دستورالعمل آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی به امام خمینی، به شش روایت از حضرات بهجت، شبیری زنجانی، مصطفی خمینی و فرزند مرحوم نخودکی

مذهب هیچ دیدگاه »

پایگاه صالحات-سالک الی الله آیت الله حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی Nokhodakiدر حرم امام رضا (ع) خطاب به امام خمینی: چه اصراری دارید چیزی را که ممکن است موجب خسران شود، یاد بگیرید؟ اما من چیزی را به شما یاد می‌دهم که برایتان خسارتی ندارد و محتاج دیگران هم نمی‌شوید

 

 

 

 

 

 

روایت اول:

 

(به نقل از فرزندآیت الله موسی شبیری زنجانی)

 

خبرنگار البرز می‌گوید : مطلبی را درباره منزلت و جایگاه آیه سوم سوره طلاق ” ویرزقه من حیث لایحتسب ومن یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بلغ امره قد جعل الله لک شی قدرا” با یکی از روحانیون سرشناس تهران  بحث می‌کردیم و چون در تاکید بر قرائت این آیه به همراه بخشی از آیه دوم همین سوره تردید وجود داشت از ایشان خواستیم در سفر امسال حج از علمای حاضر در این خصوص سوال نمایند.

 

ایشان پس از بازگشت از سفر در همین خصوص می‌گوید: با فرزندآیت الله موسی شبیری زنجانی این مطلب را در میان گذاشتیم و مطلبی که در خصوص دیدار ایشان و شیخ حسنعلی نخودکی مطرح بود را مورد سوال قرار دادیم .ایشان در تماس تلفنی با این مرجع تقلید اصل ماجرا را جویا شده و به شرح ذیل بیان می‌کنند.

 

مطلب مذکور در نشریه زائر منتشر و در اختیار حجاج بیت الله الحرام قرار می‌گیرد و از آنجا که دارای اهمیت خاصی از جهات نمایش اوج عرفان این شیخ فاضل ،صداقت امام خمینی (ره)در کلام و …می‌باشد بر آن دیدیم تا با انتشار آن در ترویج آن قدمی برداشته باشیم .

 

شرح ماجرا به نقل از فرزند آیت الله شبیری زنجانی از زبان پدر بزرگوارشان این‌گونه نقل می‌شود که :shobeiri

 

در سفری که امام خمینی(ره) و پدرم برای زیارت به مشهد مقدس رفته بودند امام در صحن حرم امام رضا (ع) با سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی مواجه می‌شوند. امام امت (ره) که در آن زمان شاید در حدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت وقت را غنیمت می شمارد و به ایشان می‌گوید با شما سخنی دارم.حاج حسنعلی نخودکی می‌گوید: من در حال انجام اعمال هستم، شما در بقعه حر عاملی (ره) بمانید من خودم پیش شما می‌آیم. بعد از مدتی حاج حسنعلی می‌آید و می‌گوید چه کار دارید؟

 

امام (ره) خطاب به ایشان رو به گنبد و بارگاه امام رضا (علیه‌السلام) کرد و گفت: تو را به این امام رضا، اگر (علم) کیمیاداری به ما هم بده؟

 

حاج حسنعلی نخودکی انکار به داشتن علم (کیمیا) نکرد بلکه به امام (ره) فرمودند:اگر ما «کیمیا» به شما بدهیم و شما تمام کوه و در و دشت را طلا کردید آیا قول می‌دهید که به جا استفاده کنید و آن را حفظ کنید و در هر جایی به کار نبرید؟

 

امام خمینی (ره) که از همان ایام جوانی صداقت از وجودشان می‌بارید، سر به زیر انداختند و با تفکری به ایشان گفتند: نه نمی‌توانم چنین قولی به شما بدهم.

 

حاج حسنعلی نخودکی که این را از امام (ره) شنید روبه ایشان کرد و فرمود: حالا که نمی‌توانید «کیمیا» را حفظ کنید من بهتر از کیمیا را به شما یاد می‌دهم و آن این که:

 

بعد از نمازهای واجب یک بار آیه الکرسی را تا «هو العلی العظیم» می‌خوانی.

 

و بعد تسبیحات فاطمه زهرا سلام الله علیها را می‌گویی.

 

و بعد سه بار سوره توحید «قل هو الله احد» را می‌خوانی.

 

و بعد سه بار صلوات می‌گویی: اللهم صل علی محمد و آل محمد

 

و بعد سه بار آیه مبارکه: وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا ؛

 

(سوره طلاق آیه ۲ و ۳) (هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد، و هرکس بر خداوند توکل کند کفایت امرش را می‌کند، خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند، و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است.)

 

را می‌خوانی که این از کیمیا برایت بهتر است.

 

 

 

 

 

 

روایت دوم:

 

آیت‌الله سید جعفر شبیری زنجانی:shobeiri2

 

امام و مرحوم ابوی بالا سر حضرت امام رضا علیه‌السلام، آشیخ حسنعلی را می‌بینند. می‌آیند که با ایشان صحبت کنند، ایشان زیارت می‌خواندند و اشاره می‌کنند بروید جلوی مدرسه حاج ملا جعفر، زیارت را که خواندم، به آنجا می‌آیم.

 

به آنجا می‌آیند و ظاهراً امام به ایشان می‌گویند: «شما را به این حضرت رضا علیه‌السلام قسم می‌دهیم که علم کیمیا را به ما یاد بدهید».

 

ایشان می‌گویند: «اگر همه کوه‌های عالم را طلا کنید، آیا اطمینان دارید که از آنها سوء استفاده‌ای نشود؟»

 

امام می‌گویند: «نه، اطمینان نداریم.»

 

می‌گویند: «پس چه اصراری دارید چیزی را که ممکن است موجب خسران شود، یاد بگیرید؟ اما من چیزی را به شما یاد می‌دهم که برایتان خسارتی ندارد و محتاج دیگران هم نمی‌شوید».

 

این را نشنیده بودم، بعداً از اخوی بزرگ حاج آقا موسی شنیدم و کاملش را برایم بیان کردند.

 

ایشان می‌گویند آشیخ می‌گفتند اول آیة‌الکرسی می‌خوانید، بعد تسبیحات حضرت زهرا«سلام الله علیها»، بعد سه تا قل هو الله و سه صلوات و سه مرتبه « وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا » ( سوره طلاق، آیات ۲ و ۳).

 

پدرم می‌فرمودند بعد از آن دیگر هیچ وقت محتاج نشدم.

 

 

 

 

 

روایت سوم:

 

(به نقل از آیت الله بهجت ره)Ayat-Allah-Bahjat

 

آیت الله محمدی ری شهری: در تاریخ ۱۹/۳/۱۳۸۳ (۲۵ شوال ۱۴۲۵ ) خدمت مرحوم آیت الله بهجت رسیدم. حال ایشان بهتر از ملاقات قبلی بود. فرزند ایشان گفت که ماه رمضان را روزه گرفته‌اند.

 

در مورد دیدار امام خمینی با شیخ حسنعلی نخودکی در جوانی و دستور العمل ایشان به امام – که بعد از هر نماز، سه بار سوره توحید و سه بار صلوات و سه بار آیه «و من یتق الله …» را قرائت کند – پرسیدم.

 

پاسخ دادند : «ایشان با سید احمد زنجانی، پیش آقای شیخ حسنعلی نخودکی می‌روند و از او علم کیمیا می‌خواهند. ایشان جواب می‌دهد که : آیا متعهد می‌شوید که آن را در غیر آنچه مرضی خداوند متعال است، مصرف نکنید؟

 

هیچ یک، متعهد نمی‌شوند. بعد می‌گوید : چیزی می‌دهم که بهتر از کیمیا باشد. و آن دستور العمل را می‌دهد».

 

آیت الله بهجت، ترتیب اذکار را دقیق به یاد نداشتند؛ ولی فرمودند : «در بحار هست؛ اما مرحوم نخودکی، بخشی از آن را اخذ کرده است».

 

آیت الله بهجت اضافه کردند :

 

«شاید اگر آقای خمینی به آقای نخودکی می‌گفتند که کیمیا را با استخاره مصرف کنیم، به آنان می‌داد».

 

شیخ حسنعلی به امام فرموده بود که این دستورالعمل برای انجام شدن هر خواسته‌ای، مناسب است.

 

 

 

 

 

روایت چهارم:

 

(به نقل از آیت الله شهید حاج آقا مصطفی خمینی ره)Mostafa

این جانب (آیت الله محمدی ری شهری) قبلاً از برادر بزرگوارم حجت الاسلام و المسلمین آقای علی اکبر الهی خراسانی شنیده بودم که با یک واسطه از آیة الله حاج آقا مصطفی خمینی نقل کردند که :

 

امام خمینی در جوانی همراه با یکی از رفقایش در مشهد با شیخ حسنعلی نخودکی، ملاقاتی داشته و از ایشان تقاضایی نموده است. آقای نخودکی هم به ایشان گفته : پس از هر نماز واجب، سه مرتبه سوره توحید را بخوان و سه بار صلوات بفرست و سه بار آیه «و من یتق الله یجعل له مخرجا» و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بلغ امره قد جعل الله لکل شیء قدرا «را قرائت کن.».

 

امام فرموده بوده که : رفیق ما به صورت منقطع به این توصیه عمل کرد؛ ولی من از آن موقع تاکنون، آن‌را ادامه داده‌ام و هر چه دارم، از آن دارم.

 

البته در نقل از حاج آقا مصطفی، رفیق همراه امام، سید محمد صادق لواسانی گزارش شده؛ اما نقل صحیح، همان است که آیت الله بهجت فرموده‌اند.

 

 

 

 

 

روایت پنجم:

 

(به نقل از آیت الله حاج آقا موسی شبیری زنجانی)shobeiri

 

آیت الله محمدی ری شهری: همچنین در تاریخ ۱۳۸۳/۱۲/۸، تلفنی از حضرت آیت الله حاج آقا موسی شبیری زنجانی جریان درخواست امام و مرحوم شیخ حسنعلی در حرم حضرت رضا «علیه‌السلام» را پرسیدم. ایشان فرمود :

 

«خودم این جریان را از پدرم (آیت الله سید احمد زنجانی) نشنیده‌ام؛ ولی طلبه‌ای به نام سید صادق … نقل کرد که : خوابی دیدم و به نماز پدرتان رفتم. دیدم که بر سر قبر قطب راوندی، برای ایشان فاتحه می‌خواند. به ایشان گفتم : شنیده‌ام کیمیا دارید؟ فرمود : بیا برویم صبحانه منزل! با هم رفتیم. بعد برایم تعریف کردند که یک سال با آقای خمینی، در مشهد بودیم. حرم، مشرف شدیم. شیخ حسنعلی هم مشغول بود و از روی مفاتیح _ که گویا تازه چاپ شده بود _ زیارت می خوند. ایشان (آیت الله خمینی) به او گفت : تو را به این حضرت، حاجتی دارم. شیخ گفت : سید بگذار زیارت کنم. بعد… قرار شد سر قبر شیخ حر عاملی با هم صحبت کنیم. شیخ وقتی زیارتش تمام شد، آمد.».

 

خواسته آیت الله خمینی گویا کیمیا بوده است. شیخ پرسید : اگر علم کیمیا داشتید و قدرت این را داشتید که کوه‌های دنیا را طلا کنید، مطمئن هستید که از این علم، سوء استفاده نمی‌شود؟ ایشان جواب دادند : نه.

 

ایشان فرمود:

 

اگر مطمئن نیستید، من چیزی را می‌گویم که {دیگر } مشکل مالی نداشته باشید و خطر هم نداشته باشد:

 

بعد از هر نماز، سه بار «قل هو الله احد» را بخوانید. بعد، سه بار صلوات و سه بار آیه «و من یتق الله» تا «قد جعل الله لکل شیء قدرا» را تلاوت کنید.

 

حاج آقا موسی اضافه کردند که :

 

پس از این جریان، یک وقت پدرم این جریان را برای کسی نقل می‌کرد که من، آخرهای آن را از ایشان شنیدم.

 

 

 

 

 

 

روایت ششم:

 

(به نقل از آقای مقدادی (ره) فرزند مرحوم نخودکی)Meghdadi

 

آیت الله محمدی ری شهری: یک نکته هم اضافه می‌کنم که از پسر شیخ نخودکی، آقای مقدادی (حاج شیخ علی مقدادی اصفهانی- متوفای ۱۳۸۸/۱۲/۲۷) با واسطه شنیدم که قبل از سوره توحید، آیة الکرسی را اضافه کنند و گفتند که این مطالب در روایتی آمده است.

اگر چه برخی، این اضافه را از فرزند مرحوم نخودکی نقل کرده‌اند، ولی آقا (آیت الله بهجت)، فرمود : «به گمانم او در شرحی که برای پدرش نوشته، این اضافات را نیاورده است» و مقصودشان کتاب نشان از بی نشان‌ها بود.

 

 

تایپ مطالب نقل شده از کتاب زمزم عرفان توسط عباس- پایگاه صالحات

 

منابع :

 

روایت اول: سایت خبری تحلیلی البرز

 

روایت دوم: سایت رجانیوز به نقل از مجله پاسدار اسلام – مصاحبه حجت الاسلام و المسلمین محمد حسن رحیمیان با آیت‌الله سید جعفر شبیری زنجانی

روایت سوم، چهارم، پنجم و ششم: کتاب زمزم عرفان، نوشته آیت الله محمدی ری شهری

.

روش مرحوم قاضی برای پاکسازی ذهن

مذهب هیچ دیدگاه »

با حربه «ذکر» نفی خاطر کند. یعنی برای آنکه خاطری در ذهنش خطور کند، متذکر به ذکر خدا و توجه به خدا یا اسمی از اسماءُ الله کند و بدین وسیله با وجود این ذکر دیگر مجالی برای خاطر نخواهد بود.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، گفته اند با حربه «ذکر» نفی خاطر کند. یعنی برای آنکه خاطری در ذهنش خطور کند، متذکر به ذکر خدا و توجه به خدا یا اسمی از اسماءُ الله کند و بدین وسیله با وجود این ذکر دیگر مجالی برای خاطر نخواهد بود و بنابر این نفی خواطر خود به خود به تَبَعِ «ذکر» خواهد بود و سالک همیشه ذاکرات و به تبع «ذکر»، ذهنش از خواطر خالی است. طریقه مرحوم آخوند ملا حسنیقلی همدانی و شاگردان او و مرحوم حاج میرزا علی آقا قاضی – رضوان الله علیهم – همین طریق بوده است.

کتاب اسوه عارفان – ص ۱۰۱

ماجرای احترام زیاد مرحوم قاضی به امام خمینی(ره)

مذهب هیچ دیدگاه »

مرحوم قاضی به سیّد جوان فرمودند: آقا سیّد روح الله! در مقابل سلطان جور و دولت ظالم باید ایستاد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، آیت الله حاج شیخ عباس قوچانی وصی رسمی مرحوم آیت الله العظمی آقا سیّد علی قاضی در امر طریقت و اخلاق و سلوک الی الله بودند، می‌فرمودند:
در نجف اشرف با مرحوم قاضی جلساتی داشتیم و غالبا افراد با هماهنگی وارد جلسه می‌شدند و همدیگر را هم می‌شناختیم. در این جلسه ناگهان دیدم که سیّد جوانی وارد شدند، مرحوم قاضی بحث را قطع کردند و احترام زیادی به این سیّد جوان نمودند و به آن سیّد جوان فرمودند: آقا سیّد روح الله! در مقابل سلطان جور و دولت ظالم باید ایستاد، باید مقاومت کرد، باید با جهل مبارزه کرد. این در حالی بود که هنوز زمزمه‌ای از انقلاب امام نبود! مرحوم آیت الله قوچانی فرموده بودند که ما خیلی آن روز تعجب کردیم ولی بعد از سال‌ها زیاد، پس از انقلاب، فهمیدیم که مرحوم قاضی آن روز از چه جهت آن حرف‌ها را زد و نسبت به امام احترام کرد.
این قضیه از فرزند آیت الله قوچانی، که نماینده ولی فقیه در نیروهای مسلّح است در ویژه نامه سالگرد ارتحال امام روزنامه جمهوری اسلامی نقل کرده که در دسترس ما نبود، لذا از کتاب «کرامات معنوی» از قول آیت الله ناصری دولت آّبادی (امام جماعت مسجد کمر زرّین اصفهان) نقل کردیم.
آیت الله حاج آقا نصرالله شاه‌آبادی فرمودند: قبل از اینکه امام به نجف تبعید شود، در خواب دیدم جنگی در خوزستان رخ داده و سرهای درختان خرما بریده شده است. وقتی امام به نجف مشرف شد، خوابم را به ایشان عرض کردم. ایشان فرمود: مطلبی را می‌گویم ولی تا من زنده‌ام به احدی نباید بگویی. سپس فرمود: در آن دوران که خدمت والدتان آیت الله شاه‌ّآبادی به سیر و سلوک مشغول بودم ایشان فرمودند: انقلاب خواهی کرد و پیروز می‌شوید و جنگی در خوزستان رخ خواهد داد که یکی از اقوام ما (یعنی شاه‌آبادی) در آن به شهادت نائل خواهد آمد.

کتاب اسوه عارفان – ص ۹۲
شرح حال مرحوم آیت الله سید عبدالکریم کشمیری

دستور سید علی آقا قاضی برای گام اول معرفت نفس

مذهب هیچ دیدگاه »

رویه مرحوم استاد، سید علی آقا قاضی نیز طبق رویه استاد بزرگ آخوند ملا حسینقلی (همدانی)، همان طریق معرفت نفس بوده است و برای نفی خواطر در وهله اول، توجه به نفس را دستور می‌داده‌اند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم،  رویه مرحوم استاد، سید علی آقا قاضی نیز طبق رویه استاد بزرگ آخوند ملا حسینقلی (همدانی)، همان طریق معرفت نفس بوده است و برای نفی خواطر در وهله اول، توجه به نفس را دستور می‌داده‌اند؛ بدین طریق که سالک برای نفی خواطر باید مقدار نیم ساعت یا بیشتر را در هر شبانه روز معین نموده و در آن وقت توجه به نفس خود بنماید. در اثر این توجه رفته رفته تقویت پیدا نمود، و خواطر از او نفی خواهد شد و رفته رفته معرفت نفس برای او حاصل شده و به وطن مقصود خواهد رسید، ان شاء الله.
اکثر افرادی که موفق به نفی خواطر شده و توانسته‌اند ذهن خود را پاک و صاف نموده و از خواطر مصفّا کنند و بالاخره سلطان معرفت برای آنان طلوع نموده است در یکی از این دو حال بوده است: اول در حین تلاوت قرآن مجید و التفات به خواننده آن، که چه کسی در حقیقت قاری قرآن است و در آن وقت بر آنان منکشف می‌شده است که قاری قرآن خداست جلّ جلاله. دوم از راه توسّل به حضرت ابا عبدالله الحسین(ع)، زیرا آن حضرت را برای رفع حجاب و موانع طریق نسبت به سالکین راه خدا، عنایتی عظیم است.
کتاب اسوه عارفان – ص ۸۴

اوج تواضع آیت الله سید علی آقا قاضی

مذهب هیچ دیدگاه »

یکی از بزرگان می‌فرمود: آیت الله حسینقلی همدانی را در خواب دیدم پرسیدم آیا استاد ما علی آقا قاضی انسان کامل است؟ ایشان فرمود: آن انسان کامل که تو در نظر داری نیست.

به گزارش خبرگزاری تسنیم،  یکی از بزرگان می‌فرمود: آیت الله حسینقلی همدانی را در خواب دیدم پرسیدم آیا استاد ما علی آقا قاضی انسان کامل است؟ ایشان فرمود: آن انسان کامل که تو در نظر داری نیست.
این مساله را به خود مرحوم قاضی عرض کردم. ایشان در جلسه درس این رویای ما را نقل کردند آنگاه فرمودند: من لنگه کفش انسان‌های کامل هم نمی‌شوم!

کتاب اسوه عارفان – ص ۸۵

سفر مرحوم سید علی آقا قاضی با جیب خالی

مذهب هیچ دیدگاه »

سیّدی به سرعت آمد و مقداری پول به قاضی داد. علی آقا قاضی نگاهی به پشت سرش کرد و لبخندی زد و به من فهماند که اگر انسان صبر کند و توکل نماید، خداوند اینگونه می‌‌رساند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم،  جناب حاج احمد انصاری فرزند آیت الله میرزا جواد آقا انصاری نقل می کردند که جناب آیت الله سید عباس قوچانی – وصی مرحوم آیت الله علی آقا قاضی برای اینجانب نقل کرد که مرحوم علی آقا قاضی معمولا در حال تردد بین نجف و کوفه بودند و من مطمئن بودم که ایشان پولی در بساط ندارد و برایم همیشه جای سوال بود که مخارج این رفت و آمد بین نجف و کوفه چگونه تامین می‌شود تا اینکه یک روز که ایشان عزم کوفه را داشتند از خانه خارج شدند و من مخفیانه پشت‌سر ایشان راه افتادم… عادت ایشان این بود که هنگام حرکت در بیرون، عبایش را به سر می‌انداختند و اصلا هم به پشت سر نگاه نمی‌کردند. علی آقا قاضی از میان بازار عبور کرد تا به ترمینال رسید و مستقیم رفت که سوار ماشین شود، ناگهان دیدم درست هنگامی که مرحوم قاضی پایش را روی پله ماشین گذاشت، سیّدی به سرعت آمد و مقداری پول به قاضی داد. علی آقا قاضی نگاهی به پشت سرش کرد و لبخندی زد و به من فهماند که اگر انسان صبر کند و توکل نماید، خداوند اینگونه می‌‌رساند.

کتاب اسوه عارفان – ص ۸۱

غزل شیرین سعدی از دیدگاه مرحوم آیت الله علی آقا قاضی

مذهب هیچ دیدگاه »

مرحوم قاضی می‌فرموده است: سعدی مردی حکیم و دانشمند بوده است و در اشعار آن بویی از عرفان به مشام نمی‌‌رسد؛ وَمِمّالم یُذکرِ اسمُ اللهِ علیهِ است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، مرحوم آیت الله العظمی سید علی آقا قاضی می‌فرموده است: سعدی مردی حکیم و دانشمند بوده است و در اشعار آن بویی از عرفان به مشام نمی‌‌رسد؛ وَمِمّالم یُذکرِ اسمُ اللهِ علیهِ است؛ فقط یک غزل او شیرین و آبدار است؛ آنجا که گفته است:
به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم ازوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست
به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح
تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم ازوست
نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل
آنچه در سر سویدای بنی آدم ازوست
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست
به ارادت ببرم درد که درمان هم ازوست
زخم خونینم اگر به نشود به باشد
خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم ازوست
غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد
ساقیا باده بده شادی آن کاین غم ازوست
پادشاهی و گدایی بر ما یکسانست
که برین در همه را پشت عبادت خم ازوست
سعدیا گر بکند سیل فنا خانه دل
دل قوی دار که بنیاد بقا محکم ازوست

کتاب اسوه عارفان – ص ۷۹

آثار دستورات مرحوم آیت الله علی آقا قاضی

مذهب هیچ دیدگاه »

آقا سید هاشم حداد می‌فرمودند: «من در تمام مدت سلوک در خدمت مرحوم آقا (قاضی) نامحرم نمی‌دیدم، چشمم به زن نامحرّم نمی‌افتاد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم،  آقا سید هاشم حداد می‌فرمودند: «من در تمام مدت سلوک در خدمت مرحوم آقا (قاضی) نامحرم نمی‌دیدم، چشمم به زن نامحرّم نمی‌افتاد. یک روز مادرم به من گفت: عیال تو از خواهرش خیلی زیباتر است. من گفتم: من خواهرش را تا به حال ندیده‌ام! گفت: چطور ندیده‌ای در حالی که بیشتر از دو سال است که در اطاق ما می‌آید و می‌رود و غالبا بر سر یک سفره غذا می‌خوریم؟! به رسم اعراب که زنانشان حجاب درستی ندارند و در منزل غالباً همه با هم محشورند؛ در عین عصمت تام و عفت کامل.
من گفتم: والله! که یک بار هم چشم من به او نیفتاده  است!!
و این عدم نظر نه از روی حفظ و خودداری چشم بوده است؛ طبعا حالشان اینطور بوده است. نظیر این مطلب را مرحوم آیت الله حاج شیخ عباس قوچانی از خودشان نقل کردند؛ البته در یک اربعین یا بیشتر، مرحوم قاضی دستوراتی برای ذکر و ورد و فکر به ایشان داده بودند که از جمله آثارش این بود که: هر وقت – در کوچه و بازار که می‌رفتم – چشمم به زن نامحرمی می‌افتد، بدون اختیار پلک‌هایم به روی هم می‌آمد؛ و این مشهود بود که بدون اراده و اختیار من است.»

کتاب اسوه عارفان – ص ۷۸

توصیه مرحوم قاضی برای دعایی در قنوت

مذهب هیچ دیدگاه »

مرحوم حضرت آیت الله سید علی آقا قاضی شاگردان خود را به خواندن دعایی در قنوت سفارش می کرد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، علامه طهرانی ذیل جمله: «اللهم أرنا الاشیاء کما هی» می‌فرماید: «از جمله فقرات دعائی است که در قنوت نمازهای فریضه و نافله خوانده می‌شود و اول فقره آن این است: «اللهم ارزقنی حُبک، وحب ما تحبه و حب من یحبک و العمل الذی یبلغنی الی حبک و اجعل حب أحب الاشیاء الی.» (همه این دعا را در «بحرالمعارف» ص ۳۰۹، قسمتی را از حضرت رسول و قسمتی را از امیرالمومنین(ع) آورده است و نیز در مجموعه مطبوعه‌ای کوچک از حاج ملا محمد جعفر کبودر آهنگی قسمتی از آن موجود است.) آیت عظمای حق مرحوم حاج میرزا سید علی آقا قاضی به شاگردان خود دستور می‌داده‌اند این دعا را در قنوت نمازهایشان بخوانند.»
کتاب اسوه عارفان – ص ۷۷

ماجرای اقتدای مرحوم قاضی به آیت الله بهجت

مذهب هیچ دیدگاه »

به گزارش خبرگزاری تسنیم، قضیه اقتدای مرحوم قاضی به آیت الله بهجت را، آقا زاده مرحوم آیت الله آقا ضیاء الدین آملی این گونه نقل کردند که: روزی من و پدرم به محضر آیت الله العظمی بهجت رسیدیم و جمعی در آنجا حاضر بودند، پدرم در آنجا گفتند که قضیه‌ای را نقل می‌کنم و می‌خواهم که از زبان خودم بشنوید و بعد از آن نگوئید که از خودش نشنیدیم، و آن اینکه: «من با چشم خودم دیدم که در مسجد سهله یا کوفه (تردید از ناقل است) مرحوم قاضی به ایشان اقتدا نموده بودند.»
و با توجه به اینکه تولد معظم له سال ۱۳۳۴ هجری قمری است و سال ۱۳۴۸ هجری قمری به کربلای معلّی مشرف و در سال ۱۳۵۲ هجری قمری به نجف اشرف مشرف شدند و سال رجعت ایشان به ایران سال ۱۳۶۴ هجری قمری بوده است، پس سنّ ایشان در آن هنگام حدود سی سال بوده است.
کتاب اسوه عارفان – ص ۹۱
انتهای پیام/

موثرترین و سریعترین راه در سلوک در کلام مرحوم قاضی

مذهب هیچ دیدگاه »
سید علی آقا قاضی

بهترین راه و سریعترین راه که برای از بین بردن اغراض و نیّت‌های نفسانی که در سلوک راه خدا موثر باشد و حکم راه میانبری که یک باره سالک را نجات دهد و از هر داعیه و انگیزه غیرالهی و بالاخره از صفت بیرون آورد، «اِحراق» است

به گزارش خبرگزاری تسنیم، نقل است که مرحوم حضرت آیت الله العظمی سید علی آقا قاضی – رضوان الله علیه- می‌فرمودند که بهترین راه و سریعترین راه که برای از بین بردن اغراض و نیّت‌های نفسانی که در سلوک راه خدا موثر باشد و حکم راه میانبری که یک باره سالک را نجات دهد و از هر داعیه و انگیزه غیرالهی و بالاخره از صفت بیرون آورد، «اِحراق» است و آن طریقه را قرآن مجید آموخته است. مثلا کسی که به او مصیبتی وارد آید از موت اهل و فرزند یا غیر آنها، به طُرُق مختلفی می‌تواند خود را تسکین دهد مانند آنکه این اهل و فرزند ممکن بود در آتیه برای من ضرر داشته باشند یا در انجام خواسته‌های خود مرا خسته کنند یا آنکه دیگران نیز مانند من زن و فرزند خود را از دست داده‌اند و می‌دهند و نظائر آن …
کتاب اسوه عارفان – ص ۱۰۰

ختم ومن یتق الله برای روزی مادی و معنوی

مذهب هیچ دیدگاه »

ختم ومن یتق الله برای روزی مادی و معنوی

قرآن کریم: … وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا ۲* وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا ۳* .سوره مبارکه طلاق، آیه ۲-۳

انس با سور و آیات قرآن کریم دارای آثار و برکات فروانی است. برای بهره بردن از آثار خاص این آیات باید هدفمند به دنبال دستورالعمل های عرفانی بود. مهمتر از انجام دستورات نبود موانع و داشتن ظرفیت و مقدمات روحی دعاست. و مقدمات دعا فراهم نمی شود مگر آنکه واجبات و محرمات بخوبی شناخته و رعایت شوند.

یکی از ختوماتی که برای افزایش روزی توصیه شده است ختم آیه من یتق الله است که در ادامه مطرح و پس از آن شرح مختصری داده می شود .
آیت الله شبیری زنجانی

مرجع عالیقدر تقلید حضرت آیت الله شبیری زنجانی

تعقیباتی برای نمازها

سؤال: تعقیبات حضرت عالی پس از نمازها چیست؟

جواب: تعقیباتی که من به آن مقیدم، یکی به این ترتیب است: آیه الکرسی تا* و هو العلی العظیم* تسبیحات حضرت فاطمه زهرا علیه السلام ، سه مرتبه سوره توحید، بعد سه مرتبه صلوات و سه مرتبه:* و من یتق الله یعجل له مخرجاً و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه إن الله بالغ أمره قد جعل الله لکل شیء قدرا*

دیگر، سی مرتبه تسبیحات اربعه؛ چون تسبیحات اربعه بعد از هر نماز واجب ـ به خصوص برای مسافر که نمازش قصر است ـ مستحب است.

یکی هم در سجده، چهارده مرتبه«یا واسع یا وهاب» یک نفس خوانده شود اگر نفس کفایت نکند، چهارده مرتبه« یا وهاب» بگوید.

روایت این را نمی دانم، ولی کسی که اهل دعا و ذکر و مورد قبول اهل علم بود، این را برای مشکلات مادی و مانند اینها سفارش کرده بود.

آقای حاج آقا رضا صدر می گفت: من مشکلات مادی زیادی داشتم که برطرف نشده بود. این دستور را آقای آسیدابوالحسن مرتضوی ـ که از علمای تهران و مورد ارادت و قبول اهل علم بود ـ به من داد. من از حاج آقا رضا شنیدم که او به این دستور عمل کرده و گشایشی در کارش شده بود. حاج آقا رضا اجازه آن را به من هم داد. (شب جمعه ۳/ ۷/۱۳۸۷ ش).

————–

دستوری عبادی برای سامان زندگی (ذکری از آیت الله نخودکی به امام خمینی قدس سره)

جزئیات مطلبی را که نقل می‌کنم، نمی‌دانم؛ ولی اصل این مطلب مسلم است که شیخ حسنعلی نخودکی به مرحوم والد (آیت الله سید احمد زنجانی) و آقای خمینی دستور داده بود که به آن عمل کنند. من از خود مرحوم والد چیزی نشنیدم؛ اما ایشان برای کسی مطلبی بیان کرد که در ضمن آن بخشی از همین قضیه بود که من از جاهای دیگر شنیده بودم. ولی همشیره‌زاده ما (حاج آقا علی) و نیز مرحوم آقای جودی از ایشان شنیده بودند. شیخی هم به همین صورت از آسید صادق اهری ـ که من او را نمی شناسم، ولی شنیده‌ام که از اهل علم معروف بوده است ـ نقل کرد که «یک وقت در خواب نهری از آب انار دیدم که مبدأ و سرچشمه آن قبر قطب راوندی ـ واقع در صحن حرم حضرت معصومه علیها السلام ـ است. یک طرف آن جوی، حاج آقای والد(سید احمد زنجانی) راه می‌رفت و طرف دیگر هم من(سید صادق). از خواب بیدار شدم و به حرم مشرف شدم. وقتی از حرم بیرون آمدم، دیدم که مرحوم والد مشغول خواندن فاتحه کنار قبر قطب راوندی ـ قدس سره ـ است. به ایشان عرض کردم شنیده‌ام که شما علم کیمیا دارید؛ دلم می خواهد به من یاد بدهید. ایشان به من فرمود: برویم منزل و صبحانه را آنجا بخوریم و در این باره هم صحبت کنیم.

با هم رفتیم و ایشان فرمود: یک سال من و آقای حمینی در مشهد بودیم. در حرم، آقای شیخ حسنعلی مشغول زیارت بود. آقای خمینی رفت و به ایشان گفت: تو را به این حضرت ما حاجتی داریم. شما حاجت ما را رد نکنید. شیخ حسنعلی گفت: سید! بگذار من این زیارتم را بخوانم. شما کنار قبر شیخ حر ـ قدس سره ـ باشید. من بعد از زیارت می‌آیم و صحبت می‌کنیم. ما رفتیم کنار قبر شیخ حر ـ قدس سره ـ و ایشان آمد. آنها درخواست علم کیمیا کردند. (تردید دارم که گفت درخواست را آقای خمینی مطرح کرد یا نه). شیخ حسنعلی گفت: اگر شما الآن کیمیا را یاد گرفتید و توانستید تمام کوه‌های عالم را هم طلا کنید، آیا به خودتان اطمینان دارید که از این قدرت سوء استفاده نکنید؟ آقای خمینی گفت: نه، ما چنین اطمینانی نداریم.

شیخ حسنعلی ـ قدس سره ـ گفت: اگر شما اطمینان ندارید، چرا چنین نیرویی داشته باشید که نتوانید خودتان را کنترل کنید؟ ولی در عوض به شما چیزی می گویم که تالی فاسد ندارد. سپس دستوری می‌دهد که بعد از نماز واجب انجام بدهند.

ترتیب این دستور را از حاج آقا والد نشنیدم، لذا به شخصی که با آقای مقدادی ـ پسر شیخ حسنعلی که از همه اسرار پدرش خبر داشت ـ مربوط بود، گفتم که از ایشان ترتیب آن ذکر را بپرسد.

آقای مقدادی به من نامه نوشت و در آن ترتیب آن دستور را هم گفت:

که بعد از تمام شدن نماز(ظاهراً نماز واجب) اول آیه‌الکرسی و بعد از آن تسبیحات حضرت فاطمه زهرا ـ علیها السلام ـ خوانده شود و بعد سه مرتبه:* قل هو الله احد* . بعد سه مرتبه صلوات و بعد سه مرتبه:* و من یتق الله یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه إن الله بالغ أمره قد جعل الله لکل شیء قدراً* این برای زندگی اشخاص خیلی مفید است.

این مطلب را از آن شیخ و او هم از آسید صادق اهری، او هم از حاج آقا والد ـ قدس سره ـ شنیده بود. من هم یک وقت دیدم که حاج آقا والد ـ قدس سره ـ قسمت اخیر حکایت را برای کسی نقل می‌کرد. پایگاه حضرت آیت الله شبیری زنجانی .
حجت الاسلام و المسلمین محمد علی جاودان

حجت الاسلام و المسلمین محمد علی جاودان

سوال:‌باسلام چرا هر کاری می کنم دعاها یم مستجاب نمی شود ورفع گرفتاری نمی شود و قرضهایم نیز ادا نمی شود خواهشمندم راهنمایی لازم را بفرمایید؟.

جواب: سلام علیکم و رحمة الله،مستجاب شدن دعا شرائط دارد. شخص باید دستورات الهی را عمل کند از گناهان کاملاً پرهیز کند. آنچه می خورد پاک و حلال باشد. بدهکار مردم به هیچ وجه نباشد. یعنی به مردم ظلمی با زبان با دست و نکرده باشد. در هر صورت در مرحله اول بکوشید تا ممکن است واجبات و محرمات الهی را عمل کنید. آنوقت هر مقدار ممکن است حلالیت بطلبید مثلاً غیبتی شده حرف نادرستی گفته شده آزاری رسانده شده و امثال اینها اگر اینکار را بکنید بعد به آنچه عرض می کنم عمل کنید انشاءا… اثر می کند.

چهل روز که از پنج شنبه شروع می شود هر روز ۱۵۹ بار آیه و من یتق ا… را بخوانید آیه شریفه آخر آیه دوم سوره طلاق و تمام آیه سوم آن است روز شروع بعداز نماز صبح غسل حاجت بکنید و دو رکعت نماز بخوانید بعد صد بار صلوات بفرستید سپس ۱۵۹ بار آیه را بخوانید. روز چهلم آیه را ۱۷۹ بار بخوانید در پایان صد بار صلوات بفرستید. بنابراین غسل و نماز روز اول و صدبار صلوات روز اول و روز آخر خوانده شود و علاوه بر این چهل روز روزی ۱۱۰ بار سوره والعادیات را بخوانید .

انشاءا… با این دو کار فرجی حاصل خواهد شد. بعد به من خبر بدهید. .javedan.ir

…………………….

تبصره:

البته ختومات دیگری از این آیه وجود دارد اما از آنجا که بنای سایت هدانا بر اتقان هر چه بیشتر مطالب و دستورالعمل های عرفانی است به همین طرق توصیه می شود .
شرحی پیرامون آیه «و من یتق الله …»
تقوا و نجات از مشکلات

آیات فوق از امیدبخش ترین آیات قرآن مجید است، که تلاوت آن دل را صفا و جان را نور و ضیا مى بخشد، پرده هاى یأس و نومیدى را مى درد، شعاع هاى حیات بخش امید را به قلب مى تاباند، و به تمام افراد پرهیزگار با تقوا، وعده نجات و حل مشکلات مى دهد.

در حدیثى از «ابوذر غفارى» نقل شده که پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: إِنِّى لاَ َعْلَمُ آیَةً لَوْ أَخَذَ بِهَا النّاسُ لَکَفَتْهُمْ: وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً… فَما زالَ یَقُولُها وَ یُعِیْدُها:

«من آیه اى را مى شناسم که اگر تمام انسان ها دست به دامن آن زنند براى حل مشکلات آنها کافى است، پس از آن آیه «وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ…» را تلاوت فرمود و بارها آن را تکرار کرد».(۱)

در حدیث دیگرى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل شده که در تفسیر این آیه فرمود: مِنْ شُبُهاتِ الدُّنْیا وَ مِنْ غَمَراتِ الْمَوْتِ وَ شَدائِدِ یَوْمِ الْقِیامَةِ:

«خداوند پرهیزکاران را از شبهات دنیا و حالات سخت مرگ و شدائد روز قیامت رهائى مى بخشد»!(۲)

این تعبیر، دلیل بر این است که، گشایش امور براى اهل تقوا، منحصر به دنیا نیست، بلکه قیامت را نیز شامل مى شود.

و در حدیث دیگرى از همان حضرت(صلى الله علیه وآله) آمده است: مَنْ أَکْثَرَ الاِْسْتِغْفارَ جَعَلَ اللّهُ لَهُ مِنْ کُلِّ هَمّ فَرَجاً وَ مِنْ کُلِّ ضِیق مَخْرَجاً:

«هر کس بسیار استغفار کند (و لوح دل را از زنگار گناه بشوید) خدا براى او از هر اندوهى گشایشى، و از هر تنگنائى راه نجاتى قرار مى دهد».(۳)

جمعى از مفسران گفته اند: نخستین آیه فوق، درباره «عوف بن مالک» نازل شده که از یاران پیامبر (صلى الله علیه وآله) بود، دشمنان اسلام فرزندش را اسیر کردند، او به محضر پیامبر(صلى الله علیه وآله)آمد و از این ماجرا و فقر و تنگ دستى شکایت کرد، فرمود: تقوا را پیشه کن و شکیبا باش و بسیار ذکر «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّه» را بگو، او این کار را انجام داد، ناگهان در حالى که در خانه اش نشسته بوده فرزندش از در، درآمد، معلوم شد: از یک لحظه غفلت دشمن استفاده کرده فرار نموده، و حتى شترى از دشمن را نیز با خود آورده است. (اینجا بود که آیه فوق نازل شد و از گشایش مشکل این فرد با تقوا و روزى از جائى که انتظارش را نداشت خبر داد).(۴)

ذکر این مطلب نیز لازم است که، هرگز مفهوم آیه، این نیست که انسان تلاش و کوشش براى زندگى را به دست فراموشى بسپارد، و بگوید در خانه مى نشینم و تقوا پیشه مى کنم و ذکر «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّه» مى گویم، تا از آنجا که گمان ندارم به من روزى مى رسد، نه، هرگز مفهوم آیه چنین نیست، هدف، تقوا و پرهیزکارى توأم با تلاش و کوشش است، اگر با این حال درها به روى انسان بسته شد، خداوند گشودن آنها را تضمین فرموده است.

لذا در حدیثى مى خوانیم: یکى از یاران امام صادق(علیه السلام) به نام «عمر بن مسلم» مدتى خدمتش نیامد، حضرت جویاى حال او شد، عرض کردند: او تجارت را ترک گفته، و رو به عبادت آورده، فرمود: واى بر او، أَ ما عَلِمَ أَنَّ تارِکَ الطَّلَبِ لایُسْتَجابُ لَهُ:

«آیا نمى داند کسى که تلاش و طلب روزى را ترک گوید، دعایش مستجاب نمى شود»؟

سپس افزود: جمعى از یاران رسول خدا(صلى الله علیه وآله) وقتى آیه «وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ» نازل شد، درها را به روى خود بستند، و روى به عبادت آورده گفتند: «خداوند روزى ما را عهده دار شده»!

این جریان به گوش پیامبر(صلى الله علیه وآله) رسید، کسى را نزد آنها فرستاد که، چرا چنین کرده اید؟

گفتند: اى رسول خدا! چون خداوند روزى ما را تکفل کرده ما مشغول عبادت شدیم، پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود:

إِنَّهُ مَنْ فَعَلَ ذلِکَ لَمْ یُسْتَجَبْ لَهُ عَلَیْکُمْ بِالطَّلَبِ!: «هر کس چنین کند دعایش مستجاب نمى شود، بر شما باد که تلاش و طلب کنید».(۵)

۱ ـ «مجمع البیان»، جلد ۱۰، صفحه ۳۰۶٫

۲ ـ «نور الثقلین»، جلد ۵، صفحه ۳۵۶، حدیث ۴۴٫

۳ ـ «نور الثقلین»، جلد ۵، صفحه ۳۵۷، حدیث ۴۵٫

۴ ـ «مجمع البیان»، جلد ۱۰، صفحه ۳۰۶ ـ همین ماجرا در تفسیر «فخر رازى» و «روح البیان» با تفاوت هائى آمده است، بعضى از آنها تعداد شتران را یک صد شتر نوشته اند.

۵ ـ «کافى»، جلد ۵، صفحه ۸۴٫ تفسیر نمونه-ج۲۴-ص

دعای مجرب برای وسعت رزق

مذهب هیچ دیدگاه »

اگر بنا باشد تا آیه ای از قرآن کریم را بعنوان مجرب ترین آیه جهت وسعت رزق و روزی و گشایش کسب و کار و خیر و برکت بدانیم، بدون شک آن آیه؛ آیات ۲و۳ سوره طلاق است که به و من یتق الله مشهور می باشد. در خصوص خواص این آیات، بزرگان فرموده اند که تأثیرآن در گشایش روزی و برکت در رزق مجرب و تضمینی است اما باید با اخلاص و مداومت خوانده شود.

پیامبر اکرم(ص) فرمود: من آیه اى را در قرآن مى شناسم که اگر تمام انسانها دست به دامن آن شوند براى حل مشکلات آنها کافى است و آن آیات سوّم و چهارم سوره طلاق است «وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً* وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْث لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ اِنَّ اللهَ بالِغُ اَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ شَیْىء قَدْراً»

آیه و من یتق الله

عکس آیه و من یتق الله از سایت وزین تبیان نقل شده است

آیه و من یتق الله
عکس ترجمه آیه شریفه و من یتق الله از سایت تبیان نقل شده است

ختم آیه من یتق الله جهت وسعت رزق و روزی

از برای وسعت رزق و گشایش روزی در روز پنجشنبه اول ماه شروع کرده و تا چهل و یک روز هر روز سیصد و پنجاه و نه مرتبه آیه مذکور- آیات دو و سه سوره طلاق: و من یتق الله تا لکل شی قدرا – را بدون تکلم با کسی بخواند که بسیار مجرب است و بعد از اتمام هر آیه بگوید: “یا فتاح یا رزاق یا واسع”

خاصیت آیه «من یتق الله…» {در برکت در مال و وسعت رزق و روزی}

هر کس تقوای الهی پیشه کند و از گناه دوری کند ،خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند و او را از جایی که گمان ندارد روزی می دهد و هر کس بر خدا توکل نماید خدا او را کفایت می کند و خداوند فرمان خود را به انجام می رساند و خدا برای هر چیزی اندازه ای داده است.

این آیه از امید بخش ترین آیات قرآن کریم است که تلاوت آن دل را صفا و و جان را نور می بخشد در حدیثی از ابوذر غفاری نقل شده که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من آیه ای را در قرآن می شناسم که اگر تمام انسانها دست به دامن آن زنند برای حل مشکلات آنها کافی است پس آیه فوق را سه مرتبه با تکرار تلاوت فرمود.

و در حدیث دیگر فرمود: خداوند پرهیزگاران را از شبهات دنیا و حالات سخت مرگ و شدائد روز قیامت رهایی بخشید. البته مفهوم آیه این نیست که انسان دست از تلاش و کوشش بکشد.

چنانچه حضرت صادق علیه السلام فرمود: وقتی آیه فوق نازل شد عده ی درها را به روی خود بسته و رو به عبادت آوردند و گفتند خداوند روزی ما را عهد ه دار شد. این خبر به گوش پیغمبر رسید کسی را نزد آنها فرستاد که چرا چنین کرده اید هر کس چنین کاری کند دعای او مستجاب نمی شود بر شما باد بر کار و تلاش همراه با تقوا.

منابع:
۱- تبیان: http://anjoman.tebyan.net/newindex.aspx?pid=17257&threadID=584601&forumID=451
2- تبیان: http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=154697
3-دعا: http://do2aa.blogfa.com/post-56.aspx

در اعتبار و وثاقت این ذکر جهت گشایش روزی و وسعت رزق همین بس که این ذکر از آیات شریفه قرآن است و معنی و مفهوم آن نیز، راه خروج از مشکلات و کفایت در سختیها را می رساند.

بسم الله الرحمن الرحیم+«وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً* وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْث لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ اِنَّ اللهَ بالِغُ اَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ شَیْىء قَدْراً»

توکلت علی ا لله و به نستعین انه خیر ناصر ومعین.

اللهم اجعل صلوتی و نسکی و محیای ومماتی لک رب العالمین. الهم ارزقنا رزقا حلالا طیبا واسعا کثیرا. انک خیر الرازقین.

یا ارحم الراحمین.

تفسیر آیه ۹ سوره یس/ وَ جَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدّاً وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ

مذهب هیچ دیدگاه »

آیه
وَ جَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدّاً وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ

ترجمه
و پیش روى آنان حائل و سدّى و پشت سرشان نیز حائل و سدّى قرار دادیم، و به طور فراگیر آنان را پوشاندیم، پس هیچ چیز را نمى‏بینند.

نکته ها
با این که قرآن استوار و حکمت‏آموز است و رسالت پیامبر قطعى است و راه دین مستقیم است و خداوند قوى ومهربان است، لیکن چون اکثر مردم، غافل، بى‏ایمان و گرفتار خرافاتند، از هر سو بروند به سدّى محکم و بن بست برخورد مى‏کنند.
سیماى افراد لجوج در این آیه بسیار دقیق و جالب ترسیم شده است:
اّولاً: غافل هستند، «فهم غافلون» و در نتیجه ایمان نمى‏آورند. «فهم لا یؤمنون»
ثانیاً: خرافات آنان را گرفتار کرده است. «فى اعناقهم اغلالا» و همچون شتر چموش از پذیرفتن حقّ سر باز مى‏زنند. «فهم مقمحون» از پیش و پس در محاصره هستند، «سدّا» و بر چشمان آنان پرده‏اى آویخته شده و نمى‏بینند.
شاید مراد از «من بین ایدیهم سدّاً» آرزوهاى طولانى انسان براى آینده و مراد از «من خلفهم سدّاً» غفلت از خلافکارى‏هاى گذشته باشد که آن آرزوها و غفلت‏ها دو مانع بزرگ براى دیدن حقّ است.
در این آیات، دو کیفر در برابر دو انحراف بزرگ قرار گرفته است. «فهم غافلون – فهم لا یؤمنون»، «جعلنا فى اعناقهم اغلالاً – جعلنا من بین ایدیهم سدّا»

پیام ها
۱- صدها چراغ دارد و بى راهه مى‏رود، بگذار تا بیفتد و بیند سزاى خویش. «و جعلنا من بین ایدیهم سدّا»
۲- غافلان بى ایمان، نه از گذشته‏ى کفّار عبرت مى‏گیرند، «خلفهم» و نه از معجزه و استدلالى که پیش روى آنان است. «من بین ایدیهم»
۳- کافر در بن بست است. «سدّا»
۴- در تبلیغ، معقولات را با محسوسات تشبیه کنیم. «سدّا»

دعایی که مرحوم قاضی برای دفع دشمن سفارش می‌کردند

مذهب هیچ دیدگاه »

مرحوم آقا (قاضی) فرموده‌اند: قرائت «کَهیعَصَ حمَ عسق و عنت الوجوه للحی القیوم و قد خاب من حمل ظلماً» برای دفع دشمن مفید است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، آقا سیّد هاشم حدّاد می‌فرمودند: مرحوم آقا (قاضی) فرموده‌اند: قرائت «کَهیعَصَ حمَ عسق و عنت الوجوه للحی القیوم و قد خاب من حمل ظلماً»(۱) برای دفع دشمن مفید است.
و می‌فرمودند: چنانچه در یک روی نگین عقیق نوشته گردد: بسم‌الله الرحمن الرحیم، و عنت الوجوه للحی القیوم و قد حاب من حمل ظلما،‌کهیعص، حم؛ عسق. و در انگشتری نموده در دست کنند خوب است و نیز می‌فرمودند: چنانچه در یک روی نگین عقیق نوشته گردد: انه من سلیمان و انه بسم الله الرحمن الرحیم و در روی دیگرش نوشته گردد: بسم الله الرحمن الرحیم و عنت الوجوه للحی القیوم و قد حاب من حمل ظلماً، کهیعصَ، حم؛ عسقَ و در انگشتری نموده در دست شود خوب است.
و می‌فرمودند: مرحوم آقا (قاضی) – رضوان الله علیه- گفته‌اند: هر کس در مقابل دشمن انگشتهای دست خود را به ترتیب یکی پس از دیگر ببندد و در مقابل بستن هر انگشت یک حرف از حروفات «کهیعص، حم؛ عسق» را بگوید به طوری که وقتی که همه را گفت، انگشتان تمام بسته شود و سپس در مقابل دشمن باز کند، شرّ دشمن از او دفع خواهد شد.

۱-آیه ۱۱۱ از سوره طه.
کتاب اسوه عارفان – ص ۱۰۵
انتهای پیام/

روش خاص مرحوم قاضی برای انتخاب شاگرد

مذهب هیچ دیدگاه »

آقای حاج سیّد هاشم ماجرای آشنایی با مرحوم آیت الله سید علی آقا قاضی را روایت می کنند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، «آقای حاج سیّد هاشم می‌فرمودند: من در کربلا به دروس علمی و طلبگی مشغول شدم و تا سیوطی را می‌خواندم که چون برای تحصیل به نجف مشرّف شدم، تا هم از محضر آقا (مرحوم قاضی بهره‌مند گردم و هم خدمت مدرسه را بنمایم (مدرسه هندی: محل اقامت مرحوم قاضی) همین که وارد شدم دیدم روبرو، سیّدی نشسته است؛ بدون اختیار به سوی او کشیده شدم. رفتم و سلام کردم و دستش را بوسیدم.
مرحوم قاضی فرمود: رسیدی!
در آنجا حجره‌ای برای خود گرفتم و از آن وقت و از آنجا باب مراوده با آقا مفتوح شد.»

کتاب اسوه عارفان – ص ۹۶
انتهای پیام/

آیت‌الکرسی

مذهب هیچ دیدگاه »

آیت‌الکرسی
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

آیةالکرسی، طبق اکثریت روایات و احادیث و منابع، آیه ۲۵۵ از سوره بقره قرآن است. هرچند در بعضی روایات آمده است که علاوه بر آیه ۲۵۵، بهتر است آیات ۲۵۶ و ۲۵۷ سوره بقره هم خوانده شود. همچنین طبق نظر بیشتر مراجع شیعه، در نماز وحشت بهتر است هر سه آیه (۲۵۵ تا ۲۵۷) تلاوت شود.♥♥♥♥
اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ ۚ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ ۗ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ ۖ وَلَا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ ۚ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۖ وَلَا یَئُودُهُ حِفْظُهُمَا ۚ وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ [٢:٢۵۵] لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ ۖ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ ۚ فَمَن یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ [٢:٢۵۶] اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۖ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَٰئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ [٢:٢۵٧]
خدای یکتاست که جز او خدایی نیست، زنده و پاینده است، هرگز او را کسالت خواب فرا نگیرد تا چه رسد که به خواب رود، اوست مالک آنچه در آسمانها و زمین است، که را این جرأت است که در پیشگاه او به شفاعت برخیزد مگر به فرمان او؟ علم او محیط است به آنچه پیش نظر خلق آمده و آنچه سپس خواهد آمد و خلق به هیچ مرتبه از علم او احاطه نتوانند کرد مگر به آنچه او خواهد، قلمرو علمش از آسمانها و زمین فراتر، و نگهبانی زمین و آسمان بر او آسان و بی‌زحمت است، و او والا مرتبه و با عظمت است. کار دین به اجبار نیست، تحقیقا راه هدایت و ضلالت بر همه کس روشن گردیده، پس هر که از راه کفر و سرکشی دیو رهزن برگردد و به راه ایمان به خدا گراید بی‌گمان به رشته محکم و استواری چنگ زده که هرگز نخواهد گسست، و خداوند (به هر چه خلق گویند و کنند) شنوا و داناست. خدا یار اهل ایمان است که آنان را از تاریکیهای جهل بیرون آرد و به عالم نور برد، و آنان که راه کفر گزیدند یار ایشان شیاطین و دیوهایند که آنها را از عالم نور به تاریکیهای گمراهی در افکنند، این گروه اهل دوزخند و در آن همیشه خواهند بود.

[۱][۲][۳][۴][۵][۶]
منابع

«آیت الکرسی چند ایه است، فقط یک آیه یا سه آیه». وبگاه پرسمان.
«آیت الکرسی یک آیه یا بیشتر». وبگاه تبیان.
«فضیلت آیت الکرسی را می دانید؟». وبگاه رهبران شیعه.
«عکس العمل شیطان هنگام نزول آیت الکرسی». وبگاه جوان امروز.
«چرا آیت‌الکرسی می‌خوانیم». وبگاه خبر آنلاین.

مکارم شیرازی، ناصر. تفسیر نمونه، جلد۲

ثواب آیت الکرسی، نشر صلاه، ۱۳۸۳، ۹۶۴-۷۴۳۶-۰۹

دعای دکتر شریعتی

قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب هیچ دیدگاه »
نیایش
ای خداوند!

به علمای ما مسئولیت

و به عوام ما علم

و به مومنان ما روشنایی

و به روشنفکران ما ایمان

و به متعصبین ما فهم

و به فهمیدگان ما تعصب

و به زنان ما شعور

و به مردان ما شرف

و به پیران ما آگاهی

و به جوانان ما اصالت

و به اساتید ما عقیده

و به دانشجویان ما نیز عقیده

و به خفتگان ما بیداری

و به دینداران ما دین

و به نویسندگان ما تعهد

و به هنرمندان ما درد

و به شاعران ما شعور

و به محققان ما هدف

و به نومیدان ما امید

و به ضعیفان ما نیرو

و به محافظه کاران ما گشتاخی

و به نشستگان ما قیام

و به راکدان ما تکان

و به مردگان ما حیات

و به کوران ما نگاه

و به خاموشان ما فریاد

و به مسلمانان ما قرآن

و به شیعیان ما علی(ع)

و به فرقه های ما وحدت

و به حسودان ما شفا

و به خودبینان ما انصاف

و به فحاشان ما ادب

و به مجاهدان ما صبر

و به مردم ما خودآگاهی

و به همه ملت ما همت، تصمیم و استعداد فداکاری

و شایستگی نجات و عزت

ببخش

گزیده ای از سخنان دکتر شریعتی

قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب هیچ دیدگاه »

سخنان شریعتی

امام علی(ع)

اگر می بینیم کسی که قلبش پر از محبت علی است و از محبت علی اشک می ریزد و سرنوشت جامعه آن سرنوشت خوبی نیست و دردناک است.این نشان دهنده آنست که علی را نمی شناسد.
این علی شناسی نیست،علی پرستی است.
علی را نشناختن و محبت علی داشتن مساوی است با محبت همه ملتها بر پیامبر و معبودشان ،نه چیزی بیشتر… دکتر علی شریعتی
مشکل ما ضعف ایمان نیست، عدم معرفت علمی مسائلی است که به آن ایمان داریم و یکی از آن مسائل تشیع و اسلام است.معتقدیم ولی آنرا نمی شناسیم و آشنایی منطقی از آن نداریم و به مردی معتقدیم به عنوان یک امام و یک مرد بزرگ و کسی که همیشه مورد ستایش ما بوده،اما متاسفانه علی را نمی شناسیم.
مابیشتر به ستایش علی پرداختیم نه آشنایی با علی… دکتر علی شریعتی
محبت نجات بخش نیست ، معرفت نجات بخش است.ما موظف به شناخت علی در زمان خودمان هستیم نه محبت به امام.
هر کسی که علی را بشناسد،محبت واقعی را می فهمد و می شناسد نه محبت تلقینی که ثمری ندارد. دکتر علی شریعتی
علی مظهر پیروزی در شکست است.ما همیشه پیروزی را در پیروزی می شناسیم ولی علی درس بزرگی به ما داد و آن درس پیروزی در شکست است. دکتر علی شریعتی
در جملاتی که علی در تمام عمرش گفت ، این جمله از همه رساتر و عمیقتر ،زیباتر ، اثربخش و آموزنده تر بود.
کدام عبارت؟کدام جمله؟
آن ۲۵ سال سکوت علی است. دکتر علی شریعتی
مگر با کلمات می توان از علی سخن گفت ؟
باید به سکوت گوش فرا داد تا از او چه ها می گوید ؟
او با علی آشناتر است. دکتر علی شریعتی
درد علی دو گونه است: دردی که از ضربه ی ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه شب های خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه کشانده…و به ناله درآورده است.ما تنها بر دردی می گرییم که از ابن ملجم در فرقش احساس می کند.
اما این درد علی نیست
دردی که چنان روح بزرگی را به ناله آورده است ،تنهایی است که ما آن را نمی شناسیم .باید این درد را بشناسیم نه آن درد را ، که علی درد شمشیر را احساس نمی کند.
و ….ما
درد علی را احساس نمی کنیم. دکتر علی شریعتی
من معتقدم،اسلام کمتر مدیون شمشیر علی و جهاد اوست و بیشتر مدیون سکوت و تحمل اوست! دکتر علی شریعتی
ما یک ملت «دوستدار علی» ‌هستیم، اما نه «شیعه علی »‌!
چراکه شیعه علی ، علی ‌وار بودن، علی ‌وار اندیشیدن، علی ‌وار احساس کردن در برابر جامعه، ‌علی وار مسؤولیت احساس کردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، ‌علی ‌وار زیستن، علی ‌وار پرستیدن و علی ‌وار خدمت کردن است. دکتر علی شریعتی
«شیعه علی بودن» از «چون علی عمل کردن» شروع می‌شود. دکتر علی شریعتی
اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت. دکتر علی شریعتی
علی سه شعار گذاشت ، سه شعاری که همه هستی خودش و خاندانش قربانی این سه شعار شدند : « مکتب » ، «وحدت» و «عدالت» . دکتر علی شریعتی
وقتی زور ، جامه تقوی می پوشد ، بزرگترین فاجعه در تاریخ پدید می آید !
فاجعه ای که قربانی خاموش و بی دفاعش علی است و فاطمه و بعدها دیدیم که فرزندانشان یکایک و اخلافشان همه ! دکتر علی شریعتی
از هنگامی که به جای شیعه علی بودن و از هنگامی که به‌جای شیعه حسین بودن و شیعه زینب بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شده‌اند و بس، در عزای همیشگی مانده‌ایم! دکتر علی شریعتی
تشیع صفوی،بر خلاف تشیع علوی مذهب راه حل یابی است برای گریز از مسئولیت ها. مذهب تجلید و تذهیب و تجلیل قرآن ، نه تحقیق و تفسیر قرآن.تقدیس قرآن اما نه برای باز کردن و خواندن قرآن. توسل یکسره به کتاب دعا، برای بستن قرآن، چرا که گشودن قرآن، سخت است و مسئولیت آور، کتابی که چنان حساب و کتاب دقیقی دارد که می گوید نتیجه یک ذره کار نیک را می بینی، و کیفر ذره ای کار بد را می چشی ( فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره ) دکتر علی شریعتی
خدایا به من زیستنی عطا کن، که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم ، و مردنی عطا کن که بربیهودگیش سوگوار نباشم . برای اینکه هر کس آنچنان می میرد که زندگی می کند. خدایا تو چگونه زیستن را به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت .خدایا رحمتی کن تا ایمان ، نان ونام برایم نیاورد ، قدرتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم ، تا از آنهایی باشم که پول دنیا را می گیرند و برای دین کار می کنند ، نه از آنهایی که پول دین می گیرند و برای دنیا کار می کنند . دکتر علی شریعتی
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬می‌گریند. دکتر علی شریعتی
حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند. دکتر علی شریعتی
دیدم عده ای مرده متحرک که بر زنده ی همشه جاوید عزاداری میکردند! دکتر علی شریعتی
اگر در جامعه ای فقط یک حسین و یا چند ابوذر داشته باشیم هم زندگی خواهیم داشت هم آزادی هم فکر و هم علم خواهیم داشت و هم محبت هم قدرت و سرسختی خواهیم داشت و هم دشمن شکنی و هم عشق به خدا… دکتر علی شریعتی
آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند. دکتر علی شریعتی
از کودک حسین (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاری قرآن تا آن معلم اطفال کوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خویشاوند یا بیگانه، و تا آن مرد اشرافی و بزرگ و باحیثیت در جامعه خود و تا آن مرد عاری از همه فخرهای اجتماعی، همه برادرانه در برابر شهادت ایستادند تا به همه مردان، زنان، کودکان و همه پیران و جوانان همیشه تاریخ بیاموزند که باید چگونه زندگی کنند .دکتر علی شریعتی
از هنگامی که به جای شیعه علی (ع) بودن و از هنگامی که به‌جای شیعه حسین (ع) بودن و شیعه زینب (س) بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شده‌اند و بس، در عزای همیشگی مانده‌ایم! دکتر علی شریعتی
این که حسین (ع) فریاد می‌زند:آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست.دکتر علی شریعتی
حسین‏علیه السلام زنده جاویدی است که هر سال، دوباره شهید می‏شود و همگان را به یاری جبهه حق زمان خود، دعوت می‏کند . دکتر علی شریعتی
حسین (ع) یک درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد که اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است.دکتر علی شریعتی
مسؤولیت شیعه بودن یعنی چه، مسؤولیت آزاده انسان بودن یعنی چه، باید بداند که در نبرد همیشه تاریخ و همیشه زمان و همه جای زمین ـ که همه صحنه‌ها کربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ باید انتخاب کنند: یا خون را، یا پیام را، یا حسین بودن یا زینب بودن را، یا آن‌چنان مردن را، یا این‌چنین ماندن را … دکتر علی شریعتی
امام حسین‏ علیه السلام یک شهید است که حتى پیش از کشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلکه در درون خانه خویش، از آن لحظه که به دعوت ولید – حاکم مدینه – که از او بیعت مطالبه مى ‏کرد، «نه» گفتُ .این، «نه» طرد و نفى چیزى بود که در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است. دکتر علی شریعتی
فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست. دکتر علی شریعتی
حسین ضعیفی که باید برای او گریست نبود… آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخاسته است تا به همه آنها که جهاد را تنها در توانستن مى ‏فهمند و به همه آنها که پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد که شهادت نه یک باختن، که یک انتخاب است؛ انتخابى که در آن، مجاهد با قربانى کردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى ‏شود و حسین «وارث آدم» – که به بنى‏آدم زیستن داد – و «وارث پیامبران بزرگ» – که به انسان چگونه باید زیست را آموختند … دکتر علی شریعتی
مقتدایان امام حسین‏ علیه السلام کسانى هستند که از مایه جان خویش در راه خدا نثار مى‏کنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است که هنر خوب مردن را در جان بى‏تاب انسان‏هاى عاشق، تزریق می کند. دکتر علی شریعتی
“آنها که تن به هر ذلتى مى ‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏ هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا کسانى که سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده ‏اند و مرگ خویش را انتخاب کرده ‏اند – در حالى که صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود – توجیه و تأویل نکرده ‏اند و مرده‏ اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها که براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها کردن حسین و تحمل کردن یزید دادند، کدام هنوز زنده ‏اند؟ دکتر علی شریعتی
اکنون شهیدان کارشان را به پایان رسانده‌اند. و ما شب شام غریبان می‌گرییم، و پایانش را اعلام می‌کنیم و می‌بینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین (ع)، و عشق به حسین (ع)، با یزید همدست و همداستانیم؟ دکتر علی شریعتی
برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است وگرنه هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند. دکتر علی شریعتی
خداوندا
از بچگی به من آموختند همه را دوست بدارم
حال که بزرگ شده ام
و
کسی را دوست می دارم
می گویند:
فراموشش کن دکتر علی شریعتی
کورتر از آن هایی که نمی خواهند ببینند وجود ندارد. دکتر علی شریعتی
ای خداوند!
به علمای ما مسئولیت و به عوام ما علم و به مومنان ما روشنایی و به روشنفکران ما ایمان و به متعصبین ما فهم و به فهمیدگان ما تعصب و به زنان ما شعور و به مردان ما شرف و به پیران ما آگاهی و به جوانان ما اصالت و به اساتید ما عقیده و به دانشجویان ما نیز عقیده و به خفتگان ما بیداری و به دینداران ما دین و به نویسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد و به شاعران ما شعور و به محققان ما هدف و به نومیدان ما امید و به ضعیفان ما نیرو و به محافظه کاران ما گستاخی و به نشستگان ما قیام و به راکدان ما تکان و به مردگان ما حیات و به کوران ما نگاه و به خاموشان ما فریاد و به مسلمانان ما قرآن و به شیعیان ما علی(ع)و به فرقه های ما وحدت و به حسودان ما شفا و به خودبینان ما انصاف و به فحاشان ما ادب و به مجاهدان ما صبر و به مردم ما خودآگاهی و به همه ملت ما همت، تصمیم و استعداد فداکاری
و شایستگی نجات و عزت ببخش دکتر علی شریعتی
نامم را پدرم انتخاب کرد!
نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم!
دیگر بس است!
راهم را خودم انتخاب خواهم کرد… دکتر علی شریعتی
عده ای مثل قرص جوشانند؛ در لیوان آب که بیاندازیشان طوری غلیان کرده و کف می کنند که سر می روند اما کافی است کمی صبر کنی بعد می بینی که از نصف لیوان هم کمترند. دکتر علی شریعتی
آدم وقتی فقیر میشود خوبیهایش هم حقیر میشوند اما کسی که زر دارد یا زور دارد عیبهایش هم هنر دیده میشوند و چرندیاتش هم حرف حسابی بحساب می آیند. دکتر علی شریعتی
عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است. دکتر علی شریعتی
وقتی زور ، جامه تقوی می پوشد ، بزرگترین فاجعه در تاریخ پدید می آید ! دکتر علی شریعتی
نیایش ، معراج به سوی ابدیت، پرواز به قله ی مطلق و صعود به ماورای آن چه هست می باشد !دکتر علی شریعتی
مسئولیت زاده توانایی نیست ، زاده آگاهی است و زاده انسان بودن. دکتر علی شریعتی
“دوست داشتن را هر کس بفهمد خدا را به آسانی استشمام بوی گل می فهمد،
اما اگرکسی فقط فهمیدن عقلی را می فهمد، خدا برایش مجهولی است دست نایافتنی” دکتر علی شریعتی
ما اکنون، به ظاهر برای کسی بیگاری نمی کنیم، آزاد شده ایم، بردگی برافتاده است.اما به بردگی یی محکوم شده ایم. اندیشه ما را ،دلمان را به بند کشیده اند و اراده مان را تسلیم کرده اند، و ما را به عبودیتی آزادگونه پرورده اند و با قدرت علم، جامعه شناسی، فرهنگ، هنر، آزادیهای جنسی، آزادی مصرف و عشق به برخورداری و فرد پرستی، از درون و از دل ما، ایمان به هدف، مسئولیت انسانی و اعتقاد به مکتب او را پاک برده اند. و اکنون برادر، ما در برابر این نظام های حاکم، کوزه های خالی زیبایی شده ایم که هر چه می سازند، می بلعیم. دکتر علی شریعتی
خدایا! آتش مقدس شک را چنان در من بیفروز تا همه یقین هایی را که بر من نقش کرده اند بسوزد و انگاه از پس توده این خاکستر لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند.دکتر علی شریعتی
خدایا تو را سپاس می گویم که در مسیری که در راه تو بر می دارم آنها که باید مرا یاری کنند سد راهم می شوند، آنها که باید بنوازند سیلی می زنند، آنها که باید در مقابل دشمن پشتیبانمان باشند پیش از دشمن حمله میکنند و ….. تا در هر لحظه از حرکتم به سوی تو از هر تکیه گاهی جز تو بی بهره باشم. دکتر علی شریعتی
در دشمنی دورنگی نیست. کاش دوستان هم در موقع خود چون دشمنان بی ریا بودند. دکتر علی شریعتی
آن که معترض نیست ، منتظر نیست. و منتظر ، معترض نیست.دکتر علی شریعتی
انسان نمی تواند به آسمان نیندیشد چگونه می تواند؟! مگر انسانهایی که عمر را بی چِرا به چریدن مشغولند و سر به زمین فرو برده اند و پوزه در خاک دارند و غرق در آب و علف اند اینها که “گوسفندان” دو پایند!!!! دکتر علی شریعتی
تمامی تاریخ به سه شاهراه اصلی می پیوندد:آزادی،عدالت و عرفان!
نخستین،شعار انقلاب کبیر فرانسه بود و به سرمایه داری و فساد کشید.
دومی شعار انقلاب اکتبر بود و به سرمایه داری و جمود کشید.
سومین شعار مذهب بود و به خرافه و خواب! دکتر علی شریعتی
در شگفتم که سلام آغاز هر دیدار است ولی در نماز پایان است . شاید این بدین معناست که پایان نماز آغاز دیدار است.دکتر علی شریعتی
سرنوشت تو متنی است که اگر ندانی دست های نویسندگان، اگر بدانی ، خود می توانی نوشت. دکتر علی شریعتی
پیروزی یکروزه به دست نمی آید ، اما اگر خود را پیروز بشماری ، یکباره از دست میرود. دکتر علی شریعتی
تقلید نه تنها با تعقل سازگار نیست ، بلکه اساسا کار عقل این است که هرگاه نمی داند ، از آنکه می داند تقلید می کند و لازمه ی عقل این است که در این جا خود را نفی نماید و عقل آگاه را جانشین خود کند. دکتر علی شریعتی
شما وقتی می توانید به نیمه ی پر لیوان نگاه کنید که قادر به پر کردن نیمه ی دیگر نباشید.دکتر علی شریعتی
سری که رنج و تعهد و هدف ندارد به دنبال ” سرگرمی ” می گردد. دکتر علی شریعتی
انسان موجودی است که باید دوست بدارد و بپرستد.دکتر علی شریعتی
اضطراب ها همه زاده ی انتظارها است.دکتر علی شریعتی
هجرت تنها عامل تکوین یک تمدن در طول تاریخ بوده است.دکتر علی شریعتی
نومیدی هنگامی که به مطلق می رسد یقینی زلال و آرام بخش می شود.دکتر علی شریعتی
” رجعت ” شور انگیزترین آرزوی دل ها ی خو ناکرده به تبعید گاه است.دکتر علی شریعتی
خدا تنها به معنی آفریننده ی هستی نیست، بلکه معنی هستی نیز هست.دکتر علی شریعتی
ایمان چه قدر لغت قشنگ است! آن چیزی است که به روح آواره و متشتت و پریشان و تجزیه شده ، تکیه گاه می بخشد.دکتر علی شریعتی
تقوا تنها سلاح مجاهد است و تهمت ، تنها سلاح منافق.دکتر علی شریعتی
انتظار بزرگ ترین عامل آماده باش و آمادگی هست.دکتر علی شریعتی
راه تقرب خدا در اسلام ، تعقل است نه تعبد.دکتر علی شریعتی
بزرگ ترین رنج این است که آدم باشد، بدون این که بداند برای چه هست؟شیطان یکه از ابعاد خود ماست ؛ چنان که روح خدا یکی از ابعاد دیگر خود ماست.دکتر علی شریعتی
وای که چه زشت و سرد است روح عالِمی که بی درد است! اندیشه ی خردمندی که نمی پرستد! نسل جوانی که ایمان ندارد!دکتر علی شریعتی
هر معبدی در انتظار نیایشگر تنهای خویش است. دکتر علی شریعتی
مذهب سنتی ، تجلی روح دسته جمعی یک جامعه است .دکتر علی شریعتی
تو میدانی وهمه می دانند که زندگی از تحمیل لبخندی بر لبان من، از آوردن برق امیدی در نگاه من، از بر انگیختن موج شعفی در دل من عاجز است.تو میدانی و همه می‌دانند که شکنجه دیدن بخاطر تو، زندانی کشیدن بخاطر تو و رنج بردن بپای تو تنها لذت بزرگ من است.از شادی توست که برق امید در چشمان خسته‌ام می­درخشد. و از خوشبختی توست که هوای پاک سعادت را در ریه­هایم احساس می­کنم.
نمی­توانم خوب حرف بزنم، نیروی شگفتی را که در زیر این کلمات ساده و جمله های ضعیف و افتاده پنهان کرده­ام، دریاب ! دریاب !من ترا دوست دارم، همه زندگیم و همه روزها وشبهای زندگیم، ‌هر لحظه زندگیم بر این دوستی شهادت می دهند، شاهد بوده اند وشاهد هستند،‌
آزادی تو مذهب من است،
خوشبختی تو عشق من است،
آینده تو تنها آرزوی من است. دکتر علی شریعتی
پوچی زندگی امروز یعنی « فدا کردن آسایش برای فقط و فقط وسایل آسایش » دکتر علی شریعتی
فرد در موقعی ساخته می شود که کوشش می کند تا دیگران را بسازد.دکتر علی شریعتی
خدایا! …
رحمتی کن ،
تاایمان ،
نام و نان برایم نیاورد! …
قوتم بخش ،
تا نانم را ،
و حتی نامم را ،
در خطر ایمانم افکنم! …
تا از آنانی نباشم که ،
پول دین را می گیرند ،
و برای دنیا کار می کنند! …
بلکه از آنانی باشم که ،
پول دنیا را می گیرند ،
و برای دین کار می کنند! … دکتر علی شریعتی
پروردگارا
به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم .
دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم .
بینش ده تا تفاوت این دو را بدانم .
مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند. دکتر علی شریعتی
هنگامی که به دنیا می آیی همه می خندند در حالی که تو می گریی ،پس ای عزیز زندگیت را چنان بگذران که در روز مرگ در حالی که همه می گریند و تو تنها کسی باشی که می خندی . دکتر علی شریعتی
آن روز که همه به دنبال چشم زیبا هستند ، تو به دنبال نگاه زیبا باش ! دکتر علی شریعتی
ای صد افسوس که چون عمر گذشت ،معنیش می فهمیم
کاین سه روز عمر از عمرم به این ترتیب گذشت
کودکی بی حاصل،نوجوانی باطل ،وقت پیری غافل
به زبانی دیگر
کودکی در غفلت،نوجوانی شهوت،در کهولت حسرت دکتر علی شریعتی
آدمیزاد هر چه انسان تر می شود، چشم به راه تر می شود.
این حقیقت زیبایی است که همیشه می درخشد.دکتر علی شریعتی
آنجا که چشمان مشتاقی برای انسانی اشک می ریزد، زندگی به رنج کشیدنش می ارزد. دکتر علی شریعتی
اگر ایمان نباشد زندگی تکیه گاهش چه باشد؟
اگر عشق نباشد زندگی را چه آتشی گرم کند ؟
اگر نیایش نباشد زندگی را به چه کار شایسته ای صرف توان کرد ؟
اگر انتظار مسیحی ، امام قائمی ، موعودی در دل نباشد ماندن برای چیست ؟
اگر میعادی نباشد رفتن چرا؟
اگر دیداری نباشد دیدن چه سود؟
و اگر بهشت نباشد صبر و تحمل زندگی دوزخ چرا؟ اگر ساحل آن رود مقدس نباشد بردباری در عطش از بهر چه؟ دکتر علی شریعتی
زندگی را با بیداری و با چشمانی باز بگذرانیم که سالها چشم بسته خواهیم خفت. دکتر علی شریعتی
در نهان به آنانی دل می بندیم که دوستمان ندارند و در آشکار از آنانی که دوستمان دارند غافلیم، شاید این است دلیل تنهایی مان..دکتر علی شریعتی
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم.
وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی او تمام شد
من اغاز شدم
و چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن
مثل تنها مردن دکتر علی شریعتی
ایمان زاییده ای ایدوئولوژی ارزش دارد ، نه ایمان ارثی یا تقلیدی . دکتر علی شریعتی
خدایا!مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ ٫ غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن . لذتها را به بندگان حقیرت ببخش و درد های عظیم را به جانم ریز.دکتر علی شریعتی
اشک ، زیباترین شعر و بی‌تاب ترین عشق و گدازان‌ترین ایمان و داغ‌ترین اشتیاق و تب‌دارترین احساس و خالص‌ترین گفتن و لطیف‌ترین دوست داشتن است که همه، در کوره یک دل، به هم آمیخته و ذوب شده‌اند و قطره‌ای گرم شده‌اند،و نامش اشک است.دکتر علی شریعتی
سیاست در برابر صداقت دیگران خیانت و صداقت در برابر سیاست دیگران حماقت است.دکتر علی شریعتی
پیش از آنکه بیندیشی تا چه بگویی؟ بیندیش که چه میگویم؟ دکتر علی شریعتی
روزی از روزها ،
شبی از شب ها ،
خواهم افتاد و خواهم مرد ،
اما می خواهم هر چه بیشتر بروم .
تا هرچه دورتر بیفتم ،
تا هرچه دیرتر بیفتم ،
هرچه دیرتر و دورتر بمیرم .
نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ،
پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ،
افتاده باشم و جان داده باشم ،
همین . دکتر علی شریعتی
اگر می خواهید حقیقتی را خراب کنید ، خوب به آن حمله نکنید، بد از آن دفاع کنید.دکتر علی شریعتی
در برابر وحشی ترین تازیانه ها ،
سکوت مردانه و غرور آمیز مرد نباید بشکند.
در برابر هیچ دردی،لب مرد به شکوه نباید آلوده گردد.
من از نالیدن بیزارم.
سنگین ترین دردها و خشن ترین ضربه های آفرینش،
تنها می توانند مرا به سکوت وادارند.
نالیدن، زاریدن، گله کردن، شکایت، بد است… دکتر علی شریعتی
ایمان بی عشق، اسارت در دیگران است و عشق بی ایمان، اسارت در خود دکتر علی شریعتی
اینکه می گویند امام زمان خودش می آید و همه چیز را درست می کند و ما کاری به این کارها نداریم”بینش یهودی” است. دکتر علی شریعتی
در دردها دوست را خبر نکردن خود یک نوع عشق ورزیدن است . دکتر علی شریعتی
خدایا … در برابر آن چه انسان ماندن را به تباهی می کشد ، مرا با ” نداشتن ” و ” نخواستن “رویین تن کن. دکتر علی شریعتی
نوروز تجدید خاطرة بزرگی است: خاطرة خویشاوندی انسان با طبیعت. دکتر علی شریعتی
دیکتاتوری و ازادی از انجا ناشی نمی شود که یک مکتب خود را حق میشمارد یا ناحق…
بلکه از اینجا ناشی میشودکه ایا”حق انتخاب”را برای دیگران قائل است یا قائل نیست!! دکتر علی شریعتی
نان دیگران ، دغدغه داشتن و برای کسب آن تلاش کردن ، در نخستین قدم ، دغدغه نان را در خویش کشتن و نان خویش را از دست نهادن است. دکتر علی شریعتی
اگر نابغه هستند ، مرد کار نیستند .
و اگر مرد کار هستند ، مرد اندیشه و فهم نیستند
و اگر هر دو هستند ، مرد شمشیر و جهاد نیستند
و اگر هر سه هستند ، مرد پارسایی و پاکدامنی نیستند
و اگر هر چهار هستند ، مرد عشق و احساس و لطافت روح نیستند .
و اگر همه این ها هستند ، خدا را نمی شناسند و خود را در ایمان گم نمی کنند. دکتر علی شریعتی
بگذار شیطنت عشق چشمان تو را بر عریانی خویش بگشاید.هرچند حاصل آن جز رنج و پریشانی نباشد ,اما کوری را هرگز بخاطر آرامشش تجربه مکن… دکتر علی شریعتی
شرافتِ مرد ، به بکارتِ زن میماند! …
یکبار که لکه دار شود ، دیگر قابل جبران نخواهد بود! … دکتر علی شریعتی
خدایا تقدیر مرا خیر بنویس
آنگونه که آنچه را تو دیر می خواهی من زود نخواهم
و آنچه را تو زود می خواهی من دیر نخواهم دکتر علی شریعتی
همیشه از آن جاهایی که غالباً هیچ کس انتظار بعثت یک روح، یک استعداد و یک نبوغ را ندارد، کسی می آمده و کاری میکرده و مسیر تاریخ را تغییر می داده . دکتر علی شریعتی
در مملکتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد، هیچ حرفی را باور نکنید . دکتر

از کتاب بازگشت به خویشتن دکتر علی شریعتی

قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب هیچ دیدگاه »

نویسنده : اِنی کاظمی

دکتر علی شریعتی : خوب، من می‏خواهم در این‏جا به یک مسأله‏ی اساسی بپردازم. مسأله‏ی اساسی‏ای که در میان روشن‏فکران الان مطرح است، روشن‏فکران افریقا، روشن‏فکران آمریکای لاتین، آسیا و تازگی در ایران هم مطرح است، (اگرچه در ایران قبل از آن که روشن‏فکران اروپایی و به خصوص افریقایی مطرح کنند، مطرح بوده و بعد فراموش شده. ولی حالا چون دوباره در اروپا مطرح شد، آثار و دامنه‏اش به محافل روشن‏فکری ایران هم رسیده است.) و آن مسأله، «بازگشت به خویش: است و قبلاً باید توضیح بدهم که اگر شنیده‏اید من به مذهب تکیه می‏کنم، به اسلام تکیه می‏کنم، تکیه‏ی من به یک اسلام رفورم شده و تجدید نظر شد‏ه‏ی آگاهانه و معینی بر یک نهضت رنسانس اسلامی است و این بینش مذهبی برای من از این طریق به دست نیامده که بنشینم فرقه‏های مختلف و ادیان گوناگون را جلوی خودم بگذارم و بعد یکی یکی آن‏ها را مطالعه کنم و بالأخره به اسلام، تحت عنوان «دین برتر» معتقد شوم. بل‏که من از طریق دیگری رفته‏ام و اعلام آن طریقه در این‏جا به خاطر آن است که فقط روشن‏فکران و دانشجویان معتقد به مذهب نیستند که می‏توانند دعوت مرا گوش دهند و بپذیرند. بل‏که هر کس که روشن‏فکر است و آگاهی مستقل دارد و می‏خواهد به جامعه‏ی خودش خدمت کند و رسالت روشن‏فکری خودش را نسبت به نسل و زمان خودش حس می‏کند، می‏تواند از همین راهی که ما رفتیم برود. خلاصه بر اساس یک فکر و عاطفه‏ی مذهبی نیست که من مسأله‏ی مذهب را به این شکل، در جامعه مطرح می‏کنم. چه، اتکای من به مذهب، طوری است که یک روشن‏فکر که احساس مذهبی هم ندارد، می‏تواند با من بیاید و بر آن تکیه کند. منتهی من تکیه‏ام به عنوان یک ایمان و یک مسؤولیت اجتماعی است. ولی آن روشن‏فکر فقط به عنوان یک مسؤولیت اجتماعی می‏تواند با من شریک شود.

به هر حال، در این‏جا می‏خواهیم به عنوان روشن‏فکری که مسؤول زمان خودش، عصر و نسل خودش است، هدف از مسؤولیت خودمان را مشخص کنیم و نقش اجتماعی‏ای که روشن‏فکران و تحصیل‏کرده‏ها و انتل لکتوئل‏های جامعه‏ی آسیایی، یا اسلامی بر عهده دارند معین کنیم. (آن‏چه که گفته‏اند، آن‏چه را که بخش‏نامه کرده‏اند و از خارج املاء کرده‏اند، به عنوان ایدئولوژی جا زده‏اند، کاری نداریم.) و بعد بر اساس همان شعاری که همه‏ی روشن‏فکران مذهبی و غیر مذهبی (به خصوص از جنگ بین‏الملل دوم) مورد قبولشان است (چنان که عمر اوزگان، امه‏سه‏زر، فرانتس فانون، اوژن یونسکو، معتقدند که باید هر جامعه‏ای بر اساس تاریخ و فرهنگی که دارد، روشن‏فکر شود و با تکیه به تاریخ و فرهنگ و زبان عموم، نقش روشن‏فکری و رسالت خودش را بازی کند. بر اساس همین سه شعار.

باری، مسأله‏ی بازگشت به خویشتن، شعاری نیست که الان در دنیا مذهبی‏ها مطرح کرده باشند. بل‏که بیش‏تر روشن‏فکران مترقی غیر مذهبی این مسأله را برای اوّلین بار مطرح کرده‏اند. مانند امه‏سه‏زر در افریقا، مثل فرانس فانون، مثل ژولیوس نی‏ره‏ره، مثل جوموکنیاتا، مثل سنقرد و سنگال، مثل کاتب یاسین، نویسنده‏ی الجزایری، و مثل جلال آل احمددر ایران. این‏ها هستند که شعار بازگشت به خویش را مطرح کرده‏اند و هیچ کدامشان تیپ مذهبی نیستند. این‏ها از چهره‏های برجسته‏ی نهضت روشن‏فکری در جهان، و از رهبران ضد استعماری در دنیای سوم هستند و مورد قبول همه‏ی جناح‏ها. پس بر اساس همین دعوت می‏آییم در ایران، و در این جامعه، و این نسل، و این عصری که ما الان هستیم و مسؤول آن می‏باشیم، این مسأله را مطرح می‏کنیم و بر این اساس است که وقتی مسأله‏ی بازگشت به خویش مطرح است، برای من مذهبی، با توی غیر مذهبی که هر دو در مسؤولیت اجتماعی‏مان مشترک هستیم و به تفاهم مشترک رسیده‏ایم، مسأله تبدیل می‏شود از «بازگشت به خویش» به «بازگشت به فرهنگ خویش» و شناختن آن خویشتن که ما هستیم، و در این مسیر مطالعات است که می‏رسیم به «بازگشت به فرهنگ اسلامی و ایدئولوژی اسلامی» و اسلام، نه به عنوان یک سنت، وراثت، یک نظام یا اعتقاد موجود در جامعه، بل‏که اسلام به عنوان یک ایدئولوژی، اسلام به عنوان یک ایمان که آگاهی دارد و آن معجزه را در همین جامعه‏ها پدید آورد، و در حقیقت تکیه بر اساس احساس موروثی دینی و یا یک احساس خشک روحانی نیست. بر اساس شعار روشن‏فکرانه‏ای است که برای همه‏ی روشن‏فکران در سطح جهانی مطرح است و بر اساس آن مسأله‏ای که نویسنده‏ی کتاب «مسیح، باز مصلوب» می‏نویسد، (این کتاب به فارسی ترجمه شده و من خواندن آن را به همه‏ی دوستانم توصیه می‏کنم.) و بر اساس همین شهار است که من در ایران می‏گویم: «حسین، باز شهید». من اوّلاً می‏خواهم این را روشن کنم که بازگشت به خویش، بسیار خوب، این شعار همه است. هم شعار امه‏سه‏زر در ایران است و هم در افریقا و هم شعار فرانس فانون در جزایر آنتیل امریکای جنوبی است. و ما مطلب دیگر را باید در این منطقه‏ی فرهنگی و تاریخی و جغرافیایی روشن کنیم. وگرنه شعار بازگشت به خویش به صورت یک شعار مبهم و کلی ذهنی درمی‏آید. چنان که امروز به صورت مبتذل درآمده و آن نفی اصالت فرهنگی انسان‏ها در دنیا است برای تثبیت اصالت مطلق ارزش‏های غرب.

متن ترجمه شده نامه عمر به یزد گرد سوم پادشاه ساسانی

اطلاعات عمومی, مذهب هیچ دیدگاه »

خداوند این کشور را از دشمن از خشکسالی و از دروغ محفوظ دارد

من بارها این متن رو دیدم
نمیدونم هدف از این کار ها چیه ( مثل عکس های جعلی از زیر آب رفتن پاسارگاد یا عکس هایی از دهکتری که تبدیل به یک جنور عجیب شده )
اما اینو میدونم که دروغ نویسی در تاریخ به اندازه خود تاریخ عمر داره
کافیه به دور از احساس متن رو برسی کنیم تا قلب بودنش بر همه آشکار بشه
یزد گرد آنچنان سخن میگه که انگار در زمانه ما زندگی میکنه و با نیاز های یک ایرانی وطن پرست و ضد عرب امروزی کاملاً آشناست و تجربه سال ها حکومت عرب ها رو از سر گذرونده

نامه پادشاه بزرگ سا سا نی یزدگرد سوم به عمر
متن نامه عمربن الخطاب ، به یزدگرد سوم
بسم الله الرحمن الرحیم از : عمربن الخطاب خلیفه مسلمین به: یزدگرد سوم شاه فارسی
من آینده خوبی برای تو و ملتت نمی بینم ، مگر اینکه پیشنهاد من را قبول
کرده و بیعت نمایی . زمانی سرزمین تو بر نیمی از جهان شناخته شده حکومت می
کرد لیکن اکنون چگونه افول کرده ؟ ارتش تو در تمام جبهه ها شکست خورده و
ملت تو محکوم به فناست . من راهی را برای نجات به تو پیشنهاد می کنم .شروع
کن به عبادت خدای یگانه ، یک خدای واحد، تنها خدایی که خالق همه چیز در
جهان است ما پیغام او را برای تو و جهان می آوریم به ملتت فرمان ده که آتش
پرستی را که کذب می باشد ، متوقف کنند و به ما بپیوندند ، برای پیوستن به
حقیقت .
الله خدای حقیقی را بپرستید ، خالق جهان را ، الله را پرستش نمایید و
اسلام را به عنوان راه رستگاری خود قبول کنید اکنون به راههای شرک و
پرستشهای کذب پایان ده و اسلام بیاورید تا بتوانید الله اکبر را به عنوان
ناجی خود قبول کنید . با اجرای این تو تنها راه بقای خود و صلح برای
پارسیان را پیدا خواهی نمود ،‌ اگر تو بدانی چه چیز برای پارسیان بهتر است
تو این راه را انتخاب خواهی کرد ، بیعت تنها راه می باشد . الله اکبر
خلیفه مسلمین عمربن الخطاب
یزدگرد سوم ، شاهنشاه ایران به او چنین پاسخ می دهد: به نام اهورا مزدا،
آفریننده جان و خرد از سوی شاهنشاه ایران، یزدگرد به عمرابن خطاب خلیفه
تازیان تو در این نامه ما ایرانیان را به سوی خدای خود که “الله اکبر”نام
داده اید، می خوانید و از روی نادانی و بیابان نشینی، خود بی آنکه بدانید
ما کیستیم و چه می پرستیم، می خواهید که به سوی خدای شما بیاییم و “الله
اکبر” پرست شویم.
شگفتا که تو در پایه خلیفه عرب نشسته یی ولی آگاهیهای تو از یک عرب بیابان
نشین فراتر نمی رود. به من پیشنهاد می کنی که خدا پرست شوم. ای مردک،
هزاران سالست که آریاییان در این سرزمین فرهنگ و هنر، یکتا پرست می باشند
و روزانه پنج بار به درگاهش نیایش می کنند. هنگامی که ما پایه های مردمی و
نیکو ورزی و مهربانی را در سراسر جهان می ریختیم و پرچم “پندار نیک، گفتار
نیک و کردار نیک” را در دست داشتیم، تو و نیاکانت در بیابانها می گشتید و
مار و سوسمار می خوردید و دختران بیگناهتان را زنده به گور می کردید .
تازیان که برای آفریده های خدا ارزشی نمی شناسند و سنگدلانه آنها را از دم
تیغ می گذرانند و زنان را آزار می دهند و دختران را زنده به گور می کنند و
به کاروانها می تازند و به راهزنی و کشتار و ربودن زن و همسر مردم دست می
زنند، چگونه مارا که از همه این زشتیها بیزاریم، می خواهند آموزش خدا
پرستی بدهند؟
به من می گویی که از آتش پرستی دست بردارم و خدا پرست شوم؟ ما مردم ایران،
خدا را در روشنایی می بینیم. فروغ و روشنایی تابناک و گرمای خورشیدی آتش
در دل و روان ما، جان می بخشند و گرمی دلپذیر آنها، دلها و روانهای ما را
به یکدیگر نزدیک می کنند تا مردم دوست، مهربان، مردم دار، نیکخواه باشیم و
رادی و گذشت را پیشه سازیم و پرتو یزدانی را در دلهای خود هماره زنده
نگهداریم.
خدای ما “اهورا مزدای” بزرگ است و شگفت انگیز است که تازه شما هم او را
خواسته اید نام بدهید و “الله و اکبر” را برای او بر گزیده اید و او را به
این نام صدا می کنید. ولی ما با شما یکسان نیستیم، زیرا ما به نام “اهورا
مزدا” مهرورزی و نیکی و خوبی و گذشت می کنیم و به درماندگان و سیه روزان،
یاری می رسانیم و شما به نام “الله اکبر” خدای آفریده خودتان دست به کشتار
و بدبختی آفرینی و سیه روزی دیگران می زنید.
چه کسی در این میان تبهکار است، خدای شما که فرمان کشتار و تاراج و نابودی
را می دهد؟ یا شما که به نام او چنین می کنید؟ یا هردو؟
شما از دل بیابانهای تفته و سوخته که همه روزگارتان را به ددمنشی و بیابان
گردی گذرانده اید، برخاسته اید و با شمشیر و لشکر کشی می خواهید آموزش خدا
پرستی به مردمانی بدهید که هزاران سالست شهریگرند و فرهنگ و دانش و هنر را
همچون پشتوانه نیرو مندی در دست دارند؟ شما به نام “الله اکبر” به این
لشکریان اسلام جز ویرانی و تاراج و کشتار چه آموخته اید که می خواهید
دیگران را هم به سوی این خدای خودتان بکشید؟
امروز تنها نا یکسانی که مردم ایران با گذشته دارند آن است که ارتش آنها
که فرمانبردار “اهورا مزدا” بوده، از ارتش تازیان، که تازه پیرو”الله
اکبر”شده اند، شکست خورده اند و مردم ایران به زور شمشیر شما تازیان باید
همان خدا را ولی با نام تازی بپذیرند و بپرستند و در روز پنج بار به زبان
عربی برایش نماز بگذارند. زیرا “الله اکبر” شما تنها زبان عربی می داند.
به تو سفارش می کنم به دل همان بیابانهای سوزان پر سوسمار خویش برگرد و
مشتی تازی بیابان گرد و سنگدل را به سوی شهرهای آباد همچون جانوران هار،
رها مکن و از کشتار مردم و تاراج دارایی آنان و ربودن همسران و دخترانشان
به نام “الله اکبر” خود داری نما و دست از این زشتکاری ها و تبهکاریها
بکش.
آریاییان، مردمی با گذشت، مهربان و نیک اندیشند. هر جا رفته اند تخم نیکی
و دوستی و درستی پاشیده اند. از این رو از کیفر دادن شما برای نابکاریهای
تو و تازیان، چشم خواهند پوشید.
شما با همان “الله اکبر” تان در همان بیابان بمانید و به شهرها نزدیک
مشوید که باورتان بسیار هراسناک و رفتارتان ددمنشانه است.
مهر
یزدگرد ساسانی
برگرفته از کتاب کارنامه دکتر کوروش آریامنش. (نامه یزدگرد سوم به عمر)

حاجت‌های یک پرنده‌ی بی‌قرار

قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب, مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »

به بهانه­‌ی شهادت امام رضا(ع)

کودک و نوجوان > خانه فیروزه‌ای- لاله جهانگرد:
راه پرنده­‌ی بی­‌قرار دور بود / یک بال برای حاجت‌های خودش / یک بال برای حاجت‌های پرندگان دیگر!

گلوی پرنده­‌ی بی­‌قرار تازه بود

یک آواز برای حاجت‌های خودش

یک آواز برای حاجت‌های پرندگان دیگر!

وقتی به گنبد رسید

دانه‌­های زیادی برایش ریخته بودند

یک دانه برای خودش

و باقی دانه‌­ها، همه برای پرندگان دیگر!

***

نقشه‌ای برای پرواز

خدایا

پرنده‌ای برایم بفرست

که زبانش را بدانم

نقشه‌ی پروازم را به او بدهم

و بر بال­‌های او بنشینم

تا با هم به دیدن تو بیاییم

خدایا

سوغاتی از زمین

چه دوست داری؟

آثار نماز و سجده بر بدن و تاثیرات مفید آن در زندگی و سلامت و مصونیت از بیماریها

تغذیه و آب درمانی, قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب هیچ دیدگاه »

از امیرالمؤمنین على‏(ع) درباره حکمت‏هاى سجده پرسیدند، حضرت فرمود: سجده اوّل، یعنى آنکه در ابتدا خاک بودم و چون سر از سجده برمى‏دارى یعنى از خاک به دنیا آمدم. سجده دوم یعنى دوباره به خاک بازمى‏گردم و سر برداشتن از آن، یعنى در قیامت از قبر برمى‏خیزم و محشور مى‏شوم.

امام صادق‏‏(ع) مى‏فرمایند: چون سجده براى خداست پس نباید بر خوردنى‏ها و پوشیدنى‏ها که مورد توجه اهل دنیاست، سجده کرد. سجده باید انسان را متوجه خدا سازد نه شکم و لباس و مادّیات. . . در حدیث مى‏خوانیم: دلیل سجده سهو براى هر کم و زیادى سهو و یا کلام و قیام و قعود نابجا، آن است که ابلیس تو را گرفتار حواس‏پرتى کرد و در نماز تو خللى ایجاد نمود، پس تو بعد از نماز دو سجده بجاى آور تا بینى او به خاک مالیده شود و بداند هر لغزشى ایجاد کند تو دوباره در برابر خداوند به سجده مى‏افتى. .
حضرت على‏‏(ع) فرمودند: ظاهر سجده، صورت‏گذاردن بر خاک از روى اخلاص وخشوع است، اما باطن آن دل کندن از همه امور فانى و دل بستن به سراى باقى ورهایى از تکبر، تعصّب و تمام وابستگى‏هاى دنیوى است.

برخی از کارشناسان معتقدند خواندن نماز تنها , غذای روح انسان نیست , بلکه جسم انسانها را نیز تقویت می کند و آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره یاری می دهد . وقتی چشمها در حالت نماز ثابت می ماند جریان فکر هم خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز فکر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی مانند نزدیک بینی می شود و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بیی خوابی و افکار نا آرام را از انسان دور می کند.
ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادی است را تقویت می کند و این عمل باعث می شود فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات بعدی بپردازد.
نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت کرده و آن را در حالت مستقیم نگاه می دارد.
تقویت احشاء و ماهیچه های شکم , حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبوست مزمن سوء هاضمه و بی اشتهایی از دیگر خواص نماز خواندن و رکوع در نماز است. .
مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عضلات صورت و گردن ساق پا و رانها می شود و به این ترتیب به جریان خون در قسمتهای مختلف بدن سرعت می بخشد. .
سجده نیز ستون مهره های بدن را تقویت کرده و دردهای سیاتیک را آرام می کند.
سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده که این امر با تغذیه این غدد باعث حفظ شادابی , زیبایی و طراوت پوست می شود. .
سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد. استحکام بخشیدن و تقویت عضلات پاها و ران ها , کمک به نفخ معده و روده , بهبود فتق , از خواص نشستن بعد نماز است. .
روشن است که نماز فلسفه خاص خود را دارد که معراج مومن و مایه ی قرب به حق است و آن را باید فقط برای خداوند تعالی خواند و نه به انگیزه فواید و آثاری از این دست, ولی آگاهی از این دست نظرات علمی نیز می تواند برای برخی از افراد مفید باشد.

بررسی های علمی ای که در مرکز تکنولوژی پرتو افکنی ملی قاهره انجام شده تأکید بر این دارد که : سجده کردن برای خدا انسان را از مبتلا شدن به ورم و آماسهای سرطانی حفظ می کند. همانطور که از زن حامله و معلولیت هایی که متوجه جنینش می شود حفظ می نماید، علاوه بر این انسان را از امراض متعدد جسمی و روحی مصون می دارد
دکتر محمد ضیاء الدین استاد علوم بیولوژی می گوید: بی شک انسان در معرض دریافت مقدار زائدی از پرتوها قرار می گیرد به ویژه در این عصر، عصری که انسان از تمام جوانب با میدانهای مغناطیسی محاصره شده بسر می برد. وی پیرامون کیفیت تخلیه ی این بارها الکترو مغناطیسی زائد خارج از بدن می گوید: .
در خلال تحقیقات به این نتیجه رسیدم که عملیات تخلیه بارها از راه سجده برای خداوند سبحان و متعال محقق می شود . و این همان چیزی است که خداوند ما را بدان امر کرده و پیامبر گرامی ( ص ) به ما توصیه نموده :( أقرب ما یکون احدکم من ربه و هو ساجد فأکثروا من الدعاء فیه ) بنده هنگام سجده، از هر حالتی، به خدا نزدیکتر است، پس در سجده به کثرت دعا کنید.
بررسی و تحقیقات علمی تأکید دارد : هر زمان که از محور طولی انسان کم شود یعنی زمانی که کوتاه شود، مدت قرار گرفتن الکترومغناطیسی کاسته می شود .
دکتر ضیاءالدین اضافه می کند: کشف شده که انسان در حالت سجود، محور طولیش کم می شود و بالتبع تأثیر بارها نیز بر او کاسته می شود وسپس عملیات تخلیه بارها از راه اتصال پیشانیش بر زمین شروع می شود، بطوریکه بارهای مثبت از جسم انسان به طرف زمین که از آن به بار منفی تعبیر شده انتقال می یابد، در نتیجه عملیات آزاد سازی یا تخلیه بارها انجام می شود . تنها این نیست که این عمل از طریق پیشانی انجام می گیرد، بلکه هنگام سجده کردن هفت عضو از اعضای جسم با زمین تماس پیدا می کنند . همانطور که پیامبر ( ص ) می فرمایند: ( إذا سجد العبد سجد معه سبعة اعضاء … ) هنگامی که بنده سجده می برد همراه با او هفت عضو از اعضایش سجده می برند ـ که عبارتند از پیشانی، بینی، دوکف دست، دوزانو، قدمها ـ) در نتیجه عملیات تخلیه بارها به اسانی انجام می گیرد . .
در ساعات سجده کردن است که انسان از فشار های عصبی و همچنین از امراض دیگر مصون می شود
در ادامه دکتر ضیاءالدین می گوید: در خلال تحقیقات و بررسی ها برایم معلوم شد، برای اینکه عمل تخلیه بارها بصورت صحیح و درست انجام شود لازم و ضروری است که در حالت سجده به سمت مکه ـ کعبه ـ توجه شود
و این همان کاری است که ما در نمازمان انجام می دهیم و آن را قبله می نامیم. چرا که مکه تنها مرکز خشکی در تمام هستی است . همانطور که تحقیقات نشان می دهد، توجه به سمت مکه در سجود بهترین حالت و جهت است برای آزاد سازی و تخلیه بارها، یعنی روبه مرکز زمین قرار گرفتن، کاری که انسان را از هموم و ناراحتی ها نجات می دهد، تا بعد از آن به آرامش روحی دست پیدا کنند. .
وی پیرامون مزیّت به پرداختن نمازهای پنجگانه بصورت صحیح آن می گوید: حقیقتاً نمازهای پنجگانه ی مفروضه برای خارج کردن تمام بارها کافی است .
من معتقدم که در این واجبات فلسفه و اعجاز علمی وجود دارد، مثلاً در مدتی که ما در خوابیم، ما از ناحیه جسمی تحت عوامل شیمیایی و اکسیده شدن قرار می گیریم , فرا رسیدن نماز صبح این روند را از بین می برد و انسان، با نشاط، سرحال و سر زنده روزش را آغاز می کند ؛ سپس نماز ظهر برای از بین بردن خستگی ها و فشارهای عصبی و روحی که ناشی از فعالیت و مشغله کاری است ، وارد عمل می شود، همچنین نماز عصر نیز، بقایایی که از این فشار جسمی و روحی بجای مانده را, پاکسازی می کند. اما به نسبت به مغرب باید گفت که هر چیز ناشناسی که مخل سیستم و مکانیزم جسمی انسان باشد از بین می رود و اینگونه منظومه ی پاکسازی جسم با نماز عشاء تکمیل و به پایان می رسد و انسان با انجام دادن این نمازهای پنجگانه در طول مدت شبانه روز با شعف و آرامش و سکونت روحی، بخواب می رود، بطوریکه از هیچ یک از نواحی جسمی و روحی احساس بی خوابی، خستگی و کوفتگی و آشفتگی و پریشانی نمی کند.

تاثیر نماز بر کارآمدی چرخش خون در مغز: .
دیده شده بسیاری از مسلمانان بزرگسال که از زمان کودکی به اقامه‌ی نماز مشهور بوده اند، در سن پیری و با داشتن عمرهای بالا، تا حد زیادی از سلامت جسمانی و عقلی قابل قبولی برخوردارند. .
عبادت‌های اسلامی فواید جسمی روشنی برای بدن انسان دارد. از جمله تاثیرات مثبت حرکات نماز در چرخش خون در مغز را، می توان نامه‌ا‌ی سرگشاده‌ به جهان غرب دانست. .
آغاز نماز درسن کودکی باعث می‌شود کودک، نماز را به خوبی به جا آورد و به انجام نماز به شکل صحیح، عادت کند. انجام صحیح حرکات نماز، باعث پدید آمدن بیشترین تاثیرات مطلوب بر بدن خواهد شد. .
با توجه به این که مغز یکی از مهم‌ترین اعضای بدن به شمار می‌رود، وظیفه‌ی آن به میزان زیادی به جریان چرخش خون بستگی دارد. جریان چرخه‌ی خون، تغذیه کننده‌ی مغز می‌باشد. چرخه‌ی خون ویژگی‌هایی دارد که همین ویژگی‌ها نشاط و پویایی مغز را تامین می‌کند. یکی از این ویژگی‌ها وجود چرخه‌ی ذخیره‌ای است که در مواقع اضطراری و مورد نیاز، به کار می‌افتد. .
همچنین دارای نظامی خودکار برای تنظیم چرخه‌ی خون در مغز می‌باشد که ثبات جریان خون به مغز را در شرایط گوناگون تضمین می‌کند. .
بر اساس تحلیل انجام شده در این پژوهش‌ها، مشخص شده که گونه‌های مختلف ورزش به چرخه‌ی خون در مغز آسیب می‌رساند. به عکس نماز که یکی از وظایف دینی اسلامی است، فواید بسیاری در این زمینه دارد. ورزش بدنی از این جهت که خون را به شکل مستقیم از مغز سرقت می‌کند و برای تغذیه‌ی عضلات دیگر به کار می‌گیرد، به چرخه‌ی خون در مغز ضرر می‌زند. این تغذیه‌ی عضلانی به حساب تغذیه‌ی خونی مغز گذاشته می‌شود
همچنین در نتیجه‌ی سرعت گرفتن عملیات تنفسی در هنگام انجام ورزش، معدل دی‌اکسید‌کربن در خون، پایین می‌آید که پیامد آن، آرام‌تر شدن جریان خون به سمت مغز است، زیرا نسبت دی‌اکسید‌کربن در خون یکی از مهمتر‌ین عوامل جریان خون به سمت مغز به شمار می‌آید. .
گزارش‌های علمی فراوانی وجود دارد که حاکی از بی‌هوشی ورزشکاران هنگام فعالیت ورزشی یا بلافاصله بعد از ورزش است، در حالی که این بی‌هوشی‌ها هیچ گونه سابقه‌ی بیماری قلبی را به همراه نداشته. این گزارش‌ها نیز آسیب‌رسانی ورزش به فرآیند خون رسانی مغزی را تایید می‌کند. .
همچنین گزارش‌های گوناگون دیگری، بیانگر پایین آمدن نیروهای اعتدالی در بسیاری از ورزشکاران می‌باشد که سرزنش بیشتری را نسبت به مساله‌ی ورزش برانگیخته است. .
اضافه بر این سکته‌های قلبی متعدد در هنگام ورزش – در ورزشکاران بیمار و ورزشکاران سالم- تایید‌گر نظریه‌ی آثار نامناسب برخی ورزش‌های خشن می‌باشد. .
از سوی دیگر به نظر می‌رسد، حرکات نماز بر جریان خون در مغز، تاثیرات مثبت فراوانی داشته باشد. در هنگام سجده با متمایل شدن سر به سمت پایین، جریان خون به سمت مغز افزایش می‌یابد همچنین خم شدن بدن بر روی خود هنگام سجده، به جهت‌گیری خون از اطراف بدن به سمت اعضای درونی و مغز کمک می‌کند. اضافه بر این،هنگام سجده و تمایل سر به سمت پایین، معدل دی‌اکسید‌کربن در خون به شکل فیزیولوژیک افزایش می‌یابد. این حالت در نتیجه‌ی فشار اعضای دستگاه گوارشی بر ریه پدید می‌آید. بالا رفتن نسبت دی‌اکسید‌کربن در خون باعث اضافه شدن جریان خون به سمت مغز خواهد شد.
همچنین خم‌شدن مکرر سر به پایین در هنگام رکوع و سجود؛ سپس بالا آمدن سر هنگام ایستادن و نشستن، کمک می‌کند از نظام خودکار توازن جریان خون به مغز، مراقبت بیشتری شود. مشهور این است که این نظام خودکار اعتدالی، با افزایش سن، فرسوده می‌شود. .
نظام خودکار توازن جریان خون در مغز، در هنگام سجده، عکس‌العمل دو گانه‌ای از خود نشان می‌دهد: در ابتدای سجده‌ی، مانع جریان خون اضافه‌ به مغز می‌شود. این حالت باعث آمادگی مغز برای دریافت جریان بیشتر خون می‌شود. جلوگیری ابتدایی از جریان خون به مغز به جریان چرخش احتیاطی خون به مغز، این فرصت را می‌دهد تا برای فعالیت و عملکرد خود آماده شود. در مرحله‌ی بعد، به خون اضافه اجازه داده می‌شود به سمت مغز جریان پیدا کند و سرانجام در جایگاه‌های ذخیره خون توزیع شود. به این صورت، از این کارکرد مهم احتیاطی مراقبت می‌شود. کارکردی که بنابر مشهور با افزایش سن و پیری، تضعیف می‌شود و چه بسا بی‌توجهی و عدم به کارگیری هم در این ضعیف شدن موثر باشد.
این عکس‌العمل دوجانبه‌ی نظام خودکار چرخش خون در مغز، در هنگام سجده، ما را به سمت فهم بهتری از فایده‌ی انجام فرمان الهی در نماز هدایت می‌کند. از نظر فقهی حرکات نماز باید به گونه‌ای با آرامش انجام شود که از انجام این حرکات مطمئن شویم. تنها در این صورت است که فایده‌ی مطلوب حرکات نماز نسبت به چرخش خون در مغز به دست می‌آید. با انجام آرام حرکات نماز به هر یک از عکس‌العمل‌های چرخش خونی فرصت داده‌ایم تا متناسب با هر یک از حرکات نماز، در مجرای صحیح خود قرار بگیرد .
بر اساس توضیحات بالا، روشن می‌شود که نماز در اسلام، تاثیرات روشنی بر جریان خون در مغز دارد، از انجام وظیفه‌ی جایگاه‌های ذخیره‌ی خون در مغز و همچنین از نظام خودکار چرخش خون در مغز محافظت می‌نماید.
این تحقیق مدعی فهم علت وجوب حرکات نماز در اسلام نیست. شاید رسیدن به چنین فهمی برای هیچ‌کس عملی نباشد ولی در عین حال تلاش دارد برخی تاثیرات ناشناخته‌ی نماز بر چرخش خون در مغز را ملموس نماید. بر اساس گفته‌های بالا، می‌توان نتیجه گرفت چند لحظه سجده در بارگاه الهی می‌تواند بسیاری از آثار مضر فعالیت‌های روزانه و ورزش را بر چرخش خون در مغز، از بین ببرد و از انواع تمرین های مختلف ورزشی بی نیاز سازد.

علی رغم بیان این فواید روشن، این تاثیر، تنها فایده‌ی جسمی نماز نیست، چه این که اگر تمام فواید جسمی نماز را هم در نظر بگیریم، این فواید برترین فایده‌ی نماز نخواهد بود. در حقیقت فواید معنوی نماز را باید بزرگترین نوآوری این واجب الهی دانست.

مجری تلویزیونی که روسری و دامن کوتاه میپوشید! + عکس

اطلاعات عمومی, تصاویر, مذهب, مسائل و اخبار روز اجتماعی, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

چارخونه: تنها مجری باحجاب تلویزیون روسیه، بانویی تاتار است که در نتیجه علاقه و تحقیق، دین اسلام را پذیرفته است.

دیناره صدرالدینف تنها مجری محجبه تلویزیون روسیه در مقاله ای که در روزنامه Moskovskiy Komsomoleç منتشر کرده، به بیان گوشه هایی از زندگی خصوصی خود پرداخته است.

او در این مقاله می گوید از این که اسلام را انتخاب کرده پشیمان نیست؛ دیناره که مجری یک برنامه دینی در تلویزیون روسیه است از شغل خویش راضی است.

او می نویسد: “پیش از برنامه فعلی، مجری برنامه دینی دیگری در یکی از شبکه های ماهواره ای بودم. به تازگی فارغ التحصیل شده بودم و دامن کوتاه می پوشیدم. برخی اوقات در اثنای برنامه لازم بودم روسری به سر کنم. دامنم دیده نمی شد. یک بار خود را با دامن کوتاه و روسری در آیینه دیدم. از این که موجب می شدم بینندگان مرا باحجاب بدانند احساس عذاب وجدان کردم. بعد از گذشت مدت کمی توبه و استغفار کردم.”

دیناره ادامه می دهد: “به مرور زمان شروع به استفاده از حجاب به معنای واقعی کردم. پیش از من خواهرم نائله رو به سوی آموزه های دینی آورده بود. در دهه ۹۰ میلادی دین دوباره جایگاه پیشین خود در حیات خانوادگی و اجتماعی را می یافت و به عنوان عنصری تعیین کننده شناخته می شد. اسلام در میان تاتارها به عنوان یک سنت کهن همچنان زنده بود. مردم برای به یاد آوردن مردگان خود دور هم جمع می شدند و قرآن می خواندند. بزرگان مان کمک می کردند تا با دین مان آشنا شویم. پدر و مادرم دین را قبول داشتند اما آن ها هم مانند من در دوره ای واجبات دینی را به جا نمی آوردند. خواهرم تصمیم گرفته بود باحجاب شود و این برای مادرم عجیب بود؛ عکس العمل نشان داد ولی در هر صورت با من که پس از خواهرم باحجاب شدم مخالفتی نکردند.”

به گزارش ایربا این مجری تلویزیون در ادامه بیان مراحل تحول فکری خود و تبعات آن می گوید: “من به اطرافیانم هم توصیه می کنم از حجاب استفاده کنند. البته گاه شاهد برخوردهای منفی هم هستم اما توجه زیادی به آن ها نمی کنم.”

دیناره با این که با یک الجزایری ازدواج کرده و به تعدادی از کشورهای اسلامی نیز سفر نموده اما ترجیح می دهد همچنان در مسکو زندگی کند و در این شهر پروژه های شغلی دیگری را محقق سازد.

دختری که خود را زیباترین انسان در جهان می داند+عکس

اطلاعات عمومی, تصاویر, قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب, مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »

یک دختر ایرانی به نام مهدیه آذری که خود را زیباترین انسان در جهان می داند، با حضور مقابل دوربین یک عکاس اروپایی، نام خود را به عنوان زیباترین دختر جهان ثبت کرد.به نقل از مشرق مهدیه آذری دختر ۱۰ساله از ایران که به عنوان زیباترین،جلوی دوربین حاضر شد گفت: من زیباترین دخترم چون‌ نماز می‌خوانم.

میشل شولتس کرزیزانوفسکی، عکاس اهل هلند به دنبال یافتن پاسخ این سؤال که زیبایی چیست؟ پنج قاره جهان را زیر پا گذاشت و از مردمان مختلف پرسید: آیا تو از همه زیباتری؟ وی گرچه با پاسخ هایی متفاوت در این زمینه روبرو شد اما عجیب ترین و شاید گفت منحصر به فرد ترین پاسخ را در ایران شنید وقتی مهدیه به او گفت “زیباست چون نماز می خواند اما حتی این عکاس هم درک نکرد.

عکس‌های او که در ۱۰ کشور مختلف گرفته شده به صورت کتابی به نام زیباترین شخص جهان انتشار یافته‌است. در این کتاب پیش از هر عکس، اول علتی که شخص برای زیباترین بودن خود ذکر کرده آمده و سپس عکس او در پشت صفحه درج شده‌است. روزنامه هلندی تراو مصاحبه و نوشتاری داشته با آقای کرزیزانوفسکی که در آن چند و چون کار او این‌گونه توصیف شده‌است:

شولتس کرزیزانوفسکی برای انجام این پروژه عکاسی خود در کشورهای مختلف آگهی‌هایی به این مضمون در روزنامه‌ها چاپ کرد: هر کس خود را زیباترین زیباها می‌داند به این آگهی پاسخ دهد.
در کنار این آگهی‌ها، او برای مطرح کردن این سؤال، به همراه تیم خود به مناطق مختلف از کوچه پسکوچه‌های ایران گرفته تا حلبی‌آبادهای هند، نیز سر زده‌است.از کتاب شولتس کرزیزانوفسکی چنین برمی‌آید که زیبایی، ابعاد گوناگون زیادی دارد. بیشتر پاسخ‌دهندگان دلیل ویژه‌ای برای زیبا دانستن خود ذکر نکرده‌اند ولی دسته‌ای نیز علت این حس را بیان کرده‌اند.یکی، حفره‌های کوچکی که به هنگام خنده بر روی گونه‌هایش می‌افتد را نشان زیباترین بودن خود دانسته و دیگری چشمان درشتش، و شخصی دیگر لب‌های قیطانی‌اش را. یک زن نابینای هندی به کرزیزانوفسکی گفت: هر کس من را دیده می‌گوید که تو زیبایی. مهدیه آذری، دختری ۱۰ساله از ایران که به عنوان زیباترین، جلوی دوربین کرزیزانوفسکی حاضر شد در باره دلیل زیبا بودن خود گفت: من زیباترین دخترم چون‌که نماز می‌خوانم.

البته شولتس کرزیزانوفسکی که درکی درست از ارزشها و آثار نماز و نقش آن در سلامت روحی و جسمی و معنوی مسلمانان ندارد در واکنش به حرف این دختر و خیلی ساده و سر سری می‌گوید که این حرف نشانه یک ششتشوی مغزی کامل است. در وب‌سایت شولتس کرزیزانوفسکی می‌خوانیم که حجت الاسلام محسن ترک زاده، روحانی اهل اصفهان نیز گفته است که تمام تلاش خود را می کند تا به خدا برسد بنابراین او زیباترین مرد جهان است.

در کشور آفریقایی نامیبیا او و افراد تیم کرزیزانوفسکی به روستاها رفتند و پس از اهدای برنج به افراد محلی و برگزاری مراسم یک‌ساعته سنتی، سؤال خود را با روستاییان مختلف مطرح کردند. روستاییان با دیدن این‌که چندین فرد بالغ از اروپا به راه افتاده و برای پرسیدن این سؤال به آن‌جا آمده‌اند همگی از خنده بر روی زمین غلت می‌زدند.

شولتس کرزیزانوفسکی، افرادی را که برای عکس‌های کتابش انتخاب کرده با دقت گلچین کرده‌است. برای مثال در جریان عکاسی‌ها مردی به او رجوع کرده و گفته‌است از سیاره دیگری به زمین آمده و قرار است به‌زودی به سیاره خود بازگردد و به این دلیل زیباترین فرد روی زمین است، ولی این فرد توسط کرزیزانوفسکی برای پروژه عکاسی مناسب تشخیص داده نشد.

این عکاس ۶۱ ساله هلندی پنج سال به دنبال معنی زیبایی بود ولی در پایان پروژه به این نتیجه رسید که به پاسخی نرسیده‌است. او در این مورد می‌گوید: هر کس کتاب من را مطالعه کند می‌تواند پاسخی را برای خود تصور کند. کار من، تنها این است تا میان مردم تعامل و ارتباط ایجاد کنم. موضوع اصلی این است که بدانیم این افراد در مورد زیبایی چه نظری دارند. فکر و نظر آن‌ها می‌تواند بر حس ما هم تأثیر بگذارد.

کرزیزانوفسکی می‌افزاید که بر عکس انتظاراتش کسی تا به حال پروژه و کتاب او را مسخره نکرده و منفی ندانسته‌است. وی می‌گوید که کتاب مثبت‌گرای من شاید بتواند حس کوچک مثبتی باشد در میان موج اخبار منفی که هر روزه رسانه‌ها به سوی ما می‌فرستند.

او می‌گوید که اخبار فاجعه و جنگ تبدیل شده به تفریح روزانه مردم و این باعث شده تا دید ما به دنیای اطراف تبدیل به دیدی نادرست بشود.

یکی از روزنامه‌ نگاران از کرزیزانوفسکی پرسید که آیا او خود را زیباترین فرد می‌داند؟ شولتس کرزیزانوفسکی در جواب گفت: اوایل از این پرسش فرار می‌کردم ولی الان می‌گویم، بله، من خودم را زیباترین حس می‌کنم. در جریان این پنج سال فهمیدم که همه به دنبال سازگار شدن با دنیای پیرامون خود هستند و ما خود می‌توانیم بر این سازگاری‌ها و هماهنگ شدن‌ها تأثیر بسزایی بگذاریم.کرزیزانوفسکی ادامه می‌دهد: اگر بگویی بله، من زیباترینم، با گفتن همین جمله همه چیز دلپذیرتر، زیباتر و جالب‌تر می‌شود تا وقتی که بگویی نخیر من زیبا نیستم. زیبا بودن یک امر انتخابی است.
WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها