۵ کلیشه رایج در فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی

تصاویر, هنر و هنرمندان یک دیدگاه »

Untitled2

فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی علی‌رغم گستردگی موضوعات و داستان‌ها و ژانرها، اشتراکاتی با هم دارند. برخی از این اشتراکات به قدری تکرار شده که برای مخاطب کاملا آشناست و زمانی که با یک اثر جدید هم مواجه می‌شود، می‌تواند براساس همان کلیشه‌هایی که در ذهن دارد، حدس‌هایی بزند. شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که مثلا با دیدن یک قسمت از یک سریال یا ۱۰ دقیقه از یک فیلم، می‌توانید حدس بزنید که کدام شخصیت‌ها در پایان کار با هم ازدواج خواهند کرد! یا مثلا شخصیت منفی داستان کدام است یا این که نتیجه فلان کار چه خواهد شد.

این‌ها همه ناشی از کلیشه‌هایی (Stereotype) است که به قدری در فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی تکرار شده که پیش‌بینی آن‌ها را راحت می‌سازد. در ویکی پدیا درباره کلیشه می‌خوانیم: «کلیشه یا تفکر قالبی به یک نظر از پیش تشکیل‌شده در ذهن جمعی گروه‌هایی از جامعه اشاره دارد، که مانع قضاوت و شناخت منطقی افراد نسبت به دیگران شده و ویژگی‌های خاصی را به تمام اعضای یک گروه دیگر یا مجموعه‌ای متفاوت نسبت می‌دهد.» به نظر می‌رسد بسیاری از نویسندگان و سازندگان آثار ایرانی خود گرفتار این کلیشه‌ها هستند. در این مطلب نگاهی داریم به برخی از این کلیشه‌های معروف.

۱. پول و ثروت بدبختی می‌آورد

معمولا گفته می‌شود: «پول و ثروت خوشبختی نمی‌آورد»؛ اما در فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی، پول و ثروت عامل بدبختی است! پولدارها معمولا انسان‌هایی حریص و بی‌اخلاق تصویر می‌شوند که در بیشتر اوقات درگیر مشکلات اخلاقی و اجتماعی هستند. معمولا ثروتشان از راه درست و قانونی به دست نیامده و در نهایت به سزای اعمالشان نیز می‌رسند. در سریال‌های ایرانی افراد قشر پولدار با خانواده‌شان مشکل دارند، فرزندان به والدین احترام نمی‌گذارند و والدین، فرزندانشان را نمی‌فهمند و با خواسته‌هایشان مخالفت می‌کنند. عشق در خانواده‌های پولدار کم‌رنگ است؛ همه به هم پرخاش می‌کنند و هیچ‌کس، هیچ‌کس را دوست ندارد. معمولا سر میز ناهار یا شام، با هم دعوایشان می‌شود و یکی از اعضای خانواده به نشانه اعتراض از جایش بلند می‌شود و می‌رود و غذا کوفتشان می‌شود!

در سریال‌های ایرانی حتی گاهی اوقات به قدری در این موارد زیاده‌روی می‌شود که این تصور پیش می‌آید که شاید نویسنده یا کارگردان اثر، کینه یا عقده‌ای از قشر مرفه در دل دارند!

۲. نتیجه قناعت و صبوری، خوشبختی و موفقیت است

مضمون بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی، ستایش فقر است. فقر عامل پیشرفت، موفقیت و قدردانستن موهبت‌های زندگی است و فقیران انسان‌هایی صبور، معتقد، خوش‌رو و سالمند که گاهی اوقات در حقشان اجحاف می‌شود؛ اما به سبک آثار ایرانی، در همیشه روی یک پاشنه نمی‌چرخد؛ آن‌ها در نهایت به حقشان می‌رسند و پیروز می‌شوند و پولدارهایی که حق آن‌ها را خورده‌اند به اشتباهشان پی می‌برند.

قشر فقیر، افرادی باهوش، سالم و به دور از هرگونه ناهنجاری‌های اخلاقی و اجتماعی هستند که به والدین خود احترام می‌گذارند و قدرشان را می‌دانند؛ به تجملات و ظواهر توجهی ندارند، گرمای محبت آن‌ها را در سرمای زمستان گرم می‌کند و چون مخبت بین آن‌ها جاری است، با یک غذای کم و ساده نیز سیر می‌شوند و سپاسگزارند. معمولا سفره می‌اندازند و روی زمین غذا می‌خورند در حالی که پولدارها سر میز غذا می‌خورند. آن‌ها البته به خاطر مشکلات مالی به عشق یا هدفشان در ابتدای کار نمی‌رسند؛ اما در آخر این فقیرانند که موفق و پیروز می‌شوند.

۳. همیشه پای یک ازدواج در میان است

سن و سال و وضعیت مالی و اجتماعی اصلا مهم نیست. همواره در داستان افراد مجردی هستند که آماده ازدواجند. مهم نیست شخصیت داستان در چه موقعیتی قرار دارد؛ همواره امکان روبروشدن با همسر رویاها در بستر داستان‌های فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی وجود دارد؛ فرقی ندارد شخصیت داستان کجا و در چه حالی باشد، ممکن است حتی در بستر بیماری و در بیمارستان هم ناگهان با یک نگاه عاشق شود! مهم نیست که چه سن و سالی دارد، چرا که حتی ممکن است عروسی پدر و پسر یا مادر و دختر هر دو با هم برگزار شود!

البته باید به این نکته توجه داشت آن ازدواج‌هایی موفق است که از کانال خانواده‌ها و با نظارت آنان انجام می‌شود. در سریال‌های ایرانی نتیجه تمامی ازدواج‌هایی که از آشنایی خود افراد با هم شروع شده چیزی جز شکست نیست.

۵ کلیشه رایج در فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی

۴. آن‌ها که به خارج می‌روند سرشان به سنگ می‌خورد

معمولا داستان مهاجرت یا سفر به خارج از کشور، دو جور در سریال‌های ایرانی مطرح می‌شود: یا افراد از خارج می‌آیند یا می‌خواهند بروند خارج. در دسته اول، آدمی که از خارج برگشته با گنجاندن چند کلمه ساده انگلیسی یا فرانسوی در دیالوگ‌هایش، از دیگران متمایز می‌شود! به غیر از این ویژگی، به طور کلی معمولا آن‌ها که از خارج می‌آیند یا ایدز گرفته‌اند، یا فقط پولشان را آن‌جا آتش زده‌اند یا این که گرفتار هزار و یک‌جور درد و مرض و بدبختی و فلاکت دیگر شده‌اند که بنا به تخیل نویسنده می‌تواند طیف وسیعی از مشکلات مانند اعتیاد، دزدی و … را در بربگیرد!

در دسته دوم این آثار، افراد سودای رفتن به فرنگ را در سر دارند. در این‌گونه موارد هیچ‌گاه و تحت هیچ شرایطی امکان ندارد بتوان آینده مثبت و روشنی برای فردی که قصد رفتن به خارج را دارد تصور کرد! و البته معمولا این افراد از رفتن به خارج منصرف می‌شوند و می‌فهمند که چه تصمیم اشتباهی گرفته بودند؛ اما به طور کلی اصلا امکان ندارد که داستان طوری باشد که فردی برود خارج و خیلی هم موفق و خوشحال باشد! نتیجه رفتن به خارج در فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی فقط شکست است.

۵. آدم‌های خلافکار و منفی کراوات می‌زنند، قهوه می‌خورند و پیپ می‌کشند

این کلیشه آن‌قدر در فیلم‌ها و سریال‌های مختلف تکرار شده که بدون آن انگار چیزی کم است! به دلیل تکرار بسیار زیاد این کلیشه، دیگر می‌توان در ابتدای دیدن هر سریالی، با دیدن شخصیت‌هایی که کراوات زده‌اند به راحتی شخصیت‌های منفی داستان را شناسایی کرد! ویژگی ظاهری هر آدم منفی و خلافکاری این است که باید کراوات بزند، قهوه بخورد، موسیقی غیرایرانی گوش بدهد و در صورت امکان پیپ هم دم دستش داشته باشد! معلوم نیست که چرا علی‌رغم تکرار فراوان این ظواهر، همچنان باز هم فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی خلافکاران را این‌گونه به تصویر می‌کشند. آیا از نظر سازندگان این آثار، همه آن‌هایی که کراوات می‌زنند، خلافکارند؟ آیا یک آدم سالم و مثبت نمی‌تواند چنین ظاهری داشته باشد؟ یا مثلا نمی‌تواند پیپ بکشد؟

این فهرست را می‌توان ادامه داد. قطعا کلیشه‌های بیشتری نسبت به این ۵ مورد در آثار ایرانی وجود دارد که می‌توان به آن‌ها پرداخت؛ اما امیدواریم خلاقیت در طرح داستان‌های تازه و پرهیز از این کلیشه‌های رایج، باعث ساخت آثار بهتر و جذاب‌تری در سینما و تلویزیون در آینده شود

آزادی زنان

اطلاعات عمومی, تصاویر, مذهب, مسائل و اخبار روز اجتماعی یک دیدگاه »

حجابی که این روزها برای زنان سلب آزادی می کند و خاری شده در چشمان مردان متمدن امروزی و خواهان آزادی زنان…! حجابی که آن را نشان حقارت و عقب ماندگی زن مسلمان ایرانی می دانند … آیا به واقع اینگونه است؟ ایا واقعا زن مسلمان با حجاب کوچک و حقیر و با بی حجابی بزرگ و محترم شمرده می شود؟ الگو های حجاب این جامعه چه کسانی هستند؟ این کارتون این موضع را به سنجه ی طنز کشانده است

عکاسی از کودک

تصاویر هیچ دیدگاه »

خیلی‌وقت‌ها برای عکاسی از کودک با این مشکل مواجه هستیم که به دوربین نگاه نمی‌کند یا نمی‌خندد. خلاصه حواسش اینجایی که باید، نیست! یک محصول خلاقانه برای جمع کردنِ حواس کودکان هنگام عکاسی طراحی شده است. یک بازوی بسیار سبک منعطف آلمینیومی بالای دوربین شما وصل می‌شود و انواع گوشی‌های تلفن همراه و تبلت‌ها را نگه می‌دارد تا شما برای کودکتان، فیلم یا عکس‌های دلخواهش را نمایش دهید و همین که متوجه آن تصاویر شد، عکس بگیرید!

صحنه پخش نشده شهادت حضرت عباس در مختارنامه

تصاویر, مذهب هیچ دیدگاه »

کلیپ شهادت حضرت عباس  از صحنه های حذف شده سریال مختارنامه که مورد توجه بسیاری در فضای مجازی قرار گرفت و پس از آن مورد اعتراض کارگردان سریال آقای میرباقری واقع شد. صحنه هایی که در آن ابوالفضل العباس در بازگشت از چشمه و رساندن آب به تشنگان کربلا در محاصره دشمن قرار میگیرد و ناجوانمردانه به شهات میرسد.

گفته میشود در زمان پخش این مجموعه تلویزیونی، میرباقری به عنوان کارگردان اثر، ابتدا قصد داشت بازیگر نقش حضرت عباس (ع) را به وضوح نشان دهند‏ اما با پیگیری‌ها و اعتراض‌ها به این تصمیم سازندگان «مختارنامه»، روابط‌ عمومی سریال اعلام کرد چهره حضرت عباس (ع) به شکل نورانی (جلوه‌های ویژه کامپیوتری) پخش می‌شود اما در ‌‌نهایت صحنه‌های مربوط به قتال حضرت عباس (ع) از این سریال حذف شد  و تنها صحنه‌های کمی از آن حضرت آن هم با جلوه‌های ویژه در برابر مخاطبان قرار گرفت‏.

با حذف صحنه‌های حضور و نمایش چهره حضرت ابوالفضل عباس، کاوه فتوحی نابازیگری که توسط تیم سازنده مختارنامه کشف شده بود و برای تماشاگران تلویزیون چهره‌ای ناشناخته به شمار می‌رفت، نتوانست شاهد اولین حضور خود در قاب تلویزیون باشد. در صورتی که نمایش آن صحنه‌ها ممکن بود سرنوشت فتوحی را همچون مصطفی زمانی در سریال یوسف پیامبر تغییر دهد. اما اکنون صحنه شهادت حضرت عباس که از نسخه‌ای به غیر از نسخه نهایی سریال استخراج شده است، بر روی اینترنت قرار گرفته است.

طبق اخباری که در رسانه‌ها منتشر شده است، در فیلم سینمایی روز رستاخیز ساخته احمدرضا درویش که خیلی‌ها منتظر اکران آن هستند، چهره حضرت عباس، حضرت قاسم و حضرت علی اکبر‌(ع) به تصویر کشیده شده است. با آنکه عوامل سازنده روز رستاخیز سعی می‌کنند حساسیتی را در این زمینه برانگیخته نکنند تا بر اثر فشار‌های احتمالی فیلم دچار جرح و تعدیل نشود، اما اگر این صحنه‌ها بتوانند از ممیزی‌های پیش از اکران عبور کنند در نوع خود تابوشکنی بزرگی خواهد بود. نمایش صحنه‌های حذف شده مختار نامه می‌تواند پیش‌زمینه خوبی برای سنجش آمادگی و مقبولیت نمایش چهره حضرت عباس باشد

کارت ویزیت منفورترین کارمند اپل در سراسر جهان! [عکس]

اطلاعات عمومی, تصاویر هیچ دیدگاه »

۲۹ آبان ۱۳۹۱ توسط محسن صحافی در گوناگون | ۵ نظر

فارنت: خب این روزها کسی نیست که از جنگ و جدال حقوقی سامسونگ و اپل بی‌خبر باشد که گاهی پای آنها به همین کادر کوچک کامنت مطالب فارنت هم باز می‌شود. هر روز ابعاد جدیدی به دعوای حقوقی این دو شرکت اضافه می‌شود گاهی اوقات اپل برنده ماجراست و  سامسونگ مجبور به پرداخت جریمه میلیاردی می‌شود و خب گاهی اوقات هم اپل حتی مجبور به عذرخواهی رسمی و اذعان به این مساله شده که سامسونگ از روی ما کپی نکرده است!

در این میان فکر می‌کنید وقتی نام یک کارمند از یکی از دو شرکت  هم‌نام با شرکت رقیب باشد چه اتفاقی رخ خواهد داد. نه! ظاهرا هیچ اتفاقی رخ نداده و به نظر ما رخ هم نخواهد داد. تیتری که برای این مطلب انتخاب کردیم کاملا جنبه طنز داشت اما خب وقتی نام یکی از کارمندان شرکت اپل در ونکوور کانادا سامسونگ باشد چاره‌ای جز انتخاب این تیتر برای ما باقی نگذاشت!

داستان انتشار تصویر این کارت ویزیت هم این است که ظاهرا کارمند مورد نظر در انتخاب محصول مورد نظر یک خانم به او کمک کرده و همسر او برای قدردانی تصویر کارت ویزیت او را هبه عنوان آقای سام‌سونگ کارشناس فروش شرکت اپل منتشر کرده است! به هر حال تلاقی جالبیست!

Source: Gizmodo

نامه یک کودک

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده, تصاویر هیچ دیدگاه »

نامه یک پسر بچه به پدر زن ذلیلش !!!

کشتی گیر زن ژاپنی رکوردشکن همه ادوار تاریخ کشتی جهان شد

اطلاعات عمومی, تصاویر, ورزشی هیچ دیدگاه »

سائوری یوشیدا از ژاپن با غلبه بر رقیب آمریکایی‌اش موفق شد سیزدهمین مدال طلای جهانی و المپیک خود در کشتی آزاد را کسب کند و رکورد ۱۲ طلا و یک نقره الکساندر کارلین فرنگی­‌کار فوق سنگین اهل روسیه را فرو بریزد.

آقای کارلین ۹ طلای جهان با سه طلا و یک نقره المپیک را در کارنامه دارد اما خانم یوشیدا ۱۰ طلای جهان و سه طلای المپیک را به گردن آویخته است.

یوشیدا که کمتر از دو ماه قبل روی سکوی نخست المپیک لندن ایستاده بود، این بار در مسابقات جهانی کانادا و با پیروزی ضربه فنی مقابل هلن مارولیس از آمریکا حدنصاب جدید را ترقی داد.

درج این خبر در صفحه هواداران کشتی در فیسبوک، واکنش­‌های متفاوتی را در پی داشت و برخی کشتی­‌دوستان ایرانی عقیده داشتند که نباید افتخارات کشتی زنان را همسنگ کشتی مردان دانست. عده‌ای نیز با قاطعیت تاکید می­‌کردند که با کشتی زنان مخالف‌اند.

اما فدراسیون جهانی کشتی با انتشار گزارش مربوط به رکوردشکنی یوشیدا در صفحه اول خود، حدنصاب جدید او و شکسته شدن رکورد الکساندر کارلین را تایید کرد تا به عنوان مرجع قانونی ورزش کشتی در جهان به تمام ابهامات پایان دهد. این ابهامات در کشوری مانند ایران مطرح شده بود که کشتی زنان در آن غیرقانونی است.

یوشیدا چگونه افسانه‌­ساز شد؟

سائوری یوشیدا اولین طلای جهانی‌اش در رده سنی بزرگسالان را سال ۲۰۰۲ در یونان به گردن آویخت. این مدال را سال بعد در نیویورک تکرار کرد. در المپیک آتن با غلبه بر رقیب دیرینه‌اش تونیا وربک کانادایی روی سکوی نخست ایستاد. طلای چهارم را در سال ۲۰۰۵ در بوداپست صید کرد.

طلای جهانی ۲۰۰۶ گوانگ­ژو، در باکو ۲۰۰۷ نیز با غلبه بر آیدا ترز سوئدی تکرار شد. در المپیک پکن برای دومین بار طلای المپیک را نصیب خود کرد. دو ماه بعد هم در توکیو بدون از دست دادن امتیاز، روی سکوی نخست جهان ایستاد.

سائوری یوشیدا سال ۲۰۰۹ در دانمارک توانست نهمین مدال طلای جهانی و المپیک را به گردن بیاویزد و امیدها برای فروریختن رکورد کارلین کبیر را افزایش دهد. او چنان آماده بود که حتی در فینال مقابل سونا احمدلی از آذربایجان به برتری ۹ بر صفر رسید.

گویی هرچه زمان می‌گذشت یوشیدا آماده‌تر می‌شد و دست نیافتنی‌تر. سال ۲۰۱۰ در سن ۲۸ سالگی با اقتدار کامل توانست دهمین طلا را بگیرد. او در مسابقات جهانی مسکو هیچ امتیازی از دست نداد و در پنج مسابقه، ۴۵ امتیاز گرفت!

جدال همیشه زیبای یوشیدا مقابل تونیا وربک در فینال مسابقات جهانی ۲۰۱۱ استانبول هم تکرار شد و بانوی تمام نشدنی ژاپنی­‌ها برای یازدهمین بار روی سکوی شماره یک ایستاد. یوشیدا در المپیک لندن هم امتیازی از دست نداد و از قضا باز در فینال بر تونیا وربک کانادایی پیروز شد تا ضمن کسب سومین طلای المپیک، دوازدهمین طلای خود در مجموع رقابت های جهانی و المپیک را دریافت کند.

سرانجام در مسابقات جهانی ۲۰۱۲ به میزبانی کانادا، یوشیدا تاریخ را از نو نوشت و سیزدهمین طلا را هم گرفت تا رکورد ۱۲ طلا و یک نقره الکساندر کارلین را فرو بریزد. سائوری همچنین مجموعه‌ای از مدال های طلای نوجوانان و جوانان جهان، دانشجویان جهان، قهرمانی آسیا و بازی های آسیایی را به گردن آویخته و بارها فاتح جام جهانی شده است.

کارلین سرانجام زانو زد

پنج سال قبل در جریان رقابت‌های کشتی جام زسکا در مسکو، الکساندر کارلین و بووایسا سایتی­‌یف آزادکار ۷۴ کیلوگرم روسیه به عنوان بهترین‌های قرن کشتی آزاد و فرنگی انتخاب شدند. آن‌ها جایزه­‌ای که ۳۰ گرم طلای ناب نیز در آن به کار رفته بود را از رافائل مارتینتی رییس فدراسیون جهانی کشتی دریافت کردند.

کارلین طی سال‌های ۱۹۸۷ تا ۲۰۰۰ موفق به کسب سه طلا و یک نقره المپیک، نه طلای جهان و ۱۲ طلای اروپا شد. کارلین تا جمعه شب با ۱۲ طلای جهان و المپیک پرافتخارترین مرد تاریخ کشتی جهان بود. او سال ۲۰۰۰ در سیدنی و آخرین المپیک خود که برای کسب چهارمین مدال طلا در وزن ۱۳۰ کیلوگرم مبارزه می‌کرد، پس از ۱۳ سال شکست ناپذیری در جدالی نزدیک و برابر مغلوب رولان گاردنر آمریکایی شد.

پس از خداحافظی بووایسا سایتی‌یف که آخرین تهدید جدی برای رکورد کارلین بود، تصور می‌شد که رکورد کارلین به افسانه‌ها خواهد پیوست. اما بسیاری نمی‌دانستند که در کشتی زنان، یک ژاپنی آرام آرام خود را به کارلین رسانده و در عین ناباوری هواداران این رشته ورزشی، حدنصاب کارلین را پاک خواهد کرد.

پر افتخارترین کشتی گیران ایرانی در جدول مفاخر فیلا، عبدالله موحد و حمید سوریان هستند که هر کدام پنج طلای جهانی و یک طلای المپیک را به گردن آویخته‌اند.

گلشیفته، مرد عرب و فضای مجازی ایرانی

اطلاعات عمومی, تصاویر هیچ دیدگاه »

سیزدهم اکتبر سال جاری، کمپانی «Jaeger-LeCoultre» در حاشیه فستیوال ابوظبی ضیافتی برگزار کرد که بسیاری از هنرمندان در آن حضور داشتند بلافاصله پس از این مراسم و در پی انتشار عکسی از گلشیفته فراهانی در کنار یک مرد عرب وب سایت های مختلف در فضای مجازی با تیتر هایی چون ” گلشیفته فراهانی در آغوش امیر عرب” ، “گلشیفته اینبار در آغوش یک عرب” ، ” جشنواره فیلم ضد ایرانی و گلشیفته فراهانی در بغل امیر عرب” جنجال آفریدند و واکنش تند عده ایی از مخاطبان جامعه مجازی را نیز به همراه داشت. واکنشی تند و توهین امیز بدون هیچ منطقی! و بدون لحظه ای درنگ. عبارات زیر تنها گوشه ای از نظرات بیشماری است که در زیر عکس اخیر گلشیفته فراهانی در فیسبوک گذاشته شده است «خاک تو سرش، لیاقتش هم بیشتر از یه عرب نیست! حالم بهم خورد کثافت! تو اسطوره بودی…! تف تو روش! آخه چرا؟!برا پول در آوردن تویی که لخت شدی و پا روی هر چی اخلاقیات گذاشتی! هم خوابه شدن با یه عرب؟! هر کاری کردی و میشه یه جورایی نادیده گرفت ولی؟! رفته بغل عرب؟! تن ایرانی شریف است… نباید بره تو بغل این! وای برما، واقعا متاسفم» و انبوهی نظرات دیگربا همین خط و ربط.. این نظرات آنقدر شگفت انگیز هستند که ارزش یک کار آکادمیک جامعه شناختی را دارد. بیشتر این افراد، عکس گرفتن گلشیفته با این عرب را به منزله هم خوابگی با او تعبیر کره اند!! مشخص نیست چگونه این افراد با دیدن این عکس به چنین نتیجه ای رسیده اند؟! باید از مخاطب پرسید چرا به خود اجازه می دهد در یک فریم قضاوت کند. چرا که اگر مخاطب سینما بودند خوب می دانستند باید همه ی فریم ها را دید تا شاید بتوان قضاوت کرد. البته تولید کنندگان این خبر نیز با تیتری که انتخاب کرده اند در این موج نژاد پرستی شریک اند.

مرد عرب کیست؟

اگر کمی با فضای فستیوال های سینمایی آشنا باشیم این نکته را به خوبی در می یابیم که جز هنرمندان کسی در فضای مربوط به عکس نمی تواند حضور داشته باشد. با یک نگاه کلی به عکس هم میتوان دریافت که عکس، یک عکس یادگاری با یکی از علاقه مندان به سینما هم نیست. اما جستجویی کوتاه در وب سایت فستیوال ابوظبی مشخص می کند که مردِ عربی که در کنار گلشیفته در عکس حضور دارد«محمد سلطان الحبتور» است. فرزند ارشد خانواده ی برجسته ی اماراتی که نقش مهمی در دنیای مد ایفا می کند. او موسس “هاوس آف گلامو” است. هاوس آف گلامو یک نام تجاری مد است که در امارات مستقر است. این برند را محمد سلطان الحبتور و تامارا القبانی دو طراح مد در سال ۲۰۰۹ افتتاح کردند. و در کوتاه زمانی به شهرت رسیدند.

مرد سالاری و فرهنگ مالکیت زنان

یکی از نگاه های رایج به زنان، نگاه مالکیت مدارانه است. در این نوع نگاه افراد جامعه بدون اینکه متوجه باشند در مواجهه بازنان رفتاری بروز می دهند که نشان می دهد خود را مالک احساس می کنند در جامعه امروز ایران علی رقم تلاش یکصد ساله فعالان حقوق زن همچنان افرادی هستند که زن را مایملک خود می دانند. این روند، از مالکیت زنان در خانه تا محله و شهر و کشور ادامه دارد. رفتاری که با غیرت پوشانده می شود و در ذیل آن هیچ ارزشی برای زن به عنوان انسانی مستقل و واقف به امور قائل نیست و در واقع زنان را موجوداتی کم خرد و نزدیکتر به خطا می داند که پیوسته باید مردان جامعه از آن مراقبت کنند. تفکری که نه تنها برای زن شعور قایل نیست که او را تنها وسیله ارضای نیاز شهوانی می داند. در واقع ریشه این نگاه و کنش روانی، خاص جوامع سنتی و مرد سالار است نگاهی مالکیت مدارانه که به دنبال خود برخوردی واکنشی، مبتنی بر احساسات ناشی از حس برتری مردانه به وجود می آورد. در این گونه جوامع هرگونه تهدید که متوجه خدشه وارد کردن به حق مالکیت مرد نسبت به زنان باشد، با واکنشی تند پاسخ داده می شود. این نوع نگاه زن را در واقع مایملک مرد می داند و در بسیاری از موارد از حقوق انسانی اش محروم می کند. حق انسانی زن را مردان تعیین می کنند؛ چه بپوشند، چه کارهای بکند و یا چه کار های نکند، حتی چگونه راه برود و با چه لحن و تن صدایی صحبت کند، با چه کسانی رابطه داشته باشند و… به همین دلیل هم هست که پس از انتشار عکس فرهادی و معادی و قبادی و دیگر سینماگران مرد در فستیوال های مختلف در کنار بازیگرانی چون آنجلیا جولی و مونیکا بلوچی نه تنها واکنش منفی نشان نمیدهد که اسباب سربلندی خود را فراهم می بیند. همین نگاه باعث می شود که موفقیت های یک بازیگر زن ایرانی به چشممان نمی آید و حضور پی در پی او در سینمای بین المللی را نمی بینیم

نژاد پرستی

«نژاد پرستی نوع خاصی از تعصب است که بر مبنای استدلالات نادرست و عمومیت دادن برخی خصوصیات به گروهی از انسانها، به گونه‌ای غیر قابل انعطاف، شکل می‌گیرد. تعصب از کلمه ی لاتین «پرجودیسم» که به معنای پیش داوری کردن پیش از روشن شدن حقایق است، ریشه می‌گیرد. هرگاه فردی اجازه دهد عقاید متعصبانه اش مانع از رشد و حرکت دیگری شود تبعیض نژادی رخ داده‌است. و آنان که همه ی افراد یک نژاد را از برخی مشاغل خاص، مسکن، حقوق سیاسی، فرصتهای تحصیلی یا تعاملات اجتماعی محروم می‌کنند عاملان تبعیض نژادی هستند.» با توجه به تعریف متداول باید گفت نژادپرستی در جامعه ایرانی موج می زند و قابل انکار نیست و باید فکری به حال این غده متورم که جلوی دید را گرفته کرد. باید باور کنیم که ما ایرانی ها در مجموع هیچ تفاوتی با افغانی ها،عرب ها، پاکستانی ها، قفقازها، هندی ها، افریقایی ها، اروپایی ها و آمریکایی ها و کلا هیچ انسانی در زمین نداریم. هیچ تفاوتی. در جوامع دیگر نژاد پرستی رابطه مستقیم به سطح فرهنگ دارد اما در ایران متفاوت است در جامعه ایرانی خیلی از افراد تحصیل کرده را می بینید که از اعراب متنفر هستند حتی ایرانیان مذهبی که تنفرشان به اعراب را در قالب بغض و کینه از اهل سنت و بزرگان اهل سنت نشان می دهند. در جریان موضع امارات در مورد جزایر سه گانه معترضان ایرانی در مقابل سفارت امارات کیک تولدی با ۳۵ شمع درست کرده بودند و شعار می دادند “امارات، کشورک، ۳۵ سالگی ات مبارک” از طرف ایران ۲۵۰۰ ساله. یا بسیار دیده ایم بعضی از ایرانیان با نفرت نسبت به اعراب به ایرانی های دیگر می گویند که چرا به این کشورهای عربی مسافرت می کنید و پولتان را می برید آنجا خرج میکنید. ولی هیچ وقت کسی نمیگوید که چرا این همه ایرانی هر سال به مالزی، تایلند و ترکیه می روند و انجا پول خرج میکنند. همه این ها نشان دهنده نگاه حقیرانه نسبت به اعراب است. اما وقتی این نوع واکنش در مورد اعراب در حکومت و مدل برخورد آن در روابط بین الملل دیده می شود خبر از ریشه دواندن نژاد پرستی در ارکان قدرت می دهد وقتی در تعارضات منطقه ایی با کشور های عرب همسایه با مسئولان کشوری با چنین عباراتی اعلام موضع می کنند؛ “اصلا شما هم آدمید؟” ، “توی امارات اصلا عددی هستی؟” ، “اگر ایرانی ها کنار خلیج فارس فوت بکنند شما را باد می برد.” ، “بحرین خاک ایران است” ، “اربابانشان انگلیس، آمریکا و فرانسه به این ها خط می دهند” ، “این ها که از خودشان اراده ای ندارند.” “این ها اصلا کاره ای نیستند.”نشان از نوع نگاه حقیرانه به اعراب و نگاهی از بالا به پایین می دهد که همان معنای نژادپرستی را دارد. این نوع نگاه به عرب ها ختم نمی شود و در مورد لرها، ترک ها، کردها، گیلانی ها هم صدق می کند حتی می توان پا را از این هم جلوتر گذاشت همین که در نگاه جامعه، ایران به دو بخش تهران و شهرستان تقسیم می شود نشان از ریشه دواندن این نگاه دارد و به همین علت است که تیم های فوتبال خارج از تهران تبدیل به ارتش منطقه شان شده اند و قرار است تراکتورسازی از حیثیت ترک ها دفاع کند و ملوان از گیلانی ها و سپاهان از اصفهانی ها و بقیه تیم ها هم به همین منوال و از آنسو با همه موفقیت هایی که به دست می آورند با دهن کجی رسانه مرکزی مواجه می شوند. اما در این جامعه کسی قربانی صرف نیست در واقع خود قربانی هم عامل تبعیض نژادی است. کما اینکه عید سال گذشته یکی از مسئولان اصفهانی دستور جلوگیری از حضور افغان ها در یک پارک را صادر کرد و بسیاری نمونه های دیگر.وقتی با یک معضل اجتماعی روبه‌رو می‌شویم، راهکارهای بسیاریی به ذهنمان می‌رسد، ولی شاید راه ساده‌تر فرافکنی باشد.در نهایت با همه شواهد،با پاک کردن صورت مسأله، به دنبال رفع مسئولیت هستیم که انگار خوبی‌ها از صدقه سر دولتی وجود ماست و بدی‌ها از دیگران. متناقض تر اینکه ما خود را مبدع منشور حقوق بشر میدانیم و بوسیله همان اقوام و ملیت های دیگر را تحقیر می کنیم.

ماده ی دو اعلامیه جهانی حقوق بشر

«همه انسانها بی هیچ تمایزی از هر سان که باشند، اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا هر عقیده ی دیگری، خاستگاه اجتماعی و ملی، [وضعیت] دارایی، [محل] تولد یا در هر جایگاهی که باشند، سزاوار تمامی حقوق و آزادیهای مصرح در این «اعلامیه»اند. به علاوه، میان انسانها بر اساس جایگاه سیاسی، قلمروقضایی و وضعیت بین المللی مملکت یا سرزمینی که فرد به آن متعلق است، فارغ از اینکه سرزمین وی مستقل، تحت قیمومت، غیرخودمختار یا تحت هرگونه محدودیت در حق حاکمیت خود باشد، هیچ تمایزی وجود ندارد.»

نویسنده:على فاتحى

شاخـص اقتصـادی از دیدگـاه شـاه عبـاس

اطلاعات عمومی, تصاویر هیچ دیدگاه »

می گوینـد:

شـاه عبـاس از وزیـر خـود پرسیـد:

” امسال اوضـاع اقتصـادی کشـور چگونـه است؟”

وزیـر گفت:

” الحمداللـه به گونـه ای است که تمـام پینه دوزان توانستنـد به زیـارت کعبـه رونـد!”

شـاه عبـاس گفت:

” نـادان! اگـر اوضـاع مالـی مـردم خـوب بود می بایست کفاشـان به مکــه می رفتند نه پینه‌دوزان… ، چون مردم نمی توانند کفش بخرند ناچار به تعمیرش می پردازند ، بررسی کن و علت آن را پیدا نما تا کار را اصلاح کنیم.

مسن‌ترین کوتوله

اطلاعات عمومی, تصاویر هیچ دیدگاه »
حادثه > خارجی- بمبئی:‌ یک زن هندی ادعا کرد که با ۱۱۳‌سال سن مسن‌ترین کوتوله جهان است.

چنانچه ادعای وی درست باشد او که زینات نام دارد از دارنده رکورد جهانی این عنوان ۱۲سال پیرتر است.

زینات در این‌باره می‌گوید: در اینکه مسن‌ترین کوتوله جهان هستم شکی ندارم و تنها آرزوی من این است که با بازیگر‌های بالیوود ملاقات کنم.

گفتنی است زینات که فقط ۹۱ سانتی‌متر قد دارد هیچ‌گاه ازدواج نکرده و حدود ۵۰سال است که اعضای خانواده‌اش را از دست داده و تنها زندگی می‌کند.

با وجود این به گفته همسایه‌ها همچنان به تنهایی از پس کارهای روزانه‌اش بر می‌آید.

عکس/ تعویض پرده کعبه

تصاویر, مذهب هیچ دیدگاه »

این خواننده زن با یک «روح» رابطه‌ی جنسی داشته است!!+عکس

تصاویر, ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A یک دیدگاه »

کِشا (Ke$ha)، خواننده‌ی ۲۵ ساله‌ی آمریکایی که به انجام رفتارهای عجیب مانند مسواک زدن با ویسکی مارک «جَک دنیلز» شهرت دارد، در یک گفتگوی رادیویی مدعی شد که با یک «روح» رابطه‌ی جنسی داشته است.به گزارش تهران۹۸ و به نقل از شبکه‌ی خبری فاکس‌نیوز، کشا، در مصاحبه با راین سیکرست (Ryan Seacrest)، مجری مشهور کانال رادیویی کیس اف.ام (KIIS FM)، گفت که آهنگ تازه‌اش با نام فوق طبیعی (Supernatural)، درباره‌ی تجربیاتس با یک «روح» است.

او با بیان اینکه «دست‌کم دو بار با این روح رابطه جنسی داشته است» به راین سیکرست گفت: «اسمش را نمی‌دانم. او یک روح بود. من با کمال میل منتظرش هستم.» کشا در این مصاحبه گفته که به تازگی از آفریقا برگشته، جایی که با بچه‌شیرها و کوسه‌ها وقتش را می‌گذرانده و تجربه‌های جدیدی مثل هیپنوتیزم شدن را پشت سر گذاشته است.آلبوم تازه‌ی این خواننده با نام جنگجو (Warrior) قرار است روز ۱۴ دسامبر به بازار بیاید.

این دختر جوان که دوشیزگی خود را برای فقرا به حراج گذاشت!+عکس

اطلاعات عمومی, تصاویر, ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »

ین دختر برزیلی قصد دارد دوشیزگی خود را به قیمت ساختن یک خانه بزرگ برای فقرا بفروشد او که یک دانش آموز است حاضر شده است در قبال دریافت پولی که قرار است برای ساختن یک خانه بزرگ برای فقرای شهرش خرج کند دوشیزگی اش را به بالاترین پیشنهاد بفروشد.کاتارینا ۲۰ ساله قیمت پایه برای این حراجی را ۱۵۵ هزار دلار مشخص کرده است . او توسط یک گروه فیلمساز استرالیایی برای تهیه مستندی به نام “دوشیزگی” انتخاب شده است.

او انتقاداتی که مبنی بر تن فروشی به او وارد کرده اند را رد کرده و میگوید به عشق اعتقاد دارد اما او کاری را انجام میدهد که دنیای او را تغییر خواهد داد . او دانشجوی رشته تربیت بدنی است و میگوید : درحال حاضر به این جریان مثل یک معامله نگاه میکنم که با پول حاصل از آن یک کار مفید انجام خواهد شد . من معتقدم با یک بار انجام این کار تبدیل به یک خود فروش نخواهم شد درست مثل اینکه کسی که یک بار یک عکس فوق العاده میگیرد لزوما عکاس حرفه ای نخواهد شد . او در مصاحبه اش گفته است : این حراجی تنها یک معامله است وگرنه من دختری کاملا احساساتی هستم و به عشق خیلی اعتقاد دارم.این دختر که ریشه ای ایتالیایی دارد دو سال پیش در یک آگهی با این گروه آشنا شد که به دنبال دختر دوشیزه ای بودند که در مستند آنها دوشیزگی اش را به حراج بگذارد و او هم ثبت نام کرد و پذیرفته شد.کاتارینا برای این فیلم مبلغ ۲۰ هزار دلار به عنوان دستمزد خواهد گرفت و ۹۰ درصد مبلغ کل حراجی به او تعلق خواهد گرفت.

دختر ۱۴ ساله ای که پیشنهاد”مسی”را رد کرد و جایزه گرفت !

اطلاعات عمومی, تصاویر, موفقیت, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

دختر فلسطینی هیچگاه فکر نمی کرد که داستانش درباره سفر به اسپانیا و کمک گرفتن از بازیکن باشگاه اسپانیایی بارسلونا برنده یک جایزه بین المللی شود.”صالحه حمدین” از ساکنان یکی از مناطق بادیه نشین شهر “ابودیس” در حاشیه شهر “قدس” توانست در مسابقه داستانهای خیالی “هانس کریستین اندرسن” از بین ۱۲۰۰ شرکت کننده از نقاط مختلف جهان، برنده شود.

صالحه (۱۴ ساله) حدود یک ماه قبل از موفقیتش در این مسابقه مطلع شد، و پس از مدتی جایزه خود را در مدرسه اش تحویل گرفت.
این دختر فلسطینی در داستان خیالی خود، سوار بر گوسفندش به اسپانیا می رود .. وی در اسپانیا با “لیونل مسی” آشنا می شود و پس از آن مسی به همراه صالحه سوار بر گوسفند به شهرشان و منطقه بادیه نشینان باز می‌گردند .. مسی در آنجا به کودکان بادیه نشین کمک می کند تا برای خود زمین فوتبال بسازند.

در ادامه این داستان، مسی به صالحه سمت مهمی را در باشگاه بارسلون پیشنهاد می‌کند که این دختر پشنهاد کار را نمی پذیرد زیرا او در زادگاهش چوپانی می کند، و به دلیل اسیر بودن پدرش در زندانهای رژیم اشغالگر کمک خرج خانواده اش است.

دادگاه رژیم اشغالگر پدر صالحه “سلیمان حمدین” (۴۴ ساله) را به ۲۵ سال زندان محکوم کرده است که اکنون ۷ سال از آن گذشته است.

صالحه تأکید می کند که داستانش را از واقعیتهای زندگی خود الهام گرفته؛ و همیشه رویایش این بوده است که زندگی بهتری در زادگاهش داشته باشد، مکانی که همواره خانه های بسیار ابتدایی ساکنان آن به دست صهیونیستها تخریب می شود.
در منطقه محل سکونت صالحه، حدود ۳۰۰ خانواده زندگی می کنند که از کمترین امکانات زندگی مانند برق و آب بی بهره هستند.
ساکنان این منطقه برای رسیدن به محل زندگی خود باید ۲۰ دقیقه را در یک جاده خاکی و نا همواره با خودرو طی کنند.

گردآوری: تهران۹۸

منبع: العالم

گیشاهای ژاپن; زنانی هنرمند و باهوش + تصویر

اطلاعات عمومی, تصاویر هیچ دیدگاه »

در ژاپن به زنانی که تحت تعالیم طولانی مدت و دشوار با هنرهای مختلف آشنا می شوند تا مردم را سرگرم کنند گیشا گفته می شود، آن ها معمولا از کودکی تحت تعالیم سخت قرار می گیرند و هزینه های زیادی را برای تبدیل شدن به یک گیشای کامل متقبل می شوند.

tazeh.net: در بین کشورهای آسیای شرقی ژاپن دارای رسم و رسوم های خاصی است. البته این رسم و رسوم خاص را می توان در بین بقیه چشم بادامی های دنیا هم یافت اما ژاپن به عنوان کشور توسعه یافته ای که همچنان به گذشته خود پایبند است توانسته توجه خیلی از هنردوستان را به خود جلب کند. در میان هنرمندان ژاپنی گیشاها یعنی گروهی از هنرمندان زن ژاپنی نام آشنا ترند.
گیشا در لغت به ‌معنای شخص هنرمند است، اما واژه ی گیشا در ژاپن فقط برای زنان استفاده می‌شود و به معنای «زن آراسته به هنرها» ست. گیشاها زنانی هستند که موسیقی، آواز، رقص و شعر، سخنوری و داستان سرایی بلدند و با تعالیم درازمدت در مؤسسه‌ها و آموزشکده‌های خاصی، با قدرت کلام، آواز، هنر شعر و موسیقی و صدای خود، دیگران را سرگرم می‌کنند و به شکل انفرادی مجموعه‌ای از هنرها را به نمایش می‌گذارند. گیشاها در بداهه‌گویی و بیانِ افسانه‌های حماسی، عاشقانه و تاریخی مهارت خاصی دارند و بنابراین لازم است خلاقیت و بهره‌ هوشی بالایی داشته باشند.


گیشا به نوعی واسطه ی هنرهای ظریف و سنتی ژاپن با هنرهای روز است و برای رسیدن به این منظور، تعالیم دشوار و فشرده‌ای را زیر نظر مربیان کارآزموده می‌گذراند که این دوره آموزشی بین پنج الی ده سال طول می‌کشد. گیشا باید با تمرکز و جدیت به یادگیری بپردازد و فروتنی و اخلاق گیشاگری را تجربه کند.
طبق سنت، گیشاها تعلیمات خود را از سنین بسیار پایین آغاز می کردند. هرچند برخی از این دختران جهت تعلیم به اوکیا (گیشا خانه) فروخته می شدند، ولی معمولاً این دختران با میل شخصی و با صرف هزینه های بسیار آموزش می دیدند. معمولاً گیشاها ها این حرفه را از مادر خود به ارث می بردند. گیشاهای مقیم اوکیا معمولاً به عنوان “atotori” یا جانشین در گیشا زندگی می کردند و یا به عنوان فرزند خوانده اوکیا “musume-bun” پذیرفته می شدند.


گیشا هایی که ساکن اوکیا هستند و به صورت مستقل زندگی نمی کنند بخش اعظم درآمد خود را در اختیار صاحب اوکیا قرار می دهند. گیشاهایی که به عنوان فرزند خوانده اوکیا پذیرفته می شوند کل درآمد خود را در اختیار صاحب اوکیا قرار می دهند در عوض پس از مرگ صاحب اوکیا، آنان مالک بعدی اوکیا خواهند بود. همچنین فرزند خوانده اوکیا این اختیار را دارد که صاحب فعلی اوکیا را به معبدی دور فرستاده و زودتر از موعد خود را از شر دخالت های او آزاد کند.
مراحل آموزش
مرحله اول تعلیمات شیکومی “shikomi” نام دارد. زمانی که دختران خردسال به اوکیا وارد می شوند در بدو امر به عنوان خدمتکار به کار گماشته می شوند تا شخصیت قبلی خود را فراموش کرده و شخصیتی متناسب با شخصیت یک گیشا پیدا کنند. در رسوم گیشایی، کوچکترین شیکومی اوکیا آخرین نفری بوده که به رختخواب می رفته است. او وظیفه داشته که در انتظار گیشاهای ارشد اوکیا تا پاسی از شب و حتی گاهی تا صبح بیدار مانده تا در را به روی آنان باز کرده و آنان را در آماده شدن برای خواب کمک کند. در طول دوره تعلیم کارآموزان به مدرسه آموزشی گیشاهای هاناماچی می رفتند. امروزه، این مرحله همچنان وجود دارد و کارآموزان در این مرحله با لهجه، سنن و لباس کاریوکای “”karyūkai آشنا می شوند.


بعد از اینکه کارآموز آموزش های اولیه خود را پشت سر گذاشت امتحان مشکلی از رقص آئینی در پیش رو دارد. در صورت قبولی در این امتحان کارآموز وارد مرحله دوم کارآموزی یا “Minarai” می شود. قبل از ورود به این مرحله گیشای کارآموز باید توسط یک گیشای پیشرفته به خواهر خواندگی پذیرفته شود. گیشای تعلیم دهنده “onee-san” یا خواهر بزرگ نامیده می شود و معمولاً نقش بسیار مهمی در آینده حرفه ای کارآموز ایفا می کند. به هر میزان که خواهر بزرگتر از مقبولیت بیشتری برخوردار باشد امکان موفقیت گیشای کارآموز نیز بالاتر می رود.
در مرحله Minarai” کارآموزان از انجام کارهای شاق اوکیا معاف می شوند. کیمونوی کارآموزان در این مرحله پر نقش و نگارتر از کیمونوی آنان در دوره شیکومی است. کارآموزان در این مرحله این امکان را دارند که به کار گرفته شوند ولی معمولاً این اتفاق نمی افتد و آنان به همراه خواهر بزرگتر خود در محافلی که خواهر بزرگتر حضور دارد حضور یافته و از این طریق آموخته های خود را تکمیل می کنند. تکنیک هایی همچون همصحبتی و بازی های سرگرم کننده از جمله مهارت هایی هستند که گیشای کارآموز در این مرحله از خواهر بزرگتر خویش فرا می گیرد. این مرحله معمولاً بیش از یک ماه نخواهد بود.
بعد از زمانی کوتاه، سومین و معروفترین مرحله تعلیمات کارآموزان به نام میکو “maiko” آغاز می شود. این مرحله ممکن است سال ها به درازا بکشد. میکوها از مربی خود تعلیم گرفته و در کلیه محافلی که خواهر بزرگتر آنها حضور دارد حضور می یابند. روابط خواهر بزرگتر نقش بسیار مهمی در آینده میکو دارد. خواهر بزرگتر به میکو نحوه ی سرو چای، نواختن شامیسن به همراه رقص و اصول مکالمات دلنشین و سرگرم کننده را می آموزد.

تک تک این مهارت ها نقشی به سزا در شهرت میکو و میزان دعوت از او برای حضور در چایخانه ها و محافل خواهد داشت. خواهر بزرگتر حتی اسم جدیدی برای میکو انتخاب کرده و به این ترتیب ورود او به دنیای گیشاها را اعلام می نماید. برای نشان دادن بستگی میان مربی و کار آموز، معمولاً این اسم بخشی از نام خواهر بزرگتر را در خود دارد.
مدت زمان مرحله میکو در شهرهای مختلف ژاپن متفاوت است. به طور مثال طول این دوره در توکیو ۶ ماه و در کیوتو ۵ سال می باشد. بعد از پشت سر گذاشتن این مرحله کارآموز به عنوان گیشای تازه کار رسماً کار خود را آغاز کرده و دستمزد کاملی بابت کار خود دریافت می کند.

گیشاهای مدرن
گیشاهای مدرن همچنان در اوکیاها در مناطقی به نام هاناماچی (شهر گل ها) زندگی می کنند. بسیاری از گیشاهای مجربی که از مقبولیت بالایی برخوردارند به صورت مستقل زندگی می کنند.


امروزه بسیاری از دختران جوانی که به حرفه گیشایی تمایل دارند بعد از اتمام دوره دبیرستان و یا حتی دانشگاه تعلیمات خود را آغاز می کنند. در حال حاضر تعلیمات گیشاها نسبت به گذشته تغییر چندانی نکرده و همچون گذشته شامل نواختن سازهای سنتی ژاپن از قبیل شامیسن، شاکوهاچی و طبل، خواندن آوازهای سنتی، رقص سنتی ژاپنی، و اجرای مراسم چای می شود.
شهر توکیو هنوز بسیاری از سنت و اصول گیشایی را حفظ کرده و هاناماچی های بسیاری در این شهر به چشم می خورند.

دختری که در فیلم موهن نقش داشت+ عکس

اطلاعات عمومی, تصاویر, مذهب هیچ دیدگاه »
Anna Gurji در اولین مصاحبه ای که با او انجام شد بسیار وحشت زده بود او گفت: توسط مدیر ۵۵ ساله اش فریب خورده است.

به گزارش روزگار نو Anna Gurji در اولین مصاحبه ای که با او انجام شد بسیار وحشت زده بود او گفت: توسط مدیر ۵۵ ساله اش فریب خورده است.
این بازیگر جوان ۲۱ ساله اضافه می کند:من کاتولیک هستم و مدت چند روز است که قرص خواب استفاده می کنم، همه اش گریه می کنم مردم بخاطر این فیلم افتضاحی که بازی کرده ام از من متنفر هستند.

فیلم مذکور از سوی تری جونز، کشیش ضد اسلام اهل فلوریدای آمریکا، منتشر شده که اعلام کرده‌ است انتشار این فیلم به مناسبت سالگرد حملات یازده سپتامبر صورت گرفته است.
در این فیلم دوساعته، شخصیت ارزشمند پیامبر اکرم (ص) به طنز گرفته شده و این چهره پاک، فردی ترسیم شده‌ است که گناهان بسیاری مرتکب می‌شود.

«سَم باسیل»، نویسنده و کارگردان این فیلم، که «برائت از مسلمانان» نام دارد یک یهودی آمریکایی اهل کالیفرنیا و شاغل در بخش مستغلات است، اما پخش و توزیع فیلم را تری جونز برعهده دارد.

تابـلو‌های ممنـوعه زنـان در ایـران !

اطلاعات عمومی, تصاویر, مسائل و اخبار روز اجتماعی, هنر و هنرمندان, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

نقاشی فیگوراتیو در این چند سال اقبال خوبی پیدا کرده است، خصوصا نقاشی هایی که از زمانه اکنون ما روایت می کنند. هنرمندان خصوصا جوانان به راحتی وضعیت موجود را نقد می کنند، کاراکتر هایی که این روزها در بسیاری از نقاشی ها و عکس ها می بینیم همان هایی هستند که در خیابان و اطرافمان می بینیم. هما ارکانی متولد ۱۳۶۲ (۱۹۸۵ میلادی) در تهران است. او از آن هنرمندهایی است که آنچه در اطراف خود دیده را به نقد کشیده است. ارکانی با دغدغه آسیب شناسی جنسیتی دختران نوجوان و جوانی که در اطراف خود دیده است را با نگاهی که کمی حاکی از دلسوزی و انتقاد است با رنگ و روغن نقاشی کرده است. در عین حال او بسیار رک و صریح منظور خود را در مورد جایگاه نسل جوان در زندگی و حیات امروزی شان در جامعه ای که در آن می زیند، مطرح کرده است.در یکی از کارهایش او دختر جوانی را با ژستی اغوا گر در حالی نقاشی کرده است که داخل یک آسانسور ایستاده و از خود با موبایل عکس گرفته و آن عکس را در داخل یک صفحه فیسبوک گذاشته است. در یک نقاشی دیگر، چهار دختر جوان و شاد در داخل یک بستنی جای گرفته اند و در حالی که شکلات روی شان میریزد غافل از همه چیز خوشحال هستند. جالب است که یکی از این چهار نفر خود او است …

نقاشی های هما ارکانی با فانتزی زیاد و اغراق و حس هجوی که دارند حسی کاریکاتوری را القا می کنند. او تقابل نقش سنتی زن در خانه و نقشی که جامعه امروز به او می دهد را تصویر کرده است. آثار او جنس دوم هایی را نشان می دهد که مقهور زیبایی با تعریف جدید خودشان هستند. تعریفی که تقلیدی از شکل دست چندم آن در غرب است. نوعی زیبایی که همه را شبیه هم می سازد و آرزوهایی دور و دراز از اینکه مورد توجه قرار بگیرند. اینها دغدغه های زنان و دخترانی است که سعی دارند شبیه بقیه همجنسهایشان باشند، آرایش کرده و آراسته باشند، پوستی تیره و برنزه داشته باشند …

سرگشته میان سنت و دنیای مدرن

هنر او نشانگر عصیان نسل جوانی‌است که از یک سو اسیر سنت شده ولی نگاهش به دنیای مدرن است.

تلاش برای نشان دادن مشکلات نسل جوان

او با نقاشی‌های رنگ و روغن‌اش تلاش دارد که مشکلات و معضلات نسل خود را آشکار سازد.

دنیای دو شخصیتی دختران جوان

در جامعه و در بیرون طبق سنت، ولی در پارتی‌ها و محافل خصوصی بندها
را پاره می‌کنند و این موجب شکل گیری شخصیتی دوگانه شده‌ است.

چهره، برای بیشترین ابراز وجود

طبق قوانین اسلامی در ایران، زنان فقط اجازه دارند صورتشان را در معرض دید قرار دهند
و دختران جوان می‌خواهند با استفاده از این حداقل امکان، بیشترین جلوه‌گری را داشته باشند.

الگوهای زیبایی

سالانه بیش از ۶۵ هزار جراحی بینی و در کنار آن هزاران جراحی گونه، فک و لب در ایران صورت می‌گیرد.

هالیوود در ایران


بیشتر این جوانان به تقلید از ستاره‌های فیلم‌های هالیوودی‌که از طریق ماهواره می‌بینند خود را لاغر کرده
و با صرف ساعت‌ها وقت و مصرف بی رویه مواد آرایشی موها‌ی‌شان را بلوند و پوست‌شان را قهوه‌ای می‌کنند.

چشم‌ها واقعیت را می‌گویند

هما ارکانی با عکاسی از دوستانش شروع کرد. وی بعدها با دقت در چهره‌ها متوجه شد
که علیرغم شور و نشاط ظاهری دوستانش، در چشم‌های همه آن‌ها، بار سنگینی نهفته است.

نسل فراموش شده

هنرمند جوان به این نتیجه رسیده است که در هیاهوی سیاست و دین کسی
به نسل جوان و خواسته‌هایش توجهی ندارد. انگار که آن‌ها فراموش شدگانند.

صدای نسل فراموش شده

هما ارکانی خواسته که فریاد این نسل باشد. وی با استفاده از عکس‌هایش نقاشی‌هایی آفریده
که در آن‌ها با هنرمندی تمام سعی در بازنمایی خواست‌های نسل خودش دارد.

دوگانگی شخصیت

بسیاری از جوانان این نسل هم برای امکان زندگی در جامعه دینی، شخصیت‌های گوناگونی از خود ارائه می‌دهند.

خودسانسوری برخی گالری‌ها

علیرغم برگزاری چندین نمایشگاه نقاشی در ایران، هما ارکانی بعدها دیگر امکان برگزاری نمایشگاه کارهایش را پیدا نکرد.

پانی مونرو

هما ارکانی این اثر خود را “پانی مونرو” نام‌گذاری کرده است. این تصویر همچون آینه‌ای است
که در آن تاثیر هالیود و ستارگانی چون مرلین مونرو بر روی نسل جوان ایرانی را بازتاب می‌دهد.

بحران هویت

بحران هویت یکی از رویکرد‌های اصلی آثار هما ارکانی است.

باربی محجبه

تلفیق دو هویت کاملا متفاوت در یک تصویر. این رویکرد اجتماعی در جامعه ایران مورد توجه جامعه‌شناسان نیز قرار گرفته است.

نقد بدون فاصله

یکی از این چهار شخصیت خود نقاش است. در حقیقت نقد هما ارکانی
نگاه با فاصله نیست، بلکه خودش نیز بخشی از نقد اجتماعی‌ است.

رسالت هنرمند

هما ارکانی می‌گوید: به نظر من هنرمند رسالتی دارد که آن رسالت حتماً باید در کار‌هایش نمایش داده شود.
من رسالتم را در نمایش اوضاع کنونی می‌دانم که می‌تواند سوپاپی باشد برای تلاطمی که در وجودم هست.

تلاش با امید

هرچند تابلوهای هما ارکانی قربانی خودسانسوری گالری‌ها شده و دیگر به نمایش در‌نمی‌آیند،
اما علیرغم این محدودیت‌ها، هما کماکان به خلق آثار هنری‌اش مشغول است.

آشنایی با پرچم‌های جهان

اطلاعات عمومی, تصاویر هیچ دیدگاه »

جهان > مجامع‌جهانی- احسان ناظم بکایی:
۳ ماه بعد از سقوط صدام، شورای حکومتی با نظارت اشغالگرها در کاخ دیکتاتور سابق جمع شدند تا درباره وضع عراق تصمیم بگیرند اما اولین مشکل سر میز شورا، پرچم عراق بود.

مشکل این بود که بعد از جنگ اول خلیج‌فارس، صدام با دست‌ خط خودش کلمه «الله اکبر» را به پرچم ۳رنگ سیاه و سفید و قرمز عراق اضافه کرد تا بگوید من خیلی مسلمان‌ام ولی حالا سر میز، کسانی بودند که صدام دودمان‌شان را به‌باد داده بود و نمی‌خواستند اثری از او ببینند؛ از طرفی اعضای دیگر با حذف کلمه الله‌اکبر مخالف بودند چون حذف نام خدا را توهین‌آمیز می‌دانستند. پس هیچ پرچمی روی میز گذاشته نشد و فقط یک نقشه عراق زدند به دیوار.

هر حکومتی که در عراق سر کار آمده، یکی از اولین کارهایش تغییر پرچم این کشور بوده است. از زمان استقلال عراق (سال ۱۹۲۱ تا حالا) پرچم عراق ۴بار عوض شده. اولین پرچم عراق ۳ رنگ سیاه، سفید و سبز بود که شباهت فراوانی با پرچم اردن داشت؛ ۳۸سال بعد با روی کار آمدن عبدالکریم قاسم، ۸ستاره با یک دایره زردرنگ در وسط آن به پرچم اضافه کرد اما ۴سال بعد با سقوط عبدالکریم قاسم، پرچم جدید عراق طراحی شد.

پرچم جدید ۳رنگ داشت؛ قرمز، سفید و سیاه به همراه ۳ ستاره در وسط آن. ستاره‌های سبز نشانه حزب بعث و سه تا بود تا نشان بدهد در جهان عرب ۳ حزب بعثی (مصر، عراق و سوریه) وجود دارد. این پرچم تا سال۹۱ بود تا اینکه صدام- که گیر جنگ کویت بود- مفهوم ۳ ستاره پرچم عراق را آزادی، اتحاد و سوسیالیسم معنا کرد و واژه الله‌اکبر را هم در میانه ستاره‌ها جاداد.

سال۲۰۰۴ دولت موقت عراق پرچم جدیدی را طراحی کرد که می‌خواست همه‌جوره با پرچم قبلی متفاوت باشد. پرچم پیشنهادی سفید و زرد- با۲ خط آبی به نشانه دجله و فرات که رنگ زرد را احاطه کرده بود- به همراه یک هلال در وسط قسمت سفید آن بود. رنگ زرد نشانه اقلیت کرد عراق بود.

این پرچم چون شبیه پرچم اسرائیل بود، هیچ‌وقت جدی گرفته نشد. سرانجام بعد از بکش بکش زیاد پارلمان عراق، ماه پیش طرح پرچم جدید این کشور را تصویب کرد. در پرچم جدید ۳ستاره موجود در پرچم قبل حذف شد و خط الله‌اکبر به خط کوفى تغییر کرد.

رنگ الله‌اکبر نیز از رنگ سیاه به سبز تغییر پیدا کرد. این پرچم از سه‌شنبه هفته قبل به اهتزاز درآمد و تا یک سال آزمایشی است .پرچم پیشنهادی برای عراق که چون شبیه پرچم اسرائیل بود بی‌خیالش شدند! مسابقه تعیین پرچم تازه در عراق همچنان ادامه دارد. البته پرچم عراق در کردستان عراق- که برای خودش دم و دستگاه و حتی پرچم جدا دارد- خریدار ندارد و حتی مسعود بارزانی- رئیس منطقه خودمختار کردستان عراق- دستور داده که پرچم عراق از تمام ادارات و نهادهای دولتی کردستان پایین کشیده شود و شرط قبول پرچم جدید را هم به تأیید پارلمان کردستان منوط کرده.

پرچم‌های متفاوت
پرچم‌ها معمولا مستطیل‌اند و پشت و رویشان هم یک چیز است اما چند کشور دنیا هستند که از فرط خوشحالی تریپ متفاوت برداشته‌اند و پرچم غیرمعمولی دارند.

نپال:
نپالاحتمالا تولید این پرچم برای شرکت‌های پرچم‌ساز مصیبت است؛ ۲ مثلث که ۴۰سال است نماد این کشور فسقلی است.

حالا خوبی‌اش این است که نپال پشت کوه قاف و بالای اورست است و عددی به‌حساب نمی‌آید.

۲ مثلث سمبل کوه‌های هیمالیا و ۲ مذهب بودا و هندو است. البته پرچم این کشور فسقلی کلی فلسفه دیگر هم دارد.

سوئیس: سوییس

مربع است و از قدیمی‌ترین پرچم‌ها که از قرن چهاردهم استفاده شده و برعکس‌اش می‌شود پرچم صلیب سرخ. تنها کشور دیگری که پرچمش مربع است واتیکان است.

پاراگوئه:
این پرچم برخلاف همه پرچم‌ها دوطرفه است؛ یک طرفش آرم جمهوری و طرف دیگرش آرم انقلاب. پرچم مولداوی هم همین‌طور است. یک طرف پرچم شوروی سابق هم داس و چکش داشت و یک طرفش نداشت.

پاراگوئه

لیبى: تا قبل از سال۱۹۷۷، پرچم لیبی شبیه مصر بود اما قذافی با مصری‌ها مشکل پیدا کرد و قات زد و گفت یک تکه پارچه سبز برای پرچم کافی است.

نشانه‌ها در پرچم
صلیب: روی پرچم بعضی کشورهای مسیحی، نشانه پیروی از مسیح است.
ستاره ۵ پر زرد: روی پرچم کمونیست‌ها نشانه حاکمیت حزب کمونیست است.

علائم صنعتی یا کشاورزی: نشانه رواج صنعت یا کشاورزی در یک کشور یا علاقه‌مندی به رواج آن یا نشانه توجه به ۲ قشر صنعتگران و کشاورزان است. در پرچم کشورهایی چون برمه، آنگولا،موزامبیک و… دیده می‌شود.

پرچم سایر کشورها روی پرچم خود کشور: نشانه سابقه تاریخی یا استعماری نفوذ آن کشور روی کشور صاحب پرچم است؛ مثل پرچم آفریقای جنوبی، استرالیا و نیوزلند .

تصاویر گیاهان: پوشش غالب گیاهی یک کشور معمولا جایی در پرچم کشورها دارد مثل لبنان(درخت سدر) و کانادا(برگ افرا).

تصاویر حیوانات:
نشانه علاقه مردم آن کشور به این حیوانات یا باور مذهبی نسبت به آنهاست یا آن حیوان نقش مهمی در تاریخ کشور داشته یا یک چیز دیگر؛ مثل شیر در پرچم سریلانکا یا اژدها در پرچم بوتان که نماد بوداست واعتقاد به اینکه بوتان محل زندگی نسل اژدها‌هابوده و اژدها نماینده قدرت است.

یک پرچم یا ۳ پرچم؟
این انگلیسی‌ها آخر مارمولک‌اند؛ وقتی می‌خواهند در المپیک یا جایی که تعداد مدال و نفر مهم است شرکت کنند، همه بریتانیا را زیر یک پرچم جمع می‌کنند اما وقتی پای مسابقات فوتبال و انتخابی جام جهانی یا جام ملت‌های اروپا می‌آید وسط، تقسیم می‌شوند و هر کدام یک کشور و یک تیم می‌شوند؛ چون این‌طوری احتمال حضور نمایندگان از بریتانیا در مسابقات نهایی بیشتر می‌شود. به هر حال احتمال ۴تا (انگلیس، ولز، اسکاتلند، ایرلند شمالی) از یکی (بریتانیا) بیشتر است.

پرچم انگلیس، صلیب‌سرخ سنت‌جورج اژدهاکش است (ظاهرا از قدیم در انگلیس اژدها به عمل می‌آمده) و پرچم اسکاتلند، صلیب سفید سنت اندرو- قدیس حامی اسکاتلند- است. حاصل جمعشان پرچم بریتانیاست؛ بعد وقتی با پرچم صلیب قرمز که نشانه سنت پاتریک- قدیس حامی ایرلند- است، جمع شود‌‌، پرچم اتحادیه پادشاهی درست می‌شود.

پرتغییرترین پرچم
همسایه شرقی‌مان پرچمش هم مثل تاریخش بسیار متغیر است. آنها در ۱۰۰سال اخیر، ۱۹بار پرچمشان را اساسی عوض کرده‌اند؛ از سیاه سیاه که نماد قیام ابومسلم بود تا قرمز قرمز که نماد کمونیست‌ها بود تا سفید سفید طالبان. (ترتیب از چپ به راست؛ فقط ۱۵ عدد از پرچم‌ها اینجا جا شد!)

پرچم‌های مشابه

اسکاندیناوی
قدیمی‌ترین پرچمی که هنوز استفاده می‌شود، پرچم دانمارک است.
براساس افسانه‌های دانمارکی، در ۱۵ژوئن ۱۲۱۹، آسمان دهان باز کرده و در جریان جنگی در استونی پرچم دانمارک افتاده زمین! پرچم دانمارک از آن تاریخ به همین صورت مانده.

همین ماجرا باعث شد تا وایکینگ‌ها هم که در منطقه اسکاندیناوی پلاس بودند از این نوع طرح استفاده کنند. الان ۵کشور اروپایی، طرح صلیب در گوشه پرچم دارند. مدتی هم که هیتلر جنگ را راه انداخته بود، پرچم نازی‌های آلمان شبیه اینها بود.

اختلاف شدید رنگ‌ها هم برای این است که وایکینگ‌ها در مه کشتیرانی می‌کردند و برای همین برای شناسایی سریع همدیگر از رنگ‌های جیغ مختلف استفاده می‌کرده‌اند.

کشورهای عربی


پرچم‌های عربی ۱۱کشور عربی، ترکیبی از ۴رنگ است:
رنگ سیاه: نماد خلافت بنی‌عباس
رنگ سبز: نماد خلافت فاطمیون
رنگ سفید: گفته‌اند نماد صلح است
رنگ قرمز: اولین بار توسط شریف حسین- شریف مکه- در آغاز قرن بیستم و در قیام اعراب علیه عثمانی به‌نشانه پان‌عربیسم به ۳ رنگ بالا اضافه شد. بعضی می‌گویند این رنگ، رنگ دولت اموی هم بوده است.

اسلاوهااسلاوها
چون روسیه کشورهای شرق و جنوب شرق اروپا را از عثمانی‌ها گرفت و هنوز هم آنها را مورد عنایت قرار می‌دهد، آنها هم به پاس این خدمت، ۳ رنگ پرچم روسیه را، ۳ رنگ پرچم‌هایشان قرار دادند.

آفریقایی‌ها

اکثر کشورهای این قاره، ۳ رنگ پرچم اتیوپی را که از قدیمی‌ترین کشورهای قاره است، به‌عنوان ۳رنگ اصلی خودشان انتخاب کرده‌اند.

البته بعضی‌ها هم رنگ سیاه را به‌عنوان رنگ پوست مردم قاره وارد پرچمشان کرده‌اند.

در کتب خطی، ۳رنگ زرد، سبز و قرمز اصلی هم به ترتیب رنگ طلا (محصول ارزشمند آفریقا، جنگل‌ها و خون مردم تفسیر شده.

پرچم‌های بین‌المللی

هلال احمر:
کشورهای اسلامی در دهه۳۰ میلادی با تأسیس این سازمان، پرچم سازمان را هم این‌جور طراحی کردند که نشان عثمانی‌هاست.

صلیب سرخ:

این پرچم همزمان با تأسیس این نهاد در سال۱۸۶۳ در ژنو سوئیس به‌وجود آمد و برای اولین بار به‌طور رسمى در سال۱۸۸۱ در آمریکا برای کمک به قربانیان آتش‌سوزى در جنگل میشیگان برافراشته شد.

سازمان ملل متحد:
این پرچم سال ۱۹۴۶ طراحی شد. آبی و سفید نماد آرامش و صلح‌ است و ۲ شاخه زیتون هم نمادی تاریخی هستند.

این نوع نمایش زمین، تصویرسازی مخروطی از قطب شمال است؛ انگار که بیننده قطب جهان را می‌بیند.

المپیک:
این پرچم در ۱۹۱۴ طراحى شد. هر کدام از حلقه‌ها نشانگر ۵قاره جهان‌ هستند. انتخاب این رنگ‌ها به این دلیل بوده است که حداقل یکى از آنها در پرچم هر کشورى وجود دارد.

پرچم‌های پدران‌مان

قدیمی‌ترین پرچم ایران همان ماجرای اساطیری «درفش کاویانی» است که کاوه آهنگر وقتی علیه ضحاک قیام کرد، پیشبندش را پرچم کرد.درفش کاویانی

این پرچم با آن سابقه افسانه‌ای، از رنگ‌های زرد و سرخ و بنفش تشکیل شده بود.

این پرچم در ۳ سلسله ایرانی قبل از ورود اسلام مورد استفاده بود و هر پادشاه به آن طلا و جواهر و نذر و نیازی، چیزی اضافه می‌کرد.

بعد از ورود اسلام، ایرانی‌ها تا ۲۰۰سال پرچمی نداشتند؛ فقط ابومسلم خراسانی موقع قیامش علیه بنی‌امیه پرچم سیاه داشت.

در ۳۵۵ قمری، سلطان محمود غزنوی داد نقش یک ماه را روی پرچم سیاه طلادوزی کنند و بعد پسرش مسعود شیر را به جای ماه کرد توی پرچم.

در زمان خوارزمشاهیان و سلجوقیان خورشید هم بر پشت شیر سوار شد؛ توجیه هم می‌کردند که شیر نماد دلاوری است و نشانه ماه مرداد – اسد- هم هست و خورشید هم در ماه مرداد در اوج گرماست که انصاف می‌دهید خیلی توجیه بی‌ربطی بوده.

شاه اسماعیل و شاه طهماسب صفوی شیر و خورشید را حذف کردند.

در زمان شاه اسماعیل پرچم یکپارچه سبز بود و روی آن تصویر ماه بود. شاه طهماسب هم که متولد فروردین- برج حمل- بود، دستور داد به جای شیر و خورشید، تصویر گوسفند- نماد برج حمل را- روی پرچم‌ها و بر سکه‌ها بکشند. پرچم ایران در بقیه دوران صفویان سبز بود همراه با شیر و خورشید زردوزی شده.

شاه طهماسب

در زمان نادرشاه افشار پرچم به ۳ رنگ فعلی درآمد با شیری در حالت نیمرخ و در حال راه رفتن که خورشیدی نیمه برآمده بر پشت آن بود و در درون دایره خورشید نوشته بود «الملک‌لِله». پرچم نادر سه‌گوش و به قول معمارها قناس بود.

در دوره قاجارها، پرچم چهارگوشه شد اما آغامحمدخان چون از نادر بدش می‌آمد ۳ رنگ سبز و سفید و سرخ را برداشت و تنها رنگ سرخ را روی پرچم گذاشت.

دایره سفید رنگِ بزرگی در میان این پرچم بود که در آن تصویر شیر و خورشید وجود داشت با این تفاوت که این بار شمشیر داده بودند دست آقاشیره.

در زمان فتحعلی شاه، ایران ۲پرچم داشت؛ یکی سرخ و دیگری سفید که دومی برای امور دیپلماتیک و سیاسی استفاده می‌شد.

در زمان ناصرالدین شاه، امیرکبیر همان رنگ‌های پرچم نادر را برگرداند اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد؛ بالا سبز و پایین قرمز و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد بدون آنکه تاجی بر بالای خورشید گذاشته شود.

بدین ترتیب پرچم ایران تقریبا به شکل و فرم پرچم امروزی ایران درآمد.

در انقلاب مشروطه و مجلس آن موقع هم پرچم ایران با همان وضع حفظ شد و در اصل پنجم متمم قانون اساسی آمد «الوان رسمی بیرق ایران، سبز و سفید و سرخ است».

در سال۱۳۳۷ قرار شد طول پرچم اندکی بیش از یک برابر و نیم عرضش باشد.

انقلاب که شد، در جریان تصویب قانون اساسی، تصویب شد پرچم همان ۳ رنگ سبز، سفید و سرخ باشد و نشانه جمهوری اسلامی (تشکیل شده با حروف الله‌اکبر) در وسط آن بیاید.

این نشان را حمید ندیمی طراحی کرد که در اردیبهشت ۵۸ مورد تایید امام قرار گرفت.

به‌جز اینها که خواندید، پرچم ایران ریزه‌کاری‌ها و نکات بامزه‌ای دارد

مثل اینکه چند بار می‌تواند شسته شود و… که خواندن‌شان جالب است.

برای اینکه بفهمید قضیه چقدر جدی است، یک سر به این سایت بزنید؛ دست‌تان می‌آید.:

شَهلا وَهّاب‌زاده در سال ۱۳۴۶/۱۹۶۷ دختر شایسته ایران شد.

اطلاعات عمومی, تصاویر هیچ دیدگاه »

پیش از سال ۱۳۴۶ این رقابت‌ها زیر عنوان دختر ایران ترتیب داده می‌شد ولی از آن سال به بعد برگزارکنندگان نام آن را به «دختر شایسته ایران» تغییر دادند. مراسم «دختر شایسته ایران» سال ۱۳۴۶ با حضور ۵۰۰ مهمان در هتل هیلتون تهران برگزار شد. چهارده دختر شرکت‌کننده در رقابت یک بار در جامه یک‌شکل و بار دیگر در لباس شب بر روی سن راه رفتند.

رئیس مراسم خانم هما احسان از مجله زن روز بود که سؤالاتی را که خود کاندیدها از کاسه‌ای به طور اتفاقی درآورده‌بودند از آن‌ها پرسید.

هیئت ژوری پنج‌نفره در این رقابت به اتفاق آراء به شهلا وهاب‌زاده رأی داد. پس از اعلام رأی ژوری، شهلا وهاب‌زاده را بر تختی از گل نهادند که توسط چهار مرد جوان حمل می‌شد.

در رقابت کشوری سال ۱۳۴۶، شهرزاد حقایقی دختر شایسته کرمانشاه دوم و شعله شمسی‌زاده از تهران سوم شد. ژاله کاظمی گوهری فینالیست قزوین و ونوس خاشع فینالیست تهرانی چهارم و پنجم شدند.

شهلا وهاب‌زاده با معاون نخست‌وزیر ایران در آن زمان ازدواج کرد. و اکنون وی و همسرش در کشور موناکو زندگی می‌کنند و از سال ۲۰۰۱ شهروند رسمی آن کشور شده‌اند.

نقـل قـول هـای بزرگان

تصاویر هیچ دیدگاه »

.

.

۱۰۰ عکس زیبا از مراسم اختتامیه بازی های المپیک

تصاویر, ورزشی هیچ دیدگاه »

سو استفاده از مدال آور زن المپیک + عکس

اطلاعات عمومی, تصاویر, ورزشی هیچ دیدگاه »

Flash version 9,0 or greater is required

You have no flash plugin installed

Click here to download latest version

[-]اندازه متن[+]

کلی ولز برنده مدال برنز در رشته دو میدانی المپیک ۲۰۱۲ از زندگی شخصی و آزارهای جنسی خود میگوید.او موفق شده است مدال برنز رقابتهای دو صد متر را ازآن خود کند. او زندگی فوق العاده سختی داشته است و برنده شدنش در المپیک همه این تلخی ها از ذهن او زدوده است. او سال دوم دبیرستان بود که به خاطر سو استفاده های نامزد مادرش و اینکه او وی را مورد آزار و اذیت جنسی قرار میداد خانه را ترک کرد.

به گفته وی این مهمترین تصمیم زندگی اش بوده است و اگرچه بعد از آن دوران سختی را پشت سر گذاشته است اما این بهترین تصمیم زندگی وی به حساب می آید. درست یک ماه بعد از اینکه وی خانه را ترک کرد مادرش و نامزد وی در یک سانحه تصادف کشته میشوند.بعد از این جریان او ورزش را به صورت جدی و شبانه روزی دنبال کرد و تنها هدفش در زندگی ورزش کردن به صورت حرفه ای بود که خیلی زود توانست این رویا را به حقیقت پیوند دهد.

او همیشه به اطرافیان و دوستانش میگفت هرگز اجازه نمیدهد دوباره قربانی شود.و خیلی سخت مشغول تلاش و آماده سازی خود برای مسابقات المپیک و جهانی شد و استعداد وآمادگی بدنی اش باعث شد او در مسیر انتخابی اش با موفقیت پیش رود.وی میگوید هرگز فراموش نخواهد کرد که مادرش در مقابل اعتراض کلی به رفتارهای نامزدش تنها سکوت کرد و این آزار دهنده ترین قسمت در تاریخ زندگی اوست. وی بعد از جدایی از خانواده اش در خانه دوستش به زندگی ادامه داد و خانواده او کلی را مثل دختر خودشان دوست داشتند و از اینکه او کنارشان باشد احساس خرسندی میکردند.

کلی ولز معتقد است داستان زندگی او داستان مشابه خیلی از آدمهاست اما او قصد دارد با عنوان کردن این داستان راه نجات را به همه نشان دهد. چرا که او یک انسان موفق است و حالا زمانی است که خیلی ها میتوانند از او الهام بگیرند تا با مشکلات مبارزه کنند.وی در المپیک ۲۰۰۸ پکن هم حضور داشت اما به دلیل آسیب دیدگی مجبور شد رقابتها را نیمه تمام رها کند.

منبع: پارس ناز

قهرمان المپیکی که راهبه شد! + عکس

اطلاعات عمومی, تصاویر هیچ دیدگاه »

Flash version 9,0 or greater is required

You have no flash plugin installed

Click here to download latest version

[-]اندازه متن[+]

کریستین هلوم قهرمان رشته اسکیت سرعت در المپیک ۱۹۹۸ نانگو اکنون ۳۲ ساله است و دیگر در هیچ المپیکی حضور نخواهد داشت ، حتی نام وی نیز همانند زندگی اش تغییر کرده است و حالا همه او را با نام مادر کاترین ماری می شناسند. اگرچه او یک قهرمان بود اما به نظر میرسید برای زندگی قهرمانانه خلق نشده است ، وی در مصاحبه اش گفته است تصور نمیکردم مثل دیگر ورزشکاران دهه ۲۰ و یا ۳۰ سالگی ام را طی کنم.

خوب به یاد دارم که یک روز بعد از تمرین به مادرم گفتم ترجیح میدهم در مدرسه در یک تاتر موزیکال بازی کنم تا اینکه این ورزش را ادامه دهم اما همچنان علیرغم میلم به این کار مشغول بودم اگرچه فکر میکردم برای من دنیای دیگری وجود دارد.او در سال ۱۹۷ و در سن ۱۷ سالگی در مصاحبه اش گفته بود میخواهد ورزش را ترک کند تا شانس خود را در هنر بیازماید. همان سال او موفق شد ۳ بار رکورد ۳۰۰ متر امریکا را بشکند او همان سال در رقابتهای المپیک توانست مقام ششم المپیک در رشته ۳۰۰ متر و هفتم در ۵۰۰ متر را از آن خود کند.
اما بعد از رقابتها تصمیم خود را عملی کرد و برای همیشه ورزش در این رشته را رها کرد.مادر او که خود از قهرمانان این رشته است و دارنده ۴ مدال المپیک است در این رابطه میگوید: وقتی او به من گفت قصد دارد اسکیت را رها کند فقط سعی کردم او و علایقش را درک کنم و به چیزی جز خوشحالی او اهمیت ندهم.
وی اکنون یک راهبه است و میگوید از این زندگی خیلی راضی هستم.

آخرین آرزوی این دختر که برآورده شد +عکس

تصاویر, مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »

Flash version 9,0 or greater is required

You have no flash plugin installed

Click here to download latest version

[-]اندازه متن[+]

ازدواج با شکوه دختر ۹ ساله بخاطر داشتن سرطان. همه دختر ها آرزوی روزی را می‌کنند که لباس سفید عروسی تن کنند و در کنار مرد رویا هایشان به خانه بخت بروند. اما جویلا کوپر، دختر بچه ی ۹ ساله آمریکایی فرصت آن را ندارد که منتظر مرد رویاهایش بماند.

او حدود ۲ سال است که با سرطان خود دست و پنجه نرم می‌کند. آخرین آرزوی جویلا این است که با جوز که او نیز مبتلا به سرطان خون است و در اتاق جویلا بستری است ازدواج کند و ناکام از این دنیا نرود. به همین دلیل والدین این دو زوج ۹ ساله مراسم ازدواج باشکوهی را برای آنها تدارک دیده اند تا به آخرین آرزوی جویلا جامع عمل بپوشانند.

دختر ۱۴ ساله نابغه ایرانی در کشور آلمان + عکس

اطلاعات عمومی, تصاویر, مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »

دختری ایرانی بنام مینو تیزابی که چهارده سال سن دارد در آلمان موفق شده است تحصیلات متوسطه (دیپلم) را با معدل ۱٫۰ که بالاترین نمره ممکن در آلمان است به پایان برساند.
تاکنون هیچ دانش آموزی در این سن و با این معدل موفق به دریافت دیپلم تحصیلات متوسطه در آلمان نشده است.
مینو معتقد است از داشن آموزان دیگر باهوشتر نیست ولی همه معلمان و مسئولین مدرسه ای که او در آنجا دوره دیپلم اش را گذرانده است مینو را یک نابغه می‌دانند.
مینو در سه سالگی قادر به خواندن بود و در شش سالگی بدون گذراندن کلاس اول و دوم تحصیلاتش را از کلاس سوم آغاز کرد و یکسال بعد کلاس پنجم را در سه هفته به پایان رساند.

بزرگترین آرزوی مینو دریافت معدل یک بود که اکنون به این آرزویش رسیده و گفته است که قصد دارد در دانشگاه شهر هایدلبرگ و یا مونیخ در رشته پزشکی ونهایتا تحقیقات پزشکی ادامه تحصیل بدهد و هدفش از انتخاب این رشته نجات جان انسانهاست که آن را یک وظیفه برای خود می‌داند.

پدر مینو آقای جمشید تیزابی هم گفته است که تمام تلاش خود را برای ادامه تحصیل دخترش انجام خواهد داد.

البته نه تنها بهره هوشی بسیار بالا و استعداد فوق العاده مینو، که رفتار او در برخورد با همکلاسیان و معلمانش نیز موجب تحسین بسیاری از مردم آلمان شده است.

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها