ای کاش با «کشف حجاب» باعث خدشه‌دار شدن تصویرت در ذهن مردم نمی‌‌شدی

هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »
فقیه سلطانی

بازیگر کشورمان عنوان کرد ما بانوان سینمای ایران سکوت نخواهیم کرد و شجاعانه در مقابل عده‌ای ناپاک می‌ایستیم، می‌جنگیم تا روزی که پشت صحنه سینمای ما نیز به معنای واقعی کلمه اسلامی، شریف، پاک و پاکیزه شود.

به گزارش گروه رسانه‌های خبرگزاری تسنیم، پس از کشف حجاب دوبازیگر زن در هفته‌های اخیر و حواشی پیش آمده پیرامون آن در فضای مجازی، فقیهه سلطانی بازیگر زن کشورمان در مطلبی به این اتفاقات واکنش نشان داد.

فقیه سلطانی دراین باره در صفحه شخصی اینستاگرامش نوشت:

بنام خداوند راستین

خانم صدف طاهریان ..حرفهای شما در مورد عده ای زیادی از دست اندر کاران سینمای ما متاسفانه ،متاسفانه و متاسفانه، کاملا درست و مورد تایید هست!

میدانم در مقابل این انسانهای حقیر توهین دیده ای و رنج کشیده ای ،اما ایکاش با گذاشتن عکسهای بدون پوشش ات چشم و دل این افراد ناپاک رو که روز بروز بر تعدادشان در سینما و حتی پروژه های تلویزیونی افزوده میشه، از دیدن زیبایی خودت، سیر نمی‌کردی و باعث خدشه دار شدن تصویرت در ذهن مردم عزیزمان نمی‌شدی …

در اینصورت اکثر هنرمندانی مثل من، که سالیان سال در این حرفه بودنمان را شرافتمندانه حفظ کرده ایم و حتی یک لبخند باج به کسی نداده ایم( که دقیقا دلیل کم کار شدنمان هم رشد همین عده ناصالح شهوت پرست در سینماست) کاملا از تو حمایت می‌کردیم ..

و اما شک نکن، که ما بانوان سینمای ایران سکوت نخواهیم کرد و شجاعانه در مقابل این عده ی ناپاک می ایستیم، می‌جنگیم.. تا روزیکه پشت صحنه ی سینمای ما نیز به معنای واقعی کلمه اسلامی ،شریف، پاک و پاکیزه گردد ..به امید آنروز.

 

انتهای پیام/

خبرگزاری تسنیم: انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر می‌شود.

بهانه پیشنهاد بی‌شرمانه برای برداشتن پوشش بچه‌گانه است

هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »
هالیوود

به جز من، زن های زیادی بودند که نیاز به حقوق خیلی کم سیصد، چهارصد هزار تومانی داشتند؛ من تازه رسمی بودم؛ خیلی از آن ها قراردادی بودند و حقوق پایین تری داشتند؛ و آن قدر پیشنهادهای ناجور داشتند که گاها، تن در می دادند تا کار خود را حفظ کنند.

به گزارش گروه رسانه‌های خبرگزاری تسنیم،گاهی اطراف ما افراد موفقی فعالیت می کنند که به خواست خود یا محیط اطرافشان آن طور که باید و شاید دیده نمی شوند؛ کارگردانی که در سطح جهان و جشنواره های بین المللی بسیار مشهور است اما در ایران کمتر فردی اسم وی را شنیده است. «مریم پیربند» نمونه ای از این دست انسان های موفق است که خیلی در صدر اخبار قرار نگرفته؛ دختری که همزمان با کار در شرکتی هواپیمایی؛ سراغ بازیگری رفت و سپس با پیمان ابدی وارد حرفه بدلکاری شد و بعدتر به عنوان کارگردان در جشنواره فیلم کن حضور پیدا کرد.

مریم پیربند، داستان زندگی اش خواندنی است و شاید سوژه ای برای فیلم بعدی خودش!

آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح مصاحبه دانا با مریم پیربند است:

چه اتفاقی افتاد که مریم پیربند سراغ بازیگری رفت؟

رشته اصلی تحصیل من علوم اقتصادی بود و بلافاصله پس از دریافت لیسانس در سه سال، در یکی از شرکت های هواپیمایی استخدام شدم. خانواده من مخالف حضورم در هنر بودند و به همین دلیل تصمیم گرفتم تحصیلاتم را به سرعت به اتمام برسانم تا بتوانم به علاقه اصلی ام بپردازم. تصمیم داشتم که برای فوق لیسانس سراغ رشته کارگردانی بروم که دوستان گفتند به جای این کار، در کلاس های مختلف شرکت کنم بهتر است و به این ترتیب چهار سال در کلاس های مختلف آموزش کارگردانی حضور یافتم. هم زمان در شرکت هم مشغول به کار بودم و می خواستم در سینما نیز کار کنم. به عنوان دستیار و منشی صحنه کارم را در سینما آغاز کردم و دوستان به من توصیه کردند سراغ بازیگری بروم. تجربه حضور برابر دوربین در هنگام کارگردانی خیلی برایم مفید بود. کلاس آموزشی بسیار خوبی بود. در چندسالی که بازی کردم، در نزدیک هجده تله فیلم و تله تئاتر و تئاتر حضور داشتم اما از یک جا شروع به ساخت فیلم کوتاه کردم. یکی از فیلمهای کوتاه من، فیلم اکشن بود. سال ۸۵ با مرحوم پیمان ابدی آشنا شدم و یکی از اعضای تیم بدلکاری اش بودم. وی به من طراحی و فیلمنامه نویسی و کارگردانی صحنه های اکشن را یاد داده بود و به همین علت اولین فیلم کوتاه خود را در ژانر اکشن ساختم. یکی از دوستان فیلم را به جشنواره فیلم تهران برد. استقبال خیلی خوب از فیلم شد و علاقه من به کارگردانی بیشتر. بعد مدتی به خاطر این که زبانم خوب بود، توانستم با جشنواره های مختلف خارجی در ارتباط باشم و به تدریج فیلم هایم در جشنواره های بین المللی حضور می یافت. آن زمان بود که من بازیگری را کنار گذاشته و تمام وقت خود را به کارگردانی اختصاص دادم. سال ۲۰۱۲ قصه ای درباره مادری که باردار می شود و نمی تواند بچه اش را نگه دارد، نوشته بودم. برای سقط جنین قرصی را دکترها توصیه می کنند که مادران باردار بخورند و سپس فعالیت زیاد داشته باشند تا جنین سقط شود! این قضیه ذهن من را بسیار درگیر کرده بود و تصمیم گرفتم به این سوژه بپردازم. فیلم کوتاه هجده دقیقه ای درباره این موضوع ساختم و به توصیه یکی از اساتید فیلم را برای جشنواره کن فرستادم و به فاصله ۲۴ ساعت از آنجا با من تماس گرفتند که فیلم در جشنواره پذیرفته شده و همراه بازیگر فیلم به جشنواره کن دعوت شدیم. زندگی فیلمسازی و نگاه من به فیلمسازی با حضور در کن تغییر کرد. از سال ۲۰۱۴ به عنوان داور در جشنواره های مختلف حضور داشتم و این اواخر هم مجموعه مستندهایی به سفارش صداوسیما با محوریت دادگاه خانواده کارگردانی کرده ام.

از اول دوست داشتید سمت بازیگری بروید. درست است؟

دقیقا! میل به دیده شدن داشتم و اصلا به کارگردانی فکر نمی کردم. روحیه من میل به سکون ندارد و به دلیل این که علاقه داشتم شخصیت های مختلف را تجربه کنم، بازیگری را دوست داشتم. از آنجا که عموی من دوستی طولانی با محمدعلی کشاورز داشت، یک روز خدمت ایشان رفتم و گفت ممکن هست به درد بازی بخوری اما شخصیت تو به خاطر علاقه به مدیریت، بیشتر به درد کارگردانی می خورد! این حرف باعث شد به قضیه کارگردانی بیشتر فکر کنم.

امروز اگر پیشنهاد بازی برسد، قبول می کنید؟!

هنوز وسوسه این قضیه درون وجود من است اما به شرطی که فیلمنامه خوبی به دستم برسد. دلیل کم کاری من در بازیگری، نبود پیشنهاد خوب است.

در فیلم های شما نگاه فمینیستی خاصی وجود ندارد…

درست است! من زنانه به قضیه نگاه می کنم، نه فمینیستی! در جشنواره کن که فیلم من را نقد کردند، خودم به این نکته پی بردم. این قضیه به تربیت خانوادگی من بازمی گردد. پدرم یک نظامی بود که در عین حال تدریس می کرد و من باورهای زندگی ام را مدیون وی هستم. او دوست داشت که من احساساتی نباشم  اما در عین حال فردی را اذیت نکنم. اولین کتک زندگی را مهدکودک خوردم. در دزفول زندگی می کردیم. خیلی گریه کردم و در خانه پدرم گفت اگر بار دیگر کتک بخوری، من هم کتکت می زنم. تو نباید اجازه بدهی فردی کتکت بزند اما وی را آن طوری بزن که کتکت زده. یک روز فکر کردم که چگونه این قضیه را باید تلافی کنم. فردای آن روز که به مهد رفتم، آن پسر در حال نقاشی کشیدن بود که صندلی را برداشته به سرش کوبیدم! پدرم به مهد آمد و متوجه داستان شد. از من خواست که عذرخواهی کنم و آن روز به این نتیجه رسیدم با هرکس باید مثل خودش برخورد کنم. این تربیت باعث شد نگاه فیلمسازی من متفاوت باشد.

خانواده شما ابتدا مخالف بودند، بعد از دیده شدن نظرشان چه بود؟!

خیلی سخت پیشرفت کردم. ساعت شش و نیم صبح سرکار می رفتم و تا چهار و نیم عصر آنجا مشغول بودم. پس از آن، کار بازی من شروع می شد. تله فیلمی بود به نام شب قصه ها که شخصیت اصلی را بازی می کردم. شب کار بودیم. مادرم به شدت مخالف بود و اولین کاری بود که قرار بود شب از منزل بیرون باشم. مادرم اوقات تلخی کرد و من با گریه سر پروژه رفتم. مهدی صبایی سراغم آمد و کمی دلداری ام داد و کارگردان به شدت نگران کارش.. جالب است بدانید مصاحبه های اول من بیشتر به خاطر بدلکاری بود. نشریات که با من مصاحبه می کردند، آنرا خانه نشان نمی دادم چون نمی دانستم برخورد خانواده با من چه خواهد بود؟! یک سال از این قضایا گذشته بود که متوجه شدم مادرم همه آن گفتگوها را خودش تهیه کرده و به صورت آلبوم از آن نگهداری می کند. به تدریج خانواده نظرش به کار من برگشت و آن مخالفت به حمایت تبدیل شد. کاری کردم که مادرم در دوتا از کارهایم بازی کرده است!

چه زمانی از شرکت هواپیمایی خارج شدید؟!

یازده سال کار سخت باعث شد که سرانجام خودم را بازخرید کنم. دچار مشکل عصبی بودم چرا که شبها نمی توانستم به خاطر کار بخوابم و روزها باید به کارهای شرکت می رسیدم. یک روز صبح نتوانستم از خواب بیدار شوم و گفتم دیگه نمی رم! همین شد که خود را بازخرید کردم. من مشکل مالی نداشتم که بخواهم برای پول کار کنم اما شخصیت من به گونه ای بود که نمی خواستم از خانواده پولی بگیرم. به همین دلیل مشغول به کار بودم اما کار هنر به قدری برایم جدی شد که نمی توانستم وقت و انرژی بر روی کار دیگری بگذارم.

کار هنر برایتان درآمد زایی داشته است ؟

به جرات می گویم افرادی که کارمند هستند، خیلی اشتباه می کنند! اگر فردی کارمند هست و خلاقیت دارد، باید کارش را رها کند. در آنجا حقوق اندکی می گرفتم و همیشه لنگ بودم. درست است که در کار ما بگیر و نگیر وجود دارد و چند ماهی سرکار هستی و چند ماهی نه، اما در همان چند ماه درآمد خوبی نصیبت می شود. به نسبت کارمندی، امروز وضع مالی من خیلی بهتر شده است.

پس چرا دوستان بازیگر یا اکثر سینمایی ها از در آمد خود می نالند؟!

به دلیل اینکه کارمند نبودند! اگر فضای کارمندی را تجربه می کردند، کمتر می نالیدند.

سراغ آشنایی شما با پیمان ابدی برویم…

برای تست بازی به یک دفتر مراجعه کردم و شب قبلش در برنامه به خانه برمی گردیم، پیمان ابدی را در تلویزیون دیدم. در آن دفتر پیمان بود و من خودم را به نشناختن زدم! از آنجا که من شنا، سوارکاری و تیراندازی را تجربه کردم بودم و در فرم آن دفتر به این موضوع اشاره کردم، پیمان به من گفت که شما آمادگی جسمانی خوبی دارید و می خواهم یک گروه بدلکاری تشکیل دهم. از من خواست در آن گروه با وی همکاری کنم.

چرا ورزش را ادامه ندادید؟

تا زمانی که در هواپیمایی بودم، عضو تیم شنای شرکت نیز شده بودم اما از آن جا که بیرون آمدم، وقت ورزش حرفه ای نداشتم. آشنایی با پیمان باعث شد با راپل و کار با طناب آشنا شویم و تجربه های خوبی کسب کردم. پس از فوت پیمان، فدراسیونی تاسیس شد و من هم به عنوان نایب رییس آن مشغول به فعالیت بودم. در آنجا مقرر شد برای دوره های بدلکاری باید در آتش نشانی دوره ای بگذرانیم. سرانجام با فردی آشنا شدم که تخصصش کار با طناب بود. من هم از خدا خواسته با وی مشغول به کار شدم. من در سینما کار با طناب انجام داده بودم اما وی خیلی حرفه ای به این قضیه نگاه می کرد. مثلا تمرین کوچکش این بود که هفته ای یک بار با طناب از پل ولایت به پایین برویم. امروز وقت این فعالیتها را ندارم وگرنه خودم به شخصه ورزش را خیلی دوست داشتم.

چندکار با پیمان داشتید؟

یک کار مشترک باهم داشتیم که بعد از آن پیمان به من گفت که سراغ کارگردانی بروم بهتر است از بدلکاری! یعنی هر فردی من را می دید به من می گفت کارگردان خوبی می شوی اما حرفش را گوش نمی دادم!

اوایل فیلم کوتاه می ساختید و اصولا فیلم کوتاه در ایران دیده نمی شود. اگر در جشنواره فیلم تهران، کارتان با استقبال روبرو نمی شد، بازهم کار را ادامه می دادید؟!

بله، ادامه می دادم. من حس می کردم که دیر وارد این کار شدم و باید به سرعت خودم را به بقیه برسانم! باید فیلم کوتاه می ساختم تا ببینم داستان چیست. خوش شانسی من این بود که تنها در دوکار اول از جیب خودم هزینه کردم و در مابقی کارهای اسپانسر و تهیه کننده داشتم.

چه شد که در کن حضور یافتید؟!

در کن نگاه من به سینما عوض شد. آن فیلم و جشنواره کن، زندگی فیلمسازی من را تغییر داد. این داستان من را عاقبت به خیر کرد. آن زمان یک دفتر داشتم و فردی فیلمنامه آورده بود که بخوانم. پای کامپیوتر رفتم که فیلمنامه را پرینت بگیرم و دعوتنامه کن را در ایمیل هایم مشاهده کردم. ضربان قلبم دو برابر شده بود. با یکی از دوستان تماس گرفتم و خیلی آرام گفتم که فیلمم به جشنواره کن راه یافته! فکر کردم اگر با هیجان بگویم، من را مسخره می کنند! چون تازه کار بودم و فکر می کردم باید خیلی سرد با قضیه برخورد کنم! دوستم گفت، حالت خوبه؟! اتفاق به این مهمی افتاده و تو اینقدر آرومی؟! الان باید جیغ و داد بزنی! از آن به بعد با هرکسی تماس گرفتم جیغ و داد زدم. من و بازیگرم به کن رفتیم. هیچ چیز بلد نبودیم و نمی دانستیم چه کنیم. به آنها ایمیل زدم که تا به حال کن نیامده ام. بلافاصله ایمیلی برایم ارسال شد که تمام اتفاقاتی که قرار بود برای من در آن جا بیفتد را توضیح می داد. یک برنامه ریزی دقیق که برایم باور کردنی نبود. از اینکه کارتم را کجا بگیرم تا جلسه نقد فیلم چه روز و چه ساعتی است را توضیح داده بودند. در کن با هنرمندانی دیگر آشنا شدم و نگاه های مختلفی را نسبت به کارم حس کردم.

حضور در جشنواره ایرانی برایتان اهمیت دارد؟!

بله، خیلی مهم است. من جوایز در جشنواره های ایرانی کم نگرفتم اما هنوز این جایزه گرفتن برایم مهم است. من کار خودم را انجام می دهم و حضور در جشنواره های خارج از کشور مسیر خودش را می شود. به دلیل اینکه در هیات انتخاب و هیات داوری جشنواره های مختلف بودم، متوجه شدم که تنها و تنها سلیقه های داوران باعث خوشبختی و بدبختی یک فیلمساز می شود! من کارم را به جشنواره های مختلف می فرستم تا خود فیلم راهش را پیدا کند.

و چه اتفاقی افتاد که خود شما به عنوان داور انتخاب شدید؟

فیلمهای من در جشنواره های مختلف دیده می شد تا اینکه از عراق با من تماس گرفتند تا برای ریاست هیات داوران جشنواره سلیمانیه عراق حضور پیدا کنم. بلافاصله پس از آن پای من به داوری جشنواره های مختلف باز شد. از جشنواره های تهران تا اربیل به عنوان داور و هیات انتخاب فیلم در جشنواره های مختلف حضور داشتم.

به عنوان یک خانم در سینمای ایران مشغول به فعالیت هستید. همه از محدودیتهای این قضیه سوال می پرسند اما من نگاهم را عوض می کنم. چه حسنی برای شما داشته است؟!

فرهنگ ایرانی این است که آقایان از خانمها حمایت می کنند.  این زن بودن برای من خیلی خوب بوده. برای دخترهای ایرانی محدودیتهایی وجود دارد، که این محدودیت در هر کشوری به هر شکلی نمود دارد، اما این باعث شده تا یاد بگیریم حرفمان را بزنیم. ما یاد گرفتیم فیلمی بسازیم که اگر یک خارجی این فیلم را می بیند، باورپذیر باشد. به عنوان مثال در فیلمهای من این قضیه که ممکن است یک خانم بیست و چهار ساعته باحجاب باشد، بسیار ملموس و باورپذیر است. صادقانه بگویم تا مدتها فکر می کردم در ایران به ما ظلم شده است تا به کن رسیدم. در آنجا از من پرسیدند چند فیلم ساخته ام؟! گفتم هشت تا. با تعجب نگاهی به من کردند. گفتند در ایران هزینه ساخت فیلم پایین است؟! گفتم نه، خیلی هم زیاد است. برایم سوال بود که چرا خارجیها با تعجب این سوالات را می پرسند. کمی بعدتر متوجه شدم که واقعا در ایران ساخت فیلم بسیار ساده است و هیچ ظلمی به ما نشده! در آنجا قوانین دست و پاگیری وجود دارد و هزینه های بسیار زیادی دارد. یک فیلمساز کوتاه خارجی نمی تواند وقتی با تهیه کننده اش دعوایش شد، خودش ادامه فیلم را بسازد چرا که همه چیز در قوانین و ضابطه مشخصی جلو می رود. در ایران کار برای ما بسیار ساده و راحت تر است. اتفاقا همین خانم بودن کمک کرده تا مسیر بهتری در زندگی ام انتخاب شود. به چشم دیده ام که بسیاری از دوستان مرد برای کار سختیهای بیشتری نسبت به من را تحمل کرده اند.

آخرین کاری که در ایران انجام دادید چه بود؟

در این اوخر یک سریال مستند برای مرکز رسانه قوه قضاییه انجام دادم؛ قرار داد ما با شبکه سه سیما بود؛ تهیه کننده این کار نیز مجید مولایی است؛ ابتدا قرار بود کار را با یک قسمت شروع کنیم؛ قرار بر این بود که یک قسمت مستند باشد؛ بعد از تهیه یک قسمت از آن جایی که مورد استقبال مدیران شبکه قرار گرفت، تصمیم گرفته شد؛ هشت قسمت در رابطه با طلاق کار کنیم؛ قرار شد یک قسمت درباره طلاق باشد و بقیه قسمت ها درباره چیزهای دیگر؛ اما نوع نگاه من به مسئله طلاق به قدری آن ها را درگیر کرد که به من گفتند هر هشت قسمت را با موضوع طلاق بساز؛ و حتی بعد از آن هم گفتند هشت قسمت دیگر هم در رابطه با موضوع طلاق کار کنید ولی متاسفانه کار های اداری آن ها به قدری دیر شد که من مجبور شدم به آمریکا بیایم و نتوانستم همکاری خود را ادامه دهم؛ نوع نگاه من به این قضیه یک نگاه حیرانی بود؛ حیرانی که این روزها در جامعه می بینیم؛ در حال حاضر این موضوع را در دادگاه خانواده خیلی می بینیم؛ درست است که عده ای مشکلاتی دارند و برای طلاق به دادگاه مراجعه می کنند؛ مثلا در شعبه شهرستان ها و یا شعبه جنوب تهران خیلی ها را می بینید که به دلیل فقر و مسایل اقتصادی آمده اند تا طلاق بگیرند؛ برخی از آن ها واقعا آمده اند تا طلاق بگیرند؛ بعضی از آن ها نیز سوری آمده اند طلاق بگیرند تا از حقوق مستمری پدر خانم استفاده کنند و بتوانند با آن زندگی خود را بگذرانند. برخی دیگر به دلیل اعتیاد همسرانشان خواستار طلاق شده اند؛ همه این ها وجود دارد؛ اما بیشتر پرونده های طلاق به خاطر نوعی حیرانی است؛ خیلی از آن ها اصلا نمی دانند چه می خواهند؛ اصلا نمی دانند برای چه ازدواج کرده اند و الآن چرا می خواهند طلاق بگیرند؛ حالا طلاق گرفته اند؛ دنبال چی هستند؟ نفر بعدی کیست؟ این فرد اگر برای او خوب نیست چه فردی می تواند برای او مناسب باشد؛ اصلا شناختی از خودش ندارد که بداند چه مردی یا چه زنی برای او مناسب است؛ این شد که بیشتر کار ما بازسازی پرونده های واقعی بود؛ خیلی از آن ها را خود من راضی کردم و دوباره با هم مسیر طلاقشان را دیدیم و برخی دیگر هم که راضی نمی شدند جلوی دوربین قرار بگیرند؛ پرونده شان با تغییر کامل نام ها بازسازی شد

و در خارج از ایران چه کاری انجام دادید؟

یک فیلم کوتاه در آلمان کار کردم به کارگردانی علیرضا قراخانی؛ تهیه کننده و مشاور پروژه من هستم؛ این کار در آلمان فیلم برداری شد و در آمریکا سایر کارهایش را انجام می دهیم؛ خیلی از خبرگزاری ها در ایران خبرش را کار کردند؛ اسم فیلم وطن اجباری است؛ تحقیقاتمان خیلی طول کشید چون موضوع فیلم در رابطه با یک پرونده حقیقی است؛ پرونده موضوعی که برای پناهنده های ایرانی در آلمان، اتفاق افتاده است.

چرا باید به آمریکا سفر می کردید؟

خب، من سفر که زیاد می روم به هر بهانه ای؛ این کار را می کنم چون آدمی هستم که یک جا ماندن برایم سخت است؛ هرگز در زندگی ام در یک موقعیت نمانده ام؛ یک بخش دیگر آن هم به خاطر فیلمسازی است می گویند؛ هر چه دلت بخواهد؛ خدا بهت می دهد؛ چون من خیلی سفر دوست داشتم از قضا پروژه هایی که به من خورده است یا داخل کشور در سفر بودم یا خارج از کشور؛ یک بخشی از سفرهایم به خاطر جشنواره هایی است؛ که برای فیلم هایم می روم؛ از طرف دیگر اگر بدانم با رفتن به سفری می توان تحقیقاتی برای پروژه هایم انجام دهم حتما این کار را می کنم و می روم؛ خیلی ساده؛ مثلا عروسی یکی از آشنایان پدرم در کشور نزدیک به ایران دعوت شده بودیم؛ همه قرار بود سه روز به این مسافرت بروند اما برنامه را طوری چیدم که بیست روز آن جا بمانم و به سختی پدر و مادرم را هم راضی کردم؛ می دانستم که ماندن من در آن جا حتما جرقه برایم خواهد زد و در پنج روز آخر با گروهی آشنا شدم که بتوان به همراه آن ها کارهای مثبتی برای فیلمم انجام دهم.

در مورد سفر به آمریکا حرفی نزدید…

خب من گرین کارت داشتم؛ انقدر به این جا نیامده بودم که دیگر به خطر افتاده بود؛ علیرغم این که خیلی دلم می خواست بمانم و ادامه سریال شبکه سه را کار کنم؛ در حال حاضر هم این جا مشغول تحصیل هستم و هم رشته سینما می خوانم؛ دارم یک فیلمنامه بلند می نویسم؛ داستان فیلم هم  در رابطه با مهاجرت است البته نه آن چیزهایی که همه می دانیم؛ من چیز بسیار عجیبی را این جا به چشم دیدم که به تصویر کشیده خواهد شد؛همچنین سفارش فیلم کوتاه دارم؛ به دلیل این که ایرانی های سینماگر این جا، کم نیستند که در رفت و آمد به کشورند؛ پیشنهادات زیاد است؛ البته چون تاکید کردند که هیچ جا صحبتی در رابطه با فیلم نداشته باشم؛ نمی توانم از جزییات بگویم؛ فقط در این حد می توانم بگویم که قصه مربوط به یک خانم باردار است که مسئله ای بین به دنیا آوردن و نیاوردن فرزند خود خواهد داشت؛ من قبلا هم فیلمی با عنوان با من برقص که صدای ذهنی جنینی است که به مادر خود می گوید همه عمر را با من برقص و مرا به دنیا بیاور؛ ساخته بودم؛ دوستان بعد از دیدن این فیلم، پیشنهاد ساخت فیلم جدید را به من دادند.

هنرمندی که از کشور خارج می شود باید به چه چیزهایی پایبند باشد و تا چه میزان ملزم به رعایت قوانین کشور است؟

من وقتی از ایران بیرون می آیم؛ به قدری برای کارم ارزش قائلم؛ خواهش می کنم تاکید کنید؛ اما آن قدر برخی ها بد هستند و دیگران را اذیت می کنند که هر چقدر سعی کنید حاشیه ای نداشته باشید؛ بالآخره تلاش می کنند تا موضوعی را برایت رقم زنند؛ من خیلی کم وارد اخبار می شوم و دیگر زیادی مواظب هستم؛ چون این کار را دوست دارم؛ من به دوستانی که ممنوع الکار می شوند می گویم: مرگ آدمی که نیست؛ بهتر است آدم طوری رفتار کند که این اتفاق برایش نیافتد؛ اما اگر افتاد؛ دیگر چاره ای نیست؛ شانس ات را جای دیگری امتحان کنید؛ خود من الآن امکان کار کردن مثل ایران را در آمریکا دارم؛ اما من عشق کار کردن در کشورم را دارم؛ من هوای کشورم را دوست دارم؛ آدم های کشورم را دوست دارم؛ من در ایران وقتی با همسایه ام گپ می زنم؛ شخصیت های فیلم های بعدیم را پیدا می کنم؛ من این جا در خانه را باز می کنم؛ همسایه ام اصلا به من نگاه نمی کند؛ حالا چیزهایی که باید این جا رعایت کنید خیلی پیچیده نیست؛ یکی مسئله حجاب است؛ یکی هم فعالیت های سیاسی است. من که اصلا آدم سیاسی نیستم؛ هیچ وقت هم سواد سیاسی نداشتم؛ هر چند این جا می گویند ایرانی ها همه یا پزشک اند یا سیاست مدار و یا اقتصاد دان؛ من هیچ کدام از این ها نیستم؛ البته چون لیسانسم اقتصاد بوده؛ از این رشته یک کم سر در می آورم؛ در رابطه با حجاب هم من همیشه رعایت کرده ام؛ یک مسئله جالبی را برایتان بگویم؛ در یکی از جشنواره ها به همراه یکی از بازیگران؛ خانم شاکری به فرانسه رفته بودیم؛ در خیابان ما با مانتو بلند و روسری بودیم؛ هوا هم خیلی گرم بود؛ یکی از سینماگران مسن اتفاقی ما را در خیابان دید و خندید؛ گفت: شما دو تا چرا این طور هستید؟ لااقل یک بلوز آستین بلند و شلوار به تن می کردید؛ دارید خفه می شوید با این مانتوهای بلند؛ حالا می گویند که رعایت کنید؛ اما دیگر نه این طور؛ جلوتر که رفتیم سایر دوستان را دیدیم که خیلی عادی و با لباس های ساده تر در مراسم حضور داشتند؛ آن خنده خیلی به دل من چسبید؛ برای این که برعکسش را فکر کردم؛ خیلی از آدم ها فکر می کردند در خیابان یک ایرانی را نمی بینند اما ما با ظاهر یک ایرانی در آن جا حضور پیدا کردیم.

در حال حاضر یکی از بحث های روز سینمای ایران؛ مسئله فساد است؛ خود شما با این موضوع رویارویی داشتید یا اصولا این بحث را قبول دارید؟

بله؛ فساد هست؛ ولی فقط یک چیزی می خواهم بگویم؛ این موضوع در تمام جامعه ما وجود دارد؛ من تمام پر و بالم زخمی است؛ روح و روانم زخمی است؛ در شغل دیگرم مرا آزار کرده اند؛ من نماینده زن های کارمند جمهوری اسلامی هستم؛ در سال ۸۲ در شرکت هواپیمایی با معدل خوب پذیرفته شدم؛ رئیس مستقیم من در چند سال اول، یک زن بود وقتی او بازنشست شد؛ یک خانم جوان را جایگزین او کردند اما از روزی که یک آقایی به نام “گ” آمدند و رئیس ارشد بخشی شدند که ما داشتیم کار می کردیم روزگار آن چنان به ما مجردها سیاه شد که در نهایت خیلی از ما ها بیرون آمدیم؛ یک بخشی از استعفای من کار کردن در سینما بود اما آن اتفاقات هم تاثیر گذار بود؛ این آقا و برخی دیگر از آقایانی که در اداره ما کار می کردند بسیار بی رحمانه و وقیحانه با ما رفتار می کردند؛ خیلی آسان من را از رئیس خانمم گرفتند و گذاشتند کنار اتاق خودشان که بتوانند با من مستقیم در ارتباط باشند؛ یک بار به قدری به من نزدیک شد که مجبور شدم با پوشه های دستم بزنم توی صورتش و کار به دعوا کشیده شد؛ شما فکر کنید در یک اداره دولتی؛ من به مسئول مربوطه اعتراض کردم و جالب این جاست این آدم وقتی مسئله را شنید؛ به من گفت البته شما خانم بسیار زیبا، خوش اندام و خوش صحبتی هستید؛ صدای خیلی زیبایی هم دارید و من مانده بودم که خدایا؛ شکایتم را پیش چه کسی آورده ام؟ سرانجام مجبور شدم یک نامه بلند بالا بنویسم به حراست که یا رسیدگی کرده و قسمت من را عوض کنید یا این که من این موضوع را مطبوعاتی می کنم و در وب سایتم قرار می هم؛ دلیل، منطق و مدرک هم دارم؛ بدانید که به جز من، زن های زیادی بودند که نیاز به حقوق خیلی کم سیصد، چهارصد هزار تومانی داشتند؛ من تازه رسمی بودم؛ خیلی از آن ها قراردادی بودند و حقوق پایین تری داشتند؛ و آن قدر پیشنهادهای ناجور داشتند که گاها، تن در می دادند تا کار خود را حفظ کنند؛ ما خیلی وقت ها این چیزها را می دیدم، می شندیدیم و گریه می کردیم؛ همه این ها را گفتم که متوجه شوید این درد زنان جامعه ماست و فقط مربوط به سینما نمی شود.

شما در جریان خروج صدف طاهریان و حواشی حرف های او قرار گرفتید؛ نظرتان در این باره چیست؟

ببینید؛ در یک بخش قضیه، ممکن است که یک آقایی از یک خانمی خوشش بیاید و پیشنهاد محترمانه ای نیز به او بدهد؛ فارغ از پاسخ خانم، داستان تمام می شود؛ اما بخش دیگر قضیه پیشنهادهای وقیحانه است؛ بله من می گویم این به خود فرد بستگی دارد؛ همین مسئله صدف طاهریان را عده ای گفتند حتما خودش مسئله داشته است؛ در شرایطی که اگر شما خودت را خیلی سفت بگیرید؛ بینشان رقابت شکل می گیرد که کدام می توانند زودتر به تو نزدیک شوند؛ خود من با کار بازیگری وارد این عرصه شدم و بعدها که فیلمساز شدم دوستان برایم تعریف کردند که با فلانی کل کل داشتند که کدام می توانیم به تو نزدیک شویم؛ حالا درست است این ها بحث های انحرافی قضیه است. اما خب جدای از این ها پیشنهاد های نامربوطی هم وجود دارد.

خود شما پیشنهاد وقیحانه ای در سینما داشته اید؟

من هرگز پیشنهاد خیلی وحشتناکی نداشتم؛ اما داشتم موقعیت هایی که متوجه شدم فرد روبرو می خواسته پیشنهادی را مطرح کند و وقتی ناموفق بوده است؛ تبدیل به یک دشمن شده است؛ این بخش دردناک قضیه است؛ مردی را که اسم مرد روی خود گذاشته است و نامرد است؛ فردی که راه را بسته می بیند؛ نه تنها تهیه کننده فیلم من نمی شود که اتفاقا در مواردی پشت سر من می گوید که این خیلی فیلمساز بدی است؛ این اصلا این کاره نیست؛ اما کسی به حرف این آدم ها گوش نکرد و نمی کند؛ من پیشرفت خودم را کردم در این هشت، نه سالی که در این حرفه هستم از زیر صفر شروع کردم و خودم را به این جا رساندم؛ هنوز با نقطه ای که آرزویش را دارم به آن برسم خیلی فاصله دارم؛ اما در همین حد هم راضی هستم؛ یک نکته دیگری هم وجود دارد؛ درست است که برخی از آقایان ما نسبت به خانم ها نقطه ضعف دارند؛ اما من زن خوش شانسی بوده ام که با آدم های خوب زیادی در این حرفه آشنا شدم؛ بخشی دیگر آقایان این نقطه ضعف را ندارند و یا آن را کنترل می کنند؛ این افراد هم خیلی به من در قدم گذاشتن در مسیر درست کمک کرده اند؛ اگر آن تفکرات افسار گسیخته در درون این افراد هم هست و می توانند کنترلش کنند و به عنوان یک انسان، به خانمی در سینما کمک کنند تا پیشرفت کنند؛ باید دستشان را بوسید؛ جامعه ما هم ترکیبی از همه گروهها است مثل تمام جوامع دیگر؛ این هنر ماست که چطور بین این آدم ها زندگی کنیم؛ ما می توانیم از فضایی که به نظرمان بد است؛ بیرون بیاییم و جای دیگری کار کنیم؛ اما دلیلی ندارد که برای این تصمیم، بهانه دیگری بتراشیم؛ اگر تصمیم گرفتید که بدون پوشش کار کنید می توانید بروید و راه خودتان را ادامه دهید اما این که بهانه ات پیشنهادات بی شرمانه باشد کار بچه گانه ای است؛ چون این پیشنهادات همه جای دنیا است؛ من نمی دانم الآن خانم طاهریان کجا هستند اما با توجه به سفر های زیادی که داشتم این موضوع همه جا هست که کسی می خواهد خودش را به تو نزدیک کند؛ زن ایرانی باید خودش بداند که چطور رفتار کند؛ بخش عمده ای از افرادی که در حرفه ما کار می کنند آقایان هستند؛ نمی شود با همه عناد داشت اما باید طوری رفتار کرد و کنترل داشت تا مشکلی پیش نیاید؛ من از همه آدم هایی که به اخلاق تیشه زده اند در این سال ها، ممنونم چون باعث شدند ذهن من شکل درستی به خود بگیرد و جرقه کارهایی خوبی برای من شدند و یاد گرفتم که چطور در نبود این آدم ها می توانم گلیم خود را از آب بیرون بکشیم و این که وقتی پشت سر تو حرف می زنند؛ متوجه نیستند که ناخودآگاه دارند تو را مطرح می کنند؛ شاید باورتان نشود؛ هنوز مهر پاسپورت من خشک نشده بود که یکی از رسانه های داخلی پیام داد که خانم پیربند ما شنیده ایم شما هم برای همیشه از ایران خارج شده اید و می خواهید اهدافتان را تغییر دهید؛ و به نظر می رسید می خواهند خروج مرا از کشور به مسائل دیگر ارتباط دهند.

منبع:دانا

انتهای پیام/

خبرگزاری تسنیم: انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر می‌شود.

مشهورترین هنرمندِ ناشناخته

تصاویر, مسائل و اخبار روز اجتماعی, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

برخلاف الگوریتم های پیچیده و تو در توی گوگل، دودِل (Doodle) های آن توسط یک شخص واقعی و خلّاق به نام دنیس هوآنگ طراحی می شوند. Doodle ها همان لوگوهای هیجان انگیز گوگل هستند که بر اساس مناسبت های مختلف جایشان را با لوگوی اصلی و همیشگی گوگل عوض می کنند و اغلب نبوغ و نردیِ شدیدی در آنها به کار رفته است.

دنیس هوآنگِ ۳۶ ساله که طرح هایش در طول روز بیش از ۱۸۰ میلیون بار دیده می شوند، به عادت بیشتر آسیای شرقی ها به دور از هرگونه هیاهوی خبری با تمام انرژی به کار و زندگی حرفه ای خود مشغول است. دنیس در شهر تِنِسی آمریکا به دنیا آمده ولی در سن ۵ سالگی به کره جنوبی رفته است و تا زمان ورود به دانشگاه استنفورد در یک مدرسه معمولی تحصیل می کرد. او مدرک تحصیلی خود را در رشته های تاریخ هنر و علوم کامپیوتر اخذ کرده و در سال ۲۰۰۰ با پیوستن بعنوان کارآموز به گوگل، کار خود را بعنوان WebMaster آغاز کرده است.

دنیس هوآنگ

لوگوی گوگل از معدود لوگوهایی است که در طول زمان تغییر چندانی نکرده است. همان طرحی است که در سال ۱۹۹۸ لری و سرگی در GIMP طراحش را زده اند. داستان اولین Doodle گوگل هم به همان سال ها برمی گردد. وقتی که لری و سرگی برای فستیوال Burning Man از شرکتشان دور می شدند لوگوشان را تغییر دادند تا کاربران خود را از نبودشان مطلع کنند.

دودل

تقریبا یک سال بعد بود که دنیس به گوگل اضافه شد. لری و سرگی وقتی فهمیدند که او تاریخ هنر خوانده و هر از گاهی طرح هایی میکشد به او گفتند :

هی دنیس! چرا این کار رو یکبار امتحان نمیکنی؟!

و از آن زمان تا کنون، دنیس علاوه بر وبمسترینگ، وقت خود را صرف طراحی Doodle های گوگل نیز می کند. او در این باره می گوید :

ترکیب یک ایده با لوگوی گوگل یک کار پرهیجان و چالش برانگیزه برای من. تو طول این سالها همه تلاشم رو کردم که ایده ها و طرح های متفاوت رو تست کنم.

دنیس برای برنامه ریزی Doodleهایی که باید روی آنها کار کند با مدیران ارشد شرکت و مشاورین خلاقیت جلساتی را برگزار می کند. پس از اینکه ایده ها بر اساس تقویم انتخاب شدند او یک اتود برای Doodleهایش می زند و به گفته ی خودش با نفسی حبس شده در سینه در انتظار تایید نهایی آنها از سوی لری و سرگی می ماند.

گاهی هم این ایمیل ها و افراد عادی هستند که ایده هایی را برای طراحی Doodle می دهند. در سال ۲۰۰۴ یک فضانورد فرانسوی به دنیس ایمیل زد و به او خبر داد که تا ۲۴ ساعت دیگر ونوس از جلوی خورشید عبور می کند و این اتفاقی است که هر ۱۲۲ سال یکبار رخ می دهد. این خبر دنیس را به شدت هیجان زده کرد و Doodle آن را طراحی و جهان را از این اتفاق جالب و به قولی گوگلی مطلع کرد.

venus

طراحی Doodle برای عید نوروز ایرانی هم به همین ترتیب اتفاق افتاد. یک کمپین اینترنتی ایجاد شد و همه فعالین وب از گوگل خواستند که یک Doodle برای عید نوروز ایرانی طراحی کند. از سال ۲۰۰۴ به بعد در اغلب سال ها نوروز ایرانی در صفحه اول گوگل بازخورد داشته است و بسیاری از مردم دنیا را با آن آشنا کرده است.

نوروز گوگل

علاوه بر جذابیت بصری، Doodle ها یک ویژگی فوق العاده دیگر هم دارند. آنها توجه همه مردم دنیا را به چیزهایی جلب می کنند که کمتر در جستجوهای عادی روزانه قراردارند و ترافیک عظیمی را روانه وب سایت هایی می کنند که در نتیجه کلیک رو Doodle ظاهر می شوند.

وقتی از دنیس بپرسیم که کدام یک از Doodle هایش را بیشتر از بقیه دوست دارد، مانند پدری مغرور می گوید که همه آنها را دوست دارد، با این حال Doodleهای مورد علاقه اش را آنهایی می داند که به آثار هنرمندان بزرگی مانند آنژ، ون گوگ و پیکاسو مربوطند، چرا که طراحی آنها چالش برانگیز تر است و زمان از او بیشتری می برند.

پنج تا از بهترین Doodle های گوگل

۱ – ۳۰امین سالگرد بازی Pac-Man

این اولین Doodleای بود که به شکل بازی ارایه شد.

پک من

۲ – ۱۵۱امین سالگرد تولد CLAUDE DEBUSSY

گوگل تولد این آهنگساز را با نمایش شبی کلاسیک که معروفترین قطعه این آهنگساز در پس آن پخش می شود جشن گرفت.

نردوگرافی

۳ – ۱۰۷امین سالروزLITTLE NEMO IN SLUMBERLAND

کمیک استریپ Winsor McCay

نردوگرافی

۴ – ۹۶امین سالروز تولد LES PAUL، مخترع گیتار الکترونیک
۴

۵ – ۷۸امین سال تولدROBERT MOOG

نردوگرافی
دسته‌ها: هنر

فنگ شویی

اطلاعات عمومی, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

فنگ شویی
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

فانگ شویی (به چینی: 風水) که به معنای باد و آب است، یک فلسفه و فن باستانی در چین است و برای پیدا کردن دکوراسیون مناسب و چیدمان درست اشیا در ساختمانهای مسکونی، تجاری، باغ و غیره استفاده می‌شود تا بهترین اثر را بر سلامتی، شادی، موفقیت، هماهنگی و به طور کلی انرژی مثبت چی داشته باشد. مهم‌ترین چیزهایی که باید رعایت کرد، پرهیز از بی نظمی و هرگونه انباشتگی، استفاده از رنگهای مناسب، خطوط منحنی، در نظر گرفتن جهت‌های مناسب است.

محتویات

۱ اصول
۱.۱ چی
۱.۲ یین و یانگ
۱.۳ پنج عنصر
۱.۴ هشت جهت
۱.۵ جدول عنصرها، جهتها، رنگها و نمادها
۱.۶ مربع لوشو
۲ بازتاب فنگ شویی در ایران
۳ کاربرد فنگ شویی در دکوراسیون
۴ منابع

اصول
چی
1

در فلسفه فنگ شوی، چی (Qi یا chi) نوعی انرژی است که اگر در حالت مثبت باشد شنگ چی (Sheng chi) یا (دَم کیهانی) یا (انرژی حیاتی) نامیده می‌شود و شانس خوب را به انرژی فیزیکی، روابط عاطفی و رفاه مادی تبدیل می‌کند و جریان داشتن درست و مناسب چی در خانه بسیار مهم است.

اما اگر چی راکد بماند و نتواند جریان آزادانه‌ای داشته باشد به انرژی مخربی تبدیل می‌شود که شا چی (Sha Chi) یا همان شا نامیده می‌شود.

انباشتگی و بی نظمی (مثلاً اتاق نامرتب و کپه‌های لباس، یا وسایل بی مصرف در کیف، یا در راهرو و تراس ساختمان) موجب می‌شوند چی نتواند آزادانه به حرکت درآید و به شا چی تبدیل می‌شود.

برای جریان داشتن چی باید از خطوط نوک تیز اجتناب کرد. مثلاً اثاثیه‌ای که لبه گرد دارند بهتر از وسایل نوک تیز است. زیرا چی در خطوط منحنی حرکت می‌کند و شاچی در خطوط تیز و شکسته.

چی
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
Qi 3 forms.jpg
4

چی (به چینی: 気) در فرهنگ سنتی چین بخش فعال و زنده‌ای‌ست که در هر موجود زنده‌ای وجود دارد. این واژه در کره‌ای گی و در ژاپنی کی تلفظ می‌شود. چی معمولاً به انرژی حیاتی ترجمه می‌شود و معادل تحت‌اللفظی آن هَوا و نَفَس است.

تقویت و تمرکز بر جریان چی در بدن یکی از مهمترین بخش‌های فلسفه و پزشکی سنتی چین و هنرهای رزمی شرقی است.
منابع

مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «[۱]»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد. (بازیابی در ۲۵ ژوئن ۲۰۰۸)

یین و یانگ
Yin yang.svg

5

یین و یانگ نیز در فلسفه فنگ شویی کاربرد دارد و سعی در به تعادل رساندن آنها می‌شود..
پنج عنصر

2
چرخه سازنده با فلشهای سیاه (به شکل پنج ضلعی) و چرخه مخرب با فلشهای صورتی (به شکل ستاره) نشان داده شده است.

در فلسفه چینی عناصر اربعه نداریم بلکه پنج عنصر (Wu shing یا Wu xing) داریم! این پنج عنصر چوب، آتش، خاک، فلز، آب هستند. عدد ۵ در چین عدد بخت است. بر خلاف عناصر اربعه چینیان معتقد نبودند که جهان از عناصر پنجگانه ساخته می‌شود بلکه معتقدند این عنصرها نشانگر تغییر هستند و هر یک عنصر بعدی را می آفریند.
چرخه سازنده با فلشهای سیاه (به شکل پنج ضلعی) و چرخه مخرب با فلشهای صورتی (به شکل ستاره) نشان داده شده است.

عناصر چهارگانه
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از عناصر اربعه)
ارسطو و عناصر چهارگانه

عناصر اربعه یا عناصر چهارگانه (به پارسی سره چارآخشج یا چهارآخشیج)[۱] چهار عنصر آب، هوا، خاک و آتش هستند که یونانیان باستان آن‌ها را عنصرهای سازندهٔ جهان می‌دانستند.[۲]

نور خورشید را مخلوطی از هوا و آتش تصور می‌کردند و یخ را همان آب می‌دانستند که سختی سنگ را به دست آورده‌است.[۲]

اگرچه این دیدگاه ممکن است بسیار عامیانه به نظر رسد، اثرهایی ژرف بر درک امروزی ما از جهان دارد. یکی از این آثار توجه به حالات ماده‌است. مفهوم ماده و انرژی را می‌توان از اعتقاد به عناصر اربعه برداشت کرد؛ خاک نمایندهٔ حالت جامد، آب نمادی از حالت مایع، و هوا یادآور حالت گازی است. به این ترتیب سه عنصر نخست حالات سه گانهٔ ماده را یادآور می‌شوند.[۲]

اثر دیگر معرفی آتش است. آتش نمایندهٔ مفهوم انرژی و بیانگر تغییراتی است که انرژی در ماده و حالات آن به وجود می‌آورد. بدین ترتیب مفهوم ماده و انرژی را به آسانی می‌توان از دیدگاه پیشینیان، برداشت کرد.[۲]

اینکه یونانیان در برهه ای از تاریخ چنین دیدگاهی داشته اند درست است اما به اینکه چنین دیدگاهی نخست از کدام اندیشه برآمده ارتباط خاصی ندارد. بسیاری بر این عقیده اند که نخستین کسی که بحث عناصر طبیعت و احترام به آن ها را پیش کشید زرتشت است[۳].
جستارهای وابسته

مزاج (پزشکی سنتی)

منابع

آخشیج لغت نامه دهخدا، – بازدید: ۳۱ ژانویه ۲۰۱۱
شورای تالیف گروه شیمی دفتر برنامه ریزی و تالیف کتاب‌های درسی. شیمی(۱) سال اوٌل دبیرستان. چاپ دهم. تهران: شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی ایران، ۱۳۸۹.
گاتها

چرخه سازنده: این عنصرها نشانگر تغییر هستند و هر یک عنصر بعدی را می آفریند یعنی: آب، چوب را تغذیه می‌کند. –> چوب، سوخت آتش است. –> آتش، خاک را (به شکل خاکستر) به وجود می‌آورد. –> فلز از خاک بدست می‌آید. –> فلز می‌تواند مانند آب جاری شود.

چرخه مخرب: اگر این عنصرها نادرست استفاده شوند (یکی در میان استفاده شوند) خطرناک می‌شوند و چرخه مخربی ایجاد می‌کنند. زیرا: آب، آتش را خاموش می‌کند. آتش فلز را ذوب می‌کند. فلز، چوب را می‌برد. چوب، خاک را می فرساید. خاک، آب را آلوده می‌کند.

چرخه تحلیل برنده: برعکس چرخه سازنده است زیرا آتش چوب را تحلیل می‌برد. چوب آب را ضعیف می‌کند. آب فلز را، فلز خاک را، و خاک آتش را تحلیل می‌برد. چرخه تحلیل برنده با چرخه مخرب فرق دارد زیرا چرخه مخرب “شا چی” تولید می‌کند ولی چرخه تحلیل برنده انرژی منفی ایجاد نمی‌کند فقط عنصر مورد نظر را کمی ضعیف می‌کند و اگر عنصری بیش از حد وجود داشته باشد می‌توانیم از چرخه تحلیل برنده استفاده کنیم تا بدون ایجاد انرژی مخرب تعادل را در محیط به وجود بیاوریم.
هشت جهت

در فنگ شویی باستانی بر اساس شرایط جوی و محیطی زمین هر یک از عناصر پنج گانه را به یکی از جهات جغرافیایی اختصاص می دادند که تا به امروز در کلیه متون فنگ شویی به جای خود باقی است . جهت‌های قطب نما نیز در فنگ شویی مهم هستند. هر جهت (شمال-جنوب-شرق-غرب-شمال شرقی-شمال غربی-جنوب شرقی-جنوب غربی) با یکی از عناصر پنجگانه در ارتباط است و بر هم تاثیر دارند. هنگام دکوراسیون یا حتی هنگام ساختن ساختمان به این جهت‌ها دقت می‌کنند.

آب –> شمال

چوب –> شرق، جنوب شرقی

خاک –> مرکز، شمال شرقی، جنوب غربی

فلز –> غرب، شمل غربی
جدول عنصرها، جهتها، رنگها و نمادها
عنصر رنگ جهت تصویر شکل
آب مشکی/آبی تیره شمال لاکپشت خطوط موجی
چوب سبز/آبی روشن شرق/جنوب شرقی اژدها مستطیل
آتش قرمز/ارغوانی جنوب ققنوس مثلث
خاک زرد مرکز/شمال شرقی/جنوب غربی امپراتور مربع
فلز سفید/نقره ای غرب/شمال غربی ببر دایره/بیضی
مربع لوشو
3

MagicSquare-LoShu.png مربع لوشو (Lo Shu Square) نوعی مربع جادویی ۳ در ۳ است که احتمالاً باستانی‌ترین روش استفاده از فنگ شویی است و طبق افسانه‌های چینی، امپراتور یو آن را بر لاک یک لاکپشت غول پیکر پیدا کرد! به هر خانه این مربع یک عدد تعلق دارد. از هر طرف که این اعداد را جمع کنیم حاصل آن ۱۵ می‌شود. کل خانه یا ساختمان، اتاق، دفتر کار، میز و هر چیزی را می‌توان بر اساس مربع لوشو و با در نظر گرفتن جدول بالا چید تا بهترین نتیجه را بدهد و هر بخش از خانه به یک حوزه زندگی انسان (مثلاً روابط، سلامتی، حرفه، …) مربوط می‌شود. البته از مربع لوشو به چند روش مختلف می توات استفاده کرد.

روش رایج: ۱=دورنمای کاری-شغلی، منزلت شما از دیدگاه خودتان ، ۲=ارتباطات از هر نوع به خصوص ارتباط عاطفی، ازدواج، شراکت و همراهی طولانی مدت ، ۳= روابط خانوادگی، گذشته، نیاکان شما ، ۴= خوشبختی و سعادت ، ۵= سلامتی جسمی ۶= خدایان و ارواح، آنهایی که قادر به کمک به شما هستند ۷=کودکان، باروری، خلقت، علایق و اوقات فراغت، هدیه‌های جالب ۸= دانش و تحصیلات، نوآوری و خلاقیت ، ۹=شهرت، نام نیک، احترام برای شما
بازتاب فنگ شویی در ایران

در ایران کتاب های بسیاری در این باره ترجمه و منتشر شده است وهمچنین کلاس هایی برای آموزش آن برگزار می گردد و نیز یک فیلم سینمایی با نام نارنجی پوش به کارگردانی داریوش مهرجویی با الهام از این مکتب در سال ۱۳۹۰ ساخته شده است .[نیازمند منبع]
کاربرد فنگ شویی در دکوراسیون

فنگ شویی بر این اساس است که رنگ ها اثر قوی و قابل توجهی روی افراد و عملکرد مغزی آنها می گذارد. چند مورد از اثر رنگ ها به این قرار است: برای خوش شانسی از رنگ قرمز استفاده می شود. این رنگ بهترین گزینه برای ورودی منزل است. زرد و بنفش رنگ های مبارک و سودمندی برای روحیه انسان تلقی می شوند. برای تازگی و رشد از رنگ سبز استفاده می شود.

رنگ های تیره باعث احساس آرامش و نیز ممکن است باعث پایین آوردن خلق شوند در حالی که رنگ های روشن باعث افزایش انرژی و شروع انجام کار می شوند. نارنجی و قهوه ای سمبلی از سلامتی و دانش هستند.

در حالی که آینه ها در دکوراسیون کاربرد دارند، در فنگ شویی به عنوان وسیله ای برای جذب کردن، حرکت یا تغییر جهت انرژی بکار برده می شوند. آینه ها باعث بزرگ شدن یک فضا، صاف کردن دیوار، یا پنهان کردن فضا بکاربرده می شوند. در فنگ شویی اغلب آینه ها به شکل دایره یا هشت ضلعی هستند. نکته مهمی که در مورد آینه ها در فنگ شویی وجود دارد این است که آینه ها باید کامل بوده و به شکلی نباشند که اشیا را تکه تکه تقسیم کنند.

ضرورت بکارگیری ساعت در فنگ شویی اندازه گیری گذر زمان است. فضاهای مناسبی در خانه برای نشان دادن ساعت وجود دارد. آشپزخانه، اتاق نشیمن یا اتاق کار از بهترین جاها هستند. وجود ساعت در اتاق خواب ضرورت دارد.

در فنگ شویی بکار بردن نقاشی های متعدد می تواند انرژی محیط را از لحاظ سلامتی، دانش، خانواده، عشق، شهرت و ثروت افزایش دهد. برای افزایش طول عمر و سلامتی بیشتر عکس هایی از آهوی کوهی، دختران زیبا، درخت کاج یا بامبو را در سمت راست نصب می کنند. برای ایجاد فضای دانش و معرفت از رنگ زرد و بژ برای محیط استفاده می شود. برای پیشرفت شغلی اتاق کار را در قسمت شمالی خانه قرار می دهند. از رنگ سفید در منزل برای استحکام پیوند خانوادگی استفاده می شود. [۱]
منابع

[۱]

کتاب کوچک فنگ شویی.نوشته جانات دی. ترجمه لیلا هدایت پور

Wikipedia contributors, “Feng shui,” Wikipedia, The Free Encyclopedia,http://en.wikipedia.org/wiki/Feng_shui (accessed May 21, 2012).

علی کوچولوی بچه‌های آسمان چکاره شد!+تصاویر

دوازده قدمی ها, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

کمتر علاقه‌مند سینمایی است که فیلم «بچه‌های آسمان» ساخته مجید مجیدی را ندیده باشد و قطعا کسی «علی کوچولو»ی این فیلم را فراموش نکرده است. فرخ هاشمیان بازیگر فیلم بچه‌های آسمان نقاش ساختمان است.کمتر علاقه‌مند سینمایی است که فیلم «بچه‌های آسمان» ساخته مجید مجیدی را ندیده باشد…

علی کوچولو

همان فیلمی که برای اولین‌بار سینمای ایران را به جمع پنج فیلم نهایی اسکار بخش غیر انگلیسی زبان رساند، البته اهمیت این فیلم در حدی است که به عنوان یکی از درس‌های ادبیات مقطع دبیرستان تدریس می‌شود.

فرخ هاشمیان بازیگر فیلم بچه‌های آسمان

و قطعا کسی «علی کوچولو»ی این فیلم را فراموش نکرده است، همان که تلاش کرد در مسابقه دو سرعت، دوم شود و یک عدد کفش «کتونی» جایزه بگیرد. علی «بچه‌های آسمان» که آن زمان ۹ سال بیشتر نداشت، امروز ۲۶ سال دارد و در گوشه‌ای از این تهران بزرگ به نقاشی‌ ساختمان مشغول است و همچنان آرزو دارد، روزی دوباره مقابل دوربین فیلمی برود.

فرخ هاشمیان را به سختی پیدا کردیم. برای به دست آوردن نشانی از او به سراغ عوامل «بچه‌های آسمان» رفتیم و در نهایت رضا ناجی که در آن فیلم برای اولین‌بار مقابل دوربین رفته بود‌، ردی برایمان پیدا کرد.

با فرخ هاشمیان یا همان علی «بچه‌های آسمان» در خانه‌ای در جنوب شهر که مشغول نقاشی بود، قرار گذاشتیم، خودش هم معتقد است: ترکیب چهره‌اش تغییر نکرده و تنها کمی پیر شده است.

هاشمیان که در کنار صاحب کارش مشغول رنگ‌آمیزی ساختمان نوسازی بود، گفت: هرکه می‌فهمد من آن بازیگر هستم باورش نمی‌شود و می‌گویند فکر می‌کردیم این پسر الان به کجا رسیده، سوپراستار شده است! کسی فکر نمی‌کند کار امروزم این باشد و نقاش ساختمان شده باشم و برای من هم خیلی سخت است، چون علاقه اصلی‌ام به سینما بود.

1

وی با اشاره به نحوه انتخابش برای بازی در فیلم «بچه‌های آسمان» یادآور شد: کلاس سوم دبستان بودم و داشتیم خانه‌مان را می‌ساختیم و یکسالی در خیابان «قصرالدشت» خانه‌ای را اجاره کرده بودیم. در مدرسه کلاس نقاشی داشتیم و من همیشه در این درس ضعیف بودم. دفتر نقاشی‌ام را همراه نبرده بودم و وقتی خانم معلم این موضوع را فهمید، بسیار گیر داد و من را دعوا کرد. من هم گریه‌ام گرفته بود که همان موقع آقای مجیدی به همراه دو نفر دیگر به کلاس ما آمدند. ابتدا فکر کردم بازرس هستند و تا من را دیدند گفتند؛ بیا پایین.

هاشمیان ادامه داد: رفتم و شروع به سوال کردن از من کردند و درباره علاقه‌ام به بازی کردن پرسیدند. از من تست گرفتند و نهایتا خوششان آمد و حس گریه‌ای که به دنبالش بودند را به خوبی درآوردم. در نهایت آدرسم را گرفتند و رفتند و بعد از دو، سه روز برای اجازه گرفتن به مغازه پدرم رفتند.

وی با بیان اینکه در طول دو هفته، توسط سیروس حسن‌پور و جواد کاسه‌ساز برای اینکه مقابل دوربین برود،حاضر شده است‌، گفت: در پارک «لاله» تمرین می‌کردیم تا فیلمبرداری آغاز شد و دیالوگ‌ها را همانجا می‌گفتند و من هم تکرار می‌کردم. قرار بود فیلمبرداری یک ماه طول بکشد اما چهار ماه طول کشید و آنقدر برایم سخت بود که مریض شدم و چند روزی نتوانستم کار کنم.

3

هاشمیان گفت: برای اینکه به درسم لطمه نخورد برایم معلم خصوصی گرفته بودند. ساعت شش صبح بلند می‌شدم تا ساعت حدود هفت و نیم معلم داشتم و بعد راننده می‌آمد و سر فیلمبرداری می‌رفتم. آنقدر درسم خوب بود که با همان حدود یک ساعت راه می‌افتادم و مشکلی در مدرسه پیدا نکردم.

هنوز هم که یادم می‌افتد،پایم درد می‌گیرد
او سخت‌ترین صحنه‌های این فیلم را سکانس‌های مربوط به مسابقه دو دانست و گفت: آن صحنه‌ها برایم بسیار سخت بود و هنوز هم که یادم می‌افتد پاهایم درد می‌گیرد.

صحنه ای از فیلم بچه های آسمان

هاشمیان با اشاره به صحنه‌هایی از فیلم «بچه‌های آسمان» که به آن علاقه دارد، یادآور شد: آن صحنه‌ای که پایم را در حوض گذاشته و ماهی‌ها دور آن جمع می‌شوند را بسیار دوست دارم. صحنه‌ای که با سختی گرفته شد. اول شیشه گذاشتند تا ماهی‌ها یکجا جمع شوند اما با برخوردشان شیشه را می‌انداختند. در نهایت اصغر نژادایمانی زردچوبه به همراه خمیر نان بربری به پایم مالید و بوی آن که پخش شد، ماهی‌ها به سمت پایم آمدند و آن صحنه را گرفتند.

3

او به اولین‌باری که فیلم را به روی پرده دید، اشاره کرد و گفت: فیلم را در جشنواره دیدم و از اینکه «بچه‌های آسمان» این همه سروصدا کرد و از آن لذت می‌بردند، خیلی خوشحال بودم.

۱۰۰ هزار تومان دستمزد گرفتم
هاشمیان ادامه داد: برای بازی در «بچه‌های آسمان» ۱۰۰ هزار تومان دستمزد گرفتم که آن را به پدرم دادم. البته آقای مجیدی این دستمزد را به زور به من داد.

بازیگر «بچه‌های آسمان» همچنین یادآور شد:بعد از فیلم شناخته شده بودم و وقتی من را می‌دیدند، خوشحال می‌شدند. هم کلاسی‌ها و دوستانم هم خیلی من را تحویل می‌گرفتند اما خودم را برایشان نمی‌گرفتم.

اگر سوفیا لورن نبود،«بچه‌های آسمان» جایزه می‌گرفت
او در ادامه با یادآوری خاطره‌ رفتن فیلم «بچه‌های آسمان» به اسکار، ادامه داد: خیلی حس غرور داشتم و معتقدم اگر سوفیا لورن مسئول دادن آن جایزه نبود «بچه‌های آسمان» جایزه می‌گرفت اما آن را به فیلم دیگری دادند.

تنها من بازیگر نشدم
هاشمیان با بیان اینکه بعد از «بچه‌های آسمان» تنها در یک فیلم کوتاه بازی کرده است‌، ادامه داد: دیگر پیشنهاد بازی نداشتم. متاسفانه از کسانی که با مجید مجیدی کار کردند تنها من بازیگر نشدم و افرادی مانند رضا ناجی و حسین عابدینی در سینما ماندند.

5

وی درباره ارتباطش با عوامل «بچه‌های آسمان» بعد از فیلمبرداری گفت: از روزی که فیلم در جشنواره فیلم فجر نمایش داشت دیگر آقای مجیدی را ندیدم تا سال ۸۷ که با آقای ناجی به سینما «فرهنگ» رفته بودیم تا «آواز گنجشک‌ها» را ببینیم. ابتدا من را نشناخت و بعد شناخت و حال و احوال کرد. من از سال ۸۶ تنها با رضا ناجی ارتباط دارم. فیلم مستندی از «بچه‌های آسمان» در تلویزیون پخش شد که از بین آنها فقط من نبودم. در آن برنامه آقای ناجی پیغام داد که اگر این برنامه را دیدم تماس بگیرم، چون هیچ خبری از من نداشتند و حتی نمی‌دانستند زنده هستم و در ایران زندگی می‌کنم.

فرخ هاشمیان بازیگر فیلم بچه های آسمان

هاشمیان ادامه داد: یکی این برنامه را دید و به من خبر داد و به شبکه چهار زنگ زدم و بالاخره رضا ناجی را پیدا کردم و الان بیشتر به صورت تلفنی در تماس هستیم. از کسی هم که نقش خواهرم را بازی می‌کرد، خبر ندارم و نمی‌دانم الان کجاست.

معتقد بودم بازیگری در خونم است
وی به اتفاقاتی که برایش پیش آمد و باعث کم شدن علاقه‌اش به سینما شد اشاره کرد و گفت: می‌خواستم به هنرستان صدا و سیما بروم که به خاطر یکسری لج و لجبازی‌ها نشد و مدیرمان تایید نکرد. به شرکت‌های تولید فیلم می‌رفتم که آنها هم من را سرکار می‌گذاشتند. بازیگری را دوست داشتم و معتقد بودم در خونم است و استعداد ذاتی من بود.

بازیگر فیلم «بچه‌های آسمان» ادامه داد: یکبار هم در شبکه ۳ آشنا پیدا کردم و پیش بیژن بیرنگ رفتم که او من را به مسعود رسام معرفی کرد و در نهایت هم هیچ اتفاقی نیفتاد. روزی هم به «سیما فیلم» رفتم و با یک بازیگر مطرحی صحبت کردم که او بدجوری من را ضایع کرد و گفت؛ دلیل نمی‌شود یک فیلم بازی کرده‌ای و دیگر بازیگر شده‌ای. آن موقع ۱۵،‌ ۱۶ سال داشتم و در سن بلوغ بودم و به بدنسازی هم می‌رفتم که این صحبت آن بازیگر برایم خیلی سنگین بود و از این حرفه متنفر شدم.

وی افزود:‌از آن به بعد هیچ وقت پی بازیگر شدن را نگرفتم و حتی جایی می‌رفتیم از دوستانم می‌خواستم، نگویند بازیگر «بچه‌های آسمان» هستم.

هاشمیان گفت: انتظار داشتم آقای مجیدی از من حمایت کند تا بازیگر شوم و من را به دوستانش معرفی کند. رضا ناجی برایم تلاش زیادی کرد اما اتفاقی نیفتاد. آنقدر اعصابم خورد شده بود که حتی پوستر فیلم که به دیوار اتاقم بود را پاره کردم.

وی خاطر نشان کرد: تنها جایی که حضورم در «بچه‌های آسمان» به کمکم آمد،‌ هنگام استخدام در شرکت «روغن‌نباتی» بود که وقتی گفتم بازیگر «بچه‌های آسمان» هستم استخدامم کردند، البته ابتدا باور نکردند و همان موقع در گوگل اسم من را چک کردند و دیدند راست می‌گویم. البته مشکلاتی پیش آمد و از آنجا بیرون آمدم.

هاشمیان درباره فعالیت این روزهایش گفت: تقریبا ۱۲ سال است که در کار نقاشی ساختمان مشغول به کار هستم و چند وقتی هم هست که متاهل شده‌ام و با دختر همسایه‌مان ازدواج کرده‌ام.

وی با اشاره به عکسش که در کتاب درسی دوم دبیرستان چاپ شده است،‌ گفت: از سال ۷۵ «بچه‌های آسمان» یک درس شده است و در مقطع دبیرستان تدریس می‌شود و از اینکه عکس من هم در این کتاب است، بسیار خوشحالم.

فرخ هاشمیان در کنار صاحب کارش

6

بازیگر «بچه‌های آسمان» ادامه داد: دوباره به بازیگری علاقه‌مند شده‌ام و در خودم می‌بینم بازیگر خوبی شوم و دوست دارم یک بار دیگر این فرصت نصیب من بشود و دیگر آن را به راحتی از دست نخواهم داد.

وی افزود: به عشق فیلم «بچه‌های آسمان» همیشه «کتونی» پایم است و انواع و اقسام کتونی‌ها را می پوشم. هنوز هم «بچه های آسمان» را می‌بینم بغض می‌کنم و همه کار برایم خاطره است.

صاحب‌کار هاشمیان هم که در طول این گفت‌وگو پا به پای او مشغول کار بود به اظهار نظر پرداخت و گفت: موقعی که پیش من آمد تا مدت‌ها نمی‌دانستم بازیگر است و بارها از او خواسته‌ام این فیلم را بیاورد تا ببینم اما نیاورده است . من او را به اندازه پسرم دوست دارم و حتی خودش هم به من «آقا» می‌گوید. از ساعت ۶ صبح تا ۹ شب مشغول به کار هستیم و از کارش راضی هستم و هرچه می‌گویم نه نمی‌گوید. هیچ موقع هم برایم فیلم بازی نکرده است. از اولین روز به او گفتم اگر می‌خواهی دروغ بگویی با من کار نکن.

هاشمیان در پایان با ابراز خوشحالی از این گفت‌وگو، ادامه داد: موقعی که تماس گرفتید، خیلی خوشحال شدم که هنوز کسی به یادم هست. یک بارهم از تلویزیون آلمان و یک بار هم مجله‌ای از «کلمبیا» به سر کار من آمدند و گفت‌وگو کردند. سالی یکبار یادم می‌افتند و می‌آیند عکس و فیلم می‌گیرند اما هیچ اتفاقی برایم نمی‌افتد.

منبع:سایت بیتوته

ایرج میرزا – بر سنگ مزار خود سروده ام

اطلاعات عمومی, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

 

اشعار ایرج میرزا

 

 

«بر سنگ مزار»

 

ای نکویان که در این دنیایید             یا از این بعد به دنیا آیید

این که خفته است در این خاک منم       ایرجم، ایرج شیرین سخنم

 

**** اشعار ایرج میرزا****

 

مدفن عشق جهان است اینجا           یک جهان عشق نهان است اینجا

عاشقی بوده به دنیا فن من        مدفن عشق بود مدفن من

 

**** اشعار ایرج میرزا****

 

آنچه از مال جهان هستی بود             حرف عیش و طرب مستی بود

هر که را روی خوش وخوی نکوست        مرده و زنده من عاشق اوست

 

**** اشعار ایرج میرزا****

 

من همانم که در ایام حیات         بی شما صرف نکردم اوقات

تامرا روح و روان در تن بود           شوق دیدار شما در من بود

 

**** اشعار ایرج میرزا****

 

بعد چون رخت زدنیا بستم       باز در راه شما بنشستم

گرچه امروز به خاکم ماواست            چشم من باز به دنبال شماست

 

**** اشعار ایرج میرزا****

 

بنشینید بر این خاک دمی          بگذارید بر خاکم قدمی

گاهی از من به سخن یاد کنید        در دل خاک دلم شاد کنید

از کتاب نیمه تاریک وجود

آموزش تربیتی, موفقیت, هنر و هنرمندان, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

خداوند بی‌نهایت است و لامکان و بی زمان اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود و به قدر نیاز تو فرود می‌آید، و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود،

-ما هر کس وهر چیزی راکه جنبه های فراموش شده وجودمان را انعکاس می دهدرا به خود جلب می کنیم.اگر از تکبر شما می رنجم به این دلیل است که تکبر وجود خودرا نمی پذیرم.
-به یا داشته باشید هنگامی که بر رفتار ناپسند کسی متمرکز می شوید به این دلیل است که خودتان ان ویژکی رادارید
-اگر طالب عشق بیشتری هستیدبه خود عشق بورزید.اگر خواهان پذیرفته شدن هستید خودرا بپذیرید.
-ترس انسان را به حفظ موقعیت کنونی ترغیب می کند درحالی که عشق مارا تشویق می کند به راهمان ادامه دهیم.
-ایاآرزوهایتان آنقدر مهم هستند که شما را وادار کنند تاشجاعانه با ترسهای خود روبه رو شوید.ایا به اندازه کافی خواستار برآورده شدن آرزوهایتان هستید؟انتخاب با شماست.
-ترجیح می دهید به کاری که دوست ندارید ادامه دهید.یا خطر ایجا د کار و کسبی را که دوست داریدرا می پذیرید؟
-رسالت ما بی عیب ونقص بودن نیست.رسالت ما یکپارچه بودن است.
“دبی فورد”

چهره ساده و زیبای آنجلینا جولی در سفر به ترکیه + عکس

پست الکترونیکی جی.میل GMAIL.Com, تصاویر, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

آنجلینا جولی که این روزها همه منتظر برگزاری مراسم ازدواج وی و برد پیت هستند سفری به ترکیه داشته و با رئیس جمهور ترکیه نیز دیدار کرده است

چهره ساده و زیبای آنجلینا جولی در سفر به ترکیه + عکس

چهره ساده و زیبای آنجلینا جولی در سفر به ترکیه + عکس

چهره ساده و زیبای آنجلینا جولی در سفر به ترکیه + عکس

چهره ساده و زیبای آنجلینا جولی در سفر به ترکیه + عکس

چهره ساده و زیبای آنجلینا جولی در سفر به ترکیه + عکس

منبع : سیمرغ

سریال زمانه

تصاویر, مسائل و اخبار روز اجتماعی, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

سریال زمانه ششمین حاصل ششمین همکاری میان حسن فتحی (کارگردان) و اسماعیل عفیفه (تهیه کننده) است.

حمید گودرزی با ایفای این نفش دوباره قابلیت‌های خود را به نمایش گذاشت.

فیلمنامه این سریال پیش از این برای ساخت به شبکه یک پیشنهاد شد که مورد موافقت قرار نگرفت اما شبکه سه از آن استقبال کرد.

در سریال زمانه تقریبا به تمام مضامین روز پرداخته شده است: مسکن، بیکاری ، فساد اقتصادی، گروه های موسیقی زیرزمینی از مضامینی هستند که سریال به آنها پرداخته است.

امین تارخ قرار بود در نقش «عمو» حضور یابد. او قرارداد هم بست و چند روزی مقابل دوربین آمد اما به دلیل آماده نبودن فیلمنامه کامل او از حضور در ادامه سریال عذرخواهی کرد و پس از چند روز تصویربرداری، از گروه جدا شد.

ویدئو کلیپ بسیار زیبای دیدنی و شنیدنی احساس شک از گروه سون ۷th Band

ترانه احساس شک در سریال «زمانه» بر اساس شعری از افشین یداللهی، آهنگسازی امیر قنادی و تنظیم مشترک آرش قنادی و کیارش پوزشی ساخته شده‌است.

مجموعه تلویزیونی «زمانه» به کارگردانی حسن فتحی و تهیه‌کنندگی اسماعیل عفیفه و با بازی حمید گودرزی، حسین محجوب، مهرانه مهین ترابی، هومن برق‌نورد هر شب ساعت ۲۰ و ۴۵ دقیقه از شبکه سوم سیما روی آنتن می‌رود.

شک می کنم تو چشم تو … گاهی به چشمای خودم
گاهی به دنیای تو وو … گاهی به رویای خودم
شک می کنم وقتیکه تو امروز و فردا می کنی
وقتی که گاهی بی سبب با من مدارا می کنی

شک میکنم حتی به عشق با هر تپش با هرنفس
شک می کنم به آسمون پشت در باز قفس
وقتی که دلتنگ همیم وقتی که عادت می کنیم
وقتی که از هم خسته ایم وقتی رعایت می کنیم
.
.
.
شک می کنم حتی به این احساس های مشترک
گاهی به تو گاهی خودم گاهی به این احساس شک
وقتی که پشت گریه هات لبخند تو بو می کشم
وقتی که قلب گیجم و این سو و اون سو میکشم

شک میکنم حتی به عشق با هر تپش با هرنفس
شک می کنم به آسمون پشت در باز قفس
وقتی که دلتنگ همیم وقتی که عادت می کنیم
وقتی که از هم خسته ایم وقتی رعایت می کنیم

گزارش تصویری/ داستان واقعی اسباب بازی

تصاویر, مسائل و اخبار روز اجتماعی, موفقیت, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »
The Real Toy Story By Michael Wolf
گزارش پیش رو، حاصل بازدید میشل وولف از ۵ کارخانه اسباب بازی در چین، کشوری که ۷۵ درصد اسباب بازی دنیا را تولید می کند، است.

The Real Toy Story By Michael Wolf

The Real Toy Story By Michael Wolf

The Real Toy Story By Michael Wolf

The Real Toy Story By Michael Wolf

The Real Toy Story By Michael Wolf

The Real Toy Story By Michael Wolf

The Real Toy Story By Michael Wolf

The Real Toy Story By Michael Wolf

The Real Toy Story By Michael Wolf

The Real Toy Story By Michael Wolf

The Real Toy Story By Michael Wolf

The Real Toy Story By Michael Wolf

The Real Toy Story By Michael Wolf

The Real Toy Story By Michael Wolf

The Real Toy Story By Michael Wolf

The Real Toy Story By Michael Wolf

The Real Toy Story By Michael Wolf

زندگینامه: حمید فرخ‌ نژاد (۱۳۴۸ -)

هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »
سینما و تلویزیون > چهره‌ها- همشهری آنلاین:
حمید فرخ‌نژاد بازیگر، فیلمنامه‌نویس و کارگردان سینما و تلویزیون ایرانی درسال ۱۳۴۸ در آبادان به دنیا آمد.

فرخ‌نژاد تحصیل‌کرده رشته کارگردانی تئاتر در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است.

او فعالیت خود را در سینما به عنوان دستیار کارگردان آغاز کرد. در سال ۱۳۶۹ با بازی در فیلم در کوچه‌های عشق ساخته خسرو سینایی بازیگری را در سینما آغاز کرد.

در سال ۱۳۷۸ بازی در فیلم عروس آتش که دومین فیلم کارنامه سینمایی‌اش بود آغاز درخشش او در سینما به حساب می‌آید. بازی در این فیلم سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را در هجدهمین جشنواره فیلم فجر برایش به همراه آورد. فیلمنامه این فیلم که توسط فرخ‌نژاد و سینایی بود نیز سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را نیز برایش به همراه آورد.

بازیگری و فیلم‌های سینمایی:

۱۳۶۹ در کوچه‌های عشق (خسرو سینایی) / ۱۳۷۸ عروس آتش (خسرو سینایی) / ۱۳۸۰ ارتفاع پست (ابراهیم حاتمی‌کیا) / ۱۳۸۱ تب (رضا کریمی) / ۱۳۸۳ به رنگ ارغوان (ابراهیم حاتمی‌کیا) / ۱۳۸۳ طبل بزرگ زیر پای چپ (کاظم معصومی) / ۱۳۸۴ صحنه جرم، ورود ممنوع (ابراهیم شیبانی) / ۱۳۸۴ چهارشنبه سوری (اصغر فرهادی) / ۱۳۸۶ حقیقت گمشده (محمد احمدی) / ۱۳۸۶ آتشکار (محسن امیریوسفی) / ۱۳۸۷ پوسته (مصطفی آل احمد) / ۱۳۸۷ پوست موز (علی عطشانی) / ۱۳۸۷ حریم (سیدرضا خطیبی سرابی) / ۱۳۸۸ همبازی (غلامرضا رمضانی) / ۱۳۸۸ شب واقعه (شهرام اسدی) / ۱۳۸۸ بیداری رویاها (محمدعلی باشه آهنگر) / ۱۳۸۸ دموکراسی تو روز روشن (علی عطشانی) / ۱۳۸۸ شکلات داغ (حامد کلاهداری) / ۱۳۸۸ در انتظار معجزه (رسول صدرعاملی) / ۱۳۸۹ چرخ و فلک (بهرام بهرامیان) / ۱۳۹۰ محمد (ص) (مجید مجیدی) / ۱۳۹۰ گشت ارشاد (سعید سهیلی) /۱۳۹۰ روزهای زندگی (پرویز شیخ‌طادی) / ۱۳۹۰ دوباره با هم (روزبه حیدری) / ۱۳۹۰ زندگی خصوصی آقا و خانم میم (روح‌الله حجازی) / ۱۳۹۱ استرداد (علی غفاری)

پنج فیلم برتر جشنواره فجر از نگاه مردم؛ حوض نقاشی در صدر

هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »
سینما و تلویزیون > جشنواره- همشهری آنلاین:
فیلم سینمایی «حوض نقاشی» تا روز پنجشنبه ۱۹ بهمن ماه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران است.

مهر نوشت: آمار فیلم‌های منتخب تماشاگران تا تاریخ ۱۹ بهمن ماه اعلام شد.

بر این اساس، فیلم سینمایی «حوض نقاشی» ساخته مازیار میری تا روز گذشته بهترین فیلم از نگاه مردم است.

اسامی فیلم‌های منتخب بخش مسابقه سینمای ایران همراه با امتیاز داده شده از سوی تماشاگران به شرح زیر است:

حوض نقاشی (مازیار میری): ۳٫۴۸

هیس دخترها فریاد نمی‌زنند (پوران درخشنده): ۳٫۴۲

دهلیز (بهروز شعیبی): ۲٫۴۶

رسوایی (مسعود ده نمکی): ۲٫۴۵

دربند (پرویز شهبازی): ۲٫۱۷

همچنین اسامی فیلم‌های منتخب از نگاه تماشاگران بخش بین‌الملل جشنواره فجر نیز به شرح زیر است:

۱- قاعده تصادف

۲- آسمان زرد کم عمق

۳- پرتقال‌ها و آفتاب

۴- برلین منفی ۷

۵- کاروان نظامی

در آیین اختتامیه جشنواره فیلم فجر به بهترین فیلم از نگاه تماشاگران سیمرغ داده می‌شود.

بخش نظرسنجی مردمی جشنواره فیلم فجر یکی از جذاب‌ترین و پرمخاطب‌ترین بخش‌های این رویداد سینمایی است که کاملا با مشارکت مردم و نظارت کامل جشنواره برگزار می‌شود.

ناظران جشنواره در هر سالن بر روند توزیع برگه‌های نظرسنجی و آرای سوخته و همچنین انداختن آرا در صندوق‌ها نظارت دارند. بخش نظرسنجی مردمی مکانیزمی کاملا مشخص دارد.

امسال برخی رسانه‌ها با هدف مخدوش کردن چهره جشنواره و اعتبار مردمی آن به ارسال خبرها و گزارش‌هایی علیه این بخش اقدام کردند.

طنین آواز شهرام ناظری در شب‌های زمستانی تهران

هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »
موسیقی > کنسرت – ارکستر- همشهری آنلاین:
شهرام ناظری زمستان امسال در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران کنسرت می‌دهد.

به گزارش خبرنگار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، شهرام ناظری از ۹ تا ۱۱ اسفند‌ماه قطعاتی را با آهنگسازی خود و فرید الهامی برای مخاطبان موسیقی ایرانی اجرا خواهد کرد.

این کنسرت شامل دو بخش خواهد بود؛ در بخش مولانا، شهرام ناظری‌ قطعاتی همچون «من چه دانم»، «سوز و گداز»، «قفل زندان»، «شیدا شدم»، «راست بگو نهان مکن» و «حلاج(شفیعی کدکنی)» را برای مخاطبانش اجرا خواهد کرد.

در بخش فردوسی، شوالیه آواز ایران، آواهای باستانی و زورخانه‌ای را روایت خواهد کرد و داستان «کاوه آهنگر» به همراه شرح پادشاهی ضحاک با آواز اصفهان همراه خواهد شد.

بهای بلیت‌های این کنسرت ۳۰ تا ۸۰ هزارتومان است و علاقمندان برای تهیه بلیت می‌توانند به سایت «ایران‌کنسرت» مراجعه کنند.

۶ تکنیک برای خارج کردن هر چیزی از پس زمینه

اطلاعات عمومی, تکنولوژی, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

۶ تکنیک برای خارج کردن هر چیزی از پس زمینه

این سری از آموزش ها برای مبتدی ها در فتوشاپ است. من این ویژگی ها را به طور کامل توضیح می دهم تا برای مبتدی ها کار سختی نباشد. امروز من به شما ۶ تکنیک نشان می دهم که می توانید با آن اشخاص/اشیاء را از پس زمینه هایشان بیرون بکشید. از حالا دیگر بیرون کشیدن چیز ها برای شما سخت نیست!

بیرون کشیدن چیزها یکی ار بدترین دشمن ها برای کسانی است که به تازگی کار با فتوشاپ را شروع کرده اند. در حالی که بیرون کشیدن فیگورهای هندسی کار ساده ای است، بیرون کشیدن چیز هایی مانند درخت و یا مو های بلوند یک مدل کار بسیار سختی است. یک راه فوق العاده برای رسیدن به این موضوع وجود ندارد اما چندین تکنیک برای بیرون کشیدن موضوعات طبیعی که باید استخراج شوند وجود دارد. در اینجا ۷ تکنیک بیرون کشیدن را به شما نشان می دهیم که می توان با آن تقریباً هر چیزی را مجزا کرده و خارج کنیم.

چطور می توانیم:
- اشیاء با فرم ساده را بیرون بکشیم
- یک شخص را بیرون بکشیم
- اشیاء تیره را از پس زمینه سفید بیرون بکشیم
- ابرها و شعله ها را بیرون بکشیم
- با استفاده از Channels مو را بیرن بکشیم
- حیوانات پشمالو را بیرون بکشیم
- پلاگین های پر قدرت بیرون کشیدن چیز ها

قبل از شروع: در تمرین های زیر باید ابتدا لایه پس زمینه را از حالت قفل خارج کنید و یک تصویر جدید در فتوشاپ باز کنید. برای خارج کردن لایه پس زمینه از حالت قفل در پنجره layers بر روی آن دوبار کلیک می کنیم (عموماً در پایین سمت راست قرار گرفته است) و OK را در پنجره ای که ظاهر شده است می زنیم.

برای کاربران alt=options. ctrl=cmd :mac

تمرین ۱: چطور اشیاء با فرم ساده را بیرون بکشیم

اشیاء با فرم ساده به سادگی بیرون کشیده می شوند. مانند این سر پیچ که می خواهیم آن را از پس زمینه خارج کنیم.

تصویر پیچ را در فتوشاپ باز کنید. ابزار Elliptical Marquee را از نوار ابزار در سمت چپ بردارید. تا زمانی که فرم شئ برای خارج کردن دایره است، از انتخاب دایره ای برای بیرون کشیدن آن استفاده می کنیم. اما قبل از شروع با ابزار انتخاب، باید مرکز پیچ را هایلایت کنیم. جدول فتوشاپ می تواند در اینجا کمک کننده باشد. به view>Show>Grid بروید.

راحت تر است که مرکز سر پیچر را پیدا کنیم، ابزار elliptical marquee را برداشته، alt و shift را نگه داشته و بر روی مرکز پیچ کلیک چپ می کنیم و می کشیم تا زمانی که تمام شئ انتخاب شود.
چرا shift را می زنیم؟ کلید shift اغلب در فتوشاپ برای باقی نگه داشتن اندازه نسبت ها به کار می رود. اگر می خواهید که اندازه اشیاء را بدون تغییر تناسبات آن ها تغییر دهید، باید کلید shift را در زمان تغییر اندازه آن ها نگه دارید. در این مورد اگر شما یک دایره می خواهید باید shift را بزنید، در حالی که زمانی که به یک بیضی نیاز دارید نباید shift را بزنید.
چرا alt را می زنیم؟ با این کار اولین کلیک با مرکز دایره منطبق می شود. در حالی که اگر این کار را نکنید و “Alt” را نگه ندارید، اولین کلیک با محیط دایره منطبق می شود.

زمانی که پیچ انتخاب شد، با رفتن به Select>Inverse (یا زدن shift+ctrl+I) انتخاب را معکوس کرده و delete را بزنید. پس زمینه پاک می شود.
نکته: در موردی که شما پس زمینه را هنوز شفاف نمی بینید، اما هنوز یک پس زمینه سفید دارید، به این معنا است که لایه پس زمینه را از حالت قفل خارج نکرده اید. زمانی که یک تصویر را در فتوشاپ باز می کنیداین تصویر به طور پیش فرض قفل شده است. برای خارج کردن آن از حالت قفل شده بر روی لایه تصویر دوبار کلیک می کنیم (در پنجره لایه – پایین سمت راست) و در پنجره ای که ظاهر می شود OK را می زنیم.
نکته ۲: اگر می خواهید که یک تصویر را با پس زمینه شفاف ذخیره کنید، باید فرمت .png را انتخاب کنید.

حالا پیچ شما از پس زمینه خارج شده است، می توانید از آن برای ترکیب بندی هایتان استفاده کنید مانند اینکه من در این آموزش متنی انجام داده ام:

اما برای بیرون آوردن یک فرم نا منظم ساده چه باید کرد؟ در این مورد باید از ابزار Pen استفاده کنید. ابزار Pen به شما این اجازه را می دهد که هر نوع فرمی را با هر انتخابی ایجاد کنید. این ابزار را از نوار ابزار انتخاب کرده و آن را به “paths mode” تنظیم کنید. ما از ابزار pen برای خارج کردن یک سیب استفاده می کنیم.
آیا می دانید که ابزار pen چطور کار می کند؟ اگر نمی دانید بهتر است که اول نگاهی به این آموزش بیاندازید.

با استفاده از ابزار pen محیط سیب را دورگیری کنید:

زمانی که تمام شد ctrl+enter را بزنید تا به ابزار selection دست یابید، shift+ctrl+I را بزنید تا بخش انتخابی معکوس شده و در پایان delete را بزنید.

تمرین ۲: چطور یک شخص را بیرون بیاوریم

بیرون آمردن یک شخص از پس زمینه کمی سخت تر از مجزا کردن یک سیب است. برای این تمرین من از تصویر یک مدل استفاده می کنم.

بهترین ابزار برای خارج کردن یک دختر زیبا چیست؟ ابزار pen. تفاوت آن با تمرین قبلی چیست؟ باید خیلی خیلی بیشتر صبور باشید زیرا به نقاط anchor خیلی خیلی بیشتری نیاز دارید. ابزار pen را برداشته و بر روی تصویر زوم کنید. هر چه بیشتر زوم کنید دقیق تر می توانید انتخابتان را انجام دهید. سپس مانند تمرین قبلی که یک سیب بود محیط دختر را دورگیری کنید.
نکته: چرخ موس را alt+scroll کنید تا zoom in/out شود

زمانی که محیط مدل را دورگیری کردید، با استفاده از ابزار pen در “حالت substract area” قسمت های داخلی که باید پاک شوند را دورگیری کنید.

این مسیری است که در پایان پروسه به وجود می آید:

مانند تمرین قبلی ctrl+enter را می زنیم تا انتخاب فعال شود. اما برای دقیق تر کردن اننتخابمان (لبه های مدل را پیچیده تر از سیب می کنیم)، در حالی که انتخاب هنوز فعال است، دکمه “refine edge” در نوار گزینه ها را می زنیم. ابزار Refine Edge برای استفاده خیلی حسی است. گزینه های دیگر برای اداره کردن (radius, contrast, smooth etc) است و یک پیش نمایش زنده ار انتخاب شما. زمانی که راضی شدید OK را بزنید.

آخرین مرحله معکوس کردن انتخاب است (shift+ctrl+I) و delete را بزنید تا پس زمینه پاک شود.

تمرین ۳: چطور اشیاء تیره را از پس زمینه های سفید بیرون بکشیم

برای این تمرین من از این تصویر برگ استفاده می کنم. به کنتراست قوی بین رنگ برگ و پس زمینه سفید توجه کنید. زمانی که می خواهید یک شئ را که با پس زمینه خود کنتراست بالایی دارد بیرون بکشید، فیلتر Extract بهترین انتخاب است.

این روش بسیار ساده است. به Filter>Extract بروید. برگ در یک پنجره جدید دیده می شود. اولین ابزار در سمت چپ “ابزار edger highlighter” است، که باید در روشنی لبه های قسمت هایی که باقی مانده اند استفاده شود.

نکته: در Photoshop CS3 فیلتر extract یک پلاگین پیش فرض است. اگر از نسخه CS4 استفاده می کنید، می توانید آن را دانلود کنید.

با استفاده از ابزار Fill قسمت هایی را که می خواهید باقی بمانند را رنگ آمیزی کنید.

اگر به درستی برگ را بیرون کشیدید بر روی preview کلیک کنید:

با استفاده از ابزارهای cleanup و edge touchup انتخابتان را تصحیح کنید:

و در اینجا نتیجه نهایی را می بینید:

تمرین ۴: چگونه ابرها و شعله ها را بیرون بکشیم

اگر همیشه زمانی که می دیدید ابرها و شعله ها را از پس زمینه شان بیرون کشیده اند تعجب می کردید، این تمرین برای شماست. تصویر شعله را دانلود کرده و در فتوشاپ باز کنید.

به پنجره channels بروید (Window>Channels). بر روی channel قرمز ctrl+click کنید. باید یک انتخاب فعال در تصویرتان ببینید.
چرا channel قرمز؟ انتخاب channel مطابق با تصویر است. channel ها با کنتراست بیشتر به شما این اجازه را می دهند که پیکسل های کمتری را پیدا کنید. channel ها با کنتراست کمتر پیکسل های بیشتری را پیدا می کنند.

حالا می توانید شعله هایتان را بر روی تصویر دیگر کپی (ctrl+C) و (paste (ctrl+V کنید، مانند این آموزش.

مرحله ۵: چطور مو را با استفاده از channels بیرون بکشیم

بیرون کشیدن مو یکی از سخت ترین تمرین ها در فتوشاپ است. من در اینجا به شما نشان می دهم که چطور با استفاده از channels موهای این دختر را بیرون بکشید:

در پنجره channels در (Window>Channels) می توانید ۴ channel را ببینید: RGB، Red،Green و Blue. ما باید با آن channel کار کنیم که بالاترین کنتراست را در بین مو ی مدل و پس زمینه سفید دارد. در این مورد Blue channel. با کشیدن آن بر روی دکمه “create new layer channel” آن را Duplicate کنید.

حالا در نظر داشته باشید: قسمت های سیاه جایی است که ما می خواهیم باقی بماند، در حالی که قسمت های سفید باید پاک شوند. اولین کار برای انجام این است که با استفاده از curves کمی کنتراست را بالا ببریم. ctrl+M را زده تا curves فعال شود و مانند تصویر زیر نوعی “S” دیده شود:

سپس با استفاده از ابزار pen محیط دور بازو های دختر و صورت او را دورگیری کنید:

رنگ foreground حتماً باید سیاه باشد (#۰۰۰۰۰۰). ctrl+Enter را بزنید تا انتخاب فعال شده و alt+delete را بزنید تا انتخاب با رنگ سیاه رنگ آمیزی شود. در پایان به Select>Deselect بروید (یا ctrl+D را بزنید).

نکته: Alt+delete: با رنگ foreground رنگ آمیزی می شود. Ctrl+delete: با استفاده از رنگ پس زمینه رنگ آمیزی می شود.

مقدمات انتخاب تقریباً کامل شده است. به یاد داشته باشید: قسمت های سیاه در زمانی انتخاب می شوند که قسمت های سفید پاک می شوند. هنوز باید قسمت های سفیدی در مو را با سیاه بپوشانیم. ابزار (brush (B را انتخاب کرده، یک براش مکانیکی نرم برداشته (hardness 0%) و blending mode آن را به overlay قرار می دهیم. با این براش آخرین قسمت سفید که می خواهیم پاک شود را می کشیم.
چرا blending mode باید به overlay قرار گیرد؟ با این کار بر روی پس زمینه سفید تاثیر نمی گذارد اما تنها قسمت های خاکستری تاثیر می گیرند.

آخرین مرحله: دوباره با استفاده از levels کنتراست را افزایش می دهیم. ctrl+L را می زنیم تا تنظیم level فعال شود. سپس مکان نمای سمت چپ را به ۲۰ حرکت می دهیم.

حال می توانیم نتیجه را ببینیم. در کپی channel آبی Ctrl+کلیک می کنیم تا قسمت سیاه انتخاب شود. سپس لایه RGB را کلیک می کنیم تا به رنگ ابتدایی تصویر بازگردد. انتخاب را معکوس کرده و delete را می زنیم.

ببینید که چقدر این روش خوب کار کرد. یک لایه جدید در زیر ایجاد کرده و آن را با یک رنگ سبز و با استفاده از ابزار (Paint Bucket (G رنگ آمیزی کنید.

همانطور که متوجه شدید انتخاب خوب است اما فوق العاده نیست. کمی قسمت های سفید در انتهای رشته های مو دیده می شود. چطور می خواهید آن ها را پاک کنید؟ به سادگی لایه دختر را انتخاب کرده و به Layer>Matting>Remove white matting بروید.
در اینجا نتیجه نهایی را می بینید:

تمرین ۶: چگونگی بیرون کشیدن حیوانات پشمالو

آیا تا به حال خواسته اید که یک خرگوش بامزه را در یکی از کارهایتان قرار دهید (شاید نه…)؟ به هر حال من برای شما توضیح می دهم که چطور حیوان های پشمالو را از پس زمینه ها بیرونن بکشید بدون اینکه تنها یکی از موهای او را از دست بدهید. برای این تمرین من تصویر این خرگوش را به شما پیشنهاد می کنم.

بیرون کشیدن مو/پشم کار ساده ای نیست. اما در این میان یک روش ماهرانه وجود دارد که من به شما نشان می دهم. ابزار pen را در حالت paths برداشته و محیط دور خرگوش را دورگیری کنید. بعداً مو را اضافه می کنیم.

همانطور که در آموزش های قبلی نشان داده ایم، زمانی که با استفاده از ابزار pen حالت path را ایجاد می کنیم می توانیم با زدن ctrl+Enter آن را به یک انتخاب تبدیل کنیم. سپس انتخاب را معکوس کرده (shift+ctrl+I) و delete را می زنیم.

خرگوش بدون مو هایش خیلی شارپ به نظر می رسد. اما ما می توانیم آن ها را با استفاده از ابزار Smudge ایجاد کنیم. ابتدا یک لایه جدید ایجاد کیده و آن را با رنگ سبز رنگ آمیزی می کنیم تا دیدن مو های خرگوش کار سختی نباشد.

لایه خرگوش را با کلیک کردن بر روی آن در پنجره layers انتخاب کنید. ابزار smudge را برداشته و یک براش نرم ۵px با hardness 0% و strenght 80% بردارید.

با ابزار smudge شروع کنید به کشیدن بر روی لبه های خرگوش به سمت بیرون تا مو های خرگوش ایجاد شود. برای این مرحله بهتر است که از یک تبلت گرافیکی استفاده کنید. همچنین می توانید با استفاده از موس نیز به نتیجه خوبی برسید.

باید خیلی صبور باشید و از براش ها با اندازه و strength های مختلف استفاده کنید، در اینجا نتیجه نهایی را می بینید.

گفت‌وگو با “حبیب” در ایران

هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »
موسیقی > چهره‌ها- همشهری‌آنلاین:
حبیب محبیان، خواننده شناخته شده موسیقی پاپ ایران که مدتی است در کشور زندگی می‌کند، در گفت وگویی با ایسنا از شرایط جدید کاری خود گفت و وعده داد به زودی آ‌لبوم تازه‌اش با مجوز دفتر موسیقی ارشاد منتشر خواهد شد.

به گزارش ایسنا «حبیب محبیان» دو سه سالی هست که گه‌گاه در خیابان‌های تهران دیده می‌شود و انتشار عکس‌های یادگاری دوستدارانش با این خواننده در خیابان‌های تهران و برخی نقاط دیگر کشور، دیگر هیچ شک و شبهه‌ای را در بین مخاطبان موسیقی باقی نگذاشته که همان‌گونه که برخی اخبار از این واقعیت حکایت می‌کرد، او در ایران است و وطنش را برای ادامه‌ی فعالیت‌های هنری‌اش انتخاب کرده‌ است.

اما در سال‌های گذشته صحبت‌ها و حرف و حدیث‌های فراوانی هم در این زمینه مطرح شده که هیچ‌گاه از سوی مسوولان به طور رسمی تائید یا تکذیب نشده است. نبود هیچ اظهار نظر رسمی از سوی مدیران عالی فرهنگی، باعث شد هر روز شاهد شایعات و اخبار درگوشی درباره‌ی این خواننده، در محافل و سایت‌های خبری باشیم تا رفته رفته ماجرای «حبیب» و ادامه‌ی فعالیت‌های او در داخل کشور، سوال بزرگ بسیاری از اهالی هنر در ایران باشد.

در این بین و حدود سه هفته پیش، انتشار قطعه دو صدایی حبیب و «سمیر زند» (خواننده جوان داخلی)، باعث شد گمانه‌زنی‌ها برای انتشار رسمی آلبوم حبیب در ایران بیشتر و بیشتر شود و همین موضوع باعث شد به سراغ این خواننده برویم و پاسخ تمام سوالاتی را که در همه این سال‌ها درباره او مطرح بوده، از زبان خودش، بشنویم. گفت‌وگوی بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) که در ادامه می‌خوانید، به‌گفته‌ی اطرافیان این خواننده، نخستین گفت‌وگوی رسانه‌یی رسمی و واقعی حبیب در داخل کشور است که در استودیویی در یکی از ساختمان‌های محله‌ی الهیه‌ی تهران انجام شده است.

  • موضوع انتشار آلبوم شما در داخل کشور چقدر صحت دارد؟ صحبت ها و حرف و حدیث های فراوانی در این یکی دو ساله مطرح شده است. خودتان خیلی واضح در این‌باره صحبت می کنید؟ واقعا مذاکره ای با مقامات مسئول در این راستا صورت گرفته است؟

انتشار آلبومم در ایران کاملا جدی است. شاید کمی زمانش طولانی شده باشد اما مذاکرات صورت گرفته و جلسات فراوانی برگزار شده است. مقامات ارشد، موافقت خود را حتی به صورت مکتوب به من اعلام کرده‌اند و از آن لحاظ هیچ مشکلی وجود ندارد. این مدارک همه مستند و موجود است و مشکلی نیست.

  • پس این همه تاخیر در انتشار اثر، چه دلیل خاصی می‌تواند داشته باشد؟

به خاطر وجود برخی افراد شخصی و غیر دولتی که انگیزه‌های مالی عجیب و غریبی را سعی داشتند با من محقق کنند، کار کمی عقب افتاده؛ انتشار آلبوم منظورم است. در حال حاضر هم نسخه نهایی آلبوم در حال میکس و مسترینگ است و منتظر یک اتفاق یا موقعیت خوب هستیم که بعد از انجام مراحل مجوز، آلبوم را در داخل کشور منتشر کنیم.

  • صحت دارد که در آلبوم جدید قطعاتی را برای جنگ و دفاع مقدس هم خوانده‌اید؟

بله. قطعه‌ای به نام «عشق‌های خدایی» را در آلبوم جدید برای آن دوره خاص تاریخ ایران ساخته‌ام.

  • این تصمیم شما برای ساختن این آثار را باید تصمیمی سفارشی برای اخذ آسان‌تر مجوز به حساب آورد؟

برخلاف خیلی‌ها که فکر می کنند این آثار را برای گرفتن مجوز تولید کرده‌ام، باید بگویم من برای اعتقادات قلبی‌ام نیازی به مجوز نمی‌بینم. این آثار را در سال ۲۰۰۶ ساخته‌ام. در سالهایی که اصلا قرار نبود به ایران بیایم. این بهترین جوابی است که می‌توانم به تو بدهم که همه بفهمند ارادت من به شهدا و رزمندگان چیزی دلی است و برایم مهم است که از مفاهیم اعتقادی‌ام سوء برداشتی صورت نگیرد.

  • تصاویر عجیب و تکان دهنده‌ای هم در ویدئوی این آثار شما به چشم می‌آید که روح هر بیننده‌ای را منقلب می‌کند. این تصاویر چطور متولد شده‌اند؟

من چهار سال اول جنگ را در ایران بودم و جزو کسانی نبودم که بلافاصله بعد از انقلاب از ایران خارج شدند. کاملا با حال و هوای جنگ در ایران آشنا بودم و هستم و تصاویر آن هنوز هم در ذهن من مانده است. تصاویری که در این ویدئوها آمده، تصاویری است که از جنگ در ذهن من بوده و با چشم خودم آنها را دیده‌ام.

رابطه من با جنگ یک رابطه کاملا حسی و عمیق است و در هیچ برهه‌ای از زندگی هنری‌ام، کار یا قطعه‌ای را به سفارش جایی اجرا نکرده‌ام و نخوانده‌ام و اصولا اعتقاد دارم اگر در اثری، رابطه‌ای حسی و عمیق نباشد، بدون شک آن اثر نمی‌تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند.

  • عده‌ای در اوایل حضور شما سعی کردند بازگشتتان را به نام خودشان ثبت کنند. آیا شما با میل خودتان به ایران برگشتید یا در این بین پای فرد خاصی از مقامات دولتی یا غیر دولتی در میان بوده است؟

من فقط به خاطر عشقم به ایران و مردم ایران به کشورم برگشته‌ام و هیچ مقام و فرد خاصی در این تصمیم دخیل نبوده است. من زندگی کردن در کنار هموطنانم را انتخاب کردم و فعالیت هنری برای هموطنانم حس خوبی را به سمت من متصاعد می‌کرد که همین باعث شد، تصمیم به بازگشت بگیرم. علاقه و خواست خانواده‌ام هم برای بازگشت به ایران در این تصمیم من بی‌تاثیر نبوده است.

  • بازگشت به ایران را باید فصل جدیدی از فعالیت‌های هنری شما به حساب آورد؟

قطعا همین طور است. من سعی دارم جوانان هنردوست ایرانی را در انتخاب‌هایشان کمک کنم و فضای موسیقی داخلی را عوض کنم.

  • انتشار قطعه جدید شما به‌نام «محکوم» با خواننده جوان و مجاز داخلی «سمیر زند»، اتفاقی بود که خیلی‌ها را شگفت‌زده کرد. از جنبه‌های دیگر که بگذریم، آیا این حرکت به‌معنای اعلام شما مبنی بر دغدغه داشتن و مهم دانستن همراهی و یاری به جوانانی است که در داخل کشور فعالیت می‌کنند؟

قطعا دور جدید فعالیت‌های من در ایران، با اتفاقات و غافلگیری‌های زیادی همراه خواهد بود. یکی از وظایف من کمک به جریان موسیقی روز کشور است و در هر کسی که آن قابلیت‌های مورد نظر را ببینم، حتما برای همکاری و کمک، چیزی را دریغ نمی کنم. ایشان هم جزو کسانی بودند که از قبل رزومه‌شان را دیده بودم و همین باعث شد، این همکاری صورت بگیرد.

  • اقامت در شمال کشور و حضورنداشتنتان در پایتخت هم از آن دست اتفاقاتی بود که شایعات زیادی را در پی داشت. آیا صحت دارد که در پایتخت مزاحمت‌هایی از سوی افراد ناشناس نسبت به شما و خانواده‌تان صورت گرفته است؟

نه؛ این شایعات به گوش خودم هم رسید اما واقعا هیچ مشکلی در تهران و زندگی در پایتخت نداشتم و فضای آرام و پاکیزه شمال کشور را برای ادامه فعالیت‌هایم بهتر و مناسب‌تر دانستم. سکوت شمال به من انرژی می‌دهد تا بهتر در مورد زندگی و فعالیت‌هایم فکر کنم و تصمیم بگیرم.

  • هنر و هنرمند مقام والایی دارند. درباره نفوذ نگاه‌های سیاسی به هنر چه اعتقادی دارید؟ آیا سیاست و هنر در یک مقوله می‌گنجند؟

هنرمند عضوی از جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کند. با این تفاوت که با ابزاری که در اختیار دارد، فکرها و تفکرات مردم را در جامعه با شعر و ملودی فریاد می‌زند تا همه درجریان دغدغه‌های آنها باشند اما در این بین وظایف دیگری هم دارد. تولید خوراک فکری سالم و به دور از هر گونه آلودگی و راهنمایی جوانان به مسیر درست، تعهدات مهم یک هنرمند است که آنها را با آثارش به جامعه تزریق می‌کند. هنرمند با مردم و برای مردم زندگی می‌کند. هیچوقت کاری با سیاست نداشته و ندارم اتفاقا همیشه هم از آن فراری بوده‌ام. تاریخ نشان داده که بزرگترین برنده‌ها در جهان و در مقوله هنر، کسانی بوده‌اند که به‌نوعی صدای مردم زمان خودشان بوده‌اند. این برای من از همه‌چیز مهم‌تر است.

گفت‌وگو از: بهمن بابازاده

بازیگر ایرانی که جایگزین «آنجلینا جولی» شد!

هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

سرانجام و پس از کش و قوس ها و حواشی فراوان، پروژه‌ی جنجالی “لاله”، بر اساس زندگی دختر اتومبیلران ایرانی، تا چند روز دیگر کلید می خورد.

در هیاهوی اخبار جشنواره فجر، سازندگان فیلم لاله مراحل پیش تولید فیلم را جدی تر کرده و تصمیم گرفتند فیلم را در دهه فجر کلید بزنند.

در این میان انتخاب بازیگر نقش لاله زمان زیادی از گروه گرفت. نقشی که آنجلینا جولی و جسیکا آلبا در ابتدا کاندیدای ایفای آن بودند سرانجام به یک بازیگر جوان ایرانی رسید.

بر اساس اخبار رسیده سازندگان فیلم لاله بهاره کیان افشار را برای بازی در نقش لاله انتخاب کرده اند. بازیگری که این روزها سریال کلاه پهلوی با بازی او در حالی پخش است و دو فیلم گناهکاران و هیچ کجا هیچ کس به عنوان اولین فیلم های سینمایی اش در جشنواره سی و یکم فیلم فجر نمایش داده می شوند.

اسدالله نیک نژاد از ابتدا تاکید داشت که بازیگران فیلمش باید به زبان انگلیسی مسلط باشند و به نظر می رسد کیان افشار توانسته نظر این کارگردان را برای بازی در این نقش جلب کند.

مذاکره با بازیگران دیگر برای حضور در این فیلم همچنان ادامه دارد و نیکی کریمی و همایون ارشادی از گزینه های جدی بازی در نقش های دیگر فیلم لاله هستند.

بدین ترتیب اگر مانند دفعات پیشین اتفاق غیر قابل پیش بینی ای نیفتد، فیلمبرداری پروژه‌ی لاله، تا چند روز دیگر آغاز خواهد شد.

جدیدترین عکس های بهاره کیان افشار

جدیدترین عکس های بهاره کیان افشار

 | بهاره کیان افشار | بهاره کیان افشار همسر | بهاره کیان افشار ویکیپدیا | بیوگرافی بهاره کیان افشار | تصاویر بهاره کیان افشار | زندگی نامه بهاره کیان افشار | عکس بهاره کیان افشار | عکسهای جدید بهاره کیان افشار

 | بهاره کیان افشار | بهاره کیان افشار همسر | بهاره کیان افشار ویکیپدیا | بیوگرافی بهاره کیان افشار | تصاویر بهاره کیان افشار | زندگی نامه بهاره کیان افشار | عکس بهاره کیان افشار | عکسهای جدید بهاره کیان افشار

 | بهاره کیان افشار | بهاره کیان افشار همسر | بهاره کیان افشار ویکیپدیا | بیوگرافی بهاره کیان افشار | تصاویر بهاره کیان افشار | زندگی نامه بهاره کیان افشار | عکس بهاره کیان افشار | عکسهای جدید بهاره کیان افشار

 | بهاره کیان افشار | بهاره کیان افشار همسر | بهاره کیان افشار ویکیپدیا | بیوگرافی بهاره کیان افشار | تصاویر بهاره کیان افشار | زندگی نامه بهاره کیان افشار | عکس بهاره کیان افشار | عکسهای جدید بهاره کیان افشار

 | بهاره کیان افشار | بهاره کیان افشار همسر | بهاره کیان افشار ویکیپدیا | بیوگرافی بهاره کیان افشار | تصاویر بهاره کیان افشار | زندگی نامه بهاره کیان افشار | عکس بهاره کیان افشار | عکسهای جدید بهاره کیان افشار

 | بهاره کیان افشار | بهاره کیان افشار همسر | بهاره کیان افشار ویکیپدیا | بیوگرافی بهاره کیان افشار | تصاویر بهاره کیان افشار | زندگی نامه بهاره کیان افشار | عکس بهاره کیان افشار | عکسهای جدید بهاره کیان افشار

 | بهاره کیان افشار | بهاره کیان افشار همسر | بهاره کیان افشار ویکیپدیا | بیوگرافی بهاره کیان افشار | تصاویر بهاره کیان افشار | زندگی نامه بهاره کیان افشار | عکس بهاره کیان افشار | عکسهای جدید بهاره کیان افشار

 | بهاره کیان افشار | بهاره کیان افشار همسر | بهاره کیان افشار ویکیپدیا | بیوگرافی بهاره کیان افشار | تصاویر بهاره کیان افشار | زندگی نامه بهاره کیان افشار | عکس بهاره کیان افشار | عکسهای جدید بهاره کیان افشار

 | بهاره کیان افشار | بهاره کیان افشار همسر | بهاره کیان افشار ویکیپدیا | بیوگرافی بهاره کیان افشار | تصاویر بهاره کیان افشار | زندگی نامه بهاره کیان افشار | عکس بهاره کیان افشار | عکسهای جدید بهاره کیان افشار

 | بهاره کیان افشار | بهاره کیان افشار همسر | بهاره کیان افشار ویکیپدیا | بیوگرافی بهاره کیان افشار | تصاویر بهاره کیان افشار | زندگی نامه بهاره کیان افشار | عکس بهاره کیان افشار | عکسهای جدید بهاره کیان افشار

 | بهاره کیان افشار | بهاره کیان افشار همسر | بهاره کیان افشار ویکیپدیا | بیوگرافی بهاره کیان افشار | تصاویر بهاره کیان افشار | زندگی نامه بهاره کیان افشار | عکس بهاره کیان افشار | عکسهای جدید بهاره کیان افشار

 | بهاره کیان افشار | بهاره کیان افشار همسر | بهاره کیان افشار ویکیپدیا | بیوگرافی بهاره کیان افشار | تصاویر بهاره کیان افشار | زندگی نامه بهاره کیان افشار | عکس بهاره کیان افشار | عکسهای جدید بهاره کیان افشار

 | بهاره کیان افشار | بهاره کیان افشار همسر | بهاره کیان افشار ویکیپدیا | بیوگرافی بهاره کیان افشار | تصاویر بهاره کیان افشار | زندگی نامه بهاره کیان افشار | عکس بهاره کیان افشار | عکسهای جدید بهاره کیان افشار

2139 انتخاب بهاره کیان افشار به جای آنجلینا جولی

388 انتخاب بهاره کیان افشار به جای آنجلینا جولی

“برای

زیباترین دختر آفریقا/ از کنگو

تصاویر, موفقیت, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

زیباترین دختر آفریقا/ از کنگو زیباترین دختر آفریقا/ از کنگو

آرایش های بسیار ماهرانه دختر ۱۸ ساله +عکس

تصاویر, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

نوجوانی که سابقا آنقدر خجالتی بود که از رفتن به مهمانی اجتناب می کرد و نمی توانست در کلاس صحبت کند ، اکنون از طریق سایت یوتوب تبدیل به یک ستاره اینترنتی شده است.

به گزارش پرشین وی اما پیکلز ۱۸ ساله ، بعد از سالها تلاش برای کنار آمدن با استرس های اجتماعی با انتشار ویدئوهای آموزشی گریم در شبکه اجتماعی بالاخره شجاعت از دست رفته خود را پیدا کرد.

بیش از ۱٫۵ میلیون نفر تغییر شکل های شگفت انگیزش را به بسیاری از شخصیت های مشهور نظیر کتی پری، مردان ایکس و… را در اینترنت تماشا کرده اند.

آرایش های بسیار ماهرانه دختر 18 ساله +عکس

اما که اهل هالیفاکس ، یورکشایر است سابقا آنقدر خجالتی بود که نمی توانست جلوی مردم صحبت کند و از مراسم های اجتماعی کناره می گرفت .

دو سال پیش آنقدر استرس ترس از اجتماع در او زیاد شد که به گزارش پرشین وی حتی نمی توانست جواب سوالات را در مدرسه بدهد و شروع به دیدن مشاور کرد.

ولی بعد از شروع ویدیوهای آموزشی او اعتماد به نفس جدیدی پیدا کرده و هزاران نفر در اینترنت مجذوب آموزشات گریم او شدند.

آرایش های بسیار ماهرانه دختر 18 ساله +عکس

بر طبق گفته پیکلز او از کودکی تحت تاثیر قدرت گریم قرار گرفته بود که می توانست تغییر شکل شگرفی در افراد پدید آورد.

او اولین بار از پف زیر چشمش ناراضی بود و سعی کرد با کانسیلر مادرش آن را بپوشاند و بعد احساس کرد که بینی بزرگی دارد و کشف کرد تکنیک هایی وجود دارد که می تواند آن را کوچکتر نشان دهد.

آرایش های بسیار ماهرانه دختر 18 ساله +عکس

آرایش های بسیار ماهرانه دختر 18 ساله +عکس

آرایش های بسیار ماهرانه دختر 18 ساله +عکس

آرایش های بسیار ماهرانه دختر 18 ساله +عکس

آرایش های بسیار ماهرانه دختر 18 ساله +عکس

آرایش های بسیار ماهرانه دختر 18 ساله +عکس

آرایش های بسیار ماهرانه دختر 18 ساله +عکس

آرایش های بسیار ماهرانه دختر 18 ساله +عکس

آرایش های بسیار ماهرانه دختر 18 ساله +عکس

آرایش های بسیار ماهرانه دختر 18 ساله +عکس

واکنش جالب دختر شایسته ۲۰۱۳ هنگام برنده شدن +عکس

تصاویر, مسائل و اخبار روز اجتماعی, موفقیت, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

زن ۲۳ ساله ای اهل بروکلین ،نیویورک با شکست دادن ۱۳۰۰۰ شرکت کننده ،برنده عنوان دختر شایسته ۲۰۱۳ امریکا شد.

به گزارش پرشین وی مالوری هاگان در جواب سوالی درباره ضرورت استقرار نیروهای مسلح در مدارس ابتدایی گفت ملت نباید با خشونت به مبارزه با خشونت بروند. و شاید همین جواب بیشترین عامل برنده شدن وی شد.

هاگان با شکست نفر دوم الی روگرز از کالیفرنیا و نفرسوم الیشیا کلیفتون از اوکلاهاما جایگاه اول این مسابقات را از آن خود کند.

واکنش جالب دختر شایسته 2013 هنگام برنده شدن +عکس

تاج نقره ای دختر شایسته ۲۰۱۳ امسال را لارا کاپلر برنده سال ۲۰۱۲ در لاس وگاس بر سر او گذاشت و به گزارش پرشین وی علاوه براین برنده ۵۰،۰۰۰ بورسیه دانشگاهی شد.

واکنش جالب دختر شایسته 2013 هنگام برنده شدن +عکس

او در نظر دارد ابتدا از این عنوان برای جمع آوری اعانه برای یکی از موسسات خیریه کودکان استفاده کند.

واکنش جالب دختر شایسته 2013 هنگام برنده شدن +عکس

واکنش جالب دختر شایسته 2013 هنگام برنده شدن +عکس

آواز استاد شجریان سر مزار استاد خرم

هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

مهندس امیر همایون خرم ، در تیرماه ۱۳۰۹ در بوشهر به دنیا آمد. مادرش آن چنان شیفته موسیقی ایرانی بود که نام فرزند را ، از یکی از دستگاههای موسیقی سنتی (همایون) برگزید. همایون در ۱۱ سالگی به محضر استاد ابولحسن صبا راه یافته و بسرعت پله های ترقی را در نوازندگی ویلون و آهنگسازی طی نمود تا این که در ۱۴ سالگی در جمع بزرگان موسیقی زمان به رادیو راه یافت و حاصل این دوران ، تعدادی از آثار ماندگار موسیقی می باشد. اما در کنار موسیقی ، توانست مدرک مهندسی برق خود را نیز اخذ کند.

معروفترین آثار ایشان عبارتند از:

تو ای پری کجایی (سرگشته) با صدای حسین قوامی

امشب در سر شوری دارم (غوغای ستارگان یا اوج آسمان) با صدای پروین

ساغرم شکست ای ساقی (طاقتم ده) با صدای مرضیه

رسوای زمانه منم با صدای الهه

افسانه شیرین با صدای هایده

و در سال‌های اخیر :

آلبوم تنها ماندم با صدای محمد اصفهانی باقطعات اوج آسمان ، روزی تو خواهی آمد ، فریاد ، تنها ماندم ، مهر و ماه ، پریشان و تو ای پری کجایی (۱۳۷۹) و نیز آلبوم رسوای زمانه (۱۳۸۸) با صدای علیرضا قربانی.

زنده یاد همایون خرم ، در شامگاه پنجشنبه ۲۸ دی ماه بر اثر ابتلا به بیماری سرطان روده در بیمارستان دی تهران دار فانی را وداع گفت.

مراسم تشییع پیکر همایون با حضور جمع گسترده‌ای از هنرمندان عرصه موسیقی و مردم از مقابل تالار وحدت برگزار شد.
زنده‌یاد همایون خرم اول بهمن ماه در حالی از مقابل تالار وحدت تشییع شد که محمدرضا شجریان، علیرضا قربانی و محمد اصفهانی بر پیکر این هنرمند آواز خواندند و خرم با سنج و دمام همشهری‌های بوشهری‌اش به قطعه هنرمندان بدرقه شد
در این حمید شاه آبادی معاون امور هنری وزیر ارشاد، محمد میر زمانی رییس دفتر موسیقی وزارت ارشاد، حمیدرضانوربخش، فرهاد فخرالدینی، محمد موسوی، داود گنجه‌ای، هادی منتظری، ارسلان کامکار، سالار عقیلی و جمعی از علاقه مندان به این هنرمند حضور داشتند

روحش در جوار رحمت حق شاد و یادش جاودان.

گزارش تصویری از جشنواره «جام جم» با حضور هنرمندان

تصاویر, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

مراسم اختتامیه جشنواره جام جم دوشنبه شب گذشته با حضور عزت الله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیمای ایران و هنرمندان سینما و تلوزیون در مرکز همایش های بین المللی صدا سیما برگزار شد.

“برای

گلچین بهترین عکس های خبری ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۹ جهان

اطلاعات عمومی, تصاویر, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »


۲۰۰۹: Battling in boxer shorts

Soldiers from the U.S. Army First Battalion, 26th Infantry take a defensive position at firebase Restrepo after taking fire from Taliban positions in the Korengal Valley of Afghanistan’s Kunar Province on May 11. Spc. Zachery Boyd of Fort Worth, Texas, left, manned his post in “I love NY” boxer shorts and flip-flops after rushing from his sleeping quarters. To Boyd’s right are Spc. Jordan Custer of Spokane, Wash., and Spc. Cecil Montgomery of Many, La.



2009: Flood rescue in Brazil

A man shouts for help to save a woman from raging floodwaters Oct. 7 in Sao Jose do Rio Preto, Brazil. Several drivers were trapped in their cars after heavy rain caused flooding. The woman was reportedly rescued.


2008: Tossed to safety in Germany

Residents of an apartment building throw 9-month-old Onur Celar from a fourth-floor window to rescuers below Feb. 3 in Ludwigshafen, Germany. A fire started on the first floor, trapping residents above, but a policeman safely caught the girl. The fire killed nine people and injured 28.


2008: Family mourns after China quake

Relatives cry next to the body of a student near a school in Hanwang Town, Mianzhu County, Sichuan province, on May 14. China faced a daunting rebuilding task to replace millions of homes, schools and businesses destroyed by the May 12 earthquake, which killed more than 68,000 people.


2008: Debris jams bridge in Iowa flooding

Buildings, boats and debris are pushed against a railroad bridge over the swollen Cedar River on June 14 in Cedar Rapids, Iowa. Rain that began falling in early June caused flooding in the upper Midwest that drove tens of thousands from their homes and caused billions of dollars in damage


A Georgian man holds the body of a relative after a Russian warplane dropped a bomb on an apartment block in Gori, 50 miles from Tbilisi, on Aug. 9. At least five people were killed. In August, Georgia and Russia fought a short war over the region known as South Ossetia.


2007: Truck explodes in China

Firefighters work to extinguish a blaze after a truck loaded with aluminum powder exploded in Wuxi, in east China’s Jiangsu province, on Jan. 2. No one was injured.


2007: Croc bites off veterinarian’s arm


A crocodile clutches the lower left arm of veterinarian Chang Po-yu at the Shoushan Zoo in Kaohsiung, Taiwan, on April 11. The croc bit Chang’s arm off when he tried to remove a tranquilizer dart. Two bullets were fired at the croc, but it was unharmed. The arm was reattached.


2007: Mourning slain soldier-fiancé

Mary McHugh visits the grave of her fiancé, Sgt. James Regan, in Section 60, the newest portion of Arlington National Cemetery, outside Washington, D.C., on May 27. Regan, a U.S. Army Ranger, was killed by an improvised explosive device in Iraq in February.


2007: Air show collision in Poland

Two planes from the Zelazny aerobatics team collide during a performance at an air show in Radom, Poland, on Sept. 1 as a third plane in the maneuver, left, passes by unscathed. Both pilots in the collision died, but there were no injuries reported in the crowd.


2006: Resisting West Bank evacuation

A Jewish settler struggles with Israeli security officers as authorities evacuate the Amona settlement in the West Bank on Feb. 1. Thousands of troops clashed with hundreds of settlers after the Supreme Court cleared the way for the demolition of nine homes in the illegal settlement.


2006: Brazil prison crisis

Prisoners hold one guard hostage with a knife at his throat as two others lie bound on the floor at the Campo Mourao prison in Parana, Brazil, on May 15. Deadly gang violence in the streets of Sao Paulo was mirrored in the Brazilian prison system.


2006: Spiraling wake in the water

A personal watercraft leaves a pattern in the waters of the North Fork of the St. Lucie River in Stuart, Fla., on April 5.


2005: Daughter reacts after dad killed in Iraq

One of two daughters of Jalil Shaalan, a school security guard, reacts after her father was shot down in front of them outside the school by unknown gunmen. The incident happened in the Amarayah district of Baghdad on July 21.


2005: Makeshift memorial to New Orleans resident



A makeshift tomb at a New Orleans street corner Sept. 4 conceals a body that had been lying on the sidewalk for days in the wake of Hurricane Katrina. The Category 4 storm had hit the city almost a week earlier, on Aug. 29. Nearly 2,000 people died in the hurricane and subsequent floods, making it one of the deadliest storms in U.S. history.


2004: Terrorist attack in Madrid

Victims sit on the tracks just outside Madrid’s Atocha station as they are tended by rescue workers after deadly explosions March 11. Ten nearly simultaneous blasts killed 182 people on packed Madrid commuter trains. Investigators found the attacks were directed by an al-Qaida-inspired terrorist cell.


2004: Chaos in Haiti

A Haitian child loots a piece of meat Feb. 27 at Port-au-Prince’s main commercial seaport as news of anti-government rebels’ nearing the city throws the capital into chaos.


2004: Terrorist attack at Russian school



A boy cries after he and other hostages were freed Sept. 3 by special forces from a school in Beslan, southern Russia, after a three-day siege by terrorists ended with more than 330 people dead.


2003: Nuns get first taste of snow

Sister Rosa Elena, right, hits Sister Amanda de Jesus with a snowball after class Jan. 22 at Mount St. Michael’s Seminary in Spokane, Wash. The two nuns, visiting from Mexico, said it was the first time they had ever seen snow.


2003: Struggling to prevent suicide

California Highway Patrol officers try to rescue Jorge Dominguez, who was threatening to kill himself March 1 at the interchange between State Route 55 and I-405 in Orange County. The officers lost their grip when the 32-year-old Tustin man pushed off with his free leg, and he fell about 60 feet. He suffered extensive injuries but survived.


2003: Statue of Saddam topples

A statue of Iraqi President Saddam Hussein falls in central Baghdad on April 9. U.S. troops pulled down the 20-foot-high statue as Iraqis danced on the surrounding plaza. For many, the scenes were reminiscent of the 1989 fall of the Berlin Wall. Despite the seeming quick victory, 2003 was just the start of a U.S.-led occupation of Iraq that lasted through 2009.


2003: Iraqis mourn deaths in family



An Iraqi family mourns the death of three relatives in Baghdad, Iraq, on April 10. The three — a father, his teenage son and another male relative — were shot and killed by U.S. Marines the night before after the car they were driving allegedly did not stop while passing a building occupied by the Marines.


2003: Cold zoo, warm meerkat

A meerkat warms itself under a heat lamp July 3 at Taronga Zoo in Sydney, Australia, where unseasonably cold weather led zookeepers to give the sun a helping hand.


2003: Battle cry in Liberian conflict



A soldier loyal to the Liberian government shouts a battle call after firing a rocket-propelled grenade at rebel forces July 23 at a key front-line bridge in Monrovia, Liberia. President Charles Taylor went into exile the next month and is now on trial in the Hague for atrocities committed in Sierra Leone.


2002: Afghanistan’s scars



Mohboba, 7, with ointment applied to her face for a skin ailment called leishmaniasis, stands against a bullet-pocked wall waiting to be treated at a health clinic March 1 in Kabul, Afghanistan. The parasitic disease plagues many poverty-stricken children in Afghanistan.


2002: Air show disaster

An SU-27 fighter crashes into a crowd July 27 at an air show in Lviv, Ukraine, killing 83 people. Prosecutors blamed pilot error and poor planning, saying organizers should not have allowed stunts over spectators.


2001: 9/11 impact

Hijacked United Airlines Flight 175 from Boston crashes into the south tower of the World Trade Center and explodes at 9:03 a.m. on Sept. 11 in New York City. The crash of two airliners hijacked by terrorists loyal to al-Qaida leader Osama bin Laden caused the collapse of the twin towers. A third airliner was crashed into the Pentagon in Arlingon, Va., and a fourth into a field in Shanksville, Pa. In total, 2,974 victims and the 19 hijackers died in the attacks.


2000: The battle for Elian Gonzalez

A Border Patrol agent confronts Donato Dalrymple, holding 6-year-old Elian Gonzalez inside a bedroom closet at the home of the Cuban boy’s Miami relatives on April 22. Elian had been found clinging to an inner tube off the south Florida coast, sparking a high-profile custody battle between his relatives in Miami and his father in Cuba. The boy was seized in the raid and eventually returned to his father.


2000: Concorde in flames



A passenger in another plane snapped this photo of Air France Flight 4590 as the Concorde trailed flames during its takeoff from Paris on July 25. Moments later, the supersonic jet crashed, killing all 109 people on board and five more on the ground

استقبال عجیب مردم تهران برای تماشای یک فیلم

موفقیت, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

فیلم «طوفان در شهر ما» ساخته ساموئل خاچیکیان ۵۴ سال پیش با استقبال گسترده مردم روی پرده رفت.

عکس زیر اولین روز نمایش فیلم «طوفان در شهر ما» ساخته ساموئل خاچیکیان در ۲۴ فروردین ۱۳۳۷ در سینما ایران (لاله زار) را نشان میدهد.

«طوفان در شهر ما» داستان دیوانه‌ای زخمی است که از تیمارستان می‌گریزد و در خانه‌ای غیرمسکونی پناه می‌گیرد. در این خانه سیمین که به تازگی شوهرش را از دست داده به همراه فرزندش زندگی می‌کند.

از نکات قابل توجه عکس آراستگی مردمی است که ۵۴ سال پیش در این محل جمع شده اند

سیمین با جوانی به نام سعید آشنا می شود و با وجود او امیدی تازه به ادامه زندگی پیدا می‌کند. در همین حال خواهر سعید که با جوان خوشگذرانی دوست است، در یک حالت بی‌خبری کارش به آن خانه کشیده می‌شود و پیش از آنکه برادر دختر و پلیس بتوانند دخالت کنند، دیوانه فراری به یاری دختر می‌شتابد و جوان را از پای درمی‌آورد و خود گرفتار می‌شود.

این فیلم، ششمین کار ساموئل خاچیکیان کارگردان فیلم‌های «دختری از شیراز»، «چهارراه حوادث»، «ضربت» و «عقاب‌ها» است.

ویدا قهرمانی، محمد متوسلانی، حسین دانشور و سوسن بازیگران این فیلم هستند.

بانوی ایرانی موفق‌ترین و محبوب‌ترین خواننده سوئد در سال ۲۰۱۲ شد

هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

رادیو سوئد فهرستی از برترین‌های موسیقی سوئد در سال ۲۰۱۲ را منتشر کرده که در آن لاله پورکریم به عنوان خواننده و آهنگساز به مقام برتر رسید و ترانه معروف او به نام Some die young در صدر فهرست برترین‌های سال۲۰۱۲ قرار دارد.

همچنین روزنامه «داگنزنیهتر» هم در مطلبی، لاله پورکریم را که از اعضای ارکستر جایزه صلح‌نوبل در سال ۲۰۱۲ نیز بوده، «ملکه موسیقی سوئد» نامیده است. ترانه Some die young این خواننده به مدت ۲۹ هفته در میان برترین‌های موسیقی سوئد قرار داشت.

Some die young (برخی جوان می‌میرند) به عنوان ترانه سال سوئد به نام یکی از ترانه‌های چهارمین آلبوم این خواننده با نام Sjung است که ژانویه سال‌گذشته توسط کمپانی مشهور موسیقی، «وارنر» وارد بازار شد. لاله پورکریم، خود، ترانه این قطعه را نوشته و آهنگسازی کرده است.

مضمون این ترانه با بیان اینکه برخی جوانان از دنیا می‌روند ولی امید برای بازماندگان ادامه دارد، در واقع ترانه‌ای غیررسمی برای بازماندگان حادثه تروریستی نروژ لقب گرفته است که طی آن ده‌ها کودک و نوجوان قربانی حمله مسلحانه یک تروریست نژادپرست نروژی شدند. این قطعه نه‌تنها در سوئد، بلکه به مدت هشت‌هفته، برترین ترانه در نروژ بود و اولین قطعه موسیقی از این خواننده بود که از مرزهای اسکاندیناوی نیز فراتر رفت.

وی همچنین در سال ۲۰۰۵ به عنوان بهترین هنرمند زن در فستیوال راک سوئد انتخاب شد و رقبای معروف و پرطرفداری چون روبین، لنا فیلیپسون و امی دیاموند را پشت‌سر گذاشت. لاله پورکریم در مراسم Grammis سوئد نیز به عنوان تهیه‌کننده و هنرمند جدید سال سوئد انتخاب شد.

وی همچنین در هفت‌شاخه نامزد دریافت جایزه شده بود. این خواننده ایرانی‌الاصل در سال ۲۰۰۵ به دلیل آهنگ live tomorrow در یوتیوب، موفق به کسب هفت نامزدی و دریافت سه جایزه از هیات داوران برترین فستیوال موسیقی کشور سوئد شد. پورکریم متولد سال ۱۹۸۲ میلادی در شهر بندرانزلی است و از سن ۱۴سالگی فعالیت در زمینه موسیقی را آغاز کرده است.

تسلیت لیدی گاگا به مناسبت آتش سوزی در برزیل

مسائل و اخبار روز اجتماعی, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

به گارش پرداد به نقل از دیلی میل: “لیدی گاگا” خواننده مبتذل و نه چندان خوشنام هالیوودی ناراحتی خود از آتش سوزی در کلوپ شبانه برزیلی را اعلام کرد و تسلیت خود را به خانواده بازماندگان این حادثه ابراز داشت. این آتش سوزی جان بیش از ۲۳۲ نفر را گرفت.

ابراز همدردی خواننده مبتذل هالیوودی با قربانیان کلوپ شبانه برزیل +عکس

او تصویری از خود در حال دعا کردن برای قربانیان این حادثه در توئیتر قرار داد و اعلام کرد : در تمام این مدت به شما می اندیشم.
او زمانیکه متوجه شد تعدادی از این قربانیان از طرفداران پر و پا قرص او بوده اند به شدت ناراحت شد و ابراز تاسف کرد.

ابراز همدردی خواننده مبتذل هالیوودی با قربانیان کلوپ شبانه برزیل +عکس

او خطاب به طرفدارانش در برزیل اعلام کرد تسلیت مرا به خانواده هایی که عزیزان خود را از دست داده اند برسانید.
او در تصویر منتشر شده اش بر خلاف همیشه که با آرایشهای عجیب و غریب در صحنه حاضر میشد با چهره ای کاملا بدون آرایش از خود به نمایش گذاشته است.
گفته میشود حدود ۲۰۰۰ نفر در این کلوپ شبانه حضور داشتند که اکثر آنها جوانان دانش آموز و دانشجو بوده اند.

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها