“همسر سابقم را روی نیمکت پارک با کارد کشتم”

الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, پرخوران گمنام, ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

مهر نوشت:

مرد جنایتکار که همسر سابقش را در یکی از بوستانهای تهران با ضربه های کارد از پا در آورده بود، با تایید حکم اعدامش در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت.

غروب نهم آذر مردم حاضر در یکی از بوستانهای جنوب غرب تهران مرد جوانی را دیدند که با لباسهای خون آلود سراسیمه فرار می کرد. پسر کوچولویی هم در بغلش بود که فریاد می زد، «مامانم را کشت، کمکم کنید»! دقایقی بعد همزمان با فرار مرد جوان، شاهدان پس از کمی جست و جو پیکر خونین و بی جان زن جوانی را پشت درختچه ها یافته و پلیس را باخبر کردند.

ماموران کلانتری ۱۱۹ مهرآباد جنوبی پس از حضور در محل حادثه و در نخستین تحقیقات دریافتند نرگس – ۳۳ ساله – با ضربه های قمه از پا در آمده است. با اعلام موضوع به قاضی شاهنگیان – بازپرس کشیک ویژه قتل – تجسسهای ویژه جنایی در این باره آغاز شد و ساعتی بعد چنگیز – همسر ۳۵ ساله قربانی جنایت – در یکی از خیابانهای اطراف محل زندگی اش دستگیر شد و بلافاصله به قتل اعتراف کرد. با اعتراف متهم مشخص شد او و مقتول چندی قبل به خاطر اختلافاتی که با هم داشتند از یکدیگر جدا شده بودند. روز حادثه هم نرگس پسرشان را به محل قرار آورده بود تا با پدرش دیدار کند.

با اعتراف متهم و بازسازی صحنه قتل از سوی او بازپرس شعبه دوم دادسرای جنائی پرونده را با صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران فرستاد. در جلسه دادگاه که در شعبه ۷۱ و به ریاست قاضی عزیزمحمدی برگزار شد، اولیای دم خواستار قصاص داماد سابقشان شدند.

در ادامه متهم با حضور در جایگاه در تشریح ماجرا گفت: حدود ۱۵ سال قبل با نرگس ازدواج کردم. اوایل زندگی خوبی داشتیم. من هم با کار در فرش فروشی پدرم درآمد متوسطی داشتم اما پس از تولد دختر و پسرمان، مشکلات زندگی مان هم بیشتر شد. از آنجا که مواد مخدر مصرف می کردم، همسرم دائم اعتراض می کرد و بهانه می گرفت. بالاخره کار به جایی رسید که چند ماه قبل به دادگاه رفت و از هم جدا شدیم. روز حادثه با او تماس گرفتم و گفتم دلم برای پسرمان تنگ شده است بنابراین از او خواستم به یکی از بوستانهای نزدیک خانه بیاید.

حدود ساعت پنج بعد از ظهر بود که همسر سابقم همراه پسرمان رسید. وقتی او را دیدم، با خوشرویی و آرامش مشغول صحبت شدیم، اما وقتی احساس کردم تمایل به حرف زدن دارد، از او خواستم به قسمت خلوت تر پارک برویم. بعد پسرمان مشغول بازی شد و خودمان هم روی نیمکت نشستیم. وقتی مطمئن شدم اعتمادش جلب شده، ناگهان با کاردی که همراه داشتم، او را زدم. همان موقع پسرم با شنیدن صدای فریادهای مادرش به طرف ما دوید، اما دیگر کنترلم دست خودم نبود و ۶ ضربه دیگر هم زدم. سپس با عجله پسرم را بغل کرده و از آنجا گریختم.

قضات دادگاه پس از آخرین دفاع متهم وارد شور شده و او را به قصاص محکوم کردند. با اعتراض متهم، پرونده برای بررسی حکم به دیوان عالی کشور فرستاده شد که قضات شعبه ۲۹ دیوان حکم مجازات چنگیز را تائید کردند. پرونده این جنایت برای اجرای حکم اعدام به شعبه اجرای احکام دادسرای جنائی تهران فرستاده شده است.

مفاهیم: اعتیاد چیست؟

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, اطلاعیه ها, الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, پرخوران گمنام, پزشکی, ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, دوازده قدمی ها, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

اجتماع > آسیب‌ها – همشهری آنلاین – علی کدخدازاده:
از اعتیاد به عنوان یکی از بزرگترین معضلات دنیای معاصر نام می‌برند
اعتیاد به مواد مخدر از چنان ابعاد وسیع آسیبی برخوردار است که بی اغراق می‌توان از آن به عنوان هیولای بزرگ زندگی بشری نام برد.

متلاشی شدن شخصیت فردی، نابودی نهاد خانواده، افزایش انواع دیگر آسیب‌ها و جرایم اجتماعی، کاهش بازدهی کاری و شغلی، افزودن بر افراد بی‌کار و سربار جامعه، اشغال تخت‌های بیمارستانی، کاهش نرخ بهداشت عمومی و دهها عارضه دیگر همگی وابستگی تام به میزان معتادان یک جامعه دارد.

در تعریف اعتیاد می‌توان گفت: تمایل شدید جسمانی و روانی فرد به ادامه مصرف یک ماده که باعث تغییر در شرایط عادی وضعیت جسمانی، روانی و اجتماعی او می‌شود، اعتیاد نام دارد.

با این تعریف، به کسی که وابستگی جسمی و روانی به مواد مخدر دارد و ناگزیر است مصرف مشخصی از آن را به طور مستمر ادامه دهد، معتاد گویند.

پدیده اعتیاد به مواد مخدر و توجه به آن به عنوان یک معضل اجتماعی تقریباً پدیده نوظهوری است که از عمر آن شاید بیش از صد و پنجاه سال نمی گذرد. البته مصرف مواد مخدر و حتی عادت و نیز استعمال تفننی بدان، تاریخی طولانی دارد. لیکن از قرن نوزدهم به بعد است که به سبب تأثیر فراوان بر جنبه های متفاوت زندگی اجتماعی انسان‌ها، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.

یک فرد سالم برای اینکه به یک معتاد تبدیل شود باید فرایندی سه مرحله‌ای را بگذراند.

مرحله اول – آشنایی: در این مرحله شخص در اثر مسامحه یا تشویق دیگران یا میل به انجام یک کار تفریحی یا کنجکاوی یا علل دیگر مانند کسب لذت ، به مصرف مواد مخدر آشنا می‌شود.

مرحله دوم – میل به مواد: در این مرحله، بدن هر روز به مواد بیشتری نیاز پیدا می‌کند و بعد از مدت‌ها استفاده نامرتب از موادمخدر، شخص دچار شک و تردید شده، برای رهایی از آن با امیال خود دست به مبارزه می‌زند.

مرحله سوم – اعتیاد: در این مرحله فرد دیگر نمی‌تواند دوری از مواد مخدر را تحمل کند. در این مرحله عدم دسترسی به مواد مخدر منجر به اختلالات شدید فیزیکی و روانی در فرد می‌شود و او به وابستگی تام دچار می‌شود.

نشانه‌های اعتیاد:

فرد معتاد شاید در وحله اول نپذیرد که معتاد شده اما وابستگی اجتناب ناپذیر وی به مواد مخدر سرانجام واقعیت را بر او آشکار خواهد کرد.
از سوی دیگر علاوه بر وابستگی ناگزیر به مواد مخدر چنین فردی دارای ویژگی‌های دیگری نیز هست. چند ویژگی متداول معتادان عبارت است از: یبوست، کاهش فشار خون، کوچک شدن مردمک‌های چشم، تهوع، نامفهوم شدن تکلم و ادای کلمات، عکس‌العمل‌های کند، خارش پوست، احساس تنگی نفس و کند شدن تنفس، کاهش حافظه، زرد شدن رنگ پوست، گودی زیر چشم. در عین حال سوختگی روی لباس، عدم تحمل برای استقرار در یک جمع و مکان به مدت طولانی از جمله نشانه‌هایی است که اگر فردی واجد آن بود باید احتمال آلودگی وی به مواد مخدر را داد.

سناریوی زن و مرد شیشه‌ای برای اخاذی از ثروتمندان

الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط یک دیدگاه »

سناریوی زن و مرد شیشه‌ای برای اخاذی از ثروتمندان

حادثه > داخلی – گروه حوادث:
زن و مرد شیشه‌ای بعد از شناسایی خودروهای مدل بالا، سناریوی اخاذی از راننده‌های آنها را کلید می‌زدند.
متهمان به بهانه تصادف، خودروی مورد نظرشان را متوقف می‌کردند و با تهدید چاقو دست به اخاذی می‌زدند. ۶ فروردین امسال مرد میانسالی به شعبه سوم دادیاری در دادسرای ناحیه یک تهران رفت و از زن و مرد جوانی به اتهام اخاذی میلیونی شکایت کرد.

وی به دادیار عبدی گفت: روز گذشته برای خرید از خانه بیرون آمدم و به سمت یک مجتمع تجاری در شمال پایتخت رفتم. ماشین «پرادو‌» ام را کنار خیابان پارک کردم و بعد از خرید مجددا سوار ماشین شدم تا به سمت خانه یکی از آشنایانم بروم. وقتی پشت فرمان نشسته بودم دنده عقب گرفتم تا از محل پارک بیرون بیایم که یک دفعه صدایی شنیدم. وقتی برگشتم زن جوانی پشت ماشین بود که مچ دستش را گرفته و ناله می‌کرد.

او با عصبانیت به سمت من آمد و فریاد زد که چرا به اطرافم توجه نمی‌کنم و با او تصادف کرده‌ام. از او خواستم آرام باشد اما همچنان فریاد می‌کشید که مچ دستش شکسته است. می‌گفت زمانی که من دنده عقب می‌رفتم، ماشین به دستش برخورد کرده است اما من حسابی تعجب کرده بودم، چون خیلی آرام از محل پارک بیرون می‌آمدم و اصلا نمی‌دانم چطور این اتفاق افتاد.
وی ادامه داد: به زن جوان گفتم که سوار ماشین شود تا او را به بیمارستان برسانم و هرچه خرجش شود را پرداخت می‌کنم اما او مخالفت کرد.

نمی‌دانستم باید چه کنم، می‌خواستم به خانه یکی از بستگانم بروم و عجله داشتم. زن جوان هم دست بردار نبود. به او ۲ایران‌چک ۵۰ هزار تومانی دادم و خواستم تا هر چه زودتر به بیمارستان برود اما در همین لحظه مرد میانسالی به سمت ماشین آمد و از جیب کتش چاقویی درآورد. او و آن زن جوان سوار ماشین شدند و با تهدید از من خواستند که هر چه پول دارم، در اختیارشان قرار دهم.

من هم از ترس جانم همراه آنها به مقابل یک دستگاه خودپرداز در همان حوالی رفتم و آنها به زور کارت عابربانکم را گرفتند و مبلغ ۲میلیون تومان از حسابم به حساب خودشان واریز کردند. سپس پا به فرار گذاشتند و تهدید کردند که اگر شکایت کنم برایم دردسر درست می‌کنند.

با شکایت این مرد دادیار عبدی دستور تحقیقات ویژه در این زمینه را صادر کرد. ماموران در نخستین مرحله از تجسس‌ها به بررسی شماره حسابی که دزدان به آن پول واریز کرده بودند پرداختند و ردی از یک زن جوان به دست آوردند. در ادامه محل زندگی این زن در یکی از خیابان‌های پایتخت شناسایی و او دستگیر شد.

اعتراف به باجگیری

زن جوان وقتی در برابر دادیار عبدی قرار گرفت خود را بی‌گناه دانست اما وقتی در دادسرا با مالباخته روبه‌رو شد چاره‌ای جز اعتراف و افشای حقایق ندید. وی گفت: چند ماهی است که به شیشه اعتیاد پیدا کرده‌ام. ابتدا دوستانم به‌صورت رایگان به من شیشه تعارف می‌کردند و همراه آنها اقدام به مصرف می‌کردم اما رفته‌رفته اعتیادم شدید شد و این در حالی بود که پولی برای خرید مواد نداشتم. به خاطر مشکلات مالی که در زندگیم داشتم و تامین هزینه مواد‌مخدر، تصمیم به اخاذی گرفتم. پیشنهاد این سرقت‌ها را مردی به اسم مجید به من داد. او یکی از افرادی است که به واسطه مصرف مواد‌مخدر او را می‌شناسم.

وی ادامه داد: من و مجید در این مدت فقط ۲ مورد اخاذی انجام دادیم. یکی از آنها راننده یک خودروی پرادو و یکی دیگر راننده یک خودروی سوزوکی بود. در هر دو سرقت، ما ابتدا سوژه‌مان را زیرنظر می‌گرفتیم و بعد من طوری در پشت ماشین قرار می‌گرفتم که راننده متوجه نشود. سپس با این ادعا که خودرو با من تصادف کرده، راننده را سرگرم می‌کردم و وقتی مجید سر می‌رسید، دست به اخاذی از او می‌زدیم.

زن جوان افزود: در یکی از سرقت‌ها ۵۰۰ هزار تومان پول گرفتم اما در دومین سرقت ۲ میلیون تومان پول به جیب زدیم که با شکایت راننده پرادو دستگیر شدم.بعد از اعترافات این زن جوان تحقیقات پلیسی برای بازداشت همدست وی آغاز شد اما این مرد بدون بر جا گذاشتن ردی از خودش ناپدید شده بود. هم‌اکنون قاضی پرونده برای زن جوان قرار قانونی صادر کرده و بررسی‌ها برای دستگیری متهم فراری ادامه دارد.

اگر فرزند معتاد نمی خواهید…

اطلاعات عمومی, الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, پرخوران گمنام, ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, دوازده قدمی ها, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

یچ پدر و مادری شکست و ناراحتی فرزندش را نمی‌خواهد و با توجه به این‌که اعتیاد یکی از راه‌هایی است که قطعا مانع سعادت و خوشبختی فرزندان می‌شود، از نظر والدین بسیار آزاردهنده است و حتی فکرش والدین را نگران می‌کند. کشور ما به دلیل شرایط ویژه اجتماعی از جمله جوان بودن جمعیت ، بالا بودن نرخ بیکاری و موقعیت جغرافیایی که در کنار دو کشور اصلی تامین کننده موادمخدر دنیا (افغانستان و پاکستان ) قرار دارد یا تهدید بلای خانمانسوز قاچاق و اعتیاد ، دست به گریبان است.

علل گرایش و شروع به مصرف مواد مخدر در جوانان، احساس بزرگ شدن زودگذر، رفع خستگی و دریافت انرژی کاذب، لذت زود گذر، فرار از تنهایی و بالا بردن حس اعتماد به نفس، تسکین درد های جسمانی و کاهش فشار های عصبی است.

یکرنگی با گروه همسال ، رو برو شدن با ناامیدی و شکست، پیشینه اعتیاد پدر ومادر و نزدیکان، جدایی های والدین، تبلیغات غلط، معاشرت با دوستان منحرف و آگاهی نداشتن از مسائل اجتماعی از جمله مضرات مواد مخدر، رفتارهای غیر عادی یا پرخاشگری های بی دلیل، تغییر رنگ چهره ، چشم و لب، گوشه گیری و خمودی، افت تحصیلی ، تغییر الگوی ارتباطی تغییر خلق و خوی و کاهش وزن، تغییر الگوی تغذیه و خواب را از دیگر عوامل افتادن در دام مواد افیونی است.
اعتیاد

جوانان به دلیل ویژگی هایی چون استقلال طلبی، کنجکاوی، هیجان خواهی، پیروی از همسالان و …. همواره در معرض خطر اعتیاد قرار دارند و هدف اصلی توزیع کنندگان موادمخدر هستند. بر همین اساس می توان گفت جوانان جزو آسیب پذیرترین گروه های سنی به حساب می آیند. خانواده ها در زمینهبیشگیری از اعتیاد کلیدی ترین نقش را دارند .

بهتر است بدانید اگر می‌خواهید فرزندتان جذب مواد مخدر نشود باید موارد زیر را رعایت کنید:

• شنونده خوبی باشید:

پدران و مادران بایستی از صمیم قلب با فرزندان خود صحبت کنند و با دقت به حرف های آنان گوش دهند. آنها باید به گونه‌ای رفتار کنند که فرزندتان بتواند در مورد احساساتشان یا طرح مسائل و مشکلاتشان با آنها براحتی گفتگو کنند تا با احساس آرامش و امنیت روانی از انواع آسیب های اجتماعی در امان باشند.

• در دسترس باشید:

فرزندتان باید بداند و احساس کند که در مورد هر مساله‌ای که نیاز به اطلاعات و تبادل نظر داشت، می‌تواند روی شما حساب کند. نه این‌که اینقدر دیر به او وقت بدهید که او گزینه‌ای جایگزین را انتخاب کند.

جوانان به دلیل ویژگی هایی چون استقلال طلبی، کنجکاوی، هیجان خواهی، پیروی از همسالان و …. همواره در معرض خطر اعتیاد قرار دارند و هدف اصلی توزیع کنندگان موادمخدر هستند

•‌ الگو باشید:

توجه داشته باشید نحوه مصرف یا عدم مصرف و نگرش شما در مورد سیگار، مواد مخدر یا الکل تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر فرزندتان دارد و این رفتار و نگرش نباید با کلامتان تناقض داشته باشد.

• اطلاعات و دید خود را گسترش دهید:

مطالعه کنید. تلویزیون ببینید و از اخبار و اطلاعات روز عقب نمانید تا فرزندتان بتواند درباره واقعیت‌های روز با شما به تبادل‌نظر بپردازد.
مشاوره اعتیاد

• مفید باشید:

والدین خوب باید بتوانند راه‌های مناسب و سالمی‌ را برای مواجهه با استرس و مشکلات به فرزندان یاد بدهند. راه‌هایی مانند پرداختن به فعالیت ورزشی مورد علاقه یا شیوه‌های آرام‌سازی فکر و مدیریت خشم تا احساس کنند که هنگام مشکل می‌توانند روی کمک شما حساب کنند نه این‌که با اضطراب خود شرایط را وخیم‌تر کنید.

• صادق و رو راست باشید:

بگذارید فرزندتان بداند لازم نیست برای جلب توجه و موافقت دیگران کاری اشتباه کند. اگر کاری خوب نیست پس نباید آن را انجام داد چه دیگران خوششان بیاید و چه بدشان بیاید.

• بزرگترین طرفدار و حامی ‌فرزندتان باشید:

فرزندان در هر سنی که باشند، نیازمند عشق بی‌قید و شرط و حمایت شما هستند، تا بتوانند بر مسائل خود غلبه کنند. پس به آنها نشان دهید بزرگترین حامی‌ و طرفدارشان هستید و آنها هر چه باشند، تمام عشق و توجه شما را برای موفقیت خواهند داشت. این موضوع، انرژی و انگیزه آنها را مضاعف می‌کند.

منبع:جام جم آنلاین

ایسکانیوز

ردپای اعتیاد و روابط جنسی در مدارس

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, پرخوران گمنام, ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, دوازده قدمی ها, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

ردپای اعتیاد و روابط جنسی در مدارس

مهدیه دولتی -شفاف: مبحث اعتیاد این روزها خبرسازاست.پس شیشه و قلیان نوبت به خبری وحشتناک تر رسید.اعتیاد در مدارس ،موضوعی مثل یک توپ فوتبال در زمین مسئولین قل میخورد وبه یکدیگر پاس داده میشود.
پس از کتمان های وزیر آموزش و پرورش سخنان جالبی که از وی در رابطه با این موضوع منتشر شد،رئیس کمیسون آموزش و پرورش در گفتگو با ایلنا از فعالیت مافیای زیر زمینی برای شیوع اعتیاد در مدارس خبر داد .خبری با توجه به آزاد سازی استفاده قلیان در قهوه خانه ها توسط دولت با واکنش های بسیاری مواجه شده است.
بر طبق آمار سازمان ملل در سال ۲۰۰۸ ایران پایین ترین سن آغاز اعتیاد و بیشترین مصرف سرانه مواد مخدر در جهان را دارد.

ردپای اعتیاد و روابط جنسی در مدارس

ردپای رفاه در اعتیاد
قرایی مقدم جامعه شناس و استاد دانشگاه در پاسخ به خبرنگار شفاف ضمن ابراز نگرانی از افزایش روز افزون دانش آموزان معتاد در مدارس گفت :گرفتاران این پدیده اجتماعی به سه دسته عمده تقسیم می شوند.گروه اول جوانان و نوجوانانی هستند که در خانواده های بد سرپرست ،تک سرپرست و بی سرپرست زندگی میکنند ،در حالی خانواده ها کلیدی ترین نقش را در بازداشتن جوانان از اعتیاد را دارند.گروه دوم فرزندان خانواده های پولدار و مرفه جامعه هستند که دست و دلبازی غلط والدینشان در دادن پول تو جیبی سبب تحریک حس کنجکاوی و تنوع طلبی آنها و گرایشان به سمت مواد مخدر میشود.دسته آخر جوانانی هستند که در معاشرت با دوستان و رفیق بد به مواد گرایش پیدا می کنند.

افزایش میل جنسی دلیل مصرف
قرایی در ادامه افزود :البته موارد بسیار دیگری در این امر دخیل است که از جمله می توان به تاثیر رسانه ها به خصوص رسانه های خارجی ،شهر و محل زندگی ،درآمد ،تحصیلات و شغل والدین اشاره کرد.این جامعه شناس از پیدایش معضل اجتماعی جدیدی به نام یاس و ناامیدی زودرس که جوانان بسیاری را به چاله اعتیاد می اندازد نام برد وگفت :متاسفانه وضعیت معیشیتی نامناسب خانواده ها ، خواهر و برادران بزرگتری که با وجود تحصیلات نتوانسته اند شغل مناسب و درآمد مکفی زندگی خود را داشته باشند انگیزه زندگی را در جوانان پایین آورده واین یاس و ناامیدی سبب بی تفاوتی آنها نسبت به نتایج استفاده از مواد میشود .حتی گاهی مشاهده میشود افراد برای رهایی از این حس مواد به استفاده از مواد روی می آورند.انگیزه های غلط و نادرستی چون افزایش میل جنسی ،لاغری و بالا بردن حافظه نیز بسیار دیده شده است.

دولت مقصر است
قرایی مقدم در خصوص مسئوایت های دوات در مقابله با این پدیده خانمان سوز گفت:متاسفانه با تصیمات اخیری که در آزاد سازی مجدد قلیان گرفته شده است ،سر پیکانهایی که دولت را در کم کاری نشانه می گرفت پررنگ تر شد. من نمی دونم چگونه امکان دارد تصمیمی که پس کلی بحث و کار کارشناسی گرفته شد یک شبه منسوخ شود.این نشان میدهد که صمیمات دولت بسیار بی برنامه است و به قول معروف شب می خوابند و صبح یک تصمیمی میگیرند.در حال حاضر تنها یک جمله از هرور سایمون به ذهنم میرسد که می گوید :«مدیر خوب کسی که خوب تصمیم بگیرد.»این موضوع که ما به خاطر مسائل حاشیه چون اشتغال وغیره به راحتی بستری برای اعتیاد جوانان فراهم کنیم موضوع به دور از عقل و غیر منطقی است.

همه باید همکاری کنند
وی در خصوص اختصاص بودجه برای مقابله با این موضوع در مدارس گفت:صد در صد این قضیه مسمر ثمر وراهگشا است .چرا که اطلاع رسانی و آموزش از طرف مدارس بسیار تاثیر گذار است منتها این مسئله وقتی جهت درست به خود می گیرد که همه نهادها با آن همراه باشد. شما صد به بچه بگو اعتیاد بد است ،سیگار فلان است،قلیان میتوان زمینه اعتیاد را فراهم کند ، بعدهمان بچه ای که گوشش پر این حرف هاست شب در رسانه ها خبر از آزادی قلیان و … میشنود و در راه مدرسه اش هم یک قهوه خانه لوکس با قلیان های رنگارنگ و هزار طعم وجود دارد .آن وقت آن جوان چگونه این مسئله را هضم کند ؟سخنی از یک بزرگ تکمیل کننده حرف های من است:«بدبختانه هر چه سازمان درست کنید قانون وضع کنید پول و بودجه صرف کنید موثر نیست مگر مردانی که آن را اداره میکنند بدانند چه کار می خواهند انجام بدهند.»

ردپای اعتیاد و روابط جنسی در مدارس
راه حل چیست؟
در مورد راه کارهای کارشناسی شده برای پیشگیری گفت :راه کارهایی که بعضی از دوستان سرشناس در خصوص اخراج دانش آموزان معتاد از مدارس میدهنند ،چیزی جز پاک کردن صورت مساله نیست ،باید به طور ریشه ای در این زمینه برنامه ریزی کرد . مدارس ابتدایی بهترین مکان برای این آموزش هاست.کودکان ما باید از ابتدا وظیفه شناس و مسئولیت پذیر بار بیایند و سپردن یکسری کارها مثل نظافت خودشان در مدرسه ،استفاده از بچه های بزرگتر برای رسیدگی به دوستان کم سن وسالشان قدم خوبی برای شروع است .کاری که امروزه در مدارس ژاپن انجام می شود.در قدم های بعدی باید قدرت مسئولان مدرسه را بالا برد .متاسفانه قداست معلم این روزها شکسته شد است .وزیر آموزش پروش خیلی بیشتر از این حرف ها باید این نکات ریز و ظریف رو مد نظر داشته باشد و اجرایی کند.

اعتیاد و روابط جنسی در مدارس
متاسفانه در کنار افزایش اعتیاد در مدارس ،شاهد افزایش روابط جنسی دانش آموزان هستیم .زنگ های خطر به صدا درآمده و روز به روز با صدای بلند تری نواخته میشود .ولی متاسفانه متولیان امر بجای اقدامات سریع به کتمان موضوع می پردازند.من در تحقیقاتی که داشتم به موردهایی برخورد کردم که جای تاسف بسیار دارد .دختری که با چندین پسر رابطه جنسی همزمان دارد !خانواده ها به گوش باشند دست از سهل انگاری و کتمان دست برداریم.خانواده ها هرگز فرزندان خود را بدون بزرگتر به میهمانی های دوستانه نفرستند.عادت های قدیمی را دوباره احیا کنیم.سر یک سفره غذا خوردن را فراموش نکنیم. تاثیر مخرب شبکه های ماهواره ای را جدی بگیریم ،چرا باید پدر ومادر همراه فرزند خود به تماشای فیلمی بنشیند که خز فساد و اشاعه فرهنگ غلط روابط جنسی آزاد هیچ محتوای دیگری ندارد؟چرا باید استفاده از لوازم آرایش در بین دخترانمان رواج پیدا کند و حتی به مدارس هم کشیده شود .جامعه ما جامعه جوانی است ،اهم کار ما همین جوان هاست که آینده سازان مملکت هستند.

متجاوز جنسی چگونه خود را ارضا می کند؟

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده, الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, پرخوران گمنام, ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, دوازده قدمی ها, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

متجاوز جنسی چگونه خود را ارضا می کند؟
تجاوز راهی برای تخلیه روانی

وقتی فردی به آنها التماس می‌کند که او را آزار ندهند یاد التماس و درخواست خود از دیگران می‌افتند که جوابی هم از آن نمی‌گرفته اند و از این راه، ارضای خاطر می‌کند.

تعداد پرونده‌های تجاوز به عنف کم نیست. خبرهایی زیادی در این زمینه خوانده‌ایم یا شنیده‌ایم.خبرهایی که نه تنها خوشایند نیستند بلکه امنیت جامعه را متزلزل می‌کنند و گاهی از فراوانی این پرونده‌ها و شنیدن اخباری در مورد آنها،احساس امنیت نمی‌کنیم.

عده‌ای از کارشناسان معتقدند پشت پرده خشونت‌های جنسی نیاز جنسی نیست و افراد برای برطرف کردن نیازهای جنسی خود نیست که دست به تجاوز می‌زنند و علت‌های پنهان دیگری پشت این قضیه است. برنا این بار قصد دارد به عواملی بپردازد که در شکل گیری شخصیت چنین افراد و در نهایت ارتکاب چنین بزه اجتماعی در آنها موثر است بپردازد.

دکتر مصطفی اقلیما،مددکار اجتماعی درباره این عوامل گفت: وقتی در سطح جامعه بیکاری وجود داشته باشد، منجر به عدم امنیت و کاهش امید به آینده می‌شود. بنابراین افراد هر روز به راه‌های مختلفی کشیده می‌شوند. فردی که دست به خلاف یا بزهی بزند قبح آن برایش از بین می‌رود. به این ترتیب فرد برای برآورده کردن نیازهای خودش هر کاری اعم از دزدی،بزهکاری و خلاف‌های مختلف را انجام می‌دهد.

وی افزود: یکی از مواردی که ارتکاب آن حالت انسانی را در افراد از بین می‌برد، تجاوز به عنف است. افراد با آزار دادن بقیه می‌خواهند آرامش به دست بیاورند. بنابراین این را راهی برای تخلیه نارحتی و فشار خود محسوب می‌کنند.

چنین افرادی از ابتدا بیمار نیستند و در سیر جریان زندگی، شرایط اجتماعی و مشکلاتی که برایشان پیش آمده است به این جایگاه روانی رسیده‌اند. مشکل روانی هر فردی حالت خاصی دارد و به شکل خاصی بروز پیدا می‌کند. فردی به این حالت است که با تجاوز و آزار دادن دیگران خود را به آرامش می‌رساند.

چنین فردی با هر بار انجام این کار چند روزی به آرامش می‌رسد و باز کار خود را تکرار می‌کند. این افراد خطای خود را گناه نمی‌دانند و معتقدند برای رسیدن به آرامش مرتکب این جرم می‌شوند.

وقتی فردی به آنها التماس می‌کند که او را آزار ندهند یاد التماس و درخواست خود از دیگران می‌افتند که جوابی هم از آن نمی‌گرفته اند و از این راه، ارضای خاطر می‌کند.

وی بیان کرد:بعضی از افراد دچار سادیسم می‌شوند. یعنی از آزار رساندن به دیگران از راه تجاوز یا راه‌های مختلف دیگر ارضا می‌شوند. نباید این افراد در جامعه رها شوند. خیلی از بیماران که با توجه به شرایط خانوادگی و فضای رشد و البته شرایط اجتماعی به این جایگاه روانی رسیده‌اند، در جامعه وجود دارند و برای بازداشتن آنها از چنین کارهایی باید آرامش را به جامعه بازگردانیم.

اقلیما توضیح داد:در غیر این صورت چنین افرادی به آزارهای خود ادامه می‌دهند تا زمانی که گرفتار شوند و به زندان بیفتند یا اعدام شوند. این افراد نباید بعد از دستگیری باز در جامعه رها شوند. گرفتن چیزی با زور از مردم نوعی بیماری است و تنها راه درمان آن این است که چنین افرادی در جایی نگهداری شوند.

وی در آخر تصریح کرد: زیربنای تمام مشکلات این چنینی در شرایط اجتماعی افراد است و اگر شرایط اجتماعی فرد بهتر شود امکان دست زدن به این عملی کم می‌شود.

پنج راه فرار از افسردگی عصر جمعه

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, پرخوران گمنام, ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, دوازده قدمی ها, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

پنج راه فرار از افسردگی عصر جمعه

بعدازظهر جمعه که می‌شود معمولا احساس گنگی پیدا می‌کنیم؛ احساس ناخوشایندی که حتی وقتی بچه هم بودیم آن را تجربه کرده‌ایم. نوعی افسردگی خاص که اجازه نمی‌دهد از ساعات پایانی روز جمعه لذت ببریم. شاید شما هم بار‌ها چنین احساسی پیدا کرده باشید…
افسردگی عصر جمعه تقریبا نوعی احساس شایع است که آمار نشان می‌دهد میزان آن در زنان بسیار بیشتر از مردان است. افسردگی عصر جمعه دو دلیل اساسی دارد:
۱) شنبه آغاز روز کاری است.
۲) چنان که باید و شاید از روز تعطیل خودمان بهره نبرده‌ایم.
دلیل این افسردگی هر چیز دیگری هم که باشد هیچ فرقی نمی‌کند چون آن را به راحتی می‌توان از بین برد؛ به شرط آنکه این موضوع را باور کنید که عصر جمعه نیز بخشی از یک روز تعطیل است و شما می‌توانید از آن بهره ببرید. توصیه می‌کنیم هر هفته جمعه بعدازظهر یکی از پنج راه پیشنهادی زیر را انجام بدهید:
۱) بروید سینما
سانس ۶ بهترین گزینه است؛ چون شما می‌توانید پس از آن بدون آنکه خیلی دیر شده باشد به خانه بازگردید. شام بخورید و سر ساعت بخوابید تا صبح شنبه خواب نمانید. پس یک فیلم خوب پیدا کنید تا پس از اتمام آن به خاطر پول بلیتی که برای دیدن آن داده‌اید به خودتان ناسزا نگویید، بعد به تنهایی، همراه با همسرتان یا با خانواده‌تان به سینما بروید. کمتر کسی پیدا می‌شود که از سینما رفتن در روز جمعه لذت نبرد.
۲) ‌ بروید رستوران
می‌توانید حوالی ساعت ۵ با یکی از دوستانتان قرار بگذارید و برای صرف شام یا یک نوشیدنی به رستوران یا کافی‌شاپ بروید و اوقات خوشی را بگذرانید. به این ترتیب خستگی از تن شما بیرون می‌رود و شنبه صبح را با خاطره خوشی آغاز می‌کنید البته به این نکته توجه کنید که حتما دوستی را برای بیرون رفتن انتخاب کنید که باب دلتان است. افراد افسرده یا کسانی که مدام دیگران را مسخره می‌کنند تنها سبب آزردگی شما می‌شوند.
۳) اگر اهل آشپزی هستید، مهمانی بدهید
اگر از آشپزی لذت می‌برید، ایده بدی نیست که یک یا چند تن از دوستانتان را به منزلتان دعوت کنید تا شام را با هم صرف کنید. به این ترتیب با گپ و خنده عصر جمعه شما نیز پایان خواهد یافت اما مراقب باشید مهمانیتان تا ساعت دو نیمه شب طول نکشد، در این صورت خسته به رخت‌خواب می‌روید و صبح حال بلند شدن نخواهید داشت.
۴) اگر اهل خانه ماندن‌ هستید، چای و کاکائو و فیلم را فراموش نکنید
اگر حوصله بیرون رفتن ندارید، کنار بخاری یا شومینه لم دهید. چای دم کنید و آن را در حالی که یک فیلم کمدی رمانتیک یا یک فیلم قدیمی نگاه می‌کنید با کاکائوی تلخ ۷۰ درصد بنوشید! تحقیقات فراوانی ثابت کرده است کاکائو، گرما و احساسات خوب سبب از بین رفتن افسردگی می‌شوند.
۵) دوش بگیرید
اگر نه اهل رستورانید، نه سینما و نه چای و کاکائو، بهترین راه‌حل یک حمام گرم با مقدار فراوانی کف و صابون است. توجه داشته باشید که گفتم حمام گرم نه داغ و پر از کف چون کف و صابون آرام‌بخش است. اگر وان دارید بهتر است درون آن بخوابید و موسیقی آرامش‌بخشی روشن کنید و در حالی که سرتان را در محل راحتی گذاشته‌اید، چشمانتان را ببندید و به خوبی‌های زندگیتان فکر کنید!
مطمئن باشید اگر این جمعه یکی از همین راه‌ها را امتحان کنید، صبح شنبه حس خوبی خواهید داشت. از تمام لحظات روز جمعه‌تان تا آخرین دقایق بهره ببرید و اجازه ندهید ساعات خوشبختیتان بی‌دلیل هدر شوند.

چگونه معنویت بر سلامت خانواده اثر می‌گذارد

اطلاعات عمومی, الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, پرخوران گمنام, ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, دوازده قدمی ها, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

چگونه معنویت بر سلامت خانواده اثر می‌گذارد
سلامت > عمومی – همشهری آنلاین:
بررسی‌های پزشکی اخیر بیانگر آن است که افراد با معنویت رفتار خود تخریبگرانه کمتری (مانند خودکشی، سیگار کشیدن و lمصرف مواد مخدر) از خود بروز می‌دهند، استرس کمتری دارند و رضایت کلی‌شان از زندگی بیشتر است.

اغلب پژوهش‌هایی که معنویت را با سلامت جسمی ارتباط داده‌اند بروی افراد سالمند انجام شده‌اند؛ اما این داده‌ها بارقه‌ای از پیوند احتمالی زندگی همراه با معنویت و سلامت افراد در همه سنین هستند.

با وجودی که نشان داده شده است که معنویت افسردگی را کاهش می‌دهد، فشار خون را بهبود می‌بخشد، دستگاه ایمنی را تقویت می‌کند، اما همچنین باید در نظر داشته باشید که عقاید مذهبی مانع از مراقبت‌های پزشکی از کودکان نشود.

معنویت و سلامت جسمی

پزشکان و دانشمندان زمانی از بررسی رابطه معنویت با پزشکی پرهیز می‌کردند، اما در ۱۰ سال گذشته این نگرش تغییر کرده است. بررسی‌ها نشان می‌دهند که مذهب و ایمان می‌تواند به بهبود سلامت و مقابله با بیماری‌ها از این روش‌ها کمک کند:
- فراهم کردن حمایت‌های اجتماعی اضافی مانند گروه‌های مذهبی یاری‌رسان به بیماران.

- بهبود بخشیدن به مهارت‌های کنارآمدن با بیماری‌ها از طریق دعا و این عقیده که همه چیزها هدفی دارند.

یک بررسی ۷ ساله بر روی شهروندان سالمند نشان داده است داشتن ارتباط مذهبی با ناتوانی جسمی و افسردگی کمتر همراه است. میزان مرگ و میر پیش از یک تعطیلات مهم مذهبی در میان این گروه سالمندان کمتر از حد انتظار بود، به طوری که پژوهشگران پیشنهاد کردند ممکن است ایمان مرگ را در این موارد به تاخیر انداخته باشد.

افراد سالمندی که به طور مرتب در مراسم مذهبی حضور پیدا می‌کنند دستگاه ایمنی سالمتری نسبت به آنهایی که در این مراسم حاضر نمی‌شوند، دارند. آنها همچنین با احتمال بیشتری فشار خون به طور مداوم پایین‌تر دارند.

بیمارانی که تحت عمل جراحی قلب باز قرار می‌گیرند و عقاید مذهبی‌شان به آنها احساس توانمندی و آرامش می‌‌دهد، سه برابر با احتمال بیشتری نسبت به افرادی که بستگی مذهبی ندارند، پس از عمل زنده می‌مانند.

معنویت و سلامت روانی

عقاید مذهبی و معنوی همچنین نقش مهمی در نحوه برخورد افراد با شادی‌ها و سختی‌های زندگی دارند. ایمان ممکن است به فرد حسی از هدفمندی بدهد و اصول راهنمایی برای زندگی در اختیار او بگذارد.

هنگامی که خانواده‌ها با موقعیت‌های سخت مانند مشکلات سلامت اعضای‌شان روبه‌رو می‌شوند، اعتقادات و اعمال مذهبی می‌تواند به آنها کمک کند با احساس عجز و نومیدی مقابله کنند، معنا و نظم را به زندگی‌شان باز گردانند و حسی از تسلط بر موقعیت را به دست آورند. معنویت برای برخی از خانواده‌ها منبع مهمی از احساس توانمندی است.

بررسی‌های پزشکی ثابت کرده‌اند که معنویت اثرات عمیقی بر حالات روانی دارد. در یک بررسی بر روی گروهی از مردان بستری در بیمارستان، حدود نیمی از از آنها مذهب را به عنوان عاملی یاری‌رسان در کنار آمدن با بیماری‌شان ذکر کردند.

یک بررسی دوم نشان داد که هر چه بیماران مذهبی‌تر باشند، با سرعت بیشتری از بیماری‌های مشابه بهبود پیدا می‌کنند. بررسی سوم نشان دهنده میزان بالای امید و خوش‌بینی، عوامل اصلی در مقابله با افسردگی، در میان افرادی بود که اعمال مذهبی‌شان را به طور مرتب انجام می‌دادند.

آیا عقاید معنوی به تربیت فرزندان کمک می‌کند؟

حضور یافتن در مراسم متعارف مذهبی ممکن است به برخی از خانواده‌ها کمک کند با ارزش‌های معنوی‌شان ارتباط برقرار کنند، اما معنویت تنها از این طریق به خانواده‌ها کمک نمی‌کند. شیوه‌های کمتر سنتی نیز به کودکان و والدین کمک می‌کند تا معنای روحانی برای زندگی بیابند.

برای اینکه معنویت را در خانواده‌ خودتان ارتقا ببخشید، ممکن است کار را با بررسی ارزش‌های خودتان شروع کنید. از خودتان بپرسید: چه چیز برای من مهم است؟ تا چه حدی فعالیت‌های روزانه من بازتاب‌دهنده ارزش‌های من است؟ آیا من چیزهایی را برایم اهمیت و ارزش بیشتری دارند به خاطر مشغول بودن به چیزهایی که اهمیت و ارزش و کمتری دارند، نادیده نمی‌گیرند.

این توصیه‌ها می‌تواند به خانواده شما کمک کند:

- ریشه‌های خود را جستجو کنید. شما و کودکان‌تان در بررسی گذشته مشترک‌تان می‌توانید ارزش‌های مربوط زمان‌ها و مکان‌های قبلی خانوادگی‌تان را یادآوری کنید، و حسی از تاریخ و ارزش‌های خانواده گسترده‌تان را به دست آورید.

- مشارکت‌تان را در اجتماع اطراف‌تان بررسی کنید. اگر از پیش در یک گروه اجتماعی فعال هستید، ممکن است بخواهید نقش بزرگتری را به عهده بگیرید- در درجه اول برای خودتان و در درجه بعدی به عنوانی یک سرمشق برای کودکان‌تان. اگر به یک گروه اجتماعی نپیوسته‌اید، به تحقیق در ناحیه سکونت‌تان بپردازید تا چنین گروه‌هایی را پیدا کنید.

- احساسات‌تان در هنگام تولد یا به فرزندی پذیرفتن را به کودک‌تان یادآوری کنید. سعی کنید به این لحظه در ذهن‌تان بازگردید و امیدها و رویاهایی را که در آن زمان داشتید به یاد بیاورید. این کار ممکن است شروع جستجوی شما برای احساسات مشابه یا مربوط به آن در زندگی روزمره‌تان باشد.

- زمان‌هایی را به نشستن در کنار کودکان‌تان در سکوت اختصاص دهید. چند دقیقه‌ای را به تنهایی یا همراه آنها به تامل در نفس‌تان بپردازید. به نقش‌تان به عنوان پدر یا مادر، به زندگی‌تان به عنوان یک فرد، و به جایگاه‌تان در طرح بزرگتر چیزها فکر کنید. زمانی را به بحث کردن درباره این افکار با کودکان‌تان اختصاص دهید و به نظرات آنها در باره معنای معنویت گوش فرا دهید.

- به پیاده‌روی در طبیعت بپردازید. طبیعت همیشه یک عامل الهام‌بخش و راهنمای معنوی بوده است. پیاده‌روی به شما آرامش می‌بخشد و به شما امکان می‌دهد به شگفتی‌های جهان اطراف‌تان بیندیشید.

- کتاب‌های که ایده‌های معنوی را بیان می‌کنند به همراه کودکان‌تان بخوانید و نظرات‌تان در باره چیزهایی را که می‌خوانید با یکدیگر در میان بگذارید.

این جستجوی معنوی را می‌‌توانید به تنهایی یا به عنوان بخشی از یک گروه بزگتر- یک اجتماع مذهبی، یک گروه دوستان، یا خانواده خودتان- انجام دهید.پا گذاشتن در مسیر این سفر وجانی ممکن است هم به شما و هم به خانواده شما کمک کند زندگی سالمتری چه از لحاظ عاطفی و چه از لحاظ جسمی داشته باشید.

KidHealth

زنان به این جمله ها نیاز دارند / اقایان حتما بخوانند

آموزش تربیتی, الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, دوازده قدمی ها, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

زنان به این جمله ها نیاز دارند / اقایان حتما بخوانند

http://www.faupload.com/upload/90/Shahrivar/40banner-borders21.jpg
http://www.faupload.com/upload/90/Aban/10-15/زنان-به-این-جمله-ها-نیاز-دارند.png
آقایان محترم شاید ندانید که یک جمله ساده چقدر می تواند روی زندگی مشترک تان تاثیر بگذارد و اعتماد همسرتان به شما و زندگی مشترک تان را بیشتر کند. اگر از آن دسته مردهایی هستید که فکر می کنند، جملات اهمیتی ندارد و تنها چیزی که مهم است درون شماست، کاملا در اشتباهید. تا زمانی که با این احساسات درونی تان جمله ای نسازید و همسرتان را از آن ها با خبر نکنید، هیچ اتفاق خوبی در زندگی مشترک تان نخواهد افتاد. اگر هم از اهمیت این جملات باخبرید اما نمی دانید چه بگویید و از کجا شروع کنید، بهتر است از این توصیه ها کمک بگیرید و با دنیای زنان آشنا تر شوید. باید باور کنید که دنیای ذهنی زنان و مردان تفاوت زیادی دارد و اگر می خواهید همسرتان را خوشحال کنید باید به دنیایش وارد شوید و او را به شیوه خودش آرام و شاد کنید.

● چقدر زیبایی

زن ها دوست دارند ظاهرشان را ستایش کنید و گاهی به آن ها بگویید که چه چهره زیبا یی دارند. حتی اگر همسر شما واقعا به این زیبایی نباشد از این که گمان کند در نظر شما این طور به نظر می رسد، احساس غرور خواهد کرد. البته بی گدار به آب نزنید و بدون آن که برای حرف تان دلیلی داشته باشید او را ستایش نکنید. چون درست در زمانی که به همسرتان می گویید، چقدر زیبا هستی… او دلیل شما را خواهد پرسید و خواهد گفت از چه نظر؟ پس سعی کنید برای این ادعای تان جزئیاتی را هم مطرح کنید و به این فکر کنید، چه چیز در او زیباتر است و بعد سراغ تعریف کردن بروید.

● تو خیلی خاصی

این که همسر شما بشنود که او فردی بی همتاست و هیچ زن دیگری نمی توانسته شما را به این اندازه خوشبخت کند، یک حس فوق العاده به او می دهد. زن ها دوست دارند، بدانند که با تمامی گزینه های دیگری که شاید همسرشان به آن ها برای ازدواج درنظر داشته فرق می کنند و آن ها ویژگی هایی دارند که از نظر شوهرشان در هیچ کدام از زن های دور بر هم وجود ندارد. شما باید این خاص بودن را به او گوشزد کنید و بگویید که کدام یک از ویژگی های همسرتان بیش از دیگر ویژگی ها، شما را تحت تاثیر قرار داده. این موضوع نه تنها حس خوب مورد توجه قرار گرفتن و قدردانی شما را به او می دهد بلکه باعث می شود که او تمرکز بیشتری روی ویژگی های مثبتش داشته باشد و برای پررنگ کردن شان تلاش کند. زن ها دوست دارند از شوهرشان بشنوند که پر از صفات مثبت هستند و این که همسرشان به دلیل همین صفات به آن ها افتخار می کند.

● با تو بودن بی نظیر است…

زن ها دوست دارند، همسرشان به رابطه ای که دارد افتخار کند و به دلیل آرامشی که در این رابطه دارد هم از آن ها قدردانی کند. این قدردانی ممکن است به شکل های مختلفی صورت بگیرد. مثلا وقتی مردی زودتر از سر کار می آید و به همسرش می گوید، دوست داشتم امروز بیشتر کنار تو باشم یا این که دوست دارم وقتم را بیشتر با تو بگذرانم و باقی مانده کارهایم را هم کنار تو انجام دهم می تواند یک حس فوق العاده را در زنان ایجاد کند. با شنیدن این قدردانی ها زن برای بیشتر درک کردن همسرش تلاش خواهد کرد و برای این که همسرش در ساعات بیشتری که در خانه است آرامش داشته باشد و این اتفاق را تکرار کند، مصمم تر خواهد شد. آن ها از این تصور که مردشان دوست دارد ساعتی از روز را تنها کنار او و تنها برای استفاده از وقت ۲نفره شان مشخص می کند بیش از هر چیزی خوشحال می شوند.

● دوستت دارم

اگر می خواهید همسرتان از این که دوستش دارید مطمئن شود چاره ای جز گفتن این حرف ندارید اما مهم تر از گفتن این حرف ها عملکرد شماست. زن ها دوست دارند عشق تان را با کارهای تان نشان دهید. دادن یک شاخه گل، یک هدیه بی مناسبت، پیامک های احوالپرسی طول روز و خیلی کارهای ساده دیگر می تواند تاثیر خاصی روی رابطه شما بگذارد و این زندگی را در چشم همسرتان افتخار آمیزتر کند اما ماجرا به همین جا ختم نمی شود، شما باید مراقب تمام حرف هایی که میان تان رد و بدل می شود باشید و فکر نکنید کلمات تاثیر چندانی ندارند. مهم تر از همه این که باید مراقب قول هایی که به همسرتان می دهید باشید. گرچه پاسخ مثبت شما به خواسته های همسرتان می تواند او را خوشحال کند اما عمل نکردن به وعده های کوچک و بزرگ تان مشکل را چند برابر خواهد کرد و تاثیری منفی روی نگاه همسرتان به شما و رابطه خواهد گذاشت.

● متاسفم

برای زن ها مهم ترین اتفاقی که می تواند بعد از یک دعوا یا دلخوری پیش بیاید، شنیدن عذرخواهی مردشان است. آن ها دوست دارند تاسف واقعی شما را ببینند و بعد از این دلخوری ها مورد دلجویی قرار گیرند. غرورتان را کنار بگذارید و اگر اشتباه کرده اید قبل از توضیح دادن دلایل تان از او عذر خواهی کنید. این که شما بدون گفتن این که پشیمانید شروع به توضیح دادن و دلیل تراشی کنید می تواند ناراحت کننده ترین واکنش بعد از دعوا برای یک زن باشد. پس اگر نمی خواهید اوضاع را از این که هست خراب تر کنید با یک جمله ای که از ته دل می گویید همه چیز را رو به راه کنید؛ بگویید: ببخشید و متاسفم!

● همه چیز را درست می کنم

حتی اگر یک سوپرمن نباشید باید بتوانید به همسرتان اطمینان دهید که همه چیز تحت کنترل است و تا زمانی که در کنارش هستید نمی گذارید زندگی تان را چیزی تهدید کند. گرچه شما با رفتارهای تان باید این اطمینان را در او ایجاد کنید اما در لحظاتی که او از ته دل غمگین است و احساس اضطراب می کند باید این جمله جادویی را به کار ببرید و به او آرامش دهید. اگر فکر می کنید فراهم کردن امکانات زندگی برای شاد کردن همسرتان کافی است اشتباه می کنید. ایجاد احساس آرامش و اطمینان و گاهی بیان کردن این جملات او را بسیار آرام تر و اعتمادش به زندگی مشترک تان را هم بیشتر خواهد کرد.

● بیا صحبت کنیم

اگر همسرتان مدتی است که ناراحت یا پریشان است اما توضیحی در این مورد به شما نمی دهد، باید خودتان پیش قدم شوید. شاید او مشکل بزرگی دارد که گفتنش برایش آسان نیست و شاید هم منتظر جرقه ای از طرف شماست. یادتان نرود که هیچ ناراحتی بی دلیل نیست و این که شما از کنار این پریشانی ها بگذرید و آن ها را جدی نگیرید، می تواند همسرتان را ناراحت تر از آنچه هست کند و حتی گاهی زندگی مشترک تان را هم زیر سوال ببرد. پس بعد از هر دلخوری که بین تان پیش می آید یا حتی زمانی که می بینید رفتار همسرتان تغییر کرده اما دلیلش را نمی دانید، به او پیشنهاد گفت وگو دهید و حتی اگر از این گفت وگو طفره رفت برایش توضیح دهید که شنیدن حرف ها و احساساتش چقدر برای شما اهمیت دارد و چقدر برای بهتر کردن زندگی مشترک تان اشتیاق دارید.

سرقت ۱۵۰ کیلو طلا، آخرین نقشه دزدان مسلح مشهد

الکلی ها ی گمنام, ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

سرقت ۱۵۰ کیلو طلا، آخرین نقشه دزدان مسلح مشهد
حادثه > داخلی – گروه حوادث:
با دستگیری چهارمین عضو باند سرقت مسلحانه در مشهد، ابعاد تازه‌ای از نقشه‌های هولناک این باند برای سرقت از طلافروشی‌ها فاش شد.

اعضای این باند قصد داشتند در آخرین سرقت مسلحانه خود به محلی که ۱۵۰ کیلو طلا در آنجا نگهداری می‌شد دستبرد زده و سپس از کشور فرار کنند. فعالیت‌های تبهکارانه این باند مخوف از چند سال پیش شروع شد. آنها ابتدا با استفاده از خودروهای مسروقه به سراغ طلافروشی‌هایی می‌رفتند که از قبل زیرنظر داشتند و سپس با تهدید کلت کمری، کلاشینکف و اسلحه وینچستر دست به سرقت از طلافروشی می‌زدند و فرار می‌کردند.

سارقان بعد از دستبرد به چند طلافروشی با این شگرد، روش خود را تغییر دادند و این بار نقشه دیگری برای سرقت‌هایشان کشیدند. آنها با ربودن و گروگان گرفتن مردان طلافروش، این افراد را مجبور می‌کردند که جلیقه انفجاری به تن کنند. داخل جیب‌های این جلیقه، پر از مواد منفجره بود و سارقان به طعمه‌هایشان می‌گفتند که اگر اشتباهی مرتکب شوند، جلیقه را با استفاده از کنترل از راه دور منفجر خواهند کرد.
سپس طعمه‌هایشان را مجبور می‌کردند که به خانه یا طلافروشی بروند و همه طلاهایشان را داخل یک ساک دستی ریخته و برای آنها بیاورند. سارقان، مردان طلافروش را تهدید می‌کردند که همه حرکاتشان را زیرنظر دارند و اگر آنها بخواهند جلیقه را در بیاورند یا پلیس را در جریان بگذارند، آن را منفجر خواهند کرد.

مردان تبهکار با این شگرد به چند طلافروشی دستبرد زدند اما در یکی از این سرقت‌ها، پلیس در جریان قرار گرفت و نقشه آنها ناکام ماند. تبهکاران در جریان یکی از سرقت‌هایشان، وقتی قصد دستبرد به یک طلافروشی در مشهد را داشتند با مقاومت صاحب مغازه روبه‌رو شدند و وی را به ضرب گلوله به قتل رساندند. آنها علاوه بر سرقت از طلافروشی‌ها، چند سرقت دیگر نیز مرتکب شدند و این در حالی بود که پلیس تحقیقات گسترده‌ای را برای دستگیری آنها آغاز کرده بود. اعضای این باند مخوف در آخرین سرقت خود، به یک مؤسسه مالی و اعتباری در بلوار شهید کریمی مشهد دستبرد زدند و پس از این سرقت بود که پلیس توانست با انجام کارهای اطلاعاتی سردسته باند را دستگیر کند.

سردار بهمن امیری مقدم، رئیس پلیس استان خراسان‌رضوی، دراین‌باره گفت: بعد از دستگیری سردسته باند، ۲ همدست او نیز به دام افتادند و در مخفیگاه آنها چندین قبضه اسلحه و مهمات جنگی و سلاح‌های پیشرفته به همراه مقادیر زیادی خرج و کمربندهای انفجاری، کلاه‌گیس و پتک و ۲ شمش طلا کشف شد. وی افزود: در ادامه روند رسیدگی به پرونده، چهارمین عضو باند نیز که با آن سوی مرزهای کشورمان (افغانستان) در ارتباط بود و سرقت خودرو و تهیه اسلحه و مهمات جنگی را بر عهده داشت در اقدامی غافلگیرانه به دام افتاد.

رئیس پلیس خراسان رضوی تصریح کرد: اطلاعات این پرونده تاکنون حاکی از آن است که متهمان قریب به ۲۰کیلوگرم طلا سرقت کرده و در فهرست سیاهی که برای ادامه اقدامات مجرمانه خود تهیه کرده بودند، نقشه سرقت از چند طلافروشی دیگر را یادداشت کرده بودند. وی خاطرنشان کرد: بررسی این فهرست نشان می‌دهد که متهمان قصد داشتند در آخرین سرقت به محلی که ۱۵۰ کیلوگرم طلا در آن نگهداری می‌شود دستبرد زده و سپس از کشور فرار کنند. سردار امیری مقدم یادآور شد: یکی از موضوعاتی که در این پرونده حائز اهمیت است اینکه متهمان با استفاده از لباس‌های پشت نویسی مربوط به اداره برق به منازل بعضی از طلافروشان وارد شده و با استفاده از جلیقه و کمربند انفجاری و تهدید آنها و اعضای خانواده شان به قتل، دست به سرقت می‌زدند. براساس این گزارش، اعضای این باند تا‌کنون به ۱۹‌سرقت که ۱۳ فقره آن مسلحانه و ۲ فقره آن نافرجام بوده و همچنین یک جنایت اعتراف کرده‌اند.

ریشه اعتماد به نفس افراطی خودشیفته‌ها چیست؟

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, دوازده قدمی ها, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

ریشه اعتماد به نفس افراطی خودشیفته‌ها چیست؟
سلامت > تحقیقات – همشهری آنلاین:
افراد خودشیفته ممکن است عاشق خودشان به نظر برسند، اما یک بررسی جدید نشان می‌دهد که غلو خودشیفته‌ها درباره خودشان ممکن است پنهان ‌کننده احساس عمیق حقارت باشد.

به گزارش لایو ساینس بر اساس یک پژوهش جدید افراد خودشیفته (narcissistic) ممکن است به روانشناسان بگویند که احساس خوبی درباره خودشان دارند، اما هنگامی روانشناسان این افراد را با یک دستگاه دروغ‌سنج مورد آزمایش قرار می‌دهند، حقیقت آشکار می‌شود و این افراد می‌پذیرند که عزت نفس پایین‌تری دارند.

ارین مه‌یرز، روانشناس در دانشگاه کارولینای غربی که سرپرستی این پژوهش را به عهده داشت، می‌گوید: “یافته‌های ما دال بر این است که افراد با میزان‌های بالای خودشیفتگی ممکن است عزت نفس‌شان بیش از حد واقع نشان دهند. به عبارت دیگر افراد خودشیفته ممکن است به واقع اعتقادی به ادعای خود‌شان درباره بزرگی‌‌شان ندارند.”

گرچه خودشیفتگی بیش از همه مشخصه “اختلال شخصیت خودشیفته”- شکل شدید و مخرب زندگی عشق به خود- شناخته می‌شود، اما این به نظر می‌رسد این صلت به درجات گوناگون در افراد سالم از لحاظ روانی هم وجود داشته باشد. افرادی که به میزان بیشتری دارای این صفت هستند، به طور غلوآمیزی خودشان را تحسین می‌کنند، اما بررسی‌های پیشین درباره اینکه این ابراز احساسات مثبت نسبت به خود حقیقی یا ساختگی است، نتایج قاطعی به دست نداده است.

مه‌یرز و همکارانش برای بررسی این موضوع مجبور بودند از روشی اندکی فریبکارانه استفاده کنند. آنها ۷۱ زن دانشجوی دوره لیسانس از دانشگاه می‌سی‌سی‌پی جنوبی را در بررسی‌شان شرکت دادند و از آنها خواستند پرسشنامه‌هایی را پرکنند که برای اندازه‌گیری عزت نفس و خودشیفتگی طراحی شده بود.

بعد این دانشجویان به آزمایشگاه مه‌یر رفتند و مورد ارزیابی‌های روانشناختی بیشتری قرار گرفتند و بعد به آنها گفته شد آنها را به دستگاه دروغ‌سنج متصل می‌کنند تا روانشناسان بتوانند دریابند آنها راست می‌گویند یا نه. سپس از این دانشجویان در مورد موافقت یا عدم موافقت‌شان با عباراتی مانند “من درباره خودم باور مثبتی دارم” را اعلام کنند.

مه‌یرز می‌گوید: “من نقش پژوهشگر را بازی کردم و همیشه روپوش سفید آزمایشگاه را به تن داشتم. ما حتی هنگام اتصال افراد مورد آزمایش به دستگاه دروغ‌سنج ژل رساناکننده پوست را هم به کار می‌بردیم. هدف ما این بود که موقعیت حتی‌الامکان باورپذیر شود.”

همه این دانشجویان به دستگاه دروغ‌سنج متصل شدند، اما به برخی از آنها گفته شد اتصال آنها به دستگاه دروغ‌سنج تنها برای تمرین کارکنان است و پیش از شروع بررسی دستگاه خاموش خواهد شد. گروهی دیگر همین مسیر را طی کردند و به آنها گفته شد در حین مصاحبه از لحاظ راستگویی با این دستگاه تحت نظر قرار می‌‌گیرند.

نتایج دوشعبگی جالبی را نشان می‌داد: در زنانی که در آزمون روانی خودشیفتگی نمرات پایینی گرفته بودند، تفاوتی در میزان ابراز عزت نفس، هنگام به اصطلاح “زیرنظربودن” با دستگاه دروغ‌سنج، ایجاد نمی‌شد. اما در زنانی که نمرات بالای خودشیفتگی در آزمون شخصیتی گرفته بودند، هنگامی فکر می‌کردند دستگاه دروغ‌سنجی که به آن متصل هستند، خاموش است، میزان ابراز عشق به خودشان بیشتر می‌شد. اما هنگامی که تصور می‌کردند به دستگاه دروغ‌سنج روشن است و پژوهشگران دروغ گفتن آنها را کشف می‌کنند، به طور قابل توجهی عزت نفس پایین‌تری را ابراز می‌کردند.

این یافته‌ها دال بر این است که افراد خودشیفته حس عمیقی از حقارت را پنهان می‌کنند.

با این حال مه‌یر می‌گوید بر اساس این یافته‌ها هنوز نمی‌توان با اطمینان گفت این اظهارات ساختگی بوسیله خودشیفته‌ها به خاطر خودشان است یا به خاطر دیگران.

مه‌یرز می‌گوید: “خودشیفته‌ها ممکن است سعی کنند با ادعای اینکه خودشان را دوست دارند، احساسات ارزش شخصی‌شان را تقویت کنند. یک امکان دیگر این است که خودشیفته‌ها سعی می‌کنند به این طریق شیوه پذیرش‌شان بوسیله دیگران را تحت تاثیر قرار دهند. ممکن هم هست ترکیبی از هر دو این عامل در کار باشد.”

سرقت مسلحانه ۲ معتاد از مرکز ترک اعتیاد

الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »
سرقت مسلحانه ۲ معتاد از مرکز ترک اعتیاد
خراسان – مورخ چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۷ شماره انتشار ۱۷۹۶۱

محمد جعفری- تصاویر ضبط شده دوربین مدار بسته دست ۲ مرد معتاد که نقشه دستبرد مسلحانه به یک مرکز ترک اعتیاد را طراحی و اجرا کرده بودند برای پلیس رو کرد.به گزارش خراسان، این حادثه اواخر تیرماه در یک مرکز ترک اعتیاد در جنوب تهران رخ داد و به دنبال آن افسران پلیس آگاهی ماموریت یافتند عاملان آن را شناسایی و دستگیر کنند. زمانی که ماموران خود را به محل حادثه رساندند دقایقی از فرار مردان مسلح گذشته بود. مدیر مرکز ترک اعتیاد که به شدت ترسیده بود در این خصوص به ماموران گفت: ساعت های پایانی کارمان بود و می خواستیم بعد از پایان کار ۲ مراجعه کننده دفتر را تعطیل کنیم اما زنگ دفتر به صدا درآمد و زمانی که منشی در را باز کرد ۲مرد که نقاب به چهره زده بودند وارد شدند و درحالی که اسلحه به دست داشتند شروع به تهدید ما کردند. یکی از آن ها مدام فریاد می کشید و ما را تهدید می کرد اما نفر دوم مشغول جمع آوری پول ها بود. آن ها ابتدا دست و پا و دهان من، منشی ام و ۲مراجعه کننده را بستند. سپس همه جای دفتر را جست و جو کردند و موفق شدند مبلغ ۸میلیون تومان چک پول،یک دوربین فیلم برداری و گوشی های تلفن همراه مان را سرقت کنند. این سرقت حدود نیم ساعت طول کشید و یکی از سارقان حین فرار تهدید کرد اگر ماجرای این سرقت را به پلیس اطلاع دهیم او و همدستش بار دیگر سراغ مان می آیند و ما را می کشند.اظهارات این مرد نشان می داد ۲سارق نقابدار با طرح و نقشه قبلی این دستبرد را عملی کرده اند. از آن جا که ۲ مرد مسلح حین سرقت نقاب به چهره زده بودند شناسایی آنها برای شاکی مقدور نبود. اما زمانی که تصاویر دوربین مدار بسته ای که مقابل ساختمان مرکز ترک اعتیاد نصب شده بود بررسی شد اولین سرنخ به دست پلیس افتاد. تصاویر ضبط شده نشان می داد ۲ تبهکار هنگام خروج از ساختمان نقاب شان را برداشته اند. زمانی که این تصاویر در معرض دید مدیر مرکز ترک اعتیاد قرارگرفت او آنها را شناسایی کرد و گفت هر ۲ نفر به نام های حسن و ناصر از مراجعه کنندگان سابق مرکز ترک اعتیاد هستند.افشای هویت سارقان سبب شد تحقیقات با سرعت بیشتری ادامه یابد. در این مرحله ماموران محل های تردد ۲ متهم را تحت نظر گرفتند و سرانجام در ۲ عملیات جداگانه آنها را به دام انداختند.حسن وناصر در بازجویی های مقدماتی اتهام شان را منکر شدند اما انکارهای شان زیاد طول نکشید و زمانی که در برابر تصاویر ضبط شده دوربین مدار بسته قرار گرفتند به ناچار اتهام سرقت مسلحانه از مرکز ترک اعتیاد را برعهده گرفتند. حسن در این باره به کارآگاهان گفت: من از مدت ها قبل به موادمخدر اعتیاد داشتم اما حدود ۵ماه قبل به مرکز ترک اعتیاد مراجعه کردم تا شاید بتوانم اعتیادم را ترک کنم. این مرکز شلوغ و پر رفت و آمد بود و مدیر آن درآمد خوبی داشت. یک روز که برای گرفتن دارو به آنجا رفته بودم چشمم به داخل گاوصندوق افتاد و همان جا نقشه سرقت به سرم زد. بعد از آن این ماجرا را با ناصر که او هم به مرکز مراجعه می کرد در میان گذاشتم و به این ترتیب نقشه مان را عملی کردیم. قبل از روز سرقت من چند مرتبه نقشه را مرور کردم اما نمی دانم چطور شد متوجه دوربین مداربسته مقابل در نشدم و به همین راحتی نقشه ام عملی نشد.در پی اعترافات ۲ متهم پرونده اتهامی شان با صدور کیفرخواست به شعبه ۱۱۵۶ مجتمع قضایی بعثت ارسال شد. صبح دیروز ۲ متهم بار دیگر از خود دفاع کردند و این بار مدعی شدند تحت تاثیر مصرف موادمخدر این سرقت را مرتکب شده اند. بر پایه این گزارش قرار است طی چند روز آینده قاضی نظر خود را درباره این پرونده اعلام کند.

فرار مرگبار زن جوان از دست مزاحمان

الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

فرار مرگبار زن جوان از دست مزاحمان
حادثه > داخلی – گروه حوادث:
فرار از دست مزاحمان موتورسوار در خیابان تاریک، زن جوانی را به کام مرگ برد.

ساعت ۴ بامداد پنجشنبه، ۲۱مهرماه امسال، ماموران کلانتری ۱۱۰ تهران متوجه سرنشینان ۲دستگاه موتورسیکلت شدند که با سرعت زیادی در حال تعقیب یک موتورسیکلت دیگر بودند.
ماموران که به ماجرا مشکوک شده بودند قصد تعقیب موتورسواران را داشتند که ناگهان متوجه شدند زن جوانی که ترک یکی از موتورها نشسته بود، از روی موتور به زمین افتاد و از حال رفت. ماموران وقتی خود را به محل حادثه رساندند متوجه شدند که او بر اثر ضربه شدیدی که به‌سرش وارد شده جان باخته است و به این ترتیب ماجرا به بازپرس ویژه قتل تهران گزارش شد. ماموران همزمان با بررسی ماجرا، صاحب موتوری را که زن جوان از آن به پایین پرت شده بود دستگیر کردند.

این جوان ۲۹ ساله صبح دیروز وقتی در شعبه اول دادسرای جنایی پایتخت، مقابل بازپرس شهریاری قرار گرفت، گفت: مدتی بود که شیشه و کراک مصرف می‌کردم و آن شب هم به خاطر مصرف مواد، حالت عادی نداشتم. برای همین از خانه بیرون آمدم و سوار بر موتورم شروع به گشت زدن در خیابان‌ها کردم. در یکی از خیابان‌ها، زن جوانی را دیدم که انگار عجله داشت. سر صحبت را با او باز کردم و وی از من خواست که او را به مقصدش برسانم. من هم قبول کردم اما وقتی این زن سوار موتور شد، ناگهان چند مرد جوان را دیدم که سوار بر ۲ موتورسیکلت دیگر در تعقیب ما بودند.

متهم ادامه داد: تازه فهمیدم که آنها قصد دارند برای زن جوان مزاحمت ایجاد کنند و در آن لحظه تنها فکری که به ذهنم رسید این بود که از دستشان فرار کنم. برای همین شروع کردم به گاز دادن و سرعت موتورم را زیاد کردم اما آنها دست بردار نبودند و همچنان مرا تعقیب می‌کردند. در حال فرار از دست مردان جوان بودم که موتورم داخل یک دست انداز افتاد و ناگهان زن جوان از پشت سر به زمین خورد. من هم کمی جلوتر توقف کردم اما سرنشینان ۲ موتور دیگر با دیدن این صحنه فرار کردند و من دستگیر شدم.

مرد جوان ادامه داد: من اصلا آن زن را نمی‌شناسم و هویتش را هم نمی‌دانم چون فقط چند دقیقه از آشنایی ما می‌گذشت که چنین اتفاقی افتاد.به گزارش خبرنگار همشهری، بازپرس شهریاری، بعد از شنیدن اظهارات پسر جوان برای او قرار قانونی صادر کرد و هم اکنون تیمی از ماموران اداره آگاهی ماموریت یافته اند تا با شناسایی هویت قربانی و بررسی‌های تخصصی راز فرار مرگبار او را فاش کنند.

زن جوان به دزد عابربانکی رو دست زد

الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

زن جوان به دزد عابربانکی رو دست زد

زن جوان به دزد عابربانکی رو دست زد

حادثه > داخلی – گروه حوادث:
دزد عابربانکی با گفتن این جمله که« پسرم در بیمارستان بستری است»
به حساب عابربانک ده‌ها زن، دستبرد زد اما در آخرین سرقت از سوی زن جوان، رو‌دست خورد و به دام پلیس افتاد.تحقیقات پلیس برای دستگیری این مرد با شکایت زنی در دادسرای ناحیه ۱۴ تهران آغاز شد. این زن به بازپرس پرونده گفت: روز گذشته در حال عبور از مقابل یک دستگاه خودپرداز بودم که مرد جوانی را با ظاهری نگران دیدم. او به من گفت که پسرش در بیمارستان بستری است و نیاز شدیدی به پول دارد اما دستگاه خودپرداز فقط ۲۰۰ هزار تومان پرداخت می‌کند و او بیشتر از این مبلغ نمی‌تواند از دستگاه برداشت کند. بعد هم از من خواست که از حسابم ۲۰۰هزار تومان برداشت کنم و به وی بدهم و او نیز از طریق دستگاه خودپرداز، ۲۰۰هزار تومان به‌صورت کارت به کارت به حسابم منتقل خواهد کرد.

شاکی ادامه داد: من هم قبول کردم اما بعد از پرداخت پول متوجه شدم که او هیچ مبلغی به حسابم واریز نکرده است. با شکایت این زن، تحقیقات برای دستگیری مرد شیاد شروع شد تا اینکه چند روز بعد اتفاق عجیبی افتاد. آن روز متهم تحت تعقیب، قصد داشت با نقشه‌ای مشابه از زن جوان دیگری کلاهبرداری کند اما زن جوان بعد از شنیدن حرف‌های متهم به وی گفت: ابتدا شما۲۰۰ هزار تومان به حسابم واریز کنید تا من آن را از عابربانک برداشت کنم و به شما تحویل دهم. متهم که انتظار شنیدن این جواب را نداشت، بی‌آنکه چیزی بگوید سعی کرد از محل فرار کند اما با فریادهای زن جوان دستگیر شد.
او بعد از انتقال به پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران به ده‌ها فقره سرقت با این شگرد اعتراف کرد و مدعی شد با پول‌هایی که از این طریق به دست می‌آورده، شیشه و کراک می‌خریده و مصرف می‌کرده است.

راه کثیف

اطلاعات عمومی, الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »
راه کثیف
خراسان – مورخ دوشنبه ۱۳۹۰/۰۶/۲۸ شماره انتشار ۱۷۹۳۶
نویسنده: غلامرضا تدینی راد

پدرم چوب سادگی و اعتماد بیش از حد به فردی را خورد که در لباس دوستی، زندگی مان را نابود کرد و ما را به این همه بدبختی انداخت.

او غافل از این بود که چه بلایی به سر زندگی اش آمده است اما من از همان دوران کودکی متوجه رفتارهای مشکوک مادرم و دوست پدرم شده بودم چرا که هر موقع بابا سر کار بود احمدآقا به خانه ما می آمد و حتی چندین بار به چشمان خودم شاهد شوخی های زشت و زننده آن ها بودم.بعضی از روزها نیز مادرم مرا به خانم همسایه می سپرد و بدون اطلاع پدرم با آن مرد نامحرم بیرون می رفت.

اما خورشید حقیقت همیشه پشت ابرها باقی نمی ماند و فرصتی که خدا به آدم می دهد بالاخره تمام می شود. چهره واقعی مادرم و احمدآقا زمانی رو شد که پدرم از طریق همسایه متوجه رفت وآمد پنهانی دوست صمیمی اش به خانه ما و رابطه نامشروع او با مادرم شد.

پدرم به کمک عمویم دست به کار شدند و زمانی که مادرم به خانه احمدآقا رفته بود آن ها را با همکاری پلیس دستگیر کردند.

زن جوان که به همراه شوهر موقت و نوزاد ۳ ماهه اش به اتهام سرقت از منازل مسکونی دستگیر شده است در دایره اجتماعی کلانتری مصلای مشهد افزود: با روشن شدن واقعیت های تلخ زندگی ما، پدرم بدون هیچ معطلی مادرم را طلاق داد و پس از گذشت چند ماه مادرم و احمد آقا با هم ازدواج کردند.

بیچاره پدرم حضانت من و برادر ۶ ساله ام را بر عهده گرفت و ما زندگی جدیدی را آغاز کردیم. زن جوان افزود: با این که آن موقع سن کمی داشتم اما به نوعی در برابر پدرم احساس مسئولیت می کردم و سعی داشتم با انجام کارهای خانه جای خالی مادر را پر کنم. افسوس که پدرم به زمین و زمان بدبین شده بود و همیشه می گفت: وقتی که دوست صمیمی آدم پس از یک عمر رفاقت چنین خیانت بزرگی در حقم کرد و همسری که برای او زندگی خوبی درست کرده بودم تعهدات زناشویی اش را زیر پا گذاشت پس به هیچ کس اعتمادی نیست.

مرگ دلخراش پدرم

پدرم که دچار افسردگی شدیدی شده بود خیری از زندگی اش ندید و یک روز صبح زود، زمانی که به سر کار می رفت یک راننده از خدا بی خبر او را زیر گرفت و از صحنه تصادف فرار کرد.

در این حادثه، پدرم به طرز دلخراشی جان باخت و پس از این مصیبت، مادرم من و برادر کوچولویم را به خانه خودش برد.

چند سال از این ماجرا گذشت و ما روزهای سختی را تجربه کردیم چرا که ناپدری ام آدم درستی نبود و دایم با مادرم دعوا داشت. احمدآقا که به دام مواد مخدر افتاده بود مادرم را مجبور می کرد به هر طریقی که شده برایش پول بیاورد و حتی با توسل به زور و تهدید مرا هم چند بار طعمه هوس های شیطانی دوستان بی سروپای خود کرد. البته او هم از زندگی اش خیری ندید. این اواخر که یک معتاد تزریقی شده بود به علت تزریق بیش از حد مواد سنکوپ کرد و جان خودش را از دست داد.

مادرم که برایش خیلی چیزها عادی شده بود با مرگ شوهرش به جای آن که توبه کند راه ناصواب را در پیش گرفت و هر روز به یک لانه فساد رفت وآمد داشت. او الان در منجلاب اعتیاد به مواد مخدر غوطه ور شده است و روزی هزاربار آرزوی مرگ خودش را می کند اما مرگ نصیبش نمی شود.

زن جوان اشک هایش را پاک کرد و افزود: خدا به روی برادرم رحم کرد چون او با کمک پسرعموی پدر خدابیامرزم از ۳ سال قبل مشغول کاری شد و از بی پناهی نجات یافت اما من در شرایطی بودم که هیچ کس حاضر نبود به خواستگاری ام بیاید برای همین هم به پیشنهاد ازدواج مخفیانه با مردی که مادرم را کاملا می شناسد پاسخ مثبت دادم.

قرار بود او مدتی مرا در خانه اش پناه بدهد تا پس از آن که تکلیف ارثیه پدربزرگم معلوم شد راه دیگری برای زندگی ام پیدا کنم اما من باردار شدم و این بچه را بدون هیچ مدرکی به دنیا آوردم.

شوهر پنهانی ام از چندی قبل پیشنهاد داد با هم دست به سرقت بزنیم و ما سوار بر موتورسیکلت در مقابل خانه های مسکونی توقف می کردیم. بچه را نیز همراه خود می بردیم تا کسی به ما شک نکند.

ما تا به حال مرتکب چندین فقره سرقت شده ایم و تمام پولی که از این راه کثیف به دست آورده ایم را خرج دود و دم خود کرده ایم.

از کرده خودم پشیمانم اما نمی دانم گناه من بدبخت چه بود که قربانی راه خطای مادرم شدم.

گفت وگو با کارشناس

درباره این پرونده نظر یکی از استادان مجرب روان شناسی و مشاور خانواده را جویا شدیم. «حسین سلیمان پور مقدم» گفت: ابتدا اجازه بدهید این گزارش را خلاصه وار با هم مرور کنیم و سپس به تحلیل روان شناسی آن بپردازیم. ماجرا با ورود فردی نامحرم به حریم تعریف شده خانواده آغاز و بعد از ایجاد یک سونامی عاطفی و روانی، تخریب هایی به بار می آورد که از هم پاشیدگی کامل خانواده مانند طلاق زن و شوهر، ازدواج مجدد و ناموفق هر کدام، اعتیاد، فساد و ارتکاب جرم و… را در پی خواهد داشت.

حال یک سوال اساسی مطرح است و آن این که به راستی این سرانجام نحس از کجا رقم خورد؟ با شما موافقم. همه چیز از ورود یک مرد نامحرم یا زن آن هم در قالب یک دوست و به دفعات متعدد در خانواده چگونه قابل تعریف است؟ مگر نه این که بین اعضای خانواده شامل پدر، مادر و فرزندان روابطی وجود دارد که از قبل و در چارچوب قانون، شرع، عقل و عرف تعریف شده است؟! حال اگر قرار شد فرد دیگری حتی یک نامحرم برای مدت طولانی و یا در دفعات متعدد وارد این سیستم و چارچوب شود قطعا مجموعه و زیرمجموعه های خانواده را تهدید خواهد کرد. مسلما باید جایگاه این فرد در خانواده تعریف شود. شما قضاوت کنید حال که فرد مربوطه بیگانه و نامحرم است چگونه اجازه دارد آن قدر در سیستم خانواده نفوذ کند که مبانی آن را از هم بپاشد. قصد جسارت نداریم اما حتی در حشراتی مثل زنبور عسل نیز هزینه ورود یک عضو خارجی، تهدید و مرگ برای او خواهد بود اما ما انسان ها که ادعای زیادی داریم در مواردی آن قدر از زندگی مان غفلت می کنیم تا فردی نامحرم و عضو خارجی وارد خانواده می شود و به مرور مثل یک تومور بدخیم رشد می کند و سرطان رابه تمام اعضای خانواده سرایت می دهد.

حضور یک دوست خانوادگی در چارچوب تعریف شده هیچ ایرادی ندارد اما زمانی که حریم ها شکسته می شود و این دوست در قالب یک سارق ظاهر شده و می آید تا عواطف، احساسات، غیرت و حتی ایمان مان را سرقت کند دیگر حضور او قابل قبول نخواهد بود. البته فراموش نکنیم که خودمان هم بی تقصیر نیستیم. ما متاسفانه، خواسته یا ناخواسته به این هیجان ناخوانده خدماتی ارائه و حضورش را تقویت می کنیم و زمانی متوجه می شویم چه اشتباه بزرگی کرده ایم که خود شریک دزد و رفیق قافله شده ایم.

«حسین سلیمان پور مقدم» افزود: در روان شناسی زن می خوانیم که خانم ها به علت ارتباط ۲ نیم کره مغزشان با هم خیلی سریع تر از مردان می توانند پیام های غیرکلامی را تشخیص بدهند. حالا در این جا یک سوال مطرح می شود و آن این که آیا خانم این خانواده، جنس و نوع ارتباط و پیام های احمد آقا که خود را دوست خانوادگی معرفی می کرد را تشخیص نداده بود؟چرا زمانی که احساس می کرد یک تومور روانی در خانواده در حال شکل گیری است هیچ اقدامی نکرد؟ آیا اگر احمدآقا سارقی بود که قصد سرقت طلا و جواهراتش را داشت باز هم این خانم ساکت می نشست؟ به راستی طلا و جوهرات و پول مهم ترند یا ناموس و عفت و حیا؟ شاید بگویید این زن از شوهرش دل خوشی نداشته و یا از او می ترسیده موضوع رابه اطلاعش برساند. فرض کنیم این گونه باشد اما قطعا راه حل آن این نیست. مادر این خانواده می توانست با مراجعه به مشاور یا روان شناس، مشکل خود را بررسی و حل کند و اجازه ندهد دستان آلوده ای حیثیت و شرف او را سرقت کند. پس در این موارد داشتن مهارت تفکر نقاد و رفتار جرات مندانه از ضروریات است. به عبارتی این خانم می بایست پیشنهادها و درخواست های آن مرد غریبه را نقد می کرد و با خودش می گفت اگر من به این خواسته ها پاسخ مثبت دهم و با عواقب شوم آن حاضر خواهم بود تاوان سنگینی را بپردازم؟ او می توانست با مهارت «نه» گفتن در مقابل این پیشنهاد «نه» قاطعانه ای بگوید و خودش و خانواده اش را از این گزند دور سازد. از طرفی در این موارد بد نیست کمی هم غیرت مرد خانواده را نیز قلقلک بدهیم تا شاید مسئولیتی را که در قبال حفاظت از حریم خانواده بر عهده گرفته است فعال کند و کاری انجام دهد تا به اصطلاح این مردها کمی به خود بیایند. البته به این گونه مردها و زن هایی که خواسته یا ناخواسته، آگاهانه یا ناآگاهانه وارد حریم خصوصی خانواده می شوند و به خودشان اجازه می دهند استحکام یک خانواده را تهدید کنند نیز باید این ضرب المثل معروف را متذکر شویم که «اگر از دیوار کسی بالا بروید از دیوار شما نیز بالا خواهند آمد»، پس بدانید که کارتان نمادی از هوی وهوس بوده است و شمایلی شیطانی دارد و امروز یا فردا تاوان بدی را باید پس بدهید.

این مدرس روان شناسی افزود: در این جا بد نیست هشدارهایی نیز به خانم ها یا آقایانی بدهیم که اگرچه به طورمستقیم وارد حریم یک خانواده نمی شوند اما از بیرون آن را تهدید می کنند. این تهدیدها چه در ازدواج موقت یک خانم با یک مرد متاهل باشد که بدون اطلاع همسر صورت گرفته و چه از نوع خیانت های خارج از چارچوب خانواده باشد در هر صورت بنیان خانواده را با خطرهای جدی روبه رو می کند.

نکته آخر این که اگر می خواهید خانواده خود را در مقابل این آسیب ها و خطرات ایمن کنید لطفا نکات زیر را مدنظر داشته باشید:

۱ -روابط عاطفی و عاشقانه خود و همسرتان را بیش از پیش تقویت کنید. ۲ – به نیازهای جسمی و روانی همدیگر به صورت درست و به موقع پاسخ بدهید. ۳ – احترام همدیگر را داشته باشید و برای هم وقت بگذارید. ۴ – مهارت تفکر نقادانه و رفتار جرات مندانه را بیاموزید. ۵ – بدانید که مردانگی به سروصدا و توهین و اعمال زور و قدرت نیست بلکه احساس مسئولیت در قبال تک تک اعضای خانواده است. پس به عنوان پدر سنگربان خوبی برای خانواده تان باشید.۶ – با تمامی اعضای خانواده آن قدر دوست باشید تا اگر خطری آن ها را تهدید می کند بدون ترس و نگرانی آن را با شما در میان بگذارند و کمک بخواهند. ۷ – بیش از پیش در تقویت مبانی اعتقادی خانواده بکوشید. ۸ -در صورت لزوم از یک مشاور متعهد و متخصص کمک بخواهید. ۹ – هیچ گاه مسائل این چنینی را با دوستان واقوام در میان نگذارید. ۱۰ – حتما و قطعا چارچوب حضور دوستان فرد چه خانم و چه آقا را در حریم خانواده تعیین و تعریف کنید. ۱۱ – با دقت و با یک نگاه وسواس گونه عبارات و اصطلاحات زیر را مرور کنید:

« این خانم یا این آقا دوست خانوادگی ما است پس حضوراو در خانواده به هر میزانی و در هر شرایطی که باشد ایرادی ندارد!» «او مثل عمو، دایی، برادر، خاله، عمه و… است!» «او از خود ماست! من از چشمانم بیشتر به او اعتماد دارم و…»

محاکمه پدر و مادری ۸سال پس ازقتل دختر ۴ ساله

اطلاعات عمومی, الکلی ها ی گمنام, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »
محاکمه پدر و مادری ۸سال پس ازقتل دختر ۴ ساله
خراسان – مورخ دوشنبه ۱۳۹۰/۰۶/۲۸ شماره انتشار ۱۷۹۳۶

بهنام – زن و شوهری که ۸ سال قبل دختر ۴ ساله خود را به قتل رسانده بودند، صبح دیروز محاکمه شدند.به گزارش فارس، ۷ اردیبهشت سال ۸۲، دختر ۴ ساله‌ای به نام زهرا به دلایل نامعلومی در یکی از بیمارستان‌های ورامین فوت کرد.پزشکان بیمارستان بعد از انجام معاینات اولیه جسد زهرا که توسط والدینش به بیمارستان منتقل شده بود، متوجه شدند که ضربه مغزی علت فوت او بوده است.با اعلام این نظر، والدین زهرا به اتهام قتل او بازداشت شدند اما هرکدام منکر اتهام شد و قتل را گردن دیگری انداخت.با توجه به اظهارات متهمان، قرار مجرمیت آن ها به اتهام مشارکت در قتل صادر شد اما به دلیل این که غیر از والدین زهرا شاکی دیگری در پرونده وجود نداشت، این پرونده همچنان در انتظار رسیدگی ماند.سرانجام پرونده قتل زهرا به دادگاه کیفری استان تهران و شعبه ۷۱ رسید و صبح امروز توسط قاضی عزیزمحمدی مورد رسیدگی قرار گرفت.نماینده دادستان با وجود این که اتهام متهمان مشارکت در قتل بود،‌ به علت این که پدر وی از قصاص تبرئه می شود و پدر زهرا از همسرش هم گذشته است، خواستار محاکمه آن ها از جنبه عمومی جرم شد.در ادامه جلسه، پدر زهرا در جایگاه قرار گرفت و با بیان این که اتهام را قبول ندارد گفت: روز حادثه من برای خرید نان از خانه خارج شده بودم و زمانی که به خانه آمدم متوجه شدم که همسرم زهرا را به زمین پرتاب کرده و به همین دلیل او فوت کرده است.مادر زهرا هم با رد اظهارات شوهرش گفت: شوهرم در زمان حادثه در خانه بود و به علت اعتیاد شدیدی که داشت، زهرا را مورد ضرب و شتم قرار داد و زهرا با سر به زمین افتاد.بعد از اظهارات متهمان، قاضی عزیزمحمدی ختم جلسه را اعلام و صدور حکم را به بعد از مشورت با مستشاران دادگاه موکول کرد. در این پرونده، مشخص نیست که پدر قاتل است یا مادر، به علاوه موضوع حبس از جنبه عمومی جرم نیز در صورتی که یکی از طرفین قاتل باشد، مطرح است البته در صورت مشخص شدن مادر به عنوان قاتل فرزند و رضایت پدر از همسرش در این ماجرا باید فرد قاتل از جنبه عمومی جرم مجازات شود و همچنین پدر نیز در صورتی که مشخص شود عامل قتل دختر ۴ ساله اش است، طبق قانون به جرم کشتن فرزندش قصاص نمی شود و باید از جنبه عمومی جرم مجازات شود. در گفت وگو با مونا کفاشیان کارشناس مسائل حقوقی و وکیل دادگستری به بررسی این پرونده که هنوز رأی آن اعلام نشده است پرداختیم. وی افزود: طبق ماده ۳۱۵ قانون مجازات اسلامی اگر دو نفر متهم به قتل شدند و هر کدام دیگری را عامل قتل معرفی کرد، قصاص منتفی می شود و در صورتی که قاضی علم اجمالی دارد که یکی از این دو قاتل است، فرد مجرم به دیه محکوم می شود. وی افزود: اگر احتمال مشارکت هر دو نفر در قتل وجود داشته باشد در صورتی که در این ماجرا پدر از بابت جرم مادر رضایت بدهد هر دو نفر به ۳ تا ۱۰ سال حبس محکوم می شوند. این وکیل دادگستری همچنین به ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی اشاره کرد و گفت: اگر پدر و جد پدری فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد. همچنین در ماده ۲۰۸ قانون مجازات اسلامی هم آمده است: اگر کسی مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته و یا شاکی از قصاص گذشت کرده باشد و اقدام فرد مرتکب قتل موجب اخلال در نظم جامعه یا خوف شود یا بیم تجری مرتکب و یا دیگران وجود داشته باشد مجازات وی حبس تعزیری از ۳ تا ۱۰ سال خواهد بود. کفاشیان افزود: فقها دو دلیل را برای قصاص نشدن پدری که فرزند خود را می کشد آورده اند ۱- پدر سبب وجود فرزند است و دوم این که پدر بر فرزند خودش حق ولایت دارد، بنابراین مقتضی احترام به پدر اجرا نشدن قصاص است.

اولین حکم محرومیت از تحصیل برای یک دانشجوی پزشکی سیگاری

اطلاعات عمومی, الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, پزشکی, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

اولین حکم محرومیت از تحصیل برای یک دانشجوی پزشکی سیگاری

 اولین حکم محرومیت از تحصیل برای یک دانشجوی پزشکی سیگاری

آموزش > عالی – همشهری آنلاین:
پس از اخطار وزیر بهداشت و معاون دانشجویی، فرهنگی مبنی بر محرومیت از تحصیل دانشجویان پزشکی سیگاری، اولین دانشجوی پزشکی سیگاری از تحصیل محروم شد.
به گزارش خبرگزاری مهر ،یک دانشجوی پزشکی سیگاری در چهارصد و نهمین جلسه شورای مرکزی انضباطی دانشجویان- که در محل دفتر شورای مرکزی انضباطی دانشجویان وزارت بهداشت تشکیل شد- دو ترم از تحصیل محروم شد.

دکتر وحید صرامی ، دبیر شورای مرکزی انضباطی با اعلام این خبر گفت: این جلسه با حضور دکتر فرحناز ترکستانی معاون دانشجویی، فرهنگی و رئیس شورای مرکزی انضباطی وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی ، اعضا و کارشناسان شورای مرکزی تشکیل شد.

وی افزود: در این جلسه دبیر شورای انضباطی بدوی دانشگاه علوم پزشکی شیراز و دانشجوی مرتبط با پرونده مطروحه نیز شرکت داشتند.

صرامی گفت: در این جلسه پرونده یکی از دانشجویان رشته پزشکی در شورا مطرح و با توجه به تعدد و تکرار تخلفات در استعمال دخانیات در خوابگاه به منع موقت از تحصیل به مدت دو نیم سال محکوم شد.

وی افزود: بر اساس شیوه نامه اجرایی انضباطی دانشجویان علوم پزشکی که به تمام دانشگاه‌های علوم پزشکی ابلاغ شده است، استعمال دخانیات در دانشگاه و اماکن مرتبط، جزء بند رسیدگی به تخلفات اخلاقی قرار می‌گیرد. متخلف به یکی از تنبیهات بندهای ۲ تا ۵ محکوم می‌شود و در صورت تکرار تا بند ۱۲ قابل تشدید است.

ارزیابی شیوع مصرف مواد مخدر در دانشجویان

اطلاعات عمومی, الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, پرخوران گمنام, ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

ارزیابی شیوع مصرف مواد مخدر در دانشجویان

ارزیابی شیوع مصرف مواد مخدر در دانشجویان

آموزش > عالی – همشهری آنلاین:
مدیرکل امور فرهنگی وزارت علوم با بیان اینکه ۵۰ دانشگاه دولتی بیشتر از سایرین در معرض آسیب مواد مخدر قرار دارند گفت: کار پیمایشی در زمینه شیوع مصرف مواد مخدر در دانشجویان در دست انجام است.
جلیل دارا در گفتگو با خبرگزاری مهر با بیان این مطلب افزود: با توجه به همکاری که با ستاد مبارزه با مواد مخدر داریم کلاس‌های پیشگیری در زمینه آسیب‌هایی که از ناحیه مواد مخدر می‌توانند دانشگاه را تهدید کنند برای ۵۰ دانشگاه دولتی به طور جدی‌تری برگزار می‌شوند.

مدیرکل امور فرهنگی وزارت علوم خاطرنشان کرد: با توجه به رصدی که در فضای دانشگاه‌ها صورت گرفته است برای ۵۰ دانشگاه یک برنامه جدی در زمینه پیشگیری از آسیب‌های ناشی از مواد مخدر داریم. احساس کردیم این ۵۰ دانشگاه نیاز بیشتری به سرمایه‌گذاری در زمینه پیشگیری دارند.

وی در پاسخ به اینکه آیا آسیب‌هایی که از ناحیه مواد مخدر می‌توانند بوجود آیند در این ۵۰ دانشگاه بیشتر از سایر دانشگاه‌ها هستند، گفت: در این ۵۰ دانشگاه آسیب بیشتر است. البته یکی از دلایلی که تاکیدمان بر روی این ۵۰ دانشگاه است کمبود بودجه‌مان نیز است. از این رو ناچار هستیم این بودجه را به نحو مطلوب استفاده کنیم بنابراین بودجه‌مان را در راه برنامه‌های جدی‎‌تر پیشگیری برای ۷۰ درصد دانشگاه‌های دولتی که بیش از ۵۰ دانشگاه دولتی را شامل می‌شود اختصاص دادیم.

مدیرکل امور فرهنگی وزارت علوم در عین حال تأکید کرد: انتخاب این ۵۰ دانشگاه صرفاً به این خاطر نیست که آنها آسیب بیشتری داشته باشند بلکه یک دلیل برای محدود شدن تعداد این دانشگاه‌ها، بودجه کم است. البته برخی دانشگاه‌ها نیز خودشان درخواست کرده‌اند که برنامه‌های پیشگیری از آثار سوء مواد مخدر به طور جدی‌تری شامل حالشان شود. البته دانشگاه‌ها رصد می‌شوند و در دانشگاه‌هایی که احساس شود به لحاظ آموزش و پیشگیری نیاز بیشتری به آموزش‌های پیشگیرانه داریم این موضوع بیشتر لحاظ می‌شود.

وی با بدیهی دانستن اینکه درگیری برخی دانشگاه‌ها با آسیب‌های اجتماعی ناشی از مواد مخدر بیشتر از سایر دانشگاه‌ها باشد، در پاسخ به اینکه آیا وضعیت شهری که یک دانشگاه در آن واقع شده است بر میزان درگیری آن دانشگاه با مسئله مواد مخدر تأثیر دارد، گفت: دانشگاه هم یک بخشی از جامعه است و قطعاً این تأثیرها وجود دارد.

جلیل دارا با یادآوری اینکه درمان دانشجویانی که گرفتار مصرف مواد مخدر شده‌اند بر عهده دفاتر مشاوره در دانشگاه‌ها است،گفت: عمده کار حوزه معاونت فرهنگی در حوزه مواد مخدر ناظر بر بسترسازی در زمینه آموزش‌های پیشگیرانه است تا دانشجویان در اثر بی اطلاعی به این نوع آسیب‌ها مبتلا نشوند.

مدیرکل امور فرهنگی وزارت علوم افزود: از ستاد مبارزه با مواد مخدر می‌خواهیم با توجه به اینکه دولت بودجه‌ای به این ستاد اختصاص می‌دهد دانشگاه‌های بیشتری را در زمینه اقدامات پیشگیرانه تحت پوشش قرار دهد.

نجار: صندوق حمایت از بهبود یافتگان از اعتیاد راه اندازی می شود

اطلاعات عمومی, الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, دوازده قدمی ها, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »
نجار: صندوق حمایت از بهبود یافتگان از اعتیاد راه اندازی می شود
خراسان – مورخ پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۰۶/۲۴ شماره انتشار ۱۷۹۳۳

صندوق حمایت از بهبودیافتگان از اعتیاد راه اندازی می شود.وزیر کشور و دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر با بیان این مطلب گفت: مبارزه با مواد مخدر نیازمند مشارکت همه مردم است و یک حرکت مردمی باید در این زمینه رخ دهد و خیران می توانند پیش قراولان راه مبارزه با مواد مخدر باشند.به گزارش روابط عمومی ستاد مبارزه با مواد مخدر؛ مصطفی محمد نجار در جلسه مشترک با خیران که سه شنبه شب در مجموعه فرهنگی شقایق برگزار شد، گفت: جمهوری اسلامی ایران به علت همجواری با افغانستان به عنوان کانون تولید تریاک در جهان، در مقابل حجم انبوهی از این تهدید قرار دارد، کشور ما نزدیک به هزار کیلومتر مرز مشترک با افغانستان دارد و تاکنون ۷۰۰ میلیون دلار برای انسداد این مرز هزینه شده است، همچنین تاکنون حدود ۱۲ هزار نفر در راه این مبارزه مجروح و ۳ هزار و ۷۰۰ نفر از نیروهای غیور کشورمان به شهادت رسیده اند.وی اظهار داشت: مبارزه با مواد مخدر نیازمند مشارکت همه مردم است و یک حرکت مردمی باید در این زمینه شکل گیرد. همچنین ائمه جمعه و جماعات با سخنرانی های خود روی منابر می توانند تأثیر بسزایی در آگاهی بخشی و اطلاع رسانی به جوانان و خانواده ها داشته باشند.محمد نجار از راه اندازی صندوق حمایت از خانواده های بهبود یافتگان از اعتیاد خبر داد و گفت: این صندوق به منظور تأمین هزینه های درمان معتادان و اشتغال بهبود یافتگان تعبیه شده است.

نقش آموزش خانواده در موفقیت درمان معتادان

اطلاعات عمومی, الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, دوازده قدمی ها, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »
نقش آموزش خانواده در موفقیت درمان معتادان
خراسان – مورخ دوشنبه ۱۳۹۰/۰۶/۲۱ شماره انتشار ۱۷۹۳۰
نویسنده: عظیمی مروی

درباره مبارزه با پدیده شوم اعتیاد و ترک آن بارها مطالبی نوشته شده است. گو این که هر قدر هم شیوه های درمانی ترک اعتیاد پیشرفته و به روز باشد، باز سوداگران مرگ یک گام پیشتر از مصرف کنندگان و درمانگران خواهند بود.

طبیعی است که با این وصف نمی توان امیدوار بود که اعتیاد ریشه کن و یا راه حل فوری برای درمان معتادان ارائه شود. به این ترتیب تا زمانی که عوامل تهیه و تولید موادمخدر مشغول به کار هستند و روز به روز مواد جدیدتری روانه بازارها می کنند و تا زمانی که در زمینه پیش گیری از اعتیاد بیش از اجرای شیوه های درمانی کار جدی انجام نشود، نمی توان انتظار داشت که اتفاق جدی در خصوص کنترل و مهار موادمخدر در کشور بیفتد.

کشور ما سال هاست که با پدیده اعتیاد به موادمخدر مبارزه می کند و با وجود اقدامات موثر در زمینه کاهش جرایم مرتبط با موادمخدر و تقدیم شهدای بسیار در این راه، در امر پیش گیری چندان موفق عمل نکرده است. از جمله راهکارهای موثری که در ترک اعتیاد به اذعان بسیاری از کارشناسان به معتادان کمک می کند، شیوه های جدیدی است که برخی از آن در قالب خانواده درمانی ارائه می شود. این شیوه ها که در واقع زیرمجموعه پروتکل درمانی معتادان است، در زمینه کاهش آسیب اعتیاد در خانواده نقش اساسی ایفا می کند.

خانواده درمانی

یکی از مشکلات خانواده های افراد مبتلا به سوءمصرف موادمخدر و محرک احتمال آلوده شدن دیگر اعضای سالم خانواده به این مواد است. دکتر هومن نارنجی ها، کارشناس پژوهش در پیشگیری و درمان مرکز تحقیقات سوء مصرف و وابستگی مواد دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی با اشاره به این مطلب به ایرنا می گوید: در روش خانواده درمانی با ارائه مشاوره به دیگر اعضای خانواده از ابتلای آن ها به اعتیاد پیش گیری می شود. در واقع اعتیاد نه تنها یک نفر بلکه کل اعضای خانواده را درگیر می کند به همین علت باید تلاش های پیش گیرانه ای شود تا اعضای دیگر خانواده گرفتار این معضل نشوند.

اجرای روش مداخله خانواده درمانی شامل افرادی از جمله همسر، فرزندان، والدین، خواهر و برادر می شود. بیشتر خانواده های افراد مبتلا به سوءمصرف موادمخدر، با انواع آسیب های اجتماعی مواجه می شوند و در کنار درمان اعتیاد فرد معتاد، باید خانواده نیز تحت مشاوره قرار بگیرد.

همچنین دکتر محمدرضا فیاض نوری، مسئول کلینیک متادون مرکز ملی مطالعات اعتیاد در گفت وگو با خراسان در این باره می گوید: درمان وابستگی به موادمخدر تابع اصولی است که شامل درمان بیمار، رفع مشکلات جسمی و مشکلات روحی می شود. بحث درمان بسیار گسترده است، به عنوان مثال یکی از درمان های نگهدارنده «خانواده درمانی» است که طی آن مشاوره خانواده انجام می شود یا آموزش هایی به خانواده داده می شود تا به معتاد کمک کنند دوره درمان را بهتر طی کند. نکته این جاست که روش های استاندارد و توصیه شده توسط وزارت بهداشت روش های طولانی مدت است که بیمار باید مدت زیادی تحت درمان قرار بگیرد تا از اعتیاد پاک شود. زمانی تصور بر این بود که اگر قرار است درمان معتاد با موفقیت انجام شود، باید فرد حتما به ته خط رسیده باشد و تمام معضلات اعتیاد را یک به یک چشیده باشد تا بتواند درمان موفقی را پشت سر بگذارد. اما اکنون این گفته که بیمار باید سرش به سنگ خورده باشد قدیمی شده است و گفته می شود که بیمار در هر مرحله از بیماری که قرار دارد و با هر میزان آمادگی برای شروع درمان می تواند روند درمان را به طور موفقیت آمیزی طی کند. حتی گفته می شود که می توان فرد را به اجبار وارد پروسه درمان کرد تا مزایای درمان را درک کند و راغب به ادامه درمان شود. بعضی معتادان برای درمان دچار تردید می شوند و باید درمان را با تشویق و انگیزه دادن از سوی خانواده یا درمانگر شروع کنند.

نکته این جاست که خانواده باید رفتاری را که با فرد بیمار و معتاد داشته اند هنگامی که وارد چرخه درمان شد تغییر دهند. در خانواده درمانی به اعضای خانواده آموزش داده می شود که با مشکلات بیمار کنار بیایند، چگونه با وی برخورد کنند و چگونه واکنش های مناسبی را نسبت به برخی رفتارهای بیمار نشان دهند.

به طور کلی خانواده یاد می گیرد چطور به فرد بیمار کمک کند تا بهتر فرآیند درمان را طی کند. در ضمن بهتر است خانواده یا یکی از اعضا در جریان جزئیات دوره درمان قرار بگیرد . حتی گفته می شود که یک نفر درخانواده مسئول پیگیری درمان نباشد و همه اعضا در روند درمان بیمار شرکت کنند. البته توصیه می شود اعضای خانواده نقش روان شناس را ایفا نکنند و اگر مشکلی ایجاد شد برخوردها و رفتارها را با مشاور هماهنگ کنند و از برخورد یک جانبه و قضاوت ناگهانی اجتناب کنند. در این شیوه، خانواده نقش بسیار مهمی دارد که باید به طور جدی مورد توجه قرار بگیرد.

درمان های قانون مدار

دکتر فیاض نوری درباره درمان های قانون مدار چنین توضیح می دهد: در این حالت فرد معتاد با حکمی از سوی دادگاه بابت مصرف مواد مخدر رو به رو می شود. اگر بیمار وارد مرکز ترک اعتیاد شود و تحت درمان قرار بگیرد مجازات وی توسط دادگاه به حالت تعلیق درمی آید. هم چنین در مجازات کارمدار معتادان پس از ترک وارد کارخانه ها می شوند و به انجام فعالیت می پردازند و شرط ادامه کار آن ها پاک بودن از اعتیاد طی آزمایش های هفتگی است. آن ها هم چنین در گروه درمانی، مشاوره و روان درمانی شرکت و سعی می کنند دوره درمان را به طور کامل طی کنند، تمام این راهکارها به این علت است که انگیزه و تشویق بیمار برای طی کردن مسیر درمان بیشتر شود و فواید درمان برای وی مشخص تر شود و برای ادامه زندگی سالم راه درستی را پیدا کند. این شیوه به ویژه برای افرادی که از طریق عادی وارد چرخه درمان نمی شوند، کارساز است.

ترک ، درمان نیست

دکتر فیاض نوری با اشاره به این که متاسفانه آمارهای متفاوتی از بی نتیجه بودن ترک معتادان ارائه می شود، توضیح می دهد: دقت کنید که ترک اعتیاد به معنای درمان معتاد نیست. ترک یا سم زدایی فقط بخشی از درمان است و این آمارها که گفته می شود ۹۵ درصد معتادان پس از ترک دوباره اعتیاد خود را از سرمی گیرند، به این دلیل اشتباه است که هیچ یک از آن ها وارد چرخه درمان نشده اند بلکه فقط سم زدایی کرده اند، وقتی معتاد به پزشک مراجعه می کند در کلینیک های ترک اعتیاد چرخه درمان را کامل می کند، داروهای مورد نیاز خود را دریافت می کند و تحت مشاوره های مورد نیاز قرار می گیرد که برگشتی در کار نخواهد بود. در روش درمان نگهدارنده ای مثل درمان با متادون ، بیمار تا ۷۰ درصد در مرحله درمان باقی می ماند و تعداد زیادی از بیماران هستند که ۵ یا ۶ سال تحت درمان های نگهدارنده در مرکز ملی مطالعات اعتیاد قرار گرفته اند و موفق شده اند که چرخه درمان را کامل کنند. هم اکنون مراکز درمان نگهدارنده بسیاری در کشور فعال است که تعداد زیادی از معتادان را تحت پوشش قرار داده اند و درمان های نگهدارنده برای آن ها مفید بوده است. در بیشتر کتاب ها ومقالات علمی از درمان های نگهدارنده به عنوان بهترین روش درمانی یاد شده است. روش هایی که علاوه بر دارو، به روان بیمار اهمیت داده می شود، درمان همه جانبه صورت می گیرد، خانواده تحت مشاوره قرار می گیرد و محیط کاری مناسبی برای بیمار فراهم و بیمه بیمار تامین می شود. دکتر فیاض نوری درباره درمان اعتیاد به مواد محرک می گوید واقعیت این است که روش های درمانی باید متناسب با نوع مواد، شیوه مصرف و رفتارهایی باشد که پس از مصرف از معتاد سر می زند؛ درمان وابستگی به مواد محرک بیشتر روان درمانی و مشاوره است و استفاده از دارودرمانی محدود به زمانی است که بیمار به مشکلات زمینه ای یا روحی خاصی مبتلا شده است.

طرد معتاد موجب اجتناب او از درمان می شود

سرزنش، طرد و مقایسه معتاد توسط خانواده، موجب اجتناب آنان از درمان می شود. علی فرهودیان، عضو انجمن روان پزشکان در این باره گفت: اگر بپذیریم که فرد معتاد خود را گرفتار بیماری کرده است و اگر بتوانیم این موضوع را جا بیندازیم که اعتیاد یک بیماری است، خانواده راحت تر می تواند موضوع را بپذیرد. وی تصریح کرد: خانواده باید بپذیرد که فرزندش بیمار است نه این که کار خلافی مانند دزدی انجام داده است. وقتی این احساس به وجود آمد، برخورد با فرد بیمار بهتر می شود و اعضای خانواده دست به دست هم می دهند تا به او کمک کنند. به گزارش فارس باید شدت بیماری را در نظر گرفت و به توصیه های درمان گر عمل کرد. باید با فرد بیمار ارتباط مناسبی برقرار کرد. در این صورت معتاد به درمان رغبت پیدا می کند.

چشم چرانی

اطلاعات عمومی, الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

چشم چرانی

اجتماعی | چشم چرانی وقتی چشم چرانی به یک عادت مزمن تبدیل شود و حداقل به مدت شش ماه تداوم یابد، بایستی دیگر آن را یک بیماری روانی و جنسی دانست. چشم چرانی نقطه مقابل بیماری خودنمایی است. فرد خودنما، از قرار گرفتن در معرض دید دیگران کسب لذت می کند اما چشم چران از تماشا و نگاه به دیگران لذت می برد.

چشم چرانی چیست ؟

تحقیقات نشان داده است تفاوت در آستانه تحریک جنس مونث و مذکر موجب شده که خودنمایی در زنها به نسبت بیشتری دیده شود … این در حالی است که بیماری چشم چرانی در مردها بیشتر شایع است.

به عبارتی طبق نظر متخصصان و روانشناسان و علمای اخلاق مهمترین عامل بروز چشم چرانی در مردان حس خودنمایی زنان می باشد!

چشم چرانی یا “ویریسم” واژه ای فرانسوی است، گرفته شده از “ویر” به معنای “تماشاگر”.

این اختلال از لحاظ جسمی برای فرد چشم چران مضر نیست اما برای قربانی آن ناراحت کننده است. فرد چشم چران دارای تکانه ای غیر قابل کنترل برای دید زدن دیگران و معمولا غریبه ها به طور دزدانه دارد. چنین فردی کشش تکرار شونده ای را برای مشاهده کردن دیگران از درون پنجره ها، پارکها، اماکن خاص مانند حمامها، استخر و … دارد.

حتما در اخبار و روزنامه ها با مطالبی در مورد نصب دوربینهای مخفی در اتاقهای پرو، سالنهای آرایش زنانه، باشگاههای ورزشی و.. مواجه شده اید.

افرادی که مرتکب این اعمال غیر اخلاقی می شوند عمدتا دچار این اختلال هستند. چشم چرانها عموما مرد هستند و معمولا خود را مخفی نگه میدارند.

چشم چرانی از منظر قرآن کریم

اسلام، التفات و عنایت خاصی به حفظ عفت و حیای زن و مرد از بی بند و باریها نشان داده است و علل و عوامل ایجاد آن را به شدت ممنوع کرده است.

از جمله آیاتی که خداوند در آن سفارش به حفظ چشمها از نگاههای منحرف می نماید آیه ای از سوره نور است خداوند در این آیات می فرماید:

“ای پیامبر، به مردان با ایمان بگو که هنگام روبرو شدن با زنان چشمهای خود را از نگاههای آلوده به شهوت بپوشانند و فروج و اندامشان را از کارهای زشت بازدارند … و ای رسول، به زنان با ایمان بگو که هنگام برخورد با مردان دیدگان خود را از نگاههای آمیخته به شهوت بپوشانند و فروج اندامشان را از کارهای زشت و ناپسند باز دارند و زینت و آرایش خود را جز آنچه سهوا ظاهر می شود بر بیگانه آشکار نسازند.”

از این آیه ها چنان برداشت می شود که خداوند نگاه داشتن چشمان از مناظر شهوت انگیز را فقط
مخصوص مردان نمی داند و زنان را نیز از این عمل نهی می نماید.

در این آیات پرهیز از چشم چرانی در مردان و خودآرایی و خودنمایی در زنان مورد تأکید قرار گرفته
و توجه فراوانی به رعایت پوشش مناسب خانمها و پرهیز از آشکار ساختن زیورآلاتشان مشاهده میشود.

همچنین، در سوره احزاب نیز به خانم ها دستور می دهد:

« در محاورات روزمره حالت عادی داشته و با ناز و کرشمه و طنازی صحبت نکنید و در کوچه و خیابان با بدن های نیمه عریان و لباسهای بدن نما، ظاهر نشوید »

چرا که اگر زنان قصد فریفتن مردان را هم نداشته باشند، با در معرض نمایش و نگاه دیگران قرار دادن بدن، زینت و لباس خود بدون اراده این کار را انجام می دهند و جوانان بوالهوس از خود بی خود شده و امنیت و آرامش زنان و دختران و حتی مردان را خدشه دار می سازند، بنابراین باید زنان بیش از مردان مواظب باشند.

رعایت حجاب برای زنان و مردان واجب است و موجب رشد، تعالی و ارتقاء شخصیت فردی، اجتماعی و معنوی انسان شده و در تأمین بهداشت روحی و روانی و آرامش خانواده ها و امنیت جامعه و حضور فعال اما بی دغدغه زنان و دختران در جامعه نقش بسزایی ایفا می کند.

معضل اساسی در خانواده ها

در جلسات مشاوره مشاهده شده است که شکایت همیشگی خانم ها گرایش همسرانشان به چشم چرانی است. گاهی این رفتار شوهر از سوی همسر به نوعی تحمل می شود، اما گاهی اوقات چشم چرانی به قدری آزار دهنده و به عبارتی شکنجه ای روحی برای زن می شود که منجر به تعارض و مشاجرات خانوادگی، گاه برخورد فیزیکی و سرانجام به طلاق می انجامد که طبیعتا دست آخر باعث ایجاد بحران در جامعه می شود.

چشم چرانی و نگاه به نامحرم، گذرگاه ورود به انحرافات و فساد جنسی است و زمینه گرفتاری و غوطه ور شدن در دام هرزگی و فساد را فراهم می کند. نگاه های آلوده تخم نیرنگ، خیانت و شهوت را در دلهای جوانان بارور ساخته، و آنها را به فتنه، انحراف و گناه مبتلا میکند، آرامش و ثبات را سلب نموده و باعث هرج و مرج و فساد در جامعه می شود و چه بسا منجر به نادیده گرفتن تمام ارزشهای اخلاقی و اسلامی و اجتماعی میگردد!

ماجرایی جالب در بیان چشم چرانی و خودنمایی

کتاب «نابودی عفاف، ارمغان فمینیسم» نوشته خانم “وندی شلیت” چاپ آمریکا ماجرایی را عنوان
کرده که خواندن آن خالی از لطف نیست. متن این ماجرا به شرح ذیل است:

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت:

ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟؟؟؟

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد:

مرتیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری … می خوری تو و هفت جد آبادت، خجالت نمی کشی؟

جوان اما، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور مؤدبانه و متین ادامه داد:

خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی بشین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم که حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم! حالا هم یقمو ول کن. از خیرش گذشتیم.

مرد خشکش زد ……… همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد …

این کتاب در ادامه می افزاید:

«چقدر خوشبختم که در عصر آزادی زندگی می کنم، این روزها یک دختر می تواند پزشک یا قاضی شود، در ارتش ثبت نام کند، به تیم بسکتبال بپیوندد؛ می تواند مدارج شغلی را طی کند، بچه های خودش را در مهد کودک رها کند، هر قدر دلش می خواهد سقط جنین داشته باشد، گزینه های جنسی او دیگر محدود نیستند، روابط جنسی نامشروع برای وی امکان پذیر است، به طورخلاصه یک دختر می تواند هر کاری که دلش می خواهد انجام دهد، هر چه می خواهد بشنود، تنها یک استثناء وجود دارد، او نمی تواند زن باشد.»

منبع : تبیان

چرا نوجوانان بزهکار می شوند؟

اطلاعات عمومی, الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

چرا نوجوانان بزهکار می شوند؟

اجتماعی | چرا نوجوانان بزهکار می شوند؟ بزهکاری به انواعی از خشونت و رفتارهای غیرقانونی اطلاق می شود که در گروه سنی زیر ۱۸ سال مشاهده می شود.

بزهکاری ها انواع مختلفی دارند و می توان آنها را به سه گروه تقسیم کرد:

دسته اول اعمال خلافی هستند که علیه جامعه و اشخاص صورت می گیرد و شامل ضرب و شتم، تجاوز به عنف و قتل می شود.

دسته دوم حرکت و اقدام علیه نظم عمومی جامعه است و کارهایی مانند توزیع مواد مخدر و انحرافات جنسی را شامل می شود.

دسته سوم بزهکاری علیه مالکیت افراد جامعه است و سرقت و جعل اسناد را در بر می گیرد.

نوجوانانی هم که مرتکب انواع بزهکاری ها می شوند در موقعیت یکسانی نبوده و از شرایط رشد اجتماعی متفاوتی برخوردارند.

۱- یک عده نوجوانانی هستند که در خانواده هایی متعادل رشد کرده و بزرگ شده اند اما در سنین نوجوانی که زمان فاصله گرفتن نوجوان از خانواده است، در جامعه با افراد ناباب یا گروههای خلافکار آشنا شده و به سمت آنها و کارهای آنان گرایش پیدا می کند. حتی ممکن است است به مصرف مواد مخدر یا الکل کشیده شوند.

مصرف مواد مخدر و الکل علاوه بر اینکه خود نوعی ناهنجاری محسوب می شوند زمینه ارتکاب به انواع خلافکاریهای دیگر را نیز در نوجوانان مستعد می کند.

۲- گروهی دیگر از نوجوانان از دوران کودکی در شرایط نامناسب خانوادگی رشد کرده اند. خانواده های طلاق یا خانواده هایی که یکی یا هر دوی والدین، خود دچار انواع انحرافات بوده اند، نوجوان هم برای همانندسازی با محیط اطراف به انواع کارهای خلاف گرایش پیدا می کند.

مشکلات شدید مالی حاکم بر خانواده هم می تواند عامل و انگیزه ای قوی برای گرایش فرزندان خانواده به بزهکاری باشد.

دلایل بزهکاری

دلایل بروز بزهکاری در نوجوانان بسیار پیچیده است، اما در یک نگاه کلی می توان گفت بزهکاریها زاییده ناراحتی های شدید روانی است که حتی شامل اضطراب ها و کمرویی های شدید هم می شود. در راس همه اینها می توان به فقر اجتماعی و فرهنگی اشاره کرد. کودکانی که از رابطه گرم و عاطفی با مادر محروم هستند یا با مادر علیه پدر متحد می شوند و خانواده های از هم گسیخته یا خلافکار، از پتانسیل بالایی در پرورش نوجوانان بزهکار برخوردارند.

درمان بزهکاری

برای درمان بزهکاری ابتدا باید نوع بزه شناخته شود و منشا بروز آن مشخص شود.

گام نخست جدا کردن نوجوان از شرایط محیطی است که در آن قرار دارد. اگر نوجوان معتاد به استفاده از مواد مخدر یا مشروبات الکلی است، باید نخست ترک داده شود و ارتباطش با کسانی که شرایط روی آوردن مجدد وی را فراهم می آورند، قطع شود.

گام بعدی، پذیرش همه جانبه نوجوان در محیط سالم جدید و مشارکت دادن وی در فعالیت های اجتماعی، ورزشی، فرهنگی و … است زیرا کار و سرگرمی های سالم گروهی مانع گرایش وی به سمت بزهکاری می شود.

در کنار این اقدامات روان درمانی نیز نباید مورد غفلت قرار گیرد زیرا با روان درمانی نوجوان شناخت بهتری نسبت به خود، زندگی و آینده پیدا کرده و با افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس، مهارت مقابله با مشکلات به شیوه صحیح را کسب می کند و بهتر و موثرتر با احتمال گرایش مجدد وی به کارهای خلاف مبارزه می شود.

همیشه پیشگیری بهتر از درمان است. پس خانواده ها باید بسیار با دقت نوجوانان خود را مراقبت کنند و به محض مشاهده کمترین علایم اختلالات روانی یا رفتارهای غیرمعمول، با استفاده از مراکز مشاوره مانع جدی شدن مسئله و غرق شدن نوجوان در فساد و گناه شوید.

منبع : همشهری آنلاین

«شغال سیاه شیشه ای» به طناب دار نزدیک شد

اطلاعات عمومی, الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »
«شغال سیاه شیشه ای» به طناب دار نزدیک شد
خراسان – مورخ پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۰۶/۱۷ شماره انتشار ۱۷۹۲۷
نویسنده: غلامرضا تدینی راد

جوان معتاد به شیشه و کراک که در ۱۲ مرداد سال ۸۸ یک زن مسن و نوه ۹ ساله اش را به طرز فجیعی در شهرستان ورامین به قتل رسانده بود، به ۲ بار قصاص، یک بار اعدام، ۱۰ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد و پرونده وی به واحد اجرای احکام دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد، تا این فرد جنایتکار به سزای عمل خود برسد. به گزارش فارس، عصر ۱۲ مرداد سال ۸۸، ماموران پلیس آگاهی شهرستان ورامین از وقوع قتل دلخراش یک زن مسن و نوه ۹ ساله وی در خانه دختر او، باخبر شدند. زن میانسالی که در این حادثه مادر و دخترش را از دست داده بود، به ماموران گفت: صبح زود از خانه به همراه شوهرم خارج شدم، اما عصر که برگشتیم با اجساد مادر و دخترم که سرشان بریده شده بود مواجه شدیم، ضمن این که مقداری از طلاهای مادرم و یک گوشی تلفن همراه هم به سرقت رفته بود. تحقیقات از تعدادی از مظنونان قتل، که بسیاری از آن ها در محدوده سکونت مقتولان حضور داشتند آغاز شد اما تا مدتی هیچ سرنخی از قاتل یا قاتلان به دست نیامد. بعد از دستگیری قاتل، اولیای دم، در کمال تعجب با مرد همسایه خود رو به رو شدند که به هیچ وجه او را به عنوان مظنون معرفی نکرده بودند و به او اعتماد کامل داشتند. شاهین، در اعترافات خود در مراحل مختلف تحقیقات مدعی شد که از چند روز قبل تصمیم به سرقت از خانه همسایه خود گرفته بود ولی روز حادثه برای عملی کردن نقشه خود و شناسایی نشدن، مجبور به قتل «نگین» ۹ ساله و مادربزرگ او شده است. شاهین گفت: بعد از این که به بهانه قفل بودن در خانه، از مادربزرگ نگین خواستم در را باز کند تا از طریق خانه آن ها وارد خانه خود شوم، او جلوتر از من به سمت حیاط رفت که در یک لحظه از پشت چاقویی به پهلویش زدم و بعد از آن سرش را جدا کردم. او قبل از مرگ، مقداری از موهای مرا کند. وی ادامه داد: بعد از این که دست هایم را شستم، متوجه شدم که نگین از خواب بیدار شده و مرا دیده است؛ بعد از این که او را مورد آزار و اذیت قرار دادم، دست و پایش را با آستین لباسش بستم و به طبقه بالا رفتم و تلفن همراهی را برداشتم، وقتی برگشتم متوجه شدم که دست های نگین باز شده است، او را خفه کردم و در نهایت با چاقو سرش را بریدم و از خانه خارج شدم. قرار مجرمیت شاهین با توجه به اعترافات صریح از سوی دادسرای جنایی صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۷۷ دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد که جلسه دادگاه صبح روز ۲۰ آذر سال گذشته به ریاست قاضی اکبر ساعی برگزار شد. در ابتدای جلسه اصغری روشن، نماینده دادستان با اشاره به کیفرخواست صادره گفت: اتهام انتسابی به متهم مبنی بر ۲ فقره قتل عمدی و سرقت مقرون به آزار محرز است و خواستار مجازات وی هستم. اولیای دم نیز در جایگاه قرار گرفتند و با درخواست قصاص متهم، از قاضی ساعی خواستند این حکم در ملاءعام اجرا شود.

ادعای جدید متهم در دادگاه: من همدست داشتم

متهم در جایگاه قرار گرفت و با وجود این که تا قبل از این، ۸ بار به صراحت مدعی شده بود که با نقشه قبلی و به تنهایی مرتکب این جنایت شده، مدعی شد که با ۲ نفر از دوستانش به نام های یدا… و فرامرز این کار را کرده است. متهم یک بار دیگر هم مدعی شده بود با افرادی به نام سجاد و رضا قتل را انجام داده است که آن را دروغ و متاثر از حرف های دیگر زندانیان خوانده بود. شاهین در تشریح حادثه گفت: با دوستانم وارد خانه شدیم که فرامرز پیرزن را از پشت با چاقو زد، من رو به روی او قرار گرفتم تا طلاهایش را درآورم، اما موهای مرا کشید که فرامرز مجبور شد با چاقو گردن او را بزند. وی افزود: بعد از این که دست هایمان را شستیم، من و یدا… به طبقه بالا رفتیم و وقتی برگشتیم متوجه شدیم فرامرز نگین را هم به قتل رسانده است. قاضی ساعی گفت: خانواده مقتول به قدری با تو صمیمی بودند که به هیچ وجه به تو مظنون نشدند و این به دلیل سابقه آشنایی شما بوده است و حتی عروسی تو در خانه آن ها برگزار شد. شاهین در پاسخ به سوال قاضی که طلاها را چه کردی، گفت: نه طلایی به دستم رسید و نه پولی، همه آن ها را یدا… و فرامرز بردند. قاضی اظهارات یدا… مبنی بر این که طلاها را شاهین به او داده و مدعی شده که متعلق به همسرش است، برای شاهین خواند و شاهین آن ها را تکذیب کرد.

برای آدم معتاد، هزار تومان هم گنج است

شاهین با بیان این که هیچ دلیل و مدرکی برای اثبات همراه بودن آن ها با خود ندارد، در پاسخ به این سوال که ارزش طلاها چقدر بود که مرتکب ۲ قتل با این خشونت شدی، گفت: بیش از ۲ سال است که به شیشه و کراک اعتیاد دارم و برای یک فرد معتاد، هزار تومان هم ارزشمند است. وی در پاسخ به این سوال که اگر صحنه قتل نگین را ندیدی، چگونه آن را به طور دقیق بازگو کردی، گفت: فرامرز بعد از قتل و خروج از خانه، ماجرا را تعریف کرد. قاضی از متهم سوال کرد که اگر طلاها را یدا… دزدیده است، پس چرا تو مبلغ آن را به خانواده مقتول پس دادی، گفت: پول را بدون اجازه من از حسابم برداشت کردند.

دفاع از موکل با استناد به مرغ!

بعد از اظهارات شاهین، وکیل وی در جایگاه قرار گرفت و در اظهارات خود گفت: من در زندان با موکلم صحبت کردم و متوجه شدم که او ۴بار اظهارات متفاوتی ارائه کرده است. من یک بار به او گفتم ۲مرغ مقابلت قرار می دهم و اگر توانستی یکی را بکشی و دیگری را بگیری، قبول می کنم که تو قاتلی.

وی با بیان این که موکلش از سوی افرادی تهدید شده است گفت: موکل من برای حفظ جان خانواده اش حقیقت را نمی گوید. یکی از کسانی که موکل من نام او را آورده، توسط شاهدانی، قبل از قتل همراه او دیده شده و او کسی است که از گذشته با پدر نگین، آشنایی داشته است. آن ها روز حادثه با پراید به منزل پدر نگین رفته بودند. وکیل مدافع شاهین افزود: درخواست تحقیقات بیشتر هم درباره اظهارات موکلم و هم درباره سلامت روانی او دارم. قاضی ساعی خطاب به وکیل متهم گفت: خودروی پراید موردنظر شما، مربوط به این پرونده نیست و تحقیقات لازم درباره آن صورت گرفته است. شاهین در جایگاه قرار گرفت تا آخرین دفاعیات خود را بگوید، اما فقط گفت: من همدست و شریک جرم داشتم و حرف دیگری ندارم. ادامه جلسه دادگاه، برای رسیدگی به اتهام آزار و اذیت متهم، به صورت غیرعلنی برگزار شد.

قصاص، اعدام، حبس و شلاق، مجازات شغال

بعد از ختم جلسه، قاضی ساعی به همراه مستشاران دادگاه (محمدی کشکولی، سالاری، بومی و مرادی) وارد شور شدند و حکم پرونده را این گونه صادر کردند: شاهین به اتهام قتل عمدی به ۲بار قصاص، به اتهام تجاوز به نگین به اعدام، به اتهام سرقت مقرون به آزار به ۱۰سال حبس و تحمل ۷۴ضربه شلاق و همچنین رد اموال مسروقه محکوم شد. بعد از این که پرونده از سوی دیوان عالی کشور تایید شد و به دادگاه کیفری استان تهران بازگشت، پرونده به واحد اجرای احکام فرستاده شد. بسیاری از جنایت های فجیع که در جامعه رخ می دهد توسط افرادی انجام می شود که به موادمخدر اعتیاد شدید پیدا کرده اند، این افراد چه بسا به منظور تامین هزینه سنگین موادمخدر دست به سرقت های خشن می زنند که برخی از آن ها به جنایت منجر می شود. درباره حادثه اخیر نیز می بینیم که جوان جنایت کار به دو ماده مخدر بسیار خطرناک یعنی شیشه و کراک اعتیاد دارد. روان شناسان و پزشکان در مورد اثرات زیانبار این دو ماده مخدر بسیار سخن گفته اند که از جمله عوارض شیشه به عنوان یک مخدر و محرک ایجاد روحیه پرخاشگری و خشونت در افراد است. یک پزشک که در زمینه درمان اعتیاد فعالیت دارد به خراسان گفت: برخی بر این عقیده اند که شیشه چون حاوی مرفین نیست اعتیادآور نمی باشد اما باید گفت این ماده محرک بسیار قوی، خطرناک و اعتیادآور است. وی افزود: فرد معتاد به شیشه در ماه های اول اثرات توهم زایی بسیار اندکی را تجربه می کند و فاز غالب شیشه در این مدت لذت های بسیار زیاد ، تجربه داشتن سطح بسیار بالای انرژی و خلاقیت های فراوان ذهنی و … است. این اثرات تا مدت زمان اندکی برای فرد معتاد قابل کنترل است اما وقتی مصرف وی افزایش می یابد این مسائل از کنترل او خارج می شود به گونه ای که احساس می کند بدون مصرف شیشه هیچ است و نمی تواند هیچ کاری انجام دهد. وی افزود: هرچه مصرف شیشه بیشتر شود اثرات ثانویه این ماده مخدر در رفتار و حرکات فرد بیشتر نمایان می شود به گونه ای که چه بسا فرد به موجودی دو قطبی تبدیل شود که گاهی بسیار آرام و مهربان است و گاهی بسیار خشن و پرخاشگر است. وی گفت: مصرف شیشه به مرور زمان فرد را فوق العاده بدبین می کند و چه بسا او را به مرحله جنون می رساند، مصرف کنندگان شیشه گاه تا ۷۲ساعت هم نمی توانند یک دقیقه بخوابند در پاره ای از اوقات توهم شدید به این افراد دست می دهد و موجب می شود احساس کنند توانایی انجام هر کاری را دارند. در واقع پرخاشگری، پرحرفی، افکار بدبینانه، کاهش توانایی های جنسی و جسمی و کنترل نداشتن روانی، کابوس و کاهش اشتها و تحریک پذیری بسیار زیاد به گونه ای که احتمال دارد فرد معتاد دست به هر خشونتی بزند از عوارض ماده مخدر شیشه است.

آرش ۲ ساله قربانی کودک آزاری ناپدری شیشه ای شد

اطلاعات عمومی, الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, معتادان گمنام, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »
آرش ۲ ساله قربانی کودک آزاری ناپدری شیشه ای شد
خراسان – مورخ سه‌شنبه ۱۳۹۰/۰۶/۰۸ شماره انتشار ۱۷۹۲۱

کودک ۲ ساله همدانی قربانی کودک آزاری ناپدری شیشه ای اش شد.اکبر بیگلری، دادستان همدان در گفت و گو با ایسنا، درباره این کودک‌ آزاری گفت: آرش پسر بچه دو ساله، توسط ناپدری‌اش مورد کودک آزاری قرار گرفته است. وی گفت: یکی از دلایلی که ناپدری، این کودک را مورد آزار قرار داده است اعتیاد به ماده مخدر شیشه بوده است. مادر آرش که عقد موقت ۹۹ ساله این مرد بوده، پافشاری بر ترک مواد مخدر همسرش داشته است.دادستان همدان ادامه داد: ناپدری آرش به دلیل این که همسرش مانع استعمال مواد مخدر شده، این کودک را مورد آزار قرار داده است.وی گفت: در حال حاضر این مرد در زندان به سر می برد، آرش و مادرش نیز به علت آسیب‌های وارد شده در بیمارستان بستری بودند که مرخص شدند.بیگلری توصیه کرد، مردم در مسیر دین و دیانت حرکت کنند چرا که دین انسان را از هر گزندی در امان می دارد. او گفت: در صورتی که مردم به خدا، دین و دیانت اعتقاد داشته باشند بسیاری از مشکلات جامعه برطرف می شود و دیگر شاهد این اتفاقات تلخ نخواهیم بود.مهرنوش نجفی راغب عضو حقوق دان شورای شهر همدان هم درباره آخرین وضعیت آرش گفت: ناپدری آرش با شکایت زنش که در عقد موقتش بوده در زندان است. در عقد موقت نفقه به زن تعلق نمی‌گیرد و ارثی به او نمی رسد، البته ممکن است در عقد موقت مرد برای زن شرط هایی بگذارد که در این صورت به او ارث و نفقه تعلق می‌گیرد.رئیس پلیس آگاهی همدان با تشریح جزئیات این پرونده گفت:«آرش» قربانی کودک آزاری ناپدری معتادش به همراه مادرش به علت شدت جراحات وارده در بیمارستان بستری شدند. سرهنگ اقبالیان به ایسنا گفت: این پرونده مربوط به ماه گذشته است که براساس آن ناپدری «آرش» که اعتیاد به ماده‌مخدر شیشه داشته است، این طفل خردسال را مورد آزار و ضرب و شتم قرار داده بود. وی گفت: پس از این حادثه مادر این طفل و دیگر بستگان مادری «آرش» از این مرد شکایت کرده و متهم ماه گذشته بازداشت و پرونده به همراه متهم تحویل مقام‌قضایی داده شد. رئیس پلیس آگاهی استان همدان گفت: آثار شکنجه و شکستگی در چند ناحیه از بدن این طفل به وضوح قابل رویت بود.

من ودخترم قربانی هوسرانی همسرم شدیم

الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

من ودخترم قربانی هوسرانی همسرم شدیم

زندگی یک زن جوان تنها با دختری نوجوان در این شهر شلوغ بسیار سخت است. ای کاش راه برگشتی برای همسرم وجود داشت تا من و دخترم مجبور نباشیم قربانی هوسرانی‌های او باشیم.

به گزارش برنا، در دادگاه قضایی شهید محلاتی با خانم جوانی برخورد کردم که نگرانی و اضطراب در چهره اش نمایان بود. از روی کنجکاوی پیش او نشستم و از او درباره علت مراجعه اش به این دادگاه سوال کردم.

زن جوان گفت: ۱۷ ساله بودم که خانواده همسرم به طور کاملا رسمی و از طریق یکی از بستگان از من خاستگاری کرده و بعد از طی شدن یک سری مراسم، من و همسرم به عقد هم درآمدیم. به خیال خودم زندگی خوب و آرامی داشتیم. ولی از آنجاییکه من ۹ سال از همسرم کوچکتر بودم، همسرم همیشه مرا به چشم بچه نگاه می کرد و به ندرت در مورد کارها و مسایل زندگی با من مشورت می کرد. از طرف دیگر از آنجاییکه همسرم بیش از اندازه وابسته و متکی به مادر و خواهرش بود، در واقع تصمیم گیرنده زندگی ما آنها بودند.

وی آه عمیقی کشید و ادامه داد: من به دلیل اینکه همسرم را دوست داشتم و نمی خواستم میان ما مشاجره ای پیش آید، همیشه از خواسته های خود گذشته و کوتاه می آمدم. چون می دانستم اگر اعتراضی هم داشته باشم، بی فایده است و او در نهایت مطیع فرمان مادر و خواهرش، کاری که بخواهد را انجام می دهد.

زن جوان که به همراه دختر نوجوانش به دادگاه آمده بود، گفت: ۹ سال از زندگی مشترکمان گذشت، آن زمان دخترم ۶ ساله بود که من متوجه تغییرات رفتار همسرم شدم. احسا س می کردم در موقعیت شغلی وی تغییراتی ایجاد شده، از او سوال می کردم ولی متاسفانه طبق معمول با تندی برخورد می کرد و جواب قانع کننده ای از او نمی شنیدم.

وی در ادامه گفت: از آن زمان بود که همسرم دیرتر از همیشه به خانه بازمی گشت، صبح ها برای رفتن به محل کار انگیزه ای نداشت و تا ظهر می خوابید و این رفتار غیرعادی به من فهماند که همسرم اعتیاد به مواد مخدر پیدا کرده است. رفته رفته وضعیت جسمی و روحی او تحت تاثیر مواد مخدر بدتر و بدتر می شد. علیرغم وضعیت روحی نامناسبی که داشتم، سعی می کردم او را از ادامه این مسیر بازدارم، که متاسفانه بی فایده بود و تنها مشت و لگد نصیبم می شد.

زن جوان در حالیکه اشک در چشمانش حلقه بسته، می گوید: از تلفن های وقت و بی وقتی که به او می شد، متوجه شدم همسرم با زن معتادی در ارتباط بوده و شب هایی که خانه نمی آمده را در خانه او و با او مشغول خوشگذرانی بوده است. که بعدا فهمیدم همسرم از طریق یکی از دوستانش با این زن آشنا شده و او را گرفتار مواد مخدر کرده است.

وی ادامه داد: بعد از اعتیاد همسرم، ۶ سال را با بدترین شرایط و به امید بهبود او تحمل کردم. در این مدت خانواده همسرم هیچ گونه حمایتی از من و دخترم نکردند. هرچه می گذشت اعتیاد او شدیدتر می شد که در نهایت متوجه شدم همسرم کراک و شیشه مصرف می کند، آن زمان بود که با دخترم برای همیشه به خانه پدرم آمدیم و از همان زمان تقاضای طلاق دادم. در حال حاضر بعد از گذشت ۱ سال و غیاب همسرم در جلسات دادگاه، حضانت همسرم را به من داده شده و چون می دانم همسرم توانایی پرداخت مهریه ام که ۳۱۴ سکه است را دارد، درخواست دریافت مهریه را داده ام.

وی در ادامه با اشاره به دختر نوجوانش گفت: دخترم تنها چیزی که از پدرش در ذهن دارد، داد و فریاد و کتک زدن های اوست. در واقع من و این بچه قربانی هوسرانی همسرم شدیم. با این حال زمانیکه سختی های ناشی از نبود پدر برای او و همچنین مشکلات اجتماع عرصه را بر من تنگ می کند، با خود می گویم ای کاش راه برگشتی برای همسرم وجود داشت تا من و دخترم مجبور نباشیم تقاص هوسرانی های او را بپردازیم.

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها