فرصتی که برای فورد و جنرال در ایران از بین میرود

مسائل و اخبار روز اجتماعی, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

رادیوی بین‌المللی چین در تازه‌ترین گزارش خود نوشت که شرکتهای خودروسازی آمریکایی مانند فورد و جنرال‌موتورز که اکنون برای بازاریابی محصولات خود نیاز به مشتریهای جدید دارند، از حضور در بازار همیشه داغ و پرهیجان خودرو در ایران محروم شده‌اند.

به گزارش ایسنا، رادیوی بین‌المللی چین از تهران گزارش داده در صورت ورود خودروسازان آمریکایی به بازار ایران به اعتقاد کارشناسان اقتصادی آنها می‌توانستند جدیدترین محصولات خود را به راحتی جایگزین تویوتای ژاپن کنند.

رادیوی بین‌المللی چین در ادامه گزارش داده که “با توجه به این‌که ایرانی‌ها ۱۱۵ درصد عوارض واردات خودرو را به دولت پرداخت می‌کنند، در حقیقت دو برابر قیمت دیگر مردم جهان برای اتومبیل‌سواری خود هزینه می‌کنند. به این ترتیب می‌توان با اطمینان به این نتیجه رسید که آنها کشوری ثروتمند را در شمال خلیج‌فارس تشکیل داده‌اند.

هرچند در ایران نهایت سرعت مجاز تردد در اتوبانها ۱۲۰ کیلومتر است، اما فراهم نبودن بسترهای مناسب برای بهره گرفتن از سرعت سوپر اسپرت‌ها مانعی برای ثبت سفارش آنها نبوده است. از سوی دیگر ناهموار بودن راههای بین‌شهری، وجود دست‌اندازهای سرعت‌گیر غیراستاندارد در خیابانها و تردد خطرناک موتورسوارها از جمله عواملی هستند که لذت رانندگی با اتومبیل را در ایران از بین برده است.

در این بین تنها گروه کوچکی از صاحبان اتومبیلهای سوپر اسپرت نسبت به آنچه که خریداری می‌کنند، شناخت کامل فنی دارند و در این زمینه به طور حرفه‌ای فعالیت می‌کنند.

علاقه ایرانی‌ها به خریدن خودروهای جدید چنان رو به افزایش است که اروپا نیز آن‌را احساس کرده و مدتی قبل شرکت پورشه آلمان اعلام کرد از ۲۴ پورشه بسیار گران سفارش داده شده به این کارخانه توسط کشورهای خاورمیانه، ۱۲ دستگاه از آن به ایران ارسال شده است.”

به گزارش ایسنا، پیشتر شبکه خبری فاکس نیوز آمریکا از فروش ۱۷ میلیون دلاری شرکت خودروسازی پورشه در ایران خبر داده بود. براساس آمار گمرک ایران در سال ۱۳۹۰ بالغ بر ۵۶۳ دستگاه انواع خودروهای پورشه به ارزش حدود ۵۰ میلیون دلار وارد ایران شد. خودروهای پورشه عمدتا از امارات وارد ایران شدند. تعداد بسیاری محدودی از این خودرو نیز از طریق بحرین، اتریش و آلمان وارد ایران شدند. مدلهای وارداتی پورشه به ایران شامل پانامرا،‌ کاین،‌ باکستر، کررا و‌ کیمن می‌شوند. پورشه برنامه خود را برای سال جاری واردات ۸۰۰ دستگاه از خودروهایش به ایران اعلام کرده بود.

نگاهی به آمار نشان می‌دهد که خودروهای لوکس و فوق‌ لوکس وارداتی سهم بسیار ناچیزی در بازار خودروی ایران دارند، به‌ طوری که حتی قطع واردات این خودروها هیچ تاثیری بر بازار خودرو ایران نخواهد داشت. پیشتر نیز حجم واردات خودروهای بی‌.ام.و و بنز به ایران کاهش یافته بود که این اتفاق تاثیر چندانی بر بازار خودروها در ایران نگذاشته بود.

مثل یه بزرگمرد از این وضعیت بیا بیرون و نذار زنده به گور بشی

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, مسائل و اخبار روز اجتماعی, هنر و هنرمندان, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

با آدم ضعیف تر از خودتون تا حالا پینگ پونگ بازی کرده اید؟

منظورم اینایی هستن که تازه راکت بدست شده اند و چند ساعتی مربی داشته اند و تازه از استایل والیبال اومده اند تو تنیس روی میز! (با راکت اسپک میزنند!!!)

خیلی عجیبه که اینها چون بد بازی میکنند ، نمیتونی ببریشون و اصلا هم مهم نیست مهارتت !

طرف عملا یه بازی دیگه میکنه و توهم زده که پینگ پونگ داره بازی میکنه…

من و تو هم عملا تو این توهم وقتمون حروم میشه واتفاق بدتر اینه که وقتی با یه آدم حسابی میری پای بازی میبینی مهارتت خیلی کم شده و طول میکشه تا برسی به سطح بازی اصلی خودت!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

اینها را نوشتم تا بگم حرف اصلیم را :

وقتی با یه آدم کم فهم معاشرت میکنی یا آدمی که خودش را به نفهمی میزنه

وقتی با یه آدم خاله زنک دم به دم میشی

وقتی با آدم احمق دمخور میشی که قضاوتهای عجیب غریب و خرافی داره و تحملش میکنی ،

وقتی با یه آدم روبرو میشی که دغدغه هایش

) مسکن ورستوران و لباس برند و(!…

دیگه انتظار نداشته باش که :

از حروم شدن وقتت غصه بخوری

از درجا زدنت هم خجالت نمیکشی

از تجمع برنامه ای نصفه عمل شده و کارهای نیمه تمامت هم ککت نمیگزه

از نخواندن آخرین مقاله تخصصی رشته ات ، بهت بر نمیخوره

یا ندیدن فلان دانشمند و بلد نبودن مفاهیم بلند حافظ و مولوی و ….دردت نمیاره

داری بی غیرت میشی عزیزم

به مردنت ادامه بده

یا مثل یه بزرگمرد از این وضعیت بیا بیرون و نذار زنده به گور بشی و بشی یه مرده متحرک

دکتر علیرضا شیری – روانشناس

هدیه دزدی سارق میلیونی را لو داد

الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

هدیه دزدی سارق میلیونی را لو داد

حادثه > داخلی – گروه حوادث:
راز سرقت میلیونی از خانه مرد تاجر زمانی فاش شد که دزد آشنا طلاهای مسروقه را به دخترش هدیه داد.
اوایل تیرماه وقتی زوج جوانی از سفر اروپایی به خانه‌شان در شمال پایتخت برگشتند متوجه شدند که به خانه‌شان دستبرد زده شده. در این سرقت طلا و جواهرات آنها که حدود ۵۰میلیون تومان ارزش داشت به همراه دومیلیون تومان پول نقد، هزار دلار و مقداری یورو دزدیده شده بود.

با شکایت این زوج تحقیقات پلیس برای کشف راز سرقت شروع شد. صاحبخانه مدعی بود زمانی که او و خانواده‌اش بعد از سفری دو هفته‌ای به خانه برگشته بودند، حتی حفاظ در ورودی سالم بود و به هیچ در و پنجره‌ای آسیب وارد نشده بود. به همین دلیل مأموران حدس زدند که سرقت از سوی فردی آشنا صورت گرفته و سارق با در اختیار داشتن کلید یدکی وارد خانه مالباخته شده است. با این اطلاعات، تحقیقات وارد مرحله‌ای تازه شد و مأموران با کمک مرد تاجر فهرستی از کسانی که به خانه او رفت‌وآمد داشتند و احتمال داشت در این سرقت نقش داشته باشند، تهیه کردند. آنها در ادامه به تحقیق از مظنونان پرداختند اما در این مرحله از تحقیقات سرنخی به‌دست نیامد.

هدیه مسروقه

درحالی‌که تجسس‌ها در این پرونده ادامه داشت، چند هفته پس از سرقت مرد تاجر به دادسرا رفت و موضوع مهمی را به مأموران اطلاع داد. او با اعلام شکایت از یکی از بستگانش گفت: چند روز پیش یکی از آشنایانمان با همسرم تماس گرفت و مدعی شد که جوانی به نام حسین سارق طلا و جواهرات همسرم است. وی به همسرم گفته بود که در یک میهمانی انگشتر و دستبند دخترم را در دست دختر حسین دیده و بسیار تعجب کرده است.

وقتی همسرم این موضوع را به من گفت واقعا شوکه شدم، چون حسین یکی از بستگانمان است و اصلا فکر نمی‌کردم که سرقت از سوی او انجام شده باشد.با این اظهارات، مرد مظنون بازداشت شد اما در بازجویی‌ها خود را بی‌گناه دانست. این مرد وقتی فهمید که مأموران مقداری از طلاهای مسروقه را در دست دخترش پیدا کرده‌اند لب به اعتراف گشود و گفت: مدت‌ها بود به مخدر شیشه و قرص اکس معتاد شده بودم.

هر وقت با دوستانم دور هم جمع می‌شدیم مواد مصرف می‌کردیم تا جایی که شیشه و قرص همه زندگی‌ام را نابود کرد. مدتی بیکار شدم و حتی همسر و دخترم قصد داشتند مرا ترک کنند اما با وساطت بزرگان فامیل از رفتن منصرف شدند. من از همان زمان به کمپ رفتم تا مواد را ترک کنم تا اینکه شنیدم خانواده‌ای از بستگانمان قصد سفر به اروپا را دارند.

من از وضعیت زندگی آنها باخبر بودم و همیشه به آنها حسادت می‌کردم. یک روز به بهانه دیدنشان به خانه آنها رفتم و موفق شدم که دسته کلید خانه را سرقت کنم. بعد از رفتن آنها به مسافرت، یک شب درحالی‌که شیشه مصرف کرده بودم به خانه آنها رفتم و دست به دزدی زدم. بعد از آن مقداری از طلاها را فروختم و برخی از آنها را به دخترم هدیه دادم تا خوشحالش کنم اما نمی‌دانستم که همین هدیه دزدی دستم را رو می‌کند.سارق شیشه‌ای بعد از اعتراف به سرقت میلیونی راهی بازداشتگاه شد و تحقیقات در این زمینه ادامه دارد.

شلیک مستقیم پلیس به صورت نوجوانی ۱۶ ساله به احتمال «شرب خمر» در تهران

الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, دوازده قدمی ها, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

به گزارش ایران روز نیمه شعبان در حالی که مراسم جشن در حسینیه قمربنی‌هاشم فلکه اول خزانه تماشاچیان زیادی داشت حادثه تلخی رقم خورد و پسر ۱۶ ساله‌ای به نام «علی قاسمی» از پای در آمد.

با مرگ این پسر نوجوان در بیمارستان آیت‌الله کاشانی ماجرای آن به بازپرس رسولی از شعبه ۵ دادسرای امور جنایی تهران مخابره شد و دستور تحقیقات ویژه از سوی این مقام قضایی صادر شد. پلیس تیرانداز که استوار موتورسوار کلانتری ۱۶۰ خزانه بود به همراه گروهی از دوستان قربانی حادثه دستگیر شدند و تحقیقات قضایی آغاز شد.

این در حالی بود که شاهدان این حادثه غم‌انگیز نیز با نوشته‌‌‌هایی آنچه دیده بودند را به مقامهای پلیس و بازپرس رسولی تحویل دادند که می‌تواند گره‌های کور‌‌ تحقیقات را باز کند.

نیمه شعبان همه خیابان‌‌ها غرق نور بودند و کوچک و بزرگ برای شب جشن ثانیه‌شماری می‌کردند. علی ۱۶ سال بیشتر نداشت و با مینی‌موتوری که به تازگی خریده بود همراه دوستش راهی فلکه چهارم خزانه شد.

جمعیت زیادی بود. در ۱۰۰ متری حسینیه قمربنی‌هاشم و در حاشیه میدان روی موتورش نشست. هیاهویی به پا بود تا این که مأمور موتوری کلانتری ۱۶۰ خزانه سررسید. «علی» از ترس همراه نداشتن مدارک موتور و نداشتن گواهی​نامه به دوستش گفت می‌خواهد آنجا را ترک کند اما خیلی دیر شده بود و مأمور موتوری خود را به علی رساند. علی و دوستش ترسیده بودند، موتور خاموش بود و نمی‌توانستند فرار کنند، آنجا محله‌شان بود و همه آنها را می‌شناختند.

مأمور پلیس در برابر علی ۱۶ ساله ایستاد و با بیان این که پسربچه مشروبات الکلی خورده است وی را بازخواست کرد. «علی» گفت که مست نیست و هنوز حرف‌هایش تمام نشده بود که مأمور وی را به عقب هل داد و این پسربچه و موتورش روی زمین افتادند.

وقتی دوستان و بچه​محل‌‌های «علی» برای هواخواهی به سمت وی دویدند مأمور پلیس اسلحه‌اش را به دست گرفت و ۲ تیر هوایی شلیک کرد. همه بهت​زده شدند. «علی» باز وحشت‌زده اصرار کرد که گناهی ندارد و مست نیست و از مأمور خواست دست از سرش بردارد. همه دیدند مأمور تپانچه‌اش را به نزدیک علی برد، هیچ کس فکر نمی‌کرد گلوله‌ای شلیک شود، اما صدای انفجار همه را سر جایشان خشک کرد.

دیگر جشنی در کار نبود، علی ناله‌کنان روی زمین افتاد و خون اطرافش را رنگی کرد.
این‌‌ها ادعا‌های کسانی است که سوگند می‌خورند با چشمان خود چنین صحنه باورنکردنی را دیده‌اند و هنوز شوکه هستند.

تیم خبرنگاری شوک پس از این که ماجرای شلیک پلیس به یک شرور انتشار یافت با تماس‌‌های زیادی از سوی خوانندگان که همگی از اهالی خزانه بودند به تحقیقات میدانی دست زدند تا جزئیات این شلیک مرموز را فاش کنند.

اگر قدمی در خزانه بزنید تصویر پسربچه‌ای را می‌بینید که اعلامیه‌ مرگش روی شیشه همه مغازه‌‌ها نصب شده است و تصاویر بزرگ روی حجله‌‌ها نشان می‌دهد همه عزادار هستند.
همین کافی است که بدانید علی ۱۶ ساله نمی‌توانسته شرور بوده باشد و اهالی و همسایه‌‌ها داغدار مرگ این پسر، آن هم دو ماه بعد از مرگ پدر صاحبنامش هستند.

هر لحظه با شنیدن گفته‌‌های اهالی خزانه بیشتر شوکه می‌شوید، همه پلیس را دوست دارند و مأموران را زحمتکش می‌دانند حتی تأکید دارند امنیت را مدیون تلاش‌های مأموران پلیس می‌دانند اما همه از دست عامل تیراندازی مرگبار در محله‌شان گله‌مندند و اصرار دارند این مأمور فاصله زیادی با بدنه اصلی پلیس داشته است.

اما این سؤال ذهن همه را درگیر کرده است که آیا کسی جوابگوی شلیک بی‌دلیل این مأمور است؟!

گفت و گو با بازپرس پرونده
بازپرس رسولی از شعبه پنجم دادسرای امور جنایی تهران با بیان اینکه پلیس تیرانداز در اختیار بازرسی ناجا است به خبرنگار شوک گفت: تحقیقات نشان می‌دهد که شب حادثه مأموران کلانتری ۱۶۰ خزانه از طریق پلیس ۱۱۰ مطلع شدند که چند تن از اراذل و اوباش منطقه اقدام به شکستن شیشه خودروهای پارک شده در خیابان کرده‌اند.

وی افزود: بلافاصله چند موتور گشت پلیس برای بررسی این پرونده وارد عمل شدند. همزمان گشت موتوری پلیس به سه پسر جوان که سرنشینان یک موتور بودند، دستور ایست داد. اما سرنشینان موتور بدون هیچگونه توجهی به اخطارهای پیاپی پلیس با سرعت زیاد پا به فرار می‌گذارند.

سرانجام پس از مسافت زیادی تعقیب و گریز، موتور استوار کلانتری دچار نقص فنی می‌شود، مأمور به ناچار برای ادامه تعقیب سه جوان از یک بسیجی موتورسوار کمک گرفته و به تعقیب آنان می‌پردازد. به ناچار برای متوقف کردن موتوسیکلت آنها اقدام به شلیک ۳ تیر هوایی می‌کند که در این میان دو تن از سرنشینان زمینگیر شده و سرنشین موتور که باز هم قصد فرار از محل را دارد، اما مأمور با پا ضربه‌ای به موتور وی می‌زند و مانع فرارش می‌شود، در این میان پسر جوان باز هم برای فرار با مأمور کلانتری گلاویز می‌شود و در حالی که استوار پلیس تپانچه‌اش در دستش بود، وی مچ پلیس را گرفته و ناگهان یک تیر شلیک شده و به صورت جوان اصابت می‌کند.

ادعای دوست قربانی در بازپرسی
یکی از دو سرنشین موتوسیکلت که شاهد این ماجرای خونین بود در بازجویی‌ها گفت: آن شب در پارک اندیشه نشسته بودم که یکی از دوستانم به من اطلاع داد مأموران پلیس در تعقیب من هستند. بلافاصله به پسرخاله‌ام زنگ زدم و خواستم که با موتور دوستش علی به دنبالم بیاید تا به خانه بروم.

دقایقی بعد پسر خاله‌ام به همراه علی آمدند و سوار موتوسیکلت آنان شدم که همزمان گشت موتوری پلیس از راه رسید و ما با سرعت زیاد فرار کردیم.

در بین مسیر از علی خواستم که توقف کند اما چون موتوسیکلتش را تازه خریده بود گفت نمی‌خواهد مأموران موتورش را بگیرند به خاطر همین فراری شدیم.

بازجویی از پلیس تیرانداز
استوار پلیس نیز در بازجویی‌ها گفت: وقتی به ما گزارش دادند که تعدادی اراذل و اوباش اقدام به شکستن شیشه خودروهای پارک شده در خیابان کرده‌اند، از آنجا که مشخصات ظاهری یکی از سرنشینان موتور سیکلت مشابهت زیادی با این مظنون داشت به تعقیب آنان پرداختم، هر چه اخطار ایست دادم آنها بی‌توجه به سرعت مارپیچ خود ادامه دادند، سرانجام برای متوقف کردن مظنون اقدام به تیراندازی هوایی کردم که در این میان دو تن از مظنونان زمینگیر شدند، اما سرنشین موتوسیکلت – قربانی – باز هم قصد فرار داشت که با پا موتوسیکلتش را به سمت زمین هل دادم و در این میان با هم گلاویز شدیم و ناگهان تیری از اسلحه‌ام شلیک و به صورت پسر جوان اصابت کرد.

شلیک از فاصله ۲۰ سانتی
بازپرس رسولی به خبرنگار شوک گفت: شلیک گلوله از فاصله ۲۰ سانتیمتری بوده و بررسی‌های اولیه نشان می‌دهد که قربانی حادثه شرور نبوده و انگار دوستش تحت تعقیب بوده است.
وی درخصوص اینکه شاهدان زیادی در محل تیراندازی بوده‌اند و داستان متفاوتی را بیان می‌کنند که نشان می دهد هیچ تعقیب و گریزی در کار نبوده و علی در حال تماشای جشن نیمه شعبان بود که پلیس به بهانه بوی الکل به آنان گیر داده است، گفت: ما هنوز قاطعانه اظهار نظر نمی‌کنیم در حال حاضر همه داشته‌هایمان فقط ادعاهایی است که شنیده‌ایم، مأمور پلیس ادعاهای خودش را مطرح کرده، دوستان قربانی حادثه نیز همین طور، شاهدان حادثه نیز حرف‌هایی گفته‌اند و خواهند گفت که همگی بررسی می‌شوند و با رسیدن به واقعیت نتیجه‌گیری خواهیم کرد.
بازپرس جنایی تهران در پایان گفت: چیزی که ثابت شده شلیک از فاصله ۲۰ سانتی است و بقیه بررسی ها در اختیارتیم زبده‌ای از بازرسی ناجا قرار گرفته و آنان پس از تحقیقات کارشناسانه نتایج را در اختیار من قرار می‌دهند و مطمئن باشید مقصر به اندازه جرمش مجازات خواهد شد.

گفت‌وگو با شاهدان
یک زن که صدایش گرفته و همسایه روبه‌رویی محل جنایت است به خبرنگار شوک گفت: «خودم دیدم که مأمور بی‌دلیل این پسر را که آرام روی مینی‌موتورش نشسته بود هل داد و بعد ۲ تیر هوایی شلیک کرد وقتی دوستان «علی» به سمت آنان رفتند اسلحه را روی گردن «علی» گذاشت و صدای شلیک را که شنیدم سر جایم خشکم زد.

یکی از دوستان علی نیز گفت: «دوستم نه اهل مشروب بود و نه خلاف می‌کرد.
مینی‌موتور خریده بود تا مادرش را به خاطر این که پاهایش درد می‌کرد و قادر به حرکت نبود جابه‌جا کند و مرتب به بیمارستان ببرد.

مأمور به وی گفت چرا مشروب خوردی وی نپذیرفت، مأمور وی را هل داد و این حادثه رخ داد».
بخشی شوهر عمه «علی» نیز با بیان اینکه خودش شاهد این حادثه نبود، گفت: «چیزهایی که شنیده‌ام از یک نفر نبوده و همه، ماجرا را مشابه تعریف می‌کنند. مطمئن هستم دروغی در کار نیست، نظریه پزشکی قانونی هم نشان داده هیچ الکلی در خون «علی» نبوده است و واقعاً نمی‌دانیم این پلیس چرا وی را کشته است.»

وی با بیان اینکه مأمور پلیس عذاب‌وجدان گرفته و مرتب خواستار بخشش است، گفت: مادر «علی» پس از مرگ شوهرش تنها همین پسر را داشت که آن را هم از دست داد و همه بهت‌زده هستیم. پسر جوانی که وی نیز شاهد حادثه بود، گفت: «نمی‌دانم چرا مأمور پلیس چنین رفتاری کرد وقتی گلوله شلیک شد تماشاچیان با دیدن واکنش‌های مأمور به پلیس ۱۱۰ زنگ زدند، اما وی با بی سیم می‌گفت که خودش در صحنه است و همه چیز تحت کنترل وی است جالب‌تر اینکه اورژانس نیز با همین ادعاها حاضر نشد تا اینکه «علی» را پس از خونریزی زیادی داخل وانت پلیس انداختند و به بیمارستان آیت الله کاشانی بردند که کار از کار گذشته بود.»

وقتی خبرنگار شوک سراغ مادر «علی» رفت و دید وی برای خاکسپاری پسر یکی‌یکدانه‌اش به شهرستان محلات رفته است با دوست صمیمی پدر خانواده به گفت‌وگو نشست.

شاگردا که بغض در گلو دارد، گفت: ساعت ۱۲ نیمه‌شب نیمه‌شعبان بود که مادر «علی» با دلشوره خاصی به من زنگ زد. هنوز از پسرش خبری نداشت، می‌گفت «علی» می‌داند من از تنهایی می‌ترسم و دیر به خانه نمی‌آید و موبایلش هم خاموش است.

من هم نگران شدم یک ساعت بعد بود که انگار به خانه‌شان زنگ زده و گفته بودند «علی» در بیمارستان آیت‌الله کاشانی است. من سراغ مادرش رفتم و با هم به بیمارستان رفتیم، باور نمی‌کردیم که با جسد «علی» روبه‌رو شویم.

وی افزود: «همه کسانی‌که صحنه را دیده‌اند استشهادی جمع کرده و تحویل پلیس و دادسرا داده‌اند، شکی نداریم که «علی» بی‌گناه کشته شده و تا آنجایی که من می‌دانم پلیس حتی اجازه شلیک به قاتل، دزد مسلح و هر مجرم دیگری را اگر وی فرار نکند یا مقابله‌ای نداشته باشد، ندارد.»

اگر فرزند پسر دارید بخوانید

آموزش تربیتی, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

ابراز احساسات و هیجانات، صحبت کردن درباره مسائل و مشکلات، توانایی برقراری ارتباط قوی با دیگران و… از جمله مسائل تربیتی حساس و ظریفی است که والدین باید به آن توجه داشته باشند.
به گزارش باشگاه خبرنگاران، معمولا پسرها با مادران خود راحت ارتباط برقرار کرده و از مسائل و مشکلاتشان می گویند. اگر شما هم از آن دسته مادران هستید که در مورد تربیت و پرورش فرزند پسر خود احساس نگرانی می کنید این مطلب را بخوانید.

بیش از حد از او انتقاد نکنید.
پسر کوچولوی شما در برابر انتقادها بسیار حساس است؛ خصوصا در مورد مسایلی که به رفتارش مربوط می شود. کارهای نادرست و بد را به او خاطر نشان کنید اما افراطی رفتار نکنید. به عنوان مثال از گفتن جملاتی مانند «خواهر کوچولوی تو هیچ وقت از این کارها نمی کند! تو مامان را کلافه و خجالت زده می کنی…» بپرهیزید.

زبان مناسب را انتخاب کنید!
«مردان مریخی، زنان ونوسی» شاید همه ما این عبارت را شنیده ایم و حتما گوینده آن دلیل روشنی برای این ادعا دارد. مسلما شیوه رفتاری با هر کدام متفاوت است. وقتی با پسرها صحبت می کنید، جملات واضح، روشن، منطقی و به دور از هر توضیح اضافی و حاشیه را انتخاب کنید.

به او کمک کنید تا احساساتش را بروز دهد.
مامان ها معمولا بیشتر با دخترانشان صحبت می کنند. در نتیجه، به طورکلی پسرها دیرتر صحبت کردن را یاد می گیرند و قدرت کلامی پایین تری از دخترها دارند.
آنها دوست دارند که احساسات را در دل خود نگه دارند. در مواقع ناراحتی، دختر بچه ها گریه می کنند و پسرها دعوا و کتک کاری را انتخاب می کنند. باید او را از سنین خیلی پایین تشویق کرد که در مورد هیجانات درونی صحبت کند، از سکوت و خاموشی بیرون بیاید و عکس العملش را با سخن گفتن نشان دهد.

نیمه دیگر شخصیت او را نیز در نظر بگیرید.
به او بیاموزید که در لباس پوشیدن مرتب باشد و رنگ ها را با هم ست کند، به آرایش موهایش برسد، مراقب سلامت و ظاهر خود باشد… اینها مسائلی است که شاید همه پدران به آن توجه نداشته باشند. چنین شرایطی برای او بسیار مفید است؛ چرا که او بعدا مردی خواهد شد و به این ترتیب می تواند نظر دیگران را به خود جلب کند. از این که احساس «زنانه» پیدا کند نترسید. احساس مرد بودن از والد هم جنس خودش به او منتقل می شود.

محدودیت وضع کنید.
از آنجا که مادر جذابیت و شیفتگی بیشتری برای پسرش دارد و به علاوه اینکه نمی تواند خیلی با او صمیمی باشد، برقراری ارتباط این دو، پیچیدگی های خاصی دارد. اما به هرحال، اعمال برخی محدودیت ها لازم و غیرقابل اجتناب است.

همه کارهایش را انجام ندهید.
دلیلی ندارد که زیپ شلوارش را ببندید، درحالی که خودش می خواهد این کار را انجام دهد. او را ترغیب کنید که خودش لباس هایش را بپوشد، دوش بگیرد و به کارهای شخصی اش برسد. بپذیرید که روزی از شما دور خواهد شد. احساس نیازی که به شما دارد را بیش از حد تقویت نکنید.

یک نمونه «اجتماعی» برای او باشید!
امروزه مادر علاوه بر جایگاه مهم خود می تواند مدلی برای شناخت هویت اجتماعی فرزندش باشد. او می تواند پسرش را به سمت اهدافش سوق دهد. بسیار رایج است که پسر بچه ها می گویند «می خواهم درآینده شغل مادرم را داشته باشم!»

روسیه؛ پوتین تبلیغ الکل را ممنوع کرد

اطلاعات عمومی, الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

روسیه؛ پوتین تبلیغ الکل را ممنوع کرد

ارتباطات > تبلیغات – همشهری آنلاین:
بنا به اعلام کرملین، رییس جمهور روسیه قانونی را امضا کرده که تبلیغ نوشیدنی های الکلی در روسیه را ممنوع می کند.
خبرگزاری اتریش گزارش داد، این قانون قرار است برای رسانه های مکتوب و همچنین اینترنتی از اول ژانویه ۲۰۱۳ لازم الاجرا شود.

ولادیمیر پوتین دلیل تایید این قانون را مرگ سالانه ۲۳ هزار نفر در روسیه از سال ۲۰۱۰ بر اثر مصرف نوشیدنی های الکلی اعلام کرده است.

هدف از این اقدام کاهش این آمار به نصف تا سال ۲۰۲۰ است.

مهریه زنان بیمه می‌شود

اطلاعات عمومی, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

مهریه زنان بیمه می‌شود

زنان > ایران – گروه اجتماعی – مینا شهنی:‎
بحث مهریه زنان مدت‌هاست که به یکی از بحث‌های روز تبدیل شده است.
هنوز فراموش نشده که گروهی تصمیم داشتند مهریه را براساس محل زندگی دختر تعیین کنند و گروه دیگری معتقد بودند که دفاتر اسناد رسمی مهریه‌های بالا را به ثبت نرسانند. حتی گفته شد که هر چه مهریه بالاتر باشد حق ثبت آن بیشتر و بیشتر می‌شود، همه‌ این تصمیم‌ها و بحث‌ها برای کنترل مهریه و با عنوان جلوگیری از بروز اختلاف در میان خانواده‌ها و زوج‌های جوان اعلام شد.

آخرین خبری که با موضوع مهریه در رسانه‌ها منتشر شده بیمه مهریه است که از سوی مرکز امور زنان و خانواده مطرح شده است. بخشی از جزئیات بیمه مهریه زنان از سوی مدیر سیاسی فرهنگی مرکز امور زنان و خانواده نهاد ریاست‌جمهوری اعلام شد. زهره‌سادات لاجوردی گفت: براساس این پیشنهاد، مرد با توجه به وسع و توان مالی خود از ابتدای ازدواج، مبالغی را به‌صورت تدریجی به‌عنوان بخشی از مهریه برای زن پس‌انداز می‌کند.

او به خبرگزاری ایسنا توضیح داد: البته این پیشنهاد قرار است با برگزاری جلساتی بررسی و برای ارائه به وزارت دادگستری تدوین شود. به گفته‌ مدیر سیاسی فرهنگی مرکز امور زنان و خانواده، براساس این پیشنهاد با همکاری شرکت‌های بیمه، شوهر مبلغی را برای زن به‌عنوان مهریه کنار می‌گذارد و بدین‌ترتیب هم زن به مهریه خود می‌رسد و هم به مرد در پرداخت مهریه فشار نمی‌آید.

لاجوردی کمتر از یک هفته قبل در ۲۸تیرماه برای نخستین بار بیمه مهریه را به بحث گذاشت، او در حاشیه همایش زنان و جنبش بیداری اسلامی گفته بود: مهریه زنان باید بیمه شود و در دیدار با وزیر دادگستری پیشنهاد بیمه مهریه‌ را ارائه کرده‌ایم. اما سه روز بعد از انتشار این خبر ۳۱تیرماه سیدمرتضی بختیاری وزیر دادگستری اعلام کرد که طرح مکتوبی در این زمینه دریافت نکرده است.

بختیاری توضیح داد: اگر قرار باشد این طرح عملی شود باید فرایندهای مختلفی را پشت سر گذاشت چرا که برای مهریه‌های سنگین هزینه بیمه هم طبعا سنگین می‌شود.وقتی نظر او را درباره این نوع بیمه جویا شدند، گفت: ولی اینکه می‌گویید من موافق طرح هستم یا نه باید بگویم این تنها یک صحبت بوده است.

مهریه، اعسار و بقیه ماجرا

کاهش تعداد زندانیان مهریه مدتی است که در دستور کار قوه‌قضاییه قرار گرفته است، وقتی آخر خرداد آیت‌الله صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه‌ قضاییه در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد که افراد معسر در پرداخت مهریه را نمی‌توان در حبس نگاه‌داشت، حساسیت قوه قضاییه را برای کاهش تعداد زندانیان مهریه مشخص کرد، به این ترتیب می‌شد پیش‌بینی کرد که در احکام قضات در پرونده‌های مهریه چرخشی ایجاد خواهد شد.

هرچند پیش از این نیز طرح طلب مهریه ۱۱۰سکه‌ای از سوی مجلس شورای اسلامی تصویب شده ‌بود که خود می‌توانست راهی برای کاهش مشکلات زندانیان مهریه به‌حساب بیاید. براساس این طرح که اردیبهشت‌ماه به تأیید شورای نگهبان رسید هرگاه مهریه در زمان وقوع عقد تا ۱۱۰سکه بهار آزادی طرح جدید یا معادل آن باشد، وصول آن مشمول قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی است و هرگاه مهریه بیش از این مقدار باشد صرفا ملائت (توانایی) زوج، ملاک پرداخت خواهد بود.

رویه مهریه ۱۱۰سکه‌ای به سرعت در دادگاه‌های خانواده به اجرا درآمده، در حال حاضر تعداد سکه‌های مهریه زن هر چه باشد مرد فقط مکلف می‌شود که ۱۱۰سکه را به زن پرداخت کند. در این شرایط اگر مرد ناتوان از پرداخت ۱۱۰سکه باشد با یک بدهی برابر ۱۱۰سکه (و نه تمام مهریه زن) به زندان می‌افتد پس هر گاه مرد زندانی بتواند ۱۱۰سکه پرداخت کند از زندان آزاد می‌شود ضمن اینکه درصورت قسط‌بندی مهریه نیز همچنان مرد مکلف به پرداخت قسطی همان ۱۱۰سکه است، در این شرایط اگر مهریه‌زنی ۵۰۰ سکه باشد تکلیف ۳۹۰سکه باقیمانده مشخص نشده است. آیا ممکن است زن پس از دریافت ۱۱۰سکه نخست برای بار دوم ۱۱۰سکه دیگر درخواست کند یا خیر؟

بیمه مهریه در شرکت‌های بیمه

بیمه مهریه به‌عنوان یکی از خدماتی است که شرکت‌های بیمه ارائه می‌دهند. در تبلیغ یکی از این شرکت‌ها بیمه مهریه را معرفی کرده آمده است: بیمه مهریه تضمینی مطمئن برای پرداخت تمام یا قسمتی از مهریه و پشتیبانی مالی مناسب است که زوجه می‌تواند از مزایای آن بهره‌مند شود. درصورت فوت زوجه در طول مدت اعتبار بیمه نامه (پس از گذشت حداقل شش ‌ماه از تاریخ شروع بیمه نامه و پرداخت حق بیمه مربوطه) ارزش بازخرید بیمه نامه در وجه بیمه‌گذار پرداخت خواهد شد.

چه تغییری

مرکز امور زنان و خانواده اعلام کرده است که بیمه مهریه زنان را در دستور کار قرار داده و با وزارت دادگستری نیز در این‌باره رایزنی‌هایی انجام داده است؛ در شرایطی که شرکت بیمه خصوصی هم این خدمات را به افراد ارائه می‌دهد اما پیشنهاد مرکز امور زنان ریاست‌جمهوری با پیشنهاد یک شرکت بیمه احتمالا تفاوت‌هایی دارد.

مرگ معلم بی‌گناه در تسویه‌حساب تبهکاران

مسائل و اخبار روز اجتماعی, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

مرگ معلم بی‌گناه در تسویه‌حساب تبهکاران

حادثه > داخلی – گروه حوادث:
دو عضو باند تبهکاری زمانی که برای تسویه‌حساب مسلحانه با گروه رقیب راهی قهوه‌خانه‌ای در ورامین شده بودند، معلم بی‌گناهی را به قتل رساندند.
شامگاه پنجشنبه گذشته معلم جوانی در حال عبور از یکی از خیابان‌های ورامین بود که نزدیک یک قهوه‌خانه، صدای شلیک چند گلوله را شنید. او که کنجکاو شده بود از پله‌ها پایین رفت تا خودش را به زیرزمینی که محل فعالیت قهوه‌خانه بود برساند. وقتی به در ورودی رسید، دو مرد مسلح را دید که اسلحه کلاشینکف در دست داشتند و حاضران در قهوه‌خانه را در گوشه‌ای جمع کرده و با شلیک گلوله سه نفر از آنها را مجروح کرده بودند.

مرد جوان با دیدن این صحنه وحشت‌زده برگشت و خواست خود را به خیابان برساند که در همین هنگام یکی از مردان مسلح متوجه او شد. مرد تبهکار لوله سلاحش را به طرف معلم جوان گرفت و شروع به تیراندازی کرد. گلوله‌ها به بدن مرد بی‌گناه اصابت کرد و او نقش زمین شد. دو مرد مسلح نیز با دیدن این صحنه به سرعت از قهوه‌خانه خارج شدند و سوار بر موتورسیکلت خود پا به فرار گذاشتند. به‌دنبال این حادثه، ماجرا به پلیس گزارش شد و تیم‌های عملیاتی راهی قهوه‌خانه شدند.

معلم بی‌گناه و سه مجروح حادثه به بیمارستان انتقال یافتند اما شدت جراحات معلم جوان به حدی بود که وی جانش را از دست داد. با مرگ او، تحقیقات درخصوص این حادثه آغاز شد و یکی از شاهدان در تشریح ماجرا به مأموران گفت: در قهوه‌خانه بودیم که دو مرد مسلح وارد شدند. آنها همه را در گوشه‌ای جمع و شروع به فحاشی کردند.

در همین هنگام صاحب قهوه‌خانه از پشت سر به یکی از آنها نزدیک شد و می‌خواست او را خلع سلاح کند اما مرد مسلح شروع به تیراندازی کرد. گلوله‌ها به صاحب قهوه‌خانه و دو نفر از کسانی که آنجا بودند اصابت و آنها را مجروح کرد. در همین هنگام مردی مقابل در ورودی ظاهر شد و با دیدن مردان مسلح می‌خواست فرار کند که یکی از آنها به سمت او شلیک کرد و وی را به قتل رساند.

پس از اظهارات شاهدان، مأموران متوجه شدند که مردان مسلح اعضای یک گروه تبهکاری بودند که برای تسویه حساب با گروه رقیب آن شب راهی قهوه‌خانه شده بودند. آنها حدس می‌زدند که اعضای گروه رقیب آن شب برای صرف شام به قهوه‌خانه مورد نظر رفته‌اند و به همین دلیل یکراست به آنجا رفته و دست به این جنایت زدند. در حال حاضر تحقیقات پلیس برای دستگیری مردان مهاجم ادامه دارد.

حمله آتشین به پلیس برای سرقت موتورهای توقیف شده

مسائل و اخبار روز اجتماعی, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

حمله آتشین به پلیس برای سرقت موتورهای توقیف شده

حادثه > داخلی – گروه حوادث:
مــهاجــمان آتش‌افروز با حمله به‌خودروی حمل موتورسیکلت‌های متخلف و به آتش‌کشیدن آن قصد سرقت موتورها را داشتند که با اقدام بموقع مأموران منطقه سه پلیس راهور تهران دستگیر شدند.
عصر ۲۹تیرماه سال‌جاری مأموران منطقه سه راهنمایی و رانندگی تهران در خیابان ولیعصر با اجرای طرح برخورد و توقیف موتورسیکلت‌های متخلف، ۹موتورسیکلت را به‌دلیل تخلف، توقیف و سوار خودروی حمل موتورها کردند. دقایقی بعد مأموران در حال انتقال موتورهای توقیف‌شده به پارکینگ بودند که در اتوبان آزادگان مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفتند.

مهاجمان با مأموران درگیر شدند و بعد از متوقف کردن خودروی آنها تعدادی از موتورهای توقیف‌شده را به سرقت بردند. آنها سپس اقدام به ریختن بنزین روی خودروی حمل موتورها کردند و آن را آتش زدند. سرهنگ اسماعیلی، رئیس مرکز فرماندهی و کنترل ترافیک پلیس راهور تهران با بیان این خبر گفت:

با اطلاع دیگر مأموران از این حادثه، موضوع به آتش‌نشانی گزارش و عملیات شناسایی مهاجمان شروع شد.وی ادامه داد: مأموران با اقدام بموقع مانع از فرار متهمان شدند که سرانجام با حضور مأموران کلانتری چهاردانگه مهاجمان دستگیر شدند. این در حالی بود که آتش‌نشانان نیز با حضور در محل، آتش را خاموش کردند. سرهنگ اسماعیلی افزود: تحقیق از متهمان دستگیر شده ادامه دارد.

عامل قتل عام ولنجک در یک قدمی چوبه دار

مسائل و اخبار روز اجتماعی, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

عامل قتل عام ولنجک در یک قدمی چوبه دار

حادثه > داخلی – گروه حوادث:
مرد جنایتکار که به‌خاطر تقسیم ارثیه پنج نفر را به گلوله بسته و به چهار بار قصاص محکوم شده است با تأیید حکمش در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت.
این مرد که مقیم آمریکاست آبان‌ماه ۸۸ با اسلحه‌ای مادر۷۷ساله، شوهرخواهر ۵۵ساله، خواهرزاده ۲۰ساله‌اش را به‌همراه یک وکیل دادگستری و عضو شورای حل اختلاف ولنجک به گلوله بست و آنها را به قتل رساند. وی وقتی دستگیر شد ادعا کرد که به‌خاطر ارثیه ۴۰میلیاردی دست به این جنایت‌ها زده است. وی چندی پیش در دادگاه کیفری پای میز محاکمه رفت.

خانواده همه قربانیان خواستار قصاص این مرد مسلح شدند؛ به جز ولی دم مادر قاتل که از خونخواهی گذشت. با بخشش ولی دم یکی از قربانیان، قضات مرد جنایتکار را به چهار بار قصاص محکوم کردند که این حکم به تأیید قضات دیوان عالی کشور رسید.مرد جنایتکار صبح دیروز وقتی به اجرای احکام دادسرای جنایی تهران انتقال یافت در حضور قاضی جمشیدی گفت: من در آمریکا تحصیل کرده‌ام و با همسرم در آنجا زندگی می‌کردم.

چون مشکلات زیادی در آنجا داشتم از همسرم جدا شدم حتی مدتی بود که دچار افسردگی شده بودم برای همین تصمیم گرفتم به ایران برگردم تا ارثیه‌ام را بگیرم. وی ادامه داد: چون به اسلحه علاقه زیادی داشتم از آمریکا یک کلت خریدم و می‌خواستم در ایران برای آن مجوز بگیرم که فرصت نکردم.

وی افزود: وقتی به ایران برگشتم متوجه شدم که خانواده‌ام ارثیه پدری‌ام را عادلانه تقسیم نکرده‌اند برای همین تصمیم به شکایت گرفتم. روز حادثه نیز با آنها به‌شدت درگیر شدم و انگار یک صدایی به من گفت که آنها را بکش؛ من هم شلیک کردم.پرونده این مرد جنایتکار به‌زودی برای استیذان به قوه قضاییه فرستاده خواهد شد تا متهم به دار مجازات آویخته شود.

“درد دل زن ایرانی با مرد هموطنش”

تصاویر, مسائل و اخبار روز اجتماعی, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط ۲ دیدگاه »

پیاده از کنارت گذشتم، گفتی: “قیمتت چنده خوشگله؟”

سواره از کنارت گذشتم، گفتی: “برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!”

در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود!

در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود!

زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی!

در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من!

در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی!

در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلندگفتی: “زهر مار!”

در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت فحش خواهر و مادر بود!

در پارک، به خاطر حضور تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم!

نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده میدادی!

من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی!

مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!

تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است!

من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده ام!

عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی!

عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد!

من باید لباس هایت را بشویم و اطو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ!

من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر!

وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است!

وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است!

نه دیگر من به حقوق خود واقفم، و برای گرفتن برابری در مقابل تو تا به انتها استوار و مستحکم ایستاده ام زیرا به هویت خود رسیده ام، به هیچ وجهی از حق خود نخواهم گذشت.

من با تو برابرم، مرد

احتیاجی ندارم که تو در اتوبوس بایستی تا من بنشینم

احتیاجی ندارم که تو نان آور باشی

احتیاجی ندارم که تو حامی باشی

خودم آنقدر هستم که حامی خود و نان آورخود باشم

با تو شادم آری، اما بدون تو هم شادم!

من اندک اندک می آموزم که برای خوشبخت بودن نیازمند مردی که مرا دوست بدارد نیستم

من اندک اندک عزت نفس پایمال شده خود را باز پس می گیرم

به من بگو ترشیده، هرچه می خواهی بگو. اما افتخار همبستری و همگامی با مرا نخواهی یافت تا زمانی که به اندازه کافی فهمیده و باشعور نباشی!

گذشت آن زمان که عمه ها و خاله هایم منتظر مردی بودند که آنها را بپسندد و در غیر اینصورت ترشیده می شدند و در خانه پدر مایه سرافکندگی بودند

امروز تو برای هم گامی با من (و نه تصاحب من – که من تصاحب شدنی نیستم) باید لیاقت و شرافت و فروتنی خود را به اثبات برسانی

حقوقم را از تو باز پس خواهم گرفت. فرزندم را به تو نخواهم داد

خودم را نه به قیمت هزار سکه و یک جلد کلام الله که به هیچ قیمتی به تو نخواهم فروخت

روزگاری می رسد که می فهمی برای همگامی با من باید لایق باشی – و نیز خواهی فهمید همگام شدن با من به معنای تصاحب من یا تضمین ماندن من نخواهد بود

هرگاه مثل پدرانت با من رفتار کردی بی درنگ مرا از دست خواهی داد

ممکن است دوست و همراه تو شوم اما ملک تو نخواهم شد …

و این هم “درد دل مرد ایرانی با زن هموطنش”

پیاده از کنارم گذشتی و اخمت سهم نگاه مشتاق من بود و لبخندت نصیب آنکه سواره بود!

سواره از کنارم گذشتی و مرا اصلاً ندیدی و کرشمه ات را به آنی ارزانی دادی که قیمت ماشینش از خونبهای من بیشتر بود

در صف نان صدای لطیفت نانوای خسته را به وجد آورد و نوبتم را گرفتی و بروی خودت هم نیاوردی

زیر باران خیلی قبل تر از تو منتظر تاکسی بودم اما ماشین که آمد آب گل آلود را بر من پاشید و جلوی تو ایستاد

در تاکسی که نشستم آرزو کردم کنارم ننشینی تا اگر ماشین تکانی خورد و به تو خوردم، حیوان خطابم نکنی در جواب عذرخواهیم

در اتوبوس بین ما نرده آهنی بود، جایم را اگر به تو تعارف میکردم میگفتی یا دیوانه است یا مرض دارد

در سینما، دیدم که تهمینه میلانی تمام مردان را شیطان تصویر کرده، کفرم درآمد، نیکی کریمی جیغ زد و گفتم زهرمار

دعوا که کردم، او که میدانست مادر و خواهرم را بیشتر از خودم دوست دارم به آنها ناسزا گفت تا بیشتر بسوزم

آزادی ات را صاحبان قدرت گرفتند، همانان که از قدرت ثروت اندوختند و تو که مدل ماشین پسرانشان را میدیدی دست و پایت شل میشد

من ازدواج نکردم چون تو چشم و همچشمی داشتی و به انگشتر سه میلیونی نظر داشتی، تازه این فقط یک حلقه بود از زنجیر خواسته هایت

صفت ترشیده را اولین بار از خودت شنیدم، کوچکتر بودی یادت هست میگفتی معلم ریاضیتان شوهر نکرده، گفتی ترشیده!

عاشق که شدم تلفنم را قطع میکردی و بهانه ات حضور میهمانهایتان بود

عاشق که شدی، فردا که مادر میشوی را ندیدی؟ دلت نمیخواهد همسر پسرت را بپسندی؟ تو و مادرم یکی هستید!

من باید اضافه کاری کنم تا تو در هر میهمانی لباسی جدید بپوشی تا به تو بگویند خوش تیپ

من باید شبها هم کار بکنم تا تو سفره ات رنگین باشد و به تو بگویند کدبانو

خسته از اضافه کاری برگشتم و گفتی پوشک بچه را عوض کن چون من ناخنهایم را تازه لاک زده ام

وقتی خواستی طلاق بگیری، “گفتند” بچه مال پدر است! من نگفتم، همان دینی گفت که تو برایش از پس اندازمان سفره ابوالفضل می انداختی و یکهو خواب میدی که باید به حج بروی، آنهم در اوج گرفتاریمان

آری، اینچنین است خواهر من! رفتارهای زشت ما از پس هم می آیند

تو چنان کردی که خشم در دل من ها کاشتی و من ها شکستند و بسته به صبرشان دو فوج شدند

آنان که ضعیفتر بودند خرد شدند و خشمشان کینه شد و کینه شان عقده و در هر کوی و برزن و بازار از هر اندک قدرت خود نهایت سوء استفاده را کردند و بر تو تاختند

خوشحالم حالا که میخواهی تغییر کنی من هم برآنم که بهتر باشم و شادتر باشیم

در کنار هم، من و تو ای هموطن، بدون هر نوع بغض و کینه و تبعیض جنسی مایی بهتر برای فردا و آینده ای بهتر

و تو ای دوست من! اگر این درد دل ها را شنیدی و احساس کردی میتوانی خود جزیی از این داستان باشی، برای سایر مردان و زنان این سرزمین نیز ارسال کن.

راز ملاقات یک فرشته با مهندس ایرانی

اطلاعات عمومی, داستانهای کوتاه و زیبا, مسائل و اخبار روز اجتماعی, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط یک دیدگاه »


بنوشته روزنامه همشهری ، مهندس ایرانی وقتی از شرکتی در آمریکا اخراج شد به ایران برگشت اما ادعای عجیبی که او مطرح می کرد , باعث دستگیری اش شد . وی مدعی بود که با یک فرشته در ارتباط است و با الهام گرفتن از وی چندین کتاب به زبان فارسی و انگلیسی نوشته تا در اختیار دانشجویان تحصیل کرده قراردهد. چند روز پیش ماموران حراست یکی از دانشگاه های تهران با پلیس تماس گرفتند و مدعی شدند که مردی با فروش سی دی های عجیب و غریب در دانشگاه قصد کلاهبرداری دارد. به دنبال این تماس ماموران کلانتری به دانشگاه رفتند و مرد میانسال را بازداشت کردند. وی که رفتارهای عجیبی داشت مرتب می گفت با دنیای ماورائ الطبیعه در ارتباط است فرشته ای از او خواسته که این سی دی ها را در اختیاردانشجویان قراردهد . برای همین دانشجویان برای خواندن کتاب هایی که در این سی دی منتشر شده باید پول زیادی بپردازند . با دستگیری این مرد , پرونده او برای رسیدگی بیشتر در اختیار قاضی عبدی ، دادیار شعبه سوم دادیاری دادسرای شمیرانات قرار گرفت . مرد میانسال در تحقیقات گفت : ۲۰ سال پیش ازدواج کردم و با همسرم تصمیم گرفتیم برای ادامه زندگی به آمریکا برویم . ما تصور می کردیم در آنجا زندگی بهتری خواهیم داشت غافل از اینکه روزهای سخت و مشکلات بزرگی در انتظارمان است.درآنجا درس خواندم و مهندس شدم .صاحب فرزند شدم اما مدتی بیکار بودم تا اینکه سرانجام کار مناسب پیدا کردم . محل کارم یک شرکت آمریکایی بود اما درآمد بالایی نداشتم . شرایط خیلی سخت بود . هزینه ها و کرایه خانه بالا بود و من واقعاًروزهای بدی داشتم.از آن زمان بود که اختلافاتم با همسرم شروع شد و مرتب با هم درگیر بودیم.کم کم فکر برگشت به ایران به سرم زد تا اینکه ۱۰ ماه پیش در حالی که پشت پنجره به آسمان خیره شده بودم و به بدبختی هایم فکر می کردم فرشته ای را ملاقات کردم که زندگی ام را دگرگون کرد

وی ادامه داد: فرشته مدعی بود که از طرف خدا به دیدن من آمده است . او به من گفت که ماموریت بزرگی در پیش دارم و به زودی همه مشکلاتم حل خواهد شد.او به من وعده داد که روزهای روشنی در انتظارم است و باید اطاعت کنم.فرشته مرتب در حرف هایش می گفت معجزه ای رخ می دهد و من نویسنده بزرگ خواهم شد.مهندس ایرانی ادامه داد: از آن زمان زندگی ام دگرگون شد تا اینکه در آن شرکت آمریکایی با رئیسم درگیر شدم.فرشته از من خواست که در برار او کوتاه نیایم و رئیس شرکت بعد از این درگیری مرا اخراج کرد.بعد از مدتی بیکاری, فرشته دستور داد که به ایران برگردم تا یک نویسنده معروف شوم . حدود دو ماه پیش به ایران برگشتم .در این مدت توانستم ۱۵ کتاب بنویسم .دوتا از کتاب ها را به زبان انگلیسی و بقیه را به زبان فارسی نوشتم . همه آنها را روی یک سی دی کپی کردم . فرشته از من خواست تا کتاب ها را در اختیار دانشجویان قراردهم و از آنها پول این نوشته ها را بگیرم . من هم این کار ار انجام دادم و اصلاً فکر نمی کردم که ماموران دستگیرم کنند.بعد از اعترافات عجیب این مرد در حالی که بررسی مدارک پرونده نشان می داد وی به تازگی از آمریکا به ایران برگشته، قاضی اورا به پزشکی قانونی معرفی کرد تا در خصوص سلامت روانی وی بررسیلازم صورت بگیرد.پزشکان بعد از انجام معاینات اعلام کردند که وی دارای اختلالات شخصیتی و جنون بوده و جنون دارد. با اعلام این نظریه , قاضی دستور بستری شدن مهندس ایرانی در بیمارستان روانی را صادر کرد و پرونده مرد میانسال در اختیار پلیس قرار گرفت.

۴۰درصد تماس‌ها با اورژانس به قصد مزاحمت است

مسائل و اخبار روز اجتماعی, وابستگان و همبستگان گمنام یک دیدگاه »

40درصد تماس‌ها با اورژانس به قصد مزاحمت است

ارتباطات > نهادها – همشهری آنلاین:
مدیر روابط عمومی اورژانس تهران گفت: حدود ۴۰ درصد از تماس‌های گرفته شده با اورژانس مزاحمت های تلفنی است.
حسن عباسی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: روزانه ۱۶ هزار تماس با اورژانس تهران گرفته می شود که حدود هزار و ۴۰۰ تماس (نزدیک به ۹ درصد) آن عملیاتی می شود. ۱۴ هزار و ۶۰۰ تماس دیگر مربوط به مشاوره، تماس اشتباهی و مزاحمت است که حدود ۴۰ درصد آن مزاحمت است. این تعداد مزاحمت توان زیادی را از اپراتورها گرفته و خطهای تلفن را اشغال می‌کند.

وی افزود: مزاحمت‌ها به دو دسته تقسیم می‌شود. گروه اول افرادی هستند که تنها مزاحمت آن برای اپراتورها است و طرح پرسش‌های بی‌ارتباط قصد مزاحمت دارند. دسته دوم افرادی هستند که با طرح ادعای دروغ امدادگران را به عملیات های دروغ می فرستند.

مدیر روابط عمومی اورژانس درباره امکان بررسی صحت تماس افراد گفت: «ما نمی‌توانیم همه شهروندان را چوپان دروغگو در نظر بگیریم. در کار ما ثانیه‌ها حیاتی است و بلافاصله بعد از هر تماس امدادگران راهی محل حادثه می‌شوند. البته برخی تماس‌های مشکوک بررسی می‌شود. همکاران ما تماس‌های کودکان که تقاضای کمک دارند را هم جدی گرفته و برای امدادرسانی راهی محل حادثه می‌شوند. اگر بخواهیم همه تماس‌ها را بررسی کنیم روند کمک رسانی به بیمار با تاخیر روبرو می‌شود.»

وی با اشاره اینکه بیشتر مزاحمت‌ها از طریق تلفن‌های اعتباری و باجه‌های همگانی انجام می‌شود خاطر نشان کرد، در اوژانس دایره حقوقی وجود دارد که از طریق مخابرات و مراجع قضایی موضوع مزاحمت‌ها را بررسی کرده و با مزاحمان برخورد قانونی می‌کند.

شش سوال روان شناسی شگفت انگیز

اطلاعات عمومی, مسائل و اخبار روز اجتماعی, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط یک دیدگاه »

به شش سوال زیر به دقت فکر کنید و جوابهای خود را روی یک صفحه کاغذ بنویسید. آنچه را که به طور طبیعی به ذهنتان می رسد یادداشت کنید. زمان لازم برای آن که خودتان را واقعاً در موقعیتهای گفته شده احساس کنید، در نظر بگیرید.

۱- خود را در یک کشتی تصوّر کنید که در حال غرق شدن است. شما خود را به آب می‌اندازید و با شناکردن خود را به یک قایق نجات می‌رسانید و از آن بالا می‌روید. چند نفر دیگر را در آن قایق نجات همراه خود می‌بینید؟

.

.

.

.

جواب ها نزد خود یادداشت کنید لطفا

.

.

.

.

۲- خود را به ساحل می‌رسانید و بیابان وسیعی را در مقابل خود می‌بینید. چند وسیله شخصی و مقداری خوراکی بر می‌دارید و در جستجوی نجات، راه بیابان را در پیش می‌گیرید. چند جفت کفش برمی‌دارید؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

۳- پس از یک راه‌پیمایی طولانی و سخت، از یک تپه شنی بالا می‌روید و با خوشحالی شهری را در دوردست می‌بینید. همچنین متوجه می‌شوید که در فاصله‌ای نه چندان دور در سمت راست شما واحه‌ای وجود دارد. آیا ابتدا به آنجا می‌روید و برای مدتی کوتاه، یا هر چقدر که می‌خواهید استراحت می‌کنید و یا آن که آن را نادیده گرفته به راهتان به سوی شهر ادامه می‌دهید؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

۴- پس از ورود به شهر، قصری توجه شما را به خود جلب می‌کند و تصمیم می‌گیرید که وارد آن شوید. پس از عبور از دروازه‌ها، خود را در یک راهروی طولانی می‌یابید که به اتاق پادشاه منتهی می‌شود. وارد اتاق می‌شوید و شاه و ملکه را می‌بینید که در کنار هم به تخت نشسته‌اند. شاه و ملکه چه شکلی هستند؟ و چه ویژگیها و خصوصیاتی را برایتان مجسم می‌کنند؟

.

.

.

.

.

.

.

.

۵- از آن اتاق خارج می‌شوید و از یک پلکان مارپیچی پایین می‌روید. تاریک و سایه‌دار است، با مشعل‌هایی بر روی دیوار که به طور نوبتی روشن و خاموش می‌شوند. همین طور که پائین می‌روید، ناگهان یک زن (اگر شما مرد هستید) و یا یک شوالیه (اگر شما زن هستید) از کنارتان عبور می‌کند. شما فقط برای یک لحظه صورتش را می‌بینید و این تصویر، یک نفر که می‌شناسید را به یادتان می‌آورد. او چه کسی است؟

.

.

.

.

.

.

.

.

۶- پلّه‌ها شما را به اتاق پذیرایی می‌رساند و شما میز بسیار بزرگی با یک گیلاس پایه‌دار در وسط آن می‌بینید. به گیلاس نگاه کنید. چقدر آن پر از مایعات است؟

.

.

.

.

.

.

جواب های خود را مرور کنید و برای دیدن نتیجه آزمایش به پایین صفحه مراجعه نمائید

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

فقط بعد از اینکه جواب دادید لطفا

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

۱- تعداد دوستان واقعی که دارید.

۲- تعداد عشقهای واقعی که قبل از ازدواج خواهید داشت .

۳- اصول اخلاقی شما در کار.

۴- آنچه تصوّر کرده‌اید آن چیزی است که به نظر شما یک زوج ایده‌آل باید آن گونه باشند.

۵- این همان شخصی است که تا پایان عمر، ذهنتان درگیر اوست .

۶- میزان پر بودن گیلاس، نشانگر این است که شما در یک رابطه دوستی چقدر از خودتان مایه می‌گذارید.

بازی رایانه‌ای به‌عنوان رسانه

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, تکنولوژی, مسائل و اخبار روز اجتماعی, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

بازی رایانه‌ای به‌عنوان رسانه

دیدگاه > ایران – حمید ضیایی پرور:
می‌گویند فردی گرسنه کنار یک رستوران نشسته بود و گریه می‌کرد، فردی که از رستوران بیرون آمده بود و شکم سیر خورده بود، نزد او آمد و گفت: چرا گریه می‌کنی؟
مرد داستان زندگی‌اش را گفت و اینکه کاری ندارد، پولی ندارد و چند روزی است که غذا نخورده و گرسنه است. با شنیدن این سخنان مرد سیر نیز چند دقیقه‌ای زانوی غم به بغل گرفت و گریه کرد. گرسنه به او گفت: تو چرا گریه می‌کنی؟ کافی است مقداری پول به من بدهی تا من نیز شکم خود و خانواده‌ام را سیر کنم. مرد سیر گفت: پول و غذا از من نخواه اما در عوض هر چقدر بخواهی حاضرم برایت گریه کنم.

بازی رایانه‌ای در دنیا به یک رسانه قدرتمند تبدیل شده است و سالانه حدود ۵۰میلیون نسخه بازی رایانه‌ای خارجی در ایران به فروش می‌رسد و ساعات زیادی از اوقات جوانان، نوجوانان و کودکان ایرانی صرف بازی‌های رایانه‌ای می‌شود، این بازی‌ها اغلب حامل فرهنگ و ارزش‌های غربی و بیگانه هستند، بنابراین در میان‌مدت و دراز مدت می‌توانند تغییرات فرهنگی ایجاد کنند. اینها را همه مسئولان و به‌ویژه نمایندگان مجلس به خوبی می‌دانند.

حتم دارم با هر کدامشان که گفت‌وگو شود بهتر از این اطلاعات و آمار درباره نقش مخرب بازی‌های رایانه‌ای بر روح و روان نوجوانان ایرانی برایتان خواهند گفت. برخی حتی حاضرند ساعت‌ها در وصف تأثیرات مخرب این بازی‌ها سخنرانی کنند یا در رسانه‌ها قلمفرسایی کنند اما هنگامی که پای برنامه‌ریزی و اختصاص بودجه به میان می‌آید دریغ از یک پاپاسی!

طبق گزارش‌های منتشره، آخرین بودجه بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای در ایران حدود دومیلیارد تومان بوده که نیمی از مبلغ نیز صرف هزینه‌های جاری این مرکز شده و بقیه به حمایت از تولید بازی‌های رایانه‌ای در کشور اختصاص یافته است. با هر نرخی که دلار را حساب کنید این مبلغ چیزی حدود نیم‌میلیون دلار می‌شود که کمتر از یک چهارم هزینه برخی بازی‌های رایانه‌ای در دنیاست.

طبیعی است با چنین روندی طی تمام سال‌های اخیر عدد بازی‌های رایانه‌ای تولیدشده در ایران به کمتر از ۱۰۰برسد. در چنین شرایطی نه برنامه‌نویسان و بازی‌نویسان قادرند بازی خوب بنویسند و نه سناریو‌های خوب بازی در ایران نوشته و تدوین می‌شود. این چرخه همچنان ادامه می‌یابد و مصرف بازی‌های مخرب خارجی هر روز زیادتر می شود و بازی‌های ضعیف داخلی توان رقابت با بازی‌های خارجی نمی‌یابند.

بگذریم از اینکه مشکلات دیگری نظیر مسئله کپی رایت و نظام توزیع نیز در حوزه بازی‌های رایانه‌ای در ایران وجود دارد که همچنان حل نشده باقی مانده است. اما حتی این مسئله نیز با اختصاص بودجه‌های کافی و ملی به بازی‌های رایانه‌ای قابل حل است.
وجود استعدادهای برجسته میان جوانان ایران در حوزه بازی سازی‌ به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌های نسبی ایران در این حوزه مطرح است اما این استعدادها نیز جهت و مسیر هدایت درستی پیدا نکرده و مثلا دانشگاه‌های ما هنوز به مسئله راه‌اندازی رشته‌های مرتبط با بازی‌های رایانه‌ای، موبایلی و اینترنتی توجه کافی نکرده‌اند.

برگزاری نمایشگاه‌هایی همچون نمایشگاه بازی‌های رایانه‌ای که این روزها در محل مصلای تهران در حال برگزاری است، فرصت مناسبی برای توجه‌دادن مسئولان و سیاستگذاران کشور نیز به شمار می‌رود؛ منوط به اینکه این دسته از مسئولان فقط به بازدید از این نمایشگاه و همدردی با تولیدکنندگان و سازندگان بازی‌های رایانه‌ای اکتفا نکرده و برایشان گریه نکنند.

آیا دوران ساعات کاری معمول به پایان خود رسیده است؟

اطلاعات عمومی, مسائل و اخبار روز اجتماعی, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

آیا دوران ساعات کاری معمول به پایان خود رسیده است؟

اقتصاد > اشتغال – همشهری آنلاین:
یک بررسی جدید نشان می‌دهد ساعات کاری معمول ۹ صبح تا ۵ عصر به تدریج به یمن تکنولوژی موبایل و نگرش آسان‌گیرانه‌تر روسا نسبت به ثبت ساعات کاری دارد به امری قدیمی بدل می‌شود.
اما گرچه این یافته ممکن است برای پشت‌‌میزنشین‌های بی‌قرار خبر خوبی به نظر برسد، این وضعیت به معنای مجموع کمتر ساعات کار نیست.

به گزارش لایوساینس بر اساس پژوهش جدیدی که بوسیله شرکت “موزی”، یک فراهم‌آورنده امنیت و پشتیانی داده‌ها انجام داده است، اکثریت کارفرمایان جهانی دیگر اهمیتی به دیر رسیدن کارکنان به سر کار نمی‌دهند.

این بررسی که بر روی ۱۰۰۰ کارفرما و کارمند آمریکایی، بریتانیایی، آلمانی و فرانسوی و ایرلندی انجام شد نشان داد که ۷۳ درصد روسا درباره ساعات کاری رسمی دیدگاه سختگیرانه‌ای ندارند، چرا که مطمئن هستند که کارکنان‌شان از ساعت‌ها پیش از اینکه واقعا به اداره برسند، مشغول به کار بوده‌اند.

یافته‌های این بررسی نشان می‌دهد که تکنولوژی موبایل ناقوس مرگ شیفت‌های معمول کاری را به صدا درآورده است، به طوری که ۷۵ درصد کارفرمایان به کارکنان‌شان ابزارهای لازم برای انجام کارشان در هر جایی که هستند، را فراهم می‌کنند.

در آمریکا ۲۰ درصد از کارفرمایان امکان دسترسی به همه تسهیلات اداری از جمله ای‌میل، درایوها و ابزارهای کاربردی شبکه‌ای و سرویس‌های ابری چه برای کارهای ادارای دارای مراجعه کننده (front-office) و چه کارهای بدون مراجعه کننده (back-office) برای کارمندان‌شان در ساعات غیراداری را فراهم می‌آورند.

با اینکه اکثریت کارفرمایان اهمیتی به زمان شروع روز کاری بوسیله کارمندان نمی‌دهند، اما در مقابل انتظار انعطاف‌پذیری کارمندان درباره انجام کار در ساعات اداری غیرمعمول دارند، حتی اگر این امر به معنای بیدار ماندن شب باشد. این رویکرد سیال نسبت به ساعات کاری به معنای آن است که اکنون بسیاری از کارفرمایان تماس گرفتن با کارمندان در زمان‌های پس از پایان ساعت کاری را مقبول می‌دانند و ۸۰ درصد آنان می‌گویند تماس گرفتن با کارمندان در شب درباره موضوعات کاری قابل قبول است.

ساعات واقعی کار با این رویکرد جدید چگونه است؟

نتایج جهانی نشان می‌دهد که روز کاری یک شخص متوسط اینگونه است:

او با چک کردن ای میل کاری‌اش در ساعت ۷:۴۲ صبح کارش را شروع می‌کند، در ساعت ۸:۱۸ به اداره می‌رسد، در ساعت ۵:۴۸ بعدازظهر محل کارش را ترک می‌کند، و توقف کامل کارش در ساعت ۷:۱۹ بعدازظهر رخ می‌دهد؛ به این ترتیب کارمندان برای تقریبا ۱۲ ساعت در روز “در وضعیت کاری” قرار دارند.

راس استاکدیل، مدیرعامل شرکت موزی می‌گوید: “کارکنان در همه جای دنیا از حداکثر تکنولوژی‌های در دسترس آنها برای انعطاف‌‌پذیری بیشتر در امور کاری و خانوادگی استفاده می‌کنند. پشتکار کارکنان نادیده گرفته نمی‌شود و تکنولوژی بیش از حدی که تصور می‌شود بر نحوه نگرش کارفرمایان اثر گذاشته است.

یافته‌های پژوهشی ما نشان می‌دهد ما پیشرفت زیادی در مسیر شناخته شدن کار به عنوان “چیزی که انجام می‌دهید” و نه “جایی که به آن می‌روید” کرده‌ایم.”

بهترین روش محبت کردن به بچه ها

آموزش تربیتی, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

 عکس   بهترین روش محبت کردن به بچه ها

بهداشت روانی کودکان به شیوه تعامل والدین
با آنان بستگی دارد. با وجود آن که والدین در آرزوی فراهم ساختن بهترین
امکانات هستند، اما ممکن است آنها را درست در اختیار فرزندان شان قرار
ندهند، چون هنوز روش منحصر به فردی برای تربیت فرزندان ابداع نشده است.

علت این مسئله آن است که هیچ دو بچه ای شبیه هم نیستند. تفاوت بین بچه ها بیش از آن چیزی است که ما معمولا تصور می کنیم.

به علاوه، فرهنگ، جامعه، جنسیت و عوامل
بسیار دیگری در تربیت کودکان دخالت دارند. روان شناسان خاطر نشان می کنند
سبک های متفاوتی برای فرزندپروری وجود دارد. آنها عقیده دارند سبک های
فرزندپروری را می توان بر حسب دو عامل محبت و کنترل پدر و مادر، به چهار
دسته تقسیم کرد.

● کنترل زیاد ، محبت کم

برخی والدین عقیده دارند سخت گیری نسبت به
فرزندان، بهترین شیوه تربیتی و ضامن موفقیت آنها در آینده است. در این
راستا، برخی از پدر و مادرها برای سخت گیری حد و حدودی قائل می شوند و
فراموش می کنند هر کودکی به طور طبیعی تمایل به آزادی و استقلال عمل دارد.
سخت گیری بیش از حد، روح آزادی را در کودک از بین می برد و این ایده غلط
را در او به وجود می آورد که آزاد و مستقل بودن، نامطلوب است. در دنیای
پررقابت امروز، کودک باید اعتماد به نفس داشته باشد که این هم تنها از
طریق پشتیبانی والدین به دست می آید.

در شرایطی که پدر و مادر تنها سخت گیری و
کنترل؛ و نه عشق و محبت را به کار گیرند، فرزندان شخصیت فردی خود را از
دست می دهند و در تصمیم گیری های زندگی شان ناکام می مانند زیرا همیشه این
پدر و مادر بوده اند که برای آنها تصمیم گرفته اند. روان شناسان به این
پدیده، فرزندپروری قدرت طلبانه می گویند. کودکانی که والدین قدرت طلب
دارند، استقلال لازم را به دست نمی آورند و در شرایطی که نیازمند تصمیم
گیری باشند، دچار اضطراب می شوند. آنها تمایل دارند در تمام فعالیت ها نقش
دوم را بازی کنند. این کودکان در بزرگسالی نمی توانند نقش رهبری را
برعهده بگیرند و این احتمال وجود دارد که در تمام زمینه ها احساس زیردستی
نسبت به دیگران داشته باشند. در واقع، این کودکان هرگز نخواهند توانست به
اهداف مورد نظر خود در زندگی دست یابند.

● کنترل کم، محبت کم

کودک نمی تواند در خلاء عاطفی رشد یابد.
اگر والدین هیچ گونه عشق و محبتی نشان ندهند، زندگی برای کودک بی ارزش و
بی ثمر می شود. کودکان به طور طبیعی بیشتر هیجانی و احساسی هستند تا
عقلانی و منطقی و رشد صحیح شخصیت از ترکیب هماهنگ این دو صورت می گیرد.
هنر این ترکیب، تنها در صورتی که والدین بتوانند محبت و کنترل را به نسبت
صحیح به فرزندشان نشان دهند، به دست می آید. هنگامی که والدین رفتار فرزند
را کنترل کنند، او درک می کند که این کنترل برای یک زندگی اجتماعی آرام،
کاملا ضرورت دارد. به همین ترتیب، فرزندان نیاز به محبت دارند. هنگامی که
فرزند احساس خطر می کند، آغوش مادر به او اطمینان و آرامش می بخشد. تماس
بدنی بین مادر و کودک، مطمئنا نخستین شاخص عشق و محبت نزد فرزند است.
همچنان که کودک بزرگ تر می شود، کلمات اطمینان بخش مادر، جای آغوش او را
می گیرد. نیازی به ذکر این نکته نیست که بیان عشق و محبت، ضرورتی قطعی
برای رشد سالم فرزند است و در غیاب آن، شخصیت کودک دچار اختلال خواهد شد.

کودکانی که دچار فقر و محرومیت هیجانی و
عاطفی باشند نمی توانند شریک خوبی در زندگی زناشویی باشند، زیرا پیوند
موفق بین زندگی دو فرد از طریق عشق برقرار می شود.

بنابراین، هیجانات باید به شیوه قابل قبولی
تنظیم و کنترل شوند. کنترل والدین، راهنمایی لازم برای بیان احساسات و
هیجانات را در اختیار فرزندان قرار می دهد. همچنین ساختار لازم که احساسات
در چهارچوب آن بروز داده شوند را در اختیار می گذارد. فرزندپروری بدون
کنترل و محبت، مطلوب نیست. به همین دلیل است که روان شناسان این نوع
فرزندپروری را «غفلت و بی مبالاتی» می نامند.

● کنترل کم، محبت زیاد

این نوع دیگری از فرزندپروری است که در آن،
پدر و مادر ها عشق و محبت بیش از اندازه و بدون اعمال کنترل های لازم را
ابراز می دارند. این گونه والدین، تحت تاثیر این کج فهمی و سوء برداشت که
«روان شناسان با تنبیه مخالفند»، از به کار بردن هر نوع تنبیهی اجتناب می
کنند. در واقع، کودکان بر حسب رفتار و اعمال شان، به تنبیه متناسب نیاز
دارند. تشویق و تنبیه تنها شیوه ای است که باعث می شود کودک بین درست و
نادرست تفاوت قائل شود. به وسیله تشویق و تنبیه والدین است که ارزش های
فرهنگی فرا گرفته می شوند.

اشتباه معمول این است که از یک سو، بسیاری
از والدین هنگام تنبیه رفتارهای ناسازگار و ناهمخوان نشان می دهند. کودک
در یک موقعیت برای کار اشتباهی که انجام داده است توبیخ می شود و در
موقعیت دیگر، انجام همان کار یا نادیده گرفته می شود یا حتی مورد تشویق
قرار می گیرد. این کار، کودک را گیج می کند و روان شناسان هم با آن
مخالفند. از سوی دیگر، برخی والدین، حتی در شرایطی که کودک باید تنبیه
شود، از این کار سرباز می زنند یا با او مخالفت نمی کنند. روش صحیح و
متعادل، پذیرش فرزند و محبت به او و در عین حال تنبیه او به خاطر برخی
کارهاست. این رفتار به کودک این حس را القا می کند که والدین دوستش دارند
اما برخی رفتار ها و اعمال او را تائید نمی کنند.در این شرایط، کودک
احتمالا لوس بار می آید و الگوهای رفتاری ضداجتماعی و مجرمانه از خود نشان
می دهد.

● کنترل زیاد، محبت زیاد

از آنچه تاکنون گفته شد کاملا روشن است که
بهترین شیوه فرزندپروری آن است که همراه با کنترل مناسب و محبت کافی باشد.
والدین باید بین کودک به عنوان یک انسان از یک سو و رفتارهای کودکانه او
از سوی دیگر، تفاوت قائل شوند. والدین نوع چهارم این فرق را بین کودک و
اعمالش قائل می شوند.

آنها کودک را به خاطر رفتارهای پسندیده اش
تشویق و به خاطر اعمال ناپسندش تنبیه می کنند. این والدین رفتاری سازگار و
همخوان در ارتباط با فرزندان شان دارند. آنها فرزندشان را با تنبیه به
خاطر یک رفتار در یک روز و تشویق به خاطر همان رفتار در روز دیگر، گیج نمی
کنند. کودکان نیز همانند همه ما، رفتارهای سازگار را بسیار آسان تر از
رفتارهای نامتعادل درک می کنند. مهم ترین نکته در اینجا این است که هنگامی
که کودک برای رفتارش تنبیه شد، درک می کند که پدر و مادرش هنوز به او
عنوان یک فرد عشق می ورزند. نقطه مقابل این، هنگامی است که والدین به طور
کلی فرزند را طرد کنند.

هنگامی که فرزند حس کند والدین او را به
طور کامل از خود رانده اند، احساس تنهایی و درماندگی خواهد کرد. این امر
می تواند باعث کاهش اعتماد به نفس کودک شده و به افسردگی، پرخاشگری، قطع
عضو و حتی خودکشی او بیانجامد. روان شناسان، فرزندپروری نوع چهارم را
«موثق» می نامند.

چطور دست از فکر کردن زیاد بردارید

آموزش تربیتی, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

اساساً فکر کردن
کار خوبی است و با اینکه بعضی از مردم به ‌اندازه کافی
اینکار را نمی‌‌کنند، برخی در این زمینه واقعاً زیاده ‌روی
می‌کنند. از هر دو جنسیت زن و مرد در هر دو این دسته‌ها
داریم. امروز می‌خواهیم درمورد کسانی حرف بزنیم که خیلی
فکر می‌کنند.

بعضی‌ها آنقدر
فکر می‌کنند که خود را خسته مضطرب و بیمار می‌کنند. این
افراد گرایش دارند که هر مسئله ساده ‌ای را پیچیده، هر چیز
آسانی را سخت و هر مشکل کوچکی را بزرگ و بغرنج جلوه دهند.
آنها عادت دارند وقتشان را برای آنالیز بیش از حد هر چیز و
هر کس هدر دهند. آنها متخصص تفسیر غلط حرف‌های همه هستند و
اگر کوچکترین راهی وجود داشته باشد که احساساتشان جریحه
‌‌دار شود، آن را پیدا می‌کنند. حتی به دنبال آن می‌گردند.
آنها معمولاً افرادی وسواسی و ایدآلیست هستند. بیش از حد
نگران می‌شوند. تقریباً درمورد همه چیز و همه کس. آنها سعی
می‌کنند همیشه همه را خوشنود نگه دارند و می‌خواهند که
تغییر ایجاد کنند اما این فرایند تغییر آنها را می‌ترساند.
برای خراب کردن امیال و آرزوهایشان به بقیه آدم‌ها نیاز
ندارند، خودشان هم خوب از پس آن برمی‌آیند. آنها همان‌هایی
هستند که بیش از حد فکر می‌کنند.

اگر احساس
می‌کنید خصوصیاتی که در بالا ذکر کردیم را در خود
می‌بینید، احتمالاً شما هم به این دسته افراد تعلق دارید.
در زیر نکاتی آورده‌ ایم که به شما کمک می‌کند با این مشکل
خود کنار بیایید.



۱٫




از صبر کردن
برای ایدآل هر چیز خودداری کنید.

جاه‌ طلب بودن خیلی خوب است اما خواستن ایدآل
غیرواقعبینانه و غیرعملی است. باید به دنبال پیشرفت مداوم
باشید و برای دست یافتن به تغییرات مثبت تلاش کنید.



۲٫




فکر و خیال
نکنید.

روی فکر و خیال تکیه نکنید، برحسب واقعیات عمل کنید.



۳٫




فعال‌تر باشید.

از تئوری بیرون بیایید و وارد عمل شوید. از همین
الان! هر روز حداقل یک کار انجام دهید که شما را به هدفتان
نزدیک‌تر کند. حتی اگر از آن واهمه دارید. اجازه ندهید ترس
توانایی‌هایتان را پایین بیاورد یا بر زندگیتان حکومت کند.



۴٫




درست‌ترین
سوال‌ها را از خودتان بپرسید.

سوال‌هایی که شما را از نظر ذهنی در وضعیتی مثبت،
عملی، کاربردی و متمرکز بر راه‌ حل قرار دهد. مشکل را درک
کنید اما تمرکزتان بر راه‌ حل باشد.



۵٫




یک مدیر داشته باشید
(یک
مربی، دوست، یکی از آشنایان و …) که بازخورد مرتبط، خاص،
معقول و غیراحساسی به شما بدهد. خودتان نمی‌توانید درمورد
خودتان بیطرف باشید. این فرد باید کسی باشد که حرف‌هایی به
شما بزند که باید بشنوید نه حرف‌هایی که دوست دارید
بشنوید.



۶٫




برای اینکه از متوسط به عالی تبدیل
شوید،
برنامه

بریزید و کاملاً
به آن پایببند شوید. رفتارهای عالی خود را پیدا کنید و به
آنها متعهد بمانید.



۷٫




دست از توجیه
کردن برای کارهایی که نمی‌کنید بردارید.

صادقانه
تلاش کنید که تلاش صادقانه بسیار موثر است.




۸٫




دفترچه ثبت
موفقیت داشته باشید.

نوشتن افکار، تصمیمات، رفتارها و نتایجی که به دست
می‌آورید راهی عالی برای حفظ نگرش، ایجاد تمرکز و انگیزه
است. همچنین راه خوبی است که بفهمید چه چیزی برای شما
موثرتر است.



۹٫




از افکارتان
بیرون بیایید.

جایی آرام و زیبا فرای افکارتان پیدا کنید.
جایی که
آرامش، امنیت، لذت و آزادی وجود داشته باشد. دست یافتن به
این نیاز به تلاش و تمرین دارد اما با تمرین می‌توانید
تقریباً در هر مکانی و هر زمانی اینکار را انجام دهید. تا
زمانی که امتحان نکنیم نمی‌دانیم که دست از فکرکردن
برداشتن چقدر سخت است.برای رفتن به فرای ذهنمان باید هرج‌
و‌ مرج ذهنمان را دور بریزیم. ذهن جای خسته ‌کننده‌ ای است
و بعضی وقت‌ها لازم است که از آن به تعطیلات برویم. اگر با
این ایده دست ‌و پنجه نرم می‌کنید، سعی کنید خودتان را در
آهنگی که دوست دارید غرق کنید.



۱۰٫




بعضی از افکاری
که در ذهنتان می‌چرخد باید بیرون ریخته شود
،
بعضی از آنها گیر کرده‌ اند و می‌ترسند بیرون بیایند. به
افکار ذهنتان مثل یک بلوک آپارتمان نگاه کنید. به طبقه دوم
این آپارتمان نگاه کنید، همینطور که در راهرو راه می‌روید،
از پشت در آپارتمان شماره ۲۲ صدای پیرزن دیوانه می‌آید که،
“اینطوری باید آنرا انجام می‌دادی دیوانه…!” کمی
اینطرف‌تر، آپارتمان زن پر حرفی است که همیشه در خانه ‌اش
را باز می‌گذارد و یکدفعه بیرون می‌پرد و حواستان را پرت
می‌کند. انتهای راهرو مردی زندگی می‌کند که همیشه شما را
می‌ترساند، “اگر می‌دیدی چقدر احمق به نظر می‌رسیدی دیگر
هیچوقت آنکار را انجام نمی‌دادی.” این آدم‌ها درواقع آن
افکاری هستند که میل و انگیزه شما را با احساس گناه و
اضطراب از بین می برند. شناسایی این افکار خیلی ساده است،
ساکنینی که خیلی وقت است اجاره خانه ‌شان را نپرداخته‌ اند
و هیچ منفعتی برای شما ندارند و برای بقیه ساکنین خوب
آپارتمان هم ایجاد مشکل می‌کنند و باید سریعاً آنها را
بیرون بیندازید.

همین الان شروع
کنید. آزاردهنده‌ ترین ساکنین آپارتمان را شناسایی کنید و
حکم تخلیه ‌شان را تحویلشان دهید. اگر همکاری نکردند،
گوششان را بگیرید و به زور بیرونشان کنید. این ساکنین خیلی
وقت است که آنجا مانده‌اند و می‌دانند که چطور می‌توانند
فریبتان دهند. اما شما تسلیم نشوید. یادتان باشد ساکنین
عالی دیگری دارید که باید به آنها رسیدگی کنید.

بیرون انداختن
این ساکنین جا را برای آوردن ساکنین بهتر باز می‌کند. این
آپارتمان را از آنِ خودتان کنید. آن را دوباره به زندگی
برگردانید. دکوراسیون آن را عوض کنید، حتی می‌توانید برایش
استخر هم درست کنید. این آپارتمان مال شماست—این شما هستید
که تصمیم می‌گیرید چطور آن را بازسازی کنید.

دوباره فکر کن

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

نگذار کسی یک اولویت در زندگی
تو بشه،
وقتی تو فقط یک انتخاب در زندگی اونی…

یک رابطه بهترین حالتش وقتیه دو طرف در تعادل باشن.

هیچوقت شخصیت خودت رو برای کسی تشریح نکن،
چون کسی که تو رو دوست داشته باشه بهش نیازی نداره،
و کسی که ازت بدش بیاد باور نمی کنه.

وقتی دائم میگی گرفتارم، هیچ وقت آزاد نمیشی.
وقتی دائم میگی وقت ندارم،
بعد هیچوقت زمان پیدا نمی کنی.

وقتی دائم میگی فردا انجامش میدی،
اونوقت فردای تو هیچ وقت نمیاد.

وقتی صبحا از خواب بیدار میشیم، ما دوتا انتخاب داریم.
برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم، یا بیدار شیم و رویاهامون رو دنبال
کنیم.
انتخاب با شماست…

ما کسایی که به فکرمون هستن رو به گریه می اندازیم.
ما گریه می کنیم برای کسایی که به فکرمون نیستن.
و ما به فکر کسایی هستیم که هیچوقت برامون گریه نمی کنن.

این حقیقت زندگیه. عجیبه ولی حقیقت داره.
اگه این رو بفهمی، هیچوقت برای تغییر دیر نیست.

وقتی تو خوشی و شادی هستی عهد و پیمان نبند.
وقتی ناراحتی جواب نده.
وقتی عصبانی هستی تصمیم نگیر.

دوباره فکر کن… عاقلانه رفتار کن

محو تدریجی عشق در برخی روابط / چرا ؟

اطلاعات عمومی, مسائل و اخبار روز اجتماعی, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

اینکه بدانید چرا عشق به تدریج محو شده و از بین می‌رود به درک معنا و مفهوم عشق و رابطه کمک کرده و کمکمان می‌کند بتوانیم روابطمان را نجات داده و از برهم خوردن آنها جلوگیری کنیم.

http://www.3nasl.com/Contents/Helpers/Thumbnail.ashx?Path=%7E/UserFiles/Contents/2173289/1.jpg&Height=200&Width=200&Quality=High

انگار همین دیروز بود که عشق در رابطه‌تان بسیار شیرین و تمام‌نشدنی به نظر می‌رسید. اما خیلی زود، قول و قرارهایتان فراموش شد. روزهایی که مدام دوست داشتنش را در گوشتان زمزمه می‌کرد گذشته است. حالا دلتنگ گرمای آغوشش هستید و از خودتان می‌پرسید: عشم ما کجا رفت؟ پس اگر عشق از بین رفتنی است ممکن است تاثیرات بدی روی ازدواج داشته باشد.

خوشبختانه خیلی از ازدواج‌ها به آن نقطه نمی‌رسد اما خیلی از افراد هم هستند که فشارهایی اینچنینی را در ازدواج خود تجربه می‌کنند. در زیر می‌خواهیم به اختصار به چند مورد از عواملی که می‌تواند به ما برای درک معنای عشق و رابطه و اینکه چرا گاهی عشق‌ در رابطه تدریجاً محو می‌شود، اشاره کنیم.

۱٫ توقع نابجا: خیلی‌ها قبل از اینکه وارد صحنه اصلی ازدواج شوند، تصور می‌کرده‌اند که یکی از اسطوره‌های روابط عاشقانه هستند. توقع دارند که عشق و لطافت رابطه همیشه وجود داشته باشد اما هیچکدام از اینها واقعی نیست و فقط خیال باطل است و منجر به ناامیدی می‌شود. آنها نتوانستند درک کنند که داستان‌های عشقی که در فیلم و کتاب می‌بینند و می‌خوانند فقط نمود یک رابطه غیرواقعی است. وقتی پای سفره عقد می‌نشینند تصور می‌کنند که رویاهایشان به حقیقت پیوسته است اما بعد از گذشت چند سال از ازدواجشان به این نتیجه می‌رسند که همه چیز خیالی بیش نبوده است.

اما در ازدواج توقعات درست و منطقی هم می‌تواند وجود داشته باشد، مثل عشق، توجه و حمایت همسر. اما حتی اینها هم ممکن است برآورده نشوند. بنابراین عاقلانه است که این واقعیت را در نظر داشته باشیم که حتی در بهترین ازدواج‌ها هم ممکن است فرد تنها، خسته و ناامید باقی بماند.

۲٫ ناسازگاری: معمولاً خیلی طول نمی‌کشد که زوج ازدواج کرده متوجه شوند که آنقدرها که در دوران نامزدی تصور می‌کردند سازگاری ندارند. حالا می‌بینند که هیچ وجه اشتراکی با هم ندارند و هیچ روزی نیست که از ازدواجشان اظهار پشیمانی نکنند. تصورشان این است که همسرشان زوج مناسبی برای آنها نیست و ازدواجشان فقط یک اشتباه بزرگ بوده است.

ممکن است گاهی شباهت‌هایی در سلیقه و شخصیتشان پیدا کنند اما تفاوت‌هایشان معمولاً عمده‌تر و شاخص‌تر است. همه اینها باعث می‌شود که وقتی مشاجره و مشکلی پیش بیاید، مصالحه و آشتی کردن سخت‌تر شود.

۳٫ مشاجرات و کشمکش‌های مداوم: دعوا کردن، داد کشیدن، شکوه و شکایت کردن مداوم و عصبانیت به طریقی مخرب ابراز می‌شود. وقتی این اتفاق می‌افتد، مکالمه بین دو نفر به یک میدان مبارزه تبدیل خواهد شد که در آن هرکس از نظر و عقیده خودش دفاع می‌کند و کلمات دیگر ابزار برقراری ارتباط نیستند و به سلاح برای هر فرد تبدیل می‌شود. این کلمات ناراحت‌کننده باعث سرد شدن عشق آنها می‌شود.

در زیر به برخی از عوامل مرتبط با دعواها و مشاجرات زوج‌ها اشاره می‌کنیم:

• مشکلات مالی
• وظائف والدین
• خیانت
• روابط جنسی

۴٫ احساس نفرت: عشق شما ممکن است به تدریج با متضاد آن که خودخواهی و نفرت است جایگزین شود. بااینکه ممکن است هنوز عشقی در دلتان وجود داشته باشد اما صدای نفرت بلندتر است. بی‌عاطفگی، ترس و غرور دلتان را مثل سنگ کرده است و ارتباط دوباره در ازدواج را سخت‌تر می‌کند.

۵٫ تسلیم شدن: متاسفانه بعضی از زوج‌ها آنقدر به ازدواج بدون احساسشان عادت می‌کنند که امید هیچ تغییری ندارند. تصور می‌کنند که زندگی زناشویشان دیگر هیچوقت درست نمی‌شود. حتی تصور می‌کنند که هر کاری از دستشان برمی‌آمده انجام داده‌اند اما چیزی که شکسته است دوباره درست نمی‌شود. به این نتیجه می‌‌رسند که طلاق و جدایی آخرین راه‌حل آنهاست.

توقعات نابجا، ناسازگاری، مشاجرات، نفرت و تسلیم شدن فقط چند مورد از عواملی است که موجب بی‌عشق شدن روابط می‌شود. اما اگر قطعیت داشته باشید و هر دو با هم همکاری کنید، این مشکلات قابل حل هستند.

مشاجره های زندگی تان را مدیریت کنید

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, مسائل و اخبار روز اجتماعی, موفقیت, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

همه زوج‌ها گه گاه دچار اختلاف می‌شوند. زوج‌ها اگر بتوانند با احترام، هوشیاری و درک با این تفاوت‌ها برخورد کنند، خواهند توانست احتلافاتشان را به طریقی مثبت از بین برده و همدیگر را بیشتر بشناسند. اما اگر این اختلافات به درستی حل نشوند، زوج‌ها خیلی زود از هم دور و جدا می‌شوند.

http://www.parsamob.com/wp-content/uploads/2011/10/y2zusocc4yfmnxp052.jpg

تعیین سبک مشاجره
بررسی اینکه شما و همسرتان چطور به اختلافات تان واکنش می‌دهید می‌تواند کمک تان کند بفهمید مشاجرات چطور اتفاق می‌افتند.

خرابکار زیرک :
از روبه‌رو شدن اجتناب می‌کند و معمولاً با سکوت، غر‌غر و ناله کردن در آن مورد حرف می‌‌زند. مشکل معمولاً مقدمه طولانی قبل از شروع دعوا است.

مهاجم سطح بالا :
معمولاً در طول مشاجرات بسیار پرسر وصدا و غالب است. ممکن است متعلق به محیط‌هایی بوده باشد که معمولاً دعواها بلند و زیاد بوده است، به همین دلیل این سبک مشاجره کردن برایش عادی است.

پیشگیرنده :
اصلاً از جار و جنجال خوشش نمی‌آید و سعی می‌کند به هر قیمتی شده از بروز دعوا جلوگیری کند. شخصیتی حساس و دفاعی دارد.

ضربه‌خور :
از دعوا و مشاجره واهمه دارد، به هر قیمتی شده سعی می‌کند وارد چنین موقعیت‌هایی نشود. اما زیر این ظاهر، خشم و تلخی موج می‌زند.

صلح‌طلب :
از دعوا کردن خوشش نمی‌آید و سعی می‌کند خیلی زود به آن خاتمه دهد. این می‌تواند باعث شود نتواند به علت آن اختلاف بپردازد.

وقتی سبک‌های مختلف با هم برخورد می‌کنند، برای زوج دشوار می‌شود که به طریقی موثر با آن اختلاف کنار بیاید. رمز کار این است که به آن موضوع مثل یک دشمن نگاه شود و خود را هم‌ رزم‌هایی در آن جنگ ببینید.

در زیر به علائمی اشاره می‌کنیم که نشان می‌دهد مشاجره‌ای در حال اتفاق ‌افتادن است.

۱ – از بروز تماس چشمی، محبت جسمی و رابطه‌جنسی خودداری می‌کنید.

۲ – درمورد همه چیز از همسرتان سوال و بازجویی می‌کنید.

۳ – تلاش‌های همسرتان برای ایجاد مکالمه را با جواب‌هایی کوتاه و مختصر پاسخ می‌دهید.

۴ – فکرتان روی ویژگی‌های منفی همسرتان متمرکز است.

چطور عصبانیتتان را کنترل کنید
اگر با این نشانه‌ها برخورد کردید، باید اول احساساتتان را درک کرده و بفهمید که چه حسی دارید. بعد سعی کنید محرک را تشخیص داده و ببینید آیا شرایط خارجی باعث حساس‌تر شدنتان شده است یا خیر.

قبل از اینکه موضوع را با همسرتان مطرح کنید، ببینید آیا واقعاً مسئله مهمی است یا خیر. اگر چندان اهمیتی ندارد، سعی کنید به خودتان اطمینان دهید و برای آرام کردن عصبانیتتان حرف‌های مثبت با خودتان تکرار کنید. سعی کنید با کلمات و تماس‌های فیزیکی محبت‌ آمیز دوباره با همسرتان ارتباط برقرار کنید.

برای بهبود ارتباط، در هنر مشاجره استاد شوید
بیشتر وقت‌ها ارتباط نادرست باعث وخیم‌تر شدن مشاجرات می‌شود. وقتی زوج‌ها شروع به دعوا کردن می‌کنند، معمولاً تمرکزشان بر برنده شدن در آن است، نه حل کردن مشکل. باید بتوانید بدون قضاوت کردن به نظرات هم گوش دهید. وقتی می‌خواهید سوالی بپرسید، سعی کنید صدا و لحنتان آرام باشد. وقتی مشکل را مشخص کردید، توافق بر یک هدف ساده‌تر خواهد بود. راه‌های مختلفی برای حل مشکلات و اختلافات وجود دارد.

مصالحه و سازش :
هر دو طرف باید کمی کوتاه بیایند. اما این یک روش محدود برای حل مشکل است که در آن هر دو طرف بدون رسیدن به یک راه‌حل نهایی، کوتاه می‌آیند.

همکاری :
زوج‌ها با همکاری با همدیگر برای پیدا کردن راهی برای رسیدن به یک راه‌حل که به نفع هر دوی آنها باشد، تلاش می‌کنند.

معامله :
یک طرف درمقابل خواسته طرف مقابل کوتاه می‌آید اما درعوض خواسته‌ای مطرح می‌کند که به نظرش با آن برابر است.

خیلی خوب است که بتوانید زمانی را تنظیم کنید که بنشینید و بررسی کنید که آیا راهکار مورد استفاده موثر بوده است یا خیر. این به هر دوی شما فرصت می‌دهد دوباره ارزیابی کنید که تغییرات چه تاثیری بر مشکلتان داشته است و آیا نیاز به تلاش بیشتر هست یا خیر.

یاسین قاسمی

سن اعتیاد به سیگار به ۱۰ سالگی رسید

نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

سن اعتیاد به سیگار به 10 سالگی رسید

اجتماع > آسیب‌ها – همشهری آنلاین:
مدیرکل پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با استناد به آمار بدست آمده سن آغاز «اعتیاد به سیگار» را ۱۰ سالگی اعلام کرد و گفت: طبق این اظهارات، دریچه ورود به اعتیاد سیگار و سن آغاز آن ۱۰ سالگی بوده است.

دکتر فرهاد اقطار در گفت‌وگو ایسنا، با اعلام خبر ساخت نخستین بازی رایانه‌ای در زمینه آموزش پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی و آموزش مهارت‌های زندگی اظهار کرد: این بازی برای سنین بالای ۹ سال تولید شده است و از ۲ سال پیش تولید آن با همکاری مرکز ملی بازی‌های رایانه‌ای آغاز شده و به زودی رونمایی می‌شود.

وی افزود: با انجام این بازی کودک بالای ۹ سال وارد مسیری می‌شود و در طی آن با مهارت‌های زندگی آشنا می‌شود و بدین دلیل سنین بالای ۹ سال به عنوان گروه مخاطب این بازی انتخاب شده‌اند، چرا که اعتیاد به دخانیات در کشور از ۱۰ سالگی آغاز می‌شود.

مدیرکل پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی در ادامه از توزیع رایگان ۵ هزار نسخه از این بازی پس از رونمایی از آن خبر داد.

اقطار در ادامه با اعلام تشکیل «کمیته علمی آسیب‌های نوپدید» و برگزاری همایش پیشگیری از آسیب‌ها با رویکرد تدوین راهکار و نظام پیشگیری از آسیب‌های نوپدید عنوان کرد: این کمیته در بخش‌های مختلف از جمله فضای سایبری، خشونت‌های رسانه‌ای، اینترنت و فضای مجازی، بازیها، انیمیشن‌ها و ماهواره که خود شامل تبلیغات کاذب درمان‌ها، آموزش‌هایی که پیوند تحکیم خانواده را تحت‌الشعاع قرار داده‌اند و دوست‌یابی می‌شود، تشکیل شده است.

مدیر کل پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی در ادامه با اشاره به انیمیشن‌های وارداتی نیز گفت: متاسفانه الگوی آموزش دوستی‌ها با جنس مخالف در این انیمیشن‌ها از سنین زیر ۶ سال آغاز می‌شود و به عنوان مثال حتی در کنار رابین هود هم یک دختر وجود دارد و برای مقابله با این آموزش‌های غلط باید انیمیشن‌هایی ساخته شود.

اقطار همچنین در پایان از توزیع رایگان سه هزار نسخه از کتاب رضایت زناشویی که در این دفتر تدوین شده است در میان زوج‌های جوان خبر داد.

بوی بدن شما ؛ نشان‌دهنده سن شماست

اطلاعات عمومی, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

بر خلاف تصور عموم، شدت و ناخوشایند بودن بوی بدن افراد مسن به مراتب از افراد جوان و میانسال کمتر است. این نتایج تحقیقی است که دانشمندان به تازگی در مجله اینترنتی “پلوس وان” (Plos One) منتشر کرده‌اند.

یوهان لوندشتروم (Johan Lundström)، متخصص اعصاب از مرکز تحقیقاتی مونل در فیلادلفیا می‌گوید: «انسان‌ها قادر هستند که از طریق بوی بدن، سیگنال‌هایی دریافت کنند که به آنها این امکان را می‌دهد تا سن افراد را به طور درست تشخیص دهند، از افراد بیمار دوری کنند، زوج مناست خود را پیدا کنند و خویشاوندان را از غیرخویشاوندان تمییز دهند.»

اطلاعات نهفته در بوی بدن

بوی بدن انسان از ترکیبات شیمیائی مختلف تشکیل شده که می‌توانند گویای اطلاعات اجتماعی گوناگونی باشند، اما دانشمندان هنوز نمی‌دانند که دقیقا چه ترکیباتی در بوی بدن انسان، اطلاعات مربوط به سن را مخابره می‌کند.

لوندشتروم و تیم پژوهشی تحت سرپرستی او، بوهای بدن سه گروه سنی مختلف را جمع‌آوری کردند. هر سه گروه متشکل از ۱۲ تا ۱۶ نفر بود: جوانان ۲۰ تا ۳۰ ساله، ۴۵ تا ۵۵ ساله و ۷۵ تا ۹۵ ساله. داوطلبان بایستی به مدت پنج شب تی‌شرتی را می‌پوشیدند که فاقد هر گونه بو است.

پژوهش‌گران در بخشی از این تی‌شرت‌ها که با زیربغل در تماس است، پدهایی جاگذاری کرده بودند تا بوی بدن را خوب به خود جذب کرده و نگه دارد. سپس این پدها در شیشه‌های دربسته نگه‌داری شده و از سوی ۴۱ مرد و زن مورد ارزیابی قرار گرفت. آنها بایستی تشخیص می‌دادند که کدام بو متعلق به افراد سالخورده است و تخمین می‌زدند که هر بو مربوط به کدام گروه سنی است. این افراد همچنین شدت و مطبوع بودن هر بو را سنجیدند.

بوی بدن سالخوردگان ملایم‌تر از جوانان

بر خلاف انتظار پژوهش‌گران بوی بدن افراد سالخورده نسبت به جوانان ملایم‌تر و کمتر نامطبوع ارزیابی شده بود. افرادی که بوها را می‌بایستی ارزیابی می‌کردند در بیشتر موارد به راحتی توانستند بر اساس شدت بو حدس بزنند که به کدام گروه سنی متعلق است.

شناسائی دقیق ترکیباتی در بو که سن افراد را فاش می‌سازد، می‌تواند در آینده یکی از موضوعات مهم پژوهش‌های دیگر در این زمینه باشد.

در محیط کارم خیلی استرس دارم

اطلاعات عمومی, مسائل و اخبار روز اجتماعی, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

استرس برای روان انسان مانند سم است. اما در عین حال نداشتن مسئولیت به اندازه کافی و احساس بیهودگی نیز مضر است.

به نقل از دویچه وله، افرادی که تحت استرس کار می‌کنند، گرایش عجیبی به این دارند که چندین کار را همزمان انجام دهند. به طور مثال آنها در حین اینکه با یکی از مشتریان ناراضی تلفنی صحبت می‌کنند، با یک دست ایمیل‌های خود را چک می‌کنند و با دست دیگر برای شریک زندگی خود پیام می‌فرستند.

در حقیقت همه کار باید هر چه سریع‌تر و به دلیل کمبود وقت به طور همزمان انجام شود. این شیوه کار کردن عواقبی مانند سردرد، انقباض مزمن در عضلات و خستگی مفرط به همراه دارد.

مانفرد اشپیتسر، پژوهشگر در زمینه مغز و اعصاب اعتقاد دارد که استرس می‌تواند کارکرد مغز را تحت‌الشعاع قرار دهد.

او پس از بررسی پژوهش‌های متعددی که در این زمینه انجام شده به این نتیجه رسیده است. در یکی از این پژوهش‌ها داوطلبان بایستی به سؤالات ذهنی پاسخ می‌دادند.

در مجموع کسانی که کمتر به این شیوه کشش دارند که چندین کار را همزمان انجام دهند، سریعتر از دیگران و با دقت بیشتری توانسته‌اند مسئله‌های ذهنی را حل کنند.

بریتا هولتسل،روانشناس آلمانی می‌گوید: «هول زدن برای انجام همزمان چندین کار متضاد به هوشیاری نیازمند است.»

این روانشناس آلمانی جوان در بیمارستانی در ماساچوست کار می‌کند و مسئولیت بیمارانی را بر عهده دارد که در دوره‌ درمانی تقویت هوشیاری شرکت می‌کنند.

او در این زمینه پژوهشی انجام داده که برای اولین بار تأثیر اینگونه دوره‌های درمانی را روی مغز تأیید می‌کند.

استرس ناشی از حس بیهودگی در محیط کار

فشار داشتن مسئولیت‌های مختلف منجر به بروز اختلال “کارزدگی” می‌شود که معمولا گریبان‌گیر افرادی است که دارای پست‌های مهم و پرمسئولیت هستند.

اما کسانی که مسئولیت‌های چندان بزرگی ندارند نیز از عواقب استرس در محیط کار در امان نیستند. با این حال استرس آنها جنس دیگری دارد. نداشتن وظایف کافی و حس بیهودگی آنها را کرخت و بی‌انگیزه می‌کند.

ولفگانگ مرکل، روانشناس در فرانکفورت اعتقاد دارد که افراد شاغل در آلمان تقریبا به دو دسته تقسیم شده‌اند: گروهی که به دلیل حجم زیاد وظایفی که بر عهده دارند دچار عارضه‌ کارزدگی می‌شود و گروهی دیگری که از عدم داشتن وظایف کافی در محل کار رنج می‌برند.

مرکل می‌گوید: «در جامعه به گروه دوم کمتر بها داده می‌شود، در صورتی که علائم این دو بیماری تقریبا یکسان است.»

تقاضای کار پاره‌وقت

حس بیهودگی و بلااستفاده بودن در محیط کار متواند در قالب علائمی مانند بی‌انگیزگی، افسردگی، اختلال خواب و عدم لذت بردن از زندگی بروزکند. در بسیاری از موارد فرد برای کاری درخواست می‌دهد که در نگاه اول به نظر بسیار مناسب می‌آید، به طور مثال مدیریت یک پروژه در شرکت.

اما هنگامی که مشغول به کار شد تازه متوجه می‌شود که تنها مسئولیت بخش کوچکی از پروژه‌ای بزرگ را بر عهده دارد و اصلا فرصتی برای استفاده از توانایی‌های متعددی که دارد پیدا نمی‌کند. عدم داشتن امکان برای نشان دادن توانایی‌های خود منجر به خستگی مزمن و بی‌ حوصلگی می‌شود.
یکی از راه‌حل‌های پیشنهادی مرکل، روان‌شناس آلمانی این است که فرد درخواست دهد تا به صورت پاره‌وقت کار کند. در این صورت او این فرصت را می‌یابد که از وقت باقی‌مانده خود به طور مفیدتری استفاده کند.

۷ نکته مهم درباره نظافت که هر مردی باید بداند

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, مسائل و اخبار روز اجتماعی, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

این نکات را در برنامه روزانه خود بگنجانید تا یک مرد سالم ، خوشبو و مرتب باشید.

، اکثر مردان یاد گرفته اند که بعد از بلند شدن از خواب موهایشان را شانه کنند، قبل از خوردن غذا دستهایشان را بشویند و بعد از هر وعده قضایی دندانهایشان را مسواک بزنند اما علاوه بر این اصول اولیه نظافت، رعایت چند نکته دیگر هم برای آقایان ضرورت دارد.این نکات را در برنامه روزانه خود بگنجانید تا یک مرد متشخص سالم ، خوشبو و مرتب باشید.

ناخنهایتان را تمیز و مرتب کنید:

ناخنهای کثیف و نامرتب نشان دهنده بهداشت ضعیف افراد است.همه ناخنهایتان را به یک اندازه کوتاه کنید و زیر ناخنهایتان را هم مرتبا” تمیز کنید تا جرم و آلودگی در آن جمع نشود. اگر پوست دور ناخن شما خشک شده و یا پوست پوست شده است ، با چند قطره روغن زیتون آن را مرطوب کنید و بعد از ۱۰ دقیقه دستهایتان را بشویید.

هرشب صورتتان را بشویید:

تقریبا” همه مجله های زیبایی به زنان توصیه می کنند که هر روز صورتشان را بشویند اما مردان هم باید به این توصیه عمل کنند . در پایان هر روز از یک پاک کننده صورت ملایم استفاده کنید تا گرد و غبار ، آلودگی و روغنهایی که در طول روز روی پوست صورتتان تجمع کرده اند را کاملا” پاک کنید.

موهای ناخواسته صورتتان را اصلاح کنید:

انسانها طبیعتا” موجودات پرمویی هستند اما این به این معنا نیست که ما مجبوریم همه موهایمان را تحمل کنیم. هرگز موهای بینی خود را فراموش نکنید.حداقل هفته ای یکبار موهای بینی خود را اصلاح کنید تا موهای زائد بینی از سوراخهای بینی بیرون نزند. برای از بین بردن موهای بینی و همینطور موهای زائد داخل و اطراف گوش می توانید از دستگاههای مخصوص اینکار استفاده کنید.

هر روز از نخ دندان استفاده کنید:

دندانپزشکتان همیشه به شما توصیه می کند که هر روز از نخ دندان استفاده کنید. نخ دندان جرمها و غذاهای باقیمانده در بین دندانهای شما را کاملا” تمیز می کند و باعث می شود که خطر ابتلا به بیماری لثه و کرم خوردگی دندان به میزان قابل توجهی کاهش یابد. حداقل روزی یکبار از نخ دندان استفاده کنید و بعد با دهان شویه دهانتان را بشویید.

از کرم مخصوص اصلاح یا کف ریش استفاده کنید:

این کرم نه تنها به شما کمک می کند که راحتتر اصلاح کنید بلکه باعث می شود پوست صورتتان نرم و مرطوب شود. بعد از اصلاح هم بهتر است از افترشیوها و یا مرطوب کننده های دیگر استفاده کنید تا پوست صورتتان نرمتر شود.

از نرم کننده استفاده کنید:

بهتر است حداقل یک روز درمیان موهایتان را بشویید و هنگام شستشو ، علاوه بر شامپو از نرم کننده هم استفاده کنید. در حالیکه شامپو ، کثیفی و آلاینده های زیستی محیطی را از روی موهای شما پاک می کند ، نرم کننده رطوبت مورد نیاز موهای شما را تامین می کند.اگر موهای شما خشک و شکننده است ، هر هفته یکبار از یک نرم کننده خیلی قوی استفاده کنید.

کرم ضد آفتاب بزنید:

صورت و نقاط دیگر بدنتان که در معرض نور آفتاب قرار می گیرند را با کرم ضد آفتاب بپوشانید .استفاده از این کرمها ، پوستتان را از اشعه های مضر خورشید حفظ می کند و خطر ابتلا به سرطان پوست را کاهش می دهند.از عینک آفتابی هم استفاده کنید تا چشمانتان از اشعه یو وی در امان بمانند.

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها