آیا می دانید که مردان هم یائسه می‌شوند!

اطلاعات عمومی هیچ دیدگاه »

احتمالا با دیدن تیتر مقاله متعجب شده‌اید و ابروهایتان بالا رفته است. با وجود این که باور عمومی جامعه این است که مردان تا آخرین روز زندگی می‌توانند باروری خود را حفظ کنند، پزشکان چندان موافق نیستند و آن را ناشی از نوعی باور مردسالارانه می‌دانند.

آیا می دانید که مردان هم یائسه می‌شوند!

متخصصان اورولوژی می‌گویند عارضه‌ای شبیه به یائسگی خانم‌ها که در میانسالی رخ می‌دهد، برای مردان در سنین بالاتر و البته به شکلی دیگر بروز می‌کند که علاوه بر محدود کردن توان جنسی آنها، سایه‌اش را بر ابعاد دیگر زندگی‌شان نیز می‌گستراند. اتفاقی طبیعی که البته تحت تأثیر عواملی در سبک زندگی روزمره مردان قرار دارد و گاهی بروزش تسریع می‌یابد.

همه چیز زیر سر تستوسترون!

تستوسترون نام هورمون جنسی است که از غده هیپوتالاموس مغز ترشح می‌شود. با افزایش سن، قدرت هیپوتالاموس در تولید تستوسترون کاهش می‌یابد و به همین ترتیب قدرت بیضه نیز در تولید اسپرم کم می‌شود و دست آخر به یائسگی مردان می‌انجامد. دکتر امیر ایجادی، اورولوژیست و جراح و متخصص کلیه و مجاری ادرار در گفت‌وگو با جام‌جم در پاسخ به این که چرا آقایان دچار یائسگی می‌شوند، می‌گوید: یائسگی مختص خانم‌ها نیست و علائم بالینی و آزمایشگاهی در مردان نیز دارد. ما به طور کلی از ۳۰ سالگی کاهش ترشح هورمون‌های جنسی آقایان را مشاهده می‌کنیم. هورمون‌های جنسی مردانه مسئول ایجاد یک سری صفات ظاهری در مردان هستند، مانند افزایش توده عضلات، بسته شدن صفحات استخوانی و به طور کلی این هورمون‌ها هستند که حالت تهاجمی و دفاعی در خلق و خوی مردان را ایجاد می‌کنند. هورمون‌های جنسی مردانه از نوع آنابولیک و سازنده هستند. ترشح این هورمون‌ها را ژن‌هایی کنترل می‌کنند که روی کروموزوم Y در مردان قرار دارند. با افزایش سن، میزان ترشح هورمون‌های جنسی مردانه کاهش می‌یابد و یائسگی ایجاد می‌کند.

دکتر سیدمقداد طباطبایی، متخصص جراحی کلیه و مجاری ادراری و تناسلی نیز در این باره می‌گوید: کاهش تستوسترون در آقایان عامل اصلی این مشکل است. براساس اطلاعات آماری در ایالات متحده از هر هزار نفر، حدود ۱۲ تا ۱۳ نفر به مشکل کاهش تستوسترون مبتلا می‌شوند که با علائم فیزیولوژیک مختلف خود را نشان می‌دهد. یائسگی مردان با یائسگی خانم‌ها متفاوت است. در خانم‌ها کاهش سطح هورمون‌های زنانه و سرانجام از بین رفتن عادت ماهانه، اصلی‌ترین علامت یائسگی است. این مشکل در آقایان نسبت به خانم‌ها در سنین بالاتر (حدود ۶۰ سال به بالا) رخ می‌دهد.

وقتی حالتان بی‌دلیل خوب نیست!

به گفته دکتر طباطبایی، خستگی، انرژی نداشتن برای انجام کارها، کاهش تمایل جنسی، بی‌خوابی، تحریک‌پذیر شدن و قادر نبودن به انجام فعالیت‌‌های عادی کاری و ورزشی از مهم‌ترین علائم رخداد یائسگی در مردان محسوب می‌شود. دکتر ایجادی نیز در توضیحی ساده‌تر می‌افزاید: در کل مردان یائسه احساس می‌کنند حالشان خوب و روبه‌راه نیست. در عین حال از نظر روحی و خلقی نیز وضع مناسبی ندارند و مدام عصبانی می‌شوند. حتما دیده‌اید گاهی پیرمردها بیهوده در خانه غُر می‌زنند. اینها ریشه در همین موضوع دارد.

دکتر طباطبایی افزایش امید به زندگی و بالا رفتن طول عمر آقایان در صد سال گذشته را ازجمله دلایلی می‌داند که موجب شده امروزه این بیماری را بیشتر از گذشته در مردان مسن مشاهده کنیم.

وقتی یائسگی مردان سرعت می‌گیرد

عواملی مثل چاقی، فشارخون، دیابت، استرس، بالابودن چربی، کلسترول خون، سیگار کشیدن و… روند یائسگی را بعد از ۳۰ سالگی تشدید می‌کند. دکتر ایجادی ضمن اشاره به این عوامل می‌افزاید: امروزه نیمی از جمعیت ایران به چاقی مبتلا هستند و همین عامل اختلالات هورمونی ایجاد می‌کند. وی در توضیح بیشتر پیرامون نقش مخرب چاقی در بروز اختلالات هورمونی می‌گوید: در بافت چربی شکم افراد چاق، هورمون‌های جنسی مردانه به هورمون‌های زنانه تبدیل می‌شود. یعنی تستوسترون به پروژسترون و استروژن تبدیل می‌شود. از این رو مردهای چاق، فرم بدنی شبیه به خانم‌ها پیدا می‌کنند. در خانم‌های چاق نیز همین اتفاق می‌افتد و در نتیجه تبدیل هورمون‌های زنانه به مردانه، می‌بینیم که الگوی رویش موی شبیه به مردان پیدا می‌کنند. به این ترتیب مردان چاق و مسن علاوه بر این که به صورت طبیعی به تدریج ترشح‌های تستوسترون در بدنشان کاهش می‌یابد، به علت چاقی همان مقادیر کم تستوسترون نیز به شکل هورمون‌های زنانه تغییر پیدا می‌کند و روند یائسگی در آنها تشدید می‌شود.

آزمایش سنجش تستوسترون

دکتر طباطبایی درخصوص تشخیص قطعی و امکان به تأخیر انداختن عارضه یائسگی مردان اضافه می‌کند: معمولا روش خاصی وجود ندارد و به طور قطعی قابل تشخیص نیست. به این ترتیب اگر فرد مسنی این علائم را داشته باشد، پزشک آزمایش سنجش تستوسترون را تجویز می‌کند و در صورت لزوم، درمان شروع می‌شود. داروها به صورت تزریقی، پچ‌های پوستی، قرص‌های زیرزبانی و مدل‌های مختلف تستوسترون وجود دارد که پزشکان تجویز می‌کنند. باید در نظر داشت همراه با کاهش هورمون تستوسترون در نتیجه ضعیف شدن هیپوتالاموس، کاهش مقادیر ترشح هورمون‌های دیگری در بدن مانند هورمون رشد و ملاتونین و… نیز رخ می‌دهد که در حقیقت یک سندرم را ایجاد می‌کند. افزایش شکستگی در مردهای مبتلا به علت پوکی استخوان و بیشتر شدن تظاهر دیابت شیرین از دیگر عوارض یائسگی مردان است.

اما و اگرهای هورمون‌درمانی

دکتر ایجادی درخصوص درمان این عارضه می‌گوید: نخست باید مسائل زمینه‌ای و تشدیدکننده یائسگی برطرف شود و بعد باید از جایگزین کردن هورمون در بیماران استفاده کرد. وی استفاده خودسرانه از دارو، بویژه براساس آنچه در شبکه‌های ماهواره‌ای و تلگرام و… به مردم توصیه می‌شود را مشکل‌ساز می‌داند و تصریح می‌کند: جایگزین کردن هورمون و تجویز آن بحث تخصصی است که سهل‌انگاری در آن ممکن است به تشدید عوارضی مثل سرطان پروستات بینجامد. دکتر طباطبایی در توضیح بیشتر در این باره می‌گوید: بیمارانی که در معرض سرطان پروستات هستند یا احتمال بالای ابتلا به سرطان پروستات را به علت سابقه بیماری در خانواده دارند، نباید از ترکیبات حاوی تستوسترون استفاده کنند. برای برخی بیماران قلبی نیز نباید این گونه داروها تجویز شود.

منبع : جام جم سرا

با این شرایط در سال اول زندگی طلاق بگیرید

اطلاعات عمومی هیچ دیدگاه »

برخی اختلاف ها و مشکلات زندگی زناشویی را با هیچ راهکاری نمی توان حل کرد‎

طلاق در سال اول زندگی

زندگی مشترک با تمام ویژگی های مثبت و هیجان انگیزش، گاهی می تواند آسیب زا و فرسایشی باشد. اختلاف در هر رابطه ای وجود دارد، ولی شدت اختلاف در رابطه تعیین می کند که ارتباط در چه وضعیتی است.

اختلاف ها و مشکلات کمتر پیچیده را خود زوجین می توانند حل کنند، اختلاف های کمی پیچیده تر را می توان با مراجعه به روان شناس و مشاور حل و فصل کرد. ولی برخی اختلاف ها و مشکلات زندگی زناشویی را با هیچ کدام از این راهکارها نمی توان حل کرد و آن زمانی است که رابطه به یک فرآیند آسیب زا بدل شده باشد. «طلاق»؛ عموما فرآیندی پرفشار و فرسایشی است و از طرفی دیگر فرهنگ کشور ما نیز دید مثبتی نسبت به طلاق ندارد و تا جای ممکن سعی در حفظ زندگی دارد، ولی این تلاش همیشه هم سالم نیست.

بعضی ویژگی ها و فرآیندهای ارتباطی، می تواند ما را مجاب کند که طلاق گزینه مناسبی است. بعضی رابطه ها بهتر است تمام شوند، چرا که ادامه آن احتمالا به طرفین رابطه، به فرزندان و خانواده های شان آسیب میر ساند. «جان گاتمن»، یکی از مهم ترین اندیشمندان حوزه رابطه و زندگی زناشویی، جمله معروفی در این باره دارد: «طلاق صلح جویانه، بهتر از زندگی جنگ جویانه است».

جالب است بدانید مطالعات نشان می دهد افرادی که والدینشان یک طلاق آرام و آشتی جویانه ای داشته اند، در آینده زندگی سالم تر و موفق تری نسبت به افرادی دارند که والدینشان طلاق نگرفته اند، ولی رابطه پرتنش و آسیب زایی داشته اند.

منظور ما از رابطه آسیب زا چیست؟ چه رابطه ای استحقاق جدایی دارد؟ من قصد دارم چند مورد را بیان کنم که نشانه های یک رابطه پرخطر را دارند. اگر همسرتان چنین ویژگی هایی دارد، می توانید ادامه ارتباطتان را مورد بازبینی قرار دهید یا به جدایی فکر کنید، ولی قبل از آن بهتر است به یک روان شناس مراجعه کنید تا نظر دقیق تری بگیرید.

۱- وقتی همسرتان دچار اختلال شخصیت است
اختلال های روانی شدید، زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی فرد را دچار اخلال می کنند. برخی از این اختلال ها به گونه ای هستند که فرد نسبت به مشکل خود آگاه است، ولی بعضی دیگر (مثل اختلال های شخصیت) طوری هستند که فرد هیچ آگاهی ای نسبت به آن ندارد و حتی خود را سالم می داند. در حقیقت، اختلال های شخصیت، مهم ترین اختلال هایی هستند که رابطه و زندگی مشترک فرد را مختل می کنند. برخی از اختلال های شخصیت، با همکاری خود فرد قابل درمان هستند، ولی این کار شما نیست که آن ها را درمان کنید. رایج ترین اختلال های شخصیتی:

* اختلال شخصیت شکاک
«بی اعتمادی» ویژگی بارز افرادی است که شخصیت شکاکی دارند یا به زبان روان شناختی «پارانوئید» هستند. ارتباط با این گونه افراد عموما شما را خسته می کند. احساس می کنید که همیشه در حال محاکمه هستید. شما حتی وقتی او را تایید یا تشویق می کنید هم او آن ها را تهدید کننده یا تمسخرآمیز تفسیر می کند.

آن ها به طور دائم به این فکر می کنند که شما به آن ها وفادار نیستید و همواره در این ظن به سر می برند که شما به او خیانت می کنید. در این افراد امکان دارد اقدام به خشونت علیه هسمرشان نیز دیده شود.

* اختلال شخصیت ضداجتماعی
این گونه افراد فاقد آن چیزی هستند که ما در اصطلاح به آن «وجدان» می گوییم. آن ها به راحتی دروغ می گویند و شما را فریب می دهند. امکان دارد سابقه بازداشت قانونی به خاطر رفتارهای خلاف هم داشته باشند.

آن ها عموما به صورت تکانشی عمل می کنند، یعنی از درک پیامد کاری که می کنند عاجز هستند. امکان دارد به شما صدمه بزنند، شما را کتک بزنند، ولی نسبت به این رفتار شرمنده نباشند، یا با سیاست دل شما را به دست آورند، ولی همچنان به این رفتارشان ادامه دهند. آن ها مسئولیت پذیری کمی در قبال زندگی مشترک دارند. با وجود این آن ها می توانند در روابط اجتماعی بسیار پذیرا و با اعتماد به نفس بالا باشند و در برخوردهای اول استعداد بالایی از خود نشان دهند.

* اختلال شخصیت مرزی
آن ها نگرانی دائمی از «طرد شدن» و «کنار گذاشته شدن» دارند. رابطه آن ها عموما پرشور و هیجان ولی بی ثبات و پرتنش است. مرزی ها امکان دارد گاهی اوقات به خودشان آسیب بزنند و حتی امکان دارد افکار خودکشی هم داشته باشند. آن ها عموما نگران تاثیری هستند که روی دیگران می گذارند. شما در ارتباط با یک مرزی هیچوقت از پرخاشگری های کلامی آن ها در امان نیستید. آن ها در اصطلاح عام «دمدمی مزاج» هستند.

در بیشتر اوقات پریشان هستند، احساس پوچی می کنند و نوسانات شدید هیجانی و احساسی را تجربه می کنند. رفتارهای تکانشی هم در آن ها دیده می شود، رفتارهایی که امکان دارد آن ها را در معرض آسیب قرار دهد. نگرانی از کنار گذاشته شدن در آن ها موجب می شود که از همسرشان توجه افراطی بخواهند و همین موجب می شود که بیشتر طرد شوند.

مرزی ها هویت یکپارچه ای ندارند. وقتی شما با یک مرزی زندگی مشترک دارید، همیشه کلافه و سردرگم هستید و تکلیف خودتان را نمی دانید.

* اختلال شخصیت خودشیفته
آن ها همواره خود را فردی منحر به فرد می دانند که تنها افراد خاص و باهوش می توانند آن ها را درک کنند. خودشیفته ها نیاز به تحسین دارند و بنابراین همیشه از شما طلب تایید دارند. در ارتباط با یک فرد خودشیفته، شما همیشه این احساس را دارید که شنیده نمی شوید و فقط شنونده نیازهای او هستید. آن ها خود را همیشه حق به جانب فرض می کنند و عموما خود را فرد مهمی می دانند و در مورد توانایی های خود غلو می کنند.

توقع دریافت توجه خاص از سوی دیگران، مهم ترین ویژگی یک فرد خودشیفته است. او نمی تواند با شما همدلی کند و دنیا را از دریچه دید شما ببیند.

طلاق آرام و آشتی جویانه

بعضی ویژگی ها و فرآیندهای ارتباطی، می تواند ما را مجاب کند که طلاق گزینه مناسبی است‎

۲ -وقتی همسرتان کنترل شدیدی روی زندگی شما دارد
اگر همسری دارید که تلاش خستگی ناپذیری برای کنترل شما دارد و بر رفتار، دوستان، فعالیت های اجتماعی و اقتصادی شما حد و مرز شدیدی می گذارد، اگر همسری دارید به هر شیوه ای از جمله تهدید، ایجاد فشار، ایجاد تنش در رابطه، ایجاد احساس گناه در شما و با انتقادهای شدید شما را وادار می کند تا به گونه ای که او میل دارد زندگی کنید، لازم است که درباره ادامه ارتباط با چنین فردی تجدیدنظر کنید. درواقع چنین کنترل شدیدی مصداق «سوءاستفاده ارتباطی» است و یکی از نشانه های بارز رابطه ناسالم به شمار می رود.

۳- وقتی همسرتان اعتیاد دارد
اگر همسرتان به سوءمصرف مواد مخدر، مواد محرک و نیروزا، مصرف الکل و قماربازی اعتیاد دارد، اگر شما بارها تلاش کرده اید که وی را به سلامتی برگردانید، یا به اقدام هایی از قبیل بستری برای ترک یا مشاوره های گوناگون برای ترک کردن او دست زده اید ولی موفق نشده اید و اگر این اعتیاد همسرتان به گونه ای به خودتان، به فرزندانتان و خانواده تان آسیب می رساند، می توانید درباره ادامه ارتباطتان تجدیدنظر کنید. با این وجود نمی توان منکر این شد که یکی از دلایل ترک موفقیت آمیز برای معتادین، حمایتی عاطفی اجتماعی است که می تواند از همسرش دریافت کند.

۴ -وقتی همسرتان مکرر به شما خیانت می کند
اگر همسرتان تجربه خیانت به زندگی مشترک، اعم از خیانت عاطفی یا جنسی را دارد و این خیانت به طور مداوم تکرار می شود و به نظر نمی رسد که بهبودی حاصل شود، شما می توانید به جدایی فکر کنید. البته خیانت همیشه به معنای تمام شدن رابطه نیست، خیانت قابل درمان است و نیاز به گذشت شما نیز دارد، ولی اگر متوجه شده اید که همسرتان تمایلی به تغییر رویه اش ندارد و صرفا برای لذت شخصی دست به خیانت می زند، احتمالا تلاش ما ناکام خواهد ماند.

ماهنامه سپیده دانایی

روغن منداب

اطلاعات عمومی, پرخوران گمنام, پزشکی, تغذیه و آب درمانی هیچ دیدگاه »

روغن منداب
این گیاه بومى ایران است که در غالب مزارع ایران مخصوصاٌ در نواحى شمالى و نواحى اطراف دریاى خزر مانند گیلان ، مازندران ، کرمانشاه، آذربایجان ، اهواز، بوشهر، تهران ، خراسان جنوبی، یزد ،جندق و بلوچستان یافت مى شود.
نیازهاى اکو لوژیکى:
این گیاه سرما دوست یا بلند روز که همانند گندم داراى انواع پاییزه وبهاره است . مقاوم به خشکى مى باشد و تولید موفق آن دیم کارى حدود ۴۰۰۰ میلیمتر آب نیاز دارد با این حال به رطوبت زیاد خاک نیز سازگارى ندارد تولید منداب در اغلب خاک ها به اسید یته ى حدود خنثى امکان پذیر است .
منداب در خاک هاى فقیر نیز بیشتر است . دردرجه حرارت پایین دوام واستقامت بالایى دارد . دلیل مقاومت به خشکى روغن هاى موجود در بذر است.
ترکیبات شیمییایى:
دانه منداب داراى ۳۰% مواد پروتیینى و معادل همین مقدار مواد چرب است از دانه آن روغنى استخراج مى شود که در حرارت ۳۱ درجه ذوب مى شود ولى در گرماى کمتر از آن بصورت توده اى سفید رنگ با ظاهر متبلور است. روغن حاوى اسید اوسیک ، مقدار نسبتاٌ زیادى ماده گواتززا بنام گلوکوز زینولیت است .
پس از استحصال روغن دانه منداب کنجاله اى باقى مى ماند که ۳۸% برتین خام دارد ودر کنجاله سیناپین وجود دارد و مهمترین منبع ترى متیل آمین است.
منداب-۳

دانه اش اثر قرمز کننده پوست بدن دارد.
خاصیت روغن منداب:
۱ – اثر ضد اسکوربوت دارد.
۲ – مدراست.
۳ – خاصیت نیرودهندگی دارد.
۴ – قدما براى آن اثر مقوى قوه باء قائل بوده اند و حتى عقیده داشتند که این اثر در آن غیر قابل تردید است.
۵ – داراى اثر مقوى معده میباشد.
۶ – رفع کننده خستگى عمومی بدن است.
۷ – برای رفع آب آوردن انساج بدن مفید است .
منداب-۷
۸ – عوارض بیماری های صداعو هیستری را برطرف میکند.
۹ – گیرهای قاعدگی را رفع میکند.
۱۰ – ضدتشنج می باشد.
۱۱ – ضدکرم وانگل های بدن است.
۱۲ – عرق آور و تسریع کننده گردش خون است.

فنگ شویی

اطلاعات عمومی, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

فنگ شویی
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

فانگ شویی (به چینی: 風水) که به معنای باد و آب است، یک فلسفه و فن باستانی در چین است و برای پیدا کردن دکوراسیون مناسب و چیدمان درست اشیا در ساختمانهای مسکونی، تجاری، باغ و غیره استفاده می‌شود تا بهترین اثر را بر سلامتی، شادی، موفقیت، هماهنگی و به طور کلی انرژی مثبت چی داشته باشد. مهم‌ترین چیزهایی که باید رعایت کرد، پرهیز از بی نظمی و هرگونه انباشتگی، استفاده از رنگهای مناسب، خطوط منحنی، در نظر گرفتن جهت‌های مناسب است.

محتویات

۱ اصول
۱.۱ چی
۱.۲ یین و یانگ
۱.۳ پنج عنصر
۱.۴ هشت جهت
۱.۵ جدول عنصرها، جهتها، رنگها و نمادها
۱.۶ مربع لوشو
۲ بازتاب فنگ شویی در ایران
۳ کاربرد فنگ شویی در دکوراسیون
۴ منابع

اصول
چی
1

در فلسفه فنگ شوی، چی (Qi یا chi) نوعی انرژی است که اگر در حالت مثبت باشد شنگ چی (Sheng chi) یا (دَم کیهانی) یا (انرژی حیاتی) نامیده می‌شود و شانس خوب را به انرژی فیزیکی، روابط عاطفی و رفاه مادی تبدیل می‌کند و جریان داشتن درست و مناسب چی در خانه بسیار مهم است.

اما اگر چی راکد بماند و نتواند جریان آزادانه‌ای داشته باشد به انرژی مخربی تبدیل می‌شود که شا چی (Sha Chi) یا همان شا نامیده می‌شود.

انباشتگی و بی نظمی (مثلاً اتاق نامرتب و کپه‌های لباس، یا وسایل بی مصرف در کیف، یا در راهرو و تراس ساختمان) موجب می‌شوند چی نتواند آزادانه به حرکت درآید و به شا چی تبدیل می‌شود.

برای جریان داشتن چی باید از خطوط نوک تیز اجتناب کرد. مثلاً اثاثیه‌ای که لبه گرد دارند بهتر از وسایل نوک تیز است. زیرا چی در خطوط منحنی حرکت می‌کند و شاچی در خطوط تیز و شکسته.

چی
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
Qi 3 forms.jpg
4

چی (به چینی: 気) در فرهنگ سنتی چین بخش فعال و زنده‌ای‌ست که در هر موجود زنده‌ای وجود دارد. این واژه در کره‌ای گی و در ژاپنی کی تلفظ می‌شود. چی معمولاً به انرژی حیاتی ترجمه می‌شود و معادل تحت‌اللفظی آن هَوا و نَفَس است.

تقویت و تمرکز بر جریان چی در بدن یکی از مهمترین بخش‌های فلسفه و پزشکی سنتی چین و هنرهای رزمی شرقی است.
منابع

مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «[۱]»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد. (بازیابی در ۲۵ ژوئن ۲۰۰۸)

یین و یانگ
Yin yang.svg

5

یین و یانگ نیز در فلسفه فنگ شویی کاربرد دارد و سعی در به تعادل رساندن آنها می‌شود..
پنج عنصر

2
چرخه سازنده با فلشهای سیاه (به شکل پنج ضلعی) و چرخه مخرب با فلشهای صورتی (به شکل ستاره) نشان داده شده است.

در فلسفه چینی عناصر اربعه نداریم بلکه پنج عنصر (Wu shing یا Wu xing) داریم! این پنج عنصر چوب، آتش، خاک، فلز، آب هستند. عدد ۵ در چین عدد بخت است. بر خلاف عناصر اربعه چینیان معتقد نبودند که جهان از عناصر پنجگانه ساخته می‌شود بلکه معتقدند این عنصرها نشانگر تغییر هستند و هر یک عنصر بعدی را می آفریند.
چرخه سازنده با فلشهای سیاه (به شکل پنج ضلعی) و چرخه مخرب با فلشهای صورتی (به شکل ستاره) نشان داده شده است.

عناصر چهارگانه
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از عناصر اربعه)
ارسطو و عناصر چهارگانه

عناصر اربعه یا عناصر چهارگانه (به پارسی سره چارآخشج یا چهارآخشیج)[۱] چهار عنصر آب، هوا، خاک و آتش هستند که یونانیان باستان آن‌ها را عنصرهای سازندهٔ جهان می‌دانستند.[۲]

نور خورشید را مخلوطی از هوا و آتش تصور می‌کردند و یخ را همان آب می‌دانستند که سختی سنگ را به دست آورده‌است.[۲]

اگرچه این دیدگاه ممکن است بسیار عامیانه به نظر رسد، اثرهایی ژرف بر درک امروزی ما از جهان دارد. یکی از این آثار توجه به حالات ماده‌است. مفهوم ماده و انرژی را می‌توان از اعتقاد به عناصر اربعه برداشت کرد؛ خاک نمایندهٔ حالت جامد، آب نمادی از حالت مایع، و هوا یادآور حالت گازی است. به این ترتیب سه عنصر نخست حالات سه گانهٔ ماده را یادآور می‌شوند.[۲]

اثر دیگر معرفی آتش است. آتش نمایندهٔ مفهوم انرژی و بیانگر تغییراتی است که انرژی در ماده و حالات آن به وجود می‌آورد. بدین ترتیب مفهوم ماده و انرژی را به آسانی می‌توان از دیدگاه پیشینیان، برداشت کرد.[۲]

اینکه یونانیان در برهه ای از تاریخ چنین دیدگاهی داشته اند درست است اما به اینکه چنین دیدگاهی نخست از کدام اندیشه برآمده ارتباط خاصی ندارد. بسیاری بر این عقیده اند که نخستین کسی که بحث عناصر طبیعت و احترام به آن ها را پیش کشید زرتشت است[۳].
جستارهای وابسته

مزاج (پزشکی سنتی)

منابع

آخشیج لغت نامه دهخدا، – بازدید: ۳۱ ژانویه ۲۰۱۱
شورای تالیف گروه شیمی دفتر برنامه ریزی و تالیف کتاب‌های درسی. شیمی(۱) سال اوٌل دبیرستان. چاپ دهم. تهران: شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی ایران، ۱۳۸۹.
گاتها

چرخه سازنده: این عنصرها نشانگر تغییر هستند و هر یک عنصر بعدی را می آفریند یعنی: آب، چوب را تغذیه می‌کند. –> چوب، سوخت آتش است. –> آتش، خاک را (به شکل خاکستر) به وجود می‌آورد. –> فلز از خاک بدست می‌آید. –> فلز می‌تواند مانند آب جاری شود.

چرخه مخرب: اگر این عنصرها نادرست استفاده شوند (یکی در میان استفاده شوند) خطرناک می‌شوند و چرخه مخربی ایجاد می‌کنند. زیرا: آب، آتش را خاموش می‌کند. آتش فلز را ذوب می‌کند. فلز، چوب را می‌برد. چوب، خاک را می فرساید. خاک، آب را آلوده می‌کند.

چرخه تحلیل برنده: برعکس چرخه سازنده است زیرا آتش چوب را تحلیل می‌برد. چوب آب را ضعیف می‌کند. آب فلز را، فلز خاک را، و خاک آتش را تحلیل می‌برد. چرخه تحلیل برنده با چرخه مخرب فرق دارد زیرا چرخه مخرب “شا چی” تولید می‌کند ولی چرخه تحلیل برنده انرژی منفی ایجاد نمی‌کند فقط عنصر مورد نظر را کمی ضعیف می‌کند و اگر عنصری بیش از حد وجود داشته باشد می‌توانیم از چرخه تحلیل برنده استفاده کنیم تا بدون ایجاد انرژی مخرب تعادل را در محیط به وجود بیاوریم.
هشت جهت

در فنگ شویی باستانی بر اساس شرایط جوی و محیطی زمین هر یک از عناصر پنج گانه را به یکی از جهات جغرافیایی اختصاص می دادند که تا به امروز در کلیه متون فنگ شویی به جای خود باقی است . جهت‌های قطب نما نیز در فنگ شویی مهم هستند. هر جهت (شمال-جنوب-شرق-غرب-شمال شرقی-شمال غربی-جنوب شرقی-جنوب غربی) با یکی از عناصر پنجگانه در ارتباط است و بر هم تاثیر دارند. هنگام دکوراسیون یا حتی هنگام ساختن ساختمان به این جهت‌ها دقت می‌کنند.

آب –> شمال

چوب –> شرق، جنوب شرقی

خاک –> مرکز، شمال شرقی، جنوب غربی

فلز –> غرب، شمل غربی
جدول عنصرها، جهتها، رنگها و نمادها
عنصر رنگ جهت تصویر شکل
آب مشکی/آبی تیره شمال لاکپشت خطوط موجی
چوب سبز/آبی روشن شرق/جنوب شرقی اژدها مستطیل
آتش قرمز/ارغوانی جنوب ققنوس مثلث
خاک زرد مرکز/شمال شرقی/جنوب غربی امپراتور مربع
فلز سفید/نقره ای غرب/شمال غربی ببر دایره/بیضی
مربع لوشو
3

MagicSquare-LoShu.png مربع لوشو (Lo Shu Square) نوعی مربع جادویی ۳ در ۳ است که احتمالاً باستانی‌ترین روش استفاده از فنگ شویی است و طبق افسانه‌های چینی، امپراتور یو آن را بر لاک یک لاکپشت غول پیکر پیدا کرد! به هر خانه این مربع یک عدد تعلق دارد. از هر طرف که این اعداد را جمع کنیم حاصل آن ۱۵ می‌شود. کل خانه یا ساختمان، اتاق، دفتر کار، میز و هر چیزی را می‌توان بر اساس مربع لوشو و با در نظر گرفتن جدول بالا چید تا بهترین نتیجه را بدهد و هر بخش از خانه به یک حوزه زندگی انسان (مثلاً روابط، سلامتی، حرفه، …) مربوط می‌شود. البته از مربع لوشو به چند روش مختلف می توات استفاده کرد.

روش رایج: ۱=دورنمای کاری-شغلی، منزلت شما از دیدگاه خودتان ، ۲=ارتباطات از هر نوع به خصوص ارتباط عاطفی، ازدواج، شراکت و همراهی طولانی مدت ، ۳= روابط خانوادگی، گذشته، نیاکان شما ، ۴= خوشبختی و سعادت ، ۵= سلامتی جسمی ۶= خدایان و ارواح، آنهایی که قادر به کمک به شما هستند ۷=کودکان، باروری، خلقت، علایق و اوقات فراغت، هدیه‌های جالب ۸= دانش و تحصیلات، نوآوری و خلاقیت ، ۹=شهرت، نام نیک، احترام برای شما
بازتاب فنگ شویی در ایران

در ایران کتاب های بسیاری در این باره ترجمه و منتشر شده است وهمچنین کلاس هایی برای آموزش آن برگزار می گردد و نیز یک فیلم سینمایی با نام نارنجی پوش به کارگردانی داریوش مهرجویی با الهام از این مکتب در سال ۱۳۹۰ ساخته شده است .[نیازمند منبع]
کاربرد فنگ شویی در دکوراسیون

فنگ شویی بر این اساس است که رنگ ها اثر قوی و قابل توجهی روی افراد و عملکرد مغزی آنها می گذارد. چند مورد از اثر رنگ ها به این قرار است: برای خوش شانسی از رنگ قرمز استفاده می شود. این رنگ بهترین گزینه برای ورودی منزل است. زرد و بنفش رنگ های مبارک و سودمندی برای روحیه انسان تلقی می شوند. برای تازگی و رشد از رنگ سبز استفاده می شود.

رنگ های تیره باعث احساس آرامش و نیز ممکن است باعث پایین آوردن خلق شوند در حالی که رنگ های روشن باعث افزایش انرژی و شروع انجام کار می شوند. نارنجی و قهوه ای سمبلی از سلامتی و دانش هستند.

در حالی که آینه ها در دکوراسیون کاربرد دارند، در فنگ شویی به عنوان وسیله ای برای جذب کردن، حرکت یا تغییر جهت انرژی بکار برده می شوند. آینه ها باعث بزرگ شدن یک فضا، صاف کردن دیوار، یا پنهان کردن فضا بکاربرده می شوند. در فنگ شویی اغلب آینه ها به شکل دایره یا هشت ضلعی هستند. نکته مهمی که در مورد آینه ها در فنگ شویی وجود دارد این است که آینه ها باید کامل بوده و به شکلی نباشند که اشیا را تکه تکه تقسیم کنند.

ضرورت بکارگیری ساعت در فنگ شویی اندازه گیری گذر زمان است. فضاهای مناسبی در خانه برای نشان دادن ساعت وجود دارد. آشپزخانه، اتاق نشیمن یا اتاق کار از بهترین جاها هستند. وجود ساعت در اتاق خواب ضرورت دارد.

در فنگ شویی بکار بردن نقاشی های متعدد می تواند انرژی محیط را از لحاظ سلامتی، دانش، خانواده، عشق، شهرت و ثروت افزایش دهد. برای افزایش طول عمر و سلامتی بیشتر عکس هایی از آهوی کوهی، دختران زیبا، درخت کاج یا بامبو را در سمت راست نصب می کنند. برای ایجاد فضای دانش و معرفت از رنگ زرد و بژ برای محیط استفاده می شود. برای پیشرفت شغلی اتاق کار را در قسمت شمالی خانه قرار می دهند. از رنگ سفید در منزل برای استحکام پیوند خانوادگی استفاده می شود. [۱]
منابع

[۱]

کتاب کوچک فنگ شویی.نوشته جانات دی. ترجمه لیلا هدایت پور

Wikipedia contributors, “Feng shui,” Wikipedia, The Free Encyclopedia,http://en.wikipedia.org/wiki/Feng_shui (accessed May 21, 2012).

۷ سندروم باورنکردنی در دنیا

اطلاعات عمومی, پزشکی هیچ دیدگاه »

بیماری های مختلفی در دنیا وجود دارد که از آن ها اطلاعی ندارید. بیماری زامبی شدن یکی از این دسته بیماری های ناشناخته است که افراد خودشان را مرده متحرک می دانند.
به گزارش گروه خواندنی های باشگاه خبرنگاران، سندروم به نوعی نام دیگر بیماری است اما اغلب در مورد مواردی استفاده می شود که بیماری های ناشناخته یا خیلی خطرناک باشند. علم پزشکی تا به حال سندروم های بسیاری را کشف کرده است که شاید بیش از نیمی از آن ها درمانی هم نداشته باشند. تا به حال نام سندروم های مختلفی را شنیده اید اما این بار به صورت سندروم های کمتر معرفی شده رفته ایم.

**سندورم بی خوابی ۲۴ ساعته

تاب هحال به این موضوع اندیشیده اید که یک روز کامل را بدون خوابیدن سر کنید؟ حتی فکر کردن به این موضوع هم خسته کننده و عذاب آور است چه برسد که به بیماری دچار شوید که مانع از خوابیدن شما می شود. سندروم بیخوابی ۲۴ ساعته باعث می شود تا تمام زمان های خواب و بیداری شما بهم بریزد و همیشه خسته و خوابالود باشید. این بیماری می تواند در بینایی افراد نیز تاثیر شدیدی داشته باشد.

** سندرم بوی ماهی

ماهی خوراکی است که با همه فوایدش بازهم عده ای از آن دوری می کنند اما عده ای هم هستند که خودشان تبدیل به ماهی شده اند. بوی ماهی تقریبا یکی از بدترین بوهای دنیا است حال فرض کنید بیماری خاصی این بو را در بدن شما ایجاد کند. سندروم بوی ماهی باعث می شود تا سیستم های دفع بوی بدن از کارافتاده و افراد بدن، عرق و حتی نفسشان بوی بد ماهی خام و مانده را بدهد. البته این سندروم در دنیا بسیار کم است و تابه حال عده زیادی به آن مبتلا نشده اند.

** سندروم لهجه خارجی

یکی از جالب ترین سندروم های دنیا است که باعث می شود فردی پس از یک حادثه کوچک در طول یک دوره کما تمام بخش ربانی مغزش متحول شود. این بیماری در طی حادثه های مغزی به وجود می آید که باعث می شود فرد ناکهان لهجه یا کلا زبانش تغییر کند. در مواردی از این بیماری افرادی که تنها دوروز اموزش زبان خارجی را یاد گرفته بودند در طی حادثه کاملا روان به آن زبان سخن می گویند. این افراد البته پس از مدتی دوباره به حالت اصلی خود برمی گردند اما زبان دوم را فراموش نمی کنند.

** سندروم خوردن

یکی از سندورم های خوشمزه دنیا که باز هم بر اثر آسیب های مغزی به وجود می آید. در این بیماری قسمت راست مغز که مربوط به فرمان های سیر شدن و گرسنگی است از کار می افتد پس این افراد بدون توجه به میزان خورد و خوراکشان فقط غذا می خورند. این سندورم به نظر بامزه است اما از نظر مالی و همچنین وزن بسیار بیمار را اذیت می کند. این افراد معمولا آنقدر می خورند تا بسیار چاق شده و از این وضع جانشان را از دست بدهند.

** سندروم زامبی

یکی از سندروم های بسیار نادر که بیشتر در آمریکا دیده شده است بر اقر اختلالات ژنتیکی به وجود می آید. این بیماری در افراد باعث می شود تا آن ها فکر کنند مرده اند. آن ها فکر می کنند مره های زنده یا زامبی هستند که خونی در بدن ندارند و تمام اندام های داخلی بدنشان از بین رفته است به همین دلیل دست به اقدام های خطرناک می زنند. بسیاری از این افراد به علت تفکراتی که دارند خودکشی می کنند.

** سندروم انفجار سر

یکی از سخت ترین سندروم های دنیاست که باعث می شود بیمار در سرش همیشه صدای یک انفجار بزرگ را بشنوند. این صدای انفجار گاهی آنچنان زیاد خواهد بود که این افراد نگهان بیهوش می شوند و در عده ای این بیماری باعث دیوانگی آن ها می شود. تا به حال پزشکان برای این بیماری درمانی را پیدا نکرده اند و بیماران باید تا انتهای عمر خود از این بیماری رنج ببرند.

یادداشت دختر دکتر شریعتی درباره نسلی که عاشق نمی شود

اطلاعات عمومی هیچ دیدگاه »

این ناامیدی را ما در چهره ی جوانانمان می بینیم. همین جوانها که به ظاهر میهمانی می گیرند و می خوانند و می رقصند… ولی عاشق نمی شوند، شور ندارند، دلخوش نیستند ، به هیچ چیز . در جستجوی امنیت هستند…و موفقیّت . همین جوانانی که می خواهند در لذّت به فراموشی برسند.

قهرمانانِ لذّت در فلسفه ، همه متفکرینی هستند که به لذّت در غلطیده اند ، چون شادی ندارند , امید ندارند , چهره های عبث هستند . لذّتِ مستی، خماری … هرچه که بی خبری می آورد و بیحسی … در هیچکدام اما، عشق و شور و امید نیست . در مفاتیح خواندم که دعای کمیل دعای خضر نیز هست و خضر پیامبرِ امید است . ما را ، موسی را ، با خود در همه ی ماجراهای سخت اش همراهی می کند و هر بار در برابرِ سوالِ ما، چرا های ما، عصیانِ ما، مخالفتِ ما با قتلِ آن کودک ، با خراب کردنِ آن دیوار، با غرق شدنِ آن کشتی … میگوید : نگفتم که ایمان نداری ؟ و در پاسخ میشنود که : صبر خواهم کرد و عاصی نخواهم شد .

امروز امّا ما عاصی شده ایم . دیگر صبر نداریم. عاصی شده ایم، نه نسبت به واقعیتی که نمیفهمیم، بلکه نسبت به خودمان. نسبت به توهماتمان. به اینکه هر بار امید بستیم و هر بار ناکام ماندیم. اینست که دل از حقیقتمان کنده ایم . خضر را تنها گذاشتهایم , همراهی اش نمیکنیم , ایستاده ائم و سر به زیر شده ایم . پذیرفته ائم که بیاد دعا باشیم ، سرِمان به کارِ خودمان باشد .

جامعه و تاریخ را بسپاریم به دستِ سیاستمدار و قدرتمدار، و زندگیمان را بکنیم . این ناامیدی را ما در چهره ی جوانانمان میبینیم . این ناامیدی را ما در ذهنیتِ مردممان احساس میکنیم . تمام شهر حجله بندانِ مرگِ امید این مردم است . مردمانی که خسته شده اند؛ که مجروح اند؛ که داغدارند؛ که میخواهند باز ماندگانشان را از بلای سیاست و بیداد فقر حفظ کنند و مصونشان بدارند .این ناامیدی را ما در سخنِ امروزِ روشنفکرانمان، استشمام میکنیم .

خضر آن پیامبری ست که ما بیش از هر زمان، به او نیازمندیم .چرا ؟ چون ما امروز به امید ، بیش از هر چیز محتاجیم .دوره ای بود دوره ی ما، بیست و چند سال پیش، ما سرشار از شور و شوق و امید بودیم . فلسفه ی مان برای “تغییرِ جهان” بود و نه “تفسیرِ آن”. جامعه شناسی مان برای بهم زدنِ نظمِ موجود بود و بر پائیِ نظمِ اجتماعیِ نوینی . تاریخمان گشوده بود و تاریخِ فردا در دستهای ما بود . میخواستیم انقلاب کنیم , نظمِ جهان را تغییر دهیم. مدینه ی فاضله ی خودمان را ، در گروهِ کوچکمان ، در جامعه ی بزرگمان ، در جهان ، تحقق دهیم . همبستگی شعارِ ما بود و رفاه را جز در تقسیم اش با دیگران نمی خواستیم. بیست سالِ پیش، جامعه ی ما شاهد پیدایش و رشد هزاران گروه بود. به اسامی شان نگاه کنید : آرمان و مردم، دو مؤلفهی ثابت بود. آرمان، آوا، ندا، صدا، فریاد… همه نشان از قدرتِ ما، عزمِ ما در رساندنِ حرف و حدیث مان به گوش دیگران داشت؛ و بعد، خلق، مردم، مستضعفین، کارگران… یعنی یک تجمع، یک جمع، چرا که ما رستگاری را برای همه میخواستیم. این پروژه ی مشترکِ ما بود. این حَبلِ مَتین ما بود. ریسمانِ مشترک ما. این همان طنابی بود که ما را از چاه نجات میداد و به صعودمان وا میداشت . اما این دوره، خوب و بد، گذشته است.

از آن زمان تا به امروز تحوّلاتِ بسیاری رخ داده است. در جهان، در ایران .
در جهان، افسون زدائی شده است. عصرِ انقلابات به سر رسیده است. عصرِ ایدئولوژی ها به پایان رسیده است. مذاهبِ امید، مذاهبی که وعده ی رستگاری و نجات میدادند، در بحرانند.

روشنفکران، مرگِ ایدئولوژی ها را اعلام کرده اند. پایانِ تاریخ را اعلام کرده اند. انتظار به پایان رسیده است. دیگر سبزواری ها، هر روز اسبی را زین نمیکنند و بر دروازه ی شهر نمیبنند تا امامِ زمان اگر آمد، سوارش شود. امروز از صاحب زمان میخواهند که دیرتر بیاید تا امتحانِ کنکور باز هم به تعویق نیفتد !

سخن گفتن از امپریالیسمِ جدید، دیگر خریدار ندارد. گفتمانِ عدالتخواهی، مغلوبه شده است . از مذهب گفتن، زدگی ایجاد میکند. ملی گرائی کارِ پدرانِ ما بود. درنتیجه، مبارزه با امپریالیسممان را حواله میدهیم به سازمان ملل. سوسیالیسم مان را تقلیل میدهیم به خیرخواهی و حَسَنات. مذهبمان را “تبدیل” میکنیم به معنویتی بی ضرر، و انقلابی گریِ دیروزمان را “تعبیر” میکنیم به جوانی و خامی .

اما مسائلِ ما آیا از آن زمان تا به امروز تغییر کرده است؟ آیا فقر و گرسنگی کمتر از دیروز است؟ نیاز به مذهبی که پشتوانه ی عدالتخواهی و دست در دستِ آزادی باشد، کمتر است ؟ سلطه ی بیرقیبِ امپریالیسمِ جدید، مگر عیانتر از دیروز نیست ؟ واقعیتِ جهانِ سوم مگر نه اینکه همچنان موجود است و امروز بیش از دیروز در زیرِ غلطکِ بازارِ جهانی دارد قربانی میشود ؟ و مگر نه اینکه برای جلوگیری از آنچه که از پی مهاجرتهای مکررِ جـوانان و مغزهای جامعه که فروپاشیِ ملی می نامند , ما بیش از هر زمان نیازمند ایجاد یک روحِ ملی و احساسِ تعلقِ مدنی به این سرزمین هستیم ؟ نسلِ ما ، نسلِ دیروز ، در پشتِ “نه” ای قهرمانانه ، در پشتِ سنگرِ اصولِ اخلاقی و اعتقادی اش در برابرِ واقعیت میایستاد. واقعیت را نمیپذیرفت .

رونو، خواننده ی فرانسوی میخواند : “جامعه ! گرفتارم نخواهی کرد.”

پسوا، شاعرِ پرتقالی می نوشت : “…واقعیت! فردا بگذر. برای امروز دیگر کافیست …”

اخوان میگفت : “بیا ره توشه برداریم، قدم در راهِ بی برگشت بگذاریم…”

هوگو می سرود : “پاهایم اینجا، چشمهایم جایی دیگر!…”

نسلِ ما چشمهایش به جایی دیگر بود. نسلِ ما قدم میگذاشت در راهِ بی برگشت. امروزه امّا، عصرِ پذیرشِ واقعیت است. پذیرشِ سرنوشت. عصرِ دست کشیدن از آرزوهای بی سو و سرانجام است و دعاوی بیحساب و کتاب . و این واقعیتِ جهانی، در ایرانی که تجربه ی انقلاب و جنگِ خارجی و داخلی و اصلاحات و… را همه در طیِ بیست سال تجربه کرده است، بیشتر نمادینه شده است. خسته شده ایم از این تجربه ای مکرر و همه تلخ. اینست که پناه میبریم به امنیتِ زندگیِ شخصی، و از ادعاهای بلند و پروژههای مشترکمان دست میشوئیم و این همه را به حسابِ عقلانیت، پختگی و تجربه ی تاریخ میگذاریم.

به آهنگهای امروزی نگاه کنید : مدام به فراموشیات میخوانند، به پذیرشِ واقعیت. اکتفا به آنچه که هست : “گذشته ها گذشته”، “این کارِ سرنوشته”. “عمرکمه، صفا کن”، ” اگه نباشه دریا، به قطره اکتفا کن”.

نسلِ دیروز بر سر حرفاش می ایستاد، تا آخر. تزلزل را خیانت میخواند و بُریدگی. نسلِ امروز امّا “حرفش را پس میگیرد.” و میخواند که “خیال نکن نباشی، بدونِ تو میمیرم”. میخواهد واقعیت را بپذیرد، در آن دخیل شود، حتی گاه دوستش داشته باشد، و به خود بقبولاند که میتواند به بازیاش بگیرد. میخواهد مثبت اندیش باشد، خوشبین. کار را یکسره کند. وارد صحنه ی واقعیت شود. در آن مشارکت کند.

روشنفکرانمان به ما میگویند : “این”، درست است، “آن”، جوانی بود و خامی . ما باید تجربه ی تاریخ را در نظر داشته باشیم. باید فرزند زمانه ی خویش باشیم. امروز عصر، عصرِ عقلانیت است.
ادعاهای گذشته را نگاه کنیم : انقلابِ اجتماعی. سوسیالیسم. جهانِ سوم گرائی. مذهبِ سیاسی. مردمخواهی … همه ی اینها را تجربه کردیم و امروز به اینجا رسیده ایم. درنتیجه، تجربه ی تاریخی حکم میکند که در حرفهامان تجدید نظر کنیم. اگر ما مبارزینِ دیروز میگفتیم : آرمان و مردم، امروز باید بگوئیم : عقلانیت و فرد . اگر ما مذهبیهای دیروز میگفتیم : مذهبِ ایدئولوژیک. یا به قولِ بازرگان ، مسلمانِ اجتماعی، امروز باید بگوییم : معنویتِ فردی، دینداریِ خصوصی. اگر ما روشنفکرانِ چپِ دیروز میگفتیم : سـوسیالیزم، امروز باید بگوییم : نیکوکاری، کار حسنه،

خیرخواهی. اگر ما جهان سومیهای دیروز میگفتیم : راهِ سـوم، امـروز باید بگوئیم، دمکراسیِ لیبرال. باید واقعیتِ جهانی شدن و نسبیتِ مرزهای ملی را پذیرفت.

از طرفی، مذهبِ اجتماعی هم، تجربه ی خودش را پس داده است. انقلاب هم کردیم و دیدیم که چه بود. سوسیالیزم هم که دیوارش فرو ریخت و راه سوم هم که به بیراهه انجامید… این حرفها را تاریخ منسوخ کرده است. این لیلی و مجنونها به درد ادبیات میخورند، واقعیتها را باید پذیرفت، با همه کاستیها و کم بودهایش، وگرنه متعصبی خواهید ماند، جزمی، تنگ نظر و خشونتگرا !
و نسلِ امروز قبول کرده است که کم توقع باشد و واقعبین، و دل خوش کند به “به ـ بودِ” همین واقعیت.

نتیجه اش اما چه شده است ؟ نتیجه ی این حرف شنوی ها از گفتمانِ غالب چه شده است؟ نتیجه اش این شده است که ما به دلیلِ شکستِ الگوهایمان، در ارزشهایمان نیز تجدید نظر کرده ایم. در آرمانها و آرزوهایمان. چون الگوی سوسیالیزم شکست خورد، سوسیالیزم را کنار گذاشتیم. چون الگوی مذهبِ اجتماعی با قدرت و منافعِ قدرت در هم آمیخت و به فاجعه انجامید، دینداریِ اجتماعی و متعهد به مردم را هم کنار گذاشتیم . چون (دولت) متولیِ ملت شد، تعلقِ ملی را زیر سوال بردیم و جز به گریز نمیاندیشیم و چون به همهی امیدهای ما خیانت شد، طناب را رها کردیم و در چاهِ واقعیتِ روزمرّگی مان، به بقاءِ خود می اندیشیم .

در جستجوی خود، مارگزیده شده ایم، اینست که از هر آنچه که خاطره و خطرِ این گَزیدگی را دوباره زنده و نزدیک میکند، گریزانیم. جستجو را کنار گذاشته ایم و به مصون نگه داشتنِ آنچه که هست، بسنده میکنیم. اما این تجربه های همه تلخ، بایستی توشه ی ما برای ادامه ی جستجو باشد. مگر نه اینکه به گفته ای : “…ضربهای که هلاکمان نمیکند، قویترمان خواهد کرد…”؟ صحبت بر سرِ پایبندی به الفاظی چون ایدئولوژی، سوسیالیزم، دمکراسیو… نیست. وفاداری ما نه به پوسته که به مغز است. مغز را برداریم و پوسته را رها کنیم. شریعتی میگفت : برای من سوسیالیزم یک نظامِ اقتصادی نیست، فلسفهی زندگی است. برای ما نیز، ایدئولوژی یک سیستمِ بسته ی عقاید نیست، همان است که نسلِ جوانِ امروز از “مَرام” مراد میکند. مَرام به معنای تعهد و پایبندی به اصول و ارزشهایی.

از دو موضع به ایدئولوژی انتقاد میشود :

نخست (از موضعِ) دمکراسیِ لیبرال که خود، مدارِ ایدئولوگراست و با رسم و رسومِ یک ایدئولوژی، در واقع با اسمِ ایدئولوژی درگیر میشود. و دیگری از موضعِ پُست مدرن و نقد ایده سالاری. در اینجا ما امّا از ایدئولوژی، معنا و مرام و جهت را مُراد میکنیم.

فرناند دومون، جامعه شناس و متکلم کانادائی میگوید :
“…در هر دوره به ما گفتند که عصرِ پایانِ ایدئولوژیها سر رسیده است و پایانِ ایدئولوژیها را همچون پایانِ توهّمات به ما نمایاندند. در حالیکه پایانِ ایدئولوژیها، پایانِ توهّم نبود، پایانِ امید بود. جامعه ای که پروژه ی مشترکی ندارد به چه کار میآید؟ پس بگذاریم تاریخ را قدرتها بسازند…”
این کاری است که ما امروز در صدد آن هستیم.

تاریخ یعنی چه ؟ تاریخ یعنی حافظه ی ما؛ خاطره ی ما؛ گذشته ی ما؛ واقعیتِ دیروزِ زندگیِ ما و مگر نه اینکه هر حرکتِ جدیدی، اگر بخواهد که نو باشد، اولین کارش ایستادن در برابرِ سازندگانِ این تاریخ، و صاحبانِ این شناسنامه هاست ؟ ایستادن در برابرِ این حافظه ای که به ما میگوید که : یادت نرود! همین کارها را ما در جوانی کردیم، دیدید که چه نتیجه ای داد . همین سنتی که به من میگوید : همیشه همین بوده است؛ از قدیم تا ابد. همین گذشته ای که مدام به من هشدار می دهد، از حرکت بازم میدارد و ناامیدم میکند . چاره را نسلِ امروز در گریز یافته است. گریز از این وطنی که دیگر مأوایش نیست. که در آن هیچکاره است. که مدام تحقیر و طردش میکند. و نسلِ ما، نسلِ دیروز، در واکنش به همه خواهیِ دیروز، امروز چاره را در کم توقعی یافته است، در “اکتفای به قطره”، در “زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز”، در “گلیمِ خود را از منجلابِ واقعیت بیرون بکش.” همین مردمی که در شرایطِ انقلاب، یا در شرایطِ تهاجمِ دشمنِ خارجی، حماسه ها آفریدند و سرمشق شدند، امروز جز به امنیتِ اقتصادی و اجتماعیِ فردِ خود، یا در خانواده ی خود، نمی اندیشند. دغدغه های اجتماعی، در بهترین حالت، به پرداخت خمس و زکاتِ ثروت ِخویش، تقلیل یافته ؛ و احساسِ تعلقِ به یک ملت، یک سرنوشتِ مشترک، دیگر وجود ندارد.

در برابرِ دیکتاتوریِ این واقعیت، سلاحِ ما چیست؟ نه قدرتی داریم و نه امکاناتی , تنها امید است و تنها ایمان است که به ما این قدرت و این امکانات را خواهد داد. امید به آینده ای که ما در ساختنِ آن سهیم ائم و ایمان به آرمانها و ارزشهایی که معنای زندگیِ مایند.

یکبار دوستی از من پرسید چه باید کرد؟ و در برابرِ هر راهی، کاری، پیشنهادی که به او میکردم، مشکلات و موانع و واقعیتهای اجتماعیِ بازدارنده اش را برمی شمرد. همه درست و دقیق و واقع گرایانه. هیچ حرفی برای گفتن نداشتم. به او گفتم تو راست میگوئی. اما، پیش شرطِ هر کاری، نه امکاناتیست که در اختیار داریم و نه قدرتی که از آن بهره مندیم، پیش شرطِ هرکاری “”" دوست داشتن است “”". باید اول این ملت، این مردم، این سرزمین را دوست داشت، باید به این سرزمین تعلق داشت، باید به سرنوشتِ مشترک اندیشید تا بد و خوبش، بد و خوبِ خودمان باشد و بعد، بتوانیم در جهتِ تغییرش بکوشیم.

صحبتِ قبلی من، صحبت از وفاداری بود. وفاداری به یک مفهوم : مفهومِ انسانِ جدید. و به یک حرکت : آغازِ دوباره ی تاریخ. وفاداری که از آن سخن میگفتم، وفاداری به ارزشهای خودمان علیرغمِ واقعیتِ موجود بود. وفاداری به همان عشق، همان آرمانها، همان اصول، همان ارزشها، همان بلندپروازی ها که ما را تا به اینجا کشاند. جستجوی مدام و از پا ننشستن. مگر نه اینکه ما همچنان، هنوز، به آن آرمانها و به آن دستاوردها معتقدیم؟ پس بیائیم به جای دست شستن از دعاویِ خودمان، این مفاهیمِ تحریف شده را “باز تعریف” کنیم و این ارزشهای غصب شده را دوباره تملک کنیم. بیائیم پس از شستشوی این مفاهیم و بازگرداندنشان به شأنِ اولیه ی خود، نسبت به آنها ادعای مالکیت کنیم.

ادعای مالکیت کنیم نسبت به سرزمینِ خودمان .

ادعای مالکیت کنیم نسبت به گفتمانِ عدالتخواهی. همان گفتمانی که امروز در جامعه ی ما، آنها که در برابرِ آزادی ایستاده اند، مدعی اش هستند , ادعای مالکیت کنیم نسبت به گفتمانِ دمکراسی، همان دمکراسی که امروز سرمایهداریِ جدید، مِلکِ مطلقِ خود میداند.
بیاییم در یک پروژهی رهائی بخش مشارکت کنیم و ارزشهای خودمان را از چنگالِ مدعیان و صاحبانِ شناسنامه دارش درآوریم. به میراثِ خودمان وفادار باشیم.

نیم قرن پیش، مصدق از ملتِ ایران سخن می گفت. بازرگان، از مسلمانِ اجتماعی سخن میگفت. طالقانی از شوراها و عدالتخواهی صحبت کرد. شریعتی، َالنّاس را تَرجمانِ اجتماعیِ اَلله میدانست.
امروز ما از این همه، دست کشیده ایم. تعلّقِ ملی را به نامِ جهانی بودن، کنار گذاشته ایم. دینمان را خصوصی کردیم تا کمتر هزینه داشته باشد. عدالتخواهی را رها کردیم چون (جریان) راست متولیِ آن است. دمکراسیِ لیبرال را تنها روایتِ موفق و ممکن قلمداد میکنیم، چون آن تجربه های دیگر ناکام مانده بود. امروز ما با عقب نشینی داریم به حلِ معضلاتمان می پردازیم، ولی مسائل همچنان باقیست.

در میهمانی ای، یکی از اقوام ما که دو فرزندش تاریخ خوانده اند، گفت : لعنت بر کسی که بگذارد فرزندانش تاریخ بخوانند و از این سخن این منظور را داشت : “…مومن از یک جا، دوبار گَزیده نمیشود…”

من این صحبت را تکمیل میکنم : گاه مومن میبیند که چون گَزیده شده است، دیگر ناتوان است. میخواند که از این گَزیدنها باید درس گرفت و احساس میکند که کاری از او ساخته نیست. گاه طاقتش طاق میشود، در اینحال، مومن، اگر مومن است، در ایمانش تجدید نظر نمیکند. چون ایمانش را تصاحب کرده اند، طردش نمی کند. چون ایمانش تحقق نیافته است، از او دست نمی کشد. چون به ایمانش نمیرسد، انکارش نمی کند. چون واقعیت علیه حقیقتِ اوست، تسلیم نمی شود. مومن، معنای وجود خود را، زندگیِ خود را، در وفاداری به ایمانش میداند. مومن این وفاداری را بر مقبولیتِ عامه یافتن، ترجیح می دهد. مومن از زندگی خودش شهادت میسازد و خودش الگوی ارزشهای خودش میشود.

مومن چون یکبار گَزیده شد، از پا نمی افتد.

عشق، ایمان، امید، آرمانها، معنا و دینامیسمِ حرکتِ تاریخ اند. وفاداری به این ارزشها، ما را به جستجو و خَلقِ الگوهای جدید وا می دارد. این وظیفه و مسئولیتِ امروزیِ ماست .

سارا شریعتی

این ساعت پیچیده‌ترین ساعت مچی ساخته شده جهان است

اطلاعات عمومی هیچ دیدگاه »
the-worlds-most-complicated-watch-00

این ساعت پیچیده‌ترین ساعت مچی ساخته شده جهان است

نهایت دقت و ظرافت و هنرمندی انسان یکجا جمع شده و محصول آن ساعت مچی «پتاک فیلیپ» مدل Grandmaster Chime 5175R است.

قطعات بسیار ریز و دقیق، با ظرافت تمام در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و زیباترین پازل دنیا را ساخته‌اند. پازلی که به حق دو میلیون پانصد هزار دلار قیمت گذاری شده‌است!

the-worlds-most-complicated-watch-01پتاک جزئیات بسیار جذابی را از این ساعت منتشر کرده است. ساعتی که به ادعای آنان «پیچیده‌ترین ساعت مچی ساخته شده توسط بشر» بوده و «قطعاً استادانه‌ترین ساعت مچی جهان» است. این مدل ساعت که به مناسبت صد و هفتاد و پنجمین سال تاسیس پتاک ساخته شده‌است، به صورت دو رو ساخته شده و اطلاعاتی که در اختیار کاربرش قرار می‌دهد بسیار فراتر از یک ساعت مچی ‌است.

the-worlds-most-complicated-watch-03پتاک این ساعت را این چنین وصف کرده‌است :

قطر صفحه این ساعت دو رو ۴۷ میلی‌متر بوده و روی هر سمت آن ۴ صفحه جداگانه تعبیه شده‌است که بیش از ۲۰ قابلیت را به اجرا می‌گذارند که برخی از آنان عبارتند از عقربه دقیقه، تقویم چهار رقمی، زنگ‌های زیبا، ساعت دوم و … .

the-worlds-most-complicated-watch-02این ساعت ۱۳۶۶ قطعه متحرک داشته و قاب آن از طلای ۱۸ عیار است. این اثر استادانه پتاک، به شکل بی‌رحمانه‌ای زیبا و جلب کننده‌است، اما دریغ که با وجود قیمت آن، داشتنش برای ما تنها یک رویا است.

۹ توصیه بین المللى براى صرفه جویى در اقتصاد خانواده

اطلاعات عمومی هیچ دیدگاه »

در همه دنیا پدیده دخل و خرج و هماهنگى بین آنها و پس انداز براى روز مبادا پدیده اى قابل تامل است تا جایى که بسیارى بر این شده اند تا با ارائه راهکارهایى معقول به کمک اقتصاد خانواده بیایند . با ما همراه باشید: سوراخی که پول‌هایتان را هدر می دهد بگیرید: خنذر و پنذر‌هایی که پول بالایشان می‌دهید و هرگز هم به چشم نمی آیند.غذاهای که بیرون می‌خورید و هیچ ارزشی غذایی ندارد.کارتهای هدیه یا خرید که دست آخر فقط با آن پیاز و سیب زمینی یا غذای گربه و سگ می‌خریم .به این مواد متفرقه که پول بالایشان می‌دهیم سوراخهای پولی می‌گویند.دیو رامسی می‌گوید:”این متفرقات پولهای شما را می‌مکد و جیب‌ها را خالی می‌کند و آنقدر ضروری نیستند که شما جیب‌هایتان را پر از خالی کنید ” سعی کنید آهسته آهسته این سوراخها را بگیرید . از تحریک اشتهای خریدتان حذر کنید: مسلما فروشگاه‌های هست که هوش از سر شما میبرد و شما را برای وسایل غیر ضروری وسوسه می‌کند اما شعار شما باید این باشد: هرگز چیزی که نیاز ندارم نمی خرم . شاید به جایی بروید که لوازم تزئینی زیبا و اسنک‌ها و مواد غذایی اشتها برانگیز و مصنوعات زیبایی داشته باشد .اما شما باید جلو خود را بگیرید ، اگر نمی توانید بهتر است دفعات و تعداد آن را کم کنید . رامسی می‌گوید برای این کار همراه خود یک لیست از احتیاجات به همراه ببرید و در فروشگاه فقط سراغ آنها بروید. خریدهای ویژه به روش مخصوص : اگر در جایی زندگی می‌کنید که امکان خرید از طریق اینترنت را دارید این راه خوبی است که از فروش ویژه‌های اینترنت بعضی از لوازم خود را که می‌دانید بعدا به آن نیاز دارید و قیمت آن هم اکنون مناسب تر است خریداری کنید.با این کار تقریبا ۲۰ % از پولتان را صرفه جویی می‌کنید. زرق و برق غذاهای بیرون : رستورانها از خوردن یک وعده شام ساده با دسر بسیار سود می‌برند.معمولا غذایی که شما بیرون میل می‌کنید معادل ۳/۱ برایش هزینه می‌شود . مثلا یک غذای ساده ۹دلاری را حساب کنید ؟ کلارک‌هاوارد می‌گوید اگر برای مثال عادت دارید ۳بار در هفته بیرون شام بخورید این عادت را به یک بار تقلیل دهید هزینه‌ها را سریع تخمین بزنید: روزی که پل براون برای تعویض حلقه لاستیکش به تعمیر گاه مجاز رفت فکر نمی کرد که هزینه ای ۴۴ دلاری برای گارانتی و ۱۵ دلاری برای سر سوپاپ‌های ماشینش بپردازد. یکی از مدافعان حقوق مصرف کنندگان که عضو یک گروه بین المللی حمایت از مصرف کننده است توصیه می‌کند:”باید زمانی که مشتری به یک مغازه یا سرویس مجاز مراجعه می‌کند تمام هزینه‌ها برای او روی یک برگه نوشته شود ، به این ترتیب مشتری می‌تواند روی هزینه‌هایش نفوذ داشته باشد و آن را مدریت کند .” تخقیف بگیرید: این روز‌ها بیشتر شرکت‌ها تخفیف برای اجناس و کالا‌هایشان قائل می‌شوند . بیشتر این تخفیف‌ها برای این است که مشتری را جلب کند . اما بنا به تحقیقات این ۲۱% این تخفیف‌ها مسترد می‌شود و الباقی ..؟ حتما اگر از شرکتی خرید می‌کنید ین مساله را مد نظر داشه باشید و از گرفتن حق خود نهراسید. همیشه در جستجوى علت باشید: چند ماه بعد از اینکه دانیل باتلر یک خانه بازسازی شده را خرید در کمال تعجب دید قبض گازش بالاتر از ۱۰۰ دلار از حد معمول است.او سریعا تمام خانه را بازرسی کرد یک پنجره مخفی کوچک فقط مقدار کمی باز بوده و همین سوراخ کوچک گرمای خانه را به هدر می‌داده.گرفتن بعضی از سوراخهای پولی کار راحتی است البته به شرطی که دقت در مخارج و جزئیات را فراموش نکنید. یک دفترحسابداری برای خود باز کنید: از ماه آینده شروع کنید یک لیست از بزرگترین مخارج و ریزترین آنها بنویسید و مقدار پول یا موجودی خود را هم درگوشه بالای لیست یادداشت کنید و هر زمان بیرن میروید این دفترچه کوچک را با خود داشته باشید حتی اگر قصدتان خرید نیست ، این کار به شما کمک میکند از خریدن غیر ضروریات منصرف شوید و حساب احتیاجات خود را هم داشته باشید. به خودتان اجازه سرگرمی بدهید: وقتی شما دخل و خرج خود را با هم هماهنگ کنید می‌توانید با استطاعت مالی حاصل از این صرفه جویی با خیالی آسوده گاهی اوقات سرگرمی هم داشته باشید و دستی به جیب ببرید. رامسی می‌گوید :”وقتی خزانه تان خالی است شما محکوم به سکوتید “و این صرفه جویی‌ها برای شما سوپاپ اطمینان است.

برگرفته از: http://dokhtaranpesaran.com/post/14954/

ثروتمندترین افراد جهان می‌گویند : ۱۰ عادت پول‌ساز

اطلاعات عمومی هیچ دیدگاه »

رازی وجود دارد که تقریباً هر فرد ثروتمندی از آن آگاه است. این راز خیلی مهم است زیرا استفاده از همین راز موجب ثروتمندی و تنعم این افراد شده است. راز بزرگی که از آن صحبت می‌کنیم به زیبایی در این جمله‌ی ارسطو خلاصه شده است: ما چیزی هستیم که بارها و بارها انجام می‌دهیم. خوب، باید متوجه شده باشید که این راز یک عمل یا فعالیت بخصوص نیست بلکه یک عادت است.

ثروتمندان با تحمل سختی و با عزم و پشتکاری بزرگ توانسته‌اند عادت‌های افراد ثروتمند را در وجود خود نهادینه و به زندگی خود اضافه کنند و اگر شما هم بتوانید با تمرین و تکرار این عادت‌ها را به جزئی از روال روزانه خود تبدیل کنید دیری نمی‌پاید که به امنیت مالی می‌رسید و به جرگه‌ی افراد ثروتمند می‌پیوندید.

در این مقاله می‌خواهیم ۱۰ عادت تأثیرگذار ثروتمندترین افراد جهان را بررسی کنیم تا به آسانی بتوانید این عادات و علل مؤثر بودن آن‌ها را کشف و ذهن خود را برای پذیرفتن آن‌ها آماده کنید.

هدف‌گرا باشید.

افراد ثروتمند برای خود اهدافی تعیین می‌کنند که موجب کسب ثروت می‌شود. ثروتمندان اتفاقی پولدار نشده‌اند. ثروتمندان انسان‌هایی هدف‌گرا و آگاه هستند: هدف‌هایی برای کسب ثروت تعیین می‌کنند و در نهایت هم به اهداف خود می‌رسند. خود هدف‌گذاری تمرینی بسیار تأثیرگذار و ارزشمند است زیرا به شما کمک می‌کند حتی قبل از اینکه به ثروت برسید، پول مورد نیاز خود را ببینید و احساس کنید.

در هر زمان فقط بر روی یک هدف تمرکز کنید.

پرتو لیزر می‌تواند در سخت‌ترین اشیاء نفوذ کند – در واقع قادر است هر چیزی را برش دهد. – و این توانایی غیر معمول پرتو لیزر از قدرت تمرکز فوق‌العاده‌ی آن بر یک نقطه از شی‌ء نشئت می‌گیرد که با حفظ این تمرکز تا لحظه‌ی ذوب جسم مقابل می‌تواند به هر شیئی نفوذ کند. ثروتمندان معمولاً مانند پرتوهای لیزر هستند. آن‌ها اهدافی با ارزش تعیین می‌کنند، بر روی آن تمرکز می‌کنند و تمام تلاش، نیرو و فعالیت‌های خود را در جهت دستیابی به آن هدف هدایت می‌کنند و تا زمانی که به هدف خود نرسیده‌اند دست از تلاش و تمرکز بر نخواهند داشت. از طرف دیگر، افراد معمولی، غالباً نمی‌توانند بر اهداف و خواسته‌های خود به خوبی تمرکز کنند، کارهایی را انجام می‌دهند که زندگی بر سر راهشان قرار می‌دهد. برای ثروتمند شدن باید هدف‌گرا باشید و بر اهداف خود متمرکز بمانید.

برای زمان خود احترام زیادی قائل باشید.

برایان تریسی می‌گوید افراد ثروتمند به جای توجه به درآمد ماهیانه یا سالیانه به درآمد ساعتی خود توجه می‌کنند. از آنجا که بازه‌ی زمانی ثروتمندان ساعت است، هر وقت به فعالیتی غیرمولد و بیهوده مشغول شوند، خیلی سریع و ناخودآگاه به این مسئله فکر می‌کنند که با انجام این کار چقدر پول از دست خواهند داد. ثروتمندان زمان زیادی را به شبکه‌های اجتماعی یا تماشای تلویزیون اختصاص نمی‌دهند. همه‌ی روز را کار می‌کنند و حاضر نمی‌شوند حتی یک لحظه از عمر خود را بیهوده سپری کنند.

کم‌تر از درآمد خود خرج کنید.

شاید ساده به نظر برسد، اما راز ثروتمندی و تنعم فقط یک جمله است: کم‌تر از درآمد خود خرج کنید. مشکل بزرگ افراد متوسط و فقیر این است که هزینه‌هایشان به موازات افزایش درآمدشان رشد می‌کند. خانه‌های بزرگ‌تری می‌خرند، اتومبیل‌های لوکس و گران‌قیمت سوار می‌شوند اما هم چنان فقیر یا متوسط باقی خواهند ماند. بگذارید درباره‌ی این موضوع با مقیاس درصد صحبت کنیم: همیشه باید ۱۰% درآمد خود را پس‌انداز کنید اما درباره‌ی پس‌انداز خود نیز هوشیار و زیرک باشید. همان طور که وارن بافت گفته: پولی را که بعد از خرج کردن باقی مانده پس‌انداز نکنید، پولی که بعد از پس‌انداز باقی مانده را خرج کنید. به گفته‌ی رابرت کیوساکی باید برای زندگی خود بودجه‌بندی صحیحی انجام دهید و همیشه سعی کنید بین درآمد و هزینه‌های خود ارتباطی منطقی برقرار کنید.

سخت کار کنید و از تمام وقت خود به خوبی استفاده کنید.

به جزء افرادی که ثروت زیادی را به ارث برده‌اند، تاکنون هیچ فرد ثروتمند تنبلی ندیده‌ام. ثروتمندان به سختی کار می‌کنند و برای رسیدن به اهداف و آرزوهای خود پیوسته تلاش می‌کنند و یک لحظه هم ناامیدی و خستگی به خود راه نمی‌دهند. انسان‌های سخت‌کوش خواه تاجر، خویش‌فرما یا حتی کارمند باشند نه تنها از دیگران عقب نمی‌مانند بلکه غالباً به رده‌های بالای سازمانی دست می‌یابند و هدایت کسب‌وکارها و چرخه‌های اقتصاد را بر عهده می‌گیرند. همیشه کارهایی را انجام می‌دهند که افراد معمولی قادر به انجامشان نیستند یا تمایلی به انجام آن‌ها ندارند.

به صورت مستمر بیاموزید و رشد کنید.

هر چه بیشتر بدانید، درآمدتان بیشتر می‌شود. قدرت یادگیری شما تعیین کننده توانایی کسب درآمد شماست. با اینکه سخت کار کردن و زحمت کشیدن مهم است اما کار سخت به تنهایی نمی‌تواند شما را ثروتمند کند. قبل از اینکه پولی به دست آید باید ارزشی خاص به جای آن داده شود و تنها راه افزودن ارزش به مشتریان و زندگی آن‌ها این است که در وهله‌ی اول به ارزش‌های خود بیفزایید. این فرآیند ارتقای ارزش تنها با یادگیری مستمر امکان‌پذیر است. سعی کنید به صورت مداوم و مستمر بر مهارت‌های خود بیفزایید و چیزهای جدید و عالی بیشتری را روزانه تجربه کنید.

با افراد ثروتمند نشست و برخاست کنید.

ثروتمندان دوست‌های فقیر ندارند. همان طور که این جمله‌ی قدیمی و پر معنا می‌گوید: «دوستانت را به من نشان بده تا به تو بگویم که هستی ». اجازه دهید توصیه‌ای ارزشمند در اختیارتان بگذارم: « شاید در این لحظه پول زیادی نداشته باشید، اما اگر با افراد ثروتمند یا آن‌هایی که پتانسیل ثروتمند شدن دارند بیشتر وقت بگذرانید روزی خواهد رسید که شما هم به گروه ثروتمندان پیوسته باشید.»

پشتکار داشته باشید.

ثروتمندان تسلیم نمی‌شوند. تقریباً ۹۹ % پولدارهای امروزی از راهی که تصور می‌کردند یا هدفی که برای خود تعیین کرده بودند ثروتمند نشده‌اند. قبل از اینکه به ثروت و تنعم برسند تلاش کردند، شکست خوردند و بارها و بارها این سیکل را تکرار کردند تا بالاخره به موفقیتی که انتظارش را داشتند دست یافتند. شاید در پروسه‌ی ثروتمند شدن پول زیادی از دست بدهید اما بهتر است تا زمان رسیدن به استقلال مالی که لیاقتش را دارید از اشتباهات و تجربیات خود درس بگیرید.

دست به ریسک‌های حساب ‌شده بزنید.

افراد ثروتمند حاضر به پذیرش ریسک هستند. وقتی که تصمیم بگیرند چه می‌خواهند تمام بهای لازم برای رسیدن به هدف خود را می‌پردازند حتی اگر به معنای ریسک بر کل دارایی و آینده‌شان باشد. اگر می‌خواهید پول‌دار شوید، از ریسک کردن نترسید. جسور و شجاع باشید. ریسک‌های حساب‌شده بکنید نه ریسک‌های احساسی. بدانید که هر کدام از تصمیمات شما هزینه‌ای در بردارد و هرگز تمام تخم‌مرغ‌های خود را درون یک سبد نگذارید.

سخاوتمند باشید.

ثروتمندان خیلی بخشنده‌اند. اگر به زندگی ثروتمندان در تاریخ مدرن نگاهی بی اندازید، حتماً پی به این نکته خواهید برد که اکثر افراد ثروتمند خیرانی بزرگ بوده‌اند: انسان‌هایی مانند راکفلر، اندرو کارنگی، بیل گیتس و … بیشتر ثروتمندان ایرانی که اغلب آن‌ها از قدیم‌الایام جزء طبقه‌ی بازاری بوده‌اند نیز از بانیان اصلی کارهای خیر در کشور عزیزمان ایران هستند. بخشندگی و سخاوت را برای خود عادت کنید و بدانید که همین عادت روزی شما را ثروتمند خواهد کرد (ان‌شاءالله).

ساخت کسب‌وکاری پول‌ساز با لینکدین : ۶ راه حرفه ای و مؤثر

اطلاعات عمومی هیچ دیدگاه »

در بین شبکه‌های اجتماعی مرتبط با دنیای کسب‌وکار مسلماً لیندکین رتبه‌ی برتر را از آن خود کرده است زیرا لینکدین را می‌توان فروشگاه شبکه‌سازی شبانه‌روزی و قدرتمندی دانست که استفاده صحیح از آن می‌تواند در مدت کوتاهی زمینه‌ی رشد و موفقیت کسب‌وکار شما را فراهم کند. با شبکه‌ای از تجارت‌هایی که به هم تنیده‌اند و دارای ارتباطاتی پیوسته هستند، تعجبی هم ندارد که چرا اکثر افراد حرفه‌ای در کسب‌وکارهای مختلف هر روزه از این شبکه اجتماعی قدرتمند برای ایجاد روابط کلیدی با دیگران و فراهم کردن بستر رشد و ترقی تجارت خود استفاده می‌کنند.

حال این سؤال مطرح است که با استفاده از چه روش‌هایی می‌توان از لینکدین برای رشد کسب‌وکار خود، ایجاد ارتباطات مادام‌العمر و یا حتی ساخت یک تجارت نوپا و جدید استفاده کرد؟

برای پاسخ به این سؤال مهم در این مقاله به معرفی ۶ راه مؤثر و کلیدی می‌پردازیم:

۱-پروفایل خود را به مناسب‌ترین و مؤثرترین شکل ممکن ارائه دهید.

تأثیر ابتدایی در دنیای تجارت نقشی مهم و کلیدی بازی می‌کند و این حقیقت در لیندکین هم صادق و پابرجاست؛ بنابراین باید با اختصاص زمان کافی و استفاده از افراد مناسب پروفایل خود را به گونه‌ای طراحی و تنظیم کنید که درباره‌ی برند شما صحبت کند و شما را به عنوان یک حرفه‌ای در زمینه‌ی کاری خود در ذهن مشتری جا بی اندازد. پروفایل شما در لینکدین اولین چیزی ست که مشتریان بعد از مراجعه به صفحه‌ی شما می‌بینند پس هرگز این فرصت طلایی را برای تحت تأثیر قرار دادن آن‌ها و جذب مخاطبان هدف از دست ندهید.

علاوه بر این، لینکدین و سئو اساساً شرکایی قدیمی در دنیای کسب‌وکارهای آنلاین هستند که همین ارتباط تنگاتنگ اهمیت پروفایل شما را دو چندان می‌کند. چرا؟ چون شبکه اجتماعی لینکدین در ارتباط با موتورهای جست و جو به خوبی بهینه‌سازی شده است بنابراین هر وقت کسی نام یا صفحه کسب‌وکار شما در لینکدین را جست و جو کند، پروفایل شما اولین چیزی ست که آن‌ها در نتایج جست‌وجوی خود مشاهده خواهند کرد.

۲-سر صفحه (هدینگ ها) و عنوان پروفایل خود را به درستی انتخاب کنید.

اگر برند خود را به ساده‌ترین شکل ممکن ارائه ندهید، کسب‌وکار شما در مسیر رشد و ترقی با مشکل مواجه خواهد شد. لینکدین بر استفاده از عنوان و هدینگ های مناسب بسیار تأکید دارد، پس برای اینکه در ارائه آرمان‌های کسب‌وکارتان و معرفی خود به عنوان یک حرفه‌ای موفق عمل کنید باید از این دو فاکتور تأثیرگذار در کنار هم و به بهترین شکل ممکن استفاده کنید.

به عبارت دیگر، از کاربرد اصطلاحات دشوار و غیر قابل فهمی که معمولاً شرکت‌های بزرگ استفاده می‌کنند پرهیز کنید و شرایطی فراهم کنید تا مشتری بتواند خیلی سریع و آسان با حوزه‌ی کاری شما و تخصص‌هایتان آشنا شود. به عنوان مثال اگر شما مشاور بازاریابی هستید، عبارت « مشاور بازاریابی » تمام چیزی ست که باید در قسمت عنوان بیان شود. کمی پیچیدگی و استفاده از جزئیات هم در عنوان قابل قبول است، برای مثال از بخش عنوان استفاده کرده و به مشتریان خود بگویید که شما در عین حال متخصص شبکه‌های اجتماعی و بازاریاب کسب‌وکارهای کوچک نیز هستید.

۳-پیشنهادها بسیار مهم‌اند، به آن‌ها توجه کنید.

نه تنها پیشنهادها و توصیه‌های دیگران به راحتی می‌توانند اعتبار و قابل اعتماد بودن کسب‌وکار شما را ثابت کنند، بلکه همین پیشنهاد‌ها می‌توانند در مدت کوتاهی موجب رشد و موفقیت چشم‌گیر شما در لینکدین شوند. بهترین راه برای ایجاد یک پشتوانه و حمایت قوی از توصیه‌ها این است که آن را بخواهید؛ اما این درخواست‌ها باید بر اساس روش‌ها و تکنیک‌های خاصی صورت بگیرد که غالباً متأثر از قوانین لینکدین هستند.

برای ایجاد حجم قابل قبولی از پیشنهاد‌ها و توصیه‌های افراد مختلف بهتر است که درخواست‌های خود را جداگانه برای هر شخص بفرستید و سعی کنید از افرادی که در بیرون از حوزه‌ی کاری شما فعالیت می‌کنند درخواست توصیه یا پیشنهادی نکنید. به همین ترتیب، شما هم در معرفی دیگران به مشتری‌های خود و سایر افرادی که در لینکدین می‌شناسید تلاش کنید زیرا این کار بهترین راه حل برای حفظ و تقویت چرخه‌ی کسب‌وکار بر اساس منافع مشترک است که لینکدین هم به نوعی با همین هدف تأسیس شده است.

۴-ارتباطات ارزشمند ایجاد کنید.

در جهان تجاری لینکدین، ساخت ارتباطات بی ‌معنا و بی ‌هدف شما را به جایی نمی‌رساند پس برای ایجاد و استحکام روابط معنادار و مفید تلاش کنید. لینکدین دارای ابزاری با عنوان « People You May Already Know » است که تقریباً در تمام شبکه‌های اجتماعی موجود است و هدف از آن ایجاد ارتباط با افرادی ست که ممکن است از قبل آن‌ها را بشناسید. سعی کنید با کمی تحقیق و مطالعه از این ابزار فوق‌العاده که لینکدین در اختیار شما گذاشته است نهایت استفاده و بهره را برای ایجاد روابطی سودمند ببرید.

به همین نحو سعی کنید در کنار به روز رسانی پیوسته‌ی صفحه‌ی خود در لینکدین و بخش تماس‌هایتان در پروفایل خود، ارتباط خود با افرادی که هم اکنون مشتری شما هستند و نام آن‌ها در بخش تماس موجود است را حفظ کنید و در جهت بهبود این روابط بکوشید. هنگامی که تماس‌های شما در لینکدین افزایش یافت به دنبال خرید لپ‌تاپ‌های بیشتری باشید زیرا با رشد پیوسته و سیر صعودی کسب‌وکارتان مسلماً به کامپیوترهای بیشتری برای کارمندان جدید خود نیاز خواهید داشت.

۵-کارمندان خود را مشارکت دهید.

یکی از بهترین روش‌هایی که می‌توانید از آن در جهت رشد پیوسته کسب‌وکار خود در لینکدین استفاده کنید این است که کارمندان خود را با لینکدین درگیر کنید تا بتوانند در کنار شما و بر اساس اهداف شرکت به پیشرفت تجارتتان کمک کنند. مشارکت کارمندان نه تنها کسب‌وکار شما را در جهان تجاری لینکدین موفق و معتبر نشان می‌دهد، بلکه می‌تواند به طرز چشم‌گیری موجب دیده شدن و یا حتی متمایز شدن کسب‌وکار شما در این شبکه تجاری شود.

فقط دقت کنید که کارمندانتان از پروتکل پروفایل یکسان و مطابق با مشخصات کسب‌وکار شما استفاده کنند. مطمئن شوید که عنوان، هدینگ ها و حتی عکس‌های کارمندانتان به خوبی درباره هدف اصلی کسب‌وکارتان صحبت کنند؛ و کارمندان خود را برای ایجاد روابط بیشتر در لینکدین تشویق کنید زیرا همین تکنیک ساده می‌تواند به بیشتر دیده شدن تجارت شما کمک شایانی بکند.

۶-به گروه‌های موجود بپیوندید، گروه‌های جدید ایجاد کنید.

اگر چه لینکدین برای ذهنیت‌های تجاری ست با این حال می‌توان از لینکدین به عنوان یک گروه و مجموعه بزرگ یاد کرد که افراد موجود در حوزه‌های مختلف تجاری را در یک جا جمع کرده است بنابراین پیوستن به گروه‌های موجود در این شبکه تجاری بهترین و سریع‌ترین راه برای دیده شدن و معرفی خود به عنوان یک متخصص است. از همین امروز به این گروه‌ها ملحق شوید و در بحث‌های آن‌ها شرکت کنید.

ایجاد گروهی جدید برای کسب‌وکارتان یکی دیگر از روش‌های مناسبی ست که می‌تواند سرعت موفقیت و دیده شدن شما را به شدت افزایش دهد. این کار نه تنها به شما این فرصت را می‌دهد که درباره موضوعات و زمینه‌های که برای برندتان مهم و حیاتی ست با دیگران به بحث و تبادل نظر بنشینید بلکه به افراد با پیش‌زمینه‌های فکری متفاوت هم شانس شرکت در گروه‌های تجاری مختلف داده خواهد شد که در صورت نبود این امکان در لینکدین چنین موقعیتی شاید به سختی به دست می‌آمد.

لینکدین ابزاری عالی برای ساخت جهان شخصی و حرفه‌ای شماست. از نکات ذکر شده در این مقاله استفاده کنید، روابط موجود را مستحکم و ارتباطاتی جدید ایجاد کنید و شاهد رشد و پیشرفت همیشگی کسب‌وکار خود باشید.

۷ راه حل طبیعی برای ۷ مشکل زیبایی

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی هیچ دیدگاه »

راه حل های طبیعی در بسیاری از مشکلات زیبایی کارگر هستند، راه‌هایی بسیار آسان برای حل بزرگترین مشکلات پوست و مو . حتما آنها را امتحان کنید ! با یک جوش سرسفید روی پیشانی‌تان درگیر هستید؟ یا پوستی خشک؟ قبل از اینکه به دنبال راه چاره به داروخانه بروید، کابینت داروها و مواد غذایی‌تان را چک کنید؛ ممکن است همه آن چیز‌هایی که برای راه حل‌های طبیعی برطرف کردن این مشکلات شایع و دیگر مسائل نیاز دارید داشته باشید. مشکل : خشکی و پوست پوست شدن لب درمان طبیعی : یک راه راحت این است که از شکر قهوه ای و یک پارچه یا حوله خیس برای از بین بردن پوسته‌های خشک استفاده کنید. سپس به لب‌هایتان روغن نارگیل بمالید تا عمیقا مرطوب شوند. همچنین برای داشتن لب‌هایی نرم می‌توانید یک دوم قاشق چایخوری عسل را با یک قاشق چایخوری روغن زیتون مخلوط کنید و آن را قبل از به خواب رفتن روی لب بمالید. مشکل : آکنه (جوش) راه حل طبیعی : برای برطرف کردن نواحی دارای مشکل می‌توانید از مخلوطی از سه قاشق غذاخوری آب یا ژل آلوورا با چهار قطره روغن درخت چای استفاده کنید (می‌توانید دو بار در روز از این محلول استفاده کنید). آلوورا دارای جیبرلین‌ها و پلی ساکارید‌هایی است که باکتری‌های ایجاد‌کننده آکنه را از بین می‌برد، به‌علاوه تسکین‌دهنده‌های تورمی که پوست متورم را تسکین می‌دهد، آثار زخم را از بین می‌برد و رشد پوست جدید را تحریک می‌کند. روغن درخت چای سرشار از آنتی‌باکتری‌ها و آنتی‌میکروب‌هاست که جوش‌های سر‌سفید را پاک می‌کند، اما باید رقیق‌شده آن مصرف شود چون خیلی قوی است. مشکل : مو‌های مجعد راه‌حل طبیعی : نیمی از یک آووکادو را با دو قاشق چایخوری روغن زیتون مخلوط کنید و سپس روی موهای تمیز و مرطوب ماساژ دهید. پس از ۱۵ تا ۲۰ دقیقه کاملا مو‌ها را شستشو دهید و سپس یک نرم‌کننده ملایم بزنید. هر دو این مواد تشکیل‌دهنده بسیار مرطوب‌کننده هستند که به بهبود حالت موهای مجعد کمک می‌کنند. مشکل : پوست خشک راه حل طبیعی : آب یک لیمو را با پنج قاشق غذاخوری شکرقهوه‌ای و یک قاشق غذاخوری روغن زیتون ترکیب کنید، سپس در زیر دوش با یک لیف یا کف دستتان روی پوست خود بکشید و بعد آبکشی نمایید. لیمو دارای اسیدهای میوه طبیعی آلفا-هیدروکسی است که چسبی را که سلول های مرده پوست را در کنار هم نگه می‌دارد، باز می‌کند. شکر نیز دارای موادی است که به آرامی منافذ را تمیز می‌کند و بازده سلول‌ها را افزایش می‌دهد. روغن زیتون هم سرشار از ویتامینی است که پوست را تغذیه و نرم می‌کند. مشکل : پوست خشک مرده و اضافه اطراف انگشتان خشک راه حل طبیعی : به مقداری (اندازه نخود‌فرنگی) از کرم دست مورد‌علاقه خود چند قطره روغن نارگیل اضافه کنید و به آرامی اطراف انگشتانتان بمالید. برای نتیجه بهتر ده دقیقه دستکش‌های پلاستیکی بپوشید تا کرم جذب شود. مشکل : موهای گیر‌کرده در زیر پوست راه حل طبیعی : چهار قرص آسپیرین را در یک دوم قاشق چایخوری آب گرم حل کنید و یک قاشق چایخوری عسل به آن اضافه کنید تا مایعی خمیری ایجاد شود. این ترکیب را روی محل دارای مشکل بمالید و بگذارید ده دقیقه بماند. سپس با آب ولرم بشویید. آسپیرین دارای سالیسیلیک اسید است که به از بین رفتن پوست روی مو کمک زیادی می‌کند. به علاوه مواد ضد تورم هم دارد که به کاهش تورم آن ناحیه کمک می‌کند (توجه: اگر پوست شما بیش از حد حساس است، از این راه حل استفاده نکنید.) مشکل : دندان‌های زرد راه حل طبیعی : سه قاشق چایخوری جوش شیرین را با یک قاشق چایخوری آب مخلوط کنید تا خمیری شکل شود. مقداری از مخلوط را روی مسواک خود بگذارید و کاملا مسواک بزنید. این کار را دو تا سه بار در هفته انجام دهید. جوش شیرین دندان‌ها را براق می کند و جرم‌ها را از بین می‌برد؛ البته برای مصرف روزانه توصیه نمی‌شود، چون می‌تواند به مینای دندان آسیب بزند.

برگرفته از: http://dokhtaranpesaran.com/post/14020/

با روش های زیر شما هم می توانید شادتر زندگی کنید

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, مسائل و اخبار روز اجتماعی, موفقیت هیچ دیدگاه »

بسیاری از مطالعات آماری نشان داده است که افراد شاد زندگی سالمتر و عمر طولانی‌تری دارند. دانمارک در میان کشورهای دنیا شادترین کشور جهان شناخته شده و به گفته کارشناسان سلامت، الگوی زندگی برای شاد زیستن بسیار موثر است. در واقع تغییر نگرش و مثبت‌گرایی خطر بیماری‌های قلبی را کاهش می‌دهد. بسیاری از مردم در جستجوی شادی هستند و در واقع حق دارند شاد زندگی کنند چراکه شادی از شاخصه‌های رفاه اجتماعی است اما در حقیقت به دست آوردن شادی آسانتر از آن چیزی است که ما فکر می‌کنیم. به گزارش شبکه خبری سی‌ان‌ان، ما همواره در طول زندگی با احساسات شدیدی به دنبال ترفیع کاری، ازدواج، دنیا آمدن کودکمان و بسیاری از رویدادهای تاثیرگذار دیگر روبرو هستیم اما این لحظات در زندگی تنها احساس سر فرازی به ما می‌دهند و متخصصان معتقدند که این احساسات به تنهایی برای شادی واقعی کافی نیستند. شادی در واقع تنها یک وضعیت احساسی نیست و سال‌ها تحقیق نشان می‌دهد که شادی بسیار فراتر و عمیق تر از شرایط احساسی و هیجانی است. افراد شاد زندگی طولانی‌تر و سالمتری دارند. نکته مهمتر این است که احساس خوشایند در زندگی چیزی است که بدون تاثیر جامعه و ژنتیک نیز به دست می‌آید. هفت راه رضایت از زندگی به این شرح است: نگرشتان را تغییر دهید : تحقیقات دانشگاه هاروارد نشان می‌دهد افراد خوش بین و مثبت‌گرا نه تنها شادتر از دیگران هستند بلکه احتمال ابتلای آنها به بیماری‌ها و حملات قلبی ۵۰ درصد کمتر است. بنابراین داشتن نگاه مثبت از ما در مقابل بیماری‌های قلبی محافظت می‌کند. این در حالیست که این مزیت برای افراد بدبین صادق نیست. تحقیقات نشان می‌دهد افراد بدبین در مقایسه با خوش‌بین‌ها شادی کمتری دارند و در مقابل نیز احتمال ابتلا به بیماری در آن‌ها سه برابر بیشتر است. از افراد شاد الگوبرداری کنید : دانمارک نخستین رتبه را در کمیسیون اروپا در زمینه رفاه و شادی از سال ۱۹۷۳ میلادی تاکنون دارد و زمانی که سازمان ملل در صدد رتبه بندی کشورها به لحاظ شادی برآمد، دانمارک رتبه نخست را گرفت. چه چیز موجب این انتخاب شد؟ به گزارش سازمان ملل امید به زندگی،‌ تولید ناخالص داخلی و آمار پایین فساد در این کشور به این موضوع کمک کرده اما بالا بودن سطح کلی شادی در دانمارک به خدمات اجتماعی مردم این کشور مانند بخشندگی و سیستم‌های قدرتمند حمایت اجتماعی مربوط می‌شود. کپنهاگ پایتخت دانمارک شادترین شهر دنیا است. برای کار کردن حد تعادل بگذارید : دانمارکی‌ها در انجام فعالیت‌های شغلی تعادلی را برقرار می‌کنند که موجب افزایش شادی آن‌ها می‌شود. به طور ساده می‌توان گفت آنها در انجام کار افراط نمی‌کنند. میانگین ساعت کاری هفتگی در دانمارک ۳۳ ساعت است و تنها دو درصد دانمارکی‌ها بیش از ۴۰ ساعت در هفته کار می‌کنند. حدود ۸۰ درصد از مادران دانمارکی پس از بچه‌دار شدن به سر شغل خود بازمی‌گردند اما وقت آزاد خود را در بین خانواده، دوستان و برنامه‌های دیگر تقسیم می‌کنند. بر تجاربتان متمرکز شوید : دانمارکی‌ها توجه خود را بیش از چیزهای کوچک بر ساختن خاطرات خوب متمرکز می‌کنند. تحقیقات نشان می‌دهد کسانی که به تجارب و خاطرات خوب گذشته خود توجه می‌کنند رضایت بیشتری از زندگی دارند. محققان معتقدند زمانی که افراد بر تجارب مثبت خود متمرکز می‌شوند احساس زندگی و قدرت بیشتری می‌کنند. این موضوع همچنین شما را به لحاظ روانی به اطرافیانتان نزدیک می‌کند و شادی را در شما افزایش می‌دهد. روابط اجتماعی را افزایش دهید : اجتماعی بودن روند پیری را کند می‌کند. تحقیقات نشان می‌دهد پشتوانه اجتماعی قوی دنباله‌های کروموزومی موسوم به تلومرها را بلندتر می‌کند که از عوامل مهم افزایش طول عمر است. همچنین تحقیقات نشان می‌دهد تنها بودن منجر به افزایش افسردگی، مشکلات سلامت روان و استرس می‌شود. برای کمک به دیگران داوطلب شوید : بر اساس تحقیقات متعدد کسانی که داوطلب کمک به دیگرانند افراد شادتری هستند. سازمان ملل داوطلب بودن را یکی از گزینه‌های شاد بودن جامعه‌ دانمارک ذکر کرده است. ۴۳ درصد از دانمارکی‌ها در مقابل ۲۵ درصد از آمریکایی‌ها این خصوصیت را دارند. در واقع لذت کمک به دیگران از سنین پایین در افراد شکل می‌گیرد. یک تحقیقات انجام شده در سال ۲۰۱۲ نشان می‌دهد که کودکان بیشتر علاقه‌مند کمک کردن به دیگران هستند تا اینکه از آنها کمک بگیرند. حتی کمک‌ مالی در حد پنج دلار به دیگران احساس خوبی را در فرد بوجود می‌آورد. متخصصان می‌گویند تمام انسان‌ها فطرتا مهربان هستند و انجام کارهایی مثل کمک به دیگران و محبت کردن با ایجاد یک احساس اجتماعی، هدفمندی و اعتماد به نفس، شادی را در فرد افزایش می‌دهد. بخندید : متخصصان می‌گویند که خندیدن، تنها نشانه‌ شادی نیست بلکه شاد بودن موجب ایجاد خنده می‌شود. زمانی که ما می‌خندیم هورمون‌های استرس در بدن ما کاهش می‌یابد و اندروفین افزایش می‌یابد. اندروفین در واقع یک ماده شیمیایی است که در طول انجام فعالیت‌های بدنی نیز ترشح می‌شود. با خندیدن مداوم می‌توانید ۱۰۰ سال زندگی کنید. خندیدن همچنین برای قلب شما مفید است. تحقیقات نشان می‌دهد از میان کسانی که بیماری قلبی داشتند، تنها هشت درصد که عادت به خندیدن داشتند حمله قلبی دوم را در طول یک سال تجربه کردند اما این رقم در ارتباط با افرادی که نمی‌خندیدند ۴۲ درصد بود. علاوه بر این، مطالعات دیگر نشان می‌دهد مغز ما قادر به تمایز میان خنده واقعی و غیرواقعی نیست و بنابراین با تظاهر به خندیدن نیز می‌توانید از مزایای آن بهره‌مند شوید چون وقتی تظاهر به خندیدن می‌کنید به زودی این خنده مصنوعی تبدیل به خنده واقعی می‌شود و نفع آن به بدنتان خواهد رسید.

برگرفته از: http://dokhtaranpesaran.com/post/15076/

منابع محدود خود را صرف مشتریان نامعقول ننمایید…

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »

منابع شما محدود است ، تعداد نامتناسبی از آنان را به مشتریانی که نامعقول و دردسر ساز هستند اختصاص ندهید.

شما زمان قابل توجه، پول و انرژی که دارید را برای خدمت به مشتری یا کسب‌وکار فدا می‌کنید و یک مشتری یا ارباب رجوع نامعقول می‌تواند قسمت زیادی از آن را بی ارزش کند.

اگر شما تمام تلاش خود را می کنید که یک مشتری را راضی نگهدارید و مشتری هنوز به شما اعتماد نمی کند وقت ان رسیده است که از آن صرف نظر نمایید.

از امکانات خود برای رفع نگرانی های مشتریان خود استفاده کنید که تمایل دارند با صحبت کردن و مذاکره به شما متعهد شوند.

زمانی که شما روی مشتریان معقول خود تمرکز می کنید بصورت خودکار انها سفیران و مبلغ برند و نام تجاری شما خواهند شد.

پتر فادر در کتاب «Customer Centricity»، صاحبان کسب‌وکار را به تمرکز روی مشتریانی که بیشترین اهمیت دارند، تشویق می‌کند: «همه مشتریان شایستگی بهترین تلاش شرکت شما را ندارند و برخلاف گفته‌های قدیمی همیشه به‌طور قطع حق با مشتری نیست. چون در دنیایی که حول مشتری است، هم مشتریان خوب وجود دارند و هم دیگران.»
در کتاب «The 4 hour workweek» نوشته Tim Ferris، نویسنده در ابتدای کتاب، داستانی شخصی خود را با جزئیات بازگویی می‌کند که چگونه نزدیک بود از لحاظ روانی در هم بشکند، چون همیشه سعی می‌کرد همه مشتریانش را راضی نگه دارد. او بعد از مدتی دریافت که تعداد کمی از مشتریان بیشترین انرژی و توان کاری او را در برمی‌گیرند و باعث قسمت بسیار زیادی از اضطراب و نگرانی او می‌شوند. اما راه‌حل او چه بود؟ او اولتیماتومی در اختیار ارباب رجوع گذاشت که: یا کار را به سبک خودش انجام می‌دهد و یا کلا کاری انجام نمی‌شود. نتیجه چه شد؟ برخی از مشتریان طبق خواسته‌های Ferris خود را تغییر دادند ولی عده‌ای از این کار سر باز زدند که همه‌شان ترد شدند. فشار روانی Ferris به شدت کاهش یافت و با قبول ارباب رجوع‌هایی که با مشتری‌ ایده آل از نظر او منطبق بودند، کسب و کارش رونق یافت و به طرف جلو حرکت کرد.

نتیجه‌ای که گرفته شد این است که بیشتر منابع ارزشمند خود را به مشتریان خوب خود اختصاص دهید و از راضی نگه داشتن همه صرف‌نظر کنید. در مقاله قبلی به قانون ۸۰-۲۰ در فروش اشاره کردیم که چه تاثیری می تواند در بهبود یا شکست یک کسب و کار داشته باشد . در این مقاله نیز واضح است که همواره ۸۰ درصد سود شرکت و فروشگاه از ۲۰ درصد مشتریان حاصل می گردد.

ایران صفحه

دلیل گرایش جوانان ایرانی به «ازدواج سفید»

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »

ازدواج پدیده ای است که از دیرباز و از زمان پیدایش انسان بوده و تا امروز نیز ادامه داشته است. حالا بماند که در این دوره زمان از یک طرف دیگر تمایلی برای ازدواج وجود ندارد و سن ازدواج در حال افزایش است و از طرف دیگر انواع و اقسام ازدواج‌ها به وجود آمده مثل «ازدواج موقت»، «ازدواج صوری»، «ازدواج صیغه ای» و… و از طرفی میزان طلاق هم چه به صورت رسمی چه عاطفی افزایش پیدا کرده.

یکی از پدیده‌های ازدواج به نام «ازدواج سفید» است که در سال‌های اخیر به شکل چشمگیری افزایش پیدا کرده است. حتی کار به جایی رسیده که رسانه‌ها و کارشناس‌ها نیز به آن می‌پردازند این نوع ازدواج البته فقط محدود به جوانان نیست، بلکه افراد میانسال هم درحال تجربه این شیوه از زندگی هستند. شیوه‌ای که در مورد جوانان ممکن است منجر به ازدواج شود ولی در مورد افراد میانسال و حتی نزدیک به سالمند حالت متفاوتی دارد، آنان طلاق می‌گیرند، سپس به این روش با یکدیگر زندگی می‌کنند و در مواردی هم اطرافیان متوجه ماجرا نمی‌شوند!

 

ازدواج سفید نوعی رابطه عاطفی و جنسی بین زن و مرد است که به دو شکل می توان آن را تعریف کرد. برخی می گویند مقصود آن است که زوجین بدون بدون خواندن صیغه عقد نکاح اقدام به تشکیل زندگی مشترک می کنند. گروه دیگر آن را معادل زندگی مشترک بدون ازدواج تعریف می کنند و می گویند «ازدواج سفید»، ازدواج هایی است که دختران و پسران بدون انکه عقد کنند زیر یک سقف می روند و به تعبیر دیگر نوعی همباشی است

منظور از «ازدواج سفید» زندگی مشترک زن و مرد بدون ازداوج رسمی است. یعنی به گونه ای که زن و مرد بدون اینکه خطبه عقد یا صیغه بینشان جاری شود برای زندگی زیر یک سقف می‌روند. البته معمولا این اتفاق با آگاهی پدر و مادرها و خانواده هر دو طرف صورت می‌گیرد و آن دو مانند یک زن و شوهر با هم زندگی می‌کنند نه همخانه، دوستانه و… به علت اینکه جامعه ایران یک جامعه ایرانی-اسلامی است و چنین پدیده‌هایی در آن به هیچ عنوان تعریف نشده به صورت مخفیانه انجام می‌شود. به همین منظور نیز آماری درخصوص تعداد این نوع ازدواج‌ها در دست نیست

در این خصوص معاون وزیر در امور جوانان درباره روند بی رغبتی جوان ها به ازدواج و رو آوردن آنها به ازدواج سفید گفته است: ازدواج سفید نوعی رابطه عاطفی و به خصوص نیاز جنسی است که بین زن و مرد اتفاق می افتد. ازدواج هایی که دختران و پسران بدون آنکه عقد کنند زیر یک سقف می روند. جوان ها برای پاسخ به نیازهایشان به این ازدواج تن می دهند و این ازدواج ها هم حتی در کشورهای غربی با آسیب های زیادی روبه رو بوده است.

به عقیده او این پدیده غیر طبیعی در ایران و بین جوان ها زیاد نیست: با آموزش هایی که در برنامه این وزارت هست قرار است فرهنگسازی ازدواج ایجاد شود و امیدوارم جوانان به ازدواج قانونی تشویق شوند.

 

رعنا و حامد ۴ سال می‌شود که به صورت ازدواج سفید با هم در یک خانه زندگی می‌کنند و می‌گویند علاقه ای برای ثبت ازدواجشان ندارد. آنها مانند هر زن و شوهری حلقه به دست دارند و در تمام محافل و جمع‌ها خود را به عنوان زن و شوهر نه همخانه معرفی می‌کنند. مژگان می‌گوید: «حامد را ۸ سال است که می‌شناسم بعد از یک سال که از آشناییمان می‌گذشت متوجه شدیم که خیلی از علایق و سلایقمان مانند یکدیگر است برای همین به هم نزدیک تر شدیم و ۶ سال پیش حتی خانواده هایمان در جریان آشنایی ما دو نفر بودند.» او به زمانی اشاره می‌کند که تصمیم می‌گیرند با هم زندگی کنند: «بعد از چند سال دیدیم که می‌توانیم با هم زندگی کنیم و از هرنظر با هم توافق نظر داریم. حتی هر دو اعتقادی به ازدواج نداشتیم به همین خاطر زمانی که با خانواده هایمان مطرح کردیم در ابتدا چندان راضی نبودند اما وقتی دیدند که ما تصمیم جدی گرفته ایم پذیرفتند.» حامد می‌گوید همخانه بودن با نوع زندگی آنها فرق می‌کند: «ما نوع زندگی مان به گونه ای نیست که هرکس وارد آن شود احساس کند همخانه هستیم بلکه تمام رفتارهای یک زن و شوهر معمولی را داریم. صبح با هم به سر کار می‌رویم و بعد از ظهر به خانه می‌آیم و شام می‌خوریم. نه از رفیق بازی خبری است و نه دوران مجردی. خرج خانه را به صورتی درمی آوریم که مانند همخانه‌ها به اصطلاح به صورت «دنگی» نباشد بلکه هرکس هرآنقدر که در توان داشته باشد می‌گذارد و حتی یک حساب مشترک پس انداز داریم.» او در ادامه صحبت هایش به دعواهایشان هم اشاره می‌کند: «در هر خانه ای دعوا وجود دارد و ما هم مانند بقیه دعوا و بعد از چند ساعت آشتی می‌کنیم. مدل دعواها یمان هم شبیه زن و شوهرهایی است که اسمشان در شناسنامه ثبت شده است.»

 

«ازدواج سفید» در کشورهای دیگر

آمارها نشان می‌دهد امروزه، زندگی بدون ازدواج یکی از شیوه‌های رایج زندگی در غرب است. بیش از دوسوم زوج‌های آمریکایی پیش از ازدواج رسمی، مدتی را بدون ازدواج با یکدیگر زیر یک سقف می‌گذرانند. در سال ۱۹۹۴، حدود ۳/۷ میلیون زوج آمریکایی بدون ازدواج با یکدیگر زندگی می‌کردند و نزدیک به اواخر دهه ۱۹۹۰، حداقل ۵۰ تا ۶۰ درصد زوج‌ها حداقل پیش از ازدواج رسمی، مدتی را بدون ازدواج با یکدیگر می‌گذراندند. این در حالی است که تا پیش از ۱۹۷۰، زندگی بدون ازدواج در ایالات متحده غیرقانونی بود. طبق آمار آمریکا، تعداد زوج‌های ازدواج‌نکرده‌ای که با یکدیگر زندگی کرده‌اند، از ۱۹۶۰ تا ۲۰۰۰ ده برابر شده و اکنون، زندگی بدون ازدواج، به مرحله‌ای عادی در روند آشنایی دو فرد تبدیل شده‌است.

 

دیگر کسی حاضر به امضای عقدنامه نیست؟

اینطور که به نظر می‌رسد از جمله عواملی که می‌تواند جوان‌ها را به سمت این دست از ازدواج‌ها بکشاند مشکلات مالی، محک زدن رابطه، آشنایی بیشتر و نداشتن اعتقاد به ازدواج می‌توانند دلایل زندگی مشترک بدون ازدواج باشند. همچنین هزینه بالای اجاره یا خرید مسکن و نبود تناسب دخل و خرج که در این دوره و زمانه بسیار برجسته‌است، می‌تواند دلایل دیگری باشد که موجب می‌شود کسی حاضر به امضای عقدنامه نباشد و زندگی بدون ازدواج یا ازدواج از نوع سفیدش را ترجیح بدهند

از سوی دیگر در سال های اخیر برخی از فقها نظیر آیت الله صادقی تهرانی نظریه صحت نکاح معاطاتی را مطرح کرده اند. از جمله: «عقد یا قرارداد ازدواج به هر زبانی که باشد درست است و اگر هم بدون لفظ ویژه اش که «انکحت» یا «نکاح کردم» باشد، در صورتی که جریانی میان زن و مرد انجام گردد، چه با نوشتن یا گفتن یا اشاره یا هر طور دیگر که به روشنی دلالت بر انجام ازدواج کند، کافی است،… . اگر کفش روی کفش گذاردن یا شیرینی به یکدیگر تعارف کردن یا هر اشاره و عملی دیگر که در عرف آنان دلیل بر انجام ازدواج است، همین¬ها کافی است و دیگر صیغه¬ای چه عربی و چه به زبان دیگر لازم ندارد. عمده این است که معلوم باشد قضیه رفیق بازی و زنا در کار نیست، بلکه مقصود زناشویی و تشکیل زندگی جدید است، چه دائمش و چه موقتش.»

ایرج میرزا – بر سنگ مزار خود سروده ام

اطلاعات عمومی, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

 

اشعار ایرج میرزا

 

 

«بر سنگ مزار»

 

ای نکویان که در این دنیایید             یا از این بعد به دنیا آیید

این که خفته است در این خاک منم       ایرجم، ایرج شیرین سخنم

 

**** اشعار ایرج میرزا****

 

مدفن عشق جهان است اینجا           یک جهان عشق نهان است اینجا

عاشقی بوده به دنیا فن من        مدفن عشق بود مدفن من

 

**** اشعار ایرج میرزا****

 

آنچه از مال جهان هستی بود             حرف عیش و طرب مستی بود

هر که را روی خوش وخوی نکوست        مرده و زنده من عاشق اوست

 

**** اشعار ایرج میرزا****

 

من همانم که در ایام حیات         بی شما صرف نکردم اوقات

تامرا روح و روان در تن بود           شوق دیدار شما در من بود

 

**** اشعار ایرج میرزا****

 

بعد چون رخت زدنیا بستم       باز در راه شما بنشستم

گرچه امروز به خاکم ماواست            چشم من باز به دنبال شماست

 

**** اشعار ایرج میرزا****

 

بنشینید بر این خاک دمی          بگذارید بر خاکم قدمی

گاهی از من به سخن یاد کنید        در دل خاک دلم شاد کنید

اگر احساس خوشبختی بیشتری می خواهید

اطلاعات عمومی, موفقیت هیچ دیدگاه »

اینگونه فکر کن

۱- وقتی مساله ای را می بازم از آن لذت می برم.

۲- وقتی کسی در مورد من لطیفه ای می گوید از آن لذت می برم.

۳- وقتی کسی از دوستانم در حضور من جایزه ای را می برد خوشحال می شوم.

۴- اگر کسی در صف از من جلو بزند اعتراض نمی کنم.

۵- خیلی زود از سرگرمی ها و تفریحات حوصله ام سر نمیرود.

۶- اغلب روزها خیالپردازی نمیکنم.

۷- آرزوهای زیادی ندارم.

۸- بیش از اندازه چاق نیستم.

۹- از خواندن رمان لذت می برم.

۱۰- از خوابیدن متنفرم نیستم.

۱۱- فکر میکنم جذاب هستم.

۱۲- انتقادات را به خوبی پذیرا می شوم.

نسبت به دیگران انسان خوشبختی هستید.میان انتظاری که از زندگی دارید و آنچه از آن میگیرید تعادل برقرار کرده اید. اشخاص با امتیاز تعادل اجتماعی خوبی بهره مندند.

شما از سیاست زندگی کن و بگذار دیگران زندگی کنند پیروی می کنید.

اشتیاق سوزانی برای تغییر دادن زندگی تان داشته باشید .شما اگر با اشخاص خوشبختتر از خود معاشرت کنید در وضعیت بهتری قرار می گیرید.

می توانید به مراتب خوشبختتر از این باشید. سعی کنید ببینید چه می توانید بکنید تا از این که هست بهتر شوید.

کدام گروه لطیفه های انتخاباتی را می سازد؟

اطلاعات عمومی, مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »
با نزدیک تر شدن به یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری احزاب و کاندیدا ها می کوشند تا با تبیین برنامه ها و نظرات خود برای مردم، اعتماد مردم را کسب نمایند. در این میان گهگاه اخبار جالبی از رقابت های انتخاباتی به گوش می رسد که فارغ از اهمیت و تاثیر گذاری کاندیدا ها، جذابیت خاصی دارد و در این آشفته بازار انتخابات نوعی سرگرمی محسوب می شود. از جمله این اخبار می توان به ادعای کاندیدا ها درباره ارتباط با امام زمان(عج) ، حاشیه های سفر ها و دیدار های کاندیداها ، ادعای کاندیداها درباره افشاگری و اسناد و مدارکی که از سایر کاندیداها دارند ، سلسله دعوت های دانشجویی از کاندیداها ، حمایت بی دریغ رئیس جمهور از یک جریان خاص و … اشاره کرد. این اخبار جدای از اهمیت و تاثیر گذاری انتخاباتی ، جذاب و خواندنی است و طرفداران خاص خود را دارد.

یکی از گروه هایی که سهم عمده ای در این اخبار جنجالی دارد جبهه پایداری است که هر از چندگاهی خبر ساز می شود. یک بار با انتشار فیلم ۲۲ بهمن قم، یک بار خبر دعوت های دانشجویی و پس از آن انتشار تکذیبیه دانشجویان درباره این دعوت ها، یک بار با ارسال پیامک های تبلیغاتی و مصادره سخنان رهبری به نفع جریان مطبوع خود، یک بار با بحث جالب و جذاب “صالح مقبول” و “اصلح نا مقبول” ! و غیره . و البته این اخبار جدای از اتهاماتی است که این گروه همواره به رقبای خود وارد می کند، مانند ساکتین فتنه ، صالح مقبول ، بی بصیرت ، تکنوکرات ، ضد انقلاب و … !

زمانی که تمام قطعات این پازل را کنار هم قرار میدهیم به این نتیجه می رسیم که دنبال کردن اخبار این گروه خالی از لطف نیست!

اما این روزها با داغ تر شدن تنور انتخابات ، به خبر هایی از این گروه بر میخوریم که به علت وجود تناقض های مختلف در آنها ، بیشتر به لطیفه های انتخاباتی شبیه هستند!

یکی از لطیفه های جالب انتخاباتی تناقض گفتمان این گروه با فعالیت هایی است که بر انجام آن با همت و تلاش زاید الوصفی می کوشند! مثلا یکی از استراتژی هایی که این گروه در پیش گرفته استراتژی رایزنی با گروه های مختلف دانشجویی و ترغیب آنها به نوشتن نامه برای دعوت از جلیلی و لنکرانی ، و در نتیجه ایجاد موج دعوت دانشجویی از این دو کاندیدا است. که البته با توجه به تعداد زیاد دانشگاه ها و دانشجویی که این دعوت را نپذیرفتند نسبت به دانشجویان و دانشگاه های کل کشور، این موج آنچنان که این گروه می خواست ایجاد نشد. اما این اقدام نشان می دهد این گروه علاقه فراوانی به این مسئله دارد که نشان دهد هواداران بسیار زیادی در کشور و علی الخصوص قشر تحصیل کرده دارد.

اما جبهه پایدرای وقتی در نظر سنجی های انجام شده به رای بسیار کم کاندیدای خود پی برد ( حدود ۶% ) اعلام کرد که نظر سنجی و مقبولیت برای ما مهم نیست و چیزی که برای ما مهم است “اصلح” بودن کاندیدا است. همچنین پایداری در اقدامی جالب کاندیداهای رقیب که رای و مقبولیت بیشتری نزد مردم دارند را “صالح مقبول” خواند و در اقدامی جالب تر ضمن اعتراف به عدم مقبولیت خود واژه “اصلح نامقبول” را مطرح کرد!

البته مقبولیت و عدم مقبولیت چیزی است که از طریق نظرسنجی ها انجام شده قابل تشخیص است اما سوال اینجاست پایداری چگونه و با چه معیاری کاندیدای خود را اصلح نامیده است؟؟!

و سوال مهمتر اینکه دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس(ع) را؟! تلاش بی وقفه پایداری در دعوت سازی و موج سازی و مقبول نشان دادن خود را باور کنیم یا صحبت لنکرانی را مینی بر بی اهمیت بودن نظرسنجی و مقبولیت را؟!!!

بگذاریم و بگذریم!

اما جالب ترین لطیفه انتخاباتی که به تازگی مطرح شده این است بی رغبتی به قدرت و تقوای سیاسی کاندیدا های جبهه پایداری آنقدر بالاست که دکتر جلیلی به دکتر لنکرانی گفته خواهش میکنم شما بفرمائید کاندیدا شوید و دکتر لنکرانی به دکتر جلیلی گفته: نخیر! خواهش میکنم شما کاندیدا شوید!!

البته این نوشتار به هیچ وجه قصد ندارد منکر تقوای سیاسی این دو بزرگ مرد عرصه سیاست کشور شود و تنها قصد این متن از طرح این مسئله بررسی ابعاد مختلف این دروغ بزرگ جبهه پایداری است که به لطیفه سیاسی این روزها تبدیل شده است!

این دروغ بزرگ در حالی مطرح می شود که جلیلی در ماه های اخیر هیچگونه فعالیت انتخاباتی نداشته و بواسطه مسئولیت خطیری که در حال حاضر در نظام به عهده دارد به هیچ وجه قصد کاندیداتوری نداشته و ندارد و این مسئله بارها از تریبون های مختلف توسط رجال مختلف سیاسی مطرح شده است. با این حال پایداری کماکان مصرانه قصد دارد تا باکنار هم قرار دادن جلیلی و لنکرانی برای رای آوری لنکرانی بکوشد!

همچنین یکی دیگر از ادعاهای این گروه این است که کاندیدای نهایی این گروه از بین جلیلی و لنکرانی و فتاح اردیبهشت ماه معرفی می شود. و این در حالی است که جلیلی و فتاح پیشاپیش عدم حضور خود را در انتخابات قاطعانه اعلام کرده اند!

و این تنها گوشه ای بود از حواشی یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری!

قطعا گذشت زمان ابعاد تازه تری از فعالیت های انتخاباتی احزاب و کاندیدا ها را نشان می دهد که فارغ از رای آوردن یا نیاوردن کاندیداها برای شناخت افراد و جریانات سیاسی جالب است. باید امید داشت تا کاندیدا ها و جریانات با پیروی از رهنمون ها و منویات مقام معظم رهبری، تقوای سیاسی پیشه کنند و موجبات برگزاری انتخاباتی سالم و در شأن جمهوری اسلامی ایران را فراهم آورند.

حجه الاسلام یا دکتر؟

اطلاعات عمومی هیچ دیدگاه »
خیلی وقت بود می خواستم مطلبی را بنویسم اما می ترسیدم ظلمی ناخواسته مرتکب مخاطبان این نوشته شوم اما فکر می کنم در نهایت هوای نفس بر من غلبه کرد تا بنویسم انچه در درونم مرا به تردید انداخته بود.

من فردی عادیم و خودم نه دکترم و نه روحانی ومن علیرغم رتبه خیلی خوب ناخواسته و از سر عدم راهنما و مرشدی خوب، سر از جامعه شناسی در آوردم و مثلا علم الاجتماع در یکی از دانشگاه های تهران خواندم ولی چیزی که بتوانم بر اساس آن یکی از مشکلات اجتماعی کشورم را درمان کنم نیافتم و یا لااقل به خاطر کم سوادی خویش نفهمیدم ضمن اینکه از خدا و امام وپیغمبر هم چیز زیادی برای من گفته نشد.البته عمده استادانم هم تحصیلکرده غرب بودند بندگان خدا، و چون جامعه شناسی زاده غرب و غربیان است طبیعتاً توصیف حرف پدران وپسران آن علم، جزء لاینفک اموزشهای انان بود. خدا رفتگان از اساتید ما را رحمت و باقیان را حفظ کند. معلم ما هستند بر گردن ما بسیار حق دارند.

در دانشگاه تب دکتر شدن بالاست و در سال های اخیر دمایش خیلی بالاتر رفته است به مدد شبانه و پولی شدن رشته ها.

برخی هم تاکید می کنم برخی هم از هر راهی می کوشند دکتر شوند نمی دانم برای چه حال انکه با همان مدرک لیسانس شان مثل شهید احمدی روشن خیلی کارها و خدمت ها برای مملکت می توانستند انجام دهند و به خاطر همین خدمت ها و کارهای بر زمین مانده به فکر دکتر شدن نیافتند ولی افتاده اند دیگر چه می شود کرد اما درد من کاش همین بود. دردی فراتر است از آن چند سالی است حوزه علمیه ما نادانسته یا دانسته وارد گود شده است و معیار ارتقائ رایج در دانشگاه ها را به سیستم آموزشی خویش رسوخ داده است و جامه «دکتر» را بر قامت «حجه الاسلام» دوخته است که به نظرم ترکیب لامتجانسی است و حداقل در مقام ظاهر، مشروعیت دادن به کلمه «حجه الاسلام» از طریق کلمه «دکتر» است که بسی نازیبا می نماید. شیخ، حجه الاسلام یا آیت ا… در نظام حوزه دارای جایگاه ومنزلتی است که نمی توان با چسباندن معیارهای ارتقای دانشگاهی باعث فخر ان گردید، قدر آن به گونه ای است که نظام حوزه با ان تعابیر زیسته است. سابقه دانشگاه را مگر می توان با حوزه مقایسه نمود.

بی تعارف و با درد می گویم که نظام حوزه در این خصوص در برابر دانشگاه زانو زده و سر تعظیم فرود اورده است و باید خود را برهاند از این گرفتاری… بخواهیم یا نخواهیم این القاب با ماهیت و هویت حوزه سازگار نیست.

آیا می توان با القابی چون دکتر و غیره در دوره معاصررهبرانی چون امام خامنه ای و علمایی چون آیت ا… جوادی املی، مرحوم ایت ا… بهجت و… و در دوره های قبل حکمایی چون ابن سینا، فارابی، رازی، شیخ بهایی و… را خطاب نمود. شاید از همین رو باشد که اقا دکتری افتخاری نمی پذیرد و می گوید به همان طلبگی اش راضی است.

حوزه باید به لباس و قبا و عمامه و شیخ و حجه الاسلام و ایت ا… بنازد و در همین چهارچوب به تعالی و پویایی و بالندگی اش بیاندیشد و بکوشد و به هوش باشد.

البته گفته های فوق به معنای زیر سئوال بردن نظام دانشگاهی و مدارج ارتقائ ان نیست و طبیعی است که دانشگاه به عنوان یک سیستم اموزشی برگرفته از غرب قواعد و ملاحظات خاص خویش را دارد و ما در این مجال به بدانها کاری نداریم.

اگر اشتباه کردم و سخنانی به خطا گفتم خداوند و مخاطبان مرا ببخشند.

نقش مرد در حجاب زن و زیبایی زن در شخصیت مرد

اطلاعات عمومی, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »
قال الصادق (ع(:

هر چه محبت زن در قلب مرد زیادتر شود فضیلت ایمانش زیادتر گردد

وسائل، ج ۱۴، ص ۱۱

محبت زن در قلب مرد نشانه ایمان و سلامت دین و منشأ غیرت و سلامت شخصیت مرد است و زیبایی‌های خدادادی زن ابزار نفوذ و تثبیت این محبت در قلب مرد است در مقابل مرد هم اگر سیرت زیبایی داشته باشه زیبایی زن در وجودش زیبا خواهد ماند و تبدیل به زشتی نمیشود

خداوند این همه زیبایی به زن عطا نفرموده که به مسائل موقتی غریزی مرد دامن زده شود بلکه این زیباییها برای تثبیت جایگاه و برانگیختن محبت دائمی مرد نسبت به زن است

همه وجود زن برای مرد مایه خیر و کمال است زیبایی زن مرد را واکسینه میکند تا از آلودگیها مصون بماند محبت زن هوای نفس مرد را مهار میکند و احترام و حرمت زن به مرد حجاب درونی میبخشد

رسول خدا(ص) فرمود: غیرت‏ از صفات و شروط ایمان‏ است

من لا یحضره الفقیه ج‏۵ ص۹۴

عفّت‏ و پاکدامنى مرد باندازه غیرت‏ او است

ترجمه و شرح نهج البلاغة (فیض الإسلام) ج‏۶ ص ۱۱۱۰

غیرت مرد دارای دو مولفه اصلی محبت و احترام نسبت به زن است و عفت مرد هم وابسته به غیرت اوست نه وابسته به حجاب کامل زن

مرد خود حجاب واقعی و اصلی زن است یعنی در محافظت از زن وظیفه اصلی به عهده مرد است نه خود زن و حجاب ظاهری او خاستگاه اصلی شکلگیری حجاب در درون مرد است و مولفه‌هایی وجود دارد که اگر در مرد تقویت شوند حجاب درونیش را تضمین میکنند و به اصطلاح نوعی نگاه و احساس برادرانه در او شکل میگیرد

حس تعلق خاطر : احساسی که باعث میشود مرد زن را از خود بداند با خوشحالیش خوشحال و با ناراحتیش غمگین شود و احساس بیگانی و بی‌تفاوتی نداشته باشد ضمن اینکه اگر انسان دارایی باارزشی را متعلق به خودش بداند نه خود آسیبی به آن میرساند و نه اجازه میدهد اسیبی به ان وارد شود

محبت : محبت زن باعث پاکی و سلامت قلب مرد است و جایگاه مناسب و اصلی دریافت زیبایی زن قلب مرد است

احساس مسئولیت : که باعث میشود مرد در قبال زن بی‌تفاوت نباشد و خودش را مسئول و سرپرست زن بداند

احترام : وقتی زن در چشم مرد جایگاه والایی داشته باشد افق نگاه مرد هم متعالی خواهد بود و گرفتار پستیها نمیشود و همیشه زن برای مرد انگیزه تعالی خواهد بود

اعتماد : مرد تکیه گاه زن است و لذتی که از این تکیه گاه بودن و مورد اعتماد بودن میبرد وصف نشدنی است و بدست اوردن اعتماد زن حتما ارزش تلاش و خودسازی بی وقفه را دارد

شناخت : شناخت مرد از زن موجب بهره تعالی بخش مرد میشود معرفت به زیباییهای درونی زن باعث میشود مرد بیش از آنکه مجذوب ظاهر شود شیفته زیبایی ها درونی زن باشد و شناخت درست از زیبایی‌ها ظاهری زن باعث مواجهه درست و عدم آسیب پذیری مرد میشود بطوریکه قلب مرد به زیباییهای خاص و طبیعی زن عادت میکند و برخورد طبیعی و درست و سازنده‌ای خواهد داشت

با این مولفه‌ها مرد به اوج تعالی یعنی جوانمردی دست می یابد و بهره و لذتی که در جوانمردی نهفتست با هیچ لذتی قابل مقایسه نیست

تفاوتی هم بین زیباییهای زنان وجود ندارد و خواهر نسبی با خواهر سببی زیباییهای مشابهی دارند و برای مرد یکسانند گرچه حجاب خواهرنسبی کمتر است اگر فردی بیمار دل باشد در همه موارد به مشکل میخورد ولی مرد سالم نسبت به همه زنان نگاه و احساس برادرانه خواهد داشت

حد بالا حجاب درونی مرد خود را در حد ‍پایین حجاب ظاهری زن نشان میدهد همانطور که فقدان حجاب سطح توقع مرد را از زیبایی زن بالا میبرد حجاب هم اگر باعث حساسیت مرد شود سطح توقعش را بالا میبرد و حجاب درونیش را تضعیف مینماید

پیامبر (ص) می‌فرمایند:

کریمان، زنان را گرامی می‏دارند و انسانهای پست به آنها اهانت روا می‏دارند

مختصر تاریخ دمشق، ج۷، ص۵۰

قصور زن در محافظت از زیباییها خود قابل مقایسه نیست با تقصیر فردی که سوء‌استفاده میکند همینجور که قصور شخصی که از داراییهایش خوب محافظت نمیکند با تقصیر دزدی که سوء‌استفاده میکند برابر نیست

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: غیرت‏ از ایمان‏ است، اما فحش دادن و بد زبانى کردن و سخنان پست و رکیک به زبان‏ آوردن، نشانه جفا کارى و ستمگرى است

النوادر( للراوندی ) ص: ۲۵۲

به من خبر رسید که مردی از لشگر شام به خانه زن مسلمان و غیر مسلمان که در پناه حکومت اسلام بود وارد شد، و خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره‏های آنها را به غارت برد، در حالی که هیچ وسیله‏ای برای دفاع، جز گریه و التماس کردن، نداشتند، لشگریان شام با غنیمت فراوان رفتند بدون اینکه حتی یک نفر آنان، زخمی بردارد، و یا قطره خونی از او ریخته شود، اگر برای این حادثه تلخ، مسلمانی از روی تاسف بمیرد، ملامت نخواهد شد، و از نظر من سزاوار است.

خطبه ۲۷

برای مرد نه دین زن نه حجابش و نه هیچ دلیل دیگری مانع غیرت ورزی و حفظ احترام زن نخواهد بود و این عوامل فقط بهانه‌ای برای افراد کم بهره از مردانگی است برای توجیه ضعف شخصیت یا توجیه بی‌احترامی به زن

مردی که نگاه انسانی دارد با دیدن زیبایی‌های زن غیرتش برانگیخته میشود که چطور از زن مراقبت نماید چنین مردی که متصف به صفات عالی مردانست از وجود با برکت زن با همه زیباییهایش در جهت تعالی بهره میبرد

اما دو گروه از افراد هستند که نه از صفات عالی مردانه بهره بردند و نه از وجود زن بهره متعالی میبرند و نه منزلت او را درک مینمایند یک گروه افراد لاابالی و دیگری افراد تک بعدی افراطی که با شعار ترویج حجاب بی‌حرمتی به زن و بی‌غیرتی خودشان را ترویج میکنند این دو گروه که علیرغم تفاوت ظاهری مشترکات زیادی دارند چون غیرتی در وجودشان نیست محبت و احترامی نسبت به زن ندارند چون صفات عالی و مردانگی در وجودشان کمرنگ است بهره متعالی از زن نمیبرند و منزلت او را هم درک نمیکنند و چون نگاهشان غریزی است از زیباییهای زن برداشت و تصورات غریزی دارند این افراد قلب و فکر و درون بسیار آلوده‌ای دارند و با دیدن زن آلودگی‌های درونیشان به غلیان میفتد و در نهایت پستی بجای پاک کردن امراض درونی آنها را به زن نسبت میدهند غافل از آنکه قرآن هم که مایه هدایت است به فرموده خود برای بیمار دلان مایه گمراهیست این افراد به خانواده و حتی همسرشان هم نگاه غیرانسانی و اهانت آمیز دارند و مظهر صفت جمال الهی را با زشتی میبینند پروردگار زن را با زیباییهایش مایه خیر مرد قرار داده ولی نه برای افرادی که از صفات عالی مردانه کم بهره‌اند

باران که در لطافت طبعش خلاف نیست در باغ لاله روید و در شوره زار خس

جایگاه اصلی محقق شدن حجاب در درون مرد است و اگر مردی واقعا دغدغه حجاب را دارد باید بداند که حجاب درونی خودش اهمیت و نیاز به توجه خیلی بیشتری دارد و خانمها خیلی بهتر میتوانند در بین خودشان مسئله حجاب را حل نمایند ولی افراد بیمار دلی که بجای پرداختن به ضعفهای خود به شکل بد و بیمار گونه‌ای مسأله حجاب زن را مطرح میکنند گرفتار دور باطلی میشوند که بر نفرتشان از زن و بالتبع انحرافات و آلودگی‌های درونیشان افزوده میشود چون حساسیت مرد نسبت به حجاب زن حجاب درونی خودش را به شدت تضعیف مینماید

اگر واقعا میخوای مرد باشی وجودت را از آلودگی پاک کن نزار زیبایی زن در وجودت تبدیل به زشتی شود قلبت را در اختیار زن بزار تا همه امراضش را برطرف کند برای زن جایگاه والایی قائل باش تا ببینی چطور متعالی خواهی شد، بدون تو نیاز به حجاب زن نداری و خودت برای او بهترین حجابی و هر جا کم آوردی محبت و احترامت را نسبت به زن بیشتر کن، مرد باش برای زن تا بنده باشی برای پروردگار

واکاوی مشکلات دختران جوان در شرکت های خصوصی

اطلاعات عمومی, ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, مسائل و اخبار روز اجتماعی, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

این روزها بازار کار و شغل‌یابی کساد است و هر شهروندی برای پیدا کردن کار حتی در حد خدماتی و آبدارچی باید روزها و ماه‌ها دوندگی کند اما آنچه مشهود و عیان خودنمایی می‌کند این است که در این ‌بازار کساد، ‌شرکت‌ها و محیط‌های تجاری خصوصی،علاقه وافری به استخدام دختران جوان و خانم‌ها دارند!

اگر کسی نداند فکر می‌کند که این شرکت‌ها حامی سرسخت استخدام زنان هستند اما زهی خیال باطل!
در ورای این استخدام‌ها، ‌نوعی اندیشه ماتریالیستی و فمنیستی حاکم است که با نگاهی استثمارگرانه به زن، ‌عموماً رعایت اخلاق، ‌قانون و چارچوب‌ها را در قبال زنان و دختران نادیده می‌گیرد.در این نگاه ماتریالیستی، ‌دختران و زنان به این دلیل به کار گرفته می‌شوند که: ‌ ـ فرمانبرداری‌شان از مردان بیشتر است – با حقوق و دستمزد پایین کنار آمده و اهل اعتراض به شرایط موجود نیستند – از گفتن دلایل دیگر معذوریم.

‌بسیاری از شرکت‌ها و محیط‌های تجاری خصوصی در برهه کنونی با تأثیرپذیری عموما ناخودآگاه از اندیشه‌های اروپایی- آمریکایی نسبت به طبقه زنان و دختران، ‌پا در وادی خطرناکی گذاشته‌‌اند که گسترش و تداوم آن، ‌کرامت و شخصیت اجتماعی زنان ایرانی را که همواره در طول تاریخ زبانزد خاص و عام بوده، ‌خدشه‌دار می‌کند. ‌نباید از این نکته مهم غافل بود که اتاق فکر جنگ نرم علیه ایران و کشورهای در حال توسعه- به‌ویژه کشورهای شرقی- برای کشاندن یک جامعه به سمت انحطاط، ‌در نخستین شلیک نرم خود، ‌زنان و دختران آن جامعه را هدف قرار می‌دهند. ‌جنگ نرم را اگر جدی نگیریم، ‌جنگ نرم ما را جدی می‌گیرد!

اعتماد آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها
اعتماد زودهنگام دختران جوان عامل بروز مشکلات بعدی است، زهرا همتی کارشناس مرکزمشاوره سازمان بهزیستی معتقد است: ‌یکی از عوامل اصلی آسیب دیدن دختران در محیط‌های کاری به ویژه شرکت‌های خصوصی اعتماد زودهنگام به همکاران و دوستان است. ‌این کارشناس سازمان بهزیستی در ادامه با بیان این مطلب که خانواده به ویژه پدر و مادر نقش بسزایی در آموزش دختران جوان برای برقراری ارتباط بهتر با دیگران دارند، می گوید: ‌شهرهای بزرگی همچون تهران ‌شاهرگ حیاتی رشد آسیب‌های اجتماعی است.

صدا و سیما متهم ردیف اول!
صدا و سیما یکی از عوامل اصلی رشد این نوع از آسیب‌های اجتماعی است، چرا که با پخش تصاویری از روابط ‌بدون ضابطه دختران و پسران در سریال‌ها و شرکت‌های خصوصی زمینه را برای رشد این نوع از آسیب‌ها فراهم می‌کند. همتی با اشاره به این مطلب گفت: ‌متأسفانه در چند سال اخیر روند برنامه‌های صدا و سیما به سمتی رفته که بدونه ضابطه روابط دختر و پسر را به اشکال مختلف نشان می‌دهد.

‌برخورد با خاطیان و مزاحمان اولین و آخرین راهکار است دختران جوان برای استخدام در شرکت‌های خصوصی هوشیار باشند چشمانی شیطانی در کمین آنهاست. ‌فرهاد تجری کارشناس قضائی با بیان این مطلب می گوید: ‌متأسفانه در چند وقت اخیر آزار و اذیت زنان در برخی ازمراکز و شرکت‌های خصوصی افزایش پیدا کرده که این موضوع لزوم هوشیاری زنان و دختران جوان را دوچندان افزایش می‌دهد. برخورد با خاطیان و مزاحمان اولین و آخرین راهکار است. ‌نماینده سابق مجلس با بیان این مطلب می افزاید: ‌در زمینه این نوع جرائم در کشور قوانین کافی و کاملی وجود دارد اما با توجه به نوع خاص این جرائم قوانین در بیشتر موارد اجرا نمی‌شود. ‌

تجری علت اصلی اجرا نشدن کامل این نوع قوانین را حفظ آبروی افراد و عدم مراجعه در بیشتر موارد می‌داند و می‌افزاید: ‌چنانچه مراکز ویژه‌ای برای مراجعه زنان و دختران جوان تأسیس شود، بسیاری از مشکلات ناشی از مزاحمت‌ها و تجاوزات برطرف خواهد شد.

کلانتری و مراکز مشاوره
راه‌اندازی کلانتری ویژه بانوان و گسترش آن اقدامی مؤثر از طرف نیروی انتظامی است. این کارشناس قضائی با اشاره به این مطلب که ‌یکی از اقدامات مؤثر و مفید نیروی انتظامی راه‌اندازی کلانتری‌های ویژه بانوان بود، ‌می گوید: ‌باید این مراکز در سراسر کشور راه‌اندازی شود و برای تکمیل شدن اقدامات باید مراکز مشاوره ویژه زنان به صورت هماهنگ و سراسری در کشور ایجاد شود.

لزوم توجه ویژه مسؤولان به دختران و زنان
تجربه کشورهای در حال توسعه نشان داده است که سرمایه‌گذاری در آموزش، ‌اشتغال و زندگی زنان موجب افزایش بهره‌وری اجتماعی می‌شود و زمینه را برای رشد و توسعه بیشتر فراهم می‌سازد؛ چرا که زنان به عنوان نیمی از پیکره جامعه که در مقطع زمانی امروز حضور آنها در عرصه‌های اجتماعی انکارناپذیر است همواره مورد توجه برنامه‌سازان و طراحان فرهنگی بوده‌اند. ‌

دختران هم از این موضوع مستثنی نیستند؛ چرا که آنها در آینده وارد این جامعه می‌شوند و به کارگیری صحیح آنها در تمامی امور می‌تواند زمینه‌ساز و بسترساز فعالیت‌های اقتصادی، ‌فرهنگی و اجتماعی و در نتیجه مشارکت فعال‌تر و ساختن کشوری آبادتر در امور اجتماعی باشد. ‌پس خوب است که از یک طرف دختران و زنان جوان ضمن حفظ هوشیاری در شرایط مختلف زمینه را برای بروز این نوع معضل‌ها فراهم نکنند و از طرف دیگر مسئولان در قیل و قال اداره کشور و هیاهوی مشکلات، ‌توجهی ویژه هم به مسائل ‌این قشر از جامعه داشته باشند.

نکته مهم: مقصود نویسنده از اشاره به شرکت های خصوصی ، شرکت های متخلف و غیر قانونی است که از زنان و دختران به عنوان ویترین شرکت خود برای جذب مشتری استفاده می کنند.

تایر نو در جلو یا عقب خودرو؟

اطلاعات عمومی هیچ دیدگاه »
برای همه شما ماشین­داران عزیز مواقعی پیش آمده که خواسته­اید یک جفت تایر اتومبیل خود را عوض کنید. سوالی که پیش می­ آید این است، تایرهای نو را باید کجای خودرو قرار داد؟ از هر مکانیک یا پنچرگیری سوال کنید مطمئناً به شما جواب یکسانی خواهد داد: جلو خودرو. اما اگر کمی در سایتهای خارجی جستجو کنید، با پاسخ کاملاً متفاوتی روبرو می­شوید! شاید یکی از دلایل اینکه نرخ تصادفات در کشور ما اینقدر با دنیا متفاوت است همین عدم آگاهی­ها باشد. مقاله زیر برگرفته از یکی از سایتهای خودرو خارجی است:

آیا قراردادن تایرهای با آج بیشتر در محور جلوی خودروهای با دیفرانسیل جلو خطرناک است؟

هنگامی که دو تایر خودرو تعویض می­شوند، تایرهای نو بایستی در عقب خودرو استفاده شوند.

عمق آج در یک تایر بر زمانی که یک تایر شروع به لیز خوردن روی جاده خیس خواهد کرد موثر است.

واقعیت۱: آج­های تایرهای جلو معمولاً بیشتر از تایر عقب خورده می­شوند

واقعیت۲: اگر تایرها بعد از هر ۸۰۰۰ تا ۱۲۰۰۰ کیلومتر رانندگی جابجا شوند، آج تایرها تقریباً یکسان خورده خواهد شد.

واقعیت۳: اکثر مردم جابجایی تایر را در هر ۸۰۰۰ تا ۱۲۰۰۰ کیلومتر رانندگی جابجا نمی­کنند. بنابراین وقتی به تایرهای ماشینشان نگاه می­کنند، آجهای تایرهای جلو از بین رفته درحالیکه تایرهای عقب هنوز قابل استفاده هستند. لذا معمولاً لازم است که تایرهای جلو تعویض شوند.

واقعیت۴: اگر یک جفت از تایرها آج بیشتری از زوج دیگر داشته باشد، زوج با آج کمتر ، نسبت به زوج دیگر با آب کمتری بر روی جاده شروع به لغزیدن خواهد نمود.

واقعیت ۵: اگر جفت تایری که زودتر شروع به لغزیدن در جاده می­کنند تایرهای جلو باشد، کنترل وسیله نقلیه ساده­تر خواهد بود. اول اینکه راننده هنگام شروع سر خوردن، لغزش را در فرمان احساس خواهد نمود، ثانیاً واکنش غریزی در برداشتن پا از روی گاز و چرخاندن فرمان در جهت لغزش در بدست آوردن مجدد کنترل موثر خواهد بود. اما اگر تایرهای عقب خودرو شروع به سر خوردن نمایند، کنترل خودرو به مراتب دشوارتر خواهد بود. تشخیص از کنترل خارج شدن خودرو سخت تر است زیرا در فرمان حس نمی­شود و روش کنترل خودرو از حالت غیرارادی خارج می­شود (باید در خلاف جهت سر خوردن فرمان را گرداند).

از این رو کلیه سازندگان تایر توصیه می­کنند که تایرهای نو یعنی تایرهای با آج بیشتر باید در عقب خودرو نصب شوند.

مشکلات:

۱. بسیاری از حرفه­ ایها هنوز بر این باور هستند که تایرهای با آج بیشتر باید در جلوی یک خودرو با دیفرانسیل جلو قرار بگیرند.

۲. بسیاری از حرفه­ ایها بر این باورند که این مساله بستگی به فصل سال دارد.

۳. بسیاری از حرفه­ ایها از مشتری سوال می­کنند که تمایل وی چیست. ” شما میل دارید تایرهای جدید را کجا نصب کنیم؟”

۴. بسیاری از حرفه­ ایها به سادگی تایر با آج فرسوده را از چرخ جلو به عقب انتقال می­دهند حتی اگر تایرها قرار نباشد که با تایر نو تعویض شوند. پیشگیری: حتماً اصرار کنید که تایرهای نو در عقب نصب شوند.

مسوولیت قانونی: اگر یک تصادف ناشی از سرخوردن اتومبیل روی دهد، لازم است که تایرها توسط یک کارشناس رسمی بررسی شوند و سوابق تعمیراتی اتومبیل مورد بازبینی قرار گیرند. اگر تایرهای نویی خریداری شده­اند و در جلوی خودرو نصب شده باشند، بر این باوریم که نصب کننده این تایرها قانوناً مسوول کلیه آسیبهای وارده خواهد بود.

تایرهای نو باید در عقب نصب شوند. برخی باورهای غلط در تعویض تایر کدامند؟

· خودروهای با دیفرانسیل جلو: این یک وضعیت گول زننده است، زیرا طبیعی است که تصور شود که چرخهایی که قدرت را منتقل می­کنند (چرخهای جلو در خودروهای با دیفرانسیل جلو) بایستی بهترین تایر را داشته باشند. این نتیجه­گیری طبیعی غلط بوده و دلیل اصلی نصب غلط تایرهای نو در خودروهای با دیفرانسیل جلو است.

· خودروهای با دو دیفرانسیل: قاعده همان است. بهترین تایرها باید در محور عقب نصب شوند.

· تایرهای یخ­ شکن: قاعده در این حالت تایرهای با آج سالمتر در محور عقب است. اگر شما تایرهای یخ ­شکن برای یک خودرو دیفرانسیل جلو لازم دارید برای اینکه محور جلو عمل کشش را انجام می­دهد، لازم است که هر چهار چرخ را به تایر یخ ­شکن مجهز کنید. به توصیه ­های سازندگان در زیر مراجعه کنید.

· بستگی به فصل دارد: این باور اشتباه با باور نادرست مربوط به خودرو دو دیفرانسیل/تایر یخ­ شکن مرتبط است. چون بسیاری از مردم نگران حرکت در شرایط برفی زمستانی هستند، به نظر بحث مربوط به لزوم به بهترین اصطکاک روی محوری که محرک هست قویترین انگیزه را شامل می­ شود. همچنین اگر تایرهایی که دچار لغزش می­ شوند تایرهای جلو باشند، حتی اگر این تایرها باشند که خودرو را به حرکت در می ­آورند، خطر آن بسیار کمتر از عدم کنترل عقب ماشین است. به این دلیل است که همه سازندگان تایر می­ گویند “بهترین تایرها در محور عقب”. اگر لازم است که روی چرخهای محرک اصطکاک بیشتر داشته باشید، چهار تایر نو بخرید.

· ریسک ترکیدگی تایر: البته ترکیدن تایر عقب بر تایر جلو ارجح­تر است اما اگر قرار باشد ترکیدن تایر در سرعت اتوبان روی دهد، عمق آج عامل آن نخواهد بود. عامل آن چیزی مانند یک میخ، یک چاله یا اشیای دیگر خواهد بود. اگر یک میخ به داخل تایر فرو رود، مهم نیست که عمق آج تایر ۴/۳۲ یا ۱۴/۳۲ باشد. به علاوه احتمال وقوع کدامیک بیشتر است؟ ترکیدن تایر یا رانندگی در باران در خارج شهر؟

تعریف: Oversteer: از دست رفتن کنترل چرخهای عقب به سمت خارج از مسیر حرکت. Understeer: از دست رفتن کنترل چرخهای جلو

توصیه سازندگان تایر. آنچه که سازندگان تایر می­گویند:

· گودیر: هنگامی که یک جفت تایر از همان سایز و ساختار را تعویض می­کنید، توصیه می­کنیم که تایرهای نو را در محور عقب خودرو استفاده کنید. www.goodyeartires.com

· بریجستون/فایرستون: از راهنمای تعویض: تایرهای زمستانی بهتر است که در هر چهار چرخ استفاده شوند. اگر تایرهای زمستانی در محور جلوی هر خودرویی نصب شوند، باید بر روی محور عقب هم نصب شوند. هرگز تایرهای زمستانی را فقط روی محور جلو نصب نکنید. این مساله شامل همه خودروهای شخصی، کامیونتهای سبک، خودروهای دیفرانسیل جلو و خودروهای دو دیفرانسیل می­باشد. www.tiresafety.com

· دانلوپ: وقتی یک جفت تایر از همان نوع و اندازه را بر روی یک خودرو تعویض می­کنید، توصیه می­کنیم که آن را روی محور عقب قرار دهید. www.dunloptire.com

· میشلن: جفت تایر نو همیشه باید در عقب استفاده شود. ویدیو را ببینید. www.michelinman.com

· گودریچ: توصیه می­شود که هر چهار تایر همزمان تعویض شود. اما اگر فقط دو تایر تعویض می­شوند، تایرهای نو باید در عقب قرار گیرند. تایرهای نو با آج عمیقتر اصطکاک بهتری با جاده برقرار کرده و تخلیه آب را در شرایط خیس بهتر انجام می­دهند. www.bfgoodrichtires.com

· کنتینتال: تایرهای یخ­شکن باید در هر چهار چرخ استفاده شوند. هیچگاه هنگامی که تایرهای جلو از نوع رادیال هستند، تایرهای یخ­شکن غیر رادیال را در عقب قرار ندهید مگر زمانی که وسیله نقلیه دارای جفت چرخ در عقب باشد. در خودروهای با محرکه دیفرانسیل جلو، توصیه می­شود که تایرهای یخ­شکن یا چهار فصل را بر روی هر چهارچرخ قرار دهید تا در شرایط زمستانی کنترل مناسب و پایدار داشته باشید. Continentaltire.custhelp.com

مهم: پیش از تعویض تایرها همیشه به دستورالعمل سازنده خودرو درخصوص محدودیتها و توصیه­های تعویض تایر مراجعه نمایید.

توجه: بدون تایرهایی در محور عقب که اصطکاکی قابل مقایسه با تایرهای محور جلو داشته باشند، کنترل خودرو ممکن است دچار اشکالاتی شود. این مساله می­تواند منجر به ازدست رفتن کنترل خودرو شده و موجب جراحات شدید یا مرگ شود.

نصب اشتباه دو تایر، ادعاهای حقوقی:

تصادفات ناشی از لغزش یکی از مرگبارترین حوادث جاده­ای محسوب می­شود ضمن اینکه ریسک چنین حادثه­ای با افزایش سرعت به شدت افزایش می­یابد. آسیب به ستون فقرات، جراحات مغزی شدید و سایر عوارض منجر به معلولیت در این حوادث معمول است. همانگونه که اشاره شد، بسیاری از این موارد به دلیل ایرادات یکی از خودروها یا در نظر گرفتن آسیب­دیده­ترین طرف تصادف به عنوان مقصر، نادیده گرفته می­شوند. بیشتر این دعاوی به دلیل عدم پوشش بیمه­ای کافی برای تامین هزینه­های سنگین آسیب­دیدگی ستون فقرات و جراحات مغزی، دنبال نمی­شوند.

خطا در بررسی دقیق مسایل مربوط به نصب تایر در تصادفات ناشی از لغزش یا سر خوردن خودرو، اشتباه بزرگی محسوب می­شود. همانگونه که در این صفحات بیان شده، توصیه همه تولیدکنندگان بیان کننده لزوم نصب تایرهای نو در محور عقب خودرو است. اگر تایرهای نو روی محور جلو نصب شوند، فروشندگان یا نصب­کنندگان این تایرها بطور واضحی مقصر حادثه به شمار می­روند. واقعیت کاری که باید انجام شود آنچنان آشکار است که دفاع در چنین دعاویی کاملاً سهل خواهد بود.

با وجودیکه جامعه حقوقی به تازگی در حال آشنا شدن با مسوولیتهای کیفری چنین اشکالاتی است، تاکنون چندین رسیدگی قضایی بزرگ علیه نصب­کنندگان انجام شده است.

دریک پرونده محرمانه در ایالت کالیفرنیا، فرد شاکی کنترل خودرو را در یک چاله آب از دست داد و این حادثه موجب چپ شدن خودرو شاکی شد. باوجودیکه همه تایرهای خودرو شاکی آج یکسانی داشتند، متهم دو تایر نو را کمی قبل از حادثه به شاکی فروخته و در جلو خودرو نصب کرده بود. این مساله تخطی از دستورالعمل شرکت متهم به شمار آمد. این پرونده با ۵/۸ میلیون دلار حل و فصل گردید.

در یک پرونده علیه کاستکو و جنرال موتورز که طرفین با ۱۰ میلیون دلار به توافق رسیدند، کاستکو دو تایر نو میشلین را در جلو نصب کرده بود و نماینده فروش جنرال موتورز تایرها را قبل از حادثه بازدید کرده بود ولی متوجه نصب اشتباه نشد یا اینکه آگاهی از توصیه تولیدکننده نداشت.

برای پیروزی در یک دعوای حقوقی، ضروری است که تایرها درحالیکه خودرو هنوز در دسترس است بررسی شوند بنابراین سرعت عمل ضروری است. اگر تایرهای نو در جلو خودرو و نه عقب آن نصب شده باشند، یک دعوی حقوقی مطمئن و ساده امکان­پذیر است.

منبع: www.ajforeignauto.com

اعتماد به نفس و نقش آن در موفقیت تحصیلی

اطلاعات عمومی, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »
اعتماد به نفس یعنی ایمان به توانایی های ذاتی و استعدادهای فطری خویش و ایمان به یاری خدا در پرورش و گسترش آنها. در اعتماد به نفس قدرتی هست که توانایی ها و اقتدارتان را دو برابر می کند. همه ما با اعتماد به نفس به دنیا می آییم. اعتماد به نفس یعنی ایمان به ذات خدا گونه و اعتقادات باطنی خویشتن.

عمل کردن و نتیجه گرفتن بهتر از هرگز عمل نکردن است

چیزی به نام شکست وجود ندارد، شکست تنها یک قضاوت است که ما آن را به عمل و رفتاری خاص نسبت می دهیم. پیشنهاد می کنم که از امروز شکست را از قلمرو ذهن بیرون رانید و به جای آن این باور را بشناسید: شما نمی توانید شکست بخورید، تنها می توانید با نتایجی روبرو شوید. خوب مهمترین پرسش که ممکن است مطرح شود این است: با نتایجی که به وجود می آورید، قصد دارید چه کنید؟ باید از نتایجی که عاید کرده اید درس بیاموزید و دیگر بار تلاش کنید. و این تنها نکته ای است که از شما انتظار می رود که درک نموده و بپذیریدو در تمام جنبه های زندگیتان به کار ببرید.

این واقعیت را در ژرفای ذهن و قلبتان ثبت کنید که شما هرگز شکست نخورده و نخواهید خورد. هرگونه قضاوت ظاهری و پوچ مبنی بر احتمال شکست شما را از ورود به مسیر پر پیچ و خم زندگی باز میدارد و نمی گذارد با چالشها درگیر شوید و از آن تجربه بیندوزید. به هر حال خطاها جوهر و خمیر مایه رشد و تعالی است.

گزارشگری از توماس ادیسون پرسید: که پس از ۲۵ بار هزار بار تلاش برای اختراع باطری و شکست در این زمینه چه احساسی دارد، پاسخ داد شکست؟ نه شکست نخورده ام من اکنون ۲۵ هزار روش را برای ساختن باطری می دانم.

غالب مردم از تجزیه و تحلیل پیروزی هایشان غافلند و صرفاً تحت تأثیر شکست هایشان به تفکر اعمال و رفتارشان می پردازند. هرگاه سراپا مشتاق هدفی باشید و اعتقاد کامل داشته باشید که به انجامش قادرید و از ارتکاب خطا ترس به دل راه ندهید، خواسته شما نمی تواند ازتحقق باز ایستد.

رهنمودهایی برای به کار گیری درس های جدید:

- از به کار گیری واژه شکست درباره خود و هر فرد دیگر جداً اجتناب کنید. به خود یادآور شوید که اگر کارها بر طبق برنامه پیش نرفت و اوضاع بر وفق مراد نبود، شکست نخورده اید، صرفاً با یک نتیجه روبرو هستید.

- آنگاه این پرسش فوق العاده موثر را با خود در میان بگذارید با نتایجی که به دست آورده ام قصد دارم چه کنم؟ به جای اینکه از پیامدهای نامطلوب رنجش به دل گیرید، نسبت به درس هایی که آموخته اید شاکر و سپاسگزار باشید.

- وقتی نیروی مخالفی درباطن تان زمزمه می کند که نه این غیرممکن است، این دشمن لانه کرده در ضمیر باطن را از قلمرو ذهن بیرون برانید و افکار شجاعانه و مثبت را به جای آن بنشایند.

یکی از بهترین راههای پرورش اعتماد به نفس مشری بودن آن است. دیگران روانه تشویق و ترغیب می کند. شب ها قبل از خواب با اندیشه های قدرتمند سرشار از اعتماد به نفس خدا دوستم دارد، هدایتم می کند، خدا راه را نشانم می دهد، منتظر شوید تا دیگران به شما اطمینان و اعتماد به نفس بدهند یا تحسینتان کنند، به جای زانوی غم بغل گرفتن، بدانید که آن کسی که شما را آفرید دوستتان دارد و همواره مشتاق است که به شما کمک کند.

انسانی که فکر می کند، می تواند موفق شود

تکنیک هایی برای غلبه بر استرس و اضطراب:

- بر سکوت متمرکز شوید

- امروز هم مثل روز تعطیل

- ماساز شقیقه ها (به هنگام بازدم ماساژ و به هنگام دم ماساژ را متوقف کنند)

- آب گرم بنوشید

- حوله مرطوب

- پشت دست خود را نوازش کنید

- شیر بنوشید

- نیایش

- پای کوبی (پای کوبی شادی بخش ترین کار است،کاری است که ملول ترین افراد را دیگران میکند.

- خواب آرام (به هنگام بی خوابی، به تنفس خویش توجه کن، مثل خفته ای تنفس کن و به خوابی خوش در شو

- استراحت ( در هر ساعت ۵ دقیقه آرام یابید،به خود استراحت بدهیدو با صدای بلند به خود بگویید ۵ دقیقه آرامش)

- سهل گرفتن.

راه حل های ذیل می تواند به تو کمک کند تا یادگیری و یادآوری بهتری داشته باشید:

۱- یادگیری فعالانه- خوب گوش کردن و وقتی نکات مبهمی وجود داردآنها را سئوال کنید.

۲- جای مناسب برای کار و یادگیری در خانه انتخاب کنید، جای راحت و نورکافی. نور ضعیف زودتر خسته می شوید و سرو صدای نامنظم افکار را به هم می ریزد.

۳- به محل مشخصی خود را عادت بده، جای مشخص برای کار تو را برای بدست آوردن تعادل در امر یادگیری کمک می کند.

۴- استراحت های کوتاه منظم.

۵- هرگز با ناراحتی و عصبانیت درس نخوانید. بهتر است با یک نفس عمیق که حالات روحی شما را متعادل می سازد، درس را شروع کنید.

۶- بهره گیری: یادگیری را بهتر است با یک تکلیف آسان یا با درس مورد علاقه شروع کنید. سپس درس را شروع کنی که زیاد به آن رغبت نداری، بعد با سخت ترین درس،چون درس های سخت و مشکل را هم باید یاد گرفت.

۷- حفظ کردن یک باره درس ها کار درستی نیست.

۸- برترس و اضطراب که مانع موفقیت می شوند غلبه کنید.

قبل از امتحانات به نکات ذیل توجه کنید:

- درس خواندن برای بار آخر و با عجله کار درستی نیست. بهتر است خودتان را از نظر روحی قبل از امتحان آماده سازید.

- تکالیف را هر چه زودتر انجام دهید، اگر دلتان نمی خواهد کسی به شما امر و نهی نمی کند.

- بهتر است تکالیف چندین بار خوانده شود. اگر نکته مبهمی وجود دارد سئوال کن و به یاد داشته باش که ندانستن عیب نیست، نپرسیدن عیب است.

- وقت خود را تقسیم بندی و تنظیم کنید. بهتر است با مطالبی شروع کنید که به درستی آن ها را فهمیده اید و بدون هیچ مشکلی می توانید روی آن ها کار کنید، چنین موفقیتی در به خاطر آوردن مطالب بعدی به شما کمک می کند.

- اگر وسط کار به مشکلی برخوردی و آن طور که باید کار پیش نرفت آرامش خود را از دست ندهید. کل مطالب را از اول بخوانید و ببینید آیا متوجه شده اید.

- در امتحانات کتبی طولانی،گاهی اوقات بهتر است یک استراحت کوچک یک دقیقه ای بکنید، قلم را کنار بگذارید و چشم ها را ببندید و کاملاً با اعتماد به نفس و عمیق تنفس کنید.

- تمرینات برای حفظ آرامش و خونسردی امکانات بیشتری را به وجود می آورد و باعث می شود فوت و فن مقاومت درمقابل هیجانات و تحریکات را بیاموزی، اعتماد به نفس مثبت که آن را به امروز زمان بدست می آوری تأثیر بسیار مفیدی بر پیش برد اهداف و در نتیجه آرامش روحی و روانی تو می گذارد به طور مثال می توانید در ترم های تحصیلی خود در دبیرستان آرا تجربه کنید و نتیجه خوبی بگیرید.

رعنا آقازاده

روانشناس

متن ترجمه شده نامه عمر به یزد گرد سوم پادشاه ساسانی

اطلاعات عمومی, مذهب هیچ دیدگاه »

خداوند این کشور را از دشمن از خشکسالی و از دروغ محفوظ دارد

من بارها این متن رو دیدم
نمیدونم هدف از این کار ها چیه ( مثل عکس های جعلی از زیر آب رفتن پاسارگاد یا عکس هایی از دهکتری که تبدیل به یک جنور عجیب شده )
اما اینو میدونم که دروغ نویسی در تاریخ به اندازه خود تاریخ عمر داره
کافیه به دور از احساس متن رو برسی کنیم تا قلب بودنش بر همه آشکار بشه
یزد گرد آنچنان سخن میگه که انگار در زمانه ما زندگی میکنه و با نیاز های یک ایرانی وطن پرست و ضد عرب امروزی کاملاً آشناست و تجربه سال ها حکومت عرب ها رو از سر گذرونده

نامه پادشاه بزرگ سا سا نی یزدگرد سوم به عمر
متن نامه عمربن الخطاب ، به یزدگرد سوم
بسم الله الرحمن الرحیم از : عمربن الخطاب خلیفه مسلمین به: یزدگرد سوم شاه فارسی
من آینده خوبی برای تو و ملتت نمی بینم ، مگر اینکه پیشنهاد من را قبول
کرده و بیعت نمایی . زمانی سرزمین تو بر نیمی از جهان شناخته شده حکومت می
کرد لیکن اکنون چگونه افول کرده ؟ ارتش تو در تمام جبهه ها شکست خورده و
ملت تو محکوم به فناست . من راهی را برای نجات به تو پیشنهاد می کنم .شروع
کن به عبادت خدای یگانه ، یک خدای واحد، تنها خدایی که خالق همه چیز در
جهان است ما پیغام او را برای تو و جهان می آوریم به ملتت فرمان ده که آتش
پرستی را که کذب می باشد ، متوقف کنند و به ما بپیوندند ، برای پیوستن به
حقیقت .
الله خدای حقیقی را بپرستید ، خالق جهان را ، الله را پرستش نمایید و
اسلام را به عنوان راه رستگاری خود قبول کنید اکنون به راههای شرک و
پرستشهای کذب پایان ده و اسلام بیاورید تا بتوانید الله اکبر را به عنوان
ناجی خود قبول کنید . با اجرای این تو تنها راه بقای خود و صلح برای
پارسیان را پیدا خواهی نمود ،‌ اگر تو بدانی چه چیز برای پارسیان بهتر است
تو این راه را انتخاب خواهی کرد ، بیعت تنها راه می باشد . الله اکبر
خلیفه مسلمین عمربن الخطاب
یزدگرد سوم ، شاهنشاه ایران به او چنین پاسخ می دهد: به نام اهورا مزدا،
آفریننده جان و خرد از سوی شاهنشاه ایران، یزدگرد به عمرابن خطاب خلیفه
تازیان تو در این نامه ما ایرانیان را به سوی خدای خود که “الله اکبر”نام
داده اید، می خوانید و از روی نادانی و بیابان نشینی، خود بی آنکه بدانید
ما کیستیم و چه می پرستیم، می خواهید که به سوی خدای شما بیاییم و “الله
اکبر” پرست شویم.
شگفتا که تو در پایه خلیفه عرب نشسته یی ولی آگاهیهای تو از یک عرب بیابان
نشین فراتر نمی رود. به من پیشنهاد می کنی که خدا پرست شوم. ای مردک،
هزاران سالست که آریاییان در این سرزمین فرهنگ و هنر، یکتا پرست می باشند
و روزانه پنج بار به درگاهش نیایش می کنند. هنگامی که ما پایه های مردمی و
نیکو ورزی و مهربانی را در سراسر جهان می ریختیم و پرچم “پندار نیک، گفتار
نیک و کردار نیک” را در دست داشتیم، تو و نیاکانت در بیابانها می گشتید و
مار و سوسمار می خوردید و دختران بیگناهتان را زنده به گور می کردید .
تازیان که برای آفریده های خدا ارزشی نمی شناسند و سنگدلانه آنها را از دم
تیغ می گذرانند و زنان را آزار می دهند و دختران را زنده به گور می کنند و
به کاروانها می تازند و به راهزنی و کشتار و ربودن زن و همسر مردم دست می
زنند، چگونه مارا که از همه این زشتیها بیزاریم، می خواهند آموزش خدا
پرستی بدهند؟
به من می گویی که از آتش پرستی دست بردارم و خدا پرست شوم؟ ما مردم ایران،
خدا را در روشنایی می بینیم. فروغ و روشنایی تابناک و گرمای خورشیدی آتش
در دل و روان ما، جان می بخشند و گرمی دلپذیر آنها، دلها و روانهای ما را
به یکدیگر نزدیک می کنند تا مردم دوست، مهربان، مردم دار، نیکخواه باشیم و
رادی و گذشت را پیشه سازیم و پرتو یزدانی را در دلهای خود هماره زنده
نگهداریم.
خدای ما “اهورا مزدای” بزرگ است و شگفت انگیز است که تازه شما هم او را
خواسته اید نام بدهید و “الله و اکبر” را برای او بر گزیده اید و او را به
این نام صدا می کنید. ولی ما با شما یکسان نیستیم، زیرا ما به نام “اهورا
مزدا” مهرورزی و نیکی و خوبی و گذشت می کنیم و به درماندگان و سیه روزان،
یاری می رسانیم و شما به نام “الله اکبر” خدای آفریده خودتان دست به کشتار
و بدبختی آفرینی و سیه روزی دیگران می زنید.
چه کسی در این میان تبهکار است، خدای شما که فرمان کشتار و تاراج و نابودی
را می دهد؟ یا شما که به نام او چنین می کنید؟ یا هردو؟
شما از دل بیابانهای تفته و سوخته که همه روزگارتان را به ددمنشی و بیابان
گردی گذرانده اید، برخاسته اید و با شمشیر و لشکر کشی می خواهید آموزش خدا
پرستی به مردمانی بدهید که هزاران سالست شهریگرند و فرهنگ و دانش و هنر را
همچون پشتوانه نیرو مندی در دست دارند؟ شما به نام “الله اکبر” به این
لشکریان اسلام جز ویرانی و تاراج و کشتار چه آموخته اید که می خواهید
دیگران را هم به سوی این خدای خودتان بکشید؟
امروز تنها نا یکسانی که مردم ایران با گذشته دارند آن است که ارتش آنها
که فرمانبردار “اهورا مزدا” بوده، از ارتش تازیان، که تازه پیرو”الله
اکبر”شده اند، شکست خورده اند و مردم ایران به زور شمشیر شما تازیان باید
همان خدا را ولی با نام تازی بپذیرند و بپرستند و در روز پنج بار به زبان
عربی برایش نماز بگذارند. زیرا “الله اکبر” شما تنها زبان عربی می داند.
به تو سفارش می کنم به دل همان بیابانهای سوزان پر سوسمار خویش برگرد و
مشتی تازی بیابان گرد و سنگدل را به سوی شهرهای آباد همچون جانوران هار،
رها مکن و از کشتار مردم و تاراج دارایی آنان و ربودن همسران و دخترانشان
به نام “الله اکبر” خود داری نما و دست از این زشتکاری ها و تبهکاریها
بکش.
آریاییان، مردمی با گذشت، مهربان و نیک اندیشند. هر جا رفته اند تخم نیکی
و دوستی و درستی پاشیده اند. از این رو از کیفر دادن شما برای نابکاریهای
تو و تازیان، چشم خواهند پوشید.
شما با همان “الله اکبر” تان در همان بیابان بمانید و به شهرها نزدیک
مشوید که باورتان بسیار هراسناک و رفتارتان ددمنشانه است.
مهر
یزدگرد ساسانی
برگرفته از کتاب کارنامه دکتر کوروش آریامنش. (نامه یزدگرد سوم به عمر)

آشنایی با خواص عودها

اطلاعات عمومی, دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

محیط زیست > گیاهان- همشهری آنلاین- ندا شریف:
استفاده از عود قدمتی دیرینه دارد. سال‌هاست که برای ایجاد آرامش، افزایش انرژی مثبت از انواع مختلف عود در مراسم و مناسبت‌های خاص استفاده می‌شود. رایحه خوش و احساس متفاوت ناشی از تاثیر یک عود روشن، انکارپذیر نیست.

عودها به شکل چوب‌های خام، علف‌های خرد شده، پودر یا به صورت مایع و روغن هستند. امروزه عودهای مخروطی و شاخه‌ای کاربرد بیشتری دارند. عودهای مخروطی توسط ژاپنی‌ها در اواخر سال ۱۸۰۰ میلادی عرضه شد.

عودهای ماسالا و شاخه‌های جاس حدود سال ۲۰۰ بعد از میلاد توسط بودائی‌ها از هندوستان به چین وارد شد.

عود بطورسنتی از صمغ و کندر و چوب‌های معطر، پوست درختان، دانه‌ها، ریشه‌ها، علف‌ها و گل‌ها ساخته می‌شود.

از زمان‌های بسیار دور عود در آیین‌های مذهبی به‌ کار می‌رفته است. ساخت عودهای گیاهی هنری باستانی و چیزی جز هنری مقدس نبوده است. کتیبه‌ای مصری متعلق به ۱۵۳۰ قبل از میلاد مسیح استفاده از عود را ذکر کرده است.

چوب‌های خوشبویی مانند چوب صندل و روغن‌های گیاهان و علف‌ها به عنوان بوهای طبیعی مورد استفاده قرار می‌گرفتند. شاید مشهورترین عطرهای طبیعی، کندر و صمغ بودند که بطور خاص در سومالیا یافت می‌شده است. عطرهای طبیعی در معابد هندوها، بودایی‌ها و آیین‌های رسمی چینی‌ها و آیین‌های شیتو در ژاپن به کار می‌روند. استفاده از عود در یونان باستان در اوایل قرن ۸ قبل از میلاد مسیح رایج بوده است.

این ماده خوشبوی اسرار آمیز خواص درمانی معجزه آسایی دارند. از دیدگاه گیاه درمانی، عودهای گیاهی به خاطر خواصشان استفاده می‌شده‌اند تا ایجاد بوی خوش در فضا.

بسیاری از گیاهان و علف‌های دارویی به خودی خود بویی ندارند و باید حتما سوزانده شوند. عود و گیاه درمانی همواره با هم همراه بوده‌اند. قدیمی‌ترین منابع مربوط به گیاه درمانی و عود به “وداهای” هندی باز می گردد. بودایی‌ها در طب “آیوراودا” از عود به عنوان وسیله‌ای معجزه‌گر استفاده می‌کنند.

عود

تحقیقات گسترده دانشمندان، پزشکان و بزرگان گیاه‌شناسی بر روی عود ویژگی‌های زیر را ثابت کرده است:

- روایح مطبوع موجود در عود، فرد را فعال‌تر و سرزنده‌تر کرده و باعث ارتباط شخص با درون خود می‌شود. (مراقبه)

- استنشاق رایحه مطبوع باعث ایجاد و ارسال پیام‌های عصبی در مغز و کل سیستم عصبی و دریافت واکنش‌های مثبت می‌شود.

- سوزاندن عود خود به تنهایی یکی از درمان‌های اثربخش برای جلوگیری و رفع استرس، ایجاد آرامش و تمدد اعصاب، رفع خستگی و بسیاری از بیماری‌های دیگر است.

- سوزاندن عود باعث دور شدن امواج و انرژی‌های منفی موجود در محیط می‌شود.

از آن‌جا که رایحه درمانی قدمتی افزون بر۵ هزارسال دارد، رومیان و مصریان از آن به عنوان ماده ضدعفونی کننده، ضد باکتری و دارویی در درمان زخم کمک می‌گرفتند.

ترکیبات معطر طبیعی گلها و گیاهان که در عود یافت می‌شود، از طریق مژک‌های موجود در بینی وارد سیستم لیمبیک مغز و قسمت محاطی هیپوتالاموس شده و با تحریکات اعصاب بویایی این قسمت که مسئولیت احساسات، تنفس، ضربان قلب، غدد درون ریز، حافظه و یادگیری را بر عهده دارد، تاثیر قابل توجهی بر روحیات و خلق‌وخو می‌گذارد.

عصاره معطر گیاهان موجود در عود به دلیل ساختار تشکیل‌دهنده‌شان که معمولا شامل آلدئیدها، کتون‌ها واسترها است، نقش به‌سزایی در سلامت جسم و ذهن دارند. البته هریک از رایحه‌ها خاصیت ویژه‌ای دارند.

برخی مثل اطوخودوس که حاوی آلدئیدها هستند اثرات ضد التهابی داشته، آرام‌بخش و ضد ویروس هستند. برخی دیگر از عصاره‌ها مثل یاسمن، مشک، رز و لیمو باعث هوشیاری و افزایش تمرکز و یادگیری می‌شود.

رایحه درمانی توسط عود یکی از بی‌خطرترین، کم هزینه‌ترین، ارزان‌ترین و اثر بخش‌ترین روش‌های درمانی است. یعنی برای انجام آروماتراپی (رایحه درمانی) در خانه به‌راحتی می‌توان از سوزاندن عود استفاده کرد. با توجه به خواص درمانی واقعا اثربخشی که عودها دارند، از سوزاندن عود در محیط منزل یا کار غفلت نکنیم.

عود

تاثیر متفاوت و خواص درمانی عودها عبارتند از:

عود دارچین: ضد سرماخوردگی
عود اکالیپتوس: ضد سرماخوردگی، آنفلوانزا و ضدعفونی‌کننده
عود نعنا: شاداب‌کننده
عودهای اکالیپتوس، اکلیل کوهی، دارچین، مریم‌گلی در مجموع شاداب کننده
و عود آویشن برای درمان استرس موثر است.

برای رفع خستگی جسمی: عودهای دارچین، اکالیپتوس، نعنا و مریم‌گلی
برای رفع خستگی فکری: عود هل، اکلیل‌کوهی و اسطوخودوس
برای رفع حواس‌پرتی و فراموشی: عود اکلیل‌ کوهی و چوب سرو
برای رفع سوء هاضمه، اختلالات گوارشی و بی‌اشتهایی: عود هل، نعنا، بابونه، دارچین، اکلیل کوهی، اکالیپتوس و اسطوخودوس
برای رفع میگرن: عود یاس، اسطوخودوس و اکالیپتوس
به عنوان مسکن و ضد درد: اکلیل کوهی، بابونه، نعنا و ا سطوخودوس
برای رفع سردرد: یاس، نعنا، مریم گلی، بابونه، اسطوخودوس و اکلیل کوهی
و برای تقویت قلب: اکلیل‌کوهی و نعنا را به کار می‌برند.

عودهایی که برای ضدعفونی کردن محیط مناسب هستند عبارتند از: دارچین، چوب صندل، آویشن و گل سرخ
بررسی‌ها نشان می‌دهد، بوییدن رایحه درخت سدر، گل رز، یاسمن و چوب صندل برای رفع پرخاشگری و ستیزه‌جویی موثر است.

به طور کلی انواع مختلف رایحه درمانی به شرح زیر است:

▪ کمک به افزایش حافظه: انواع مرکبات، ریحان، نعناع، پونه وحشی، فلفل قرمز و چوب سدر
▪ رفع اختلالات خلق و خوی: ریحان، شمعدانی، گل طاووسی، یاسمن، کاکائو، بابونه رومی، نرگس، انواع رز و اسطوخودوس
▪ رفع استرس و اضطراب: پونه کوهی، انواع بابونه، چوب رز، درخت سدر، دارچین، چوب صندل، یاسمن، لانگ ای لانگ و عطر برکاموت
▪ ضعف مدیریتی و عدم توانایی در انجام کارها: پونه، رزماری، بادرنجبویه، انواع نعناع و زنجبیل
▪ درمان کم‌رویی: روغن یاس، بهارنارنج و مرزنگوش
▪ شک و تردید: لیمو، گریپ فروت، انواع نعناع و چوب سرو
▪ رفع استرس و کابوس شبانه: بابونه رومی، اسطوخودوس، انواع رز، چوب صندل و بهارنارنج
▪ درمان وسواس: بابونه رومی، بهارنارنج و زنبق
▪ کاهش علایم افسردگی: بابونه رومی، ریحان، شمعدانی، گریپ فروت، انواع اسطوخودوس، ملیسا و بهارنارنج
▪ کاهش حواس‌پرتی: عطر لیمو، ریحان و ملیسا
▪ رفع افسردگی پس از زایمان: رز، چوب صندل و بهارنارنج

www.negahak.com

آشنایی با خوشبوکننده‌های خانگی- ۳

اطلاعات عمومی, دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

مهارت‌های زندگی > فوت و فن- همشهری آنلاین- ندا شریف: برای آن که کشوهای لباس خود را همیشه معطر نگه دارید، از مواد زیر استفاده کنید.

½ پیمانه گل‌های خشک شده اسطوخودوس

½ پیمانه گلبرگ‌های خشک‌شده گل سرخ

پوست خرد و خشک شده یک عدد پرتقال

½ قاشق چای‌خوری پودر جوز بویا

۱ قاشق غذاخوری پودر ریشه زنبق زرد

۵ قطره اسانس گل‌سرخ

۵ قطره اسانس اسطوخودوس

کمی فلفل آمریکایی

پارچه مستطیل شکل نازک یا توری را انتخاب کنید. پارچه را از وسط تا بزنید. سه طرف آن را بدوزید. مواد را خوب با هم ترکیب کنید و داخل کیسه بریزید. سر کیسه را با دست کوک بزنید.

به این ترتیب لباس‌های شما همیشه خوشبو خواهند بود.

http://www.rd.com

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها