مافیای پزشکی؛ بیماری‌های ساختگی در خدمت «صنعت پزشکی» + فیلم

پزشکی, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

بسم الله الرّحمن الرّحیم
و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین
گزارش ویژه؛

هر چند وقت یکبار نام بیماری جدیدی را می شنویم که در گوشه‌ای از دنیا بروز می‌کند و سپس به برخی نقاط دیگر گسترش می‌یابد. بسیاری از این بیماری‌ها نتیجه غذاهای آلوده یا انحرافات موجود در سبک زندگی جدید است اما برخی از آنها نیز این گونه نیست. مثلاً‌ در مورد ایدز،‌ سارس، ابولا و برخی سرطان‌ها و نحوه درمان‌ آن‌ها شواهد زیادی به نفع ساختگی‌بودن آن وجود دارد.

گروه گزارش ویژه مشرق- پزشکی جدید،‌ پیشرفت‌های چشمگیری در تشخیص بیماری و درمان آن داشته است. برای مثال، واکسیناسیون توانسته بسیاری از بیماری‌ها را ریشه‌کن کند،‌ عکس‌برداری‌های پیشرفته امکان شناخت علایم و میزان بیماری‌ها را در عمق بدن بیمار فراهم ساخته، داروهایی برای رفع سریع‌تر بیماری‌‌ها اختراع شده است، مرگ و میر کودکان و زنان باردار را به مراتب کاهش داده است و … . اما ظاهراً این همه داستان نیست.

بسیاری بر این باورند که پزشکی جدید اساساً ماهیت متفاوتی با طبابت سنتی دارد و مضرات آن بیش از فواید آن است. این افراد به داده‌هایی استناد می‌کنند که نشان می‌دهد چیزی به نام مافیای پزشکی، منافع جامعه پزشکی را بر منافع مردم ترجیح می‌دهد و به جای اینکه به فکر سلامتی انسان‌ها باشد،‌ تنها به فکر پُرشدن جیب خود است. این ادعاها گاهی آن‌چنان قوت می‌گیرد که بوی توهم توطئه از آن به مشام می‌رسد. در این گزارش نمی‌خواهیم فلان باند کلاهبرداری یا بهمان دکتر قلابی را سوژه خود کنیم بلکه به کلیت نظام پزشکی جدید در دنیا می‌پردازیم. قصد داریم میزان واقعیت ادعای وجود مافیای پزشکی را با توجه به ساختار کلی صنعت پزشکی در حد توان خود بررسی کنیم و قضاوت منصفانه‌ای در این زمینه داشته باشیم. لازم به ذکر است آنچه در اینجا می‌آوریم،‌ عمدتاً‌ در مورد کشورهای غربی است چون پزشکی جدید به معنای یک صنعت واحد هنوز در ایران گسترش کامل نیافته است.

مافیای پزشکی از افسانه تا واقعیت

نمی‌توان برای قضاوت منصفانه در مورد ماهیت نظام پزشکی جدید، به ظاهر آن اکتفا کرد، گر چه در مورد باطن آن نیز باید منصف بود

آیا ماهیت پزشکی جدید با سنتی متفاوت است؟


پزشکی جدید موضوع مشترکی با پزشکی سنتی دارد: مدیریت جسم انسان. اما مسائلی موجب شده که ماهیت پزشکی جدید از برخی جهات با پزشکی گذشته متفاوت باشد:

پزشکی جدید، یک «صنعت» است با همه اقتضائات آن. صنعت یعنی این پزشکی،‌ ارتباط مشخصی با حوزه فناوری‌ و اقتصاد دارد. پزشکی جدید، رویه‌هایی را در پیش می‌گیرد که برایش صرف داشته باشد و عمدتاً‌ تلاش می‌کند با استفاده از فناوری‌های جدید، نفوذ خود را در حد ممکن گسترش دهد،‌به همه دنیا و به همه حوزه‌های زندگی انسان.

پزشکی جدید داروهای واحدی را برای افراد متفاوت تجویز می‌کند چون ساختار صنعتی آن بر تولید انبوه استوار است. اگر قرار باشد برای هر کس داروی ویژه و جدیدی تجویز کند، نمی‌تواند آنها را تولید انبوه کند،‌ پس برایش سود آنچنانی ندارد.

پزشکی جدید عمدتاً بر درمان تمرکز دارد تا پیشگیری. چون اگر کاری کند که همه از بیماری‌ها پیش‌گیری کنند،‌ صنعتش می‌خوابد.

پزشکی جدید آموزش‌های واحدی را برای همه مردمان در سراسر جهان تجویز می‌کند،‌ از هر طبع و نژاد و جغرافیایی که باشند چندان مهم نیست. زیرا پزشکی جدید با درمان بیماری‌ها و فروش داروها کار دارد نه بهبود زندگی انسان‌ها. برای همین به تفاوت‌ انسان‌ها اهمیت چندانی نمی‌دهد.

پزشکی جدید معتقد است اگر شرایط خوبی برای زندگی پزشکان وجود نداشته باشد،‌ کسی به آموختن این رشته علاقمند نمی‌شود، پس باید مزایای مالی برای آن در نظر گرفت. برای همین لزومی ندارد حتماً به پزشکی علاقمند باشید تا آن را برای ادامه تحصیل انتخاب کنید. مزایای مالی به کمک شما می‌آیند و شما را در انتخاب، یاری می‌کنند. قطعاً این بدان معنا نیست که همه پزشکان صرفاً به خاطر پول بیشتر به سراغ این رشته رفته‌اند.

مافیای پزشکی از افسانه تا واقعیت

پزشکی جدید، یک صنعت است که بدون آموزش انبوه، تولید انبوه و فروش انبوه، سودآوری ندارد. این مؤلفه‌ها همان‌قدر که به گسترش بهداشت در جهان کمک کرده،‌ همان‌قدر نیز مانع توجه صرف به سلامتی انسان‌ها می شود

ما نمی‌گوییم طبیبان در قدیم،‌ هیچ انگیزه اقتصادی نداشتند یا هرگز جیب خود را به سلامتی بیمار ترجیح نمی‌دادند. اما تفاوتی که در آن زمان وجود داشت،‌ این بود که به دلیل عدم یک صنعت گسترده و واحد،‌ مردم می‌توانستند بین دو طبیب که یکی به جیب خود و دیگری به سلامتی مردم اهمیت می‌دهد،‌ انتخاب کنند. اما اکنون چنین امکانی به حداقل رسیده است و در مورد عمده بیماری‌ها، تجویز پزشکان شبیه یکدیگر است. پیش‌تر عمده داروها توسط خود طبیب ساخته می‌شد اما اکنون شرکت‌های داروسازی به دنبال کسب درآمد از فرآیند درمان بیمار هستند. این شرکت‌ها می‌توانند با یک زدوبند ساده با دولت یا دو سه شرکت دیگر،‌ اجازه تأسیس شرکت‌های دیگر و موفقیت آنها را بگیرند و آن وقت مردم مجبورند تنها از محصولات همین یکی دو شرکت استفاده کنند که معلوم نیست چه موادی را با چه قیمتی به مردم می‌فروشند. این مسائل پیشتر نبود.

دکتر لانکتوت، پزشک کانادایی در کتاب خود با نام «مافیای پزشکی» (که انتشارش موجب محرومیت وی از پزشکی تا آخر عمر شد) پس از تجربیات گوناگون به این باور رسیده است که ۷۵% از پولی که در نظام سلامت جدید خرج می‌شود، غیرضروری است یعنی نه به جیب پزشک می‌رود و نه به درد سلامتی بیمار می‌خورد. او نام نظام فعلی را «نظام بیماری» (به جای نظام سلامت) می‌گذارد و بیان می‌کند «اگر هم پزشکان و هم بیماران ناراضی هستند، پس کس دیگری باید خوشحال باشد که موجب شده این نظام، دائمی شده و در تمام دنیا گسترش یابد… همان کسی که از آن سود می‌برد… رسماً به ما گفته می‌شود که این نظام، در خدمت بیماران است اما عملاً در خدمت صنعتی است که آن را با ریسمان‌هایی نگه داشته و یک «نظام بیماری» را به سود خود تداوم می‌بخشد. ما آن را مافیای پزشکی می‌نامیم».

مافیای پزشکی از افسانه تا واقعیت


کتاب «مافیای پزشکی» محرومیت دائمی نویسنده آن از پزشکی را بدنبال داشت.

بدن‌هایی که ضعیف می‌شوند

دکتر کالوکرینوس در مورد داروهایی جدیدی به جر متادون که برای ترک اعتیاد،‌ کشف کرده است، به نکات جالب توجهی اشاره می‌کند:«ما یک پروسه غیرسمی برای خروج سموم طراحی کردیم که با آن می‌شد معتادان را از هروئین و متادون خلاص کرد بدون اینکه عوارضی داشته باشد. معتادان هیچ انگیزه‌ای برای بازگشت به مواد نداشتند و اگر داشتند، با یک اقدام ساده مثل آب‌خوردن از بین می‌رفت. آن پروسه بسیار کامل و سریع بود… از زاویه مباحث متابولیسم بدن، ضرر متادون برای بدن،‌ خیلی بیشتر از هروئین است… وجدان من اجازه نمی‌دهد که یک نفر را به متادون معتاد کنم بدون اینکه راهی برای خلاصی از آن داشته باشد.»

مافیای پزشکی از افسانه تا واقعیت

تصویر بالا یک مکالمه کاریکاتوری میان پزشک و بیمار است که به یکی از معایب داروهای شیمیایی یعنی از بین بردن عوارض بیماری و واکنش بدن به جای نابودسازی عامل بیماری اشاره دارد:
پزشک: اگر تشریف بیارید اونجا، ما سیستم ایمنی شما را تخریب و بدن شما را با سموم مهلک ویران می‌کنیم. این حالتان را بهتر می‌کند.
بیمار:‌ چه خوب. ممنون آقای دکتر!

گفته‌های دکتر کالوکرینوس نشان می‌دهد پزشکی جدید،‌ نمی‌خواهد اعتیاد از جامعه رخت بربندد بلکه تنها یک اعتیاد را به اعتیاد دیگر و یک بیماری را به بیماری دیگر تبدیل می‌کند تا بدن‌هایی ضعیف در جامعه وجود داشته باشد چون این بدن‌های ضعیف خیلی بیشتر مستعد بیماری‌های دیگر هستند. این اتفاق فقظ در مورد معتادان به هروئین نمی‌افتد. شاید شایع‌ترین بیماری،‌ سرماخوردگی باشد. پزشکی جدید بدون اینکه به رفع عامل سرماخوردگی بپردازد، تنها حساسیت بدن را نسبت به عامل بیماری کم می‌کند. بنابر این بیماری در بدن شما وجود دارد و در حال تضعیف قوای شما است،‌ اما چون سیستم واکنش بدن از حساسیت افتاده و عوارضی چون عطسه و آبریزش ندارد،‌ فکر می‌کنید درمان شده‌اید.

داروهایی که کشف نمی‌شود

دلایل زیادی برای عدم کشف داروهای جدید وجود دارد. یکی از آنها چیزی بود که دکتر کالوکرینوس گفت و مورد دیگر که در کتاب «تاریخچه آزمایش‌های سری آمریکا بر روی بشر»‌ آمده است، به بیماری پالاگرا مربوط می‌شود. بعد از اینکه میلیون‌ها انسان در اثر این بیماری در طول دو دهه جان باختند،‌ تازه وزارت بهداشت آمریکا در ۱۹۳۵ به فکر افتاد که ریشه آن را کشف کند. مدیر آژانس خدمات بهداشت عمومی آمریکا پذیرفت که حدود ۲۰ سال است که می‌داند پالاگرا در اثر کمبود نیاسین به وجود می‌آید اما نمی‌توانسته اقدامی کند زیرا عمده تلفات این بیماری در بین فقرای سیاه‌پوست رخ می‌داده است!

مافیای پزشکی از افسانه تا واقعیت

دکتر پالینگ با توجه به تجربیاتش به این نتیجه رسیده است که «هرکس باید بداند که شعار جنگ علیه سرطان یک فریب است و جامعه سرطان آمریکا آنچنان بی‌صاحب است که نمی‌تواند وظایفش را در قبال مردمی که از آن حمایت می‌کنند،‌ انجام دهد».
همین بیماری شایع سرطان که اخیراً‌ درمان‌هایی برای آن کشف شده است،‌ تا مدت‌ها اجازه کشف داروی آن داده نمی‌شد. دکتر رابرت اتکینز با اشاره به این مطلب گفته بود:«نه تنها یک درمان،‌ بلکه درمان‌های متعددی برای سرطان وجود دارد. اما همه آنها به صورت نظام‌مند سرکوب می‌شود،‌توسط مؤسساتی چون ACS، NCI و مراکز تومورشناسی عمده. آنها مناقع بسیار زیادی در تداوم وضع موجود دارند.» اشاره اتکینز به انجمن شیمیست‌های آمریکا و مؤسسه ملی سرطان است. این خیلی تلخ است که انسان بفهمد همان مراکزی که به ظاهر برای هم‌افزایی و تجمیع تلاش‌ها در جهت بهبود زندگی انسان‌ها و درمان بیماری‌ها تشکیل می‌شوند،‌ در عمل به لحاظ ساختاری دارای منافعی هستند که در موارد متعددی به آنها اجازه حرکت در مسیر آن اهداف را نمی‌دهد.

دکتر اروین استون پرده دیگری از این نمایش را رو می‌کند. وی در مورد سرطان خون به یک درمان ویژه اشاره می‌کند: «در یک مورد، امکان بهبود کامل سرطان خون فراهم شد… بیمار هر روز ۲۲ تا ۲۴ گرم ویتامین c مصرف می‌کرد… این باورنکردنی است که هیچ کس از این روش پیروی نکرد… با رفع کمبود ویتامین c،‌ سرطان خون تقریباً یک بیماری خوش‌خیم و غیرکشنده است. من یک مقاله در مورد این روش درمانی جدید نوشتم تا بلکه این روش در مراکز درمانی مورد استفاده قرار گیرد. من مقاله خود را به سه نشریه تخصصی سرطان و سه نشریه تخصصی خون ارسال کردم. هیچ ‌کدام از آنها حاضر به چاپ مقاله من نشدند… حتی دو تا از این نشریه‌ها اصلاً مقاله من را نخواندند.»

ظاهراً اخذ مجوز برای نشریات، فقط به درجه علمی و مانند آن مربوط نمی‌شود. مجوزها به کسانی داده می‌شود که ملاحظات مراکز درمانی و مراکز داروسازی را لحاظ کنند و مطلبی چاپ نکنند که منافع مالی آنها را به خطر بیاندازد، حتی اگر بدون چاپ آن مطلب، زندگی خیلی ار بیماران به خطر بیافتد.

بیماری‌هایی که اختراع می‌شود

ایجاد یک بیماری جدید خیلی سود دارد وقتی می‌دانی درمانش چیست و مطمئنی به زودی بازار بزرگی برای داروی تو فراهم می‌شود! اگر در کشور خودت نتوانستی این کار را بکنی، لااقل در کشورهای فقیر آفریقا هر چه می‌خواهی انجام بده!

هر چند وقت یکبار نام بیماری جدیدی را می شنویم که در گوشه‌ای از دنیا بروز می‌کند و سپس به برخی نقاط دیگر گسترش می‌یابد. بسیاری از این بیماری‌ها نتیجه غذاهای آلوده یا انحرافات موجود در سبک زندگی جدید است اما برخی از آنها نیز این گونه نیست. مثلاً‌ در مورد ایدز،‌ شواهد زیادی به نفع اختراعی‌بودن آن وجود دارد.

مافیای پزشکی از افسانه تا واقعیت

این نقشه شیوع ایدز در جهان است. ظاهراً‌ جنوب آفریقا، جنوب شرق آسیا و برخی کشورها مانند روسیه اصلاً وضعیت خوبی ندارند
دکتر الان کانت‌ول در مورد اختراع ویروس ایدز می‌‌گوید: «دو پژوهشگر،‌دکتر گراث نیکلسون و همسرش نانسی یک باکتری میکروبی (یک مایکوپلاسما) را در خون حدود نیمی از سربازانی که دچار بیماری در جنگ خلیج فارس شدند، پیدا کردند. باورکردنی نبود که این عامل عفونی، دارای میزانی از HIV (همان ویروس ایدز) بود. این میکروب هرگز نمی‌تواند به صورت طبیعی به وجود آید. بلکه برعکس، فرمول این میکروب نشان می‌دهد که یک عنصر در جنگ بیولوژیک است چون دست‌ساز است و ژنتیک آن مهندسی شده است.»

همین یافته‌ها در مورد سارس،‌ ابولا و مانند آن نیز وجود دارد. ما تئوری توطئه را ترویج نمی‌کنیم اما وقتی می‌دانیم که بومیان سرخ‌پوست آمریکا بر اثر پتوهای اهدایی از طرف مهاجران اروپایی جان باختند، پتوهایی که آلوده به بیماری‌های کشنده بود، تعجبی نمی‌کنیم اگر خیلی از متخصصان معتقد باشند این بیماری‌های جدید، ساختگی است. پرفسور برادریک از اساتید دانشگاه لیبریا و دلاویر بر این باور است که ابولا، یک بیماری دست‌ساز در آزمایشگاه‌های ژنتیک شرکت‌های داروسازی غربی بوده است که از طریق برنامه‌های واکسیناسیون سازمان ملل در آفریقا گسترش یافته است. او که یادداشت خود را در Liberian Daily Observer منتشر کرده است، هدف از این کار تکراری را علاوه بر سود بالای آن برای شرکت‌های داروسازی، نسل‌کشی از آفریقاییان برای دست‌یابی به معادن سنگ‌های قیمتی در این منطقه می‌داند. وی مؤسسه تحقیقات پزشکی ارتش آمریکا، مرکز ملی پایش بیماری‌ها در آمریکا و چند مرکز دیگر از جمله سازمان جهانی بهداشت را در این پروژه دخیل می‌داند. توهم توطئه یا سیاه‌دیدن همه سازمان‌های جهانی کار درستی نیست. اما فارغ از این مسأله، احتمال ساختگی‌بودن بیماری‌های جدید، بسیار قوی است.

دانلود برنامه مناظره پرس‌ تی‌وی با موضوع ساختگی بودن بیماری ابولا


درمان‌های بی‌خاصیتی که تجویز می‌شود

یکی از مهمترین درمان‌هایی که در مورد نتیجه‌بخش بودن آنها تردید جدی وجود دارد: جراحی است. توماس اسمیث در کتاب خود با نام «گانگسترهای پزشکی» می‌نویسد: «بخش بزرگی از این فاجعه پزشکی که آمریکا در حال حاضر تجربه می‌کند،‌ با نحوزه سازمان‌دهی جامعه پزشکی ما مربوط است.اساساً جامعه پزشکی ما برای شفای بیماری‌ها و درمان آنها شکل نگرفته است بلکه،‌ به ویژه در سطوح بالا، یک واحد اقتصادی است که با هدف پولسازی برای اعضایش سازمان یافته است.»

مافیای پزشکی از افسانه تا واقعیت
واقعاً همه جراحی‌هایی که پزشکان توصیه می‌کنند،‌ برای سلامت بیماران ضروری است؟
وی به ذکر مثال‌هایی می‌پردازد تا ایده خود را تقویت کند: «مثلاً یک جراح قلب،‌ هیچ کاری برای درمان بیماری قلبی انجام نمی‌دهد. ۳ تا ۵% از بیماران قلبی که بر روی تخت جراحی جان می‌دهند. اما بقیه هم که جان سالم به در می‌برند هیچ مدرکی دال بر بیشتر زنده‌ماندن آنها تا سه سال بعد از عمل، نسبت به کسانی که از درمان‌های دیگر استفاده کرده‌اند، وجود ندارد. یک پژوهش در دانشگاه هاروارد در مورد ۲۰۰ هزار بیمار قلبی،‌ این واقعیت را آشکار ساخت کسانی که جراحی کرده‌اند، به هیچ وجه بیش از آنهایی که جراحی نکرده‌اند، زنده نمانده‌اند.»

قطعاً عمل جراحی برای خارج‌ساختن برخی تومورها یا غده‌‌ها ضروری است اما گسترش آن به بیماری‌های دیگر مانند بیماری‌های قلبی و یا مشکلات کمر و ستون فقرات از دو وجه،‌ ناکارآمد است: اولاً عمده این جراحی‌ها درمان مؤثری نیست؛ ثانیاً‌ عمده این بیماری‌ها ناشی از سبک زندگی غلط است که خود جامعه پزشکی جدید باید به دنبال اصلاح آن باشد اما به دلیل اشتراک منافع با کلیت صنایع جدید، از انجام اقدام مؤثر، ناتوان است.

دو سناریوی متفاوت

همه پزشکان بد نیستند کما اینکه همه آنها نیز انسان‌های خوبی نیستند. اما اینجا اصلاً بحث ما در مورد آدم‌ها نبود. این نوشتار به ماهیت پزشکی جدید و ابعاد آن اشاره داشت و نشان داد پزشکی جدید، ابعاد مثبت بسیاری دارد که از پزشکی سنتی برنمی‌آمده است. با این حال برخی جنبه‌های آن نشانه‌های هشداردهنده‌ای از ضرورت اصلاح ساختاری در این حوزه یادآور می‌شود. این هشدارها بدان معنا است که دو سناریو برای صنعت پزشکی جدید وجود دارد که ما آن را در قالب تأسیس یک بیمارستان خصوصی بیان می‌کنیم:

با توجه به آنچه گفتیم، اگر بخواهیم بدبینانه فکر کنیم: چند پزشک با یکدیگر جلسه گرفته و با توجه به مدارک تخصصی خود مجوز تأسیس یک بیمارستان خصوصی را می‌گیرند. آنها این بیمارستان را مانند یک شرکت سهامی اداره می‌کنند،‌ یعنی نوعی فعالیت اقتصادی با رنگ و بوی پزشکی. بخشی از سود بیمارستان برای خرید تجهیزات آن و تعمیر آنها مصرف می‌شود (مثل ماشین‌آلات یک کارخانه) و بخشی نیز به حقوق کارکنان و نظافت‌چی‌ها و پرستارها اختصاص می‌یابد (مانند کارگران). باقی آن سودی است که به هیأت مدیره و سهامداران می‌رسد. راه‌های زیادی برای افزایش سود وجود دارد مثلاً تعرفه‌ها به گونه‌ای تنظیم می‌شود که برای پزشکان سود داشته باشد حتی اگر حقوقی که از بیمارستان دولتی دیگری که در آن مشغولند،‌ می‌گیرند برای زندگی‌شان کفاف دهد. یا اینکه بیمارستان با برخی شرکت‌های داروسازی مخفیانه قرارداد می‌بندد که در ازای دریافت بخشی از سود شرکت داروسازی، در نسخه بیماران نام زیبای داروهای آن را بنویسد. حالا اینکه بیماران بخاطر این مسأله باید ماه‌ها بروند و بیایند و دست آخر متوجه نشوند چرا بیماری آنها درمان نمی‌شود، یا اینکه چرا قیمت داروها اینقدر بالا است، اهمیتی ندارد.


ناجوانمردانه است اگر فکر کنیم همه پزشکان در شغل خود فقط به فکر کاسبی هستند
با توجه به آنچه گفتیم، اگر بخواهیم خوش‌بینانه فکر کنیم: عده‌ای از پزشکان از روی عشق به درمان انسان‌ها در کنار فعالیت در بیمارستان دولتی، به تأسیس یک بیمارستان خصوصی اقدام می‌کنند. آنها تلاش می‌کنند تا بهترین خدمات پزشکی دنیا را با امکانات رفاهی مناسب در اختیار مردم کشور خود قرار دهند. بیمارستان از انعقاد قرارداد خاص با شرکت‌های داروسازی خودداری می‌کند و به جای آن از پزشکان خود می‌خواهد بهترین دارویی که مناسب حال بیماران باشد،‌ تجویز کنند. بیماران در این بیمارستان اگر چه مبلغی بیشتر از بیمارستان‌های دولتی می‌پردازند اما امید آنها به بهبودی بیشتر است. تعرفه‌های ثابتی برای پزشکان در نظر گرفته می‌شود و اساساً‌ بسیاری از بیماران از آنجا که اشتباها تصور می‌کردند مریضی خاصی دارند،‌ بدون دریافت هیچ مبلغی روانه خانه می‌شوند.

قطعاً حالت‌های میانه‌ای نیز وجود دارد که نه چندان خوش‌بینانه و نه چندان بدبینانه است. این حالت‌های میانه، منصفانه‌تر است.

جمع‌بندی:‌ چه باید کرد؟

پاسخ قطعی برای این سوال وجود ندارد زیرا صنعت‌شدن پزشکی اقتضائات خاص خود را دارد. با این حال آنچه می‌توان گفت این است که سود صنعت پزشکی عمدتاً نه سلامت بیماران است و نه پولداری پزشکان. بلکه این سود به جیب کسانی می‌رود که حامی تداوم وضع موجود و افزایش قدرت این صنعت هستند. پس اگر قرار است اتفاقی بیافتد جز با همکاری پزشکان و بیماران اتفاق نمی‌افتد.بیماران پول خود و پزشکان تخصص خود را باید از صنعت پزشکی حاضر بازپس گرفته و در مسیر صحیح خود به حرکت بیاندازند. قطعاً مسیر درست، بازگشت کامل به پزشکی سنتی نیست بلکه باید با استفاده از مزایای پزشکی سنتی و جدید،‌ در حد ممکن از آفات هر دو دوری کرد. دوری از آفات علاوه بر همکاری، نیازمند نظارت درونی (تقوا) و نظارت بیرونی (قانون) است.

منابع:

http://www.trueactivist.com/evidence-mounts-ebola-made-in-the-usa-by-big-pharma-dept-of-defense

http://www.telegraph.co.uk/culture/books/11216881/Ebola-is-man-made-and-other-crazy-conspiracy-theories.html

http://serreal.ning.com/group/alternativemedicinesforyourhealth/forum/topics/the-medical-mafia-by-dr

http://www.whale.to/a/medical_mafia.html

لینک برای مطالعه بیشتر:

http://www.whale.to/a/smith25.html

http://www.whale.to/b/rappoport.html

http://serreal.ning.com/group/alternativemedicinesforyourhealth/forum/attachment/download?id=1385230%3AUploadedFi58%3A45488

http://www.hiddenmysteries.org/review/rev/item19.html

منبع :

مشرق

پشت پرده استفاده از ماده سمی فلوراید(مقاله انتخابی)

پزشکی, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدایهم اجمعین

پشت پرده استفاده از ماده سمی فلوراید

افزودن مشتقات سمی فلوراید مانند سدیم فلوراید و سدیم سیلیکا فلوراید به آب آشامیدنی مردم آمریکا از سال ۱۹۴۵ شروع شده و با این که در سال های اخیر اقداماتیبرای کاهش آن انجام شده اما هنوز هم ادامه دارد. موضوع اضافه شدن فلوراید به آب آشامیدنی و محصولاتی همچون خمیر دندان و برخی خوراکی ها در آمریکا به سال های پس از جنگ جهانی دوم بر می گردد که تا کنون ادامه داشته و یکی از پرونده های جالب توجه در شناختن نحوه نگاه استثماری نظام سرمایه داری و سود محور حاکم بر آمریکا به نوع “انسان” است.

و باز رد پای سرمایه داری

با مطالعه دقیق داستان افزودن فلوراید به آب آشامیدنی عمومی در آمریکا در می یابیم هنگامی که این نظام درگیر حفاظت از پول و منافع سرمایه داران می شود دیگر برای آن، “انسان” آمریکایی و غیر آمریکایی تفاوتی نداشته و ناگهان تمامی پیرهن دری های حقوق بشری برگرفته از “ارزش های آمریکایی” به هیاهو و یاوه بافی هایی بی شرمانه تبدیل می شود. با این که افزودن فلوراید به آب آشامیدنی در بسیاری از کشورهای اروپایی و دیگر کشورها از دهه ها‌ی گذشته ممنوع شده است؛ امریکا و استرالیا طرف دار سرسخت اضافه کردن فلوراید به آب اشامیدنی می باشند. مشتقات فلوراید از مواد جانبی و در حقیقت نوعی پسماند فعالیت کارخانه های صنعتی بوده و ممکن است از طریق فرسایش تدریجی‌ لایه ‌های زمین، کودها و یا در اثر دفع از صنایع مرتبط با فلزاتی مانند آلومینیوم و فولاد وارد منابع آب های آشامیدنی شده و آلودگی های خطرناکی به بار آورند.

فلوراید و سال های پس از جنگ جهانی دوم

از میانه های دهه ۴۰ میلادی دولت آمریکا اضافه کردن فلوراید به آب آشامیدنی شهروندان را با این بهانه که موجب کاهش پوسیدگی دندان های ایشان می شود شروع کرد و دستگاه تبلیغاتی تحت کنترل سرمایه داران نیز تا کنون این کار را به صورت یکی از مهم ترین موفقیت ها در بهبود بهداشت عمومی مردم در سراسر قرن بیستم توصیف و تمجید کرده است. اولین توصیه ها به استفاده از فلوراید در آب برای کاهش پوسیدگی دندان ها طی سال های ۱۹۴۵ و ۱۹۴۶ از سوی برخی مقامات بهداشتی در آمریکا و کانادا روی داد و پس از آن خدمات بهداشت عمومی آمریکا نیز وارد میدان اجرایی این طرح شده و بدون وجود حتی یک تحقیق علمی مستدل و مورد قبول دانشمندان توصیه کرد که منابع آب شرب عمومی فلوریده شوند.

در حالی که جدای از نگاه بهداشتی و خطرات مرتبط، فلوریداسیون نمی توانست روش کارآمد و مقرون به صرفه ای باشد؛ ولی این برنامه با قدرت تمام دنبال شد. در واقع حتی اگر ادعای کمک به سلامتی دندان ها صحیح هم باشد؛ بخش بسیار کوچکی از فلور آب فلوریدهصرف حفاظت از دندان های افراد می شود و مابقی آن از بدن دفع شده و یا در صورت بالا بودن مقدار آن در بدن انباشته می شود که سرآغاز تمامی مضرات فلوراید برای انسان است. در حال حاضر میزان فلوراید در آب آشامیدانی آمریکا ۴ میلی گرم در لیتر عنوان شده است در حالی که این مقدار بر اساس قوانین نباید از ۲/۱ میلی گرم تجاوز کند.

سدیم فلوراید یک ماده سمی شناخته شده است.

فلوراید و حقوق بشر!

بدین ترتیب با افزودن فلوراید به آب شهری حق انتخاب نوشیدن آب حاوی فلوراید و یا آب طبیعی سالم از شهروندان آمریکایی گرفته شد و آنها مجبور بودند به هر صورت این آب را مصرف کنند. با توجه به اینکه نظام آمریکا حتی به فکر انتخابی بودن ادامه حیات شهروندان در قالب برنامه “مرسی کیلینگ” نیز بوده است؛ اجبار به حفاظت از دندان های ایشان با خوراندن زوری آب فلوریده به آنها بسیار عجیب می نماید!

مردم به فلوریده کردن آب معترضند.

بر اساس منابع علمی آن چه که می تواند در یک حالت کنترل شده بر سلامتی دندان ها تاثیر مثبت بگذارد دوزهای محدود و مشخصی از فلوراید موضعی است نه ورود عمومی آن به کل بدن انسان از طریق آب آشامیدنی و به صورت سیستمیک. در واقع به گفته محققین مسواک زدن با خمیر دندان حاوی فلوراید اگر دو بار در روز انجام گیرد به همان اندازه و یا حتی بهتر از فلوراید موجود در آب آشامیدنی می تواند برای سلامتی دندان ها موثر واقع شود. با این توصیف چه چیزی ممکن است نظام سرمایه داری را مجبور کند که با صرف هزینه های کلان به فلوریده کردن آب های آشامیدنی مردم آمریکا اقدام کند؟! و برای توجیه این کار نیز در طی چندین دهه هزینه های بزرگی را صرف فعالیت های رسانه ای نماید؟

تاثیر فلوراید کنترل نشده بر دندان های کودکان

در واقع از آنجا که از نظر پزشکان فلوریداسیون آب تنها برای بعضی افراد سودمند بوده و برای بیشتر افراد مضر است؛ این برنامه تعداد زیادی از مردم که در معرض عوارض سمی فلوراید هستند را نادیده می گیرد. اثرات فلوراید مربوط به مقادیر موجود آن در آب است و از همین رو واضح است که استفاده از آب آشامیدنی فلوریده نمی تواند کنترل شده باشد و یا برای تمامی مصرف کنندگان کنترل مقادیر مصرف مقدور نخواهد بود. در نتیجه با توجه به اخلاق پزشکی، بخش وسیعی از مردم مجبور به استفاده از ماده ای شده اند که ادعا می شود برای سلامتی آنها مفید است اما هیچ گونه کنترلی هم بر روی چکونگی مصرف آن ندارند.

فلوراید از دهه ۴۰ به آب و مواد بهداشتی اضافه شد

این اشکالات از نظر حقوقی بارها مورد توجه مخالفان قرار گرفته و دولت را برای پاسخگویی تحت فشار قرار داده اند. این در حالیست که حامیان دولتی فلوریداسیون آب همواره در خواست های مناظره و بحث مطرح شده از سوی محققین مستقل را رد می کنند. زیرا که هیچ کدام از این مدافعان دلایل و مدارک علمی مستحکمی که بر اساس تحقیقات مستقل از نهادهای زیر نظر سرمایه داران انجام شده باشد در دست ندارند و بر این اساس شکست آنها در یک مناظره عمومی امری بدیهی خواهد بود.


وضعیت فلوریداسیون آب در جهان

در حال حاضر کشورهای مختلفی نیز به پیروی از سیستم بهداشتی آمریکا فلوراید را به مواد مصرفی شهروندان خود اضافه می کنند و بیش از سیصد میلیون نفر در بیش از چهل کشور جهان تحت تاثیر اثرات فلور هستند. بیش از ۱۴۵ میلیون نفر امریکایی نیز به اجبار و بدون این که حق انتخاب داشته باشند از آب آشامیدنی فلوریده استفاده می کنند.

کشورهای بسیاری فلوریداسیون آب را ممنوع کرده اند.

در حالی که در اکثر کشور های اروپایی مانند سویس، سوید و هلند فلوریداسیون آب انجام نمی گیرد با این وجود نتایج آماری به دست آمده مشابه چیزی است که در امریکا در مورد کاهش پوسیدگی دندان ها گزارش می شود. این نشان می دهد که فلوریده کردن آب اثر مهمی بر جلوگیری از بیماری های دندان نداشته است.

آلمان و اروپای شرقی هم برنامه های فلوریداسیون را کاهش داده اند با این حال هنوز در استرالیا، نیوزلند، کانادا، ایرلند و امریکا آب فلوریده می شود. ژاپن، انگلستان، ایتالیا، فرانسه، دانمارک و بلژیک نیز از دیگر کشورهایی هستند که با این که در آنها فلوراید به آب آشامیدنی مردم اضافه نمی شود در عین حال آمار مشابهی با آمریکا در مورد پوسیدگی دندان دارند. طبق گزارش های منتشره در برخی کشورها نیز که مردم در معرض فلوراید بسیار فراتر از حد مجاز قرار دارند؛ مانند مکزیک، چین و هند، اثرات نامطلوب در تشدید پوسیدگی دندان و حتی تضعیف هوشیاری و فعالیت مغزی در کودکان دیده می شود.

فلوراید و عوارض آن

فلور عنصری بسیار سمی است که در صورت ورود مقادیر بالای آن به بدن انسان می تواند باعث ایجاد رسوب فلور، مسمومیت شدید و در موارد حاد حتی به مرگ منجر شود. از سوی دیگر خاصیت سرطان زایی این ماده نیز در برخی بررسی ها مطالعه شده و گاهی حتی تایید نیز شده است. در سال ۲۰۱۰ پس از بیش از ۶۰ سال اضافه شدن فلوراید به آب آشامیدنی مردم آمریکا بالاخره برخی از مقامات بهداشتی اجازه یافتند به طور محدود در مورد بیش از حد لازم بودن مقادیر فلوراید برای کودکان این کشور حرف بزنند و اعلام کنند که فلوراید ممکن است موجب تغییر رنگ دندان کودکان شده و بالقوه موجب مشکلات جدی بیشتری نیز شود. به همین دلیل توصیه کردند که میزان فلورایدی که در آمریکا به آب اضافه می شود کاهش یابد. در صورتی که فلوراید موجود در آب بیش از ۱۰ واحد پی پی ام باشد در دراز مدت فردی که از آن استفاده می کند نه تنها دندان های خود را از دست می دهد بلکه با صدمات شدید استخوانی به خصوص در ستون فقرات نیز مواجه خواهد شد.


فلوراید صدمات شدیدی بر بخش های مختلف بدن انسان وارد می کند.

تنها نیمی از فلوراید‌ مصرفی در بدن قابلیت دفع دارد.‌ مصرف بیش از حد این ماده‌ی سمی از هر طریقی که باشد در دراز مدت منجر به ایجاد رسوب در بدن خواهد شد که از آن به عنوان «فلوروزیس» یاد می شود. ایجاد لکه هایی روی دندان کودکان شده و در مواردی سوراخ شدن مینای دندان تنها بخشی از مضرات فلوراید است. ۵۰ درصد باقی مانده از فلوراید ورودی به بدن در هر روز در استخوان ها تجمع می یابد که می تواند منجر به مشکلات بزرگی شود.

التهاب و سفتی مفاصل، شکنندگی استخوان ‌ها، بروز تغییراتی در اسکلت بدن، اختلال در عضلات و تشدید خطر پوکی استخوان، کاهش استحکام و افزایش خطر شکستگی آنها از این دست صدمات هستند. به علاوه نوع خاصی از سرطان استخوان نیز وجود دارد که ارتباط آن با فلوراید مطالعه شده و در مواردی نیز اثباط شده است. از همین روست که در برنامه ملی سم شناسی آمریکا فلوراید به عنوان یک ماده سرطان زای احتمالی در نظر گرفته شده است.

اثر انباشتگی فلوراید بر اسکلت انسان

اختلالات یادگیری، ، تداخل در عملکرد سلول‌های مغزی و در نتیجه آسیب مغزی، کاهش عملکرد غده تیرویید و در نتیجه کاهش قدرت روانی فرد و افسردگی و ضریب هوشی پایین ‌در کودکان از دیگر مضرات استفاده از آب آشامیدنی فلوریده شده ذکر شده است.

در نهایت؛ واقعیت های پشت پرده

در اینجا نیز همچون موارد فراوانی با انگیزه های سیاسی و اقتصادی برای جعل و دستکاری وسیع علمی روبرو هستیم. انتشار مدارک دولت آمریکا نشان می دهد که این برنامه طرحی عامدانه بوده و با هماهنگی کامل سرمایه داران، دولت و رسانه ها انجام شده است تا زمینه هرگونه شکایت از سوی مردم و پرداخت غرامت های سنگین با آنها برچیده شود.

فلوراید برای سرمایه داران مفید بوده است نه برای مردم!

در واقع فلوریده کردن آب اشامیدنی طرح هماهنگ شده و زیرکانه ای برای سرپوش گذاشتن به فعالیت کارخانه های صنایع تولید آهن و آلومینیوم بوده است. در اثر فعالیت این کارخانه ها که در دوران جنگ جهانی بنا به تقاضای موجود به شدت فعال بودند؛ آلودگی های خطرناک فلورایدی وارد آب های سطحی و زیرسطحی می شده است. برای فرار از مسیولیت های ناشی از این آلودگی خطرناک چه گریزگاهی بهتر از مثبت جلوه دادن و تبلیغات فریبنده در مورد اثرات سازنده آن می توانست وجود داشته باشد؟!

برنامه های مرتبط با مفید انگاری این سم مهلک با کمک اجزای مختلف سیستم سرمایه داری در طی نزدیک به ۷۰ سال اجرا شده و به خورد مردم آمریکا و جهان داده شده است. آلوده سازی محیط زیست و مناطق زندگی کارگران شاغل در صنایع فلزی، طی جنگ جهانی دوم توسط صنایع نظامی و تسلیحاتی شدیدا تشدید شد. کارخانه های فولاد در کالیفرنیا و یوتا و کارخانه های آلومینیوم در واشنگتن و اورگون هوای اشباع شده با فلور تولید می کردند که به طور غیر قابل پیشگیری مزارع، باغات و خانواده های ساکن در مناطق کشاورزی را در معرض تهدید جدی قرار داده و به آنها آسیب می زد. در این مورد پرونده های اخذ غرامت فراوانی در ایالت یوتا وجود دارد.

کمپین های مختلف اعتراض به فلوریده کرد آب در آمریکا شکل گرفته است

کارگران آسیب دیده و خانواده های بومی با اعلام شکایت موفق به دریافت غرامت از سرمایه داران صاحب کارخانه های می شدند و انتظار می رفت که روند اعلام شکایت و دریافت غرامت در سایه آرامشش پس از جنگ شتاب نیز بگیرد. جنگ دوم جهانی در حال پایان بود و سرمایه داران بخش فلزت برای گریز از محکوم شدن به پرداخت غرامت های سنگین از بابت آلوده سازی محیط زیست و صدمه زدن به سلامت جسمی مردم بازی خطرناکی را سرو سامان داده و با کمک خادمان خود در دولت آمریکا و رسانه ها موفق به اجرای آن شدند. بنابراین سرمایه گذاران بخش فلزات آمریکا اصلی ترین مدافعان پشت پرده ادعای مثبت بودن فلوریداسیون آب بوده اند. در نتیجه دیگر کار مدعیان و شاکیان در دادگاه ها برای اثبات صدمه دیدن از فلور وارد شده در آب و هوای محیط زندگی آنها بسیار سخت می شد. زیرا که فلور دیگر یک ماده موثر برای سلامتی دندان های شهروندان تلقی می شد!

دکتر اکسنر یکی از مخالفان ادعای اثرات مثبت فلوریده کردن آب بوده است. او در تحقیقاتش از این که در آمریکا فعالیت های علمی بسیار کمی در مورد فلور انجام شده اظهار تعجب کرده است. به عقیده او در حالی که از اواخر دهه ۳۰ قرن بیستم به مطالعات پزشکی گسترده ای در مورد فلور در خارج از آمریکا بر می خوریم ولی در خود آمریکا خبری از این نوع بررسی های گسترده و عمیق وجود ندارد! نه تنها جلوی مطالعه در مورد اثر فلوراید بر انسان گرفته شده است حتی مطالعات دامپزشکی هم از ورود به این زمینه منع شده اند تا مبادا در سایه این پژوهش ها سرمایه داران آمریکایی مجبور به پرداخت غرامت به شهروندان شوند.


دکتر اکسنر در حال توضیح اثرات نامطلوب فلوراید بر دندان ها

به عقیده اکسنر تلاش برای فلوریده کردن تمامی آب های کشور برای این انجام شده است که یک بار برای همیشه امکان مقایسه سلامتی مردم ناحیه ای که از آب بدون فلور استفاده کرده اند و مردمی که از آب های سمی فلوریده شده آشامیده اند از بین برود. در صورتی که تنها بخشی از کشور به این مشکل دچار بود وکلای مدافع و محققین به راحتی می توانستند با استناد به پژوهش های مقایسه ای موفق به محکوم کردن سرمایه داران و صاحبان شرکت های بزرگ شوند اما هنگامی که همه جا به یک رنگ درآمد و امکان مقایسه از بین رفت اربابان پولی خیال راحتی خواهند داشت.

برای مطالعه بیشتر:

۵۰ دلیل برای مخالفت با فلوراید

فراماسونری در صنایع غذایی

منابع و مآخذ:

http://peakwater.org/tag/tap-water

http://www.globalresearch.ca/index.php?context=va&aid=22707

http://www.fluoridation.com/c-country.htm

http://www.water-filtering.co.nz/1454/many-scientists-oppose-fluoridation.html

http://globalresearch.ca/index.php?context=va&aid=31568

http://www.nytimes.com/2012/03/18/opinion/sunday/fluoridation-debate-redux.html?_r=1

http://www.fluoridealert.org/health/teeth/caries/topical-systemic.html

http://scorecard.goodguide.com/chemical-profiles/pesticides.tcl?edf_substance_id=7681-49-4

http://www.naturalnews.com/031602_fluoride_tooth_enamel.html

http://www.fluoridation.com/exner.htm

http://www.cdc.gov/fluoridation/statistics/2010stats.htm

منبع: http://www.imammahdi.ir

ناگفته های هدایای صنایع داروسازی به پزشکان (مقاله انتخابی)

پزشکی, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

بسم الله الرّحمن الرّحیم
و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدایهم اجمعین

ناگفته های هدایای صنایع داروسازی به پزشکان

مگان تادیdaru

چکیده:

در حالی که شرکت‌های داروسازی آمریکایی سالانه قریب به ۳۰ میلیارد دلار صرف ارائه انواع هدایا نظیر خودکار و دفتر یادداشت و تقویم، تا خرید بلیط هواپیما و تقبل هزینه شرکت در سمینارهای بازآموزی به پزشکان می‌نمایند، اما هنوز هم هیچ قانون مدونی در جهت محدود کردن این اقدامات ارائه نشده است؛ چرا که لابی این صنعت بسیاری از نمایندگان را قانع نموده که این چنین کمک‌هایی، هیچ تأثیری در تجویز دارو توسط پزشک ندارند. اما منتقدان با اشاره به حجم گسترده بودجه اختصاص یافته به این هدایا، معتقدند که شرکت‌های داروسازی، تنها در صورت ایجاد منافع مالی دست به این فعالیت‌ها خواهند زد.

در حالی که هیچ رازی در زمینه حاتم بخشی‌های شرکت‌های داروسازی به پزشکان (شامل هر چیزی نظیر دفترهای یادداشت و خودکار تا هزینه غذا و سفرهای آنان به سمینارها) وجود ندارد، اما هنوز هم بسیاری از بیماران، در خصوص این گونه تبلیغات چیزی نمی‌دانند. شاید کنگره بتواند بالاخره به این روابط پایان دهد و بیماران بتوانند به راحتی مسیر این هدایا را دنبال کنند. در ماه ژوئن سال جاری، کمیته ویژه سنا طرحی ارائه نمود که در صورت تصویب نهایی، شرکت‌های صنایع داروسازی از هرگونه پرداختی به پزشکان منع خواهند شد. اما هنوز هم بسیاری از مسئولان این طرح را «غیردقیق» می‌دانند، چرا که در سایه این قانون، باز هم تصویری واقعی از چرخش پول‌های موردنظر به دست نخواهد آمد.

صنعت داروسازی در سال ۲۰۰۳ میلادی، تقریباً ۳/۲۵ میلیارد دلار در جهت فروش مستقیم داروهایش هزینه نموده که مبلغی بیش از آن را به اهدای نمونه‌های رایگان، هزینه صرف غذا، تقبل هزینه شرکت در سمینارها، تخفیف در پروازهای هوایی و مشارکت مالی در برنامه‌های بازآموزی پزشکان، اختصاص داده است. باید دانست که صنعت داروسازی در قبال عمل به مقررات انجمن داروسازی آمریکا (AMA)، تعهدی غیر الزام‌آور داشته و براساس سایر مقررات کنونی، آنان تنها در برابر پرداخت هدایای مجرمانه ۱۰۰ دلاری و یا کمتر،‌ محدودیت دارند!

البته صنعت داروسازی همواره ادعا می‌کند که این هدایا تأثیری بر تجویز داروهای پزشکان ندارد. اما شواهدی متعدد حاکی از آن است که این اقدامات می‌تواند در هنگام تجویز دارو توسط پزشک، مؤثر باشد.

دکتر سیدنی ولف مدیر گروه پژوهشی سلامت شهروندان می‌گوید: «مدیران شرکت‌های داروسازی، سالانه ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار را جهت تبلیغات داروهای تجویزی هزینه می‌کنند، چرا که آنان مطمئن هستند که با این کار، به سودآوری بیشتری دست می‌یابند. لذا بدون توجه به اینکه پزشکان تا چه حد از هدایای تبلیغاتی تأثیر می‌پذیرند، این هدایا آنان را به تجویز داروهایی خاص ترغیب می‌کند.»

کارشناسان همچنان معتقدند که باید قوانین ایالتی جدیدی در این زمینه تصویب گردد. در ماه مارس سال جاری هم دکتر ولف مقاله‌ای مشترک در نشریه انجمن پزشکی آمریکا (AMA) منتشر نمود که براساس آن، عملکرد قوانین دو ایالت «ورمونت» و «مینسوتا» در این زمینه مورد بررسی قرار گرفته بود. نتیجه این پژوهش نشان داد که در تبلیغات شرکت‌های داروسازی، مردم به اطلاعات اندکی دست می‌یابند و ابهامات متعددی نیز در مورد پرداخت‌های اهدایی به پزشکان وجود دارد.

امروزه بسیاری از کارشناسان معتقدند که باید همه بیماران بتوانند میزان هدایای دریافتی پزشک خویش را از ابر شرکت‌های داروسازی دریابند. هرچند در بخش‌هایی از خاک ایالات متحده، شرکت‌ها در سایه قانون حفاظت از اسرار تجاری، راه را بر این شفافیت بسته‌اند. بدین ترتیب، بیماران در صورت بررسی، تنها با لیست‌هایی فاقد نام از کمک‌های صورت گرفته مالی و هدایای مختلف روبه‌رو می‌شوند.

از سوی دیگر، در جلسات هم‌اندیشی سنا بر روی منافع این شفاف‌سازی، مباحث زیادی مطرح شده است. در صورتی که بیماران این روابط مالی را دریابند، آنان چه تصوری از پزشک خود پیدا خواهند کرد؟ به علاوه، پزشکان در برابر این شفافیت، چه عکس‌العملی از خود نشان خواهند داد؟

همان‌طور که آقای ولف معتقد است، در سایه تصویب قوانین ایالتی مناسب، بیماران از امنیت بیشتری برخوردار خواهند بود؛ چرا که می‌توانند با اطمینان از میزان هدایای نقدی و یا غیرنقدی دریافت شده توسط پزشک مورد نظر خویش، اطلاع یابند. اما آیا آنچه که از سوی سنا در صورت ایجاد یک توافق نهایی به تصویب خواهید رسید، می‌تواند کاملاً روشنگر و مناسب باشد؟ بسیاری معتقدند که خیر.

چندی پیش، یکی از مدیران یک انجمن حمایت از حقوق بیماران، اعلام کرده بود که ما ابتدا به شرکت‌های داروسازی این حق را داده ایم که به پزشکان، هدیه و یا کمک نقدی بدهند و سپس درصدد برطرف کردن مشکلات به وجود آمده برآمده‌ایم. امروزه ما با ابعاد مختلف این مشکل آشنا شده‌ایم، لذا وقت آن رسیده که برای دستیابی به یک راه‌حل مؤثر، دست به اقدام زد.

منبع: www.Prospect.org

به نقل از: ماهنامه سیاحت غرب، شماره ۵۵

طب اسلامی، ابزاری برای ساختن تمدن اسلامی(مقاله انتخابی)

پزشکی, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدایهم اجمعین

طب اسلامی، ابزاری برای ساختن تمدن اسلامی

بعضی از مسایلی را که در بین بحث ها مطرح کرده ام، نیاز به توضیحاتی دارد که بهتر فهمیده شود. یکی از این مسایل، طرح این بحث بود که “طب، نه فقط وسیله ای برای درمان مرض بلکه باید ابزاری برای رسیدن به تمدن اسلامی باشد” … این بحث را اینطور هم می توان گفت: “درمان مرض، نزدیکترین هدف است نه تنها هدف” پس اگر این درمانِ مرض، اهداف دیگر را تامین نکند، ابزار مناسبی برای استفاده در راه رسیدن به اهداف اصلی ما نیست … بنده می خواهم این معنا را کمی شرح دهم تا یکی از مباحث عمیق و مهم این جریان در این تالار مطرح شده باشد:

می گویند در قدیم، شهری بوده که مردم آن مستجاب الدعوه بودند. حاکمان این شهر از مردم خود خیلی حساب می بردند چون اگر می خواستند به آن ها ظلمی کنند، فورا بر اثر دعای آنان سرنگون می شدند … حاکم جدید بر تخت می نشیند … در این اندیشه فرو می رود که چطور باید از این مشکل بزرگ خلاص شد و یک حاکم واقعی بود! … ظاهرا به پیشنهاد وزیرش طرحی میریزد … از مردم شهر می خواهد که هر یک از آنان تخم مرغی را بردارند و با خود به میدان شهر بیاورند و در آنجا بگذارند. وقتی این کار انجام شد، فرمان می دهند که هر کسی یک تخم مرغ بر دارد و برود … بعد از این ماجرا حاکم، تجاوز به مردم شهر را آغاز می کند … مردم هم برای سرنگون شدن حاکم دعا می کنند اما دیگر دعای آنان مستجاب نمی شود …

انسان موجود بسیار دقیقی است و کوچکترین بی توجهی نسبت به طریقه سلوک، در او آثار خود را می گذارد. من شنیدم که یکی از عرفا (علما) می گفته (مضمون:) که اگر فرد فقیری نگاهش به میوه های یک میوه فروشی بیافتد و دلش آن را بخواهد اما نتواند که بخرد، این نگاه بر روی خورنده ی آن میوه، تاثیر می گذارد … در جایی خواندم که شخصی زمینی داشت و زراعت می کرد، روزی میبیند که گاوی که زمین همسایه را شخم می زده به زمین او آمده و مقداری از خاک های زمین همسایه را هم با “گاو آهن” به زمین او آورده. پس آنسال از محصول آن زمین چیزی نخورد …

این ها مثال هایی بود برای تذکر مسیولیت خطیر و فراموش شده ی انسان در عصر حاضر تا کمی در حقیقت خلیفه اللهی و هدف خلقت خود، اندیشه کنیم … از کجا آمده ایم؟ برای چه آمده ایم؟ به کجا خواهیم رفت؟ چگونه خواهیم رفت؟ …

* * * * * * * * *

هدف از خلقت انسان “عبودیت” است … “و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون” … در تمدن اسلامی، تمام ساز و کارها ، شرایط رسیدن به این عبودیت را فراهم می کنند و هیچ کدام مانع آن نمی شوند … مثلا سیستم اقتصادی در اسلام، مال شبهه ناک در شکم مردم نمی ریزد چون مانع از قرب او می شود … اما آیا سیستم های اقتصادی غرب، این را می فهمند؟ … آیا برای این هدف تولید شده اند؟ … این ها در کشور ما دارند چکار می کنند؟ این جریان گردش پول بر چه اساسی کار می کند؟ … این را به این خاطر مثال زدم که امروز خیلی ها با آن آشنا هستند و نیازی به توضیح ندارد …

طب اسلامی، طبی است که خود اسلام آن را تولید می کند. بدیهی است که چنین طبی، مانع پیشروی و رسیدن به اهداف اسلام نمی شود. این علم و هر علم دیگر اگر از دین پدید آمده باشند، همگی در جهت عبودیت و قرب انسان و رشد جامعه به سمت اهداف دین اسلام عمل می کنند … با این شرایط، طب اسلامی هدفش فقط درمان امراض نیست بلکه چگونگی آن هم برایش مهم است … این درمان نباید مانع از قرب انسان و همچنین موجودات زنده دیگر شود … اسلام برای درمان بیماری راهی را پیشنهاد نمی کند که به هدف درمان بیماری، عقل انسان را زایل کند … به هدف درمان مرض مادر، جنین را در شکم مادر مورد حمله قرار نمی دهد تا زمینه ساز اعتیاد او در دوران جوانی باشد … مواد شیمیایی را به هدف درمان، وارد بدن خلیفه الله نمی کند … به بهانه درمان، او را بمباران شیمیایی نمی کند تا فرصت و توان عبودیت را از او بگیرد …

امام علی علیه السلام به یکی از دانشمندان یهود گفت: هر کس طباع او معتدل باشد مزاج او صافی گردد، و هر کس مزاجش صافی باشد اثر نفس در وی قوی گردد، و هر کس اثر نفس در او قوی گردد به سوی آن چه که ارتقایش دهد بالا رود، و هر که به سوی آن چه ارتقایش دهد بالا رود به اخلاق نفسانی متخلق گردد و هر کس به اخلاق نفسانی متخلق گردد موجودی انسانی شود نه حیوانی ، و به باب ملکی درآید و چیزی او را از این حالت برنگرداند.

پس یهودی گفت : الله اکبر! ای پسر ابوطالب! همه فلسفه را گفته ای – چیزی از فلسفه را فروگذار نکرده ای.

طب اسلامی، و تغذیه اسلامی، طباع انسان را معتدل می کند تا موجودی انسانی شود و نه حیوانی … آیا این اصل را باید به بهانه های واهی کنار گذاشت و سر در مقابل عقیده ای فرود آورد که باطنش “حیوان انگاری انسان” است و حیوان شدن انسان هدفش؟ … امروز به برکت طب و تغذیه مدرن، طباع ما به هم ریخته و این مانع از عبودیت ماست … مانع از انسان شدن ماست … هرچند ادعا کند که با سموم شیمیایی درمان می کند اما این درمان، مانع انسانیت می شود پس اسمش درمان نیست … درمانی که خودش بیماری تولید کند و بستر عوارض و مشکلات باشد، و مانع از رشد و قرب انسان شود، و طباع و مزاج او را از تعادل خارج کند، در تمدن اسلامی درمان نیست و جایگاهی نخواهد داشت …

منبع: وبلاگ طبّ شیعه

حکایت دزد و کودک

پزشکی, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدایهم اجمعین

حکایت دزد و کودک

روزی دزدی به خانه ای رفت.از قضا زن و بچه ای خرد سال را در خانه دید.از ترس در پشت پرده پنهان شد.زن برای بچه خوردنی میپخت.زن برای بچه برنج پخت.چون غذا آماده شد مقداری از آن را در ظرفی کرد و پیش کودک نهاد.کودک گفت این کم است من بیشتر میخواهم.زن قدری دیگر به او داد.کودک دیگر بار اعتراض کرد که این بسیار کم است و برای من کافی نیست و از آن سیر نمیشوم.زن مقداری دیگر اضافه کرد.کودک باز راضی نشد.و گفت بیشتر میخواهم.چون برنج تمام شد گفت: شکر و روغن میخواهم.زن شکر و روغن آورد.تا کودک راضی شد.

به ناگاه مرد عصبانی شد و گفت ای بی خرد و بد خوی چقدر چانه میزنی و زیاده میخواهی.کودک جواب داد : بی خرد و بد خوی تویی. اگر عقل داشتی میدانستی که این کار که تو در پیش گرفته ای احمقانه است. که در این جهان موستوجب نکوهش و در آن جهان مستحق عقوبت یزدان.

اما اگر من در برنج خواستن اصرار کردم برنج زیادتر یافتم و شکر و روغن بیشتر گرفتم و از گریستن رطوبات زجاجی(رطوبت صافیه ی غلیظه القوام سپید که کمی بر سرخی زند و آن نخستین رطوبت باشد از رطوبت های چشم از سوی مغز) به علت حرارت غریزی اشک از بین رفت.دماغ(مغز) صاف و چشم روشن گشت و در این مدت برنج سرد شد.شکر و روغن بر آن ریختم تا مزاج آن معتدل شد و سریع الهضم گشت.و اجزای شکر به سبب لطافت غذا را لطیف گرداند وحواس را صاف و دماغ را قوی کند.

نتایج بد خویی من این بود. اکنون بد خوی و نادان تویی یا من؟؟

منبع:سندباد نامه

به نقل از: http://tebbehirani.blogfa.com

امواج وای-فای؛ مرگ تدریجی همه ما (مقاله انتخابی)

پزشکی, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدایهم اجمعین

امواج وای-فای؛ مرگ تدریجی همه ما

□ مارک مورفورد

چکیده:

بدن همه ما از انرژی، امواج الکترومغناطیس، ارتعاشات هورمونی و میلیاردها ذره باردار در حال ارتعاش تشکیل گردیده که وضعیت ما به چگونگی حالت آنها وابسته است. از سوی دیگر، با پیدایش خودروها، لامپ‌های روشنایی، مایکروفرها، تلفن‌های همراه و آی‌پادها و مخلوط‌کن‌های آشپزخانه، در هر لحظه میلیاردها موج دامنه‌دار روانه فضای زندگی روزانه ما می‌شود که تخریب سلول‌های بدن ما بخشی از نتایج آن است. نویسنده با اشاره به گسترش بهره‌گیری از امواج بی‌سیم وای – فای (wi-fi) در سالیان اخیر و نتایج مطالعات صورت گرفته پیرامون وجود ارتباط مستقیم این امواج و سرطان مغز، یادآوری می‌کند که این تشعشعات حتی فضای پیرامونی کیهانی را نیز دربر گرفته است. در پایان نیز نویسنده خواهان تصویب مقررات پیش گیرانه، به ویژه در جهت ممنوعیت انتشار این امواج در مدارس و کودکستان‌ها شده است، چرا که سلامت انسان‌ها در مقابل قیمت سود سهام ابرشرکت‌های صنایع ارتباطی و مخابراتی، مطمئناً هیچ ارزشی ندارد.

شما دارید می‌میرید. تشعشعات بی‌سیم هم اینک در حال نابود کردن مغز شما هستند. چقدر تأسف‌آور! بگذارید کمی بیشتر توضیح دهم. همه ما از انرژی، امواج الکترومغناطیس، ارتعاشات هومونی و میلیاردها میلیارد ذرات باردار در حال ارتعاشی که به آرامی حول میدان مغناطیسی خود در حال چرخش هستند، تشکیل شده‌ایم. در این میان، همه حالات مربوط به اتم‌های شادمان جاری در اقیانوس‌های ذره‌بینی آب و خون و …، سرچشمه گرفته از شرایط متوازن این ذرات است.

زندگی در جریان است. پیشرفت و تکنولوژی در راهند. ولی بدانیم که خودروها و لامپ‌ها و مایکروفرها و تلفن‌های همراه و آی‌پادها و مخلوط‌کن‌های چندسرعته آشپزخانه‌ها، همه و همه، میلیاردها موج رادیواکتیو دامنه‌‌دار را روانه فضای پیرامونی ما می‌کنند. نظیر اشباح در یک سرنوشت غم‌انگیز. شبیه سکوهای تیراندازی نامحسوس هلاکت و مرگ و نیستی. همه این امواج و تشعشعات، بدون استثنا، حالات خوش زندگی را تخریب نموده و با هدف‌گیری ساختارهای سلولی و ایجاد مزاحمت برای امواج مغزی، همانند یک چرخ و فلک در حال چرخش شهربازی، ما را به سوی سرطان و مرگ و نابودی سوق می‌دهند. ما امروزه در فرودگاه‌ها نیز از شر ارتباط بی‌سیم با شبکه اینترنت، در امان نیستیم.

این وضعیت شاید شما را مجاب کند که ما به سوی فضا در حال حرکت هستیم. هر چیزی را که ما می‌سازیم، می‌خواهد ما را به قتل برساند. همه اختراعات و موفقیت‌های ما در حال نابودی موجودیت ما انسان‌ها هستند و به آرامی حیات ما را می‌جوند و مصرف می‌کنند. آنها می‌خواهند که ما بمیریم. بهترین سنجش ماجرا این است: لیست مخاطرات فراروی ما انسان‌ها در هر دقیقه، زیادتر و زیادتر می‌گردد. با آخرین مثال آشنا شوید: wi-fi. این امواج نوظهور که خطر مرگ را می‌توانند برای افراد به همراه داشته باشند، از تلفن‌های همراه، مایکروفرها و خطوط انتقال برق تشعشع می‌کنند. تحقیقات حاکی از آن است که این امواج با سرطان مغز (حداقل در نمونه‌های آزمایشگاهی) ارتباطی مستقیم دارند. حداقل باید افراد به این نکته توجه کنند که از این سه عامل تشعشع نباید در کنار هم بهره ببرند. البته مطمئناً این مطالب هراس‌آورند. این تشعشع‌ها و میدان‌های مغناطیسی (EMF) تقریباً در همه جا و همه زمان‌ها بر بدن‌های ما حمله می‌آورند. از سوی دیگر، با پیشرفت تکنولوژی و ارائه محصولاتی جدیدتر، این یورش‌ها دیوانه‌وارتر و لجام گیسخته‌تر هم می‌گردد. هم اینک نیز این امواج، علاوه بر سر تا سرزمین، به سوی اعماق کیهان نیز روانه می‌شوند. چگونه می‌توان روند این بمباران‌ها را کندتر کرد؟ و شما چگونه قادر به کاهش این اثرات و انحراف این امواج خواهید بود؟ آیا ضمن پوشیدن لباس‌های مخصوص، هرگز در مقابل یک مایکروفر نخواهید ایستاد؟ و آیا عشق بی‌پایان ما به فن آوری‌های بی‌سیم و گشت و گذار در وب برای دسترسی به سکس ارزان و خرید وسایل آشغال در وب‌سایت (eBay)، بالاخره روندی نزولی به خود خواهد گرفت؟

البته در اروپا هم ما شاهد اتفاقاتی هستیم. مثلاً سازمان حفاظت از محیط زیست اروپا، هشدارهای مبهمی را به مردم اتحادیه اروپا داده که براساس آن، محدودیت‌های قانونی مربوط به تشعشعات کنونی،‌ بسیار بی‌اهمیت و ناچیزند و امواج بی‌سیم و تلفن‌های همراه واقعاً بد هستند. آن قدر بد که به سختی می‌توان حتی آن را توضیح داد. تکنولوژی با سرعتی شگرف رو به جلو بوده و وضعیت کنونی ایجاد این تشعشع‌ها، در تاریخ بشریت بی‌همتاست و البته چقدر بد!

[یک یادداشت کوچک: من دوست دارم که نتایج یک مطالعه صورت گرفته از سوی یکی از دوستانم را برای شما مطرح کنم. این پژوهش اعلام می‌دارد که صحبت کردن ۲۰ ثانیه‌ای یک کودک با تلفن‌همراه، می‌تواند توانایی‌هایی یادگیری یک کودک را تا دو ساعت دچار وقفه و تنش نماید. چقدر تکان دهنده!

من به درستی نمی‌دانم که این تحقیق چه مفهومی دارد، اما آیا سلام و احوال‌پرسی کردن با مادربزرگ از طریق یک گوشی نوکیا، تا این حد آثار مخرب خواهد داشت؟ البته این جملات به این معنا نخواهد بود که عدم انجام یک مکالمه، به حل همه مشکلات دنیای ما خواهند انجامید. آنچه را که این مطالعه در تبیین آن ناتوان است، این مطلب می‌باشد که اختصاص ۵ دقیقه وقت برای مشاهده برنامه تلویزیونی «احمق آمریکایی» نیز به عقب ماندگی ذهنی فرزند شما کمک خواهد کرد.]

چه باید کرد؟ و شما برای این اعلام خطر چه باید بکنید؟ و آیا در برابر تهدیدهای ناشی از این میدان‌های الکترومغناطیسی باید همچنان به بحث‌های بی‌پایه و فاقد پشتوانه علمی بسنده کرد؟ آیا زمان آن نرسیده که دولت‌های ما امواج وای فای را در مدارس و کودکستان‌ها محدود نموده و یا اینکه آنها را به صورت کامل ممنوع نمایند؟ اگرچه من معتقدم که هیچ یک از سطوح این تشعشعات، سالم و ایمن نیستند، اما فن آوری‌های نوین که سریع‌تر، بهتر و جذاب‌تر نیز می‌باشند، خطرات بیشتری را به همراه خواهند داشت، اگرچه این احساس ناخوشایند به اندازه مشاهده سخنرانی‌های دیک چنی نخواهد بود!

بی‌شک امروزه ابر شرکت‌های صنعتی چندملیتی و صنایع داخلی آمریکایی، در راه دستیابی به سود بیشتر، سلامت مصرف‌کنندگان را نادیده می‌گیرند. در این میان، تفاوتی نمی‌کند که شما از محصولات شرکت AT&T و یا نوکیا و یا موتورولا و یا گوگول و حتی Earthlink استفاده نمایید. چرا که همه این شرکت‌ها همانند سلاخ‌خانه‌های اوایل قرن بیستم و صنایع دخانیات و نفت و حشره‌کش‌ها در سال ۱۹۹۸ میلادی با دروغ‌گویی و لابی‌گری و مخفی‌کاری، ضمن خالی کردن جیب‌های شما، خون جاری در رگ‌هایتان را آلوده می‌کنند.

نباید فراموش کرد که همه ما باید در راه کاستن از مخاطرات این فن آوری‌ها تلاش کنیم؛ چرا که سلامتی شما در برابر قیمت سهام این شرکت‌ها هیچ ارزشی نخواهد داشت. این فن آوری‌ها لحظه به لحظه برای کشتن شما گام برمی‌دارند. آنان برای این کار از روش‌های شیک و برازنده بهره می‌برند. به آهستگی، به کندی، گام به گام و اغلب با لبخند و با استفاده از یک چای مفرح چینی و یک سالاد بزرگ سبزی و موجی گسترده از اشعه‌های وای فای در یک کافی‌شاب، شما عکس‌های نیمه‌برهنه خود را در سایت گروهی فلیکر اپکود می‌کنید و به دنبال آن، آخرین مطالب مورد علاقه خود را در محیطی سرشار از امواج رادیواکتیو و الکتریسیته، دانلود می‌کنید.

من همه گفتنی‌ها را گفتم. هرچند در واقع، شاید این وضعیت از نگاه بسیاری، به این بدی هم نباشد!

منبع: www.sfgate.com

به نقل از:ماهنامه سیاحت غرب،شماره ۵۵

روش های عملی در درمان سرماخوردگی

پزشکی, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

بسم الله الرّحمن الرّحیم
وصلی الله علی محمّد و آله الطاهرین ولعنه الله علی اعدایهم اجمعین

روش های عملی در درمان سرماخوردگی

قبل از شروع: توصیه می کنم قبل از مطالع این مقاله، قُل اوّل آن یعنی مقاله «بچّه ام زیاد سرما می خورد؛ چه کار کنم؟» را هم مطالعه کنید.

معرّفی: این مقاله به روشهای ساده و قابل اجرا برای پیشگیری و درمان انواع سرماخوردگی، زکام، آنفولانزا، گلودرد، سینه پهلوهای خفیف و بیماری های مشابه می پردازد و چون نسخه های ارایه شده، بر تمام این بیماری ها موثرند، عملاً تفکیکی بین آنها قایل نشده ام. اکثر این روش ها توسّط خودم تجربه شده اند و اثربخشی آنها برایم ثابت شده اند؛ لذا به شما توصیه می کنم که همان گونه که من و بسیاری از مراجعه کنندگان به مطب اینجانب، با به کار بستن این نکات ساده و عملی از کابوس سرماخوردگی های شدید، طولانی و مکرّر خود و عزیزانمان(و به خصوص فرزندان دلبند خویش) نجات یافته ایم شما نیز ما را در این تجربه دلنشین همراهی کنید. این مقاله به صورت نکته به نکته و نسخه به نسخه ارایه می شود و شما بسته به سلیقه و امکانات خود می توانید از بین آنها به انتخاب بپردازید. توجّه داشته باشید که درمان سرماخوردگی منحصر به نسخه های این مقاله نیست و به ویژه در طب افواهی ما روش های مختلفی برای درمان سرماخوردگی وجود دارد که می توانید از آنها هم کمک بگیرید.

اقدامات عمومی و اوّلیه

۱- یکی از مهم ترین اصول در درمان سرماخوردگی، استراحت کافی است که باعث افزایش توان دفاعی بدن می شود. البته دقّت داشته باشید که منظور از استراحت کافی، زیاد خوابیدن نیست چراکه خواب بیش از حد با افزایش میزان بلغم بدن می تواند اثرات معکوسی داشته باشد.

۲- توصیه می شود مصرف مایعات و غذاهای آبکی در سرماخوردگی اندکی افزایش یابد امّا تاکید می کنم که این افزایش در حدّ معقول باشد و در آن افراط نشود.

۳- یکی از اقدامات مهم در ابتدای شروع زکام، جلوگیری از ریختن ترشّحات بینی و حلق به گلو و سینه و ایجاد عفونت ریه است. راه ساده برای این منظور، کمپرس گرم روی سر است طوری که بیمار گرمی آن را در داخل سر خود احساس کند. علاوه بر کمپرس ساده با حوله یا پارچه داغ، برای تاثیرگذاری بیشتر می توانید از کمپرس نمک استفاده کنید چراکه یکی از خصوصیات نمک آن است که گرما را به مدت طولانی در خود نگه می دارد. برای این کار مقداری نمک را در ظرفی گرم کنید. در حین داغ شدن نمک برای جلوگیری از سوختن آن، مرتب آن را هم بزنید. پس از داغ شدن نمک، آن را سریعاً داخل یک پارچه یا کیسه ریخته روی سر قرار دهید.

توصیه دیگر برای جلوگیری از ریختن ترشّحات بینی و حلق به سینه آن است که حتّی المقدور به صورت طاقباز نخوابید، بلکه به حالت نیمه نشسته بخوابید و در صورت امکان دو سه بار از خواب بیدار شوید و بینی و گلو را تخلیه کنید. به هنگام بیداری نیز سعی کنید اخلاط خود را حتّی المقدور خارج کنید.

۴- عرق کردن: عرق کردن یکی از روش های بسیار موثّر در درمان سرماخوردگی و آنفولانزا است. در شروع بیماری می توانید به این روش عمل کنید:

یک غذای داغ بخورید و بعد از آن هم یک نوشیدنی گرم که در آن مقداری دارچین یا زنجبیل ریخته باشید نوش جان کنید و چند عدد پتو روی خود انداخته و در کنار بخاری دراز بکشید تا حسابی عرق کنید. فقط مواظب باشید که پس از اینکه حسابی عرق کردید در معرض باد و سرما قرار نگیرید. در بسیاری از موارد یکی دو بار عرق کردن اینچنینی به ویژه در شروع بیماری، آن را درمان خواهد کرد.

۵- بادکش کردن: بادکش کردن از راههای مناسب برای درمان سریعتر سرماخوردگی است. برای این کار روزی یک یا دو بار، روی کتف ها و کنار ستون فقرات(یعنی دو سمت تیره پشت) را بادکش بیاندازید. این کار کمک موثری در کاهش دوره بیماری و تخفیف دردهای بدنی ناشی از آن است. اگر بادکش کردن بلد نیستید یک موزاییک را داغ کرده روی آن حوله انداخته کتف ها را روی آن گذاشته دراز بکشید و در حد طاقت بگذارید کتف ها و شانه هایتان حرارت ببینند.

توصیه های تغذیه ای

۱- در طول دوره بیماری، غذای بیمار باید ساده، سبک و زود هضم باشد. بهترین غذاها در طول دوره سرماخوردگی، همان هایی هستند که قدیمی ها به بیماران خود می دادند؛ یعنی آش ها و شورباهای ساده که علاوه بر دارا بودن خصوصیات فوق، اثر نضج (پختن) اخلاط فاسد را نیز دارند و باعث تسهیل و تسریع درمان می شوند. استفاده از کدو، شلغم، زردک یا هویج، تره، روغن بادام و آرد جو یا آرد برنج در این غذاها مفید است. اگر بیمار در طول دوره بیماری دچار ضعف هم شده باشد؛ می توان از گوشت های سبک و زودهضمی مثل گوشت پرندگان کوچک در طبخ غذا استفاده کرد ولی بهتر است در دوره تبداری از مصرف گوشت به ویژه گوشت قرمز پرهیز کرد.

۲- مواد غذایی ترش و شور و همچنین غذاهای سرد و تر (بلغم زاها، مثل ماست، ماهی و …) باید از فهرست غذایی بیمار حذف شوند.

۳- ادویه های تند و محرک در غذای فرد سرماخورده به ویژه کسانی که دچار التهاب گلو یا حنجره هستند جایی ندارند. البته و برخلاف عقیده شایع، استفاده از دارجین یا زنجبیل در تغذیه بیمار، برای تسریع درمان او مفید است.

۴- خربزه و انگور که در حالت عادی میوه های فوق العاده مفیدی هستند در دوره سرماخوردگی می توانند باعث تشدید بیماری شوند و نباید مصرف شوند.

۵- و نهایتا این که پرخوری همیشه بد است و در این دوره بدتر.

نـــســـخـــه هـــا

عسل

یکی از جاهایی که قدرت شفابخشی عسل بسیار واضح است؛ سرماخوردگی است. علاوه بر مصرف آب عسل که شرح آن در ادامه می آید؛ استفاده از عسل در شیرین کردن انواع داروهای مورد استفاده در سرماخوردگی بسیار مفید است. همچنین حل کردن عسل در شیر داغ و میل کردن آن در کاهش التهاب گلو و سینه بسیار موثّر است.

آب عسل: مقدار دلخواهی عسل را در آب حل کنید(حدّاقل یک قاشق غذاخوری در یک لیوان آب)؛ سپس مقداری آب لیموترش تازه(و نه آبلیمو) به آن اضافه کنید و در طول دوره بیماری روزی سه چهار لیوان از این نوشیدنی بسیار گوارا و لذیذ را به آرامی و جرعه جرعه میل نمایید. اضافه کردن کمی عرق نعناع یا پونه به این ترکیب، شما را صاحب یک داروی تمام عیار در درمان سرماخوردگی خواهد کرد.

دم نوش های مفید در درمان سرماخوردگی

* داروهای دارای طبع گرم: نعناع، پونه، آویشن، بابونه(شیرازی یا گاوچشم)، پرسیاوشان، زوفا و ….

* داروهای با طبع خنک: خطمی، پنیرک، بنفشه، عناب، برگ اوکالیپتوس، نیلوفر و ….

برای آماده نمودن این دم نوش ها، ترکیبات آنها را به همراه دو لیوان آب سرد در یک قوری- که بهتر است چینی باشد- ریخته، روی حرارت کم قرار می دهیم تا به نقطه جوش برسد؛ سپس قوری را روی حرارت غیرمستقیم(کتری یاسماور) می گذاریم تا درمدّت ۳۰ دقیقه به آرامی دم بکشد؛ پس از آن، چای راصاف نموده، مصرف می کنیم. هـرقـدر زمان دم کشیدن داروها بیشتر باشد، کیفیت آن، مطلوب تر خواهد بود. در صورت تمایل می توانید از همان ابتدا از آب جوش استفاده نمایید و نوشیدنی را مشابه چای معمولی دم کنید یا آن که بگذارید دارو به مدّت ۱۵ تا ۲۰ دقیقه روی شعله کم بجوشد. ترجیحا این دم نوش ها را با عسل میل کنید. اضافه کردن چند قطره آب لیموترش تازه علاوه بر ایجاد طعم مطبوع، اثرات درمانی آنها را نیز افزایش می دهد.

بهتر است دو یا تعداد بیشتری از این داروها را به تناسب طبع خود به صورت ترکیبی و با هم مورد استفاده قرار دهید مثلا دم کرده مخلوط یک قاشق عذاخوری آویشن(یا نعناع یا بابونه یا زوفا) و یک قاشق عذاخوری پنیرک(یا خطمی یا بنفشه) یک داروی نسبتا کامل در درمان هر نوع سرماخوردگی است؛ اگر چه استفاده تکی از هر یک از این داروها هم اشکالی ندارد و اغلب نتیجه مفیدی دارد. به تناسب شدت بیماری، روزی دو- سه بار از این دم نوش ها استفاده کنید. درمان با این داروها با شروع بیماری، آغاز و تا بهبود آن ادامه می یابد. میزان مصرف برای کودکان، به تناسب سن و وزن، کمتر است؛ اگرچـه مـصرفِ زیادتر آن نیز عارضه ای ندارد.

داروهای ذکر شده با داشتن خواصّی چون اثر آنتی بیوتیکی(چرک خشک کنی)، کاهش و تخلیه ترشّحات سر و سینه، پیشگیری از سینوزیت، نرم کردن گلو و ریه، باز کردن صدا، کاهش تب و دردهای بدنی، کوتاه نمودن دوره بیماری، درمان سرفه و عطسه و … داروهایی بسیار مناسب، موثّر و کم عارضه؛ برای درمان انواع سرماخوردگی و آنفولانزا در تمامی رده های سنی و همه افراد( حتی زنان باردار و شیرده) بوده؛ جایگزینی شایسته و ارزان قیمت برای داروهای پـرعارضه ای مانند آنـتـی بـیـوتیک ها، آنـتی هیستامین ها، قـرص ها و شـربت هـای سـرماخـوردگی و … می باشند.

نکته ۱: به جای جوشاندن داروها، می توان از عرقیات این داروها که با عسل شیرین شده باشد هم استفاده کرد.

نکته ۲: بهتر است دوباره یادآوری کنیم که همه افراد می توانند از این داروها استفاده کنند. بنابراین برای درمان سرماخوردگی نوزاد چند روزه خویش هم با خیال راحت از این داروها استفاده کنید. زنان باردار هم که با محدودیت های زیادی در استفاده از داروهای شیمیایی مواجه هستند می توانند نسبت به درمان بیماری خود با این داروها اقدام کنند.

نکته ۳: به طور معمول گل گاوزبان را به عنوان داروی درمان سرماخوردگی به کار نمی برند و اغلب، گل گاوزبان را به جهت تاثیرات آرامبخشی و تقویت کننده قلب می شناسند اما به تجربه دیده ام که استفاده از گل گاوزبان در این دوران، علاوه بر کاهش دردهای بدن، سیستم ایمنی را تقویت و دوره بیماری را کوتاه می کند و نقش موثری در تخلیه ترشحات سینه دارد.

نکته ۴: در جایی خوانده ام که اسطوخدوس در تخلیه ترشحات عفونی ریه حتی از زوفا هم قویتر عمل می کند. به نظر من این عقیده چندان نادرست نیست، به همین جهت می توانید از این دارو هم در درمان سرماخوردگی و البته به صورت ترکیبی با سایر داروها استفاده کنید. اسطوخدوس علاوه بر اثر مثبت روی ترشحات سر و سینه، یک مسکن و آرام بخش موثر در این دوران هم هست.

چهارگل(خنک)

یکی از داروهای رایج و البته موثّر طبّ سنّتی در درمان سرماخوردگی چهارگل خنک است که در اغلب عطّاری ها پیدا می شود. این ترکیب به طور سنّتی شامل گل نیلوفر، گل بنفشه، گل پنیرک و گل کدوی سبز است که همگی طبع خنکی دارند و باعث کاهش التهابات و عفونت ها و تب بیمار شده با خاصیت ملیّنی خود دفع اخلاط فاسد را سرعت می بخشند. البته ترکیب این دارو ترکیب ثابتی نیست و به سلیقه اهل فن و بر اساس مقتضیات (مثلاً قیمت یا در دسترس بودن داروها) تغییر می کند. برای مثال در اکثر ترکیبات چهارگل امروزی از عنّاب و گل خطمی استفاده می شود؛ ولی گل کدو از آن حذف شده است. البته نتیجه در هر دو صورت مطلوب است. چهارگل دارویی است که به صورت انفرادی می تواند اکثر موارد سرماخوردگی و آنفولانزا را درمان کند. استفاده از چهارگل به صورت دم کرده یا جوشانده و به مانند دم نوش های فوق الذّکر است. توصیه بنده این است که چهارگل را جزء داروهای مهم و ضروری که باید در خانه موجود باشند به حساب بیاورید.

تذکّر: چهارگل گرم به طور معمول مشتمل بر گل زوفا، گل کدو، گل گاوزبان و پر سیاوشان است که آن هم در درمان سرماخوردگی بسیار مفید است. البته چهارگل گرم به طور معمول و با این ترکیب به صورت آماده در عطاری ها وجود ندارد.

داروهای ژلاتین ساز

این داروها به ویژه در درمان عفونت های گلو و سینه بسیار مفیدند. اکثر این داروها طبع خنکی دارند و علاوه بر اثر مثبت در کاهش بار عفونی گلو و سینه، در کاهش التهاب حنجره و تارهای صوتی، باز کردن صدا و پیشگیری و درمان سرفه بسیار موثّرند.

الف- چهارتخمه (خنک): چهارتخمه از رایج ترین داروها در درمان سرماخوردگی است. البته تخمه های مورد استفاده در این ترکیب؛ بسته به شرایط، از بین فهرست: بارهنگ، قدّومه شیرازی، تخم مرّو، بالنگو، تخم شربتی، تخم ریحان، بهدانه و اسپرزه انتخاب می شوند. اضافه کردن مقداری سپستان، صمغ عربی، کتیرا و یا شکر تیغال به این مجموعه، آن را تبدیل به یک داروی فوق العاده در درمان انواع سرماخوردگی و به خصوص مواردی از بیماری می کند که گلو و سینه را درگیر کرده باشند. بنابراین در درمان سرماخوردگی و به خصوص وقتی که دچار گلو درد یا عفونت سینه شده اید از مصرف چهارتخمه غافل نشوید. یکی از خصوصیات چهارتخمه، طعم مطبوع آن برای اکثر بیماران است. برای مصرف چهارتخمه، می توانید یک قاشق غذاخوری از آن را با کمی نبات داخل یک لیوان آب جوش ریخته روی آن را با نعلبکی بپوشانید تا خوب دم بکشد و لعاب بیاندازد. پیشنهاد می کنم که لیوان حاوی چهارتخمه را روی بخاری قرار دهید و نیم ساعت تا ۴۵ دقیقه صبر کنید تا صمغ عربی – که معمولاً در چهارتخمه های امروزی موجود است – کاملاً آب شود و دارو حالت یک ژله چسبناک بگیرد. البته بهتر است مقدار آب جوشی که برای دم کردن چهارتخمه استفاده می کنید کمی زیادتر باشد تا داروها به حدّاکثر میزان حالات ژلاتینی خود برسند.

ب- شربت بارهنگ: یک قاشق غذاخوری بارهنگ را با یک لیوان آب و یک لیوان عرق نعناع بجوشانید تا نصف شود سپس با عسل آن را شیرین و میل کنید. این ترکیب داروی بسیار مفیدی به ویژه برای نرم کردن سینه و تخلیه ترشّحات آن و درمان گلودرد است. به جای عرق نعناع می توانید از عرق پونه یا آویشن هم استفاده کنید. این ترکیب را می توانید روزی ۳-۲ بار استفاده کنید.

ج- سایر ژله های خوراکی: علاوه بر چهارتخمه و بارهنگ، استفاده از سایر داروهایی که حالت ژلاتینی دارند در درمان سرماخوردگی به ویژه عفونت های گلو و ریه جایگاهی ویژه دارند. برای این کار می توان از اسپرزه، کتیرا، بهدانه، تخم شربتی، بادام شیرین، شیرخشت، صمغ عربی، صمغ گیلاس یا آلبالو، شکر تیغال و … استفاده کرد. برای نمونه روش تهیه ژله اسپرزه را برایتان می آورم. سایر ژله ها را نیز می توانید به روشی مشابه آماده کنید:

یک قاشق غذاخوری اسپرزه( و در صورت تمایل و برای اثربخشی بیشتر، یک قاشق چایخوری پودر کتیرا) را با کمی نبات یا عسل در یک لیوان آب جوش ریخته و مثل روشی که در چهارتخمه ذکر شد بگذارید کاملا دم بکشد و سپس آن را مصرف کنید. اسپرزه و کتیرا طبع خنکی دارند و به ویژه در بیماران تب دار مفیدند. البته دقّت کنید که هرگز اسپرزه را آسیاب نکنید.

نسخه هایی با شلغم

از قدیمی ترها شنیده بودم که می گفتند که اگر کسی سرما خورده است برود و در مزرعه شلغم غلت بزند. این جمله، نشانگر تاثیر بسیار خوب شلغم در درمان بیماری است. در واقع مصرف شلغم به صورت خوراکی و بخور می تواند به تنهایی اکثر سرماخوردگی ها را درمان کند. برای این کار راههایی وجود دارد از جمله:

- راه رایج و ساده در استفاده شلغم همان پختن آن است. شلغم را با مقدار کمی آب، بخارپز و میل کنید. البته در طول زمان پخت، از بخور دادن با بخار شلغم هرگز غفلت نکنید. استفاده زیاد از شلغم در آش ها و شورباهای مصرفی بیمار هم باید مدّنظر باشد.

- شیره عسلی شلغم: یک مخروط از قسمت پهن یک شلغم بزرگ جدا کنید و از قسمت وسط این مخروط با میله بافتنی یا وسیله ای مشابه، دو یا سه سوراخ تا پایین شلغم ایجاد کنید. شلغم را روی یک لیوان قرار دهید و مخروط روی شلغم را از عسل پر کنید. عسل به تدریج از سوراخ های ایجاد شده به درون لیوان می چکد و در راه، مواد موثره شلغم را در خود حل می کند. مایع غلیظ حاصله یک داروی عالی برای درمان سرماخوردگی و یک شربت سینه گیاهی طبیعی و موثّر است.

سایر روش های درست کردن شیره عسلی شلغم:

۱- شلغم را به ورقه های نازک برش زده دو طرف آنها را یک لایه نازک عسل بمالید – مثل مالیدن کره روی نان – و آنها را درون سبد قرار دهید تا عسل از آنها درون ظرفی که زیر سبد می گذارید بچکد.

۲- شلغم خام را آبگیری کنید و با عسل شیرین کنید و میل نمایید. البته این روش برای کسانی مناسب است که از معده سالمی برخوردار بوده تحمل تلخی این دارو را نیز داشته باشند.

۳- شلغم را خرد کنید و با کمی آب و عسل بپزید و مصرف کنید تا اثر عالی آن را در درمان سرماخوردگی ببینید.

اسانس نعناع؛ یک دارو و این همه کاربرد

اسانس نعناع(که در واقع همان محلول روغنی یا عطر نعناع است) فرآورده ای است که از محصولات جنبی استحصال عرق نعناع محسوب می شود. این اسانس با بوی نافذ و تند خود قدرت فوق العاده ای در باز کردن بینی دارد و درعین حال یک ضدعفونی کننده بسیار قوی، ضدّدرد، ضدّاسپاسم های عضلانی و آرامبخش است. این اسانس را می توانید از عطّاری ها یا کسانی که عرق نعناع می گیرند(مثلا در کاشان) تهیه کنید. قطره منتول که در داروخانه ها موجود است نیز بر همین پایه ساخته شده و در صورت عدم دسترسی به اسانس نعناع قابل استفاده است اگرچه اوّلی ارجح است.

روش های استفاده از اسانس نعناع:

۱- استفاده در نوزادان: مشکل بزرگ در سرماخوردگی نوزادان و کودکان، گرفتگی بینی آنهاست که باعث بروز مشکلات متعددی در شیرخوردن و خوابیدن آنها می شود. برای باز شدن بینی، می توان چند قطره از محلول اسانس نعناع را دو طرف بالش یا زوی یقه لباس نوزاد ریخت. تبخیر شدن این محلول به سرعت باعث رفع احتقان شده؛ ضمن ایجاد اثرات ضدّ درد، آرامش خاصی به کودک می دهد و برای او خواب راحتی را در پی خواهد داشت. می توانید این کار را چندین مرتبه در روز و یا شب تکرار کنید. به علت ظرافت پوست نوزادان، بهتر است دارو با پوست آن ها تماس نداشته باشد، چون ممکن است باعث قرمزی یا سوزش پوست شود.

۲- استفاده در کودکان بزرگتر و بزرگسالان: برای کودکان می توان مشابه نوزادان عمل کرد. علاوه بر آن، می توان چند قطره از محلول اسانس نعناع را جلوی بینی مالید که به سرعت گرفتگی بینی را باز خواهد کرد. این عمل را نیز می توان چندین بار در روز و یا به دفعات مورد لزوم، تکرار کرد.

۳- برای رفع سردرد، درد ناحیه گردن، دست، پا و کمر که در اثر سرماخوردگی و یا مشکلات دیگر به وجود آمده اند، می توان چند قطره از محلول اسانس نعناع را روی موضع درد ماساژ داد که معمولا بلافاصله جذب می شود. در صورت وسعت ناحیه درد می توانید اسانس را با روغن زیتون مخلوط کنید. ماساژ اسانس نعناع روی سینوس ها(بالای ابروها و روی گونه ها) برای درمان سینوزیت هم بسیار مفید است.

۴- استفاده به شکل بُخور: اضافه کردن چند قطره از اسانس به محلول بخور، اثربخشی آن را فوق العاده زیاد می کند. استفاده از اسانس نعناع در بخور عمومی محیط هم بسیار مفید است.

تک نسخه ها و تک نکته ها

لـــیـــمـــوهـــا

لیموترش: استفاده از آب لیموترش تازه در انواع نوشیدنی های مورد استفاده در سرماخوردگی در تسریع بهبودی بسیار مفید است.

لیموشیرین: از مصرف لیموشیرین در دوران سرماخوردگی غافل نشوید. حالت لزج لیموشیرین باعث نرم شدن گلو و سینه می شود. گرفتن آب لیموشیرین و شیرین کردن آن با عسل هم بسیار مفید است.

نارنج نبات

صبح ناشتا یک عدد نارنج را از وسط به دو نیم کنید و دانه های آن را خارج کنید و روی آن، کمی پودر نبات بپاشید و درون یک ظرف(بدون آب) روی شعله کم قرار دهید تا آب نارنج درون خودش جوش بیاید. حالا آب نارنج را به آرامی بمکید. این دارو برای تخلیه ترشحات سینه بسیار موثر است. در صورت نبودن نارنج می توان از پرتقال هم استفاده کرد؛ اگر چه اثر درمانی آن به پای نارنج نمی رسد.

شربت انجیر خشک و برگ هلوی خشک

۲۵۰ گرم انجیرخشک و ۱۰۰ گرم برگ خشک هلو را خرد کرده همراه با آب جوشانده تا پخته شود. سپس آن را صاف نموده، ۲۵۰ گرم عسل به آن افزوده روی حرارت کم خوب به هم بزنید تا شربت به قوام آید. این شربت را صبح ناشتا میل نمایید. این شربت، داروی مناسبی برای عفونت های گلو و ریه است.

جوشانده انجیرخشک و شیر

خیسانده انجیرخشک به جهت لعابی که تولید می کند داروی بسیار خوبی برای کاهش التهاب گلو وسینه است. توصیه من آن است که روزی یک یا دو بار و هر بار ۷ عدد انجیرخشک را با یک لیوان شیر ۲۰ دقیقه روی شعله کم بجوشانید و سپس انجیرها و شیر باقیمانده را میل کنید. این ترکیب علاوه بر نرم کردن گلو و ریه در باز کردن گرفتگی صدای ناشی از سرماخوردگی یا سایر علل بسیار مفید است.

کدوحلوایی

کدوحلوایی یکی از داروهای مناسب برای نرم کردن سینه و خروج ترشّحات آن است. در دوره سرماخوردگی می توانید روزی یکی دو بار، مقداری کدوحلوایی را بخارپز کرده به همراه عسل نوش جان کنید.

شیرین بیان

شیرین بیان داروی بسیار موثّری در تخلیه ترشّحات سینه و درمان سرماخوردگی است. محصولات مختلفی مانند پودر عصاره، پودر ریشه و ربّ شیرین بیان در عطّاری ها موجود است که می توانید هرکدام را که خواستید به صورت جوشانده، دم کرده یا محلول در آب استفاده کنید. امّا توجّه داشته باشید که در افراد فشارخونی و زنان باردار مصرف نشود.

یک آش عالی برای درمان سرماخوردگی و آنفولانزا

دستور این آش خیلی خوب را یک از کاربران پایگاه فرستاده است که از ایشان تشکّر می کنم. این آش که مزاجی گرذم و تر دارد، برای درمان سرماخوردگی و آنفولانزا و بیماری های تب دار و عفونی مفید است و نرم کننده و دفع‌کننده ترشّحات سیستم تنفسی است:

مقدار مساوی هویج، پیاز، کدوی حلوایی بدون پوست، شلغم، به و سیب درختی و مقدار کمی برنج و سبزی آش آماده کرده و به همراه آب در حرارت ملایم شروع به طبخ نمایید. پس از مدتی مقداری گیاه خشک پرسیاوشان، زوفا و بنفشه به آش فوق افزوده صبر کنید تا جا بیفتد و قبل از مصرف، مقدار کمی نمک و آبلیمو به آن اضافه نمایید.

این غذا بسیار پر انرژی و زود هضم بوده و جالب است بدانید در بسیاری از مواقع، با یکی دو وعده مصرف این آش در هنگام سرماخوردگی، کل علایم آن فروکش می‌کند.

تذکر : به جای پیاز می‌توانید از پیازچه به همراه چند حبه سیر نیز استفاده نمایید. در مواقعی که تب وجود ندارد می‌توان یک عدد ماهیچه گوسفند نیز به آش اضافه کرد. گیاه های خشک پرسیاوشان، زوفا و بنفشه از عطاری ها قابل تهیه اند.

بـــخـــورهـــا

بخور همان طور که از نامش پیداست، رساندن بخار محلول دارو در آب به ناحیه مورد نظر است. در سرماخوردگی یا آنفولانزا، بخور دادن از مهمترین اصول درمانی است؛ بنابراین در هر سرماخوردگی یا آنفولانزایی، اگر حتّی هیچ دارویی در دسترس شما نبود؛ با آب خالی بخور دهید.

روش اثر بخور: عمل اصلی بخور، باز کردن مجاری سینوس ها و شل کردن ترشحات آنها و در نتیجه تسهیل خروج آنهاست. البته اغلب داروهای مورد استفاده در بخور، اثر خوبی در کاهش میزان تولید موضعی ترشّحات و نیز کاهش بار میکروبی دارند.

روشهای انجام بخور: بخور به چند شیوه قابل انجام است:

۱- مقداری آب را به همراه ماده بخور در ظرف مناسبی ریخته روی شعله کم گاز قرار دهید تا جوش بیاید. در این حال با فاصله مناسبی سر را روی بخار متصاعد شده بگیرید و از آن استنشاق هم بکنید. این کار را حداقل ده دقیقه انجام دهید تا کاملاً عرق کنید.

۲- در مواردی که تمایل ندارید روی شعله مستقیم، بخور دهید پس از اینکه مایع بخور کاملاً جوش آمد آن را روی زمین گذاشته و سر خود را با حوله یا ملحفه ای پوشانده سر را روی کاسه بخور بگیرید و چند دقیقه در این حالت بمانید. در این مدّت تا می توانید نفس های عمیق بکشید.

۳- این روش اگر چه قدیمی شده است؛ اما بسیار موثر و قوی است. در این روش، چند قطعه سنگ یا آجر را کاملاً داغ کرده داخل کاسه محتوی محلول بخور می اندازید تا بخار از آن متصاعد شود. روش دیگر آن است که محلول یا ماده بخور را کم کم روی سنگ یا آجر داغ بریزید. البته توجه داشته باشید که سنگ ها، اغلب طاقت تغییرات دمایی زیاد را ندارند و ممکن است در این روش شکسته و قطعات جدا شده آنها به اطراف پرتاب شود؛ لذا توصیه می کنم برای این کار از آجر استفاده کنید.

۴- در صورتی که تمایل دارید از دستگاه بخور برای بخور دادن استفاده کنید باید داروی مورد نظر را ابتدا در آب، جوشانده، عصاره صاف شده آن را داخل دستگاه بریزید.

تذکّر مهم: پس از هر بار بخور، سر و صورت خود را با یک پارچه نخی ببندید و مواظب باشید تا خشک شدن کامل سر و صورت، هرگز در معرض باد کولر، پنکه یا هوای آزاد قرار نگیرید؛ وگرنه اثر معکوس حاصل خواهد شد.

۵- بخور عمومی محیط: از آنجا که منابع گرمازا به خصوص ا نواع متمرکز آن مانند شومینه و بخاری هوا را خشک می کنند و این خشکی هوا مشکلات ناشی از سرماخوردگی را تشدید می کند؛ سعی کنید رطوبت مورد نیاز محیط را با قرار دادن کاسه و یا کتری پر از آب بر روی اجاق گاز یا بخاری و یا استفاده از دستگاه بخور تامین کنید. داروهای مناسب برای بخور که در ادامه معرّفی می شوند را می توان در بخور عمومی هم استفاده کرد.

موادی که می توانید در مایع بخور استفاده کنید:

- بابونه(شیرازی یا گاوچشم)؛ تخم گشنیز( بهتر است آسیاب یا نیم کوب شود)؛ برگ اوکالیپتوس(تازه یا خشک فرقی نمی کند؛ فقط کمی خرد شود)؛ آویشن؛ اسطوخدوس؛ کاه(بهتر است کاه جو باشد)؛ ریحان(بهتر است از ریحان بنفش استفاده کنید.)؛ پونه؛ نعناع و اسانس نعناع؛ بنفشه؛ پرسیاوشان؛ کندر؛ سندروس؛ مرزنجوش؛ بومادران، سیاهدانه و ….

همچنین می توانید از مخلوط ۲ یا چند ماده از مواد فوق استفاده نمایید. در مواردی که امکان دارد؛ استفاده مستقیم از عرقیات این داروها هم مطلوب است.

- سرکه: می توان۳-۲ قاشق غذاخوری سرکه( که بهتر است خانگی باشد)را به تمام محلول های بخور اضافه کرد. سرکه با بوی تند و تیز خود مجاری سینوس ها را باز می کند و زمینه را برای نفوذ بهتر سایر داروها فراهم می کند. بخور سرکه به تنهایی (مخلوط با کمی آب) هم اثرات مفیدی دارد.

- ماست: یک آجر را روی شعله گاز قرار دهید تا کاملاً داغ شود و سپس چند قاشق ماست روی آن بریزید. بخور ماست یکی از بهترین بخورها برای باز کردن سینوس هاست.

نحوه برخورد با تب در سرماخوردگی

یکی از کابوس های والدین در برخورد با سرماخوردگی کودکان، تب کردن آنهاست. معمولا در این مواقع، پدر و مادر دچار اضطراب می شوند و به ویژه از ترس ابتلای کودک به تشنج ناشی از تب، انواع داروها را به خورد کودک دلبند خود می دهند. امّا واقعیت این است که درمان تب ناشی از سرماخوردگی و سایر بیماری های ویروسی بسیار ساده و مبتنی بر اقدامات عملی ذیل است:

۱- در اکثر موارد، رعایت اصول درمانی ذکر شده در این مقاله باعث می شود که کودک یا تب نکند یا تب او بسیار خفیف باشد و یا دراسرع وقت فروکش کند. بنابراین نگرانی زیادی به خود راه ندهید.

۲- یکی از علل مهم تب، وجود کانون های موضعی عفونی است که در مورد سرماخوردگی، معمولا مربوط به سینوس ها و گاهی هم گلو است. لذا در مورد تخلیه سینوس ها با ریختن قطره یا بخور دادن اقدام کنید.

۳- در ترکیب داروهای خوراکی بیماری که تب دارد؛ از داروهای خنک و تب بر، بیشتر استفاده کنید. شاید بهترین آنها، دم کرده پوست بید یا عرق بید است. استفاده از خطمی، پنیرک، بنفشه، نیلوفر و … هم مفید است.

۴- پاشویه: پاشویه با آب معمولی، برای درمان اکثر تب ها کافی است امّا برای تاثیر بیشتر می توانید این کار را با عرق کاسنی انجام دهید. پاشویه تکنیک عجیب و غریبی ندارد و طبق روال می توانید پاهای بیمار را داخل ظرف آب قرار داده شستشو دهید. البته اگر پاهای بیمار سرد است بهتر است سراغ جاهای دیگر بروید. درواقع ضرورتی ندارد حتما پاشویه روی پاهای بیمار انجام شود. گذاشتن و عوض کردن متناوب دستمال خیس بر روی پیشانی هم روش رایج دیگر است اما علاوه بر پیشانی، از شکم هم که سطح وسیع تری دارد غافل نشوید. همچنین می توانید یک اسفنج را به آب ولرم آغشته کنید و روی پوست کودک بکشید. حتی شستشوی ساده دست و صورت هم می تواند به کاهش قابل توجه دمای بدن منجر شود. یک روش دیگر برای پاشویه این است که با لیف یا اسفنج خیس پوست را به این ترتیب خنک کنید: از تنه شروع کرده و مسیر رگهای خونی بزرگ را در امتداد اندام ها با لیف خنک نمایید( مثل زیر بغل ها؛ کشاله ران؛ کف دست ها و پاها )

برای پایین آوردن تب کودک از آب سرد استفاده نکنید؛ پاشویه بهتر است با آب ولرمی که ۳ تا ۴ درجه سانتی گراد خنک تر از حرارت معمولی بدن است انجام شود. اختلاف زیاد درجه حرارت بدن با آب موجب ممکن است موجب اختلال در خونرسانی و مشکلات دیگری در کودک شود. همچنین آب سرد، با نقباض عروق پوست باعث می‌شود خون کمتری زیر پوست جریان پیدا کند و بنابراین تبادل گرما بین خون و پوست کاهش می‌یابد.

تذکّر: به هیچ وجه برای پاشویه از الکل استفاده نکنید. این مساله دو دلیل دارد: اوّل آن که الکل به سرعت تبخیر می شود و باعث کاهش سریع درجه حرارت بدن می شود که می تواند خطرناک باشد. دوّم هم این که الکل از طریق پوست، جذب و وارد خون می شود. ورود الکل به خون می تواند سبب بروز مشکلات تنفسی یا تشنج شود و یا بر اثر افت قند خون، کودک را خواب آلوده یا تحریک پذیر کند.

۵- راه موثّرتر این است که به جای دستمال خیس، خیار یا کدوی خورشی را به ورقه های نازک برش زده آن را روی سطح پیشانی یا شکم بیمار قرار دهیم یا آن را روی این نواحی ماساژ دهیم.

۶- شیاف خیار: به نظر من، یکی از بهترین راه ها برای کنترل تب ناشی از سرماخودگی آن است که قطعه ای خیار یا کدوی خورشی را در اندازه تقریبی یک شیاف، برش داده از راه مقعد، برای بیمار شیاف بگذاریم. این شیاف بسیار موثر تر از شیاف استامینوفن است و عارضه خاصی هم ندارد. شیاف را می توانید هر ۳-۲ ساعت تا قطع تب تکرار کنید.

این درمان به ویژه در کودکانی که به علّت یا همراه تب، دچار یبوست هم می شوند فوق العاده موثر است چرا که همزمان با قطع تب، شکم بیمار را هم راه می اندازد. درواقع، کارکردن شکم به خودی خود باعث کاهش تب می شود. شیاف خیار علاوه بر کاهش تب از طریق طبع خنک خود، بعد از یکی- دو نوبت استفاده، شکم کودک را هم راه می اندازد و مشکل را به کلّی مرتفع می کند. در این موارد، معمولا داروهای تب بر شیمیایی تاثیر چندانی ندارند و تا وقتی که شکم کار نکند این عدم تاثیر به قوت خود باقی است.

۷- در مواردی که بیمار بزرگسال است و تب او شدید؛ حتی می توان از مصرف خوراکی آب خیار، نصف استکان هر یک ساعت، تا قطع تب استفاده کرد.

نکته مهم ۱: در پایین آوردن تب در کودکان، نباید خیلی عجله و افراط کرد؛ چرا که کاهش سریع درجه حرارت بدن هم می تواند منجر به تشنج کودک شود.

نکته مهم ۲: اگر قبل از تب، بیمار دچار لرز شود؛ روی او را با پتو بپوشانید تا با بالا رفتن درجه حرارت بدن، لرز قطع شود. آنگاه به آرامی نسبت به درمان تب اقدام کنید.

نکته مهم ۳: بهتر است تب های زیر ۳۸ درجه را درمان نکنیم تا اثراب ضدمیکروبی تب در بدن اعمال شود.

نکته مهم ۴: پوشاندن بیش از حد نوزادان می تواند منجر به افزایش مصنوعی دمای بدن او و اشتباه در تشخیص تب شود. لذا یکی از اقدامات ضروری در هنگام تبدار بودن کودکان کوچکتر، کم کردن لباس آنهاست؛ خیلی از اوقات، همین اقدام ساده باعث کاهش تب کودک می گردد.

نکته مهم ۵: برای پاشویه نمی توان مدّت زمان مشخّصی تعریف کرد و باید تا طبیعی شدن حرارت بدن ادامه پیدا کند.

نکته مهم ۶: در صورت افزایش نبض، کاهش تنفس، خواب آلودگی و لرز (به ویژه در نوزادان و کودکان) باید از ادامه پاشویه خودداری کنید و روی بدن بیمار را با پتو بپوشانید چراکه این واکنش ها می تواند نشانه اختلال در سیستم گردش خون بیمار باشد.

نکته مهم ۷: مادران نوزادان شیرخوار باید توجّه داشته باشند که در هنگام سرماخوردگی، به هیچ وجه شیر دادن به کودک را متوقّف نکنند؛ چرا که شیر مادر، بهترین غذا و دارو برای کودک است. همچنین تغذیه مناسب با شیر مادر، از تب کودک نیز پیشگیری می کند.

باز کردن گرفتگی بینی

احتقان بینی یکی از خاطره های ناخوشایند ما از سرماخوردگی است. این امر به ویژه در کودکان و به خصوص در شیرخواران، اهمّیت دو چندانی دارد؛ چرا که با تغذیه و شیر خوردن و خواب آنها تداخل دارد. از این رو باید در درمان آن اهتمام ویژه ای به خرج داد. در این رابطه نکات ذیل قابل ذکر است:

۱- استفاده از بخورها: یکی از بهترین راه های باز کردن بینی است که شرح آن در بالا گذشت.

۲- ماساژ ویکس روی بینی: این کار به سرعت بینی را باز می کند؛ به خصوص در کودکان کوچک تر می توانید از این روش استفاده کنید.

۳- چکاندن بعضی روغن ها مثل روغن سیاهدانه بینی را باز می کند؛ امّا به دلیل سوزش زیاد، این روش را توصیه نمی کنیم.

۴- استفاده از اسانس نعناع به شرحی که در سطور بالا گذشت.

۵-بهترین قطره بینی برای شیرخواران، شیر مادر آنهاست. توصیه می کنیم این مادران محترم به تناوب شیر خود را داخل بینی شیرخوار بریزند. برای این کار نوک سینه را مقابل سوراخ بینی او گرفته شیر را به داخل بینی بدوشید.

۶- چکاندن قطره های بینی موجود در داروخانه ها(قطره های کلرور سدیم) حدّاقل برای شیرخوران نتیجه نسبتا مناسبی دارد. راه دیگر این است که یک قاشق مرباخوری نمک را در یک لیوان آب گرم حل کنید و از آن به عنوان قطره بینی استفاده کنید.(غلظت نمک در این محلول باید در حدی باشد که طعم آن مشابه خون باشد.)

نکاتی در مورد سرفه، گلودرد، گرفتگی صدا و عفونت های ریوی

سرفه یکی از سازوکارهای مهم دفاعی بدن است که برای تمیزکردن مجاری تنفسی و دفع اخلاط راههای هوایی فعّال می شود. انقباض بعضی ماهیچه های ویژه در دستگاه تنفّسی، همراه با باز و بسته شدن سریع تارهای صوتی و خروج سریع هوای متراکم ریه ها منجر به آن می شود که هنگام عبور هوا از تارهای صوتی صدایی ایجاد شود که به آن سرفه می گوییم. سرفه ممکن است خشک یا همراه با دفع خلط باشد. برخلاف عطسه که معمولا نشانگر گرفتاری دستگاه تنفّسی فوقانی(بینی و سینوس ها) است؛ سرفه دلیلی بر التهاب گلو، حنجره و ریه است. گرفتگی صدا نیز به درجات مختلف همراه این التهابات دیده می شود.

درمان سرفه و التهابات گلو، حنجره و ریه که ناشی از سرماخوردگی باشد؛ جدای از درمان خود بیماری نیست و اگر درمان به صورت کامل انجام شود این موارد هم بهبود خواهند یافت. با این حال و با توجّه به این که درمان این التهابات، شباهت زیادی به هم دارند؛ تذکّر نکات ذیل، خالی از لطف نیست:

الف- پرهیز از صحبت کردن با صدای بلند و داد و فریاد زدن، اجتناب ازخوردن مایعات سرد خصوصا پس از خواب و خودداری از مصرف غذاهای سرخ شده و خوراکی های ترش مفید است.

ب- استفاده از غذاهای لعابدار و نرم کننده سینه مثل حریره مغز بادام شیرین با آرد برنج یا نشاسته گندم، فرنی آرد برنج، فرنی نشاسته گندم، سوپ جو، هلیم گندم، آش شلغم و آش کدو هم بسیار کمک کننده است. برای مثال طرز تهیه دو نمونه از این خوراکی ها را ذکر می کنیم:

حریره مغز بادام شیرین با آرد برنج: ۲۰۰ گرم مغز بادام شیرین را در آبجوش ریخته تا بتوانید پوست آن را بکنید، بادام پوست کنده را چرخ کرده درون پارچه نازکی ریخته ۳ لیوان آب گرم روی آن بریزید تا شیره بادام گرفته شود. سپس ۳ قاشق غذاخوری آرد برنج را در شیره بادام حل کرده ۲ قاشق غذاخوری عسل به آن اضافه نمایید و روی حرارت ملایم قرار دهید تا حدی که غلیظ شود، سپس آن را گرم گرم میل نمایید. می توانید به جای آرد برنج از ۵ قاشق غذاخوری نشاسته گندم استفاده نمایید.

فرنی نشاسته گندم: نشاسته گندم را در مقدار کمی آب سرد حل کرده سپس ظرف را زیر شیر سماور یا کتری گرفته در حالی که آب جوش را کم کم به آن اضافه می کنید آن را مرتّب هم بزنید تا قوام دلخواه را به دست بیاورد. سپس آن را با عسل شیرین و میل کنید. اگر تمایل دارید نشاسته را با نبات شیرین کنید باید آن را از ابتدا به فرنی اضافه کنید.

ج- استفاده از داروهای ژلاتین ساز: که توضیح آن در بخش های قبلی گذشت.

د- غرغره کردن آب نمک: این کار باعث کاهش بار میکروبی گلو می شود. یک قاشق چایخوری نمک را در یک استکان آب ولرم حل کنید و غرغره کنید. می توانید روزی سه چهار بار غرغره را تکرار کنید. توجّه داشته باشید که این آب نمک، بر خلاف آب نمکی که برای شستشوی بینی به کار می برید باید غلیظ باشد.

عدم بهبودی سرفه پس از بهبودی سرماخوردگی

مهمترین و شایع ترین دلیل عدم بهبودی سرفه پس از پایان دوره سرماخوردگی، معمولاً دو چیز است:

۱- التهاب نای(تراکییت): نای به دلیل بافت غضروفی خود که فاقد خونرسانی مستقیم است اگر دچار عفونت شود روند درمانی اش کند خواهد بود. مهمترین نکته برای پیشگیری از این حالت، همان قواعد گفته شده برای جلوگیری از ریزش اخلاط به داخل سینه و نیز اقداماتی مانند بخور دادن است. امّا اگر پس از پایان سرماخوردگی مواجه با ماندگاری سرفه های خشک(و گاهی هم خلط دار) بودید که منشا سینوسی نداشت می توانید حدس بزنید که با این مشکل مواجه هستید. بهترین راه برای درمان این مشکل، ادامه اقدامات قبلی که برای سرماخوردگی انجام می دادید است که البته بر روی مصرف داروهای ژلاتین ساز و غذاهای لعابدار و نیز ماساژ ویکس روی سینه، استفاده از جوشانده انجیر در شیر و … تاکید بیشتری می کنیم.

۲- سینوزیت: عفونت موجود در سینوس ها تا مدّتها ممکن است ماندگار باشد. این عفونت ها تدریجا و به ویژه شبها به داخل گلو می ریزند و بیمار را وادار به سرفه می کنند. اگر اقدامات این مقاله به درستی انجام شوند عملا چنین مشکلی بروز نمی کند که بخواهیم دغدغه درمانش را داشته باشیم. در میان این اقدامات به ویژه بر بخورها تاکید می کنیم تا مانع از ماندن ترشحات عفونی در سینوس ها شویم. با این حال اگر پس از درمان سرماخوردگی، دچار سینوزیت شده باشید؛ می توانید با عمل به دستورات مقاله «سینوزیت؛ همه گیری قابل درمان» مشکل خود را حل کنید.

حجامت در دوره سرماخوردگی

همان طور که درمقاله «بچه ام زیاد سرما می خورد؛ چه کنم؟» گفتیم؛ حجامت از بهترین روش ها برای کاهش موارد ابتلا به سرماخوردگی به ویژه درکودکان است. امّا سوالی که گاهی پیش می آید آن است که انجام حجامت به هنگام سرماخوردگی هم جایی دارد؟ پاسخ این سوال مثبت است. اگر حجامت درهنگام شروع بیماری و یا در اوج پختگی اخلاط فاسد انجام شود ( که تشخیص آن برعهده پزشک حاذق است ) باعث تسریع بهبودی سرماخوردگی است. البته باید توجه داشت که در این حجامت اولا نباید اصرار به خونگیری زیاد از بیمار داشت و در ثانی اگر بیمار به علت بیماری دچار ضعف بدنی شده است؛ از انجام حجامت پرهیز کرد.

در نگارش این مقاله کمک گرفته ام از:

۱- seemorgh.com

2- forsatonline.ir

3- uromnursing.persianblog.ir

4- ravazadeh.com

5- jamejamonline.ir

6- isna.ir

7- sharghnewspaper.ir

8- ماهنامه دنیای تغذیه

عنبر نسارا؛ پشگل پر خاصیت!

پزشکی, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدایهم اجمعین

عنبر نسارا؛ پشگل پر خاصیت!

مقدّمه

بعد از راه اندازی پایگاه، یک نکته جالب توجّه برایم آن بود که در موارد نسبتاً زیادی، کاربران با جستجوی واژه «عنبر نسارا» وارد پایگاه شده اند؛ به خصوص که به فرض دانستن خواص این دارو، در این دوره و زمانه پیدا کردن آن کار راحتی نیست. به هر حال به احترام این کاربران عزیز، شرح مختصری درباره عنبر نسارا تقدیم می شود.

عنبر نسارا

با شنیدن این اسم پرطمطراق، انسان ناخودآگاه، یک داروی خوش رنگ و بو را در ذهن خود مجسّم می کند؛ امّا در واقع، عنبر نسارا، پشگل الاغ مادّه(به گویش محلّی ماچه الاغ) است. در کتب داروسازی طبّ قدیم، خواصّ دارویی انواع مدفوع و ادرار انسان و حیوانات مختلف شرح داده شده است. جالب آنجاست که این آثار درمانی به طور مکرّر تجربه شده است و در بسیاری موارد گره گشای درمان بیماری هایی بوده اند که در حالت عادّی درمان آنها بسیار سخت است. برای مثال با مراجعه به یادداشت های مرحوم فقید، دکتر عبدالله احمدیه-که خدایش رحمت کناد- موارد متعدّدی را می توان یافت که دردهای شدید مفصلی و روماتیسمی را با ضماد سرگین گاو درمان نموده اند. البتّه در کتب طبّی قدیم، حتّی آثار استفاده خوراکی! از این داروها هم ذکر شده است امّا از آنجا که استفاده خوراکی آنها در فقه ما حرام شمرده شده است – به استثنای ادرار شتر که با رعایت شرایط و از نظر بعضی فقها، قابل شرب است – ترجیح می دهم از این موارد عبور کنم و به سایر خواص عنبر نسارا بپردازم.

۱- دود دادن عنبر نسارا در محیط های بسته مثل فضای خانه، مانند اسفند اثر میکروب کشی قوی دارد و انجام گاهگاهی این کار به ویژه در فصول سرد، تاثیر قابل توجّهی در کاهش موارد بروز بیماری هایی مثل سرماخوردگی دارد؛ به ویژه اگر یکی از اعضای خانواده سرما خورده باشد می توان با این کار از افزایش بار ویروس در فضای محلّ زندگی کاست.

در این جا بد نیست خلاصه مطالعه ای که دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد در این باره انجام شده است را با هم مرور کنیم:

تاثیر دودهای طبی بر برخی عوامل عفونت زای بیمارستانی
نویسندگان: ندا پروین، مجید ولیدی، مهدی بنی طالبی، غلامرضا مبینی، کوروش اشرفی، عفت فرخی، محمود رفیعیان، نسرین اکبری، فرانک صفدری ، لیلا رفیعی وردنجانی
مرکز تحقیقات گیاهان دارویی- دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد ، np285@yahoo.com

نوع مطالعه: پژوهشی

چکیده مقاله:

زمینه و هدف: مقاومت دارویی امروزه یکی از مشکلات اساسی در درمان عفونت هاست و مقابله با این پدیده و استفاده از جایگزین های طبیعی اهمیت زیادی دارد. در این میان استفاده از دودهای طبی در درمان بسیاری از بیماری ها و از جمله بیماری های میکروبی و عفونی در ایران و بخصوص در استان چهارمحال و بختیاری از قدیم الایام رواج داشته که از جمله این دودها، دود حاصل از سوزاندن اسپند و سرگین می باشد. این مطالعه با هدف مقایسه خواص ضد میکروبی دود حاصل از دانه های اسپند و سرگین بر روی سودوموناس آئروژینوزا و استافیلوکوک اورئوس طراحی و انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی، گروه های دود اسپند و سرگین الاغ ماده به عنوان مورد و گروه های آنتی بیوتیک و دود کاه به عنوان شاهد در نظر گرفته شدند. سوش های استاندارد سودوموناس آئروژینوزا و استافیلوکوک اورئوس در محیط کشت های مناسب (مولر هینتون آگار، EMB و بلادآگار) کشت داده شدند. دیسک های بلانک آنتی بیوگرام دود دهی شده با سرگین، اسپند و کاه به طور جداگانه با کمک پنس استریل بر روی سطح پلیت های حاوی این سوش ها قرار داده شده و پس از ۴۸ ساعت انکوباسیون در ۳۷ درجه سانتی گراد از نظر وجود یا عدم وجود هاله رشد بررسی گردید. عمل دود دهی در محفظه های طراحی شده هر ۲۰ دقیقه یکبار و حداکثر تا ۲۴ بار تکرارگردید.

یافته ها: هر دو گونه نسبت به دود کاه مقاوم بودند. استافیلوکوک اورئوس نسبت به دود سرگین و اسپند و سودوموناس آئروژینوزا نسبت به سرگین حساس بودند. در گروه شاهد نیز استافیلوکوک اورئوس نسبت به کلوگزاسیلین مقاوم بوده و سودوموناس آئروژینوزا تنها نسبت به اریترومایسین و سیپروفلوکساسین حساس بود. با افزایش زمان دود دهی، قطر هاله عدم رشد در موارد حساس بزرگتر شده و به عبارت دیگر اثرات ضد میکروبی دود افزایش می یافت.

نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش و اثرات ضدمیکروبی دود سرگین بر روی میکروب های بسیار مقاومی مانند استافیلوکوک اورئوس و سودوموناس آئروژینوزا، لزوم انجام تحقیقات وسیع تر در مورد مواد موثره و خواص دود سرگین مطرح می گردد.

واژه‌های کلیدی: اسپند، دود، سرگین، ضد میکروبی،

منبع:

http://journal.skums.ac.ir/browse.php?a_id=368&sid=1&slc_lang=fa

۲- استنشاق دود عنبر نسارا یکی از راه های مناسب برای درمان سینوزیت های مزمن و حاد و سرماخوردگی است. این کار در درمان سردردهای کهنه نیز موثّر است. برای این کار، عنبرنسارا را در یک اسفند دود کن ریخته روی شعله کم قرار داده دود متصاعد شده را استنشاق کنید.

۳- گرفتن مواضعی از بدن که دچار خارش است روی دود عنبر نسارا، یکی از روش های بسیار موثّر در کاهش انواع خارش هاست. همچنین این کار، برای درمان تاول ها و زخم های ترشّح دار نیز اثر مناسبی دارد. این روش یکی از بهترین روش های درمانی اگزما هم هست. همچنین این کار تاثیر بسیار خوبی در ترمیم سریع انواع زخم ها به ویژه زخم های سوختگی دارد.

۴- ضماد کردن مخلوط عنبر نسارا و سرکه روی پیشانی در درمان خون دماغ مفید است.

۵- به روش های ذیل می توان از عنبر نسارا برای کمک به درمان صرع استفاده کرد:

۵-۱- استنشاق عصاره خشک آن با سرکه.

۵-۲- استفاده از آب عنبر نسارای تازه به عنوان قطره بینی.

۶- پاشیدن پودر عنبر نسارای خشک بر روی انواع زخم های تازه، علاوه بر کمک به بهبودی آنها، خونریزی آنها را نیز متوقّف می کند.

۷- دود دادن عنبرنسارا برای کاهش خونریزی و کوتاه کردن دوره عادت ماهیانه بانوان و درمان عفونت های واژینال مفید است. روش استفاده به این شرح است:

برای این کار ۲ الی ۳ عدد عنبر نسا را همراه با خاکشی و اسپند، روی کمی ذغال انداخته و گلدان سفالی که ته آن سوراخ داشته باشد را روی آن برگردانید، که در این صورت مانند دودکش می شود، لباس زیر خود را درآورده و دامن بلندی بپوشید و به حالت نیم خیز روی آن بایستید. البته این کار بدون خاکشی و اسپند هم موثر است. اگر هم حوصله ندارید می توانید بدون این تشریفات خاص درمان را انجام دهید. برای این کار کمی عنبرنسارا را روی اسفنددودکن روی شعله کم قرار داده بگذارید دودش به واژن بخورد.

این کار را ۲ روز قبل از زمان پریود، ۲ روز در زمان پریود و ۲ روز بعد از پریود انجام دهید.

۸- به همان شیوه فوق الذّکر، دود عنبرنسارا در درمان و و کاهش عوارض بواسیر هم بسیار موثر است.

روش های تعیین جنسیت جنین

پزشکی, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

بسم الله الرّحمن الرّحیم
و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدایهم اجمعین

روش های تعیین جنسیت جنین

از قدیم الایام، خانواده ها بر سر دختر یا پسر بودن فرزندان خود اختلاف هایی داشته اند. این عقیده وجود دارد که در قدیم و به دلیل احتیاج خانواده ها به نیروی کار مرد، تمایل خانواده ها به داشتن فرزند مذکّر بسیار زیاد بوده است. البته عقاید خرافی در مورد شوم بودن دختر و مانند آن هم در بسیاری از جوامع، در این امر نقش داشته است.

این روزها اگر چه عقاید فوق تا حدّی کمرنگ شده است؛ اما با اجرای سیاست های غلط تنظیم خانواده و کاهش تعداد فرزندان خانواده ها به یک یا دو فرزند، بار دیگر، تمایل به تعیین جنسیت دلخواه فرزند یا به قول معروف، جور بودن جنس، در بین زوج ها شدت گرفته است.

این مقاله، به زبانی ساده شما را با اصول علمی این مساله از دیدگاه طب جدید آشنا می کند و راهکارهای عملی برای علاقه مندان ارایه می دهد. البته طبیعتا معرّفی این راهکارها به معنای تایید کامل آنها نیست امّا چون در بسیاری از مواقع، راهکارهای ارائه شده به دستورات طبّ سنّتی نزدیک است استفاده اجمالی از آنها را تایید می کنیم و ان شاءالله در آینده ای نه چندان دور، این مساله را از دیدگاه طبّ سنّتی هم مورد بررسی قرار خواهیم داد.

سازوکار دختر شدن یا پسر شدن نطفه چیست ؟

به زبان ساده، اندام جنسی مردانه، اسپرم(نطفه مردانه) تولید می‌کند و اندام جنسی زنانه، تخمک(نطفه زنانه).

مرد، اسپرم تولید شده در بیضه‌هایش را توسط مایع منی و از طریق آلت تناسلی‌، به مهبل(واژن، مجرای تناسلی زن) وارد می‌کند. این اسپرم‌ها بعد از انزال در مهبل زن باقی می‌مانند و تعدادی از آنها با شنا کردن در محیط مرطوب آنجا وارد رحم می شوند.

اسپرم بعد از وارد شدن به رحم زن در طول آن حرکت می‌کند و بالا می‌رود، اگر بعد از ورود اسپرم به رحم، تخمکی در آنجا موجود باشد، عمل لقاح با پیوستن اسپرم و تخمک تکمیل می‌شود و جنین تشکیل می‌گردد. این جنین در رحم مادر لانه‌گزینی می کند که این اتفاق همان بارداری است.

مردان دو نوع اسپرم تولید می‌کنند، اسپرمی که حاوی کروموزوم X است و اسپرمی که حاوی کروموزوم Y است.

اسپرم X، درشت تر و سنگین تر از اسپرم Y و طول عمر آن هم بیشتر است. اسپرم Y، کوچکتر و سریعتر است ولی کم جان تر و ضعیفتر و طول عمرش هم کوتاه تر است. در واقع تفاوت این دو نوع اسپرم است که پایه و اساس انتخاب جنسیت را تشکیل می دهد و تمام روشهای انتخاب جنسیت در طبّ جدید مبتنی بر این تفاوتها است.

اگرچه اسپرمهای Y ضعیف تر و دارای عمر کوتاه تری هستند ولی تعداد شان بسیار بیشتر از اسپرمهای X است و این جبران کننده نقطه ضعف آنهاست و موجب یکسان شدن تقریبی تعداد موالید دختر و پسر می شود. اسپرمهایY نسبت به محیط اسیدی بسیار حساسند و سریعا در این محیط ها از بین می روند ولی در مقابل اسپرمهای X در این محیط ها مقاومت بیشتری دارند و به این علت در تعیین جنسیت از شستشوهای اسیدی یا قلیایی استفاده می شود.

زنها تنها یک نوع تخمک با کروموزوم X تولید می‌کنند. اگر اسپرم X مرد با تخمک زن لقاح کند، فرزند، دختر خواهد شد و اگر اسپرم Y مرد با تخمک زن درآمیزد، جنین حاصله پسر خواهد شد.

بنابراین در علم جدید، پسر یا دختر شدن فرزند بستگی به مرد دارد نه زن و این مرد است که با دو نوع اسپرم خودش مشخص می‌کند که جنین پسر باشد یا دختر.

در شرایط آرمانی، شانس پسر یا دختر شدن جنین برابر است و بستگی به این دارد که در موقع لقاح، کدام اسپرم خودش را زودتر به تخمک برساند و آن را بارور سازد. اما در زندگی طبیعی، این شرایط کمتر اتفاق می‌افتد و عوامل محیطی بسیاری بر شانس لقاح هریک از اسپرم‌های X یا Y تاثیر خواهند گذاشت. عوامل محیطی همچون تغذیه مادر، میزان سلامت روحی روانی او، زمان مقاربت، میزان PH مهبل مادر در هنگام مقاربت، عوامل اجتماعی و … همه و همه می‌توانند در پسر یا دختر دار شدن زن تاثیر بگذارند.

معمولا به ازای تولد هر صد دختر، حدود ۱۰۴ پسر متولد می‌شود اما در دوره‌های بحرانی مانند زمان قحطی، این نسبت کاهش پیدا می‌کند و به نظر می‌رسد جنس مذکر بیشتر ضرر می‌بیند.

گزارش های دیگر می گویند زنان ناراضی و بسیار شکایت کننده اغلب دختر می زایند؛ همچنین نژاد سیاه، بچه دار شدن در سن بالای ۳۰ سالگی، تفاوت سنی زیاد بین زن و مرد، آب و هوای گرم، استرس، اضطراب و افسردگی زنان، آلوده کننده های محیطی و مصرف سیگار، احتمال دختر دار شدن را زیاد ترمی کنند امّا تولد پسران در دوره های پس از جنگ و در هنگام صلح، افزایش می یابد.

این طور به نظر می رسد که شرایط نامساعد محیطی منجر به دختر شدن فرزند می‌شود و این شاید فلسفه والایی داشته باشد که به تکامل انسان مربوط می‌شود. برخی نظریه های علمی می‌گوید که به لحاظ تکاملی، مزیت داشتن دختر این است که در دوران‌های سخت، دخترها ژن پدر و مادر را بهتر منتقل می‌کنند.

همچنین دانشمندان معتقدند که دختران به دلیل اینکه نیروی تولید مثلی جامعه هستند، در مواقع بحرانی تعدادشان افزایش می‌یابد زیرا در این مواقع ممکن است ۵ دختر متولد شده ۵ فرد دیگر را به دنیا بیاورند و ۲۵ فرد جدید تولید کنند، درصورتی که شاید اگر ۵ پسر جای آنها متولد می‌شد امکان افزایش تعداد فرزندان در نسل‌های آتی بسیار پایین تر می‌بود.

اما با این حال و همچنان که اشاره شد، در شرایط عادی به ازای هر ۱۰۰ دختر ۱۰۴ پسر متولد می‌شود که نهایتا منجر به ایجاد تعادل می شود.

روش های تعیین جنسیت جنین بر اساس مبانی طبّ جدید

این روشها به دو دسته تقسیم بندی می‌شوند:

دسته اول روشهایی هستند که با تغییر شرایط محیطی بدن مادر، امکان پسر یا دختر دار شدن او را افزایش می‌دهند و دسته دوم روش‌های طبی‌اند که توسط متخصصین در آزمایشگاه‌ها و مراکز درمان ناباروری و ژنتیک انجام می‌گیرند.

در روش‌های دسته اول نیاز شما به مراجعه به پزشک کمتر است و خودتان می‌توانید اکثر دستورالعمل‌ها را اجرا کنید اما در روش‌های دسته دوم باید حتما تحت مراقبت پزشکی قرار بگیرید، اما با این حال مزیت روش‌های دسته دوم همچون روش‌های PGD، لقاح مصنوعی IVF و نشاندار کردن لیزری این است که درصد ضریب اطمینان این روش‌ها تقریبا ۱۰۰٪ است اما روش‌های دسته اول در بهترین حالت چیزی در حدود ۸۰٪ ضریب اطمینان خواهند داشت.

آن چه که در ادامه مقاله از آن صحبت خواهیم کرد، روش های دسته اوّل هستند:

۱– روش تغدیه‌ای

در منابع طبّ سنّتی ایران آمده است که خوردن بعضی از غذاها در هنگام باردار شدن، در تعیین جنسیت جنین موثّر است.(مثلا کاهو، خرما، هل، زعفران و … برای پسردار شدن و ماست، ترشی، تخم مرغ و… برای دختردار شدن) این مساله در طبّ جدید نیز مورد پذیرش است و به دو روش قابل انجام است:

الف: تغییر در PH رحم: بر اساس برخی تحقیقات، ثابت شده است که تغییر در غلظت بعضی از املاح خون باعث کمک به تعیین جنسیت می شود به این شکل که افزایش سدیم و پتاسیم و کاهش کلسیم و منیزیوم بدن برای پسرشدن جنین و عکس آن برای دختر شدن آن کمک کننده است.

علّت این امر آن است که مواد غذایی، ارتباط مستقیمی با کاهش یا افزایش PH رحم دارند. حدس زده می شود که بالا بودن نسبت سدیم و پتاسیم و کم بودن کلسیم و منیزیوم، با افزایش PH رحم(قلیایی شدن رحم)، متابولیسم تخمک و به خصوص لایه خارجی آن را به نحوی تغییر می دهد که اسپرماتوزوییدهای حامل جنسیت پسر به طرف آن جذب می شوند؛ امّا به عکس برای جذب اسپرماتوزویید جنسیت دختر به سمت تخمک، لازم است با بالا رفتن میزان کلسیم و منیزیوم و کاهش سطح پتاسیم و سدیم خون، PH رحم پایین بیاید(اسیدی شدن رحم).

بنابراین مصرف مواد غذایی حاوی سدیم، فسفر، آهن، پتاسیم و روی که PH رحم را افزایش می دهند؛ از ۳۰ تا ۶۰ روز قبل از آمیزش، نقش مفیدی در پسر شدن جنین ایفا می کند. برعکس، استفاده از خوراکی هایی که حاوی کلسیم، منیزیوم و مس هستند قادرند میزان PH رحم را کاهش داده باعث تولد نوزاد دختر خواهند شد.

منابع غذایی حاوی سدیم: نمک طعام، غذاهای دریایی، گوشت، تخم مرغ، شیر، جگر گوساله، هویج، اسفناج و….

میزان نیاز روزانه به سدیم، ۵۰۰ میلی گرم است اگرچه رژیم های غذایی معمولی تا ۴ برابر این مقدار را به بدن می رسانند.

منابع غذایی حاوی پتاسیم: گوشت، غلات، میوه ها، سبزی ها و….

مقدار نیاز روزانه به پتاسیم یک میلی گرم است اما در رژیم های غذایی معمولا تا ۱۵ برابر این مقدار، پتاسیم وجود دارد.

منابع غذایی حاوی کلسیم: شیرکاکائو، ماست، بستنی، شلغم، بادام، ساردین و ….

مقدار نیاز روزانه به کلسیم ۸۰۰ میلی گرم است.

منابع غذایی حاوی منیزیوم: قهوه، کاکایو، غلات، سبزی ها، مخمر آبجو، سویا، چغندر، گردو، جوانه گندم و ….

بنابراین استفاده بیشتر از غذاهای دو گروه اوّل، برای پسردار شدن و دو گروه دوّم برای دختردار شدن مفید است.

پس به طور خلاصه غذاهایی که برای پسردار شدن مناسبند عبارتند از:

نمک طعام و غذاهای شور، موز، پرتقال، سیب، برنج، خرما، هویج، سیب زمینی، جگر، گوشت، تخم مرغ، ماهی و غذاهای دریایی، جگر گوساله، هویج، اسفناج، غلات، میوه ها، سبزی ها و ….

و غذاهایی که برای دخترشدن جنین مناسبند عبارتند از:

شیر و فرآورده های آن، ماهی ساردین، قارچ، نخود سبز، لوبیاسبز، جو، خاویار، بادام، جوانه گندم، کلم، کدو، فلفل سبز، شیرکاکایو، ماست، بستنی، شلغم، قهوه، کاکایو، غلات، سبزی ها، مخمر آبجو، سویا، چغندر، گردو و ….

چند نکته:

۱- نتایجی که از به کار بردن این روش گزارش شده، یکنواخت نیست و بعضی از مراکز بین ۸۰ تا ۱۰۰ درصد موفقیت گزارش داده اند، اما این نتایج، زمانی می تواند قابل قبول و قابل اعتماد باشد که رژیم غذایی به تنهایی مورد استفاده واقع شود و سایر روش ها همزمان با این روش به کار گرفته نشود.

۲- روش استفاده از رژیم غذایی استاندار خاصی ندارد و تا حدود زیادی با مواد غذایی معمول در هر کشور ارتباط دارد.

در این روش آنچه اهمیت دارد نسبت این مواد به یکدیگر و نه مقدار مطلق آنهاست. بنابراین، رژیم غذایی باید به نحوی انتخاب شود که نه تنها باعث بالا رفتن ماده معدنی مورد نظر شود بلکه مقدار املاحی را که باعث جلب اسپرماتوزوئید جنسیت مخالف جنین مورد نظر می شود در خون کاهش دهد.

۳- لازم است رژیم از سه ماه قبل از اقدام برای بارداری و به خصوص در ماهی که لقاح صورت می گیرد مورد استفاده واقع شود.

۴- این روش فقط لازم است توسط زن اجرا شود زیرا تغییرات یونیک تخمک است که اسپرم موردنظر را انتخاب می کند.

۵- استفاده از رژیم با به کاربردن یک دستور آشپزی صورت نمی گیرد بلکه یک نسخه پزشکی محاسبه شده می تواند موثر باشد. این رژیم بهتر است زیر نظر پزشک یا متخصّص تغذیه و با مراقبتهای خاص و با مقادیر معین انجام شود و انجام خودسرانه آن توصیه نمی شود.

۶- گفته می شود استفاده درازمدت از این رژیم پزشکی اثر سوء بر سلامت مادر و جنین به جای نمی گذارد ولی به نظر ما ادامه بیش از دو سه ماه آن باید با احتیاط صورت گیرد.

ب- تغییر میزان گلوکز در ترشّحات رحمی:

در هنگام تخمک گذاری، میزان گلوکز در ترشحات مخاطی دهانه رحم افزایش می یابد. بالارفتن مقدار گلوکز در ترشحات دهانه رحم به جذب اسپرماتوزوییدها کمک می کند و از آنجا که اسپرماتوزویید پسر از قدرت تحرک بیشتری برخوردار است؛ مناسب بودن ترشحات دهانه رحم بیشتر به نفع اسپرماتوزویید پسر است. بنابراین استفاده از میوه‌های شیرین محتوی گلوکز در روزهای تخمک گذاری، محیط را برای جلب اسپرماتوزویید y (پسر)مناسب تر می کند.

با توجّه به این که قند خون به سرعت بالا می رود؛ استفاده از این روش در همان روزهای تخمک گذاری، می تواند اثربخش باشد. برخی از غذاهایی که گلوکز دهانه رحم را افزایش می دهند عبارتند از: عسل، نبات، غلات صبحانه شیرین شده، هویج، بیسکوییت، سیب زمینی پخته، کشمش، نان گندم سفید، نوشیدنی های شیرین و …. بدیهی است زنی که تمایل به دختردار شدن دارد، باید در ایّام نزدیکی مصرف این خوراکی ها را به حدّاقل برساند.

نکته: جالب است بدانید بعضی تحقیقات نشان می‌دهد که رژیم غذایی کم‌انرژی که حداقل کالری، مواد معدنی و مواد مغذی را داشته باشد، با احتمال بیشتری به تولد نوزاد دختر منجر می‌شود و لذا مادرانی که می خواهند پسردار شوند باید از رژیم گرفتن در زمان هایی که تصمیم به بچّه دار شدن دارند پرهیز کنند.

تذکّر: پیشنهاد ما، استفاده همزمان از هر دو روش بند الف و ب است.

۲- روش زمان بندی مقاربت ( تعیین زمان تخمک گذاری)

برای استفاده از روش زمان بندی بهتر است خصوصیات تخمک در خانمها و اسپرم در آقایان را دوباره مرور کنیم:

گفتیم که خانمها هر ماه در اواسط سیکل خود یک یا چند تخمک که از نظر جنسی فقط X هستند تولید می کنند و در مقابل آقایان دارای دو نوع اسپرم XوY هستند. در واقع این مرد است که جنسیت سلول تخم را تعیین می کند به شکلی که اگر تخمک X با اسپرمX لقاح یابد؛ سلول تخم، مونث می شود و اگر تخمکX با اسپرم Y لقاح یابد؛ سلول تخم، مذکر می شود. تخمک، یک سلول درشت است که حدود یک دهم میلی متر قطر دارد و با چشم غیر مسلح هم قابل مشاهده است. حرکت آن بسیار کم و سنگین است و در شرایط رحم، می تواند حدود ۷۲ ساعت زنده بماند .

گفتیم که آقایان دارای دو نوع اسپرم هستند اسپرم حاوی کروموزوم X و اسپرم حاوی کروموزوم Y؛ اسپرمX دارای سر بیضی بوده نسبت به اسپرم Y درشت تر و سنگین تر است و حرکت کمتری دارد امّا طول عمر آن بیشتر است . اسپرم Y کوچکتر و سریعتر است و دارای دم بلندتری است؛ سر آن نیز گرد است ولی طول عمر آن کوتاه تر و بسیار کم جان تر و ضعیفتر است. اسپرمهایY نسبت به محیط اسیدی بسیار حسّاسند و در این محیط ها سریعا از بین می روند ولی اسپرمهایX در این محیط ها مقاومت بیشتری دارند.

حاصل پیش فرض فوق این است که اگر مقاربت در حوالی زمان تخمک گذاری صورت گیرد، پسر به دنیا خواهد آمد چرا که در زمان تخمک گذاری ترشحات دهانه رحم از همیشه قلیایی تر، رقیق تر و ارتجاع پذیرتر است و حرکت اسپرمهایY را بسیار سهل و آسان می کند امّا اگر مقاربت ۳ تا ۴ روز بعد یا قبل از تخمک گذاری اتفاق بیفتد شانس پسر شدن جنین به شدّت کاهش می یابد و احتمال دختردار شدن زیاد می شود. درواقع اگر لقاح تا ۴۸ ساعت قبل از تخمک گذاری انجام شود، ۸۰ درصد احتمال دارد که فرزند، دختر شود و در صورتی که این اتفاق درست همزمان با تخمک گذاری انجام گیرد؛۸۰ درصد احتمال پسر دار شدن وجود دارد.

معمولا در روز تخمک گذاری و حتی ۴۸ ساعت پس از تخمک گذاری، PH واژن قلیایی است، برای همین است که توصیه می‌شود در این زمان برای پسر دار شدن اقدام شود، اما بعد از سپری شدن این زمان، PH واژن به مرور اسیدی‌تر می‌شود و این، امتیاز مثبتی برای دختر دار شدن است، پس اگر می‌خواهید دختر دار شوید حدّاکثر تا ۴۸ ساعت قـبـل یـا از ۴۸ سـاعت بعد از تخمک گذاری آمیزش داشته باشید.

امّا چگونه زمان تخمک گذاری را تعیین کنیم؟

واقعیت این است که این کار باید با مشورت یک مامای مجرّب یا متخصص زنان صورت گیرد؛ با این حال این توضیحات هم کمک کننده اند:

۱- سونوگرافی:

که دقیق ترین روش است و طبیعتا باید با هدایت متخصص مربوطه انجام شود. برای این کار معمولا ۳-۵ روز بعد از پاک شدن از عادت ماهیانه سونوگرافی واژینال انجام می شود. زوجین در این مدت نباید نزدیکی داشته باشند تا رحم از اسپرم پاک باشد. با این سونوگرافی، اندازه فولیکول غالب(یعنی فولیکولی که نهایتا در آن ماه تخمک آزاد خواهد کرد)معلوم می شود. به این طریق، سونوگرافیست زمان نسبی آزادسازی تخمک را پیش بینی می کند.

البته زوج های که می خواهند پسردار شوند می توانند برای اطمینان بیشتر، روز بعد از زمان پیش بینی شده برای تخمک گذاری، اقدام به نزدیکی کنند چرا که اگر تخمک از فولیکول آزاد شده باشد تا ۴۸ ساعت زنده می ماند.

۲- تعیین دمای پایه بدن:

برای این کار هر روز صبح، به محض بیدار شدن و قبل از خروج از رختخواب و در یک ساعت مشخص مثلا ۵ صبح، درجه حرارت بدن را دماسنج دیجیتال اندازه گیری و یادداشت کنید. برای در دسترس بودن دماسنج، آن را زیر بالشتان بگذارید. تاکید بر استفاده از دماسنج دیجیتال از این جهت است که اندازه گیری دقیق دما با دماسنج های جیوه ای معمول، علیرغم ظاهر ساده کار، نیاز به دقت و مهارت کافی دارد. بهتر است دماهای اندازه گیری شده را در یک جدول ثبت کنید.

در اواسط عادت ماهیانه، دمای بدن نیم درجه یا بیشتر کاهش می یابد. درست در روز تخمک‌گذاری دمای بدن کمی پایین تر هم می آید امّا روز بعد بالا می‌ رود و دیگر تا زمان عادت ماهیانه بعدی، افت چندانی نمی کند.

در این روش، تا اواسط روز تخمک گذاری(یعنی روز کاهش دما) بهترین زمان برای اقدام برای پسردار شدن است اگرچه چنان که گفتیم از ۴۸ ساعت قبل تا ۴۸ ساعت بعد از این زمان هم احتمال پسردار شدن زیاد است.

این روش باید سه ماه پشت سرهم انجام شود تا زمان دقیق تخمک گذاری برای زن معلوم شود. دقّت کنید که دمای بدن هر زن مختص خود اوست و مقایسه این دما با دمای بدن دیگر زنان غلط است.

۳- استفاده از کیت تخمک گذاری: این کیت ها در مورد برخی بانوان می توانند کمک کننده باشند اگرچه در مورد همه این گونه نیست. دستورالعمل استفاده از این کیت ها روی خود آنها درج شده است.

۴- توجّه به وضعیت ترشّحات رحمی: قبل از تخمک‌گذاری، ترشحات واژینال، لیز و شفافند امّا پس از آن، سفید و سفت می‌شود.

۵- توجّه به علائم بالینی: برخی بانوان به هنگام تخمک گذاری علائمی مانند تیرکشیدن در محلّ یکی از تخمدان ها را تجربه می کنند که معمولا برای خود آنها واضح و تعیین کننده است امّا به هرحال تکیه بر این علامت به تنهایی کافی نیست.

تذکّر مهم: استفاده همزمان از دو یا چند روش، میزان موفقیت شما را افزایش می دهد.

۳- رسیدن به ارگاسم

یکی دیگر از مواردی که در انتخاب جنسیت می توان از آن بهره جست؛ ارگاسم زن (یعنی رسیدن به اوج لذّت جنسی در زن که معادل انزال در مرد است) در هنگام مقاربت است. در هنگام ارگاسم زنانه ترشّحاتی با PH قلیایی از دهانه واژن ترشح می شود که همزمان با انقباضات عضلات واژن باعث بالا راندن اسپرمهای پسر و کمک به حرکت آنها به سمت رحم می شود؛ بنابراین، اگر پسر می‌خواهید؛ در هنگام رابطه زناشویی، روابط عاشقانه تری با همسرتان داشته باشید!

۴- روش شستشوی مهبلی

متخصصین زنان و زایمان برای اینکه PH واژن را به طور مصنوعی قلیایی یا اسیدی کنند، توصیه می کنند که ضمن استفاده از روش تعیین زمان تخمک گذاری، اگر فرد می‌خواهد پسر دار شود؛ پیش از نـزدیـکی، از محلول جوش شیرین رقیق شده برای شستشوی واژن اسـتفاده کند تا احـتـمـال پـسـر دار شدن در زمان ۴۸ ساعت پس از تخمک گذاری به بالای ۸۰٪ برسد زیرا این محلول، PH واژن را به شدت قلیایی می‌کند، همچنین برای دختر دار شدن باید از محلول رقیق شده سرکه سفید استفاده کرد تا PH واژن اسیدی‌تر شود.

جمع بندی

اگر تمام موارد فوق الذّکر، به طور همزمان و زیر نـظـر فرد مجرب و به درستی انجام شود؛ می توان بین ۸۰ تا ۹۰ درصد، به حصول نتیجه مطلوب امیدوار بود؛ البته تعیین دقیق زمان تخمک گذاری مهمترین مورد است و تجربه و دقت زیادی را می طلبد؛ چون حتی اگر ۱۲ ساعت در تعیین زمان اشتباه کنیم؛ نتیجه متفاوت خواهد بود.

خلاصه نظریات جناب «ابن سینا» در مورد تعیین جنسیت جنین

جناب شیخ الرّییس در کتاب «قانون» درباره تعیین جنسیت جنین بحث جالبی دارند که گزیده ساده شده ای از آن را ذکر می کنیم:

۱- تشکیل جنین نر و مادّه

اگر منی مرد گرم و زیاد باشد؛ جماع در وقت مناسب و خوب انجام شود؛ زن، تازه از حیض پاک شده باشد؛ منی از طرف راست مرد تراوش شود(چرا که منی سمت راست، گرم تر و پرمایه تر از منی سمت چپ بدن است) و این منی به سمت راست رحم ریخته شود؛ شرایط برای به وجود آمدن جنین نر فراهم تر است. همچنین اگر آب پشت زن هم نسبتاً گرم و پرمایه باشد احتمال پسرزایی بیشتر می شود. عکس این شرایط باعث به وجود آمدن جنین دختر خواهد شد.

۲- عوامل موثّر در افزایش احتمال پسرزایی

۱-۲- زنان جوان تر احتمال پسردار شدن بیشتری دارند.

۲-۲- اگر نزدیکی در فصل سرد یا محیط زیست سردسیر و در ایّام وزیدن بادهای شمالی انجام شود، در پسرزایی موثّر خواهد بود.

۳-۲- زن و مرد برای پسردار شدن باید به سمت گرمی پیش بروند؛ یعنی غذاهای گرمی بخش بخورند و عطرها و بوهای خوشِ گرم استفاده کنند.

۴-۲- ماساژ بدن با روغن های گرم _ مثل روغن زیتون یا کنجد یا سیاهدانه یا … _ هم مفید است.

۵-۲- زیاد شدن فاصله جماع و چیرگی شهوت بر طرفین، احتمال پسرزایی را بیشتر می کند. البته این افزایش فاصله نباید بیش از حد باشد؛ چرا که باعث کم شدن اثر منی و کاهش احتمال باروری خواهد شد.

۶-۲- زن و شوهر نباید آب زیاد بنوشند و اگر نوشیدند کم و کم کم بنوشند.

۷-۲- اطاق خواب باید در نهایت خوش بویی باشد و از بوهای خوشِ گرم طبیعی مثل مشک یا عود استفاده شود؛ زیباترین و بهترین رختخواب آماده شود و زن و مرد در هنگام نزدیکی در نهایت خوشحالی و بی غمی باشند.

۸-۲- مرد به هنگام انزال، مردی قهرمان و خوش اخلاق و خوش قیافه را پیش خیال خود مجسّم کند.(البته توصیه اکید می کنیم که این قهرمان خیالی را از بین هنرپیشه ها و ورزشکاران انتخاب نکنید که بعداً پشیمان می شوید!)

۳- خصوصیات مرد نمونه در تولید نرینه!

این مرد که به قول ابن سینا به او«آتش پاره» می گویند مردی است که تن نیرومندی داشته باشد؛ گوشت بدنش میانگین سفتی و نرمی باشد؛ منی اش پرمایه و گرم باشد؛ بیضه هایش درشت و رگ درشت باشند؛ از نزدیکی کردن ناتوان نشود و آب پشتش از طرف راست بدن تراوش کند. همچنین گفته می شود که اگر مردی خواب های جنسی زیادی ببیند جنین نر تولید خواهد کرد.

۴- خصوصیات زن نمونه در پسر آوردن!

این زن که به قول ابن سینا، او را «مادّه عقاب» لقب داده اند؛ زنی است که رنگ و رو و سیمای معتدل دارد؛ بدنش نه سفت است و نه شل؛ خون عادتش غلیظ است امّا چرک آلوده نیست؛ حواس و حرکاتش بر مرام است؛ نه اسهال همیشگی دارد نه یبوست دایمی؛ چشمانش بیشتر تمایل به رنگ مشکی دارند تا به میشی و دلشاد و بذله گوی و نیک نفس است. زنانی که مدّت دوره ماهیانه آنها(از ابتدای یک عادت تا ابتدای عادت بعدی) کوتاه و حدّاکثر تا ۲۲ روز است آمادگی بیشتری برای پسردار شدن دارند تا زنانی که مدّت حیض و پاک شدن از حیض آنها به چهل روز می کشد.

تذکّر مهم: باز هم یادآوری می کنیم که مطالبی مانند آن چه در این مقاله ذکر شد، همه تاثیراتی در حدّ افزایش آمار و احتمالات دارند و نمی توان به طور مطلق از آنها صحبت کرد.

**************************

نکته پایانی: علیرغم مطالب فوق، بهتر آن است که به جای استفاده از این روشها، تسلیم مشیت الهی باشیم و با دعا و طلب خیر برای فرزندانمان، از او بخواهیم که فـرزندانی « زیـبا صـورت، زیـبا سیرت و زیبا سریرت» به ما عنایت فرماید. ان شاءالله

مقاله مرتبط: اسلام و مساله تعیین جنسیت جنین

قرآن و بهداشت روان(مقاله انتخابی)

پزشکی, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

بسم الله الرّحمن الرّحیم
و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدایهم اجمعین

قرآن و بهداشت روان

دکتر احمد صادقیان / مدرس حوزه و دانشگاه

چکیده

یکی از مباحث مطرح در بحث علم و دین، استخدام علوم در فهم اشارات علمی قرآن است. در بحث قرآن و بهداشت روان نیز می‌توان از پیشرفتها و دستاوردهای روانشناسی و بهداشت روانی برای استخراج قواعد بهداشت روانی از دیدگاه اسلام استفاده کرد. در این مقاله سعی شده است به بعضی از موارد و اصول کلی در این زمینه اشاره گردد.

قرآن به عنوان کتاب راهنما و دستورالعمل‌زندگی بشر راهکارهایی را برای تأمین بهداشت روانی ارائه داده است که در این مقاله به بعضی از راهکارهای شناختی و رفتاری اشاره می‌شود.

راهکارهای شناختی: آموزه‌های اسلام با تغییر و اصلاح شناخت و تفکر نسبت به جهان و تبدیل جهان بینی بشر به جهان‌بینی الهی، بر نگرش انسان به مسائل زندگی و رفتار، عواطف و احساسات شخص تأثیر گذاشت که ایمان و توکل به خدا، رضا، مثبت اندیشی، امیدواری به زندگی، الگو قرار دادن پیامبر۹ و اولیای الهی، اعتقاد به معاد از نتایج آن می‌باشد.

راهکارهای رفتاری: اصلاح و هدایت تفکر به سمت جهان بینی الهی باعث اصلاح رفتار شخص می‌گردد که این رفتارهای صحیح در خانواده، روابط بین فردی، روابط اقتصادی می‌تواند بهداشت روانی افراد را تأمین نماید.

کلیدواژه‌ها: قرآن، بهداشت، روان، روان شناسی.

مفهوم شناسی

بهداشت روانی را چنین تعریف کرده‌اند: «استعداد روان برای هماهنگ، خوشایند و مؤثر کار کردن، برای موقعیت‌های دشوار انعطاف پذیر بودن و برای بازیابی تعادل خود توانایی داشتن» (گنجی، بهداشت روانی، ص ۱۰).

سازمان جهانی بهداشت، نیز ‌آن را چنین تعریف می‌کند: «توانایی کامل برای ایفای نقش‌های اجتماعی، روانی و جسمی» (همان).

بهداشت روانی در تعریف دیگر عبارت است از «مجموعه عواملی که در پیشگیری یا جلوگیری از پیشرفت روند وخامت اختلالات شناختی، عاطفی، و رفتاری در انسان نقش مؤثر دارند (شاملو، بهداشت روانی، ص ۱۸). بهداشت روانی در گستره وسیع‌تر عبارت است از آگاهی به عوامل معنوی و مادی و انگیزه‌هایی که سلامت فکر و وضع مثبت و اعتدال رفتار و کردار را سبب می‌شود، که بدان وسیله ساز و کار با ارزشی در مورد تحرک و پیشرفت معنوی و مادی انسان در همه زمینه‌ها فراهم آید» (صانعی، بهداشت روان در اسلام، ص ۲۲).

هدف بهداشت روانی

برخورداری از روان سالم و معتدل برای موفقیت در زندگی و رسیدن به آسایش و سعادت از اهداف بهداشت روانی است.

«هدف از بهداشت روانی آن است که شرایطی فراهم آید تا عوامل مخربی که روان بشر را می‌آزارد و راحتی درونی را از او سلب می‌کند از بین ببرد به گونه‌ای که آسایش و رفاه او تأمین شود و تشویش خاطر نداشته باشد» (همان).

مبانی:

قرآن کتابی است که از سوی خدا برای هدایت انسانها فرستاده شده است؛ کتابی که مایه هدایت عالمیان، (آل عمران / ۹۶) بیانگر همه چیز و مایه هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است. (نحل / ۸۹)

از حضرت علی علیه السلام حکایت شده است: برای دردهایتان، از قرآن سلامت بخواهید و با قرآن بر سختیها یاری جویید (سید رضی، نهج البلاغه، خ / ۱۷۶).

این کتاب مقدس درباره بهداشت روان و راههای تأمین آن آموزه‌های بسیاری دارد، البته استفاده از آموزه‌های آن در عین ضرورت محدودیتهایی در طرح دارد که به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم.

۱٫ قرآن کریم کتاب هدایت است و در آن مجموعه‌ای از دستورات، پندها، موعظه‌ها و قصص مطرح شده است که هر کدام به جنبه‌ای از زندگی انسان‌ نظر دارد و از آن آموزه‌ها‌ می‌توان قواعد و دستورالعمل‌هایی که بهداشت روانی را تأمین می‌کند، استفاده کرد؛ وگرنه قرآن کتاب بهداشت روانی نیست و در آن مباحث بهداشت روانی و سر فصلهای آن که در دهه‌های اخیر ابداع شده‌اند و در حال تکامل می‌باشند، به صورت منظم مطرح نشده است، لذا تحقیق در این موضوع و ارتباط مطالب بهداشت روانی با توصیه‌های اسلام به سه صورت می‌تواند صورت گیرد:

الف. بعضی از موضوعات مشترک در بهداشت روانی و تعالیم اسلامی آمده است، گرچه نامگذاری و سر فصلی مشخص در روایات و آیات قرآن برای آنها ذکر نشده است، مثلاً اصل مثبت اندیشی در مباحث بهداشت روانی مطرح گردیده و همین مطالب در آیات، روایات و دعاها مورد تأکید قرار گرفته است. برای مثال در قرآن روح امید با توکل بر خدا و نفی ناامیدی وَلاَ تَیْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ یوسف/۸۷) در انسان دمیده می‌شود. از امیرمؤمنان علیه السلام حکایت شده است: «چشمت را بر خار و خاشاک زندگی ببند تا همیشه راضی باشی» («اغض علی القذی والالم ترض عنه ابدا» / سید رضی نهج‌ البلاغه، حکمت/ ۲۱۲). امام موسی بن جعفر علیه السلام هم در دعای جوشن صغیر به این مطالب اشاره می‌نماید.

ب. استفاده و استنتاج یک قاعده کلی از مباحث بهداشت روانی و تطبیق آن قاعده بر احکام و دستوراتی که با این قاعده تطابق دارد. مثلاً احساس امنیت را از اصل بهداشت روانی استفاده می‌کنیم و می‌توانیم این قاعده را بر سلام کردن تطبیق دهیم؛ بدین گونه که سلام دادن اطمینان و امنیت به طرف مقابل است و اینکه از طرف ما خطری متوجه طرف مقابل نیست. بسیاری از شناختها و رفتارهای اسلامی نیز که باعث احساس ایمنی در فرد می‌گردد، از همین گروه است. هم چنین نیاز به «عزت نفس» را از بهداشت روانی می‌توان استفاده کرد و آن را بر احترام گذاشتن به افراد که در آیات سوره حجرات و مجادله و… و روایات آمده است‌ تطبیق داد. بدین گونه که احترام به افراد باعث عزت نفس آنان می‌گردد و از این جهت بهداشت روانی آنان تأمین می‌گردد.

ج. دستورات و توصیه‌هایی که در تعالیم اسلامی آمده است و بر بهداشت روانی افراد تأثیر بسزایی دارد. در حالی که در مباحث بهداشت روانی مصطلح اثری از آن نیست، مانند: تأثیر زیاده خواهی بر اختلالات روانی و تأثیر بی‌رغبتی به دنیا در تأمین بهداشت روانی.

۲٫ مباحث مطرح در بهداشت روانی حاصل افکار و تجربه بشر است و در آن تغییر و تکامل وجود دارد، ولی تعالیم قرآن چون از طرف خداوند است، تغییر و تحول ندارد. لذا نمی‌توان آیات و روایات را بر افکار بشر تطبیق داد، چه بسا تعالیم اسلام در پی تبیین مطالب عمیق تری می‌باشد که افکار بشر به آنها دسترسی ندارد … و اگر این تطبیق به تحمیل نظر منتهی شود، تفسیر به رأی خواهد شد که ممنوع است. از این رو علوم بشری را برای فهم بهتر آیات می‌توان استخدام کرد یا حقایق قرآنی را به عنوان موضوعات و نظریه‌های جدید علمی به دانشمندان عرضه کرد تا شواهد تجربی آن را پژوهش کنند.

آنچه در دو دهه آخر قرن بیستم برای روان شناسان و توده مردم محسوس بود کمبود یا نبود توجه مدلها و مکتبها در بعد معنوی انسان است» (خلیلی، مجموعه مقالات اسلام و بهداشت روان، ۲/۱۸۷). از این جا لزوم توجه به آموزه‌های دینی به خصوص قرآن کریم برای تأمین بهداشت روانی مشخص می‌گردد.

در اینجا لازم است به این سؤال پاسخ داد که با توجه به این نقص مکاتب روان‌شناسی، چگونه می‌توان از این علوم برای پی‌بردن به آموزه‌های قرآن کریم استفاده کرد.

در جواب می‌گوییم هدف ما این است که از روشها و پیشرفتهای حاصله و راه‌حلهای ارائه شده توسط روان شناسان برای برطرف نمودن اختلالهای روانی استفاده و اختلال‌های روانی را با راهکارها و آموزه‌های دینی برطرف می‌کنیم. مثلاً نظریه‌ای که مبتنی بر راه حل شناختی و رفتاری است را از روان شناسی استفاده می‌کنیم، ولی در تغییر شناخت فرد و اصلاح رفتار به سراغ آموزه‌های اسلام می‌رویم و از این طریق راهکارهای جدیدی را که برگرفته از تعالیم اسلام است، ارائه می‌دهیم.

راهکارهای قرآن برای تأمین بهداشت روانی

در برخی آیات قرآن به دو مسئله رویکرد شناختی و رفتاری و تأثیر آنها بر سلامت و بهداشت روان اشاره شده است که از جمله آنها مسئله «ایمان به خدا» است.

مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ؛ کسانى (از آنان) که به خدا و روز بازپسین ایمان آوردند، و [کار] شایسته انجام دادند، پس هیچ ترسى بر آنان نیست، و نه آنان اندوهگین مى‏شوند.» (مائده / ۶۹).

Gوَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِینَ إِلَّا مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ؛ و (ما) فرستادگانِ [خود] را، جز مژده‏آور وهشدار دهنده نمى‏فرستیم؛ و کسانى که ایمان آورند و اصلاح نمایند، پس هیچ ترسى بر آنان نیست و نه آنان اندوهگین مى‏شوند.» (انعام / ۴۸).

در این آیات یکی از راهکارهای شناختی که باعث امنیت روانی انسان می‌شود ایمان به خدا معرفی شده است و از راهکار رفتاری به «عمل صالح» یا «اصلح» تعبیر شده است.

ساز و کار اعتقاد به خداوند در تأمین بهداشت روانی

ایمان به خداوند، یعنی: اعتقاد به اینکه خداوند یگانه این جهان را آفریده و همه امور به دست اوست، او مالک، قادر، حکیم، عالم، خالق، تدبیر کننده، رازق و مالک حقیقی جهان است و مالکیت دیگران اعتباری است قُلِ اللَّهُمَّ مَالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَن تَشَاءُ وَتَنزِعُ الْمُلْکَ مِمَّن تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِیَدِکَ الخَیْرُ إِنَّکَ عَلَى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ (آل‌عمران/‌۲۶) بر همه چیز قدرت دارد وَکَانَ اللَّهُ عَلَى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیراً (فتح / ۲۱) از همه کارهای بندگان باخبر است و اعمالی که نسبت به بندگان انجام می‌دهد از روی حکمت، و دلیل است وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَکِیمُ الْخَبِیرُ(انعام ‌/ ‌۱۸) تنها او روزی دهنده موجودات می‌باشد إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ (ذاریات / ۵۸)، به علاوه خیر و سعادت بندگان را می‌خواهد، هر چند در ظاهر حادثه‌ای برای بندگان ناگوار باشد، در واقع به نفع آنان می‌باشد وَعَسَى‏ أَن تَکْرَهُوا شَیْئاً وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ (بقره‌/ ۲۱۶) خداوند است که مهمات زندگی انسان را کفایت و او را از شر دشمنان حفظ می‌کند وَاللّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِکُمْ وَکَفَى بِاللّهِ وَلِیّاً وَکَفَى‏ بِاللّهِ نَصِیرا (نساء / ۴۵).

برای انسانی که ایمان دارد، زندگی معنادار و مشکلات دارای مفهوم می‌گردد و می‌داند که اینها مقتضای زندگی دنیوی است و از سوی خدا برای سازندگی و تقویت روحی انسان می‌باشد. این طرز برداشت، باعث رضایت از زندگی و سلامت روانی می‌گردد، مثلاً اگر شخص ضربه‌ای به طرف دیگر وارد کند، آن شخص ناراحت می‌شود و عکس‌العمل نشان می‌دهد، ولی رزمی‌کاران هنگام تمرین چندین برابر این ضربه را به هم وارد می‌کنند و نه تنها ناراحت نمی‌شوند، بلکه از اینکه بدنشان قوی شده است، احساس رضایت هم می‌کنند، در حالی که هر دو ضربه است. این به چگونگی برداشت و شناخت از آن ضربه بستگی دارد. همین مسئله در رابطه با مقتضیات زندگی هم جاری می‌شود. کسی که اعتقاد داشته باشد اگر امر مکروهی در زندگی برای او پیش آمد به نفع اوست وَعَسَى‏ أَن تَکْرَهُوا شَیْئاً وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ (بقره / ۲۱۶)، اعتقاد دارد که لازمه زندگی دنیا امتحان شدن توسط خداوند متعال است و این امتحان ممکن است به ترس، گرسنگی، کاهش در مالها و جان‌ها و میوه‌ها باشد وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالَّثمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ(بقره / ۱۵۵) در مقابل این مشکلات همانند شخصی است که هنگام تمرینات رزمی، ضربه‌ها و مشکلات جسمی را به خاطر قوی شدن بدن تحمل می‌کند. شخص موحد هم می‌داند مشکلات برای ورزیده شدن و تقویت روحی او می‌باشد و به نفع اوست، گرچه در ظاهر دشواری وسختی دارد، لذا خداوند می‌فرماید: «در هنگام مصیبت و گرفتاری بگویید و باور داشته باشید که ما از خدا هستیم و به سوی او باز می‌گردیم»‌الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلّهِ وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ (بقره / ۱۵۶). در بعد شناختی معنای «انّا لِله» این است که او اختیاردار ماست و ما از کار او راضی هستیم. تمام جهان کلاس درس و میدان آزمایش است که باید در آن رشد کنیم.دنیا‌ محل ‌شکوفایی استعدادهای درونی انسان است و سختیهای آن نشانه بی‌مهری خداوند نیست، بلکه برای آن است که در مسیر کمال سریع‌تر حرکت کنیم، بنابراین در تلخیها نیز شیرینیهاست، زیرا شکوفا شدن استعدادها و کامیابی‌ و پاداشهای الهی را دنبال دارد‌ (قرائتی، تفسیر نور، ج ۱، ص ۳۱۴).

به همین جهت امام حسین علیه السلام در اوج سختی‌ و دشواریها در آخرین لحظات فرمود: «هوّن علیّ انه بعین الله» مجلسی، (بحارالانوار، ‌۴۵،۴۶). آنچه مصیبت را بر من آسان کرد، آن است که خداوند آن را می‌بیند. حضرت زینت کبری ۳نیز در مجلس ابن زیاد بعد از تحمل سختیهای فراوان که هر کدام از آنها می‌تواند انسان را دچار اختلالات روانی شدید نماید، فرمود. غیر از زیبایی‌چیزی‌ندیدم.‌(همان، ۴۵/۱۱۵)

تاثیر ایمان به خداوند در ایجاد احساس امنیت

یکی از نیازهای اساسی بشر نیاز به احساس امنیت است که عبارت است از احساس آزادی نسبی از خطر، این احساس وضع خوشایندی را ایجاد می‌کند و فرد آرامش روحی و جسمی می‌یابد (شاملو، همان، ص‌۹۱). شاید بتوان گفت احساس امنیت زیربنای بهداشت روانی است، لذا اکثر مباحث به ایجاد این احساس امنیت بازگشت می‌کند.

احساس امنیت واقعی حاصل نمی‌شود مگر در سایه توحید «به دلیل این که میل به احساس ایمنی از جانب افراد به دلیل ترس است. ترسی که از یک محرک موجود یا احتمالی در محیط بیرون ارگانیزم ایجاد می‌شود» (همان)؛ ترس از آینده موهوم، ترس از مرض، ترس از فقر، ترس از سیل و زلزله، ترس از دشمن و یا ترس‌های احتمالی دیگر، ولی شخص موحّد و مؤمن می‌داند که تمام حوادث جهان معنی‌دار و به صلاح او هستند. او احساس می‌کند پشتیبانی دارد که در همه مسائل او را کفایت می‌کند؛ یاوری که از آینده به خوبی خبر دارد، مصالح و مفاسد شخص را می‌داند و با او مهربان است. «آگاه باشید (دوستان) اولیای خدا، نه ترسی دارند و نه غمگین می‌شوند» (یونس/۶۲). به دلیل اینکه ترس معمولاً از احتمال نبود نعمتهایی که انسان در اختیار دارد و یا خطراتی که ممکن است در آینده او را تهدید کند، ناشی می‌شود، همان گونه که غم و اندوه معمولاً نسبت به گذشته و نبود امکاناتی است که در اختیار داشته است.

دوستان خدا از هرگونه وابستگی و اسارت جهان ماده آزادند و «زهد» به معنی حقیقی‌اش بر وجود آنها حکومت می‌کند، نه با از دست دادن امکانات مادی جزع و فزع می‌کنند و نه ترس از آینده در این گونه مسائل افکارشان را به خود مشغول می‌دارد» (مکارم، تفسیر نمونه، ۸، / ۳۳۴) و یقین دارند که تمام حوادث طبق حساب و کتاب است (طاهربن عاشور، التحریر والتنویر، ۱۱/ ‌۲۸۴).

آثار و ثمرات ایمان به خداوند

بعد از اثبات اصل تأثیر ایمان در بهداشت روانی، درمی‌یابیم که این ایمان ثمراتی دارد. ما به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم.

۱٫ توکل: توکل یعنی اینکه بر غیر خود اعتماد کنی و دیگری را نایب از سوی خودت قرار دهی (راغب، معجم مفردات الفاظ قرآن، ص ۵۶۱). منظور از توکل این است که انسان در چارچوب علل مادی و محدوده توانایی خود محاصره نگردد و چشم خود را به حمایت و لطف پروردگار بدوزد، این توجه مخصوص، آرامش، اطمینان و نیروی فوق العاده روحی و معنوی به انسان می‌بخشد که در رویارویی با مشکلات اثر عظیمی خواهد داشت (مکارم، همان، ۷ / ۸۸).

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از جبرئیل پرسید: توکل بر خداوند چیست؟ جواب داد: فهمیدن این که مخلوقات نمی‌توانند به انسان ضرری بزنند یا نفعی برسانند، نه می‌توانند به انسان چیزی بدهند و نه می‌توانند خیری را از انسان منع نمایند، لذا انسان از خلق و مردم مأیوس می‌گردد و اگر بنده چنین شد برای غیرخدا کار نمی‌کند و به کسی غیر از خداوند امید ندارد و از غیر خداوند نمی‌ترسد و در احدی غیر از خداوند طمع نمی‌کند، و این است معنای توکل (قمی، سفینة البحار، ماده‌ی وکل).

با مراجعه به آیات قرآن می‌توان به تأثیر توکل پی برد. از جمله آنها این آیه است «هرکس تقوای الهی پیشه کند خداوند برای او راه نجاتی فراهم می‌کند، و به او از جایی که گمان ندارد، روزی می‌دهد و هرکس بر خداوند توکل کند، خداوند امرش را کفایت می‌کند. خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند، و خداوند برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است» (طلاق / ۲ و ۳).

قبل از این آیه، بحث درباره طلاق است، لذا این آیات در سیاق واحدی قرار دارند و می‌دانیم شخص هنگام طلاق دچار فشار روانی، عدم امنیت و مشکلات فراوان می‌شود و برخورد ناصحیح با این موضوع او را دچار فشار روانی می‌نماید و خداوند بعد از اینکه دستوراتی در مورد طلاق می‌دهد، به عنوان یک قاعده کلی، هنگام روبه‌رو شدن با مشکلات می‌فرماید: «هرکس تقوا پیشه کند خداوند راه نجات را برای او فراهم می‌کند» (همان). شخص متقی می‌داند که هنگام گرفتار شدن در مشکلات به جای افکار منفی، اضطراب و ترس و دلهره و پیمودن راههای انحرافی، باید وظیفه و تکلیف خود را انجام بدهد و اعتقاد دارد که اگر وظیفه‌اش را انجام دهد، خداوند او را رها نمی‌کند، بلکه برای او راه نجات فراهم می‌کند، و روزی وی را از جایی که به گمانش نمی‌رسد، می‌رساند. شخص متوکل اعتقاد دارد که روزی‌اش تضمین شده است. آری! اگر شخص به این اعتقاد رسید، ترس، اضطراب و دلهره کم می‌شود و از این لحاظ احساس آرامش و امنیت می‌کند. توکل از راه کنترل تفسیری و کنترل نیابتی می‌تواند بهداشت روانی افراد را تأمین نماید (غباری نباب، اولین همایش بین‌المللی نقش دین در بهداشت روان، ص ۲۳۳).

شخص متوکل اگر هم شکست بخورد، چون معتقد است خداوند قادر به فراهم ساختن اسباب موفقیت انسانهاست و مصالح آنها را بهتر از خودشان می‌داند، می‌پذیرد که شکست ظاهری به صلاح و نفع او بوده است، لذا از لحاظ روانی ضربه نخواهد خورد (ام رابین دیماتئو، روانشناسی سلامت، ۲ / ۷۵۷).

۲٫ رضا و تسلیم: مؤمن باور دارد که آنچه خداوند برای او مقرر کرده، حکیمانه و این سرنوشت برای او بهتر است و از آنچه در زندگی برای او پیش آمده، رضایت دارد و آن را مکروه نمی‌شمارد. رضا و تسلیم باعث کاهش غم و نگرانی، افزایش آسایش در زندگی و آسان شدن مشکلات می‌شود و هم چنین باعث می‌شود انسان نسبت به زندگی خوش بین باشد و دید مثبت بیابد. خداوند متعال از پیامبر۹ خواهد در جواب منافقان بگوید: «هیچ حادثه‌ای برای ما رخ نمی‌دهد مگر آنچه خداوند برای ما نوشته است» قُل لَن یُصِیبَنَا إِلَّا مَاکَتَبَ اللّهُ لَنَا (توبه / ۵۱). ودر آیه بعد می‌فرماید: «بگو آیا درباره ما یکی از دو نیکی را انتظار دارید یا بر شما پیروزی می‌شویم و یا شربت شهادت می‌نوشیم» قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَیَیْنِ(توبه/۵۲).

افراد با ایمان و خداپرست که به علم، حکمت و رحمت خدا ایمان دارند، مقدرات عالم را مطابق نظام احسن و مصلحت بندگان می‌دانند انسان مؤمن تمام مقدرات عالم را زیبا می‌بیند و مفهوم شکست و ناکامی در او راه ندارد.

۳٫ امیدواری به رحمت خداوند: شخص مؤمن تمام اسباب عالم را به دست خداوند می‌داند، از این رو هیچ گاه خود را در بن بست کامل نمی‌بیند، بلکه همیشه به خداوند امیدوار است و اعتقاد دارد که خداوند به او کمک می‌کند، خداوند متعال می‌فرماید: از رحمت خدا مأیوس نشوید که از رحمت خدا جز قوم کافر مأیوس نمی‌شوند» وَلاَ تَیْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ (یوسف / ۸۷).

براساس مضمون این آیه هنگامی که حضرت یعقوب۷ به فرزندانش دستور حرکت به سوی مصر داد، به آنان گفت از برادرش و بنیامین خبر بگیرند و چون فرزندان تقریباً اطمینان داشتند یوسفی در کار نیست، از توصیه و تأکید پدر تعجب کردند. یعقوب به آنها گوشزد کرد از رحمت الهی ناامید نشوند، چون قدرت او مافوق همه مشکلات و سختیهاست (طباطبائی، تفسیر المیزان، ۱۱/ ۲۵۷).

۴٫ یاد خدا: یکی از اموری که در گرفتاری‌ها و مشکلات به انسان آرامش می‌بخشد و او را از تنهایی نجات می‌دهد یاد خداست. خداوند متعال می‌فرماید: «بدانید که یاد خدا آرامش بخش دل‌ها است» (رعد / ۲۸) و «یاد خدا برای انسان، که همواره اسیر حوادث است و در جستجوی رکن وثیقی است که سعادت او را ضمانت کند و گاه در امور خود متحیر است، نمی‌داند به کجا می‌رود و به کجایش می‌برند و برای چه آمده، مایه انبساط و آرامش است» (طباطبایی، همان، ص ۳۹۲).

۵٫ دعا و درخواست از خدا: انسان با رشد و تسلط بیشتر بر حوادث طبیعی و با وجود برخورداری از امکانات مادی در وجود خویش احساس ضعف می‌کند و نیاز دارد در سختی و مشکلات زندگی به قدرتی ماورای طبیعت پناه ببرد (دوست محمدی، اولین همایش نقش دین در بهداشت روان، ص ۱۴۷). این ضعف باعث احساس محرومیت می‌شود که بهداشت روانی می‌تواند فرد را تحت تأثیر قرار دهد. «اگر شخص احساس بیچارگی و تنهایی کرد یا به دیگران اتکا نمود، یا خود را بدون پشتوانه قدرتمند دید، در این حالت زمینه بروز اضطراب در فرد ایجاد می‌شود» (شاملو، همان، ص ۲۳۲).

ادیان الهی بویژه اسلام به این نیاز بشر پاسخ گفته و راه حل مناسبی را پیشنهاد کرده و انسان را به دعا و انس با خدا تشویق نموده است.خداوند متعال انسان را دعوت می‌کند که به سراغش برود. هنگامی که بندگان من از تو درباره من می‌پرسند، بگو من نزدیکم! دعای دعا کننده را هنگامی که مرا می‌خواند پاسخ می‌گویم. پس باید دعای مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند و به مقصد برسند» وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِیْ وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ(بقره / ۱۸۶). در این هنگام احساس تنهایی فرد را آزار نمی‌دهد و می‌داند که تکیه گاه محکمی دارد که به او کمک می‌کند… «نیایش در عین حال که آرامش را پدید آورده است، در فعالیت‌های مغزی انسان یک نوع شکفتگی و انبساط باطنی و گاهی روح قهرمانی و دلاوری را تحریک می‌کند، نیایش استعدادهای فرد را شکوفا می‌کند» (الکسیس کارل، نیایش، ص ۶۲).

۶٫ اعتقاد به قضا و قدر الهی: توجه به اراده خداوند و این واقعیت که برنامه‌های انسان صد درصد پیاده نخواهد شد، فرد را در صورت رویارو شدن با شکست از حالت اضطراب و افسردگی شدید و پرخاشگری و خودکشی تا حدی باز خواهد داشت، در صورتی که فرد به این واقعیت توجه نکند، دچار واکنشهای مرضی خواهد شد و می‌‌توان از طریق آگاهی دادن او به این اصل، مانع ادامه واکنشهای افراطی‌اش گردید (حسینی، اصول بهداشت روانی، ص۸۹).

۷٫ نبوت پیامبر الهی: یکی دیگر از نتایج ایمان به خداوند اعتقاد به نبوت پیامبران و الگو قرار دادن آنها در زندگی است؛ الگوهایی که هر یک در شرایط خاصی قرار داشتند و مشکلات و سختیهای فراوانی را متحمل شدند که هرکدام از آن مشکلات می‌توانست شخص را بیمار کند، ولی در سایه برخورد صحیح با مشکلات و استفاده از راهکارهای شناختی‌ و رفتاری صحیح، با کمال آرامش، با مشکلات برخورد کردند؛ بدون اینکه گرفتار هیچ نوع ناهنجاری رفتاری یا اختلال روانی گردند. مانند حضرت ایوب که خداوند در قرآن سفارش می‌کند «بیاد بیاور بنده ما ایوب را هنگامی که پروردگارش را خواند، که شیطان مرا به رنج و عذاب افکنده است» وَاذْکُرْ عَبْدَنَا أَیُّوبَ إِذْ نَادَى‏ رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الشَّیْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ(ص / ۴۱). همین مطلب را در داستان حضرت یوسف۷ نیز می‌بینیم.

۸٫ اعتقاد به معاد: انسان غرایز و خواسته‌هایی دارد که رسیدن به همه آنها در دنیا مقدور نیست، مثلاً به دنبال آسایش مطلق، امنیت مطلق، آرامش مطلق است که دستیابی کامل به اینها در دنیا امکان ندارد. همین باعث محرومیت در انسان می‌گردد «هم چنین مواجهه با فقدان عزیزان مانند پدر، مادر، فرزند و دیگرانی که به نوعی با شخص ارتباط دارند، می‌تواند بهداشت روانی افراد را به خطر بیاندازد، همین طور یادآوری مرگ و ترس از مرگ نیز خود عاملی برای تنیدگی و فشار می‌باشد» (پارکس ۱۹۷۰، وایس ۱۹۸۳، رافائل۱۹۸۳).

اگر انسان برای مشکلات فوق راه حل مناسب نداشته باشد دچار سرخوردگی و ناکامی در زندگی می‌شود و احساس درماندگی می‌کند که این حالت گاه به خودکشی می‌انجامد، به همین جهت یکی از مشکلات کاهش معنویت آمار بالای خودکشی و بیماریهای روانی است.

یکی از اعتقاداتی که می‌تواند این مشکلات را حل کند اعتقاد به معاد است. شخص معتقد به معاد، عقیده دارد که زندگی به جهان ماده خلاصه نمی‌گردد، بلکه انسان پس از مرگ زندگی دیگری دارد که در آنجا به بسیاری از خواسته‌ها و آرزوهای مناسب خود می‌رسد. قرآن می‌فرماید: «زندگانی جاوید و سعادت ابدی در آخرت است» وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ (عنکبوت / ۶۴). در آن‌جا آسایش، آرامش و امنیت مطلق وجود دارد و افراد احساس کمبود و محرومیت نمی‌کنند. خداوند می‌فرماید: در آن بهشت آنچه دل‌ها می‌خواهد و چشمها از آن لذت می‌برد موجود است وَتَلَذُّ الْأَعْیُنُ وَأَنتُمْ فِیهَا خَالِدُونَ (زخرف‌/ ۷۱). بنابراین فرد مؤمن می‌داند که بعد از این زندگی دنیا زندگی بهتری برای او و عزیزانش که از دست داده است فراهم است و لذا دچار اختلالات روانی نمی‌گردد.

راهکارهای رفتاری آموزه‌های قرآنی در تأمین بهداشت روانی

در بحث قبل روشن شد که ایمان به خداوند می‌تواند با اصلاح شناخت و نگرش فرد به زندگی، بهداشت روانی فرد را تأمین نماید. اکنون می‌گوییم ایمان به خداوند بر رفتار و عملکرد انسان تأثیر دارد و زمینه اصلاح رفتار او برای رسیدن به کمال و سعادت را فراهم می‌آورد. اگر فرد رفتارش طبق فرامین الهی باشد نیازهای مادی و معنوی‌اش برآورده می‌گردد و بهداشت روانی تأمین می‌شود. در این بحث اشاره مختصری به بعضی از راهکارهای رفتاری اسلام در رابطه با خانواده و روابط اجتماعی و مسائل اقتصادی اسلام می‌نماییم.

۱٫ راهکارهای رفتاری قرآن برای تأمین بهداشت روانی خانواده

یکی از دستورات قرآن برای تأمین بهداشت روانی ازدواج است، خداوند متعال می‌فرماید: «یکی از آیات و نشانه‌های خداوند این است که برای شما از جنس خودتان همسر آفرید تا وسیله سکون و آرامش شما باشد و میان شما دوستی و رحمت قرار داد» خَلَقَ لَکُم مِنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَوَدَّةً وَرَحْمَةً (روم / ۲۱). خداوند برای گزینش همسر ملاکهایی را تعیین کرد که از جمله آنها همسانی شرعی و عرفی است که می‌تواند باعث توافق همسران و آرامش خانواده گردد.

هم‌چنین برای زن و مرد وظایفی را تعیین کرد که رعایت آنها بهداشت روانی را به ارمغان می‌آورد. مثل: روابط مناسب بین زن و شوهر، ارضای نیازهای جنسی یکدیگر، ارتباط درست کلامی، ارتباط غیر کلامی مناسب که عبارتند از: تواضع، وفای به عهد، راز داری، گذشت، حسن معاشرت، ابراز محبت، تشکر اعضای خانواده از همدیگر، خوش اخلاقی زن و شوهر، هدیه دادن به یکدیگر، توجه زن و مرد به خواست یکدیگر و… .

هم چنین برای والدین در مقابل فرزندان وظایفی را مشخص کرده است، از قبیل انتخاب و گزینش همسر مناسب که مادر خوبی برای فرزندان باشد ـ توصیه‌های هنگام بارداری مادر ـ مراقبتهای دوران کودکی (شیر دادن، یادگیری، تعامل با فرزندان) توصیه‌ها در ارضای محبت به فرزندان، لزوم آشنایی با تواناییهای شناختی کودکان و برآوردن نیاز به امنیت کودک.

در مقابل برای فرزندان در مقابل والدین وظایفی را مشخص نموده است که عبارتند از: احترام گذاردن به والدین و احسان به آنها، نگاه محبت آمیز به والدین و غیره (ر.ک: صادقیان، قرآن و بهداشت روان، فصل سوم).

تعالیم و آموزه‌های دینی هم چنین به روابط خویشاوندی و صله رحم دستور داده و بدین وسیله نیز بهداشت روانی را تأمین کرده است.

از طرفی برای حل مشکلات خانوادگی راهکارهایی را ارائه داده است که عبارتند از: تعلیم و تعلم و استفاده از توصیه‌های اخلاقی، مشورت، پیشگیری و برطرف نمودن ناسازگاری زن یا مرد و اگر ادامه زندگی ممکن نباشد پیشنهاد طلاق و توصیه‌هایی به زن و مرد هنگام طلاق برای کاهش فشار روانی خود و فرزندان.

۲٫ راهکارهای رفتاری قرآن برای تأمین بهداشت روانی در روابط اجتماعی

یکی از نیازهای اساسی انسان ارتباط با دیگران است، در قرآن آمده‌است: مؤمنان برادران یکدیگرند (حجرات / ۱۰). امام‌ صادق۷ می‌فرماید: تردیدی نیست که شما به دیگر انسانها نیازمندید و به راستی هر فرد تا زنده است نمی‌تواند از مردم بی‌نیاز باشد و ناچار مردم باید با همدیگر سازش داشته باشند (کلینی کافی، ۱/۴۶۲).

ما از اطرافیان خود انتظار داریم به مسائل زندگی ما توجه و ما را در هنگام بروز مشکلات و نگرانیها کمک کنند. ما دوست داریم دیگران در خوشیها و نگرانیهایمان شریک شوند و علاقه داریم ما را در رشد و کمال یاری کنند. ارتباطات میان فردی اساس هویت و کمال انسان است و مبنای اولیه پیوند با دیگران را تشکیل می‌دهد. ارتباطات مؤثر موجب شکوفایی افراد و بهبود کیفیت روابط می‌شود. این در حالی است که ارتباطات غیر مؤثر مانع شکوفایی انسان است و حتی روابط مطلوب را تخریب می‌کند. برای کسب هویت با دیگران، پیوند برقرار و پیوند خود را عمیق‌تر می‌کنیم و در ضمن مشکلات خود را رفع و امکانات مناسب را به وجود می‌آوریم (جولیانی، ورد، ارتباطات میان فردی، ص ۳).

اسلام به روابط اجتماعی اهمیت بسیاری می‌دهد، زیرا روابط صحیح و عمل به دستورات اسلام در این بخش، در سلامتی و تکامل افراد و کل جامعه نقش حیاتی دارد و به همین جهت بخش قابل توجهی از مباحث فقه، به تنظیم و چگونگی روابط انسانها مربوط می‌شود.

روابط اجتماعی در کودکی: روابط اجتماعی در کودکی باعث تأمین نیاز «احساس وابستگی فرد به دیگران» و آشنا شدن با ارزشها، شکل گیری شخصیت و آموختن رفتار اجتماعی و رفتار بین فردی می‌گردد.

فرد در روابط با افراد هم سن، به دلیل برخورداری از آزادی بیشتر نسبت به روابط والدین و خانواده، راحت‌تر می‌تواند نیازهای خود را مطرح نماید و از راهنمایی آنها بهره‌مند گردد و در تعامل و ارتباط با افراد هم سن کمبود محبت از ناحیه والدین را جبران کند. کودک در ارتباط با افراد هم سن مجال پیدا می‌کند خشم و هیجان (غم و غصه) خود را ابراز کند و دریابد که دیگران هم چون او مشکلاتی دارند و تخلیه روانی شود (بی‌ریا و دیگران، روانشناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی، ص ۹۰۹).

روابط اجتماعی با همسایگان: یکی از انواع روابط اجتماعی، روابط با همسایگان است و از آنجا که انسان مراوده و ملاقات زیادی با آنها دارد، دین اسلام نسبت به حقوق همسایگان سفارش زیادی کرده است. «به پدر و مادر نیکی کنید، هم چنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و همسایه نزدیک و همسایه دور و دوست و همنشین» وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً وَبِذِی الْقُرْبَى‏ وَالْیَتَامَى‏ وَالْمَسَاکِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَى‏‌ وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ (نساء / ۳۶).

پیامبر اسلام۹ و ائمه: دستورات زیادی را در مورد چگونگی رعایت حقوق همسایگی (صدوق، الفقیه، ۲/۶۲۳) بیان کرده‌اند. اگر مسلمانان به این دستورات عمل کنند، در حصول آرامش روانی آنها مؤثر می‌باشد و چنین فردی از سوی همسایگانش نیز احساس ایمنی می‌نماید.

روابط اجتماعی با دوستان (اخوت اسلامی): روابط اجتماعی در دین اسلام مورد تأکید قرار گرفته است به گونه‌ای که از نخستین اقدامات پیامبر۹ در مدینه ایجاد برادری «اخوت» بین مسلمانان، انصار و مهاجرین بود، حضرت علی۷ می‌فرماید: «مؤمن با دیگران انس می‌گیرد و دیگران نیز با او انس و الفت می‌گیرند و در کسی که انس نگیرد و دیگران با او مأنوس نشوند خیری نهفته نیست «المؤمن مالوف ولاخیر فیمن لا یالف ولا یولف» (کلینی، کافی، ۲/ ۱۰۲).

ارتباطات اجتماعی بر تمام جنبه‌های سلامتی اثر دارد، دوستان موجب شادمانی، و خلق‌های مثبت، سلامت روانی، کاهش فشار روانی، تخلیه روانی و برون ریزی عاطفی می‌شوند (ارگایل، روانشناسی شادی، ص ۱۳۲). دیدار، سلام کردن، مصافحه کردن، احترام گذاشتن، گوش فرا دادن، قدردانی و تحسین، وفای به عهد، هدیه دادن، گشاده رو بودن، شوخی و مزاح و شاد کردن افراد از جمله رفتارهای مناسبی است که روابط با دوستان را بهتر می‌کند.

حسن خلق، تواضع، بردباری و شرح صدر، عفو و گذشت، مدارا کردن، توجه به ظرفیت روانی افراد، تعدیل توقّعات، خوش گمانی و تفسیر مناسب، تغافل، راز داری، انصاف، از جمله صفات مناسب اخلاقی است که به روان شدن روابط کمک می‌کند.

تکبر، حسد، تعصب، خشم و ستیزه‌جویی، روابط غیر کلامی نامناسبی است که به روابط اجتماعی آسیب می‌رساند.

غیبت، تهمت، سخن‌ چینی، استهزاء و به کارگیری القاب نامناسب، دروغ، نجوا، بدگمانی، تجسّس و عیب جویی از جمله گفتارهای نامناسبی است که به روابط اجتماعی آسیب می‌رساند.

۳٫ راهکارهای رفتاری قرآن در مسائل اقتصادی برای تأمین بهداشت روانی

تأثیر فقر و غنا و برداشت صحیح از آنها بر بهداشت روانی از دو جنبه قابل بررسی است.

اول: این امر که «یکی از ضروری‌ترین و اساسی‌ترین نیازهای انسان تأمین معاش و برآورده‌ شدن حوایج زیستی انسان است که در صورت برآورده شدن این نیاز، بروز مشکلات جسمی و روانی در افراد و جامعه اجتناب ناپذیر است میزان خودکشی، بیماری‌های جسمی و روانی جوان‌ها با فقر خانواده‌ها رابطه دارد. افزایش بیکاری به میزان یک درصد، پذیرش افراد در بیمارستان‌های روان پزشکی را به اندازه ۵ تا ۶ درصد افزایش می‌دهد» (گنجی، بهداشت روانی، ص۹۲). که آموزه‌های دینی راهکارهایی را برای برطرف نمودن این مشکل و نیز تأمین عدالت اقتصادی ارائه می‌دهد، مثل: ۱٫ نفقه‌های واجب، زکات، خمس، انفاق، احسان، اطعام فقراء، قرض دادن، مهلت دادن به بدهکار. سفارش به کار و تلاش، توکل بر خدا و تحمل سختیها، ملاحظه فضایل معنوی که خدا به فقراء می‌دهد، میانه روی، صدقه، صله رحم، رضایت به روزی، کم کردن آرزوها.

دوم: نگاه به فقر و غنا از نظر روان شناختی و تأثیر آن بر بهداشت روانی است که عدم شناخت صحیح انسان از موقعیت و جایگاه خود در نظام عالم، غرایز، هواها، و عدم تربیت صحیح در پرتو معارف الهی، باعث احساس نیازهای کاذبی مثل حرص و فزونی خواهی، حب دنیا، بخل و… در انسان می‌گردد که خطر آنها کمتر از برآورده نشدن نیازهای زیستی نیست، لذا شایسته است برای تأمین بهداشت روانی افراد شناخت و دیدگاه انسان نسبت به دنیا و مسائل مادی اصلاح گردد و

بعضی از صفات و رذایل اخلاقی مربوط به مال در افراد تعدیل و کاهش پیدا کند تا نیل به آرامش و سلامت برای آنها آسان‌تر شود. به همین منظور آموزه‌های دینی سفارش به زهد و قناعت و برطرف نمودن صفات نامناسب مانند دوستی دنیا، بخل، امساک و حرص می‌نماید.

نتیجه گیری:

قرآن‌کریم راهکارهای شناختی و رفتاری مناسبی برای تأمین بهداشت روانی انسان ارائه کرده است که برخی آنها در بهداشت روانی جدید مطرح شده و تطابق شگفت آوری دارد که شاهدی بر اصالت و حقیقت آموزه‌های وحیانی قرآن است وبرخی مطالب نیز در بهداشت روانی جدید مطرح شده که قابل پژوهش و پی‌گیری و استفاده است.

منابع:

۱٫ احسانبخش، صادق، نقش دین در خانواده، نشر جاوید، رشت، ۱۳۷۴ش.

۲٫ جولانی، ود، ارتباطات میان فردی، ترجمه مهرداد فیروز بخت، آفتاب، چاپ اول، ۱۷۷۹ م.

۳٫ جی، کارن، و غیره، ترجمه خدیجه‌ ابوالمعالی و دیگران، بهداشت روانی زنان، چاپ دید آور، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.

۴٫ حسینی، ابوالقاسم، اصول بهداشت روانی، انتشارات آستان قدس رضوی، مشهد، چاپ دوم، ۱۳۷۹ش.

۵٫ حسینی، علی‌ اکبر، اخلاق در خانواده، انتشارات‌ اسلامی، تهران، ۱۳۶۵ش.

۶٫ دلشاد تهرانی، مصطفی، ماه مهرپرور، تربیت در نهج البلاغه، تهران، دریا، ۱۳۷۹ش.

۷٫ دوست محمدی، هادی، اولین همایش نقش دین در بهداشت روان، دفتر نشر نوید اسلام، قم ۱۳۷۶ ش.

۸٫ دیماتئو،‌ ام. ‌رابین، روان‌شناسی سلامت، ترجمه: سیدمهدی موسوی اصل و دیگران، سمت، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۸ش.

۹٫ ساپینگتون، آنوروا، بهداشت روانی، ترجمه حمیدرضا حسین شاهی، انتشارات روان، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.

۱۰٫ سالاری‌فر، محمدرضا، نظریه خانواده درمانی مینو چین با دیدگاه اسلام در باب خانواده، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، قم: پژوهشکده حوزه ودانشگاه، ۱۳۷۹ش.

۱۱٫ شاکر، محمد کاظم، فقر و غنا در قرآن، نشر رایزنان، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۸ش.

۱۲٫ شاملو، سعید، بهداشت روانی، تهران، رشد، چاپ سیزدهم، ۱۳۷۸ش.

۱۳٫ شرقاوی، محمد حسین، گامی فراسوی روان‌شناسی اسلامی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۶ش.

۱۴٫ شفیعی مازندرانی، سید محمد، پرتوی از اخلاق اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۲ش.

۱۵٫ شیخاوندی، داور، جامعه‌شناسی انحرافات، چاپ دقت، نشر مرندیز، چاپ سوم، ۱۳۷۳ش.

۱۶٫صانعی، سیّد مهدی، بهداشت روان در اسلام، بوستان کتاب، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه‌ علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۸۲ ش.

۱۷٫ صحفی، سید محمد، آئین معاشرت در اسلام، کانون نشر معارف خوزستان، بی‌تا.

۱۸٫ العکّ، عبدالرحمن، آداب الحیاة الزوجیه، دارالمعرفه، بیروت، چاپ اول، ۱۹۹۸م.

۱۹٫ فضل الله، محمد حسین، شیوه همسرداری، انتشارات پیام آزادی، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۳ش.

۲۰٫ فلسفی، محمد تقی، شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ ششم، تهران، ۱۳۷۵ش.

۲۱٫ فلسفی، محمد تقی، کودک از نظر وراثت و تربیت، تهران: نشر معارف اسلامی، بی‌تا.

۲۲٫ قائمی، علی، خانواده و تربیت کودک، انتشاارت دار التبلیغ، قم، بی‌تا.

۲۳٫ ارگایل، مایکل، روان‌شناسی شادی، ترجمه فاطمه بهرامی و دیگران، جهاد دانشگاهی اصفهان، چاپ اول، ۱۳۸۲ش.

۲۴٫ قربان حسینی، علی اکبر، جرم‌شناسی و جرم‌یابی سرقت، انتشارات جهاد دانشگاهی، چاپ اول، ۱۳۷۱ش.

۲۵٫ غباری بناب، باقر و دیگران، اولین همایش بین المللی نقش دین در بهداشت روان.

۲۶٫ کارل، آلکسیس، نیایش، حسینیه ارشاد،ترجمه محمدتقی‌ شریعتی، تهران: ۱۳۵۸٫

۲۷٫ گروه اخلاق، واحد تدوین کتب درسی، آداب اسلامی، چاپخانه اسوه، ۱۳۷۸ش.

۲۸٫ کلینی، محمد بن یعقوب، الاصول من الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ ش.

۲۹٫ گلمن، دانیل، هوش هیجانی، ترجمه نسرین پارسا، تهران: رشد، ۱۳۸۲ش.

۳۰٫ گنجی، حمزه، بهداشت روانی، تهران، ارسباران، بهار ۱۳۷۸ش.

۳۱٫ ماسن و دیگران، رشد شخصیت کودک، نشر مرکز، تهران، ۱۳۶۸ش.

۳۲٫ مجلسی، ملا محمد باقر، بحارالانوار، موسسه الوفاء، بیروت، لبنان، ۱۴۰۴ ه‍ . ق.

۳۳٫ مدرسی، محمد تقی، دوستی و دوستان، ترجمه حمیدرضا شیخی و حمید رضا آژیر، آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، چاپ سوم، مشهد، ۱۳۷۶ ش.

۳۴٫ مصباح یزدی، محمدتقی، اخلاق در قرآن، تحقیق و نگارش محمد حسین اسکندری، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۶ ش.

۳۵٫ مصطفوی، سید جواد، بهشت خانواده، انتشارات دارالفکر، چاپ یازدهم، قم، بی‌تا.

۳۶٫ مظاهری، حسین، خانواده در اسلام، انتشارات شفق، قم، ۱۳۶۴ ش.

۳۷٫ ایمانیان، شهین، جزوات روان‌شناسی دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، ش ۱۳٫

۳۸٫ مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۵۳ش.

۳۹٫ مینو چین، خانواده و خانواده درمانی، امیرکبیر، تهران، ۱۳۸۰ش.

۴۰٫ هاک، پل، موفقیت در تربیت فرزندان، ترجمه حسین صیفوریان و…، انتشارات رشد، چاپ اول، ۱۳۸۱ش.

۴۱٫ دیماتئو ام رابین، ترجمه سید مهدی موسوی اصل و دیگران، روانشناسی سلامت، سمت، چاپ اول، تهران ۱۳۷۸ ش.

۴۲٫ بدار، لوک و غیره، روان‌شناسی اجتماعی، ترجمه دکتر حمزه گنجی، نشر ساوالان، چاپ اول، تهران، ۱۳۸۰ ش.

۴۳٫ بستانی، محمود، اسلام و روانشناسی، ترجمه محمود هویشم، موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ دوم، مشهد: ۱۳۷۵ ش.

۴۴٫ بهشتی، احمد، اسلام و تربیت کودکان، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۲ ش.

۴۵٫ بهشتی، احمد، خانواده در قرآن، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۳ش.

۴۶٫ بی‌ریا، ناصر و دیگران، روان‌شناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی، انتشارات سمت، چاپ اول، تهران: ۱۳۷۵٫

۴۷٫ مجموعه مقالات اسلام و بهداشت روان، دفتر نشر معارف، چ ۱، ۲ مجلد، ۱۳۸۲٫

۴۸٫ طاهربن عاشور، محمد، تفسیر التحریر والتنویر، دارالتونسیه للنشر، بی‌جا، بی‌تا.

۴۹٫ صدوق، محمد بن علی، ثواب الاعمال، انتشارات شریف رضی، قم، ۱۳۶۴ ش.

۵۰٫ قرائتی، محسن، تفسیر نور، قم، موسسه در ره حق، چاپ اول، ۱۳۷۴٫

۵۱٫ قمی، عباس، سفینه البحار، دارالاسوه قم، ۱۳۸۰٫

۵۲٫ طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر المیزان، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ سوم، ۱۳۹۷ ق.

منبع :

مجلّه تخصّصی قرآن و علم

بررسی ناهمخوانی آیات طبّی با علوم پزشکی(مقاله انتخابی)

پزشکی, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

بسم الله الرّحمن الرّحیم
و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدایهم اجمعین

بررسی ناهمخوانی آیات طبّی با علوم پزشکی

دکتر حسین علایی/ پزشکی عمومی

حسن رضا رضایی / کارشناسی ارشد تفسیر و علوم قرآن

چکیده

با وجود پیشرفت‌ فراوان دانش پزشکی هنوز شاهد اعتراف دانشمندان در زمینه هم‌نوایی علوم با قرآن هستیم. در این مقاله شبهه‌های «آفرینش انسان»، «خلقت گوشت بعد از استخوان در دوران جنینی»، «منشاء منی» و «آگاهی از جنس جنین» بررسی و نقد می‌شود و روشن می‌گردد که آیات پزشکی نه تنها با هم‌ اختلاف ندارند، بلکه با علوم پزشکی هم ناسازگار نیستند.

واژه‌های اصلی: قرآن، علوم پزشکی، تناقض.

درآمد

قرآن وحی الهی است (شوری/ ۷)؛ نه مکتوب بشری، از این رو نه تحریف می‌پذیرد (فصلت/ ۴۲)، نه اختلاف و تناقض مطالب را بر می‌تابد (زمر/ ۲۸). قرآن متناقض نمی‌تواند ادعای جهانی و جاودانگی نماید. تحدّی (به مبارزه طلبیدن) (بقره/ ۲۳)، معارف بلند و اعجازها (بلاغی، فصاحتی، ادبی، علمی و…) نشان می‌دهد که تفکر بشری در تدوین و تنظیم آن دخالت نداشته است و تناقضی بین آیات نیست، اما برخی با گزینش ظاهرگرایانه بعضی آیات و مراجعه نکردن به آیات دیگر و تفاسیر و احادیث، تناقض قرآن با علوم پزشکی یا تناقض بین آیات را برداشت می‌کنند.

۱ ـ تناقض‌نمایی آیات آفرینش انسان

انسان از چه ماده‌ای آفریده شده است؟

آیات قرآن ۶ ماده را مطرح کرده‌اند: ۱ـ خون (علق/۲۰۱) ۲ـ آب (فرقان/۴۵؛ نور/۴۰؛ انبیاء/۳۰) ۳ـ گل پخته (حجر/۲۶) ۴ـ خاک (روم/۱۱ـ۲۰؛ آل‌ عمران/۵۹) ۵ ـ زمین (هود/۶۱) ۶ـ یک قطره از آب غلیظ (نحل/۴؛ قیامت/۳۷).

حال این پرسش مطرح می‌شود که این تناقض‌ها را چگونه می‌توان توجیه کرد؟[۱]

بررسی و نقد

الف) آفرینش انسان از خاک

قرآن در بعضی از آیات «آفرینش حضرت آدم» و در بعضی دیگر «خلقت تمام بشر» را از خاک می‌داند. برای مثال می‌فرماید:

وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِینٍ(سجده/ ۶)؛ «آفرینش انسان را از گل آغاز کرد».

خداوند در آیه ۵۹ سوره آل عمران به آفرینش حضرت آدم اشاره دارد (طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۶، ۳۷۴)؛ نه همه انسان‌ها، اما در آیات دیگر خلقت تمام انسان‌ها را از خاک می‌داند: وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلاَلَةٍ مِن طِینٍ (مومنون/ ۱۲؛ حج/ ۵؛ غافر/ ۶۷)؛ «و به یقین انسان را از چکیده‌ای از گل آفریدیم».

از آفرینش انسان در بعضی از آیات با «تراب» إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِن تُرَابٍ، (حج/ ۵؛ غافر/ ۶۷)، «طین» (سجده/ ۶) و «صلصال» (وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ (حجر/ ۲۶)؛ «و به یقین انسان را از گِل خشکیده‏اى که از گِل سیاهِ (بدبوى مانده) شکل یافته گرفته شده بود، آفریدیم» و «ارض» هُوَ أَنشَأَکُم مِنَ الْأَرْضِ(هود/ ۶۱)؛ «خداوند شما را از زمین آفریده است» یاد شده است.

این اختلاف ظاهری موجب تناقض‌پنداری می‌شود، اما با بررسی واژه‌ها درمی‌یابیم آیات تناقضی ندارند.

۱٫ «طین» به معنی «خاک آمیخته با آب، یا خاک مرطوب» است. از آیه إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِن طِینٍ لاَّزِبٍ (صافات/ ۱۱)؛ «ما آن‌ها را از گل چسبنده آفریدیم»، استفاده می‌شود که «طین» آمیخته‌ای از آب و گل است که حالت چسبندگی دارد (مصطفوی، حسن، التحقیق، ذیل واژه «طین»). این واژه در قرآن ۸ مرتبه و به صورت نکره درباره خلقت انسان آمده و به معنای گل مخصوص است.

۲٫ «تراب» به معنی خاک است و به معنای «مسکنة و خضوع» هم آمده است. «ترب الرجل» یعنی فقیر گشت (از شدت فقر خاک نشین شد). قرآن ۶ بار از تراب به صورت نکره برای خلقت انسان استفاده کرده است (مصطفوی، همان، راغب اصفهانی، مفردات؛ ابن منظور، لسان العرب؛ قرشی، قاموس قرآن، ذیل ماده طین و تراب).

۳٫ واژه صلصال به معنای گل خشک و گل خالص آمیخته به خاک است که چون خشک شود (در وقت دست زدن)، صدا می‌دهد (العین، و قاموس قرآن، ذیل واژه صلصل) و چهار مرتبه در قرآن (حجر/ ۲۶، ۲۷، ۳۳؛ رحمن/ ۱۴) آمده است.

۴٫ «ارض» چهارصد و شصت و یک بار در قرآن تکرار شده و همیشه به صورت مفرد به کار رفته است و به معانی کره خاکی، قطعه‌ای از زمین، و پهنای زمین آمده است (مصطفوی، همان،‌ ذیل واژه ارض).

۵٫ «صلصال» با «حماء» (گل سیاه و بدبو) (العین، ذیل واژه حماء) فرق دارد. «حماء» نیز با «تراب» فرق دارد، هر چند تمام موارد ذکر شده، در جوهر اصلی آن (تراب) ریشه دارد و حالت‌ها و مراحل یاد شده هر کدام از «تراب» منشأ می‌گیرد (معرفت، محمد ‌هادی، شبهات و ردود، ۲۴۹).

«قرآن در آیات متعدد از خلقت انسان نقل می‌کند: انسان از صلصال ـ مثل فخّار ـ‌ (گل خشکیده همچون سفال) خلق شده است یا از خاک خلق شده است که این جا اشاره می‌کند به خلقت آدم، مستقیم یا غیرمستقیم (رضایی اصفهانی، محمد علی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ۲، ۲۴۹ به بعد).

سخن در این است که خلقت بشر بعد از آن حضرت، چگونه بود؟

مفسران (هر چند بعضی این‌گونه توجیه می‌کنند که آیات در بیان واسطه‌هاست، یعنی انسان ها با واسطه آدم از خاک آفریده شدند (مصباح یزدی، محمد تقی، معارف قرآن، ۳۳۰).) با کمک دانش جدید دریافته‌اند که ریشه ساختمانی وجود انسان، از خاک است. تحقیقات نشان داده است اگر جسم انسان به اصل خود برگردانده شود، شباهت زیادی به یک معدن کوچک خواهد داشت که از ترکیب حدود بیست و دو عنصر تشکیل شده است.

نگاه زیست‌شناسانه نقش عناصر خاک در ایجاد و بقای انسان را انکار ناپذیر می‌داند. عناصر موجود در خاک از راه مواد غذایی، با منشأ نباتی یا حیوانی یا محلول در آبی که از منابع زیر زمینی یا جاری به دست می‌آید، به بدن انسان راه می‌یابد. برای مثال: نیتروژن (N) همراه کربن، اکسیژن و هیدروژن عناصر اصلی تشکیل دهنده‌ پروتئین‌ها، آنزیم‌ها و هورمون‌ها در بدن می‌باشند. نیتروژن مشخصه میزان پروتئین است و هر گرم نیتروژن معادل ۲۵/۶ گرم پروتئین در بدن به حساب می‌آید. نیتروژن در هوا فراوان است و بعضی گیاهان توان انتقال آن به خاک را دارند؛ اما انسان سالم نیتروژن مورد نیاز را از راه غذا و از منشاء خاک به دست می‌آورد.

سدیم (Na) یون مثبت (ca cion) که عامل اصلی باقی ماندن مایعات در داخل عروق است، ورودی آن بیشتر از راه غذا و نمک معدنی است و منیزیم (Mg) بیشتر از نصف آن در استخوان متمرکز است. منابع آن تغذیه‌ای و بیشتر سبزیجات، غلات و گوشت است و آهن (Fe) نقش اساسی در خون‌سازی، رشد، ایمنی و عملکرد عصبی دارد که از منابع حیوانی مثل گوشت و جگر، و گیاهی مثل حبوبات و بعضی سبزی‌ها به دست می‌آید.

پس روشن می‌شود که بدن همه موجودات از خاک است؛ یا اصل وجود آن‌ها مستقیم از خاک آفریده شد، مثل آدم یا با واسطه مواد غذایی، از خاک خلق شده‌اند.

ب) آفرینش انسان از آب

یکی از مطالب شگفت‌انگیز قرآن این است که آفرینش موجودات زنده، حتی انسان، را از «آب» می‌داند.

۱٫ آفرینش از آب به صورت مطلق، مانند: «وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کُلَّ شَیْ‏ءٍ حَیٍّ (انبیاء/ ۳۰؛ نور/۴۵)؛ «و هر چیز زنده‌ای را از آب پدید آوردیم».

۲٫ آفرینش انسان از آب، مانند: «وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَصِهْراً (فرقان/ ۵۴)؛ «و اوست کسی که از آب بشری آفرید و او را نسبی و دامادی قرار داد».

۳٫ آفرینش از آب با ویژگی مخصوص مانند: «مِن سُلاَلَةٍ مِن مَاءٍ مَهِینٍ (سجده/۸؛ مرسلات/۲۰)؛ «از چکیده آب پست»، «خُلِقَ مِن مَاءٍ دَافِقٍ (طارق/ ۶)؛ «از آب جهنده آفریده شد».

دیدگاه دانشمندان

درباره خلقت انسان از آب، دو دیدگاه میان دانشمندان هست.

دیدگاه اوّل: منظور این است که آب بیشترین ماده تشکیل دهنده بدن انسان است، حتی حیات همه موجودات زنده ـ گیاهان و حیوانات ـ به آب بستگی دارد.

اکسیژن (O) و هیدروژن (H) به صورت آب در بدن، نقش اساسی در حفظ حیات انسان دارند. میزان آب تمام بدن (total body water-TBW) در سنین مختلف متفاوت است. پیش از تولد و در حدود ماه چهارم جنین، حدود ۹۰٪ و در زمان تولد حدود ۸۰٪ وزن، آب است. این مقدار به مرور تا دوازده سالگی به حدود وزن بدن و در سنین بالاتر به حدود ۶۰٪ در مردان و ۵۵٪ در زنان می‌رسد.

آب نقش اساسی در توزیع نیازهای بدن و دفع مواد زائد و سمی از مسیر خون و ادرار دارد و کاهش سریع آن (بیش از معادل ۱۰٪ وزن) بسیار خطرناک و در صورت جبران نشدن سریع، مرگ آور یا دست کم بسیار آسیب رسان می‌باشد.

در شرایط معمولی کل مواد مورد نیاز بدن از راه خون به سلول‌های بدن می‌رسد. حدود ۶۰٪ حجم خون را پلاسما تشکیل می‌دهد که بیشترش از آب تشکیل شده است. در صورت بروز کم‌آبی، حرکت گلبول‌های قرمز و مواد غذایی مختل می‌گردد، لذا وابستگی حیات کلّیه موجودات از جمله انسان به آب، قطعی است.

دیدگاه دوم: مقصود این است که انسان از منی و نطفه آفریده شده است. شاهد این دیدگاه دو آیه فَجَعَلَهُ نَسَباً وَصِهْراً (فرقان/۵۴)؛ «او را نسبی و دامادی قرار داد» و ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلاَلَةٍ مِن مَاءٍ مَهِینٍ (سجده/ ۸) است. «جعل» در این جا به معنی آفرینش و «نسل» به معنای فرزندان و نوه‌ها در تمام مراحل است و «سلاله» در اصل به معنی عصاره و فشرده خالص هر چیز است و منظور از آن در این‌جا نطفه آدمی است که در حقیقت عصاره کل وجود او می‌باشد (مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ۱۷، ۱۲۶؛ دکتر بوکائی، مقایسه‌ای بین تورات، انجیل، قرآن و علم، ص ۲۵؛ رضایی محمد علی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ۲، ۴۴۵ ـ ۴۳۷).

دیدگاه سوم: اصل آفرینش موجودات زنده از آب است، یعنی نخستین تک سلولی‌ها در آب به وجود آمد (رضایی اصفهانی، محمد علی، همان، ۲، ۴۳۷ به بعد).

نتیجه: ممکن است برخی آیات، با دیدگاه اوّل مطابقت داشته و از نظر علمی نیز مورد تأیید باشد و برخی دیگر با دیدگاه دوم مطابقت دارد، با این که در مورد همه آیات نمی‌توان ادعا کرد.

ج) نطفه؛ منشاء پیدایش انسان

قرآن در تبیین مراحل آفرینش انسان، نطفه را از عوامل خلقت می‌داند. برای آشنایی با نطفه لازم است به تفسیر و لغت مراجعه کنیم و دست‌آورد آن‌ها را با علم تجربی تطبیق دهیم.

۱٫ نطفه در لغت و اصطلاح

نطفه در لغت: نطفه از نطف، به معنای چکیدن همراه با صاف شدن و کم کم بودن می‌باشد. راغب در مفردات، نطفه را آب صاف شده و آب کم می‌داند و می‌نویسد: «النطفة الماء الصافی والقلیل»، (مفردات راغب‌اصفهانی، ذیل واژه نطف)؛ اما نویسنده اقرب الموارد معتقد است: «نطفه چه کم باشد، چه زیاد، نطفه نامیده می‌شود» (اقرب الموارد، ذیل واژه نطف).
ابن‌منظور علاوه بر بیان موارد فوق، نطفه را به قطره آب تشبیه می‌کند: «و عرب برای شبی که در آن قطره قطره باران ببارد، «لیلة نطوف» می‌گوید» (ابن منظور، لسان العرب، همان، ذیل ماده نطف).

مرحوم طبرسی می‌گوید:«نطفه به معنای آب کم از مذکر یا مونث است و هر آب صاف را نطفه می‌گویند» (طبرسی، مجمع البیان، ذیل حج/ ۵).

علامه طباطبایی آن را آب کم معنا می‌کند و کاربردش را بیشتر در جنس نر می‌داند (طباطبایی، محمد حسین، همان، ۲۰، ۲۰۹). آیت الله معرفت نیز آن را شامل مرد، زن و مخلوط آن دو می‌داند. (معرفت، محمد هادی، التمهید، ۶، ۸۱). از سوی دیگر نطفه در قرآن، شامل زن و مرد می‌شود: خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَة (نحل/ ۴) و (فاطر/ ۱۱).

اگر نطفه به معنای آب کم باشد؛ مقصود این است که انسان از آب کم آفریده شده و این گویای اعجاز و قدرت الهی است. اگر به معنای آب صاف شده باشد، یعنی نطفه، چکیده و صاف شده وجود انسان است. مؤید این نظریه نکره بودن نطفه در قرآن (یازده مرتبه) است و نشان از صاف شده و چکیده بدن دارد. روایتی از معصوم به این صورت نقل شده است:

«خلقه من قطرة من ماء منتن فیکون خصیماً متکلماً بلیغاً»؛ (الحویزی، نورالثقلین، ۳، ۳۹؛ مجلسی، بحارالانوار، ۵۷، ۳۷۵) «خداوند انسان را از قطره آب بدبو آفرید و سرانجام سخنگوی بلیغی شد».

نطفه در اصطلاح: عبارت است از آن چه از مردان یا زنان برای لقاح و تشکیل جنین خارج می‌شود و در مردان منی (شامل میلیون‌ها اسپرماتوزئیدها) و در زنان تخمک (اوول) نامیده می‌شود (رضایی اصفهانی، محمد علی، همان، ۲، ۴۶۹).

۲٫ نطفه در نگاه علم

نطفه ترکیبی از نطفه مرد (اسپرم)، با نطفه زن (اوول) است. اسپرم‌ها، کرمک‌هایی بسیار کوچک و ذره‌بینی‌اند و در هر مرتبه انزال ۲ تا پانصد میلیون اسپرم وجود دارد (پاک نژاد، اولین دانشگاه آخرین پیامبر، ۱، ۲۴۱).

نطفه زن الکتریسیته مثبت و نطفه مرد الکتریسیته منفی دارد، لذا به سوی هم کشیده می‌شوند، اما هنگامی که اسپرم وارد تخمک شد، بار الکتریکی آن را منفی می‌کند. به همین دلیل اسپرم‌های بی‌شمار دیگر که در اطراف آن وجود دارند، از آن رانده می‌شوند. بعضی گفته‌اند با ورود اسپرم ماده شیمیایی مخصوصی ترشح می‌شود که اسپرم‌های دیگر را می‌راند (مکارم شیرازی، ناصر، همان، ۲۵، ۳۳۴).

زمانی که اسپرم‌ها در مهبل زن ریخته می‌شود، در یک مسابقه به طرف سوراخ ریز مهبل می‌روند. تعدادی از آن‌ها از سوراخ می‌گذرند، طول رحم را طی می‌کنند و به لوله‌های رحم که ده تا چهارده سانتی‌متر طول دارد، می‌رسند. آنها با سرعت ۱۱ میلی‌متر در ساعت حرکت می‌کنند. از طرفی یک تخمک از جداره تخمدان زن جدا می‌شود و به وسیله دهانه لوله رحم که خاصیت مکنده دارد، بلعیده می‌شود. در لوله‌های رحم کرک‌های بسیار ملایم و ظریفی وجود دارند که سرشان به سوی رحم تمایل دارد. تا تخمک بین آن‌ها قرار می‌گیرد، به کمک ترشحات داخلی، لوله او را به سوی رحم می‌راند.

ناگهان تخمک و اسپرم‌ها به هم می‌رسند و هزاران کرمک (اسپرم) به وصال رسیده، تخمک را در بر می‌گیرند. این حالت بیشتر شبیه به جنگ و مسابقه است (پاک‌نژاد، همان، ۱، ۲۴۳).

سلول‌‌های جنسی انسان شامل چهل و هشت عدد کروموزم می‌باشد که هر کدام از ذرات متعددی به نام ژن ترکیب یافته‌اند. این ژن‌ها نقش مهمی در ساختمان سلول زنده دارند و بعضی از این ذرات بسیار ریز حاصل حالات و صفات پدر و مادر است (شیرازی، گذشته و آینده جهان، ۵۷).

۳٫ نطفه در قرآن

واژه نطفه با الف و لام یک مرتبه ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ (مومنون/ ۱۴) و بدون الف و لام یازده مرتبه در قرآن آمده است. از این موارد بعضی به مطلق نطفه، برخی به مخلوط نطفه زن و مرد و تعدادی هم به منی اشاره دارند.

الف: مطلق نطفه: «خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِیمٌ مُّبِینٌ؛ (نحل/ ۴) «انسان را از نطفه‌ای آفرید، آن‌گاه ستیزه‌جویی آشکار است». (سوره‌ی حج/ ۵٫ به همین مضمون: غافر/ ۶۷؛ کهف/ ۳۷؛ فاطر/ ۱۱).

آیه فوق گویای آن است که جنس انسان از نطفه است. طبیعتاً انسان از مرد یا زن تنها خلق نشده، بلکه از مجموع نطفه زن و مرد به وجود آمده است. (مومنون/ ۱۴ ـ ۱۳ و عبس/ ۱۹).

ب. نطفه از جنس منی: مِن نُطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى؛ (نجم/ ۴۶)؛ «از آب اندک سیّال هنگامى که ریخته مى‏شود».

با توجه به این که منی در لغت «ماء الرجل» معنا شده است، آیه بالا نیز نطفه را از جنس منی می‌داند، می‌توان آن را قرینه نطفه به حساب آورد که نطفه در این آیه، منی مرد است (من علم طب القرآنی، ۳۷).

ج. نطفه مخلوط: إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِیهِ (انسان/ ۲)؛ «ما انسان را از نطفه‌ای آمیخته آفریدیم».

مَشَج، مِشَج، مشیج، امشاج به معنای آمیخته و درهم آمده است و نطفه امشاج یعنی آب مرد آمیخته به آب زن و خون آن است (سیاح، احمد، المنجد، ذیل ماده مشج).

مفسران درباره این آیه احتمال‌های مختلفی ذکر کرده‌اند. ما چند احتمال را یادآوری می‌کنیم.

الف) آیت الله مکارم شیرازی درباره (نطفة امشاج) چهار احتمال را مطرح می‌کند.

۱٫ ترکیب نطفه مرد (اسپرم) و نطفه زن (اوول): احادیث زیادی در این باره نقل شده است؛

۲٫ استعدادهای مختلف در نطفه از نظر عامل وراثت؛

۳٫ اختلاط مواد مختلف ترکیبی نطفه؛

۴٫ اختلاط همه این‌ها با هم.

ایشان احتمال چهارم را مناسب و جامع می‌داند.

ب) علامه طباطبایی بعد از بیان معنای لغوی نطفه، می‌فرماید:

«وصف امشاج (مخلوط) برای نطفه یا به اعتبار اجزاء نطفه است که مختلف است یا به اعتبار اختلاط آب مرد و زن است و ابتلاء (که در آیه آمده: «نبتلیه») به معنی تبدیل حالات چیزی از حالی به حالی و از صورتی به صورتی است، مثل تغییر حالت طلا در کوره و مقصود از ابتلاء خداوند به خلقت انسان از نطفه، همان است که در آیات دیگر بیان شده که نطفه را علقه و علقه را مضغه و… می‌کند» (طباطبایی، محمد حسین، همان، ۲۰، ۲۰۹ و ر.ک. به: پاک‌نژاد، رضا، همان، ۱، ۲۴۴).

نتیجه: صاحب‌نظران (سحابی، یدالله، خلقت انسان، ۱۴۷؛ رضایی، محمد علی، همان، ۴۸۱؛ زمانی، مصطفی، پیشگویی‌های علمی قرآن، ۱۱۷) معتقدند: امشاج به معنای مخلوط شدن نطفه مرد و زن است و طبیعتاً به دلیل این آمیختگی، صفات پدر و مادر ـ که به واسطه چهل و شش عامل وراثت و هر عامل بین ده هزار تا صد هزار نشانه و اطلاعات مخصوص، عناصر متراکم، آمیختگی رنگ‌های نطفه، و… که تمام این احتمال‌ها جامع و مناسب است، چون همه آن‌ها در نطفه جمع شده است.

د: آفرینش انسان از منی

بعضی دیگر از آیات قرآن منشاء آفرینش انسان را «منی» می دانند، مانند:

«وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنثَى * مِن نُطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى (نجم/۴۶ـ۴۵؛ واقعه/ ۵۹ ـ ۵۸ و قیامت/ ۳۷)؛ «و این‏که او دو جفت نر و ماده آفرید؛ از آب اندک سیّال هنگامى که ریخته مى‏شود».

۱٫ منی در لغت و اصطلاح

منی در لغت: «منی» (بر وزن فلس) به معنی «تقدیر و اندازه‌گیری» است. «منی لک المانی؛ اندازه‌گیر برای تو اندازه‌گیری کرد». به مرگ «منیه» می‌گویند؛ چون مقدّر و اندازه‌گیری شده است. «تمنی» نیز به معنی آرزو کردن (در ذهن) است. به نطفه نیز منی می‌گویند، چون با قدرت خداوند اندازه‌گیری‌ شده است» (راغب، همان؛ ابن فارس، مقاییس اللغة؛ قرشی، قاموس قرآن، ذیل ماده «منی»).

منی در اصطلاح: مایعی که از مردان هنگام نزدیکی (یا انزال) خارج می‌شود، می‌گویند.

۲٫ منی در نگاه علم

مایع منی از ترشحات مختلفی از غدد زیر ناشی می‌شود:

۱٫ بیضه‌ها: ترشح اسپرما تزوئیدها، (سلول‌های تاژک‌دار هستند و در مایعی غوطه‌ورند) را بر عهده دارند.

۲٫ کیسه‌های منی: این عضوها نزدیک پروستات قرار گرفته‌اند، ترشح خاصی بدون عناصر بارور کننده دارند.

۳٫ پروستات: مایعی ترشح می‌کند که ظاهر لزج و بوی ویژه به منی می‌دهد.

۴٫ غدد ملحق به مجاری ادرار: غدد کوپر (cooper) یا غدد مری (mery) مترشح مایعی سیال و غدد لیتره (Littre) ماده مخاطی ترشح می‌کنند (بوکائی، همان، ۲۷۲ ـ ۲۷۱).

منی از جمله مواد آلی حیوانی و ازتی می‌باشد. مثل خون سریع فاسد می‌شود و کانون جذب میکروب‌ها است. تغییر رنگ می‌دهد و از عصاره هر بیست گرم خون، یک گرم منی تولید می‌گردد.

یک قطره منی دویست تا سیصد میلیون اسپرماتوزئید دارد. گاهی به نطفه مرد کرمک گفته می‌شود؛ کرمک‌ها درازند و طول آن‌ها ۱۰ تا ۱۰۰ مو (هر مو یک میلیونم متر) می‌باشد. سر و گردن و دم بسیار متحرکی دارند که با آن در هر ثانیه ۱۴ تا ۲۳ میکرون حرکت می‌کنند.

کرمک‌ها (اسپرم‌ها) در مهبل زن ریخته می‌شوند و با مقداری از ترشحات مذی ـ وذی (وذی با منی فرق دارد. وذی رطوبت مختصری است که از غدد مخصوص، پس از آمدن منی، ترشح می‌شود و خاصیت ضد سمی دارد. چون موقع خروج منی از مجاری، آثاری از سموم باقی می‌ماند، رطوبت وذی آن آثار را دفع می‌کند، و وذی آن‌ها را از بین می‌برد. شرع مقدس منی را نجس و وذی را پاک می‌داند. (اهتمام، احمد، فلسفه احکام، ۱۵۲)) ترشحات غده‌های پروستات و غدد داخلی در مهبل می‌مانند و بیشتر آن‌ها از مخاط مهبل جذب می‌شوند و وارد دستگاه گردش خون می‌گردند و طراوت و تازگی خاصی به زن می‌دهند.

از این اسپرم‌ها تنها سیصد تا پانصد عدد به ناحیه باروری می‌رسند که تنها یکی برای باروری مورد نیاز است (ر.ک. به: لانگمن، پروفسور توماس، رویان‌ شناسی، ترجمه: دکتر بهادری و شکور، ۳۰؛ پاک نژاد، همان،‌ ۱، ۲۴۱؛ طب در قرآن، ۸۱ ؛ گذشته و آینده، جهان، ۵۶؛ مکارم، همان، ۲۲، ۲۴۱).

بعضی از مترجمان آیه مِن نُطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى را چنین ترجمه کرده‌اند؛ «از نطفه‌ای که خارج می‌شود و در قرارگاه رحم می‌ریزد» (فولادوند؛ نجم/۴۶)، اما منی مرد در مهبل یا مجرای تناسلی زن ریخته می‌شود؛ نه در رحم او. پس از ریختن منی در مهبل، اسپرم‌ها با تلاش فراوان و با کمک مایعی که از دهانه رحم ترشح می‌شود، از لوله رحم عبور می‌کنند تا به تخمک برسند و پس از لقاح برای لانه‌گزینی به دیواره رحم می‌روند (رضایی اصفهانی، همان،‌ ۲، ۴۶۱ ـ ۴۵۷).

نتیجه: قرآن منشاء آفرینش انسان را آب، نطفه، منی و خاک می‌داند. می‌توان گفت یکی از مصداق‌های آب، نطفه و همان منی است که با سه لفظ بیان شده است و هر کدام گوشه‌ای از اسرار علمی آفرینش انسان را به نمایش می گذارند و از اشارات علمی قرآن به حساب می‌آیند.

هـ ) آفرینش انسان از علقه

خداوند در آیات مختلف قرآن کریم به مراحل آفرینش انسان اشاره می‌کند که یکی از آن‌ها «علق» است.

واژه «علق» شش بار، (علق/۲؛ حج/۵؛ مومنون/۱۴؛ غافر/ ۶۷ و قیامت/۳۸) در پنج آیه به صورت‌های مختلف به کار رفته است. سوره‌ای نیز با همین نام نازل شده است اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ * خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ…؛ «بخوان به نام پروردگارت که آفرید، انسان را از علق آفرید».

۱٫ علقه در لغت و اصطلاح

«علق» جمع «عَلَقَه» و در اصل به معنای چیزی است که به چیز بالاتر آویزان شود. کاربرد آن در خون بسته، زالو، خون منعقد که در اثر رطوبت به هر چیز می‌چسبد، کرم سیاه که به عضو آدمی می‌چسبد و خون را می‌مکد و… می‌باشد. (مصطفوی، حسن، همان؛ راغب، همان؛ قرشی، همان، ذیل ماده «علق»). پس می‌توان گفت در مواردی که علق به کار رفته، «چسبندگی» و «آویزان بودن» لحاظ شده است، مانند: زالو، خون بسته و کرمی که به عضو بدن می‌چسبد و آویزان می‌شود.

۲٫ علقه از نگاه علم

«علق» خون بسته‌ای است که از ترکیب اسپرم مرد با اوول زن حاصل و به رحم زن داخل می‌شود و خود را به آن آویزان می‌کند. پس از پیوستن نطفه مرد به تخمک زن، تکثیر سلولی آغاز می‌شود و به صورت یک توده‌ سلولی که به شکل توت است، در می‌آید. (در اصطلاح به آن مرولا Marula می‌گویند) و در رحم لانه‌ می‌گزیند، یعنی، سلول‌های تغذیه کننده به درون لایه مخاطی رحم نفوذ می‌کنند و به آن آویزان (نه کاملاً چسبیده به رحم) می‌شوند. قرآن این مطلب را با واژة زیبای «علق» بیان کرده است (دکتر دیاب و قرقوز، طب در قرآن، ترجمه: چراغی، ۸۶).

اگر واژه «علق» را به معنای خون بسته بپذیریم، می‌توانیم تناسب آن را با موارد کاربردش این‌گونه بیان کنیم:

۱٫ چسبنده بودن آن (مکارم، همان، ۲۷، ۱۵۶) (کرمی که برای مکیدن خون به بدن می‌چسبد).

۲٫ آویزان شدن آن به جداره رحم.

۳٫ شباهت به زالو (زالو هر بار می‌تواند به اندازه یک فنجان قهوه، خون انسان یا حیوان را بمکد). نطفه در رحم، به صورت زالو وار به رحم می‌چسبد و از خون تغذیه می‌کند. (نجفی، گودرز، مطالب شگفت‌انگیز قرآن، ۹۹) همچنین در وجه تشبیه به زالو گفته‌اند که در مرحله ایجاد جنین، از هر دو ماده‌ای به نام «هپارین» ترشح می‌شود تا این که خون در موضع منعقد نشود و تغذیه‌پذیر باشد (دکتر پاک‌نژاد، همان، ۱۱، ۱۱۰). شکل علقه مانند زالو کاملاً مسطح است و این حالت در چهار هفته اول ادامه دارد. (اسماعیل پاشا، عبدالعزیز، اسلام و طب جدید یا معجزات علمی قرآن، ترجمة: سید غلامرضا سعیدی، ۱۸۲).

۴٫ تغذیه از خون. آیت‌الله معرفت بعد از پذیرفتن این نظریه که «علق خون بسته است»، می‌گوید: علقه در روز هفتم به جداره رحم می‌چسبد (محمدهادی معرفت، التمهید، ۶، ۸۲).

نتیجه:[۲] با توجه به دیدگاه دانشمندان، مفسران و اهل لغت، «علق» به معنای «خون بسته» آویزان به رحم است؛ به ویژه آن که این مرحله از آفرینش انسان را در علم جنین‌شناسی جدید، واسطه‌ بین نطفه و مضغه (گوشت شدن) می‌شمارند.

خداوند می‌توانست با بیان «الدم المنقبضه؛ خون بسته» مطلب را ذکر نماید، اما با آوردن واژه «علق» دو موضوع «خون بسته» و «آویزان بودن» را مورد توجه قرار دارد که با نظریات جدید پزشکی نیز همخوانی دارد.

با توجه به پیشرفته نبودن علم پزشکی در چهارده قرن پیش، مسئله‌ مذکور را می‌توان از شگفتی‌های علمی قرآن دانست که بعد از چهارده قرن کشف شده است (پژوهشی در اعجاز علمی

قرآن، رضایی اصفهانی، محمد علی، همان، ۲، ۴۸۷ ـ ۴۸۱).

جمع‌بندی: با توجه به مطالب گذشته تعبیرات قرآن در مورد خلقت انسان از خاک، آب، خون و… با هم‌دیگر تعارضی ندارد و هر کدام به مرحله‌ای از آفرینش انسان اشاره دارد.

۲ ـ چالش تقدّم آفرینش استخوان یا گوشت در جنین

در قرآن بعد از علقه، مضغه و بعد از آن استخوان و بعد از آن گوشت ذکر شده است، اما از نظر پزشکی اول گوشت در جنین شکل می‌گیرد و بعد از آن استخوان. پس آیه چهارده سوره مؤمنون با علوم پزشکی متعارض است.

بررسی

واژة استخوان مترادف «عَظْم» در زبان عربی است (فرهنگ فارسی، ۲، ۲۳۱۸، «عظم»).

لغت‌شناسان ریشة «ع ـ ظ ـ م» را در اصل به هر چیزی که در نیروی مادی یا معنوی بر دیگران برتری دارد، معنا کرده‌اند، از این رو استخوان را به سبب سختی و استحکام آن در برابر بافت‌های نرم (گوشت) «عظم» نامیده‌اند (مصطفوی، همان، ۸، ۱۷۵، «عظم»).

در قرآن کریم افزون بر کاربرد دو واژة «عظم» و جمع آن «عظام»، واژه‌های «ترائب»، «تراقی»، «کعبین»، «صلب» و جمع آن «اصلاب» نیز که هر یک نامی برای استخوانی خاص در بدن است، به کار رفته است. این واژه‌ها در مجموع بیست بار در هجده آیه از قرآن آمده است؛ «عظم» دو بار (انعام/ ۱۴۶؛ مریم/ ۴)؛ «عظام» ۱۳ بار در ۱۲ آیه (بقره/ ۲۵۹؛ اسراء/ ۴۹، ۹۸؛ مؤمنون/ ۱۴، ۳۵، ۸۲؛ یس/ ۷۸؛ صافّات/ ۱۶، ۵۳؛ واقعه/ ۴۷؛ قیامت/ ۳؛ نازعات/ ۱۱)، «صلب» و «ترائب» یک بار (طارق/ ۷) و «اصلاب»، «تراقی» و «کعبین» هر کدام یک بار (به ترتیب: در نساء/ ۲۳؛ قیامت/ ۲۶؛ مائده/ ۶)) .

آفرینش استخوان

قرآن بعد از بیان مرحله «مضغه؛ گوشت جویده» به مرحله دیگری اشاره می‌کند و می‌فرماید:

ثُمّ خَلَقْنَا النّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظامًا فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْمًا (مؤمنون/۱۴)؛ «سپس آب اندک سیّال را به صورت [خون بسته‏] آویزان آفریدیم؛ و [خون بسته‏ى] آویزان را به صورت (چیزى شبیه) گوشت جویده شده آفریدیم؛ و گوشت جویده شده را به صورت استخوان‏هایى آفریدیم و بر استخوان‏ها گوشتى پوشاندیم».

کاربرد فعل «خَلَقَ» نشان می‌دهد که ضرورتی برای تبدیل همة مضغه به استخوان وجود ندارد، زیرا این فعل به معنای «ایجاد یا کیفیت مخصوص» است و فقط بر چگونگی پیدایش و اندازه‌گیری مقادیر مورد نیاز برای آفرینش استخوان دلالت دارد. (مصطفوی، ۳، ۱۰۹؛ مقاییس اللغة، ۲، ۲۱۳، «خلق»). از این‌جا سازگاری این یافتة پزشکی که «بخش میانی مضغه (میزودرم) با پیمودن مراحلی به استخوان تبدیل می‌شود» (معرفت،‌ همان، ۶، ۸۳ ـ ۸۵ ؛ الآیات العجاب، ۱۵۲ ـ ۱۵۳) با آیة شریفه روشن می‌گردد.

آشنایی بهتر با مرحله استخوان بندی جنین

در سومین هفته رشد جنین، لایه زایای اکتودرم، مزودرم و اندودرم تشکیل می‌شود. از لایه اکتودرم، اعضا و ساختمان‌هایی که در ارتباط با دنیای خارج باقی می‌مانند؛ ایجاد می‌گردد، مانند: دستگاه عصبی، پوشش حس، گوش، بینی، چشم و… ، از لایه مزودرمی اعضای سکتروم (غضروف و استخوان) دستگاه ادرار و تناسلی و… به وجود می آید و از لایه اندودرمی، دستگاه معده‌ای، روده‌ای، دستگاه تنفسی، مثانه و… ساخته می‌شود.

با توجه به مطالب فوق؛ غضروف و استخوان‌ها از لایه میانی (مزودرم) تشکیل می‌شود که به وسیله دو لایه دیگر (اکتودرم و اندودرم) پوشیده شده‌اند که از آن دو لایه اکثر گوشتی بدن مثل پوست، غدد… ساخته می‌شود. هم چنین ساخته شدن سلول‌هایی که باعث پیدایش غضروف و استخوان می‌شود، از هفته چهارم بارداری شروع می‌‌شود، اما سلول‌های ماهیچه‌ای پس از آن ساخته می‌شود (ر.ک. به: لانگمن، همان،‌ ۵۷).

آشنایی با غضروف و استخوان سازی

گفته شد که لایه میانی مزودرم غضروف‌ها و استخوان‌ها را تشکیل می‌دهد، پس بهتر است با غضروف و استخوان‌سازی آن آشنا شویم.

«غضروف» نوعی بافت «هم‌بند» است که به علت ویژگی ارتجاعی فشار زیادی را می‌تواند تحمل کند و از بافت‌های نرم بدن نیز پشتیبانی به عمل آورد.

هر غضروف ماده‌ای بنیادی دارد که در ساختمان آن مقدار زیادی (حدود ۷۰%) آب به کار رفته است. این ماده بنیادی می‌تواند در آب جوش حل شود و ماده‌ای به نام ژله غضروف یا کندرین (chondrin) را به وجود آورد. رنگ غضروف سفید مایل به رنگ آب است، البته در افراد مسنّ به علت تغییرهای متابولیک، می‌تواند به زرد رنگ باشد.

غضروف اولین مرحله ساخته شدن استخوان است. غضروف بافتی مشتق از مزانشیم است که برای اولین بار در اواخر هفته چهارم زندگی جنین ظاهر می‌شود و در قسمت‌هایی که می‌خواهد استخوان تشکیل دهد، ابتدا باید قالبی از غضروف به وجود آید تا بعداً به استخوان تبدیل شود، بنابراین استخوان سازی به دو صورت انجام می‌پذیرد:

۱٫ استخوان‌سازی داخل غشایی: بافت استخوانی در داخل لایه‌ای از بافت هم‌بند مزانشیمی تشکیل و این بافت به طور مستقیم به بافت استخوانی تبدیل می‌شود. فرق استخوان‌سازی داخل غشایی با تشکیل غضروف این است که غضروف معمولاً رگ خونی و لنفی و عصب ندارد و تغذیه آن توسط انتشار صورت می‌گیرد و به لحاظ نداشتن رگ خونی، ترمیم آن به سختی صورت می‌گیرد، ولی محل تشکیل استخوان بسیار پر عروق می‌باشد.

۲٫ استخوان‌سازی داخل غضروفی: در اکثر استخوان‌های بدن، سلول‌های مزانشیمی ابتدا به تعدادی از قالب‌های غضروفی شفاف تبدیل می‌شود که به نوبه خود استخوانی می‌گردد.
استخوانی که به گونه ابتدایی در بدن جنین تشکیل می‌شود، به طور موقت و به تمامی از نوع نابالغ یا اولیه است. بافت استخوانی جنین پس از تولد به تدریج از بین می‌رود و به جای آن استخوان بالغ یا ثانویه تشکیل می‌گردد.

نکته جالب در بافت استخوانی این است که این بافت از ابتدای تشکیل تا پایان عمر دو فعالیت متضاد دارد؛ استخوان سازی و تخریب استخوان (کریمی یزدی، حسن، شگفتی پزشکی در قرآن کریم، ۴۷ ـ ۴۱).

نتیجه: با توجه به مطالب علمی می‌توان گفت: سلول‌های غضروفی و استخوانی از لایه میانی جنین (مزودرم) زودتر از سلول‌های ماهیچه‌ای و پوستی پدید می‌آیند. پس سلول‌های استخوانی و غضروفی با دو لایه دیگر جنین (اکتودرم و اندودرم) پوشیده می‌شوند و سلول‌های ماهیچه‌ای و پوستی روی آن‌ها را مانند لباس می‌پوشانند.

این یافته‌های علمی با مطالب قرآنی هماهنگ است و نشان از شگفتی علمی قرآن دارد (رضایی اصفهانی، همان، ۲، ۵۱۳ ـ ۵۰۶؛ شریف، عدنان، همان، ۵۹؛ مکارم، همان، ۱۴، ۲۱۲؛ دیاب وقرقوز، همان، ۸۹).

۳ ـ تعارض نمای صلب و ترائب با یافته‌های پزشکی

قرآن منشاء منی را «صلب والترائب» (پشت مرد و سینه زن) می‌داند، در حالی که با یافته‌های علوم پزشکی در تناقض است، چون منی از بیضه مرد بیرون می‌آید.

بررسی

خداوند درباره منشاء منی می‌فرماید:

فََلْیَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ * خُلِقَ مِن مَاءٍ دَافِقٍ * یَخْرُجُ مِن بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ (طارق/۷ ـ ۵)؛ «پس انسان باید بنگرد که از چه چیز آفریده شده است! از آبى جهنده آفریده شده است؛ آبى که از میان پشت و (دو استخوان) پیش (مرد) بیرون مى‏آید.»

«دافق» از «دفق» به معنای «صبُ الماء» و ریختن آب آمده است و منظور از «ماء دافق» همان منی مرد است که به صورت جهنده از او خارج می‌شود.[۳]

واژه شناسان «صلب» را به «سخت و انعطاف‌ناپذیر» معنا کرده‌اند (مصطفوی، همان، ۶، ۲۶۲؛ راغب، ‌همان، ۴۸۹؛ مقاییس اللغه، ۳، ۳۰۱، «صلب») و مصداق آن را استخوان‌های تیره پشت از پس گردن تا آخر ران‌ها، می‌دانند (مصطفوی، ذیل ماده صلب و ترائب) و مصداق آن را همة ستون فقرات یا آخرین قسمت ستون مهره‌ها می‌دانند (مراغی، تفسیر، ۱۰، ص ۳۰، ص ۱۱۳؛ قرشی، همان، ۱، ۲۷۱)، ولی در مورد مفهوم و مصداق واژة «ترائب» اختلاف است؛ گروهی به فراخور همانندی ریشة «ترائب» و «تراب = خاک»، ترائب را به معنای خواری و خضوع گرفته‌اند و بر این اساس آن را استخوان نرم یا عضلات بین ران‌ها که از پائین‌ترین اعضا و در مقایسه با ستون فقرات نرم‌تر است، می‌دانند. (مصطفوی، همان، ج ۱، ۳۸۳ ـ ۳۸۴، «ترب»).

برخی دیگر «ترائب» را جمع «تریبه» و به معنای برابری سر دو استخوان در سینه و جاهای دیگر بدن می‌دانند (مقاییس‌اللغه، ۱، ۳۴۶؛ مجمع البحرین، ۱، ۲۷۴) و به همین دلیل آن را شامل همة اعضای قرینه و دوتایی بدن انسان، مانند استخوان‌های دو طرف قفسة سینه، دست‌ها و چشم‌ها و… دانسته‌اند. (قرطبی، تفسیر، ۲۰، ۵). بسیاری نیز با توجه به این که مادة نخستین پیدایش انسان، ترکیبی از نطفة زن و مرد است و بر اساس آن چه در کلام عرب مشهور است (طبرسی، مجمع البیان، ۱۰، ۷۱۵؛ قرطبی، همان، ۲۰، ۵)، صلب را ستون فقرات مرد و ترائب را استخوان‌های سینة زن دانسته‌اند (طبرسی، همان، ۱۰، ۷۱۵؛ رازی، التفسیر الکبیر، ۳۱، ۱۲۹؛ الجواهر،‌ مج ۱۳، ص ۲۵، ۱۱۴) یعنی ترائب برای اشاره به زن و به معنای قسمت پیش روی انسان، در مقابل صلب که پشت انسان است. برخی دیگر با توجه به کاربرد صفت «دافق» (جهنده) برای نطفه: خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ * یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصّلْبِ وَالتّرائِبِ (طارق/ ۶ ـ ۷) و اختصاص این ویژگی به نطفة مرد، بر این باورند که «صلب» و «ترائب» هر دو به مرد اختصاص دارد (معرفت‌، همان، ۶، ۶۳ ـ ۶۵٫ ر.ک. به: دانشنامه فرهنگ قرآن ، دفتر تبلیغات، ۳، ذیل واژه استخوان).

دیدگاه‌ها

این آیه به ریشه‌ منی اشاره دارد، به این معنا که منی از صلب و ترائب سرچشمه می‌گیرد. سوره اعراف، آیه‌ ۱۷۲ نیز به منشاء منی اشاره دارد. در این آیه آمده است:

وَإِذْ أَخَذَ‌رَبُّکَ مِن بَنِی‌آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ…؛ «وهنگامی که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذریه‌ آنان را برگرفت».

مفسران با توجه به مصداق‌ها و احتمال‌ها در مورد واژه‌ «صلب و ترائب»، احتمالات گوناگونی بیان می‌کنند؛ منی از میان پشت و روی او خارج می‌شود، که با توجه به هیجانات کل بدن، می‌توان گفت منی از تمام بدن خارج می‌شود (تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ذیل آیه‌)؛ یا کل بدن بین استخوان سینه و پشت واقع شده است (طباطبایی، همان، ذیل آیه)). مشهور و موافق علم و لغت این است که آب منی از بین ستون فقرات پشت و دو استخوان ران پا (محل آلت تناسلی) خارج می‌شود. (معرفت، همان، ۶، ۶۴؛ دیاب و قرقوز، همان، ۳۲).

قرآن برای حفظ عفت کلام، بعضی از مسائل جنسی را با کنایه، تشبیه و تمثیل بیان می‌کند و از طرح مستقیم آن خودداری می‌ورزد. از این رو برای پرهیز از بردن نام آلت تناسلی، به صورت کنایه واژه‌ «ترائب» یعنی دو استخوان جلوی بدن مرد را به کار برده است.

برخی صاحب نظران درباره منشاء منی می‌گویند:

«وقتی به کتب لغت مراجعه می‌کنیم، محل منی را صُلب و ترائب می‌دانند که مربوط به قسمت پشتی و قدامی ستون فقرات است، یعنی جای اولیه‌ای که بیضه و رحم قرار می‌گیرند. (قبل از شش ماهگی جنین، بیضه و تخمدان هر دو در پشت قرار دارند و پس از شش ماهگی در جنس نر هر دو به پایین کشیده شده و در پوسته بیضه قرار می‌گیرند و به وضع عادی در می‌آیند و در جنس ماده نیز مختصر جابجا شده و در دو طرف پهلو محاذی لوله‌های رحم جایگزین می‌شوند» (پاک‌نژاد، همان، ۱، ۲۴۰).

برخی دیگر می‌نویسند:

«منی مرد که از میان صُلب و ترائب (استخوان پاها) او خارج می‌شود، در تمام نقاط و مجاری عبور منی ـ از نظر کالبد شکافی ـ در محدوده صُلب و ترائب (استخوان پاها) قرار دارند. غدد کیسه‌ای پشت پروستات (که ترشحات آن‌ها قسمتی از منی را تشکیل می‌دهد) نیز در این محدوده قرار دارند، پس می‌توان گفت منی از میان صلب مرد به عنوان یک مرکز عصبی ـ تناسل امر کننده ـ و ترائب او به عنوان رشته‌های عصبی مأمور به اجرا، خارج می‌شوند» (دیاب و قرقوز، همان، ۳۲، با تلخیص).

نتیجه‌

با توجه به کتب لغت، نظر مفسران و دیدگاه‌های دانشمندان، می‌توان گفت «صلب» به معنای پشت مرد، به عنوان یک مرکز عصبی، و «ترائب» به معنای ما بین دو استخوان ران است که کنایه از دستگاه تناسلی مرد می‌باشد، پس آیه‌ «صُلب وترائب» با نظرات دانشمندان جنین‌شناسی و سایر رشته‌های علوم پزشکی روز همخوانی دارد. پس تعارضی بین یافته‌های علوم پزشکی با آیه صلب و ترائب وجود ندارد.

با این حال آیا می‌توان آن را «اعجاز علمی» دانست؟

به نظر می‌رسد مسئله خروج منی از بدن انسان و دستگاه تناسلی که بین پشت و دو استخوان جلوی بدن است، تا حدودی برای بشر حس‌پذیر بوده است، لذا آیه‌ بالا را نمی‌توان در ردیف اعجاز علمی قرآن دانست، بلکه یکی از «اشارات علمی قرآن» است (رضایی اصفهانی، محمدعلی، همان، ۲، ۴۴۵ ـ ۴۵۷).

۴ ـ امکان آگاهی از جنس جنین در قرآن و علم

ظاهر بعضی آیات گویای این است که آگاهی از جنس جنین مخصوص خداوند است (رعد/ ۸) و انسان قادر نیست از آن اطلاعی پیدا کند، در حالی که امروزه با پیشرفت علم پزشکی، تشخیص آن برای انسان ممکن است، پس در این مورد بین علوم و قرآن تعارض وجود دارد.

بررسی

قرآن آگاهی از جنس جنین در رحم را مخصوص خدا می‌داند، و می‌فرماید:

یَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ کُلُّ أُنثَى (رعد/ ۸) «(تنها) خدا می‌داند آن‌چه را هر ماده‌ای [در رحم] بار گیرد»؛ وَیَعْلَمُ مَا فِی الْأَرْحَامِ (لقمان/ ۳۴) «(و خدا) آن چه را که در رحم‌هاست، می‌داند».

در عصر ما آگاهی از جنس جنین امری عادی و طبیعی است و علاوه بر سونوگرافی، دانشمندان با خارج کردن مقداری از مایع آمینوتیک (مایع درون جفت که جنین را احاطه کرده است) و آزمایش آن، در اوایل شکل‌گیری جنین، به جنسیت جنین پی می‌برند (دیاب و قرقوز، همان، ۵۲)، حتی امکان انتخاب نوع نوزاد را به والدین نوید می‌دهند و گام‌های مؤثری هم در این زمینه برداشته‌اند. آنان در مورد خرگوش موفقیت‌هایی داشته‌اند و می‌گویند این ترکیبات یک عمل شیمیایی است و از این پس تعیین نوع جنس بر اساس توافق پدر و مادر خواهد بود (پاک نژاد، همان، ۱، ۲۵۵).

از سوی دیگر بشر توانسته است به ماهیت جنین، حتی قبل از شکل‌گیری و موقع لقاح، دست یابد. آیا می‌توان این تناقض را پذیرفت؟ برای حل این مشکل توجه به مطالب زیر ضروری است:

۱ ـ برای آیه وَیَعْلَمُ مَا فِی الْأَرْحَامِ («آن چه را که در رحم‌هاست، می‌داند» (لقمان / ۳۴)) دو احتمال ذکر شده است؛

الف) حرف «ما» در آیه موصوله است که نشان از عمومیت دارد و علم به تمام خصوصیات و سرنوشت نهایی انسان منحصر در خداست و آگاهی انسان به بعضی از خصوصیات، ضرری به انحصار نمی‌زند.

ب) با توجه به کلّ آیه، خداوند آگاهی از «قیامت، نزول باران و علم به ارحام» را ذکر کرده است. بعضی از مفسران علم به ارحام و نزول باران را جمله معترضه می‌دانند، یعنی علم به آن دو مخصوص پروردگار نیست و انحصار آن از آیه استفاده نمی‌شود.

با توجه به احتمال دوم، هر انسانی می‌تواند با دقت و کاوش در واکنش شیمیایی کروموزوم‌ها و سلول‌های جنین و تاثیر غذا و دارو به جنس جنین پی ببرد (دیاب و قرقوز، همان، ۵۵ ـ ۵۲؛ نجفی، همان، ۱۰۳ ـ ۱۰۲؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۰، ۱۳۳ و ۱۷، ۹۹؛ همو،‌ پیام قرآن، ۲، ۸۸؛ طبرسی، همان، ۳۲۴؛ رضایی، محمد علی، همان، ۲، ۵۲۳ ـ ۵۱۸).

۲ـ بعضی از علوم مختص خداست، مانند قیامت، بهشت، جهنم و… . بعضی دیگر در گرو اختیار خداوند است و علم آن را کسی نمی‌داند؛ مگر این که خداوند به وی آموخته باشد، مانند مسئله شفاعت، توسل، شفا مریض از سوی ائمه یا افراد عادی و… . بعضی از علوم نیز در انحصار خدا نیست. به این معنا که خدا می‌فرماید: «من آگاهی از آن دارم» و این گویای آن نیست که کسی نمی‌تواند از آن اطلاع داشته باشد و به عبارت دیگر علم دیگران را از آن نفی نکرده است.

۳ـ آگاهی خدا از آن چه در رحم است، به جنسیت محدود نمی‌شود، بلکه جنین خصوصیات دیگری دارد که انسان نتوانسته است به آن دست پیدا کند، مانند: سعادت و شقاوت طفل، استعدادها، ذوق‌ها، مدت عمر. هر چند بشر می‌تواند بعضی از صفات مانند شکل ظاهری، طول جسم … را کشف نمایند، اما آگاهی از صفات روحی و غیره، منحصر در خداوند است. خداوند می‌فرماید: من از آن چه در رحم است (با تمام خصوصیات) آگاهی دارم، اما اطلاع انسان از جنس مذکر و مونث ضرری به انحصار علم خدا در مورد جنین (با تمام خصوصیات) نمی‌زند.

۴ـ علم خداوند به واسطه نیاز ندارد، اما آگاهی بندگان به واسطه و ابزار نیازمند است.

نتیجه: با در نظر گرفتن تمام احتمال‌ها و تفاسیر، آیات مطرح شده تناقضی با یافته‌های جنین‌شناسی ندارند.

از مطالب گذشته برداشت می‌شود که قرآن حق است، و باطل (در حوزه اعتقادی و فرهنگی یا علمی) را در خود نپذیرفته است. آن چه برخی‌ها را واداشته است تا اتهام تناقض گویی را در حوزه علوم پزشکی به قرآن نسبت بدهند؛ عدم فهم تفسیر قرآن بوده است، لذا با اندک تأملی در آیات محل مناقشه نه تنها تناقض ظاهری رفع می‌گردد، بلکه هم‌سویی قرآن با علوم پزشکی روز نیز روشن می‌شود، مانند خلقت انسان، آگاهی خداوند از جنس جنین، منشاء نطفه و… .

پی‌نوشت‌ها

[۱] http://answering-islam.org.uk/Quran/contra/; Ábdallah Ábd al-Fadi. عبد الله عبد الفادی در مقاله خود «تناقضات در قرآن» به نقل از کتاب الاستشراق والقرآن العظیم، ۱۶۰٫

[۲] احتمالات دیگری درباره «علق» داده شده است، از جمله: بعضی‌ علق را به معنای نطفه مرد (اسپرماتوزئید) معنا کرده‌اند (مطالب شگفت‌انگیز قرآن، ۹۹). بعضی دیگر به معنای موجود صاحب علاقه ـ اشاره به روح اجتماعی انسان ـ تفسیر کرده‌اند و عده‌ای هم اشاره به گِل حضرت آدم که حالت چسبندگی دارد، دانسته‌اند (رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ۴۸۷ ـ ۴۸۱).

[۳] قرشی، (همان، ذیل ماده «دفق») و علامه طباطبایی، (همان،‌ ۲۰، ۳۷۹) برای ماء دافق معانی دیگری ذکر کرده‌اند، مانند: آب مشترک زن و مرد، آب زنان که از رحم خارج می‌شود. با توجه به معنای دافق که دارای جهندگی است؛ ماء دافق شامل منی مرد می‌باشد.

منابع

۱٫ ابن منظور، لسان العرب، دارالفکر، بیروت، ۱۹۹۰ م، چ اول.
۲٫ اسماعیل پاشا، عبدالعزیز، اسلام و طب جدید، ترجمه غلامرضا سعیدی، انتشارات برهان، بی‌تا.
۳٫ اهتمام، احمد، فلسفه احکام، اسلام، اصفهان، ۱۳۴۴ ش.
۴٫ بسام دفضع، الکون و الانسان بین اسلام و القرآن، مطبعة الشام، بی‌جا، بی‌تا.
۵٫ بوکائی، موریس، مقایسه‌ای بین تورات، انجیل، قرآن و علم، ترجمه ذبیح‌الله دبیر، نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۶۵٫
۶٫ بی آزار شیرازی، عبدالکریم، قرآن و طبیعت، چ ۲، بی جا، بی تا.
۷٫ همو، گذشته و آینده، قم، انتشارات طباطبایی، ۱۳۴۹ ش، چ ۲٫
۸٫ پاک‌نژاد، رضا، اولین دانشگاه آخرین پیامبر، مکتب اسلامیه و بنیاد فرهنگی شهید، تهران، ۱۳۶۳، چ ۱٫
۹٫ توماس لانگمن، رویان‌شناسی، ترجمه دکتر بهادری و شکور، شرکت سهامی چهر، ۱۳۷۰، چ ۶٫
۱۰٫ حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل‌الشیعه، تصحیح ربانی‌شیرازی، فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۴، چ ۷٫
۱۱٫ الحویزی، عبدالعلی العروسی، نورالثقلین، المطبعة العلمیه، قم، ۱۳۸۳ ق.
۱۲٫ دیاب، عبدالحمید و قرقوز، طب در قرآن، ترجمه چراغی، انتشارات حفظی، تهران، بی‌تا.
۱۳٫ راغب اصفهانی، ابوالقاسم الحسین بن محمد، مفردات فی غریب القرآن، المکتبة الرضویه، تهران، ۱۳۳۲ ش.
۱۴٫ رجحان، محمد صادق، بافت‌شناسی انسانی‌پایه، انتشارات چهره، تهران، ۱۳۷۰، چ ۱۰٫
۱۵٫ رضایی، حسن رضا، قرآن و فرهنگ زمانه، مرکز مطالعات و پژوهش‌های حوزه علمیه، قم، ۱۳۸۳، چ اول.
۱۶٫ همو، شگفتی‌های آیات پزشکی در قرآن، پژوهش‌های تفسیر و علوم قرآن، قم، ۱۳۸۷، چ ۱٫
۱۷٫ رضایی اصفهانی، محمد علی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، مبین، رشت، ۱۳۸۲، چ ۴٫
۱۸٫ همو، درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، انتشارات اسوه، قم، ۱۳۶۵، چ ۱٫
۱۹٫ زمانی، مصطفی، پیشگویی‌های علمی قرآن، پیام اسلام، قم، ۱۳۵۰ش.
۲۰٫ سحابی، یدالله، خلقت انسان، شرکت سهامی، تهران، ۱۳۵۱ ش، چ ۱۳٫
۲۱٫ شریف، عدنان، من علم الطب القرآن، دار علم ملابین، بیروت، ۱۹۹۵م، چ دوم.
۲۲٫ شیرازی، نیازمند، اعجاز قرآن از نظر علوم امروزی، میهن بی‌جا، بی‌تا.
۲۳٫ طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه نوری همدانی، قم، بنیاد علمی و فکری علامه، ۱۳۶۶٫
۲۴٫ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، مکتبة الاسلامیه، تهران، ۱۳۹۵ ق، چ ۵٫
۲۵٫ علامه مجلسی، محمد تقی، بحار الانوار، المکتبة الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۵ ه‍ . ق.
۲۶٫ قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، دارالکتب الاسلامیه، تهران.
۲۷٫ الکیس کارل، انسان موجود ناشناخته، ترجمه دبیری، اصفهان، بی تا، ۱۳۵۴٫
۲۸٫ مصباح یزدی، محمد تقی، معارف قرآن، انتشارات در راه حق، قم، ۱۳۶۷ ش.
۲۹٫ مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات قرآن الکریم، وزارت فرهنگ و ارشاد، تهران، ۱۳۷۱٫
۳۰٫ معرفت، محمد هادی، التمهید، انتشارات التمهید، قم، ۱۳۷۷ ش.
۳۱٫ مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، جامعه مدرسین، قم، ۱۳۷۷، چ ۵٫
۳۲٫ همو، تفسیرنمونه، دارالکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۷۱ ش، چ ۲۶٫
۳۳٫ یزدی، مرتضی، دانستنی‌های پزشکی، تهران، ۱۳۴۳٫

منبع :

مجله تخصصی قرآن و علم

غذا درمانی از دیدگاه قرآن و علم(مقاله انتخابی)

پزشکی, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

بسم الله الرحمن الرحیم
و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدایهم اجمعین

غذا درمانی از دیدگاه قرآن و علم

دکتر حسینعلی علایی / دکترای علوم پزشکی و فارغ‌التحصیل سطح سوم مرکز تخصصی تفسیر و علوم قرآن

محمد طاهر پاکدامن / کارشناس ارشد تفسیر و علوم قرآن جامعه المصطفی۹ العالمیه

چکیده

قرآن کریم کتاب هدایت بشر تا قیامت است، لذا از هیچ یک از امور مهم و تاثیرگذار در زندگی انسان فروگذار نکرده است. تغذیه از اموری به شمار می‌رود که مورد توجه ویژه قرآن کریم است. این کتاب شریف علاوه بر توجه به اصول کلی و اساسی تغذیه، از بعضی غذاها نام برده است که دانشمندان اهمیت و ارزش غذایی و درمانی آن‌ها را یادآور شده‌اند و کتب و مقالات متعددی
در موردشان نگاشته­اند و حتی در برخی موارد ادعای اعجاز کرده­اند. این تحقیق برای نمونه، به بررسی چهار مورد از این غذاها (شیر چهارپایان، شیر مادر، عسل و خرما) می‌پردازد؛ به این صورت که پس از طرح آیات و اشاره به نکات تفسیری، خواص و آثار این خوراکی‌ها را از دیدگاه طب و تغذیه بررسی کرده‌اند.

واژه­ های اصلی: غذا، درمان، قرآن، علم.

مقدمه

خوراکی‌های گوناگون در کنار تأمین نیاز غذایی بدن، به دلیل برخورداری از خواص متفاوت، در درمان و پیشگیری از امراض نیز نقش دارند.

قرآن کریم گاه توصیه­های مستقیمی در مورد کاربرد درمانی بعضی غذاها دارد، مثلاً در مورد عسل می‌فرماید: Gفِیهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِF؛ (نحل/ ۶۹). به حضرت مریم۳ نیز موقع زایمان توصیه می‌شود از رطب و آب استفاده کند (مریم/ ۲۴ ـ ۲۶) و در مورد حضرت یونس پس از خروج از شکم ماهی و رفتن به ساحل دریا، استفاده از کدو تجویز می‌شود (صافات / ۱۴۴ ـ ۱۴۶).

علاوه بر این، سفارش قرآن کریم به استفاده از غذاهای پاکیزه و حلال، نهی از تحریم طیّبات، نهی از غذاهای غیربهداشتی و پرخوری، دقت در نوع غذای مصرفی، توجه به آفریدگار هنگام مصرف غذا، امساک و روزه و… زمینه مناسبی برای سلامتی انسان فراهم می‌آورد و دست کم از جنبه پیشگیری اهمیت دارد. در این میان اشاره قرآن به نام برخی غذاها قابل توجه است؛ به خصوص این که این غذاها به لحاظ مواد مغذّی، ارزشمند هستند و نقش مهمی در درمان و پیشگیری، دارند.

مفهوم شناسی

بدن انسان به مواد مختلفی مانند پروتئین، چربی، کربوهیدرات، آب، انواع ویتامین و مواد معدنی نیاز دارد. غذایی مناسب است که تمام این ترکیبات را به بدن برساند. کم یا زیاد شدن این ترکیبات تعادل مواد موجود در بدن را به هم می‌زند و بیماری­های زیادی را به وجود می­آورد (ر.ک. به: مری آلیس کالنیدو ودیگران، آشپزی جدید و غذا درمانی، ۱۵).

با این توصیف می­توان گفت:

«منظور از تغذیه درمانی برقراری تعادل موادغذایی مورد نیاز روزانه است». (احمدی، محسن، درمان بیماریها با تغذیه و غذا درمانی، ۱۵).

امتیازات غذا درمانی

درمان غذایی از جهات گوناگونی بر دارو درمانی برتری دارد، از جمله:

۱٫ غذاهای متنوع، به خلاف داروهای گوناگون، معمولاً در اختیار همگان قرار دارند.

۲٫ غذاهای رنگارنگ، مطبوع همه هستند و غذای طبیعی بشر به شمار می‌روند، ولی داروها چنین نیستند.

۳٫ از نظر اقتصادی مخارج دارو با غذا مقایسه‌پذیر نیست.

۴٫ غذا جنبه پیشگیری دارد و دارو بیشتر برای از بین بردن مرض به کار می­رود.

۵٫ اغلب داروها برای بشر مضرند، ولی غذاها معمولاً اثر زیان بخش ندارند.

۶٫ استفاده از دارو در صورت اشتباه پزشک یا مریض، آثار سوء و حتی مرگ را در پی دارد (ر.ک، به: شیرازی، احمد امین، اسلام پزشک بی دارو، ۲۵ ـ ۲۶، با تلخیص و تصرف).

بسیاری از اطبا و حکما از دارو درمانی نهی کرده­اند. از بقراط حکیم نقل شده است: «داروهای خود را دور بریزید که به درد معالجه امراض نمی­خورد»، (مهرین، مهرداد، درمان طبیعی، ۱۶). در این کتاب سخنان متعددی از اندیشمندان در مورد مضرات استفاده از دارو آمده است.

غذاهای قرآنی

در قرآن کریم به برخی از موادغذایی سوگند یاد شده است. Gوَالتِّینِ وَالزّیْتُونِF؛ (تین/ ۱). نام برخی از سوره­ها نیز در ارتباط با مواد غذائی است، مانند، بقره، نحل، تین، ماعون، انعام و مائده.

قرآن کریم به مناسبت‌های مختلف به نام برخی خوراکی‌ها اشاره می­کند، نظیر زیتون (تین/۱، انعام/ ۱۴۱ و…)، انجیر (تین/ ۱)، خیار، عدس، سیر، پیاز (بقره/ ۱۶)، انگور (نحل/ ۶۷، مؤمنون/ ۱۹ و…)، نان (یوسف/ ۳۶)، انار (انعام/ ۹۹ و ۱۴۱)، کدو (صافات/ ۱۴۶ و ۱۴۴)، موز (واقعه/ ۲۹)، سبزی­ها (عبس/ ۲۸)، گوشت (هود/ ۶۹) و… .

با پیشرفت علوم، به ویژه علم تغذیه، هر روز خواص درمانی و غذایی خوراکی‌ها بیشتر کشف می­شوند، به گونه‌ای که اعجاب دانشمندان را بر می‌انگیزد. این کشفیات حتی در برخی موارد رنگ اعجاز به خود می‌گیرند. در این تحقیق چند مورد از این غذاها را بررسی می‌کنیم.

اول ـ شیر چهارپایان

شیر مایعی سفیدرنگ، با طعم شیرین و مزه و غلظت ویژه‌ای است که پس از زایمان و برای تغذیه نوزاد از پستان پستانداران ماده ترشح می­شود. این ماده بهترین و در دسترس‌ترین غذا برای نوزادان است. شیر پستانداران مختلف با هم فرق دارد. در شیر گاو تقریباً ۸۸% آب، ۳% مواد ازته، ۸/۴% مواد گلوسیدی و ۲/۳% مواد چربی هست (دهخدا، علی اکبر، لغت‌نامه دهخدا، ۳۱، ۱۶۹).

آغوز که از روز اول زایمان تا ۱۲ روز ترشح می­شود، ساختمانی مشابه شیر دارد، ولی مقدار آلبومین و کلرور آن بیشتر و قند، فسفر و کلسیم آن کمتراز شیر است پروتو پلاسم آن مقدار زیادی چربی دارد، ولی چربی آزاد آن تقریباً در حدّ هیچ است (پاک نژاد، سیدرضا، اولین دانشگاه وآخرین پیامبر، ۶، ۸۲).

وزن مخصوص شیر ۱۰۲۹ ـ ۱۰۳۳ و حرارت مخصوص آن ۹۵ است، یعنی زودتر از آب به جوش می­آید و سرد می­شود (همان، ۸۴). برای تولید یک لیتر شیر دست کم باید ۵۰۰ لیتر خون از پستان عبور نماید (همو، ۹۵).

تاریخچه

استفاده از شیر چهارپایان به دوران پیش از تاریخ و زمان اهلی شدن حیوان توسط انسان می‌رسد. انسان از اول، مانند نوزاد حیوان، به مکیدن پستان می‌پرداخت. دوشیدن و ایجاد تغییرات در شیر به تدریج ایجاد گردید. یک محل ماست­بندی مربوط به سه هزار سال قبل از میلاد، وابسته به یک پرستشگاه نزد سومرین­ها، به دست آمده است.

مقدسین از بودائیان گاو را به حدی احترام می­کردند که مخلوطی از شیر، ادار و مدفوعش را می­خوردند (ر.ک، همو، ۷۷ ـ ۸۸).

شیر در کتاب مقدس نماد پاکی، صفا و حقیقت حیات بخش می­باشد و شیر و عسل کنایه از حاصل خیزی و فراوانی نعمت است (مسترهاکس، قاموس کتاب مقدس، ۵۴۴). شیر برای اولین بار در سال ۱۸۹۰ م در نیویورک پاستوریزه شد (همو، ۷۹).

آیات

قرآن کریم به فایده­ های گوناگون حیوانات برای انسان پرداخته، اما به شیر توجه ویژه نموده است. به این آیه توجه کنید:

Gوَإِنَّ لَکُمْ فِی الْأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُسْقِیکُم مِمَّا فِی بُطُونِهِ مِن بَیْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ لَّبَناً خَالِصاً سَائِغاً لِلشَّارِبِینَF؛ (نحل/ ۶۶) «و قطعاً، در (وجود) دام‏ها، عبرتى براى شما هست، از آن چه در شکم آن‌هاست؛ از میان غذاهاى هضم شده و خون، شیرى خالص به شما مى‏نوشانیم که براى نوشندگان گواراست».

به شیر چهارپایان در آیاتی دیگر، مانند، مؤمنون/ ۲۱ و یس/ ۷۳ نیز اشاره شده است.

نکات تفسیری

«انعام» چهارپایان هستند و آن چه که معمول است گاو، شتر و گوسفند و بز است و از حیوانات حلال گوشت مثل آهو، مادیان و الاغ و … نیز در معالجه استفاده می­شود (طیب، سید عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ۸ ، ۱۵۱).

«فرث» به معنی سرگین است؛ مادامی که در معده باشد (ابن منظور، لسان العرب، ۲، ۱۷۶) و «سائغ» در لغت سهل المرور معنی شده است، یعنی چیزی که به راحتی می‌گذرد (طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، ۱۵، ۱۲).

یکی از عجایب خلقت این است که خداوند شیر سفید و گوارا را از بین خون و سرگین دو جسم ناپاک جدا می­کند؛ بدون این که از طعم، مزه و رنگ آن اثر بپذیرد. خداوند با این مطلب می‌خواهد به منکران توجه بدهد که می­تواند مردگان را از زمین خارج سازد؛ بدون این که بدن‌های آن‌ها با یکدیگر مخلوط شود (ر.ک: طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ۶، ۵۷۲).

حکمت­ها و اسرار علمی

۱٫ پیدایش شیر

قرآن کریم با اشاره لطیفی می­فرماید که شیر از میان «فرث» (غذای هضم شده داخل معده) و «خون» خارج می­شود. فیزیولوژی امروز این مطلب را ثابت کرده است که وقتی غذا در معده و روده­ها در برابر میلیون‌ها رگ مویی قرار می‌گیرد، عناصر مفید و لازم را جذب می‌کند و به درخت ریشه داری که نوک انتهایش در نوک پستان خلاصه می­شود، می­رساند (مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ۱۱، ۲۹۱؛ پاک‌نژاد، سید رضا، همان، ۶۵).

یک دانشمند غیرمسلمان در این‌باره می­گوید: این وقوف دقیق از دستاوردهای شیمی و فیزیولوژی هضم، برمی­آید و در زمان محمد۹ کاملاً ناشناخته بود. گفته شده کشف جریان خون هم کار هاروی (Harvey) بوده است در حالی که چگونگی گردش خون در بدن به طور کامل در کلام امام صادق۷ آمده است، (ر.ک. به: طب‌الرضا و طب‌الصادق۷ ص ۲۷ و ۲۸) است و قریب چهارده قرن پس از وحی قرآنی قرار می­گیرد (موریس بوکای، مقایسه­ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ترجمه ذبیح الله دبیر، ص ۲۶۴).

۲٫ موادغذایی مهم شیر

دانشمندان می­گویند تمام انواع ویتامین‌ها، آب، مواد ازت دار، چربی، قند، مواد معدنی و فلزاتی مانند سدیم، منیزیم، روی، منگنز، مس، آهن و شبه فلزات مانند فلور، کلر، ید، گوگرد، فسفر، برم و… در شیر هست. حدود نوزده آنزیم، اکسیژن و نیتروژن، دی اکسید کربن، واسید سیتریک، الکل و آلوئید هم در شیر وجود دارد (پاک‌نژاد، سید رضا، همان، ۸۷ ـ ۹۰).

یک لیتر شیر نصف پروتئین و نصف چربی مورد نیاز بدن، تمام کلسیم و ویتامین B2 و نصف ویتامین A و یک سوم احتیاج به ویتامین‌های B1 را برای بدن تأمین می­کند (نراقی، مهدی، خوردنی‌های شفابخش، ۱۱۸).

۳٫ پیشگیری از امراض

مواد مغذی شیر سبب پیشگیری از بسیاری از بیماری‌ها می‌کنند. ما به مهم‌ترین موارد اشاره می‌کنیم.

پتاسیم: بدن به عنوان یون مایع درون سلولی و برای انتقال امواج به کار می‌برد.

آهن: بدن در ساختمان هموگلوبین و کبد ومغز به آن نیاز دارد.

فسفر: مهم‌ترین ماده معدنی است و برای فعالیت‌های سلولی به کار می­رود.

ید: برای تشکیل تیروکسین ضروری است.

منگنز: بدن برای تعادل، تقویت اعصاب و حافظه و مقاومت در برابر بیماری به آن نیازدارد.

مس: کمبود آن کم خونی ایجاد می­کند.

کلسیم: برای ساختن و افزایش تعداد گلبول‌های قرمز استفاده می­شود ودر ساختمان دندان‌ها، استخوان‌ها، سلول‌های انساج و فعالیت‌های قلب و شرائین و کلیه­ها به کار می­رود (مشجور، گوهر، اسرار شیمی در قرآن، ۲۱۴-۲۱۵).

بدون کلسیم قلب خسته می‌گردد و شکستگی استخوان زیاد می­شود. قرآن کریم برای شیر تعبیر «خالصاً» را آورده است. یکی از معانی خالص پر شدن و سفت شدن استخوان‌های بازو و ساق است (ابن‌منظور، همان، ۷، ۲۸). بدین طریق حقیقت اعجازآمیز دیگری کشف می­شود.

۴ . درمان بیماری­ها

در روایات اسلامی از شیر به عنوان عامل درمان و شفا تعبیر شده است (مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ۶۳، ۹۵). علم پزشکی نیز بر این خاصیت تاکید دارد.

شیر در حصبه و شبه حصبه و زخم­های گوارشی به عنوان ضد اسید تجویز می­شود. در بیماری کواشیورکور، نارسایی حاد کیسه صفرا و بسیاری از مسمومیت­ها، به ویژه مسمومیت با سرب، به کار می‌رود. در خونریزی به علت داشتن فیبرین زیاد خوب است. در مبتلایان به دیابت جزو غذاهای آزاد است. رژیم شیر برای لاغر شدن مفید می­باشد. در بیماری‌های کم خونی، ضعف، سردرد، میگرن، سستی اعصاب، زخم معده و اثنی عشر، پایین افتادگی معده و روده و کلیه و رحم، جوش، کهیر، اگزما، ریزش مو، رماتیسم، برنشیت سوء هاضمه، اسهال مزمن، استسقاء، آسم، تب زرد، تصلب شرائین، بواسیر، آپاندیس مزمن نارسایی کبد، نارسایی جنسی، اشباع معده، دیابت، آلبومین ادرار و… نافع است (پاک‌نژاد، سید رضا، همان، ۱۵۲).

بررسی و نتیجه­

۱ـ اشاره قرآن به این غذای مهم در عصری که هنوز عناصر و موادمغذی خوراکی‌ها و چگونگی پیدایش شیر کشف نشده بود، از اعجاز علمی و یا دست کم از شگفتی­های علمی قرآن کریم شمرده می­شود. دکتر موریس بوکای با توجه به آیه مورد بحث، می­گوید:

«من فکر می­کنم که وجود آیه­ای در قرآن که به این معلومات اشاره می­کند نمی­تواند به علت زمانی که تدوین شده­اند ساخته فکر انسان باشد» (بوکای، موریس، مقایسه­ای میان تورات، انجیل قرآن و علم، ۲۶۴).

۲ـ غذاهای پر حجم و بدون ارزش غذایی از مشکلات عصر ما است که سبب بیمارهای متعددی نیز هست، عنایت قرآن به غذاهایی مانند شیر که درعین حجم، کم سرشار از مواد مفید می­باشد، گویای توجه این کتاب شریف به مسئله تغذیه است.

دوم ـ شیر مادر

در بحث گذشته با مفهوم شیر آشنا شدیم، در این قسمت به مقایسه شیر مادر با دیگر شیرها بسنده می­کنیم. شیر الاغ از تمام شیرهای حیوانات به شیر زن شبیه­تر است (نجم آبادی، محمود، اصول بهداشت، ۵۶). مقایسه مواد تشکیل دهنده شیر دام‌ها و انسان در هر لیتر در جدول زیر آمده است (دیاب عبدالحمید و قرقوز، احمد، مع الطب فی القرآن الکریم، ۱۵۷).

نوع شیر

کازئین «گرم»

لاکتوز «گرم»

چربی «گرم»

کالری

شیر انسان

۱۵ – ۱۰

۷۰

۳۵

۶۵۰

شیر گاو

۳۲

۵۰

۳۵

۶۷۰

شیر بز

۴۰

۴۳

۴۷

۸۰۰

شیرمیش

۵۱

۹۱

۶۱

۱۰۵۰

آیات

در آیات متعددی به شیردادن توسط مادر و دایه، مدت شیردهی، و حقوق مادر و کودک توجه شده است (بقره/ ۲۳۳، احقاف/ ۱۵، لقمان/ ۱۴، طلاق/ ۶، قصص/ ۷). ما یکی از این آیات را که تقریباً همه موارد را در خود جای داده است، ذکر می­کنیم.

Gوَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا لاَ تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذلِکَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِمَا وَإِنْ أَرَدْتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُوا أَوْلاَدَکُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَیْتُمْ بِالْمَعْرُوفِF؛ (بقره/۲۳۳) «و مادران فرزندانشان را دو سال کامل شیر مى‏دهند. (این) براى کسى است که بخواهد شیر دادن را به اتمام رساند و بر کسی که نوزاد برایش متولّد شده، خوراک آنان و پوشاک آنان به طور پسندیده [در دوران شیر دادن] لازم است. کسی، جز به اندازه‏ توانایى‏اش تکلیف نمى‏شود. مادرى به خاطر فرزندش ضرر نمی‌بیند و کسى که فرزند برایش متولد شده؛ به خاطر فرزندش، (ضرر نمی‌بیند) و مانند این (احکام بر وارث) است و اگر آن دو، با رضایت و مشورت یک دیگر، بخواهند [کودک را زودتر] از شیر باز گیرند، پس گناهى بر آن دو نیست و اگر خواستید دایه‏اى براى فرزندان خود بگیرید، پس هیچ گناهى بر شما نیست؛ هنگامى که آن چه را (وعده) داده‏اید، به طور پسندیده بپردازید و خودتان را از [عذاب] خدا نگه دارید».

نکات تفسیری

منظور از «والدات» مادران هستند که اخص از «امهات» است که به مادران با واسطه هم گفته می‌شود (طالقانی، محمود، پرتوی از قرآن، ۲، ۱۵۶).

حضانت و شیردادن و اتمام دو سال حق مادر وموکول به اختیار اوست؛ حتی اگر مطلقه باشد (مکارم، ناصر، ‌همان، ۲، ۲۴۰).

با جمله «لاتضار» هرگونه ضرر جسمی و روحی برای خانواده و به خصوص بر کودک ممنوع است (ر.ک. به: طبرسی، تفسیر مجمع البیان، ۲، ۵۸۷؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ۲، ۲۴۱).

انتخاب دایه پس از رضایت طرفین بلامانع است (مکارم، ناصر، همان، ۱۸۸).

واژه «تشاور» بدون قید «منهما» می­گوید که برای از شیرگرفتن طفل وسعت دایره مشورت، به غیر از والدین، به دیگر افراد مانند پزشک نیز می­رسد (ر.ک. به: طالقانی، همان، ۱۵۸).

حکمت­ها و اسرارعلمی

الف) مزایای شیر مادر برای کودک

۱ـ عوامل زنده اختصاصی مانندگلبول‌های سفید زنده، آنزیم‌ها، هورمون‌ها و ایمونوگلوبولین‌ها در شیر مادر وجود دارند که در رشد و سلامت کودک و حفاظت او در برابر بیماری نقش اساسی دارند. این ترکیبات در هیچ شیر دیگری یافت نمی­شوند، چون در حرارت بیش از ۵۰ درجه از بین می­روند.

۲ـ شیر مادر متناسب با نیازهای طفل تغییر می­کند، مثلاً اگر نوزاد نارس باشد، شیر با وضعیت نارسی او متناسب می­شود. آغوز تمام مواد ایمن‌زا و ویژگی­های مختلف شیر را بیش از ۵ تا ۱۰ برابر دارا است. (نوری، محمدرضا، تغذیه در قرآن، ۱۱۳). آغوز اولین واکسن خدادادی در برابر بیماری‌هاست. در حالی که واکسن­های موجود در لحظات اول به دلیل آسیب­های روحی و جسمی توصیه نمی­شود (زندی، مجید، کودکان سالم و با عاطفه نتیجه تغذیه با شیرمادر، روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۷/۵/۸۷ ، ص ۷). به همین خاطر اسلام تغذیه نوزاد با آغوز را به مادر واجب کرده است (زین الدین بن علی بن احمد عاملی (شهید ثانی) شرح لمعه دمشقیه، ۵، ۴۵۲). شاید به همین دلیل به مادر حضرت موسی۷ گفته شد به موسی شیر بده و در صورت ترس او را در دریا رها کن (قصص / ۷).

۳ـ عوامل مصونیت بخش اختصاصی و غیراختصاصی در شیر مادر هستند که هرکدام در زمینه‌ای کودک را از ابتلا به بیماری و آسیب حفظ می­کنند، مثلاً گلبول‌های سفید شیر در برابر اسید معده مقاوم هستند و از رشد عوامل بیماری­زا جلوگیری می­کنند و انواع ایمونوگلبولین‌ها نوزاد را از خطر ابتلا به عفونت­های مختلف در امان نگه می‌دارند (نوری، محمد رضا، همان، ۷۹). تغذیه انحصاری با شیر مادر در ۶ ماه اول امکان دچار شدن به عفونت­های تنفسی را تا ۵ برابر و احتمال مرگ ناشی از این بیماری‌ها را تا ۴ برابر کاهش می­دهد، ضمن این که در این دوره خطر ابتلا به اسهال نیز ۱۵ برابر و خطر مرگ ناشی از آن ۲۵ برابر برای کودکان محروم از شیر مادر بیشتر است (زندی، مجید، همان).

۴ـ ویژگی‌های تغذیه­ای شیر مادر منحصر به فرد است. پروتئین‌هایی که زود هضم می‌شوند (Whey) در شیر مادر بیشتر از پروتئین‌های دیرهضم (کازئین) می­باشد. بدن برخی از این پروتئین‌ها را که در رشد مغز موثرند و کمبود آن در سنین بلوغ به صورت ضریب هوشی کم خودنمایی می­کند، نمی‌تواند بسازد. چربی شیر مادر خطر افزایش چربی‌ها، کلسترول و فشار خون و عوارض قلبی را در میان‌سالی کمتر می‌کند. قند موجود در شیر مادر مناسب­ترین قند سادة قابل استفاده برای شیرخوار است و جذب کلسیم را در روده افزایش می‌دهد، در نتیجه رشد استخوانی و کم کردن یبوست را در پی دارد. ثابت شده است که مدت بستری شدن بچه­های اسهالی شیر مادر خوار کمتر از شیرخشک خواران است. آهن در شیر گاو ده درصد و در شیر مادر هفتاد درصد قابلیت جذب دارد (نوری،‌ محمد رضا، همان، ۱۱۳ ـ ۱۱۷). همچنین کلسیم در شیر مادر هفتاد درصد و در شیر گاو سی و پنج درصد جذب می­شود (پاک‌نژاد، سید رضا، همان، ۱۴۷).

شیر مادر در بزرگ‌سالی نیز فواید خود را برای فرزند بروز می­دهد. متخصصان می­گویند: افرادی که از شیر مادر تغذیه کرده­اند، در بزرگ‌سالی کمتر به دیابت، آلرژی غذایی، سرطان و… مبتلا می‌شوند و دارای ضریب هوشی بیشتری هستند و کمتر در معرض چاقی قرار دارند (زندی، مجید، همان).

امتیازاتی در شیر مادر و روش شیردادن او هست که حتی در شیر دایه نیست. نوزادی که با شیر مادر و در آغوش او پرورش می‌یابد، توانایی‌اش درمقابل بیماری‌ها بیشتر است (نصیری، سید صدرالدین، بهداشت اجتماعی در اسلام). و چنین کودکی آرامش روانی و اعتماد به نفس کافی دارد و سازش او در برابر اضطراب محیط بیشتر است (نوری، محمد رضا،‌ همان ۱۱۷).

ب) مزایای شیر مادر برای مادر

مادر سود فراوانی از شیردادن می­برد، داشتن فرزند سالم، احساس رضایت از پرورش طفل با شیره جان خود، کاهش چربی ذخیره دوران بارداری، پیشگیری از بارداری ناخواسته، بازگشت سریع رحم و ضمائم آن به جای خود و ایمنی بیشتر در برابر سرطان پستان از آن جمله است (اصفهانی، محمد مهدی، تغذیه کودکان با شیر مادر، ۳۰). طبق یک آزمایش زنان نیویورکی که در طول زندگی یک و نیم سال به اطفال شیر داده‌اند، نسبت به زنان ژاپنی که به طور متوسط شش و نیم سال شیر داده­اند، پنج و نیم برابر بیشتر دچار سرطان پستان شده­اند (نوری، محمد رضا، همان، ۵۷).

ج) منافع شیر مادر برای جامعه

جامعه با داشتن افراد سالم و با عاطفه به خوشبختی نزدیک‌تر خواهد بود، شیرمادر بدون تکیه به منابع خارجی، با هزینه کمتر و به صورت کاملاً سالم در اختیار کودکان قرار می­گیرد و وابستگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به همراه ندارد. موقعیت مادر در خانواده و تحکیم نظام خانواده از منافع نهفته، اما بسیار پرارزش، شیرمادر برای جامعه است (اصفهانی، محمد مهدی، همان).

د) مدت شیردهی

قرآن کریم مدت شیردهی را دو سال می­داند (لقمان/ ۱۴). برخی پزشکان معتقد بودند که این مدت باید ۹ ماه باشد، ولی در سال ۱۹۹۳ م بیان شد که اگر مدت شیرخوردن دو سال کامل باشد، بهتر است (اسماعیل پاشا، عبدالعزیز، اسلام و طب جدید، ۵۷).

امروزه بر اساس نظر سازمان‌های مرتبط مانند یونیسف و سازمان جهانی بهداشت مدت توصیه شده برای شیردادن دو سال تمام است و این موضوع در اعلامیه اینوچنتی در مورد تغذیه کودکان با شیر مادر مطرح شده و به امضای بسیاری از رؤسای کشورهای جهان رسیده است.

بررسی و نتیجه­

اشاره قرآن به شیردادن به کودک توسط مادر و سفارش به رعایت حقوق مادر و کودک گویای توجه ویژه آن به بحث تغذیه به خصوص در دوران کودکی است و امروزه با پیشرفت دانش‌ها و کشف ویژگی­های منحصر به فرد شیر مادر، سرّ این تاکید روشن شده است. کشورهای صنعتی ابتدا با تولید شیرخشک تبلیغ می­کردند که جایگزینی برای شیرمادر کشف کرده­اند. اصطلاحاتی چون شیر ماترنیزه (شبیه شیرمادر) و همونیزه (شبیه شیر انسان) و شیر آداپته (شیر تطبیق داده شده با شیر مادر) بیانگر این واقعیت است، اما آنان در عصر ما به اشتباه خود پی برده­اند و با انتشار صدها مقاله تحقیقی می‌کوشند اشتباه گذشته خود را جبران کنند.

تعیین مدت شیردهی توسط قرآن کریم نیز که امروزه علم به آن دست یافته است از اعجاز علمی قرآن یا دست کم از مسائل علمی قرآن به شمار می­آید.

سوم ـ عسل

عسل واژه­ای عربی به معنای «انگبین» است. زنبورهای ماده و عقیم به نام زنبور کارگر شیره گیاهان را وارد دهان خود می‌کنند و آن را با آب دهان مخلوط می­سازند. آن‌گاه این ترکیب را وارد محفظه­ای به نام کیسه عسل می­نمایند. قسمتی از این شیره به مصرف تغذیه زنبور‌ها می­رسد و بخشی دیگر با انقباض کیسه عسل دوباره به دهان زنبور بر می‌گردد و زنبور آن را در حجره­هایی خالی می­کند که به همین منظور ساخته است و پس از غلیظ شدن، زنبور کارگر روی حفره­ها را با موم می­پوشاند.

یک زنبور برای تهیه یک کیلو عسل باید روی دو میلیون گل اقاقیا یا پنج میلیون گل اسپرس بنشیند و ۱۸۰ هزار مرتبه کیسه عسل خود را پر و خالی کند (ر.ک. به: معین، محمد، فرهنگ فارسی، ۲، ۲۳۰۰).

عسل به رنگ­های زرد روشن، کهربایی، قرمز، تیره، بی­رنگ، آبی و سبز هست و نوع رنگ در بازار پسندی آن نقش زیادی دارد (مصدق سعید و دیگران، اصول صحیح زنبورداری، ۵۸ ـ ۶۱).

تاریخچه

عسل از قدیم همواره مورد توجه و احترام بوده است. قدیمی­ترین اثر تاریخی، مربوط به برداشت عسل، به هفت هزار سال پیش از میلاد باز می­گردد. (علی آقایی، مرتضی و میرنظامی، حسین، عسل درمانی، ۴). بر اساس مدارک خواص طبی عسل را از حدود ۳۵۰۰ سال پیش می‌دانستند و اقوام زیادی در شب عروسی از آن استفاده می­کردند. به همین مناسبت این ایام در تمام جهان به ماه عسل معروف است. قبل از حضرت مسیح در برخی نقاط مقداری عسل همراه مردگان در تابوت می­گذاشتند (پاک‌نژاد، ‌همان، ۵، ۹۷). شیر و عسل در کتاب مقدس نشانه حاصل‌خیزی و فراوانی نعمت است (قاموس کتاب مقدس، ۵۴۴).

آیات Gوَأَوْحَى‏ رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتاً وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا یَعْرِشُونَ * ثُمَّ کُلِی مِن کُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلَاً یَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِیهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَF؛ (نحل/۶۸ ـ ۶۹) «و پروردگارت به زنبور عسل وحى (= الهام غریزى) نمود که «از بخشى از کوه‏ها و از درختان و از آن چه داربست مى‏کنند، خانه‏هایى برگزین * سپس از همه‏ محصولات بخور و راه‏هاى پروردگارت را فروتنانه بپیما». از شکم‏هایشان نوشیدنى (= عسل) بیرون مى‏آید که رنگ‏هایش متفاوت است [و] در آن براى مردم درمانى است؛ قطعاً، در آن‏[ها] نشانه‏اى است براى گروهى که تفکّر مى‏کنند».

نکات تفسیری

وحی در آیه شریفه به معنی القای معنا در فهم حیوان از راه غریزه است (ر.ک. به: طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۲، ۲۹۲) و این منحصر به زنبور عسل نیست و این که وحی فقط درباره زنبور به کار رفته، به زندگی شگفت­انگیز این حیوان مربوط است (ر.ک. به: مکارم، ناصر، نمونه ۱۱، ۲۹۸).

بهترین نوع عسل مربوط به زنبورهای کوهستان است که از گل و گیاه کوهی استفاده می­کنند، لذا قرآن می­فرماید: Gاتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتاً وَمِنَ الشَّجَرِF؛ (قرائتی، محسن، تفسیر نور، ۶، ۴۲۰).

زنبورشناسان می­گویند: زنبور علاوه بر ماده قندی بین گل‌ها، از تخمدان، دمبرگ‌ها و میوه­ها نیز استفاده می­کند و قرآن هم تعبیر «کل الثمرات» را آورده است.

قرآن کریم با تعبیر «یخرج من بطونها» به چگونگی ساخت عسل اشاره نموده است؛ به خلاف تصور برخی که هنوز هم گمان می­کنند شیره گل‌ها پس از مکیده شدن از دهان، در کندو ذخیره می‌شود.

عسل تنها خوراکی است که قرآن با تعبیر «شفاء للناس» از آن یاد می­کند و دانشمندان درباره خواص آن در ابعاد پیشگیری و درمان، مطالب بسیاری گفته­اند (مکارم، ‌ناصر، تفسیر نمونه، ۱۱، ۲۹۰ به بعد).

حکمت­ها و اسرار علمی

الف) مواد تشکیل دهنده عسل

عسل بیش از ۷۰ ماده مختلف دارد و تاکنون ۱۵ نوع قند از آن کشف گردیده است. انواع پروتئین و ویتامین در عسل هست و به لحاظ داشتن برخی مواد تخمیری، بالاترین مرتبه را در کمک به هضم غذا دارد. کلسیم، پتاسیم، سدیم، منگنز، آهن، کلر، فسفر، گوگرد و ید از املاح معدنی عسل می­باشند. عسل دارای عوامل قوی ضد میکروب انحصاری، هورمون نباتی و نوعی هورمون جنسی است (ر.ک. به: قرقوز، ‌عبد الحمید و …، همان، ۱۸۴ ـ ۱۸۵؛ عسل درمانی پیشین، ۱۱ ـ ۱۷؛ عبدالله، محمد محمود، الطب القرآنی بین الغذاء و الدواء، ۴۶ ـ ۵۴).

ب) خواص درمانی عسل

۱٫ عسل و طب اطفال

عسل برای کودک هم یک ماده غذایی است و هم دارویی ارزشمند؛ به ویژه کودکانی که از نارسایی گوارشی و نارسایی در جذب مواد غذایی یا سوء تعذیه و کم خونی رنج می­برند. عسل نیاز کودک را به ویتامین B1 برطرف می‌سازد و به سوخت و ساز کلسیم و منیزم در بدن کمک می‌رساند (همان). ادرار غیر ارادی اطفال را درمان می‌کند (الجمیلی، السید، عسل النحل فی القرآن و السنه، ۱۱۲). برای درمان برفک دهان اطفال، یک قاشق چای­خوری عسل یا عسل مخلوط با آبلیمو به کودک داده می­شود (آقایی، مرتضی، علی و …، همان، ۷۶).

پزشکان توصیه می­کنند مقداری عسل به غذای روزانه کودک در تمام مراحل رشد اضافه شود.

۲٫ درمان بیماری­های پوستی (Dermatology)

عسل ماده­ای به نام گلوناس دارد که زخم‌ها را به سرعت التیام می­بخشد ودر درمان زخم­های چرکی ـ از قبیل دمل­ها و جوش­های خوش­خیم ـ نیز سودمند است، زیرا رشد میکروب را متوقف می‌سازد و پوست و اعصاب را تغذیه می‌‌کند. عسل در زخم‌های عمیق ناشی از گلوله، هرچند همراه با شکستگی باشد، بهبودی را تسریع می­بخشد. در ضماد زخم­های ناشی از اعمال جراحی سودمند است و به صورت تزریق موضعی برای درمان خارش­های حاد و مزمن پوستی استفاده می‌شود (ر.ک. به: قرفوز، عبدالحمید، و…، همان، ۱۹۰؛ آقایی، مرتضی علی و … همان، ۱۲۰ـ۱۲۳).

۳٫ درمان بیماری‌های گوارشی

عسل به سبب برخورداری از آنزیم­های گوارشی مانند آمیلاز ولیپاز و… به هضم غذا کمک می‌کند. از ترش کردن معده می­کاهد. برای زخم و التهاب معده مفید است و در درمان عفونت­های روده­ای، درمان یبوست و اکثر بیماری‌های کبدی و کیسه صفرا مؤثر است.

۴٫ درمان بیماری‌های تنفسی

سیاه سرفه، التهاب حنجره و گلو و بیماری سل از جمله بیماری‌هایی‌اند که عسل در بهبودی آن‌ها نقش دارد. مصرف عسل در رفع التهاب ریه و برطرف کردن سرفه سودمند است، به همین دلیل برخی شرکت­های دارویی عسل را به ترکیبات دارویی ضدسرفه اضافه کرده­اند که شربت melrosam از جمله آن‌هاست. عسل در آسم و ذات الریه نیز به صورت شربت همراه کلر در کلسیم و محلول دیمدرول مصرف می­شود (همان، ۱۹۴).

۵٫ درمان بیماری‌های چشم

تجارب و آزمایش‌های متعددی تاثیر عسل را در درمان این بیماری‌ها ثابت کرده است: التهاب پلکها، انواع التهابات قرینه از قبیل التهاب سلی چشم، سیفلیس و تراخم، آلودگی و زخم قرنیه، انواع سوزش­های چشم (همان، ۱۹۵، عبدالله،‌ محمد، الطب القرآنی بین الغذاء والدواء، ۹۹ـ۱۰۱). درمان بیماری‌های ناشی از ویتامین A ,B و درمان شب کوری، سوختگی­های مخصوص چشم، آماس چشم.

در کنگره چشم پزشکی سنگاپور یکی از دانشمندان مصری عسل را موفق­تر از داروهای شیمیایی دانست.

۶٫ درمان بیماری‌های زنان و زایمان

عسل در درمان بیماری‌های خاص زنان و زایمان هم کاربرد دارد،‌ مانند: درمان استفراغ‌های دوران بارداری، التهاب مهبل و مثانه و خارش فرج، التیام سریع زخم‌ها پس از جراحی زنان (همان، ۱۹۶) درمان بی‌اشتهایی و یبوست، مسمویت دوران بارداری (عسل النحل فی القرآن والسنة، پیشین ۱۳۹)، درمان زخم‌های رحم و قطع خونریزی، بند آمدن قاعدگی و… (آقایی، مرتضی علی،‌ همان، ۱۱۹).

۷٫ درمان بیماری‌های قلبی

مهم‌ترین بیماری‌های قلبی که عسل در درمان آن‌ها موثر است، عبارت است از:

درمان التهاب دیفتریابی قلب، تقویت کننده قلب پس از عمل جراحی، درمان خناق سینه یا سوزش قلب، درمان ناتوانی همراه با پایین آمدن ضربان قلب (دیاب، عبدالحمید، همان، ۱۹۸).

در کنفرانس جهانی فیزیولوژی اعضا در سال ۱۹۰۱ م اعلام شد که عسل به خاطر داشتن گلوکز در تقویت عضلات قلب نقش بسیار مهمی دارد (عسل النحل فی القرآن و السنه، ۵۹)؛‌عسل در درمان و پیشگیری از بیماری‌های متعدد دیگری نیز نقش دارد.

بررسی و نتیجه

با این همه برکاتی که در عسل نهفته است، بهترین توصیف برای آن، همان تعبیر شفاء است که در قرآن آمده است و شاید فواید دیگری هم داشته باشد که هنوز کشف نشده است Gوَمَا أُوتِیتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلاًF؛ (اسراء / ۸۵).

ذکر عسل در قرآن با تعبیر شفاء، با توجه به بسیاری از خواص آن و اشاره قرآن به چگونگی ساخت عسل که بعدها کشف شد، ضمن نشان دادن توجه قرآن کریم به تغذیه، گویای اعجاز علمی قرآن است.

رنگ‌های مختلف عسل ـ مورد اشاره قرآن ـ نیز سبب تعدد خواص آن می‌شود (ر.ک. به: آقائی، مرتضی علی، همان، ۵۹).

فایده اقتصادی زنبور عسل به لحاظ گرده‌افشانی گل‌ها، ۲۵ تا ۱۰۰ برابر ارزش عسل تولید شده در سال محاسبه می­شود (همان، ۳).

چهارم ـ خرما

خرما درختی است از تیره گرمسیری با میوه­ای که مواد غذایی دارد. این میوه به شکل خوشه­ای از شاخه آویزان می­شود.

ارتفاع درخت خرما به ۱۰ تا ۲۰ متر می­رسد (معین، همان، ۱، ۱۴۱۳). متوسط عمر آن ۱۰۰ تا ۲۰۰ سال است. درخت خرما در موارد بسیاری به حیوان شباهت دارد، مانند: جنس نر و ماده داشتن، خفگی بر اثر آب و دود زیاد و از بین رفتن به سبب ضربه­ای که بر قلب آن وارد شود (دریائی، محمد رسول، خرما، ۲۰). بیش از ۱۰۰ نوع خرما در ایران وجود دارد که از لحاظ شکل، رنگ و میزان شهد با یک‌دیگر تفاوت دارند (همان، ۴۹). خرما از موقع شکوفه دادن تا رسیدن هفت مرحله را طی می‌کند: کفری، طلع، بلح، اخلال، خرمای سنگ‌شکن، خرمای رسیده، خرمای خشک (تمر) (معین، همان، ۱، ۱۴۱۳).

تاریخچه

برخی قدمت درخت خرما را به دوران زمین­شناسی می­رسانند. تصور می‌شود پرورش و کاشت درخت خرما از ۶۰۰۰ تا ۸۰۰۰ سال پیش در بین‌النهرین آغاز شده باشد. احتمالاً در آن زمان هیچ درخت میوه­­ دیگری در جایی کاشته نمی­شد. شاید به همین علت خرما همیشه با تمدن بشری همراه بوده است.

خرما نزد مصری­ها محترم بود و زمانی عراقی‌ها آن را می‌پرستیدند. تصاویری از آن بر دیوار هیکل (از بناهای حضرت سلیمان۷) قرار داشت. در قوانین حمورابی نیز احکامی مربوط به مراقبت و چگونگی کشت نخل دیده می‌شود. کلدانیان خرما را درخت زندگی می­دانستند و در یونان قدیم، خرما نشان پیروزی بود. امروز هم افسران ارشد را با نشان برگ خرما مشخص می‌کنند. در کتاب مقدس از خرما به نیکی یاد شده و حضرت داود۷ شخص صادق را به درخت خرما تشبیه می‌کرد.

به جهت اهمیت روزافزون خرما در جهان، فائو در سال ۱۹۸۷ مؤسسه تحقیق و توسعه نخل را در بغداد تأسیس کرد.

آیات

خرما بیشتر از سایر میوه­ها مورد توجه است و در قرآن حدود ۲۰ بار از درخت خرما و نخل به صراحت نام برده شده است، از جمله: Gفَأَجَاءَهَا الْمضخَاضُ إِلَى‏ جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ یَا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هذَا وَکُنتُ نَسْیاً مَنْسِیّاً * فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلاَّ تَحْزَنِی قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیّاً * وَهُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَیْکِ رُطَباً جَنِیّاً * فَکُلِی وَاشْرَبِی وَقَرِّی عَیْناًF؛ (مریم / ۲۳ ـ ۲۶) «و درد زایمان، او را به سوى تنه درخت خرمایى کشاند. (مریم) گفت: «اى کاش من پیش از این مرده بودم و کاملاً فراموش شده بودم!» * و از زیر [پاى‏] او به وى ندا داد که «اندوهگین مباش؛ چرا که پروردگارت زیر [پاى‏] تو چشمه آبى (و کودکى شریف) قرار داده است * و تنه درخت خرما را به سوى خود تکان بده، تا رطب تازه‏اى بر تو فرو ریزد * و بخور و بنوش و دیده روشن دار».

نکات تفسیری

به بار نشستن درخت خشکیده علاوه بر معجزه بودن، یک دستور بهداشتی و تقویتی مهم است، زیرا بهترین خوراک برای زن زائو خرما می­باشد. روایت هم مؤید این نظریه است (نجفی خمینی، محمد جواد، تفسیر آسان، ۱۱، ۱۰۹).

در تغذیه نقش اول با حبوبات و دانه­ها است و سپس میوه­ها، چون در قرآن آمده است: وَجَعَلْنَا فِیهَا جَنَّاتٍ مِن نَّخِیلٍ وَأَعْنَابٍ وَفَجَّرْنَا فِیهَا مِنَ الْعُیُونِF؛ (یس/۳۴).

حکمت­ها و اسرار علمی

علم روز به فواید خرما که برخی از آن‌ها در روایات اسلامی آمده، پی برده است. برخی از این خواص به شرح ذیل است.

۱ ـ ترکیبات غذایی

خرما از نظر مواد مغذی بسیار با ارزش و شامل مواد زیر است:

آب، پروتئین، مواد قندی، چربی، پتاسیم، سدیم، کلسیم، منیزیم، آهن، مس، املاح گوگرد، املاح کلر، ویتامین­های C, B2, B1, A و نیاسین. هر صدگرم خرما ۱۵۷ تا ۳۸۳ کالری حرارت ایجاد می‌نماید و حرارت­زایی یک کیلو خرما معادل یک کیلوگرم گوشت است (زمزم، حمدی، الطب الشعبی و التغذیه، ۵۳).

۲ ـ پیشگیری از سرطان

امروزه ثابت شده است که نقصان منیزیوم در بدن زمینه را برای ابتلا به بیماری سرطان فراهم می­آورد وخرما دارای مقدار فراوانی منیزیوم است. به همین جهت اعراب و صحرانشینان با این که در فقر غذایی به سر می­برند، به واسطه خوردن خرما دچار سرطان نمی­شوند.

۳ ـ هضم غذا

خرما به سبب داشتن مواد کافی و ضروری و عناصر کاتالیزوری هضم و جذب غذا را آسان می‌سازد؛ حتی به هضم موادغذایی دیگر کمک می­کند، مثلاً چون هیدرات دوکربن دارد، بدن از مواد پروتئینی بهتر استفاده می‌کند (پاک‌نژاد، سید رضا، همان، ۷، ۱۸۲).

۴ ـ درمان امراض عفونی

خرمای رسیده مواد سفیده­ای و چند ترکیب دارویی دارد که یکی از آن‌ها شبیه کورتن است. کورتن توسط غده فوق کلیه ترشح می­شود و یکی از داروهای قیمتی است که اخیراً کشف شده و عامل درمان کلیه التهابات و امراض عفونی است. این ماده از ریزش مو نیز جلوگیری می­کند. کورتن برای بیماران دیابتی خوب نیست، ولی کورتن خرما هورمون گیاهی مفید و طبیعی خاصیت دفع ضرر است (اسرار خوراکی‌ها، پییشن ص ۱۵۶) به علت داشتن لعاب و مواد پکتیک خاصیت دفع خلط خرما در آن زیاد است، به همین جهت شصت گرم آن را در یک لیتر آب می­جوشانند و در مورد زکام، درد گلو و تمام عفونت‌های ریوی مصرف می­کنند (لئوس کارلیه، سبزی ها و میوه های شفابخش، ترجمه مهدی نراقی، ۱۷۰).

۵ ـ رفع خستگی

دانشمندی به نام کورنوسکی (Curnonsky) در کتابی که مخصوص خرما نوشته است، می‌گوید:

علاوه بر آن که خوردن خرما ارزش غذایی بیشتری از دیگر قندها دارد، موقع خستگی نیز مفیدتر است، زیرا جذب بدن می­گردد (پاک‌نژاد، همان، ۷، ۶۶). وی خوردن خرما را به ورزشکاران توصیه می­نماید. این ویژگی در حدیث شریف نبوی نیز آمده است (بحار الانوار، ۶۳، ۱۴۱).

۶ ـ تقویت نیروی جنسی

خرما به سبب داشتن فلیکولین نیروی جنسی را افزایش می­دهد (پاک‌نژاد، همان، ۸۰). برای این منظور بایدخرمای خشک (تمر) را در شیرتازه خیساند و خورد و به دنبال آن شیر نوشید (رجحان، محمد صادق، ۱۹۵).

۷ ـ تاثیر بر زایمان

برخی مفسران از آیه مورد بحث و دستور خدا به حضرت مریم۳ برداشت کرده‌اند که مفید بودن خرما بری زائو یک دستور طبی است. پزشکان می­گویند با توجه به مواد معدنی خرما به خصوص آهن، آن چه جبران نقاهت زن تازه­زا را می­نماید و با انتقال از راه شیر مناسب نوزاد می‌باشد، خرما است و چون پس از زایمان، آب بدن زن تاحدودی کم می­شود، خرما جاذب رطوبت است و اگر همراه با آب خورده شود، برای جبران این نقیصه بسیار مفید است (پاک‌نژاد، ۷۹). روایت هم به این دو عنصر مهم (خرما و آب) برای زن تازه­زا اشاره دارد (مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ۵۹، ۱۴۱).

علم جدید هورمونی شبیه «اکسی توسین» را در خرما کشف کرده است که در افزایش انقباض‌های رحم هنگام ولادت نقش دارد و به این علت مقداری از درد و رنج مادر و خونریزی بعد از زایمان می­کاهد و نیز از فشار خون مادر که هنگام زایمان بالا می­رود، کم می­کند (ر.ک، به: سید الجمیلی، الاعجاز الطبی فی القرآن و السنۀ، ۱۹۴ ـ ۱۹۵).

مواد قندی رطب که زود هضم می‌شوند، به علت انرژی‌زایی سریع، تحمل مادر را هنگام زایمان افزایش می­دهد. اثر لینتی خرما نیز بر امر زایمان کمک می‌‌نماید؛ ضمن این که مصرف ملین گیاهی بر شیمیائی مزیت دارد (تغذیه در قرآن، ۳۸۷). در روایات اسلامی نیز به استفاده از خرما در ماه­های آخر بارداری سفارش شده است (مجلسی، ‌محمد باقر، ۶۳، ۱۴۱).

۸ ـ غذایی مفید به هنگام گرسنگی و افطار

خرما برای کسانی که به شدت گرسنه‌اند، بسیار مفید و زود هضم است و مواد مورد نیاز بدن را در زمان کوتاهی به بدن می­رساند (دریایی، محمد رسول، خرما، ۸۳). در روایات اسلامی نیز شفارش شده است که روزه را با خرما بگشایید (ابراهیم بن علی کفعمی، المصباح، ۱۳۲). دانشمندان می­گویند انتخاب خرما برای افطار به علت آن است که قند هگزوز (دکستروز گلوکز) و فروکتوز دارد و جذب آن‌ها سریع است و سبب کاهش اشتها می­شود و از پر خوردن و یا ناگهان خوردن که بیشتر ایجاد «آمبارگاستریت» (Ambaragastrite، التهاب و ورم معده) می­نماید، جلوگیری می‌کند. (دریایی، محمد رسول، همان، ص ۷۹). همچنین بدن را در برابر گرسنگی قندی که در اثر روزه ایجاد می­شود، مسلّح می‌سازد، انرژی لازم را به بدن می‌رساند و هم مانع تجمع چربی می­گردد و چون نارسایی کبد و چربی زیاد زیر پوست و کم تحرکی باعث کاهش قدرت دفاعی بدن می­گردد، خرما باعث می‌شود چربی اضافه در زیر پوست جمع نشود و کبد به طور طبیعی کارکند. خرما عناصر مفیدی برای کبد روزه‌دار دارد و قدرت دفاعی بدن را بالا می­برد (همان، ۸۳). دکتر عدنان شریف در کتاب من علم الطب القرآنی (ص ۲۱۸) مطالب مفیدی در مورد نقش خرما در جبران قند خون هنگام روزه­داری ذکر کرده­ است.

دانشمندان برخی دیگر از خواص خرما را این گونه بر می­شمارند:

خرما برای جوش غرور جوانی، درمان فلج ـ به خصوص فلج اطفال ـ کلیه و مثانه، اعصاب، شست‌وشوی خون، تعادل یون‌ها، حساسیت و آلرژی و… مفید است. بیماران دیابتی می­توانند به جای قند از خرما استفاده کنند، خرما خاصیت ضد گرسنگی دارد (پاک‌نژاد، ۵۸ ـ ۶۱). ملین طبیعی است و برای درمان بواسیر و نقرس مفید است. همچنین قوه بینایی و شنوائی را تقویت می­کند (نجار، زغلول، الاعجاز العلمی فی السنة النبویة، ۳۱۶).

بررسی و نتیجه

۱ ـ خرما یکی از خوراکی‌های باارزش است؛ هم غذایی مناسب و هم دارویی مؤثر است و اشاره قرآن به آن،‌ اهمیت و جایگاه رفیع غذا درمانی‌اش را نشان می‌دهد.

۲ ـ بسیاری از آثار خرما پس از ۱۴ قرن و با پیشرفت علوم مشخص شده است، مانند مفید بودن خرما و آب برای زن زائو و این از اعجاز علمی قرآن شمرده می­شود.

جمع بندی نهایی

اشاره قرآن به مباحث تغذیه گویای اهمیت تغذیه و نقش تأثیرگذار آن در زندگی بشر است. از طرفی بررسی و بازگویی غذاهای قرآنی به همراه یافته­های قطعی علمی، سبب نگرش نو افراد به دین و قرآن خواهد شد و از سویی به کار بستن این آموزه­ها ـ به خصوص در بخش غذا درمانی قرآن ـ بسیاری از مشکلات را در این رابطه حل خواهد کرد.

منابع

۱٫ آقائی، مرتضی علی و میر نظامی، سید حسین، عسل درمانی، نورپردازان، کرمانشاه، ۱۳۸۷ش، سوم.

۲٫ ابن منظور، لسان العرب، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۸ق، اول.

۳٫ احمدی، محسن، درمان بیماری‌ها با تغذیه (غذا درمانی)، شهید حسین فهمیده، اصفهان، ۱۳۸۲ ش، اول.

۴٫ استودولا، ثیری و ولاگ، ژان، گیاهان داروئی، ترجمه: ساعد زمان، ققنوس، تهران، ۱۳۸۲ ش، پنجم.

۵٫ اسماعیل پاشا، دکتر عبدالعزیز، اسلام و طب جدید، ترجمه: سید غلام رضا سعیدی، کتابخانه ارشاد، بی جا، ۱۳۴۶ ش، دوم.

۶٫ اصفهانی، دکتر محمدمهدی، تغذیه کودکان با شیر مادر، تندیس، تهران، ۱۳۸۶ ش، اول.

۷٫ بوکای، دکتر موریس، مقایسه‌ای میان تورات، و انجیل، قرآن و علم، ترجمه: ذبیح الله دبیر، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۶۸ش، چهارم.

۸٫ پاک نژاد، دکتر شهید سید رضا، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر ج ۶، بنیاد فرهنگی شهید پاک نژاد، یزد، ۱۳۶۳ش، اول.

۹٫ جزایری، دکتر غیاث الدین، اسرار خوراکی‌ها، امیرکبیر، تهران، ۱۳۸۵ش، بیست و دوم.

۱۰٫ دریایی، محمد رسول، خرما، انتشارات جعفری، تهران، ۱۳۸۲ش، اول.

۱۱٫ دهخدا، دکتر علی اکبر، لغت نامه دهخدا، دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۷۷ش، دوم.

۱۲٫ دیاب، دکتر عبدالحمید وقرقوز، دکتر احمد، مع الطب فی القرآن الکریم، منشورات الرضی، قم، ۱۴۰۴ق، هفتم.

۱۳٫ رجحان، دکتر محمد صادق، میوه درمانی، انتشارات خیام، تهران، ۱۳۷۱ش، ششم.

۱۴٫ زمزم، حمدی، الطب الشعبی و التغذیه، دار الایمان، دمشق، ۱۴۲۲ق، دوم.

۱۵٫ سید الجمیلی، الاعجاز الطبی فی القرآن، دار المکتبۀ الهلال، بیروت، ۱۹۹۲م، اول.

۱۶٫ شریف، دکتر عدنان، من علم الطب القرآنی، دار العلم للملایین، بیروت، ۱۹۹۷م، سوم.

۱۷٫ شهید ثانی، زین الدین بن علی، شرح لمعه دمشقیه، کتابفروشی داوری، قم، ۱۴۱۰ق، اول.

۱۸٫ شیرازی، احمد امین، اسلام پزشک بی دارو، نشر فروغ قرآن، ۱۳۷۶ش، سوم.

۱۹٫ طالقانی، سید محمود، پرتویی از قرآن، سهامی انتشار، تهران،۱۳۶۲ش، چهارم.

۲۰٫ طباطبایی، علامه سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، دفتر نشر اسلامی، قم، ۱۴۱۷ق، پنجم.

۲۱٫ طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، مرتضوی، تهران ۱۳۷۵ ش، سوم.

۲۲٫ طیب، سید عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، انتشارات اسلام، تهران، ۱۳۷۸ش، دوم.

۲۳٫ عسکری، مرتضی، طب الرضا و طب الصادق۷، ترجمه کاظم خلخالی، فواد، قم، ۱۳۶۹ش.

۲۴٫ قرائتی، محسن، تفسیر نور، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، تهران ۱۳۸۳ ش، یازدهم.

۲۵٫ کارلیه، لئوس، سبزیها و میوه‌های شفا بخش، ترجمه: مهدی نراقی، امیرکبیر، تهران، ۱۳۳۷ش.

۲۶٫ کالیندو، مری آلیس و همکاران، آشپزی جدید و غذادرمانی، ترجمه: پرویز کازرونی، سروش، تهران ۱۳۷۶ ش، دوم.

۲۷٫ کتاب مقدس، ترجمه: فاضل خان هندی.

۲۸٫ کفعمی، ابراهیم بن علی عاملی، المصباح، انتشارات رضی، قم، ۱۴۰۵ق، دوم.

۲۹٫ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ش، چهارم.

۳۰٫ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۳ق، دوم.

۳۱٫ محمد عبدالله، دکتر محمد، الطب القرآنی بین الغذاء و الدواء، دار الرشید، دمشق، ۱۴۱۷ق، اول.

۳۲٫ مسترهاکس، قاموس کتاب مقدس، اساطیر، تهران، ۱۳۷۷ش، اول.

۳۳٫ مشجور، گوهر، اسرار شیمی در قرآن، نوید شیراز، شیراز، ۱۳۸۵ش، اول.

۳۴٫ مصدق، دکتر محمد سعید و دیگران، اصول صحیح زنبورداری، سازمان ترویج کشاورزی، بی جا، ۱۳۶۵ش.

۳۵٫ معین، محمد، فرهنگ فارسی، امیرکبیر، یازدهم، تهران، ۱۳۷۶ ش.

۳۶٫ مکارم شیرازی، آیت الله ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الاسلامیه، تهران ۱۳۶۷ش، بیست و چهارم.

۳۷٫ مهرین، مهرداد، درمان طبیعی، مطبوعاتی عطائی، تهران، ۱۳۳۹ش.

۳۸٫ نجار، دکتر زغلول، الاعجاز العلمی فی السنۀ النبویه، نهضۀ مصر، قاهره، ۲۰۰۷م، دوم.

۳۹٫ نجفی، محمد جواد، بهداشت اسلام از نظر علوم امروزی، کتابفروشی ادبیه، اول.

۴۰٫ نجم آبادی، دکتر محمود، اصول بهداشت، چاپخانه دانشگاه، تهران، ۱۳۳۵ش.

۴۱٫ نراقی، مهدی، خوراکیهای شفا بخش، امیر کبیر، تهران، ۱۳۸۲ش، ششم.

نوری، دکتر محمد رضا، بهداشت در قرآن، انتشارات واقفی، مشهد، ۱۳۸۴ش، اول.

منبع :

مجلّه تخصّصی قرآن و علم

مرض عقوبت(مقاله انتخابی)

پزشکی, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

بسم الله الرّحمن الرّحیم
و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدایهم اجمعین

نگاهی بر

مـــرض عُـقــوبَـت

و ذکر نمونه‌هایی از درمان آن توسط شیخ رجبعلی خیاط (رحمة الله علیه)

در منظر مکتب آسمانی اسلام، عالم ظاهر و عالم معنا در ارتباط و اتصال با یکدیگراند و طب اسلامی که طبی بر پایۀ اصول و مبانی معرفتشناسی اسلامی است در رویکردی که به حوزۀ تخصصی خود دارد از همین دیدگاه پیروی می‌کند. جدا دیدن عالم ظاهر و عالم معنا از خصوصیات بارز جهانبینی الحادی است که طب مدرن یکی از ثمره‌های آن محسوب می‌گردد و به علت باطل بودن مبانی معرفتشناسی این پیشۀ غربی، ابتلائات عدیده‌ای که در تضاد آشکار با معتقدات دین جامع الهی است به واسطۀ رواج این پیشه در جامعه گسترش پیدا کرده است.

یکی از ابتلائات این نگاه غلط به نظام احسن خلقت، عدم تشخیص علت حقیقی بسیاری از بیماری‌هاست که منجر به تجویز نسخه‌هایی بیهوده و بی‌ارتباط با حقیقت آن بیماری می‌گردد و نیز روش‌هایی را به جهت درمان بیماری‌ها ایجاد می‌کند که بر پایۀ جهل و عدم آگاهی از قواعد تکوینی عالَم بنا شده است. این نگاه غیر حکیمانه که حاصل عدم پذیرش سرپرستی دین در تکامل فهم انسانی از این نظام احسن است، قادر به برقراری سلامت در انسانی که نفس و روح و عمل او با جسم مادی‌اش مرتبط است، نمی‌باشد و لذا چاره‌ای جز روی آوردن به روش‌هایی که به سرکوب بیماری‌ها منجر می‌گردد ندارد. در سرکوب بیماری، در بهترین حالت، فقط ظواهری از بیماری‌ مترفع می‌گردد و نه خود بیماری. اما به علت نهادینه شدن نوع نگاه غربی، که نگاهی تک‌ساحتی به انسان و هستی است، این تغییر ظاهری، به تغییر در حال بیمار و بهبودی او تفسیر می‌گردد. در حالی که اگر نظام دانشگاهی ما بر پایۀ جهانبینی اسلامی بنا شده بود، چنین دیدگاه باطلی به هیچ عنوان مورد قبول جامعۀ علمی ما قرار نمی‌گرفت و فضای اجتماعی را به سموم معرفتی خود آغشته نمی‌کرد.

یکی از معارفی که در نگاهِ به اصطلاح علمی امروز از آن غفلت شده است، ارتباط بین ساحت‌های معنوی اعمال انسان و بیماری‌هایی است که در ظاهر بدن او پدیدار می‌گردند که از آن به «عقوبت» یاد می‌شود. امام صادق علیه السلام در حدیثی مى‌فرمایند: « ان المرضی علی وجوه شتی: مرض البلوی و مرض العقوبه و مرض جعل علت للفناء»۱ یعنی: بیماری بر چند گونه است: «بیماری امتحان، بیماری عقوبت و بیماری که علت مرگ قرار داده شده است». بیماری عقوبت، کیفری است که بر اثر جرم به انسان وارد می‌گردد و جهت رفع آن نیز باید علت را به درستی شناسایی کرد. خداوند متعال در قرآن کریم تصریح می‌فرماید: « وَمَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ و َیَعْفُو عَن کَثِیرٍ»۲ یعنی: « و هر مصیبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و [خدا] از بسیارى [گناهان‏] در می‏گذرد». امام علی (علیه السلام) در تبیین و تفسیر این آیه می‌فرماید: « از گناهان اجتناب کنید که تمام بلاها و کمبود روزی به واسطۀ گناه است، حتی خراش برداشتن بدن و زمین خوردن و مصیبت دیدن. زیرا خداوند متعال می‌فرماید: ” وَمَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ”»۳٫

آری، خداوند متعال چنین می‌فرماید، اما آنچه امروز معیار عمل ما قرار گرفته است دیدگاهی است که در پی رفع ظواهر مرض عقوبت به واسطۀ داروهای شیمیایی و جراحی است! مکتبی که بر مبنای نگاه تک‌ساحتی به انسان و هستی بنا شده باشد، از ریشه در تضاد با معرفت دینی شکل گرفته است و در عمل نیز این تقابل و مخالفت را، با روش‌های عینی خود در مناسبات انسانی آشکار می‌سازد و به جای اینکه انسان را ذیل نظام معرفتی خود به تفکر در اعمال خویش در نسبت با حقایق عالم رهنمون گردد، او را به فراموشی و غفلت از ساحت‌های معنوی و اخروی هدایت می‌کند تا انسان را به مقام “یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ”۴ تنزّل دهد. به همین سبب است که عالَم تجدد، مصدر طبی است که شخص مبتلا به مرض عقوبت را به جای رجوع به معانی رفتار و اعمالش به علم شیمی و زیست شناسی ارجاع می‌دهد! تا بدین سبب او را در غفلتی مستمر از رجوع به حقیقت غوطه‌ور سازد و رسالت شیطانی خویش را از طریق همین راهنمایی جزئی نیز به انجام رساند. درواقع، تمام اجزاء تمدن غرب یک غایت را دنبال می‌کنند و آن قطع اتصال بین دنیا و عوالم اخروی در اندیشه و نگاه بشر است و لذا علوم مدرن، بسترهایی هستند که این ذهنیت باطل به واسطۀ حضور ایشان در جامعه گسترش می‌یابد و بدین لحاظ، طب مدرن نیز مجرایی جهت نفوذ عناصر الحادی جهانبینی باطل غرب از طریق عمل و نظر به جوامع مختلف است.

در این مجال، جهت یادآوری و فهم بهتر موضوع به ذکر نمونه‌هایی از درمان مرض عقوبت توسط عبد صالح خدا، مرحوم شیخ رجبعلی خیاط (نکوگویان) می‌پردازیم تا تذکری باشد برای ما از نگاه حکیمانۀ مکتب جامع اسلام در رویکرد به نظام احسن خلقت.
عبد صالح خدا « رجبـعلی نکـوگویان » مشهور به « جناب شـیخ » و « شیخ رجبعلی خیاط » در سال ۱۲۶۲ هجری شمسی، در شهر تهران دیده به جهان گشود. پدرش « مشهدی باقر » یک کارگر ساده بود. هنگامی که رجبعلی دوازده ساله شد پدرش از دنیا رفت و رجبعلی را که از خواهر و برادر تنی بی بهره بود، تنها گذاشت.

« موقعی که تو را در شکم داشتم شبی [ پدرت غذایی را به خانه آورد] خواستم بخورم دیدم که تو به جنب و جوش آمدی و با پا به شکمم می‌کوبی، احساس کردم که از این غذا نباید بخورم، دست نگه داشتم و از پدرت پرسیدم….؟ پدرت گفت حقیقت این است که این‌ها را بدون اجازه [از مغازه ای که کار می‌کنم] آورده‌ام! من هم از آن غذا مصرف نکردم. »

این حکایت نشان می‌دهد که پدر شیخ ویژگی قابل ذکری نداشته است. از جناب شیخ نقل شده است که:

« احسان و اطعام یک ولیّ خدا توسط پدرش موجب آن گردیده که خداوند متعال او را از صلب این پدر خارج سازد. »
جناب شیخ با بصیرت الهی و دیدۀ باطن بین، ارتباط کارهای ناشایست و گرفتاری‌های زندگی را می‌دید و با بیان آن، گره از مشکلات و مصائب مردم باز می‌کرد و با بهره‌گیری از این روشِ سازندگی، آنان را در جهت کمالات انسانی هدایت ‌می‌نمود.

از جمله مواردی که در کتاب شریف «کیمیای محبت» مذکور گشته است مربوط به مسائلی است که ریشه در رفتار انسان و مرض عقوبت دارند که در ادامه ذکر می‌گردد.

* یکی از شاگردان بزرگوار شیخ می‌گوید: فرزند دو ساله‌ام – که اکنون حدود چهل سال دارد – در منزل ادرار کرده بود و مادرش چنان او را زد که نزدیک بود نفَس بچه بند بیاید. خانم پس از یک ساعت تب کرد، تب شدیدی که به پزشک مراجعه کردیم و در شرایط اقتصادی آن روز شصت تومان پول نسخه و دارو شد، ولی تب قطع نشد، بلکه شدیدتر شد. مجدداً به پزشک مراجعه کردیم و این بار چهل تومان بابت هزینه درمان پرداخت کردیم که در آن روزگار برایم سنگین بود.

باری، شب هنگام، جناب شیخ را در ماشین سوار کردم تا به جلسه برویم همسرم نیز در ماشین بود، جناب شیخ که سوار شد، اشاره به خانم کردم و گفتم: والده بچه‌هاست، تب کرده، دکتر هم بردیم ولی تب او قطع نمی‌شود. شیخ نگاهی کرد و خطاب به همسرم فرمود: « بچه را که آن طور نمی‌زنند، استغفار کن، از بچه دلجویی کن و چیزی برایش بخر، خوب می‌شود». چنین کردیم تب او قطع شد!

* یکی از دوستان شیخ نقل می‌کند که: پدرش مبتلا به بیماری سختی شد که هر اقدامی برای درمان او بی‌نتیجه بود. به شیخ عرض کردم که پدرم مریض است و یکسال است که در بستر بیماری افتاده. ایشان فرمود: «عمه داری؟» گفتم: آری. فرمود: «گرفتار عمه‌ات می‌باشد و اگر او دعا کند خوب می‌شود». از عمه‌ام خواستم پدرم را دعا کند، ایشان هم دعا کرد ولی پدرم خوب نشد. مجدداً خدمت شیخ رسیدم و عرض کردم: عمه‌ام راضی شد ولی پدر خوب نشد. شیخ دستورالعملی راجع به احسان به چهار فرزند یتیم عمه‌ام داد و گفت: « بعد به آن‌ها بگو به او دعا کنند». چنین کردم، سپس از عمه ام پرسیدم: علت ناراحتی او از پدرم چیست؟ گفت: پس از اینکه شوهرم فوت کرد پدرت من و چهار فرزندم را به خانه خودش برد. یک روز در حالی که با مادرت دعوا می‌کردیم، پدرت رسید و من و چهار فرزندم را از خانه بیرون کرد. من در آنجا خیلی دلم شکست.

بالاخره با راضی شدن عمه، حال پدرم بهتر شد ولی سلامت کامل خود را باز نیافت. بار دیگر که خدمت شیخ رسیدم جریان را گفتم. این بار دستورالعملی در مورد احسان به یکی از سادات داد که پس از آن پدرم سلامتی کامل خود را بازیافت.

* یکی از شاگردان شیخ می‌گوید: جناب شیخ میفرمود: «بی جهت برای شما گرفتاری پیش نمی‌آید.»

یکبار سرم شکست، همراه با یکی از دوستان خدمت ایشان رسیدیم. دوستم از ایشان پرسید: ببینید چه کرده که سرش شکسته؟ جناب شیخ توجهی کرد و فرمود: «درکارخانه، بچه ای را اذیت کرده ای». دیدم راست است.

من خمکار بودم و در آن زمان این تخصص اندک بود و خمکارها نوعاً برای صاحبکار ناز می‌کردند. پسر صاحبخانه ایرادی از کار گرفت که به جا نبود و به او هم مربوط نمی‌شد. من هم با او برخورد کردم تا آن جا که گریه‌اش گرفت. شیخ فرمود: «اگر او را راضی نکنی گرفتاری تو ادامه خواهد داشت». من رفتم و از او عذرخواهی کردم.

* در منزل یکی از ارادتمندان شیخ، چند نفر از اداره دارایی خدمت ایشان می‌رسند. یکی از آن‌ها اظهار می‌دارد که بدنم مبتلا به خارش شده و خوب نمی‌شود. شیخ پس از توجهی فرمود: « زن علویه‌ای را اذیت کرده‌ای».

آن شخص گفت: آخر این‌ها آمده‌اند پشت میز نشسته‌اند بافتنی می‌بافند، تا حرفی هم به آن‌ها می‌زنیم گریه می‌کنند!

معلوم شد که آن زن علویه در اداره آنها شاغل بوده و او با گفتار خود آن زن را آزرده است. شیخ فرمود: « تا او راضی نشود، بدن شما بهبود نمی‌یابد. »

مشابه این واقعه را یکی دیگر از شاگردان شیخ نقل کرده‌است. او می‌گوید: در حیاط منزل یکی از دوستان در حضور شیخ نشسته بودیم. یک صاحب منصب دولتی هم که در جلسه شیخ شرکت می‌کرد نشسته بود. او که به دلیل بیماری پایش را دراز کرده ‌بود رو به شیخ کرد و گفت: جناب شیخ! من مدتی است به این پا درد مبتلا شده‌ام سه سال است هر کاری می‌کنم نتیجه ندارد و دارو‌ها کار ساز نیست.

شیخ مطابق شیوۀ همیشگی از حاضران خواست یک سوره حمد بخوانند، آنگاه توجهی کرد و فرمود:

« این درد پای شما از آن روز پیدا شد که زن ماشین‌نویسی را به دلیل این که نامه را بد ماشین کرده‌است توبیخ کردی و سر او داد زدی، او زنی علویه بود، دلش شکست و گریه کرد. اکنون باید بروی و او را پیدا کنی و از او دلجویی کنی تا پایت درمان شود. »

آن مرد گفت: راست می‌گویی، آن خانم ماشین‌نویس اداره بود که من سرش داد کشیدم و اشک‌هایش درآمد.

* در اسلام بی‌رحمی حتی نسبت به حیوانات نکوهش شده‌است. مسلمان حق ندارد حیوانی را بیازارد و یا حتی به آن ناسزا بگوید! و از این رو پیامبر اکر (صلی الله علیه و آله وسلّم) در حدیثی می‌فرماید: « لو غفر لکم ما تأتون إلی البهائم لغفر لکم کثیراً؛ اگر ستمی که بر حیوانات می‌کنید بر شما بخشیده شود، بسیاری از گناهان شما بخشوده شده ‌است. »
با این که کشتن حیوانات حلال گوشت برای مصرف، از نظر اسلام جایز است در عین حال ذبح آن‌ها آدابی دارد، که تا حد ممکن، حیوان کمتر رنج ببیند. یکی از آداب ذبح این است که نباید حیوان را در برابر چشم حیوانی مانند او سر برید. چنان که امام علی (علیه السلام) فرمود: « لاتذبح الشاه عند الشاه و لا الجزور عند الجزور و هو ینظر إلیه؛ گوسفند را نزد گوسفند و شتر را نزد شتر ذبح نکن در حالی که به او می‌نگرد. »

بنابر این سر بریدن بچه حیوانات نزد مادرشان به شدت نکوهیده و حاکی از نهایت سنگدلی و بی‌رحمی است، و آثار ویرانگری بر زندگی انجام دهنده آن خواهد داشت.

یکی از شاگردان شیخ نقل می‌کند: سلّاخی نزد جناب شیخ آمد و عرض کرد: بچه‌ام در حال مردن است، چه کنم؟ شیخ فرمود: « بچه گاوی را جلوی مادرش سربریده‌ای. » سلّاخ التماس کرد بلکه برای او کاری انجام دهد. شیخ فرمود: « نمی‌شود، می‌گوید: بچه‌ام را سر بریده، بچه‌اش باید بمیرد»!

* آیت الله فهری از آقای سید محمدرضا کشفی نقل می‌کند که: در همسایگی او قصابی بود که پسرش دل درد شدید گرفته و به آقای کشفی متوسل می‌شود. آقای کشفی او را به جناب شیخ ارجاع می‌دهد، اما شیخ به قصاب می‌گوید: «گوساله ای را در مقابل چشم مادرش ذبح کرده‌ای، بنابراین پسرت علاج ندارد.»

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- بحارالانوار: ج ۱۰ ص ۱۷۲
۲- سوره شوری، آیه ۳۰
۳- خصال: ۶۱۶/۱۰، بحار الانوار: ۷۳/۳۵۰/۴۷
۴- سوره روم، آیه ۷
۵- مطالب مربوط به مرحوم شیخ رجبعلی خیاط از کتاب «کیمیای محبت» اثر آیت‌الله محمد محمدی ری‌شهری اخذ گردیده است.

منبع :

وبلاگ طبّ شیعه

انتفاع مؤمنین از توسل به روایات طبی ائمه (علیهم‌السّلام) (مقاله انتخابی)

تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

بسم الله الرّحمن الرّحیم

وصلی الله علی محمّد وآله الطاهرین ولعنه الله علی اعدایهم اجمعین

انتفاع مؤمنین از توسل به روایات طبی ائمه (علیهم‌السّلام)

.
علامه مجلسی (رحمةالله علیه) در بحارالانوار راجع به برکت رجوع مؤمنین به کلام ائمه (علیهم‌السّلام) در موضوع اخبار طبی می‌نویسد:

بعضی از داروهای طب‌النبی و طب‌الائمه (علیهم‌السّلام) ممکن است مناسبتی با بیماری نداشته، اما وقتی شخص با ایمان و مخلص آن را مصرف می‌کند، از آن سود می‌برد، نه به جهت خاصیت و طبع آن بلکه به خاطر توسل به کسی که این دارو از وی صادر شده و یقین و خلوص نیتی که دارد، چنانکه بعضی با تربت امام حسین (علیه‌السّلام) شفا می‌یابند. و من با جماعتی از شیعیان مخلص مأنوسم که در مدار علم و معالجاتشان اخبار روایت شده از ائمه (علیهم السلام) است و بی آنکه به طبیب مراجعه کنند بدنی سالمتر و عمری طولانی‌تر از کسانی دارند که به اطباء و معالجین مراجعه می‌کنند.

(بحارالانوار، ج۵۹، ص۷۶)

.
توضیح: توسل به کلام آسمانی ائمه اطهار (علیهم السلام) آنقدر اثربخش است که فارغ از اینکه داروی ذکر شده در روایت چه باشد و چه اثری بر آن مترتب باشد، به تنهایی شفابخشی میکند! و این یکی از برکاتی است که به واسطه نشر علوم اهل بیت در جامعه، نصیب مردم میگردد و یکی از دلائل ضرورت احیاء طب جامع اسلامی همین نکته است که فضای جامعه به واسطه احیاء این علم به انوار معارف آل الله روشن میگردد و برکات حاصل از آن بالاتر از هر سیاستی برای امت اسلام آینده سازی میکند.

اهمیت طب و طبیب در نگاه علامه حسن زاده آملی (حفظه الله تعالی)

پزشکی, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدایهم اجمعین

اهمیت طب و طبیب
در نگاه علامه حسن زاده آملی (حفظه الله تعالی)

استکمال نفس ناطقه که ترقی وی از عقل هیولانی تا بمرتبه عقل مستفاد و مافوق آنست بدون کمال بدن که صحّت آنست صورت نپذیرد چه این که بدن مبتلای به آلام و اسقام از استقامت افکار باز می ماند و سیر تکاملی انسانی برایش میسور نیست. و یا به تعبیر دیگر انسان با کمک کشتی بدن تواند که در دریای بیکران هستی سیر کند، و کافِل حفظ و سلامت این کشتی علم شریف طبّ و طبیب عزیز است. چه فخر و مباهاتی و کدام پایه و سرفرازی برتر از این که چنین موهبت خدای سبحان نصیب نصاب انسان گردد؟

… و به هر اندازه ارکان مزاج بایسته تر، و اعتدال مزاج شایسته تر، و اندام آدمی موزون و آراسته تر، و تندرستی آن دلخواسته تر بود قابلی قوی تر و شریف تر برای بفعلیت رسیدن کمال انسانی وی بود، چه این که بدن انسان و جمیع قوا از طبع تا عقل وی وسائل پیشرفت و تور شکار اویند، و انسان با حفظ وصف عنوانی انسان، شکار او علوم و معارف و درک حقائق است.

منبع:
هزار ویک کلمه، کلمه اول
کتاب ده رساله فارسی ص ۳۷۱-

مزاج‌شناسی یکی از مهمترین اصول طب سنتی

پزشکی, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »


خبرگزاری فارس: طب سنتی در صورتی که توسط پزشک حاذق و دانش آموخته انجام شود می‌تواند با اصلاح مزاج افراد، برخی بیماریها مانند میگرن و بیماریهای روحی و روانی را که طب نوین در درمان آن هنوز به نتیجه قطعی نرسیده است، موثر باشد.

به گزارش خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبری فارس «توانا»، یکی از مهمترین اصول طب سنتی که شناخت بیماری‌ها را برای پزشک آسان کرده است و درمان نیز از طریق آن راحت‌تر صورت می‌گیرد، طب اخلاطی است.

طب اخلاطی یکی از روش‌هایی است که پزشکان طب سنتی بر اساس آن توانسته‌اند به درمان بیماری‌ها پی‌ ببرند.

طبع و مزاج در انسان هم ارثی و هم ژنتیکی است و تا حدودی به وسیله مصرف غذاهای مختلف قابل تغییر است.

عدم تعادل مزاج‌ها موجب تغییر تعادل در بدن می‌شود و بیماری‌هایی بروز پیدا می‌کند؛ نه تنها بیمار‌ی‌های جسمی بلکه تغییر خلق و خو و حالات روحی و بیماری‌های روحی نیز ممکن است بروز پیدا کند چرا که به واسطه پرخوری و مصرف غذاهای گرم، طبع کبد را گرم کرده‌ایم و خلط صفرا بیش از حد در بدن ساخته می‌شود و موجب افزایش بیلی روبین خون شده و در بافت‌های نرمی مانند مغز رسوب می‌کند، سپس موجب تغییر فعالیت مغز می‌شود و حالت‌هایی مانند افسردگی را ایجاد می‌کند.

تمام بیماری‌های شما ناشی از بشقاب غذای شماست

حضرت علی (ع) می‌فرماید: “تمام بیماری‌های شما ناشی از بشقاب غذای شماست” و به قول ابوعلی‌سینا با نخوردن درمان می‌شوید.

در ابتدا هر کسی که زاده می‌شود، بسته به شرایط خاص ژنتیکی، محل زندگی و زمان تولد طبعی خاصی دارد اما ممکن است در گذر زمان و در طول عمر با توجه به برخی از عوامل مانند جو، محیط، آب و هوا، نوع خوراکی و شیوه‌های زندگی طبع فرد تغییر کند.

خون از ۴ خلط دم، صفرا، سودا و بلغم تشکیل شده است که شناخت این ۴خلط به درمان بیماری‌ها بسیار کمک می‌کند. باید دانست که انسان‌ها دارای ۴ خلط هستند ولی یکی از اخلاط به عنوان ذاتی در بدن انسان قرار دارد.

صفرا دارای طبیعت گرم و خشک، دم دارای طبیعت گرم و تر، بلغم دارای طبیعت سرد و تر و سودا دارای طبیعتی سرد و خشک است.

برای تعادل طبع در بدن راهکارهایی وجود دارد که از جمله آنها می‌توان به پرهیز از پرخوری، پرهیز از غذاهای بی‌ارزش، مهاجرت به نقاط خوش آب و هوا، حمام رفتن، ناخن گرفتن و پوشیدن لباس‌های گرم و مناسب و روزه اشاره کرد.

سید علی ابوالحبیب، محقق طب اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبری فارس «توانا» درباره مزاج‌های مختلف در انسان می‌گوید: بدن انسان دارای ۴ خلط خون، بلغم، صفرا و سوداست. خلط ماده‌ای مرطوب و روان است که در مرحله اول هضم غذا به وجود می‌آید و در رگ‌ها جریان پیدا می‌کند.

به گفته وی، بر اساس نظریات حکمای طب سنتی غذاها، محیط اطراف، آلودگی هوا، فصل‌ها، ماه‌ها، گردش روز و شب و بیماری‌های داخلی همگی در تغییرات مکرر بیوشیمیایی خود (اخلاط) نقش دارند؛ انسان یک موجود تقریباً مجبور و تابع این تغییرات گوناگون است و مزاجش با تغییر آنها دائماً‌ تغییر خواهد کرد، بر این اساس هر که بیمارتر است یعنی اخلاطش بیشتر دستخوش تغییر است و به عبارت دیگر نیاز به مراقبت بیشتری دارد.

تشخیص طبع در افراد چندان سخت نیست

این محقق طب اسلامی بیان می‌دارد: تشخیص طبع در افراد چندان سخت نیست. در ابتدای کار باید سرد مزاجی را از گرم مزاجی تفکیک کرد. برخی مردم فکر می‌کنند که سرد مزاجی یعنی اینکه انسان میل جنسی‌اش کم شده باشد یا اینکه سرد مزاجی آن است که وقتی فرد سردی می‌خورد، حالش بدتر می‌شود یعنی خوردن سردی به آنها نمی‌سازد یا انگشتانشان دائماً سرد است.

ابوالحبیب می‌افزاید: البته قاعده‌ای است که افراد بتوانند طبع بدن خود را شناسایی کنند. در ابتدا تشخیص سردی مزاج از گرمی مزاج‌ برای افراد از اهمیت خاصی برخوردار است که سؤالاتی از بیماران پرسیده می‌شود مثلاً آیا در بیشتر حالات شما لباس زیاد می‌پوشید یا خیر، خصوصاً در فصل زمستان؟ زیرا کسانی که طبع سرد دارند، تحمل سرما را ندارند و کسانی که طبع گرم دارند، تحمل گرما را ندارند.

وی اضافه می‌کند: بر اساس این قاعده ۳ دسته افراد را می‌توان شناسایی کرد؛ افرادی که به طور واضح سرد مزاجند و معمولاً بیشتر از دیگران لباس می‌پوشند، افرادی که گرم مزاجند و کمتر از دیگران لباس می‌پوشند و افرادی که در زمستان لباس زیاد می‌پوشند و در تابستان هم کم می‌پوشند.

به گفته این محقق طب اسلامی، این خلط می‌تواند در درون رگ‌ها خارج از عروق و در فضاهای میان بافتی یا در داخل ریه‌ها قرار گیرد و همه اخلاط چهارگانه مانند صفرا و سودا با وجود خشکی مزاج در خون مرطوب و روان هستند.

افزایش پروژسترون و تری‌گلیسیرید به دلیل افزایش بلغم خون است

ابوالحبیب می‌گوید: خلط خون، معادل خون قرمز خوشرنگی است که زیادی آن در بدن ماهیچه می‌سازد همچنین بلغم معادل یک ماده غلیظ و لذیذی است که در خون یا سایر نقاط بدن یافت می‌شود که زیادی آن بافت شل و آبکی ایجاد می‌کند که پرولاکتین، پروژسترون و تری‌گلیسیرید از نمونه‌هایی از خلط بلغم در خون افراد است.

وی عنوان می‌کند: صفرا معادل ماده زرد رنگی است و کلسترول نوعی از خلط صفراست که زیادی آن موجب افزایش چربی خون و هورمون‌های بدن می‌شود و بافت هیبری بدن را تکثیر می‌کند که بیلی‌روبین، کلسترول، تستسترون و استروژن نمونه‌هایی از خلط صفرا در خون افراد است.

ابوالحبیب بیان می‌دارد: سودا معادل رسوب خون یا املاح معدنی مانند کلسیم است که بافت‌های سفت بدن مانند استخوان، ناخن و مو را می‌سازد. معمولاً بیشتر از همه اخلاط، سودای خون حاصل از متابولیسم یا سوخت و ساز صفرای بدن افراد است.

سیدمحمدابراهیم ابراهیمی، محقق طب سنتی در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبری فارس «توانا» درباره تفاوت مزاج‌ها در طب سنتی می‌گوید: در طب سنتی افراد دارای مزاج گرم با افراد دارای مزاج سرد از نظر روحیات و اخلاق متفاوت هستند و در برخی موارد یکی از اخلاط در بدن غلبه پیدا می‌کند و موجب بروز بیماری می‌شود.

به گفته وی، با یک اصلاح طبع می‌توان بسیاری از بیماری‌های افراد را درمان کرد و از بروز بیماری‌های دیگر پیشگیری کرد و اصلاح طبع برای طبیعت‌های مختلف متفاوت است.

ابراهیمی می‌افزاید: کسانی که سرد مزاج هستند در ایجاد رابطه‌های اجتماعی نسبت به افراد گرم مزاج ضعیف‌تر هستند و حتی تمایلات فرد گرم‌مزاج با سرد مزاج تفاوت دارد و می‌توان گفت که از نظر روحیات نیز با یکدیگر فرق دارند.

فردی که گرم مزاج است، تفریح و گشت و گذار را بسیار دوست دارد

وی اضافه می‌کند: فردی که گرم مزاج است، تفریح و گشت و گذار را بسیار دوست دارد ولی فرد سرد مزاج از شرکت در جمع‌های اجتماعی خودداری می‌کند.

این محقق طب اسلامی معتقد است: اخلاق افراد سرد مزاج با گرم مزاج متفاوت است. به عنوان مثال کسی که مزاج سردی دارد منزوی و گوشه‌گیر است و اهل ریسک‌پذیری و حتی تفریح نیست و اگر این فرد، شوهرش دارای طبیعتی گرم باشد، دچار مشکلاتی می‌شود به دلیل اینکه فرد گرم‌مزاج پر شور و هیجان، شوخ‌طبع و اهل گشت و گذار است.

ابراهیمی می‌افزاید: برای به تعادل رساندن افراد سرد مزاج بهتر است که این افراد مدتی از مصرف غذاهای سرد پرهیز کنند و به مصرف غذاهای گرم روی بیاورند.

وی ادامه می‌دهد: برای به تعادل رساندن طبع افراد گرم مزاج بهتر است که مدتی از مصرف غذاهای گرم پرهیز کنند ولی به خاطر داشته باشند که مصرف موادغذایی برای اصلاح طبع باید به اندازه باشد و اگر بیش از نیاز مصرف شود موجب بروز بیماری‌های دیگر می‌شود.

زهرا حسینی ۴۵ ساله‌ که برای درمان میگرن به پزشک طب سنتی مراجعه کرده بود، درباره روش‌های درمان طب سنتی می‌گوید: از حدود ۳۰ سالگی دارای سردردهای شدید میگرنی بودم به نوعی که زندگی برای من مختل شده بود.

به گفته وی، با مراجعات مکرر به پزشک طب نوین، انجام آزمایشها و مصرف دارو این بیماری به طور نسبی بهبود یافت ولی به طور کامل درمان نشد و زمانی که قرص مصرف نمی‌کردم سردرد دوباره ایجاد می‌شد ولی با مراجعه به پزشک طب سنتی و رعایت رژیم غذایی معتدل تا حدی سردردهای میگرنی‌ام بهبود پیدا کرد و دیگر دچار سردردهای شدید نمی‌شوم و حتی داروهای شیمیایی نیز مصرف نمی‌کنم.

حسینی بیان می‌کند: پزشک طب سنتی به من گفت که مزاج کبدت گرم است که موجب بروز بحران‌های طبعی شده است همچنین داغ شدن بدن و سر یکی از عوامل میگرن است.

مینا احمدی ۶۶ ساله درباره طب سنتی می‌گوید: طب سنتی یکی از بهترین روش‌ها در تشخیص بیماری‌هاست.

به گفته وی، علاوه بر راه‌های درمان بسیار برای بیماری‌های مختلف، روش‌های کم‌عوارضی را نیز برای درمان بیمار‌ی‌ها در پیش گرفته است و با شناخت چهار خلط سودا، صفرا، دم و بلغم توانسته است تا حدی علت بیماری‌ها را شناسایی کند.

احمدی می‌افزاید: سال‌هاست که برای درمان بیماری‌ها از طب سنتی کمک می‌گیرم به دلیل اینکه عوارض آن کمتر از طب جدید است ولی باید این اعتراف را کرد که طب سنتی از درمان بیماری‌هایی مانند سرطان عاجز است.

زهرا محمدی ۳۸ ساله، دانشجوی دکترای تخصصی طب سنتی درباره روش درمان به شیوه طب سنتی می‌گوید: طب سنتی کل نگر است ولی طب نوین طبی جزء نگر است؛ در درمان بیماری‌های ساده مانند سردرد، مزاج تمام بدن از بیمار پرسیده می‌شود و با توجه به صحبت‌هایی که بیمار از سابقه خود می‌گوید می‌توان بیماری را درمان کرد.

به گفته وی، به عنوان مثال فردی که دوره یائسگی را سپری می‌کند و دچار گر گرفتگی، سردردهای شدید و کم‌خوابی می‌شود، نشانه بروز همه این علائم ازدیاد صفرا در خون است و می‌توان با مصرف مواد غذایی با طبع خنک تا حدی علائم بیماری را رفع کرد.

این دانشجوی دکترای طب سنتی اضافه می‌کند: برخی افراد بسیار سرما می‌خورند و در فصل زمستان مدام بیمار هستند و حتی وزیدن کوچکترین باد به بدن این افراد موجب بروز زکام می‌شود.

محمدی ادامه می‌دهد: از دید طب سنتی درمان این افراد را می‌توان به روشی آسان‌تر انجام داد، ابتدا مزاج مغز، مزاج کبد و مزاج معده فرد ارزیابی می‌شود، بروز سرماخوردگی و بیماری‌های ناشی از سرما عمدتاً در افراد سرد مزاج بروز پیدا می‌کند و خلط بلغم که معادل سردی و تری است در بدن این گونه افراد افزایش پیدا می‌کند و مدام شکایت از سرما می‌کنند.

مصرف خرما و ارده شیره بلغم را از خون خارج می‌کند

وی بیان می‌دارد: می‌توان برای کاهش خلط بلغم در خون این افراد مواد غذایی صفرازا مانند خرما، ارده‌شیره و نوشیدنی‌های گرم مانند چای دارچین و چای زنجبیل به آنها پیشنهاد کرد به این ترتیب بدن دارای گرمای بهتری می‌شود و تاثیر سرما در بدن این افراد کاهش پیدا می‌کند.

این دانشجوی دکترای طب سنتی می‌گوید: در طب سنتی درمان بیماری‌ها ابتدا با غذاست و سپس با داروهای گیاهی و اگر غذاها و داروهای گیاهی پاسخگو نباشد می‌توان به اعمال یداوی روی آورد.

علی درستکار ۲۸ ساله، بیماری که مدت‌ها دچار ناراحتی عصبی و روانی شده بود درباره طب سنتی می‌گوید: حدود ۲ سال دچار ناراحتی‌های روانی، ترس، نگرانی، دلهره و بی‌خوابی بودم. بارها به پزشک مراجعه کردم ولی هر بار داروهای مختلف اعصاب برای من تجویز می‌کرد که با مصرف این داروها نه تنها بیماری من بهبود پیدا نکرد بلکه عوارض زیادی را برجا گذاشت.

به گفته وی، با پیشنهاد یکی از دوستانم به یک پزشک طب سنتی مراجعه کردم البته برایم خیلی مهم بود که به پزشکی مراجعه کنم که از نظر میزان سواد و علم و آگاهی در درجه بالایی قرار داشته باشد به همین دلیل به یکی از پزشکانی که دارای دکترا از دانشگاه تهران بود مراجعه کردم.

درستکار می‌افزاید: ابتدا این پزشک شرح حالی از من گرفت و با یک اصلاح طبع و برخی از مواد غذایی و داروهای گیاهی سلامت خود را پیدا کردم؛ بسیار از طب سنتی رضایت دارم، پزشک طب سنتی در درمان به من گفته بود که ترس و نگرانی ناشی از افزایش سردی در بدن است همچنین بی‌خوابی نشانه‌ای از زیادی خلط صفرا در خون است.

وی ادامه می‌دهد: با مصرف داروهای گیاهی و رعایت نکات تغذیه‌ای سلامتی خود را یافتم و به نظرم در طب سنتی با وجود اینکه هزینه درمان بیشتر از طب نوین است و خرید برخی داروهای گیاهی بسیار مشکل و گران است ولی باز هم ارزش دارد؛ به دلیل اینکه عوارض به جای مانده بسیار کمتر از مصرف قرص‌ها و داروهای شیمیایی است.

گزارش از زهرا کاظمی

دشمنی با طبّ اسلامی ـ سنّتی، چرا و چطور؟

پزشکی, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

/گفت‌و‌گو با دکتر حسین روا زاده/

خبرگزاری فارس: در طبّ جدید یک دارو برای هفت میلیارد انسان تجویز می‌شود، در صورتی که به تعبیر حضرت رضا(ع) برای هر بیمار و هر بیماری باید نسخه‌ای جداگانه تجویز شود.

* چه شد که به سراغ طبّ سنّتی آمدید؟

از دوران طفولیّت این موضوع در خانة ما دنبال می‌شد و مرحوم پدرم علاقة ویژه‌ای به آن داشت. تا جایی که گاه به مداوای ما بر این اساس می‌پرداخت و گاه خود به تولید داروهای سنّتی متنوّع اقدام می‌کرد و حتّی برخی اوقات بیماری‌های خودشان را نیز با کمک دیگران که در این حوزه ورود داشتند، مداوا می‌کرد. برای تحصیلات پزشکی هم که به «اروپا» رفته بودم در آنجا نیز یکی از هم‌کلاسی‌هایم که اهل «ایتالیا» بود، بنا بر علاقة شخصی خودش موضوع را پیگیری می‌کرد و در تمام این مدّت مقایسة نتایج پزشکی جدید و سنّتی، نتایج جالبی برایم در پی داشت. در اروپا با انواع طبّ فشاری، سوزنی و… آشنا شدم.

* چرا شما از اصطلاح طبّ سنّتی استفاده می‌کنید؟

در ادبیّات محاوره‌ای رایج در میان مردم از هر چیزی که مربوط به گذشته باشد، با عبارت سنّت و سنّتی یاد می‌کنند و استفاده از طبّ سنّتی هم از این روست و الّا ما در گذشته طبّ ایرانی قوی‌ای داشته‌ایم که آثار آن در «شاهنامة فردوسی» کاملاً مشهود است. این طبّ به یونان می‌رود و در آنجا دچار تغییر و تحوّلاتی می‌شود که مجال پرداختن به آن در اینجا نیست. همین قدر بدانیم که در ایران قدیم طبّی قوی، اثر بخش و کارا بوده و در بین مردم کاملاً رواج داشته است. در دورة اسلامی، مسلمانان این طبّ را از یونان باز می‌گردانند و با اصول و مبانی اسلامی، آن را به طبّ اسلامی بدل می‌کنند که در این میان ائمه(ع) در تبیین حدود و چارچوب‌های آن نقشی بسزا داشته‌اند. نکتة جالب اینجاست که در صد سال گذشته، دست‌های مرموزی در تلاشند که طبّ اسلامی را به جرم اینکه به زبان عربی نوشته می‌شود، طبّ عربی معرفی کنند، حال آنکه هیچ گاه به طبّ غربی از آنجا که به زبان انگلیسی نوشته می‌شود، طبّ انگلیسی نگفته‌اند! زبان رسمی مسلمانان به تبعیّت از قرآن، زبان عربی بوده و بدیهی است که آثار نویسندگان مسلمان به این زبان نگارش یابد.

* چرا در قدیم به پزشکان و اطبّا، حکیم می‌گفتند؟

منظور از حکیم، شخصی بود که به فلسفه، ریاضیات، حکمت، حدیث و… علاوه بر طبّ احاطه داشت و از آن مهم‌تر اینکه آگاه به احکام و مراعات کنندة احکام نیز بود، از همین رو می‌توانست محرم راز بیماران قرار گیرد، نه مانند الآن که…

* در طبّ جدید منشأ بیماری را چه می‌دانند؟

در طبّ جدید مسیر اشتباهی در پیش گرفته شده و اشتباه فاحشی در این راستا می‌کنند. در طبّ قدیم بنا بر این بود که کلّ بدن را با نبض و معاینه‌های متنوّع بررسی کرده، سپس دربارة عارضة یک عضو مشخّص اظهارنظر می‌کردند. حال آنکه در طبّ جدید، بیماری به طور جزیی حتّی مولکولی دیده می‌شود و برای بیماری به کوچک‌ترین اجزای بدن و سلول و مولکول‌های تن توجّه می‌کنند.

روزی امام ششم(ع) بر منصور دوانیقی وارد می‌شوند و می‌بینند طبیبی هندی مشغول مداوا و آموزش است. طبیب دقّت ایشان را که می‌بیند، می‌گوید: تمایل دارید تا این مطالب را به شما نیز بیاموزم. حضرت پاسخ دادند: «ما به طبّ تسلّط داریم.» می‌پرسد: چطور؟ حضرت در جواب می‌فرماید: «ما سردی را به گرمی، گرمی را به سردی، تری را به خشکی و خشکی را به تری درمان می‌کنیم و به دستور رسول گرامی، جدّ بزرگوارمان، گوش فرا می‌دهیم و بقیّه را به پروردگار تبارک و تعالی می‌سپاریم.» طبیب هندی نگاهی می‌کند و می‌گوید: اگر شما این را دارید، از طبّ چه ندارید؟!

در طبّ سنّتی علّت بیماری، بر هم خوردن تعادل این مزاج‌هاست؛ به این معنی که دستگاه‌های بدن در کنار هم نمی‌توانند به درستی عمل کنند. اینجاست که سعدی می‌فرماید: چهار طبع مخالف سرکش چند روزی بُوَند با هم خوش. چهار طبع مخالف سرکش یعنی صفرا، سودا، بلغم، دم. اینکه چرا و چگونه این اعتدال به هم می‌خورد، باشد برای مجال دیگری. جالب اینجاست که با برقراری اعتدال میان این اخلاط، می‌توان تندخویی، پرخاشگری و از این دست بیماری‌های رفتاری عدّه‌ای از افراد را نیز مداوا کرد و در اصل ریشة سوء رفتار آنان را باید در به هم خوردن تعادل داخلی آنان دانست.

نکتة مهمّ دیگر این است که در طبّ جدید یک دارو برای هفت میلیارد انسان تجویز می‌شود، در صورتی که به تعبیر حضرت رضا(ع) برای هر بیمار و هر بیماری باید نسخه‌ای جداگانه تجویز شود.

* آیا تفاوت در شناخت و تعریف انسان تأثیری در نحوة طبابت این دو طبّ با هم داشته است؟

سؤال بسیار مهم و پیچیده‌ای‌ است. به عنوان مقدّمه عرض کنم اگر طبیبی طبیب باشد، کافر نمی‌شود. امام صادق(ع) فرمودند: «بی انصاف‌ترین طبیبان آنهایی هستند که وجود خدا را انکار می‌کنند.» شما نگاه کنید اگر زمانی بخواهند مجموعه‌ای از کارخانه‌ها را بسازند که کار کبد انسان را بکند، نیاز به فضایی به اندازة یک پنجم خاک ایران است!! خداوند آن عملکرد را در تکّه گوشتی یک کیلویی قرار داده و همچنین توازن و تعادل میان میلیاردها سلول درون بدن. در طبّ جدید، انسان اشرف مخلوقات خدا دانسته نشده و دانشجویان را نیز به این سمت سوق نمی‌دهند. آنان انسان را مجموعه‌ای مرکّب از مواد و دستگاه‌ها می‌دانند که کنار هم قرار گرفته و به صورت مکانیکی مشغول همکاری با هم هستند. در موضوعاتی مانند روح، غربیان به بن‌بست رسیده‌اند، حال آنکه این مطالب در اسلام و طبّ اسلامی کاملاً حل شده است.

* تأثیر وجود نگاه ماورایی اسلام به انسان در امر طبابت چیست؟

ببینید از نظر غربیان شما هر چه می‌خورید بر بدنتان اثر گذار است، امّا در طبّ اسلامی ما دو نوع غذا داریم: غذای لطیف و کثیف. غذای کثیف آن است که صرف جسم ما شده و تأثیرش را در تن می‌توان دید، امّا غذای لطیف آن غذایی است که بر روح ما اثر گذار است. شما نگاه کنید تخم مرغ را اگر آب پز کنید بر جسم شما اثری دارد، امّا هم‌زمان همانند گوشت برّه عمل کرده و بر روح شما تأثیری حیوانی از خود به جای می‌گذارد و این روح به تمام دستگاه‌های بدن نیز می‌رسد.

در اینجا برای روشن شدن مطلب یک مثال می‌زنم: اگر درون تونل یا محفظه‌ای را که با دوده کاملاً سیاه شده با چراغ قوّه بخواهید ببینید ممکن نیست، امّا همین محفظه اگر دوده‌هایش پاک شود، با همان چراغ قوّه به راحتی می‌توانید داخل آن را ببینید. در بدن هم غلبة سودا چنین اثری دارد: به آینده و زندگی خوش بین نیستی، به پدر و مادر و خانواده بدبینی و دوست نداری درس بخوانی و از سر و صدا خوشت نمی‌آید و… تنها با یک دورة درمان مناسب تمام این مشکلات حل می‌شود و با داروهایی ساده، خُلق و روحیة شما عوض می‌شود. مرحوم آیت الله نخودکی طلّاب خود را در ابتدا و در طول سیر و سلوک ملزم به رعایت سلامت و صحّت تن می‌کردند، چون عقل سالم در بدن سالم است.

* آیا در طبّ سنّتی تعریفی از طول عمر طبیعی وجود دارد؟

نکتة خیلی جالبی که وجود دارد این است که در طول صد سالة اخیر، همه چیز را عوض کرده‌اند؛ برای نمونه در منابع گشتم و دیدم گفته‌اند: با یک گل بهار شروع می‌شود. آمده‌اند این جمله را تغییر داده‌اند و در حال حاضر تبدیل شده است به این جمله که با یک گل بهار نمی شود. تغییر از حیث ظاهری جزیی و از حیث محتوایی کلّی است. همانند این مطلب دربارة سنّ و عمر انسان است. در طول این سال‌ها میان ما شایع کرده‌اند که سن که رسید به پنجاه… در واقع با این شعر دارند به ما تلقین می‌کنند که شما برای فهم طول عمرت به شناسنامه‌ات نگاه کن؛ شناسنامه‌ای که راه افتادن آن عمری کمتر از صد سال دارد.

در قدیم عکس این دیدگاه در بین مردم بود؛ یعنی می‌گفتند: بدن می‌گوید تو تا شصت سالگی از من محافظت کن تا من پس از آن از تو محافظت کنم. اگر کسی با مزاج جبلّی خوب، درست از تنش محافظت کند تا۶۰ سالگی موهایش خیلی سفید نمی شود و خود ما هم دیر متوجّه این مطلب شدیم. مزاج جبلّی محصول مزاج و طبع والدین و شرایط ایّام بارداری و نوزادی است. اینکه کسی از پدر و مادری سالم و با بارداری خوب و تغذیة مناسب در ایّام نوزادی بار بیاید، خیلی وضع متفاوتی خواهد داشت. شما نگاه کنید، فرزند اوّل یک خانواده با دیگر فرزندان آنها کاملاً متفاوت است.

سن که به صد و بیست یا سی سالگی می‌رسد نه تنها دندان که کبد و برخی دستگاه‌های دیگر بدن از نو ساخته می‌شوند و موها سیاه می‌شود. این یکی از علایم اشرف مخلوقات بودن انسان‌هاست. شما ببینید در زمان علّامه مجلسی افراد بسیاری بالای صد و صد و هشتاد سال در اطراف ایشان می‌زیسته‌اند.

* تغییر و تحوّل در پزشکی ایران از کی شروع شد؟

در دورة صفویه و با برادران شرلی. اینان از طرف بنی‌اسرائیل مأموریت داشتند و چنان برنامه‌ریزی کردند که در دورة قاجار همه چیز را در دست گرفتند و اصل تحوّلات در این دوره اتّفاق افتاد. برای نمونه، یکی از مظاهر فرهنگ غنی ما حمّام‌های سنّتی ماست که در قدیم حدود ۹۷% سوخت کشور در حمّام‌ها مصرف می‌شده است. بسیاری از دید و بازدیدها، گفت‌و‌گوها، قرارهای مهم و حتّی قتل شخصیّت‌های بزرگ در حمّام‌ها انجام می‌شده است. نکتة جالب این است که وقتی مغول‌ها به ایران حمله می‌کنند، سراغ هیچ یک از بناهای مهم نمی‌روند، اوّل حمّام‌ها را تخریب می‌کنند. در دورة مظفّرالدّین شاه، مسیری دنبال شد که از حمّام‌های سنّتی و آکنده از هنر معماری سنّتی به دوش‌های خانگی فعلی رسیدیم. بحث فواید حمّام‌های سنّتی و تفاوت‌های آن با دوش‌های فعلی، بحث مفصّلی است که در منابع آمده و در اینجا مجال بحث دربارة آن را نداریم.

* چه تعداد از کتاب طبّی گذشتگان ما تاکنون شناسایی شده است؟

تعداد دقیق را نمی‌دانم، امّا همین قدر می‌دانم که گویا ساختمانی دو طبقه در لندن وجود دارد که تمام کتب داخل آن دربارة طبّ اسلامی است و کتاب به امانت بیرون نمی‌دهند. قدیم رسم بود یهودیان می‌آمدند یک مسلمان را اجیر می‌کردند و کتاب‌های ‌خطّی و آثار عتیقه را به نام لوازم کهنه از مردم گرفته و به جای آن به مردم پارچه و وسیله می‌دادند و از این طریق فرهنگ کهن ما را به یغما بردند.

* چه موانعی در راه گسترش و احیای طبّ اسلامی پیش روی خود می‌بینید؟

بهتر است من مطلب را این گونه پاسخ دهم که ما تا پیش از این، همة سنگرها را از دست داده بودیم. ابتدا سنگر سیاسی را با پیروزی انقلاب به دست آوردیم و به جایی رسیدیم که بدون تعارف الآن ابرقدرت منطقه شده‌ایم. همانند این ماجرا باید در دیگر عرصه‌ها و با همین منوال پیش برویم. صهیونیسم و فراماسونری به عنوان بازوی آن به طور جدّی با این امور در همه جا مقابله می‌کنند با این تفاوت که در ایران به سبب وجود حکومت اسلامی دستمان خیلی بازتر است و خیلی بهتر و سریع‌تر می‌توانیم به هدفمان برسیم. نکتة مهم این است که اگر حواسمان نباشد، آنها در مقابل فشارها و تقاضاها ممکن است کوتاه بیایند، امّا بی‌ درنگ به ارائة تعریفی انحرافی از موضوعات اقدام خواهند کرد.

آنها اوّل با تأسیس دانشگاه طبّ اسلامی مخالفت کردند. سپس با تأسیس دانشگاه، مدرک آن را تحقیر کردند و تا فوق دیپلم تنزّل دادند. الآن به دنبال آن هستند که مجموعة این آموزش‌ها و تعالیم را محدود نگه دارند و لازم است مردم نسبت به این امر هوشیار باشند. در آزمون‌ها هم شیطنت‌هایی می‌شود مثل شرط تافل. وقتی منابع اصلی علمی به زبان عربی است، امتحان و شرط زبان انگلیسی به چه معناست؟ باید امتحان عربی گرفته شود، نه انگلیسی!
انحراف دیگری که آنان به دنبال آن هستند، این است که طبابت سنّتی را به سان طبّ جدید بکنند که طبیب در مطبّش بنشیند و با استفاده از دارو طبابت کند، حال آنکه در طبّ سنّتی، طبیب باید خودش دارویش را برای بیمار مشخّص بسازد، نه اینکه داروها از قبل تولید شده و به همه یک جور نسخه ارائه شود. با این روش حکیم ما خلع ید و بی‌خاصیّت می‌شود.

* قابلیّت طبّ سنّتی در پاسخ‌گویی به نیازهای زمانه را چقدر می‌بینید؟

به نظر من کاملاً قوی و قدر می‌تواند به همة نیازهای این زمانه پاسخ دهد و حتّی تا حدود پنج سال آتی ما شاهد کارهای بسیار بزرگی در حوزة طبّ اسلامی خواهیم بود. اگر فرهنگ مورد نظر اسلام در خوراکی‌ها و زندگی ترویج شود، خود به خود حدود نیمی از بیماری‌ها و عوارض زندگی مردم از بین خواهد رفت و در نیمة باقیمانده هم تا حدّ زیادی مردم به خود کفایی خواهند رسید که سردردها، سینوزیت‌ها و دیگر بیماری‌ها را خودشان درمان کنند و تنها دربارة بیماری‌های سخت و جدّی نیازمند طبیب شوند.

* در پایان چه توصیه‌ای به مخاطبان موعود دارید؟

اوّلین مطلب این است که باید ملّت باهوش و ذکاوت ما بیدار شوند. وقتی قرآن تأکید می‌کند انسان باید به غذایش بنگرد و دقّت کند چه می‌خورد «فلینظر الأنسان إلی طعامه» باید همة ما نسبت به خوراک و خوردنی‌ها و نوشیدنی‌هایمان خیلی خیلی دقّت کنیم. در بررسی علّت بسیاری از بیماری‌ها ما به این نتیجه رسیده‌ایم که ریشة آنها در خوراکی‌هاست. طبیعتاً با اصلاح خوراکی و خوردنی‌هایمان باید شاهد بهبود مشکلاتمان باشیم.

یادتان باشد کرة زمین، بدن انسان و شیر مادر از سه عنصر آب و نمک و روغن تشکیل شده و اگر ما این سه را با همان تفاصیلی که در لوح‌های فشرده آورده‌ام و در شماره‌های پیشین موعود نیز آمده مراعات و اصلاح کنیم، مشکلات عمده‌ای از ما حل خواهد شد. در مجموعة ما نیز علاوه بر درمان، محصولات سالم تهیه و توزیع می‌شود. ما تمام تلاشمان را برای ترویج و آموزش این مباحث طیّ دو دهة گذشته انجام داده‌ایم و عزیزان از طریق سایت، مؤسّسه و مطب می‌توانند پیگیر جلسات و آموزش‌ها باشند

نگاهی به رابطه تغذیه و مزاجهای بدن

پزشکی, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

طبیعت سرد و گرم بدن

محققانی که در این زمینه تحقیق کرده‌اند، معتقدند افراد گرم‌مزاج به مصرف مواد غذایی سرد تمایل دارند و در صورت مصرف غذاهای گرم مثل شکلات، عسل و خرما، دچار التهاب و گر گرفتگی می‌شوند و همچنین افرادی که سرد مزاج هستند، با مصرف غذاهای سرد مثل ماست و ترشی دچار ناراحتی‌هایی نظیر درد استخوان‌ها یا ضعف و بی‌حالی می‌شوند.

به گزارش ایران، براین اساس است که توصیه می‌شود افرادی که طبیعت گرم صفراوی یا دموی دارند، غذاهای سرد مصرف کنند تا گرمی آنان تعدیل شود و افرادی که طبع سرد بلغمی یا سوداوی دارند، غذاهای گرم مصرف کنند و یا با مخلوط غذاهای سرد و گرم، اثر سردی و گرمی خنثی شود.
سردی و گرمی که در طب جدید با عنوان غذاهای کم کالری و پرکالری نام برده می‌شود، واقعیت غیر قابل انکار است و به عقیده محققان، در صورت پیروی از الگوهای صحیح، افراد از مصرف مواد غذایی مختلف بهره‌مند خواهند شد.
دکتر سید اشرف‌الدین گوشه‌گیر، عضو مؤسسه طب اسلامی با تأیید این مطلب که برخی افراد طبع سرد و برخی دیگر طبع گرم دارند، معتقد است: هر فرد به صورت تجربی قادر است تا طبیعت خود را شناسایی کند تا براین اساس، از ناهماهنگی بین مواد غذایی و عوارض حاصل از آن پیشگیری کند. همان طور که گفته شد، افرادی که طبیعت گرم دارند، تحمل گرما را ندارند و به مصرف مواد غذایی خنک و سرد تمایل دارند، زیرا این گونه مواد غذایی انرژی کمتری دارد اما افرادی که طبیعت سرد دارند، سرمایی هستند، آب و هوا و مواد غذایی گرم برای آنان مناسب‌تر است و تمایل آنان به مصرف مواد غذایی گرم و پرانرژی است.اساتید طب سنتی درخصوص علت بروز این پدیده در افراد، معتقد هستند مزاج افراد یا مادرزادی و یا اکتسابی است.
دکتر مجید انوشیروانی، دستیار تخصصی طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی ایران در این باره می‌گوید: صفات مادرزادی مزاج انسان، حاصل ترکیب صفات کیفیتی مزاج والدین و تأثیر محیط در دوران رشد جنینی است. به معنای عام و کلی شامل محیط جغرافیایی و شرایط اقلیمی، تغذیه، میزان خواب و بیداری و فعالیت و استراحت مادر و رویدادهای روانی مادر و… است.
وی با بیان این که نوع طبیعت افراد وراثتی است، ادامه می‌دهد: با توجه به این که در فلسفه طب سنتی گرمی و سردی کیفیت‌های فاعله هستند، باید آنها را در فرآیند توارث ژنی، صفات غالب بدانیم.بنابراین مزاج فرزند یک زوج که هر دو مزاج گرم دارند، حتماً گرم خواهد بود و تنها در صورتی مزاج فرزند آنها سرد خواهد شد که مادر در دوران بارداری بشدت تحت تأثیر عوامل سردی‌آور قرار داشته و به بیماری‌های رحم یا مغز و کبد دچار شده باشد. البته ممکن است فردی که گرم مزاج مادرزادی بوده است، در دوران زندگی‌اش تحت تأثیر شرایط زیستی و یا روحی و روانی و عارضه‌های دیگر تغییر مزاج دهد و مزاج جدیدی را اکتساب کند.
از سوی دیگر طبق نظر حکمای طب سنتی ایران، بدن همه موجودات و انسان‌ها از چهار ماده اصلی ساخته شده است که عبارتند از خاک، آب، هوا و آتش که هر کدام از این ارکان دارای کیفیت خاص خود می‌باشد.دکتر حسین رضایی‌زاده، دستیار تخصصی طب سنتی در دانشگاه علوم پزشکی ایران، با بیان این که کیفیت خاک را سرد و خشک، آب ، سرد وتر، هوا ، گرم وتر و آتش را گرم خشک در نظر بگیریم، می‌گوید: «اگر بدن انسان از مقادیر متناسب خاک، آب، هوا و آتش ترکیب شده باشد، مزاج معتدل به‌وجود می‌آید و اگر یکی بر دیگری برتری داشته باشد، مزاج‌های چهارگانه اصلی که عبارتند از مزاج سوداوی، بلغمی، دموی و صفراوی، ایجاد می‌شوند.»
به گفته این متخصص طب سنتی در شخص سوداوی خشکی، در بلغمی سردی و تری و در فرد دموی گرمی و تری و نهایتاً در شخص صفراوی گرمی و خشکی غلبه دارد که این کیفیات یعنی سردی و گرمی و تری و خشکی موجب بروز علائمی در فرد می‌شود.»
طب جدید در تحقیقات خود در زمینه ریشه‌های بروز سردی و گرمی در افراد بر تجربه‌های قدما مهر تأیید زده است، هر چند که تحقیقات در این زمینه اندک است و به گفته دکتر انوشیروانی تبیین دقیق‌تر این مسائل و وراثتی بودن مزاج افراد نیازمند مطالعات تخصصی‌تر و گسترده‌تر است که در صورت ادامه مطالعات و رسیدن به یافته‌های جدیدتر می‌تواند در بهبود سلامت نسل نیز کمک‌کننده باشد با این حال دکتر مرتضی صفوی، متخصص تغذیه با تأیید این مسئله و تأثیر سردی و گرمی بر روح و جسم انسان می‌گوید: «برخی افراد طبیعت سرد دارند و با خوردن موادغذایی سرد مثل ماهی سردی می‌کنند که به عبارتی بدن ضعف می‌کند و دچار سستی مفاصل، کندی حرکت، خواب‌آلودگی و یا کم‌حوصلگی می‌شود.
براساس برخی از یافته‌های علمی و تحقیقات متخصصان طب سنتی اساساً این مسئله که برخی از غذاها گرم و برخی از غذاها سرد هستند درست است و بهتر است افراد با تشخیص اینکه طبع سرد یا طبع گرم دارند، به رعایت اعتدال در مصرف موادغذایی اهمیت بدهند.
همان‌طور که گفته شد در طب ایرانی تئوری بنیادی داریم به نام اخلاط چهارگانه (صفراوی، دموی، بلغمی و سوداوی) که این اخلاط چهارگانه ترکیباتی مایع هستند. براساس این تئوری غذایی که می‌خوریم در کبد تغییر ماهیت داده و فعل و انفعالاتی روی آن صورت می‌گیرد و به چهار شکل درمی‌آید: ترکیبی قرمز متمایل به زرد به نام صفرا که به هضم غذا کمک می‌کند و کارکرد مغزی را افزایش می‌دهد. ترکیب دیگر سرخ‌رنگ است به نام دم یا خلط خون که اکسیژن و موادغذایی را به بافت‌ها و سلول‌های بدن می‌رساند. ترکیب سوم که بلغم نام دارد، قرمز کم‌رنگ است و وظیفه تسهیل کار مکانیکی و لغزش مفاصل روی هم و تشکیل بافت عصبی و سلول‌های مغزی را دارد. ترکیب چهارم قرمز و جگری رنگ است که سودا نام دارد و وظیفه طبیعی تحریک اشتها و تشکیل بافت استخوانی را دارد. بر این اساس هر ماده غذایی وقتی وارد بدن می‌شود، بسته به مزاجش موجب تولید اخلاط چهارگانه می‌شود و البته یکی را بیشتر تولید می‌کند. افراد باید مشخص کنند که در کدام یک از مزاج‌های چهارگانه صفراوی، دموی، بلغمی و سوداوی قرار می‌گیرند و برای این کار لازم است تا بدانند که علائم هر یک از این مزاج‌ها چیست و بیشتر علائم کدام یک از این مزاج‌ها با آنها تطابق دارد. دکتر رضایی‌زاده با اشاره به این اخلاط چهارگانه می‌گوید: «مزاج افراد دموی گرم و تر و رنگ چهره آنها قرمز و پرخون است. این افراد معمولاً کسل بوده و خواب زیاد و سنگینی دارند و در فصل بهار این حالت برای آنان تشدید می‌شود. دهان دره، کش و قوس بدن و کشیدن دست‌ها به اطراف جزو حالات آنها است. این افراد معمولاً خوش‌اخلاق هستند و خونریزی از نقاط مستعد مثل بینی و لثه در آنان شایع است. اما مزاج بلغمی‌ها سرد و تر است. این افراد چهره سفید دارند و پوست آنها سرد و نرم و شفاف است.
آب زیاد دهان، کمی تشنگی و عطش، نرم بودن گوشت اندام‌ها، از علائم دیگر افراد بلغمی است. ماست، دوغ و سبزیجات دشمن این افراد است. خوش‌خوابی،‌کندفهمی، افت حافظه، کم‌رنگی ادرار و زبان نرم و پوشیده از بار سفید از دیگر علائم افراد این گروه است که علائم آنها در زمستان شایع‌تر است. به گفته این متخصص طب سنتی، صفراوی مزاج‌ها دارای مزاج گرم و خشک هستند و سفیدی چشم آنان به زردی می‌زند. دهان، زبان و بینی آنان خشک است و عطش آنان زیاد و اشتهایشان کم است، هنگام لمس، اندام‌های آنها گرم است و از هوای خنک لذت می‌برند. این افراد بیشتر در سن جوانی دچار این مشکلات می‌شوند و در فصل تابستان مشکلات آنها شدت پیدا می‌کند، این افراد باید تعادل در مصرف مواد غذایی را رعایت کنند و مصرف غذاهای پرکالری و گرم برای آنان مضر است.»
دکتر انوشیروانی نیز در بیان نشانه‌های طبع سرد و گرم در افراد می‌گوید: «گرم بودن سطح پوست و احساس گرمی توسط خود فرد، کم‌چربی بودن بدن، سرخی یا زردی رنگ بدن، برجستگی مفاصل ، اتساع و آشکار بودن عروق، زیاد بودن طول و عرض و ارتفاع نبض، سریع و شدید بودن واکنش بدن به خوراکی‌های دارای طبیعت گرم، سرعت در حرکات، تندی بوی ادرار و عرق بدن، بیداری زیاد، زود خشمی، شجاعت، پرحرفی و تند و پیوسته سخن گفتن، از جمله نشانه‌های عام فرد گرم مزاج تندرست است. سرد بودن سطح پوست و احساس سردی توسط خود فرد، چربی‌دار بودن بدن، سفیدی رنگ بدن، پنهان بودن مفاصل و باریکی عروق، کم بودن طول و عرض و ارتفاع نبض و سریع و شدید بودن واکنش بدن به غذاهایی که طبیعت سرد دارند، کندی در حرکات و خونسردی و دیرخشم بودن از علائم عام فرد سردمزاج تندرست است که در هر دو گروه این نشانه‌ها علل دیگری نیز دارد و افراد نباید آنها را نشانه‌های قطعی و یکسویه بدانند و تغییر دقیق این نشانه‌ها و علائم جسمی و روحی برعهده پزشک طب سنتی است.»
اما افراد با رعایت نکاتی می‌توانند از نشانه‌های سرد و گرمی که در بدن آنها بروز می‌کند، جلوگیری کنند، هرچند به گفته دکتر انوشیروانی، باید به این نکته توجه داشت که ویژگی‌های رفتاری، دلالت مطلق بر نوع مزاج ندارند، زیرا در اثر تربیت و محیط فرهنگی و شرایط گوناگون دیگر تحت تأثیر قرار می‌گیرند و دیگر اینکه نشانه‌های گرمی و سردی تا زمانی که فرد افعال و اعمال روزانه‌اش را به درستی و بدون اختلال و نقصان انجام می‌دهد، بر بیماری دلالت نمی‌کند و به بیان دیگر ویژگی‌های یاد شده اقتضای مزاج طبیعی فرد هستند و نیازی به درمان طبی ندارند. اگرچه تدبیر غذایی و سایر تدابیر برای پیشگیری از افراط این نشانه‌ها لازم است.
گرم مزاج و سرد مزاج‌ها چه نکاتی را باید رعایت کنند
دکتر رضایی‌زاده درباره اینکه افراد گرم‌مزاج یا سردمزاج چه نکاتی را باید رعایت کنند، می‌گوید: «افرادی که مزاج گرم و خشک دارند باید از هوای تازه و خنک بهره‌مند شوند و در رژیم غذایی خود از آب و مایعات، میوه‌جات و سبزیجات تازه مثل کاهو و اسفناج استفاده کنند و از نوشیدن بیش از اندازه چای و قهوه خودداری کنند. این افراد همچنین باید مصرف غذاهای گرم و خشک را بخصوص در هوای گرم کاهش دهند.»
به گفته وی افرادی که مزاج گرم و تر دارند باید از مقادیر مساوی میوه‌جات یا سبزیجات و گوشت استفاده کنند، غذاهای دریایی نیز برای این افراد مفید است. همچنین این افراد باید از غذاهایی با فیبر بالا استفاده کنند تا اجابت مزاج طبیعی داشته باشند و افرادی که دارای مزاج سرد و تر هستند حتی‌المقدور باید روزانه فقط ۲ وعده غذا میل کنند، زیرا توانایی دستگاه گوارش افراد سرد و تر کم است و لازم است حداقل حدود ۱۲-۱۰ ساعت بین دو وعده غذایی‌شان فاصله بیفتد. اگر در بین وعده‌های غذایی احساس گرسنگی کردند مقدار کمی میوه مانند سیب، گلابی و یا سالاد همراه با مقدار مناسب از روغن زیتون یا پودر آویشن میل کنند. غذای این افراد باید سرشار از پروتئین و فیبر (تخم‌مرغ، گوشت، میگو و جگر) باشد و در زمستان و شب‌ها در مصرف غذاهای سردی‌بخش احتیاط کنند.»به گفته وی افراد دارای مزاج سرد و خشک باید از مایعات به اندازه کافی استفاده کنند و هر روز یک لیوان آب سیب یا آب هویج میل کنند و از مصرف غذاهای یخ‌زده، کهنه و کنسرو شده خودداری کنند. این افراد باید مصرف مواد سرد و خشک را کاهش دهند. البته مصرف زیاد مواد گرمی‌بخش قوی مانند فلفل، سیر، پیاز، زنجبیل و… نیز برای این افراد مناسب نیست.»
در مجموع باید گفت رعایت سردی و گرمی غذاها برای افراد با توجه به طبع سرد یا گرم‌شان اهمیت دارد. افراد باید توجه کنند گوشت گوسفند، گندم، خرما، عسل، مغزیات مانند گردو، پسته، بادام، فندق و بادام زمینی، شیره انگور، هویج، انجیر، دارچین، زنجبیل، زعفران، بابونه و نعناع از جمله غذاهای گرم به حساب می‌آیند و گوشت گاو و ماهی، جو، ماست، دوغ، انار، آلو، خیار، گوجه، هندوانه، باقلا، غوره، کدو، نارنج، لیمو و سماق غذاهای سرد محسوب می‌شوند.اما به گفته دکتر انوشیروانی لازم است تا درجه گرمی و سردی درخوراکی‌ها یکسان نباشد و دوم اینکه توصیه یا پرهیز دادن از خوراکی‌ها عوامل دیگری مانند مزاج شخصی، اقلیم زیستی و محل زندگی او، همچنین سن و جنسیت و شغل و عادات او نیز دخالت دارند.بخصوص در زمانی که عارضه یا مشکلی برای افراد پیش نیامده است، افراط در مصرف یا سختگیری غیرمنطقی در پرهیز از خوراکی‌های پاکیزه و سالم، ناروا و نادرست است.
پایان مطلب

تشخیص مزاج خود (بلغمی،دموی،صفراوی،سوداوی)

پزشکی, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

چگونه بدانیم بلغمی مزاج هستیم

مشخصات افراد بلغمی

بازتاب‌های روانی و رفتاری در افراد بلغمی:

۱- گرایش به علوم عقلی و ریاضیات. ۲- حسابگر و محتاط ۳- بد بهار و بد زمستان ۴- منطقی و عاقل ۵- میانه‌‌رو، محتاط و گاهی ترسو ۶- تجارت پیشه ۷- آرام ، منزوی و دارای حرکات کند ۸- گذشته نگر ۹- ظریف و ریزبین و حساس ۱۰- منظم و دقیق ۱۱- دارای استعداد افسردگی ۱۲- بدون استعداد ریسک
۱۳- اهل سازش و بی اراده ۱۴- درون گرا و منفی‌باف ۱۵- نیازمند محبت ۱۶- کینه‌توز ۱۷- فراموش‌کار و کندذهن ۱۸- بی علاقه به یادگیری ۱۹- میل و توان ج * ن * س * ی بسیار کم ۲۰- راحت و بی قیب اکثر مسایل.

علایم پوستی افراد بلغمی:
دارای پوستی نرم و مرطوب ، غالباً سرد، دارای منافذ ریز (تعرق کم) رگ های پنهان دارند، رنگ پوست سفید، سفیدی چشم، سفید بی حال، مردمک آبی و روشن دارای موهای نرم و نازک و لخت با رنگ زرد ،بور و خرمایی روشن و سفید و غالباً افراد بلغمی بی مو هستند.
علایم گوارشی: دهانی بی مزه ، مرطوب و پر آب دارند، اشتهای زیاد و خوراک فراوان دارند، توان هضم غذا در آنان کم است، معده نفاخی دارند، گاهی یبوست دارند و گرایش به شیرینی و شوری دارند به میزان زیاد.
گرایش به ترشی و بوی بد دهان ندارند، بوی بد مدفوع ندارند، قار و قور شکم دارند، تمایل به سردی‌ها ندارند و در عوض تمایل به گرمی‌ها به شدت در آنان وجود دارد.
اگر بلغمی در سر اضافه شد بلاهت و حماقت ایجاد می‌کند که در اثر افزایش سردی در سر است، تمام داروهای افزایش حافظه گرم هستند ، اوج سردی در مغز آلزایمر پدید می آورد. (البته سرد و خشک).
اگر بلغم در خون نباشد تنفس انجام نمی‌گیرد.
افراد بلغمی نباید سردی‌جات را به تنهایی میل کنند (همراه با گرمی میل شود).
روغن نباتی، کره گیاهی، نوشابه، برنج، گوشت گاو، سوسیس و کالباس و فرآورده‌های این چنینی بلغم زا هستند و افراد بلغمی از این گونه مواد باید پرهیز کنند.

روش تهیه روغن حیوانی بی بو:
۴ کیلو دنبه + یک لیوان سرکه + ۲ لیوان ماست + ۲ عدد پیاز +‌ ۶ عدد هل تازه به صورت چرخ شده ، با حرارت ملایم بعد از ۶ ساعت روغن مییاندازد که بسیار لازم و حیاتی است.
امام صادق علیه السلام می فرمایند:به همان اندازه که روغن حیوانی مصرف شود به همان میزان چربی‌ زاید از بدن دفع می‌شود پس برخلاف تصور عموم مردم مصرف چربی حیوانی نه تنها مضر نیست، بلکه دفع کننده چربی‌های مضر نیز هست.

چگونه بدانیم دموی مزاج هستیم

مشخصات افراد دموی:

بازتاب‌های روانی و رفتاری در افراد دموی:
۱- علاقمند به ادبیات و موسیقی. ۲- استعداد شاعری. ۳- علاقمند به طبیعت . ۴- اهل عشق و محبت. ۵- بلندپرواز. ۶- دوراندیش. ۷- اهل خیر و معنویت. ۸- خوش اخلاق و خوش رو. ۹- شجاع و جسور. ۱۰- دارای توان ریسک. ۱۱- اعتماد به نفس بالا. ۱۲- سخاوتمند. ۱۳- تنوع طلب و بی علاقه به کار تکراری. ۱۴- معمولاً بی نظم. ۱۵- نوع دوست. ۱۶- معمولاً بدحال در تابستان. ۱۷- دارای هوش و حافظة قوی. ۱۸- میل و توان ج * ن * س * ی فراوان. ۱۹- چالاک و پرانرژی. ۲۰- مستعد شقاوت آنی.

علایم پوستی افراد دموی:

پوست نرم، مرطوب و گرمی دارند، منافذ پوستی درشتی دارند که از علایم منافذ درشت خوب عرق کردن است. رگهای دست آشکار و برجسته است، رنگ پوست گندم‌گون یا گلگون است رنگ چشم (سفیدی) با گرایش قرمز است ،رنگ مردمک میشی تیره و سیاه است موی سر: درشت و قابل انعطاف و دارای پیچ درشت است، رنگ مو: سیاه خرمایی تیره و روشن و معمولاً پر مو هستند.

علایم گوارشی:

مزه دهان:‌ شیرینی صبحگاهی است، دهانشان کم رطوبت است و کم تشنه می‌شوند. اشتهای زیاد و خوراک خوبی دارند، توان هضم غذا بسیار بالاست نفخ معده ندارند، یبوست ندارند، گرایش به شیرینی کم دارند و گرایش به شوری هم بسیار اندک است. گرایش به ترشی کم دارند. بوی بد دهان ندارند، بوی بد مدفوع ندارند، قار و قور شکم ندارند تمایل به سردی‌ها ندارند ولی تمایل به گرمی‌ها اندکی دارند.
افراد دموی باید غذاهای خنک و سردی مثل آش انار، آش آلو، آب زرشک خیار، مرکبات و ماست و… مصرف کننده تا حرارت بدن تعدیل شود.
اگر فرد دموی همراه با غذای گرم مثل شیرینی‌جات از مواد و اغذیه سرد استفاده نکند دچار جوش و خارش بدن، گر گرفتگی، بیقراری، کهیر، سوزش ادرار، سوزش سر دل، و آفت دهان خواهد شد.
معمولاً بیماری‌های افراد دموی در اثر افزایش حرارت و رطوبت و به طور کلی افزایش خود خون به وجود می‌آید که حجامت به عنون مؤثرترین درمان برای دموی مزاج‌ها مطرح است. چون دم گرم‌ و تر است و رژیم غذایی مناسب برای دموی‌ها رژیم غذایی سرد و خشک است. مثل بادمجان و عدس که مزاج سرد و خشک دارند.

چگونه بدانیم صفراوی مزاج هستیم

مشخصات افراد صفراوی

بازتاب روانی و رفتاری در افراد صفراوی:
۱-علاقمند به ادبیات و ریاضیات ۲- دارای استعداد خشونت و بدخلقی ۳- پائیز و زمستان را دوست دارند ۴- گاهی عاشق و گاهی فارغ ۵- گاهی با اراده، گاهی سست ۶- گاهی پرانرژی گاهی کم‌انرژی ۷- دارای استعداد معنوی به صورت مقطعی ۸- تند و تیز و بی قرار ۹- گاهی پر جرأت و گاهی آرام ۱۰- پرخاشگر ۱۱- ناآرام و دودل ۱۲- گاهاً باعث رنجش دیگران می‌شود. ۱۳- تیزبین و دقیق در برخی ابعاد ۱۴- مقید به اصول ، منظم و حساس ۱۵- آینده‌نگر و گاهاً خیالباف و دقیق در تصمیم‌گیری ۱۶- حاضرجواب و باهوش ۱۷- گاهاً سخاوتمند ۱۸- میل بالای جنسی و توان جنسی متغیر ۱۹- سریع، چالاک و پرانرژی ۲۰- پرحرف.

علائم پوستی صفراوی‌ها:
دارای پوستی خشک و بدون رطوبت، دارای منافذ پوستی درشت، رگهای دست گاهی آشکار و گاهی پنهان هستند، رنگ پوست گرایش به زردی دارد، سفیدی چشم سفید با گرایش زرد است، مردمک چشم میشی روشن است، موی سر، خشک و ضخیم و برجسته است، رنگ مو، سیاه و خرمایی است و صفراوی‌ها غالباً کم‌مو هستند.

علایم گوارشی صفراوی‌ها:
مزة دهان تلخ صبحگاهی است، غالباً دهان خشک و تشنه است، افراد صفراوی کم اشتها هستند، توان هضم غذا بالاست، نفخ معده ندارند، یبوست ندارند، گرایش به شیرینی و شوری هم ندارند.
افراد صفراوی غالباً گرایش به ترشی دارند، بوی بد دهان ندارند، بوی بد مدفوع ندارند، قار و قور شکم ندارند، تمایل به سردی‌ها دارند و از گرمی‌ها گریزانند.
رژیم غذایی مناسب برای صفراوی‌ها (گرم و خشک) غذاهائی است که سرد و تر باشند که نمونه‌هائی از این غذاها عبارتند از انواع سالادها با سرکه، روغن‌های نباتی و…
افراد صفراوی غالباً در اثر حجامت تعدیل مزاج یافته و رنگ و رویی به مراتب روشن‌تر از قبل خواهند داشت، اشتهای آنان با حجامت افزایش می‌یابد و در صورت تکرار حجامت فربه و چاق خواهند شد. نمونه‌ای از رژیم غذایی مناسب برای افراد صفراوی کاهوست که سرد و تر است و برای دفع صفرا مفید است. ماهی، ماست و به طور کلی لبنیات ، گوجه‌فرنگی، مرکبات، ماء الشعیر (آب جو) آب‌غوره ، آب‌لیمو برای صفراوی‌ها مفید و لازم است.

چگونه بدانیم سوداوی مزاج هستیم

مشخصات افراد سوداوی
بازتاب‌های روانی و رفتاری افراد سوداوی:
۱- علاقمند به حسابگری و مسایل فنی. ۲- کودن و کوته فکر ۳- علاقه‌مند به بهار و تابستان. ۴- کم احساس و منطقی. ۵- میانه‌رو و محتاط ۶- کم انرژی و مداومت در انجام کار.۷- تمایل کم به معنویت. ۸- ناآرام و همیشه در فکر. ۹- دارای وسواس و نگرانی و دودلی. ۱۰- بدون توان ریسک.

۱۱- انتقام‌جو. ۱۲- مجذوب نمی‌شود. ۱۳- میل ج * ن * س * ی فراوان – توان ج * ن * س * ی کم. ۱۴- فکر و خیال فراوان. ۱۵- بدبین، حساس، نگران. ۱۶- منظم. ۱۷- درون‌گرا. ۱۸- اهل جدال و جنجال. ۱۹- تیزبین و بادقت. ۲۰- لجباز.

علایم پوستی افراد سوداوی:
پوست خشک و بدون رطوبت و دارای منافذ متوسط، رگ های دست پنهان است، رنگ پوست تیره است، رنگ چشم (سفیدی) سفید تیره است. رنگ مردمک میشی و قهوه‌ای است. موی سر، خشک و ضخیم یا مجعد است، رنگ مو، سیاه مات و جوگندمی است و فرد سوداوی معمولاً کم مو است.
علایم گوارشی افراد سوداوی:
مزه دهان صبحگاهان شور مزه است و دهان، خشک و کم آب است، اشتها زیاد، ولی خوراک کم است، توان هضم غذا بسیار کم است، نفخ معده فراوان دارند، یبوست دارند، گرایش به شوری و شیرینی دارند، گرایش به ترشیی ندارند، بوی بد دهان ندارند، بوی بد مدفوع، ندارند، قار و قور شکم دارند، تمایل به سردی‌ها ندارند و تمایل به گرمی‌ها دارند.
قال المعصوم:: لقمة الصباح مسمار البدن (صبحانه بدن را نیرومند می‌کند).
رژیم غذایی مناسب با افراد سوداوی:
سودا چون سرد و خشک است افراد سوداوی باید از غذاهای سرد و خشک پرهیز کنند و در عوض از غذاهای گرم و تر مثل عسل استفاده نمایند. غذاهای سرد و خشک مثل برنج که بدن را با افت رطوبت مواجه می‌کند، مهم ترین عامل یبوست است (به خاطر دفع رطوبت).
در میان فصل ها، پاییز فصل سوداست و بهترین فصل برای حجامت افراد سوداوی نیز فصل پاییز است.
مصرف نوره در مواد بهداشتی دافع سوداست.الته نوره ای که حاوی آرسنیک باشد.
از بین نان ها نان سنگک مناسب‌تر از بقیه است. (به خاطر وجود سبوس).
سودا به معنای سیاهی است و افراد سوداوی باید از مولدات سودا مثل بادمجان و عدس و چا پرهیز نمایند (کمتر مصرف کنند) [سودا استخوان ساز است] تیر کشیدن سر، سردرد سوداوی است و حساسیت به صدا هم از افزایش سوداست که این دو با حجامت به همراه مصرف سرکه به عنوان رقیق کننده خون برای درمان بکار می‌رود.
یخ، سودا زاست و همه مزاج‌ها باید از آن پرهیز کنند. (آب به صورت غیرمستقیم باید سرد شود).در کتاب های طبی قدیمی چنین آمده است:”اگر طبیب بتواند شخص سوداوی مزاج را راضی کند هنر کرده است.”

پرسش هایی از استاد حسین خیراندیش درباره حجامت

پزشکی, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدایهم اجمعین

۱- چرا با وجودی که می گویید «حجامت» فایده های بسیاری دارد، اما برخی از پزشکان مخالفند؟

به نظر ما مخالفان هم حق دارند، چون از علم خودشان دفاع می کنند. هیچ پزشکی از ابتدا تا انتهای دوران تحصیل در دانشگاه، چه در دوره ی عمومی و چه در دوره ی تخصصی، حتی یک ساعت از یک واحد درسی درباره حجامت را نگذرانده است. پس علت اساسی مخالفت ها عدم آگاهی به موضوع می تواند باشد. همچنان که بسیاری از پزشکانی که اکنون حجامت می کنند، قبلاً از مخالفان این کار بودند.

۲- آیا پزشکان هم از «حجامت» استقبال کرده اند؟

هم اکنون ۱۶۰۰ پزشک عمومی و متخصص آموزش دیده با پروانه ی حجامت که توسط وزارت بهداشت تایید شده است، در سراسر کشور فعالیت می کنند که اگر هر کدام حداقل روزانه ۱۰ نفر را حجامت کنند، در سال بیش از ۴ میلیون نفر را حجامت می کنند. جالب این که بسیاری از بیماران و مراجعه کنندگان قبل از حجامت، در بالاترین سطوح تخصصی ویزیت شده اند و سپس به حجامت روی آورده اند. فقط تعداد پزشکانی که حجامت شدند و در موسسه پرونده دارند ۵ هزار نفر هستند. به علاوه پزشکان بسیاری هم اهل حجامت شدن هستند که تشکیل پرونده نداده اند.

۳- تفاوت «حجامت» با فصد در چیست؟

حجامت یک تطهیر کلان است که کل ترکیبات بیوشیمی بدن را تنظیم می کند، ولی فصد (رگ زدن) بخشی از اندام را تحت درمان قرار می دهد.

۴- «حجامت» در دیگر کشورها چه جایگاهی دارد؟

پس از این که جرقه ی کارهای علمی حجامت در ایران در سال ۱۳۶۴ زده شد، اولین کشوری که به شکل علمی این موضوع را دنبال کرد، کشور آمریکا بود و پزشکان زیادی در این خصوص به فعالیت پرداختند که ثمره ی آن تالیفات ارزشمندی درباره ی حجامت است.

دکتر ایلکی چرالی در آمریکا یک جلد و دکتر یوهان آبله در آلمان دو جلد (حجامت گرم و خشک و حجامت تر) کتاب وزین در این باره نوشته اند. در سوریه کتابی با عنوان دواءالعجیب کشف قرن بیستم، با امضای ۳۳ متخصص طب کلاسیک به رشته ی تحریر در آمده و در کشورهای دیگری نیز کتاب های خوب و مقالات پرمحتوایی نوشته شده که برخی از آنها در موسسه ی تحقیقات حجامت ایران در حال ترجمه است.

در بسیاری از کشورها شیوع حجامت شتاب گرفته است. در دانشگاه الازهر مصر کارهای علمی خوبی انجام شده و در چین به شکل سیستماتیک این روش درمانی اجرا می شود. در بیمارستان های چین یک بخش درمان طب سوزنی ، یک بخش درمان از طریق حجامت، یک بخش داروهای گیاهی و یک بخش طب کلاسیک است.

۵- یعنی معتقدید حجامت به عنوان یک سیستم در بخش های درمان کشور ما وارد شود؟

ما معتقدیم کار علمی درباره حجامت و سیستمی شدن این روش درمانی، کار درمان را بسیار کوتاه تر و هزینه ها را هم کمتر می کند.

اگر یک صدم اعتبارات پژوهشی کشور در بخش درمان به تحقیقات حجامت و طب سنتی اختصاص یابد، معتقدیم نرخ درمان به یک صدم نرخ جاری کاهش پیدا می کند. این در حالی است که ۲۰ درصد اعتبارات ملی به صورت مستقیم و غیرمستقیم صرف هزینه های درمانی می شود که رقم فاحشی است.

الان ۷۰ درصد سهام داران عمده ی شرکت های دارویی دنیا، صهیونیست ها و اتفاقاً عمده ی مصرف کنندگان داروهای شیمیایی، مسلمانان هستند. ۵/۱ میلیارد، جمعیت مسلمانان است که روزانه میلیون ها دلار از این شرکت ها دارو خریداری می کنند و سیستم درمانی این کشورهای مسلمان از جمله ایران طوری طراحی شده که حتی یک روز نمی تواند دارو خریداری نکند، چون جان بیماران به خطر می افتد و از طرفی سیستم به شدت وابسته است.

اما ما می گوییم اگر حجامت جاری شود، هیچ دهی به ده دیگر وابسته نخواهد شد، چون درمان مستقل، با ابزار ساده و کارآیی فوق العاده ای است.

۶- سازمان انتقال خون از کسانی که حجامت می کنند یک سال خونگیری نمی کند و علت آن را احتمال عفونت می داند، در این خصوص چه توضیحی دارید؟

زخم حجامت بین ۱۲ تا ۲۴ ساعت ترمیم می شود. در ۴ میلیون مورد حجامت تر در سال جاری و حتی سال های گذشته هنوز یک مورد عفونت گزارش نشده که این را متخصص و پزشک می تواند تشخیص دهد.

براساس تعریفی که سازمان بهداشت جهانی از نقش خراش در بدن کرده، در بحث خون گیری شش ماه دوران پنجره را تعیین کرده است. سازمان انتقال خون، اهدا کننده ای که حجامت کرده باشد را تا یک سال نمی پذیرد که ما معتقدیم این تعریف از خراش، مشمول حجامت نمی شود.

برای اثبات این قضیه حاضریم روی ۵۰۰ نفر کار پژوهشی کنیم که از طریق حجامت آسیبی به بدن وارد نمی شود و خون را آلوده نمی کند، بلکه حتی بر اساس پژوهش هایی که انجام شده در کاهش فاکتورهای خونی که سلامت را به خطر می اندازند، فوق العاده موثر است.

۷- آیا حجامت به بیماری های سخت نظیر مشکلات قلبی پاسخ می دهد؟

به هر حال مخالفت بدون تحقیق و از روی جهل به موضوع، ناسپاسی است و ضررهای آن متوجه مردم و جامعه می شود. هم اکنون نرخ سکته ی قلبی در کشور را ۴۳ درصد اعلام کرده اند، در حالی که حدیث معتبر داریم که می فرمایند: حجامت کنید قبل از این که قلیان خون، شما را بکشد.

ابوعلی سینا در این باره می گوید: هر کسی بر اثر سکته ی قلبی مرد تا ۷۲ ساعت او را دفن نکنید، اگر درمانی داشته باشد «حجامت» است. حجامت قلب او را به کار می اندازد، لیکن مغز مرده است و عطسه آور بدهید، قلب و مغز به هم مرتبط و حیات به جان وی برمی گردد.

ما در تجربیات خودمان هزاران مورد بیماری قلبی با شکایت عروق کرونری و انسداد عروق داشتیم که با چند نوبت حجامت درمان کردیم. حالت اورژانسی هم وجود داشته که با کم کردن فواصل حجامت درمان صورت گرفته است. نکته ی آخر این که نمی توان اثرات مفید حجامت را انکار کرد و باید به دستورات رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و ایمه اطهار(علیهم السلام) توجه داشت.

۸- جناب آقای خیراندیش، بفرمایید با وجود شتاب علم در دنیای امروزی، می توانیم از “حجامت” به عنوان یک روش درمانی استفاده کنیم؟

هر روش درمانی که سابقه ی بیشتری داشته باشد، از نظر علمی معتبرتر به حساب می آید، زیرا تجربیات درمانی مثبت یا منفی به معنای حیات انسان ها یا اتلاف جان انسان هاست.

وقتی گفته می شود یک روش درمانی هزار ساله یا هفت هزار ساله، یعنی میلیاردها انسان در طول سال های متمادی، این روش درمانی را تجربه کرده اند و از آن بهره گرفته اند، بنابراین ما حق نداریم تجربیاتی را که به قیمت جان انسان ها تمام شده است، به راحتی زیر پا یا کنار بگذاریم.

این که برخی می گویند روش درمانی قدیمی به جرم قدیمی بودن منسوخ است، از نظر علمی استدلال غیرعقلایی و غیرعلمی است، زیرا اگر بخواهیم هر روشی را جایگزین کنیم، باید دوباره جان انسان ها را ملاک تجربه قرار دهیم تا بعد از سال ها بفهمیم این روش درمانی مفید هست یا خیر؟

۹- در بین روش های طب سنتی، چه روشی می تواند برای درمان همواره مورد استفاده قرار گیرد؟

در بین مجموعه ی روش های طبی که شامل استفاده از گیاهان دارویی، داروهای معدنی و حیوانی و رفتارهای درمانی است، تنها رفتار استراتژیک، فراگیر و عمیق مورد استفاده در تمامی طول عمر از طفولیت تا کهنسالی، “حجامت” است که به منظور درمان یا پیشگیری انجام می شود.

انسان برای پیشگیری از ابتلا به بیماری ها می تواند با سالی حداقل یک یا دو مرتبه حجامت کردن، بسیار کمتر در معرض بیماری قرار گیرد و برای درمان به تناسب نوع بیماری، مزاج و طبع خود می تواند از یک نوع حجامت خاص به صورت حجامت گرم و خشک (بادکش) یا حجامت تر(خون گیری) استفاده کند.

در موسسه ی تحقیقات حجامت ایران بیش از۴۰ طرح برای حجامت گرم و خشک و حدود ۷۰ طرح برای حجامت تر طراحی شده و هم اکنون توسط پزشکان اجرا می شود.

بنابراین اولاً همه ی حجامت ها خون گیری نیست. ثانیاً میزان دفع خون نقش اساسی در درمان ندارد، به طوری که حتی با گرفتن تنها ۳ سی سی خون می توانیم به درمان برسیم و بالاترین حجم خون در حجامت ۳۰ تا ۵۰ سی سی است و جریان خون بعد از آن قطع می شود.

پس نگرانی در مورد کاهش حجم خون بی مورد است. ضمن این که درمان به وسیله ی حجامت برای بیماری های مختلف فرق دارد. مثلاً حجامت بیمار مبتلا به سردرد میگرنی با بیمار دیابتی یا بیمار دارای دیسکوپاتی (بیماری های مربوط به دیسک) با بیمار سیاتالژی(مربوط به عصب سیاتیک) متفاوت است.

۱۰- با اهدای خون، گردش خون بهتر انجام می شود و خون اهدا شده هم مورد استفاده قرار می گیرد، در حالی که خون حجامت دور ریخته می شود؟ آیا خون ورید(اهدا شده) با خون حجامت تفاوتی دارد؟

در طرحی پژوهشی که در بیمارستان لقمان حکیم تهران انجام شد، فاکتورهای بیوشیمی موجود در خون وریدی(خون اهدا شده) را با خون حجامت، هم زمان مقایسه کردیم که تفاوت های فاحشی مشاهده گردید. طوری که فقط میزان کلسترول خون حجامت، ۵/۲ برابر بیشتر از خون ورید بود، بنابراین برای کاهش میزان کلسترول خون، انجام حجامت بسیار مفید است.

هم زمان سم موجود در خون حجامت را با سم خون وریدی مقایسه کردیم که دریافتیم سم موجود در خون حجامت ۲۳ برابر سم خون وریدی بود که با توجه به فراوانی مسمومیت های غذایی، شیمیایی، آلرژیک و تنفسی که بر اثر پراکندگی سرب و آلاینده های دیگر در محیط های صنعتی و عمومی و شهرهای بزرگ وجود دارد، حجامت برای مقابله با این تهدیدات جانی کافی است.

جالب است بدانید که پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، حضرت علی(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) این موضوع را متذکر شده اند که “سم از هر کجا وارد بدن شود، از محل حجامت خارج می شود” یا “از موضع حجامت، چیزی جز سم دفع نمی شود”.

۱۱- آیا حجامت می تواند برای مجروحان و مصدومان شیمیایی، مفید باشد؟

ما کشوری هستیم که به اشکال مختلف در معرض تهاجم دشمن قرار داریم و جنگ های قرن بیستم به بعد جنگ های میکروبی و شیمیایی است که روش جدید پزشکی در مقابله با این جنگ ها هیچ راه جلوگیری ندارد.

در زمان جنگ تحمیلی، بسیاری از جانبازان شیمیایی که حتی به آلمان اعزام شدند در همان جا شهید شدند و الآن هم هر روز شاهد شهادت جانبازان شیمیایی هستیم.در حالی که ما تجربه کردیم کسانی که موقع شیمیایی شدن حجامت کردند به طور کلی ریه آنها پاک شد و متخصصان ریه ی ُبُرنش مشاور موسسه ی تحقیقات حجامت ایران می گویند: تنها کسانی از مرحله ی درمان ما خارج می شوند که حجامت کرده باشند.

بنابراین اگر خدای نکرده بمبی شیمیایی و میکروبی در شهری یک میلیونی منفجر کنند چه کاری می توانیم کنیم؟ ما می گوییم در این لحظه هر کسی می تواند دیگری را بلافاصله حجامت کند که به گفته رسول خدا(ص) “سم از محل حجامت خارج می شود” و ما این را در تحقیقات و پژوهش های خود ثابت کرده ایم.

نمونه های دیگری از بیماری ها وجود دارد که با حجامت درمان شده اند؛ مثلاً برای درمان یک کودک ۲ ساله که دارای بیماری هیدروسفالیک (سر بچه بزرگ می شود و در طب کلاسیک با گذاشتن “شنت” آب مغز را به طور مستمر دفع می کنند) بود، سه مرحله حجامت در طول سه ماه، با حجم خون گیری ۳ سی سی در هر مرحله انجام شد و کودک درمان گردید.

در مورد دیگری حجامت باعث تقویت هورمون رشد برای افزایش قد در ۵۰ نفر شد.

بسیاری از پزشکان تعجب می کنند و می گویند: ” مگر می شود چنین بیمارانی را درمان کرد؟” جواب این است که بله، این کار شدنی است.

بنابراین حجامت روشی به ظاهر ساده و در واقع فوق العاده پیچیده است که مزاج فرد، موضع حجامت، تعداد خراش، میزان خراش، میزان بادکش، زمان حجامت و تمهیدات آن نقش مهمی در درمان و پیشگیری از بیماری دارند.

بر اساس طب سنتی انسان های دارای مزاج دموی، صفراوی و معتدل بیشتر به حجامت تر (خون گیری)، انسان های بلغمی به حجامت گرم و خشک (بادکش) و انسان های سوداوی مزاج با تمهیدات دارویی به حجامت تر نیاز دارند.

منبع:

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=32822

و

http://www.tebyan.net/Nutrition_Health/Islam_health/Islamic_medicine/2007/2/4/32367.html( به نقل از روزنامه ی قدس)

کل مطلب به نقل از وبلاگ طبّ شیعه

همه چیز درباره خواص و ساخت ماء الشعیر

پرخوران گمنام, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

تولید و ساخت ماء الشعیر

چند هزار سال پیش در مصر باستان از نوعی نوشیدنی تحت عنوان آب جو استفاده می شد و هم زمان با آن , مصرف یک نوشیدنی با همان خصوصیات که البته از ارزن تهیه می شد , درمیان قبایل آفریقائی رواج پیدا کرد. به تدریج این نوشیدنی الکلی در تمان نقاط دنیا رایج و در همه کشور ها تولید شد. پیش از انقلاب نوع الکی ماء الشعیردر ایران تولید میشد که طبیعتا مضرات الکل را هم در خود داشت اما خوشبختانه پس از انقلاب که تولید نوشیدنی های الکلی در کشور متوقف شد, با تغییر سیستم تولید , ماء الشعیر کنونی به بازار آمد .

خواص درمانی ماء الشعیر
سموم بدن را که بر اثر خوردن زیاد دارو های شیمیایی بوجود می آورد دفع می کند.
مسکن فشار خون است.
حرارت باطنی را تسکین می دهد.
حرارت کبد و عطش مفرط را رفع می کند.
مفید برای درمان سل.
زخم روده را درمان می کند.
سرفه های خشک را درمان می کند.
این خواص به شرط آن است که به روش غیر کارخانه ای درست شود.

روش غیر کارخانه ای ساخت ماء الشعیر

جوی پوست کنده و آب را در ظرفی ریخته و بگذارید با شعله ملایم بجوشد تا دو لیوان آب باقی بماند. سپس آنر ا از روی حرارت برداشته و بگذارید مواد آن ته نشین شود. آب سرخ رقیق بالای آن ماء الشعیر رقیق نامیده می شود که غذائیت آن کمتر بوده و در پاک سازی و خارج کردن مواد زاید از بدن قوی تر است. اگر چیزی از جرم و آرد جو همراه آن باشد، غذائیت آن بیشتر و خاصیت دارویی آن کمتر می شود و احتمال ترش شدن آن در معده های سرد بیشتر است.

تذکر :
در تهیه ماء الشعیرهای موجود در بازار، برخی از تولیدکنندگان صنعت نوشیدنی، پودر یا عصاره مالت را با آب ترکیب کرده و با افزودن گاز دی اکسید کربن، محصول خود را به نام ماالشعیر به بازار عرضه می‌کنند.
این محصولات به‌ دلیل نوع مواد اولیه ‌شان خواص ماء الشعیر طبیعی را نداشته و در واقع همان نوشابه های مضر، با طعم ماء الشعیر هستند که اسانس طعم ‌های مختلفی هم به آن اضافه می‌کنند.

منبع: هفته نامه سلامت و سایت سینای سلامت

نمک از نظر طب سنتی و اسلامی

پرخوران گمنام, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

نمک مانند آب یک رکن از ۳ رکن اصلی تشیکل دهندة کرة زمین، جسم انسان و شیر مادر است. امروزه دو نوع نمک در دسترس مردم است:

۱٫ نمک موجود در بازار (کلرور سدیم)،

۲٫ نمکی که از گذشتة دور «نمک طعام» خوانده شده و در فرهنگ ایرانی و اسلامی ما جایگاه ویژه‌ای داشته است.

از نمک در طول تاریخ همواره به نیکی یاد شده است و اگر امروزه بحث‌های ضدّ و نقیضی که در مورد نمک گفته می‌شود مرتبط به نوع اوّل، نمک موجود در بازار است.

براساس یک پروژة تحقیقاتی که بر روی برخی نمک‌ها در «دانشگاه تهران» انجام گرفته است، چنین نتیجه‌گیری می‌شود که براساس انجام یک سری تغییرات در ماهیّت نمک، تأثیرات مثبت نمک به علّت دستکاری کاملاً منفی گشته و زیان‌آور می‌شود. برای مثال همان‌گونه که می‌دانیم نمک در طول تاریخ، عامل اُفت فشار بوده است، امّا امروزه بعد از اینکه نمک به نام تصفیه، داخل کارخانه نمک می‌شود، فشار خون را بالا می‌برد که علّت اصلی آن، خارج کردن برخی عناصر بسیار مهم و کلیدی در نمک است. برخی موارد این تحقیق در کتاب همکاران محترم فوق تخصص قلب به نام «بِران والد» ویرایش هشتم، صفحة ۱۱۱۴ چنین آمده است: وجود منیزیم (mg)، کلسیم (Ca) و پتاسیم (k) به اندازة کافی در غذای مصرفی، عامل کاهش خون به مقدار ۶/۴ میلی‌متر جیوه در افراد فشار خونی و مقدار ۵/۲ میلی‌متر جیوه در انسان‌های عادّی است و مهم‌تـرین این عناصر منیزیم (mg) است که مقدار آن در غذای مصرفی روزانه به حدّی کم است که قابل ذکر نیست، امّا در نمک طعام به وفور یافت می‌شود.

رسول خدا(ص) فرمودند: «مَثَل من به اصحابم مانند مَثَل نمک به غذاست. همان طوری که امّت من» جز به واسطة من اصلاح نمی‌شوند غذا نیز بدون نمک اصلاح نمی‌پذیرد. از دیدگاه رسول خدا(ص) نمک، اصلاح کنندة غذاست و اگر در غذا ریخته نشود، آن غذا صالح نشده و فاسد است. حضرت در حدیث دیگری می‌فرمایند: «هرکس قبل و بعد از هرچیز نمک بخورد خداوند سیصد و سی نوع بلا را که کمترینش جذام است از او برمی‌دارد.»۱

طبیعت نمک گرم و خشک است (به درجة سوم اوّل و سوم اوّل یا ۷+ ، ۷-) و عدم مصرف آن سردی و تری را به بدن و خصوصاً مغز حاکم می‌کند و به دنبال آن علاوه بر بسیاری از بیماری‌های جسمی که به دلیل سردی و تری به بدن غلبه می‌کند بیماری‌های روانی مثل افسردگی و بی‌انگیزگی را بر فرد مسلّط می‌کند. طبق آمار در جوامعی که مصرف نمک در آنها خیلی کم است مثل «ژاپن»، به رغم برخورداری از سطح رفاهی مناسب آمار خودکشی بالاست.

نمک از نظر منابع طبّ سنتی، برطرف کنندة بلغم، سودا و صفراست. خشک کننده و دفع کنندة رطوبت و بازکنندة انسداد است. اصلاح کنندة غذای سرد و نیکو کنندة طعم غذا، سبزی‌ و گوشت است و باعث شفافّیت پوست صورت شده، اشتها‌ آور می‌باشد.

در تحقیقی که در دانشگاه تهران انجام شد نمک تصفیه نشده و دستکاری نشده یعنی «نمک دریا» (مانند نمک دریاچة ارومیه) حاوی اکثر ریز مغذّی‌های لازم بدن از جمله روی، ید، کلسیم، منیزیم و پتاسیم است. (در آخرین ویرایش‌های کتاب‌های مرجع بیماری‌های قلب و عروق جهت کنترل بهتر فشار خون به بیمار توصیه می‌شود رژیم حاوی کلسیم، منیزیم، پتاسیم فراوان مصرف نمایند و این در حالی است که نمک طعام علاوه بر «Na» و «Cl» این عناصر را داراست. مصرف کافی کلسیم، منیزیم و پتاسیم در افرادی که فشار خون ندارند ۱ تا ۵/۲ میلی‌متر جیوه و در افراد با فشار خون بالا ۵/۲ تا ۴/۴ میلی‌متر جیوه فشار خون را کاهش می‌دهد.۲

متأسفانه امروزه نمک موجود در طبیعت را به اسم تصفیه به ترکیب کلر و سدیم تبدیل کرده و به آن ید اضافه می‌کنند و در واقع عناصر ارزشمند کلسیم، منیزیم و پتاسیم و روی را از آن جدا می‌کنند که قطعاً چنین ترکیبی جای نمک طعام را نمی‌گیرد، بلکه مصرف آن آسیب‌رسان نیز خواهد بود. خصوصاً اینکه منیزیم آن را به صفر تقلیل می‌دهند. جالب است بدانید که دو عنصر پتاسیم و منیزیم از عناصر اصلی‌ای هستند که بدن به آنها احتیاج بسیار دارد. در مورد اثرات پتاسیم در بدن می‌توان موارد زیر را بیان کرد:

۱٫ پتاسیم کمک می‌کند تا غذای جذب شده به داخل سلول‌های بدن برود و مواد زائد از سلول‌ها خارج شود؛ ۲٫ پتاسیم به انتقال پیام عصبی از سلولی به سلول دیگر کمک می‌کند؛ ۳٫ پتاسیم با کمک سدیم، تعادل اسیدی و بازی را برقرار می‌کند؛ ۴٫ پتاسیم با همکاری فسفر، اکسیژن را به مغز می‌رساند؛ ۵٫ پتاسیم با همکاری کلسیم رابطة عصب و ماهیچه را تنظیم می‌کند.

کمبود پتاسیم نیز عامل بروز مشکلات زیر در بدن است: سکتة مغزی، مشکلات کلّیه، ناباروری، ضعف عمومی، بالا رفتن فشار خون و بالا رفتن میزان سدیم بدن. کمبود منیزیم نیز مشکلات بسیاری در بدن ایجاد می‌کند از جمله: آسم، بی‌اشتهایی، برخی سردردهای میگرنی، کندی رشد، تغییرات در نوار قلب، مشکلات نوروموسکولار (ماهیچه‌ای عصبی)، تشنّج، افسردگی، ضعف عضلانی، چوب شدن ماهیچه‌ها، رعشه، سرگیجه و … .
کمبود منگنز (mg) نیز عامل بروز مشکلات زیر است: کری، آسم، نرمی غضروفی، اختلال در رشد به علّت سوء تغذیه در غضروف، دررفتگی رباط، بیماری فکّ جابه‌جا شده (tmj)، حرکات تکراری غیر ارادی، کارپال تونل سیندرم یا به اصطلاح امروزی چسبندگی در ناحیة مچ دست‌ها، تشنّج، ناباروری به علّت عدم تخمک‌گذاری در خانم‌ها و عدم ساخت اسپرم در مردها، کاهش قوة باء در هر دو جنس، کوتاه شدن استخوان‌های بلند ساق و بازو.

ید نیز که از عناصر مهم و کلیدی در کارکرد غدّة تیروئید است به صورت ترکیبات یدور یا یدید و یدات در نمک دریا وجود دارد و بدن به اندازة نیاز از ید جذب کرده و مازاد آن دفع می‌شود. نمک‌هایی که به روش صنعی یددار می‌شوند باید در ظروف دربسته نگهداری شوند تا ید آن در محیط آزاد نشود و این در حالی است که بهترین روش نگهداری نمک دریا که حاوی ید نیز هست قرار دادن آن در کیسه‌های کتانی و یا محفظة چوبی است که هوای آزاد به آن برسد تا ارزش غذایی آن به طور کامل حفظ شود. در نتیجه عدم مصرف نمک طعام به اندازة کافی می‌تواند منجر به این بیماری‌ها شود:

آسم، بی‌اشتهایی، برخی سردردهای میگرنی، کندی رشد، تغییرات در نوار قلبی، مشکلات ماهیچه‌ای عصبی، تشنّج، افسردگی، ضعف عضلانی، اسپاسم عضلانی، رعشه، سرگیجه، حرکت پرش مادرزادی، نرمی غضروفی (Chondromalasia)، اختلال در رشد به دنبال اختلالات غضروفی (Chodrodystroply)، در رفتگی رباط‌ها، بیماری‌های فک، حرکات تکراری غیر ارادی (تیک‌های عصبی)، سندروم تونل کارپال (CTS) یا چسبندگی در ناحیة مچ دست‌ها، ناباروری به علّت تخمک‌گذاری ضعیف در زنان و اسپرم‌سازی ضعیف در مردان، کاهش قوّة جنسی، کوتاه شدن استخوان‌های بلند ساق و بازو که منجر به کوتاهی قد می‌شود.

از نمک طعام می‌توان برای ضدّعفونی کردن سبزی، کاهو و میوه استفاده کرد. از دیگر موارد استفادة نمک می‌توان در موادّ غذایی مانند تخم‌مرغ، خنثی‌سازی اثرات منفی بلغم در غذا را نام برد. همچنین استنشاق روزانة محلول آب جوشیدة سرد شده و نمک طعام از بسیاری از عفونت‌های گوش، حلق، بینی و سینوزیت جلوگیری می‌کند.

در هر گرم بزاق دهان انسان حدّاقل یکصدهزار میکروب وجود دارد؛ خصوصاً میکروب‌هایی که معده را آزرده می‌کنند که مصرف نمک طعام قبل از خوردن هرچیز باعث کاهش این میکروب‌ها می‌شود. همچنین مزمزه کردن نمک قبل از غذا باعث ترشّح بزاق شده، حفرة دهان را برای جویدن و هضم بهتر غذا آماده می‌کند.
توصیه به مصرف نمک بعد از غذا نیز از معجزات کلام رسول خداست. چهار مزة اصلی غذاها، شوری، تلخی، ترشی و شیرینی است. مصرف غذاهای ترش و شیرین و تلخ به دلیل ایجاد تغییرات شیمیایی در حفرة دهان و دندان‌ها از عوامل فساد دندان‌ها هستند. نمک که از نظر شیمیایی PH خنثی (بافری) دارد، می‌تواند اثر اسیدی و قلیایی غذاهای شیرین و ترش را خنثی کرده و با غلبه بر هر نوع مزة دیگر از پوسیدگی دندان جلوگیری کند. توصیه می‌شود بعد از خوردن هرچیزی حتماً مقدار کمی نمک (همان‌قدر که بین انگشت سبابه و شصت قرار می‌گیرد) میل کنید.

از نمک طعام برای ضدّعفونی کردن سبزیجات، میوه‌ها و کاهو استفاده می‌شده است. همچنین از نمک به عنوان نرم کنندة لباس و پرز گیرنده، می‌توان به روش زیر استفاده کرد: برای از بین بردن الکتریسیته ساکن لباس‌ها، بعد از شست‌و‌شو، آنها را در آب نمک بخوابانید.

نمک مناطق اقلیم‌های جغرافیایی مختلف، خواصّ متفاوتی دارد و مخلوط کردن آنها کار مفیدی است که مردم از دیرباز این کار را انجام می‌دادند و در مسافرت‌ها، نمک شهر و دیار خودشان را به عنوان سوغات هدیه می‌کردند. آن سنگی که از دیرباز هم‌چنان در زبان عامیانه مردم به عنوان حدّاقل سوغات باقی مانده است، «سنگ نمک» است.

در ایران، نمک‌ «آران کاشان»، «دریاچة قم»، «فردوس مشهد» و چشمه‌های «طالقان» و «الموت» از بهترین انواع نمک طعام است که مخلوط آنها حاوی بسیاری از ریز مغذّی‌های ضروری بدن است.

به عنوان نکتة دل‌نشین آخر یادمان باشد که حضرت امیرالمؤمنین(ع) اکثر اوقات نان و نمک میل می‌فرمودند و نمک را در جایگاه یک خورش کامل قرار می‌دادند.
امام باقر(ع) می‌فرمایند: «اگر مردم می‌دانستند که در نمک چه خواصّی هست خود را جز با آن مداوا نمی‌کردند.»
رسول خدا(ص) فرمودند: «هرکس قبل و بعد از هر چیز نمک بخورد خداوند سیصد و سی‌ نوع بلا را که کمترینش جذام است از او بر می‌دارد.»
حضرت علی(ع) نیز می‌فرماید: «هرکس غذا را با نمک آغاز کند هفتاد درد و دردهای بسیار دیگری که کسی جز خداوند آنها را نمی‌داند از وی دور می‌نماید.» «اگر در سفره‌ای نمک طعام نباشد، ملائکه حاضر نمی‌شوند، صحّت بدن وجود ندارد و سفره برکت نخواهد داشت.»

امام صادق(ع) می‌فرماید: «هرکس بر نخستین لقمه از غذای خود، نمک بپاشد کک و مک صورت او از میان می‌رود.»
اکنون چند اصطلاح را در فرهنگ خودمان بازبینی کنیم:

نمک‌شناسی: کسی که الطاف یا لطف بندة خدا را قدرشناس نباشد؛ چنین فردی با افرادی که در مورد نمک آشنایی ندارد، مقایسه و گفته می‌شود: فلانی «نمک‌نشناس» است.

نمک‌گیر شدن: یعنی آن‌قدر هدیة نمک ارزش والایی در فرهنگ ما داشته است که هرگونه هدیه‌ای هر چه بزرگ با نمک مقایسه شده یا هر نوع خوراکی که به فردی تعارف شود با نمک‌گیر شدن مقایسه می‌شود: نمک پروردة شما هستم، نمک خوردی نمک‌دان را شکستی یا نمک او را خورده‌ام و نمی‌توانم به او خیانت کنم.
باید در جامعه کاری کنیم که مردم از همة نقاط کشور نمک داشته باشند و مخلوط کنند و بخورند. در گذشته اگر کسی از شهری به شهر دیگر برای مهمانی می‌رفته مثلاً از «چهارمحال بختیاری» به طالقان می‌رفته است، حتماً باید نمک شهر خود را برای میزبان می‌برد. چنانچه به محض ورود میزبان به دست مهمان نگاه می‌کرد که اگر نمکی به همراه نداشته به شوخی هم که شده می‌گفت: بشکند دستی که نمک ندارد.
نمک خوب چیست؟

هر نمکی که به طور سنّتی در سراسر کشور تسویّه و تهیّه می‌شود خوب است؛ یعنی همان نمکی که برای یکدیگر هدیه می‌بردند. هنوز هم هستند کسانی که این کار را می‌کنند و اگر غفلت کنیم آنها هم مثل بقیه موارد دانش، این علم را با خود می‌برند و ما باید هزینة سنگین برایش بپردازیم.
نمک سالم باید حاوی ید باشد که به دو شکل می‌تواند وجود داشته باشد:

۱٫ یُدر= یدید ۲٫ یدات
اغلب کشورها به دلایلی که از حوصلة این مقاله خارج است از یدات استفاده می‌کنند. واحد اندازه‌گیری ید (PPM) می‌باشد که بهترین دُز یا مقدار آن زمانی است که کمتر از ۲ واحد (PPM) باشد حالا شاید نظرها کمی هم متفاوت باشد. برخی می‌گویند ۵-۴ واحد. ما دو نوع نمک در بازار داریم یکی نمک‌هایی که از راه شیمیایی ید‌دار شده‌اند و دیگری نمک طعام دریاچه که به صورت طبیعی ید در ترکیب آن وجود دارد.

ید طبیعی، محیط را آلوده نمی‌کند و اگر بدن نیاز به آن نداشته باشد به راحتی از بدن دفع می‌شود و کسانی که ید زیادی دارند یا نیاز به ید ندارند می‌توانند به راحتی از آن استفاده کنند. ولی نمک‌هایی که به صورت صنعتی یددار می‌شوند به سختی در آب حل می‌شوند که این مسئله نشان دهندة ناخالصیِ شدید و یکنواخت نبودن ید درون آنهاست و این موضوع خیلی خطرناک است و دوم اینکه مقدار ید شیمیایی موجود در آن به جای حدّاکثر PPM2/4، ۳/۷۶ و ۴/۳۶ PPM است.
کلسیم (Ca) موجود در نمک‌های بازار حدود ۳۶ و ۱۴۴ PPM است و کلسیم (Ca) موجود در نمک طعام در برخی موارد به طور باور نکردنی حدود ۸۷۹ PPM و آهن (Fe) در نمک طعام ۲/۱ واحد است و در نمک‌های تصفیه شده صفر است.

منیزیم که یک عنصر اساسی در بدن است و کمبود آن موجب آسم، بی‌اشتهایی، برخی سردردهای میگرنی، کندی رشد، تغییرات در نوار قلب، مشکلات ماهیچه‌ای عصبی، تشنّج، افسردگی، ضعف عضلانی، رعشه و سرگیجه می‌شود. جالب است بدانید که در نمک دریا ۴۸۴ واحد PPM منیزیم وجود دارد.
منگنز موجود در نمک طعام ۰۲۲/۱ واحد PPM است در حالی که این مادّه در نمک‌های تصفیه شده صِفر است.
منبع :سایت موعود http://mouood.org/content/view/10624/3/

روغن منداب

اطلاعات عمومی, پرخوران گمنام, پزشکی, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

روغن منداب
این گیاه بومى ایران است که در غالب مزارع ایران مخصوصاٌ در نواحى شمالى و نواحى اطراف دریاى خزر مانند گیلان ، مازندران ، کرمانشاه، آذربایجان ، اهواز، بوشهر، تهران ، خراسان جنوبی، یزد ،جندق و بلوچستان یافت مى شود.
نیازهاى اکو لوژیکى:
این گیاه سرما دوست یا بلند روز که همانند گندم داراى انواع پاییزه وبهاره است . مقاوم به خشکى مى باشد و تولید موفق آن دیم کارى حدود ۴۰۰۰ میلیمتر آب نیاز دارد با این حال به رطوبت زیاد خاک نیز سازگارى ندارد تولید منداب در اغلب خاک ها به اسید یته ى حدود خنثى امکان پذیر است .
منداب در خاک هاى فقیر نیز بیشتر است . دردرجه حرارت پایین دوام واستقامت بالایى دارد . دلیل مقاومت به خشکى روغن هاى موجود در بذر است.
ترکیبات شیمییایى:
دانه منداب داراى ۳۰% مواد پروتیینى و معادل همین مقدار مواد چرب است از دانه آن روغنى استخراج مى شود که در حرارت ۳۱ درجه ذوب مى شود ولى در گرماى کمتر از آن بصورت توده اى سفید رنگ با ظاهر متبلور است. روغن حاوى اسید اوسیک ، مقدار نسبتاٌ زیادى ماده گواتززا بنام گلوکوز زینولیت است .
پس از استحصال روغن دانه منداب کنجاله اى باقى مى ماند که ۳۸% برتین خام دارد ودر کنجاله سیناپین وجود دارد و مهمترین منبع ترى متیل آمین است.
منداب-۳

دانه اش اثر قرمز کننده پوست بدن دارد.
خاصیت روغن منداب:
۱ – اثر ضد اسکوربوت دارد.
۲ – مدراست.
۳ – خاصیت نیرودهندگی دارد.
۴ – قدما براى آن اثر مقوى قوه باء قائل بوده اند و حتى عقیده داشتند که این اثر در آن غیر قابل تردید است.
۵ – داراى اثر مقوى معده میباشد.
۶ – رفع کننده خستگى عمومی بدن است.
۷ – برای رفع آب آوردن انساج بدن مفید است .
منداب-۷
۸ – عوارض بیماری های صداعو هیستری را برطرف میکند.
۹ – گیرهای قاعدگی را رفع میکند.
۱۰ – ضدتشنج می باشد.
۱۱ – ضدکرم وانگل های بدن است.
۱۲ – عرق آور و تسریع کننده گردش خون است.

روغن کوهان شتر

پرخوران گمنام, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

روغن کوهان شتر
روغن کوهان شتر از بهترین داروهای طبیعی است که به روش سنتی تهیه می شود. این روغن برای انواع بیماریهای پادرد ، کمردرد، رماتیسم ، سیاتیک ، ترمیم شکستگی استخوان به کار می رود .
این روغن جهت درمان قطعی درد موثر می باشد.در مناطقی که دارای آب و هوای خشک و در مجاورت کویر قرار گرفته است مصرف روغن کوهان شتر بالا است.
روغن کوهان شتر ترکیبی از کوهان شتر و روغن های گرم مثل گزنه ،سقز، دارچین زنجبیل می باشد.
درمان قطعی اگزما،پسوریازیس،ترک پاشنه و …
خواص روغن کوهان شتر:
مسکن و معالج دردهای مفصلی ، آرتروز،رماتیسم ،سیاتیک ،گرفتگی عضلات و رگ به رگ شدگی
مفید برای کاستن دردهای استخوان،مفاصل،آرتروز و روماتیسم.
۱- روغن را صبح و شب در محل درد بمالید و ۵ دقیقه ماساژ دهید تا کاملا جذب بدن شود.
۲- اگر در محل درد مو باشد آنرا بتراشید.
۳- برای بار اول محل درد را با پارچه زبر مالش دهید تا پوست قرمز شود سپس روغن را بمالید.
۴- دارو را مقداری مصرف کنید که در یک هفته تمام شود تا نتیجه مطلوب حاصل شود.
این چنانچه با مقداری پودر زنجفیل مخلوط و روزی دو بار ، هر بار پنج دقیقه ، روی مفاصل دردناک ماساژ داده شود اثر بخشی بیشتری خواهد داشت.روغن کوهان شتر

روغن کوهان شتر از بهترین داروهای طبیعی است که به روش سنتی تهیه می شود. این روغن برای انواع بیماریهای پادرد ، کمردرد، رماتیسم ، سیاتیک ، ترمیم شکستگی استخوان به کار می رود .
این روغن جهت درمان قطعی درد موثر می باشد. از آنجایی که شهرستان کاشان آب و هوای خشک داشته و در مجاورت کویر قرار گرفته است این شهربه یکی از مراکز تولید روغن کوهان شتر تبدیل شده است.
روغن کوهان شتر ترکیبی از کوهان شتر و روغن های گرم مثل گزنه ،سقز، دارچین زنجبیل می باشد.v,yk ;,ihk ajv 2

طرزتهیه روغن کوهان شتر:
مقداری کوهان شتر را قطعه قطعه نموده وآنرا تمیز شستشوداده وآب آنرا بگرید وسپس داخل شیشه ای مناسب ریخته ودرب آنرا محکم ببندیدوشیشه را داخل ظرف آبی گذاشته وروی حرارت ملایم بگذاریدوخوب حرارت بدهید تا روغن آن گرفته شود . حال قبل از آنکه روغن سفت شود آنرا داخل ظرف مناسبی ریخته ودریخچال نگهداری ودر مواقع لزوم استفاده نما یید .

خواص گوشت گنجشک( چغوک-عصفور)

پرخوران گمنام, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

گنجشک ( چغوک )
خواص گوشت گنجشک( عصفور)
گوشت گنجشک یکی از مقوی ترین غذاها بوده و از نظر خواص داروئی برای برطرف نمودن ضعف قوای جنسی بسیار قابل توجه است. پزشکان سنتی نوشته اند .ماهی سقنقور
آنچه درماهی سقنقور است نصف او در دواغ عصفور است ((سقنقورنوع ماهی شبیه سوسمار ،دارای چهار دست وپا و دم کوتاه است.این حیوان دوزیستی ودرحاشیه ی رودخانه ی نیل زندگی می کند و در میان شن وماسه ها پیدا میشود.صیادان خبره آنرادرفصل بهار قبل از جفت گیری ، می گیرند ، سر و احشاءآنرا دور می ریزند پوست ودم وکلیه و ناف ماهی را با نمک مخلوط ودر سایه آویزان وخشک می کنند وسپس نمک را خارج واستفاده می کنند. این ماهی مقوی بدن ، شهوت افزا ودرتقویت غریزه ی جنسی بی نظیر است .).
گوشت گنجشک
گوشت گنجشک برای افراد ضعیف و سرد مزاج بسیار مفید است. گوشت گنجشک برای بیماران استسقائی و یرقان ویروسی برای تقویت بیمار در دوران نقاهت نیز نافع میباشد.
گوشت گنجشک
گوشت گنجشک را بهتر است پس از کندن و بیرون ریختن احشاء با سر وکله و استخوان های بدن در هاون خوب کوبیده و یا آنرا با چرخ گوشت چرخ نمایید و سپس با مقداری آب بپزیدو آب صاف شده را مقداری نمک زده و میل نمائید ،این نوع غذا را دواغ عصفور گویند . اگر گنجشک را با زرده تخم مرغ و روغن زیتون سرخ کرده و در چند نوبت به جای غذا بخورید قوای جنسی راچنان تقویت میکند که افراد مسن چون جوانان مینمایند.بعضی از زنان به علت ناراحتی هایی که در تخمدان و یا لوله های تخم دارند و نمی توانند تخمک خود را به داخل رحم برسانند و به همین علت باردار نمی شوند آنان می توانند ضمن اجرای دستور فوق چند شب وقت خواب مغز سر گنجشک را حمول نمایند ناراحتی آنان مرتفع شده و اسباب باردار شدن آنان فراهم میگردد.
گوشت گنجشک
در هر غذا یی که مغز گنجشک، مغز کبوتر، روغن حیوانی و شیر در آن باشد برای تقویت غریزه جنسی خوب است.برای بهبود نعوظ وافزایش منی اگرگوشت گنجشک زیاد بخورید وبجای آب شیر بنوشید، بسیار نافع است است

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها