامه دهیم ، و باید ۲۴۲)- تعهداتمان را در قبال افرادی که در فهرست جبران خسارت ما قرار دارند ، رعایت کنیم.ر.ک.ق.ص-۸۷

۲۴۳)- *جبران خسارت برای اولین بار چه احساسی در ما بوجود می آید؟

۲۴۴)- از اینجا کار سخت می شود . وقتی برای بار اول جبران خسارت می کنیم ، معمولاً احساس خواهیم کرد که می توانیم بر روی ۲۴۵)- ابرهای آزادی شناور می شویم . ما از اینکه قسمت بزرگی از احساس ندامت و پشیمانی ما از بین رفته حال خوشی داریم و احساس ۲۴۶)- نشاط و احترام به خود در ما افزایش یافته است . ما احساس می کنیم که آدم خوبی هستیم و با باقی انسانها برابریم . این اولین باری ۲۴۷)- است که چنین احساسی داریم ، و این احساس آنقدر قوی است که به نظر می رسد بیش از حد توان و ظرفیت ما
۲۴۸)- می باشد.ر.ک.ق.ص-۸۷

۲۴۹)- *در مقابل احساس جبران خسارت خود چه باید کرد؟

۲۵۰)- ما نباید نگران باشیم . زیرا از شدت این احساس کاسته خواهد شد ، اگرچه تغییرات دائمی در احساسات ما رخ داده است . ۲۵۱)- پس از اینکه شعله درخشان جبران خسارت اولیه فروکش کرد ، تازه مبارزه اصلی برای جبران خسارت آغاز می شود : در ادامه جبران ۲۵۲)- خسارت ما ممکن است به مسئله ای مثل این بربخوریم که ، مثلاً به یک مؤسسه مالی بدهکاری داشته ایم که هنگام جبران خسارت قرار ۲۵۳)- گذاشته ایم هرماه مبلغی به آنها برگردانیم ، اما حالا که یک سال از آن تاریخ گذشته احساس می کنیم که پرداخت ماهیانه این مبلغ از ۲۵۴)- درآمدی که برایش زحمت بسیار می کشیم ، آنقدر هم از لحاظ روحانی ما را اقناع نمی کند ، بخصوص اگر قرار باشد که این قسط
۲۵۵)- ماهیانه چند سال دیگر طول بکشد . پرسیدن یک سؤال ساده از خود ، می تواند کمک کند تا ما به جبران خسارت خود ادامه دهیم : به ۲۵۶)- چه اندازه می خواهیم که آزاد و رها باشیم ؟ ادامه بهبودی در تمام ابعاد و مفاهیم ، که شامل جبران خسارت نیز می شود ، باعث رشد ۲۵۷)- روزانه رهایی و آزادی ما خواهد گردید.ر.ک.ق.ص-۸۷و۸۸

۲۵۸)- آیا جبران خسارتی دارم که جهت ادامه آن مشکل پیدا کرده  باشم ؟ چه کاری انجام می دهم که دوباره خود را نسبت به آن ۲۵۹)- متعهد کنم ؟

۲۶۰)- *فرایند جبران خسارت چگونه است؟

۲۶۱)- جبران خسارت لزوماً یک فرآیند راحت و آرامش بخش نیست . قدمها برای این ساخته نشده اند که بدون هیچ رشدی موجب ۲۶۲)- آرامش ، راحتی و خوشحالی ما شوند . احساس ضربه پذیر بودن ، ریسک ، و ترسی که همراه جبران خسارت می باشد ممکن است ۲۶۳)- آنقدر باعث آزار ما شود که حتی فکر آن بتواند از تکرار رفتارهایی که ما را مجدداً به جبران خسارت می کنند جلوگیری کند . ما در ۲۶۴)- جلسات معتادان گمنام میشنویم که می گویند (( اوضاع بهتر می شود . )) اینجا (( اوضاع )) در اصل یعنی خود ما ، که بهتر می شویم . ۲۶۵)- ما انسانهای بهتری می شویم . تمایل ما برای انجام رفتارهای مخرب کمتر می شود ، چون دیگر از هزینه ای که غم و اندوه بشری ، چه ۲۶۶)- برای خود ما و چه برای دیگران به همراه می آورد آگاه هستیم . آگاهی و توجه به دیگران و زندگی آنها جایگزین خودمحوری ما
۲۶۷)- می شود . مهربانی جایگزین بی تفاوتی می شود . به جای خودخواه بودن ما شروع به از خودگذشتگی و ایثار می کنیم . بخشش و عفو ۲۶۸)- جایگزین خشم و عصبانیت می شود
.ر.ک.ق.ص-۸۸

۲۶۹)- *عشق و تحمل ما درمورد خودمان؟

۲۷۰)- عشق و تحمل ما دیگر شامل حال خودمان نیز می شود . ما در قدم هشتم با بعضی از مسائل در رابطه با جبران خسارت از ۲۷۱)- خودمان آشنا شدیم . حال وقت آن است که تشخیص دهیم تا کنون چگونه از خود جبران خسارت کرده ایم و شاید بتوانیم راههای ۲۷۲)- جدید یا مسائل جدیدی برای ادامه اینکار پیداکنیم . ما از طریق قطع مصرف مواد مخدر و شروع به کارکرد قدمها جبران خسارت از ۲۷۳)- خودمان را به خاطر اعتیادمان آغاز کرده ایم . فقط این دوکار هستند که می توانندتا حد زیادی صدمات روحی که به خود زده ایم را ۲۷۴)- تسکین بخشند . اما ممکن است مجبور باشیم کارهای بیشتری انجام دهیم تا صدمات فکری وجسمی که به خود رده ایم جبران کنیم . ۲۷۵)- راههای زیادی وجود دارند که ما می توانیم از آن طریق شروع به مراقبت از سلامت جسمی خود نمائیم . مانند رژیم گرفتن ، ورزش ، و ۲۷۶)- معالجات پزشکی . براساس نیازها و افکارمان می توانیم هریک از این راهها را انتخاب کنیم .خساراتی را که از لحاظ فکری به خود
۲۷۷)- زده ایم را می توانیم از این به بعد تا حدودی با کسب دانش انتخاب کنیم . بازگشت مجدد به مدرسه یا دانشگاه ، آموختن چیزهای جدید ۲۷۸)- و غیره به ما کمک می کند تا سالها اهمال فکری و روحی خود را ترمیم کنیم
.ر.ک.ق.ص-۸۸

۲۷۹)- طرحها و برنامه های عاجل و آنی من برای جبران خسارت از خودم چه می باشد ؟ آیا اهداف بلند مدتی دارم که بتوان آن را به نوعی ۲۸۰)- جبران خسارت از خود تعبیر کرد ؟ آنها چه هستند ؟ چه اقداماتی می توانم جهت تداوم آنها انجام دهم .؟

۲۸۱)- اصول روحانی

۲۸۲)- *اصول روحانی نهفته در قدم نهم؟

۲۸۳)-  در قدم نهم ما برروی فروتنی ، عشق و بخشش تمرکز می کنیم . فروتنی که ما دراین قدم بدست آورده ایم درنتیجه نگاه ۲۸۴)- کامل ما به صدماتی که به دیگران زده ایم و پذیرش مسئولیتهایما ن در این رابطه ، حاصل شده است . ما به خود گفته ایم : ((  بله این ۲۸۵)- کاری هست که انجام دادم و مسئول صدمه ای که زده ام و همینطور مسئول جبران آن هستم . )) ما ممکن است این آگاهی را از طریق ۲۸۶)- این تجربه که کسی ناراحت و گریان به ما گفته که تا چه حد به او صدمه زده ایم ، بدست آورده ایم . یا ممکن است مشابه خسارتی که ۲۸۷)- به دیگران زده ایم ، از طریق شخص دیگری به خودمان زده شود ، و این تجربه چنان تکان دهنده بود که باعث می شود تا عمیقتر به ۲۸۸)- خسارتی که به دیگران زده ایم نگاه کنیم . یا اصلاًً ممکن است که فرآیند کارکرد قدمهای قبلی به اضافه تجربه ما از جبران خسارت ۲۸۹)- باعث شود که ما افزایش فروتنی را تجربه کنیم.ر.ک.ق.ص-۸۹

۲۹۰)- آیا مسئولیت خسارتی که زده ام و مسئولیت جبران آنها را پذیرفته ام ؟

۲۹۱)- چه تجربیاتی باعث شد تاخساراتی که زده ام برای من واضحتر شوند ؟ این امر چگونه به افزایش فروتنی در من کمک کرد ؟

۲۹۲)- *تمرین اصل روحانی عشق ورزیدن در قدم نهم؟

۲۹۳)- در قدم نه تمرین اصل روحانی عشق ورزیدن در ما آسان می شود . اگرچه ما احتمالاً این اصل را در سرتاسر بهبودی خود ۲۹۴)- تمرین کرده ایم . تا اینجای کار ، ما خیلی از نظرات و احساسات مخرب خود را ازبین برده ایم و برای عشق در زندگی خود جا
۲۹۵)- باز کرده ایم . در حالیکه از عشق اشباع می شویم ، احساس تعهد می کنیم که این عشق را توسط تقویت روابطمان ، روابط جدید ، و ۲۹۶)- مشارکت ایثارگرانه بهبودی ، وقت ، منابع ،و مهمتر از همه وجود خود با کسانی که نیازمند هستند در میان بگذاریم
.ر.ک.ق.ص-۸۹

۲۹۷)- من چگونه به دیگران خدمت می کنم و از خود مایه می گذارم ؟

۲۹۸)- *احساس بخشیده شدن برای ما چگونه است؟

۲۹۹)- وقتی احساس بخشیده شدن را تجربه کنیم ، می توانیم ارزش بخشیدن دیگران را نیز درک کنیم . این باعث بوجود آمدن ۳۰۰)- انگیزه در ما برای تمرین اصل روحانی بخشش ، تا سرحد امکان می شود . به رسمیت شناختن خودمان به عنوان یک انسان ، این ۳۰۱)- ظرفیت را به ما می دهد تا دیگران را ببخشیم و دیگر مثل گذشته در حال قضاوت دائم نباشیم . شک و ظن ما نسبت به دیگران کم
۳۰۲)- می شود و دیگر اگر شراطی طبق دلخواه و در کنترل ما نباشد ، اولین احساس ما این نخواهد بود که حتماً توطئه ای مخفیانه با انگیزه ۳۰۳)- پست و خائنانه بر علیه ما در جریان است . ما از این مسئله آگاه می شویم که اصولاً نیت ما خیر است و اینکه این مورد در دیگران نیز ۳۰۴)- صدق می کند . اگر کسی به ما خسارت بزند می دانیم که حمل کردن کینه و رنجش آن فقط باعث خواهد شد که آرامش و حال خوبمان ۳۰۵)- را از بین ببریم . پس سعی می کنیم بدون تأخیر هر چه زودتر او را ببخشیم
.ر.ک.ق.ص-۸۹

۳۰۶)- تمرین اصل روحانی بخشش برای من چه منافعی دارد ؟ چند مثال در موردشرایطی که طی آن این اصل روحانی را تمرین
۳۰۷)- کرده اید بزنید .

۳۰۸)- من خود را برای چه چیزهایی بخشیده ام ؟

۳۰۹)- حرکت به جلو

۳۱۰)-  اکثر ما دریافته ایم که تمرکز بر روی هر مورد جبران خسارت پس از انجام آن به ما کمک زیادی خواهد کرد . اکثر ما این ۳۱۱)- کار از طریقه نوشتن احساس خود هنگام جبران خسارت و اینکه چه چیزهایی از این تجربه آموخته ایم انجام
۳۱۲)- می دهیم.ر.ک.ق.ص-۸۹و۹۰

۳۱۳)- احساس من هنگام جبران خسارت چه بوده است ؟ چه چیزهایی آموختم ؟

۳۱۴)- *ماهیت قدم نهم چه می باشد؟

۳۱۵)- به نطر می رسد که آزادی بهترین کلمه برای تعریف ماهیت قدم نه باشد . و این قدم در مجموع به ما رهایی از احساس خجالت ۳۱۶)- و گناه ، تقلیل وسوسه و خود مشغولی ، و افزایش توانایی در ستایش محیط و مسائل اطراف را عطا می کن . مـــا دیـــگر کمتر از ۳۱۷)- طرف خودمان و بواسطه اعمالمان تحلیل می رویم واز پای در می آئیم ، و می توانیم روابط کاملتر و پربارتری داشته باشیم . دیگر
۳۱۸)- می توانیم در اتاقی مملو از آدم باشیم بدون اینکه سعی کنیم کل اتاق را کنترل کنیم و بر روی تمام صحبتهای آن اتاق تسلط داشته ۳۱۹)- باشیم . ما دیگر گذشته خود ، بخصوص اعتیادمان را به عنوان یک دوره تاریک و سیاه که می خواهیم فراموش کنیم به حساب
۳۲۰)- نمی آوریم ، بلکه به آن به چشم یک معدن طلا از تجربه ای که تمایل داریم آن را جهت کمک به بهب
ودی دیگران با ایشان در میان
۳۲۱)- بگذاریم ، نگاه می کنیم . دیگر در زندگی به آن چیزهایی که نداریم فکر نمی کنیم و در عوض برای هدایایی که هرروز دریافت می کنیم ۳۲۲)- سپاسگزار هستیم . ما می دانیم جهت حفظ این آزادی لازم است تا چیزهایی را که در قدمهای قبلی آموخته ایم به طور مداوم بکار ۳۲۳)- گیریم
.ر.ک.ق.ص-۹۰

منتخبی از قدم نهم معتادان گمنام – کتاب چگونگی عملکرد

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

)- قدم نهم

۲)- *مفهوم بطور مستقیم؟

۳)- *هرکجا یعنی چه؟

۴)- *معنی امکان داشتن؟

۵)- *آزارهای ما چه بودند؟

۶)- *جبران خسارت و چگونگی آن؟

۷)- *چه شرطی وجود دارد؟

۸)- *آن موارد چه می باشند؟

۹)- *چگونه اجرای این قدم باعث خسارت به دیگران می شود؟

۱۰)- ما بطور مستقیم در هر جا که امکان داشت از افرادی که به آنها آزار رسانده بودیم جبران خسارت نمودیم ، مگر در مواردی ۱۱)- که اجرای این امر به ایشان و یا دیگران زیان وارد نماید.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۵

۱۲)- *برای انجام این قدم به چه چیزهایی نیاز است؟

۱۳)- برای انجام این مراحل ، لازم بود زندگی خود را بررسی کنیم . نواقص شخصیتی خود را بشناسیم و به دقت دریابیم که چگونه ۱۴)- با بکارگیری این نواقص ، به دیـــــگران آزار رسانده ایم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۵

۱۵)- *تفاوت بین دانستن و عمل کردن؟

۱۶)- با این حال بین دانستن و عمل کردن فاصله زیادی وجود دارد . امکان دارد برنامه ای برای یک جبران خسارت طرح کرده
۱۷)- باشیم ولی وقتی زمان اجرای آن برسد یکباره ترس ما را فرا گیرد و از انجام هر عملی عاجز شویم . چه بسا از فکر اینکه چگونه با ما ۱۸)- برخورد خواهد شد وحشت داشته باشیم و تصور کنیم که ممکن است با یادآوری گذشته ها ، خودمان را دچار یک درگیری کنیم . از ۱۹)- سوی دیگر احتمال دارد در اعماق دلمان امیدوار باشیم که در زمان جبران خسارت ، مورد عفو واقع شویم و افراد انتظار نداشته باشند ۲۰)- ما مسئولیتهایی را که به عهده داشته ایم به جا بیاوریم . تمایل ما برای انجام این قدم نباید بر این مبنا شکل گرفته باشد که در عمل ،
۲۱)- کسی از ما جبران خسارتی نخواهد خواست.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۶

۲۲)- *نقش تمایل در انجام این قدم؟

۲۳)- ما باید تمایل داشته باشیم که برای انجام این قدم ، بدون توجه به آنچه که احتمالا در حین جبران واقع خواهد شد پیش برویم ، ۲۴)- یکبار دیگر به سادگی با یاری نــــیروی برترمان بر ترســــهایمان غلبه می کنیم و برای بــــازیابی مان آنچه را که باید و شاید به
۲۵)- انجام می رسانیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۶و۱۳۷

۲۶)- *نیروی برتر در هنگام کارکرد این قدم؟

۲۷)-پس ازخدای خودمان درخـــواست نیرومیکنیم.در هنگام جـــبران هر یک از خـــسارات ، نیروی برترمان در کنار ما خواهد
۲۸)- بود.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۷

۲۹)- *اصول روحانی صداقت و تواضع و نقش آنها در کارکرد این قدم؟

۳۰)- اصول روحانی صداقت و تواضع که در قدمهای قبلی فرا گرفته ایم نهایت کمک را برای انجام قدم نهم به ما خواهند کرد . اگر ۳۱)- این اصول را قبلا تمرین نکرده باشیم هرگز قادر نخواهیم شد با روحیات متواضع به افرادی که به آنها جبران خسارت مدیون هستیم ۳۲)- نزدیک شویم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۸

۳۳)- *اقرار قدم پنجم ، غرور قدم ششم و هفتم ، روشن بینی و فروتنی قدم هشتم و نهم چه کمکی به ما در انجام این قدم (قدم ۳۴)- نهم) میکنند؟

۳۵)- بررسی صادقانه ای که از خود در ترازنامه نوشتیم ، اقراری که در قدم پنجم نمودیم ، زیر پا گذاردن غرورمان در قدمهای ۳۶)- ششم و هفتم و بالاخره نگاه واقع بینانه ای که اکنون به آزارهایی که رسانده ایم می اندازیم تماما دست به دست یکدیگر داده و فروتنی ما ۳۷)- را زیادتر نموده و در نتیجه برای ما انگیزه کافی ایجاد نموده اند تا قدم نهم را به انجام برسانیم . مسیری که ما طی کرده ایم باعث شده ۳۸)- با فروتنی ، آن کسی را که بودیم پذیرا شویم ، آنچه را که امروز هستیم قبول کنیم و در نتیجه با صمیمیت خواستار جبران خسارت از ۳۹)- تمام کسانی که آزارشان داده ایم ، بشویم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۸

۴۰)- *نقش تمایل در کارکرد این قدم؟

۴۱)- این تمایل که برای جبران خسارت از دیگران در ما ایجاد شده ، در حقیقت انگیزه اصلی ما ، در انجام قدم نهم خواهد بود ، چرا ۴۲)- که به دنبال دیگران رفتن و سعی در جبران خسارتی که بدانها وارد کرده ایم ، عملی نیست که آن را به صرف اینکه برنامه پیشنهادی ۴۳)- نموده عمل کنیم . برای آنکه مطمئن شویم ، انگیزه ما از اصول روحانی منشاءگرفته ، بار دیگر تصمیم خود را برای سپردن اراده و
۴۴)- زندگی خود به خداوند بدان گونه که او را درک می کنیم ، پیش از اقدام به هر جبران خسارتی ، تکرار می کنیم . یک نیروی برتر از ما ، ۴۵)- راهنمایی لازم را برای انجام این امر در اختیارمان خواهد گذاشت
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۸و۱۳۹

۴۶)- *خواسته ما در کار کرد این قدم؟

۴۷)- مهم آن است که ما از صمیم قلب و بطور مطلق بیشترین سعی خود را بکار بسته باشیم و درست زمانی که به این نقطه
 ۴۸)- میرسیم ،‌همانجا دیگر وظیفه ما به پایان رسیده است.
چ.ع.ق.ج-ص:۱۳۹

۴۹)- *احساسات ما در هنگام کارکرد این قدم؟

۵۰)- ما نمی توانیم انتظار داشته باشیم که فقط به صرف اینکه به گونه ای سعی در جبران نموده ایم بطور معجزه آسا احساس
۵۱)- دردناک کسی که آزارش داده ایم محو شود . ممکن است با فروتنی از او درخواست بخشش کنیم ، اما اگر بخشیده نشویم از کش دادن ۵۲)- این مورد استثنایی خودداری می کنیم . ما در قلبمان می دانیم که آنچه را می توانستیم ، انجام داده ایم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۰

۵۳)- *برای اینکه روحیه فروتنی در ما باقی بماند؟

۵۴)-برای اینکه روحیه فروتنی مدنظرمان بمانداز راهنمایمان درخواست می کنیم به ما کمک کند و اگر شرایط اجازه دهد ،‌همیشه ۵۵)- پیش از اینکه اقدام به هر یک از جبرانهایمان بنمائیم وضعیت را بـــه راهنمایمان می گوئیم . مـــا او را در جـــریان می گذاریم کـــه اصولا بـــه چه ۵۶)- دلیل می خواهیم به دنبال این مورد جبران برویم . تصـــمیم داریم چــه بـــگوئیم و در نـــظر داریم چـــه پیشنهاد یـــا پیش کشی بـــرای رفع و ۵۷)- رجوع ارائه بدهیم . به هر صورت آنچه که قصد داریم از خودمان مایه بگذاریم باید متناسب با ضرر یا آزاری که رسانده ایم
۵۸)- باشد
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۱

۵۹)- *ما چگونه جبران خسارت می کنیم؟

۶۰)- ما مستقیما با افرادی که آزارشان داده ایم حرف می زنیم و دقیقا خطای خود را جبران می کنیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۱

۶۱)- *روحیه فروتنی به ما چه کمکی می کند؟

۶۲)- وقتی از کسانی کـــه از آنها رنجش قدیمی بـــه دل داریم دلجویی می کنیم بطور مسلم باید با یک روحیه فروتنی با آنها
۶۳)- برخورد کنیم زیرا نمی خواهیم به قصد دلجوئی شروع کرده باشیم ولی بعدا خود را در موقعیتی قرار بدهیم که کار به جر و بحث بکشد ۶۴)- که مثلا کدامیک از مقصر اصلی بوده و جریان تو آن کار را کردی که باعث شد من آن کار را انجام بدهم بشود . با اینکه در بین افرادی ۶۵)- که مورد جبران خسارت قرار می گیرند مسلما کسانی نیز هستند که خودشان هم  ، به ما آزار رسانده اند ، با این همه ما حتما باید
۶۶)- احساس مغبون شدن خودمان را نادیده بگیریم . وظیفه ما آن است که در صدد جبران اشتباهاتی که خودمان مرتکب شده ایم برآییم نه ۶۷)- آنکه دیگران را مجبور کنیم به زبان خودشان  بگویند که در مورد ما اشتباه رفتار کرده اند
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۱

۶۸)- *جبران آزار طی چند مرحله اتفاق می افتد؟

۶۹)- جبران آزار نمودن عملی دومرحله ای است چرا که نه تنها از شخص خسارت دیده دلجویی می کنیم بلکه دنباله این دلجویی را ۷۰)- با تغییر جدی رفتارمان پی گیری می کنیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۲

۷۱)- *تغییر دادن روش زندگی چقدر طول می کشد؟

۷۲)- تغییر دادن روش زندگیمان امری است که یک عمر طول می کشد و مطمئنا مهم ترین جبران خسارت همین تغییراتی است که در ۷۳)- رفتار خود ایجاد می کنیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۲

۷۴)- *برای مسائل به ظاهر بی اهمیت چه می کنیم؟

۷۵)- همین مسائل به ظاهر بی اهمیت برای بعضی ها خیلی مهم است . اگر نسبت به دیگران بی توجه بوده ایم و همیشه به دنبال ۷۶)- چیزی که خودمان می خواستیم بوده ایم ، اکنون دیگر باید شروع کنیم تا به احساسات و خواسته های دیگران اهمیت
۷۷)- بدهیم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۳

۷۸)- *در کارکرد این قدم نقش راهنما چیست؟

۷۹)-ازآنجاکه اعمالی که مادراین قدم به انجام می رسانیم مستقیماتاثیراتی روی دیگران می گذارد ، باید بطور آگاهانه و سنجیده ۸۰)- عمل کنیم و پس از مدتها که ناپدید بوده ایم یکباره خود را وارد زندگی مردم نکنیم ، به همین دلیل مشورت با راهنما
۸۱)- ضروریست.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۴

۸۲)- *پرسش های دیگر چگونه پیش می آید؟

۸۳)- با اینکه برای ما واضح است که نباید درصدد جبران خسارتی باشیم که باعث خسارات جدیدی می گردند ،‌اما هنوز برایمان ۸۴)- پرسشهایی باقی مانده که پاسخ چندان مستقیمی ندارد.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۵

۸۵)- *برای یافتن افرادی که بدانها برای جبران خسارت مدیونیم چه می کنیم؟

۸۶)- ما تمام کوشش خود را برای یافتن افرادی که بدانها جبران مدیون هستیم بکار می بندیم و هنگامی که آنان را یافتیم به
۸۷)- شایسته ترین نحو ممکن از آنها دلجویی می کنیم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۶

۸۸)- *چگونه می توان بهترین جبران خسارت را داشت؟

۸۹)- انتخاب بهترین راه جبران خسارت مسئله ای است که به فکر کردن و استمداد از وجدانمان نیاز دارد.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۶

۹۰)- *دومین مراقبه .!.

۹۱)- ما احتمالا برای بخشیدن خودمان اشکال داریم ، ولی این باعث نخواهد شد که از خداوند مهربانمان در خواست نکنیم ما را ۹۲)- ببخشد . ما مینشینیم و در حضور نیرویی برتر سکوت اختیار می کنیم و از او استدعا می کنیم تا ما را ، راهنمایی کند که اکنون با این ۹۳)- همه مشکلاتی که در گذشته به بارآورده ایم ، چه باید بکنیم ؟‌بسیاری از ما به این درک می رسیم که پاسخ ، در وقف زندگیمان برای ۹۴)- کمک به معتادان و دیگر انسانهاست . برای مشکلاتی اینچنین ، اسلوبهای مقطعی و آسان وجود ندارد ، بگذارید بسیار ساده بگوئیم : ما ۹۵)- باید تحت شرایط موجود ، بهترین کوشش خود را به جا بیاوریم و به خداوند و راهنمای مان برای ردیف شدن امور زندگیمان اتکا
۹۶)- کنیم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۷

۹۷)-*مفهوم امروزه جبران خسارت؟

۹۸)- *آیا خسارت های خود را از دیدگاه قدمهای امروزه بررسی کرده ام؟

۹۹)- *انواع خسارت؟

۱۰۰)- خرابی های باقی مانده از زندگی گذشته برای بعضی از ما چندان جدی نیستند و در سطح مشکلاتی از قبیل دستور جلب برای ۱۰۱)- نپرداختن جرائم رانندگی ، بدهکاریهای  نسبتا کوچک و از این قبیل مشکلات قانونی است . اما بعضی دیگر از ما ، جرایمی جدی مرتکب ۱۰۲)- شده ایم و مجازاتهای بسیار سنگینی در انتظارمان می باشد.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۷

*

۱۰۳)- *جبران خسارت مالی چه کمکی در بهبودی ما می کند؟

۱۰۴)- بخوبی متوجه هستیم که قسط بندی نیاز به نظم و از خود گذشتگی و تعهدی دارد که با وجود مخارج بیشمار دیگر ، چون ۱۰۵)- متعهدشده ایم بایدهرسال بطورمرتب مبلغی را کنار بگذاریم تا بتوانیم یک به یک سفته ها و یا اوراقی را که حاکی از بدهکاری ماست ۱۰۶)- پس بگیریم . اگر بدنبال یافتن احترام برای خود هستیم ، این تنها راه است.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۰

۱۰۷)- *ما هیچگاه در دسترس افرادی که به ما علاقه داشتند نبودیم . چگونه؟

۱۰۸)- ما از نزدیکی و برقراری روابط عاطفی با دیگران و سپردن تعهد وحشت داشتیم و گاه همین مسئله باعث برگشت ما به
۱۰۹)- مصرف مجدد مواد مخدر گردید و یا با وجود اینکه کسی را دوست می داشتیم او را ترک می کردیم . اگر بخواهیم بطور کلی صحبت ۱۱۰)- کنیم ، اصولا ما هیچگاه در دسترس افرادی که به ما علاقه داشتند نبودیم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۰

۱۱۱)- *موقعیت های مناسب و نامناسب برای جبران خسارت کدامند؟

۱۱۲)- *بسیار مهم است.!.

۱۱۳)- ممکن است موقعیت هایی پیش آید که احساس کنیم برای نزدیک شدن به یکی از افرادی که سعی در جبران خسارتشان داریم ۱۱۴)- زمان مناسبی می باشد ، اما زمانهایی نیز پیش می آید که باید این افراد را تنها بگذاریم و سر این زخم های قدیمی را باز نکنیم . اینکه ۱۱۵)- تشخیص دهیم اکنون در کدامیک از این موقعیت ها قرار داریم اولا بستگی زیادی به صداقت ما دارد و ثانیا به اینکه ما رابطه ای کاملا ۱۱۶)- منطقی و آزاد با راهنمای مان بر قرار کرده باشیم . بدون توجه به تصمیمی که در مورد جبران خسارت گرفته ایم ، مسئله ای که باید ۱۱۷)- مورد توجه خاص قرار گیرد آن است که از امروز نوع روابط عاطفی خود را در برخورد با مردم تغییر دهیم . اگر در گذشته از
۱۱۸)- درگیری های عاطفی فرار می کردیم ، اکنون باید آرام بنشینیم و با شخص مورد نظرمان صادقانه صحبت کنیم . ما باید احساسات ۱۱۹)- دیگران را مورد توجه قرار دهیم ، برای نیازهای دیگران اهمیت قائل شویم و به این مسئله که آنان از رابطه ای که ما سعی می کنیم با ۱۲۰)- ایشان برقرار می کنیم چه انتظاری دارند ، توجه کافی معطوف می کنیم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۱

۱۲۱)- *برای جبران خسارت از جامعه چه باید کرد؟

۱۲۲)- گاهی از اوقات تنها جبران خسارتی که می توانیم بکنیم این است که نوع زندگی کردن خودمان را تغییر دهیم . قبلا در قدم ۱۲۳)- هشتم ذکر کردیم که احتمال داردمحتاج به جبران خسارت ازتمام جامعه خودباشیم. باتوجه به اینکه جبران خسارت ازتمامی جامعه

۱۲۴)- تا حدودی غیر ممکن می باشد ، حداقل کاری که می توانیم انجام دهیم این است که از این پس با نهایت قاطعیت رفتار خود را تغییر ۱۲۵)- دهیم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۱و۱۵۲

۱۲۶)- *جبران خسارت اجتماعی؟

۱۲۷)- از این پس یکی از افـــراد ساده و سازنده شهر خود باشیم . ما از خودمان برای شخصیت مان مایه می گذاریم . چشمهایمان ۱۲۸)- را خوب باز می کنیم تا ببینیم در کـــجا خدمتی از مـــا ساخته است . مـــا دیگر تنها به فکر گرفتن نیستیم و به اصطلاح فقط دست ۱۲۹)- بگیر نداریم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۲

۱۳۰)- *در باز یابی برای جبران خسارت شخصی چه فرا می گیریم؟

۱۳۱)-بهبودی مان نیز به نوبه خود راهی است که ما از خودمان جبران خسارت نموده و در سطح شخصی نیز قدم نهم را انجام
۱۳۲)-  دهیم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۲

۱۳۳)- *احترام به خود؟

۱۳۴)- اکنون در بازیابی فرا میگیریم که با خودمان به گونه ای رفتار کنیم که نشان دهد برای خودمان احترام قائل
۱۳۵)- هستیم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۲

۱۳۶)- *بهترین هدیه قدم نهم؟

۱۳۷)- یکی از بهترین هدایایی که انجام قدم نهم ارائه میکند درک این مسئله است که ما در حال رسیدن به مقام والاتری از انسانیت ۱۳۸)- هستیم . همین که دیگر مرتکب آنگونه رفتارهای دردسر آفرین پیشین نمی شویم ، خود دلیلی بر آن است که تغییر عظیمی در ما صورت ۱۳۹)- گرفته است . اغلب ما تا پیش از این روزها ، اصلا متوجه نشده بودیم کـــه چقدر تغییر کرده ایم . سلسله مراحلی که برای جبران ، ۱۴۰)- مجبور به طی نمودن آنها شدیم عمیقا ما را متوجه می سازد که گویا اصولا انسان دیگری شده ایم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۳

۱۴۱)- *هرچه بیشتر جبران خسارت کنیم چه تاثیری روی ما دارد؟

۱۴۲)- هرچـــه در راه جـــبران خسارت ، بـــا افرادی که به آنها آزار رسانده ایم بیشتر روبرو می شویم ، فروتنی نیز بیشتر شده ۱۴۳)- و متواضع تر می شویم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۴۵

۱۴۴)- *

۱۴۵)- *

۱۴۶)- *در طی انجام این قدم چه می آموزیم؟

۱۴۷)- *بسیار مهم است.!.

۱۴۸)- در طی انجام این قدم می آموزیم که نسبت به دیگران بی توجه نباشیم و آنچه را که یاد میگیریم در زندگی امروزمان به کار ۱۴۹)- بندیم . اصل دیگر اینکه ، پیش از سخن گفتن یا عمل کردن باید فکر کرد ، که جزئی از طبیعتمان می گردد و این مسئله در ذهن ما جای ۱۵۰)- می گیرد که آنچه می گوئیم یا می کنیم ، روی دوستانمان ، خانواده مان و یاران ان.ای اثر می گذارد . از این پس نسبت به مردم با ۱۵۱)- روحیه مهربانی و محبت برخورد می کنیم و با تمام وجود برای احساسات آنها احترام قایل می شویم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۴

۱۵۲)- *اجرای لازم هر اقدام چه می باشد؟

۱۵۳)- از آنجا که فروتنی و از خود گذشتگی اجرای لازم هر جبران می باشد ، پس از چندی خود ما متعجب خواهیم شد که قدم نهم ۱۵۴)- چقدر احترام به نفس را در ما افزایش داده است . یکی دیگر از ما پارادوکس های مسائل به ظاهر ضد و نقیض بازیابی آن است که ۱۵۵)- هرچه از خود بزرگ بینی دور می شویم ، یاد می گیریم که خودمان را بیشتر دوست بداریم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۴و۱۵۵

۱۵۶)- در نتیجه کاربرد قدم نهم ، می توانیم آزادی زیستن در امروز را بدست بیاوریم ، از لحظات زندگی خود لذت ببریم و به خاطر ۱۵۷)- این هدیه گرانقیمت یـــعنی بازیابی قـــدرشناس باشیم . دیـــگر خاطرات گذشته ، از پیشرفت مـــا نمی کاهد و امـــکانات نوینی در ۱۵۸)- زنـــدگیمـــان آشـــکار می شوند.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۵

۱۵۹)- *آزادی و آرزوها

۱۶۰)- ما آزادی پیدا می کنیم که برای خود آرزوهایی داشته باشیم و در مسیر عملی کردن این آرزوها حرکت
۱۶۱)- کنیم
.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۵

۱۶۲)- نیروی برترمان ما را به زندگی دعوت کرده است و ما این دعوت را در نهایت سپاسگزاری می پذیریم.چ.ع.ق.ج-ص:۱۵۶

۱۶۳)- *نتیجه :

۱۶۴)-در ایـــن قدم یاد میگیریم که قبل از هـــر اقدامی باید فـــکر کرد ، که اگر همین روند ادامه یابد ، کم کم جزئی ۱۶۵)- از طبیعت ما می گردد.

از…

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

آنها

 

آنها که تو را دوست ندارند، می گویند:

چرا مثل کلاغها سیاه هستی؟

چرا مثل کبوترها سفید هستی؟

چرا مثل عقابها مغرور هستی؟

چرا مثل بره ها ذلیل هستی؟

اما تو خودت باش، همان که هستی.

 

(محمد رضا یوسفی   کتاب رنگینه ها

قطعه ای ازفیلم اعتراض

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

آقا محسن دربندی:  ما کاری به حکم نداریم… حکم رو کاغذ مال

محکمه است… اصلیت حکم مال خداست که ما و منش ریخته و

گلریزون می کنیم… واسه کسی که آزاد می شه از این چاردیواری…

 که همه ی دنیا چاردیواریه… کرم مرتضی علی، یه مرد که واسه

 شرف و ناموسش دوازده سال رو کشیده وجدانش بالاتر از این پول

هاست که کاغذه… سلامتی سه تن: رفیق و ناموس و وطن. سلامتی

سه کس: زندونی و سرباز و بی کس… سلامتی باغبونی که

 زمستونشو از بهار بیشتر دوست داره… سلامتی آزادی… سلامتی

زندونیای بی ملاقاتی… (موسیقی تیتراژ)

[ اعتراض- مسعود کیمیایی ]

ده خواسته جهانى زنان از همسرانشان؟

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

ده خواسته جهانى زنان از همسرانشان؟

این دستورات مختص به زوج خاصی نیست ؛ اینها ده چیزی است که تعداد بسیار زیادی از همسران از شوهرانشان می‌خواهند.توجه کنید اینها خواسته‌های آنهاست نه نیاز زوحی شان . از لحاظ فردی هرکسی مسئول نیاز‌های عاطفی خویش است و باید آنها را پر کند .ما معتقدیم ۴ نیاز روحی اساسی وجود دارد :نیاز به دوست داشتن ودوست داشته شدن ، نیاز به تعلق داشتن ، نیاز به داشتن تصور ذهنی خوب از خود و نیاز به آزادى .و اما خواسته‌های همسرتان از شما:

۱٫هر روز به او بگویید که دوستش دارید :
هر کسی دوست دارد تایید شود و بداند که اطرافیان او را دوست دارند .بهترین راه برای تایید همسرتان – که برایش بسیار مهم است –این است که خیلی ساده هر روز به او بگویید دوستش دارید . گاهی دستانش را بفشارید و این جمله را زمانی که شما را بدرقه میکند بگویید .

۲٫ درک کردن و بخشش داشتن :
روزهایی هست که همسرتان اشتباهاتی انجام دهد و یا کمتر به شما رسیدگی کند . همیشه به خاطر داشته باشید که هیچ کس کامل نیست . در این مواقع خواسته همسرتان این است که او را درک کنید و او خود را سزاوار بخشش شما می‌داند . بدانید که هیچ رابطه ای بدون بخشش دوام ندارد.

۳٫ گفتگو کنید :
نگذارید کار به جایی برسد که هیچ حرفی با همسرتان نداشته باشید درباره بچه‌ها کارتان و حتی آب و هوا با هم صحبت کنید.چرا که گفتگو نکردن اولین جرقه‌های یک رابطه سرد است.

۴٫ وقتی برای همسر و فرزندانتان اختصاص دهید :
این زمان به دست شما محقق می‌شود و باید کیفیت با هم بودن را بالا ببرید یعنی تمام طرح‌ها و برنامه‌های آن روز را به میل آنها هماهنگ کنید . فقط خالی کردن برنامه روزانه برای با هم بودن کافی نیست بلکه باید برای این زمان برنامه ریزی کنید و به خود ثابت کنید که برای عزیزترین‌های زندگی تان عشق و احترام قائلید.

۵٫بیشتر بگویید بله به جای نه:
عادت به منفی نگری و مخلفت شما را از عزیزانتان دور میکند . سعی کنید دربرابر بعضی خواسته‌ها نه نگویید .با گفتن همین کلمه ساده بله همسرتان را متعجب و خوشحال کنید.

۶٫خوب گوش دهید:
همسرتان را با این مهارت میتوانید عاشق تر کنید . همسر شما فقط گوش‌های شما را برای شنیدن نمیخواهد بلکه باید با قلبتان به او گوش دهید و او را بفهمید .

۷٫ دلبستگی و مهربانی:
چقدر در طول روز به همسرتان میگویید لطفا یا متشکرم یا اورا میبوسید . متاسفانه بعضی از زوجین فراموش میکنند با هم مهربان باشند و این کلید موفقیت را در زندگی از دست میدهند .

۸٫ بعضی از وظایف خانه و کودک را با هم تقسیم کنید:
یکی از مهمترین دعواهای زناشویی بر سر همین مساله جزئی است.خرده کاری‌های خانه و بچه‌ها تنها مسائل همسرتان نیستند چه خوب است کمی غرور و سبقه خانودگی خود را کنار بگذارید و با این کار زندگی شیرین تری داشته باشید . شاید اوائل سخت باشد اما خود کم کم معجزه اندک کمک به همسر را خواهید دید .

۹٫اوغات فراغت و برنامه ریزی:
اگر همسر شما شاغل است ساعات  بیکاری او و اگر همسرتان شاغل نیست خود به او مرخصی دهید . این روزها بگذارید او آزاد باشد و نگران بچه‌ها ، شما ؛ خانه ؛ و .. نباشد . بگذارید در این اوغات فراغت به خود و خواسته‌های شخصی اش برسد .

۱۰٫به او سفارش کنید و خود نیز مراقب سلامت روحی و جسمی خودتان باشید:
بساری از مردان مراقب سلامتی خود نیستند و این برای همسرانشان مشکل بوجود می‌آورد و این افراد به سلامتی طرف مقبل هم اهمیت نمیدهند و لی به خاطر داشته باشد همسرتان نمیتواند مدام دنبال شما باشد. چرا که او عشق شما و همسر شماست نه مادرتان و خود نیاز به توجه دارد ؛ پس به سلامتی خود و او اهمیت دهید

 

۷ اشتباه آقایان (نظم در سرویس به خانواده)

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

۷ اشتباه آقایان (نظم در سرویس به خانواده)

آیا همیشه تلاش هایتان برای تاثیرگذاری بر روی همسرتان بی نتیجه می ماند؟ آیا او عصبانی می شود و تمام تلاش های شما را زیر سوال می برد؟

آقایون همیشه دوست دارند که نظر همسرشان را به خود جلب کنند، اما متاسفانه گاهی موفق نمی شوند و به نتیجه دلخواهشان دست پیدا نمی کنند.

 ۱- سعی می کنید تمام وقت خود را با او بگذرانید
دلیل نادرستی این عمل: درست است که او میل دارد بعضی مواقع در کنار شما باشد، اما اگر شما دائما برروی با هم بودنتان پافشاری کرده و سماجت به خرج دهید، خود را به صورت فردی نیازمند و وابسته جلوه می دهید و او به تدریج از شما اشباع می شود.

در عوض چه کاری انجام دهید: او احتمالا انتظار دارد که زمانی را در کنار هم به انجام کارهای مورد علاقه تان بپردازید و از وجود یکدیگر لذت ببرید، اما نباید خود را به زور در کارهایی که به شما ارتباطی ندارد، وارد کنید. مثل زمانی که با دوستانش به بیرون می رود یا جلسه ای دخترانه دارند. البته باید توجه داشته باشید که اگر به انجام کار خاصی علاقه ندارد، نباید او را به زورَ، وادار به آن نمایید.

۲- میخواهید در نظافت کمک کنید اما همه چیز را به هم میریزید

دلیل نادرستی این عمل: گاهی اوقات لطف و مرحمت شما چندان موثر واقع نمی شود.

 به عنوان مثال آیا زمانی که تصمیم می گیرید شام درست کنید، قابلمه های کثیف را در دستشویی رها می کنید تا خانمتان آنها را بشوید؟ اگر چنین است نه تنها لطف و مرحمت شما هیچ سودی ندارد بلکه باعث خشمگین کردن او نیز می شود.

در عوض چه کاری انجام دهید: اگر می خواهید در کارهای خانه (و هر کار دیگری) به او کمک کنید، پیش از هر چیز باید مطمئن شوید که سودمند واقع خواهید شد. بهتر است به جای اینکه هر شب غذا درست کنید و توده ای از ظرف های کثیف را برایش یادگاری بگذارید، این کار را هر چند وقت یکبار انجام دهید، اما به درستی و با رعایت کمال نظافت.

۳- تمام احساسات خود را به زبان می آورید

دلیل نادرستی این عمل: خانم ها مردهای احساساتی را دوست دارند، اما اگر مردی عواطف درونی اش را بیش از اندازه بروز دهد، به مزاج خانم ها سازگار نیست.

 صحبت کردن در مورد روابط گذشته، مسائل کاری، مشکلات خانوادگی جزء مواردی هستند که از شما یک فرد احساساتی و بی ثبات می سازند.

در عوض چه کاری انجام دهید: شما باید تعادل را نگه دارید : احساسات درونی خود را بدون اینکه بیش از اندازه عاطفی جلوه کنید، بروز دهید. بهترین راه برقراری تعادل این است که ببینید او تا چه حد احساسات درونی خودش را با شما در میان می گذارد؛ اگر او تمام داستان زندگیش را با شما در میان نمی گذارد پس شما هم ملزم به انجام چنین کاری نیستید.

۴- بیش از اندازه صادق هستید

دلیل نادرستی این عمل: صداقت بیش از اندازه هم گاهی درد سر ساز می شود.

 به عنوان مثال اگر به او بگویید که آنقدرها که باید و شاید به دست پختش علاقه ندارید صرفا او را آزرده ساختید. او در مورد خودش احساس بدی پیدا می کند و رفته رفته علاقه خود را نسبت به شما از دست

می دهد.

در عوض چه کاری انجام دهید: خوب دقت کنید زیرا این نکته از اهمیت خاصی برخوردار است: صداقت در مواردی نظیر خیانت، مسائل مالی و خانوادگی معنا پیدا می کند، و در مورد مطالب کوچکی نظیر ” تو از این لباس خوشت می یاد؟” یا …  آنقدرها هم که فکر می کنید مهم نیست

۵- می خواهید تمام هزینه ها را پرداخت نمایید

دلیل نادرستی این عمل: دست و دلبازی خیلی خوب است اما اندازه ای دارد.

 یک خانم به این دلیل که شاید روزی از شما جدا شود و یا منتی بر روی دوشش نباشد، نیاز دارد که گاهی روی پای خودش بایستد. به این دلیل اصرار ورزیدن برای حساب کردن و پرداخت تمام هزینه ها کار درستی نیست و باعث می شود که او با شما راحت نباشد.

در عوض چه کاری انجام دهید: شما باید تعارف کنید؛ به ویژه در ابتدای شکل گیری رابطه. می توانید قدری پافشاری هم به خرج دهید اما بیشتر از دو مرتبه خوب نیست. بعد عکس العمل او را زیر نظر بگیرید و سعی کنید احساس ناخوشایندی در او ایجاد نکنید. اگر او واقعا می خواهد هزینه ها را پرداخت نماید، خوب می توانید دنگی بیرون روید.

۶- با همسرتان وارد حمام می شوید

دلیل نادرستی این عمل: شاید خیلی مواقع این کار را دوست داشته باشد، اما باید مواردی از این قبیل را نیز در نظر بگیرید: آیا روز بدی نداشته؟ احساس بدی ندارد؟ یا خواستهای جنسی شما باعث آزار و اذیت او نمی شود؟

در عوض چه کاری انجام دهید: خانم ها معمولا برای ایجاد آرامش و فراموش کردن مشکلات دوش می گیرند. پس سعی کنید حال و حوصله او را تشخیص دهید و بدانید که او در هر زمان نیازمند چیست. تصور نکنید که حمام رفتن او به منزله نوعی دعوتنامه جنسی است. فراموش نکنید که گاهی اوقات دوست دارد در خلوت و تنهایی خودش سیر کند.

۷- هیچ گاه جدی نیستید

دلیل نادرستی این عمل: اگر در زمان عصبانیت برای در هم شکستن سکوت ناخوشایندی که بر جمع حکمفرماست، شروع کنید به تعریف کردن جوک های مسخره، او واقعا ناراحت شده و احساساتش جریحه دار می شود.

 در حقیقت او با مشاهده چنین واکنشی از جانب شما تصور می کند که قصد فرار کردن از واقعیت های زندگی را دارید.

 

 

به راستی انتظار یک خانم چیست
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگر دائما در حال انجام رفتارهای آزاردهنده ذکر شده هستید ناراحت نباشید.

باور کنید که: اگر شما نکات مذکور را در زندگی خود به کار بندید او ممنون شما خواهد شد و برای عواطف و احساساتتان ارزش بیشتری قائل می شود. بنابراین اندکی درون گرا باشید و بعد به راه خود ادامه دهید، به طور قطع در تمام قرارهای خود پیروز خواهید شود.

تاملی بر راهکارهای خوشبختی

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

تاملی بر راهکارهای خوشبختی

 

الف)مسوولیت پذیری کامل
اگر در جامعه ای افراد ,دیگران را از پدر و مادر گرفته تا دولت /عامل شکست و عدم پیشرفت خود بدانند/انسانهای خوشبخت هرگز دیگران را مسوول اشتباهات خود ندانسته و مقصر نمی شمارند. آنان حتی در ذهن خویش هم چنین نمی اندیشند و شعارشان این است:((اگر باید ترقی کنم پس جوابگوی رخدادهای آن نیز هستم.))

آنها معتقدند موقعی که می گویید کسی یا چیزی شما را از خوشبختی بازمی دارد/در حقیقت توان خود را نادیده می گیرید/ مثلا به طرف مقابل تان می گویید :( (تو بیشتر و بهتر از من می توانی زندگی ام را مهار کنی.))

“لس براون” را در نظر بگیرید.او بچه ای سر راهی بود ودردوران کودکی برچسب “عقب مانده ذهنی آموزش پذیر ” به وی زدند. بنابراین دلایل زیادی بری از کف دادن امیدش داشت/لیکن زمانی که یکی از دبیران دبیرستان به وی گفت:((نظر دیگران درباره تو واقعیت ندارد/فهمید که که آینده به دست های خودش سپرده شده و راهش را چنان ادامه داد تا اینکه یکی از قانونگذاران ونویسندگان ایالت اوهایو گردید وامروزه به عنوان یکی از سخنرانان برجسته انگیزه دار امریکا ساعتی حدود بیست هزار دلار درآمد دارد.

“براون” متوجه شد مهار عواملی همچون طبیعت/ گذشته و دیگران از عهده انسان خارج است ولی او قادر است بر اندیشه ها وکنش های خویشتن مسلط گردد. پذیرش مسوولیت زندگی خودتان یکی از نیروبخش ترین شیوه هایی است که می توانید به کار بندید.

ب)هدفمند زندگی کنید

شاید مهم ترین عاملی که آدم های موفق را از بقیه متمایز می سازد/ این است که زندگی آنان “هدفدار” می باشد. آن چیزی را انجام می دهند که معتقدند به خاطرش چشم به جهان گشودند. به قول وان دایر / نویسنده اثر پر فروش ((اشتباهاتی که در زندگی مان مرتکب می شویم)):((مهمترین عامل برای یک انیان کاملا وظیفه شناس /هدف داشتن در زندگی است.))حیات بدون هدف/ مترادف است با گذرانیدن روزگار با کمترین تلاش. هنگامی که با هدف زندگی می کنید /انگیزه اصلی این است که کارها را به خوبی انجام دهید.به کارتان علاقه مند می باشید و آنرا نشان میدهید.

در این صورت مردم نیز تمایل دارند که با شما همکاری نمایند چون تعهد و التزامتان را درک می کنند.
چگونه می توان هدفدار زندگی کرد؟ با یافتن هدف/ اعتقاد داشتن به آن و برنامه ریزی جهت تمرکز فعالیت ها و عملکردها در اطراف آن می توان جهت رسیدن به هدف تلاش کرد. مایک فری فروشنده لوازم صوتی به تدریج دریافت که مشاوران املاک (دلالان معاملات ملکی ) برای افزایش مهارت های فروش زمین به کمک نیازمدند. پس از فرصت استفاده کرد و سازمان مایک فری را که یک شرکت آموزشی جهت صاحبان صنعت معاملات املاک بود ‍/ دایر کرد.

در حال حاضر شرکت وی بابت فروش سالانه/ بیش از بیست میلیون دلار درامد دارد.

ج)برنامه ریزی کنید
کوشش برای دستیابی به اهداف/ بدون طرح نقشه / مثل رانندگی از شهردیگر بدون نقشه راهنماست.
برایان تریسی/ یکی از کامرواترین مربیان فروش /نویسندگان و سخنرانان آمریکا خاطر نشان می سازد:((هدف هایی که نگاشته نمی شوند/ به هیچ وجه هدف به شمار نمیروند/ بلکه صرفا خیال پردازی اند با دسترسی به یک نقشه راهنما می توان از مسافرت لذت برد و در کوتاه ترین زمان ممکن خود را به مقصد رسانید.

د)برای هر چیز ارزش قایل شوید
دوست دارید خانه ای بزرگ /خودرویی جدید ومیلیون ها دلار پول داشته باشید/ولی مشکل این جاست که همه چنین آرزوهایی را در بر می پرورانند. اما افراد موفق درمی یابند که برای تحقق بخشیدن به این قبیل رویاها تا چه حد باید تلاش کنند و سپس آن آرزوها را عملی سازند. به این ترتیب آنها به سبب تلاشی که به منظور ستیابی به هین آرزوها هنجام می دهند/هرگز لب به شکوه نمی گشایند.

پشت گوش چپ لس براون یک کاموس استخوانی۱ بوجود آمده /چرا؟

وی شرح می دهد :( (وقتی که تصمیم گرفتم سخنرانی هایم را شروع کنم/ هیچ صلاحیت/شهرت/

اعتبار و تجربه ای نداشتم. بنابراین مجبور شدم به اشخاص زیادی تلفن کنم.بعضی وقتها در یک روز به بیش از صد نفر زنگ می زدم و از آنان می خواستم فرصتی به من بدهند تا برای گروهشان سخنرتنی کنم. در واقع این کال استخوانی میلیونها دلار می ارزد!))

و)کارشناس و ماهر شوید
یکی از عوامل موثر و جالب توجه در سخنرانان ماهر/انگیزه خارق العاده آنان برای “بهتر بودن” است که به منظور پیشبرد وبهبود مهارت هایشان تقریبا از انجام هیچ کاری روی بر نمی تابند.

((پاتریشا فریپ)) زمانی که راه کارهای نیل به کامیابی را به بیش از پانصد نفر مدیر اجرایی توضیح می داد/ اظهار می داشتکه جهت پیشرفت مهارت های گفتاری اش یک کارگاه تاسیس کرد و یک مربی به کار گمارد تا در این رهگذر به وی یاری رساند فیلم آن صحنه ها را نیز به دیگران نشان می دادتا همگان شاهد باشند که وی چگونه توانایی هایش را بهبود بخشیده است.
چنانچه کسی از شما موقع کار فیلمبرداری کرده وآنان را برای دیگران پخش کند/چه احساسی به شما دست می دهد؟ آیا به این کار مباهات می ورزید یا ناراحت می شوید ؟ اگر آشفته می گردید

از همین امروز تصمیم بگیرید بر تلاشتان چنان بیفزایید تا در کار و رشته خود بهترین شوید.
درباره زندگی و شرح حال انسانهای موفق به مطالعه بپردازید تا دریابید که بهترین ها به چه اعمالی مبادرت می ورزند و شما هم چنین کنید.

ه)هرگز تسلیم نشوید
شاید این جمله مبهم باشد لیکن وقتی که واقعا به هدفتان متعهد و پایبند باشید/ حق تسلیم شدن ندارید/باید تصمیم بگیرید هر کاری را برای رسیدن به هدفتان / انجام دهید.در طول روز هر قدر وقت دارید / برای به دست آوردن اهداف و تحقق رویاهایتان صرف کنید. از خود بپرسید :( (آیا کاری را که حالا صورت می دهم /مرا به هدفم نزیک می کند؟)) و گرنه که ضرورت دارد.

نقش فعالیتهای بدنی در درمان اعتیاد

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

نقش فعالیتهای بدنی در درمان اعتیاد

اعتیاد در مراحل نسبتا پیشرفته خود سبب می گردد تا فرد معتاد انسانی بی هدف و بدون برنامه شده ساعت های خواب و بیداریش نامنظم شود اینکه چه بخورد چه بپوشد دیگر برایش مهم نیست این موضوع که چه کار انجام دهد و کجا برود اهمیتش را ازدست می دهد لذا لازم است فرد ترک کرده با کمک خودش برنامه ریزی وهدفش را تعیین کند زیرا نداشتن برنامه مشخص موجب سرگردانی فکری فرد شده و این خود عاملی جهت عوداعتیاداست

فردی که اعتیاد را ترک کرده باید برنامه روزانه اش را مشخص باشد مثلا در اوایل جهت تقویت جسم و یا پرورش عضلات و اندام ها برنامه ریزی کند در ورزش های صبحگاهی شرکت کرده و راهپیمائی ساده و یادویدن ملایم داشته باشد و یکی از راههای اساس جهت مبارزه با کسالت بی حوصلگی در معتادان ورزش کردن وفعالیتهای بدنی هدف دار و یا پرداختن به کار و تفریحات سالم است پس باید فعالیت های بدنی را هدف دار نمود و مرتبا تغییرات جسمانی که در حقیقت نشان دهنده بهبودی بیشتر است کنترل نمود فرد ترک کرده باید روز به روزشاداب تر و سر حال تر گردد پرداختن به کار تفریح در مناطق ییلاقی و خوش آب وهوا همچنین قدم زدن درپارک ها فضای سبز و باغ ها رفتن به سینماها و نمایشگاها باز دید ازبستگان و دوستان سبب می گردد فرد معتاد ترک کرده مجددا با افراد جامعه و فعالیتها و تفریحات موجود در آن آشتی کرده و در کنار دیگران بودن به او کمک می کند تا بتواند دوره درمان را بهتر طی نموده و رفته رفته به زندگی عادی برگردد و فرد قادر خواهد بود زندگی وکارها را بدون مصرف مواد مخدر انجام دهد و این اولین احساس مثبت در بیماراست که باعث تداوم و استمراربهبودی در وی خواهد شد

مخالفت بدون ناسازگاری را بیاموزیم

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

مخالفت بدون ناسازگاری را بیاموزیم
لازم نیست تمام انسان ها با یکدیگر هم عقیده باشند. تفاوت بخشی از زندگی طبیعی است. اما می توان با تدبیر این مخالفت ها را دلنشین کرد.
همواره به یاد داشته باشید صرف اینکه با کسی هم عقیده نیستید دلیل ندارد که با او دشمن بوده و از یکدیگر کینه داشته باشید. می توان با افراد روابط محبت آمیزی داشت اما در عین حال با برخی از عقایدشان مخالف بود. یکی از شیوه ها در چنین شرایطی این است که هدف نهایی را بر دوستی پایه گذاری کنیم. یعنی در مورد مسائلی که می دانید با طرف مقابل اختلاف عقیده دارید با او صحبت نکنید تا مجبور نشوید با بحث و مجادله او را متقاعد کنید.
وقتی با فردی مثل همسرتان بر سر تربیت فرزند یا هر مسئله دیگری اختلاف نظر دارید به جای اینکه هر یک سعی در به کرسی نشاندن حرف خود داشته باشید بهتر است با همدلی به وی بگویید: «می دانم که هر دو موافقت و مصالح کلی خانواده را می خواهیم فقط از شیوه ها و راه های مختلف به آن می رسیم. پس می توانیم راه های گوناگون را مورد بررسی قرار دهیم تا بهترین را انتخاب کنیم» نه اینکه مرتب غر زده و بداخلاقی کنیم تا طرف مقابل هم در لاک دفاعی فرو رفته و پافشاری بیشتری بر سر عقیده خود کند.
دقت داشته باشید که هر انسانی طرز تفکر خاص خود را دارد و نمی توان عقیده خود را به کسی تحمیل کرد. اگر هم چنین شود کوتاه مدت است و دوام ندارد. پس گاهی اوقات که رفتار یا گفتار طرف مقابل شما را می آزارد با تدبیر موضوع بحث را تغییر داده و به سمتی ببرید که هر دو بی طرفانه صحبت کنید. خواهید دید که پس از چند دقیقه آرامش لازم دوباره حاکم خواهد شد.

دوست عزیزم :

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

دوست عزیزم :
پرنده مهربان،
داستان بغایت زیبا و عبرت آموز و پند آمیزت را خواندم.
ابراز وجود فراتر از اینان اگر در نظر بگیریم ،
ابراز وجود یعنی نشان دادن خصلتهای والای انسانی
دوست داشتم بجای قدم سوم که خود را به نیروی برتی که خصلتهای کمبودی مرا دارد ، خود را به انسانی که معیارهای عالی مورد نیاز مرا دارد بسپارم تا بتوانم با او راحتتر رابطه برقرار کنم .
من امروزه از تمام قدیسین و تمام کسانی که به نوعی در ابرهای صورتی و زرد و سبز پرواز می کنند دوری می کنم ، نه به این خاطر که آنان را با سنگ باید زد زیرا که من نمی توانم آنان را به خاطر خصلتهای خاص فرا انسانی که دارند نمی توانم با سنگ محک انسانی بسنجم.
رابطه من با حضرت آدم به مراتب بهتر است تا با حضرت ابراهیم که جنس نسوز دارد و یا حضرت عیسی که در دامان مادر خود سخن می راند.
امروزه من برای اینکه بتوانم به معیارهای والای آدمیت برسم باید انسان باشم ، و باید بتوانم از اطرافم درس بیاموزم نه اینکه بترسم که من در آن ابعاد نیستم پس باید بسوزم و بسازم و یا خودم را به نحوی حذف نمایم.
من امروزه می توانم با ابراز وجود کردنم باشم ، یاد بگیرم ، به کار ببندم ، و از آنان به عنوان ابزار های انسانی استفاده کنم.
همیشه صحبت کردن راجع به بزرگان لذت بخش ولی درباره خودمان همراه با ترس و وحشت و ندامت و پشیمانی است . چرا؟
آیا این منی نیستم که باید باشم؟
آیا این رفتارهای من با دیگران آنقدر تفاوت دارد که نمی توانم خودم را به آنان همسنگ نمایم؟
تمام اینان مطالب هستند که هر موقع تنها در گوشه بنشینم و به دور از غوغا به درون خودم نگاه بیاندازم می توانم با آنان رابطه برقرار کنم.
می توانم از خود بودنم در بیایم و نور افکنی را که بروی دیگران انداخته ام و به محسان آنان با دیدگان حسرت بار چشم می دوزم ، به خود خودم نگاهی هرچند ناقص ، هر چند کوتاه ، هر چند اندک بیاندازم تا بتوانم ابراز وجود نمایم.
من امروز نیازمند ابراز وجودم تا بتوانم رشد کنم.
من امروز نیاز مند ابراز وجودم تا بتوان انسان باشم.
و فراتر از این احوالات.
من نیازمند ابراز وجودم تا در حقیقت بتوانم باشم.
امروز ابراز وجودم را با دوست داشتن تو آغاز می کنم ،
تویی که همچون من با زمین خاکی در تماس تماس هستی.
تویی که همچون من خود را با اشتباهات انسانیت به درب و دیوار می کوبی تا بتوانی خودت را ابراز نمایی.
دوستت دارم ، پرنده عزیز ، دوستت دارم محمد حسین ، دوستت دارم شاخه گل رز ، و دوستت دارم ایلیای بابا.
قربانتان و فدای تک تک شما.
رضا – بیل

کج خیالی

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

کج خیالی
بسیاری از ویژگیهای طرز تفکر معتادوار در هم وابسته‌ها هم دیده می‌شود چون سرچشمه یکسانی دارند: کمبود عزت نفس .
بسیاری از مشکلات عاطفی که منشأ جسمانی ندارند به طریقی ناشی از کمبود عزت نفس است. منظور از کمبود عزت نفس، احساس هایی منفی است که انسانها نسبت به خودشان دارند ووجود آنها هیچ دلیل واقعی و موجهی هم ندارد به عبارت دیگر همانطور که کج خیالی بعضی آدمها در مورد خودشان منجر به توهمات خود بزرگ بینانه می‌شود کمبود عزت نفس در بعضی دیگر توهم بی لیاقتی بی ارزشی و احساس حقارت به وجود می‌آورد شگفت آن که این احساسات خود کم بینانه معمولا در افرادی شدید است که از با استعدادترین آدمها هستند .
هر قدر تصور ما از خودمان نادرست باشد به همان نسبت در زندگی مستعد ناسازگاری هستیم ما تنها در صورتی می‌توانیم خود را با واقعیت  وفق دهیم که درک درستی از آن داشته باشیم بخش عمده‌ای از واقعیت را ما خود خلق می‌کنیم و اگر دیدی غیر واقع بینانه داشته باشیم واقعیت را تحریف کرده‌ایم .من تا به حال به هیچ الکلی یا معتادی برنخوردم که پیش از روی آوردن به مصرف مواد اعتیاد آور احساس حقارت نداشته باشد آ ن ها گاهی در همه ابعاد زندگیشان احساس بی قابلیتی و بی ارزشی می‌کنند وگاهی ممکن است در حوزه تخصصی خودشان بسیار احساس شایستگی کنند ولی به عنوان انسان، همسر شریک یا پدر یا مادر احساس بی صلاحیتی و بی ارزشی داشته باشند.
واکنش برخی مردم در برابر کمبود عزت نفس امکان پناه بردن به مواد اعتیاد آور برای گریز از تنشها و مشکلات زندگی است و برخی دیگر با هشیار ماندن و کنترل کردن معتاد یا تحمل رنجی که از مصرف کردن او می‌برند احساس قابلیت و با ارزش بودن می‌کنند

ابراز وجود

چند سال قبل استادی برای جمعی از دانشجویانش در دانشکده روان ‌شناسی با موضوع “ابراز وجود” صحبت نمود.

او سوالی مطرح کرده و از دانشجویان پرسید : آیا به خود حق زندگی کردن می‌دهند؟ همه دست‌هایشان را به علامت تأیید بلند کردند. بعد خواست کسی داوطلبانه او را در نشان دادن موضوع مورد بحث کمک کند، مرد جوانی به جلو کلاس آمد. به او گفت : لطفاً رو به روی کلاس بایست، چند بار این جمله را با صدای بلند بگو “من حق  زندگی کردن دارم”. بعد این عبارت را با صدای آهسته بیان کن. ببین چه احساسی پیدا می‌کنی؟ در حالی که تو این کار را می‌کنی سایر دانشجویان کلاس باید قضاوت کنند که آیا حرفت را باور می‌کنند یا نه.

مرد جوان دست‌هایش را به کمر زد و به طرزی خصمانه گفت : من حق زندگی کردن دارم. طوری گفت که انگار خودش را برای مبارزه‌ای آماده می‌کرد. با هر تکرار حالت  خشمگینانه‌تری به خود می‌گرفت. استادش به او گفت : کسی با تو سر نزاع و یا مخالفت ندارد. می‌توانی جمله‌ات را به شکل غیر تدافعی بیان کنی؟ امّا نمی‌توانست، صدایش نشان می‌داد که حمله‌ای را پیش‌بینی می‌کند . کسی حرفش را باور نکرد.

بعد زن جوانی آمد و با صدای ملایم و در حالیکه لبخندی می‌زد، ابتدا از سایر دانشجویان عذرخواهی کرد و گفت: “من حق زندگی کردن دارم”. کسی حرف او را هم باور نکرد.

کس دیگری آمد. به نظر متکبر و خود‌خواه می‌رسید، حالت بازیگری را داشت که می‌خواهد نقشی ایفا کند.

دانشجویی در مقام اعتراض گفت: آزمون منصفانه‌ای نیست. این دانشجویان خجالتی هستند، عادت ندارند جلو بقیه حرف بزنند. استاد او را صدا زد و از او خواست به جلو کلاس بیاید و خیلی ساده بگوید: “دو به علاوه دو می‌شود چهار”. دانشجو این جمله را به راحتی و با اطمینان ایراد کرد. سپس استاد رو به او کرده، گفت : “حالا بگو من حق دارم که زندگی کنم”. لحن صدایش تغییر کرد به نظر نامطمئن می‌رسید.

دانشجویان جملگی خندیدند. دانستند گفتن “دو به علاوه دو می‌شود چهار” ساده است، امّا ابراز وجود کردن و از حق زندگی کردن حرف زدن آنقدرها هم کار ساده‌ای نیست.

استاد پرسید: “جمله من حق زندگی کردن دارم” چه مطلبی را به شما القا می‌کند؟ یک دانشجو گفت :این عبارت بیشتر حالت روانی دارد، امّا چه معنایی دارد؟ معنایش این است که زندگی من متعلق به من است. دانشجوی دیگری گفت: منظور این است که حق دارم کارهای مربوط به خودم را شخصاً انجام دهم و درباره آن‌ها تصمیم بگیرم. دانشجوی دیگری اضافه کرد: منظور این است که پدر و مادرم درباره طرز زندگی من تصمیم‌گیری نکنند. دانشجوی دیگری گفت : منظور این است که هروقت بخواهم می‌توانم جواب “نه” بدهم. دانشجوی بعدی گفت: منظور این است که باید به منافعم احترام بگذارم. منظور این است که آنچه را می‌خواهم مهم است. منظور این است که می‌توانم هر چه را به نظرم درست می‌رسد بگویم و انجام دهم. منظور این است که می‌توانم به میل خود رفتار کنم.
این‌ها بخشی از معانی خصوصی بودند که دانشجویان برای عبارت “من حق دارم زندگی کنم” در نظر گرفتند. با این حال نمی‌توانستند این عبارت را محکم و با قاطعیت در حضور سایر دانشجویان ابراز کنند. این‌گونه بود که استاد باب سخنانش با آنها را آغاز کرد.
ابراز وجود یعنی چه؟
ابراز وجود کردن یعنی احترام گذاشتن به خواسته‌ها، نیازها و ارزش‌های خود.

ابراز وجود کردن به معنای روی پای خود ایستادن، حرف خود را زدن و خود بودن است، بدین معناست که به خود در همه زمینه‌های انسانی احترام بگذاریم.
ابراز وجود کردن سالم مستلزم “نه” گفتن در وقت مناسب خود است، امّا باید به کیفیت این نه گفتن توجّه داشت. زندگی اگر سراسر در نه گفتن و نشان دادن رفتارهای منفی خلاصه شود، تلف کردن اوقات گرانبهای عمر است. نشانه ی تاسف و یک تراژدی است. ابراز وجود کردن به معنای صحبت کردن از ارزش‌های خویشتن است. و بدین مفهوم با انسجام و همیّت رابطه دارد.
ابراز وجود کردن با اندیشیدن شروع می‌شود، امّا با اندیشیدن تمام نمی‌شود. ابراز وجود کردن به معنای قدم گذاشتن به جهان است. ابراز وجود کردن آرزو داشتن نیست، بلکه تبدیل نمودن این آرزو به حقیقت است.
داشتن ارزش نیز با ابراز وجود کردن تفاوت دارد، امّا نشان دادن این ارزش‌ها و پایبندی به آن‌ها ابزار ِ وجود است. یکی از مشکلات عمده این است که خود را صاحب ارزش می‌دانیم امّا این مالکیت را در عمل نشان نمی‌دهیم.
ابراز وجود کردن مستلزم این باور است که برای خود حق وجود داشتن قایل شویم و بدانیم که زندگی ما به خاطر دیگران نیست و قرار نیست که مطابق میل و خواسته ی‌ دیگران ظاهر شویم. برای بسیاری از مردم این یک مسئولیت هول‌انگیز است. بدین معناست که زندگیشان در دست‌های خود آن‌هاست، بدین معناست که روی پدر و مادر و بستگان و دوستان به عنوان حامی و حمایت‌گر حساب نکنیم. بدین معناست که آن‌ها مسئول زندگی خودشان هستند، آن‌ها نیز مسئول حمایت از امنیت خاطر خود هستند. امّا نه ترس از مسئولیت، که تسلیم شدن به آن است که به عزّت نفس لطمه می‌زند. اگر به خاطر حق موجودیت خود بپا نخیزم، اگر به این توجّه نکنم که این حق من است که به خود تعلق داشته باشم چگونه می‌توانم شأن و منزلت خود را تجربه کنم؟ چگونه می‌توانم به عزّت نفس برسم؟

ابراز وجود کردن یعنی احترام گذاشتن به خواسته‌ها، نیازها و ارزش‌های خود.
ابراز وجود کردن به معنای روی پای خود ایستادن، حرف خود را زدن و خود بودن است، بدین معناست که به خود در همه زمینه‌های انسانی احترام بگذاریم.
ابراز وجود کردن سالم مستلزم “نه” گفتن در وقت مناسب خود است، امّا باید به کیفیت این نه گفتن توجّه داشت. زندگی اگر سراسر در نه گفتن و نشان دادن رفتارهای منفی خلاصه شود، تلف کردن اوقات گرانبهای عمر است. نشانه ی تاسف و یک تراژدی است. ابراز وجود کردن به معنای صحبت کردن از ارزش‌های خویشتن است. و بدین مفهوم با انسجام و همیّت رابطه دارد.
ابراز وجود کردن با اندیشیدن شروع می‌شود، امّا با اندیشیدن تمام نمی‌شود. ابراز وجود کردن به معنای قدم گذاشتن به جهان است. ابراز وجود کردن آرزو داشتن نیست، بلکه تبدیل نمودن این آرزو به حقیقت است.
داشتن ارزش نیز با ابراز وجود کردن تفاوت دارد، امّا نشان دادن این ارزش‌ها و پایبندی به آن‌ها ابزار ِ وجود است. یکی از مشکلات عمده این است که خود را صاحب ارزش می‌دانیم امّا این مالکیت را در عمل نشان نمی‌دهیم.
ابراز وجود کردن مستلزم این باور است که برای خود حق وجود داشتن قایل شویم و بدانیم که زندگی ما به خاطر دیگران نیست و قرار نیست که مطابق میل و خواسته ی‌ دیگران ظاهر شویم. برای بسیاری از مردم این یک مسئولیت هول‌انگیز است. بدین معناست که زندگیشان در دست‌های خود آن‌هاست، بدین معناست که روی پدر و مادر و بستگان و دوستان به عنوان حامی و حمایت‌گر حساب نکنیم. بدین معناست که آن‌ها مسئول زندگی خودشان هستند، آن‌ها نیز مسئول حمایت از امنیت خاطر خود هستند. امّا نه ترس از مسئولیت، که تسلیم شدن به آن است که به عزّت نفس لطمه می‌زند. اگر به خاطر حق موجودیت خود بپا نخیزم، اگر به این توجّه نکنم که این حق من است که به خود تعلق داشته باشم چگونه می‌توانم شأن و منزلت خود را تجربه کنم؟ چگونه می‌توانم به عزّت نفس برسم؟

خودفریبی و طرز فکر معتادوار

دوازده قدمی ها, معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

خودفریبی و طرز فکر معتادوار
در اهمیت درک این مسئله که معتادان فریب کج اندیشی خودشان را می خورند و قربانی این طرز تفکر هستند هر قدر هم تاکید کنم نابسنده است.اگر این نکته را نفهمیم ممکن است هنگام سر و کله پیدا کردن با معتادان دچار خشم و دلسردی شویم.
اغلب وقتی داستان معتادان یا الکلی های سابق در حال بهبودی را می شنویم به خنده می افتیم چون بی معنایی طرز فکر و رفتار معتادان شاید مضحک باشد.زیرا معتاد در دوران اعتیاد فعالش رنج زیادی کشیده است و بسیاری نیز هنوز در رنج هستند.طرز فکر معتادوار هیچ شباهتی با شیوه تفکر منطقی که در آن نتیجه گیری بر اساس شواهد و حقایق حاصل می شود ندارد بلکه درست عکس این روند را طی می کند! معتاد بنا را بر این می گذارد که من باید مشروب یا هر ماده مخدری مصرف کنم و بعد توجیهی برای این نتیجه گیری می تراشد خواه منطقی باشد یا نباشد و خواه واقعیت داشته باشد یا نداشته باشد.

چرا والدین مشروب می نوشند،چرا فرزندان موادمخدر مصرف می کنند
درک طرز فکر معتادوار کمک می کند تا علت شکست برخی از کوشش ها برای جلوگیری از الکلیسم و سوء مصرف مواد اعتیاداور را توضیح دهیم.تاکتیک های ترساندن اغلب بی اثر است.
یکی از آگاهی های مهم در همین زمینه از جنبش موسوم به فقط بگو نه برای تشویق جوانان به پرهیز از مواد حاصل شده است.وقتی از نوجوانان پرسیده شد که در مورد این پیام چه نظری دارند،شماری از آن ها پاسخ دادند چرا نه ؟چه کاری بهتری می شود کرد؟
برخی از جوان ها که فکر می کنند دروازه رویای آمریکایی به روی شان بسته است به مواد مخدر روی می اورند چه تصور می کنندجز این راهی برای شادبودن ندارند.برخی فرصت برای موفقیت دارند اما به توانایی هایشان برای موفقیت اطمینان ندارند و برخی دیگر کسانی هستند که نمی توانند بفهمند چرا باید خودشان را از این لذت محروم کنند.
هنگامی که کسب لذت یا تسکین ناراحتی ها هدف نهایی زندگی باشد بسیاری از افراد مخصوصا جوانان برای رسیدن به این اهداف به مواد اعتیادآور روی می اورند.نمی توان انکار کرد که مواد روان روانگردان می توانند حس و حال خوشایندی در انسان به وجود بیاورند و ما برای جلوگیری از طلب این سرخوشی باید بتوانیم جوانان را متقاعد کنیم که چنین لذتی را فدا کنند.از آن جائی که انها خودشان را مصون از اثرات خطرناک مواد اعتیادآور می پندارند هشدار هولناک بازدارنده نیستند.وقتی جوان ها را نصیحت می کنیم که از استفاده از مواد اعتیادآور خودداری کنند تا بتوانند سالم و بانشاط بار بیایند و در اینده انسان هایی شوند که زندگی پرباری دارند و می توانند از زندگی پرباری دارند و می توانند از زندگی لذت ببرند اغلب با این استدلال گفته و ناگفته مواجه می شویم:چرا صبر کنم،من که همین حالا هم دارم از زندگی مشروب خوردن لذت می برم.
مشکل دیگر این است که فرهنگ ما با تکیه بر تکنولوژی ای رشد کرده است که صبر را حذف می کند.ما مشتریان پر و پا قرص ماکروویو دستگاه فکس تلفن همراه و غذاهای فوری هستیم.حتی اگر کسی هم بتواند تصور کند که پس از مدتی در زندگی به سعادت می رسد حاکم بودن فکر خشنودی فوری صبر طولانی مدت را تحمل ناپذیر می سازد.
برای ان که به نحو موثری از مصرف مواد مخدر در بین جوانان جلوگیری کنیم باید دو چیز را ذهن شان جا بیندازیم:۱)هدف نهایی زندگی چیزی است غیر از ارضای حواس  و ۲)بردباری در برابر تاخیر فرهنگ ما اساساً به این تغییرات ایمان ندا رد.در عوض به طرز فکر معتادوار ایمان دارد.
ممکن است کسی حتی قبل از روی اوردن به مصرف مواد اعتیادآور طرز فکر معتادوار داشته باشد.طرز فکری که جلوی درک واقعیت های مشخصی را می گیرد.مثلا جوانانی که به فکر مصرف کوکائین می افتند مسحور وعده سرخوشی و نشئگی می شوند و به تاوان های وحشتناک بالقوه اش توجهی نمی کنند.بنابراین تاثیر مواد شیمیایی بر مغز نمی تواند کاملا مسئول این نحوه تفکر باشد.
شگفت آنکه ویژگی دیگر طرز فکر معتادوار ان است که به رغم تصورات نادرسیتی که در ذهن معتاد در مورد خودش ایجاد می کند.ممکن است بر طرز فکر او نسبت به دیگران تاثیری نداشته باشد.بنابراین والدین الکلی که به افراط مشروب می نوشند ممکن است از این که دختر یا پسرشان نمی تواندد اثرات مخرب مواد اعتیادآور را درک کند سرخورده شوند.
این نکته را باید به خاطر سپرد چون سخت اهمیت دارد:تشخیص طرز فکر معتادوار کاری است که کسی غیر از خود معتاد باید آن را انجام دهد.

خودفریبی در طرز فکر معتادوار
طرز فکر معتادوار هر کسی را گول می زند ولی کسی که بیش از همه تحت تاثیر قرار می گیرد همان کسی است که این فکرهای فریبنده را در سر دارد یعنی شخص معتاد یا هم وابسته .

خودفریبی و شرکت کردن در گروه های دوازده قدمی
شرکت در یک برنامه دوازده قدمی برای بهبودی فوق العاده مهم است هر چند به دلیل تاکید برنامه های دوازده قدمی بر پرهیز کامل خیلی ها نسبت به چنین برنامه هایی احساس دافعه دارند.البته خیلی از معتادان و الکلی ها این را انکار می کنند و بهانه می اورند که دلایل معتبر دیگری برای حضور نیافتن در جلسات AA, NA دارند.
یک الکلی می گفت:من نمی توانم به جلسات AA بروم چون محل تشکیل جلسه خیلی نزدیک جایی است که قبلا زندگی می کردم.او خیلی ساده نمی خواست قبول کند که هر هفته در بیش از صد و چهل جای مختلف در منطقه شان جلسه هست.

تغییر کردن
چه گونه ممکن است کسی آشکارا دچار تناقض باشد ولی خودش تشخیص ندهد حتی وقتی این را به او گوشزد می کنند؟پاسخ در یک کلمه نهفته است:انکار.بخش عمده انکار نهفته در کج اندیشی معتادوار ناشی از مقاومت شدید در برابر تغییر است.تا زمانی که کسی می تواند واقعیت را انکار کند می تواند به همان رفتارهای پیشین ادامه دهد.پذیرفتن واقعیت ممکن است او را درگیر روند بسیار دشوار تغییر بکند.
غالبا مردم با تغییر تا زمانی که مربوط به دیگران باشد مشکلی ندارند.فرد الکلی وقتی می گوید اگر همسرم با ملاحظه تر بود مجبو نبودم این طور ی الکل مصرف کنم،در واقع منظورش این است که من نباید تغییر کنم.کاری کنید همسرم تغییر کندوآن وقت اوضاع درست می شود.
برای مثال شاید هم وابسته ها مشتاقانه در صدد کمک گرفتن باشند با این تصور که متخصصان می توانند به ان ها بگویند چه کنند تا یک معتاد دست از مصرف مواد بکشد.آن وقتی می فهمندهیچ کاری برای تغییر رفتار معتاد از ان ها ساخته نیست و به کلی در این زمینه ناتوانند دلسرد می شوند.وقتی متخصصان پیشنهاد می کنند که به رفتار خودشان توجه کنند و تغییر را از خودشان آغاز کنند احتمالا یا پا پس می کشند.به خصوص وقتی می شنوند که در ال – انان می گویند ما این جا نیامده ایم تا شریک زندگی مان را تغییر بدهیم.بلکه آمده ایم تا خودمان را تغییر بدهیم ، به سرعت توی ذوق شان می خورد.
خودم را تغییر بدهم؟چرا باید خودم را تغییر بدهم؟من که مشروب نمی خورم!عکس العمل چنین ادم هایی چیزی شبیه این است

روند تفکر در اسکیزوفرنی

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

روند تفکر در اسکیزوفرنی
پدیده تفکر غیرطبیعی در اعتیاد ابتدا در انجمن الکلی های گمنام شناخته شد که در آن اصطلاح کله خرابی را ابداع کرده اند.اعضای قدیمی این انجمن این اصطلاح را در وصف الکلی خشک به کار می برند الکلی ای که از نوشیدن الکل پرهیز می کند ولی در بسیاری از زمینه های دیگر رفتارش سخت شبیه الکلی ای است که مشروب می نوشد.
روان درمان گران آگاه از وضعیت بیمارانی که دچار توهم خودبزرگ پنداری هستند می دانند که تلاش برای متقاعد کردن بیمار به این که مسیح یا قربانی یک توطئه جهانی نیست چه قدر بی فایده است.روان درمان گر و بیمار از نظر فکری در دو دنیای کاملا مجزا سیر می کنند که هر یک قواعد کاملا متفاوتی اارد.طرز فکر طبیعی در نظر این بیمالرن همان قدر نامعمول است که طرز فکر او در نظر فرد سالم.

شباهت های انواع اعتیاد و اسکیزوفرنی
معتادان را گاهی به غلط اسکیزوفرنیک تشخیص می دهند.بعضی عوارض ممکن است در معتادان و این افراد مشترک باشد از جمله
توهم(توهم ادراکی)
هذیان(توهم حسی)
حالات نامعقول
رفتارهای بسیار ناهنجار
تمام این عارضه ها البته ممکن است علائم آثار سمی مواد اعتیادآور بر مغز هم باشد.چنین اشخاصی اصطلاحاً دچار روان پریشی ناشی از مواد اعتیاداور هستند حالتی که ممکن است شبیه به اسکیزوفرنی باشد ولی اسکیزوفرنی نیست.این علائم معمولا پس از سم زدائی از بین می رود و فعالیت شیمیایی مغز به حالت طبیعی باز می گردد.
ممکن است شخص اسکیزوفرنیک به مصرف الکل یا سایر مواد اعتیادآور هم معتاد باشد.در چنین مواردی درمان بسیار مشکل می شود.بیمار اسکیزوفرنیک اغلب باید تا مدت ها داروهای قوی ضد روان پریشی مصرف کند.علاوه بر این چنین فردی شاید نتواند تکنیک های رویارویی عموماً موثر در درمان معتادان را تحمل کند.معتادان می توانند یاد بگیرند از واقع گریزی دست بردارند و مهارت هایشان را به طرز موثری برای کنار آمدن با واقعیت ها به کارگیرند اما از بیمار اسکیزوفرنیک که توانائی کنار امدن با واقعیت را ندارد نمی توان چنین توقعی داشت.
به یک تعبیر معتاد و بیمار اسکیزوفرنیک هر دو مانند قطارهایی هستند که از خط خارج شده اند.با قدری تلاش می توان معتاد را به خط برگرداند.اما بیمار اسکیزوفرنیک را نمی شود به همان خط برگرداند.بهترین راهی که می تواند برای این بیمار نتیجه بخش باشد این است که او را به خط دیگری که به همان مقصد می رسد هدایت کنیم.این خط دوم خطی سر راست نیست تقاطع ها و فرعی های بیشماری دارد و در هر جای آن بیمار ممکن است به جهتی غیر از جهت مورد نظر برود.برای دوری از این خط های فرعی هشیاری و هدایت دائمی ضروری است و شاید لازم باشد برای ماندن در خط با استفاده از دارو از سرعت قطار بکاهیم.
سر و کله زدن با افکار این الکلی یا هر معتاد دیگر اغلب همان قدر دلسرد کننده است که رویارویی با ذهنیات بیمار اسکیزوفرنیک.درست مثل یک بیمار اسکیزوفرنیک که اعتقاد راسخش به مسیح بودن تغییرناپذیر است یک الکلی یه معتاد را هم نمی توان سرسوزنی از یان باور منصرف کرد که یک مشروب خورد عادی مجلسی است یا فقط محض تفریح کوکایین یا ماری جوانا مصرف می کند.
برای مثال نزدیکان یک الکلی دائم الخمر(یا هر معتاد دیگری)به وضوح می تواندد فردی را ببینند که بر اثر از بین رفتن تدریجی سلامت جسمانی نابودی زندگی خانوادگی و به مخاطره افتادن شغلش زندگی اش در حال فروپاشی است.همه این مشکلات به وضوح ناشی از مصرف الکل یا مواد مخدر است با این حال خود معتاد انگار این را تشخیص نمی دهتد.او احتمالاً اعتقاد راسخ ارد که مصرف مواد اعتیادآور هیچ ربطی به هیچ کدام از مشکلات ندارد و انگار در برابر استدلال های منطقی در این مورد ناشنواست.
تفاوت چشمگیر بین طرز تفکر معتاد و بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی از این قرار است:
۱-   افکار بیمار اسکیزوفرنیک آشکارا بی معنی است.
۲-   افکار معتاد منطقی سطحی دارد که ممکن است بسیار غلط انداز و گمره کننده باشد.
معتاد ممکن است همیشه ان طور که ما فکر می کنیم عمداً مکار نباشد.او لزوماً آگاهانه و عامدانه دیگران را فریب نمی دهد هر چند که بعضی اوقات این اتفاق می افتد.معتادان اغلب فریفته افکار خودساخته شان می شوند و عملا خود را فریب می دهند.به ویژه در مراحله اولیه تعبیر و تفسیر معتاد از وقایع ممکن است به ظاهر معقول بنماید و چنان که گفتیم استدلال هایی از این دست طبیعتا بسیاری را فریب می دهد.از این رو خانواده معتاد ممکن است برای مدتی مدید همه چیز را از منظر طرز فکر معتاد وار ببینند ممکن است رفتار معتاد در نظر دوستان کشیشفکارفرما،پزشک یا حتی روان درمانگر قانع کننده به نظر برسد هر گفته او و حتی توجیه های دور و دراز او در باب وقایع ممکن است معتبر جلوه کند.

نیازهای برآورده نشده (۲)

دوازده قدمی ها, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

حال دوستان من بیائید ببینیم نیازهای برآورده نشده ما چیست؟
یک برگه برداشته و آن را به پنج قسمت می کنیم.
۱- نیازهای برآورده نشده       ۲- چه کسی نیاز مرا برآورده نکرد      ۳- برای گرفتن نیازهایم در گذشته چه میکردم         ۴- حالا نیازم را چگونه برآورده میکنم   ۵- چه کسانی می توانند نیازهای مرا برآورده کنند

بعد در هر کدام نیازمان رو می نویسیم و با توجه به اون بقیه خانه های جدول رو پر میکنیم
مثلا من میام اینطوری می نویسم
۱- من نیاز به محبت داشتم    ۲- پدر و مادرم این نیازم رو برآورده نکردن  ۳- قبلا میرفتم خودمو لوس میکردم و خودشیرینی میکردم    ۴- اولا میپذیرم من به محبت نیاز دارم و بعد به پدر و مادر این نیازم را میگویم
۵- اولا از همه این خودم هستم که میتوانم به خودم محبت کنم و بعد پدر و مادرم

یا
۱- من به جنس مخالف نیاز دارم  ۲- وابسته یا عشق نیاز منو برطرف نکرد   ۳- هی بهش تلفن میزدم و یا احساس زیادی براش خرج میکردم تا بهم برگردونه   ۴- دعا میکنم این نیاز من برآورده بشه و قبول میکنم این نیاز برای من مخرب است            ۵- نیاز به جنس مخالف رو میتونم با خدا پر کنم

و بقیه نیازهای برآوردن نشده را که در قسمت قبل گفتیم میتونیم یک به یک در این جدول بگذاریم البته میتوان روزانه به این جدول سر زد و چیزهای رو اضافه و کم کرد.
در این مورد به نکات زیر توجه کنید:
۱-   نیاز اگر سالم برآورده شود و صادقانه باشد عشق است و سالم و اگر صادقانه نباشد وابستگی ایجاد می کند.
۲-   ما بعنوان یک بیمار اگر به خواسته ها و نیازهایمان نرسیدیم دست به کارهای شیطانی میزنیم مثلا وقتی نیاز به غذا داشتیم دزدی میکردیم یا وقتی به پول احتیاج داشتیم سر جیب پدر و مادر میرفتیم.
۳-   یادمان باشد محبت یعنی آن مقدار از شکرگذاری و سپاسگذاری که باید بفرم عملی نشان داد.
۴-   خواسته ها( توقعات) آرزوهای دست نیافتی هستند و نیاز آرزوهایی هستند که میتوان بدست آورد البته آروزهای دست نیافتنی را میتوان با تلاش و کوشش به آرزوی دست یافتنی تبدیل کرد.
۵-   اگر نیاز من برآورده نشده حتما حکمتی داشته است.

حال دوستان اگه مایل باشند میتونند جدول خود را در تالار قرار دهند تا دیگران هم بتونند از تجربیات شما استفاده کنند.

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها