جنجال محجبه شدن همسر فوتبالیست مشهور ترکیه! + عکس

تصاویر, مذهب هیچ دیدگاه »

هاکان شوکور کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ترکیه که در حال حاضر نماینده حزب حاکم عدالت و توسعه از شهر استانبول در مجلس ترکیه است ، گفت که همسرش “بِیدا ” خود محجبه شده و البته او از این انتخاب همسرش راضی است.

شوکور که اخیرا به واسطه ایفای نقش هایی چون مربیگری فوتبال ، مفسر ورزشی در یک کانال تلویزیونی ترکیه و همزمان ایفای نمایندگی مجلس مورد انتقاد برخی محافل خبری در ترکیه است، گفت که از اینکه همسرش آزادانه زندگی محجبه را انتخاب کرده است بسیار خشنود است.

هاکان شوکور ۴۱ ساله ۱۵ سال است که ازدواج کرده و از همسرش صاحب ۳ فرزند است. اخیرا پس از اینکه وی و همسرش به سفر حج رفتند ” بیدا شوکور” محجبه شده است و رسانه های ترکیه نوشته اند که وی پس از سفر حج تصمیم به محجبه شدن گرفته است.

جنجال محجبه شدن همسر فوتبالیست مشهور ترکیه! + عکس

برخی رسانه ها نیز مساله سیاست را برجسته می کنند و می گویند شوکور نیز همچون دیگر اعضا و سیاستمداران عضو حزب عدالت و توسعه ترجیح می دهد همسری محجبه داشته باشد. شوکور یکی از معروفترین فوتبالیست های ترکیه بود که تا سال ۲۰۰۷ در تیم گالاتاسرای ترکیه بازی می کرد.

وی در انتخابات سال گذشته میلادی (۲۰۱۱) از شهر استانبول به عنوان نماینده حزب اسلامگرای عدالت و توسعه به پارلمان راه یافت.

منبع : سیمرغ

آزادی زنان

اطلاعات عمومی, تصاویر, مذهب, مسائل و اخبار روز اجتماعی یک دیدگاه »

حجابی که این روزها برای زنان سلب آزادی می کند و خاری شده در چشمان مردان متمدن امروزی و خواهان آزادی زنان…! حجابی که آن را نشان حقارت و عقب ماندگی زن مسلمان ایرانی می دانند … آیا به واقع اینگونه است؟ ایا واقعا زن مسلمان با حجاب کوچک و حقیر و با بی حجابی بزرگ و محترم شمرده می شود؟ الگو های حجاب این جامعه چه کسانی هستند؟ این کارتون این موضع را به سنجه ی طنز کشانده است

چیزهایی که درمورد بازیگر نقش حضرت عباس (ع) در مختارنامه نمی دونید

اطلاعات عمومی, مذهب, مسائل و اخبار روز اجتماعی, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

کاوه فتوحی در مختارنامه

مختارنامه چگونه سرنوشت «کاوه فتوحی» را تغییر داد؟

سینما و تلویزیون سرنوشت جوانان بسیاری را تغییر داده است. بارها پیش آمده که پخش یک فیلم یا سریال، جوانی که تا آن زمان یک زندگی عادی و معمولی داشته را به فردی شناخته شده تبدیل کرده و در ادامه، امکانات و مواهب دنیوی همچون: پول، شهرت، خانه، اتوموبیل گران قیمت، موقعیت خوب و… را در اختیار آنها قرار داده است. شبنم قلی خانی، مصطفی زمانی، شهاب حسینی، شهرام حقیقت دوست و… چهرهایی هستند که سینما و تلویزیون آنها را به چهره هایی شناخته شده تبدیل کرد اما این موفقیت در مورد جوانان بسیار بسیار زیادی تکرر نشد. این مسئله ربطی به قابلیت های آنها ندارد و در اغلب مواقع این جوان ها صرفا به دلیل عدم همراهی «بخت و اقبال» از رسیدن به قله های موفقیت بازماندند. در گزارشی که می خوانید سرنوشت یکی از همین جوان ها بررسی و تحلیل شده است. جوانی به نام «کاوه فتوحی» که بارها نامش به عنوان بازیگر نقش حضرت اباالفضل (ع) در سریال مختارنامه شنیده شد اما هیچگاه تصویرش روی هیچ گیرنده ای دریافت نشد!

کاوه فتوحی کیست؟

تقریبا همه مخاطبان سریال تلویزیونی مختارنامه و علاقمندان به دنیای سینما و تلویزیون می دانند کاوه فتوحی جوانی است که قرار بوده در سریال مختارنامه نقش حضرت اباالفضل (ع) را ایفاء کند. اما به جز این جمله هیچ اطلاع دیگری از او در دنیای مجازی وجود ندارد. یعنی هیچ کس نمی داند حتی او کجا متولد شده؟ کجا زندگی می کند؟ شغل و پیشه اش چیست و….از همه مهم تر اینکه چگونه برای ایفای این نقش به پروژه مختارنامه معرفی شد و چه مراحلی را طی کرد تا برای ایفای این نقش مقابل دوربین رفت؟!

در مورد کاوه فتوحی اطلاعات موثق کمی وجود دارد که بتوان به آن استناد کرد. مثلا در مطلبی که «رضا استادی» مدیر روابط عمومی سریال مختارنامه در آبان ماه سال ۸۹ درباره وی گفته و هم اکنون هم در فضای مجازی قابل دسترسی است آمده است: «کاوه فتوحی دوره‏های مختلفی را زیر نظر چند مربی گذراند تا برای حضور در این نقش مهم آماده شود. ضمن آنکه به دلیل اهمیت و حساسیت این نقش، تاکنون هیچ تصویری از چهره‏ی این بازیگر منتشر نشده و اساساً این موضوع رسانه‏ای نشده است».

در مطلب دیگری هم به قلم مدیر روابط عمومی سریال که آذرماه سال ۱۳۸۹ و در بحبوبه مخالفت های جدی با نمایش چهره حضرت اباالفضل (ع) منتشر شد از قول استادی و با اشاره به خاطره حضور فتوحی در شاهرود آمده است:« وقتی در نوروز ۸۸ با کاوه فتوحی بازیگر نقش ابوالفضل (ع) در خیابان‌های شاهرود راه می‌رفتیم، مردم با دیدن آن قد بلند و اندام رشید و چهره‌ای که چشم‌های مهربانی داخل آن می‌درخشید بدون شناختن او جلو می‌آمدند و در خصوص ظاهر او اظهار نظر می‌کردند و او را با بازیگر نقش اول یک سریالی که آن روزها در حال پخش بود، اشتباه می‌گرفتند».

نکته قابل توجه این است که کاوه فتوحی احتمالا چهره زیبایی دارد که عکس های منتشر شده از او هم این مسئله را تایید می کند اما هیچ گاه به این سوال پاسخ داده نشد که او چگونه به سریال مختارنامه معرفی شد؟

کاندیداهای نقش حضرت اباالفضل (ع)

حضرت اباالفضل (ع) دوست صمیمی ابراهیم مالک اشتر بود. در فیلم نامه اولیه به رابطه این دو شخصیت به شکل مفصلی پرداخته و این بخش از داستان نوشته شده بود. طبیعی بود همه آنهایی که فیلم نامه را می خوانند از وجود چنین نقشی مطلع شوند. این نقش از همان ابتدا مشتریان فراوانی داشت. «علی کریم» دستیار اول کارگردان تمایل زیادی داشت تا این نقش را ایفاء کند و حتی تست گریم هم شد. از «مصطفی زمانی» هم به عنوان یکی از کاندیداهای این نقش برده شده اما زمانی هیچ گاه کاندید ایفای این نقش نبود هرچند برای حضور در سریال مختارنامه تست گریم داد. این ماجرا پیش از حضور او در سریال یوسف پیامبر بود و او پس از تست دادن در سریال مختارنامه به سراغ پروژه یوسف پیامبر رفت و در آنجا پذیرفته شد. چند باری هم نام «امین زندگانی» به عنوان بازیگر این نقش شنیده شد اما در نهایت این موقعیت ـ که درخصوص مثبت یا منفی بودن آن جای بحث وجود دارد ـ در اختیار کاوه فتوحی قرار گرفت.

از خیابان زرتشت تا احمد آباد مستوفی

کاوه فتوحی فرزند یک خانواده تهرانی است. این خانواده برای سال هایی طولانی در حوالی منطقه یوسف آباد زندگی کرده اند. چند عضو خانواده ـ شوهرخواهر های کاوه ـ در خیابان زرتشت مغازه پارچه فروشی دارند. مسیر زندگی کاوه از همین مکان تغییر کرد.

ماجرای انتخاب او برای ایفای نقش حضرت اباالفضل (ع) بسیار ساده و شاید کمی غیر قابل باور باشد. روزی کاوه برای تعمیر شلوار جین خود به مغازه یکی از همسایگان مراجعه می کند. مغازه دار کاوه را می بیند و پس از چند کلمه حال ـ احوال، شلوار او را تعمیر می کند. این مغازه دار ـ که از این پس برای سهولت از نام باقر برای او استفاده می کنیم ـ دوستان زیادی در سینما و تلویزیون دارد. یکی از دوستان او فردی است که در سریال مختارنامه حضوری پُر رنگ دارد. باقر در گفت و گوهایش با این فرد متوجه شده که در سریال مختارنامه به دنبال یافتن جوانی خوش چهره و بالا بلند برای ایفای حضرت اباالفضل هستند.او طی گفت و گویی کوتاه با کاوه فتوحی، وی را برای ایفای این نقش معرفی می کند. این ماجرا در حول و حوش سال ۱۳۸۷ و زمانی اتفاق می افتد که گروه سازنده سریال هنوز در دکورهای احمد آباد مستوفی مشغول فیلم برداری بخش های مدائن هستند. کاوه چند باری به احمد آباد می رود و طی گفت و گو با میرباقری، نظر او را جلب می کند.

کاوه فتوحی پیش از پیوستن به مختارنامه

دوستی کاوه فتوحی با آقای «باقر» به مرور جدی تر می شود. آقای باقر که یک کاسب و تاجر پُرسابقه است، برای تبدیل شدن کاوه فتوحی به یک بازیگر هزینه زیادی می کند. او طی مذاکره با یکی از بازیگران پیشکسوت زن سینمای ایران که صدایی خوش هم دارد و در رادیو هم فعالیت می کند، او را برای آموزش لحن و صدا استخدام می کند. کاوه تمرین هایش را آغاز می کند و به مرور صدایش را بهتر می کند. آقای باقر قراردادی با کاوه امضاء کرده که به موجب آن مدیر برنامه های کاوه می شود و قاعدتا پس از پخش سریال مختارنامه هم مدیر برنامه های او خواهد ماند. باقر دوستانی در ترکیه دارد که می توانند از عکس های کاوه در ژورنال های مُد و جواهر استفاده کنند.

فروردین سال ۱۳۸۸ و آغاز تمرین های کاوه

در فروردین ماه سال ۱۳۸۸ کاوه فتوحی تقریبا برای ایفای نقش حضرت اباالفضل (ع) قطعی شده است. او در ایام نوروز که همه مشغول گشت و گذار و تفریح هستند، در پارکینگ خانه «محمود اردلان» مربی حرکات رزمی سریال مختارنامه، تمرین های خود را آغاز می کند و کمی بعد در شاهرود به گروه سازنده سریال می پیوندد.

درخصوص مبلغ دستمزد او هم روایت های مختلفی شنیده می شود. او برای کل مدت زمان حضور در سریال مختارنامه و ایفای این نقش طبق یک روایت یک میلیون تومان و طبق یک روایت دیگر سه میلیون تومان دستمزد دریافت می کند.

تلاش های بی نتیجه خبرنگاران برای شکار چهره «کاوه»

در بهار سال ۱۳۸۸ و همزمان با حضور عزت الله ضرغامی و گروهی از نمایندگان مجلس در پشت صحنه سریال مختارنامه در شاهرود، کاوه فتوحی نیز سر صحنه حضور دارد. او در گفت وگویی کوتاه با خبرنگاران به برخی از پرسش های آنها پاسخ می دهد اما برای جلوگیری از گرفتن عکس از چهره او، کلاهی ماهگیری بر سرش گذاشته و عینکی دودی هم به چشم زده است. این ترکیب با حجم عظیم ریشی که به چهره دارد، تقریبا امکانی برای شناخته شدن چهره اش باقی نمی گذارد. همان روز در یک سوله و تحت تدابیر شدید امنیتی، صحنه هایی که وی آن را ایفاء کرده پخش می شود و اشک و آه حاضران را در می آورد. همه تصور می کنند این صحنه ها به زودی از تلویزیون پخش خواهد شد اما چنین اتفاقی نمی افتد.

کاوه فتوحی بازیگر نقش عباس (ع) مختارنامه

نکته جالب توجه اینکه در زمان ضبط صحنه های مربوط به حضور حضرت اباالفضل (ع)، کاوه یکبار در در فاصله شاهرود تا طرود ـ محل ضبط سریال ـ تصادف می کند اما خوشبختانه اتفاقی برای او نمی افتد.

نکته جالب تر اینکه در شرایطی که بسیاری از خبرنگاران به دنبال یافتن عکسی واقعی از چهره او هستند، او در نمایشگاه عکس سریال مختارنامه که پاییز سال ۸۹ در تالار وحدت برگزار شد، حضور می یابد اما هیچ کدام از خبرنگارها او را نمی شناسند و به همین دلیل عکسی از وی گرفته و منتشر نمی شود.

لغو قرارداد با مدیر برنامه

آقا «باقر» مدیر برنامه های کاوه فتوحی برای اعتبار او هزینه فراوانی می کند. او برای کاوه بادی گارد استخدام می کند، با یک وکیل برجسته مذاکره می کند تا وکالت او را بپذیرد، در جست و جوی یافتن فردی به عنوان مدیر برنامه های رسانه ای کاوه می گردد و…طبق برنامه ریزی صورت گرفته هر فردی برای مصاحبه و یا انتشار عکس کاوه باید اجازه نامه رسمی داشته باشد و اگر فردی بی اجازه عکس او را منتشر کند، تحت تعقیب قرار خواهد گرفت.

در این مرحله هزینه های دیگری هم برای کاوه صورت می گیرد. مثلا در سالگرد ازدواج یکی از دوستان و همکارانش در سریال مختارنامه، دسته گلی بزرگ از طرف باقر ولی با امضای کاوه برایش ارسال می شود. باقر امیدوار است با پخش سریال مختارنامه بتواند از سرمایه گذاری صورت گرفته استفاده کند اما ناگهان کاوه فتوحی همه قول و قرارهایش را برهم زده و برای همیشه دفتر این مدیر برنامه را ترک می کند.

فیس بوک دردسر ساز

پخش سریال مختارنامه از مهرماه سال ۱۳۸۹ آغاز می شود. بازی کاوه فتوحی در قسمت ۲۱ این سریال است اما از همان ابتدای پخش همه خبرنگاران به دنبال یافتن عکسی از کاوه فتوحی و مصاحبه با وی هستند. طبق برنامه ریزی روابط عمومی سریال قرار نیست تا زمان پخش این قسمت عکس یا مصاحبه ای از کاوه در اختیار رسانه ها قرار گیرد.

در این مدت کم کم کاوه فتوحی با حامد میرباقری پسر داوود میرباقری رابطه ای دوستانه و صمیمی پیدا کرده است. آنها اغلب اوقات با یکدیگر هستند.

در این فاصله باقر هم بیکار ننشسته و گلایه این رفتار کاوه را نزد بسیاری از عوامل مختارنامه مطرح کرده است. او در ملاقات های خود با عوامل کلیدی سریال، با اشاره به حساسیت موجود بر روی نقش حضرت اباالفضل (ع) به آنها پیشنهاد می کند این بخش از سریال را حذف کنند تا از ناحیه پخش این صحنه ها دردسری برای آنها ایجاد نشود.

البته این پیشنهاد جدی گرفته نمی شود و صرفا یک دخالت در کار سریال تلقی می گردد.

در این زمان اتفاق های دیگری هم رخ داده است. مثلا کاوه فتوحی به حراست سازمان صدا و سیما فرا خوانده و از او درخواست می شود صفحه خود در فیس بوک را ببندد. نکته جالب توجه اینکه افرادی از صفحات فیس بوک او پرینت گرفته و با اشاره به حضور برخی افراد نامتعارف در فهرست دوستان او تلاش کرده اند شخصیت کاوه فتوحی را زیر سوال ببرند.

مدتی بعد و در آذر سال ۱۳۸۹ ، اظهار نظر یکی از علماء در مخالفت با نمایش چهره حضرت اباالفضل (ع) در سریال مختارنامه باعث می شود صدا و سیما با صدور بیانه ای اعلام کند در این سریال هیچ تصویری از حضرت اباالفضل (ع) نمایش داده نمی شود و بر روی تصاویر گرفته شده نور انداخته می شود.

طبق برنامه ریزی های اولیه قرار است این صحنه ها در قسمت ۲۱ این سریال نمایش داده شود. این قسمت باید ۲۹ بهمن ماه پخش شود اما در این قسمت تنها تصاویری محدود از حضور آن حضرت در کنار نهر علقمه با قرار دادن مِه بر روی این تصاویر نمایش داده می شود.

میرباقری همچنان امیدوار است

هشتم فروردین ماه داوود میرباقری در برنامه «صندلی داغ» ضمن پاسخ به پرسش های مجری برنامه در خصوص نحوه ساخت این سریال تلویزیونی، درخصوص سرنوشت نمایش صحنه های مربوط به حضور حضرت اباالفضل (ع) در سریال مختارنامه نیز به اظهار نظری مهمی می پردازد. میرباقری با اشاره به مشکلات موجود بر سر راه نمایش تصاویر مربوط به حضور حضرت عباس (ع) در کربلا ابراز امیدواری می کند مشکلات مربوط به پخش این صحنه ها در آینده نزدیک رفع شود.

وی در ادامه با اشاره به برخی پیشنهادها درخصوص قرار دادن نور بر روی چهره این حضرت در تصاویر سریال مختارنامه، از عدم تمایل برای استفاده از چنین تمهیدی خبر داده و می گوید: صحنه های مربوط به حضور حضرت عباس (ع) در کربلا حدود ۱۱ دقیقه است که او به عنوان سازنده این اثر امیدوارم با رایزنی هایی که در حال انجام است، این صحنه ها در قسمت های پیش روی سریال مختارنامه به شکلی نمایش داده شود.

نکته جالب توجه اینکه داوود میرباقری در همین برنامه صندلی داغ می گوید سریال مختارنامه روایت زندگی و قیام مختار ثقفی است و عدم پخش صحنه های مربوط به حضرت اباالفضل (ع) نیز لطمه ای به داستان نمی زند.

پایان غم انگیز

میرباقری امیدوار است در قسمت پایانی سریال بتواند صحنه های حضور حضرت اباالفضل (ع) را نمایش دهد اما هرچه سریال به پایان پخش نزدیک می شود، از امید میرباقری کاسته می شود.

در مراسمی که روز جمعه ۲۴ تیرماه سال ۹۰ برای قدردانی از داوود میرباقری در شاهرود برگزار می شود «کاوه فتوحی» بازیگر نقش حضرت اباالفضل (ع) مقابل دوربین های عکاسی ظاهر می شود و خیلی زود عکس های او با چهره واقعی اش بر روی اینترنت منتشر می گردد. همه چیز حکایت از آن دارد که دیگر امیدی برای نمایش بخش هایی که او در سریال ایفاء کرده نیست و عملا پرونده این موضوع بسته می شود.

کاوه فتوحی همچنان با حامد میرباقری دوست است و امیدوار است در یکی از ساخته های کارگردان مختارنامه نقشی ایفاء کند تا شانس خود برای حضور در عرصه سینما و تلویزیون را بیازماید. او در مقطعی قرار می شود تا دستیار کارگردان یک فیلم ۹۰ دقیقه ای باشد. فیلمی که به کارگردانی یکی از عوامل پشت صحنه مختارنامه قرار بوده ساخته شود اما آن فیلم هم ساخته نمی شود و کاوه با وجود گذشت سه سال از زمانی که برای ایفای این نقش کاندیدا شد، هنوز جوانی گمنام است که سینما و تلویزیون از نشان دادن روی خوش به او پرهیز کرده اند. شغل او این روزها حضور در یکی از همان مغازه های خیابان زرتشت است. شاید شما بارها او را دیده اید و نتوانسته اید تشخیص دهید که جوانی که پشت دخل یک مغازه پرده فروشی است، قرار بوده روزی به تصور ما درخصوص حضرت اباالفضل (ع) جان ببخشید.

منبع: ویژه نامه نوروزی روزنامه جوان ـ فروردین ۱۳۹۱

صحنه پخش نشده شهادت حضرت عباس در مختارنامه

تصاویر, مذهب هیچ دیدگاه »

کلیپ شهادت حضرت عباس  از صحنه های حذف شده سریال مختارنامه که مورد توجه بسیاری در فضای مجازی قرار گرفت و پس از آن مورد اعتراض کارگردان سریال آقای میرباقری واقع شد. صحنه هایی که در آن ابوالفضل العباس در بازگشت از چشمه و رساندن آب به تشنگان کربلا در محاصره دشمن قرار میگیرد و ناجوانمردانه به شهات میرسد.

گفته میشود در زمان پخش این مجموعه تلویزیونی، میرباقری به عنوان کارگردان اثر، ابتدا قصد داشت بازیگر نقش حضرت عباس (ع) را به وضوح نشان دهند‏ اما با پیگیری‌ها و اعتراض‌ها به این تصمیم سازندگان «مختارنامه»، روابط‌ عمومی سریال اعلام کرد چهره حضرت عباس (ع) به شکل نورانی (جلوه‌های ویژه کامپیوتری) پخش می‌شود اما در ‌‌نهایت صحنه‌های مربوط به قتال حضرت عباس (ع) از این سریال حذف شد  و تنها صحنه‌های کمی از آن حضرت آن هم با جلوه‌های ویژه در برابر مخاطبان قرار گرفت‏.

با حذف صحنه‌های حضور و نمایش چهره حضرت ابوالفضل عباس، کاوه فتوحی نابازیگری که توسط تیم سازنده مختارنامه کشف شده بود و برای تماشاگران تلویزیون چهره‌ای ناشناخته به شمار می‌رفت، نتوانست شاهد اولین حضور خود در قاب تلویزیون باشد. در صورتی که نمایش آن صحنه‌ها ممکن بود سرنوشت فتوحی را همچون مصطفی زمانی در سریال یوسف پیامبر تغییر دهد. اما اکنون صحنه شهادت حضرت عباس که از نسخه‌ای به غیر از نسخه نهایی سریال استخراج شده است، بر روی اینترنت قرار گرفته است.

طبق اخباری که در رسانه‌ها منتشر شده است، در فیلم سینمایی روز رستاخیز ساخته احمدرضا درویش که خیلی‌ها منتظر اکران آن هستند، چهره حضرت عباس، حضرت قاسم و حضرت علی اکبر‌(ع) به تصویر کشیده شده است. با آنکه عوامل سازنده روز رستاخیز سعی می‌کنند حساسیتی را در این زمینه برانگیخته نکنند تا بر اثر فشار‌های احتمالی فیلم دچار جرح و تعدیل نشود، اما اگر این صحنه‌ها بتوانند از ممیزی‌های پیش از اکران عبور کنند در نوع خود تابوشکنی بزرگی خواهد بود. نمایش صحنه‌های حذف شده مختار نامه می‌تواند پیش‌زمینه خوبی برای سنجش آمادگی و مقبولیت نمایش چهره حضرت عباس باشد

علت ممنوعیت تصویربرداری از داخل کعبه

مذهب هیچ دیدگاه »
اگرچه قرنهاست که از فضای بیرونی خانه خدا اعم از پرده و ویژگیهای خاص آن صحبت می شود، اما فضای داخلی آن همچنان از دیده ها مخفی مانده، به طوری که عکاسی و تصویربرداری از درون خانه خدا عاملی برای لطمه زدن به قداست و ارزش آن قلمداد و غیر مجاز اعلام شده است.

به گزارش مهر به نقل از خبرگزاری های عربستان، کعبه با نامهای خانه خدا، بیت الله الحرام، بیت العتیق و بیت الحرم در مکه قرار دارد که برای همگان به ویژه مسلمانان از اهمیت خاصی برخوردار است. بنا بر آیاتی از قرآن و روایات در آغاز آفرینش که سراسر زمین را آب فرا گرفته بود، نخستین خشکی که آفریده شد زمین زیر کعبه بود که خشکی‌های دیگر از آن گسترده شد. بر اساس روایات اسلامی، کعبه را ابتدا حضرت آدم ساخت و سپس حضرت ابراهیم به کمک پسرش اسماعیل آن را تعمیر و بازسازی کرد.کعبه در زمان رسول خدا و قبل از بعثت، توسط قریش و با همکاری رسول خدا، بر اساس بنای اولیه ابراهیم دوباره بازسازی شد.
ساختمان کعبه به شکل مربع مستطیل و دارای چهار ضلع است که هر ضلع آن را رکن می‌ نامند. به مجموع چهار ضلع ارکان کعبه می‌ گویند که سه رکن آن رکن یمانی، رکن شامی و رکن عراقی نام دارند. ساختمان کعبه ۸۵ / ۱۴ متر ارتفاع، ۵۸ / ۱۱ متر طول و ۲۲ / ۱۰ متر عرض دارد.

بنای کعبه از سنگهای سیاه و سختی ساخته شده که پرده سیاهی بر روی آن قرار دارد. می گویند نخستین بار حضرت اسماعیل پرده ای بر کعبه کشید و بعدها قریش نیز چنین کردند و پرده ‌داری، منصبی ویژه برای آنان محسوب شد. اکنون نیز آن پرده به صورتی خاص بافته و بر روی کعبه نهاده می‌شود. گفتنی است تولیت و مناصب کعبه هنوز باقی است.این سنگها از زمان بنای کعبه از سال ۱۰۴۰ هجری قمری تا به امروز بر جا مانده، به طوری که بزر‌گترین آنها با طول و عرض و ارتفاع ۱۹۰، ۵۰ و ۲۸ سانتیمتر و کوچکترین آنها با طول و عرض ۵۰ و ۴۰ سانتیمتر است. پایه‌های آن از سرب مذاب ساخته شده و بنایی مستحکم و استوار است.

برای اولین بار در چوبی توسط قریش، برای کعبه، در محل فعلی که بالاتر از زمین قرار دارد نصب شد. پیش از بنای قریش، کعبه دو در داشت: یکی در ناحیه شرقی ( محل در فعلی) و دیگری در ناحیه غربی، که از یکی وارد و از دیگری خارج می‌ شدند. اما قریش تنها در ناحیه شرقی آن دری نصب کرد. بعدها عبدالله ابن زبیر در دیگر را گشود که به وسیله حجاج بن یوسف بسته شد و اکنون همان یک در باقی مانده ‌است. ساختمان کعبه نیز از سال ۱۰۴۰ تا قرن اخیر تعمیر نشده بود، ولی در سال ۱۳۷۷ قمری و سپس ۱۴۱۷ قمری در آن تعمیراتی صورت گرفت.

سقف کعبه به صورت دو سقفی است که با سه پایه چوبی که در میانه آن در یک ردیف قرار گرفته، نگهداری می‌شود، اطراف آن سنگهای مرمر نصب شده و در کنار آن پلکانی قرار دارد که برای رسیدن به سقف بالایی تعبیه شده ‌است. آخرین در کعبه که از چوب ساج و نقره خالص است و با طلا و جواهرات مزین شده، در دوران سعودی تعویض شده‌ است.کعبه از جمله اماکنی است که به علت قداستی که دارد، امکان تصویربرداری از داخل آن وجود ندارد، در واقع عدم تصویربرداری و عکس انداختن از داخل کعبه به قداست و احترام به خانه خدا باز می گردد که از ورود دستگاههای تصویربرداری ممانعت به عمل می آورند.

خانه خدا تنها در دو مناسبت در سال چون ماه شعبان و پیش از موسم حج باز می شود تا طی یک مراسم رسمی با آب زمزم و گلاب ناب کاشان شستشو داده شود یا در برخی از مناسبتهای رسمی دیگر که پادشاهان، سفیران، وزیران و رؤسای کشورهای مختلف می آیند، این در برای آنها باز می شود. طی این مراسم رسمی و یا زمان ترمیم و بازسازی خانه خدا تعدادی عکس از داخل آن گرفته شده است.

آنچه از این تصاویر بر می آید این است که کعبه از داخل چندان چراغانی نیست و برق کشی نشده است. در دیوارهای داخلی آن ۱۵ فانوس قدیمی آویزان است. فضای داخل کعبه تنها گنجایش نماز خواندن ۵۰ تا ۶۰ نفر را دارد.همچنین کتابهایی در این راستا نوشته شده و به عکس برداری و تصویربرداری از خانه خدا اشاره کرده اند، اما به طور کلی همه اینها به قداست و ممانعت از کشف جلالت و عظمت خانه خدا باز می گردد تا همچنان اسرار کعبه پوشیده بماند. چرا که برخی معتقدند که این عکسها احترام به خانه خدا را از بین می برد.

البته ریاست خانه خدا نیز اجازه تصویربرداری و عکس گرفتن از خانه خدا را نمی دهد. این موضوع اگر چه نه از نظر شرعی و نه دینی مانعی ندارد، اما اعتقاد به حفظ ارزش و قداست خانه خدا هر گونه تصویربرداری از آن را غیر مجاز اعلام کرده است.با این حال وزارت حج عربستان هرساله با صدور قانونی ممنوعیت تصویربرداری از داخل حرمین شریفین و صحن آنها را اعلام می کند و از شرکتهای دارای مجوز این وزارتخانه می خواهد تا زائران خانه خدا را نسبت به ممنوعیت فیلمبرداری، تصویربرداری و عکاسی با هر وسیله ای آگاه کنند.

طی قانون این وزارتخانه آمده است: ممانعت از فیلمبرداری، تصویربرداری و عکاسی از حرمین شریفین و صحن آنها با وسایل مختلف به منظور حفظ قداست این اماکن مقدس است و با این کار سعی می شود جو عبادی و بندگی پروردگار برای کسانی که به زیارت خانه خدا و مسجدالنبی آمده اند، فراهم شود. تصویربرداری از داخل حرم شریف منجر به تشویق، ازدحام و نگرانی می شود.در ادامه این قانون آمده است: روزنامه ها، خبرگزاریها و رسانه های گروهی وظیفه دارند تا حجاج را آگاه کنند و با نصب پوستر و توزیع بروشورهایی در اماکن اسکان زائران، آنها را نسبت به این امر اقدام کنند.

عکس/ تعویض پرده کعبه

تصاویر, مذهب هیچ دیدگاه »

چند حدیث زیبا از امام رضا (ع)

اطلاعات عمومی, الکلی ها و معتادان گمنام, داستانهای کوتاه و زیبا, قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب, مسائل و اخبار روز اجتماعی, ورزشی هیچ دیدگاه »

۱- قالَ الامام علی بن موسی الرضا علیه السلام : رَحِم َاللّهُ عَبْدا احْیا امْرَنا، قیلَ: کَیْفَ یُحْیى امْرَکُمْ؟ قالَ علیه السلام : یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا وَیُعَلِّمُها النّاسَ.
ترجمه :
امام رضا علیه السلام فرمود: رحمت خدا بر کسى باد که امر ما را زنده نماید، سؤ ال شد: چگونه ؟ حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گیرد و به دیگران بیاموزد. (بحارالا نوار: ج ۲، ص ۳۰،ح۱۳ )

۲- قالَ علیه السلام : مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلى مایُکَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ، فَلْیَکْثُرْ مِنْ الصَّلوةِ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، فَإ نَّها تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْما.
ترجمه :
امام رضا علیه السلام فرمود: کسى که توان جبران گناهانش را ندارد، زیاد بر حضرت محمّد و اهل بیتش علیهم السلام صلوات و درود فرستد، که همانا گناهانش اگر حقّ الناس نباشد محو و نابود گردد. (جامع الا خبار ص ۵۹، بحارالا نوار: ج ۹۱، ص ۴۷،ح۲ )

۳- قالَ علیه السلام : لَوْخَلَتِ الاْ رْض طَرْفَةَ عَیْنٍ مِنْ حُجَّةٍ لَساخَتْ بِاهْلِها.
ترجمه :
فرمود: چنانچه زمین لحظه اى خالى از حجّت خداوند باشد، اهل خود را در خود فرو مى برد. (علل الشّرایع : ص ۱۹۸، ح۲۱ )

۴- قالَ علیه السلام : المَرَضُ لِلْمُؤْمِنِ تَطْهیرٌ وَ رَحْمَةٌ وَلِلْکافِرِ تَعْذیبٌ وَ لَعْنَةٌ، وَ إنَّ الْمَرَضَ لایَزالُ بِالْمُؤْمِنِ حَتّى لایَکُونَ عَلَیْهِ ذَنْبٌ.
ترجمه :
فرمود: مریضى ، براى مؤ من سبب رحمت و آمرزش گناهانش مى باشد و براى کافر عذاب و لعنت خواهد بود.
سپس افزود: مریضى ، همیشه همراه مؤ من است تا آن که از گناهانش چیزى باقى نماند و پس از مرگ آسوده و راحت باشد. (بحارالا نوار: ج ۷۸، ص ۱۸۳، ح ۳۵، ثواب الا عمال : ص ۱۷۵)

۵- قالَ علیه السلام : لایُجْمَعُ الْمالُ إ لاّ بِخَمْسِ خِصالٍ: بِبُخْلٍ شَدیدٍ، وَ اءمَلٍ طَویلٍ، وَ حِرصٍ غالِبٍ، وَ قَطیعَةِ الرَّحِمِ، وَ إیثارِ الدُّنْیا عَلَى الْآخِرَةِ.
ترجمه :
فرمود: ثروت ، انباشته نمى گردد مگر با یکى از پنج خصلت :
بخیل بودن ، آرزوى طول و دراز داشتن ، حریص بر دنیا بودن ، قطع صله رحم کردن ، آخرت را فداى دنیا کردن . (وسائل الشّیعة : ج ۲۱، ص ۵۶۱، ح ۲۷۸۷۳)

۶- قالَ علیه السلام : إنَّ الصَّمْتَ بابٌ مِنْ ابْوابِ الْحِکْمَةِ، یَکْسِبُ الْمَحَبَّةَ، إنَّهُ دَلیلٌ عَلى کُلِّ خَیْرٍ.
ترجمه :
فرمود: همانا سکوت و خاموشى راهى از راه هاى حکمت است ، سکوت موجب محبّت و علاقه مى گردد، سکوت راهنمائى براى کسب خیرات مى باشد. ( مستدرک الوسائل : ج ۹، ص ۱۶، ح ۱۰۰۷۳)

۷- قالَ علیه السلام : شیعَتُناالمُسَّلِمُونَ لاِ مْرِنا، الْآخِذُونَ بِقَوْلِنا، الْمُخالِفُونَ لاِ عْدائِنا، فَمَنْ لَمْ یَکُنْ کَذلِکَ فَلَیْسَ مِنّا.
ترجمه :
فرمود: شیعیان ما کسانى هستند که تسلیم امر و نهى ما باشند، گفتار ما را سرلوحه زندگى در عمل و گفتار خود قرار دهند، مخالف دشمنان ما باشند و هر که چنین نباشد از ما نیست .( جامع احادیث الشّیعة : ج ۱، ص ۱۷۱، ح ۲۳۴، بحار: ج ۶۵، ص ۱۶۷،ح۲۴ )

احادیثی زیبا از امام رضا (ع)

اطلاعات عمومی, قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب, مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »

۱- قالَ الامام علی بن موسی الرضا علیه السلام : رَحِم َاللّهُ عَبْدا احْیا امْرَنا، قیلَ: کَیْفَ یُحْیى امْرَکُمْ؟ قالَ علیه السلام : یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا وَیُعَلِّمُها النّاسَ.
ترجمه :
امام رضا علیه السلام فرمود: رحمت خدا بر کسى باد که امر ما را زنده نماید، سؤ ال شد: چگونه ؟ حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گیرد و به دیگران بیاموزد. (بحارالا نوار: ج ۲، ص ۳۰،ح۱۳ )

۲- قالَ علیه السلام : مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلى مایُکَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ، فَلْیَکْثُرْ مِنْ الصَّلوةِ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، فَإ نَّها تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْما.
ترجمه :
امام رضا علیه السلام فرمود: کسى که توان جبران گناهانش را ندارد، زیاد بر حضرت محمّد و اهل بیتش علیهم السلام صلوات و درود فرستد، که همانا گناهانش اگر حقّ الناس نباشد محو و نابود گردد. (جامع الا خبار ص ۵۹، بحارالا نوار: ج ۹۱، ص ۴۷،ح۲ )

۳- قالَ علیه السلام : لَوْخَلَتِ الاْ رْض طَرْفَةَ عَیْنٍ مِنْ حُجَّةٍ لَساخَتْ بِاهْلِها.
ترجمه :
فرمود: چنانچه زمین لحظه اى خالى از حجّت خداوند باشد، اهل خود را در خود فرو مى برد. (علل الشّرایع : ص ۱۹۸، ح۲۱ )

۴- قالَ علیه السلام : المَرَضُ لِلْمُؤْمِنِ تَطْهیرٌ وَ رَحْمَةٌ وَلِلْکافِرِ تَعْذیبٌ وَ لَعْنَةٌ، وَ إنَّ الْمَرَضَ لایَزالُ بِالْمُؤْمِنِ حَتّى لایَکُونَ عَلَیْهِ ذَنْبٌ.
ترجمه :
فرمود: مریضى ، براى مؤ من سبب رحمت و آمرزش گناهانش مى باشد و براى کافر عذاب و لعنت خواهد بود.
سپس افزود: مریضى ، همیشه همراه مؤ من است تا آن که از گناهانش چیزى باقى نماند و پس از مرگ آسوده و راحت باشد. (بحارالا نوار: ج ۷۸، ص ۱۸۳، ح ۳۵، ثواب الا عمال : ص ۱۷۵)

۵- قالَ علیه السلام : لایُجْمَعُ الْمالُ إ لاّ بِخَمْسِ خِصالٍ: بِبُخْلٍ شَدیدٍ، وَ اءمَلٍ طَویلٍ، وَ حِرصٍ غالِبٍ، وَ قَطیعَةِ الرَّحِمِ، وَ إیثارِ الدُّنْیا عَلَى الْآخِرَةِ.
ترجمه :
فرمود: ثروت ، انباشته نمى گردد مگر با یکى از پنج خصلت :
بخیل بودن ، آرزوى طول و دراز داشتن ، حریص بر دنیا بودن ، قطع صله رحم کردن ، آخرت را فداى دنیا کردن . (وسائل الشّیعة : ج ۲۱، ص ۵۶۱، ح ۲۷۸۷۳)

۶- قالَ علیه السلام : إنَّ الصَّمْتَ بابٌ مِنْ ابْوابِ الْحِکْمَةِ، یَکْسِبُ الْمَحَبَّةَ، إنَّهُ دَلیلٌ عَلى کُلِّ خَیْرٍ.
ترجمه :
فرمود: همانا سکوت و خاموشى راهى از راه هاى حکمت است ، سکوت موجب محبّت و علاقه مى گردد، سکوت راهنمائى براى کسب خیرات مى باشد. ( مستدرک الوسائل : ج ۹، ص ۱۶، ح ۱۰۰۷۳)

۷- قالَ علیه السلام : شیعَتُناالمُسَّلِمُونَ لاِ مْرِنا، الْآخِذُونَ بِقَوْلِنا، الْمُخالِفُونَ لاِ عْدائِنا، فَمَنْ لَمْ یَکُنْ کَذلِکَ فَلَیْسَ مِنّا.
ترجمه :
فرمود: شیعیان ما کسانى هستند که تسلیم امر و نهى ما باشند، گفتار ما را سرلوحه زندگى در عمل و گفتار خود قرار دهند، مخالف دشمنان ما باشند و هر که چنین نباشد از ما نیست .( جامع احادیث الشّیعة : ج ۱، ص ۱۷۱، ح ۲۳۴، بحار: ج ۶۵، ص ۱۶۷،ح۲۴ )

فیلم موهن

مذهب, مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »
به گزارش فارس، «بی گناهی مسلمانان» بازیگر آمریکایی که در فیلم موهن «بی گناهی مسلمانان»، نقش مادر دختر ۱۲ ساله‌ای را بازی کرده، در مصاحبه‌ای با سایت سینمایی «هالیوود ریپورتر» از جزئیات فیلم موهن «بی گناهی مسلمانان»، چگونگی بازی در این فیلم و … گفته است.

مشروح این مصاحبه را در زیر می‌خوانید.

* بازی در این فیلم چه اثری بر زندگی شما گذاشته است؟

من شغلم که پرستاری از کودکان است را از دست داده‌ام، همه از اطراف من پراکنده شده‌اند، آن‌ها از اینکه با من در ارتباط باشند، می‌ترسند.

* چه کسی شما را برای بازی در این فیلم استخدام کرد؟

«سم باسیل». من یک فراخوان انتخاب بازیگر دیدم و برای گزینش رفتم و آنجا اسامی آدم‌های سرشناس زیادی را دیدم ولی نمی‌توانم از آن‌ها نام ببرم، چون هر کدام از آن‌ها در مرحله‌ای از این پروژه جدا شدند.

* آیا این افراد جزو بازیگران بودند؟

بازیگر، تهیه‌کننده و همچنین کارگردان.

* چه کسی فیلم را کارگردانی کرد؟

من می‌توانم به شما بگویم که چه کسی آن را نوشته است، او مردی به نام «سم باسیل» بود، مقصر اصلی اوست.

* آیا کارگردان فیلم کسی است که ما او را می‌شناسیم؟

بله، ممکن است شما هم او را بشناسید.

* صحنه‌ای هست که شخصیتی که تو به جای آن بازی کرده‌ای، به [حضرت] محمد توهین می‌کند؟

بازیگران این فیلم حقیقتا فریب داده شدند، صدای من کاملا دوبله شده بود و آن صدای من نبود. من تا زمانی که کلیپ فیلم منتشر شد، در این باره هیچ نمی‌دانستم، تنها نقش من بازی در نقش مادری بود که با دختر و همسرش درباره مردی به نام «مستر جورج» صحبت می‌کرد. من فیلمنامه کامل هر آنچه که در فیلم گفته‌ام را دارم. در این فیلم دختر من توسط شوهرم به همسری مردی به نام «مستر جورج» درآمد بود و من به خاطر آنکه این مرد را ستایش می‌کرد، مسخره‌اش می‌کردم. آن‌ها (سازندگان فیلم) بعدا نام «مستر جورج» را کلا به «محمد» تغییر داده بودند.

* آیا آن‌ها چیز دیگری از گفته‌های تو را دوبله کرده بودند؟

این تنها قسمتی از بازی من بود که تحریف شده بود. من حتی به خاطر نمی‌آورم که در این کار احمقانه ‌چه گفتم و چه کردم، من حتی نمی‌توانم آن را تماشا کنم، چون به شدت مرا آزار می‌دهد.

* آخرین باری که با «سم باسیل» صحبت کردی، چه زمانی بود؟

من صبح روزی که در لیبی، خشونت‌ها به اوج رسید، به او زنگ زدم و از او پرسیدم «چرا این کار را کردی؟»، او گفت: «سیندی، به دنیا بگو که بی‌گناهی»، او گفت که یک نویسنده است و این کار را به خاطر این انجام داده که دیگر از حمله مسلمانان تندرو به مردم بی‌گناه خسته شده است!

او به من گفت که اهل اسرائیل است، در حالی که زمانی که داشتیم فیلم را می‌ساختیم او به من گفته بود که اهل مصر است.

* صحنه مربوط به بازی شما در کجا فیلمبرداری شد؟

در کلیسایی واقع در خیابان همیلتون در شهر دوآرته، در این کلیسا یک سالن نمایش بود، عواملی آنجا بودند که کار طراحی لباس، گریم و فیلمبرداری را انجام می‌دادند ولی همه آن‌ها نیز بی‌گناه بودند. آن‌ها حتی پیش از آن در پروژه «مصائب مسیح» هم مشارکت داشته‌اند.

* کل فیلم چقدر طول می‌کشد؟

این فیلم قرار بود دو ساعت باشد ولی من هنوز نسخه کامل آن را ندیده‌ام. صحنه‌های زیادی هنگام فیلمبرداری بود که هیچ‌کدام در کلیپ‌هایی که دیدم، نبودند. صحنه‌ای که «مستر جورج» دخترم را از من دور می‌کند و تمام صحنه فریاد می‌کشیدم، در ‌پایان همین صحنه بود که ناگهان مردی دیوانه‌وار وسط ‌پرید و گفت: فوق‌العاده بود. روز بعد این مرد پیش من آمد و پرسید، می‌دانی من چه کسی هستم؟ زمانی که اسمش را گفت، داشتم غش می‌کردم، او کارگردان و نویسنده بسیار مشهوری بود.

* آیا مطمئنی که او همان کسی است که ادعا می‌کرد؟ آیا او را شناختی؟

من پیش از آن هرگز او را ندیده بودم، ولی او خیلی به پدرش شبیه بود.

* پدر او چه کسی است؟

او مرده است، او یک بازیگر مشهور بود.

* اسمش را نمی‌گویی؟

من می‌خواهم حرفه بازیگری را ادامه دهد. همه آن آدم‌هایی که سر صحنه فیلمبرداری بودند بی‌گناه بودند، ما بی‌گناهیم. من حقیقتا به این مسئله اعتقاد دارم، چون همه آن‌ها درباره برخی از چیز‌هایی که «سم باسیل» از آن‌ها خواسته بود که در فیلم بگویند، ناراحت بودند.

* آیا زمانی که بازی در این فیلم را پذیرفتی، فکر می‌کردی چنین چیزی از آب درآید؟

زمانی که من برای تست بازیگری رفتم، آن‌ها به من گفتند که این فیلم یک فیلم اکشن است که داستان آن ۲ هزار سال پیش از این در صحرا روی داده است.

* آیا شما در ارتباط با این فیلم از کسی شکایت کرده‌اید؟

احتمالا علیه «سم باسیل» شکایت کنم، من وکیلی دارم که در این موارد به من کمک می‌کند.

* وکیل مدافع شما چه کسی است؟

شخصی است خارج از لس‌آنجلس که به بازیگران کمک می‌کند، او تاکنون به من خیلی کمک کرده است.

* آیا نگران آنچه در خاورمیانه می‌گذرد، هستید؟ آیا برای زندگی‌تان می‌ترسید؟

من به خدا ایمان دارم و با حضرت مسیح ارتباط قلبی دارم. من از هیچ چیز نمی‌ترسم، نگرانی من فقط بابت همسر و خانواده‌ام است، به همین خاطر هم‌اکنون از خانواده‌ام نیز دور شده‌ام.

* شما چند بار از مسیحیت نام بردید، آیا این یک فیلم ساخته مسیحیان است؟

نه، به هیچ وجه، فقط «باسیل» از یک کلیسا که اتاق نمایش داشت، به عنوان لوکیشن استفاده کرد؛ کلیساهای زیادی هستند که برای کسب درآمد، اتاق‌های خالی‌شان را اجاره می‌دهند.

* چه تعداد ایمیل و تلفن از مطبوعات و رسانه‌ها دریافت کرده‌اید؟

حداقل ۳۰۰ تا.

* آیا این فیلم در خور این همه سرزنش، اعتراض و قتل است؟

«باسیل» باید تاوان بدهد، شاید در این دنیا تاوان ندهد ولی مطمئنا در آن دنیا در پیشگاه خداوند باید جوابگوی کاری که انجام داده است، باشد.

* دستمزدت برای این فیلم چقدر بود؟

۵۰۰ دلار برای دو روز و نیم بازی.

* از ملاقات‌تان با «سم باسیل» بگویید.

این نام حقیقی او نیست، من اسم واقعی او را نمی‌توانم تلفظ کنم، او به من گفت که اهل مصر است و فیلمش برای اولین بار نیز در مصر اکران خواهد شد.

مدتی گذشت و او دوباره با من تماس گرفت و گفت که فیلم خوب صدابرداری نشده و زمانی که برای این کار رفتم، افراد دیگری آنجا بودند.

* گفته شده که اف‌بی‌آی در جستجوی «باسیل» است، آیا تاکنون علیه شما نیز اقدام قانونی صورت گرفته است؟

خیر.

دختری که در فیلم موهن نقش داشت+ عکس

اطلاعات عمومی, تصاویر, مذهب هیچ دیدگاه »
Anna Gurji در اولین مصاحبه ای که با او انجام شد بسیار وحشت زده بود او گفت: توسط مدیر ۵۵ ساله اش فریب خورده است.

به گزارش روزگار نو Anna Gurji در اولین مصاحبه ای که با او انجام شد بسیار وحشت زده بود او گفت: توسط مدیر ۵۵ ساله اش فریب خورده است.
این بازیگر جوان ۲۱ ساله اضافه می کند:من کاتولیک هستم و مدت چند روز است که قرص خواب استفاده می کنم، همه اش گریه می کنم مردم بخاطر این فیلم افتضاحی که بازی کرده ام از من متنفر هستند.

فیلم مذکور از سوی تری جونز، کشیش ضد اسلام اهل فلوریدای آمریکا، منتشر شده که اعلام کرده‌ است انتشار این فیلم به مناسبت سالگرد حملات یازده سپتامبر صورت گرفته است.
در این فیلم دوساعته، شخصیت ارزشمند پیامبر اکرم (ص) به طنز گرفته شده و این چهره پاک، فردی ترسیم شده‌ است که گناهان بسیاری مرتکب می‌شود.

«سَم باسیل»، نویسنده و کارگردان این فیلم، که «برائت از مسلمانان» نام دارد یک یهودی آمریکایی اهل کالیفرنیا و شاغل در بخش مستغلات است، اما پخش و توزیع فیلم را تری جونز برعهده دارد.

رشته مداحی هم راه اندازی شد

مذهب, مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »

رییس هیات مدیره خانه مداحان کشور با تاکید بر لزوم آموزش مداحان تاکید کرد: مداحان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) باید دوره های عمومی و تخصصی مداحی را بگذرانند.

به گزارش ایرنا، ˈعلی آهیˈ شامگاه شنبه در همایش بسیج مداحان و شعرای شهرستان کاشان اظهار داشت: مداحان ضمن گذراندان آموزش های عقیدتی باید ادبیات و تاریخ را نیز بدانند.
وی به تشریح وجود اشتباه در برخی شعرهای قدیمی که توسط مداحان خوانده می شود، پرداخت و افزود: مداحان و شاعران باید شعر را کالبد شکافی کنند چون برخی شعرها از نظر موضوعی و برخی نیز بلحاظ ادبی، معانی و عقیدتی اشکال دارند.

آهی خاطر نشان کرد: مداحان و شاعران اهل بیت (ع) همچنین باید از سطح آگاهی عمومی مناسبی برخودار باشند بایستی امام شناس نیز باشند تا بتوانند در مدح، منقبت و ستایش ائمه معصومین (ع) شعر بسرایند.مسوول بنیاد دعبل تهران، از نداشتن متولی واحد برای رسیدگی به امور مداحان و ذاکران اهل بیت (ع) در کشور گلایه کرد و گفت: این قشر جامعه نمی دانند که متولی رسیدگی به امور آنها کدام دستگاه اجرایی استآهی از ایجاد رشته مداحی در دانشگاه علمی کاربردی نیز خبر داد و گفت: مداحان می توانند با تحصیل علم در این دانشگاه مدارک کاردانی و کارشناسی دریافت کنند.

وی یادآور می شود: مداحان با اخذ این مدارک می توانند در حاشیه کار مداحی به تدرس دروس عقیدتی و قرآنی در آموزش و پرورش نیز بپردازند.
این همایش با حضور جمعی از مداحان و شاعران اهل بیت عصمت و طهارت شهرستان های کاشان و آران وبیدگل در حسینیه شهدای سپاه کاشان برگزار شد.

عکس یادگاری روحانی اصلاح طلب سایق با خواننده لس آنجلس

قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب, مسائل و اخبار روز اجتماعی, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »
عکس یادگاری روحانی اصلاح طلب سابق با خواننده لس آنجلسی
یکی از مدعیان دین‌پژوهی اصلاح طلب که قبلا” در کسوت روحانی خود را شاگرد
به گزارش فارس، محمد جواد اکبرین از روحانیون جبهه اصلاحات و جنبش سبز اخیرا در صفحه فیسبوک خود عکس جالبی را منتشر کرده است.این عکس کاملا گویای خط فکری مدعیان دیانت و قرائت های مختلف از دین است.

او بعنوان یک دین پژوه تفاسیر خود را از دین در بی بی سی ارائه می کند.

تصویر زیر عکس یادگاری اکبرین با ابراهیم حامدی(ابی)خواننده لس آنجلسی است.

در همین صفحه، عکسی از وی با آیت الله منتظری نیز منتشر شده است.

محمدجواد اکبرین از جمله روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلبی بود که سابقه تحصیل در حوزه‌های علمیه را دارد. وی که در دوره اصلاحات در رسانه‌هایی چون نشاط و عصرآزادگان به فعالیت مشغول بود چندین بار به دلیل مطالب خلاف واقع احضار و بازداشت شد.

وی همچنین از حامیان «کمپین یک میلیون امضا برای برابری» برای لغو قوانین اسلامی می‌باشد. اکبرین که در چند سال گذشته در فرانسه ساکن است در مقالاتی که به اسم دین‌پژوهشی ارائه می‌کند به اصول اسلام حمله می‌کند. وی همچنین در خارج از کشور برای رسانه‌های ضدانقلاب به تولید محتوا می‌پردازد.

شادی اصل است

قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب هیچ دیدگاه »

اندیشه > دین- در آموزه‌های اسلامی، ارتباط تنگاتنگی بین دنیا و آخرت وجود دارد و در روایت‌ها، دنیا را کشتزار آخرت دانسته‌اند. بر این اساس، توجه به دنیا و امور آن در اسلام جایز دانسته شده است.

در واقع وجود احکام و تکلیف‌های فقهی و شرعی گوناگون در اسلام، خود حاکی از تأیید این نکته است که نیل به سعادت اخروی از طریق همین جهان مادی است؛ بادقت در سیره و زندگانی پیامبر(ص) و امامان(ع) می‌توان این مهم را به‌خوبی مشاهده کرد. این بزرگواران در عین آنکه هدف و مقصد خویش را آن جهان تعریف کرده بودند،

به زندگی این دنیا نیز بی‌اعتنا نبودند و علاقه خود را به مظاهر آن بیان می‌کردند، به همین خاطر، اسلام برخلاف دیدگاه کسانی که آن را در زندگی آن دنیا خلاصه می‌کنند، دینی است که به این دنیا هم توجه دارد. از این رو، شادی که از نمودهای زندگی این جهانی است، در رأس آموزه‌های دینی قرار دارد. آنچه از پی می‌آید گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام دکتر احمد مبلغی در خصوص جایگاه شادی در اسلام است.

  • در آغاز گفت‌‌وگو می‌خواهم کمی درباره جایگاه شادی و جشن در اسلام سخن بگویید. از خلال آیات و روایت‌های مختلف چه برداشتی می‌توان در این خصوص داشت؟

در ابتدا باید چند نکته را به عنوان مقدمه بگویم و سپس با توجه به آنها به نتیجه‌ای در ارتباط با جایگاه شادی در اسلام برسیم. نکته اول این است که شادی به عنوان یک خصلت اصلی، طبیعی و ضروری برای انسان مطرح است و نبود آن امری غیرطبیعی و نابهنجار است. در واقع بازتاب‌های فقدان شادی به صورت فردی و اجتماعی بروز پیدا می‌کند و مسیر زندگی را از حالت طبیعی خارج می‌سازد.

نکته دوم این است که اسلام هم همین نظر را دارد. به بیان دیگر، اسلام هم همه نگاه‌ها و برنامه‌ریزی‌هایش را با توجه به همین حالت طبیعی و ضرورت آن شکل داده است. از این رو در اسلام بحث عدم حرمت زینت مطرح است. در آیه شریفه قرآن این مسئله(عدم حرمت زینت) به صورت عتاب‌آلود و ملامت‌گونه آمده است. در آن آیه می‌خوانیم که« بگو چه کسی زینت خدا را که برای بندگانش قرار داده است، حرام کرده است؟» زینت ارتباط تنگانگی با شادی دارد؛ به این معنا که زینت چیزی است در بیرون، اما بازتاب آن در زندگی و طبیعت درون انسان، ایجاد شادی است.

اگر شادی و لذت را از زینت بگیرید، زینت به خودی خود تفاوتی با غیرزینت نخواهد داشت. این نشان می‌دهد که زینت یک امر دوسویه است؛ یعنی از یک سو یک وضعیت خاص در بیرون از انسان در شیئی و یا در انسانی و… وجود دارد و از سوی دیگر، طبیعت انسان به گونه‌ای است که در مواجهه با آن (شیء یا انسان) اولا آن را زینت می‌بیند و ثانیا چون در نگاه و درون انسان زیبا جلوه می‌کند، سبب انبساط و سرور وی می‌شود. بنابر این روشن است که شادی امری ضروری در نظر گرفته شده است و این عتابی که در قرآن وجود دارد، در واقع عتاب به کسانی است که شادی را برای انسان نمی‌خواهند.نکته سوم این است که اصولا نعمت‌های قیامت و به‌ویژه وصف بهشت براساس شادی انسان است. اگر در انسان شادی ایجاد نشود، ‌رفتن به بهشت چه معنایی دارد؟

  • البته عده‌ای می‌گویند که اسلام بر شادی اخروی نظر داشته و کمتر به شادی این جهانی توجه دارد.

نه، اینگونه نیست. در آخرت تکلیف وجود ندارد و لذا یک شادی بی‌حد و حصر وجود دارد اما در اینجا (این دنیا) چون زندگی اجتماعی و بحث تزاحم حقوق مطرح می‌شود، استفاده از لذت‌ها و فراهم آوردن شادی تابع چارچوب‌هایی بوده و به همین خاطر محدودیت‌هایی پیدا کرده تا همه بتوانند به یک شادی جمعی برسند. در اسلام این یک اصل است که شادی فردی نباید به‌گونه‌ای باشد که به غم دیگران بینجامد. وگرنه- همانگونه که اشاره شد- شادی یک امر فطری است که در ذات انسان است. بنابراین انسان باید در این دنیا شاد باشد و در آخرت هم این شادی به اوج می‌ر‌سد.

  • ‌آیا محدودیت‌ شادی در اسلام تنها به همین موردی که اشاره کردید یعنی آنجا که به اندوه دیگران منجر شود، منحصر است یا آنکه در ارتباط با خود فرد هم محدودیت‌هایی وجود دارد؟

اجازه بدهید که به پاسخ این پرسش در نتیجه‌گیری بحثم بپردازم. به هر حال، شادی در اسلام مبنا گرفته شده و بستر تعالی فردی و اجتماعی در نظر آورده شده است. اصولا طرح بهشت و اوصاف آن بر اساس وجود همین خصلت(شادی) در انسان است.
اگر اسلام نگاه حذفی به شادی داشت، همین مقدار(تشویق انسان به بهشت) هم در آن موجود نبود. فارغ از اینکه ظرف این شادی(بهشت) در آخرت است، خود وصف بهشت برای انسانی که در این دنیاست به قصد ایجاد شوق و شادی در اوست. به این معنا که وصف نعمت در آینده(قیامت) نوعی سرور و شادی را در انسان پدید می‌آورد. بنابر این اسلام شادی را نادیده نمی‌گیرد. از سوی دیگر، همان گونه که می‌دانید چه دنیای انسان و چه آخرت وی بر اساس فطریات بنا شده است. پس اگر بپذیریم که شادی یک امر فطری و بشری است، اسلام هم نیامده تا با فطریات و از جمله شادی مخالفت کند.

اسلام با فطریات مخالفت نمی‌کند، بر عکس اسلام آمده است تا روی بال فطریات بنشیند و آنها را تعمیق ببخشد. اسلام می‌خواهد با لحاظ کردن فطریات بشر، زندگی وی را دگرگون سازد. اسلام بیش از هر مکتب دیگری به عمق فطریات بشر توجه کرده است. منتها اسلام در جاهایی قائل به محدودیت‌هایی است که در طول بحث به آنها اشاره خواهم کرد.

نکته چهارم این است که بازتاب‌های حذف شادی- که پیش‌تر به آن اشاره شد- در زندگی فردی و اجتماعی بشر بسیار بنیادین است. ممکن است انسان به جای شادی گاهی اراده‌ها و تصمیم‌هایی را برای نوعی فعالیت‌ ایجاد کند اما اینگونه فعالیت تک‌سویانه یا فاقد شرایط پایداری است. فقدان شادی در زندگی انسان، گرچه ممکن است در مواردی به استقامت وی منجر شود اما از جنبه‌ای دیگر سبب ایجاد نوعی افسردگی و نابهنجاری در زندگی فردی و اجتماعی می‌شود.

  • به شادی اجتماعی اشاره کردید. جا دارد که در همین جا این نکته را مطرح کنیم که چگونه می‌توان بر اساس آموزه‌های اسلامی و اعیادی از جمله عیدفطر شادی و نشاط اجتماعی را پدید آورد و گسترش داد؟

اصولا هر چیزی که شادی اجتماعی را پدید آورد، در اسلام مورد استقبال قرار گرفته است. اما در مواردی اسلام خواسته بین شادی و معنویت ارتباطی ایجاد کند. اسلام پاره‌ای از مناسبت‌ها را عید معرفی کرده است که از آنها به اعیاد اسلامی تعبیر می‌کنیم. در حقیقت، اسلام از طریق این اعیاد خواسته نوعی پل بین شادی و معنویت بزند. اسلام در پی آن است تا از پتانسیل‌ شادی به نفع معنویت استفاده کند. این به معنای تعریف یک شادی خاص نیست. شاید برخی تصور کنند که شادی نهفته در عید(اسلامی)، مقوله‌ای است که از طریق ریاضت یا کوشش خاص به دست می‌آید؛ نه اینگونه نیست.

شادی یک امر واحد و طبیعی و فطری در انسان است. در همین اعیاد(اسلامی) اسلام از ما خواسته تا شاد باشیم. اصلا عید در نگاه بشری با شادی همراه است. اینکه اسلام آمده لباس عید بودن را بر تن یک مناسبت(دینی) گذاشته، خود به معنای پذیرش شادی و تقویت آن و البته به طور همزمان بهره‌گیری از شادی و ظرفیت‌های آن به نفع دین است. این مسئله نشان می‌دهد که شادی دارای ظرفیت‌ بالایی است و اصولا این شادی است که انبعاث و حرکت پدید می‌آورد.

  • ما در نگاه به امامان و سیره آنها به یک آسیب ‌نگرشی دچار هستیم و در واقع نگاه ما به زندگی ایشان یک نگاه مصیبت‌‌بار است و کمتر به جنبه‌های شادی‌آفرین حیات این بزرگواران توجه می‌کنیم.

به نکته دقیقی اشاره کردید. گویی در زندگی ما شاد بودن نسبت به امامان وجود ندارد. آن بزرگواران هم وقتی می‌خواستند مصیبت‌های خودشان را بیان کنند، اینگونه نبود که دائما عزاداری کنند. حال آنکه عزاداری در موارد محدودتری بود و اصولا این بزرگواران بر بستر یک زندگی شادی‌آفرین و با نشاط روزگار می‌گذراندند؛ اما تذکار و فرصت می‌دادند. بنابراین اگر ما می‌خواهیم به اهل‌بیت وصل شویم باید نشاط زندگی و سیره آنها را در زندگانی خویش تجلی ببخشیم و برخی تصور می‌کنند که نزدیک‌شدن به اهل‌بیت فقط از طریق روضه صورت می‌گیرد، بی‌تردید در زندگی چنین فردی بازتابی از زندگی پرنشاط اهل‌بیت وجود نخواهد داشت. ارتباط این فرد با اهل‌بیت از طریق روضه است. حال آنکه روضه در این خصوص محدودیت دارد؛ اما شادی اصل است.

  • به‌نظر شما در عید فطر چه مولفه‌های شادی‌آفرین و نشاط‌آوری را می‌توان سراغ گرفت که در انسجام زندگی فردی و اجتماعی مؤثر باشند؟

عید فطر بستر عظیم و اساسی شادی اجتماعی را با خود به همراه دارد. به این معنا که انسان در عید فطر، یک کارزار و تجربه استثنایی و شیرین معنوی را که در آن عبادت، نیایش و دعا در اوج بوده است، پشت‌سر گذاشته است. درآمدن از این کارزار و پایان دادن آن، یک جشن بزرگ را در پی دارد. این شادی معنوی بزرگ در روز اول پس از‌ماه رمضان اتفاق می‌افتد. انسان در این شادی (عید فطر) می‌خواهد موفقیت، پیروزی، تجربه‌های عرفانی، پاکی و به‌منزل‌رسیدن خود را جشن بگیرد؛ یک جشن بزرگ، از این‌رو عیدفطر یک شادی معنوی است و شاید عظیم‌ترین شادی باشد. در روایت هم هست که آن روزی که انسان معصیت خداوند را نکند، عید اوست. عید فطر هم جشن پاکی و دوری انسان از معصیت خداوند است. شادی عیدفطر برای یک امر معنوی بوده و در واقع در پس یک تجربه معنویت‌زا و معنویت‌آفرین صورت می‌گیرد. این یک شادی ویژه است.

  • با توجه به اصل بودن شادی در اسلام، چگونه می‌توان آموزه‌های اسلامی را در جامعه به اجرا گذاشت تا شاهد تعمیق شادی و نشاط بیشتری در جامعه باشیم؟

ما نباید اینها را در مقابل هم قرار دهیم. ما باید در زندگی (به تعبیری) برطبل شادی بکوبیم و جامعه را از شادی دور نکنیم؛ بلکه عوامل و مشوق‌های شادی حلال- نه شادی حرام (شادی مزاحم دیگران)- را در جامعه گسترش دهیم. در واقع باید بستری از شادی در جامعه ایجاد شود و زمینه‌ شادی‌های معنوی را هم باید فراهم‌سازیم و میان دین و دنیا آشتی و ارتباط برقرار‌سازیم. اصولا باید شادی را در زندگی اصل قرار دهیم و شادی معنویت‌زا و مرتبط با معنویت را هم باید به‌عنوان شاخص‌های شادی و نقطه‌های اوج شادی اجتماعی مطرح‌سازیم. اینگونه نباشد که شادی‌ها را در همین چندتا عید (اسلامی) منحصر‌سازیم. مواجهه امام‌علی(ع) با بسیاری از آداب مصریان آن زمان که تازه مسلمان شده بودند، مواجهه‌ای تأییدکننده بود. هرچیزی که بتواند شادی بیاورد، مورد تأیید اسلام است.

مگر همین عید نوروز ما نبود که مورد تأیید اسلام قرار گرفت. شادی را نمی‌توان از جامعه گرفت. گرفتن شادی از جامعه حکم ضربه زدن به اسلام را دارد. اگر بین شادی و اسلام تقابل ایجاد کنیم، یا جامعه به افسردگی دچار می‌شود و یا جامعه از اسلام دست برمی‌دارد. شادی زیربنای جامعه است و باید آن را نگه داشت.

میزان زکات فطره امسال ۲۵۰۰ تومان است

قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب هیچ دیدگاه »

اندیشه > دین- همشهری آنلاین:
بنا بر استفتاء از دفتر مقام معظم رهبری میزان زکات فطره امسال بر اساس قوت گندم ۲۵۰۰ تومان است.

مهر در طی استفتائی از دفتر مقام معظم رهبری میزان زکات فطره امسال را جویا شد که جواب این دفتر به این شرح است:

میزان زکات فطره بر اساس قوت گندم برابر با سه کیلو گندم یعنی ۲۵۰۰ تومان است. ولی هرکس از هر قوتی که استفاده می‌کند فطریه او به میزان قیمت سه کیلو گرم از آن قوت است. اگر برنج مصرف می‌کنند باید به قیمت برنجی که مصرف می‎کنند باشد.

بر کسی که خودش فقیر نباشد واجب است برای خود و تمام کسانی که تحت تکفل او هستند زکات فطره بپردازد. از غروب آفتاب شب عید فطر تا ظهر روز عید بایستی مبلغ آن پرداخت شود. اگر در این محدوده زمانی فقیری یافت نشود می‌توان مبلغ را کنار گذاشت و بعداً پرداخت نمود.

دلیل سختی نماز صبح و نماز شب خواندن

قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب هیچ دیدگاه »
مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی با بیان اینکه خدا «ستارالعیوب» است و نگذاشته تا کسی از گناهان ما اطلاع پیدا کند، گفت: حدیث است اگر گناه بو داشت دو نفر کنار هم نمی‌نشستند. اگر عیب آدم عیان می‌شد کسی جنازه کسی را دفن نمی‌کرد.

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْکوراً
وذَنْبی فیهِ مَغْفوراً
وعَملی فیهِ مَقْبولاً
وعَیْبی فیهِ مَسْتوراً
یا أسْمَعِ السّامعین
به نام خداوند بخشایشگر مهربان
خدایا در این روز قرار ده کوششم را در این ماه مستحق سپاس و تقدیر
و گناهم را در آن مستحق آمرزش خویش بگردان
و عملم را پذیرفته
و عیبم را بپوشان
اى شنواترین شنوایان

شرح دعای بیست و ششم ماه رمضان

«اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْکوراً»؛ در این بخش از دعا می‌خوانیم، خدایا سعی و تلاش ما در ماه رمضان را بپذیر! واژه «مشکوراً» به معنای «تشکر کن» است و مقصود آن در این دعا «بپذیر» و «قبول کن» است. آدم زحمت می‌کشد و روزه می‌گیرد، گرسنه و تشنه می‌شود؛ اما غذا و آب نمی‌خورد و کم خوابی ماه رمضان را تحمل می‌کند و اگر خدا تلاش‌های ما را قبول نکند، کاری از ما ساخته نیست. اگر زحمتی و رنجی کشیده شود و حاصلی در پی نداشته باشد، اتفاق ناگواری افتاده است.

گاهی ما باید غصه‌ این مطلب را بخوریم که نکند اعمال ما را آفت بزند. مثلاً یک غیبت می‌تواند تمام زحمات ما را هدر دهد. اگر غیبت کنید ۴۰ روز اعمال خوب شما در نامه اعمال شخص غیبت شونده نوشته می‌شود و اگر عمل خوبی نداشته باشید، گناهان آن شخص در نامه اعمال شما نوشته می‌شود. این روایت از معصوم (ع) است. در قرآن نیز خداوند می فرماید: «آیا به شما خبر دهم که زیان‌کارترین افراد چه کسانی‌اند؟ آنان که در زندگی دنیا، تلاششان گم شده و نابود می‌شود و در عین حال، خیال می‌کنند که نیکو عمل می‌کنند!» (کهف ،۱۰۴)

این خطاب الهی فقط به پیامبر(ص) نیست به همه ماست به آنانی که می‌روند و نمی‌رسند، عمل می‌کنند و نتیجه نمی‌گیرند. می‌جویند و نمی‌یابند. رنج می‌برند و گنج نمی‌برند .تلاششان بی‌فایده است و سعیشان بدون شکر! و این خسران است. اگر عمل انسان و سعی و تلاش او مورد رضایت خدا قرار بگیرد و پروردگار به عین عنایت در آن بنگرد و از او بخرد، چنین عملی «سعی مشکور» است یعنی سعی که سپاس الهی و تشکر را به همراه دارد.

اما سعی مشکور آن است که آمیزه‌هایی از خلوص و صدق داشته باشد. «صبغه الله» در آن باشد. ایمان و عمل صالح، طلب آخرت و در زمره ابرار بودن و… شرایط رسیدن به سعی مشکور است. آری، هرکس «آخرت» را بجوید و بطلبد و برای آن تلاش و سعی شایسته بنماید و دارای ایمان هم باشد، چنین کسانی سعی‌شان «مشکور» است.(اسراء.آیه۱۹) از خداوند می‌خواهیم روزه ما و اعمال الهی ما را سعی مشکور برشمارد و گناهان ما را مورد بخشایش قرار دهد .در پی عیوب مردم نباشیم!

باید به خودمان بپردازیم و ببینیم که خودمان چه کار کرده‌ایم؛ آیا هیچ عیبی نداریم؟ گل بی‌عیب خداست و ممکن نیست که ما عیب نداشته باشیم. در روایت آمده که «چه می‌شود انسان را، یک خار کوچک را در چشم رفیقش می‌بیند؛ اما شاخه‌ای که در چشم خودش رفته را نمی‌بیند.» این روایت کنایه از این است که انسان عیب‌های بزرگ خود را نمی‌بیند؛ اما عیب کوچک مردم را می‌بیند. این حدیث از معصوم (ع) است که خوش به حال کسی که عیب خودش را می‌بیند و به عیب کس دیگری کاری ندارد.«وذَنْبی فیهِ مَغْفوراً وعَملی فیهِ مَقْبولاً»

در این فراز از دعای روز بیست‌وششم ماه رمضان خدا می‌خواهیم تا گناهان ما را بیامرزد و اعمالمان را قبول کند! از خدا می‌خواهیم تا گناهانی که پیش از ماه رمضان انجام داده‌ایم را ببخشد؛ چون ماه رمضان، فصل درآمد معنوی و کسب ثواب است، حتی خوابیدن و نفس کشیدن در این ماه عبادت محسوب می‌شود. در ماه رمضان این همه درآمد وجود دارد و آیا امکان ندارد با این همه درآمد کسب شده، انسان جان خودش را از گرو دربیاورد؟ پیامبر اسلام در خطبه شعبانیه می‌فرماید: «پشتتان از گناه سنگین شده و به گرو رفته است و در ماه رمضان بدنتان را از گرو در بیاورید».

دلیل سختی نماز صبح و نماز شب خواندن چیست؟

برخی هنگام نماز صبح نمی‌توانند به خاطر سنگینی بلند شوند که از آثار گناه است. شخصی به امام حسن عسگری (ع) گفت که هر شب قصد می‌کنم تا نماز شب بخوانم؛ اما نمی‌شود. امام فرمود: «گناه تو را زنجیر کرده است.» دلیل اینکه کسی دلش می‌خواهد نماز شب بخواند اما نمی‌تواند، انجام گناه است و با استغفار می‌تواند آن را رفع کند.

شعری هست که می‌گوید : «هر که سحر ندارد از خود خبر ندارد» هر کسی که هنگام سحر خواب است، نمی‌داند که کیست و باید خود را پیدا کند. حدیث از معصوم (ص) است که می‌فرماید، عجب است که مردم به دنبال گم‌شده خود هستند اما به دنبال خود نمی‌گردند.

«وعَیبی فیهِ مَسْتوراً»؛ خدایا کاری کن تا عیب من مستور باشد و کسی از عیبم مطلع نباشد! خدا «ستارالعیوب» است و نگذاشته تا کسی از گناهان ما اطلاع پیدا کند. حدیث است اگر گناه بو داشت دو نفر کنار هم نمی‌نشستند. اگر عیب آدم عیان می‌شد کسی جنازه کسی را دفن نمی‌کرد.

در پایان دعا می‌گویم ای خدایی که از همه شنونده‌ها تو شنواتری! خدا همه چیز را می‌شنود. اگر یواش هم حرف بزنیم خدا باز هم می‌شنود. حضرت موسی (ع) به خدا گفت که خدایا، اگر نزدیکی، من یواش صحبت کنم و اگر دوری بلند صحبت کنم؛ خدا فرمود: «من هم‌نشین کسی هستم که یاد من باشد.» خدا شنواترین است؛ پس می‌گوییم، ای خدایی که از همه شنوایان شنواتری، این دعاها را درباره ما مستجاب کن!

نماز شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان

۴ رکعت در هر رکعت حمد و تَبارَکَ الَّذى بِیَدِهِ الْمُلْکُ و اگر نتواند ۲۵ مرتبه توحید

خدایا! بند کفش می خواهم!

قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب, مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »
آیت الله مجتبی تهرانی با بیان اینکه تنگ‌نظری را در مورد دعا کنار بگذارید، بر بهره برداری از لیالی قدر تأکید و کرد و گفت: ما نباید در دعاها و درخواستهایمان از خداوند کوتاه بیاییم و هیچ چیز نباید برای ما مانع و رادع بشود از اینکه درخواست کنیم، حالا در هر رابطه ای که می خواهد باشد.

آیت الله مجتبی تهرانی در نوزدهمین جلسه سخنرانی خود در ماه مبارک رمضان ۹۱ که با موضوع «دعا» دنبال می شود، به مسئله نشب قدر» پرداخت که در پی می آید.

أعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ؛ بسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحیمِ؛«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ؛ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ»

مروری بر مباحث گذشته

گفته شد ماه مبارک رمضان ماه تلاوت قرآن و ماه دعا است، دعای به خیر برای خود و دیگران. در سیر مباحثی که کردیم، به مناسبت ایّام عرض کردم تذکّری بدهم. در دو جلسه قبل بیان کردم که بدانید، بحث شخصی نیست، بلکه کلّی است. رابطه مستقیم بین کثرت دعا و قلّت بلا، قلّت دعا و کثرت بلا را که در روایتی از پیغمبراکرم(ص)مطرح کردم: «إِذَا قَلَ الدُّعَاءُ نَزَلَ الْبَلَاء». در همین زمینه می خواستم تذکّر دیگری بدهم.

تأثیر دیدِ انسان بر دعایش

دیدِ انسان همیشه اینطور است که دیدِ کوتاه و مادّی است یعنی در عالم مادیّت قرار دارد و محدود است. این دیدِ محدود، کوتاه و به تعبیر بنده نظر تنگ بر همه چیز و بدتر از همه بر روی دعای شخص اثر می گذارد. یعنی بر روی درخواستهایش از خداوند تأثیر دارد.

آیا از خدا کاری برمی آید؟!

به دو مطلب اشاره می کنم. اوّل: فرض کنید برای او مشکل و گرفتاری پیش آمد؛ در این وقت او چون در بستر مادیّت است اوّل فکرش به طرف ابزار مادّی می رود. غیر از این است؟ شخص می خواهد تدبیر کند و مشکل خود را حل کند، پس وسائل و ابزار مادیّت را پیش می کشد. غالباً اینطور است چون در بستر مادیّت قرار دارد. بعد سرش که به سنگ می خورد و دیگر می بیند راه‌ها بر او بسته شد، آن وقت یادش می افتد که خدایی هم وجود دارد. می گوید: چه بسا ممکن است از او کاری هم ساخته باشد! و حال اینکه، بدانید! مؤمن نباید اینطور باشد.

آن کسی که اعتقاد به مبدأ و معاد دارد و اعتقاد دارد که مسبب الأسباب موجود دیگری است، موجودات زمینی نیستند و اعتقاد دارد که: «أَزِمَّةِ الأُمُورُ طُرّاً بِیَدِه»؛ تمام امور در دست قدرت او است و واقعاً اعتقاد دارد وقتی که میگوید: «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ»؛ این شخص اوّل چه کسی به یادش می آید؟ منبع قدرت، یعنی خدا را. به سراغ ابزار و وسائل مادّی مثل حسن و حسین و تقی و نقی و… نمی رود که بعد هم اگر درست شد تصوّر بکند که این واسطه ها کرده اند. اینها را قبلاً مفصّل عرض کرده ام امّا می خواستم تذکّر بدهم. مؤمن نباید اینطور باشد. وقتی گرفتاری پیش آمد، اوّل خدا. بگوید: خدایا! این مشکل پیش آمده، مشکل من را حل کن.

خدا دعاهای کوچک را هم می پذیرد/ ما ضعف ایمان داریم!

مطلب دوّم که این هم منشأش ضعف ایمان است، این است که بنده تصوّر می کند، نسبت به کارهای بسیار بسیار مهم باید سراغ خدا رفت و در مورد کارهای کوچک اینطور نیست. این برای ضعف ایمان است.

به شما بگویم، وقتی می خواهید دعا کنید بفهمید و بدانید که همه چیزتان وابسته به این دعاها است؛ کوچک و بزرگ هم ندارد. اینکه تصوّر کنم: «فقط چیزهای قابل اعتنا و بزرگ را با خدا مطرح کنم نه کوچکها را» از ضعف ایمان است. واقع این است که این شخص خداشناس نیست. ما در معرفت خود نسبت به خالق نقص داریم.

تو کوچک هستی، نه خدا!

دعا، کوچک و بزرگ ندارد و خدا هم خستگی‌ناپذیر است! او این دعا را خیلی هم دوست دارد. همه اینها را بحث کرده ام و نمی خواهم وارد بشوم، بلکه فقط خواستم تذکّری برای لیالی قدر بدهم و بگویم این فرصت را از دست نده! خودت را از قالب حقارت بیرون بکش! تو کوچک هستی و کوچک هم فکر می کنی؛ طرفِ خود را اصلاً نشناخته ای. تو آدمی هستی که اگر یک نفر روزی ده بار در خانه ات بیاید و در بزند و بگوید: این را می خواهم، آن را می خواهم، دیگر در را بر روی او باز نمی کنی. غیر از این است؟ امّا خالق تو اینطور نیست، اگر ده تا، یازده تا بشود امروز بیشتر از تو خوشش می آید و اگر یازده تا بشود دوازده تا، بیشتر خوشش می آید. این جزو معارف ما است.

مراجعه بیشتر، معرفت بالاتر/ آن چیزی که از دیگری می خواهی، از خدا بخواه

اینها سرّ دارد؛ چون، مراجعه بیشتر، کاشفِ از معرفت بالاتر، نسبت به کسی است که از او درخواست می کنم و او را همه کاره می دانم. دلیل بر این می شود، که همه چیز دست اوست، از دست او بر می آید و کسی غیر از او نمی تواند انجام دهد؛ این کاشف از معرفت است.

در روایتی داریم که از پیغمبراکرم است: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صَلّی الله علیه واله وسلّم): إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى أَحَبَ شَیْئاً لِنَفْسِهِ وَ أَبْغَضَهُ لِخَلْقِهِ مِنْ فَضْلِهِ»؛ خداوند چیزی را برای خودش دوست می دارد، امّا همان را برای خلق خودش مبغوض می دارد. برای خودش خوشش می آید امّا برای مخلوق خود بدش می آید. توضیح اینکه: «أَبْغَضَ لِخَلْقِهِ الْمَسْأَلَةَ»؛ بدش می آید از عبدی که گرفتار شده و به مثل خودش رو می اندازد، «أَبْغَضَ لِخَلْقِهِ الْمَسْأَلَةَ».

اینکه بنده هایش برای کارهایشان از هم درخواست کنند و به همدیگر مراجعه کنند. «وَ أَحَبَ لِنَفْسِهِ أَنْ یُسْأَلَ»؛ و دوست دارد که از او درخواست کنند. به این و آن رو بیاندازی، بدش می آید امّا به او رو بیاندازی خوشش می آید. «وَ لَیْسَ شَیْءٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَنْ یُسْأَلَ»؛ هیچ چیز در نزد خدا محبوب‌تر از این نیست که در خانه اش را بزنی و بگویی می خواهم، می خواهم، می خواهم. برخلاف من و تو، که اگر بچّه مان هم باشد بیرونش می کنیم. خدا که من و تو نیست. چون او را نشناخته ایم که تمام خزائن وجود در ید قدرت اوست.

خدایا! بند کفش می خواهم!

«فَلَا یَسْتَحْیِی أَحَدُکُمْ أَنْ یَسْأَلَ اللَّهَ» پس خجالت نکشد و حیا نکند، به اینکه یکی از شما از خدا درخواست کند. اگر می خواهی، خجالت و حیا ندارد. «وَ لَوْ بِشِسْعِ نَعْلٍ»؛ پیغمبر سطح را اینقدر پائین آورد. نگاه نکن به اینکه تصوّر کنی حاجتهایت بد است. مثل اینکه بند کفشت گم شده؛ بگویی: خدا! بند کفش می خواهم! ببین کار را به کجا رساند.

کوچکی و بزرگی در نزد خدا مطرح نیست

روایات زیاد داریم. روایتی از امام باقر(ع) در ارتباط با همین که گفتم است: «لَا تُحَقِّرُوا صَغِیراً مِنْ حَوَائِجِکُمْ فَإِنَّ أَحَبَّ الْمُؤْمِنِینَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى أَسْأَلُهُمْ»؛ فکر نکنید که حاجت، کوچک است. بلکه محبوبترین بندگان آن بنده ای است که از خدا بخواهد؛ کوچک و بزرگ ندارد. در آن روایت دارد از امام باقر(ع) می فرماید: «لَا تَتْرُکُوا صَغِیرَةً لِصِغَرِهَا أَنْ تَدْعُوا بِهَا فَإِنَّ صَاحِبَ الصِّغَارِ هُوَ صَاحِبُ الْکِبَارِ». حضرت مطلب را خیلی زیبا بیان می کنند که: اینجا کوچکی و بزرگی خبری نیست.

تنگ‌نظری را کنار بگذارید

تذکّر عمده ای که می خواهم بدهم این است؛ در بین سال به خصوص برای دعا و حوائج زمانهایی را آورده اند و از نظر ارزشی ما را ترغیب کرده اند که اهمیّت دارد. مثل ماه مبارک رمضان و در ماه رمضان هم لیالی قدر که گفته اند باید کمال بهره برداری را برد. نظر تنگی را کنار بگذارید و فرو گذار نکنید. البته یک سنخ مسائل است که نمی خواهم وارد آن بشوم و فقط مطلب کلّی را می خواهم عرض کنم. ما نباید در دعاها و درخواستهایمان از خداوند کوتاه بیاییم و هیچ چیز نباید برای ما مانع و رادع بشود از اینکه درخواست کنیم، حالا در هر رابطه ای که می خواهد باشد. اوّل خدا، وسط خدا، آخر خدا! هرچه برایم پیش می آید اوّل خدا را در نظر بگیرم. این هیچ منافاتی هم با توسّل به وسائل ندارد. اینها را بحث کرده ام و وارد آن نمی شوم. بروم سراغ توسّلم.

قرآن هایی که فقط سازمانها و نهادها می خرند

قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب, مسائل و اخبار روز اجتماعی یک دیدگاه »
بیستمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم در حالی به پایان روزهای برگزاری خود می‌رسد که رواج فروش قرآن‌های نفیس و گرانقیمت و حتی نمایش قرآن‌های وارداتی در این نمایشگاه در سالی که کشور شرایط اقتصادی ویژه‌‌ای را سپری می‌کند، مورد انتقاد جدی قرار گرفته است.

مرد و زن جوانی که به نظر می‌رسد به تازگی به عقد یکدیگر درآمده‌اند، مقابل غرفه ایستاده‌اند. نگاهشان که می‌کنی می‌شود حدس زد که زوج جوان، تازه قصد ازدواج دارند. جلوترمی‌روی و کنجکاو‌تر که می‌شوی، حدست درست از آب در می‌آید و پرس و جوی آنها از صاحب غرفه به تو خبر می‌دهد که در تکاپوی شب‌های نمایشگاه قرآن کریم به دنبال انتخاب یک جلد قرآن کریم برای سفره عقد خود هستند؛ به نیت تیمن و تبرک.

کنجکاوی خبرنگاری تو را به این وادار می‌کند که ببینی دنبال چه می‌گردند. می‌خواهی سلیقه ‌شان را بدانی. ظاهرشان که نشان می‌دهد از طبقه عادی جامعه هستند و این موضوع را چشمان گرد شده‌ و صورت متعجبشان پس از شنیدن قیمت‌های ارائه شده برای مبلغ هدیه قرآن در نمایشگاه، بیشتر تایید می‌کند.

پسر جوان و همسرش چندین غرفه را به همین صورت طی می‌کنند. نمی‌دانم در نهایت دست به جیب می‌شوند یا نه، اما جادوی عطر، رنگ و قیمت قرآن کریم در نمایشگاه چنان هوش از سر آنها و سایرین ‌برده که بعید است بخواهی به دنبال پاسخ و تصمیم نهایی آنها و امثالشان باشی، چون از پیش مشخص است.

نمایشگاه قرآن امسال گرم بود و شلوغ از انواع مصحف‌های رنگارنگ و این روزهای پرعطر که پیش چشم حاضرین جلوه‌گری می‌کرد و در این میان گرمای بازار قیمت هدیه مصحف‌های شریف قرآن کریم است که آتش می‌زند بر خرمن باور بازدیدکنندگان نمایشگاه و داغشان می‌کند مثل آفتاب سینه ظهر تابستان بر کف مصلای امام خمینی(ره) که چرا کلام خدا در سرزمین تو چنین بهای مادی می‌یابد و بر سرش سوداگری‌ها می‌شود.

شاید پس از گرانی کاغذ و همه موضوعات مرتبط با آن بتوان حدس زد و درک کرد که قیمت یک جلد قرآن کریم در حد و اندازه یک سوم از حقوق معمولی یک کارمند دولت رقم می‌خورد، اما وقتی می‌شنوی که برای انتشار این مصحف‌ها این روزها ناشران دست به واردات کاغذ عطری از کشورآلمان می‌زنند، آن وقت به این فکر می‌کنی که ماجرا شاید چیزی فراتر از کار نشر است و در نهایت مربوط به ذائقه ما ایرانی‌ها است.

قیمت مصحف شریف در نمایشگاه قرآن امسال بالاست و آنچه که در این میان بیش از پیش جالب توجه است، سمت و سو پیدا کردن ناشران به انتشار قرآن‌هایی است که بیش ازهمه چیز جنبه تزئینی پیدا کرده‌اند؛ قرآن‌هایی که گاه با دیدن آنها مخاطب حس می‌کند که نمی‌توان به آن رجوع کرد و آن را مطالعه کرد، چون ممکن است به آن آسیبی وارد شود!

مسئول فروش یکی ازغرفه‌های نمایشگاه قرآن کریم که فروشنده همین دست از قرآن‌ها نیز به شمار می‌رود در گفتگو با خبرنگار مهر می‌گوید: در نمایشگاه شاید نشود که از این دست قرآن‌های نفیس را فروخت. و اشاره می‌کند به نمونه‌ای که از آن به نام مصحف یونسکو یاد می‌کند: اما مشتری‌های دولتی و سازمانی که خواهان تعداد فراوانی از این دست آثار هستند، در این جا به سراغ ما می‌آیند.

وی ادامه می‌دهد: مصحف یونسکو با جلد چرم طبیعی ۷۵۰ هزار تومان و با جلد چرم مصنوعی ۶۵۰ هزار تومان به فروش می‌رسد. بیش‌ترین فروش آن‌ها هم از سوی نهادها و ادارات دولتی و گاه خصوصی صورت می‌گیرد که آن را می‌خرند و در مناسبت‌های مختلف هدیه می‌دهند.

او در ادامه اشاره‌ای هم می‌کند که این اقبال منجر به چاپ نسخه‌هایی از مثنوی معنوی و حافظ به این سبک نیز شده است. اما روایت مسئول غرفه‌ای که قرآن او با جلدی ساخته شده از پارچه ترمه به فروش می‌رسد، خواندنی‌تر است. او که مصحف موجود در غرفه خود را نوشته شده با خط استاد فضائلی و با جلد چرمی به همراه قابی چوبی تزئیین شده با پارچه ترمه معرفی می‌کند، می‌گوید: خیلی از این قیمت‌ها برمی‌گردد به زمان ارزانی کاغذ و رونق چاپ این آثار. هرچند هنوز هم چاپ می‌شود اما اگر چاپ امروز را می‌خواستیم ارائه کنیم، قیمتش چیزی بسیار بیش از ۲۵۰ هزار تومان فعلی می‌شد.

جوان دیگری که غرفه قرآن‌های او با ازدحام بیشتری نیز همراه شده است، درباره علت گرانی قرآن‌های خود می‌گوید: کاغذ معطر این قرآن‌ها را از آلمان وارد می‌کنند و با توجه به شرایط فعلی، این موضوع بر قیمت تمام شده مصحف‌ها می‌افزاید. در کنار آن کاری که من ارائه می‌کنم در قابی از جنس چوب MDF فروخته ‌می‌شود. جلدش هم چرم طبیعی است، دور صفحات آن گرد و از بیرون هم طلاکوبی شده است. با نرخ چاپ قدیم، قرآن‌ها را بین ۲۷۰ تا ۳۰۰ هزار تومان می‌فروشیم که خیلی هم گران نیست.

روایت همکار غرفه‌دار مجاور وی نیز جالب است. وی می‌گوید: قرآن‌های نفیس امروز بسته به اینکه تنها به فروش برسد یا در قابی در کنار کتاب دیگری با نرخ متفاوتی همراه است. مثلاً قرآن جلد چرمی معمولی چاپ قدیم را می‌فروشیم ۱۶۰ هزار تومان. همان قرآن وقتی در جلد چوبی قرار می‌گیرد، می‌شود ۳۰۰ هزار تومان و وقتی با یک دیوان حافظ در کنار هم در یک جعبه چوبی و با جلد چرمی به فروش برسد، قیمتش می‌شود حدود کمی بیش از ۴۰۰ هزار تومان.

قرآن جلد چوبی با احتساب ۴۰ تخفیف ۱۶۰۰۰۰ تومان

در کنار رواج فروش این قسم مصحف‌ها در بخش مکتوب نمایشگاه قرآن و در حاشیه آن بازار فروش قرآن‌خوان‌های چینی نیز بسیار داغ است. دستگاه‌هایی که فروشندگانش آن را دارای سفارش ایران و ساخت چین عنوان می‌کنند.

به سراغ یکی از فروشندگان این قرآن‌‌خوان‌ها که می‌روم، درباره‌اش می‌گوید: این دستگاه با حرکت روی خطوط قرآن کریم آن را با صدای بلند قرائت می‌کند و شما را بی‌نیاز از خواندن می‌کند. می‌توانی با صدای قاری همکلام شوی و قرآن را زمزمه کنی. در کنار آن بروشوری هم داده می‌شود که مخصوص خانم‌های خانه‌دار است. در این بروشور فهرستی از ادعیه کاربردی برای آنها شامل دعاهای ایام هفته، کمیل و ندبه و… آورده شده است که با قرار دادن سر قلم روی آن، دستگاه شروع به قرائت آن دعا می‌کند.

از قیمت که می‌پرسم، می‌گوید: ناقابل؛ ۱۸۰ هزار تومان!

همه این اتفاقات در مصلای امام خمینی و در ماه مبارک رمضان و در حالی رخ می‌دهد که اقتصاد کشور ما در سال جاری به تعبیر مقام معظم رهبری در شرایط اقتصاد مقاومتی قرار گرفته است و قیمت کاغذ نیز این روزها در بازار کتاب بیداد می‌کند و ناشران بسیاری برای انتشار کتاب‌‌های خود نالان و ناراضی هستند.

در این شرایط باید این سئوال را پرسید که سوق دادن سلیقه عمومی به خرید چنین آثاری که بعضاً انتشار آنها وابسته به تولیداتی غیرداخلی است با چه هدفی صورت می‌پذیرد؟ آیا نهادهای برگزارکننده نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم نمی‌توانستند با دور کردن فضای این نمایشگاه از رواج تجمل‌گرایی در انتشار قرآن کریم، بیش از ظاهر قرآن، مخاطب را در کنار باطن این کتاب آسمانی به محتوای آن سوق دهند؟

آیت الله جنتی: همه چیز ازجمله گرانی دست خداست

اطلاعات عمومی, قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب هیچ دیدگاه »
امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه موج بوجود آمده ناشی از تحریم ها در مسائل اقتصادی گذرا است گفت: برای مواجهه با این مشکل نیاز به اقتصاد مقاومتی داریم و البته باید در این مسیر به خدا نیز توکل کرد.

به گزارش مهر ، آیت الله احمد جنتی خطیب این هفته نماز جمعه تهران ضمن تبریک ولادت امام حسن مجتبی (ع) و با اشاره به مناسبت های ملی و مذهبی که در ماه مبارک رمضان وجود دارد گفت: بهترین اعمال در ماه مبارک رمضان اطعام به مساکین و ایتام است.

امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه دشمن در جنگ های گذشته در مقابل نظام جمهوری اسلامی ایران شکست خورده است به موضوع تحریم ها اشاره کرد و گفت: همه مردم ، دستگاهها و نهادها باید همانند سالهای دفاع مقدس با یکدیگر همکاری داشته باشند تا بتوانیم از این وضعیت خارج شویم.

وی با اشاره به صحبت های مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان نظام گفت: آرمانگرایی و واقعیت منافاتی با یکدیگر ندارند.

جنتی اظهار داشت: در طول چند سال بعد از پیروزی انقلاب آرمانها به قوت خود باقی مانده است و در کنار آن موقعیت های تلخ و شیرینی را نیز درک کرده ایم.

امام جمعه موقت تهران خاطرنشان کرد: در هر زمان مشکلاتی برای ملت ها و جوامع بوجود آمده است و برخورد انسان با این مشکلات اجتناب ناپذیر است.

وی گفت: مطمئن هستم که با همت ، جهاد ، اخلاص و ایثارگری که مردم دارند صد درصد می توانیم بر این بحران اقتصادی که بیشتر سیاسی است پیروز شویم.

جنتی خاطرنشان کرد: برخی خیال می‌کنند که مسوولان وضع خودشان خوب است و سفره‌های رنگین دارند و به درد مردم نمی‌رسند و متوجه این مسائل نیستند. من به شما می‌گویم که مسوولان ـ نه صددرصد مسوولان ـ ولی همه‌ مسوولان اثرگذار از این مسائل اطلاع دارند، بیکار نیستند، مرتبا تشکیل جلسه می‌دهند و درگیر این موضوع هستند، سه قوه درگیر هستند و در راس آن‌ها مقام معظم رهبری. کسی به این موضوع فکر نکند که مسوولان به فکر مردم نیستند البته شما باید بدانید که این موج گذراست، ماندنی نیست و می‌گذرد. برای حل مساله‌ احتیاج به مقاومت اقتصادی و در ضمن توکل به خداوند داریم. ما باید به کارها از جنبه‌ توحیدی نیز نگاه کنیم همه چیز دست خداست و باید توجهات و توسلات را فراموش نکنیم.

امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه این موج گذراست گفت: برای مواجهه با این مشکل نیاز به اقتصاد مقاومتی داریم و البته باید در این مسیر به خدا نیز توکل کرد.

وی با بیان اینکه همه چیز از جمله گرما و سرما و همچنین گرانی به دست خداست گفت: صرفه جویی یکی از راههای مقابله با این مشکلات است.

خطیب جمعه تهران با بیان اینکه ما هنوز درک نکرده ایم که در چه شرایطی قرار داریم گفت: با توجه به شعارهای اقتصادی سالهای گذشته که رهبر انقلاب فرمودند انتظار می رفت بیشتر از این صرفه جویی شود.

جنتی در ادامه افزود: با عدم اسراف در زندگی می تواند بر خیلی از مشکلات اقتصادی فائق آمد و در این شرایط باید به اندازه مصرف کرد.

امام جمعه موقت تهران با اشاره به اینکه مردم و مسئولین باید در کنار صرفه جویی امر به معروف و نهی از منکر نیز انجام دهند گفت: باید در افطاریهای ماه مبارک رمضان از ریخت و پاش ها جلوگیری شود و مردم در این خصوص به یکدیگر تذکر بدهند.

وی با بیان اینکه وقتی گرانی است باید کمتر مصرف کنیم گفت: برخی اقدام به ذخیره سازی کالاها می کنند که این کار نیز گناه است و باید از آن پرهیز شود.

جنتی در ادامه رسیدگی به قشر محروم جامعه را در ماه مبارک رمضان خواستار شد و گفت: در شرایط کنونی باید از تولیدات داخلی خودمان بیشتر استفاده کنیم.

امام جمعه موقت تهران خاطرنشان کرد: در گذشته گزارشاتی به دست ما می رسید که برخی مسئولین با اینکه برخی اجناس در داخل کشور وجود داشت جنس هایی را از خارج وارد می کردند تنها به خاطر حق دلالی که البته نمی دانم امروز نیز این قضیه ادامه دارد یا خیر.

وی با اشاره به بحران مردم بحرین گفت: شرایط ما به لحاظ اقتصادی و مسائل دیگر بهتر از شرایط مردم بحرین است.

جنتی همچنین با اشاره به روز خبرنگار از اصحاب رسانه خواست تا به جای اخباری که ایجاد بدبینی و شایعه در کشور می کند اخباری را منتشر کنند که موجب گرایش به ارزشها در جامعه می شود.

امام جمعه موقت تهران در ادامه با اشاره به تحولات در کشور سوریه گفت: همه و در راس آن آمریکا و اسرائیل بسیج شده اند تا این کشور را از پای درآورند.

وی در پایان اظهار داشت: امروز نه سوریه مسئله اصلی است و نه بشار اسد بلکه موضوع اصلی سوریه بحث اسرائیل و مقاومت است.

توصیه های غذایی برای ماه مبارک رمضان

آموزش تربیتی, اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده, اطلاعات عمومی, قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب, مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »
یک متخصص طب سنتی گفت:غذا خوردن باید در حالت گرسنگی واقعی انجام گیرد و از طرف دیگر بین وعده های غذایی از به اصطلاح “خرده خواری” باید به شدت پرهیز شود.

مجید امتیازی ضمن بیان این مطلب اظهار کرد: ماه مبارک رمضان مزایا و فواید زیاد معنوی و مادی را برای انسان به همراه دارد. نکته مهم در این میان آن است که بدانیم چگونه می توان زمینه مناسب برای استفاده از این همه نعمات بی کران الهی را در خود فراهم کنیم.

وی ادامه داد: اثرات روزه داری در دو بعد جسمی و روحی است. برای اینکه بتوان از این مواهب به نحو احسن بهره برداری نمود باید انسان مسلمان قاعده اصلی و مهم اخلاق و ادب را در حد والای خود رعایت کند.

وی یادآورشد: یکی از برکات ماه مبارک که جنبه تربیتی و آموزشی بزرگی را برای جامعه مسلمانان و به طور اخص اعضای یک خانواده به همراه دارد ایجاد شرایط مناسب و مساعد در جهت همراهی تمامی اعضای خانواده در جوار نعمت های فراوان خداوندی در کنار سفره است.

این متخصص طب سنتی افزود: در فرهنگ ایرانی سفره از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردار است به طوری که می توان گفت سفره در یک خانواده می تواند بیانگر شناسنامه شخصیتی و درونی افراد آن خانواده باشد. نحوه پهن کردن سفره، نحوه چیدن سفره، نحوه نشستن اعضای خانواده بر سر سفره، نحوه غذا خوردن افراد خانواده همگی بیانگر الگوی خانوادگی و نحوه ارتباط افراد خانواده با یکدیگر است.

دکتر امتیازی متذکر شد: گاهی مواقع افراد یک خانواده حتی تحمل یکدیگر را در سر سفره ندارند و بدون دلیل موجهی به حالت پراکنده و یا در زمان های مختلف اقدام به غذا خوردن می کنند که این امر بیانگر این است که وقتی این تعداد کم نمی توانند در کنار یکدیگر بر سر سفره قرار بگیرند چگونه می توانند دیگران را در محیط بیرون از خانواده آن هم در شرایط خاص اجتماعی و اقتصادی تحمل کنند.

رئیس دانشکده طب سنتی اردکان تصریح کرد: در بیشتر مواقع نکته مهمی که در ذهن انسان شکل می گیرد این است که “چه چیز را بخوریم و یا چه چیز را نخوریم، چه مقدار بخوریم و چه مقدار نخوریم” ولی غافل از اینکه نکته اساسی این است که “چگونه باید بخوریم” و به عبارت دیگر نحوه درست غذا خوردن چگونه است.

وی با اشاره به بیان نکاتی را راجع به نحوه غذا خوردن توصیه کرد: غذا خوردن باید در حالت گرسنگی واقعی انجام گیرد و از طرف دیگر بین وعده های غذایی از به اصطلاح “خرده خواری” باید به شدت پرهیز شود.

دکتر امتیازی با تاکید براین مطلب که سفره غذا باید در جایی پهن شود که آرامش و راحتی کامل را برای افراد به همراه داشته باشد، توصیه کرد: خوردن را با نام مقدس خداوند آغاز کنیم.

وی افزود: از انجام دادن برخی رفتارهای ناپسند مانند غیبت کردن، خندیدن و صحبت کردن سر سفره به شدت پرهیز کنیم.

این متخصص طب سنتی گفت: لقمه ها را باید کامل بجویم و در خوردن عجله نکنیم. در صورتی که غذا به طور کامل جویده شود در بیشتر موارد نیازی به نوشیدن آب حین غذا خوردن نیست. زیرا در اکثر موارد، استفاده از آب به دلیل فروبردن راحت تر لقمه غذا است در حالی که اگر این لقمه به طور کامل جویده شود، برای فرو بردن آن نیازی به نوشیدن مایعات و نوشیدنی ها نیست.

وی با تاکید بر این غذا خوردن در حالت ایستاده و به اصطلاح “سرپا” اصلا توصیه نمی شود، گفت: اگر غذاهای مختلفی سر سفره تدارک دیده شده بسته به شدت اشتها اقدام به خوردن کنیم. به این معنی که اگر اشتهایمان بسیار زیاد است و گرسنگی در نهایت خود است ابتدا از خوردن سالاد و یا سوپ پرهیز کرده و غذا خوردن را با غذاهایی مثل خورشت ها آغاز کنیم. در حالت عکس، اگر که اشتهایمان خیلی زیاد نیست بهتر است که خوردن را باکمی سالاد و با اندکی فاصله بعد از آن با خوردن سوپ ادامه دهیم و در ادامه از غذای سنگین تر موجود در سفره استفاده کنیم.

امتیازی با بیان این که بعد از مدت طولانی گرسنگی، معده تحمل حجم بالای مواد غذایی را ندارد. بنابراین باید کم کم از غذاها استفاده شود، افزود: از مصرف نوشابه ها به دلیل داشتن مواد قندی بالا و سایر ترکیبات مضر پرهیز شود. بنابراین از نوشابه های سنتی و افزودنی های گیاهی متناسب با مزاج افراد استفاده شود. مثلا اگر می خواهیم دوغ مصرف کنیم آن را با کمی نمک و نعناع و یا پونه و یا گلپر معطر ساخته و استفاده کنیم.

زبان؛ فواید و آفات آن

اطلاعات عمومی, قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب هیچ دیدگاه »
زبان عضو تاثیرگذاری در سرنوشت فردی و جمعی انسان‌هاست که بسیاری از ما در سطح جامعه خود نسبت به آن بی‌توجهیم و با اطمینان می‌توان گفت اگر غیر از این بود هم اکنون در شرایط بهتری بسر می‌بردیم.

به گزارش ایسنا، بر اساس حدیثی از حضرت امام علی (ع) آدمی نباید در زمان ارتکاب یک گناه آن‌را کوچک بینگارد و ببیند که با انجام آن نسبت به چه شخص بزرگی یعنی خداوند متعال، حرف ناشنوی کرده است و از جمله این موارد می‌توان به بسیاری از گناهانی که بوسیله زبان انجام می‌شوند و گاهی حیات فردی و اجتماعی افراد را به صورت جدی به خطر می‌اندازند اشاره کرد.

در آیه ۱۵، سوره نور در این ارتباط می‌خوانیم که:

«إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکمُ‏ْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْوَاهِکمُ مَّا لَیْسَ لَکُم بِهِ عِلْمٌ وَ تحَْسَبُونَهُ هَیِّنًا وَ هُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِیمٌ»

آنگاه که از زبان یکدیگر (تهمت‌را) می‌گرفتید و با آنکه علم نداشتید دهان به دهان می‌گفتید و این را ساده و کوچک می پنداشتید در حالی که آن نزد خدا بزرگ است.
زبان، تنها عضوی است که در طول عمر انسان، از حرف زدن، نه درد می‌گیرد و نه خسته می‌شود. شکل و اندازه آن کوچک؛ اما جرم و گناه آن بزرگ است. چه بسیارند انسان‌های کافری که با گفتن یک جمله (شهادت به یگانگی خداوند) مسلمان و پاک می‌شوند و یا مسلمانانی که با گفتن کفر به خدا، یا انکار احکام دین، کافر و نجس می‌شوند.
زبان می‌تواند با راستگویی، ذکر و دعا و نصیحت دیگران، صفا بیافریند و از سوی دیگر قادر است با نیش زدن به این و آن، کدورت ایجاد کند.

زبان کلید عقل و چراغ علم و ساده‌ترین و ارزان‌ترین وسیله انتقال علوم و تجربیات است.

چرا هر وقت می خواهیم نماز بخوانیم، حضور قلب نداریم؟

قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب هیچ دیدگاه »
شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی/گر چه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخّص مانند ماه مبارک رمضان که عید اولیای الهی است، فضیلت مخصوص است.

اُدعُونی اَستَجِبْ لَکُمْ (۱)

تا انسان از تبهکاری‌ها توبه نکند، شرائط قُرب خدا را پیدا نمی‌کند. وقتی به خدا نزدیک نشد، صدای او هم به سمع فرشتگان نمی‌رسد. آنها افرادی که دوراند، مورد عنایت خود قرار نمی‌دهند. لذا امام سجاد سلام الله علیه در دعای ابوحمزه ثمالی عرض می‌کند:

“اَللّهُمَّ تُبْ عَلَیَّ حَتّی لا اَعصِیَکَ وَ ألْهِمْنِی الخِیرَ وَالعَمَلِ بِهِ وَ خَشیَتَکَ بِاللّیلِ وَالنَّهارِ مَا اَبقَیتَنِی یا رَبَّ العالَمِین.”

اگر لطف الهی شامل حال انسان بشود و اگر خدا خیر را معرفتاً و عملاً‌ به انسان الهام بکند و خشیّت الهی نصیب انسان بشود در شبانه روز، دیگر بیگانه‌ای نمی‌هراسد و دست به تباهی دراز نمی‌کند.

و در صحیفه سجادیّه آمده است که: ای کسی را لا تَنقَطِعُ عَنهُ حَوائِجَ المُحتاجِینْ. (۲) در تمام لحظات، تمام اشیاء به خدا محتاج اند. هیچ لحظه‌ای نیازِ نیازمند قطع نمی‌شود. از طرفی هم یا مَنْ لا تُفْنِی خَزائِنُهُ المَسائِلْ. (۳) پروردگارا! ای کسی که هر چه سئوال بکنند و تو ببخشی، این مسئلت‌های سائلان و نیازمندان خزینه‌ات را تهی نمی‌کند. خوب؛ پس از این سوی دائماً سئوال، از آن سوی دائماً پاسخ مثبت! نه سئوال از این طرف قطع می‌شود، نه پاسخ از آن طرف قطع می‌شود، نه خزینه تُهی می‌شود.

محصول این حرف‌ها را آیه نورانی سوره الرَّحمن در بردارد که: یَسئَلُهُ مَنْ فِی السَّمواتِ وَ الأرضْ کُلِّ یُومٍ هُوَ فِی شَأنْ (۴)، کُلِّ یُومٍ هُوَ فِی شَأنْ یَسئَلُهُ مَنْ فِی السَّمواتِ وَ الأرضْ . چون هر لحظه سئوال است، هر لحظه او پاسخ مثبت می‌دهد. پروردگارا ! هیچ کسی از تو بی‌نیاز نیست. پس این توبه‌ای و اِنابه‌ای که فیض و فوز توست نصیب ما بفرما! تا ما در تمام شبانه روز در کنار سفره نعمت تو باشیم، چنین که هستیم. بیگانه‌ای را نبینیم، چنین که نباید ببینیم.

در حالی که ما در تمام عبادت‌ها؛ چه نماز ، چه غیر نماز آن حضور قلب را نداریم. این دعای نورانی ابوحمزه ثمالی این مسئله را هم به صورت باز و عقلی تحلیل می‌کند. همه ما به این مشکل روبرو هستیم،

شاید اُوحدی از انسان‌ها مستثنی باشند که در نماز حضور قلب نداریم . وقتی وارد نماز شدیم، در طلیعه نماز ممکن است با حضور و نیّت وارد بشویم، ولی باز حواس‌مان جمع نیست، پراکنده است. این نماز که ستون دین است، پراکنده انجام می‌شود. آن وقت دینی که ستونش پراکنده باشد، محصولش هم پراکندگی خواهد بود. اگر چنانچه ستون پراکنده باشد، مستقیم و استوار نباشد، آن خیمه هم مستقیم و استوار نیست .

ما چه کنیم که در نماز مشکل غفلت نداشته باشیم، یک تمرکزی داشته باشیم؛ وجود مبارک امام سجاد طبق این تحلیل می‌فرماید که انسان بیرون نماز را باید مواظب باشد، نه درون نماز . درون نماز یک چهار پنج دقیقه بیش نیست. اگر کسی درون نماز بخواهد در تمام این چهار پنج دقیقه خودش را کنترل بکند، شاید خیلی سخت نباشد، ولی عمده بیرون نماز است. به بیرون نماز اگر حالاتی، احوالی، گفته‌هایی، رفته‌هائی، نوشته‌هایی و مانند آن داشت و انجام داد، همه این خاطرات می‌ریزد در صحنه نفس انسان . آنگاه همه اینها در حالت نماز ظهور پیدا می‌کند.

مثلاً اگر کسی کتابخانه‌ای داشته باشد و دَرِ کتابخانه به کوی و بَرزن باز باشد، بچّه‌ها و خردسالان گذر از این دَرِ باز استفاده کنند، وارد کتابخانه بشوند، شخصی محقّق بیاید و درِ کتابخانه را ببندد و بخواهد مطالعه کند، بگوید: من یک ساعتی که در این کتابخانه نشسته‌ام، باید آرام باشم ، این کار را صحیح انجام نداد. برای این که در غیر وقت مطالعه در را باز گذاشت، همه بچّه‌ها ریختند در کتابخانه، در سالن مطالعه. آنگاه در آن یک ساعتی که محقّق می‌آید و می‌نشیند، می‌خواهد مطالعه کند، این سالن کتابخانه پر از بچّه‌ها و سر و صدا است. قبل از این که این محقّق بیاید در کنار میز مطالعه‌اش بنشیند، باید در را ببندد که بیگانه‌ها و بچّه‌های خردسال نیایند.

این مجاری ادراکی و تحریکی ما نباید به روی بیگانگان باز باشد که‌ آنها هر چه خواستند از راه درک و حرکت ما وارد نفس و ذهن و قلب ما بکنند، آنگاه ما در حال نماز بخواهیم مطمئن باشیم و حضور قلب داشته باشیم . این چنین نیست! عمده بیرون نماز است. غذا خوردن‌ها، رفتن‌ها، نگاه کردن‌ها، گفتن‌ها، شنیدن‌ها، پوشیدنی‌ها، همه و همه اینها اَدخِلْنِی مُدْخَلَ صِدقْ وَ اَخرِجنِی مُخرَجَ صِدقْ (۵)، در آغاز و انجامش تک تک این گفتار و رفتار و نوشتار و مانند آن حضور و ظهور داشت،

انسان خاطرات خوبی دارد. در نماز نه تنها مزاحمی ندارد، بلکه معین و معاونی هم خواهد داشت. ولی اگر در خارج نماز مواظب خود نبود، هر خاطره‌ای را به ذهن راه داد، هر غذایی را خورد، هر حرفی را زد، هر جائی را نگاه کرد، هر کسی را نگاه کرد، هر چیزی را هم دید، چنین اَنبانی هرگز به انسان اجازه حضور و ظهور قلب نمی‌دهد.

ملاحظه فرمودید که امام سجاد چگونه این مسئله عمیق را تحلیل می‌کند؛ عرض می‌کند:

“الهی! إنّی کُلَّمَا قُلتُ قَدْ تَهَیَّأتُ وَ تَعَبَّأتُ وَ قُمْتُ لِلْصَّلوهِ بِینَ یَدَیکَ وَ ناجَیتُکَ ألقَیتُ عَلَیَّ نُعاساً.”

خدایا! چه طور شد که هر وقت می‌خواستم مناجات کنم ، دعا کنم، دعای کمیل بخوانم، مناجات شعبانیّه داشته باشم ، ذکر داشته باشم، نمازی داشته باشم، زیارت عاشورائی داشته باشم، حواسم جمع نیست؟! یا خوابم می‌آید، یا اگر خوابم نمی‌آید، حالت پیلگی و چُرت است، یا اگر اینها نیست، شادابم ، وقتم و نیرویم درباره خاطرات تلخ دیگر صرف می‌شود. آن لذّت مناجات را از من می‌گیری، یا مناجات نمی‌کنم، یا مناجات بی‌محتوا دارم. چه طور شد خدایا، هر وقتی ما گفتیم سریره من صالح است و به محفل توّابین نزدیکم، یک ابتهالی، یک بَلیه‌ای، یک آفت و آسیب و گزندی می‌رسد که پای مرا می‌لغزاند و نمی‌گذارد که من به محفل نورانی آنها راه پیدا کنم.

پروردگارا ! شاید تو مرا از دَرِ خانه‌ات راندی؛ شاید دیدی که من حقّ تو را سبک شمردم، تو مرا مطرود کردی؛ یا دیدی که من چون از تو اِعراض کردم، با من عداوت داری؛ یا چون دیدی که من در مقام دروغ گویان هستم، مرا مورد بی‌مهری قرار دادی و ترک کردی؛ یا دیدی که نعمت‌های تو را شکر نمی‌کنم، مرا محروم کردی؛ یا دیدی که در مجالس علماء و اندیشوران حاضر نیستم، مرا طرد کردی؛ یعنی به جای این که در محافل علماء شرکت کنم ، چیزی یاد بگیرم، در مجالس دیگران شرکت می‌کنم . یا دیدی در بین غافلین به سر بردم ، از رحمت خاصّه من ناامید کردی؛ یا دیدی با مجلس‌های طنزگویان و بذله گویان و بَطّالین که عمری را به بطالت می‌گذارند، آنجا صرف کردم، مرا مورد بی‌مهری قرار دادی؛ بِینِی وَ بِینِکَ خَلَّیتَنِی؛ یا نه، اصلاً دوست نداری صدای مرا بشنوی؛ برای این که این حرف، این حنجره در غیر راه تو صرف شده است. دوست نداری چهره‌ام را در مجلس توّابین ببینی، برای این که در مجلس بَطّالین دیدی. دوست نداری که مرا در مجلس پرهیزکاران ببینی، چون دیدی که من در مجلس علماء حضور ندارم، مرا دور کردی . شاید به جرم و جریرت مرا مکافات کردی، یا در اثر کم حیائی من مرا مجازات کردی؛ ببینید تمام این علل و عوامل؛ ترک واجب، فعل حرام، فکر فعل مکروه و مانند آن باعث می‌شود که انسان یا توفیق مناجات و نماز ندارد، یا اگر توفیقی پیدا کرد و یک مناجات و نمازی داشته باشد، نماز بی‌حال و بدون حضور انجام می‌دهد.

امیدواریم توفیق حضور نصیب همه ما بشود.

پی‌نوشت‌ها:

۱- سوره غافر/ آیه ۶۰

۲- صحیفه سجادیّه/ دعای دوازدهم ـ وَ کانَ دُعائُهُ (ع) فِی طَلَبِ الحَوائِجِ إلَی اللهِ تَعالی

۳- صحیفه سجادیّه/ دعای دوازدهم ـ وَ کانَ دُعائُهُ (ع) فِی طَلَبِ الحَوائِجِ إلَی اللهِ تَعالی

۴- سوره الرَّحمن/ آیه ۲۹

۵- سوره اسراء/ آیه ۸۰

/

علت کسالت در عبادات پنهانی از زبان آیت‌الله قرهی

قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب هیچ دیدگاه »
.
کسالت در عبادات در خلوت، دلالت بر گناهانی است که انسان انجام می‌دهد. گناه، قلب را تیره می‌کند، آن وقت کسل است. حالا اگر اولیاء به چنین شخص کسلی ذکر هم بدهند، به خدا قسم، این ذکر تخریب می‌شود.

آیت‌الله روح‌الله قرهی، مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران به مناسبت ماه رمضان، به شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی می‌پردازد که قسمت دهم آن در پی می‌آید:

«وَ بِدُعَائِکَ تَوَسُّلِی مِنْ غَیْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِکَ مِنِّی وَ لَا اسْتِیجَابٍ لِعَفْوِکَ عَنِّی بَلْ لِثِقَتِی بِکَرَمِکَ»

دعا کریمانه و اجابت کریمانه!

عرض کردیم پروردگار عالم به بندگانش عنایت دارد و با آن‌ها کریمانه برخورد می‌کند. این دعا و اجابت دعا هم خود نوعی از کرم پروردگار عالم است؛ چون نه برای دعایش استحقاق داریم که با این زبان و وجودی که این همه گناه کرده است، به درب خانه خدا بیاییم و دعا کنیم و او صدای ما را بشنود و نه بالجد مستحق این هستیم که اجابتی در کار باشد. همه‌اش کرم اوست.

کریمانه برخورد کردن یعنی پروردگار عالم طوری برخورد می‌کند کأنّ انسان گناهی هم ندارد و این نکته بسیار بسیار مهمّی است.

گناهان کبیره؛ اعلان جنگ با خدا!

منتها پروردگار عالم در این باب کرم یک چیز را از ما خواسته است و آن این است که ما به گناهان کبیره نزدیک نشویم.

گناهان کبیره درحقیقت اعلان جنگ با خداست، آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) یک نکته بسیار عالی و زیبایی را به نقل از آیت‌الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن عارف بزرگوار نقل می‌کردند، می‌فرمودند: کبائر جنگ با خداست؛ چون پروردگار عالم آن‌ها را به صراحت منع کرده و اعلان کرده آن‌ها را انجام ندهید امّا کسی که مصرّ به این کبائر هست، در حقیقت اعلان دشمنی با پروردگار عالم می‌کند و از آن طرف اعلان دوستی با دشمن خود و دشمن پروردگار عالم، یعنی شیطان رجیم می‌کند، همان شیطانی که قرآن فرمود: «عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُم» .

لذا انسان موقعی که مصرّ به گناهان کبیره باشد، از این طرف اعلان جنگ با خدا و از آن طرف اعلان دوستی با شیطان می‌کند.

برای همین پروردگار عالم در سوره نساء آیه ۳۱ بسیار زیبا بیان می‌فرماید: «إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ نُدْخِلْکُمْ مُدْخَلاً کَریماً» چقدر زیبا ذوالجلال و الاکرام تبیین می‌فرماید! می‌فرماید: اگر شما از کبائر (گناهان کبیره) و آن چیزهایی که نهی شده و پروردگار عالم گفته انجام ندهید، اجتناب کردید، پروردگار عالم در قِبَل آن، گناهان دیگر شما را می‌آمرزد و نادیده می‌گیرد و شما را در مقام کریمانه خودش داخل می‌کند؛ یعنی در جایگاهی که با شما کریمانه برخورد می‌شود.

پس این که گفتیم: دعا و اجابت از ناحیه خدا نوعی کرم به بنده است؛ رسیدن به این کرم الهی شرط دارد و آن این که انسان مصرّ به گناهان کبیره نباشد و در انجام آن‌ها اصرار نورزد.

امکان دارد یک موقع گناه کبیره‌ای انجام دهد امّا جاهل باشد، بعد زار می‌زند و فغان می‌کند و توبه و انابه دارد، حال او معلوم است و پروردگار عالم خیلی کریم است و آن را هم نادیده می‌گیرد امّا در این‌جا ملاک کسی است که به گناه کبیره مصرّ باشد که پروردگار عالم می‌فرماید: این‌طور نباشید تا بتوانید به آن مقام کریمانه ورود پیدا کنید – این‌ها نکات بسیار مهمّی است که باید انسان در آن تأمّل کند -

خدای ارحم الراحمین و اشد المعاقبین!

در آیات قبلی می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ إِلاَّ أَنْ تَکُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْکُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِکُمْ رَحیماً» – چقدر زیبا پروردگار عالم بیان می‌فرماید – ای کسانی که اهل ایمان هستید! ای مؤمنین! نکند اموال دیگران را به باطل و ناحق در تجارت و مسائل ربوی بخورید، این ها باطل است و باید خیلی مواظبت کرد، مگر این که تجارتی باشد که از طریق رضا و رغبت طرف مقابل باشد. بعد فرمودند «وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِکُمْ رَحیماً» همدیگر را نکشید، خدا به شما مهربان است امّا هر کس غیر از این را انجام دهد «وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ عُدْواناً وَ ظُلْماً» و از روی دشمنی و ستمگری این کار را بکند، «فَسَوْفَ نُصْلیهِ ناراً» پس او را به زودی در آتش دوزخ قرار می‌دهیم «وَ کانَ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسیراً» و بدانید این کار برای خدا آسان است.

آن خدایی که کریم است، در همه مطالب به انسان کرامت و لطف دارد امّا همین پروردگار عالم تهدید هم می‌کند که اگر شما ظلم کنید – که یکی از این گناهان کبیره ظلم به دیگران است – صددرصد پروردگار عالم شما را دچار عذاب می‌کند و این برای خدا آسان است.

شما در همین دعای افتتاح، در اوّلین فرازهای دعا می‌گویید: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَفْتَتِحُ الثَّنَاءَ بِحَمْدِکَ وَ أَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوَابِ بِمَنِّکَ وَ أَیْقَنْتُ أَنَّکَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ فِی مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ» من یقین دارم تو مهربان‌ترین مهربانان در موضع عفو و رحمت هستی. در عالم هیچ کس مهربان‌تر و ارحم‌ا‌لراحمین‌تر از خدا نیست.

منتها بلافاصله می‌گویی: «وَ أَشَدُّ الْمُعَاقِبِینَ فِی مَوْضِعِ النَّکَالِ وَ النَّقِمَةِ». همین پروردگار ارحم الراحمین، در مقام عقاب و انتقام از سخت‌ انتقام‌‌گیرترینان عالم است. حضرت حقّ در انتقام، سخت انتقام می‌گیرد «أَشَدُّ الْمُعَاقِبِینَ». همین ارحم‌الراحمین اگر بخواهد عقاب کند، بدترین عقاب را برای انسان خواهد داشت.

لذا پروردگار عالم بیان می‌فرماید: حواستان باشد، اگر شما ظلم کنید، با کسی دشمنی کنید، بدون جهت به هر کسی ظلم کنید «فَسَوْفَ نُصْلیهِ ناراً وَ کانَ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسیراً» این کار خودتان می‌دانید برای خدا آسان است.

تقوا؛ راه ورود به مقام کرامت

حال، چه کنیم دچار کرم خدا شویم، نه غضب خدا؟ «إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ نُدْخِلْکُمْ مُدْخَلاً کَریماً». این جا هم این «إِنْ» برمی‌گردد به همان «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا»؛ یعنی ای اهل ایمان! اگر از گناهان بزرگی که شما را از آن نهی کرده‌اند «ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ»، دوری کنید «تَجْتَنِبُوا»، «نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ» ما از گناهان دیگر شما درمی‌گذریم، «وَ نُدْخِلْکُمْ مُدْخَلاً کَریماً» و شما را در دو عالم به مقام و رتبه بلند کرامت می‌رسانیم.

اولیاء یک تعبیر دیگری را ذیل این بیان کرده‌اند – توجّه بفرماید، خیلی زیباست – می‌فرمایند: قرآن می‌فرماید کسانی می‌توانند کریم باشند که اهل تقوا باشند. طبیعی است ذوالجلال و الاکرام به کسانی لطف و محبّت می‌کند و آن‌ها را داخل مقام کرامت می‌کند که متّقی باشند «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ» .

کسانی «أَکْرَمَکُمْ» هستند که «أَتْقاکُمْ» باشند. پس معلوم می‌شود هر کسی هم متّقی است، کریم است. متّقین عالم در کرامت خدا هستند امّا چه کسانی اکرم هستند؟ هر کس تقوایش بیشتر شد. پس اگر کسی در مقام تقوا قرار گرفت، به طبع در آن لطف خدا به عنوان کرم نیز قرار می‌گیرد.

کریم بنده را می‌برد و به کرامت خودش می‌رساند، منتها یک شرط دارد: اجتناب از کبائر. پروردگار عالم صغائر را می‌آمرزد و یک خصوصیّت بسیار خوبی که برای انسان دارد، این است.

خدا آیت‌الله مولوی قندهاری(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن کنز خفیّ الهی را رحمت کند. ایشان می‌فرمودند: آیت‌الله العظمی سیّد ابوالحسن اصفهانی(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، یک نکته زیبایی را تبیین می‌کردند. می‌گفتند: اگر کسی از کبائر دست بکشد، آرام آرام خودش هم از صغائر بدش می‌آید.

یعنی وقتی از گناهان کبیره دست کشیدی، لطف خدا شامل حالت می‌شود و آرام آرام از گناهان صغیره هم تنفّر پیدا می‌کنی. یعنی طوری می‌شود که به مقام تقوا و پرهیزگاری از گناه می‌رسی و دائم بالا می‌روی و جزء «أَتْقاکُمْ» می‌شود. «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ» و بعد خدا شما را در این مقام کرامت ورود می‌دهد. این حال بندگان حقیقی است.

جایگاه ظلمانی فرد گنه کار و فرار او از نور!

پس باید انسان این را مدّ نظر بگیرد که زمانی می‌تواند کریم بودن خدا را درک کند که از گناه دست بکشد و إلّا گنه‌کاران عالم چون در ظلمت هستند، درک این مطلب را نخواهند داشت.

گناه تاریکی محض است – این را به عنوان کد به ذهنامن بسپاریم – هر کس به گناه مبتلا می‌شود، در تاریکی است. وقتی در تاریکی است، طبیعی است از نور متنفّر است.

خفاش را ببینید، از نور هراسان و متنفّر است، او دیگر چه می‌فهمد نور یعنی چه؟! همیشه فراری از نور است.

پروردگار عالم می‌فرماید: کسانی که در گناه هستند، در حقیقت در تاریکی‌ها هستند امّا کسانی که ایمان آوردند و ولیّ آن‌ها خداست «یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» از تاریکی به سمت نور خارج می‌شوند.

وقتی انسان در گناه است، دیگر در تاریکی است. در این تاریکی معنای کریم بودن را نمی‌فهمد و اصلاً از این چیزها بیزار است.

خدا نیاورد! گاهی انسان به جایی می‌رسد که حتّی از حرف‌های خوب بدش می‌آید؛ یعنی کارش به جایی می‌رسد که حتّی از فرمایشات نبیّ مکرّم(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) و حضرات معصومین(علیهم صلوات المصلّین) و اولیاء الهی متنفّر می‌شود. او دیگر قسی‌القلب می‌شود و اصلاً این حرف‌ها در قلبش فرو نمی‌رود. وقتی کسی به گناه مبتلا شد و گناه را هم ترک نکرد، دیگر درتاریکی مطلق فرو می‌رود و حرف اولیاء، انبیاء و خصّیصین حضرت حق، حرف خدا، در قلبش نافذ نیست.

این‌جاست که دیگر واقعاً همان چیزی که قرآن می‌فرماید: «صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَعْقِلُونَ» ، «فَهُمْ لا یَرْجِعُونَ» محقّق می‌شود و اصلاً دیگر رجوع نمی‌کند و برنمی‌گردد. این دیگر صراحت قرآن است. این‌ها کور شدند، کر شدند، دیگر نمی‌شنوند و نمی‌بینند. این‌ها دیگر لال هستند که حرف حق را بزنند. اصلاً از مطالب الهی بدشان می‌آید و تنفّر دارند.

ما باید از این که خدا لطف و محبّت کرده و به من و شما توفیق داده که پای مباحث قرآن و روایات و فرمایشات بزرگان و اعاظم می‌نشینیم، شکر کنیم. یعنی خدا را شاکریم که قلبمان سیاه، تاریک و ظلمانی نشده است.

شاخصه تاریکی قلب

دلالت بر تاریکی قلب گنه‌کار همین است که از حرف‌های نورانی فراری هستند – این‌ها کد است، عرض می‌کنم، این‌ها را اولیاء بیان می‌فرمایند – اگر می‌خواهید تشخیص بدهید در کدام مرحله هستید، بدانید اگر یک روزی – که خدا آن روز را نیاورد – انسان دیگر از حرف‌های خوب خسته شود، معلوم می‌شود قسی‌القلب شده است. معلوم می‌شود آن‌قدر گناه وجودش را گرفته که این قلب تاریک است.

بالاخره نمی‌شود هم ظلمت باشد و هم نور. یا باید ظلمت باشد و یا نور. این را بارها عرض کردیم، الآن یا شب است یا روز. نمی‌شود که هم شب باشد و هم روز. اگر شب است، دیگر روز نیست و اگر روز است، پس شب نیست. انسان اگر از مطالب الهی خوشش آمد، یعنی قلبش تاریک نشده است – این نکته بسیار مهمّی است -

سرّ نسخه معروف اولیا (ترک گناه و انجام واجبات)

پس چه زمانی می‌توانیم به آن مقام کریمانه برسیم؟ آن موقعی که حدّاقل کبائر را رها کنیم.

خدا مرحوم آیت‌الله شالی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) را رحمت کند. ایشان بازمانده شاگردان آیت‌الله قاضی(اعلی اللّه مقامه) بودند. دو سه مرتبه‌ای توفیق شده بود و ما زیارتشان کرده بودیم، مرد بسیار الهی و نورانی بودند. در این دو سه مرتبه عرض می‌کردیم نصایحی به ما بفرمایید. یک مرتبه نکته خوبی فرمودند، فرمودند: می‌دانید چرا هر موقع پیش بزرگان می‌روید، وقتی می‌گویید: آقا! یک نصیحتی کنید، همه آن‌ها می‌گویند: دوری از گناه و انجام واجبات؟ سرّش را می‌دانید؟ گفتیم: آقا! خیر، شما بفرمایید.

فرمودند: عارف عظیم‌الشّأن، آیت‌الله قاضی(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن موحّد دهر می‌فرمودند: گناه ظلمت‌آور است و کسی که در ظلمات غوطه بخورد، دیگر از اذکار چیزی نمی‌فهمد که بخواهی به او ذکر بدهی – این جمله خیلی مهم است، در این تأمّل کنید -

بهترین راه میانبر برای رسیدن به خدا

بعضی‌ها می‌گویند: آقا! یک ذکری بدهید که راه میانبری باشد تا من به خدا برسم. بهترین راه میانبر رسیدن به خدا، ترک گناه است. خود گناه به انسان اجازه نزدیکی نمی‌دهد.

حالا تصوّر کنید به فردی که به گناه مشغول باشد، مثلاً بگوییم: شما بیا روزی صد بار ذکر یونسیه بگو، بعد از نماز صبح در سجده چهل بار ذکر یونسیه بگو یا …، هیچ اثر نمی‌گذارد؛ چون اصلاً بعید است این شخص بتواند توفیق عبادت در خلوت را هم داشته باشد.

علّت کسالت در عبادات در خلوت

آیت‌الله شالی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) در ادامه فرمودند: کسالت در عبادات در خلوت، دلالت بر گناهانی است که انسان انجام می‌دهد. گناه، قلب را تیره می‌کند، آن وقت کسل است. حالا اگر اولیاء به چنین شخص کسلی ذکر هم بدهند، به خدا قسم، این ذکر تخریب می‌شود؛ چون یک مدّتی انجام می‌دهد و بعد رهایش می‌کند.

بعضی از بزرگان بعضی از اذکار را بیان فرمودند و گاهاً هم ما به بعضی بیان می‌کنیم که آقا! این اذکار را بگویید، این فرمایش بزرگان است امّا این اذکار را انجام نمی‌دهند، در صورتی که عمل سختی هم نیست، مثلاً تعدادی صلوات برای شهدای کربلا، برای خانواده شهدا و … که هر روز بگویند امّا با این که زیاد نیست، نمی‌توانند انجام بدهند. ایشان فرمودند: دلالتش گناه است، گناه عامل می‌شود انسان حتّی به ذکر و ادعیه هم بی‌اهمیّت شود.

چرا اولیاء خدا به همه ذکر نمی دهند؟

ولیّ خدا که به ما ذکر نمی‌دهد، دلیل و برهانش این است که این ذکر خفیف و ذلیل نشود. برای همین اوّل می‌گوید: ترک گناه. البته اذکار و دعاهایی داریم که روح را جلا می‌دهد و انسان سریع اوج می‌گیرد امّا شرطش دوری از گناه است.

با گناه این اذکار تخریب می‌شود و ظلم به این اذکار است. برای همین اولیاء ما به همه نمی‌گویند ذکر یونسیه را بگویید. تازه در مورد آن‌هایی هم که دیگر ترک گناه کردند و کبائر را انجام نمی‌دهند و از گناهان صغیره هم دوری جستند، بر اساس آن وسع وجودی و سعه صدرشان ذکر می‌دهند. به یکی می‌گویند: ده بار، به یکی می‌گویند: چهل بار و … .

ذکر و وسعت وجودی فرد

لذا من بارها عرض کردم، باز هم امشب تأکید می‌کنم عزیزان! اگر ما به سراغ این کتب اذکار و دعاهایی که نوشته شده و اسم گنج و … هم برای آن‌ها می‌گذارند، برویم و آن اذکار را بدون استاد و مربّی و بدون این که اولیاء الهی تشخیص بدهند که جنبه ما چقدر هست و سعه وجودی ما چقدر قادر به گفتن این ذکر هست، انجام بدهیم، تخریب می‌شویم.

نمی‌خواهد آن کتاب‌ها را بخریم و بخوانیم و بگوییم: مثلاً مرحوم آشیخ رجبعلی خیاط(اعلی اللّه مقامه الشّریف) گفته اگر کسی چهل روز این ذکر را انجام بدهد، مثلاً آقا جانمان امام زمان(عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف) را می‌بیند، این‌طور نیست. ایشان آن شخص را دیده، حالش را دیده، وضعیت وجودی‌اش را دیده، این ذکر را برای او داده، نه برای همه. آن فرد هم اشتباه کرده که می‌آید اعلان عمومی می‌کند. چون ایشان فقط به آن شخص دادند.

یکی از آقایان به ما بیان می‌فرمود: این مطلبی که شما از اولیاء می‌گویید صحیح است؛ چون من با یکی از دوستانمان خدمت یکی از آقایان بودیم. ایشان می‌خواست ذکری بگیرد. آن بزرگوار ذکر را گفتند امّا یک دفعه به من خطاب کردند: آقا! شما این را انجام نده، این برای ایشان است. گفت: به نظرم ذکر هم حالت عمومی داشت و چیز خاصّی نبود، امّا به ایشان گفت: چهل شبانه روز این‌ها را بگو، این‌طور بگو و … امّا بعد به من خطاب کرد و گفت: آقا! شما نگو، این‌ها مال شما نیست.

یعنی وجود افراد را می‌بینند که چقدر تحمّل این اذکار را دارد. پس اگر گناهکار هم نباشی، با توجّه به وسع وجودی‌ات ذکر می‌گیری. این‌ها نکات بسیار مهم است و باید در آن تأمّل کرد.

خطر زهد بیجا

حالا یک عدّه مدام می‌گویند: فلان ذکر را بگوییم آقاجانمان را می‌بینیم و … . یک مقدار عقل داشته باشیم! یک مقدار متوجّه باشیم! همین طوری نمی‌شود جلو برویم، باید دقّت کنیم، حرف اولیاء و بزرگان را گوش بدهیم، از هر جایی چیزی شنیدیم، انجام ندهیم این‌ها خطرناک است! خطر این زهدهای بیجا اگر بیشتر از کسانی که مطیع دین نباشند، نباشد، حتماً کمتر نیست.

لذا زهدهای بیجا به خرج ندهیم. دلیلش این است که گاهی به آن مطلب نمی‌رسیم، یکدفعه همه آن‌ها را انکار می‌کنیم. پس انسانی که خودسر و بدون مربی و استاد جلو رفته و همین طوری برای خودش هر چه دلش خواسته گفته، بعداً دچار مشکل می‌شود و طبیعی است دیگر وقتی دچار مشکل شد، آدم را خراب می‌کند.

گاهی منیّت‌ها در چنین مواردی پیش می‌آید. افرادی هستند که تصوّر می‌کنند کسی شده‌اند. ما عرض کردیم هرکس ولو به لحظه‌ای تصوّر کند کسی شده است، همان لحظه، لحظه سقوط اوست. یکی از این موارد در همین جاست.

همان‌طور که در مباحث سیاسی هم هست که عرض کردیم شخصی تصوّر می‌کند خودش کسی شده و جلوی امر امام المسلمین، رهبر عظیم‌الشّأن، نائب امام زمان(عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف) می‌ایستد و می‌گوید: من هم برای خودم کسی هستم. چنین کسی سقوط می‌کند، کما این‌که در فتنه هشتاد و هشت خیلی‌ها سقوط کردند.

یکی دیگر هم در همین مطالب معنوی است، گرچه سیاست ما عین دیانتمان است و دیانتمان عین سیاستمان است امّا گاهی در همین مسائل هم اتّفاق می‌افتد که فردی سر خود برود ذکر و اعمالی را انجام بدهد و خود را گرفتار کند. در حالی که باید ببیند مرجع تقلیدش چه می‌گوید، ولی امر مسلمین چه می‌گوید.

عدّه‌ای یک اعمالی از خودشان انجام می‌دهند، یک حرف‌هایی می‌زنند، یک حرکاتی انجام می‌دهند که همه خلاف شرع و دین است. خلاف آن چیزی است که امام زمان(روحی له الفداء) بیان می‌کنند. مثلاً هر جا می‌رود، نمازش را تمام می‌خواند. این خلاف فرمایش امام زمان(روحی له الفداء) را انجام می‌دهد. اگر امام زمانی هستی، نباید این‌طور باشی. مگر انسان مرجع تقلید ندارد؟! مگر ما خودسر هستیم؟! همین که یک چیزی شنیدیم، انجام می‌دهیم و دلمان خوش است. یا باید واقعاً مجتهد باشیم یا مقلّد و إلّا خودمان را گرفتار می‌کنیم.

باید حواسمان را جمع کنیم، عالم حساب و کتاب دارد. این زهدهای بیجا گاهی از آن جهالت‌های دیگران هم خطرناک‌تر است و چنین کسی جاهل‌تر از همه هست. انسان باید در این‌ها تأمّل و دقّت کند و سر خود کاری را انجام ندهد.

مثلاً بعضی همین‌طوری برای خودشان یک ذکری می‌گیرند و می‌گویند: صده گرفته‌ام. این کار، کار غلطی است. اصلاً خیلی چیزها را وجود مقدّس حضرات معصومین(علیهم صلوات المصلّین) بیان کرده‌اند امّا آیا واقعاً ما امروزه می‌توانیم انجام بدهیم؟!

یکی از أعزّه روحانی فرمودند: یک آقایی یک دستور العملی را که مولی‌الموالی(علیه الصّلوة و السّلام) داده است – که همین دلالت بر این است که نباید او انجام بدهد – بیست روز انجام داده بود، کارش به بیمارستان کشیده شد. طبیعی است، این‌ها زدگی می‌آورد. خانواده نسبت به دین، زهد و تقوا زده می‌شوند. این چه دینی است؟! این چه زهدهای بی‌جایی است؟!

بدون مربّی، معلم و مرشد حرکت کردن، هلاکت است. شیخنا الاعظم که دستش در دست آقا جان بود، می‌ترسید فتوا بدهد تا این که آقا جان فرمودند: تو فتوا بده، من خودم اصلاحش می‌کنم. آن نور بزرگوار، آن که اخ السدید امام هماممان است، نمی‌تواند!

ما که دستمان به آقاجان نمی‌رسد، باید در پناه اولیاء خدا، مراجع عظیم‌الشّأن، رهبر بزرگوار (امام المسلمین) باشیم و همین‌طوری حرکت نکنیم. خدای ناکرده خودمان را به هلاکت می‌اندازیم. این‌ها نکات مهمّی است، این چیزها را شوخی نگیریم. متأسّفانه بعضی مواقع شوخی می‌گیریم و بعد زدگی به وجود می‌آید.

راه رسیدن به قول کریم

پس انسان موقعی به مقام کریمانه پروردگار عالم می‌رسد که اوّل از گناه دوری بجوید. آن موقع پروردگار عالم به او عنایت می‌کند و مطالب را می‌فهمد. تا جایی که دیگر قول او هم قول کریم می‌شود.

یکی از راه‌هایی که انسان به کرامت پروردگار عالم برسد، نیکی به پدر و مادر است . پروردگار عالم می‌فرماید: «وَ قَضى‏ رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریماً» چه زمانی قول انسان قول کریم می‌شود؟ آن موقعی که انسان بتواند از گناه دور شود و به پدر و مادر احترام بگذارد.

البته این را هم بگویم که نکته مهمّی است و باید در آن تأمّل کرد: کسانی هم که به پدر و مادر بی‌احترامی می‌کنند، دلالت بر این هست که به گناه مشغول هستند. تا انسان به گناه مشغول است، اصلاً قدر پدر و مادر را نمی‌داند. اما وقتی از گناه بیرون آمد، آرام آرام می‌فهمد که چه خبر است. مثل این که تا انسان به گناه مشغول است، قدر پروردگار عالم را نمی‌داند.

پس انسان می‌تواند به جایی برسد که قولش هم قول کریم شود. پروردگار عالم این‌گونه به بندگانش عنایت دارد. باید در این تأمّل کنیم.

لقمه حرام یکی از راه های اغواء شیطان

پس در این فراز از دعا بیان فرمودند: خدایا! می‌دانم استحقاق نداشتم امّا امیدم به کرم تو بود.

امید به کرم پروردگار عالم موقعی است که انسان حداقل از گناهان کبیره را تنفّر داشته باشد. تا نستجیر بالله، نعوذبالله، پناه به ذات حضرت حق، اسم هم بستر شدن با حرام را بشنود، بدنش بلرزد و وحشت کند. یعنی حتّی فکرش هم او را اذیّت کند و آزار دهد. یا از غیبت، از سخن چینی و … وحشت داشته باشد و بدش بیاید. یا از این که بخواهد حیثیّت و آبروی کسی را ببرد، وحشت داشته باشد. یا از این که بخواهد اهل دزدی و لقمه حرام باشد، متنفّر باشد.

همه این مطالب هم از لقمه حرام شروع می‌شود. لقمه وقتی حرام بود، اثر می‌گذارد و دیگر گوشش شنوا نیست، به ظاهر سخن‌های انبیاء و اولیاء را می‌شنود، قرآن را می‌خواند امّا گوشش شنوا نیست. چون لقمه حرام اثر گذاشته است.

لقمه حرام چیست؟ من می‌دانم چیزی حقّ من نیست امّا به دنبال آن می‌روم و این لقمه حرام می‌شود. گاهی اوقات انسان خودش می‌فهمد. فرض بگیرد حتّی در یک جای تعاونی کوچک که باید جنسی را به همه بدهند، نستجیربالله، نعوذبالله شیطان فریبم دهد و من برای خودم بر می‌دارم. مثلاً یک سهامی هست، بگویند: تقسیم کنید امّا من برای خودم بردارم. یا بگذارم شب آخر شود که هیچ کس نمی‌آید تا مجبور شویم خودمان برداریم. این لقمه حرام است و شکی در آن نیست.

همین لقمه حرام را می‌خوریم که گوشمان دیگر شنوا نیست. همین لقمه حرام را می‌خوریم که دیگر زبانمان به گناه می‌افتد. لقمات خیلی اثر دارد و همه مطالب براساس این لقمه است. خطر! خطر! خطر!

اگر بشر دقّت نکند شیطان او را می‌برد. مگر نگفت: «فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ». اغواء چگونه است؟ راه‌های مختلف دارد، «الْوَسْواسِ الْخَنَّاس الَّذی یُوَسْوِسُ فی‏ صُدُورِ النَّاسِ». هر کسی طوری فریب می‌دهد. باید در این‌ها تأمّل کنیم تا این لقمات ما را بیچاره نکند. زبانمان را بدبخت می‌کند. چشمان را بدبخت می‌کند. گوشمان را بدبخت می‌کند.

بعضی هستند اصلاً از یادآوری تصویر گناه و این که بخواهند ناموس دیگران را ببینند، متنفّر هستند. امّا بعضی‌ها می‌بینی خدای ناکرده پای اینترنت، پای فیلم‌های مبتذل، پای ماهواره و … مدام در حال تماشای این تصاویر هستند. این‌ها اثر لقمه است. لقمه انسان را برد.

پس بله اجابت دعا هست، امید به کرم خدا هم هست امّا موقعی که انسان از گناه دوری کند. گناهان صغیره هم خدا متعاقباً به کرمش می‌بخشد و بعد آن حال دعا را به انسان مرحمت می‌کند.

امیدواریم پروردگار عالم ما را از همه خطاها، بدی‌ها، پلشتی‌ها و زشتی‌ها محافظت بفرماید.

برای استجابت دعا چه کنیم؟

قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب, مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »
یک استاد دانشگاه معتقد است بعضی از گناهان باعث می‌شود که دعا به اجابت نرسد.

مطهره عابدینی در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: بعضی از گناهان باعث می‌شود که دعاها مستجاب نشود و مثل یک توده ما را در خودشان پیچیده کنند و نگذارند صدای ما به بالا برسد، از جمله این گناهان حق‌الناس است که اگر بر گردن ما باشد دعا به اجابت نمی‌رسد و یا اگر پدر و مادر از ما رضایت نداشته باشند دعا مستجاب نمی‌شود چراکه رضایت آن‌ها جهت استجابت دعا خیلی مهم است.

وی با بیان این‌که «هر چیزی یک مقدمه و مأخره‌ای دارد» افزود: برای اجابت دعا باید ادب دعا را رعایت کنیم، در متون دینی تاکید شده که با وضو، رو به قبله و در زمان و مکان خاصی که انرژی مثبت به ما می‌دهد دعا کنیم؛ مثلا در وقت سحر، هنگام اذان، زیر باران، مکان‌های زیارتی که روح عبادت در آن‌ها جریان دارد دعا مستجاب می‌شود.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: برای استجابت دعا سلسله زنجیرهایی به هم وصلند که هرکدام به نوبه‌ خود یک حلقه‌اند که ما را به اجابت نزدیک کند، اما در روایات داریم که اگر تمامی این شرایط را رعایت کردیم اما دعای ما اجابت نشد دلیلش حکمت است به دلیل رحمانیتی که در ذات خداوند است شاید این دعا به صلاح بنده نبوده و یا شاید خداوند بخواهد از آن بهتر را نصیب بنده‌اش کند.

عابدینی گفت: تاکید شده که در اول و آخر دعا زیاد صلوات بفرستید با ذکر «و عجل فرجهم» زیرا بزرگ‌ترین دعا، دعا برای فرج است ما با صلوات دعاهایمان را زینت می‌دهیم.

وی در پایان تصریح کرد: در حق دیگران خیلی دعا کنیم؛ زیرا آن‌ها به خودمان بازمی‌گردد و رعایت تمامی این موارد و سایر کارها در اجابت دعا نقش موثری دارند و اگر تزکیه نفس داشته باشیم برای اجابت دعا قدم بیشتری برداشته‌ایم.

تاثیر روزه بر تقویت عضله قلب

اطلاعات عمومی, مذهب, مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »

محققان دریافتند که روزه گرفتن عضله قلب را تقویت می‌کند و جریان خون به قلب را بهبود می‌بخشد. همچنین از بروز آلزایمر پیشگیری می‌کند.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری خاورمیانه، جمعیت بیماریهای قلب آمریکا در تحقیقات جدید خود آورده است: خودداری از غذا خوردن و روزه‌داری عضله قلب را تقویت می‌کند و روند پمپاژ خون به قلب را به میزان ۲۵ درصد نسبت به روزهای عادی بهبود می‌بخشد.

در این تحقیقات آمده است: بدن انسان هر از چند گاهی نیاز دارد که از مصرف غذا به ویژه مواد چربی برای محافظت از عضله قلب و تقویت آن و افزایش پویایی قلب دست بکشد.

این تحقیقات بر ضرورت پرهیز از مواد غذایی و املاح که تاثیر منفی بر قلب می گذارد، تاکید دارد.

جمعیت بیماریهای قلب آمریکا در این تحقیقات همچنین به ارتباط روزه غیرمتناوب با فاکتورهای پیشگیری از بیماریهای قلبی و عروقی اشاره کرده است.

این تحقیقات همچنین نقش روزه غیرمتناوب در افزایش سطح کلسترول خوب در انسان های سالم و کاهش سطح تری گلیسرید را که با افزایش خطرات ابتلا به بیماریهای قلبی و عروقی در ارتباط است، روشن کرد.

محققان فرانسوی نیز اخیراً دریافتند که روزه از ابتلا به بیماری سرطان پیشگیری می‌کند و علائم پیری و احتمال ابتلا به بیماری آلزایمر را کاهش می‌دهد.

این در حالی است که محققان آمریکایی و ایتالیایی در تحقیقات جداگانه اخیر خود از فواید بی شمار روزه گرفتن برای سلامت انسان و تاثیر پیشگیرانه و درمانی آن را در بسیاری از بیماریها خبر دادند.

این تحقیقات نشان داد: روزه گرفتن به مدت ۲ روز باعث کاهش کالری‌ها می‌شود که این امر به افزایش مقدار سلولهای عصبی منجر می‌شود که اعصاب را فعال می‌سازد.

این تحقیقات افزود: روزه گرفتن به مدت ۱۰ روز پیاپی همراه با دنبال کردن یک رژیم غذایی مبتنی بر سبزی به بیماران دچار التهاب مفاصل در کاهش میزان درد ناشی از آن کمک می‌کند و همین وضعیت درباره بیماریهای مربوط به قلب نیز صدق می‌کند.

بر اساس این تحقیقات، روزه گرفتن به مدت ۱۲ روز نیز فواید خودش را در بیماران دارای فشار خون بالا نشان می‌دهد.

این تحقیقات همچنین نشان داد: روزه گرفتن به مدت یک ماه کامل خطرات بیماری دیابت را به میزان ۴۰ درصد کاهش می‌دهد زیرا بدن به جای گلوکز، کلسترول ترشح می‌کند که از چربی‌ها به عنوان منبع انرژی استفاه می‌کند و این وضعیت سلولهای چربی در بدن را کاهش می‌دهد.

بر اساس این تحقیقات، روزه گرفتن همچنین از برخی بیماریها پیشگیری می‌کند و نقش درمانی آن در سرطانهای پوست، سینه و مغز به همان اندازه شیمی درمانی است و گرفتن روزه به مدت ۵ روز به کاهش رشد تومورهای سرطانی کمک می‌‌کند.

در همین حال، محققان ژاپنی نیز تحقیقاتی را روی ۳۸۰ بیمار دچار برخی از بیماریهای روانی مثل افسردگی و فروپاشی عصبی انجام دادند و یک برنامه روزه گرفتن به مدت ۱۱۰ روز را برای آنها اجرا کردند که باعث شد آنها به میزان ۸۷ درصد از این علائم رهایی یابند.

بهترین و بدترین نوشیدنی‌های ماه رمضان

مذهب هیچ دیدگاه »

مقابله با حس تشنگی در روزهای بلند و گرم تابستان چگونه امکان دارد؟ این مطلب را با دقت بخوانید و به جواب برسید.

باتوجه به اینکه در فصل تابستان حدود ۱۵ تا ۱۶ ساعت روزه داری به طول می‌انجامد، قند خون پایین می‌افتد و آب بدن خیلی کم می شود. بنابراین باید از نظر فیزیولوژیک به این کمبودها پاسخ داده شود. باز کردن روزه با مقداری آب، شیر یا چای رقیق و گرم به اضافه ۲ تا ۳ خرمای کوچک یا حلوا و شیرینی ساده، از یک طرف به کم آبی بدن را پاسخ می دهد و از طرف دیگر قند خون را به حالت طبیعی بر می‌گرداند.

بهتر است که چای غلیظ مصرف نشود زیرا کافئین زیاد در چای ترشح اسید معده را زیاد می‌کند و باعث مشکلات گوارشی از جمله ریفلاکس یا بازگشت اسید به مری می شود به خصوص اگر فرد از قبل چاقی و اضافه وزن هم داشته باشد. بعد از آن نیز می توان از یک میان وعده مانند نان و پنیر و مقداری مغز گردو به اضافه خیار و گوجه فرنگی و سبزی خوردن یا کاهو استفاده کرد و نیم‌ساعت بعد از گروه میوه‌ها و سبزی های فصل به مقدار کم درحد یک تا دو واحد می توان مصرف کرد و ۳۰ تا ۴۵ دقیقه بعد هم شام خورده شود.

بیشتر از یک فنجان ننوشید

بسیاری از افراد هنگام سحر مقدار زیادی چای یا قهوه می‌خورند. باید توجه داشته باشید که هر نوشیدنی به غیر از آب به خصوص چای و قهوه و نسکافه به شدت مدر هستند و باعث می‌شوند که آب بدن در ساعات اولیه روز از دست برود و در نهایت فرد خیلی زود تشنه می‌شود. بنابراین توصیه این است که در وعده سحربیشتر از یک فنجان چای، قهوه و نسکافه تازه و کم رنگ استفاده نشود. یادتان باشد که آب بهترین نوشیدنی در ماه رمضان است.

نوشیدن آب وسط غذا، فقط چند جرعه

در بین تمام وعده‌های غذایی باید مواظب مصرف آب باشید و بعد از افطار بیشتر از ۴ استکان چای، قهوه و نسکافه کم‌رنگ و تازه مصرف نکنید. در گذشته دانشمندان تغذیه معتقد بودند که مصرف آب همراه با غذا می‌تواند منجر به کاهش اسیدیته معده شود و در نتیجه روی هضم و جذب غذا اثر بگذارد. بعدها دانشمندان دیگر ثابت کردند که نوشیدن آب حتی با ریشه سوم غلظت اسید معده نیز ارتباطی ندارد یعنی آنقدر اسید معده قوی است که اگر مقدار کمی آب در بین غذا مصرف شود خیلی روی گوارش و هضم غذا اثری نخواهد گذاشت، بنابراین اگر فردی در طی روز مصرف مایعات مورد نیاز بدنش را کنترل شده نگه دارد طوری که موقع غذا خوردن نیاز نداشته باشد ۱ تا ۲ لیوان آب مصرف کند و این مقدار فقط در حد ۱ تا ۲ جرعه باشد، هیچ مشکلی برای او ایجاد نخواهد شد.

اگر می خواهید تشنه نشوید

در ماه رمضان توصیه می شود که قسمت عمده پروتئین مورد نیاز یک فرد در فاصله بین افطار تا شام مصرف شود. شما می‌توانید این پروتئین را با مصرف گوشت‌ها، تخم مرغ، مغزها و لبنیات تامین کنید. به عبارت دیگر بهتر است که در وعده سحر یا میان وعده قبل از سحر سهم کمتری از پروتئین مصرف شود چراکه بدن برای سوخت و ساز و دفع پروتئین به آب زیادی نیاز دارد و اگر در وعده سحر پروتئین زیاد مصرف شود، باعث می‌شود که فرد طی ساعات اولیه روز خیلی سریع‌تر احساس تشنگی و کم آبی کند.

برخلاف پروتئین‌ها بهتر است که سهم عمده چربی ها در وعده سحر گنجانده شود. زیرا چربی‌ها آخرین موادی هستند که معده را ترک می کنند. ماندگاری طولانی آنها در دستگاه گوارش، احساس سیری را تداوم می بخشد و کمک می کند که یک فرد روزه دار زود گرسنه نشود. هر فردی متناسب با وزن، سن و شرایط متابولیکش در طی روز به مقدارمعینی چربی نیاز دارد. چربی های سالم راعمدتا روغن‌های مایع خوراکی مانند روغن زیتون تشکیل می دهند. اگر برنج می خورید بهتر است که آن را آبکش نکنید و در هنگام پخت به آن روغن اضافه نکنید بلکه پس از پخت حدود یک قاشق مربا خوری یا یک قاشق غذاخوری روغن زیتون را روی برنج گرم بریزید و بخورید. به این ترتیب هم مقدار روغن مصرفی‌تان را کنترل می‌کنید و هم در طی روز دیرتر گرسنه خواهید شد. نکته دیگر در وعده سحر انتخاب غذاهایی است که خیلی شور نباشند زیرا نمک زیاد در غذای سحری منجر به تشنگی در طول روز می شود. همچنین غذاهای خیلی ترش مصرف نکنید زیرا این غذاها دفع آب را زیاد می کنند و در نتیجه تشنگی زیاد می شود. غذاهای خیلی شیرین نیز همان ویژگی های شوری و ترشی را دارند.

منبع: مجله ایده آل

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها