چگونه مرد را می‌توان یاری کرد تا بیشتر دوام آورد؟

ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

همان گونه که مرد زن را برای رها شدن و لذت بردن یاری می‌کند، اعتماد زن و توانایی او در پذیرفتن تماس و عشق شوهر می‌تواند به مرد کمک کند تا کنترل خود را حفظ کند. <!–[if !vml]–><!–[endif]–>

وقتی زن به خوبی شوهر را بپذیرد و تسلیم او شود، مرد در حالی که شهوتش رو به افزایش است، به خاطر تمنای زن کنترل خود را حفظ می‌کند. وقتی زن بیاساید، دریافت کند و از تماس عاشقانه شوهرش لذت ببرد، مرد می‌تواند بیشتر دوام آورد. تا زمانی که زن کاملاً دریافت کننده است،‌ مرد نیز عطا کننده خواهد بود.

اما، اگر زن سعی کند کنترل را در دست گیرد و مرد را تحریک کند، ‌نادانسته او را از کنترل خارج کرده و یا از انگیزش می‌اندازد. در شرایطی که مرد توجه را به نثار کردن و برانگیختن زن معطوف کرده، زن با تلاش برای تحریک مرد، انرژی او را که به سویش جریان دارد، مسدود کرده و باعث می‌شود شوهر پیش از موقع به ارگاسم برسد.

وقتی واکنش‌های زن پاسخی به مرد باشد و نه تلاشی برای برانگیختن او، مرد می‌تواند با موفقیت شهوتش را کنترل کند؛ ولی چنانچه واکنش‌های زن پاسخ واقعی به تماس ماهرانه مرد نباشد، مرد رشد شهوت را احساس نخواهد کرد و شاید ناگهان کنترل را از دست دهد یا شدیداً به هیجان آید و یا حتی از انگیزش بیافتد. در هر صورت، هیچ کدام درک نمی‌کنند چه اتفاقی دارد می‌افتد. بله، اگر زن به این شکل در اثر تماس مرد به هیجان آید، می‌تواند مرد را از انگیزش بیاندازد.

 

وقتی واکنش‌های زن پاسخی به مرد باشد و نه تلاشی برای برانگیختن او، مرد می‌تواند با موفقیت شهوتش را کنترل کند

تکرار چهارم ژوئیه

در بعد از ظهری زیبا و دلپذیر دونالد و کانی س ک س عالی، خارق‌العاده و بیادماندی داشتند. بعداً، وقتی مشغول صرف عصرانه بودند، دونالد گفت خیلی به او خوش گذشته است. دونالد حس می‌کرد همسرش نیز حقیقتاً از آن لحظات لذت برده و خوشحال بود کانی آزادانه شور و حرارتش را نشان داده است.

دو روز بعد آن‌ها س ک س داشتند. کانی فوراً شروع به تکرار حرکات دفعه قبل کرد، اما دونالد بلافاصله از انگیزش افتاد. موضوع چه بود، کانی همان کارهایی را کرد که قبلاً برای خشنودی شوهرش کرده بود؟!

دونالد ابتدا نفهمید اشکال در چیست؛ ولی بعد از کمی درنگ متوجه شد در دفعه قبل، که به او خیلی خوش گذشت،‌ حرکات کانی خودانگیخته بودند؛ حال آن که همسرش این بار به طور مکانیکی آن‌ها را انجام می‌داد و به این خاطر نیز موثر واقع نشدند. حرکات و احساسات شورانگیز کانی واکنش خود به خود نسبت به اعمال مرد نبود، بلکه اقدامی از روی عشق بود تا او را دوباره خشنود کند.

در واقع، زن معصومانه همان کارهایی را انجام داد که می‌دانست در دفعه قبل شوهرش را خشنود ساخته است. بعد از مباحثه درباره موضوع، کانی یاد گرفت این واکنش صادقانه و طبیعی اوست که به بهترین صورتی دونالد را بر می‌انگیزد؛ آن هم به خصوص وقتی که شوهر سعی می‌کند او را برانگیزد. آگاهی جدید کانی را از قید و بند رها ساخت و به او فرصت داد عمیقانه‌تر به واکنش‌های واقعی جنسی خود بنگرد.

نگاهی به مساله خود*ارض.ایی اِست/ِمناء, اِس/تِرجاز یا است/ِشهاء

ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

کسانی که در فشار و رنج غریزه جنسی (و دیگر اضطرابات و تنشهای روزمره زندگی) به پناهگاهی به نام “خودارضایی” رو آورده اند ، اکنون به در چاه افتادگانی میمانند که دچار عذاب جان پناه خود شده اند! از همین رو و با توجه به پرسش های بیشمار شما بازدیدکنندگان محترم تصمیم گرفتم در پستی مفصل به این مطلب بپردازم ؛ به این امید که پاسخ پرسش هایتان را دریافت کنید … تعریف : خودارضایی یا جَلْق زدن (همچنین اِستِمناء برای مردان و اِستِرجاز یا استِشهاء برای زنان) از روش‌های ارضای میل جنسی است، این عمل با انگیزش و تحریک اندام جنسی شخص از سوی خودش و یا آلات مصنوعی و ابزارهای ماشینی نیز که آمیزش جنسی را همانندسازی می‌کنند، انجام می‌گیرد و معمولا انجام آن تا رسیدن به اوج لذت جنسی ادامه پیدا می‌کند که در مردان همراه با بیرون پاشیدن منی و در زنان بصورت اسپاسم (سفتی عضلانی) همراه با لذت شدید در ناحیهٔ مهبل می‌باشد. جلق‌زدن را عموماً انجام این عمل توسط خود شخص در نظر میگیرند اما تحریک آلت توسط فردی دیگر البته بدون آمیزش جنسی (معمولاً با دست) را نیز جلق‌زدن گویند. دلیل خودارضایی چیست ؟ علاوه بر احساس لذت جنسی، خودارضایی برای رهایی از تنش‌های جنسی به‌خصوص در زمانی که شریک جنسی در دسترس نیست انجام می‌شود. خودارضایی گاهی به منظور رفع اضطراب و رسیدن به آرامش صورت می‌گیرد. در نوجوانان گاهی خودارضایی با هدف کنجکاوی در خصوص دستگاه‌های تناسلی اجرا می‌شود. خودارضایی همچنین گاهی با هدف پیشگیری از انتقال بیماری‌های مقاربتی و همچنین پیشگیری از بارداری صورت می‌گیرد. گاهی در برخی نارسایی‌های جنسی توسط پزشک نیز استمناء تجویز می‌شود. آیا خودارضایی عوارض دارد ؟ در گذشته خودارضایی گونه‌ای از انحراف جنسی و ذهنی تلقی می‌شد. حتی هنوز علی‌رغم این که بسیاری از پزشکان بارها بر بی‌ضرری خودارضایی تأکید داشته‌اند٬ این باور ریشه‌دار که خودارضایی باعث عوارضی همچون سیاهی افتادن دور چشمها٬ قوس کمر٬ کوری٬ سکتهٔ قلبی٬ مشکلات جنسی٬ یا لرزش دست می‌شود در میان بسیاری از عوام، خصوصاً پیروان سرسخت مذاهب، شایع است. امروزه متخصصان، خودارضایی را گونه‌ای از فعالیت جنسی می‌دانند که طبیعی، سالم، مطلوب و امن است. تنها هنگامی خودارضایی می‌تواند مشکل‌ساز شود که فرد را از برقراری رابطهٔ با شریک جنسی‌اش باز دارد یا این عمل باعث اختلالات رفتاری در شخص گردد. بنا بر نظر اکثریت پزشکان و بر خلاف باور عموم، از لحاظ پزشکی خودارضایی چه در مردان چه در زنان، در صورت میانه‌روی هیچ عارضهٔ خاصی در بدن ایجاد نمی‌کند و می‌تواند نوعی از رفتار جنسی فرد محسوب شود و به حفظ سلامت جنسی انسان کمک کند. خودارضایی در ریزش مو، به وجود آمدن آکنه و ضعف منی و نطفه شخص بی‌تاثیر است. همچنین استمناء در ظاهر فرد تاثیرگذار نیست. خودارضایی همچنین به خودی خود هیچ مشکل روانی و ذهنی ایجاد نمی‌کند. خودارضایی در ضعف بینایی و بطور کلی تحلیل قوای جسمانی هیچ نقشی ندارد. خودارضایی در اکثر زنان باعث کاهش فشارهای عصبی قبل از قاعدگی می‌شود. علاوه بر آن خودارضایی در زنان می‌تواند در اینکه چطور به ارگاسم برسند کمک کند. در مردان این عمل با افزایش زمان انزال و کنترل بیشتر آن، در رابطهٔ جنسی مفید خواهد بود. البته زیاده‌روی بیش از حد در استمناء (بیشتر از ۲۰ بار در ماه) می‌تواند در مردان از عوامل سرطان پروستات در آینده محسوب شود. اما از طرفی استمناء مرتب خصوصاً در سنین بالای ۵۰ سال بخاطر دفع عوامل بیماری‌زا از داخل پروستات از بروز این بیماری پیشگیری می‌کند. استمنا یک یا دو بار در هفته همچنین می‌تواند باعث افزایش تولید گلبول‌های سفید خون در مردان شود و از این طریق سیستم ایمنی بدن را بهبود بخشد. روش‌ها در مردان : گرچه روش انجام خودارضایی فرد به فرد متفاوت است اما عموماً با در دست نگه داشتن آلت بصورت تقریباً محکم در دست و حرکت دست به سمت جلو و عقب و گاهاً همراه با خیال‌پردازی انجام می‌شود. تمرکز بیشتر روی کلاهک آلت وسرعت حرکت دست، سرعت رسیدن به ارگاسم را افزایش می‌دهد. برای افزایش لذت و همچنین برای کاهش اصطکاک معمولاً از مایعات یا آب دهان (بزاق) استفاده می‌شود. در زنان : در زنان خودارضایی اغلب از طریق مالش چوچوله و لب‌های فرج انجام می‌شود. همچنین فرو کردن جسم خارجی در مهبل، تحریک سینه‌ها و نقطهٔ جی از طریق مالش، فشار، کشش عضلانی و خیال‌پردازی نیز می‌تواند در کنار هم بکار گرفته شود. خودارضایی از طریق تحریک چوچوله از طریق گذاشتن انگشت روی چوچوله یا قرار دادن چوچوله بین انگشت اشاره و شصت و حرکت چرخشی آن یا سایر حرکات دست یا استفاده از دو دست: یک دست برای تحریک مهبل، مقعد یا سینه‌ها و دست دیگر برای تحریک چوچوله و همچنین تحریک نقطهٔ جی می‌تواند انجام شود. استفاده از جریان فشار آب بر روی چوچوله در حمام نیز یکی از روش‌های مرسوم خودارضایی در زنان است و گاها هم اتفاق می افتد که زن ها به وسیله ابزارهای الکترونیکی و گاها با آلت تناسلی حیوانات دست به خود ارضای بزنند. خودارضایی از نظر ادیان اسلام دیدگاه اهل سنت: اهل سنت نظرات متفاوتی را در مورد خودارضایی دارند. برخی آن را در تمام اشکال و موارد حرام می‌دانند، برخی در مواردی آن را مجاز می‌شمارند و برخی آن را مکروه می‌دانند. دیدگاه شیعیان: از نظر شیعیان خودارضایی به طور کامل و در تمام اشکال آن حرام می‌باشد. حتی به اعتقاد برخی مراجع دینی، خودارضایی از «گناهان کبیره‌» است. با این حال بنا بر فتوای اکثر مراجع اگر استمنا به دست همسر شخص انجام شود گناه به حساب نمی‌آید. پس از استمنا غسل بر مسلمان واجب می‌شود (غسل جنابت) و در صورت عدم انجام غسل، عبادت او پذیرفته نمی‌شود. برخی فقها مانند آیت‌الله لنکرانی، خود ارضایی را در صورتی که برای آزمایش پیش از ازدواج نیاز به اسپرم وجود داشته باشد و از راه دیگری نتوان اسپرم‌گیری کرد، بلامانع می‌دانند. مسیحیت دیدگاه کاتولیک‌ها: از نظر کلیسای کاتولیک، در پاره‌ای موارد، برای شناخت بدن و احساسات جنسی، آن را مجاز می‌شمارند. دیدگاه پروتستان‌ها: به عقیده‌ی پروتستان‌ها، خودارضایی یک سیر طبیعی از سیکل جنسی افراد است و این امر مانع از روابط جنسی «غیرمجاز» (از نظر کلیسای پروتستان) مانند همجنس‌گرایی می‌شود. یهودیت خودارضایی در شریعت یهود، به طور کامل منع نمی‌شود و عملی توأم با سلامتی و نشاط‌آوری تلقی می‌گردد؛ اما در برخی شاخه‌های مذهبی، آن خودارضایی جنس مذکر ممنوع است. تفاوت خود ارضایی با رابطه جنسی : بسیاری از محققین و افراد صاحب نظر در این باره مقالاتی را ارائه کرده اند نقطه مشترکی که در این مقاله ها بدست می رسید این بود که رابطه جنسی یک نیاز طبیعی میباشد ، اما آیا خود ارضایی می تواند جایگزین رابطه جنسی شود ؟ انجام عمل خودارضایی در هر شرایطی امکان پذیر است چون در ذهن ما شخص خاصی جهت رابطه پردازش شده و ما با انجام اعمالی خاص باعث ارضاء شدن خود می می شویم ، هم در رابطه جنسی و هم در خود ارضایی عمل ارگاسم صورت می گیرد هر دوی آنها می تواند لذت بخش باشد اما تاثیر کدامیک بر روی ما بیشتر است ؟ همانطور که ذکر شد در خود ارضایی اندام خود را وادار می سازیم تا طی یک رابطه مجازی به ارگاسم برسد اما در یک رابطه جنسی تمامی اندامهای بدن با یکدیگر همکاری دارند دیگر نیازی نیست که ما در ذهن خود محیطی را بازسازی کنیم یا شخص را بازسازی کنیم پس ذهن در آرامش بیشتری قرار میگیرد از این رو تاثیر روحی و روانی بسیار مفیدی بهمراه دارد. آثار منفی جسمی روحی و جنسی اعتیاد به خودارضایی و تاثرات آن بر رابطه جنسی و زندگی زناشویی : افرادی که زود تحریک می شوند و برای ارضای خود به سوی خود ارضایی میروند بدانند که خود ارضایی تحریک پذیری را به میزان زیادی افزایش می دهد از این رو تنها با این کار عطش خود را زیادتر کرده اند . فردی که به خود ارضایی اعتیاد دارد مطمئنا در زندگی زناشویی خود در رابطه جنسی با شریک خود دچار مشکل جدی خواهد شد این فرد از رابطه جنسی حقیقی به ارگاسم نخواهد رسید پس نخواهد توانست خود و شریک جنسی خود را ارضاء کند و از رابطه جنسی حقیقی لذت ببرد. اینگونه افراد معمولا انسانهای سردی خواهند شد. از تاثیرات روحی اعتیاد به خود ارضایی می توان بی حوصلگی ، عدم تمرکز ، لاغری ، ناتوانی جسمی و سردردهای میگرنی را نامبرد . اعتیاد به خودارضایی آسیبهای زیادی از نظری جنسی به فرد وارد می سازد . در خانمها می تواند باعث شود تا عمل لقاح و تخمک ریزی به درستی انجام نگیرد و یا هرگز صاحب فرزند نشوند و یا اینکه فرزند آنها ناقص به دنیا خواهد آمد . مطمئن باشید علائم منفی خود ارضایی از سنین جوانی آغاز می شود . پرخاشگری نیز یکی از عوامل اعتیاد به خودارضایی میباشد . کسانی که مبتلا به استمنا (خود ارضایی) هستند، بعده ها مبتلا به بیماری زود انزالی میشوند که این بیماری تاثیر بسیار منفی بر روابط زناشویی دارد و در بسیاری از موارد منجر به طلاق میگردد زیرا این افراد نمیتوانند همسر خود را به اوج لذت جماع (ارگاسم) برسانند و این مسئله موجب سرخوردگی شدید زن میشود. پس لذت تمایلات واقعی جنسی را از خود و همسر خود نگیرید . حال به این نکته میرسیم که مهمترین عوارض خودارضایی (استمنا) چیست : از دین دین مبین اسلام این کار حرام است و از گناهان کبیره به شمار میرود . خودارضایی حالت خواب آلودگی بهمراه دارد . خود ارضایی باعث بهم ریختگی وضعیت فکری و هوشیاری انسان می شود . خود ارضایی بینایی را نیز تحت تاثیر قرار میدهد در مردان خارج شدن بیش از حد اسپرم باعث میشود تا در عمل لقاح قدرت بارگذاری اسپرم آنها کاهش یافته و از اینرو نتوانند صاحب فرزند شود . پوکی استخوان در دوران میان سالی برای خانمها و آقایانی که در دوران نوجوانی و جوانی اعتیاد به خودارضایی داشته اند امری بعید نمیباشد. تاثیر مستقیم خودارضایی بر غدد هیپوتالاموس مغز آسیب جدی بهمراه دارد . اعتیاد به خودارضایی آسیبهای زیادی بهمراه دارد آیا ارزش آنرا دارد برای لحظاتی لذت خود را از لذت حقیق یک رابطه جنسی محروم کنیم و به بدن خود آسیب وارد سازیم . دکتر رابرت شروکلر یکی از محقیقن بزرگ و اساتید دانشگاه برلین در تازه ترین تحقیقات خود در مورد خودارضایی در ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۶ رسما اعلام کرد اگر فردی قصد خودکشی دارد اعتیاد خودارضایی می تواند در درازمدت باعث کاهش رشد تک تک سلولهای بنیادی در انسان شود! مسلما می دانیم اعتیاد به خود ارضایی عاملی نیست که باعث مرگ انسان شود اما آسیب های زیادی بهمراه دارد. چگونه میتوان این عادت را ترک کرد؟ در مورد خود ارضایی و ترک آن هرگز فراموش نکنید که به طور ناگهانی و یکباره نمی توانید این عادت را ترک کنید . مثلا نمی توانید الان تصمیم بگیرید که از فردا تا آخر عمر دیگه خودارضایی نمی کنم! مطمئن باشید که با این روش اگر که فردا اینکارو نکنید حتما پس فردا انجام خواهید داد. روشی ساده و عملی دوستان عزیز شما به عنوان فردی که قصد ترک خود ارضایی را دارید باید راههای زیر را به دقت انجام دهید ؛ همه با هم ؛ یعنی از یک گزینه نباید فاکتور بگیرید : اولین قدم : از محیطی که در آن زمینه انجام عمل خود ارضایی را دارید دوری کنید . مثلا معمولا این کار در تنهایی صورت میگیرد حتی زمانی که تحریک هم نشده اید سعی نکنید زیاد تنها بمانید . دومین قدم : زمانی که بیکار هستید یا زمانی که فکر های تحریک کننده به سراغ شما می آیند سعی کنید برای خود یک سرگرمی پیدا کنید و خود را مشغول سازید . سومین قدم : اگر در هارد سیستم خود یا روی سی دی عکس یا فیلمهای غیر اخلاقی دارید همه آنها را کنار بگذارید ترجیحا نابود کنید. مثلا فیلم های عاشقانه هم اگر شما را تحریک می کند دیگر نبینید . ذائقه اتان را عوض کنید . فیلم های کمدی یا ترسناک ببینید . چهارم : حتی اگر شرایط بالا را هم رعایت کنید امکان دارد باز هم مرتکب خود ارضایی شوید و چون به این عمل اعتیاد داشته اید این یک امر طبیعیست، اما عواقب جبران ناپذیر آن را همیشه به یاد داشته باشید. دعا و نیایش ، موسیقی ، ورزش و مطالعه هم می تواند افکار شما را از خودارضایی دور کند . برای ترک یا تخفیف استمنا راه های متعدد دیگری نیز وجود دارد که به مهم‌ترین آنها اشاره می‌شود. باید توجه داشت که راه‌های موجود در همه‌ی افراد مؤثر نیستند و همانند حساسیت‌های مختلف که در هر فرد متفاوت عمل می‌کنند، شخص باید با شناخت و در نظر گرفتن شرایط خود اقدام به ترک یا کاهش این امر کند. ۱- تلقین به شخص کمک می‌کند تا اراده‌ی خود را تقویت کند و به خود بگوید که می‌تواند استمنا را کنار بگذارد. ۲- افزایش فواصل زمانی خود ارضایی. برای مثال از روزی دو مرتبه به روزی یک مرتبه و … ۳- اسلام ازدواج را برای جلوگیری از روابط جنسی خارج از محدوده‌ی زناشویی توصیه می‌کند. اما در شرایط امروز که ازدواج کاری بس مشکل شده است، برخی ازدواج موقت را پیشنهاد کرده‌اند که خود جای بحث دارد. ۴- بهتر است برای استحمام و شستشوی بدن به خصوص جهاز تناسلی، از وسایل نرم مانند ابر استفاده نشود و هر چه زودتر کار استحمام را به پایان رساند. عدم مشاهده‌ی بدن عریان نیز از بروز تحریک جلوگیری می‌کند. ۵- پوشیدن البسه‌ی تنگ و چسبان عامل تحریکی مناسبی برای استمنا است. لباس تنگ با مالش عضو جنسی شرایط را برای خود ارضایی فراهم می‌کند. ۶- تخلیه مثانه قبل از خواب ۷- شستشوی دستگاه تناسلی با آب سرد پس از ادرار کردن کمک مؤثری در رفع و عدم تحریک آن می‌کند. ۸- پر نکردن شکم پیش از خواب با غذای سنگین ۹- اجتناب از خوردن غذاهای محرک مانند فلفل، پیاز، خرما، ادویه جات، گوشت قرمز و غذاهای پرچرب ۱۰- در نوشیدن مایعات خصوصاً در هنگام خواب افراط نشود، همچنین از مصرف الکل پرهیز شود. و اما مراحل ویژه خودارضایی و عوارض آنها: ۱- مرحله‌ی مشکل‌ساز Problematic در افرادی بروز می‌کند که روزانه بیش از یک یا دو بار استمنا می‌کنند. عوارض آن عبارتند از: الف) خستگی و کوفتگی ب) عدم تمرکز حواس پ) ضعف حافظه ت) استرس و اضطراب ۲- مرحله‌ی گرفتاری شدید Severe در افرادی که در روز سه تا چهار بار استمنا می‌کنند پدیدار می‌شود. عوارض آن عبارتند از: الف) خستگی و کوفتگی ب) تغییرات سریع خلقی ج) حساسیت بیش از حد و زود رنجی د) کمردرد ه) نازک شدن موها (به دلیل برهم خوردن نظم هورمونی) و) ناتوانی جنسی زودرس در جوانی ی) بی‌خوابی، بدخوابی و مشکلات مشابه آن‌ها ۳- مرحله‌ی گرفتاری بسیار شدید در این حالت فرد روزانه حتی پنج بار استمنا می‌کند که عوارض بسیار شدیدتری در او ظهور می‌یابد: الف) خستگی و کوفتگی ب) ریزش شدید موها ج) تار شدن دید چشم‌ها د) وِز وِز گوش ه) انزال زودرس و غیرارادی و خروج منی به صورت قطره قطره و) درد کشاله‌ی ران و ناحیه‌ی تناسلی ی) دردهای قولنجی در ناحیه‌ی لگن و استخوان دنبالچه بررسی دیگر عوارض: ۱- آسیب پروستات: استمنا به شکل صحیح و غیر اعتیادگونه در تقویت پروستات و جلوگیری از ابتلأ به سرطان پروستات کمک فراوانی می‌کند. اما اگر به صورت مکرر و اعتیاد گونه انجام شود، باعث تقویت احتمال ابتلأ به سرطان پروستات می‌شود. ۲- خستگی و کوفتگی مفرط: به دلیل انرژی‌بر بودن اعمال جنسی که خود ارضایی را نیز شامل می‌شود، موجب کمبود انرژی و تخلیه‌ی ذخایر گلیکوژن (نوعی قند که برای تأمین انرژی سلول‌های عضلانی لازم است) می‌گردد، در نتیجه خستگی و کوفتگی مفرط روی می‌دهد. ۳- گرفتگی عضلانی: برای رسیدن به حالت اوج لذت جنسی یا ارگاسم، عضلات بدن و دستگاه تناسلی چه در مردان برای تخلیه‌ی اسپرم و چه در زنان برای پمپاژ خون به ناحیه‌ی تناسلی منقبض می‌شوند. در استمنا اعتیاد گونه و زیاده از حد، عضلات همیشه در حال انقباض و گرفتگی هستند. ۴- آسیب و سکته‌ی مغزی: به دلیل هجوم خون به آلت تناسلی در آقایان و دستگاه تناسلی در بانوان و نرسیدن خون و در پی آن کمبود اکسیژن و غذا در مغز، احتمال سکته‌ی مغزی بسیار زیاد است. به همین دلیل توصیه می‌شود حتی المقدور خود ارضایی به حالت دراز کشیده و خوابیده انجام شود تا خون کافی به مغز برسد. ۵- بروز انواع سرطان‌ها: در جنس مذکر علاوه بر سرطان پروستات که ناشی از حالت اعتیاد گونه‌ی خود ارضایی است سرطان های دیگری همچون سرطان آلت تناسلی (Penis Cancer) و سرطان بیضه (Testis Cancer) نیز مشاهده می‌شود. در جنس مونث سرطان مهبل و مخاط مهبل (Vagina Cancer) و سرطان کلیتوریس (Clitoris Cancer) بروز پیدا می‌کند. کاملاً مشخص است که بروز این سرطان‌ها به دلیل کار کرد بیش از اندازه‌ی عضو تناسلی بوده و در سیر طبیعی بدن به ندرت همچنین بیماری‌هایی دیده می‌شود. ۶- آسیب روحی- روانی: بیشترین آسیب و عارضه‌ی خود ارضایی آسیب روحی و روانی‌ای است که به خود فرد وارد می‌شود. مهمترین این عوارض افسردگی و احساس گناه پس از خود ارضایی است. ضعف حافظه و حواس‏پرتی، اضطراب، منزوی شدن و گوشه‌گیری، بی‌‏نشاطی و لذت نبردن از زندگی، پرخاش‌گری، بداخلاقی و تندخویی، کسالت دائمی و ضعف اراده، احساس حقارت و عدم اعتماد به نفس از دیگر عوارض روحی- روانی این امر هستند. ۷- عوارض اجتماعی: ناسازگاری خانوادگی، بی‌میل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانی در ارتباط با جنس مخالف و همسر(استمنا بعد از ازدواج) احساس طرد شدن و از بین رفتن عزّت، پاکی، شرافت و جایگاه اجتماعی، دیر ازدواج کردن و لذت نبردن از زندگی مشترک از آسیب های اجتماعی خود ارضایی هستند. ‏ لازم به ذکر است که عوارض زیر به هیچ عنوان ارتباطی با خود ارضایی ندارد: ۱- سیاهی دور چشم: به دلیل عوارض ژنتیکی و فقر آهن در بدن ظاهر می‌شود. ۲- عقیم شدن: بر اثر عوامل بیماری‌زا، عوامل محیطی و عوارض ژنتیکی ایجاد می‌شود. ۳- کوچک شدن و تنبلی بیضه‌ها: بیضه‌ها برای ساخت اسپرم مرتباً در حال حرکت برای به دست آوردن دمای مناسب هستند که گاهی به درون بدن کشیده می‌شوند و به اشتباه کوچک شدن آن‌ها دانسته می‌شود. خود ارضایی همچنین موجب به کار افتادن بیضه ها و فعالیت آن‌ها می‌شود که ارتباطی با تنبلی و کوچک شدن آن‌ها ندارد. ۴- نابینایی، ناشنوایی و از بین رفتن سیستم عصبی در اثر کمبود منی: مایع منی از سلول اسپرم و مایعات غدد ضمیمه دستگاه تناسلی (مانند غده‌ی پروستات در انسان و غدد وِزیکولی در نشخوارکنندگان) تشکیل شده است. نقش مایعات غدد ضمیمه جنسی ابتدا خنثی کردن محیط اسیدی مجرای خروج اسپرم و سپس تغذیه‌ی خود اسپرم است. اسپرم در بخش انتهایی مسیر خروج خود از بدن با مجرای خروج ادرار در آلت تناسلی هم مسیر می‌شود و چون ادرار اسیدی است، پس مایعات غدد ضمیمه جنسی می‌توانند این محیط اسیدی را با قلیایی بودن خود، خنثی کرده و مسیر مناسبی برای عبور و خروج اسپرم فراهم کنند. این وظیفه در انسان بیشتر بر عهده‌ی مایعات قلیایی تولید شده از غده‌ی پروستات است. مایعات غدد ضمیمه سرشار از قند فروکتوز هستند که برای تغذیه‌ی خود اسپرم در نظر گرفته شده است و به هیچ وجه برای تغذیه و انرژی‌زایی دیگر عناصر و ارگان های بدن کافی نیستند، بنابراین نابینایی، ناشنوایی و دیگر عوارض عصبی و غیرعصبی نسبت داده شده به نبود یا کمبود اسپرم برای تولید انرژی صحیح نیست. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که جذب اسپرم تبعات و هزینه‌هایی برای بدن دارد که از آن جمله می‌توان به گرمای اضافی تولید شده در اثر جذب اسپرم از عروق بیضه اشاره کرد که با گذشت زمان مانع از تولید اسپرم سالم در بیضه‌ی فرد می‌شود و در افرادی که عمل وازکتومی (بستن لوله های منتقل کننده‌ی اسپرم برای جلوگیری از بارداری) را انجام داده‌اند، این عارضه بیشتر مشاهده می‌شود. خود ارضایی مزایایی هم دارد: خود ارضایی مانند هر پدیده‌ی دیگر جهان طبیعت دارای سود و زیان است. اینکه ما فقط معایب آن را ببینیم، امری خارج از انصاف است. در این بخش به پاره‌ای از مزایای خود ارضایی به طور خلاصه اشاره می‌کنیم: ۱- بزرگ‌ترین مزیت خود ارضایی این است که مانع از برقراری یک رابطه‌ی پرخطر جنسی از طرف شخص می‌شود. ۲- به ثبات در رابطه‌ی جنسی و شناخت میزان پایداری در وضعیت های مختلف جنسی کمک می‌کند. ۳- شناخت بیشتر بدن، دستگاه تناسلی و لحظه‌ی اوج لذت جنسی (ارگاسم) و کنترل این لحظه. ۴- اطلاع یافتن از میزان تقاضای جنسی از شریک خود و نحوه‌ی برخود با او هنگام برقراری رابطه. ۵- آشنایی با سیکل جنسی بدن خود و مواقع تقاضا برای انجام عمل جنسی و تحت اختیار گرفتن شرایط بدنی. ۶- آموزش از تخیلات جنسی خود در هنگام خود ارضایی و رفتارسازی جدید از آن‌ها در واقعیت و هنگام برقراری رابطه. ۷- مواجهه با مشکلات و موانع جنسی خود و شناخت و تلاش برای رفع آن‌ها. ۸- طراوت و لطافت آلت تناسلی برای فرد بسیار مهم است؛ خصوصاً در زنان بدون همسر و مطلقه. این طراوت می‌تواند با انجام خود ارضایی معقول و کنترل شده بازسازی گردد. ۹- خود ارضایی این امکان را به فرد می‌دهد که بدون نگرانی از بیماری ها یا مرزهای موجود در روابط جنسی، خود را به مرز تخلیه برساند. ۱۰- خود ارضایی باعث کاهش فشارهای دوره‌ی عادت ماهیانه در زنان می‌شود. ۱۱- ایجاد آرامش و فراهم کردن خوابی راحت و عمیق برای فرد. به دلیل کاهش فشار خون در اثر هجوم خون به جهاز تناسلی. البته همچنین حالتی در رابطه‌ی جنسی عادی هم به وقوع می‌پیوندد. ۱۲- تخلیه‌ی فشارهای منفی که در طول روز به سراغ فرد می‌آیند. با انجام خود ارضایی بسیاری از این فشارها تخلیه می‌شوند. ۱۳- خود ارضایی بسیار سریع تر از رابطه عادی فرد را از فشار جنسی رها می‌کند. ۱۴- استمنا کمتر از یک رابطه‌ی جنسی، انرژی و زمان صرف می‌کند و فضا و احتیاجات آن بسیار در دسترس و قابل تهیه است. . . و تعدادی از موارد دیگر که با توجه به شرایط بدنی، روانی و اجتماعی فرد می‌توانند برای او از مزایای این امر محسوب گردند. خود ارضایی در بعد از ازدواج: خود ارضایی در بعد از ازدواج بدلیل عدم رفتار جنسی مناسب زوجین صورت می گیرد و می بایست فرد را با ایجاد رویه درست زناشویی به روال عادی بازگرداند. البته در زمان بارداری و در هفته های آخر بارداری نیز خود ارضایی در مردان دیده می شود. حالات روحی افراد بعد از خود ارضایی :فرد پس از خود ارضایی خود را آدم ضعیف النفسی می یابد و تا حدودی خود را مریض و متفاوت از دیگران احساس میکند. پس از خود ارضایی بارها به خود قول می دهد که دیگر این کار را نکند ولی مجدداً تکرار می کند! این امر باعث می شود که فرد فکر کند اراده نداشته و خود را ضعیف احساس کند. بعضی افراد بعد از خودارضایی بستگی به نوع تربیت و اخلاقیات خود دچار عذاب وجدان نیز می گردند. پیامدهای خودارضایی که بصورت اعتیاد و بیش از حد باشد (تاکید مجدد): خستگی و کوفتگی (Fatigues/Tiredness)، عدم تمرکز حواس (Lack of concentration)، ضعف حافظه (Poor memory)، استرس و اضطراب (Stress/Anxiety). نوسان خلق یا تغییرات سریع خلقی (Mood swings)، حساسیت بیش از حد و زودرنجی ( Irritability)، کمردرد (Lower back pain)، ناتوانی جنسی زودرس در جوانی (Youth impotence)، بی‏خوابی یا بدخوابی و مشکلات مشابه (Insomnia/Sleep problem). آسیب‏های روحی و روانی‏: ضعف حافظه و حواس‏پرتی، اضطراب، منزوی شدن و گوشه‏گیری، افسردگی، بی‏نشاطی و لذت نبردن از زندگی، پرخاشگری، بداخلاقی و تندخویی، کسالت دائمی و ضعف اراده، احساس حقارت، عدم اعتماد به نفس، احساس گناه و عذاب وجدان بروندادهای روانی و روحی خودارضایی بیمارگونه و به شکل اعتیادی است. شرح پاره‏ای از این موارد در مباحث گذشته روشن شد. درمان روحی ؛ نخستین گام : ۱- نخستین گام برای درمان خود ارضایی بیمار گونه ، اعتقاد و ایمان به درمان‏پذیری آن و دوری از یأس و ناامیدی است. اما رسیدن به نتیجه و ایجاد هرگونه تغییر و دگرگونی نیازمند گذشت زمان، انتخاب راه صحیح و به کارگیری دقیق دستورها است. البته ترک اعتیاد و عادتِ نامطلوب، در زمانِ کوتاه بدون راهنمای کارآزموده و دلسوز، امکان ندارد. از همه اینها مهم‏تر، اراده و خواست فرد، نقش کلیدی و محوری را ایفا می‏کند. درمان و چاره جویی باید منطبق بر خواست فرد باشد؛ زیرا تا وقتی که او نخواهد، می‏توان با قاطعیت گفت که درمان نخواهد شد. بنابراین بیمار اگر بخواهد، می‏تواند بر بیماری اش غلبه کند و جمله معروف «خواستن توانستن است»، عین حقیقت است. اراده همچون نهالی است که باید آن را پرورش داد تا به مرحله خودشکوفایی و ثمردهی برسد؛ به عبارت دیگر، اراده تقویت شدنی و پرورش یافتنی است و راه پرورش و تقویت آن این است که برخلاف میل خود، اندک اندک به مقابله با ایک اعتیاد برخیزد تا پس از مدتی لذت توانستن را بچشد . ۲- تلاش برای تقویت اراده از گام‏های مهم در امر بهبود است. نگویید اراده از ما سلب شده است! ممکن است اراده انسان ضعیف شود؛ ولی هیچ گاه از بین نمی‏رود. نشانه اینکه هنوز اراده باقی است، این است که شخص این عمل را در حضور دیگران و در هر شرایطی انجام نمی‏دهد. برای تقویت اراده، راه‏های زیادی پیشنهاد شده که از جمله آنها تلقین به خود است‏ ویکتور پوشه – روان شناسِ فرانسوی – می‏گوید: افراد مبتلا به این استمناء بیمار گونه و اعتیادی ، هر روز به دفعات مختلف با تمرکز فکر به خود بگویند: «من به خوبی قادرم این اعتیاد را از خود دور کنم، من قادرم». تکرار این عبارت ساده، اثر عجیبی در تقویت اراده و روحیه دارد. پل ژاگو بر آن است که:” تلقین، قبل از خواب نیز مؤثر است ” امیدوارم از مجموع مباحثی که جمع آوری شده توانسته باشم گوشه ای از سوالاتتان را پاسخ داده باشم . یک نکته را هیچ گاه فراموش نکنید : برای عمل کردن ، هیچ وقت دیر نیست …

نگاهی به مساله خودارضایی اِستِمناء, اِستِرجاز یا استِشهاء

ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

نگاهی به مساله خودارضایی اِستِمناء, اِستِرجاز یا استِشهاء.

.

آنچه در مورد آمیزش جنسی واجب ، مستحب ، مکروه ، حرام است آنچه در مورد آمیزش جنسی واجب ، مستحب ، مکروه ، حرام است
خلاصه : آنچه در مورد آمیزش جنسی واجب است
آنچه در مورد آمیزش جنسی خیلی مستحب است
آنچه در مورد آمیزش جنسی مستحب است
آنچه در مورد آمیزش جنسی جایز و مباح است
آنچه در مورد آمیزش جنسی خیلی مکروه است
آنچه در مورد آمیزش جنسی مکروه است
آنچه در مورد آمیزش جنسی حرام است
متن کل خبر : پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم): هیچ کس دراسلام ایمانش زیاد نمی شود مگر آن که محبت او به زنان بیشترباشد .

پیامبر اعظم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) : هر مومنی که با همسرش آمیزش نماید ، هفتاد هزار فرشته بال هایشان را برای آنها می گسترانند و رحمت خدا بر آنان نازل می گردد ( مستدرک الوسائل ج ۱۴ ص ۱۵۴ )

امام صادق ( علیه السلام ) : هیچ مباح و حلالی نزد خداوند ، دوست داشتنی تر از آمیزش با هم نیست . پس زمانی که مومن با همسرش نزدیکی و غسل جنابت می کند ، شیطان به گریه می افتد و می گوید : ای وای ! این بنده از پروردگارش اطاعت نموده و گناهانش بخشیده شده است . ( وسائل الشیعه ج۲ ص ۱۷۹ )

پیامبر اعظم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) در خطاب به مردان فرمودند : چنانچه حیوانات بر جفت های خویش می جهند بر همسرانتان نجهید ، بلکه پیش از آن با بوسه و سخن گفتن وی را برای عمل آماده سازید .

امام صادق ( علیه السلام ) در خطاب به مردان فرمودند : اگر یکی از شما به همسرش نزدیک شود و سپس برخیزد و او را ارضا نکند همسر او اگر به یک سیاه زنگی دست یابد به او متوسل می شود ، پس به هنگام نزدیکی شوخی و ملاعبه کنید که لذت بخش و بهتر است و زن بهتر ارضا می شود .(مکارم اخلاق )

امام علی ( علیه السلام ) : چون یکی از شما خواست با همسرش آمیزش کند ، از شتاب کردن در این کار پرهیز نماید که زنان نیز نیازهایی ( جنسی ) دارند . (خصال صدوق)

از امام صادق ( علیه السلام ) درباره آمیزش از مقعد پرسیدند حضرت فرمود : همسرت عروسک و عشق زندگی توست پس او را با این کار اذیت مکن .( وسائل الشیعه ج۲۰ ص۱۴۳)

چه در مورد آمیزش جنسی واجب است :
غسل کردن بعد از آمیزش تا قبل از خواندن نماز
آنچه در مورد آمیزش جنسی خیلی مستحب است :
مالش ، لیسیدن و بازی کردن با پستان زن در ابتدای آمیزش
آنچه در مورد آمیزش جنسی مستحب است :
گفتن بسم ا… الرحمن الرحیم و اعوذ با… من الشیطان الرجیم قبل از آمیزش
کوتاه کردن موهای زائد بدن قبل از آمیزش ( زیر بغل ، بالای عورت ، شکم و زیر گردن )
وضو گرفتن قبل از آمیزش
شوخی کردن مرد با زن قبل از آمیزش
استفاده از عطر توسط مرد و زن قبل از آمیزش
آرایش زن قبل از آمیزش
استفاده از طلا توسط زن در حین آمیزش
بازی مرد با آلت زن در حین آمیزش
بوسیدن زن
مکیدن زبان زن
آمیزش در شب اول ماه رمضان
آمیزش در شبهای دوشنبه ، سه شنبه ، پنجشنبه ، جمعه و ظهر روز پنجشنبه و عصر روز جمعه
خوردن عسل بعد از آمیزش
ادرار کردن بعد از آمیزش
آنچه در مورد آمیزش جنسی جایز و مباح است :
بوسیدن آلت زن
لیسیدن آلت زن ( چوچوله )
لیسیدن آلت مرد
استفاده از کاندوم
نگاه کردن به آلت زن

آنچه در مورد آمیزش جنسی خیلی مکروه است :
آمیزش بدون مقدمه
آمیزش از مقعد در حالت حیض زن ، اگر زن راضی باشد
ایستاده آمیزش کردن
استفاده از انواع داروها و وسائل آمیزشی توسط مرد در صورتی که باعث آزار زن شود

آنچه در مورد آمیزش جنسی مکروه است :
آمیزش از مقعد اگر زن راضی باشد
آمیزش بین اذان صبح تا طلوع آفتاب
آمیزش بین غروب آفتاب تا اذان مغرب
آمیزش در ساعات اولیه شب
آمیزش در زمان کسوف و خسوف
آمیزش در اول ، وسط و آخر هر ماه ( قمری ) به استثناء شب اول ماه رمضان
آمیزش در شب نیمه شعبان ، شب عید فطر ، شب عید قربان ، شب اول صفر
آمیزش درشب قبل از سفر
رو به قبله و یا پشت به قبله بودن
آمیزش زیر درخت میوه دار
آمیزش در برابر خورشید
آمیزش در حالت جنابت مرد
حرف زدن در حین آمیزش
نگاه کردن درون آلت زن
نگاه کردن به عورت زن در حین آمیزش
آمیزش با زن حامله بدون گرفتن وضو

آنچه در مورد آمیزش جنسی حرام است :
دخول به آلت زن در حالت حیض
آمیزش از معقد اگر زن راضی نباشد
خوردن منی و ادرار

چه چیزی روابط زناشویی را خاطره‌انگیز می‌کند؟

ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

چه چیزی س ک س را خاطره‌انگیز می‌کند؟
دکتر جان گری

در سمینار‌های اولیه‌ام، وقتی مردان و زنان تجاربشان را از س ک س خاطره‌انگیز شرح می‌داند، متوجه‌ی مضمون مشترکی در تمام آن‌ها شدم. مرد از آنچه کرده و پاسخی که زن داده حرف می‌زند و باسرخوشی شرح می‌دهد چگونه زن را به سطح بالاتری از شور س ک س رسانده است. زن، برعکس، از آنچه خود کرده بود نمی‌گفت، بلکه از احساساتشان و آنچه مرد کرده بود حرف می‌زد. برایش کارهایی که طی س ک سشان انجام می‌شد، از نتیجه‌ی آن مهم‌تر بود. او با غرور می‌گفت که مرد به چه کارهایی دست زده تا او را به کامیابی برساند. تفاوتی این چنین بسیار تأمل‌آور است.
مرد س ک س رضایت‌بخش و خاطره‌انگیز را در پرتو کامیابی زن می‌بیند. برای مرد ارضا شدن زن یعنی به رضایتی بیش از پیش رسیدن.
و زن نیز خاطره‌انگیزی و رضایت‌بخشی س ک س را در کامیابی خود می‌بیند، البته او بی‌هیچ تردیدی خواهان کامیابی مرد نیز هست؛ ولی ارضاء مرد علت اساسی لذت او نیست و به او تحریک مورد نیاز برای رسیدن به ارگاسم را نمی‌دهد.
زن معمولاً نمی‌گوید: «س ک س واقعاً عالیی بود، چون همسرم به ارگاسمی عالی رسید.» برای زن، س ک سی عالی است که در آن مرد موفق به کامیابی او شود. آری، مرد و زن س ک سی را خاطره‌انگیز می‌دانند که همراه با کامیابی زن باشد. هرگز نشنیدم مردی شکایت کند که: «من لذتی نبردم، ولی به همسرم خیلی خوش گذشت. او به تنها چیزی که اهمیت می‌داد لذت بردن خودش بود و بس. به روش خود با من عشق‌بازی کرد و رفت.»

وقتی لذت زن، لذت مرد می‌شود

هرچه صمیمیت عاطفی مرد و زن بیشتر شود، لذت مرد به لذت زن وابستگی بیشتری پیدا می‌کند. جسم‌هایشان هم را لمس می‌کنند و عواطفشان نیز بر هم می‌نشینند؛ پس مرد کامیابی زن را مانند کامیابی خود تجربه می‌کند.
زن، اگر اوقات عالیی گذرانده باشد، مرد را پر از اعتماد به نفس می‌کند و این برای مرد بسیار برانگیزاننده است. کامیابی و لذت زن تضمین کننده‌ی کامیابی اوست. عاشقانه توجه می‌کند و ارزش س ک س به ارگاسم داشتن زن وابسته می‌شود. قبلاً نیز گفتم به ارگاسم رسیدن زن مبنایی برای کامیابی مرد است. اگر زن حداکثر لذت را تجربه نکند، مرد به اشتباه آن را دلیل کامیاب نشدن او به حساب می‌آورد و احساسش کم می‌شود. این مشکل آنگاه از میان می‌رود که مرد بفهمد همسرش می‌تواند کامیاب شود، بدون آن که لازم باشد در هر بار به ارگاسم برسد.
لحظه‌ی گشایش با آگاه شدن مرد فرا می‌رسد: زن می‌تواند بدون ارگاسم نیز از س ک س لذت ببرد. شادی افزایش می‌یابد و هر دو به آرامش می‌رسند. مرد از سنجیدن س ک س با ارگاسم زن باز می‌ایستد و زن نیز از احساس فشار برای همیشه ارگاسم داشتن رها می‌شود. مرد، با فراغتی خیال‌انگیز، سنجه‌اش را خرسندی زن قرار می‌دهد؛ و زن مجال می‌یابد تا بی‌هیچ فشاری بیاساید و از س ک س لذت ببرد.
به هر جهت، آقایان، به خاطر داشته باشید حالات زن شبیه ماه است. همسرتان در بعضی مواقع رضایت و کامیابی‌اش نیازمند ارگاسم نیست. خانم‌هایی که با آن‌ها مشاوره کرده‌ام این حقیقت را به صورت‌های مختلف بیان کرده‌اند:
- همیشه که ارگاسم لازم نیست. اگر آن را نداشته باشم، اشکالی وجود ندارد؛ فقط ارگاسم ندارم.
- بعضی وقت‌ها تنها چیزی که می‌خواهم بودن در آغوش همسرم است. اگر او ارگاسم داشته باشد، خوشحال می‌شوم؛ ولی برای خودم ارگاسم را نمی‌خواهم. گویی در وجودم نیست. در حالات دیگر، آن را در درونم دارم و واقعاً می‌خواهم به آن برسم.
- گاهی ارگاسم را با تمام وجود می‌خواهم؛ ولی در مواقع دیگر، چیزی که بیش از همه دوست دارم در آغوش گرفته شدن و نوازش است.
<!–[if !supportLineBreakNewLine]–>

اگر مرد از شباهت زن به ماه آگاه نباشد، نه تنها مایه‌ی ناکامی خود می‌شود، بلکه زن را نیز تحت فشار قرار می‌دهد.

چرا زنان حیرت‌زده می‌شوند؟

در اجتماعات، وقتی می‌گویم مردان خواهان کامیابی زن هستند، اکثر زنان حیرت زده می‌شوند. واکنش آنان حاوی این مضمون است: «اگر او به کامیابی و رضایت من اهمیت می‌دهد، پس چرا در برآوردن شهوت خود این قدر عجله می‌کند؟!» زنان نمی‌دانند! بله، با شناخت تفاوت‌های مرد و زن است که پاسخ ساده‌ای برای این دو گانگی به دست می‌آید.
مرد از ته دل کامیابی زن را می‌خواهد، ولی این مشکل را دارد که فکر می‌کند آن چیزی که برای خودش لذت‌بخش است برای زن نیز لذت‌بخش خواهد بود. او، چون از لذت بردن زن کامیاب می‌شد، می‌پندارد زن نیز از لذت بردن او به کامیابی می‌رسد. مرد، به طور غریزی، متوجه نیست زن به زمان بیشتری نیاز دارد و به علاوه آن چیزهایی که برای داشتن س ک س‌عالی می‌خواهد بسیار متفاوت‌اند.
همچنان که توجه داشتید بارها گفتم کامیابی زن خیلی پیچیده‌تر و دیریاب‌تر از مرد است. زن مرد را با تماس‌های ماهرانه، وقت‌ زیاد و طرز برخورد پرمحبت و مهربانانه می‌خواهد. این در حالی است که مرد به هنگام تحریک، که سریع بر او تأثیر می‌گذارد، غالباً به ارگاسم می‌رسد. مشکلش این است که خیلی زود ارگاسم را تجربه می‌کند؛ و از این بابت، از نظر او زن خیلی طولش می‌دهد. زن، اما برعکس، مرد را عجول می‌بیند.
به هر حال، هر زمان که مرد شروع به درک کرد چگونه تجربه‌ی جنسی را برای برآوردن نیازهای زن طولانی‌تر کند، مشکل فوق به راحتی حل می‌شود. یک دفعه که زن به کامیابی برسد، حاضر است در مواقعی که مرد تمایل به طول دادن ندارد، همکاری بیشتری نشان دهد.
هنگامی که تفاوت‌ها شناخته می‌شود، حقیقت باشکوهی که نمودار می‌شود هم‌خوانی بالای مردان و زنان با هم است. تعجب نکنید! زن که به مرحله‌ی ماه کامل می‌رسد، یعنی خواهان ارگاسم است، فرصت بی‌نظیری به مرد می‌دهد تا با رساندن او به سطوح بالای کامیابی، بسیار شاد و مسرور شود؛ و در اوقاتی که زن به ماه نیمه یا کمتر از آن مانند است و خواهشش با تماس یافتن برآورده می‌شود، مرد امکان می‌یابد آزادانه از س ک س لذت ببرد. در این حالت، مرد نیازی به بازداشتن خود ندارد و می‌تواند هماهنگ با ساختار بیولوژیکی‌اش در عرض چند دقیقه ارگاسم داشته باشد.
در هنگامه‌ی ماه تمام، زنتان را به آغوش بگیرید و وقت را به آن میزان که نیاز دارد در اختیارش بگذارید. سپس، زمانی که آماده‌ی ارگاسم نیست، خود آزاد باشید و آنگونه رفتار کنید که دوست دارید. در این حالت، شما شبیه دونده‌ای هستید که به سمت مقصد می‌دود؛ ولی در حالت نخست، بیشتر به دونده‌ی پراستقامتی شباهت دارید که هر آن قدر لازم است طول می‌دهد تا آخر شود.

وقتی که زن ارگاسم نمی‌خواهد
گاهی زن س ک س را شروع می‌کند و نمی‌داند آمادگی ارگاسم را دارد یا نه. در وضعیتی است که نمی‌فهمد در مرحله‌ی ماه کامل به سر می‌برد یا در ماه نیمه است. حال، دچار احساسات عاشقانه هم می‌شود. می‌خواهد س ک س را تماماً داشته باشد؛ ولی با جلو رفتن می‌بیند کار نمی‌شود؛ یعنی بدنش ارگاسم را نمی‌خواهد.
مرد برای رساندن زن به ارگاسم وقت می‌‌گذارد و تلاش زیادی می‌کند. زن نیز می‌کوشد آن را داشته باشد؛ ولی بدن او آمادگی‌اش را ندارد. این امر می‌تواند هر دو را مستأصل کند. مرد حس می‌کند اشکالی وجود دارد. زن نیز ممکن است یا احساس کند اشکالی هست یا خود را ملامت کند. وقتی مراحل ماه را تشخیص ندهد، ناخواسته به این فکر می‌افتد که عیبی پیدا کرده. به علاوه، در شرایط بدِ پیش آمده، ممکن است برای پاسخ به مرد ارگاسم غیرواقعی را از خود نشان دهد. هر دو از این بابت به اعتماد به نفسشان لطمه وارد می‌شود و خاطره‌ی ناراحت کننده‌ای برایشان باقی می‌ماند که چه بسا بر میل جنسی‌شان تأثیر منفی ب‌گذارد.
نکته‌ی نوید بخش این است که چنین سرخوردگی‌هایی- هرچند کهنه- در اثر آگاهی زوج از سیکل جنسی زن بر طرف می‌شوند. بارها و بارها زنان برایم گفته‌اند که فقط با شنیدن شباهتشان با ماه از فشار روحی برای ارگاسم داشتن رها شده‌اند. حتی زنی که در برقراری ارتباط جنسی مشکل دارد، وقتی از این جهت خود را راحت ببیند، اعتماد به نفسش زیاد شده و چون مجبور به پاسخ دادن نیست، به سمت رفتار طبیعی‌تر سوق می‌یابد. درهنگام ماه کامل نبودن، اگر زن تلاش بیهوده برای ارگاسم نداشته باشد، زمان دیگری فرصت آن را به دست می‌آورد که ارگاسم را تجربه کند.
مشغول معاشقه هستید که در می‌یابید ارگاسمی در کار نخواهد بود. بهترین کار مطمئناً ادامه‌ی تلاشتان نیست. به مرد خود بگویید: «بیا س ک س سریع داشته باشیم.» جمله‌ی کوتاه شما دنیایی از تفاوت ایجاد می‌کند. برای مرد توجه را از ارگاسم دادن به زن برگرداندن و به ارگاسم خود پرداختن عملی ساده و خوشایند است.
بله، ارگاسم زن برای مرد مهم است. اگر زن به آن نرسد، مرد می‌اندیشد که باعث ناکامی همسرش است. اما، وقتی زن می‌گوید: «بیا سریع باشیم»، بخش عاطفی مرد می‌آساید و قلاب را رها می‌کند. حال، نه برای او و نه همسرش تقصیری در کار نیست؛ فقط زمان آن نبوده. پس، مرد با به آغوش گرفتن‌های عاشقانه، زن را کامیاب می‌سازد؛ و در عین حال، خود ارگاسم را تجربه می‌کند.
اگر مرد شما وقت زیادی می‌گذارد تا س ک س شیرینی را نصیبتان کند. پاداشش این است که گاهی زمان زیادی از او نخواهید. فصل بعد را به لذت س ک س سریع برای مردان اختصاص داده‌ایم- س ک سی همراه با اطمینان‌دهی به زن که آنچه نیاز دارد به دست خواهد آورد

ان زال زود رس به چه معناست ؟

ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

ان زال زود رس به چه معناست ؟ از نظر علم روانشناسی : ان زا لی که بر خلاف میل شخص و بدون کنترل او انجام میگرد را ا ن زا ل زود رس گویند که بر طبق آن فرد از زمان ان ز ا ل و کیفیت رابطه ناراضی است و این نارضایتی میتواند یک طرفه یا دو طرفه باشد ، به طوریکه حتی اگر شریک ج ن س ی فرد از زمان ان زا ل ناراضی باشد ، ان زال را زود رس گویند . ( مثلا اگر مرد در ۸ دقیقه ارضاء میشود و زن در ۱۰ دقیقه ، ا ن ز ال را زود رس گویند اما اگر مرد در ۲۰ دقیقه ارضاء شود و زن در ۱۰ دقیقه ، مورد را مربوط به ا ن زال زود رس نمیدانند ) از نظر علم پزشکی : ان زال کمتر از دو دقیقه که بدون کنترل شخص انجام گیرد را ان زا ل زود رس گویند . دلایل ایجاد ان زال زود رس در مردان : ۱ – عوامل روانی بازدارنده ( عواملی مانند اضطراب در حین سکس ، احساس گناه یا افسرده گی میتوانند موجب ان زال زود رس شوند ) ۲ – فاصله زیاد بین روابط ج ن س ی ( وقتی که احساسات ج ن س ی بین زوجین متراکم میشود ، معمولا کنترل یک باره آنها سخت میشود و منجر به ان زال زود رس میشود ! ) ۳ – تجربه ج ن س ی کم ( بیشتر افراد در اوایل زندگی زناشویی دچار این مشکل میشوند و به مرور زمان با تجربه بیشتر مشکلشان رفع میگردد ) ۴ – عوامل پزشکی بازدارنده ( عواملی نظیر آسیب جسمی ، تداخلات دارویی در هنگام درمان بعضی بیماری ها و مشکلات هورمونی از جمله عوامل پزشکی هستند که منجر به ان زال زود رس میشود ) روش های درمان ان زال زود رس : ۱ – درمان های موضعی : استفاده از کرم های بیحس کننده مانند ژل لیدوکابین ۲% و اسپری های بیحس کننده میتواند در بهبود ا ن زال زود رس موثر باشد . ( ژل ۲% لیدوکابین + کرم پریلو کابین ۲.۵% + کشیدن کان دوم بر روی آلت تناسلی باعث افزایش زمان ان زال میشود و استفاده از اسپری های بیحس کننده به دلیل ایجاد حالت تکرر بعد از مصرف زیاد توصیه نمیشود ) ۲- درمان های دارویی : دارو های مهار کننده بازجذب سرتونین و ضد افسرده گی در درمان ان زال زود رس موثر اند ، بر فرض مثال میتوان به داروهای خانواده اس اس آر آی ، اشاره کرد که شامل داپوکستین ، فلوکستین ، پاروکستین و سرتالین میباشند و همچنین گه گاه داروی ویاگرا را توصیه میکنند . ( درمان های دارویی را در مراحل حاد بیماری که بیماری از فاز پزشکی وارد فاز روانی شدید شده و موجبات مشکلات عدیده در روابط فرد شده است ، تجویز میشوند و استفاده بدون نظر پزشک از این داروها به دلایل ماهیت های اعتیاد آور و شرطی کننده و گه گاه تکرر ج ن س ی و همچنین آمار بالای خودکشی در اثر استفاده از داروهای ضد افسرده گی ، توصیه نمیشود ، لذا در صورت تمایل به استفاده از این روش حتما قبلا با یک متخصص سایکوتراپ یا روانکاو مشورت کنید ) ۳ – درمان های رفتاری : این نوع درمان ها از موثر ترین و سالم و بدون عارضه ترین نوع درمانها میباشند و بر طبق آنها فرد به جای استفاده از دارو یا مواد مصنوعی با استفاده از روش های آموزشی رفتاری ، سعی میکند که رفتار و احساسات ج ن س ی خود را کنترل کند ( در بیشتر مواقع این روشها اولین پیشنهاد برای درمان میباشند ) ، این روشها به هفت بخش تقسیم میشوند که شامل : تکنیک ماستر و جانسون : این روش شامل یادگیری ، تشخیص و کنترل احساسات و رفتارهایی است که منجر میشود فرد به اوج نقطه لذت ج ن س ی برسد و انزال صورت گیرد ، این روش نیاز به اراده و تمرین زیاد دارد ، اما از جمله موثرترین روشهای درمانی است که تاکنون برای درمان ان زا ل زود رس شناخته شده است ، بر طبق آن فرد در ابتدا توسط خود یا شریک ج ن س ی اش ، تحریک میشود و هر بار که به نزدیکی نقطه اوج لذت ج ن س ی میرسند ، عمل تحریک را متوقف و بعد از چند لحظه که احساسات فروکش کرد ، دوباره اقدام مینمایند ، بعد از چند روز تمرین اولیه ، س ک س به روشی که مرد در زیر و زن در بالا قرار میگیرد عمل تکرار میشود به این صورت که مرد در زمان نزدیک شدن به اوج نقطه ج ن س ی با آگاه کردن زن که در اینجا کنترل عملیات ج ن س ی را در دست گرفته ، او را باخبر میسازد تا رابطه را کنترل کند ، بر طبق این روش که از جمله بهترین روشهای درمانی است ، فرد بعد از چندین هفته تمرین و ممارست ، به مرحله ای میرسد که کنترل رابطه ج ن س ی برایش شرطی میشود و میتواند با کنترل احساسات س ک س ی خود ، هم زمان رابطه ج ن س ی اش را زیاد کند و هم شریک ج ن س ی اش را ارضاء کند . ( کلیه اصول این روش بر پایه تحریک و توقف قبل از نقطه اوج لذت ج ن س ی میباشد ، لذا از جمله بهترین روشها برای افزایش مهارت ج ن س ی محسوب میشود ) تکنیک فشار : بر طبق این روش با فشار دادن انتها یا سر آلت تناسلی قبل از ان زال ، از انزال جلوگیری میشود که دلیل جلوگیری کردن آن این است که با فشار آوردن به این نقاط فشار خون در این نقاط کم میشود و درنتیجه نعوظ یا ارکیسون کم میشود و ان زال دیر انجام می پزیرد . خود ارضائی قبل از انجام س ک س ( این روش به دلیل منحرف کردن س ک س توسط استمناء های غیر طبیعی خیلی توصیه نمیشود ) پوزسیون خوب هنگام مقاربت : روش های معمول ( مرد در بالا ) کمک خیلی زیادی به درمان ان زال زود رس نمیکند ، برای درمان میبایست از روشهای ج ن س ی که در آن مرد به پشت خوابیده و زن در رو عملیات ج ن س ی را با فعالیت زیاد کنترل میکند از جمله بهترین روشها برای درمان میباشند . تعدد مقاربت : زیاد کردن تعداد س ک س در طول هفته و روز میتواند به در مان زود ان زالی کند به طوریکه اگر هفته ای دو بار س ک س دارید و آن را تبدیل به هفته ای ۴ الی ۶ بار برسانید ، بعد از چند هفته مشکل زود ا ن ز ا ل یتان تا حدودی رفع میشود . اورال س ک س : س ک س زبانی یا به اصطلاح عامه ساک زدن قبل از مقاربت میتواند کمک زیادی به آرام شدن آلت مردانه در هنگام س ک س شود و به درمان زود ان زالی کمک کند . استفاده از ک ا ن دوم : استفاده از کاندوم و بخصوص از نوع بیحس کننده آن که در بازار به فروانی موجود است ، میتوان به دلیل کمتر کردن میزان تماس آلت ج ن س ی مردانه ، باعث رفع زود ان زالی شود . ۴ – درمان های روانی – عاطفی : یکی از بهترین ها و موثرترین روشها برای رفع ان زا ل زود رس و افزایش لذت در روابط زناشویی ، جایگزینی عشق بازی در رابطه ج ن س ی است ، بدیهی است که در زمانیکه عشق بازی در رابطه ج ن س ی برقرار باشد و دو طرف در حال عشق بازی بایکدیگر اند ، دیگر زود ان زالی معنی خود را از دست میدهد ! کارهایی مثل نوازش ، تحریک کلامی و بدنی زن قبل از دخول و کارهایی مانند توجه و دادن احساس قدرت به مرد در رابطه که دربخش های قبلی نوشتم ، میتوانند به این مهم کمک کنند . ( به طور خلاصه اگر زن و مرد در هنگام س ک س مشغول عشق بازی باشند به دلیل اینکه رضایت ج ن س ی هر دو طرف ایجاد میشود ، زود ان زالی به طور کلی برطرف میشود ) ۵ – درمان های سنتی و گیاهی : دمکرده گل شقایق و دارچین و همچنین سیاه دانه و بخته سنجد در روغن زیتون باعث دیر ا ن زا لی یا به اصطلاح سفتی کمر میشود ، همچنین مالیدن حنا هم در بعضی از متون قدیمی آمده شده ( صحت علمی روشهای فوق تایید نشده و بیشتر تجربی اند ! تا علمی ! ) جمع بندی و نتیجه گیری : زود ان ز الی در اصل مشکل یا بیماری محسوب نمیشود و میتوان گفت که این وسواس فکری افراد و اضطراب آنها از داشتن یک رابطه با کیفیت است که منجر بروز این امر میشود ، لذا کاهش اضطراب و حفظ آرامش در کنار کنترل بدن و احساسات با تمرین بیشتر بهترین راه کار برای پیشگیری و درمان این مشکل اند و از همه بهتر و مهمتر اضافه کردن عشق بازی به رابطه ج ن س ی است که اگر با حرکاتی چون نوازش + تحریک س ی ن ه ، لاله گوش و کلیتوریس ( چوچوله ) + استفاده از کلمات عاشقانه در هنگام س ک س ، همراه شوند دیگر معنایی به عنوان زود ان زا ل ی و عدم رضایت ج ن س ی بین زوجین معنی پیدا نمیکند . در پایان جا دارد به چند حدیث که در مورد زود ان ز ال ی روایت شده اند اشاره و درنهایت اطاله کلام کنم : حضرت محمد ( ص ) میفرمایند : « چون کسی خواهد که با زن خود جماع کند به روش مرغان به نزد او نرود ، بلکه اول با او دستبازی و خوش طبعی کند و بعد از آن جماع کند » تفسیر حدیث : حضرت (ص ) فرموده اند که همان اول کار فوری نروید سراغ دخول ، بلکه با نوازش کردن و تحریک لمسی و زبانی همسرتان را برای دخول آماده کنید و بعد به انجام مقاربت بپردازید . ( اگر فقط همین حدیث را اجرا کنید و سر لوحه زندگی س ک س ی تان بکنید به عالم و آدم قسم که دیگر مشکلی به نام عدم رضایت ج ن س ی ، تکراری شدن برای همدیگر و زود ان زا لی دچار نمی شوید ! حال بروید و بگویید که اسلام دینی است خرافی و با مقتضیات زمان هماهنگ نیست ! ) حضرت علی ( ع ) میفرمایند : « هرکسی که میخواهد با زن خود نزدیکی کند ، تعجیل نکند که زنان را کارها میباشد » تفسیر حدیث : حضرت به مانند پیامبر بزرگوار اسلام تاکید دارند که عجله در س ک س نادرست است و بهتر است قبل از انجام عمل دخول با عشق بازی همسر را برای انجام این کار آماده کرد ، این را علم روز دنیا هم ثابت کرده که اگر س ک س ی این چنین شروع و خاتمه یابد به دلیل ارضاء شدن زن و ایچاد مهرو عطوفت بین زوجین ، موجبات پایداری زندگی زناشویی فراهم میشود .

سیاهی و تباهی تنها نماد خانه های فساد

وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

آن چیزی که در خانه های فساد دیده می شود ، سیاهی و تباهی است.

از سیگار گرفته تا تریاک و شیشه و کریستال و کراک، آدم های این خانه ها هر یک به دردی چه بسا لاعلاج گرفتارند، آن ها تقریبا همه شان از یک قماش اند، هم جسم را به باد داده اند و هم جان را ساکنان این خانه ها تن ها را اسیر شهوت و خماری کرده اند خمارآلوده ها و شهوت پرستانی که دیگر هیچ چیز برای شان مهم نیست.

در این لانه ها شرافت و ناموس توسط مشتی هوسباز به تاراج می رود، این جا تقریبا آخر خط است. فساد، فساد، فساد

از دخمه اعتیاد تا منجلاب فساد، شب و روز این جا رنگ تباهی دارد

وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »
او هیچ شباهتی به گل ندارد

اسمش گلی است اما هیچ شباهتی به گل ندارد، نه طراوت گل دارد و نه رنگ و بوی آن را، هنگامی که در صندلی کنار او پای صحبت هایش نشستم، بوی مشمئزکننده دهان او چنان مشامم را آزار می داد که مجبور شدم یک صندلی آن طرفتر بنشینم، با وجودی که ۲۶ سال سن دارد اما چهره اش به زنان ۴۰ ساله شباهت دارد، اندامی نحیف ، صورتی لاغر و چشمانی ریز و چهره ای تکیده و و زرد و زار که با رژگونه آن هم برای پسند مشتریان هوس باز اندکی سرخ شده بود و… این نشان می داد که او سعی کرده هوس بازان را مجذوب خود کند تا مشتری ها از در خانه «خاله» باز نگردند.

می گفت: از ۱۸ سالگی کریستال مصرف می کرده است. اعتیاد به کریستال همه چیزش را گرفته بود و خودش نیز به این موضوع اعتراف می کرد، شرافتش از بین رفته و دامنش چندین و چند بار لکه دار شده است.

طلاق، اعتیاد و آن گاه لجنزار گناه

گلی تا اول راهنمایی بیشتر درس نخوانده است، از کودکی طعم فقر و بدبختی را چشیده عضوی از یک خانواده ۶ نفره است با پدر و مادری بی سواد که در کوره پزخانه ها کار می کنند. در سن ۱۶ سالگی طبق یک سنت غلط با پسر خانواده ای که با آن ها رفت و آمد خانوادگی داشته اند ازدواج کرد. پدرش او را به عقد پسری در آورد که قرار بود در عوض خواهر آن پسر هم  عروسش شود اما یک اختلاف خانوادگی و دعوای فامیلی همه چیز را به هم ریخت و خانواده طرف مقابل حاضر نشدند دخترشان عروس خانواده گلی بشود.

با این حال او دو سال در عقد جوانی بود که در یک مرغداری کار می کرد و سرانجام طلاق سرمنشائی شد تا بدبختی ها، فلاکت ها و روسیایی ها یکی پس از دیگری به گلی رو کند، بدبختی هایی که اعتراف می کند عامل همه آن ها خودش بوده است.

روزی که «راز سیاه» فاش شد

چرا که پس از طلاق برای غلبه بر بحران روحی که برایش به وجود آمده بود، به رفیق بازی  روی آورد و تا چشم باز کرد، خود را اسیر دام دوستان ناباب دید و گرفتار افیون اعتیاد شد. خودش می گوید: در یکی از روزها که دلم گرفته بود، به منزل یکی از دوستانم رفتم تا اندکی با او درددل کنم. هنگامی که وارد خانه شدم، احساس تنگی نفس کردم و هنگامی که دقیق تر شدم خانواده دوستم را دیدم که پای بساط کریستال نشسته اند، آن ها مرا تعارف به استعمال مواد کردند، اما نپذیرفتم ولی سرانجام با اصرار دوستم و سایر اعضای خانواده اش که می گفتند با چند پک غم دنیا را فراموش خواهی کرد، برای اولین بار شیشه عمرم را ترک  دار کردم. آن زمان احساس نشئگی و سرخوشی مرا از خود بی خود کرده بود، احساس عجیبی داشتم. پس از مصرف انگار کبوتری بودم که مستانه در آسمان ها پرواز می کردم، همه دنیا را زیر پایم حس می کردم و به خاطر همین احساس کاذب رفت و آمدم را با دوستم و خانواده اش بیشتر و بیشتر کردم تا روزی که برای پرواز دروغین نفس کم آوردم و خانواده ام که از رنج بیماری تنگی نفس من آگاه شده بودند، مرا نزد پزشک بردند و آن گاه بود که پس از یک سال این راز سیاه فاش شد چرا که پزشک معالج به خانواده ام گفته بود، تنگی نفس من بر اثر استعمال مواد مخدر است و پس از این ماجرا سایه های غم و حزن بر چهره پدر و مادرم نمایان شد و آن ها که نمی خواستند مرگ تدریجی دختر جوان شان را ببینند مرا برای ترک اعتیاد به یک «کمپ» سپردند اما هر بار که از کمپ بر می گشتم فقط تا دو ماه پاک بودم و پس از دو ماه، تماس های دوستانم مرا وسوسه می کرد و دوباره پای بساط می نشستم. سریال تحویل من به «کمپ» سه چهار بار تکرار شد، اما اراده ام آن قدر ضعیف بود که دیگر خانواده ام هم از دستم عاصی شده بودند. گلی از دوستان معتادش می گوید، از آنان که از شش هفت سالگی با آن ها در کوچه مشغول عروسک بازی و بازی های دخترانه بوده است و این بازی در بزرگسالی رنگ و لعابی دیگر به خود گرفته و تبدیل به بازی با سرنوشت شده است، امروز آن طور که خودش می گوید سرنوشت اغلب کودکان همسن و سالش که زمانی واقعا گل بودند، بهتر از او نیست، طلاق ، اعتیاد و فساد اخلاقی ثمره دوستی هایی نادرست است. او می گوید تداوم این دوستی ها و پای بساط نشستن ها موجب شد تا حسابی در دام اعتیاد گرفتار شوم.

پیشنهاد بی شرمانه یک ساقی

هزینه تهیه مواد نیز سنگین بود و همواره به دنبال راهی می گشتم تا خودم گلیم خماری ام را از آب بیرون بکشم و این گونه بود که در هنگام مراجعه های مکرر برای خرید کریستال از یک ساقی (موادفروش) با مردی آشنا شدم که پیشنهاد بی شرمانه ای به من داد و گفت: اگر این کار را بکنی هم پول خوبی به جیب می زنی و هم برای هزینه موادت محتاج کسی نخواهی بود.

او «خاله» را معرفی کرد و مجبور شدم برای تامین مخارج اعتیادم روزی چند ساعت در دخمه این زن به انتظار مردان هوسران بنشینم، مجبور بودم روزی با سه چهار نفر از این مردان که در میان شان جوانان ۱۶ ساله تا مردان ۶۰ ساله بود خلوت کنم، از هر نفر آن ها ۱۵ هزار تومان می گرفتم که آن را با «خاله» به طور مساوی تقسیم می کردیم…

گلی سرش را پایین انداخت، آهی کشید و سکوت کرد. باور نمی کردم که چنین آدمی که در فساد غوطه ور شده بود، این گونه آرام حرف بزند و به اصطلاح سر به زیر باشد، نمی دانم چرا؟ ولی شاید آن لحظه که نیم ساعت از دستگیری اش گذشته بود، به خود آمده بود و سوال های بی پاسخ زیادی را در ذهن خود مرور می کرد پس از اندکی سکوت ، ادامه داد: روزی یک و نیم گرم کریستال می کشم که هزینه آن ۱۰ هزار تومان می شود، مجبور بودم برای تهیه پول موادم دست به اعمال منافی عفت بزنم.

وقتی از او سوال کردم که چرا برای تهیه مخارج ات سر کار نرفتی پاسخ داد: کدام کار؟ اول این که کاری نیست که انجام بدهم . دوم: اگر کاری هم باشد با درآمد حاصل از آن هرگز نمی توانم مخارج اعتیادم را فراهم کنم و از همه مهم تر این که آدم کریستالی نمی تواند کار کند و کسی هم حاضر نمی شود به یک زن معتاد کار بدهد.

قفل های آهنی را با سنجاق باز می کردم

گلی به سوال ما در مورد وضعیت و سرنوشت سایر اعضای خانواده اش هم جواب داد: ۲ برادر ۲۸ و ۳۰ ساله دارم که مجردند، خواهرانم نیز ازدواج کرده اند و زندگی خوبی دارند. اما آیا آن ها از وضعیت خواهر کوچک شان اطلاع دارند؟ خودش می گوید: برادرانم از مواد کشیدنم خبر دارند اما از فساد اخلاقی ام بی اطلاع اند. آن ها حتی برای این که از خانه بیرون نروم و ترک اعتیاد کنم چندین بار پاهایم را با قفل و زنجیر بستند اما من قفل های آهنی را با سنجاق قفلی باز می کردم و از خانه بیرون می زدم، دست خودم نبود، خماری و درد دیوانه ام کرده بود، به هر دری می زدم تا مواد را تهیه کنم، خواهرانم نیز از اعتیادم اطلاع دارند، اما از کارهای دیگرم بی اطلاع اند. اما آیا آن ها نمی دانند که چگونه یک زن تنها از پس هزینه سنگین تهیه مواد لعنتی برمی آید؟ گلی آن ها را نیز قانع کرده و گفته سر کار می رود و هنگامی که آنان این موضوع را باور نمی کنند از آن ها می خواهد که برای اطمینان سرکار او را از نزدیک ببینند. او ادامه می دهد: اگر می آمدند خانه «خاله» را نشان می دادم و می گفتم در این خانه کار می کنم اما آن ها درگیر مشکلات خود بودند و کسانی نبودند که زیاد پیگیر موضوع باشند، طفلکی ها باورشان شده بود که خواهرشان آبرومندانه کار می کند!

خانواده ام حتما خواستار زندانی شدنم خواهند بود

یک ساعت از زمان دستگیری اش گذشته و هنوز خانواده اش اطلاعی از این موضوع ندارند اما اگر آن ها بفهمند چه واکنشی نشان خواهند داد؟با اندکی مکث می گوید: آن ها حتما پیشنهاد می کنند که مرا به زندان بیندازند، چون خیری از من ندیده اند و من فقط بر رنج ها و مصیبت های شان افزوده ام.

او ادامه می دهد: چند روزی بیشتر نیست که با «خاله»آشنا شدم این دفعه می خواستم اندکی پول پس انداز کنم تا برای ترک اعتیاد اقدام کنم که این اتفاق افتاد.

نمی دانم واقعا این کلام آخر گلی واقعا راست است یا نه؟ اما همین اندازه می دانم که تاکنون او هیچ اراده ای برای ترک نداشته است هرچند ممکن است دستگیری او موجب تلنگری به وی برای اندکی اندیشیدن شده باشد اما واقعیت این است که تا گلی در سرزمین تیره و تار فلاکت، فقر، اعتیاد و فساد قدم می زند، بازگشتش به مسیر درست زندگی سخت و تقریبا ناممکن است. او محصول شوره زار فقر، طلاق و اعتیاد است و هیچ گیاهی هم در شوره زار نمی روید.

زندگی در نقطه کور

اما زن معروف به «خاله» یا همان مادر «ف» کیست؟ او ۳۵ سال سن دارد و همسر یک مقنی (چاه کن) است که در یکی از نقاط پرت منطقه… مشهد، منزلی نقلی را اجاره کرده است. تصور نکنید وقتی صحبت از منزل می شود مراد یک خانه ویلایی یا آپارتمانی شیک است، محل زندگی خاله در چهاردیواری واقع در یک زمین خالی بزرگ است که به طور قاچاق ساخته شده و فقط مالک آن توانسته شکل خانه به آن بدهد، منزل او کلا ۵۰ یا ۶۰ متر وسعت دارد، یک پذیرایی کوچک با یک اتاق کوچک دیگر، فاقد آب، برق، گاز و تلفن، ولی آن ها به گفته خودش با پیک نیک پخت و پز می کنند، آب و برق را هم به وسیله یک شیلنگ و یک رشته سیم از منزل همسایه قرض گرفته اند اما آن ها برای سکونت در چنین منزلی ۴۰ هزار تومان هر ماه اجاره می دهند،«خاله» و دختر ۹ ساله و همسر ۳۵ ساله اش در این منزل بدون امکانات زندگی می کنند، قیافه اش بسیار پیرتر از سنش نشان می دهد وقتی نفس می کشد، صدای خس خس سینه اش را می توان از چند قدمی شنید، کریستال نه برایش بر و رویی گذاشته است و نه سینه و قلبی، به سختی نفس می کشد، مادامی که می خواهم با او صحبت کنم، عجله را در لحن کلامش می بینم، زودتر باش برادر که دخترم هم تنهاست. می خواهم به منزلم بروم! بیچاره گمان می کند سوال های من هم جزو بازجویی هاست و پس از خاتمه سوال ها راحت می شود!

وقتی از او در مورد کار زشتش می پرسم، فقر مالی، بدبختی و بیچارگی و از همه مهم تر موضوع کرایه خانه و شوهربیکارش را پیش می کشد، شوهرم چاه کن است، یک روز کار هست و ده روز دیگر نیست، ۴۰ هزار تومان کرایه خانه را هم نداریم که بدهیم، تازه دخترم هم به مدرسه می رود و هزینه مصرف کریستالم هم هست. روزی پنج شش هزار تومان مواد می کشم ، وقتی یک بچه سقط کردم، دردمند شدم و به اعتیاد روی آوردم. اولین بار که درد داشتم مقداری کریستال از همسایه  ها گرفتم، راستش را بخواهید دور و برمان ساقی بسیار است. مواد را تهیه کردم و در خانه خودم کشیدم و این موضوع تاکنون ادامه دارد.

اعتیاد، شوهر بیکار و …

از او سوال کردم با وجود کرایه خانه، شوهر بیکار و مخارج زندگی، چرا اعتیادت را ترک نمی کنی تا مجبور نباشی ماهی حدود ۲۰۰ هزار تومان به این مواد لعنتی بدهی و خانه ات را تبدیل به لانه فساد نکنی، پاسخ می شنوم ، می خواستم ترک کنم، با متادون هم ترک کنم، شوهرم قصد داشت مرا برای ترک نزد پزشک ببرد اما گفتم بگذار از این راه کمی پول جمع کنم تا هزینه ترک اعتیادم فراهم شود، بعد از این کار ننگ دست می کشم که شانس نیاوردم و دستگیر شدم، اما چرا زنی که می تواند همانند بقیه زنان که حتی سرپرستی هم ندارند، کار کند، سراغ کار آبرومندانه ای نمی رود، او هم جواب هایی از جنس پاسخ های گلی را می دهد، جواب هایی که نوعی توجیه محسوب می شوند، کار نیست، سر کار بروم دخترم را چی کار کنم و از این قبیل حرف ها.

لانه فساد چگونه شکل گرفت

«خاله» می گوید به مادر «ف» مشهور هستم اما برخی مشتریان او را با نام خاله صدا می زنند به هر حال او ماجرای کشاندن زنان و مردان فاسد را به حریم خصوصی زندگی خود چنین تشریح می کند: روزی یکی از همسایه ها که از او جنس می گرفتم رو به من کرد و گفت: منزل شما در جای خوبی واقع شده است دوروبرت تقریبا خلوت است و کسی نیست یک زنی هست که اهل این کارهاست و تو می توانی او را به خانه خود بیاوری و بعد مشتریان مرد را هم به منزلت بکشانی و پول خوبی به جیب بزنی، نصف پول را به آن زن فاسد بدهی و نیمی دیگر را نیز تو به خاطر مکانی که در اختیارشان قرار داده ای بگیری. چنین پیشنهادی وسوسه ام کرد و من با چند زن آشنا شدم، یکی شان لیلا نام داشت که فقط می دانم الان در زندان به سر می برد اما جرمش را نمی دانم، گلی هم چند روزی بیشتر نیست که آمده است. روزی سه چهار مرد از پیر و جوان مشتری های این زنان بودند و من از هر یک از آن ها ۱۵ – ۱۰ – ۹ و حتی ۵ هزار تومان می گرفتم و با این زنان نصف می کردم. قیمت اصلی ۱۵ هزار تومان بود اما بعضی ها می گفتند نداریم و کمتر پول می دادند. ما هم قبول می کردیم چون دوست نداشتیم مشتری از دست برود.

سوال های بی پاسخ یک دختر ۹ ساله

این زنان و مردان فاسد به خانه زنی رفت و آمد می کردند که شوهر و یک دختر ۹ ساله داشت، و این رفت و آمدها می تواند بدترین اثر را بر ذهن و روح دختری معصوم بگذارد و از کجا معلوم مردان هرزه فردا به سوی این دختر دست درازی نکنند؟ در چنین محیط کثیفی چگونه می تواند یک دختر ۹ ساله رشد کند، درس بخواند و ادامه تحصیل دهد، آیا این دختر بویی از اعمال و رفتار پدر و مادر خود نمی برد؟

آیا یک بار هم شده با خود نمی گوید این همه زن و مرد برای چه به خانه مان می آیند و در اتاقی دیگر خلوت می کنند؟ او جواب سوال های بی پاسخ خود را از چه زبانی خواهد شنید، به راستی که وقتی پلیس مادرش و آن زن هرزه را دستگیر کرد ، فریده پاسخ تمامی سوال های خود را گرفت، هر چند مادرش مدعی است که کودک ۹ ساله او از این اعمال و رفتارها و رفت و آمدها بی خبر است. اما چگونه می توان او را بی خبر نگه داشت؟ مادرش می گوید: فریده، نصف روز که به مدرسه می رود، بقیه وقت ها هم که مشتری می آید او را به خانه همسایه می فرستم، وقتی هم که زنان مختلف را در خانه می بیند به او می گویم این ها آمده اند کارهای خانه ام را انجام دهند و وقتی مردان فاسد می آیند، به او می گویم این ها برادران و یا شوهرهای این زنان هستند که دنبال شان آمده اند! اما آیا به راستی دختران کنجکاو امروزی چنین توجیهاتی را می پذیرند؟ او حتما با خود خواهد گفت مادری که آه ندارد که با ناله سودا کند چه به خدمتکار گرفتن، آیا او رمز و راز از خانه بیرون کردنش را نمی فهمد و آیا برای او ساعت ها و دقیقه های خلوت دو زن و مرد در خانه شان سوال برانگیز نیست، از لحن خاله معلوم است که او همه این ها را دروغ می گوید و دروغ او آن جا نمایان تر می شود که می گوید: شوهرم از این کارها و برنامه ها خبر ندارد! چگونه ممکن است شوهری که اغلب بیکار و در خانه حضور دارد ، نداند در زندگی او چه می گذرد؟ یکی از مشتریان جوان که هنگام مراجعه به آن منزل دستگیر شد، حرف هایی زد که دروغ های این زن را فاش کرد. او گفت: شوهرش شماره تلفن خود را به من داد و گفت هر وقت خواستی بیایی، با من هماهنگ کن و روز حادثه نیز با او هماهنگ کردم که گفت برو به خانه، یک نفر هست!

دختری در انتظار مادر

از او پرسیدم موقعی که ماموران برای دستگیری تو و گلی به خانه ات آمدند، دخترت کجا بود؟ پاسخ داد، او هم در خانه بود، وقتی پلیس مرا دستگیر کرد، دخترم به شدت گریه می کرد، الان هم چند بار به تلفن همراهم زنگ زد و گفت مامان کی می آیی خانه که من تنهایم و می ترسم و من گفتم تا یک ساعت دیگر می آیم .او به دخترک وعده های دروغین داده بود، شاید هم نمی دانست که باید در بازداشت بماند. روز بعد که به دادگاه رفتم او را به همراه زنی که در خانه اش حضور داشت مقابل در شعبه دادگاه دیدم، دست هر دو نفر به وسیله دستبندهای آهنی به هم گره خورده بود، زن ۳۵ ساله شب را در بازداشتگاه به سر برده بود، از خماری به خود می پیچید و داد می زد، گاهی بی حال می شد و روی صندلی راهروی دادگاه همچون جنازه ای فرش می شد، لعنت به این کریستال و لعنت به هر چه مواد افیونی که گاهی همه چیز آدم را می گیرد.

هماهنگی با مرد خانه!

جوان ۲۵ ساله در لانه فساد را در کمال اطمینان و آرامش می زند، ثانیه هایی بعد یک مرد مقابل در ظاهر می شود و پسرک جوان می پرسد؟ خاله هست؟ و مرد پشت در می گوید آره هست، زود بیا بالا، پسرک با خوشحالی و چابکی به سمت داخل خانه می دود اما در میانه راه مامور پلیس که لباس شخصی بر تن دارد دستش را می گیرد و می گوید کجا با این عجله! دستبندهای آهنین بر دست این مشتری جوان و پسر خوش بر و رو قفل می شود، از او پرسیدم چگونه آدرس خانه این زن را یاد گرفته ای و چگونه با او آشنا شده ای؟ پاسخ می شنوم: آدرس و شماره تلفنش را از دوستانم گرفته ام، منزل او پاتوق نشئه خوری است اغلب جوانانی که اهل این حرف ها هستند و به قهوه خانه منطقه … رفت و آمد دارند، «خاله» را می شناسند. یک بار به منزل او مراجعه کردم ، شوهرش دم در آمد و گفت: الان کسی در خانه نیست که پیشش بروی. این شماره تلفن مرا بگیر، زنگ بزن و اگر کسی بود، هماهنگ می کنم که به خانه بروی، از مرد صاحب خانه قیمت را نیز پرسیدم و او گفت: ۱۲ هزار تومان!

پسر ۲۵ ساله مجرد است و به قول خودش فردای روز دستگیری قرار بود برای خواستگاری به منزل خانواده یک دختر بروند، او می گوید: می خواستم برای آخرین بار در دوران مجردی چیزهای دیگر را هم تجربه کنم، وقتی ماموران بر دستانم دستبند زدند پرسیدند برای چه به این خانه آمدی و من گفتم، آمدم جنس بگیرم ولی پلیس باور نکرد و از من خواست راستش را بگویم و من حقیقت را گفتم.

باز هم اعتیاد!

ترس و اضطراب سراسر وجودش را فراگرفته است، ترس از این که خانواده اش بفهمند و به قول او وی را به خانه راه ندهند و خواستگاری را به هم بزنند، ترس از این که پیش دوست دخترش آبرویش برود! دوستی که می گوید هر هفته یک بار او را می بیند ولی قصد ازدواج با او را ندارد!

این جوان قبلا معتاد هم بوده است و ۲ سال است که پاک است، جزو معتادینی است که به وسیله شرکت در جلسات NA (انجمن معتادان گمنام) ترک کرده است. کاسب بازار است و مغازه دار و وضع مالی اش نیز خوب است اما اعتیاد مانع از ازدواج او تا به حال شده بود.

فقر، اعتیاد و تنفر

او قول داده است که دیگر به این قبیل لانه های فساد رفت و آمد نکند، می گوید: به آبروریزی اش نمی ارزد، گویا حالا که دستگیر شده است به خود آمده است؛ این جور کارها مساوی است با مرگ و مریضی، این ها را می دانستم ولی خب چکار کنم جوانم و مجرد! او به خاطر هوی و هوس سراغ چنین دخمه های ننگینی را گرفته است ولی قضیه گلی فرق می کند، او می گوید از این کارها بدم می آید، در باطن متنفرم و اصلا لذت نمی برم ولی چاره ای ندارم، فقر مرا بیچاره کرده است، نیاز به پول برای نفس کشیدن و زندگی کردن دارم، نیاز برای تهیه هزینه های کریستال، او آینده خود را تیره و تار می بیند خودش به این موضوع معترف است، زنی که برای او مشتری پیدا می کند و گلی را در خانه خود جای می دهد نیز همین وضع را دارد، ضجه های او از جنس فقر و اعتیاد است، می گوید: مجبورم، مجبورم، مجبورم!

یک نفر از هر دو فرد سیگاری ۱۵ تا ۲۰ سال زودتر می میرد

وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

حتما می دانید که افراد سیگاری عمر کوتاه تری دارند. به طور میانگین کاهش عمر افراد سیگاری ۱۵ تا ۲۰ سال است. به نقل از سایت شبکه بهداشت نیمی از کودکان جهان در معرض استنشاق دود تحمیلی سیگار قرار دارند. در ایران ۵ میلیون سال به دلیل مرگ های زودهنگام ناشی از مصرف دخانیات از دست می رود. یک فرد سیگاری به طور متوسط سالانه ۱٫۵۵ کیلوگرم تنباکو مصرف می کند. برای مقایسه باید گفت که وزن مغز نیز در حدود همین مقدار است.

مصرف سالیانه دخانیات در یک فرد سیگاری برابر با متوسط هزینه تحصیل یک دانش آموز است

رئیس پلیس مبارزه با موادمخدر ناجا: مصرف کراک و شیشه یکی از مشکلات جدی تهران است

وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

رئیس پلیس مبارزه با موادمخدر ناجا یکی از مشکلات جدی تهران را بحث مصرف موادمخدر از نوع کراک و شیشه عنوان کرد و افزود: تغییر الگوی مصرف از موادمخدر کم‌خطر به پرخطر در کشور اتفاق افتاده است که دلیل آن بازار مصرف، تقاضا، تبلیغات اغواکننده و سهل‌بودن مصرف همچنین مشخص نبودن اعتیاد در مدت زمان کوتاه آن است که موجب می‌شود افراد فکر کنند که موادمخدر صنعتی اعتیادآور نیستند. سردار حسین آبادی گفت: کم‌توجهی و برگزاری میهمانی‌ها از جمله دلایلی هستند که گرایش به موادمخدر پرخطر صنعتی را افزایش می‌دهند. وی گفت: پلیس در رابطه با موادمخدر صنعتی اظهار نگرانی کرده است.

متهم: با چاقو ضربه ای به پهلوی مدیر کمپ زدم و فرار کردم

وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

جوان معتادی که اواخر سال گذشته مدیر یک کمپ ترک اعتیاد را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود ، در جلسه بازسازی صحنه جنایت نحوه قتل را تشریح کرد و گفت: با چاقو به پهلوی مقتول زدم و فرار کردم. به گزارش خراسان در تاریخ ۲۱ بهمن ماه سال گذشته جوان ۲۷ ساله معتادی به نام «رضا، خ» توسط برادرش برای ترک اعتیاد به یکی از کمپ های ترک اعتیاد واقع در جاده قدیم مشهد -نیشابور برده شد اما جوان معتاد در تاریخ ۸۹٫۱۲٫۲۵ طی یک درگیری که با مدیر کمپ داشت با ضربه های چاقو وی را مجروح کرد و آن گاه پا به فرار گذاشت. چند روز بعد فرد مجروح برای مداوا به بیمارستان امدادی مشهد منتقل شد اما تلاش پزشکان برای جان وی موثر واقع نشد و مدیر ۶۰ ساله کمپ جان باخت. پس از اعلام این خبر قاضی ویژه قتل عمد به همراه اکیپی از کارآگاهان با حضور در بیمارستان به بررسی موضوع پرداختند و مقام قضایی دستور تحقیقات همه جانبه و دستگیری متهم به قتل را صادر کرد و متهم در مدت کوتاهی پس از وقوع جنایت دستگیر شد.

این گزارش حاکی است صبح روز گذشته جلسه بازسازی صحنه قتل با حضور قاضی علی اکبر صفائیان (قاضی ویژه قتل عمد) و تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی خراسان رضوی برگزار شد.متهم قبل از آغاز جلسه بازسازی نگاهی به ساختمان کمپ و بالای دری که از آن فرار کرده بود انداخت و دقایقی بعد مقام قضایی و کارآگاهان متهم را به داخل کمپی هدایت کردند که اکنون بیشتر شبیه بیغوله بود. بر در و دیوار سالن بزرگ و اتاق های کمپ اشعاری احساسی در مورد عشق، اعتیاد و پاکی نوشته شده بود و تصاویر خاک خورده ای هم بر دیوارها خودنمایی می کرد. یخچال ویترینی کمپ که در داخل آن چند ظرف وجود داشت در گوشه ای رها شده بود، ظرف های پراکنده در آشپزخانه و تشک و بالش هایی که تقریبا مچاله شده بودند همگی آثار به جای مانده از کمپی بود که روزگاری چند معتاد را برای ترک در خود جای داده بود. برق کمپ قطع شده بود و ۲ اتاق وقوع جنایت به وسیله موتور برق روشن شد. آن گاه کارآگاه محمدی افسر پرونده خلاصه ای از پرونده این جنایت را بازگو کرد و سپس متهم در مقابل مقام قضایی (قاضی علی اکبر صفائیان) و دور بین قوه قضائیه به چگونگی وقوع جنایت پرداخت و گفت: چون در کمپ های دیگر امکانات کم بود و حتی چیزهایی مثل تیغ و چاقو در اختیار معتادان قرار نمی دادند، برادرم مرا به اینجا آورد. وی افزود: من فقط شیره و تریاک مصرف می کردم، در این کمپ ۴ شب به منظور ترک دارو به من دادند ولی شب چهارم دارو را کم کردند، در شب حادثه من که حس و حال خوبی نداشتم تقاضای دارو کردم که مقتول کمی دارو به من داد. پس از آن که داروها را خوردم گیج شدم و در همین حال فکر فرار به سرم زد، برای همین به درون یکی از اتاق ها رفتم تا از طریق دری که به بیرون راه داشت فرار کنم که مدیر کمپ متوجه این موضوع شد و مرا گرفت و کتک زد. پس از کتک کاری او سایر معتادان دیگر هم که در کمپ بودند، مرا کتک زدند. پس از آن حدود ۱۰ – ۲۰ دقیقه نشستم و به دستور مدیر کمپ لباس هایم را از تنم بیرون آوردم و در گوشه ای ایستادم. ۴ نفر دیگر در داخل اتاق مشغول صرف چای بودند و مقتول نیز در همان اتاق روی تخت دراز کشیده بود. اندکی بعد و در حالی که ساعت ۲ نیمه شب بود مرا به اتاق مجاور هدایت کرد و گفت برو بخواب! پس از چند لحظه دیدم او نیز در کنارم دراز کشید ، اندکی با هم صحبت کردیم ولی من از برخی رفتارهایش ناراحت شدم. به بهانه آب خوردن به اتاق دیگر رفتم و چاقویی را که مربوط به مقتول بود و نوک آن از زیر بالشت نمایان بود برداشته و دوباره در کنار مقتول دراز کشیدم و در یک لحظه پتو را از روی وی کشیدم در حالی که چاقو در دست چپم قرار داشت ضربه ای به پهلوی سمت راست او زدم. بلافاصله پس از این اقدام مقتول بلند شد و به اتاق مجاور رفت و به بقیه افراد حاضر گفت که فلانی مرا چاقو زده است. او روی تخت دراز کشید و در حالی که معتادان دیگر از او درخواست کردند تا به پلیس اطلاع دهد، مدیر کمپ گفت: نیازی به شکایت وحضور پلیس نیست و فقط ماشینی را آماده کنید تا بروم زخم ها یم رابخیه بزنم و او (متهم به قتل ) را نگه دارید تا اعتیادش را ترک کند. متهم به قتل ادامه داد، مقتول به بیمارستان رفت و روز بعد بازنگشت و من هم با سوء استفاده از این وضعیت به سمت اتاقی که در مجاورت خیابان بود، حرکت کردم و در حالی که بقیه افراد حاضر در کمپ خواب بودند با قرار دادن صندلی در زیر پاهایم از دریچه  بالای در، خودم را به بیرون پرتاب و سپس فرار کردم. متهم در ادامه با حضور در اتاقی که از آن فرار کرده بود گفت: در این اتاق یک قلاده سگ وجود داشت که با چوب دستی سگ را ترساندم و آن حیوان فرار کرد و من به راحتی نقشه فرارم را عملی کردم.

پس از پایان اظهارات متهم، مقام قضایی ختم جلسه بازسازی صحنه جنایت را اعلام کرد و متهم با هدایت ماموران به سمت خودروی حمل متهمان هدایت شد تا به بازداشتگاه بازگردد.

داستان کوتاه سنگتراش

وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »
سنگتراشروزی، سنگتراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می کرد، از نزدیکی خانه بازرگـانی رد می شد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را دید و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت: این بازرگان چقدر قدرتمند است! و آرزو کرد که مانند بازرگان باشد.
در یک لحظه، او تبدیل به بازرگانی با جاه و جلال شد. تا مدت ها فکر می کرد که از همه قدرتمند تر است، تا این که یک روز حاکم شهر از آنجا عبور کرد، او دید که همه مردم به حاکم احترام می گذارند حتی بازرگانان. مرد با خودش فکر کرد: کاش من هم یک حاکم بودم، آن وقت از همه قوی تر می شدم!
در همان لحظه، او تبدیل به حاکم مقتدر شهر شد. در حالی که روی تخت روانی نشسته بود، مردم همه به او تعظیم می کردند. احساس کرد که نور خورشید او را می آزارد و با خودش فکر کرد که خورشید چقدر قدرتمند است.
او آرزو کرد که خورشید باشد و تبدیل به خورشید شد و با تمام نیرو سعی کرد که به زمین بتابد و آن را گرم کند.
پس از مدتی ابری بزرگ و سیاه آمد و جلوی تابش او را گرفت. پس با خود اندیشید که نیروی ابر از خورشید بیشتر است، و تبدیل به ابری بزرگ شد.
کمی نگذشته بود که بادی آمد و او را به این طرف و آن طرف هل داد. این بارآرزو کرد که باد شود و تبدیل به باد شد. ولی وقتی به نزدیکی صخره سنگی رسید، دیگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت. با خود گفت که قوی ترین چیز در دنیا، صخره سنگی است و تبدیل به سنگی بزرگ و عظیم شد.
همان طور که با غرور ایستاده بود، ناگهان صدایی شنید و احساس کرد که دارد خرد می شود. نگاهی به پایین انداخت و سنگتراشی را دید که با چکش و قلم به جان او افتاده است.

۱۰ سوء تعبیر از موفقیت

وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »
۱۰ سوء تعبیر از موفقیت

۱- بعضی از مردم به خاطر گذشته‌شان، تحصیلاتشان و… موفق نیستند.
هیچ کس نمی‌تواند موفق باشد مگر بخواهد و سپس برای بدست آوردنش بکوشد.

۲- افراد موفق اشتباه نمی‌کنند.
آن‌ها هم مثل ما اشتباه می‌کنند فقط اشتباهشان را تکرار نمی‌کنند.

۳- برای موفق شدن باید ۶۰ (۷۰، ۸۰، ۹۰ و…) ساعت در هفته کار کرد.
موفقیت به «زیاد» انجام دادن کاری ربط ندارد، بلکه بیشتر به «درست» انجام دادن آن ربط دارد.

۴- فقط اگر قواعد خاصی را اجرا کنیم موفق می‌شویم.
چه کسی قواعد را به وجود می‌آورد؟ موقعیت‌ها متفاوتند. گاهی لازم است از قواعد خاصی پیروی کنیم و گاهی نیز باید قواعد ساخته خودمان را بکار بندیم.

۵- اگر کمک بگیریم، این دیگر موفقیت نیست.
موفقیت به ندرت در تنهایی رخ می‌دهد. آن‌هایی را که به موفق شدن تو کمک می‌کنند، شناسایی کن. تعدادشان کم نیست.

۶- باید خیلی شانس بیاوریم تا موفق شویم.
بله، کمی باید شانس آورد اما بیشتر به کار سخت، دانش و جدیت احتیاج است.

۷- فقط اگر زیاد پول درآوریم موفقیم.
پول یکی از نتایج موفقیت است، اما ضامن آن نیست.

۸- باید همه بدانند که ما موفق هستیم.
شاید با بدست آوردن پول و شهرت بیشتر، افراد بیشتری از کارتان باخبر شوند. اما، حتی اگر شما تنها کسی باشید که از این موضوع باخبرید، هنوز آدم موفقی هستید.

۹- موفقیت، یک هدف است.
موفقیت بعد از رسیدن به اهداف بدست می‌آید. وقتی می‌گویی «می‌خواهم آدم موفقی شوم» از شما سوال می‌کنند: «در چه چیزی؟»

۱۰- به محض این‌که موفق شویم، گرفتاری‌ها هم تمام می‌شوند.
شاید فرد موفقی باشی، اما خدا که نیستی. پستی و بلندی‌ها در پیش‌اند. از موفقیت امروزت لذت ببر، فردا روز دیگری است.

داستان کوتاه یک داستان عاشقانه

وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »
از زندگی خسته شده بود…. شقیقه هاش تیر می کشید .. بی تفاوت به دیوار سفید خیره شده بود… چقدر خسته بود… از نگاهش پیدا بود. تنها اومیدانست… 

چقدر دوستش داشت؟ جواب این سوال را نمی دانست اما کسی در درونش فریاد میزد یک دنیا اما دنیا به چشمش کوچک بود…به اندازه ی تمام ثانیه هایی که با یاد او.فکر او صدای او زندگی کرده بود… اما باز هم کم بود چون همه ی انها به نظرش به کوتاهی یک رویای شیرین بی بازگشت بود…. هر اندازه که بود.مطمعن بود که دیگر بدون او حتی نفس هم برایش سنگین خواهد بود و می دانست دیگر بی او زندگی چیزی کم دارد به رنگ عشق! از زندگی خسته شده بود…. شقیقه هاش تیر می کشید .. بی تفاوت به دیوار سفید خیره شده بود… چقدر خسته بود… از نگاهش پیدا بود. تنها اومیدانست… 

چقدر دوستش داشت؟ جواب این سوال را نمی دانست اما کسی در درونش فریاد میزد یک دنیا اما دنیا به چشمش کوچک بود…به اندازه ی تمام ثانیه هایی که با یاد او.فکر او صدای او زندگی کرده بود… اما باز هم کم بود چون همه ی انها به نظرش به کوتاهی یک رویای شیرین بی بازگشت بود…. هر اندازه که بود.مطمعن بود که دیگر بدون او حتی نفس هم برایش سنگین خواهد بود و می دانست دیگر بی او زندگی چیزی کم دارد به رنگ عشق!

نگاهش به جعبه ی کوچکی بود که روی میز بود. دستش را دراز کرد جعبه را برداشت.نفسش داشت بند می امد. یاد یک هفته پیش افتاد که با چه شوق و ذوقی رفت و خریدش تا بدهدش یادگاری .یادگاری که با ان عشق را جاودان سازد..چه قدر زیبا بود … درخشش نگینش توجه همه را به خود جلب میکرد. چه قدر با خودش تمرین کرد. شب از هیجان خوابش نبرد. اخه فردا باهاش قرار داشت . صبح زود بلند شد . یک دوش گرفت. کت شلواری را که می دانست خیلی دوست دارد پوشید. حسابی خوش تیپ کرد. جعبه را گذاشت تو جیبش. اما طاقت نیاورد باز کرد و بار دیگر نگاهش کرد. چه قدر زیبا بود اما میدانست این زیبایی در برابر ان عزیز که دلش را سال ها بود دزدیده بود هیچ است.

بقیه در ادامه مطلب

سر ساعت رسید. از تاخیر داشتن متنفر بود.چند دقیقه بعد او امد. کمی اشفته بود. با خودش گفت حتما برای رسیدن به من عجله کرده است. سر میز همیشگی شان نشستند. کمی صحبت کردند. کم حرف بود. بیشتر دوست داشت که بشنود. از همه چیز برایش گفت. داشت کم کم حرفاش را جمع و جور می کرد. از اضطراب تو جیبش با جعبه بازی می کرد. تا خواست حرف دلش را بزنه.. وسط حرفش پرید گفت.. …. یک چیزی را می خواستم بهت بگم. من دارم میرم. تا اخر هفته ی دیگه… دیگه هیچی نشنید .. انگار که مرد.. قلبش دیگه نمی زد.. صداش در نمی امد.گلوش خشک شده بود….تا اینکه به سختی گفت؟ چی ؟؟؟ یک بار دیگه بگو… بغض کرد گفت: من دارم میرم. مجبورم. بابا برام بیلیت گرفته. خودم هم نمی دونستم.. اصلا باورم نمیشه.فقط یک خواهش دارم این یک هفته ی اخر را باهم خوش باشیم و بذار با یک دنیا خاطرات قشنگ این داستان تموم شه…نمی خواست هیچی بشنوه. حاضر بود بقیه عمرش را بده و زمان در چند دقیقه قبل ثابت بمونه. اما حیف نمی شد.. از سر میز بلند شد. نای راه رفتن نداشت. انگار همه ی دنیا روی دوشش بود. گفت بعدا بهت زنگ میزنم. صدایی راشنید که میگفت: تو را خدا اروم باش.. مواظب خودت باش… نفهمید چه طوری خودش را رساند خونه . رفت تو اتاقش . خودش را انداخت رو تخت. و تنها صدای یک احساس خیس بود که سکوت تنهاییش را می شکاند. نفهمید چند ساعت گذشته بود. برایش مهم نبود. موبایلش را نگاه کرد ۱۰ تا اس ام اس با ۳ تا میسکال! می دانست که از نگرانی دارد می میرد. بهش زنگ زد. سعی کرد بروز ندهد  اما نشد تا صدایش را شنید که گفت بله بفرمایید بغضش ترکید….گوشی را قطع کرد . چند دقیقه بعد دوباره زنگ زد.. با خودش عهد بسته بود که اخرین خواسته اش را با جون دل انجام بدهد. و این یک هفته را با هم خوش باشند. هر روز به جاهایی سر میزدند که با هم رفته بودند. جاهایی که با هم خاطره داشتند. شب ها هم تا سپیده با تلفن حرف می زدند. به یاد تمام شب هایی که با هم تا صبح از عشق گفته بودند.

ثانیه برایشان عزیز بود. قیمتش قدر تمام عشقی بود که بهم تقدیم کرده بودند. اما این ثانیه ی عزیز خیلی بی رحم و بی تفاوت به زمین و زمان در گذر بود و یک هفته به سرعت یک نیم نگاه عاشقانه گذشت.. روز اخر شد … لحظه ی اخر فرا رسید … وقت گفتن خداحافظی … نمی خواست از دستش بدهد . نمی خواست بذارد برود… نمی خواست………. اما……………

نگاهش کرد. اخرین نگاه. چقدر دوستش داشت… گفت مواظب خودت باش.. گفت: تو هم همین طور. سخت نگیر این نیز بگذرد.

گفت: بی تو نمی گذره!!! اشک تو چشامانش حلقه زده بود اما نمی خواست اشکهایش را ببیند!بوسیدش.. چقدر گرمایش را دوست داشت . اما حیف که اخرین بوسه بود… برای اخرین بار نگاهش کرد سرش را به زیر انداخت و رفت بی خداحافظی.. صدایی را می شنید که می گفت: خداحافظ…

نگاهش به ساعت افتاد.هنوز نرفته بود . با اینکه همین چند ساعت پیش او را دیده بود اما دلش تنگ شده بود.. خیلی تنگ.

صدای موبایل او را از عالم رویا به واقعیت بازگرداند . گوشی را برداشت. صدای اشنایی بود..: من پروازم را از دست دادم. نمیرم.

می ای دنبالم؟

این بار هم چیزی نمی شنید . صدا گفت: صدام میاد؟ میگم نمی رم. پیشت می مونم . دوست دارم. میای دنبالم؟

به خودش امد: اره . همین الان اومدم.

گوشی را قطع کرد. چه قدر خوشحال بود. زندگی با عشق و دیگر هیچ.چشمش به جعبه ی روی میز افتاد هنوز هم درخشش زیبا بود.

معنای هر انگشت برای انگشتر!

وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

معنای هر انگشت برای انگشتر!

انگشت شست: نشان دهنده قدرت اراده در فرد است. این انگشت با خودِ درونی فرد در ارتباط است. وقتی به شما گفته می شود که در انگشت شستتان انگشتری بیندازید، به دقت مراقب تغییراتی که در زندگیتان اتفاق می افتد باشید. این انگشتر قدرت اراده شما را تقویت خواهد کرد.

 

انگشت اشاره: نشان دهنده قدرت، رهبری و جاه طلبی است. این انگشت نشان دهنده یک نوع قدرت خاص است. این مسئله به خصوص در قدیم الایام وقتی پادشاهان قدرتمند در انگشت اشاره خود انگشتر می انداختند بیشتر نمود دارد. درنتیجه، انداختن انگشتر در این انگشت به شما در این زمینه کمک می کند.

 

انگشت وسط : نشاندهنده فردیت و هویت فرد است. این انگشت که در وسط قرار گرفته است نشاندهنده یک زندگی متعادل و متوزان است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می‌کند زندگی متعادل تری داشته باشید.

 

انگشت انگشتری:انگشت چهارم شماست. انگشت انگشتری دست چپ با قلب رابطه مستقیم دارد. به خاطر همین است که حلقه ازدواج در این انگشت انداخته می شود. این انگشت همچنین نشاندهنده احساسات و خلاقیت در فرد است. انداختن انگشتر در انگشت چهارم دست راست به شما کمک می کند در زندگی خود خوشبین تر باشید.

 

انگشت کوچک: نشاندهنده همه چیز در روابط شماست. این انگشت نشاندهنده روابط ما با محیط بیرون می‌باشد و دقیقاً مخالف شست است که به خودِ درونی ما اشاره دارد. این انگشت نشاندهنده رفتار ما با دیگران است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می‌کند روابط خود را تقویت کنید، به خصوص درمورد ازدواج. به ارتقاء روابط کاری هم کمک می‌کند.

کامپـیوتـر زن است یا مـرد؟

وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »
استاد زبان فرانسه در مورد مذکر یا مونث بودن اسمها توضیح میداد که پرسید :


کامپیوتر مذکر است یا مونث؟
 
همه دانشجویان دختر جنس رایانه را به دلایل زیر مرد اعلام کردند:
 
- وقتی به آن عادت می کنیم گمان می کنیم بدون آن قادر به انجام کاری نیستم.

- با آن که داده های زیادی دارند اما نادانند.

- قرار است مشکلات را حل کنند اما در بیشتر اوقات معضل اصلی خودشانند.

- همین که پایبند یکی از آنها شدید متوجه میشوید که اگر صبر کرده بودید مورد بهتری از آن نصیبتان می شد.
 
و همه دانشجویان پسر به دلایل زیر جنس رایانه را زن اعلام کردند:
 
- به غیر از خالق آنها کسی از منطق درونی آنها سر در نمی آورد.

- کسی از زبان ارتباطی آنها سر در نمی آورد.

- کوچکترین اشتباهات را در حافظه دراز مدت خود ذخیره می کنند تا بعد ها تلافی کنند.

- همین که پایبند یکی از آنها شدید باید تمام پول خود را صرف خرید لوازم جانبی آنها بکنید .

داستان کوتاه درد دل نوزاد شش ماهه

وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید !

خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!

پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد!

مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش ” بول بول بول بول” می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی! جیش کنی تو شلوارت!

مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!

آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!

خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی” بچه سوسک مرده” بدهد.

آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا “پووووووف” می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!

داستان معلم و دختر کوچولو

وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.

معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد،

 زیرا با وجود این که پستاندار عظیم‌الجثه‌اى است، امّا حلق بسیار کوچکى دارد.

دختر کوچک پرسید: پس چه طور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟

معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است.

دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مى‌پرسم.

معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟

دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید

داستان کوتاه قلب عاشق و یک داستان دیگر

وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »
پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.
دختر لبخندی زد و گفت ممنونم
تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید

چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست
دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود

سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه

……………………………………………………………………………….

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد

داستان کوتاه داستان شریک

وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »
سال های سال بود که دو برادر در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود با هم زندگی میکردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند و پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد …

کار به جایی رسید که از هم جدا شدند. از دست بر قضا یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید .

نجـار گفت: من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟

برادر بزرگ تر جواب داد : بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده است .

سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم.نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار.

برادر بزرگ تر به نجار گفت: من برای خرید به شهر می روم، آیا وسیله ای نیاز داری تا برایت بخرم؟ نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد: نه، چیزی لازم ندارم !

هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود !!!کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت: مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟

در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکر کرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست. وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است…

کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد.

نجار گفت: دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم….

داستان کوتاه شانس خود را امتحان کنید !

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »
مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود.
کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد. مرد قبول کرد. در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد .
باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید تا گاو از مرتع گذشت. دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد.

گاوی کوچکتر از قبلی که با سرعت حرکت کرد .

جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد. سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر میکرد ضعیفترین و کوچکترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود.

پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد.اما………گاو دم نداشت!!!!

زندگی پر از ارزشهای دست یافتنی است اما اگر به آنها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی.

داستان کوتاه داستان عاشقانه بسیار غمگین

وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط ۳ دیدگاه »
 
شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :
 
 
سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.
 
 دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.
 
یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ….
 
پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…

داستان کوتاه ” یک اتفاق بد “

وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »
زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت.
 
شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود و
 
اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و فنجانی قهوه‌ می‌‌نوشید پیدا کرد …
 
در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد پرسید: چی‌ شده عزیزم که این موقع شب اینجا نشستی؟!
 
شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت:
 
هیچی‌ فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم. یادته ؟!
 
زن که حسابی‌ تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد و گفت:
 
 آره یادمه.شوهرش ادامه داد: یادته پدرت که فکر می‌کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد؟!
 
زن در حالی‌ که روی صندلی‌ کنار شوهرش می‌نشست گفت: آره یادمه، انگار دیروز بود!
 
مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد: یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت:
 
 یا با دختر من ازدواج می‌کنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان آب خنک بخوری؟!
 
زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و…!
 
مرد نتوانست جلوی گریه‌اش را بگیرد و گفت: اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می‌شدم !!!

داستان های کوتاه

وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »
می گویند، اگر کسی‌ چهل‌روز پشت‌  سر هم‌ جلو در خانه‌اش‌ را آب‌ و جارو کند،
 
حضرت‌ خضر به‌ دیدنش‌ می‌آید و  آرزوهایش‌ را برآورده‌ می‌کند.

سی‌ و نه‌ روز بود که‌ مرد بیچاره‌ هر روز صبح‌ خیلی‌ زود از خواب‌ بیدار می‌شد و جلو در خانه‌اش‌ را آب‌ می‌پاشید

 
و جارو می‌کرد. او‌ از فقر و تنگدستی‌ رنج‌ می‌کشید. به‌ خودش‌ گفته‌ بود:
 
اگر خضر را ببینم، به‌ او می‌گویم‌ که‌ دلم‌ می‌خواهد ثروتمند بشوم.
 
مطمئن‌ هستم‌ که‌ تمام‌ بدبختی‌ها و گرفتاری‌هایم‌ از فقر و بی‌پولی‌ است.

 روز چهلم‌ فرارسید. هنوز هوا تاریک‌ و روشن‌ بود که‌ مشغول‌ جارو کردن‌ شد.

کمی‌ بعد متوجه‌ شد مقداری‌ خار و خاشاک‌ آن‌ طرف‌تر ریخته‌ شده‌ است. با خودش‌ گفت:
 
با این‌که‌ آن‌ آشغال‌ها جلو در خانه‌ من‌ نیست، بهتر آنجا را هم‌ تمیز کنم.
 
هرچه‌ باشد امروز روز ملاقات‌ من‌ با حضرت‌ خضر است، نباید جاهای‌ دیگر هم‌ کثیف‌ باشد..

 
مرد بیچاره‌ با این‌ فکر آب‌ و جارو کردن‌ را رها کرد و داخل‌ خانه‌ شد تا بیلی‌ بیاورد و آشغال‌ها را بردارد.

 
وقتی‌ بیل‌ به‌دست‌ برمی‌گشت، همه‌اش‌ به‌ فکر ملاقات‌ با خضر بود با این‌ فکرها مشغول‌ جمع‌ کردن‌ آشغال‌ها شد.

 
 ناگهان‌ صدای‌ پایی‌ شنید. سربلند کرد و دید پیرمردی‌ به‌ او نزدیک‌ می‌شود. پیرمرد جلوتر که‌ آمد سلام‌ کرد.

مرد جواب‌ سلامش‌ را داد.

پیرمرد پرسید: .صبح‌ به‌ این‌ زودی‌ اینجا چه‌ می‌کنی؟
مرد جواب‌ داد: دارم‌ جلو خانه‌ام‌ را آب‌ و جارو می‌کنم.
 
آخر شنیده‌ام‌ که‌ اگر کسی‌ چهل‌ روز تمام‌ جلو خانه‌اش‌ را آب‌ و جارو کند، حضرت‌ خضر را می‌بیند..
پیرمرد گفت: حالا برای‌ چی‌ می‌خواهی‌ خضر را ببینی؟
مرد گفت: آرزویی‌ دارم‌ که‌ می‌خواهم‌ به‌ او بگویم..
پیرمرد گفت: چه‌ آرزویی‌ داری؟ فکر کن‌ من‌ خضر هستم، آرزویت‌ را به‌ من‌ بگو..
مرد نگاهی‌ به‌ پیرمرد انداخت‌ و گفت: برو پدرجان! برو مزاحم‌ کارم‌ نشو..

پیرمرد اصرار گرد: حالا فکر کن‌ که‌ من‌ خضر باشم. هر آرزویی‌ داری‌ بگو..

مرد گفت: تو که‌ خضر نیستی. خضر می‌تواند هر کاری‌ را که‌ از او بخواهی‌ انجام‌ بدهد..

پیرمرد گفت: گفتم‌ که، فکر کن‌ من‌ خضر باشم‌ هر کاری‌ را که‌ می‌خواهی‌ به‌ من‌ بگو شاید بتوانم‌ برایت‌ انجام‌ بدهم..

مرد که‌ حال‌ و حوصله‌ی‌ جروبحث‌ کردن‌ نداشت، رو به‌ پیرمرد کرد و گفت:

 
اگر تو راست‌ می‌گویی‌ و حضرت‌ خضر هستی، این‌ بیلم‌ را پارو کن‌ ببینم..

پیرمرد نگاهی‌ به‌ آسمان‌ کرد. چیزی‌ زیرلب‌ خواند و بعد نگاهی‌ به‌ بیل‌ مرد بیچاره‌ انداخت.

 
 در یک‌ چشم‌ به‌هم‌ زدن‌ بیل‌ مرد بیچاره‌ پارو شد.
 
 مرد که‌ به‌ بیل‌ پارو شده‌اش‌ خیره‌ شده‌ بود، تازه‌ فهمید که‌ پیرمرد رهگذر حضرت‌ خضر بوده‌ است.
 
چند لحظه‌ای‌ که‌ گذشت‌ سر برداشت‌ تا با خضر سلام‌ و احوالپرسی‌ کند و آرزوی‌ اصلی‌اش‌ را به‌ او بگوید، اما از او خبری‌ نبود.

مرد بیچاره‌ فهمید که‌ زحماتش‌ هدر رفته‌ است.

 
به‌ پارو نگاه‌ کرد و دید که‌ جز در فصل‌ زمستان‌ به‌درد نمی‌خورد در حالی‌ که‌ از بیلش‌ در تمام‌ فصل‌ها می‌توانست‌ استفاده‌ کند.

 

از آن‌ به ‌بعد به‌ آدم‌ ساده‌ لوحی‌ که‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ هدفی‌ تلاش‌ کند،

 
اما در آخرین‌ لحظه‌ به‌ دلیل‌ نادانی‌ و سادگی‌ موفقیت‌ و موقعیتش‌ را از دست‌ بدهد،
 
می‌گویند بیلش‌ را پارو کرده‌ است.

هوش کودکان نقطه پایانی ندارد

وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط ۳ دیدگاه »
هوش کودکان نقطه پایانی ندارد

آیا کودک باهوشی دارید؟ بی گمان هر پدر و مادری دوست دارد به این سوال پاسخ مثبت بدهد. اما این روزها بیشتر از این و آن می شنویم که بچه های این دوره و زمانه همه باهوش هستند. والدین ایرانی که حالا بیش از هر زمان دیگری به هوش بچه هایشان اهمیت می دهند، بیش از گذشته می خواهند بدانند چگونه استعداد و توانمندی فرزندانشان را شناسایی کنند و آینده درخشان تری برای آن ها فراهم کنند. انجام آزمون هوش یکی از آن اقدام هایی است که بسیاری از خانواده ها به آن مبادرت می ورزند تا به این وسیله نه فقط از دانستن یک فرزند باهوش مطمئن شوند بلکه از آن برای سرمایه گذاری و موفقیت آینده فرزند خود سود جویند. در این گزارش از زبان یکی از روان شناسان به شایع ترین سوال هایی که درباره آزمون هوش در ذهن والدین است، پرداخته ایم.دکتر حامد سیامکی خبوشان کارشناس ارشد روان شناسی و عضو سازمان نظام مشاوره و روان شناسی کشور در تعریف هوش به خراسان می گوید: تعریف «پیاژه» یکی از سرشناس ترین دانشمندان جهان از هوش «سازگاری فرد با محیط» است. به عبارتی هر قدر فرد با محیط سازگارتر باشد و بتواند بقای خود را حفظ کند، باهوش تر است. هوش فرد از زمان تولد قابل تشخیص است و این روند تا سن بزرگسالی ادامه دارد. اما بسیاری از روان شناسان معتقدند هوش یک فرد تا ۱۸ سالگی شکل می گیرد و از این سن به بعد هوش ثابت می ماند و تجربه به آن اضافه می شود.نکته این جاست که هوش جدا از شخصیت نیست، بنابراین هوش را می توان به ۲ دسته پنهان و آشکار تقسیم کرد. هوش پنهان در واقع هوشی است که به صورت بالقوه در فرد وجود دارد و از نظر عملکردی و ارگانیسمی به ظهور نرسیده است و دیگران از آن خبر ندارند. شخصیت می تواند عامل موثری در پنهان ماندن هوش باشد، اما هوش آشکار هوشی است که مورد قضاوت قرار می گیرد، به عملکرد تبدیل می شود و نتیجه آن در محیط آشکار است. بسیاری از اوقات والدینی را می بینیم که درباره هوش کودک خود به اشتباه افتاده اند. به عنوان مثال پرتحرکی فرزند خود را به حساب هوش او می گذارند یا دانش آموزی را که زیاد درس می خواند، فرد باهوشی محسوب می کنند در صورتی که پرتحرکی یا روش خواندن مدام کودک به دلیل دیگر ویژگی های شخصیتی اوست.

آزمون های هوش

دکتر سیامکی خبوشان درباره آزمون های هوش چنین توضیح می دهد: آزمون های هوش یکی از ابزارهای تشخیصی بسیار مهم است که در سیستم های مشاوره روان شناسی و روان پزشکی مورد استفاده قرار می گیرد. این آزمون ها نخستین بار توسط ۲ دانشمند فرانسوی به نام های «استنفورد» و «بینه» پایه گذاری شد که در ابتدا نواقص زیادی داشت اما با گذشت زمان آزمون های متعددی شکل گرفت که آن نواقص را برطرف کرد.هم اکنون آزمون های «گزل»، «وکسلر»، «ریون» و «مکعب های کوست» در کشور ما پیاده می شود و مورد تایید نظام مشاوره و روان شناسی است، اما این آزمون ها معایبی نیز دارد که خوب است والدین قبل از ا نجام آن برای فرزندان خود اطلاع داشته باشند. از طریق آزمون هوش می توان به ویژگی های نهفته هوشی فرد پی برد و با توجه به آن شخصیت او را بشناسیم. نقاط ضعف و قوت او را تشخیص و توانمندی های او را مورد ارزیابی قرار دهیم. در نظر گرفتن سن و جنس کودک و مسلط بودن آزمون گر، در نتیجه آزمون بسیار تاثیرگذار است و تفسیر آزمون نیز باید توسط متخصص انجام شود. بنابراین یک آزمون هوش موفق، آزمونی است که تمام این موارد در آن رعایت شده باشد. در هنگام آزمون کودک باید در آرامش قرار داشته باشد، از آزمون لذت ببرد، در کمال خونسردی آزمون را انجام دهد. همچنین مکان آزمون، فضا، نور، تهویه و بسیاری از عوامل محیطی در نتیجه آزمون بسیار تاثیرگذار است. بهتر است قبل از آزمون، آزمون گر با کودک آشنا شود و با او بازی کند. بهتر است آزمون گر خانم باشد زیرا خانم ها راحت تر با کودکان ارتباط برقرار می کنند.این روان شناس با اشاره به این که والدین باید اطلاعاتی درباره میانگین ضریب هوشی داشته باشند می گوید: میانگین هوش ۸۵ تا ۱۱۵است اما به خاطر داشته باشید که رقم ضریب هوشی کودک در آزمون های مختلف، تغییر می کند و کودکی که در یک آزمون ۱۲۰ شده است در آزمون دیگری ۱۱۵ می شود.وی تاکید می کند: در حال حاضر این آزمون ها ارزش علمی خود را از دست داده است و در بسیاری از مدارس آزمون هوش از دانش آموزان گرفته می شود بدون این که هدفمند و علمی باشد. در بسیاری از موارد مشاورنماها با ترغیب خانواده ها به صورت مستقیم و غیرمستقیم آن ها را به گرفتن آزمون هوش ترغیب می کنند و به کسب منافع مادی خود می اندیشند. در صورتی که بهتر است خانواده ها ابتدا هدف خود را از انجام این آزمون بدانند، نشانه گذاری هدف، شناسایی نقاط ضعف و قوت فرد، برنامه ریزی برای رشد باید جزو مقدمات انجام آزمون های هوش باشد. اگر چنین باشد تست هوش فایده دارد، در غیر این صورت داشتن ضریب هوش به تنهایی، برای به رخ کشیدن آن به دیگران و یا صرف اطلاع داشتن از آن بی ثمر است.از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از خانواده ها نمی دانند که آزمون هوش مثل یک آزمایش پزشکی کاملا محرمانه و خصوصی است و نباید نزد دیگران فاش شود. زیرا داشتن یک فرزند نابغه یا کم هوش یک چالش برای خانواده است و آن ها هستند که باید از پس آن بر آیند.بنابراین توصیه اکید ما به خانواده ها این است که هدف خود از انجام این آزمون شناسایی کنند و آیا توانایی سرمایه گذاری برای پرورش استعداد فرزند خود دارند یا خیر. آیا به توصیه مشاور و یا شخص دیگری قرار است آزمون انجام شود یا خیر. بی گدار به آب زدن و دانستن ضریب هوشی به تنهایی ضروری نیست. گاهی اوقات دانستن ضریب هوشی فقط از حس کنجکاوی والدین ناشی می شود که قابل پذیرش نیست. اما گاهی اوقات والدین متوجه رفتارها یا حرکاتی در فرزند خود می شوند که گمان می کنند به هوش او مربوط است. در چنین مواردی بهتر است والدین خود را آماده پذیرش ضریب هوشی کودک خود کنند و با برنامه ریزی لازم از اطلاعاتی که به دست آورده اند به نفع کودک استفاده کنند. زیرا گاهی مشاهده می شود که دانستن ضریب هوشی به ضرر کودک تمام می شود.

عوامل تاثیرگذار بر هوش کودک

سوال بسیاری از والدین این است که چگونه کودک باهوشی داشته باشیم. دکتر سیامکی در پاسخ به این سوال می گوید: عوامل بسیاری در تولد یک کودک باهوش دخیل است از جمله وراثت، شرایط محیطی مادر در دوران بارداری، تغذیه و پس از تولد نیز عکس العمل ها، گفت وگوی والدین با نوزاد، ماساژ بدن نوزاد توسط مادر در به تحریک آوردن سیناپس های عصبی نوزاد همگی در افزایش هوش کودک تاثیر دارد و در واقع از همان قدم اول که والدین تصمیم به فرزندآوری می گیرند، در طول دوران بارداری و پس از آن هوش کودک تحت تاثیر عوامل محیطی قرار می گیرد و ممکن است بیشتر شود. نکته این جاست که اغلب والدین تصور می کنند ضریب هوشی قابل افزایش نیست، در حالی که اگر آزمون هوش در سنین پایین انجام شود می توان با برنامه ریزی هوش کودک را افزایش داد. با برنامه ریزی، آموزش مداوم، همکاری خانواده و تحت نظر روان شناس می توان این اقدام را عملی کرد و والدینی که فرزند کم هوش دارند نباید ناامید باشند.وی با اشاره به آزمون های هوش که در بعضی مدارس تیزهوشان و غیرانتفاعی انجام می شود، تاکید می کند: در بسیاری از موارد این آزمون ها نوعی غربالگری تحمیلی است که از نظر ما مردود است زیرا به این وسیله به دانش آموزان برچسب زده می شود و دانش آموزان تیزهوش ممکن است دچار غرور کاذب و اعتماد به نفس کاذب شوند. اجبار به انجام آزمون هوش هم کار بسیار نادرستی است و در مواردی به ضرر دانش آموز تمام می شود زیرا تست غیرعلمی انجام شده، آزمون گر تخصص کافی نداشته و یا تحلیل گر آزمون موفق نشده است به درستی آزمون را ارزیابی کند. بنابراین هدفمندی آزمون، علمی بودن آزمون و برنامه ریزی برای بعد از مشاهده نتیجه آزمون بسیار اهمیت دارد، ضمن این که غنی کردن شرایط محیطی برای کودکان بهترین راه برای افزایش توانایی های هوشی آن هاست.

آنچه والدین باید بدانند

خانواده ها دوست دارند که میزان بهره هوشی فرزند خود را بدانند به همین دلیل به مشاوره و تست های سنجش هوش روی آورده و از مشاوران کمک می گیرند. دانستن بهره هوشی کودک به تنهایی کمک نخواهد کرد بلکه برنامه ریزی و سوق دادن کودک به سمت پرورش و شکوفایی استعدادهایش اهمیت انجام این آزمون را بیشتر می کند.عوامل متعددی در نتیجه این آزمون ها تاثیرگذار است از جمله سن، جنس، تسلط آزمون گر، محیط انجام آزمون، فضا، نور، تهویه و …نتیجه آزمون هوش هم مانند آزمایش های پزشکی کاملا محرمانه و خصوصی است و نباید نزد دیگران فاش شود بلکه مسئله ای است که خانواده ها باید از پس آن بر آیند که چگونه با کودک نابغه و یا کم هوش خود کنار آیند. عوامل زیادی بر هوش کودکان تاثیر می گذارد از جمله وراثت، شرایط بارداری، تغذیه و ماساژ بدن نوزاد توسط مادر که به تحریک سیناپس های عصبی نوزاد کمک می کند.

کاسترول ۸ لایه

وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

اسمش قشنگ بود  خواستم شما هم حالشو ببرید …

.

.

کاسترول ۸ لایه

مواد لازم برای ۸ نفر :* نودل (ماکارونی) متوسط – ۳ پیمانه * گوشت چرخ کرده – ۴۰۰ گرم* سس گوجه فرنگی – به مقدار لازم* ریحان خرد شده – یک قاشق مرباخوری* شکر – نصف قاشق مرباخوری* پودر سیر – نصف قاشق مرباخوری* نمک – یک چهارم قاشق مرباخوری* فلفل سیاه – یک چهارم قاشق مرباخوری

* ماست چکیده – ۲۰۰ گرم* پنیر خامه ای – ۲۰۰ گرم* شیر – نصف پیمانه * پیاز خرد شده – یک عدد متوسط * اسفناج پخته شده بدون آب – ۲۸۰ گرم* پنیر مازارلا – به مقدار کافی

طرز تهیه:* ظرف مناسب پیرکس را کمی چرب کنید و کنار بگذارید.* نودل را طبق دستور بپزید، آب کش کنید و کنار بگذارید. * گوشت چرخ کرده را تفت دهید و سپس سس گوجه فرنگی، ریحان، شکر، پودر سیر، نمک و فلفل اضافه کنید و روی حرارت کم بگذارید تا به مدت ۵ دقیقه بپزد.* در ظرف دیگری، ماست و پنیر خامه ای را با همزن بزنید تا نرم و یک دست شود. شیر و پیاز را به آن اضافه کنید.* در ظرف پیرکس که از قبل چرب شده است، ابتدا یک لایه حدود ۲ پیمانه نودل، نیمی از مخلوط گوشت، نیمی از مخلوط پنیر و خامه، بقیه اسفناج و سپس بقیه مواد را به همین ترتیب اضافه کنید. * بقیه مخلوط پنیر و خامه را کنار بگذارید و ظرف را با فویل بپوشانید و به مدت ۴۵ دقیقه در درجه حرارت ۱۸۰ سلسیوس در فر قرار دهید.

* ظرف را از فر خارج کنید، بقیه مخلوط ماست و پنیر خامه ای را روی آن بریزید، سپس روی آن پنیر مازارلا بپاشید و به مدت ۱۰ دقیقه بدون فویل در فر قرار دهید تا این که پنیر ذوب شود.* این غذا را می توان روی اجاق گاز نیز طبخ کرد.

ارزش غذایی هر پرس:* کالری – ۴۷۲* چربی – ۳۰ گرم

* چربی اشباع شده – ۱۷ گرم* کلسترول – ۱۲۷ میلی گرم

* سدیم – ۶۸۳ میلی گرم* کربوهیدرات – ۲۵ گرم* فیبر – ۳ گرم* پروتئین – ۲۷ گرم

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها