طرز تهیه سس آلفردو

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

می توانید از سس آلفردو خوشمزه و خوش عطر برای پاستا استفاده کنید

مواد لازم برای سس آلفردو :
کره یک چهارم فنجان
خامه پرچرب ۱ فنجان
سیر خرد شده ۱ حبه
پنیر پارمیسان یک و نیم فنجان
جعفری خرد شده یک چهارم فنجان

طرز تهیه سس آلفردو :
یک ماهیتابه برداشته و کره را روی حرارت ملایم ذوب کنید. خامه را اضافه کرده و بگذارید برای ۵ دقیقه بجوشد.

بعد سیر و پنیر را اضافه کرده و به خاطر حرارت به سرعت هم بزنید. در آخر جعفری را اضافه کرده و سرو کنید. می توانید از این سس خوشمزه و خوش عطر برای پاستا استفاده کنید.

منبع : novinzi.com

 طرز تهیه قیمه بوشهری و شکر پلو مجموعه: آموزش انواع غذاها

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

قیمه بوشهری مزه اش ترش و شوره و شکر پلو هم تا حدی شیرین که باید با هم سرو شود

قیمه بوشهری با قیمه‌های شهرهای دیگر خیلی فرق دارد. هم از نظر ظاهری و هم از نظر مزه. قیمه بوشهری را می‌کوبند و باید طوری گوشت آن له شده باشد که با زدن قاشق کش بیاید. این خورش معمولاً با شکر پلو صرف می‌شود.

دستور شماره یک
مواد لازم برای قیمه بوشهری :
لپه ۵۰۰ گرم
گوشت ۲۵۰ گرم
سیب زمینی ۱ عدد
پیاز بزرگ ۱ عدد
زیره ۲ قاشق چایخوری
لیمو عمانی مقداری
رب گوجه ۲ قاشق عذاخوری
ادویه به میزان لازم

طرز تهیه قیمه بوشهری :
پیاز را سرخ می‌کنیم زردچوبه را به آن اضافه می‌کنیم گوشت را به پیاز اضافه می‌کنیم. (گوشت را می شود همراه با لپه جوش داد) لپه را جدا می‌گذاریم بپزد. وقتی گوشت و پیاز را تفت دادیم یک مقدار به اندازه نیم لیوان آب به آن اضافه می‌کنیم و سیب زمینی را هم اضافه می‌کنیم. وقتی همه مواد پختند با گوشتکوب آن را می کوبیم وقتی همه مواد را کوبیدید دوباره همه را بگذارید روی اجاق رب گوجه و یک لیوان آب و زیره کوبیده شده را به قیمه اضافه می‌کنید. در آخر هم کمی لیمو عمانی می‌ریزید.

مواد لازم برای شکرپلو :
برنج ۲ پیمانه
شکر ۱ پیمانه
گلاب ۱ فنجان
زعفران مقداری

طرز تهیه شکرپلو :

برنج را جوش می دهیم ولی کم به اندازه ایی که برنج سفید جوش می هو آبکش می‌کنیم. برنج را که آبکش کردیم. گلاب روا جوش می دهیم و با زعفران مخلوط می‌کنیم و آن را دم می دهیم. وقتی زعفران و گلاب آماده شد با شکر آن را مخلوط می کنیم و آن را می ریزیم داخل برنج و خوب با هم مخلوط می‌کنیم و می‌گذاریم دم بکشد.

دستور شماره دو
مواد لازم برای قیمه بوشهری :
لپه ۲۵۰ گرم
پیاز متوسط ۱ عدد
گوشت سر دست نیم کیلو
رب گوجه فرنگی ۲ قاشق غذاخوری
سیب زمینی متوسط ۱ عدد
دارچین یک هشتم قاشق چایخوری
زردچوبه ۱ قاشق چایخوری
گرد لیمو عمانی ۱ قاشق غذاخوری
زعفران به مقدار لازم
نمک مقداری

طرز تهیه قیمه بوشهری :
پیاز را خرد کرده و در روغن با گوشت تفت می دهیم و دارچین را اضافه می کنیم لپه را شسته و به دیگ اضافه کرده و حدود ۴ لیوان آب داخل دیگ می‌ریزیم در دیگ را می‌بندیم و به مدت یک ساعت می‌پزیم سیب زمینی را پوست گرفته و درستی داخل دیگ می اندازیم بعد از یک ساعت دیگر چک می‌کنیم اگر گوشت پخته و له شده باشد زیر دیگ را خاموش می‌کنیم در غیر این صورت نیم ساعت دیگر می‌پزیم و یا تا زمانی که گوشت له شود. (در صورت نیاز باز هم در هنگام پخت آب اضافه کنید) آب را از مواد جدا کرده (می توانیم داخل آبکش بریزیم) و گوشت را می‌کوبیم.

هر کدام را جداگانه می‌کوبیم یعنی لپه و سیب زمینی را هم می‌کوبیم. گوشت کوبیده را به لپه کوبیده اضافه کرده و با یک لیوان از آب گوشت روی حرارت قرار می‌دهیم. هم می‌زنیم تا مخلوط شود و بعد بقیه آب گوشت را هم اضافه می‌کنیم.

رب گوجه فرنگی را در روغن تفت داده و یک لیوان از آب گوشت را اضافه کرده سپس به دیگ اضافه می‌کنیم سیب زمینی له شده را هم اضافه می‌کنیم خوب هم می‌زنیم. نمک و لیمو عمانی و زعفران دم کرده را اضافه کرده و اینقدر هم می‌زنیم تا زمانی که قیمه کش بیاید.

همین طور که ملاحظه کردید قیمه بوشهری شباهتی با قیمه‌ای که شما دیده اید و خوردید ندارد ولی از آنجایی که من را می‌شناسید.

قیمه بوشهری را با چیپس سیب زمینی سرو نمی کنند. اما همیشه باید کنارش “شکر پلو” داشته باشد. شکر پلو هم احتمالا همان شیرین پلوی شماست.

باید باز هم تاکید کنم که وقتی من میگم “بوشهر” منظورم شهر بوشهر است نه استان بوشهر. خیلی ها شکر پلو را نمی شناسند. قیمه و شکر پلو یکی از غذاهای رسمی مراسم‌های محرم و صفره و زیاد برای نذری آن را درست می کنند که البته له کردن آن در مقیاس زیاد قلق دارد.

قیمه باید طوری له شده باشد که هنگام خوردن و زمانی که قاشق می زنی خوب کش بیاید. اگر در خانه گوشتکوب برقی دارید که دیگر کار فوق العاده ساده می شود.

قیمه مزه اش ترش و شوره و شکر پلو هم تا حدی شیرین. ترکیب طعم آن خاص است و به نظر من خیلی خوشمزه. عطر خیلی خوبی هم دارد. با قیمه هم زیره سیاه بخورید که نفخ آن را بگیرد.

منبع : seeiran.ir

 طرز تهیه قیمه ریزه نخودچی غذای اصفهانی

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

کوفته ریزه نخودچی یک غذای سنتی و قدیمی از شهر هنر و تاریخ ایران اصفهان است

کوفته ریزه نخودچی یک غذای سنتی و قدیمی از شهر هنر و تاریخ ایران اصفهان است. نصف جهان در آشپزی ایرانی یدی طولانی داشته و غذاهای خوشمزه را در تاریخ خود داشته و دارد.

مواد لازم برای قیمه ریزه نخودچی :
گوشت چرخ کرده گوساله ۵۰۰ گرم
آرد نخودچی ۲۵۰ گرم
پیاز ۱ عدد متوسط
آب ولرم ۱ پیمانه
پیاز داغ طلایی ۲ قاشق غذاخوری
رب گوجه فرنگی ۱ قاشق غذاخوری
نعنا خشک ۱ قاشق غذاخوری
زردچوبه ۱ قاشق مرباخوری
نمک و فلفل به میزان لازم

طرز تهیه قیمه ریزه نخودچی :
ابتدا پیاز داغ را به همراه رب گوجه و نمک و فلفل و نصف پیمانه آب روی حرارت قرار داده تا جوش بیاید، مخلوط کرده تا رب کامل باز شود. حرارت را کم کرده به مدت ۱۰ دقیقه تا کمی غلیظ شود.

گوشت را داخل دستگاه غذا ساز بریزید تا کامل له شود. پیاز رنده شده (رنده ریز) را به همراه نمک و فلفل و زردچوبه را اضافه کرده ورز داده سپس آرد نخودچی را اضافه کرده و بقیه آب را کم کم به آن اضافه کرده کاملاً ورز داده تا خمیر یک دستی درست شود.

نعنا خشک پودر شده را اضافه کرده با مواد مخلوط نمایید. سپس دست را خیس کرده و به اندازه توپ های اندازه گردو برداشته کامل گرد کرده و در سس آماده شده انداخته و اجازه می دهیم کاملاً پخته و جا افتاده شود. این مرحله حدود یک ساعت زمان خواهد برد.

دقت کنید که در آخر این خوراک باید کمی آب داشته باشد تا زمان سرو زیر کفته ریزه ها ریخته شود.

منبع : peymooneh.com

سرکه هندوانه به عنوان سس برای سالاد سبزیجات

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

سرکه هندوانه ، سسی خوشمزه مناسب برای سالاد سبزیجات می باشد

با هندوانه ی قرمز رنگ می توانید طبق دستور زیر یک سس بسیار خوشمزه درست کنید و آن را بر روی سالاد سبزیجات ریخته و از طعم آن لذت ببرید.

دستورالعمل زیر به اندازه ۲ کاسه گفته شده است.

زمان لازم : ۱۵ دقیقه
مواد لازم برای سرکه هندوانه :
برش هایی از هندوانه ی بی دانه ۱ پیاله
توت فرنگی های نصف شده ۱ پیاله
سرکه ی سفید ۲ قاشق غذاخوری
شکر ۱ قاشق غذاخوری
پوست پرتقال رنده شده ۱ قاشق چایخوری

طرز تهیه سرکه هندوانه :
ترکیبی ازهندوانه، توت فرنگی، سرکه، شکر، و پوست پرتقال را در کاسه مخلوط کن ریخته و آن را به هم می زنیم تا کاملا یکدست شده و صاف شود.
باید فورا آن را سرو کنید چرا که در یخچال بیشتراز ۳ روز نمی توانید آن را نگه دارید.
قبل از مصرف به خوبی آن را تکان دهید.

اطلاعات غذایی این سس :
کالری ۱۱
کل چربی ۰ گرم
چربی اشباع ۰ گرم
کلسترول ۰ میلی گرم
سدیم ۱ میلی گرم
فیبر ۰ گرم
پروتئین ۰ گرم

منبع : web.iran-forum.ir

طرز تهیه ترشی قارچ

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

ماده سازی ترشی قارچ : ۳۰ دقیقه
پخت ترشی قارچ : ۳۰ دقیقه

مواد لازم جهت تهیه ترشی قارچ :
قارچ ۱ کیلو گرم
هویج نگینی خرد شده ۲ فنجان
فلفل دلمه نگینی خرد شده ۲ فنجان
نمک ۲ قاشق غذاخوری
فلفل سیاه ۲ قاشق غذاخوری
سرکه سفید ۲ فنجان
سرکه بالزامیک ۱/۲ فنجان

طرز تهیه ترشی قارچ :
قارچ ها را شسته و دو یا چهار قسمت کنید.
درون قابلمه نیم لیتر آب ریخته و روی حرارت بگذارید تا جوشیده و یک قاشق مربا خوری سرکه بریزید.

قارچها را درون قابلمه بریزید.
نمک،فلفل سیاه و تخم کرفس را اضافه کنید. بگذارید ۲۰ دقیقه بجوشد.

در ۱۰ دقیقه اول هویج را اضافه کنید. بعد از ۲۰ دقیقه سرکه سفید را اضافه کنید. سرکه بالزامیک را اضافه کنید. بعد از ۵ دقیقه فلفل دلمه ای را اضافه کنید. بگذارید ۵ دقیقه دیگر بجوشد.

در کاسه شیشه ای ریخته و بگذارید کمی سرد شود. درون ظرف شیشه ای بریزید. به مدت ۱۰ دقیقه حمام آب گرم بدهید.

افرادی دارای مزاج گرم از خوردن فلفل و زنجبیل در تابستان خودداری کنند

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

یک متخصص طب سنتی:
افرادی دارای مزاج گرم از خوردن فلفل و زنجبیل در تابستان خودداری کنند
یک متخصص طب سنتی با بیان اینکه افرادی که مزاجشان با تابستان همراهی می‌کند نظیر افراد «گرم و تر» و «گرم و خشک» بیش از سایر افراد در روزهای گرم متضرر می‌شوند،‌ گفت:‌ خوردنی و نوشیدنی در این افراد باید متناسب با مزاج و مخالف با فصل باشد.
دکتر مهرداد کریمی در گفت‌وگو با خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، به افراد دارای مزاج گرم توصیه کرد که غذاهایی چون فلفل و زنجبیل استفاده نکنند.
وی با بیان اینکه نوشیدن مایعات سرد حرارت را کاهش می‌دهد،‌ افزود: استفاده از نوشیدنی‌های سنتی نظیر آبلیمو، بالنگ، هندوانه، خیار، سکنجبین و خیار و آب زرشک برای تسکین اعصاب توصیه می‌شود.
این متخصص طب سنتی با اشاره به باور عموم مبنی بر استفاده از خاکشیر برای ایجاد خنکی، گفت: خاکشیر به‌رغم باور عموم فاقد این خاصیت است، اما فواید و آثار درمانی فراوانی دارد و مصرف آن به افراد گرمازده توصیه می‌شود.
کریمی با بیان اینکه حجم و تعداد دفعات خوردن غذا در این افراد(با مزاج «گرم و تر» و «گرم وخشک») باید کاهش یابد در ادامه حرکت و سکون را از عوامل مهم در ایجاد و یا کاهش تولید گرما برشمرد و افزود: میزان فعالیت این دسته از افراد باید کاهش یابد، چون حرکات اضافه باعث افزایش تولید گرما می‌شود.
وی به ضرورت تعادل بین خواب و بیداری برای حفظ و یا دفع گرما اشاره کرد و افزود: خواب رطوبت بدن را افزایش و کم خوابی خشکی بدن را افزایش می‌دهند. از این رو افرادی با مزاج گرم باید در فصل تابستان خواب کافی داشته و میزان فعالیت خود را کاهش دهند.
این متخصص طب سنتی فعالیت‌های استرس‌زا را برای افراد با مزاج گرم در ایام گرم سال مضر برشمرد و افزود: ‌این افراد باید با نوشیدن مقادیر کافی مایعات، جریان ادرار و گوارشی مناسبی داشته باشند.
گفتنی است، طب سنتی ایران شالوده‌ای برای انواع مزاج‌ها دارد که از آن جمله می‌توان به ۴ مزاج اصلی گرم و تر، گرم و خشک، سرد و تر و سرد و خشک اشاره کرد که برای هر کدام از این مزاج‌ها برای حفظ سلامت در فصولی از سال باید برنامه‌های خاصی در نظر گرفته شود.

زندگینامه حضرت ابوالفضل

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

عباس،فرزند علی و امّ البنین، در روز چهارم شعبان سال ۲۶ هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود.مادرش فاطمه، دختر حزام بن خالد بود که نیاکانش همه از دلیر مردان عرب بوده و در شجاعت و دلیری در دنیای عرب مشهور بوده اند.

امام علی( ع ) ده سال پس از وفات حضرت فاطمه ، با امّ البنین ازدواج کرد. خواستگاری این ازدواج را برادرش عقیل انجام داد .

می گویند هنگام ورود امّ البنین به خانه علی (ع) امام حسن و حسین بیمار بودند و او از آنان پرستاری کرد تا خوب شدند.امّ البنین اجازه نمی داد که اورا فاطمه صدا کنندزیرا می ترسید یاد غم های فاطمه برای علی و فرزندانش زنده شود و باعث ناراحتی آنان شود .

ثمره ازدواج علی(ع) با فاطمه بنت حزام،چهار پسر به نام های عباس،عون ، جعفر و عثمان بود که بزرگترین آن ها عبّاس بود.فاطمه را به علت داشتن این چهارپسر،امّ البنین(مادر پسران) نامیده اند.امّ البنین آن چنان به امیرالمؤمنین وفادار بودکه پس از شهادت آن حضرت ، شوهر دیگری اختیارنکردبا آن که بیش از بیست سال پس از آن حضرت زنده بود .

وقتی عباس به دنیا آمد،امام علی(ع) در گوش او اذان و اقامه خواند،نام خدا و رسول را به گوش او خواند و نام او را عباس نهاد . امام گاه گاهی قنداق عباس را در آغوش می گرفت، بازوانش را می بوسید و گریه می کرد .روزی امّ البنین علّت این گریه را پرسید ؛ امام در جواب فرمود : این دست ها در راه کمک به حسین قطع خواهند شد .

عباس در خانه علی و در دامان مادری با ایمان و وفادار و در کنار حسن و حسین (ع) رشد کرد واز این خاندان پاک درس های بزرگ انسانیت، شهادت و صداقت آموخت .

روزی حضرت علی (ع) ، عباس خرد سال را در کنار خود نشاند و به او گفت : بگو یک . عباس گفت : یک . امام فرمود : بگو دو . عباس از گفتن خودداری کرد. وقتی امام علت را جویا شدجواب داد : شرم می کنم با زبانی که خدا را به یگانگی خوانده ام ، دو بگویم .

عباس نه تنها در قامت رشید بود،بلکه در خِرَد برتر و در جلوه های انسانی هم رشید بود.او به یقین می دانست که برای چه روز عظیمی ذخیره شده و می دانست که برای عاشورا به دنیا آمده است .

عباس در سنین دوازده تا چهارده سالگی،زمانی که علی ( ع ) با دشمنان درگیر بود،در برخی از جنگ ها شرکت داشته و با آن که زیاداجازه جهاد به اوداده نمی شد،ولی درهمان نوجوانی حریف قهرمانان نامی عرب بوده است:

در یکی از روزهای جنگ صفّین،نوجوانی نقابدار از سپاه علی (ع) به میدان آمد.ترس و دلهره سپاه معاویه رادربرگرفت.هر کس ازدیگری می پرسید این نوجوان کیست که این طورشجاعانه پابه میدان جنگ نهاده است ؟ از سپاه معاویه کسی جرأت نکرد پا به میدان بگذارد.معاویه به سردار نامی خود،ابن شعثاء،دستور داد تا به جنگ این نوجوان برود؛ ابن شعثاء در جواب گفت: مرا حریف ده هزار نفردرجنگ می دانند،چگونه مرا به جنگ با کودکی می فرستی؟بهتر است یکی ازپسرانم رابرای کشتن او بفرستیم.معاویه قبول کردو ابن شعثاء فرزند بزرگ خود را برای جنگ بااین نوجوان به میدان فرستاد.امّا او دریک چشم به هم زدن به دست این نوجوان کشته شد.ابن شعثاء فرزنددوم خودرا فرستاد،او نیز کشته شدو به این ترتیب هرهفت پسراو کشته شدندوخود اوبا عصبانیّت پا به میدان گذاشت وبه آن نوجوان دلاور گفت:تو پسران مرا کشتی ، به خدا قسم پدر و مادرت را به عزایت خواهم نشاند.ولی خوداونیزدرمدّت کوتاهی به پسرانش پیوست.همه با تعجّب به این نوجوان شجاع نگاه می کردند. امام(ع) اورا پیش خودخواندونقاب او را برداشت وپیشانی اورا بوسید.همه با تعجّب دیدند که او عباس پسر امیرالمؤمنین است.

همچنین درجنگ صفین،زمانی که سپاه معاویه راه آب رابه روی امیرالمؤمنین و سپاهش بسته بودند؛امام (ع) جمعی رابه فرماندهی امام حسین (ع) جهت باز کردن راه فرستادکه عباس هم در آن جمع حاضر بوده و در رکاب برادرش جنگیده است .

عباس چهارده ساله بودکه پدرش درواقعه محراب خونین کوفه دررمضان سال چهلم هجری به شهادت رسید.او با چشمانی اشکبار و خاطری اندوهگین،شاهد دفن شبانه و پنهانی پدرش بوده است.او هرگز توصیه ای راکه پدرش در شب ۲۱ ماه رمضان در آستانه شهادتش به عباس کرد ، از یاد نبرد . آری امام از او خواست که در عاشورا و در کربلا برادرش حسین را تنها نگذارد.

پس از شهادت امام علی (ع) عباس سال های تلخ امامت برادرش حسن (ع) را هم تجربه کرد.

سالهایی که حیله گری های معاویه و ستم های امویان اوج گرفته بود و بسیاری از یاران وفادار امام علی و امام حسن (ع)،از جمله حجر بن عدی و عمرو بن حمق به شهادت رسیدند.دورانی که وعّاظ در منبر ها معاویه را مدح و به علی (ع) ناسزا می گفتند .

وقتی امام حسن(ع) مسموم و شهید شد . عباس۲۴ سال داشت.شهادت امام حسن بار دیگر بنی هاشم راسوگوار کرد عباس نیز به همراه خاندان پیامبر در غم واندوه ازدست دادن برادرش متأثّر و اندوهگین شد . عباس چند سال بعد از شهادت پدرش ، در سن هیجده سالگی با لُبابه دختر عبداللّه بن عبّاس ازدواج کرد . عبداللّه راوی حدیث و از شاگردان لایق و برجسته علی (ع) بود و لبابه در محیطی عرفانی و مذهبی تولدو رشد یافته بود.حاصل ازدواج عباس بالبابه دو فرزند به نامهای عبیداللّه و فضل بود.میگویند بعد از تولد فضل به عباس لقب ابوالفضل (پدر فضل ) دادند. امّا برخی دیگر عقیده دارند عباس به خاطر فضل بی پایانش به این لقب خوانده می شود .

عباس درهمه دوران زندگی اش،همراه برادرش امام حسین(ع) بود.او جوانی خودرا صرف خدمت به امام حسین (ع) کرد.او درمیان جوانان بنی هاشم شکوه و احترام خاصّی داشت و آنان مانند پروانه هایی برگرد شمع عباس حلقه ای از عشق و وفا به وجود آورده بودند.آنان حدودسی نفر بودند و در رکاب امام حسن و حسین (ع) همواره آماده شهادت و حماسه بودند .

پس از مرگ معاویه،هنگامی که حاکم مدینه امام حسین رابه دارالإماره دعوت کردتاپیام یزید را به او تسلیم نماید،عباس به همراه این سی نفردر بیرون ازدارالإماره حاضر بودندو ترس ازحضور آنان باعث شد که در آن روز هیچ خطری امام را تهدید نکند.

عباس سرپرستی قافله امام حسین را در کوچ به کربلا بر عهده داشت .او در کربلا حماسه ای آفرید که تاریخ نظیر آن را در برگ های خود ندارد . او با پس زدن امان نامه امویان بزرگترین درس وفاداری به معشوق را در جامعه انسانی به یادگار گذاشت .

در روز عاشورا و در صحرای سوزان کربلا ، عباس با دیدن لبهای خشکیده و چشمان اشکبار فرزندان امام (ع) ، بی اختیار مشک آب را بر دوش گرفت و رفت تا بزرگترین امتحان زندگی اش را پس دهد . اورفت و با شجاعت صف دشمن را شکست،خود را به آب فرات رساند، مشک را پر کرد و با لبهایی تشنه به آب ضلال فرات نظاره کرد،جرأت نکرد جرعه ای بنوشد.چون حسین و فرزندانش تشنه بودند و شایسته نبود او قبل از آن ها خود را سیراب کند .

دشمن خوب می دانست که تا بازوان عباس بر تن اوست،توان برابری با او را ندارند.به همین علّت بازوان عباس هدف قرار گرفت.عباس برای حفظ آب دو دست خود را از دست دادوبا ضربه های دشمنان از اسب به پایین افتاد .امام حسین(ع)خود را به بالین عباس رساندواو در آغوش برادر به دیدار محبوب شتافت و امام را با کوله باری ازغم و اندوه درکربلا تنها گذاشت.عباس در موقع شهادت ۳۵ سال داشت .

امام سجّاد (ع) درباره عمویش عبّاس چنین می فرماید:خداوند،عمویم عباس را رحمت کند که درراه برادرش ایثارو فداکاری کرد و ازجان خود گذشت.چنان فداکاری کردکه دو دستش قطع شد.

خداوند نیز به او همانندجعفر بن ابی طالب،درمقابل آن دو دست قطع شده،دو بال عطا کردکه با آن ها در بهشت با فرشتگان پرواز کند.عباس نزد خدا، مقام و منزلتی داردبس بزرگ،که همه شهیدان در قیامت به مقام والای او غبطه می خورند و رشک می برند .

کجای قرآن آمده دوست دختر یا پسر ممنوع؟!

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

کجای قرآن آمده دوست دختر یا پسر ممنوع؟!

در آیه‌ی ۵ از سوره‌ی مائده ابتدا می‌فرماید «أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبات‏»، یعنی آن چه پاک، طاهر، نیکو و مفید است را بر شما حلال نمودم. سپس به برخی از نیازهای ضروری مانند «خوردن» اشاره نموده و پس از بیان حکم آنها، به نیاز «مرد و زن» به یک‌ دیگر پرداخته است و پس از بیان ضرورت برقراری روابط و انحصار نیکو و حلال بودن آن به شکل ازدواج (نکاح)، ‌تأکید می‌فرماید: «غَیْرَ مُسافِحینَ وَ لا مُتَّخِذی أَخْدان‏»، یعنی این رابطه نباید به شکل رفیق‌گیری [همان دوست دختر و پسر] و زناکاری باشد.
خداوندی که انسان را خلق نموده و راه‌های رسیدن به کمال و سعادت دنیا و آخرت را به نشان داده و با بیان چگونگی روابط انسان با هر شخص، جامعه یا موضوعی به گونه‌ای که هم رفع نیازش را نماید و سبب کمالش گردد قوانینی وضع نموده است، نه تنها خود بهتر از هر کس دیگری می‌داند که انسان [اعم از مذکر یا مۆنث] به جنس مخالف نیاز دارد، بلکه می‌فرماید: خودم در قوانین تکوینی خلقتم، و بر اساس علم و حکمتم این غریزه و محبت را به شما داده‌ام. هم چنان که نیاز و محبت چیزهای دیگری را نیز بر شما قرار داده‌ام.
اما اگر انسان برای رفع هر نیازش بدون هیچ قانونی که منتج به فایده‌ی او شود عمل کند، از تعقل و اراده‌ی خود که وجه متمایز او با حیوانات است، هیچ بهره‌ای نمی‌برد و لذا چون حیوانات و بلکه پست‌تر می‌گردد [کالانعام بل هم اضل]. لذا برای هر فعلی قانونی وضع نمود و در این قانون بهترین‌ها را حلال و مضرات را حرام نمود. یا به تعبیری دیگر، اصل‌ها را حلال و بدل‌های تقلبی را حرام نمود.
در آیه‌ی ۵ از سوره‌ی مائده ابتدا می‌فرماید «أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبات‏»، یعنی آن چه پاک، طاهر، نیکو و مفید است را بر شما حلال نمودم. سپس به برخی از نیازهای ضروری مانند «خوردن» اشاره نموده و پس از بیان حکم آنها، به نیاز «مرد و زن» به یک‌ دیگر پرداخته است و پس از بیان ضرورت برقراری روابط و انحصار نیکو و حلال بودن آن به شکل ازدواج (نکاح) ‌تأکید می‌فرماید: «غَیْرَ مُسافِحینَ وَ لا مُتَّخِذی أَخْدان‏»، یعنی این رابطه نباید به شکل رفیق‌گیری [همان دوست دختر و پسر] و زناکاری باشد.
البته اگر دقت فرمایید در ادامه نیز می فرماید: هر کس کافر شود، یعنی ایمان و قوانین اسلامی را بپوشاند،‌ یا به تعبیر عمل نکند، «حَبِطَ عَمَلُه‏» – عملش تباه می‌شود. یعنی تلاشش به جایی نمی‌رسد و فایده‌ای نمی‌برد و در نتیجه در آخرت نیز «مِنَ الْخاسِرین‏» – یعنی از زیانکاران خواهد بود. و ما امروز در سرتاسر عالم و در جامعه‌ی خودمان نیز شاهدیم که روابط زن و مرد به شکل دوست، هیچ‌گاه سرانجام نیکویی برای طرفین نداشته است.
چه عواملی منجر به رابطه نادرست در ارتباط دختر و پسر می شود؟
در زمینه چگونگی روابط دختر و پسر از دیدگاه قرآن و روایات این است که در ایجاد و شکل گیری رابطه ای نادرست مجموعه عواملی موثر است که می توان از میان آنها به نگاه نا مناسب و خود آرایی اشاره کرد .
۱- طنازی در سخن
یعنی زنان در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازک و لطیف کنند، تا دل او را دچار ریبه و خیال های شیطانی نموده شهوتش را برانگیزانند و در نتیجه آن مردی که در دل بیمار است به طمع بیفتد . منظور از بیماری دل نداشتن نیروی ایمان است، آن نیرویی که آدمی را از میل به سوی شهوات باز می دارد. (المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج ۱۶، ص. ۴۶۱)
قرآن کریم برای جلوگیری از روابط ناسالم میان زنان و مردان می فرماید: “نازک و نرم با مردان سخن مگوئید مبادا آنکه دلش بیمار است به طمع افتد بلکه درست و نیکو سخن بگویید.”(احزاب. ۳۲) تاثیر کلام به قدری است که مولای متقیان از سلام کردن به زنان جوان خودداری می کند و می فرماید: “می ترسم از این که صدای آنها مرا خوش آید و از اجرم کاسته شود.”( شیخ حر عاملی، آداب معاشرت، ص. ۶۷)
سخن معمولی و مستقیم بگویید، سخنی که شرع و عرف اسلامی (نه هر عرفی) آن را بپسندد و آن سخنی است که تنها مدلول خود را برساند، نه اینکه کرشمه و ناز را بر آن اضافه کنید .
۲- تأخیر در ازدواج
زن و مرد، مکمل نیازهای روحی و روانی یکدیگرند و هر یک بدون دیگری احساس فقر و نیاز می نماید. زن به دنبال تقدیس از جانب مرد و در آرزوی این است که تنها ملکه کاخ عشق و محبتش باشد. (مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص. ۱۴۸) و به قول ویل دورانت: زن فقط وقتی زنده است که معشوق باشد و توجه کردن به او مایه حیات اوست. (ویل دورانت، لذات فلسفه، ص. ۱۴۱) و مرد نیازمند کسی است که قلبش برای او بتپد و با گرمی نگاه و کلام پرمهرش، او را در مواجهه با ناملایمات زندگی امید بخشد و خلاصه اینکه “هر یک از ما، در جدایی فقط نیمه ای از انسان است و همیشه نگران آن نیم دیگر است”تا زمانی که دختر و پسر جوان این نیاز فطری را از راه ازدواج تأمین نکرده و به آرامش روانی نرسیده باشند در معرض خطر هستند. لذا رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: آن کس که ازدواج کند نیمی از دینش را حفظ کرده است.” (میزان الحکمه، ج ۴، ص ۲۷۲، حدیث. ۷۸۰۷)
۳- بستر اجتماعی
یک عامل بسیار مهم در ایجاد چنین روابطی، وجود زمینه ای اجتماعی و گاه پنهان در میان جوانان است. اگر در جامعه جوان چنین افکاری رایج شود که داشتن دوست پسر و یا دوست دختر، نشانه قدرت و جاذبه اجتماعی است و یا این اندیشه که داشتن چنین روابط، نشانه بزرگ شدن است و یا پیداکردن دوست برای یکدیگر را بخشی از پیمان دوستی به شمار آورند، روز به روز بر میزان این روابط افزوده خواهد شد. برای رهایی از این زمینه فساد یکی از راهکار های آن را می توان در دقت در انتخاب همنشین جستجو کرد .
باید راه های صحیح دوست یابی را آموزش داد تا جوانان با دید باز و اندیشمندانه همنشین و دوست خود را انتخاب نمایند.
رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می فرمایند: “دین و منش هر شخصی، متناسب با دوست و همراه است.” (میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۲۹۷، حدیث. ۱۰۲۲۱)
دین
۴- عدم تقید خانواده به مسائل دینی
جوانان اولین برخوردها و معاشرت های ناسالم و مختلط را در خانه تجربه می کنند.فرهنگ خانواده است که حد و مرزها را به فرزندان می آموزد.
لذا قرآن کریم می فرماید: “ای مومنان! خود و خانواده خویش را از آتش دوزخ نگاه دارید.”(تحریم. ۶) یعنی خود و زن و بچه خود را تعلیم خیر دهید و ادب نمایید. (الدر المنثور، ج ۶، ص. ۲۴۴) و در نگهداری خانواده همین بس که به آنها امر کنید بدان چه که خدا امر کرده و نهی کنید از آنچه خدا نهی کرده است. (کافی، ج ۵، ص. ۶۲)
اگر خانواده ها حدود شرعی را در روابطشان مراعات نکنند، دیگر چه انتظاری از جوانان با آن شرایط روحی و هیجانی می توان داشت .
۵- بی توجهی به نیازهای جوانان در خانه
جوانان به محبت، برقراری صمیمیت، تنوع، تفریح و هر چیزی که شور و نشاط آنان را حفظ کند، نیازمند هستند. اگر والدین این نیازها را تأمین نکنند، خود آنان دست به کار می شوند و از آنجا که معمولا جوانان شتابزده و ناپخته عمل می کنند، از هر طریقی برای رفع نیاز خود اقدام می کنند. نکته دیگری که باید به آن توجه داشت، پرهیز از بیکاری است.
خداوند متعال به پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) توصیه می فرماید: “هنگامی که از کار مهمی فارغ شدی خود را به کار دیگری مشغول کن”(انشراح. ۷) والدین باید برای اوقات فراغت جوانان خود برنامه داشته باشند.
فعالیت های اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و تفریحی علاوه بر اینکه آنها را از بسیاری از فسادها حفظ می کنند، در رشد ابعاد مختلف جوان موثر است. والدین در برخورد با جوانان باید طریق اعتدال را پیش بگیرند و از هرگونه افراط، تفریط، برخورد خشک، خشن و انعطاف ناپذیر خودداری کنند. و در ضمن نظارت و کنترل نامحسوس بر رفت و آمد و رفتارهای آنان، شخصیت و حریم خصوصی آنان راحفظ نمایند زیرا اگر شخصیت او از بین برود و عزت و کرامتی نداشته باشد، هیچ امید خیری در او نیست. (شرح غرر و درر، آمدی، ج ۱، ص. ۳۹۴) و از سرزنش و ملامت نیز پرهیز کنند که آتش لجاجت را در آنان شعله ورتر می کند. (میزان الحکمه ، ج ۸، ص ۴۸۵، حدیث. ۱۷۸۳۱)
در اینجا این سۆال پیش می آید که کسی که قصد انتخاب همسر دارد از کجا بفهمد که قبلا آن شخص ارتباط نامشروع داشته یا نه؟ یا شایسته همسری هست یا نه؟
قرآن در جواب می گوید:(ألخبیثاتُ للخبیثین والخبیثونَ للخبیثات والطّیباتُ للطیبین والطیبونَ للطیبات)سوره نور آیه ۲۶
زنان بدکار و ناپاک شایسته مردانی بدین وصفند و مردان زشت کار ناپاک نیز شایسته زنانی بدین وصفند و بالعکس زنان پاکیزه لایق مردانی چنین و مردان پاکیزه نیکو لایق زنانی همین گونه اند.
پس آدمی باید به خودش بنگرد که گذشته و جوانی خود را چگونه سپری کرده؛ آیا مصداق پاکان برای پاکان است یا خدای نکرده…
دوست دختر نگیرید
سوره ۵: المائدة – جزء ۶
الْیَوْمَ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ حِلٌّ لَّکُمْ وَطَعَامُکُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُۆْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ مِن قَبْلِکُمْ إِذَا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ وَلاَ مُتَّخِذِی أَخْدَانٍ وَمَن یَکْفُرْ بِالإِیمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ .
امروز چیزهاى پاکیزه براى شما حلال شده و طعام کسانى که اهل کتابند براى شما حلال و طعام شما براى آنان حلال است و [بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاکدامن از مسلمان و زنان پاکدامن از کسانى که پیش از شما کتاب [آسمانى] به آنان داده شده به شرط آنکه مهرهایشان را به ایشان بدهید در حالى که خود پاکدامن باشید نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهانى دوست ‏خود بگیرید و هر کس در ایمان خود شک کند قطعا عملش تباه شده و در آخرت از زیانکاران است.
دوست پسر نداشته باشید
سوره ۴: النساء – جزء ۵
وَ مَن لَّمْ یَسْتَطِعْ مِنکُمْ طَوْلًا أَن یَنکِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُۆْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُم مِّن فَتَیَاتِکُمُ الْمُۆْمِنَاتِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِإِیمَانِکُمْ بَعْضُکُم مِّن بَعْضٍ فَانکِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَیْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَیْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَیْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِکَ لِمَنْ خَشِیَ الْعَنَتَ مِنْکُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ.
و هر کس از شما از نظر مالى نمى‏تواند زنان [آزاد] پاکدامن با ایمان را به همسرى [خود] درآورد پس با دختران جوانسال با ایمان شما که مالک آنان هستید [ازدواج کند] و خدا به ایمان شما داناتر است [همه] از یکدیگرید پس آنان را با اجازه خانواده‏شان به همسرى [خود] درآورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید [به شرط آنکه] پاکدامن باشند نه زناکار و دوست‏گیران پنهانى نباشند پس چون به ازدواج [شما] درآمدند اگر مرتکب فحشا شدند پس بر آنان نیمى از عذاب [=مجازات] زنان آزاد است این [پیشنهاد زناشویى با کنیزان] براى کسى از شماست که از آلایش گناه بیم دارد و صبر کردن براى شما بهتر است و خداوند آمرزنده مهربان است.

منابع :
hawzah.net
x-shobhe
andisheqom.com

tebyan.net

فضیلت و خواص سوره غافر

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

غافر و نام های دیگرش «مؤمن، الطول» ۱، چهلمین سوره قرآن کریم سوره غافر است که مکی و ۸۵ آیه دارد.نام دیگر این سوره مؤمن است.

در فضیلت این سوره از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده است: هر کس سوره غافر را قرائت کند روح همه پیامبران و صدیقان و مؤمنان بر او درود فرستاده و نزد خداوند برایش طلب آمرزش می کنند. ۲

ایشان در ضمن بیان چگونگی سفر روحانی خود به عوالم دیگر فرمودند: فرشتگان حمل کننده عرش را دیدم که سوره غافر را تلاوت می کنند. ۳

در کلامی از امام صادق علیه السلام نیز آمده است: هر کس سوره غافر را هر شب قرائت نماید خداوند گناهان گذشته و آینده او را می آمرزد و اورا همراه تقوا قرار داده و آخرتش را بهتر از دنیایش می کند. ۴

در تفسیر البرهان به نقل از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم آمده: هر که سوره غافر را تلاوت نمایی در حال در روز قیامت وارد می شود که خداوند امیدش را قطع نکرده است و آنچه را که بیم داران از خود در دنیا عطا کرده است به او عطا می کند…۵

آثار و برکات سوره

۱) زیاد شدن خیرات
هر کس این سوره را بنویسد و بر دیوار باغ خود بیاویزد سرسبز و پر محصول خواهد شد و اگر نوشته اش را در مغازه و محل کسب بیاویزند خیرات و خرید و فروش در آن زیاد می شود. ۶

از امام صادق علیه السلام نیز روایتی نقل شده که می فرماید: هر کس این سوره را در شب بنویسد و در باغی قرار دهد برکات آن زیاد می شود و موجب سرسبزی و زیبایی و خوبی آن می شود و اگر بر دیوار مغازه ای آویخته شود، خرید و فروش زیاد در آن صورت می گیرد و اگر برای بیماری نوشته شود بیماری اش برطرف می شود. ۷

۲) درمان دمل چرکین
امام صادق علیه السلام فرموده اند: اگر سوره غافر را بنویسند و شخصی که دمل های چرکین در بدن داشته باشد بیماری اش برطرف می شود…۸

۳) دور شدن ناخوشایندی ها
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم: قرائت آیات ۳-۱ سوره غافر و «آیه الکرسی»، و سوره «حمد» موجب دور شدن ناخوشایندی ها و آفت ها و بلاهاست. ۹

====================================

پی نوشت ها :
(۱) درمان با قرآن،ص ۸۹
(۲)مجمع البیان، ج۸، ص۴۲۲
(۳)مناقب آل ابی طالب،ج۱، ص۱۵۵
(۴) تفسیرالبرهان، ج۴، ص۷۴۱
(۵) ثواب الاعمال، ص۱۱۳
(۶)همان
(۷)تفسیرالبرهان، ج۴، ص۷۴۱
(۸) همان
(۹) کنزالعمال، ح۳۵۰۲
منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی ، درمان با قرآن، محمدرضا کریمی»
منبع :پایگاه اینترنتی انهار

 تفسیر قرآن چه فوایدی دارد؟

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

تفسیر از واژة فَسَرَ به معنای روشن کردن و آشکار ساختن است و در اصطلاح، عبارت است از: زدودن ابهام از لفظ مشکل و دشوار، که در انتقال معنای مورد نظر، نارسا و دچار اشکال است. همین نکته مرز بین تفسیر و ترجمه است؛ زیرا ترجمه در جایی است که معنای لغوی لفظ را روشن نیست. ولی تفسیر آن است که در عین روشن بودن معنای لغت، هم چنان هاله‌ای از ابهام بر چهره ی آن نشسته است.[۱]

علّامه ی طباطبایی فرمود: تفسیر عبارت است از روشن کردن معانی آیات قرآن کریم و کشف مراد و مدلول آن ها.[۲]

اهمیّت و جایگاه علم تفسیر:
اهمیّت و جایگاه علم تفسیر: علم تفسیر در مقایسه با علوم دیگر، می‌تواند چنین باشد:

الف. از نظر موضوع: چون موضوع آن کلام خداوند است و سرچشمه ی تمام حکمت‌ها در آن است. ماجرای پیشینیان و هرچه از عمر آن هم می‌گذرد کهنه نخواهد شد و عجایب آن پایان ناپذیر است.

ب. از نظر غرض و فایده: از جهت هدف و غرض، استوارترین و با برکت ترین علوم، علم تفسیر است، که فانی نمی‌شود.

ج. به خاطر شدّت نیاز: هر کمال دنیوی و دینی، دور یا نزدیک، به علوم شرع نیازمند است و به معارف دینی احتیاج دارد و آن نیز متوقّف بر کتاب خدا می‌باشد.[۳]

علل نیازمندی به تفسیر
با این مقدمه ، به جواب سؤال، پرداخته می شود. علل نیازمندی به تفسیر را می‌توان در چند مورد خلاصه نمود:

۱٫ فقدان آگاهی‌های لازم بشری:
یکی از علل مهمّ نیازمندی به تفسیر، ضعف دانش بشر است. فهم قرآن کریم، منوط به برخورداری از معلومات گونه گون است که فقدان هر یک، فهم قرآن کریم را دچار ابهام ساخته و نیازمندی به تفسیر را ضروری می‌سازد … بررسی‌های قرآنی و تاریخی نشان می‌دهد که در زمان نزول نیز، پاره‌ای از واژگان قرآنی برای جمعی از مخاطبان قرآن کریم مبهم بوده و آنان از معنای آن بی‌اطّلاع بوده‌اند. به عنوان مثال، هنگامی که از ابوبکر معنای «کلاله» را پرسیدند، آن را نمی‌دانست و گفت: « به رأی خود می‌گویم اگر صواب باشد، از خداست و اگر خطا باشد از من و شیطان است.» و یا وقتی معنای «أبّا» را از عمر پرسیدند،‌گفت: از تعمّق و تکلّف نهی شده‌ایم. در این گونه موارد، فهم آیات قرآن کریم، نیازمند دستیابی به معنای واژگان مورد نظر است و دستیابی بر معانی عرفی این واژگان، بخشی از تفسیر به شمار می‌آید.

در پاره‌ای از موارد نیز، ناآگاهی از شرایط و اسباب نزول، معنا و مقصود از آیه را در هاله‌ای ابهام فرو می‌برد و سبب نیازمندی به تفسیر می‌شود.

گاه نیز در قرآن کریم، استعارات و تشبیهات ظریفی به کار رفته است که با دانش کافی و تبحر و تسلّط بر موارد کاربرد، می‌توان به آن دست یافت، این گونه موارد برای افراد عادی مبهم و نیازمند تفسیر است.

عدم آگاهی از مصداق خاصی که در برخی آیات مورد نظر است. و عدم آگاهی و مهارت کافی در فهم معنای الفاظ مشترک و کاربردهای مجازی و شناخت قراین پیوسته و ناپیوسته آیات، مانند ارتباط یا عدم ارتباط آیات با یکدیگر (سیاق) و روایات ناظر به آیات، امور دیگری است که در زمینه‌های نیازمندی به تفسیر را فراهم می‌سازد.[۴]

۲٫ معارف بسیار زیاد و الفاظ محدود:
قرآن کریم، در بیان مطالب، از حداقل الفاظ و جمله‌ها برای قالب ریزی معانی عمیق استفاده کرده است. این کتاب تمام معارفی را که بشر برای سعادت خویش به آن نیازمند است، در حجم بسیار اندک از الفاظ و عبارات، ارایه کرده است و این امر سبب شده که فهم بخشی از آیات نیازمند تأمّل و دقّت بیشتر و تحقیق عمیق‌تری برای پی بردن به مقصود خدا باشد و از این رو ضرورت تفسیر را ایجاب می‌کند.

۳٫ محتوای بلند در قالب الفاظ متداول:
در قرآن کریم، علاوه بر آیاتی که به امور جهان مشهود می‌پردازد، آیاتی وجود دارد که از حقایق ماورای این جهان سخن می‌گوید. این آیات، حقایق فراتر از این جهان را در قالب الفاظی که برای تفهیم و تفاهم امور این جهان وضع شده‌اند، ارایه می‌کند و این امر سبب می‌شود که فهم مقصود خداوند از آن آیات، برای همگان میسّر نباشد و برای پی بردن به آن، تلاش فکری ویژه، همانند تفسیر ضرورت یافته است.

۴٫ آمیختگی و پراکندگی مطالب:
یکی دیگر از ویژگی‌های قرآن کریم، آن است که مطالب آن دسته‌بندی موضوعی ندارد و این گونه نیست که این کتاب تمام سخن خود درباره ی یک موضوع را یک جا و در فصل معیّنی بیان کرده باشد، بلکه در هر صفحه‌ای از آن و گاه در هر آیه‌ای از آن، از موضوعات متعدد و مطالب مختلفی سخن به میان آمده است. این امر نیز، از جمله اموری است که نیاز به تفسیر را ضروری می‌سازد.

۵٫ فاصلة زمان با نزول قرآن کریم:
هر چند گذشت زمان، از جهت پیشرفت‌های علمی و رشد استعداد و قوه ی ادراک بشر و یا پیش آمدن وقایعی روشنگر، ممکن است موجب روشن‌تر شدن معنای بعضی از آیات و آشکار شدن مقصود از آن گردد، ولی از جهت دیگر فاصله زمانی از اموری است که نیاز به تفسیر را تشدید می‌کند، زیرا از یک سو احتمال تغییر معانی کلمات و فاصله گرفتن از اوضاع و شرایط زمان نزول آیات، آگاهی از مفاد استعمالی آیات در آن زمان و فهم معنای مراد از آن را مشکل نموده و از سوی دیگر، اختلاف نظرها و تشکیک‌ها و تردیدهایی که به تدریج از طرف مفسّران و یا مغرضان، در مورد قرآن کریم، مطرح می‌شود، معانی مراد از آن را در هاله‌ای از ابهام قرار می‌دهد.[۵]

۶٫ نیازها و ضرورت‌های ویژه ی‌ هر عصر:
هر عصری ویژگی‌ها، ضرورت ها و تقاضاهایی دارد که از دگرگون شدن مکان و زمان و پیدا شدن مسائل جدید و معانی تازه در عرصه ی زندگی سرچشمه می‌گیرد.

هم چنین هر عصری مشکلات و پیچیدگی‌ها و گرفتاری‌های مخصوص به خود دارد که آن نیز از دگرگونی اجتماعی و فرهنگ‌ی که لازمه ی تحوّل زندگی و گذشت زمان است می باشد.

این مسائل بخش مهمّی از روح و جان آن ها را اشغال کرده است. امّا طبیعی است که همه ی این ها به صورت استفهام است و برای جواب گویی به این خواسته‌ها، نخستین گام، برگرداندن میراث علمی و فرهنگی اسلام به زبان روز و پیاده کردن همه ی آن معانی عالی از طریق زبان عصری در روح و جان و عقل نسل کنونی است و گام دیگر استنباط نیازها و تقاضاهای ویژه این زمان و مکان از اصول کلّی اسلام می‌باشد.[۶]

============================
پی نوشت ها:
[۱] . معرفت، محمّد هادی، تفسیر و مفسّران،ج۱، قم: موسسه التمهید، اوّل، ۱۳۷۹، ص ۱۵٫
[۲] . طباطبایی، سیّد محمّد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن،ج۱، بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۷، ص ۴٫
[۳] . جلال الدین سیوطی، الاتقان، ج ۲، ص ۵۵۵٫
[۴] . رجبی، محمود و دیگران، روش شناسی تفسیر قرآن، تهران: انتشارات سمت، اوّل، ۱۳۷۹، ص ۳۶٫
[۵] . همان، ص ۳۹ و ۴۰٫
[۶] . مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه،ج۱،تهران: دار الکتب الاسلامیه،بیست و هشتم، ۱۳۷۱، ص ۲۳٫

منبع:andisheqom.com

آیا در قرآن بیان شده است که زن نمی‌تواند قاضی یا مرجع تقلید شود؟

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

در ابتدا ضروری به نظر می‌رسد که برای روشن شدن پاسخ نکاتی را بیان کنیم:

۱٫ تفاوت‌های زن و مرد: ۱٫ از لحاظ جسمی، مرد نوعاً درشت اندام و قوی و زن کوچک اندام‌تر و ظریف‌تر است؛ ۲٫ از لحاظ روانی، میل مرد به ورزش و شکار و کارهای پرحرکت، همچنین احساسات مرد مبارزانه و جنگی، و احساسات زن صلح جویانه و بزمی است.[۱]

۲٫ مشترکات زن و مرد در مقامات معنوی: ملاک ارزش، به روح انسان است و روح نه مرد است و نه زن، این روح الهی هم در مرد وجود دارد و هم در زن «نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی»[۲] هر دو دارای فطرت الهی[۳] و امانت‌دار الهی[۴] می‌باشند. هردو زیباترین موجود خداوندی[۵] و با تلاش به سوی خدا در حرکتند[۶] هم زن و هم مرد می‌توانند عاشق خدا باشند.[۷]

۳٫ مسایل اجرایی در اسلام کارهای اجرایی که حوصله و توان زیادی لازم دارد، و لازمه‌اش سر و کار داشتن با افراد مختلف است، شرطش این است که مرد عهده‌دار آن باشد، مثلاً زن می‌توان مجتهد باشد و به بالاترین درجة اجتهاد برسد ولی مرجع تقلید عموم نمی‌تواند باشد، می‌تواند در علم قضا به عالی‌ترین مرحله برسد ولی قاضی که با مردم و پرونده و اعدام و… سر و کار داشته باشد نمی‌تواند باشد. شرط قضاوت این است که مرد باشد.[۸] زن می‌تواند عادله باشد ولی نمی‌تواند امام جماعت باشد. برای مردها با الاتفاق و برای زنها بنابر احتیاط[۹] اضافه کنیم که هیچ یک از امور گذشته مانع کمالاتی معنوی زن نمی‌شود، بلکه زن می‌تواند به مقامی برتر از انبیاء برسد، چنانکه زهرا ـ سلام الله علیها ـ چنین بود.[۱۰]

با توجه به نکات پیش گفته، جواب را در دو بخش: قضاوت زن و مرجعیت زن بیان می‌داریم.

بخش اول:
قضاوت زن در قرآن آیه‌ای که صریحاً دلالت کند بر این مطلب که، زن نمی‌تواند قاضی باشد، و یا شرط قضاوت ذکوریت (و مردن بودن) است؛ به طور مستقیم نیافتیم.[۱۱]

مدرک اصلی در اینکه زن نمی‌تواند قاضی باشد و در قضاوت ذکوریت شرط است؛ روایات پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ می‌باشد، ائمه بعنوان مفسران واقعی قرآن، و یکی از دو امانت گرانبهای پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ در بین امت زبان گویای قرآن می‌باشند، در واقع کلام آنها حکم قرآن را دارد، منتهی به صورت غیرمستقیم به برخی روایات معصومین اشاره می‌شود:

۱٫ پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «لایفلح قوم ولیّهم امراة؛[۱۲] مردمی که زن بر آنها ولایت و حکومت کند رستگار نخواهد شد.»

۲٫ امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: «لا تتولی المرأة القضأ؛ زن نباید متولی قضا و قاضی باشد.»[۱۳]

۳٫ در روایت دیگر می‌خوانیم که خداوند هنگام خروج حواء از بهشت سخنانی فرمود: از جمله خطاب کرد «ولم اجعل منکنّ حاکماً و لا ابعث منکن بنیاً؛[۱۴] از شما زنها در دنیا حاکم (و قاضی) قرار ندادم و همچنین پیغمبری از بین زنان مبعوث نخواهد شد.»

۴٫ امام صادق ـ علیه السّلام ـ از پیامبر اسلام نقل نموده که حضرت به علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «یا علی لیس علی المرأة جمعة و لا جماعة… و لاتولی القضاء؛[۱۵] علی جان! بر زنها شرکت در نماز جمعه و جماعت لازم نیست، و همچنین عهده‌دار قضا (و قضاوت) نمی‌توانند باشند.»

ج: فهم عرفی: روایاتی چون مقبولة عمربن حنظله[۱۶] و حسنة ابی خدیجه که دستور داده در امر قضاوت و تقلید به مرد رجوع کنید: «انظروا الی رجل»[۱۷] فهم عرفی از آنها این است که به زن نمی‌توان به عنوان قاضی رجوع کرد. چون ارادة شارع بر این است که زنها در حد امکان از نامحرم بدور باشند، و با آنها مواجه نشوند، لذا راضی نشده که امام جماعت مردان باشد… پس نمی‌تواند قاضی باشند.[۱۸] خلاصه وقتی شارع رضایت به امام جماعت بودن زنان نداده است. چگونه راضی می‌شود زن مرجع تقلید و یا قاضی باشد، و مکرراً مورد سؤال نامحرمان و در معرض دید آنها قرار گیرد، این مسئله است که در اذهان مردم ریشه دارد (ارتکاز قطعی عند المشرعه) و باعث یقین انسان می‌شود.[۱۹]

د: اجماع: مدرک دیگر برای اینکه زن نمی‌تواند قاضی باشد و اتفاق علماء و مراجع در طول اعصار است که زن نمی‌تواند بر منصب قضاوت قرار بگیرد.[۲۰]

امام باقر (ع) : زن نباید متولی قضا و قاضی باشد

هـ: اصل عدم: دلیل دیگر این است که روایات نصب فقهاء در زمان غیبت بعنوان مرجع و قاضی، اختصاص به مردان دارد، چون در بعضی از آنها تصریح شده به این امر مانند «اجعلوا بینکم رجلاً قد عرف حلالنا و حرامنا»[۲۱] اگر شک کنیم که این روایات شامل زنها هم می‌شود یا نمی‌شود؟ اصل عدم اذن و اجازة شارع است، و این اصل خود دلیل دیگری بر مسئله است.[۲۲]
بخش دوم مرجعیت زن: اصل اجتهاد زن، و اینکه زنی در فقه صاحب نظر باشد و به نظر خویش عمل کند، جای هیچ اشکالی نیست، چون هم اطلاقاتی قرآن که دربارة علم، و تشویق به آن و فراگیری آن، مانند: «قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ»[۲۳] و مانند: «یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ»[۲۴] شامل زنها می‌شود و هم آیاتی؛ مانند: «فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ؛[۲۵] چرا از هر گروهی از آنان، طایفه‌ای کوچ نمی‌کند تا در دین (و معارف و احکام اسلام) آگاهی یابند»­ که در خصوص اجتهاد است شامل زنان می‌شود.

و اما مسئله ی مرجعیت، تمام ادله‌ای که ذکوریت (و مرد بودن) را در قاضی شرط می‌دانند، در مرجعیت هم لازم می‌داند، چون کار اجرایی می‌باشد، و نیاز دارد که با نامحرمان روبرو شود، لذا هم دلالت التزامی بعضی از آیات در اینجا راه می‌یابد و هم روایاتی که در باب قضاوت بیان شد، که ذکوریت شرط است، و هم فهم عرفی و ارتکاز متشرعه، بر این است که زن در کارهای که لازمه‌اش سر و کار داشتن با نامحرم است مانند مرجعیت و قضاوت… وارد نشوند؟[۲۶]

نتیجه این شد که آیة صریح در قرآن بر اینکه زن نمی‌تواند قاضی و یا مرجع باشد، و یا در این دو، ذکوریت (مرد بودن) شرط است نداریم، بلی از بعضی اطلاقات و کلیات و دلالت‌های التزامی می‌توان استفاده کرد که کارهای اجرایی که توان روحی و جسمی بالایی می‌طلبد، و لازمه‌اش مواجه شدن با نامحرمان است، قرآن توصیه نمود، که زنان از آن موارد اجتناب کنند، دلیل اصلی بر مسئله مورد سؤال روایاتی است که می‌گوید: زن نمی‌تواند قاضی باشد، و همچنین فهم عرفی است از ادله‌ای که می‌گوید قاضی و مرجع مرد باشد، و سومی ارتکاز متشرعه (و آنچه که در ذهن مسلمین ریشه دارد) این است که زن قاضی و مرجع تقلید نمی‌تواند باشد.

==========================
پی نوشت ها:
[۱] . مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، قم، انتشارات صدرا، چاپ هشتم، ۱۳۵۵، ص۱۷۲ـ۱۸۲٫
[۲] . حجر/ ۲۹٫
[۳] . روم/ ۳۰٫
[۴] . احزاب/ ۷۲٫
[۵] . مؤمنون/ ۱۴٫
[۶] . اشتفاق/ ۶٫
[۷] . بقره/ ۱۶۹٫
[۸] . موسوی خمینی، سید روح الله، ترجمة تحریر الوسیله، ترجمه: علی اسلامی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ج۴، ص۸۴٫
[۹] . همان، ج۱، ص۶، مسأله ۵٫
[۱۰] . از بعضی بزرگان هم نظر خواهی شد، فرمودند آیة صریح نداریم.
[۱۱] . امینی، فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ ، انتشارات استقلال، ص۱۴۶٫
[۱۲] . سنن بیهقی، ج۱۰، ص۱۱۶ به نقل از نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۶۲، ج۴۰، ص۱۴٫
[۱۳] . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، دارالکتب السلامیه، ج۱۰۳، ص۲۵۴ و جواهر، پیشین، ج۴۰، ص۱۴٫
[۱۴] . همان.
[۱۵] . حرعاملی، وسایل الشیعه، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج۱۸، ص۶، باب ۲ روایت ۱٫
[۱۶] . همان، ص۴، روایت ۳٫
[۱۷] . همان، باب ۱، صفات قاضی.
[۱۸] . تبریزی، میرزا جواد، اسس القضاء و الشهادة، قم، مؤسسه امام صادق (ع)، چاپ اول، ۱۴۱۵ هـ ق، ص۱۵٫
[۱۹] . خوئی، التنقیح فی شرح عروة الوثقی، قم، مؤسسة آل‌البیت، چاپ دوم، ج۱، ص۲۲۶٫
[۲۰] . جواهر الکلام، پیشین، ج۴۰، ص۱۴٫
[۲۱] . حر عاملی، وسائل الشیعه، پیشین، ج۱۸، ص۲۰۰٫
[۲۲] . جواهر الکلام، پیشین، ج۱۱، ص۱۴٫
[۲۳] . زمر/ ۹٫
[۲۴] . مجادله/ ۱۱٫
[۲۵] . توبه/ ۱۲۲٫
[۲۶] . ر.ک: التنقیح، پیشین، ج۱، ص۲۲۵ـ۲۲۶٫

منبع:andisheqom.com

نسخه قرآن برای ارتباط دختر و پسر

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

یکی از انگیزه های رابطه با جنس مخالف پاسخ گویی به نیازهای روحی و عاطفی و غریزی است

یکی از مسائل مهمی که ذهن بسیاری از جوانان را به خود مشغول ساخته است موضوع ارتباط با جنس مخالف است. سؤالی که این گروه مطرح می کنند این است که چه اشکال دارد، یک نفر با جنس مخالف معاشرت و دوستی داشته باشد؟ خصوصاً زمانی که این ارتباط پاک و در حد یک گفتگوی صمیمانه و بیرون رفتن، شام خوردن یا تفریح کردن باشد، چرا اسلام باید این چنین رابطه ای را محدود و ممنوع نماید! در این متن سعی داریم به شکلی به این پرسش پاسخ دهیم.

ارتباط با جنس مخالف نیاز اساسی انسان
یکی از انگیزه های مهم برای ایجاد رابطه با جنس مخالف پاسخ گویی به نیازهای روحی و عاطفی و غریزی است. یعنی ساختار وجودی انسان به گونه ای طراحی شده است که در مقطعی از دوران زندگی خود به طور جدی احساس نیاز به جنس مخالف می نماید. تلاطم و التهاب درونی او تنها با گفتگو، معاشرت، همنشینی و ایجاد رابطه با جنس مخالف آرام می گیرد. احساس نیاز عاطفی به جنس مخالف تنها به این موارد خلاصه نمی شود چرا که قوه و نیروی جدی تری به نام قوای شهوانی و جنسی نیاز این ارتباط را دو چندان می سازد.

نسخه قرآن برای ارتباط دختر و پسر
با نگاه به آموزه های زیبای اسلامی به خوبی می توان جواب این نیاز اساسی را مشاهده نمود. ولی باید به یاد داشت دارو و نسخه ای که اسلام و آموزه های وحیانی آن، به این نیاز مبرم پیشنهاد می کند یک داروی مقطعی و بی تأثیر نیست، بلکه نسخه ای کارآمد و اثر بخش است. آموزه های وحیانی با تقویت نهاد خانواده و باز نگه داشتن مسیر ازدواج شرعی به این نیاز اساسی افراد پاسخ مثبت داده و آنها را متوجه زندگی مشترک و حیات طیبه نموده است. حیات طیبه ای که برای انسان آرامش و آسایش دو گیتی را به ارمغان می آورد. خداوند متعال در این خصوص می فرماید: «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون؛ [روم،۲۱] و از نشانه های قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید. تا به ایشان آرامش یابید، و میان شما دوستی و مهربانی نهاد. در این عبرتهایی است برای مردمی که تفکر می کنند».

تجویز دوست دختر و دوست پسر ممنوع
بعضی از روشن فکر نمایان در دنیای مدرن برای دست یابی جوانان به آرامش و لذت نسخه بسیار خطرناک و شیطانی را تجویز می نمایند. رها کردن جوان در یک بستر آزاد و بدون قواعد و قوانین دینی و اخلاقی موضوعی است که می تواند نه تنها آرامش و لذت را برای انسان به ارمغان نداشته باشد بلکه زمینه برای مشکلات فراوان روحی و روانی را به بار داشته باشد. از این رو خداوند متعال خط بطلانی به این نسخه شیطانی کشیده و می فرماید: «وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ؛ [نساء/۲۵] و نه دوست پنهانی بگیرند».

شرایط ارتباط با جنس مخالف از نگاه قرآن
بر خلاف تصور و نظر کسانی که برداشت های سخت و افراطی خود را به مبانی اسلامی نسبت می دهند. آموزه های اسلامی هیچگاه افراد را به افراط و تفریط سوق نداده است؛ بلکه افراد را بر پایه و اساس تعادل و میانه روی به سوی کمال و سعادت رهنمود ساخته است. شاید بعضی افراد بسیار دوست داشته باشند که جامعه زنان را در چارچوب منازل آجری محبوس نمایند و آنان را به دور از زندگی اجتماعی نگهدارند. تا اینکه ایشان از آسیب ارتباط با جنس مخالف در امان نگهدارند. ولی با اندک نگاهی متوجه خواهیم شد اولین کسی که با این رویه افراطی برخورد نماید جامعه زنان خواهند بود. با این توضیح با تأمل در آموزه های اسلامی می توان چارچوب مشخصی برای این ارتباط تعریف نمود.

رها کردن جوان در یک بستر آزاد و بدون قوانین دینی مشکلات فراوان روحی و روانی را همراه دارد

۱-رعایت حریم حیا و عفت در ارتباطات اجتماعی
اولین و زیباترین شاخص و مؤلفه ای که فرهنگ قرآن برای روابط اجتماعی دو جنس مخالف معرفی می نماید، رعایت حریم حیا و عفت است. عفت و پاکدامنی یکی از ارزشمندترین صفات اخلاقی ست که همچون سدی محکم در برابر طغیان امیال جنسی و زیاده روی در شهوت پرستی انسان را مصون نگه می دارد. این ویژگی اخلاقی یکی مهمترین شاخص های اخلاقی روابط اجتماعی است که در قرآن نیز به آن توجه خاص شده است. در سوره مبارک قصص خداوند متعال در خصوص چگونگی ارتباط دختران حضرت شعیب (علیه السلام) با حضرت موسی (علیه السلام) می فرماید:

«فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشی عَلَی اسْتِحْیاءٍ قالَتْ إِنَّ أَبی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ ما سَقَیْتَ لَنا؛ [قصص/۲۵] پس یکی از آن دو زن که با شرم و آزرم راه می رفت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را می خواند تا تو را مزد آنکه برای ما آب دادی بدهد».

ویل دورانت تمدن شناس معروف در این خصوص می نویسد: زنان بی شرم، جز در لحظاتی زودگذر برای مردان جذاب نیستند…. مردان جوان به دنبال چشمان پر از حیا می باشند. و بدون آنکه بدانند حس می کنند که این خودداری ظریفانه (حیا و عفاف) از یک لطف و رقت عالی خبر می دهد. [۱]

ویل دورانت تمدن شناس معروف در این خصوص می نویسد: زنان بی شرم، جز در لحظاتی زودگذر برای مردان جذاب نیستند…. مردان جوان به دنبال چشمان پر از حیا می باشند و بدون آنکه بدانند حس می کنندکه این خودداری ظریفانه (حیا و عفاف) از یک لطف و رقت عالی خبر می دهد.

۲-حفظ حدود شرعی و اسلامی
هر چند از آموزه های دینی حرمت و ممنوعیت کامل ارتباط با جنس مخالف استفاده نمی شود ولی به طور قطع و یقین برای آن ضوابط روشن و بازدارنده تعریف نموده است؛ تا اینکه این ارتباط اجتماعی از خطرات احتمالی مصون نگه داشته شود. به همین جهت در شرع مقدس ارتباط بین دو جنس مخالف نباید بر اساس خواسته های شهوانی پایه ریزی شده باشد. اگر دختر و پسری مجبور هستند بر اساس ضرورت کاری، تحصیلی و یا اجتماعی با جنس مخالف ارتباط داشته باشند، نباید این رابطه توأم با نگاه های بر خواسته از امیال نفسانی، و یا با شوخی های تحرک آمیز باشد، دختران می بایست حجاب اسلامی را رعایت نمایند و از تن آرایی و عشوه گری خودداری نمایند.[۲]

۳- بی توجهی به هوای نفس و توجه به دشمن بیرونی
سومین مؤلفه و شاخصی که لازمه روابط با جنس مخالف است موضوع دشمن شناسی است. به عبارتی دیگر هر انسانی به خوبی می داند که در مسیر سیر و کمال خود با دشمنان بیرونی و همچون شیاطین جن و انس و دشمن خطرناک درونی همچون هوای نفس مواجه است. غفلت از دشمن خطرناکی همچون هوای نفس می تواند او را به ورطه هلاکت و نابوی کشاند علاوه بر تمایلات زیاده طلبانه نفسانی می بایست قوای شیطان را نیز مزید بر علت دانست. بهترین مصداق قرآنی این شاخص عدم اعتماد به نفس حضرت یوسف (علیه السلام) است که در ارتباط با زلیخا بیان شده است: «وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحیم [یوسف/۵۳].

عواقب سوء نسخه های شیطانی
کسانی که برای نجات جوانان از غلیان مرگبار شهوات جنسی، دوستی های خیابانی را تجویز می نمایند بسیار خوب می دانند که این چنین پیشنهادی نه تنها موجب اطفاء شهوات و نجات آنان نخواهد بود بلکه زمینه ای برای غرق شدن در تمایلات جنسی بیشتر را فراهم می نماید. به طور کل از آنجایی که جنس دختران از عواطف و احساسات بیشتری برخوردارند بیشترین آسیب را متحمل می شوند. به طور خلاصه می توان معایب این ارتباط را این چنین برشمرد:

۱- از بین رفتن کرامت انسانی و غرق شدن در منجلاب و گرداب شهوات، ۲- کاهش آرامش روانی و افزایش التهاب و اضطراب درونی، ۳-تنوع طلبی، ۴- آلوده شدن به گناه و عذاب اخروی. ۵-تنزل موقعیت اجتماعی، ۶- محیا شدن زمینه های ازدواج ناموفق در آینده.[۳]

سخن آخر
جوانانی که پیش از ازدواج، با جنس مخالف رابطه دوستی دارند، تمایل هوس بازانه در ایشان قوت یافته به طوری که حتی پس از ازدواج نیز این روحیه تنوع طلبانه، روانشان را آزار می دهد. چه بسیار افرادی که به خاطر این نقص روحی و روانی حتی در زندگی مشترک نیز به خاطر لگد مال کردن حریم های الهی به گناه سابق خود بازگشته و زندگی مشترک خود را در معرض فروپاشی قرار می دهند. [۴]

===============================

پی نوشت ها:
[۱]. جوانان و ارتباط، ابو القاسم مقیمی حاجی، تحقیق و پژوهش مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علیمه، به نقل از لذات فلسفه، ص ۱۲۹٫
[۲].جوانی فصل شکفتن، دکترعلی احمد پناهی (روانشناس اسلامی) نشر موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره)، ۱۳۸۸، ص ۲۲۴٫
[۳]. همان.
[۴]. ر.ک: همان، ص ۲۲۱

منبع:tebyan.net


قوم نفرین شده ای که آدامس می جویدند!

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

هر جا در قرآن، سخن از شخصیت یا قومیتی رفته است، بدانید پای یک نکته اخلاقی در میان است

در قرآن، هر جا سخن از شخصیت یا قومیتی رفته است، پای یک نکته اخلاقی در میان است. اگر از گذشتگان، سرگذشتی می آورد، برای تنبّه است و درس آموزی و نه تفنّن و بازی. با این نگاه اگر بروید سراغ قرآن، آن وقت دیگر در گیر و دار زندگی، گیر نمی کنید و در مشق های روزگار، بدون سرمشق نخواهید ماند

قوم لوط
بزرگی می گفت: عالم، کتاب تکوین خداست و قرآن کتاب تدوین او. خِرد خُرد من از این جمله این را می فهمد که قرآن، آئینه تمام نمای حقایق هستی است. هر چه در عالم خلقت، رنگ وجود به خود بگیرد می شود “شیء”. و قرآن، “تبیانا لکل شیء” است. این حرف البته نباید تو را به سوی این انگاره باطل بکشاند که تصور کنی قرآن یک کتاب صرفا علمی است! نه که نیست، هست اما آنقدر که اخلاقیات در قرآن موضوعیت دارند علوم ندارند.

درست است که قرآن از جنبه علمی، هم برای عرب بادیه نشین دیروز حرف داشته است برای گفتن و هم برای بشر امروز هزاره سوم. اما فروزان ترین بعد اعجازآمیز قرآن، آموزه های اخلاقی این کتاب وحیانی است که به تعبیر علامه طباطبایی،[۱] این سبک اخلاقی، در هیچ آئینی مسبوق به سابقه نبوده و نیست. با این همه، اما قرآن امروز نیز چون قرآن دیروز، همچنان غریب است و مهجور.

مهجوریت قرآن در بلاد کفر، البته عجیب نیست؛ شگفتی اینجاست که قرآن در ام القرای جهان اسلام نیز، آنگونه که باید در متن زندگی ها ساری و جاری نیست. مسلمانیم و در کسوت اسلام اما سلوکمان بر مسلک قرآن نیست. این نقشه تمام گنج های بزرگ دنیا است که حالا در پستوی خانه ها و روی طاقچه روزمرگی و عادت، به دست فراموشی اش سپرده ایم.

بگذارید یک متر و مقیاس به دستتان بدهم. هر جا در قرآن، سخن از شخصیت یا قومیتی رفته است، بدانید پای یک نکته اخلاقی در میان است. اگر از گذشتگان، سرگذشتی می آورد، صرفا برای تنبّه است و درس آموزی و نه تفنّن و بازی. با این نگاه اگر بروید سراغ قرآن، آن وقت دیگر در گیر و دار زندگی، گیر نمی کنید و در مشق های روزگار، بدون سرمشق نخواهید بود.

بیایید همینجا یک نمونه کوچک را به صورت کارگاهی، بررسی کنیم.
گفتیم در قرآن اگر از عاد و ثمود و لوط و تُبَّع، نقل حکایت می کند برای تذکار یک نکته اخلاقی است مثلا قوم عاد را کبر و استکبارشان به زمین زد که « فَأَمَّا عادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَق »[۲]. و قوم شعیب(اصحاب أیکه)، را کم فروشی. اما تعبیری که قرآن برای قوم لوط می آورد، وصف “فاحشه” است.

اصل این کلمه از ماده ف ح ش یه معنای ظهور یا زیادی است هر دو. وقتی می گویند: فلان با بهمان اختلاف فاحش دارد. (از این حسن تا آن حسن، صد گز رسن) منظور این است که اختلاف بین این دو، بسیار زیاد است؛ آنقدر که اظهر من الشمس است و بی نیاز از بیان. روی همین حساب، به سخن زشتی که با سایر سخنان عادی، زیاد فاصله دارد می گویند: فحش. در قرآن هم از عملی که دایره قبحش فراگیر است و در سرشت و سرنوشت جامعه، موج و اثر منفی ایجاد می کند، تعبیر به «فحشاء» می شود.

جالب است بدانید قوم لوط، مردمی بودند که در غایت رفاه و برخورداری زندگی می کردند. با این حال، به رذیله اخلاقی بخل و خست مبتلا بودند. آنها در چند شهر ساحلی که قرآن از آن تعبیر به “مؤتفکات” می کند سکنی داشتند. شهرهاىی در نواحی فلسطین شمالی و شام، به اسم سدوم ، عامورا، دوما و صبواءیم که سدوم بزرگ تر از همه بود و لوط هم در آن شهر زندگى مى کرد.

آنها در برخی گناهان پیشکسوت بودند و جلودار. قرآن می فرماید: وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَکُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمین [۳] اینها گذشته از عمل شنیع همجنس بازی که متاسفانه غرب متمدن امروز نیز بدین بلیه خانمانسوز گرفتار است، تفریحاتی دیگری هم داشتند که با اغراضی خاص، در محافل اجتماعی و معابر عمومی انجام می دادند.

قرآن در این باره می فرماید: أَإِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبیلَ وَ تَأْتُونَ فی نادیکُمُ الْمُنْکَر…[۴]

«نادی» یعنی مجلس عمومی و به اصطلاح امروز یعنی همان پارتی های شبانه و میهمانی های گناه آلود. اگر الف و لامی که بر سر کلمه “المنکر” آمده است را ” عهد” بگیریم، معنا این می شود که آنها، عمل شنیع لواط را در انظار عموم مرتکب می شدند. اما اگر الف و لام را ” جنس” بگیریم، یعنی همه منکراتی که تا آن روز بلد بودند را در جلوی چشم اغیار مرتکب می شدند. از لواط که بدعت ابتکاری خودشان بود، گرفته تا تفریحاتی همچون سنگ ریزه پراندن، سوت زدن، تیله بازی، یقه باز گذاشتن، سقز(آدامس) جویدن و الخ.

جویدن سقز (آدامس)، سوت زدن و باز گذاشتن دگمه هاى قبا و پیراهن از کارهای قوم لوط بود

طبرسی، در مجمع البیان می گوید: « مراد این است که مجالس آنان از افعال ناشایسته و قبیح پر بود، از بدگوئیها، پستیها، کتک کاریها با دست و دستار، قماربازیها، سنگ پرانى بطرف عابرین، سازندگى و نوازندگیها، کشف عورت و انجام کارهاى زشت- و خلاصه آنچه افعال ناشایسته و منافى با مقام انسانیت بود در انجمنهاى خویش انجام میدادند-»[۵]

در تایید سخن مرحوم طبرسی، از پیشوایان پاک، روایات عدیده رسیده است که از باب نمونه، به نقل یک روایت، کفایت می شود.

مرحوم حر عاملی در وسایل الشیعه، (ره ) از امیرمؤ منان(علیه السلام) روایت کرده که شش عمل میان این امت، از اخلاق قوم لوط است: مهره بازى (تیله بازى)، تلنگر زدن، جویدن سقز (آدامس)، سوت زدن، دامن بر زمین کشیدن، و باز گذاشتن دگمه هاى قبا و پیراهن. [۶]

این حدیث، شاید دلیلی باشد بر اینکه الف و لام “المنکر”، عهد ذکری نیست بلکه جنس است. با این پیش فرض، باید گفت حضرت در مقام بیان نیستند بلکه تنها پاره ای از مصادیق را از باب نمونه، ذکر کرده اند.

هرچند گناه عظیم اکتفاء مردان به مردان و زنان به زنان، علت العلل نابودی این قوم عنود و هوسباز بود اما تعبیر «المنکر» نشان می دهد که آنها در منظر و مرآی عمومی، عادات سخیف دیگری هم داشتند که ای بسا، در گرایش شان به آن عمل شنیع بی تاثیر نبوده است. عاداتی که بعضا قلم حیا می کند از بیانش. مع الاسف پاره ای از این عادات ناپسند، امروزه روز، کم و بیش، به صورت یک خرده فرهنگ ناهنجار در جامعه قابل مشاهده است همچون؛ سوت زدن، یقه باز گذاشتن و آدامس جویدن.

پیش از بعثت حضرت خاتم، عادت نکوهیده سوت زدن، رسم مشرکان عصر جاهلی بود که در کنار خانه خدا، سوت می کشیدند و کف می زدند: « وَ ما کانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَیتِ إِلاَّ مُکاءً وَ تَصْدِیةً فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ….»؛[۷]

در روایتی، راوی از صادق آل محمد(علیهم السلام) می پرسد: قوم لوط از کجا با خبر شدند که گروهی از مردم نزد لوط آمدند؟ و حضرت می فرمایند توسط همسر لوط که از منزل بیرون آمد و سوتی زد، وقتی صدای سوت را شنیدند وارد شدند؛ از این رو سوت زدن مکروه شده است.[۸].
درباره آدامس جویدن اما مساله اندکی متفاوت است. جویدن سقز (آدامس) به تنهایی ایرادی نداشته و حتی روایاتی را می توان یافت که پیشوایان دینی نیز برای استحکام لثه به این کار مبادرت می کردند. دانش دنیای امروز هم در کنار اندکی عوارض، ده ها فایده پزشکی برای آن اثبات کرده است. جویدن آدامس به طور مطلق مورد نهی شارع مقدس نیست بلکه این کار، اخلاقا زمانی مورد مذمت است که در حضور جمع باشد و یا مانند افراد هوس باز برای تحریک شهوت، صورت پذیرد.

حال بیایید با این اِشل قیاس کنید بقیه موارد را و بگذارید روی جامعه، تا ببینید فاصله سبک زیست مسلمانی ما با آنچه قرآن می گوید، از کجاست تا به کجا؟

=======================
پی نوشت ها:

۱٫ المیزان، ج۱، ص۵۹۳
۲٫ فصلت/۱۵؛ امّا قوم عاد بناحق در زمین تکبّر ورزیدند
۳٫ اعراف/۲۸: و لوط را فرستادیم هنگامى که به قوم خود گفت: «شما عمل بسیار زشتى انجام مى دهید که هیچ یک از مردم جهان پیش از شما آن را انجام نداده است
۴٫ عنکبوت/۲۹؛ آیا شما به سراغ مردان مى روید و راه (تداوم نسل انسان) را قطع مى کنید و در مجلستان اعمال ناپسند انجام مى دهید؟!
۵٫ ترجمه تفسیر مجمع البیان، ج ۱۹، ص: ۴۷
۶٫ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج ۵، ص ۴۵، مؤسسه آل البیت، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق. و نیز : خصال، ج ۱،ص ۱۶۰ و ۱۶۱؛ «… أَبِی الْقَاسِمِ بْنِ قُولَوَیهِ عَنِ الْأَصْبَغِ قَالَ سَمِعْتُ عَلِیاً(ع) یقُولُ سِتَّةٌ مِنْ أَخْلَاقِ قَوْمِ لُوطٍ الْجُلَاهِقُ وَ هُوَ الْبُنْدُقُ وَ الْخَذْفُ وَ مَضْغُ الْعِلْکِ وَ الصَّفِیرُ وَ إِرْخَاءُ الْإِزَارِ خُیلَاءَ وَ حَلُّ الْأَزْرَارِ»

۷٫ انفال/۳۵؛ آنها( که مدّعى هستند ما هم نماز داریم،) نمازشان نزد خانه (خدا)، چیزى جز «سوت کشیدن» و «کف زدن» نبود، پس بچشید عذاب (الاهى) را به خاطر کفرتان.

۸ . وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص ۵۰۷

منبع: tebyan.net

 چرا سوره های اسراء، کهف، مریم، طه و انبیاء را عتاق گویند؟

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

«عتاق» به معنی «قدیم» می باشد

«عتاق» به معنی «قدیم» می باشد.[۱] و برای دستیابی به این موضوع و یافتن علت یا علل نام گذاری این سوره ها به عتاق بهتر است ابتدا شمّه ای کوتاه بر محتوا و مضمون هر یک از این سُوَر نظری بیفکنیم.

۱ـ سوره اسراء
آغاز این سوره با تسبیح و تقدیر خدا و سیر حرکت پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ از مسجدالحرام به مسجدالاقصی می باشد که مسأله ی معراج پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ از مهم ترین ویژگی این سوره به شمار می آید. سوره ی اسراء با یادآوری معاد ،رستاخیز، حقوق والدین، خویشاوندان و فرازهایی از تاریخ پیامبران محتوای خودش را بیان می کند.[۲]

۲ـ سوره کهف
با حمد و نزول قرآن بر پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ در جهت انذار، تبشیر و هدایت انسان ها آغاز می شود. از امتیاز خاص این سوره داستان شگفت انگیز اصحاب کهف (یاران غار) است.[۳]

۳ـ سوره مریم
این سوره با حروف رمزی و مقطعه «کهیعص» و با ذکری از رحمت خدا، پیامبر او حضرت زکریا ـ علیه السلام ـ و دعای او آغاز می شود. و با یاد آوری سرنوشت عبرت انگیز ملل و اقوام فاسد (گذشته) که چگونه به هلاکت رسیدند پایان می پذیرد ودر ضمن در باره تکفل حضرت مریم توسط ذکریا و بچه دار شدن حضرت یحیی سخن می گوید.[۴]

۴ـ سوره طه
این سوره با حروف رمزی و مقطعه «طه» و با دستور اعتدال و میانه روی در زندگی و با ذکر این نکته که نزول قرآن، جهت تذکر و یاد آوری و پند و اندرز است; آغاز می شود. و با این گفتار که عد ای منتظر عاقبت کار و روشن شدن سرنوشت ها هستند و شما نیز منتظر باشید که به زودی حقایق و سرنوشت ها آشکار می شود; سوره پایان می شود.[۵]

۵ـ سوره انبیاء
مأخذ اسم سوره این است که شامل قصص بسیاری از انبیاء است. و با یادآوری این نکته ها:

- قیامت و آماده شدن برای قیامت؛

- سرنوشت تکذیب کنندگان و توبیخ مشرکین ؛

- عذاب کسانی که استهزاء کنندگان پیامبران زمان خودشان بودند، مطلب را به پایان می برد.[۶]
همان طور که در محتوا و مضمون سوره ها بیان شد ،بیشتر این سوره ها با یادآوری و یادی از اقوام و انبیای گذشته مفهوم خودشان را به بهترین صورت تشریح می کنند.

اگر کمی توجه کنیم می بینیم که مسأله اصحاب کهف که به دوران بسیار قدیم برمی گردد را در قالب مسائل قابل فهم، واضح و روشن تبیین می کند. به علاوه از آن جهت که این سُوَر در آغاز بعثت نزول یافته اند به «عتاق» (قدیم) موسوم شده اند.[۷]

========================
پی نوشت ها:
[۱]. حریری، محمد یوسف، فرهنگ اصطلاحات قرآنی، هجرت، چاپ اول، زمستان ۱۳۷۸، ص ۱۶۵٫
[۲]. هاشم زاده، هاشم، شناخت سوره های قرآن، تهران، انتشارات کتابخانه ی صدر، ۱۳۷۳، ش۲۰، ص ۲۲۴٫
[۳]. ر.ک، همان ، ص ۲۳۳٫
[۴]. هاشم زاده، هاشم، شناخت سوره های قرآن، ص ۲۴۰٫
[۵]. ر.ک، همان منبع، ص ۲۴۴٫
[۶]. حریری، محمد یوسف، فرهنگ اصطلاحات قرآنی، قم، انتشارات هجرت، چاپ اول، زمستان ۱۳۷۸، ص ۱۶۵٫
[۷]. همان، ص ۱۵۹٫

منبع:andisheqom.com

فضیلت و خواص سوره نجم

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

سوره نجم؛ پنجاه و سومین سوره قرآن است و۶۲ آیه دارد

سوره نجم؛ پنجاه و سومین سوره قرآن است که مکی و ۶۲ آیه دارد. واز سوره های سجده دار است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در فضیلت سوره نجم فرموده است: هر کس سوره نجم را قرائت کند ده برابر تعداد تصدیق کنندگان و تکذیب کنندگان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به او پاداش داده می شود. ۱

از امام صادق علیه السلام نیز روایت شده: هر که بر قرائت سوره نجم مداومت داشته باشد در بین مردم زندگی خواهد کرد در حالی که او را می ستایند و خداوند گناهان او را می بخشد و مردم او را دوست دارند. ۲

آثار و برکات سوره نجم

۱) زیاد شدن قوت و قدرت قلبی:
از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است: اگر سوره نجم را بر پوست حیوانی بنویسند و با خود داشته باشند در مقابله با هر حاکمی که با او روبرو می شود، قوت و قدرت قلبی پیدا می کند و آن حاکم و سلطان به او احترام می گذارد. ۳

۲) رفع گریه کودکان
مرحوم کفعمی در کتاب المصباح آورده: اگر آیات ۶۱-۵۹ سوره «نجم» را بنویسد برای جلوگیری یا رفع گریه زیاد کودکان بر آنان بیاویزد یا به همراه آنان قرار دهند آرام می شوند. ۴

ختم مجرب سوره نجم
جهت برآورده شدن هر حاجتی «۲۱» بار این سوره را در یک جلسه بخواند انشاءالله نتیجه می گیرد. ۵

==========================
پی نوشت ها :
(۱)مجمع البیان، ج۹، ص۲۷۰
(۲) ثواب الاعمال، ص۱۱۶
(۳) تفسیرالبرهان، ج۵،ص۱۸۵
(۴)المصباح کفعمی، ص ۴۵۸
(۵ ) درمان با قرآن،ص ۱۰۵

منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»

پایگاه اینترنتی انهار

آیا دعا و خیرات از طرف زنده ها موجب کاهش عذاب قبر شخص مرده می شود؟

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

قبل از هر چیز لازم است چند نکته را متذکر شویم.
۱٫ انسان پس از مرگ وارد عالمی می شود به نام«عالم برزخ» حیات برزخ و حقیقت باطن همین عالم دنیاست. دنیا ظاهری دارد و باطنی، ظاهر دنیا که بدان عالم مُلک گفته می شود همین دنیای مادی که ما در آن زندگی می کنیم که خصوصیات خاص خودش را دارد(مکان، زمان، مادی بودن…) همین دنیا باطنی دارد که بعضی خصوصیات عالم دنیا را داراست. مثلاً شکل و اندازه و رنگ و بو در آن عالم هم وجود دارد و لکن ماده در آنجا نیست. صورت مردمان برزخی رنگ و اندازه مشخصی دارد و در آنجا خوشحالی و مسرّت و غضب و نگرانی هست در آ‌نجا نور هست و لکن آنجا ماده نیست[۱].

۲٫ در بعضی از روایات از همین حیات برزخی به«عالم قبر» تعییر شده است. در روایتی است که از امام صادق ـ علیه السّلام ـ پرسیدند: برزخ چیست آن حضرت فرمود: قبر از هنگام مرگ آدمی است تا روزی که قیامت می شود[۲].

پس مراد از قبر در بعضی روایات این گودال خاکی که بدن میت در آن جا می گیرد، نیست بلکه باطن همین قبر مراد است که همان عالم برزخ است از آنجایی که قبر خاکی جایگاه و محل استقرار بدن جسمانی است و عالم برزخ نیز جایگاه استقرار روح انسان است به عالم برزخ عالم قبر نیز گفته می شود[۳].

در روایت مفصّلی است از حضرت امیرالمؤمنین که آن حضرت در وصف مرگ انسان و انتقال او به قبر و شاهدات او در قبر توضیحاتی می فرماید که ما به قسمتی از آن اشاره می کنیم، در بخشی که مربوط به مرگ مؤمنان و مشاهدات آنان است این چنین می فرماید: … او می شناسد کسی را که او را غسل می دهد و قسم می دهد افرادی را که جنازة او را حمل می کنند که به سرعت ببرند و زودتر به خاک بسپارند و وقتی که او را وارد در قبرش می کنند دو مَلَک به نزد او می آیند و آن دو، دو فرشتة بازپرسی و باز جوئی کننده از عقائد و کردار او هستند …

با توجه به دو نکته یاد شده و این بخش از روایت حضرت امیرالمؤمنین می توانیم نتیجه می گیریم که شب اول قبر که در روایات ما برای اموات ذکر شده و شرح حال آنها در قبر می باشد مراد شب اولی که ما به حساب دنیایی می سنجیم نیست یعنی این چنین نیست که اگر قسمتی را صبح دفن کنند حتما ۱۰ یا ۱۲ ساعت باید بگذرد تا شب هنگام شود آنگاه فرشتگان پرس و جو بیایند و از او سؤالاتی بنمایند بلکه به محض دفن شدن فرشتگان بازپرس به سراغ میت می آیند چرا که عالم برزخ شب و روزی چون عالم دنیا ندارد و اگر شبی برای میّت ذکر شده است، شاید شب برای او مشتمل می شود درست شبیه حالت خواب که آدم در خواب می بیند در شبی هولناک را می گذراند و حال آنکه در وسط روز خوابیده است همانگونه که در وسط روز انسان خواب شب تار را می بیند، همین طور است که انسان را در روز دفن می کنند و همان لحظه شب اول قبر او باشد در حقیقت میت در عالم قبر و برزخ شب برای او نمایان می شود در این روایت هم آمده به محض دفن کردن میت فرشتگان بازپرس به سراغ میت می آیند.

البته شب اول قبر تنها برای کسانی نیست که دفن می شوند حتی کسانی هم که بدنشان دفن نمی شود، باز عذاب قبر دارند سؤال قبر دارند شب اول قبر هم خواهند داشت وقتی قبر را به معنی عالم برزخ گرفتیم و شب آنجا را هم، مخصوص به وضع آنجا دانستیم لذا لازم نیست تا حتماً میت دفن شود آنگاه مراسم شب اول قبر برزخ صورت پذیرد[۴].

و امّا پرسش نهایی که مربوط به تأثیر دعا و یا خیرات بر آن میت است باید در جواب بگوئیم آنچه که از روایات استفاده می شود این است که هر آنچه برای اموات صورت می پذیرد به گونه ای به آنها می رسد.

از امام صادق منقول است: که بسا باشد که میّت در تنگی و شدّتی بوده باشد و حق تعالی به او وسعت دهد و تنگی را از او بردارد پس به او گویند که این فرح که تو را روی داد به سبب نمازی است که فلان برادر مؤمن برای تو کرد[۵].

در روایت دیگری است که حضرت فرمود:
نماز و روزة و حجّ و تصدّق و سایر اعمال خیر و دعا و ثواب آن اعمال برای کسی که آن اعمال را انجام داده و برای مرده هر دو نوشته می شود و وارد قبر او می‌شود[۶].

آیا دعا و خیرات از طرف زنده ها موجب کاهش عذاب قبر شخص مرده می شود؟ و اصولاً چه چیزهای موجب افزایش یا کاهش عذاب قبر می شود؟
آنچه به درجة اول مایة نجات و رهایی از عذاب قبر می شود، کارهای نیک و گفتار پسندیده ای است که انسان در طول حیات خود انجام داده است، اما پاسخ پرسش نخست این است که در مواردی شرع مقدس سرنوشت اموات را بوسیله ی کارهای نیک یابد دیگران قابل تغییر معرفی کرده است.

در یک قانون کلی حدیث می فرماید: هر کسی سنت و روش نیکی بنیاد گذارد برای او ثواب هر کسی که به آن عمل کند می رسد و هر کسی سنت و روش بدی بنیاد نهد برای او گناه و عقابی هر کسی که به آن عمل کند می رسد.

پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: روزی حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ از کنار قبری گذشت که صاحب آن در عذاب بود، سال بعد نیز گذر کرد ولی از عذاب صاحب قبر خبری نبود، سبب را از خداوند پرسید، وحی آمد که از این میّت فرزندی صالحی به بلوغ رسید و برای مردم راهی درست کرد و یتمی را پناه داد به برکت آن از پدر گذشتیم[۷].

و نیز درباره بهبودی سرنوشت اموات می گوید: هرگاه کسی به نیّت وجه الله نذری کند تا ثوابش برای میتی باشد چنین نذری مفید و وفاء به آن لازم است[۸].

بنابر احادیث صحیح و مشهور صدقه دادن بازماندگان برای اموات سودمند است.

در روایتی صحیحة سعد از پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ می پرسد، آیا صدقه دادنِ من برای روح مادرم سودی دارد؟ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: بلی[۹].

زیارت اهل قبور مستحب و سفارش شده است همچنین دعا و قرآن خواندن برای میّت مفید است. زیارت اهل قبور در روزهای جمعه موجب می شود امواتی که در تنگی و تنگناه باشند در فراخی قرار گیرند[۱۰]. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: هرگاه شخصی به نیّت میتی صدقه دهد، خداوند جبرئیل را فرمان می دهد که این هدیه را به قبر او برساند[۱۱] و نیز فرمود: بواسطة نمازی که برای میت خوانده می شود تنگی قبر او به فراخی تبدیل می شود[۱۲].

ابن عباس در روایتی از رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل می کند: خواندن سورة«تبارک الملک» بر سر قبر میت مایة نجات از عذاب قبر است.

از کتاب دعوات قطب راوندی نقل شده است که؛ هرگاه میتی دفن شد، بر قبر او سه بار این جمله را بخوانند، خداوند عذاب را از او تا روز دمیده شدن صور برمی دارد، اللهم انی اسئلک بحق محمد و آل محمد ان لا تغذب هذا المیت.

رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و پس از خاکسپاری دختر گرامی خود(رقیه) با چشم گریان فرمود: از خدای سبحان خواستم عذاب قبر را از او بردارد و خداوند او را بخشید. پس دعا مؤثر است.

مشهور دانشمندان و علماءِ اصلِ بهره مند شدن اموات؛ از فواید اعمال صالحه و خیراتی که بازماندگان برای آن ها می فرستد را تایید و پذیرفته اند هم چنین رهایی و یا تخفیف عذاب قبر بواسطة کارهای نیک بازماندگان.

منبع:porsemani.ir

قله قرآن کدام سوره است؟

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

سوره بقره در مدینه نازل شده و «۲۸۶» آیه دارد.

سوره بقره در مدینه نازل شده و «۲۸۶» آیه دارد. علت نامگذارى این سوره به «بقره» داستانى است در مورد گاو بنى اسرائیل که در آیات ۶۷ تا ۷۳ آمده است. این سوره که طولانى ترین سوره هاى قرآن مجید است، مسلماً یک جا نازل نشده، بلکه در فواصل مختلف، و به مناسبت ها و نیازهاى گوناگون جامعه اسلامى، در مدینه نازل گردیده است. ولى با این حال جامعیت آن از نظر اصول اعتقادى اسلام و بسیارى از مسائل عملى (عبادى، اجتماعى، سیاسى و اقتصادى) قابل انکار نیست.

فضیلت سوره بقره
به نظر می رسد فضیلت و برتری این سوره به خاطر جامعیت آن و افضل بودن آیة الکرسى به جهت محتواى توحیدى خاص آن باشد. و این منافات ندارد که بعضى از سوره هاى دیگر قرآن از جهات دیگرى برترى داشته باشند؛ چرا که از دیدگاه هاى مختلف به آنها نظر شده است.

برترى سوره بقره از نظر جامعیت و طولانى بودن آن است. (تفسیر کوثر، ج ۱، ص ۳۴) این سوره گسترده؛ اصول معارف، اخلاق، حقوق و احکام فقهى فراوانى را در خود دارد و از این جهت در میان سوره ها بی همتا است و فراز «آیة الکرسی» از این سوره نیز برجستگی بیشتری داشته و مشتمل بر مضامین بلند توحید و خداشناسی است که از این جهت نسبت به آیات دیگر این سوره دارای اوج و عظمت می باشد.

همچنین از امام سجاد (علیه السلام) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) چنین نقل شده است: کسى که چهار آیه از آغاز سوره بقره و آیة الکرسى و دو آیه بعد از آن و سه آیه از آخر آن را بخواند هرگز در جان و مال خود ناخوش آیندى نخواهد دید و شیطان به او نزدیک نمى شود و قرآن را فراموش نخواهد کرد. (محمد بن مسعود، التفسیر، ج ۱، ص ۲۵)

گفتنی است ثواب ها، فضیلت ها و پاداش هاى مهمى که براى تلاوت قرآن یا سوره ها و آیات خاصى نقل شده، هرگز مفهومش این نیست که انسان آنها را به صورت ورد بخواند و تنها به گردش زبان قناعت کند. بلکه خواندن قرآن براى فهمیدن، و فهمیدن براى اندیشیدن، و اندیشیدن براى عمل است.

اتفاقاً هر فضیلتى که درباره سوره اى یا آیه اى ذکر شده، تناسب بسیار زیادى با محتواى آن سوره یا آیه دارد. به عنوان نمونه در فضیلت سوره «نور» مى خوانیم هر کس بر آن مداومت کند، خداوند او و فرزندانش را از آلودگى به «زنا» حفظ مى کند. این به خاطر آن است که محتواى سوره نور دستورات مهمى در زمینه مبارزه با انحرافات جنسى دارد؛ دستور به تسریع ازدواج افراد مجرد، دستور به حجاب، دستور به ترک چشم چرانى و نگاه هاى هوس آلود، دستور به ترک شایعه پراکنى و نسبت هاى ناروا، و دستور به اجراى حد شرعى درباره زنان و مردان زنا کار.

بدیهى است، اگر محتواى این سوره در جامعه یا خانواده اى پیاده شود، آن جامعه و خانواده آلوده به زنا نخواهد شد. درست است که خواندن قرآن به هر حال ثواب دارد، ولى ثواب اصلى و آثار سازنده هنگامى خواهد بود که مقدمه اى براى اندیشه و عمل باشد. (تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۵۷ ٓ ۶۰)

در متون روایی، «سوره بقره» به ویژه فراز «آیة الکرسی»، قُلّه قرآن معرفی شده است

محتویات سوره بقره:
سوره بقره با تأکید بر اهمیت و نقش ایمان در سعادت فردى و اجتماعى انسان، اعلام مى دارد که تنها راه سعادت، ایمان به خدا و پایبندى به تعالیم انبیاست. این سوره از سه بخش تشکیل شده است: در بخش نخست اهمیت و جایگاه ایمان و بندگى خدا در زندگى انسان بیان مى گردد. بخش دوم به سرگذشت قوم بنى اسرائیل اختصاص دارد و در آن پیامدهاى ذلت بار مخالفت این قوم با خدا و پیامبران بیان شده و تلاش هاى آن ها در شکست دادن پیامبر اسلام خنثی مى گردد. سومین بخش سوره نیز به معرفى دین توحیدى اسلام مى پردازد و بسیارى از احکام و مقررات دینى را همراه با معارف اعتقادى و اخلاقى اسلام بیان مى کند.

کدام سوره و کدام آیه، قلّه قرآن اعلام شده اند؟
در متون روایی، «سوره بقره» به ویژه فراز «آیة الکرسی»، قُلّه قرآن معرفی شده است. (سیوطی، جلال الدین، الاتقان فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۱۹۶) در این جا به ذکر چند نمونه از این روایات بسنده می شود:

ثواب ها، فضیلت ها و پاداش هاى مهمى که براى تلاوت قرآن یا سوره ها و آیات خاصى نقل شده، هرگز مفهومش این نیست که انسان آنها را به صورت ورد بخواند و تنها به گردش زبان قناعت کند. بلکه خواندن قرآن براى فهمیدن، و فهمیدن براى اندیشیدن، و اندیشیدن براى عمل است.

۱- پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله): «هر چیزى قلّه اى دارد و قلّه قرآن، سوره بقره است. در این سوره، آیه اى است که سَرور آیات قرآن است و آن، آیة الکرسى است». (ترمذی، محمد بن عیسى، سنن الترمذی، ج ۵، ص ۱۵۷)

۲- پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله): «براى هر چیزى قله ای است و قله قرآن، سوره بقره می باشد». (ابن أبی جمهور، محمد بن زین الدین، عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، ج ۱، ص ۲۸۵)

۳- امام صادق (علیه السلام): «براى هر چیزی قله اى هست و قله قرآن آیة الکرسى است، هر کسی یک بار آن را بخواند خداوند هزار ناگوارى از ناگواری هاى دنیا و هزار ناگوارى از ناگواری هاى آخرت را از او بگرداند، آسان ترین ناگوارى دنیا فقر و آسان ترین ناگوارى آخرت عذاب قبر است و من به امید ارتقای درجه و مقامم آن را می خوانم». (عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر، محقق، رسولی محلاتی، هاشم، ج ۱، ص ۱۳۶)

در همین راستا می توان گفت که برترى سوره بقره از نظر جامعیت و طولانى بودن آن است. (تفسیر کوثر، ج ۱، ص ۳۴) این سوره گسترده؛ اصول معارف، اخلاق، حقوق و احکام فقهى فراوانى را در خود دارد و از این جهت در میان سوره ها بی همتا است و فراز «آیة الکرسی» از این سوره نیز برجستگی بیشتری داشته و مشتمل بر مضامین بلند توحید و خداشناسی است که از این جهت نسبت به آیات دیگر این سوره دارای اوج و عظمت می باشد.

بنابراین، از جهت قله بودن بین سوره ها؛ سور بقره قله قرآن است و از جهت قله بودن آیات؛ آیة الکرسی .

منبع:tebyan.net

چرا خدواند در سورة بلد فرموده است: انسان را برای رنج دیدن آفریده است؟

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

سوره بلد نودمین سوره قرآن کریم است که مکی و ۲۰ آیه دارد

خداوند در سورة بلد آیه ی ۴ می فرماید:«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی کَبَدٍ؛ که ما انسان را در رنج آفریدیم»(و زندگی او مملو از رنج ها است)

«کبد» بر وزن«فَرَس» به معنای«سختی» و بر وزن«کَتْف» به معنای جگر و درد جگر سیاه است. همچنین«کُباد» به معنی درد جگر است. و بیش از یکبار در قرآن نیامده است.

«کبد السماء» که در وسط آسمان است به «کبد انسان» که در وسط بدن قرار دارد تشبیه شده است.[۱] مراد از «کبد؛ سختی» در آیة، این است که انسان را در رنج و تعب آفریدیم، زندگی او پر از مشقت و رنج است و همین رنج و تعب است که او را به کمال و ترقی سوق می دهد. اگر انسان در مشقت و سختی نبود برای از بین بردن آن تلاش نمیکرد و اگر تلاش نمی کرد،‌ ابواب اسرار کائنات به رویش گشوده نمی شد:«یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلی رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقِیهِ؛[۲] ای انسان ! تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت می روی و او را ملاقات خواهی کرد.»

انسان از یک طرف دارای بُعد روحانی و از طرف دیگر دارای بعد جسمانی است. آنچه از این دو بقاء و جاویدان است؛ روح الهی انسان می باشد. روح انسان، چند صباحی در این دنیا با جسم، همراه می شود جسم نیز و به سبب مادی بودن و تعلقات او؛ با دنیا دارای اثرات و توابع است. لذا زندگی روح با جسم در این دنیا، همراه مشقّت و رنج است. تا در آزمایش الهی سر بلند بیرون آیند: «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً؛[۳]خداوند مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدامیک از شما بهتر عمل می کند.»

از اینکه قرآن می فرماید: ما انسان را در رنج آفریدیم.» در بیان هدف از خلقت انسان است. چون هدف از خلقت انسان در آیات دیگر؛ آزمایش بندگان[۴]، عبادت[۵]، آگاهی از قدرت خداوند.[۶] رسیدن به رحمت الهیه و …. معرفی شده است. آنچه آیه فوق در بیان آن است، این است که انسان با وجود جسم خاکی، از لحظه ای که نطفه او در قرار گاه رحم واقع می شود، مراحل زیادی از مشکلات و درد و رنج ها را طی می کند تا متولد شود و بعد از تولد و دوران طفولیت و سپس جوانی و پیری مواجه با انواع مشقّت ها و رنج هاست، حتی کسانی که زندگی مرفه دارند؛ نیز دارای رنج است زمانی که انسان از درد و رنج و خستگی نجات پیدا می کند: که روح الهی از جسم جدا گردد و به لقاء دوست ملحق شود.[۷]

===============================
پی نوشت ها:
[۱] . قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ذیل ماده«کبد».
[۲] . انشقاق/ ۶٫
[۳] . ملک/ ۲٫
[۴] . همان.
[۵] . ذاریات/ ۵۶٫
[۶] . طلاق/ ۱۲٫
[۷] . ر.ک؛ مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج۲۷، ص ۱۰، ج ۲۶، ص ۳۰۰، طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، قم، انتشارات بنیاد علمی و فکری علامه، ذیل آیه ۴ سورة بلد.

منبع:andisheqom.com

این ختم را هدیه به امام رضا(ع) کنید تا حاجت بگیرید

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

ین ختم را هدیه به امام رضا(ع) کنید تا حاجت بگیرید

برای مقصود عظیم ۷ روز ۷ مرتبه سوره یس را بخواند و از روز شنبه شروع کند

تا روز جمعه ختم نماید و در وقت خواندن با کسی حرف نزند و در خلوت باشد و ثوابش را به روح امام رضا علیه السلام قربت کند البته مقصود او حاصل شود مجرب است .

آثار دهگانه قرائت سوره یس:
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم به امیرالمؤمنین فرمودند: ای علی! «یس» را بخوان که در آن ده اثر است: هر که آن را قرائت کند:

۱) اگر گرسنه باشد سیرگردد؛

۲) اگر تشنه باشد، سیراب گردد؛

۳) اگر عریان باشد، پوشانیده گردد؛

۴) اگر عزب باشد، ازدواج کند؛

۵) اگر ترسان باشد، امنیت یابد؛

۶) اگر مریض باشد، عافیت یابد؛

۷) اگر زندانی باشد، نجات یابد؛

۸) اگر مسافر باشد، در سفرش یاری شود؛

۹) نزد میت خوانده نمی شود مگر اینکه خدا بر او آسان گیرد؛

۱۰) اگر گمشده داشته باشد، گمشده اش را پیدا کند.

منبع:شفاخانه


سوره‌ای که در سرعت سیر و سلوک مفید است!

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

در مسیر سیر و سلوک و حرکت به سوی نور و معنویت و روحانیت، سوره یس از نقشی اساسی برخوردار است و رکنی بی بدیل به شمار می رود.

مقصود سیر و سلوک
آنان که دینداری پیشه کرده و خود را ملزم به اطاعت از فرامین الهی ساخته‌اند، به دو دسته تقسیم می گردند :

گروه اول که اکثریت دینداران را تشکیل می دهند، مۆمنانی هستند که رستن از جهنم و عذاب و دستیابی به بهشت و سعادت را غایت اعمال و عبادات خود قرار داده اند .

گروه دوم که همان نخبگان و برگزیدگان مۆمنین می باشند، افرادی هستند که در راه رسیدن به «مقام قرب الهی» حرکت می کنند و در این مسیر سه هدف را پیش رو و سر لوحه اعمال خود قرار داده اند که آن سه عبارتند از: ۱٫قرب الی اللّه، ۲٫رضوان اللّه، ۳٫لقاء اللّه.

در حقیقت، اینان در پی آن هستند که در مرتبه نخست، خود را از خصلت های منفی پاک، و از ظلمت و تاریکی های جهان مادی رها سازند و به صفات و خصلت های الهی بیارایند تا در نتیجه چنان رستن و آراستنی، به مقام قرب الهی برسند و مستوجب رضوان، نظر و خشنودی خدا گردند، اما در عین حال، آنان بالاترین مقصود و والاترین آرزوهای خویش را رسیدن به لقاء الله قرار داده اند و از تمام رفتار، گفتار و حرکات خود آن مقصد والا را می جویند.

منظور ما هم از سیر و سلوک قرار گرفتن در همین مسیر می باشد و مقصود از سالک الی الله، چنین اشخاصی هستند که در مسیر قرب، رضوان و لقاء الهی کوشش می کنند.

از این نظر، دستیابی به بهشت هم، از آن جهت برای سالک الی الله مطلوب است که مکان قرب خدا و ساکنان آن شامل خشنودی رضوان پروردگار و شاهد جمال و جلال الهی هستند و جهنم نیز به آن دلیل منفور و تلخ و دردناک می باشد که مکان دوری از خدا و جایگاه دورماندگان از لطف و رحمت خداوند است.

یاسین؛ رکن بی بدیل در سیر و سلوک
باید دانست که در مسیر سیر و سلوک و حرکت به سوی نور و معنویت و روحانیت، سوره یس از نقشی اساسی برخوردار است و رکنی بی بدیل به شمار می رود.

البته معنای این گفتار آن نیست که شخص سالک تنها با خواندن «یس» می تواند به هدف والای خود دست یابد، بلکه بدین معناست که لازم است با وجود انجام دیگر اعمال و عبادات، سوره یس در متن آنها قرار گیرد تا کاخ رفیع سیر و سلوک بنا گردد.

رکنیت یس را می توان در سه نقش اساسی این سوره شریف جست و جو کرد که آن سه عبارتند از:

۱٫فعال سازی
انسان شاهکار خلقت و موجود با عظمتی است که ظرفیت های بسیار و آمادگی های بی کرانی در او نهفته است؛ ظرفیت ها و آمادگی هایی که اگر به فعلیت برسند و نیروهای وجودی او را آزاد سازند، می توانند انسان را تا بلندترین قله های کمال پیش برند، اما افسوس که بیشتر اوقات، حتی یک هزارم این آمادگی ها هم، در وجود آدمی ظهور نمی یابد.

به عنوان نمونه، همه ما دارای چشم باطنی هستیم که اگر گشوده گردد، می تواند افق های دور دست و حقایق پر رمز و رازی را ببیند، همچنین از گوش باطنی برخورداریم که چنانچه شنوا گردد، همه نغمه های عالم بالا و سروش های آسمانی را خواهد شنید؛ و صدها توانایی نهفته دیگر که مهم، یافتن رمز و راز فعال سازی آنهاست.

تلاوت سوره های قرآن کریم نیز، از آثار آشکار و نهانی برخوردار می باشد، ثوابی که برای تلاوت سوره ها ذکر گردیده، همان اثر آشکار آنهاست، اما سوره های قرآن دارای اثرات پنهان فراوانی هستند که بروز آنها نیاز به یک عامل فعال ساز دارد.

سوره «یس» یکی از این عوامل فعال ساز است که هم می تواند توانایی های نهفته در وجود آدمی را ظاهر سازد و هم تلاوت آن، آثار آیات و سوره های قرآن کریم را بروز می دهد.

آن دسته از روایات نیز که از «یس» به قلب قرآن تعبیر کرده اند، ناظر بر همین ویژگی آن می باشد و به این معناست که همچنان که همه اعضاء تنها در پرتو وجود قلب می توانند فعالیت و حرکت کنند و آثار خود را آشکار سازند، آثار و توانایی های آدمی نیز، تنها در پرتو «یس» فعال و هویدا می گردد.

اهمیت و جایگاه این نقش از سوره یس تا بدانجاست که می توان گفت: تنها وجود همین ویژگی برای آن بس است که انسان همچون غلامی حلقه به گوش، خود را در آستانه این سوره شریفه قرار دهد تا از نردبان کمالات بالا رود و در سایه تأثیرات آن به غیب جهان برسد.

و به این ترتیب، چیزهایی را ببینید که دیگران نمی بینند، سروش هایی را بشنود که دیگران نمی شنوند و به آنچه که در تصور هیچ کس نمی گنجد، آگاه گردد.

۲٫ افزون سازی
در دین مقدس اسلام برای هر یک از اعمال نیک و عبادی همچون، نماز، روزه ، حج ، زکات و… ثوابهای بسیاری برشمرده شده است که گاهی مزیت‌ها و شرایطی همراه آنها می شود و آن ثواب ها را افزون می سازد.

به عنوان نمونه، خواندن قرآن در نماز و خواندن نماز در مسجد ثواب این دو عمل نیک را نسبت به شرایط معمولی انجام آن افزون می سازد. بنابراین همراه شدن یک عمل نیک با زمان و مکانی خاص ، سبب افزایش ثواب آن می گردد.

خواندن سوره «یس» نیز در کنار سایر اعمال عبادی و معنوی از چنین نقشی برخوردار است، یعنی، ثواب آنها را تا چند برابر افزایش می دهد و از این نظر، می توان آن را به عسلی تشبیه کرد که بنابر یافته های گیاه شناسی، چنانچه با هر گونه گیاه دارویی، استفاده شود، خواص درمانی آن را چندین برابر می سازد.

تفاوت سوره «یس» با دیگر مزایای افزون ساز در آن است که آنها تنها در عملی خاص اثر می گذارند. مثلاً مسجد تنها ثواب نمازی را که در داخل آن خوانده شود، زیاد می کند و نسبت به نمازی که در خارج آن خوانده شود ، یا هر عمل دیگری که در خارج آن انجام شود ، اثری ندارد.

اما از روایات اهل بیت در مورد فضیلت سوره «یس»، چنین برداشت می گردد که خواندن سوره «یس» می تواند بر اثر هرگونه از اعمال نیک پرتو افکند و ثواب همه آنها را افزایش دهد، بالاتر اینکه بر اعمال آینده نیز تأثیر می گذارد و آنها را دگرگون می سازد، به طوری که وقتی انسان، پس از اعمال نیکی که در طول روز انجام داده است، به خواندن این سوره شریفه بپردازد، نه تنها از ثواب فراوان قرائت این سوره برخوردار شده است، بلکه به وسیله «یس» ثواب دیگر اعمال نیک خود را افزون ساخته است.

به همین جهت می باشد که در روایات، همواره سفارش شده است که: «در هنگام خواب سوره یس بخوانید، تا نور بر اعمال گذشته و آینده شما سرازیر گردد».

۳٫ شتاب دهندگی
به منظور روشن شدن مفهوم این ویژگی بزرگ سوره «یس» می توان به این مطلب توجه نمود که برخی مواد طبیعی از خاصیت شتاب دهندگی (کاتالیزور) برخوردارند، به این معنا که می توانند شیئی را که مسافتی را در مدت یک ساعت طی می کرده است، قادر سازند تا همان مسافت را در مدت ده دقیقه طی کند.

اعمال نیک نیز همگی این نتیجه را پیش رو دارند که آدمی را به سرمنزل مقصود نزدیک می کنند، اما آنچه در این میان مهم است، آن می باشد که برخی از اعمال نیک سریع تر ما را به هدف می رسانند و برخی دیرتر و گاهی با متحمل ساختن سال‌ها رنج، به سخن دیگر، هدف از انجام عبادات رسیدن به حقیقت توحید است.

به طور معمول، سالیان سال زحمت و رنج می طلبد تا سالک به این مقصد والا دست یابد، اما سوره یس در میان این اعمال می تواند نقش شتاب دهنده داشته باشد و رسیدن به مقصد را در کوتاهترین زمان ممکن میسر سازد.

بنابراین، اگر اعمال نیک را همچون مرکبی در راه تقرب به خداوند تصور نماییم، «یس» را می توان شتاب دهنده ای دانست که آن اعمال را به مرکبی تیز رو که بتوانند در کوتاهترین زمان ممکن انسان را به سر منزل مقصود برسانند،تبدیل می کند.

حال از رهگذر آشنایی با این سه نقش اصولی سوره شریفه «یس» می توان به جایگاه بلند و علت رکنیت آن در سیر و سلوک پی برد و از همین رهگذر تفاوت مکتب سیر و سلوکی اهل بیت را با سایر مکاتب انحرافی دریافت.

به امید آنکه بتوان از این آموزش اهل بیتی بهره کافی را به دست آورد.

منبع :
سایت حوزه

طریقه ختم سوره یس

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

ه نیت حاجت وضو گرفته و رو به قبله با حضور قلب صد بار صلوات بفرستد و شروع در خواندن سوره نماید و حاجت خود را در سه جا به خاطر بگذارند و از خداون بخواهد یکی بعد از((امام مبین))(آیه ۱۲) و یکی بعد از ((کل فی فلک یسبحون))(آیه ۴۱) و دیگری بعد از ((سلام قولا من رب رحیم))(آیه ۵۹) و چون به آیه ((سلام قولا من رب رحیم)) رسیده سی و چهار بار یا چهارده بار آیه را تکرار کند و چون خواندن سوره تمام گردید این دعا را بخواند:

نوع دیگر ختم سوره یس:
سوره یس را بخواند و چون به آیه((سلام قولا من رب رحیم)) برسد آیه را هفتاد مرتبه تکرار نماید و مطلب و حاجت را از حق تعالی بخواهد که مجرب است.

طریقه دوم ختم سوره مبارکه یس
از روز جمعه شروع کند تا روز پنج شنبه و هر روز سه بار سوره را بخواند که در مدت یک هفته بیست و یک بار سوره را خوانده باشد و هر روز بعد از فراغ این دعا که از ادعیه صحیفه سجادیه و همچنین در مفاتیح الجنان آورده شده است را بخواند:

و همچنین اگر بتواند در یک مجلس بیست و یک مرتبه سوره را بخواند از برای هر مطلب تجربه شده است و لکن:

به جهت وسعت رزق از روز پنج شنبه شروع کند
و جهت دفع دشمن دین از روز سه شنبه شروع کند
و به جهت رفعیت و عزت از روز یک شنبه شروع کند
و از برای علوم و دین روز چهار شنبه شروع نماید.

طریقه سوم ختم سوره یس
جهت مطالب شرعیه:هر کس این سوره با این ترتیب پنج روز هر روز به نیت یکی از خمسه النجباء بخواند.

روز اول به نیت پیغمبر(ص)
روز دوم به نیت علی(ع)
روز سوم به نیت فاطمه (س)
روز چهارم به نیت امام حسن(ع)
روز پنجم به نیت امام حسین(ع)

و بعد از تمام شدن بگوید الهی این پنج بزرگوار را به تو شفیع آوردم که فلان حاجتم را برآور,
ان شا الله مستجاب گردد.

و همچنین اگر در کاری فرو مانده باشی و تدبیر کار خود را ندانی در سوره یس هفت جا ایه مبین است سوره را بخواند و به هر مبین که رسد حاجت بخواهد بعد از اتمام آنچه میتواند صدقه دهد که ان شا الله حاجت روا شود.

منبع:

فضیلت و خواص سوره یس

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

سوره یس

س، و نام های دیگرش «عزیزه؛ معمّه(شامل شونده)، مدافعه قاضیه(دفع کننده برآورده) سی و ششمین سوره قرآن است که مکی و دارای ۸۳ آیه است.

از رسول گرامی اسلام روایت شده قرائت کننده این سوره نزد خداوند شریف خوانده می شود و این سوره برای قاری خود شفاعت می کند.

در روایتی دیگر از ایشان آمده: سوره «یس» در تورات «معمّه: شامل شونده» نام دارد چون خیر دنیا و آخرت را شامل حال قرائت کننده خود می کند و بلاهای دنیا و سختی های آخرت را از او دور می کند.

و نیز «قاضیه: دفع کننده برآورنده» نامیده می شود چون از قاری خود، هر بدی را دفع کرده و همه حاجت های او را روا می کند و قرائت آن سوره پاداشی برابر بیست حج دارد. و گوش سپردن به صدای قرائت آن، معادل با ثواب هزار دینار انفاق در راه خداست.۱

در فضیلت این سوره از حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده: هر کس سوره «یس» را قرائت نماید مانند آن است که ده بار قرآن را ختم نماید. ۲

ایشان همچنین فرمودند: هر کس سوره «یس» را برای رضای خدا بخواند خداوند او را خواهد بخشید و اجری همانند ۱۲ ختم قرآن به او خواهد داد و اگر برای مریض در شرف مرگی خوانده شود، به تعداد حروف این سوره ۱۰ فرشته نزد او به صف شده و برای او استغفار کرده و شاهد قبض روحش بوده و جنازه اش را تشییع می کنند و بر او نماز گزارده و شاهد دفنش هستند. ۳

از ابی بصیر روایت شده که حضرت صادق علیه السلام فرمودند: براستی برای هر چیزی قلبی است و قلب قرآن سوره یاسین است هر کس آن را قبل از خواب یا در روز، قبل از آنکه شام شود بخواند در آن روز از محفوظین و بهره مندان باشد تا آنکه شام کند و هر کس در شب قبل از خواب آن را تلاوت کند خداوند بر وی ۱۰۰۰ فرشته بگمارد تا او را از شر بدی و هر شیطان رانده شده و هر آسیب حفظ کنند و هر گاه در همان روز بمیرد خداوند او را وارد بهشت گرداند و ۳۰ هزار فرشته هنگام غسلش گرد آیند و برای او طلب آمرزش کنند و با استغفار او را مشایعت و بدرقه نمایند تا کنار قبر، و چون او را به قبر برند آن فرشتگان جمله در قبر با وی درآیند و خدا را عبادت کنند و ثواب او را به مرده دهند و قبرش تا هر کجا که چشم ببیند فراخ گردد و از فشار قبر ایمن باشد و همیشه از قبرش تا آسمان نوری تابان باشد تا اینکه خداوند او را از قبر بیرون آرد و چون او را برانگیخت فرشتگان خدا با او هستند و بدرقه اش کنند و با وی به گفتگو پردازند و به رویش لبخند زنند و به هر خیر و نیکی مژده اش دهند تا او را از صراط و میزان بگذرانند و در پایگاه قربی او را بدارند که هیچ مخلوقی را جز مقربان و فرستادگان حق آن مقام و منزلت و قرب را باشد، و وی با پیامبران در آن درگاه نزد خدای تعالی باز ایستد و با غمخواران غم نخورد و با اندوهگینان اندوه نکشد و با زاری کنندگان زاری نکند.

آنگاه خداوند تعالی گوید: ای بنده من شفاعت کن هر که را خواهی ،که شفاعت را درباره همه بپذیرم و حاجت بخواه که هر چه خواهی به تو دهم پس وی حاجت را از خدا بخواهد که برآورده شود و شفاعت کند که پذیرفته گردد و حساب او را چون دیگران نکشند و در آنجا چون دیگران بازداشت نشود و چون از زبونان و خوار شدگان زبون و خوار نگردد و به نکبت گناه و عمل زشتی که از او سر زده گرفتار نشود و برات آزادی او را سر گشاده بدو دهند تا اینکه از درگاه الهی به زیر آید و همه مردم از روی تعجب گویند: «سبحان الله» این بنده را حتی یک گناه نبود او از همدمان محمد صلی الله علیه و آله وسلم خواهد شد.

از جابر جعفی روایت شده که امام باقر علیه السلام فرمودند: هر کس سوره یاسین را در عمر خود یک بار بخواند خداوند به شماره تمام آفریده هایش در این جهان و آن جهان و آنچه در آسمان است به عدد هر یک ۲۰۰۰ حسنه در نامه عملش ثبت فرماید و به همین مقدار از گناهان او محو سازد و دچار تنگدستی و زیان و بدهکاری و خانه خرابی نشود و بدبختی و دیوانگی نبیند و مبتلا به جذام و وسواس و دودلی و بیماری های مضر نگردد و خداوند سختی و دشواری مرگ را بر او آسان کند و خود متصدی و مباشر قبض روح او باشد و از جمله کسانی خواهد بود که خداوند فراخی زندگی او را به عهده گرفته و ضامن خوشحالی او هنگام مرگ گردیده و خشنودیش را آخرت تضمین کرده و همه فرشتگان آسمان و زمین را خطاب فرموده که من از بنده راضی هستم پس برای او آمرزش بطلبید.۴

آثار و برکات سوره

۱) آثار دهگانه قرائت سوره یس:
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم به امیرالمؤمنین فرمودند: ای علی! «یس» را بخوان که در آن ده اثر است: هر که آن را قرائت کند:

۱) اگر گرسنه باشد سیرگردد؛

۲) اگر تشنه باشد، سیراب گردد؛

۳) اگر عریان باشد، پوشانیده گردد؛

۴) اگر عزب باشد، ازدواج کند؛

۵) اگر ترسان باشد، امنیت یابد؛

۶) اگر مریض باشد، عافیت یابد؛

۷) اگر زندانی باشد، نجات یابد؛

۸) اگر مسافر باشد، در سفرش یاری شود؛

۹) نزد میت خوانده نمی شود مگر اینکه خدا بر او آسان گیرد؛

۱۰) اگر گمشده داشته باشد، گمشده اش را پیدا کند.۵

۲) پیدا شدن گمشده
شخصی به امیرالمؤمنین علی علیه السلام عرض کرد: بفرمایید وقتی چیزی یا کسی گم می شود چه باید بکنم؟

حضرت فرمودند: دو رکعت نماز بخوان و در هر دو رکعت بعد از حمد «یس» بخوان و بعد از آن بگو: یا هادی الضالّهِ رُدَّ عَلَی ضالَّتی» ای هدایت کننده گمشدگان، گمشده ام را به من برگردان.

شخص می گوید: من این کار را کردم و بعد از مدتی خداوند گمشده ام را به من برگرداند.

۳) جهت امنیت یافتن از چشم زخم و شر جن
در کتاب المصباح آمده: هر کس سوره «یس» را با خود همراه داشته باشد از چشم زخم و از شر جنیان در امان بوده و خواب های خوش می بیند.۶

۴) داشتن قلبی نیرومند و ذهن قوی
اگر می خواهید قلبی نیرومند و ذهنی قدرتمند داشته باشید به سخن امام صادق علیه السلام عمل کنید که فرمود: هر کس در نهم شعبان سوره «یس» را با گلاب و زعفران نوشته و بنوشد در حفظ و امان خواهد بود و قلبش نیرومند و ذهنش قوی می گردد۷

۵) برای دیدن پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم در خواب
در حاشیه زادالمعاد علامه مجلسی آمده جهت دیدن پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم در خواب، سه شب و هر شب سی مرتبه «آیه ۴۲ یس» را بخواند.۸

۶) رفع فقر
جهت رفع فقر هر بامداد «آیه ۶۸ یس» را قرائت کند.۹

۷) دوای دردها
از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است: هر کس سوره یس را نوشته و پس از شستن از آب آن بنوشد در درونش هزار گونه دوا و نیز هزار گونه نور و یقین و برکت و رحمت را وارد کرده است و هر گونه دردی را از او دور می کند. ۱۰
در فضیلت این سوره از حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده: هر کس سوره «یس» را قرائت نماید مانند آن است که ده بار قرآن را ختم نماید

ختم مجرب
برآورده شدن حاجت مشروع

۱) یکی از بزرگان و عارفان می گوید:

سوره یاسین را بسیار می خواندم و هر حاجتی که داشتم به تلاوت این سوره به این شکل مداومت می نمودم.

در سوره یس هفت «مبین» وجود دارد؛ به هر مبین که رسیدی این دعا را ۳مرتبه بخوان:

«بسم الله الرحمن الرحیم، سبحان المنفّس عن کل مدیون، سبحان المفرج عن کل محزون، سبحان الناصر عن کل مظلوم، سبحان المخلص عن کل مسجون، سبحان من جعل خزائنه بین الکاف و النون، سبحان انما امره اذا اراد شیئاً ان یقول له کن فیکون، سبحان الذی بیده ملکوت کل شی و الیه ترجعون.»۱۱

۲) از حضرت سلمان فارسی رحمة الله روایت شده اگر کسی ده روز بعد از نماز صبح قبل از سخن گفتن با کسی، سوره یس را بخواند و این دعا را قبل از تلاوت سوره مزبور ده مرتبه بخواند بعد سوره را بخواند هر حاجتی را که بخواهد انجام شود. انشاءالله زیرا که اسم اعظم خداوندی در این دعا است:

«بسم الله الرحمن الرحیم، یا قدیم یا دائم یا حی و یا قیوم یا فرد و یا وتر یا واحد یا احد یا صمد یا من لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفواً احد و صلی الله علی محمد و اله اجمعین برحمتک یا ارحم الراحمین.»۱۲

۳) کسی که می خواهد مشکلش حل شود شب جمعه، چهار رکعت نماز بخواند و به این ترتیب که می آید:

در رکعت اول: بعد از سوره «حمد» سوره «یس» را بخواند و سپس به رکوع رود و هنگامی که سر از رکوع بر می دارد صد مرتبه این ذکر را بگوید:

«واذا سلک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوة الداع اذا دعان فلیستجیبوا لی ولیومنوا بی لعلهم یرشدون» (بقره، ۱۸۶).

در رکعت دوم: حمد را دو مرتبه، سوره «یس» را یک مرتبه بخواند و بعد از آن قنوت را بجای آورد و به رکوع رفته و پس از سر برداشتن از رکوع همان ذکر (بقره، آیه ۱۸۶) را صد مرتبه تکرار کند و به سجده رود و پس از دو سجده تشهد را بخواند اما بدون سلام برخیزد مثل کاری که در نماز ظهر انجام می دهد.

در رکعت سوم: «حمد» را سه مرتبه و «یس» را یک بار و رکوع را بجای آورد و پس از سربرداشتن از رکوع این ذکر را صد مرتبه بگوید: «فسیکفیکهم الله و هو السمیع العلیم»(بقره، آیه ۱۳۷).

در رکعت چهارم: حمد را چهار مرتبه بخواند و «یس»را یکبار بخواند و بعد از رکوع بگو: «یا ربِّ إدْفَعْ عَنّی الضُّرَّ وَ انْتَ اَرْحَمُ الراحِمینْ» .

پس از دو سجده و تشهد و سلام به سجده برود و پیشانی را برزمین بگذارد و صد مرتبه این ذکر را بگوید: «استغفرالله» و بعد از آن گونه راست را بر زمین بگذارد و صد مرتبه بگوید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد» و بعد گونه چپ را بر زمین بگذارد و بگوید: «انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون» (یس، ۸۲) و پس از آن حاجت را بخواهد که انشاءالله برآورده خواهد شد.۱۳

۴) برای برآورده شدن جمیع حاجات و سایر مهمات مجرب است به هر نیت که باشد سه نوبت سوره «یس» بخواند و هر نوبت که می خواند احتیاط می کند هرگاه به لفظ مبین می رسد یک انگشت خود را گره می کند بعد از آنکه سوره را تمام کرد سه نوبت این دعا را بخواند:

«سبحان المفرج عن کل مهموم سبحان المنفس عن کل مدیون سبحان من جعل خزائنه بین الکاف و النون انّما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون فسبحان الذی بیده ملکوت کل شی ء و الیه ترجعون یا مفرج الهم فرج یا مفرج الهم فرج یا مفرج.» ۱۵

پی نوشت ها :
(۱) مجمع البیان،ج۸، ص۲۵۴
(۲) الدر المنثور، ج۵، ص ۲۵۶٫
(۳) مجمع البیان، ج۸، ص ۲۵۴٫
(۴)الدعوات، ص۲۱۵
(۵)المصباح کفعمی، ص۱۸۲
(۶)المصباح کفعمی، ص۳۱۳
(۷) مستدرک الوسائل، ج۴، ص۳۱۳
(۸)زاد العماد، ص۵۱۱
(۹) همان، ص۴۹۰
(۱۰)مجمع البیان، ج۸، ص۲۵۴
(۱۱) قرآن درمانی روحی و جسمی، ص۱۸۷
(۱۲)گوهر شب چراغ، ج۲، ص۱۸
(۱۳)بحارالانوار، ج۸۹، ص۳۲۱
(۱۴)کشکول ارومیه ای،ص۱۴۸

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی

درمان با قرآن

anhar.ir


ثواب خواندن سوره یس

از فشار قبر ایمن خواهد بود؛ و پیوسته از قبرش تا پهنه آسمان نوری می درخشد تا هنگامی که خداوند او را از قبرش خارج نماید.

اغلب مۆمنین شناخت عمیقی از «سوره یس» ندارند و از مناقب و فضائل و آثار دنیوی و اخروی آن غافل هستند. لذا در دام مشکلات، غم‌ها و غصه‌ها و کدورت‌ها گرفتار می مانند. اما در مجلس محبّت و مودّت مقرّبان درگاه خداوند، از «سوره یس» سخن بسیار است و انسان با اندک توجّهی به بیانات پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) و بزرگان مکاشفه و سیر و سلوک، به این حقیقت پی می برد که سوره یس از موقعیت ویژه و مرتبه‌ای بس بلند برخوردار است و اگر آدمی بتواند با آن فضایل و مناقب آشنا شود، خواهد توانست فواید کاملی را از آن خود سازد.

امامان (علیهم السلام) برای این که مۆمنان را از موقعیت ممتاز این سوره که چونان قلّه‌ای پوشیده از فضایل است، آگاه کنند، فرموده اند: «یس قلب قرآن است».

موقعیت ممتاز و جایگاه برتر و منحصر به فرد بودن قلب در بدن انسان بر کسی پوشیده نیست. سوره یس نیز دارای همان موقعیت و جایگاه در میان دیگر سوره ها است و از این رو لازم است قدری از برداشت سطحی و عمومی از این سوره فراتر رویم و با بخشی از فضایل و مناقب این سوره آشنا شویم.

چنین نیست که فضایل و عجایب سوره یس تنها در زمانه خاصّی کشف شده باشد. با مطالعه تاریخ در می یابیم از همان صدر اسلام، از این سوره با شگفتی یاد می‌شده و فضایلش معروف بوده است. حتّی گاهی بزرگانی را به فکر وا می داشته که این همه فضیلت برای این سوره ناشی از کدام یک از آیات آن است.

ابن عباّس می گوید: مدّت ها فکر می کردم که منشأ این همه فضیلت در سوره یس چیست. او می‌گوید تمام آثار و فضایل این سوره به دلیل وجود این آیه شریفه ‌است: «إنَّما أمْرُهُ إذا أرادَ شَیئاً اَنْ یقولَ لَهُ کُنْ فَیکُونَ» «همانا فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند، تنها به آن می گوید: «موجود باش!» آن نیز بی درنگ موجود می شود.»

طرز خواندن سوره یس
بزرگانی که خود با این سوره مأنوس بوده‌اند اغلب برای شاگردان و افراد پاک نهاد در مورد قرائت آن سوره دستورالعمل هایی نیز داشته‌اند.

متألّه بزرگ قرآنی و عارف بلند پایه، آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی خراسانی (ره) به شاگردان خود چنین سفارش می کردند که هر شب قبل از خواب، سوره یس را بخوانید، ولی قبل از شروع و بعد از اتمام آن، ۱۴ صلوات بفرستید. یعنی این سوره را در بین این صلوات‌ها قرار دهید. بی شک این ۱۴ صلوات هم یکی از اسرار مهم سیر و سلوکی در مکتب اهل بیت است.

آن بزرگ مرد فرموده بودند: بنده در زندگی به هر چه که رسیده‌ام و هرچه به دست آورده‌ام از برکت این سوره می باشد.

با توجه به این فرمایش می‌توان گفت: «یس در این مکتب، محور سیر و سلوک و نردبان رسیدن به بالاترین مقامات معنوی می‌باشد»

امام صادق علیه السّلام فرمودند:
هر چیزی قلبی دارد و قلب قرآن سوره یاسین است. کسی که قبل از خواب یا در روز آن را تلاوت کند، در آن روز محفوظ بوده و روزی می خورد.

و کسی که در شب قبل از خواب آن را تلاوت نماید، خداوند هفتاد هزار فرشته را بگمارد تا او را از شر شیطان رانده شده و هر آفتی حفظ نمایند؛ و اگر در فردای آن شب بمیرد، خداوند او را به بهشت می برد و سی هزار فرشته به هنگام غسل او حاضر می شوند که همگی برای او استغفار می نمایند و با استغفار برای او، تا قبرش او را تشییع می نمایند؛ و هنگامی که وارد قبرش می شود، آن فرشتگان در داخل قبر او عبادت می کنند و ثواب عبادت آنان برای او خواهد بود؛ و به اندازه میدان دید چشمهایش، قبرش را وسعت می بخشد؛ از فشار قبر ایمن خواهد بود؛ و پیوسته از قبرش تا پهنه آسمان نوری می درخشد تا هنگامی که خداوند او را از قبرش خارج نماید.

و هنگامی که او را از قبرش خارج نمود، فرشتگان خداوند پیوسته با او هستند و او را بدرقه کرده با او صحبت نموده، در صورت او می خندند و او را به تمامی خیرات مژده می دهند. و بدین ترتیب، او را از پل صراط و میزان عبور داده و به گونه ای او را به خداوند نزدیک می نمایند که کسی نزدیکتر از او به خدا نباشد، مگر فرشتگان مقرّب خدا و پیامبران فرستاده او.

او همراه با پیامبران در برابر خداوند می ایستد و هنگامی که دیگران غم و اندوه دارند و بی تابی می نمایند، او غم و اندوهی نداشته و بی تابی نمی نماید. آنگاه پروردگار متعال به او می فرماید:

شفاعت کن که من همه شفاعت های تو را می پذیرم و بخواه که هر چه را بخواهی به تو عطا می نمایم. او نیز می خواهد و عطا می شود و شفاعت می کند و پذیرفته می شود. و هنگامی که از عده ای حساب می کشند و آنان را نگهداشته و ذلیل می شوند، او حسابی نداشته و او را نگه نمی دارند، ذلیل نمی شود؛ بخاطر هیچ کدام از کارهای بدش بدبخت نمی شود و نامه عملش را باز کرده و به او می دهند. آنگاه از نزد خداوند پایین می آید و مردم می گویند: سبحان اللَّه! این بنده خدا هیچ خطائی نداشت و از همنشینان حضرت محمد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم است.

امام باقر علیه السّلام فرمودند: کسی که یک بار در عمر خود سوره یس را بخواند، خداوند به شماره هر آفریده ای در دنیا و هر آفریده ای در آخرت و در آسمان دو هزار حسنه برای او نوشته و دو هزار گناه او را پاک می نماید و دچار فقر، زیان مالی، زیر آوار ماندن، بیچارگی، دیوانگی، جذام، وسواس و بیماری زیانبخش نمی شود.

و خداوند سختی های مرگ و ترس های آن را برای او آسان نموده و قبض روح او را خود به دست می گیرد و از کسانی خواهد بود که خداوند برای آنان گستردگی در زندگی، خوشحالی هنگام زیارت خداوند و رضایت به ثواب الهی را در آخرت برای آنان تضمین نموده است. و خداوند متعال به تمام فرشتگان آسمانی و زمینی اش می فرماید: همانا که از فلانی راضی شدم؛ پس برای او استغفار نمایید.

منابع:
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال
وبلاگ معارف قرآن

تبیان

چرا سوره یس قلب قرآن است؟

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

سوره یاس

هر چیزی قلبی دارد و قلب قرآن سوره ی یاسین است

کمتر سوره ای در فضیلت، مانند سوره ی یاسین است. در فضیلتش همین بس که گفته اند: اِنّ لِکلِّ شیءٍ قلباً القرآنِ سورةُ یاسین: هر چیزی قلبی دارد و قلب قرآن سوره ی یاسین است.۱

سوره یاسین
با بررسی این سوره چنین می یابیم که آیات سوره یس به طور کلی به سه بخش تقسیم می شود، و هر بخش یکی از اصول اعتقادی اسلام را بیان می کند، بخشی از آن که از ابتدای سوره شروع می شود نحوه مواجهه مردم را با انبیاء الهی بیان می کند در واقع به اصل اعتقادی نبوت می پردازد و سپس مردم و حال آن ها را در پذیرش یا عدم پذیرش دعوت انبیاء شرح می دهد.

بنابر نظر برخی از صاحب نظران معتقدند سوره یس از این جهت قلب قرآن نامیده شده که مطالب اصلى قرآن مجید را به طور سربسته در بردارد.

یعنی تمام مطالب و مبانی که در کل قرآن کریم آمده است در این سوره اجمالا مطرح شده است و اگر فردی بر تلاوت این سوره مبارکه تداوم داشته باشد و بر آیات آن دقت و تدبر داشته باشد گویا همه قرآن را درک کرده است و این موضوع از اهمیت بالایی برخوردار است.

اساس قرآن بر معرفى مبدأ و معاد است. یعنی توحید و قیامت و لازمه خداشناسى و توحید، شناخت و معرفت نسبت به پیامبران خدا است. دنبال این اهداف، مجادله و مبارزه با کفار و مشرکین، استدلال بر درست بودن راه خداپرستان و باطل بودن دیگران می باشد و بالأخره داستان بهشت و بهشتیان و نعمت هایى که در آن است و دوزخ و دوزخیان و رنج هایى که در آن است؛ مطرح شده است.

با یک نظر اجمالى به این حقیقت مى رسیم که مطالب اصلى قرآن که مربوط به مبدأ و معاد و دعوت به آن است در این سوره جا دارد، بقیه امور فرع است؛ لذا قلب قرآن آیات خداشناسى است که مبدأ و معاد خداست و مبانی و اصول دین می باشد و سوره “یس” این مبانی را دارا است و می توان نام آن را قلب قرآن نامید.

سوره یس

قلب؛ حیات مادی و معنوی
همان گونه که قلب، حیات جسمانی انسان را تأمین می کند، این عقاید سه گانه هم حیات دینی انسان را تأمین می کند. اگر عقاید ثلاثه نباشد، به طور مسلّم دین انسان، حیاتی ندارد! خود نماز و حرکت بدن به تنهایی ارزشی ندارد، امساک معده از غذا ارزشی ندارد؛ انفاق کردن فقط بخشیدن مال و دارایی نیست. اگر تمام این اعمال از اعتقاد به خدا و اعتقاد به معاد منبعث شود، ارزش پیدا می کند!

بنابراین عقاید سه گانه در دین انسان، کار قلب را انجام می دهد، آن طور که قلب در بدن عامل حیات است، عقاید ثلاثه هم در دین انسان، عامل حیات است. در تمام سوره های قرآن، به توحید و نبوّت و معاد اشاره شده است، ولی در سوره یاسین، این سه عقیده یعنی اعتقاد به توحید، نبوّت و معاد، به نحو جامع و بالغ آمده است و احتمالاً به همین علّت سوره ی یاسین در قرآن مثل قلب است در بدن انسان.

آنچه دلیل بر حقّانیّت قرآن است، حکیم بودن آن است و تمام محتویاتش حکمت است و حکمت هم حقایق منطبق بر واقعیت هاست. پس قرآن چون دارای حکمت است، حقّ می باشد نه چون خدا قسم خورده حقّ است…

قلب قرآن در بیان مرحوم علامه طباطبایی (ره)
مرحوم علامه طباطبایی (ره) فرمود ما از استادمان مرحوم قاضی سوال کردیم چرا سوره یاسین قلب قرآن است؟ ایشان گفتند به مناسبت آیات پایانی سوره یاسین است.

کلام آخر …دو نکته در باب قلب قرآن
قلب عالم وجود محمد است که « لولاک لما خلقت الافلاک» پس همه موجودات به طفیل محمد موجود گردیدند و منظور از یس سید انبیاء محمد مصطفی صلی الله و علیه و آله است .

بنابراین سوره ای هم که ویژه محمد باشد نسبت به همه قرآن قلب قرآن می گردد و همان طوری که خود محمد قلب عالم وجود است از همان نخستین آیه، سید انبیاء محمد صلی الله و علیه و آله را مخاطب قرار داده و به قرآن حکیم سوگند می خورد که او از فرستادگان به حق خداست پس از آیاتی چند صریح می فرماید: همه اشیاء را در پیشوای آشکار کننده جادادیم و ضبط نمودیم از سعه روح محمدی خبر می دهد که همه عوالم وجود در او پیچیده و جاداده شده است مرکز و قلب عالم، محمد است.

دومین نکته که به نظر می رسد سوره یس مطالب اصلی قرآن مجید را به طور سربسته در هر جلد با اساس قرآن بر معرفی مبدأ و معاد است و لازمه خداشناسی معرفت پیغمبران خداست …

با یک نظر اجمالی به این حقیقت می رسیم که مطالب اصلی قرآن که مربوط به مبدأ و معاد و دعوت به آن است در این سوره افتاده و بقیه امور فرع است لذا قلب قرآن، آیات خداشناسی است که مبدأ و معاد خداست و سوره یس آن را دارا می باشد. (قلب قرآن شهید دستغیب ص ۳ تا ۱۶)

============================

پی نوشت:
۱- وسائل الشّیعه، ج ۱، ص ۲۴۷

منبع:tebyan.net

پرسش
این‌که می‌گویند «سوره یس قلب قرآن است، و در خود این سوره آیه‌ای وجود دارد، که قلب سوره یس است. و در آن عدد مشخصی معیّن شده است که اگر آن آیه را به آن تعداد بگوییم چیزهایی مشاهده می‌کنیم»، آیا چنین چیزی در حدیثی آمده است؟ اگر آمده؛ آن آیه کدام آیه است و تعداد آن چقدر است؟

پاسخ اجمالی

در روایت به این نکته اشاره شده است ‌که سوره «یس» قلب قرآن است؛ چنان‌که امام صادق(ع) می‌فرماید: «هر چیزى، قلبى دارد و قلب قرآن سوره یس است».[۱]

برخی اندیشمندان اسلامی نیز آیاتی را به عنوان قلب سوره یاسین معرفی کرده‌اند:

۱٫ آیه پایانی سوره یس: «بنابراین [از هر عیب و نقصى‏] منزّه است خدایى که مالکیّت و فرمانروایى همه چیز به دست اوست، و به سوى او بازگردانده می‌شوید».[۲] این آیه شریفه بر این‌که خداوند صاحب ملکوت و هرچه در آن است، تأکید می‌کند؛ از این‌رو قلب این سوره معرفی شده است.[۳] این را از کلام ابن عبّاس برداشت کرده‌اند که گفت: «من نمی‌دانستم چگونه این فضیلت‌ها به قرائت سوره یس اختصاص یافته است، تا این‌که دانستم به خاطر این آیه است».[۴]

۲٫ قلب سوره یس آیه «سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحیمٍ»،[۵] است.[۶]

در منابعی که این آیات را به عنوان قلب سوره یس معرفی کرده‌اند، چیزی درباره خواص و تعداد خواندن آن چیزی نگفته‌اند.

همچنین؛ در مورد آنچه درباره قلب بودن این آیات گفته شد؛ روایتی از پیامبر اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) نیافتیم و شاید این موضوع، تفسیری استحسانی از جانب مفسران باشد یا مستند به روایتی باشد که به دست ما نرسیده است.

======================

[۱]. صدوق، محمد بن على‏، ثواب الاعمال و عقاب الأعمال، ص ۱۱۱، قم، دار الشریف الرضی للنشر، چاپ دوم، ۱۴۰۶ق؛ نیز ر. ک: «ثواب خواندن سوره یس»، سؤال ۳۷۶۹۹٫
[۲]. یس، ۸۳٫
[۳]. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر جوامع الجامع، ج ‏۳، ص ۴۰۰، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۷۷ش؛ حقی بروسوی، اسماعیل، تفسیر روح البیان، ج ‏۷، ص ۴۴۲، بیروت، دارالفکر، بی‌تا.
[۴]. تفسیر جوامع الجامع، ج ‏۳، ص ۴۰۰؛ بیضاوی، عبدالله بن عمر، انوار التنزیل و اسرار التأویل، بیروت، ج ‏۴، ص ۲۷۵، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
[۵]. «بر آنها سلام [و درود الهى] است این سخنى است از سوى پروردگارى مهربان»؛ یس، ۵۸٫
[۶]. بونى (م ۶۲۲ق)، احمد بن على، شمس المعارف الکبرى، ص ۱۷۵، بیروت، موسسة النور للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۴۲۷ق؛ بقاعی(م ۸۸۵ق)، إبراهیم بن عمر، نظم الدرر فی تناسب الآیات و السور، قاهره، دار الکتاب الإسلامی، بی‌تا؛ ابن عجیبه، احمد بن محمد، البحر المدید فی تفسیر القرآن المجید، تحقیق: قرشی رسلان، احمد عبدالله، ج ‏۴، ص ۵۵۷، نشر حسن عباس زکی، قاهره، ۱۴۱۹ق.

 فضیلت و خواص سوره طور

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

سوره طور

سوره طور پنجاه و دومین سوره قرآن کریم است

پنجاه و دومین سوره قرآن کریم است که مکی و ۴۹ آیه دارد.

در فضیلت این سوره از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده: کسی که سوره طور را قرائت نماید خداوند او را از عذاب ایمن داشته و به بهشت وارد می کند(۱)

در سخنی از امام صادق و امام باقر علیهما السلام نقل شده: هر کس سوره طور را قرائت کند خیر دنیا و آخرت را برای او جمع خواهد کرد(۲)

آثار و برکات سوره طور
۱) از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است: هر کس سوره طور را قرائت نماید و بر قرائت آن مداومت ورزد، اگر در زندان و در غل و بند باشد خداوند راه خروج و آزادی او را آسان می کند هر چند جرم های بزرگ داشته باشد(۳)

۲) امام جعفر صادق علیه السلام در برکات این سوره فرموده اندک هر کس بر قرائت سوره طور مداومت ورزد اگر زندانی باشد خداوند راه خروجش را آسان می کند هر چند بر گردنش حدّ واجب شده باشد و اگر مسافر باشد در طول مسافرتش از امور ناخوشایند و خطرات در امان می ماند و اگر بر موضع عقرب گزیدگی بپاشند به اذن خدا بهبود می یابد.(۴)

========================

پی نوشت:
(۱) مجمع البیان، ج۹،ص۲۷۰
(۲) ثواب الاعمال، ص۱۱۶
(۳) تفسیرالبرهان، ج۵، ص۱۷۵
(۴) همان
منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»

فضیلت و خواص سوره الرحمن عروس قرآن

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

سوره الرحمان

الرحمن و نام دیگرش «آلاء» (۱) پنجاه و پنجمین سوره قرآن است که مکی و ۷۸ آیه دارد.

در فضیلت سوره الرحمن از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده که فرمودند هر چیزی عروسی دارد و عروس قرآن سوره الرحمن است (۲)

و در رویات دیگری آمده : هرکسی سوره الرحمن را قرائت کند خداوند به ضعف و ناتوانی او رحم می اورد و او توانایی ادای شکر نعمت های خدادادی را پیدا می کند(۳)

امام صادق علیه السلام فرمودند: از قرائت سوره الرحمن و عمل به آن غافل نباشید زیرا این سوره در دل منافقان استقرار نمی یابد. در روز قیامت خداوند این سوره را به شکل انسانی در بهترین شکل و خوشترین بو وارد می کند تا اینکه در جایگاهی که نزدیکتر از آن وجود ندارد نزد خداوند می ایستد آنگاه خداوند می فرماید چه کسی در دنیا همواره تو را قرائت می کرد؟ سوره الرحمن در جواب می گوید ای پروردگارم فلان و فلان پس از آن چهره ایشان سفید و نورانی می شود خداوند به این گروه می فرماید هر کس را که دوست دارید شفاعت کنید آن گاه خداوند می فرماید به بهشت وارد شوید و هرجایی که دوست دارید سکونت گزینید(۴)

از امام صادق علیه السلام نقل شده: هر کس سوره الرحمن را قرائت کند و همه جا پس از آیه «فبای الاء ربکما تکذبان» بگوید: «لابشیء من الائک رب اکذب» اگر در آن روز یا شب از دنیا برود شهید محسوب می شود(۵)

از حضرت زهرا سلام الله علیها روایت شده است: قرائت کننده سوره الرحمن در ملکوت آسمانها و زمینها ساکن در بهشت فردوس خوانده می شود. (۶)

آثار و برکات سوره الرحمن
۱)آسان شدن امور
از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده: هر کس سوره الرحمن را بنویسد و به خود همراه داشته باشد خداوند هر کار سختی را برای او آسان می کند. (۷)

۲) درمان درد چشم
امام صادق علیه السلام فرمودند: اگر سوره الرحمن را بنویسند و همراه کسی که درد چشم دارد باشد، بهبود می یابد.(۸)

۳) بهبود بیماری طحال، قلب و…
مرحوم کفعمی در کتاب المصباح آورده است : اگر سوره الرحمن را بنویسند و بشویند و از آب آن بیاشامند برای بیماری طحال و دردها و بیماری های قلب مفید است و اگر نوشته آن را برای درد چشم و بیماری صرع به همراه داشته باشند بهبود میبخشد. (۹)

۴)آسان شدن وضع حمل
برای تسهیل وضع حمل آیه «سنفرغ لکم ایها الثقلان فبای الاء ربکما تکذبان» سوره الرحمن را بنویسند و بر پشت حامله ببندند بعد که فارغ شد آن را باز کنند. (۱۰)
_______________
پی نوشت:
(۱)درمان با قرآن، ص۱۰۶
(۲) مستدرک الوسائل، ج۴، ص۳۵۱
(۳) مجمع البیان، ج۹،ص۳۲۶
(۴)ثواب الاعمال، ص۱۱۶
(۵) همان
(۶)کنزالعمال، ج۲، ص۲۶۴
(۷)تفسیرالبرهان، ج۵، ص۲۳۸
(۸) همان
(۹)المصباح کفعمی، ص۴۵۸
(۱۰)درمان با قرآن، ص۱۰۸
منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»

quran.anhar.ir


WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها