اندر حکایت طعام

آموزش تربیتی, اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده, اطلاعات عمومی, پرخوران گمنام, داستانهای کوتاه و زیبا, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

حکایات طعام

اجتماع > رفتارها – همشهری آنلاین-هلن صدیق بنای:حکایات بیشماری در خصوص خوردن طعام نقل کرده‌اند از آن جمله…
آورده‌اند که مردی نزد عابدی رفت و گفت: مرا عبادت کردن بیاموز… عابد پرسید: تو طعام چگونه می‌خوری؟ سیر و یا نیم سیر؟

گفت: سیر.

عابد گفت: سیر خوردن رسم چارپایان بارکش است. اول برو طعام خوردن بیاموز، بعد بیا تو را عبادت کردن بیاموزم.
در خوردن طعام نکته‌ها و سنت‌ها آورده‌اند، بعضی پیش از خوردن، بعضی پس از خوردن و بعضی در میان آن …

نخست، شستن دست و دهان است. دوم، طعام بر سفره چیند و خورد. سوم آن که نیکو بنشیند، لمیده و تکیه زده، طعام نخورد. چهارم تا گرسنه نشود دست به طعام نبرد. پنجم ، قناعت و اعتدال پیشه کند. ششم، طعام تنها نخورد. هفتم طعام به نیاز سلامت خورد نه به حرص و طمع.

  • حرص و طمع در هنگام خوردن طعام نشاید و نشانه حرص و طمع در طعام خوردن این است که یک لقمه در دهان بگذاری و بجوی و لقمه دیگر را آماده سازی و دو چشمت در لقمه دیگر باشد!
  • طعام چنان خور که گویی، تو او را خورده باشی، نه او تو را! اگر تو او را خورده باشی همه نور شود، و اگر او تو را، همه دود شود!
  • هر بامداد از خانه بیرون نروی مگر طعامی خورده باشی، زیرا، سیری موجب صبوری و بردباری است و گرسنگی، مایه خشک مغزی و سبک سری…
  • ای عزیز، بدان که خوراک دل، معرفت است، و هر چند بیش باشد بهتر. و خوراک تن، طعام است، و اگر زیادت از حد خویش بود، سبب هلاک گردد.
  • حکیمی را پرسیدند؛ روزی چه مایه طعام باید خوردن. گفت صد درم سنگ کفایت است. گفت این قدر چه قوت دهد؟ گفت؛ اینقدر تو را به پای همی دارد و هرچه برین زیادت کنی تو حمال آنی.

حکیمانه

  • حکایت زیبایی آورده‌اند که روزی انوشیروان عادل به شکار رفته بود و از لشکر جدا مانده و سخت تشنه شده بود. دهی دید، بدان ده شد و به درِ خانه‌ی رفت و آب خواست.

دخترکی بیرون آمد و او را بدید، به خانه باز آمد و نیشکری بکوفت و در آب آمیخت و کاسه ای پر کرد و به دست او داد.

انوشیروان نگاه کرد، خاشاکی چند خرد در آن کاسه دید. آب را آهسته سر کشید و تمام بخور.

دخترک را گفت: آفرین! خوش آبی آوردی، ولی اگر این خاشاک در این کاسه نبودی بهتر بود.

دخترک گفت: ای امیر، آن خاشاک به عمد اندر آن کاسه افکندم.

انوشیروان گفت: چرا؟

دخترک گفت: از آن که تو را بسیار “تشنه” دیدم و “جگر” گرم، اگر آن خاشاک نبودی تو آن آب آهسته نخوردی و تو را زیان داشتی.

انوشیروان را دانایی و زیرکی دختر عجب آمد و بسی پاداش به او داد.

  • حدیث زیبایی از امام رضا (ع) در بحار الانوار آمده‌ است که: بدن همانند زمین پاک و آماده برای زراعت است، اگر در آبادانی و

    آب دهی به آن مراقبت شود، به گونه‌ی که آب نه بیشتر از نیاز به آن برسد تا آن را غرق کند و نه از اندازه کمتر باشد تا آن

    را به خشکی گرفتار سازد، آبادانی‌اش استمرار، خرمی‌اش بیشتر و کشت آن برکت می‌یابد.

اما اگر از آن غفلت شود به تباهی می‌گراید و علف هرز در آن می‌روید. تدبیر آدمی در خوراک و نوشیدنی، سبب سامان و سلامت

آن شده و عافیت در آن ریشه می گستراند. بنگر که چه چیز با تو و با معده‌ی تو سازگار است.

تن تو با چه چیز نیرو می‌گیرد و چه خوردنی و نوشیدنی ای برای بدنت سالم‌تر است، همان را برای خویش مقرر بدار و خوراک خود گیر.
پس کلام آخر این است که انسان باید در بر آوردن این حاجت طبیعی خود پیوسته به حد اعتدال بسنده و به آن توجهی خاص نماید، بویژه

آنکه پر خوری و استفاده از تغذیه‌ای نامناسب مشکلات مادی و معنوی فراوانی را نیز به همراه دارد.

مرغ ایرانی رکورد دنیا را شکست!

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده, تصاویر, مسائل و اخبار روز اجتماعی ۲ دیدگاه »

به گزارش باشگاه خبرنگاران و بنقل از تابناک ، مرغ ایرانی با قیمت ۷۳۰۰ تومان رکورد قیمت مرغ را در دنیا شکست.

براساس این گزارش مقایسه ای انجام شده بین قیمت مرغ ایران با قیمت برخی از کشورهای دنیا که در جدول زیر قابل مشاهده است.

شهر نرخ (تومان)
تهران ۷٫۳۰۰
کراچی ۱٫۹۷۸
نیویورک ۱٫۸۶۰
سمرقند ۱٫۲۵۰
ابوظبی ۱٫۱۰۰
مسقط ۳٫۱۹۳
کپنهاک ۱٫۰۴۰
ریودوژانرو ۳٫۲۵۰
آنکارا ۲٫۰۳۱
مسکو ۳٫۴۸۳
قاهره ۳٫۴۸۰

بنظر میرسد فصل جدیدی از رکورد شکنی های جهانی توسط ایرانی ها آغاز شده است و امیدواریم در مسابقات المپیک لندن نیز شاهد رکوردشکنی نمایندگان ایران باشیم

بدنیست بدانید همین چند روز قبل نیز یک جوان مشهدی توانست یکی رکوردهای گینس را بنام خود ثبت کند

افزایش قیمت گوشت مرغ به روایت کاریکاتور

گدا شناسی‎ ؛ انواع و اقسام گدا

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده, تصاویر یک دیدگاه »

شما هم حتما تا بحال با انواع و اقسام گدا برخورد کردین … تصاویر زیر به شما کمک میکنه تا بتونید ورژن های مختلف این حرفه حساس را بیاد بیاورید

قوانین خنده داری که تو زندگی همه هست!‎

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده یک دیدگاه »

کافیه سیم جارو برقی رو جمع کنی ! اون موقع است که آشغالا یکی یکی خودشونو بهت نشون بدن!

ﺍُﺩﮐﻠﻦ ۲۰۰ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻨﯽ ﻣﯿﺰﻧﯽ ۳ ﺳﺎﻋﺘﻢ ﺑﻮﺵ ﻧﻤﯿﻤﻮﻧﻪ ! بعد یه ﺳﯿﮕﺎﺭ ۲۰۰ ﺗﻮﻣﻨﯽ ﻣﯿﮑﺸﯽ ﺗﺎ ۳ ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺵ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ…!

دقیقا وقتی داری با بابات راجع به گرفتن ماشین حرف میزنی ، همون لحظه تلویزیون یه برنامه پخش میکنه درمورد تاسف بارترین تصادف های تاریخ بشر با ماشین ! کلی هم به خانواده ها توصیه میکنه

همیشه توی تاکسی اون کسی که اون ته نشسته ، زودتر پیاده میشه!

۱ هفته رژیم حرفه ای شما با ۱ ساعت پرخوری بر می گرده!

هندزفری رو اتو هم بکشیم بعد دو دقیقه گره می خوره!

اگه اسمت میرزا شمس الدین گل کلمیان هم باشه ، وقتی میخوای ایمیل یاهو درست کنی میگه قبلا با این اسم ساخته شده!

اگر همه دنیا تأییدت کنن اون یه نفری که باید تأیید کنه نمی کنه!

سایز سنگ فرش های پیاده رو یه جوریه که نمی تونی توشون منظم راه بری…

کیلو کیلو آلبالو و آناناس و هلو و پرتقال تو یخچال باشه نمی خورین !
اما یه رانی که میخری گیر میدی به اون تیکه میوه که تهش مونده ! دلت میخواد با کلید درش بیاری !

اگه تنها باشی همه ماشینا خالیه ، اما اگه دونفر باشید ۶۰ تا ماشینم بیاد فقط جا برای ۱ نفر دارن ! چرا ؟!

وقتایی که با خودت تقلب می‌بری ، امتحان مثه آب خوردنه ، وقتی نمی‌ بری امتحان میشه در حد آزمون دکتری !

موقع رایت کردن سی دی یا ۳۰۰ مِگ خالی می مونه یا ۵ مگ زیاد میاد که چون یه دونه فایله کاریشم نمی تونی کنی !

یک ساعت اضافه می خوابی تا دو روز خوابت نمیاد ، یک ساعت کمتر میخوابی تا دو روز خواب آلودی !

زمانی اون چیزی که آرزومون بوده رو به دست میاریم که دیگه آرزومون نیست

سخنان بزرگان – سخنان پند آموز – سخنان حکیمانه – ۱۳

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده هیچ دیدگاه »

مهرورزی و ستایشگری درمان بسیاری از دردهای آدمیان است . ارد بزرگ

مردان کامیاب غالبا از شکست میوه ی پیروزی چیده اند . یوهان ولفگانگ گوته

مبارزه با مواد مخدر، فقر و گرسنگی برای جوانی فرهیخته و روشن بین به همان کارآمدی تلاش برای ارتقای سطح زندگی و احترام گذاشتن به حقوق و اموال یکدیگر، نیست.. وین دایر

سرود طبیعت ضربانی ملایم و کشیده دارد . ارد بزرگ

انسان در موقعیکه تمام دارایی خود را از دست بدهد تمام دوستان از میان می روند . وتوشن

آنکه پرنده نیست نباید بر پرتگاهها آشیان سازد . نیچه

همسران باید یکدیگر را ستایش کنند و فرزندان هم پدر ، مادر و آموزگاران و… ستایشگری برای همه هست . ارد بزرگ

آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی ماه است که او را پایبند می کند . تاگور

مردان مقاوم و باتجربه همیشه فرصت دارند که کارها را از اول شروع کنند . یوهان ولفگانگ گوته

خود را می توان نابود ساخت ! نخست با گردن نهادن بر پیشگاه ناداوری فرمانروایان و دیگر تن دادن به رسوایی و بدنامی . ارد بزرگ

مرد با اراده مردی است که شخصیت انفرادی خود را در اجتماع گم نمی کند و شجاعت آن را دارد که عقاید خاص خود را ابراز دارد . اسکار وایلد

خشمگین شدن انتقام خطاهای دیگران را از خود گرفتن است . والتر پوپ

طبیعت زنده و پویاست نکوداشت آن ، گرامی داشتن ریشه گاه آدمیان است . ارد بزرگ

بلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب می گوید . فردریش نیچه

ای مهر مادری که مقدس ترین محبت ها هستی ، از وصف عظمت آسمانی تو زبان زمینی ما عاجز است . وباهاروف

نخستین دروازه بی باکی ، تهی شدن از دلبستگی هاست . ارد بزرگ

سعادت را باید در بین راه پیدا کرد نه انتهای جاده ، چون در آنجا سفر به پایان رسیده و دیگر دیر شده است . وقت برای سعادتمند بودن امروز است نه فردا . جیمز بادید

دنیا آن قدر وسیع است که برای همه ی مخلوقات جایی هست، پس به جای اینکه جای کسی را بگیرید تلاش کنید جای واقعی خود را بیابید . چارلی چاپلین

پیوند از پس تنهایی رخ می دهد ، ارزش می یابد و توان را چندین برابر می کند ، پس باید هر پیوند پاکی را شاد باش گفت . ارد بزرگ

شکنجه ها عشق به شما روا می دارد تا به رازی که در دلهایتان نهفته است پی برید و بدین وسیله جزئی از قبل حیات باشید . جبران خلیل جبران

برخلاف ‹‹اندیشه های مدرن›› درباره ی زن و مرد، آموزش واقعی در مورد رابطه ی جنس ها را باید در فرهنگ های شرقی یافت . فردریش نیچه

پیوند پاک ، پیوندی ابدی است . ارد بزرگ

از ستایش و عیب جویی مردمان ، هیچکدام را نباید محک حقیقت شمرد ولی از هردوی آنها می توان به عنوان محک برای شخص خود استفاده کرد . واتلی

آنان که زندگانی را بستری از گلهای سرخ می دانند ، همیشه از خارهای آن شکایت دارند . ویلیام آلن وایت

خاموشی بیشه نبرد ، فریادها در سینه دارد . ارد بزرگ

اگر می توانستید شگفتی های دل تان را در برابر معجزه های هر روزه زندگی ماندگار سازید، دردهای خویش را از شادی های تان کمتر شگفت انگیز نمی یافتید، و اگر فصل های دلتان را پذیرا شوید بدانگونه که فصل های کشتزارهای تان را پذیرا هستید، آنگاه زمستان های اندو ه خویش را با خوش دلی به نظاره می نشستید . جبران خلیل جبران

هوش و استعداد خود را پرورش ده ولی نه از راه مطالعه صرف بلکه به وسیله تفکر توام با عمل ، تمایل اکثر فضلا به مطالعه شبیه تلمبه است ، خالی بودن مغزهای خودشان موجب می شود که افکار مردم دیگر را به سوی خود بکشند؛ هرکس زیاد مطالعه کند به تدریج قدرت تفکر را از دست می دهد. شوپنهاور

اندیشمند همواره بدنبال پیدا کردن راهی مناسب برای بهبود زندگی آدمیان است . ارد بزرگ

اگر باخردی ، هرگز گرد بدی مگرد ، که نیکوترین کسان آن بود که بیرون و درونش پاکیزه و نیک باشد . بزرگمهر

با سنگهایی که در سر راهت میگذارند هم میتوانی چیز قشنگی برای خود بسازی . اِریک کِستنِر

پیوند ما تنها با زندگان نیست همه ما پیوندی ابدی با نیاکان و اسطوره های سرزمین خویش داریم . ارد بزرگ

مردم دنیا همچون دیوانگان کور و کر ، به جان هم می افتند و یکدیگر را ندیده و نشناخته می درند و بر این دیوانگی نام جنگ افتخار می گذارند . ویلیام تن

انسان باید بهتر و شریرتر شود : من چنین می آموزانم ! شریرانه ترین چیز برای بهترین چیز در ابرانسان نیاز است . فردریش نیچه

آموزگار بالهای بزرگی ست که دانش آموز را به فرای آنچه می داند می برد ، آن فرا اگر روشنی باشد دودمانهای آینده را شکوهی شگفت انگیز فرا خواهد گرفت . ارد بزرگ

پند آموز است ماجرای مردی که زمین را می کاوید تا ریشه های بی ثمر را از اعماق زمین بیرون کشد ، اما ناگاه گنجی بزرگ یافت ؟! . جبران خلیل جبران

کسانیکه حقیقت را درک کرده اند با افرادی که حقیقت را دوست دارند برابر نیستند . شاتوبریان

جام عمر را جز با می دلدادگی به خرد و دانش پر مکن . ارد بزرگ

مردها به سه دسته تقسیم می‌شوند: خوش قیافه‌ها ، باهوش‌ها و اکثریت. اف. جی. بنسون

به من بگو قبل از آمدن به این دنیا کجا بودی ، تا بگویم بعد از مرگ کجا میروی . شوپنهاور

ستایش ، هنگام نو رُستن را . ارد بزرگ

ابرانسان است که می آفریند . فردریش نیچه

مگر نه چیزی که امروز در تسلط توست ناچار روزی از دست تو خواهد رفت ؟ پس ، اکنون از ثروت خویش ببخش و بگذار فصل عطا یکی از فصلهای درخشان زندگی تو باشد . جبران خلیل جبران

استوارترین پیمانها آنهایست که با اندیشه مان پذیرفته ایم . ارد بزرگ

افراد پست و فرو مایه از خطاهای اشخاص بزرگ لذت فراوان می برند. شوپنهاور

بدگویی حسود دلیل برتری شماست . ویلیام تن

کسی که بدگویی می کند خواری را به جان می خرد . ارد بزرگ

اگر امیدواری که رنجت بار نیکو دهد هرگز گفتار آموزگاران را خوار مدار و از فرمانشان سر مپیچ . بزرگمهر

با اینکه می دانیم زیبایی و خوبی دشمن هم هستند ، چرا این آب و آتش را در یک وجود طالبیم ؟ . ویلیام تن

هنجار طبیعی آدمی دوستی و نرم خویی ست اما برای بدست آوردن آن بیشتر زمان زندگی این جهانی را در ستیز و آورد می گذراند . ارد بزرگ

انضباط فردی عبارت است از : توانایی مجبور کردن خود به انجام کاری که باید در زمان معینی به اتمام رسد ، چه دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم . آلبرت هوبارد

بدترین و خطرناکترین کلمات اینست: «همه این جورند» . تولستوی

چند حرف بزرگ از مردان بزرگ

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده هیچ دیدگاه »

ثروتمند واقعی کسی است که بخششی داشته باشد. کسی که از این عمل امتناع کند مسکینی بیش نیست.
سوجین

نیرومندترین مردم کسی است که خشم خویش نگه دارد.
افلاطون

آن که آرزوی سروری دارد باید هنر بسیار داشته باشد.
(( بزرگمهر Bozorgmehr ))

آدم درستکار به خاطر یک قطعه استخوان خود را به سگ تبدیل نمیکند .
ضرب المثل دانمارکی

هنر خوراک روان و هنرمند آفریننده آن است . بارگاه هنر با هیچ جایگاهی درخور ارزیابی نیست .
(( ارد Orod ))

آدم فقیر حق بی شعور بودن و احمق بودن را ندارد .
لاروشفوکولد

آدمیان به اندازه ای آسیب می آورند که جسارت کنند و خوبی به آن قدر می کنند که مجبور باشند .
لاروشفوکولد

انسان آن قدر وقت ندارد که نیمی از عمرش را صرف نزاع و ستیزه کند .
لرد آوی بوری

انسان از پیروی چیزی یاد نمیگیرد ولی از شکست خیلی چیزها فرا می گیرد .
کازوبون

قلبی که دوست ندارد خاطره ای نیزندارد.
شوفل کوینه

شورشهای آدمیان ، با بسامدهای پر نیروی کیهان خیلی زود به سامانه درست خویش باز می گردد .
(( ارد Orod ))

نایاب ترین چیزها صمیمیت و یگانگی است.
(( ناپلئون بناپارت Napoleon ))

آنچه هستی باش.
(( نیچه Nietzsche ))

انسان باید از هر حیث چه ظاهر و چه باطن , زیبا و آراسته باشد .
چخوف

انسان باید خود را به دو چیز عادت دهد , جفای ایمان و ظلم بشریت .
بقراط

انسان باید در دنیا مانند مهمانی باشد که او را به ضیافت دعوت کرده اند آن چه را پیش روی او آورند بخورد و انچه ندهند مطالبه نکند .
بقراط

سازگاری با زیستگاه و تلاش برای بهتر شدن جایگاه کنونی ویژگی ناب آدمهای پاک است .
(( ارد Orod ))

انسان نه آن طور است که می پندارد نه چنان است که او را می شناسد و نه آن است که می نماید .
وایلز

وظیفه چیزی است که از دیگران انتظار انجامش را داریم.
اسکار وایلد

مردم موفق امروز، کودکان جسور دیروز بوده اند.
دیزرائلی

هر کس مرتکب اشتباهی نشده، اکتشافی هم نکرده است.
گالیله

آدم پرحرف تخم می پاشد و آدم خاموش درو می کند.
اقلیدوس

سربازی که می ترسد ، جان خود و دیگر سربازان را به خطر می افکند .
(( ارد Orod ))

انسان وقتی در خانه نشسته است خوهان حادثه ای در زندگی و هنگامی که دچار حادثه می شود طالب زندگی آرام در خانه است .
وایلز

انسان وقتی در کار سیاست آسان فریب می خورد که تصور میکند دیگران را فریب داده است .
ژول سیمون

هیچ کس به خرد غایى نرسد، مگر آن را در خود جست وجو کند.
اینشتین

تاریخ حقیقتى است که سرانجام به افسانه و افسانه دروغى است که سرانجام به تاریخ مى پیوندد.
جین کاکتیو

مى توانید انسانى را به کسب دانش رهنمون کنید، اما نمى توانید او را وادار به اندیشیدن کنید.
اف پى دانسى

همواره آدمیان محیط و چنبره بدی و پلیدی را با دانش و اندیشه برتر خویش بسته و بسته تر می سازند .
(( ارد Orod ))

برگرداندن تصاویر آویخته بر دیوار، مسیر تاریخ را دگرگون نمى کند.
جواهر نعل نهرو

با اندیشه آشفته دانش آموختن در گردباد آتش افروختن است .
رومارسس

زندگی یک هدیه است: به ما حق ویژه، فرصت و مسؤولیت می‌دهد؛ باید به ازای آن، چیزی بازگردانیم و آن «خودِ اصلاح‌شده» ماست.
تونی رابنیز

بیشتر مردم به آزادی علاقه چندانی ندارند چون آزادی مستلزم و متضمن مسؤولیت است و بیشتر مردم از مسؤولیت واهمه دارند.
زیگموند فروید

در تئوری اگر به انسان در برابر اعمالش مسؤولیت بدهید، در آن صورت حق انتخاب دارد که قبول کند یا نکند.
دیوید گاور

بسیاری از جنگها و آوردهای مردمی از روی نبود شناخت و آگاهی آنها نسبت به یکدیگر بوده است .
(( ارد Orod ))

من آمده‌ام که مسؤولیت کارهایی را که کرده‌ام بر عهده بگیرم. من مسؤولیت کاری را که نکرده‌ام، نمی‌پذیرم .
الیور نورث

هر اندازه فداکاری ما در جنگ زیادتر و دشوارتر باشد ، تاج افتخاری که از آن حاصل می شود باشکوه تر خواهد بود .
روزولت

باید بخواهیم تا بتوانیم! .
رنه دکارت

مرغ بهشتی فقط در دستان کسی می آرامد که در چنگش نگیرد.
جان بری

اراده، یکی از عوامل عمده ایمان است.
پاسکال

آنانیکه خویی جانور گونه دارند و تنها در پی زدودن گرفتاریهای خویشتن و یا گهگاه افزایش قلمروی زمینی خویش هستند بزهکاران روزگارند. باید گفت نشانه آنها بر گیتی هم تراز ریگ کوچکی در کرانه دریای آدمیان نیز نخواهد بود .
(( ارد Orod ))

تمایلات خود را میان دو دیوار محکم « اراده » و « عقل » حبس کنید.
(( ارسطو Aristotle ))

کسی که به خود اطمینان دارد به تعریف کسی احتیاج ندارد.
گوستاو لوبون

اولین مرحله انجام کار خیر، تمایل به آن است.
رولند هیل

مسؤولیت دوش به دوش قدرت و لیاقت [ظرفیت] حرکت می‌کند.
جوسیا گیلبرت هولاند

مردم از هیچ چیز به اندازه مسؤولیت وحشت ندارند؛ با وجود این هیچ چیز به اندازه مسوولیت در دنیا باعث پیشرفت انسان نمی‌شود.
فرانک کرین

تاراج و شورش هیج گاه بهانه تاراج و شورش دیگر نیست .
(( ارد Orod ))

مسؤولیت قبول کن، بگذار هرچه می‌خواهد پیش بیاید.
(( رابینز Robbins ))

می اندیشم پس هستم ، هستم چون فکر می کنم ، و فکر می کنم چون شک می کنم .
رنه دکارت

بعضی از سخنوران نمی دانند با دستهایشان هنگام صحبت چه کار بکنند . بهتر است جلو دهانشان را بگیرند .
متورمن کولن

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد ، دلیلش آن است که شما هم چیز زیادی از او نخواسته اید .
مارسل پیره وو

توهین ها مانند سکه تقلبی اند . ما ناگزیریم آنها را بشنویم ، ولی مجبور نیستیم قبولشان کنیم .
رسورجن

جشن های بزرگ انگیزه افزایش باروری و پویایی آدمیان می شود .
(( ارد Orod ))

قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم ، حالا شش فرزند دارم ولی دارای هیچ گونه نظریه ای نیستم .
روچستر

دوست زمان احتیاج، دوست حقیقی است.
ضرب المثل انگلیسی

خدایا هنر چقدر بلند و عمر چه اندازه کوتاه است.
(( گوته Goethe ))

نزدیک ترین چیزها مرگ و دورترین چیزها آرزوست.
سقراط

حافظه گنجینه ای است که باید در آن سرمایه گذاری کنیم تا بتوانیم کمکی را که به آن نیاز داریم از آن دریافت کنیم .
روو

خوش نامی بزرگترین فر و افتخار هر آدمی است .
(( ارد Orod ))

با شلاق اراده می توان اسبی وحشی و سرکش را رام کرد .
راسین

انسان در هر کار باید بداند کجا باید ترمز کرد .
ضرب المثل فرانسوی

انسان محل اشتباه و فراموشکاری است .
بنیامین فرانکلین

آدم ها فقط در یک چیز مشترکند : متفاوت بودن .
رابرت زند

تمام وعده و نویدهای دنیا فریبی بیش نیست و بهترین دستور و بهترین دستور زندگانی این است که اعتماد به نفس داشته باشی و و در پرتوی سعی و مجاهدت خود به مقامی برسی .
میکلانژ

بسیاری از چیزهای را که می خواهیم داشته باشیم می توانیم با نشان دادن توانمندی خویش به آسانی بدست آوریم .
(( ارد Orod ))

انسان در عالم چون شبح سرگردانی است که در عبور از این راه حیاتی سایه ای از خود به یادگار نمیگذارد .
ویکتور هوگو

انسان در کنار دیگران عاقل تر است تا در کنار خویش .
لاروشفوکولد

انسان در هر سنی که از کار بازماند بهتر است که بعد بی درنگ بمیرد .
ادیسون

فرد راحتی باش تا هیچ کس در معاشرت با تو احساس ناراحتی و اجبار نکند و تعارف و تکلف را کنار بگذار.
((جانسون Johnson ))

جمع مال ، تحصیل کامیابی ، کسب دانش و شهرت ، هیچکدام با تندرستی برابری نمی کند . برای حفظ تندرستی باید از هر چیز که برای تندرستی مضر است پرهیز کرد . مخصوصاً از شهوت روانی .
(( شوپنهاور Schopenhauer ))

پیش از آنکه با کسی پیمانی ببندید ، دمی درباره توانایی خود در اجرای آن بیندیشید و سپس پاسخ گویید .
(( ارد Orod ))

دوباره فکر کن

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

نگذار کسی یک اولویت در زندگی
تو بشه،
وقتی تو فقط یک انتخاب در زندگی اونی…

یک رابطه بهترین حالتش وقتیه دو طرف در تعادل باشن.

هیچوقت شخصیت خودت رو برای کسی تشریح نکن،
چون کسی که تو رو دوست داشته باشه بهش نیازی نداره،
و کسی که ازت بدش بیاد باور نمی کنه.

وقتی دائم میگی گرفتارم، هیچ وقت آزاد نمیشی.
وقتی دائم میگی وقت ندارم،
بعد هیچوقت زمان پیدا نمی کنی.

وقتی دائم میگی فردا انجامش میدی،
اونوقت فردای تو هیچ وقت نمیاد.

وقتی صبحا از خواب بیدار میشیم، ما دوتا انتخاب داریم.
برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم، یا بیدار شیم و رویاهامون رو دنبال
کنیم.
انتخاب با شماست…

ما کسایی که به فکرمون هستن رو به گریه می اندازیم.
ما گریه می کنیم برای کسایی که به فکرمون نیستن.
و ما به فکر کسایی هستیم که هیچوقت برامون گریه نمی کنن.

این حقیقت زندگیه. عجیبه ولی حقیقت داره.
اگه این رو بفهمی، هیچوقت برای تغییر دیر نیست.

وقتی تو خوشی و شادی هستی عهد و پیمان نبند.
وقتی ناراحتی جواب نده.
وقتی عصبانی هستی تصمیم نگیر.

دوباره فکر کن… عاقلانه رفتار کن

حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز در ۱۵ جمله

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده هیچ دیدگاه »
۱٫در ۱۵ سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم.
۲٫در ۲۰ سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.
۳٫در ۲۵ سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته، محروم می‌کند.
۴٫در ۳۰ سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.
۵٫در ۳۵ سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد؛ بلکه چیزی است که خود می‌سازد.
۶٫در
۴۰ سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست که کاری را که دوست
داریم انجام دهیم؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می‌دهیم دوست
داشته باشیم.
۷٫در
۴۵ سالگی یاد گرفتم که ۱۰ درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق
می‌افتد و ۹۰ درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند.
۸٫در ۵۰ سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بدترین دشمن وی است.
۹٫در ۵۵ سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.
۱۰٫در ۶۰ سالگی متوجه شدم که بدون عشق می‌توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.
۱۱٫در ۶۵ سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز که میل دارد بخورد.
۱۲٫در ۷۰ سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیار داشتن کارت‌های خوب نیست؛ بلکه خوب بازی کردن با کارت‌های بد است.
۱۳٫در
۷۵ سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می‌کند نارس است، به رشد وکمال خود
ادامه می‌دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود.
۱۴٫در ۸۰ سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.
۱۵٫در ۸۵ سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست.

حکمت خدای

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده هیچ دیدگاه »

حکمت خدای

اجتماع > رفتارها – همشهری آنلاین- هلن صدیق بنای: برای همه ما پیش آمده است که بارها به خدای خود شکو و شکایت کردیم. که چرا این چنین شد؟ و آن چنان؟…در این باب حکایت استعاره‌ای زیبای را آورده‌اند که…
روزها گذشت… و گنجشک با خدا هیچ نگفت…

فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به آنها این گونه می‌گفت: می‌آید. نگران نباشید. من تنها گوشی هستم که غصه‌هایش را می‌شنود. یگانه قلبی هستم که از دردهایش کاسته و در خود نگه می‌دارد…

سرانجام گنجشک، روی شاخه‌ای از درخت دنیا نشست.

فرشتگان چشم به لبهایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت.

خدا لب به سخن گشود؛ ” با من بگو از آنچه در قلب تو سنگینی می‌کند.”

گنجشک گفت: ” لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی‌هایم بود و سرپناه بی کسی‌ام . تو همان را هم از من گرفتی .

حکیمانه
این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم؟ کجای دنیا را گرفته بود؟ سنگینی بغضی راه بر کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد.

فرشتگان همه سر به زیر انداختند.
خدا گفت: ” ماری در راه لانه‌ات بود. خواب بودی … باد را گفتم تا لانه‌ات را واژگون کند. آنگاه تو از کمین مار پر گشودی .

گنجشک خیره در عظمت و مهربانی، خدایی خدا مانده بود.

خدا ادامه داد: چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی‌ام بر خاستی!!!

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود . ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت و های‌های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد….

چه می‌شد اگه، این حکیمانه‌ها به جای نشستن در دل کاغذ و صفحه‌های وب، بر دل و جان آدمی نشسته و جای می‌گرفتند؟

به امید آن روز حکایات را ادامه می‌دهیم…

حکایات طنزآلود ازدواج

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده هیچ دیدگاه »
۱۹

حکایات طنزآلود ازدواج

اجتماع > رفتارها – همشهری آنلاین-هلن صدیق بنای: حکایات جالب و طنز‌آلودی در باب ماجرا‌های ازدواج آورده‌اند که…
شیر سلطان جنگل یه روز تصمیم گرفت، ازدواج کند. جشن باشکوهی به مناسبت این روز بر پا شد. جشنی که تمام شیران در یک جا جمع کرده‌ بود.

در اوج جشن و شادی با شکوه شیرها، موش کوچکی با احتیاط زیاد راهی برای خودش پیدا کرد و روبروی “داماد شیر” ایستاد و با صدای رسا و لرزان!!

گفت: ” داداش عزیز ازدواج تو رو تبریک می‌گم و برای داداش شیری مثل تو آرزوی خوشبختی دارم.”

حکیمانه

بقیه شیرهای میهمان بر اوغریدند که؛ ای موش فسقلی تو چطور جرات کردی بیای و به یک شیر بگی داداش؟!!

موش با احتیاط و به آرامی گفت: ” با اجازه تو “داداش عزیز” منم قبل از ازدواج “شیر” بودم!!”

حکیمانه

همیشه یک ذره حقیقت پشت هر” شوخی و طنز‌ی هست”

یک کم کنجکاوی پشت ” همین طوری پرسیدم ”

و اندکی درد پشت ” اشکالی نداره” هست.

طنز دوم:

روزی بازرسی برای بازدید و بررسی اوضاع یک بیمارستان روانی راهی آنجا می‌شود. در هنگام بازرسی مردی رو می‌بیند که در گوشه‌ی نشسته و هر چند دقیقه آروم سرشو به دیوار می‌زند و زیر لب می‌گوید:

لیلا… لیلا… لیلا

حکیمانه

بازرس از مسئولان تیمارستان می‌پرسه: این آدم چشه؟

پاسخ می‌دن: هیچی بابا! یه دختری رو میخواسته به اسم “لیلا” که بهش ندادند، اینم به این روز افتاده.

بازرس متاثر شده و با همراهانش به طبقات بالا می‌روند. در یکی از طبقات بازرس مردی رو می‌بیند که توی یه جایی شبیه به قفس به غل و زنجیر بسته شده است.

صدای مرد به زنجیر کشیده شده همه طبقه را گرفته بود. او پر از خشم در حالیکه سعی می‌کرد، زنجیرها رو پاره کند، با خشم فریاد میزد:

لیلا!!! لیلا!!! لیلا …

بازرس با تعجب می پرسه: این یکی دیگه چشه؟

حکیمانه

میگن: هیچی، اون دختری رو که به اون مرد ندادن، دادن به این مرد!!!!

دوستی می‌گفت:

وقتی من جوون بودم، دوست نداشتم برم جشن‌های عروسی، چون تمام عمه ها و خاله های پیرم می‌آمدند پیش من و با خنده می‌گفتند: تو نفر بعدی هستی!!!…

البته بعداً همه شون از این کار دست کشیدن و این درست از وقتی بود که منم همین کار رو عیناً با اونا می‌کردم ، البته در مجالس ختم!!!…

از قدیم گفتند؛

بزی که ما به دهنش “شیرین” نیومدیم…..
همون بهتر که از ” گُشنگی” بمیره….

گاهی حکمت عین رحمت است! به همین خاطر ما حکایات رو ادامه می‌دهیم…

حکایت، “من”

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده هیچ دیدگاه »

حکایت،

اجتماع > رفتارها – همشهری آنلاین-هلن صدیق بنای:
زیبایی زندگی در وجود؛ تفاهم، گذشت، فهم، صبوری و…در روابط انسانها با یکدیگر است.
شناخت من، یک بحث روانشناسی داغ و بسیار قدیمی است. بحثی که هنوز، حداقل در مباحث روانشناسی به نوعی لاینحل باقی مانده است.

می‌گویند؛ شناسایی”من”، یعنی شناخت شرایط و موجود فعلی، یعنی نگاهی به یک دنیا تاریخچه و هویت یک انسان، یعنی تعبیر و تفسیر نوع نگاه، کلام، انتخاب، خواسته‌ها، تخیلات، رویا‌ها و…. یک”من”…

به عبارتی دیگر، شناخت “من” به معنای شناسایی‌ “خود” است در هر یک از وقایعی که در آن نقشی داریم. این شناخت و شناسایی در جامعه انسانی بسیار اهمیت دارد.

هر یک از “من”‌ها، روند خاص خود را در زندگی دارند که باعث تمایز آنها از یکدیگر می‌شود. این “من”‌ها، معنا و مفهوم خاص خود را دارند. معنا و مفاهیمی که از” من” تا “من” دیگر بسیار متفاوت است…

حال اگر، نگاه و معیار سنجش‌ها در زندگی به طور کلی “من” باشد، روزگار ما اینگونه‌خواهد شد…

به نظر “من” آدمها دو دسته هستند :

  • یا از من پولدارترند که بهشون می‌گم، پول‌های باد آورده‌ دارند و … یا بی پول‌ترند که بهشون می‌گم ، گدا صفت و …
  • یا بهتر از من کار می‌کنند که بهشون می‌گم بولدزر و … یا کمتر کار می‌کنند که بهشون می‌گم تنبل، تن آسا و …
  • یا از من سرسخت‌ترند که بهشون می‌گم کله شق و … یا بی خیال‌ترند که بهشون می‌گم ساده لوح و …
  • یا از من هوشیارترند که بهشون می‌گم پرافاده، گند دماغ و … یا ساده‌ترند که بهشون می‌گم هالــو و …
  • یا از من شجاع‌ترند که بهشون می‌گم بی‌کله و … یا از من محتاط‌‌ ترند که بهشون می‌گم بی‌عرضه، ترسو و …
  • یا از من دست و دل باز‌ترند که بهشون می‌گم ولخرج و … یا اهل حساب و کتاب هستند که بهشون می‌گم‌خسیس و …
  • یا از من بزرگ‌ترند که بهشون می‌گم گنده و … یا کوچک‌ترند که بهشون می‌گم فسقلی و …
  • یا از من مردم‌دار‌ترند که بهشون می‌گم بوقلمون صفت و … یا رو راست‌ترند که بهشون می‌گم، پرو…

به نظر، این کلمه یه خورده، همچین یه خورده خطرناکه…نه؟! بهتر نیست در زمان استفاده از آن بیشتر دقت کنیم! زمانی که نظر، معیار و همه چیز، “من” باشد… نه واقعیت، حقیقت، منطق و …به راستی، دنیای ما چگونه خواهد شد؟!..

من نمی‌دونم…به همین خاطر حکایات “من” همچنان ادامه دارد…

با گوش دل بخوانید….

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده هیچ دیدگاه »

با گوش دل بخوانید....

اجتماع > رفتارها – همشهری آنلاین- هلن صدیق بنای: این گفتار‌های حکیمانه ‌را با گوش دل بخوانید که آورده‌اند…

  • وقتی تخم مرغ بوسیله یک نیرو از خارج می‌شکند، یک زندگی بپایان می‌رسد! وقتی تخم مرغ بوسیله نیروئی از داخل می‌کشند، یک زندگی آغاز می‌شود! بنابراین، تغییرات بزرگ همیشه از درون آغاز می‌شوند…
  • درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می‌کنند، مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند…
  • نصف اشباهاتمان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم ، احساس می‌کنیم و وقتی که باید احساس کنیم ، فکر می‌کنیم…

حکیمانه

  • همیشه در زندگیت جوری زندگی کن که ” ای کاش” تکیه کلام زندگی و دوران پیری‌ات نشود.
  • اگر حق با شماست خشمگین شدن نیازی نیست …و اگر حق با شما نیست، هیـچ حقی برای عصبانی بودن ندارید…
  • ما خوب یاد گرفتیم در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهی‌ها، اما هنوز یاد نگرفتیم روی زمین چگونه زندگی کنیم.
  • زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و ‌اما زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان…
  • گاه در زندگی ، موقعیت‌هایی پیش می‌آید که انسان باید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد! (من این جمله را بارها، تجربه کرده‌ام)
  • برای زنده ماندن دوخورشید لازم است .یکی درآسمان ویکی در قلب…
  • همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم، پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم، دوست بداریم.
  • انسان عاشق زیبایی نمی شود، بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!
  • انسان های بزرگ دو دل دارند؛ دلی که درد می کشد و پنهان است… و دلی که می‌خندد و آشکار است.
  • دنیا آنقدر وسیع هست که جا برای همه مخلوقات خدا هست. پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم، تلاش کنیم جای واقعی خود را پیدا کنیم…
  • سنگینی باری که خداوند بر روی دوش ما می‌گذارد آنقدر نیست که کمرمان را خردکند، آنقدر است که ما را برای دعا کردن به زانو در آورد…

پس دعا کنیم خداوند چگونه زیستن را به ما بیاموزد…تا حکایات خود را ادامه دهیم…

استاتوس های فیس بوکی – ۱

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده هیچ دیدگاه »
این هم تعدادی از جدیدترین جملات نغز و طنز و کنایه آمیزی که دوستان و طرفداران همیشه در صحنه فیس بوک اخیرا استفاده کرده اند

۱- یارو نه درس خونده؛ نه شغلی داره؛ نه ماشینی… خلاصه هیچی نداره؛ ازش می پرسی ازدواج کردی؟ با اعتماد به نفس میگه هنوز دم به تله ندادم! لامصب تو خودت تله ای!

۲- حتی اگر از دوران مهدکودک چشماتون ضعیف باشه، از نظر پدر و مادرتون این کامپیوتر صاحاب مرده باعثشه!

۳- تا حالا دقت کردین یکی از سرگرمی های خاص مردم اینه که وقتی از مطب دکتر میان بیرون، حساب کنن ببینند این دکتره روزی چقدر درآمد داره.

۴- امروز سوار یه تاکسی شدم کولرش روشن بود، می خواستم سرمو بچسبونم به شیشه و از خوشی گریه کنم!

۵- رفتم از دکه روزنامه بخرم یه زنه اومده میگه آقا ببخشید آدامس موزی دارید؟ مرده یه آدامس موزی بهش داده، زنه میگه نه یه طعم دیگشو میخوام!

۶- یه رفیق داریم اسطوره مشکلاته، بدشانس، بدهکار، تنها، مشروط…! یعنی دیگه مشکلی نمونده که این تجربه نکرده باشه. زنگ زدم بهش، میدونید آهنگ پیشوازش چی بود؟؟ همه چی آرومه… من چقد خوشحالم…!

۷- روش های رفتن به خارج: ۱- اتوبوس ۲- قطار ۳- هواپیما ۴- فتوشاپ

۸- از خر خر تر، مرغ ماهی خاره، چون همش ماهی می خوره! یعنی هیچ وقت از ماهی زده نشده؟ مثلا هوس قرومه سبزی نمی کنه ؟

۹- کسی رو برای زندگیت انتخاب کن، که اگه آب گرمکن هم تو صورتش ترکید؛ بهونه های دیگه ای هم برای ادامه زندگی باهاش داشته باشی!

۱۰- من اگه مراد هم می شدم، زندگی بر وفق خرم بود نه خودم…

۱۱- سوالای رایج همه خونه ها:

این تلویزیون بی صاحاب واسه کی روشنه؟!

چی از جون این یخچال بدبخت می خوای؟!

کی دمپایی دستشویی رو خیس کرده؟

این موقع شب با کی حرف می زنی؟

چشمات در نیومد پای این کامپیوتر کوفتی؟

۱۲- برای مردم غمگین زندگی در شهر آسان تر است.

در شهر شخص می تواند صدسال زندگی کند بدون آنکه متوجه شود مرده و خیلی وقت پیش تبدیل به خاک شده است…

۱۳- در سه حالت میتونی برای «دیگران» مهم باشی: ۱٫ خوشگل باشی ۲٫ پولدار یا مشهور باشی ۳٫ بمیری

۱۴- نیازمندی ها، فوری! به یک دلیل خوب برای زندگی کردن نیازمندیم

۱۵- زندگی جان عزیزم! اگه مایلی یه چند قدمی باهام راه بیا.

۱۶- نقش شاگرد مغازه در فیلم های ایرانی:

+هی پسر بپر برو سر کوچه دو کیلو شیرینی بخر بیار

-چشم اوستاااا

۱۷- یکی از فامیلامون (دختر) یک سال مالزی بود، بعد دو سال رفت کانادا. تنهام زندگی میکنه.

واسه تعطیلات برگشته ایران، خواست بره کیش با دوستش، باباش اجازه نداد!

گفت نمی ذارم تنها بری مسافرت!

۱۸- یک ضرب المثل کره ای هست که میگه: چینی اگر عقل داشت، ژاپنی میشد!

۱۹- یکی از فانتزیام اینه که وقتی یک ثانیه مونده مایکروویو زمانش تموم شه، خاموشش کنم!

اصلا احساس خنثی کردن بمب تو ثانیه آخر بهم دست میده

۲۰- فقط یه پسر ایرانی می تونه وقتی از سر جلسه امتحان میاد بیرون با نیشی باز و خیلی خوشحال بگه افتضاح دادم! یعنی سرخوش تا این حد.

۲۱- یکی از معضلات زندگی ام اینه که همیشه تو سربرگ امتحان جلوی نام، نام و فامیلو کامل می نویسم بعد تازه می بینم پایینش نوشته نام خانوادگی

۲۲- این بچه های جدید چی میفهمن از زندگی؟ چی حالیشونه؟ وقتی یه دست گل کوچیک تو خیابون نزدن

۲۳- یادش بخیر یه زمانی دفترامون خط کشی نداشت با خودکار قرمز دو طرفش خط می کشیدیم. همیشه هم این خط کش لامصب کج می شد گند میزد توش.

۲۴- لذتی که در ۱۰شدن امتحان با تقلب هست، در ۲۰ شدنش بدون تقلب نیست.

۲۵- جون مادرتون اگه ماشین صفر می خرین رو شیشه بنوسید «ماشین صفره»

ولی پلاستیک های رو صندلیشو بکنید!

۲۶- چقدر بدم میاد از این سایتایی که تا میخوای ازشون یه چیز دانلود کنی، میگه اول باید عضو سایت بشین…!

۲۷- شنیدین این پسرای دم بخت میگن: من قصد ازدواج ندارم؟

یکی نیست بهشون بگه آخه عزیز من! ازدواج که قصد نمی خواد! پول می خواد که تو نداری!

این دخترای دم بخت میگن: من قصد ازدواج ندارم؟

یکی نیست بهشون بگه آخه عزیز من! ازدواج که قصد نمی خواد! خواستگار می خواد که تو نداری!

۲۸- در زندگی هر انسانی چیزهایی هست که به خودش هم مربوط نیست، چه رسد به شما دوست عزیز.

۲۹- واقعا واسه آیفون (دربازکن) توی ایران فرهنگ سازی نشد. می پرسی کیه؟ میگه بازکن، خوب برادر من دارم سوال ازت می پرسم قشنگ گوش کن و پاسخ مناسب بده!

۳۰- به خواهرم می گم دعا کن برام، دعای بچه ها زود اجابت میشه…

میگه: د نه د اگه دعای بچه ها اثر داشت وقتی که من شیش سالم بود و تو او عروسکمو شیکوندی، باید می مردی!

۳۱- اون روزی که مادر پدرا بفهمن دیگه لازم نیست وقتی با خارج حرف میزنن پای تلفن داد بزنن، اون روز روز عید جوانه های بهاریه.

۳۲- اونقدری که واسه تو مایه گذاشتم، اگه به دسته بیل آب می دادم تا حالا میوه داده بود.

۳۳- گاهی باید دست از سرش برداری… و به جاش از پات، برای شوت کردنش استفاده کنی.

۳۴- الان نزدیک به نیم ساعته که ایرانسل بهم اس نمیده، دلم شور میزنه.

۳۵- از صبح تا حالا یه کله دارم درس می خونم یه لحظه خواستم گوشیمو نگاه کنم ببینم ساعت چنده!

یه دفه زرتی مامانم اومد تو اتاق و یه بشقاب پر میوه و تنقلات آورده بود، تا منو دید گفت «منو باش فکر می کردم بچم داره درس میخونه برم به تغذیش برسم، خاک تو سرت» در رو محکم بست و رفت بیرون!

۳۶- به یارو میگم ۱۲ تا نون بده، ماشین حساب درآورده

۳۷- قدیما می گفتن:

ما از صفر شروع کردیم تا به اینجا رسیدیم! آخه این صفر لامصب کجاست که ما هرچی جون می کنیم بهش نمی رسیم؟

۳۸- به نظر من دانشگاه باید این روزایی رو که نمیری سر کلاس از شهریه کم کنه ها. این پولا خوردن نداره!

۳۹- یه روز غضنفر سوار هواپیما میشه یهو هواپیما سقوط می کنه…

(البته این قرار بود جوک باشه اما حادثه خبر نمی کنه!)

۴۰- دیدن بعضی ها وقتی میشینن روی صندلی چرمی بعد صدا میده یه بار دیگه صداشو درمیارن تا بگن صدای صندلی بود؟!

۴۱- یکی از دو راهی های زندگی وقتی است که نمی دانید در شیشه ای مقابل تان را باید بکشید یا فشار دهید.

۴۲- همین روز است گداها سر چهارراه با دستگاه کارتخوان بیان سراغمون

۴۳- تا حالا دقت کردین همه شب ها عین جغد بیداریم ولی شب امتحان ساعت ۸ رو کتاب خوابمون می بره؟

۴۴- من اگه بخوام ساعت ۷ از خواب بیدار بشم، آلارم گوشیمو این طوری تنظیم می کنم: ۶:۳۰ / ۶:۴۰ / ۶:۵۰ / ۷

۴۵- توی تهران، کل جدول مندلیف رو با یه نفس می کشی تو بدن

۴۶- زنه هم بچه بغلشه هم کیفش هم ساکه بچه ها، اون وقت شوهرش عینه دسته جارو کنارش راه میره!

۴۷- اینقدر که ما تو این چند سال از تغییر قیمت کالاها تعجب کردیم؛ فکر نکنم اصحاب کهف بعد اون همه سال که از خواب بیدار شدن و رفتن تو بازار از تغییر قیمت کالاها تعجب کرده باشن.

۴۸- میری از خودپرداز پول بگیری، رمزتو می زنی پول برمیداری، بار دوم کارتو میذاری، رمز رو اشتباهی می زنی، یکی از پشت میگه: آقا رمزتو اشتباه زدی ها…

آیا میدانید عقاب ۲ بار زندگی میکند!

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده, اطلاعات عمومی, داستانهای کوتاه و زیبا, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

عقاب می تواند ۷۰ سال زندگی کند.

به ۴۰ سالگی که می رسد چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته و نگاه دارند.

نوک (نول) بلند و تیزش خمیده و کند می شود.

شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به سینه اش می چسبند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد.

آنگاه عقاب می ماند و یک دو راهی :

این که بمیرد

یا این که یک روند دردناک تغییرات را برای ۱۵۰ روز تحمل کند.

و این روند مستلزم آن است که به قله یک کوه پرواز کرده و آنجا بنشیند،در آنجا نوک خود را به صخره یی می کوبد تا آنجا که کنده شود ، پس از آن منتظر می ماند تا نوک جدیدی به جای آن بروید ، و بعد از آن چنگال هایش را از جا در می آورد ، پس از آن که چنگال جدید رویید ، عقاب شروع به کندن پرهای کهنه اش می کند ،

و پس از گذشت ۵ ماه عقاب پرواز تولد مجدد را انجام می دهد و مدت ها زندگی خواهد کرد…برای ۳۰ سال دیگر…

Rebirth of the Eagle

سرنوشت عقاب، چه سرمشق عجیبی می تواند برای انسان باشد.

توضیح: شاید عده ای از مخاطبین محترم سایت نیز قبلا در مورد این نوشتار داستان هایی را شنیده و یا دیده باشند ولی در حقیقت این داستان بیشتر از یک نصیجت و پند فیلسوفانه نشات گرفته و در صدد زندگی بخشیدن به کسانی است در قسمتی از زندگی خود به بن بست یا بی تحرکی میرسند و اینجاست که برای زندگی دوباره باید یک تغییر اساسی ایجاد کرد تغییرات سختی که برای ادامه حیات ضروری است

در شرایط پر از بدبختی و سختی، ما مجبور به تغییر شیوه زندگی هستیم ، این روند ممکن است بسیار دردناک باشد. گاهی اوقات ما باید عادات قدیمی مان ، خاطرات و برنامه های روزمره مان رو دور بریزیم ما نمی توانیم با سنگینی بار گذشته مان بجلو برویم پس ما بایدخود را از سنگینی و غم گذشته رها کنیم و به جلو برویم و زندگی دوباره ای را تجربه کنیم شاید ۳۰ سال دیگر شاید بیشتر ….

هی آقای گوگل

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده, داستانهای کوتاه و زیبا, مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »

هی آقای گوگل!
آیا می‌خواهی ما نامت را به «یاهو» تغییر دهیم؟
از آنجایی که تو یک شخصیت وابسته به فناوری داری، چرا در پی تحریف تاریخ هستی؟
این خلیج فارس است
اوه! درضمن، عرب‌ها نمی توانند گوگل را درست تلفظ کنند.
آنها به تو «جوجل» می‌گویند.
واقعا که تو به تغییر نام نیاز داری

تنها یک زن ایرانی می تونه! /طنز

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده هیچ دیدگاه »

*دعای خانوم ها: «خدایا! به من عشق بده تا شوهرم را درک کنم، صبر بده تا او را بپذیرم، ولی قدرت نده که می زنم لهش می کنم ها…!»

http://www.3nasl.com/Contents/Helpers/ImageProcessor.ashx?Path=~/UserFiles/Contents/2172511/1.jpg&Height=61&Width=85&Quality=High

*واقعا معلوم نیست چرا خانم ها اینجوری هستن؛ از خدایی که همه قدرت عالم در دستش است فقط شوهر می خواهند. بعد همه چیزهای توی عالم را از آن شوهر بی نوا می خواهند.

*فقط یه زن ایرانی می تونه یه روز بره بازار خرید کنه خسته نشه، اما تو خونه مادر شوهر، وقتی یه ذره کمک بکنه بگه: «آه خسته شدم به خدا! اینا عروس گرفتن یا کلفت!؟»

*تنها از یک زن ایرانی بر میاد که ملکه زیبایی جهان رو ببینه، بعد با اعتماد به نفس بگه: «این کجاش خوشگله!؟»

*زن ها اگرچه سعی می کنند خودشان را پیچیده و مرموز نشان بدهند، اما ساختار ذهنی شان ساده تر از آن چیزی است که فکرش را می کنید. یک بار امتحان کنید و به او بگویید: «آه عزیزم کاش بفهمی چقدر دوستت دارم». (یک ضرب المثل ژاپنی / ترجمه فارسی اش اینقدر طولانی به نظر می رسد!)

*گر بمیرد زنی، بر قبر او روید گلی

گر بمیرند زن ها، دنیا گلستان می شود

*ژول میشلت، مورخ فرانسوی می گوید: «زن معجزه ای از تناقضات الهی است».

*فردوسی حکیم بزرگ ایرانی می گوید: «که پیش زنان هرگز راز مگوی / چو گویی، سخن بازیابی به کوی»

*برای مجردها باید مالیات سنگینی مقرر شود، چون این انصاف نیست که بعضی ها شادتر از بقیه زندگی کنند.

*اسکار وایلد: «من از تروریست ها وحشتی ندارم، من دوساله ازدواج کردم».

*سام کینیسون: «من از همسرم پرسیدم: که برای سالگرد ازدواج مون کجا بریم؟

او گفت: به جایی که تا حالا نرفتیم.

من گفتم: نظرت درباره آشپزخانه چیه!!؟»

*مردها فرصت بهتری در زندگی نسبت به زنان دارند، یکی بخاطر اینکه دیرتر ازدواج می کنند و دوم اینکه زودتر می میرند.

سخنان بزرگان – سخنان پند آموز – سخنان حکیمانه

آموزش تربیتی, اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده, اطلاعات عمومی, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

قبل از بایگانی و نگهداری هر مطلبی ابتدا از خود بپرسید : آیا باز هم به این اطلاعات نیاز پیدا خواهم کرد . برایان تریسی
به گرسنگی مردن بهتر که نان فرو مایگان خوردن . سعدی

آدمی با کینه ، زندگی را بر دوستان نیز تنگ می کند . ارد بزرگ

دشمن چون از همه حیلتی فرو ماند سلسلۀ دوستی بجنباند . پس آنگه به دوستی کارها کند که هیچ دشمنی نتواند . سعدی

امروزه هر فردی مطالب زیادی را باید بخواند اما قانون جمع آوری اطلاعات این است: اگر بیش از شش ماه از آن می گذرد دیگر ارزشی ندارد . برایان تریسی
بی خردی اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادی و رهایی است . فردوسی خردمند

آدمیانی مانند گل های لاله ، زندگی کوتاه در هستی و نقشی ماندگار در اندیشه ما دارند . ارد بزرگ

موفقیت تنها یک چیز است این که : زندگی را به دلخواه خود بگذرانید. کریستوفرمورلی

پیش از آنکه یک کتاب را به طور کامل بخوانید ، با ورق زدن و مرور سریع مطالب ، سرعت خود را در خواندن کتاب بالا ببرید . برایان تریسی
جامعه وجود ندارد جوامع وجود دارد . کوروش

سرایش یک بیت درست از زندگی ، نیاز به سفری ، هفتاد ساله دارد . ارد بزرگ

در مطالعه مجلات ، به منظور صرفه جویی در وقت ، مقالات مورد نیاز خود را جدا کنید و برای مطالعه بعدی بایگانی کنید . برایان تریسی
بعضی صلیب را روی گور خود می گذارند و برخی آنرا لنگر کشتی می سازند . کولستون

مبارزه است که قدرت می آورد نه استراحت. استائل

حافظه خود را طوری تقویت کنید که بسته به نیازتان بتوانید توانایی خود را در به یاد آوردن نام ها ، اعداد و ارقام ، مطالب و اطلاعات لازم افزایش دهید . برایان تریسی
تاریکی در زندگی ماندگار و ابدی نیست ، برسان روشنایی . ارد بزرگ

بیشتر کسانی موفق شده اند که کمتر تعریف شنیده اند . امیل زولا

مدام مطالعه کنید ، به نوارهای آموزشی گوش دهید و به دنبال ایده هایی باشید که به شما کمک می کنند تا کارآیی بیشتری پیدا کنید . برایان تریسی
آنگاه که هنر خوار می گردد جادو ارجمند می شود . فردوسی خردمند

در زندگی نادان سرانجام یک گره ، صدها گره باز نشدنی است . ارد بزرگ

اندیشه کردن به این که چه بگویم، بهتر است از پشیمانی از این که چرا گفتم . سعدی

تند خوانی را یاد بگیرید تا بتوانید در مدت کوتاه تری مطالب بیشتری را مطالعه کنید . برایان تریسی
ای سالک ، یکی یکی ، قدم به قدم . راهی نیست . راه با پیمودن پدید می آید . با پیمودن است که راه را می سازی ، و اگر واپس بنگری ، هر آن چه میبینی ، فقط رد گام هایی است که روزی پاهایت دوباره آنها را می پیماید . ای سالک ، راهی نیست ، راه با پیمودن پدید می آید . آنتونیو ماچادو

صدا زنده است یا مرده؟ رنگ ها بخشی از پیکره ای زنده اند یا مرده ؟ ! آذین بند و رخت چطور؟ !!!
اگر کسی در این پرسش ها خوب بنگرد خواهد دید همه آنها دارای روان و نیرو هستند . یک آوای زیبا می تواند شما را از خود بی خود کند ، رنگی ویژه می تواند شما را آرامش و یا به خشم در آورد و یا پدیده های بی جانی همچون نامه و جامه و … به صد زبان با شما گفتگو می کنند ، همه آنها در حال سرودن آواز خوش دمادم زندگی اند … ارد بزرگ

مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند. کونته ورسیه

در هر حوزه ای حجم اطلاعات هر سه تا پنج سال دو برابر می شود . این بدان معناست که دانش شما نیز باید در طول این مدت دو برابر شود . برایان تریسی
رُلهایی که در صحنۀ زندگی به عهدۀ ما واگذار شده است به انتخاب و اختیار ما نبوده و تنها وظیفۀ ما این است که آنها را به خوبی بازی کنیم . اپیکتت

اگر آغاز زندگی ات با سپیده دم و روز همزاد گشت همواره در جست و جوی چراغ و پناهگاهی برای شبانگاهان باش ، و اگر درشب و سیاهی آغاز شد از امید در خود چراغی بیافروز که پگاه خوشبختی نزدیک است. ارد بزرگ

برای کوبیدن یک حقیقت ، خوب به آن حمله مکن ، بد از آن دفاع کن . علی شریعتی

انسان های مثبت و موفق همیشه درباره راه حل ها فکر و صحبت می کنند و انسانهای ناموفق در مورد مشکلات و شما جزء کدام گروه هستید؟ . برایان تریسی
سعادت مثل پروانه ایست که روی برگهای گل به خواب رفته باشد . به مجرد اینکه نزدیکش بروی بالهای خود را باز کرده و در فضا پرواز می کند . آندره تواید

دوستان فراوان نشان دهنده کامیابی در زندگی نیست ، بلکه نشان نابودی زمان ، به گونه ای گسترده است. ارد بزرگ

یک خوش بین تمام عیار باشید . در هر موقعیتی به دنبال چیزهای مثبت باشید تا بتوانید از آنها استفاده کنید . برایان تریسی
فرمانرویانی که گوش به فرمان مردم دارند در زندگی جز رامش و آوای نوش نخواهند شنید . فردوسی خردمند

نگذاریم تقویم وساعت ، این حقیقت را یادمان ببرد که لحظه لحظه زندگی ، یک معجزه است و در پس آن ، حقیقتی . اج – جی – ولز

زندگی میدان ادامه راه اشتباه نیست هر گاه پی به ناراستی راه خود بردیم باید به ریشه و بن پاکی خویش باز گردیم ، نه آنکه با اشتباهی دیگر آن را ادامه دهیم که برآیند آن ، از دست دادن همه عمر است . ارد بزرگ

برکت عمر را در روشنایی چشم و فرح دل را در مشاهده نیکوان دانید . عبید زاکانی

با حذف تمام کارهای که انجام آنها از اهمیت ناچیزی بر خوردار است می توانید کارهای خود را با سرعت بسیار بیشتری به اتمام برسانید . برایان تریسی
برای انسان تیره بخت، مرگ تخفیف در مجازات زندان زندگی است . الکساندر چیس

آنکه زندگی بدون رنج و تلاش را برمی گزیند پیشاپیش مرگ خویش را نیز جشن گرفته است . ارد بزرگ

خـدایا تـو چگونه زیـسـتـن را به مـن بـیاموز مـن خـود چگونه مُـردن را خـواهـم آموخـت . شریعتی

در هر کاری ۳۰% از وقت معمولا صرف جست و جو برای یافتن چیزهایی می شود که معلوم نیست کجا گذاشته شده اند. اطلاعات و مدارک خود را با دقت بایگانی کنید . برایان تریسی
ابلیس مانند نیکخواهان پیش می آید ، ابتدا عهد و پیمان می گیرد ، سپس راز می گوید . فردوسی خردمند

هیچ پیر جهان دیده ای منکر برآیند زهرآلود ، دارایی حرام در زندگی آدمی نیست . ارد بزرگ

دوستت دارم ؛ نه به خاطر شخصیت تو ؛ بلکه به خاطر شخصیتی که در هنگام با تو بودن پیدا می کنم . گابریل گارسیا مارکز

در اغلب موارد ، انجام ۲۰% از یک کار منجر به دست یافتن به ۸۰%از نتایج آن می شود . برایان تریسی
برای تحمل شدائد زندگی باید عاشق چیزی بود ، کاری ، زنی ، آرمانی و …مارکوس آنا

در دوی زندگی ، همیشه هماورد را شانه به شانه ات بپندار و همیشه با خود بگو تنها یک گام پیشترم ، تنها یک گام . ارد بزرگ

سرانجام کشف شد که صاحب بیمارترین افکار و خشن ترین قلبها مردانی هستند که زود به زود عاشق می شوند. روسکین

هر فعالیتی در جهت تقویت انضباط فردی برای استفاده بهتر از وقت و مدیریت زمان باعث تقویت سایر اصول انضباطی نیز می شود . برایان تریسی
هنوز خنجر خون آلود قاتلی پهلوی مقتولش نیامده که پنجۀ ثالثی گلویش را می فشارد . محمد مسعود

اگر در بند زندگی روزمره تان شوید نمی توانید گامی بسوی بهروزی بردارد . ارد بزرگ

گوش شنونده همیشه در جست و جوی سخن خردمندانه و حکیمانه است . فردوسی خردمند

بهانه جویی نوعی بیماری است که موفقیت را نابود می کند . به هر قیمتی شده از آن اجتناب کنید . برایان تریسی
از آنجایی که می توانیم آینده را کنترل کنیم نباید آن را پیش بینی نماییم ( درست همانطوری که هوای درون خانه را پیش بینی نمی کنیم زیرا آن را کنترل می کنیم).تا آنجایی که می توانیم به تغییراتی که نه برآنها کنترل داریم نه انتظارشان را داریم (مثل راندن اتومبیل) واکنش فوری و موثر نشان دهیم ، به پیش بینی آن نیازمند نیستیم.هرچه بیشتر بتوانیم خود را با چیزی که کنترلی بر آن نداریم سازگار کنیم ، نیازمان به کنترل آن کمتر می شود . راسل ایکاف

ساده باش ، آهوی دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد . ارد بزرگ

اگر قرار است قانونی برای شاد بودن داشته باشید، بگذارید این باشد: برای شاد بودن من لازم نیست حتما چیزی در زندگی ام رخ دهد. من شادم برای این که زنده ام! زندگی موهبتی است که به من داده شده و من از آن لذت می برم . مجله سبز

اگر کاری ارزش انجام دادن داشته باشد باید آن را شروع کرد حتی اگر در ابتدای کار عملکرد ضعیفی داشته باشیم . برایان تریسی
آرامترین کلماتند که طوفانی را با خود به همراه می آورند . افکاری که با پای کبوتران پیش می آیند جهان را مسخر می سازند . نیچه

نتیجه گیری زود پس از رخدادهای مهم زندگی از بی خردی است . ارد بزرگ

اگر شغلی داری که هیچ سختی در آن نیست پس بدان که اصلاً شغل نداری. ماکلوم اس فوربس

به دیگران قول۱۰۰%بدهید که کاری را تا تاریخ معینی به اتمام خواهید رساند . قول دادن به دیگران در شما انگیزه ایجاد می کند . برایان تریسی
در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل . مالرب

آنانیکه سامان و پویندگی در کیهان را دروغ می پندارند ، همواره در اندیشه کین خواهی و حمله به جهان پیرامون خویش هستند . زندگی خود و نزدیکانشان را تباه می سازند و سرانجام در برآیندی بزرگتر از هستی ناپدید می شوند . ارد بزرگ

سعی نکنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم، بکوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم. مارکوس گداویر

به محض اینکه کار مهمی را شروع می کنید مصمم شوید که تا تمام شدن آن دست از کار نکشید . برایان تریسی
بیشتر بدبختی های ما قابل تحمل تر از تفسیرهایی است که دوستانمان دربارۀ آنها می کنند . کولتون

بدان همواره آنکه برای رسیدن به تو از همه چیزش می گذرد روزی تنهایت خواهد گذاشت، این هنجار دردناک زندگی است . ارد بزرگ

جز مرگ را ، هیچ کسی از مادر نزاد . فردوسی خردمند

هر روز یک زمان ۱۵ دقیقه ای را به این اختصاص دهید که بی وقفه روی ایده خود کار کنید . برایان تریسی
اگر بکوشی و در پی نصیبی حتی برای خود باشی بدان که صالحی . جبران خلیل جبران

کجاست سینه کش کوهستان سرد و بلندی که گامهای برآزندگان را بر تن خویش به یادگار نداشته باشد ؟ . ارد بزرگ

در میان ملکات ذهنی ، حافظه بیش از همه می شکفد و پیش از همه می میرد . کولتون

هنگامی که مشغول انجام کار بزرگی هستید آن را به صورت تمام شده در ذهن خود مجسم کنید . برایان تریسی
خوشبختی میان خانه ی شماست، بیهوده آن را در میان باغ دیگران می جویید. مارک اورل

برآزندگان خواهند ساخت سرآیندگان از پس آن خواهند سرود و زمین آیندگان را بارور می سازند . ارد بزرگ

راز خوشبختى در این است که بدانید دیگران دلیل خوشبختى شما هستند. لرد تنیسون

انجام کارهایی را شروع کنید که بیش از همه موجب ترس ، اضطراب و استرس در شما می شود . برایان تریسی
آدم های حقیر،انسانهای والا را دیوانه میپندارند. چرا که این انسانها سرشت نامعقول تری داشته و به سمت چیزهای استثنائی جذب میشوند:چیزهایی که هیچ جذابیتی برای بسیاری از مردم ندارند . فردریش نیچه

پیران فریبکار، آتش زندگی جوانانند . ارد بزرگ

آن که در طلب کمال است باید خرد ور و با دانش باشد . بزرگمهر

روش دیگر در انجام کارهای بزرگ ، شروع کردن کار را از درون است . یعنی ابتدا کارهایی را که مهم تر هستند انجام دهید . برایان تریسی
تولد و مرگ اجتناب ناپذیرند ، فاصله این دو را زندگی کنیم . سانتا بان

آنانی که در کنار ما زندگی می کنند اما کنشی ندارند و وارستگی را در پشت کردن به جهان می دانند گوشه نشینی می کنند و همه چیز را گذرا می دانند تکه گوشتهای هستند که هنوز از جهان حیوانی خود به دنیای آدمیان پا نگذاشته اند . آنکه ما را به این جهان آورد فر و خرد را مایه رشد ما قرار داد ، باید به آنان گفت خرد و دانش را انکار کردن با خوابیدن و مردن تمیزی ندارد . ارد بزرگ

غذایی را بخور که می پسندی ,لباسی را پبوش که مردم می پسندند. ادیبان

یک روش در انجام کارهای بزرگ ، شروع کردن کار از بیرون است . یعنی ابتدا کارهای کوچک مختلف را انجام دهید تا در خود شتاب ایجاد کنید . برایان تریسی
اول اندیشه، وانگهی گفتار . لائوسته

آنکه فکر می کند با گذشتن از زندگی خویش می تواند همه را دلشاد دارد و مخالفی هم نداشته باشد ! سخت در اشتباه است . ارد بزرگ

لیست تلفن دختر و پسرای ایرانی + طنز

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده هیچ دیدگاه »

لیست تلفن دختر و پسرای ایرانی + طنز

لیست تلفن یک دختر
مامی
پاپی
امیر
امیر ۲
… امیر عشقم ۳
امیر ۴
ابجی
عباس
عباس ۱
… عباس عشقم ۲
عباس ۳
خاله مهتاب
سعید
سعید عشقم ۱
سعید عشقم ۲
سعید عشقم ۳
سعید ۴
خاله پریسا
علی
علی ۱
علی ۲
علی عشقم ۳
علی ۴
——————————————————- ————————————-
لیست تلفن یک پسر
بابا
مامان
خواهر
محسن
دایی
عمه
سحر عشقم
جواد قلیون
اصغر کباب
خاله ۱
خاله ۲
خاله

جواب های جالب و خواندنی دانش آموزان در درس فیزیک ۱ دبیرستان

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده, داستانهای کوتاه و زیبا هیچ دیدگاه »

در ورقه امتحانی فیزیک ۱ خرداد ۸۵ بعضی دانش آموزان اینطور به سوالات پاسخ دادند.

تمام نوشته زیر عینا کلماتی است که در برگه های دانش آموزان دیده شده است

۱تعادل گرمایی را تعریف کنید؟

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره ۱:

تعادل گرمایی یعنی اینکه در مواقعی که به جسمی گرما دهیم ،تا مقداری که آن جسم خراب یا زوب نشود میتوان گفت تعادل گرمایی دارد.

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره ۲:

تعادل گرمایی بین زمین و خورشید را تعادل گرمایی می گویند.

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره ۳:

گرما نه خود بخود بوجود می آید و نه خود بخود از بین میرود که به این عمل تعادل گرمایی می گویند.

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره ۴:

انرژی که باعث صرف شدن گرما می شود

* * * * * * * * * * * *

۲- آزمایشی طراحی کنید که به وسیله آن بتوان نیروی بین بارها ی هم نام را نشان داد.

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموز:

مثلا یک فنر داریم وقتی دو سر فنر را بکشیم نیروی جاذبه بین دو سر فنر بار های همنام دارند.

* * * * * * * * * * * *


۳قوانین باز تاب نور را بنویسید .

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره ۱:

بازتاب نور تابشی است که بازتاب میشود و وقتی که نور بازتاب میشود پدیده را ایجاد می کند و نور و ماده شفاف و

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره ۲:

آینه یا مقعر باشد یا محدب باشد . شی را به خوبی نشان دهد . تصویر حقیقی باشد .

* * * * * * * * * * * *

۴پدیده سراب را به اختصار توضیح دهید.

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره ۱:

وقتی
پرتو های نور با زمین برخورد میکنند و به چشم ما بازتاب میکند باعث می شود
نور بازتاب شده شکسته شود و با چشم ما برخورد کند باعث میشود پدیده سراب بوجود آید.

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره ۲:

وقتی ما در یک بیابان هستیم و تشنه هستیم و چشم ما اطراف را نگاه می کندو فکر می کند که آب است ولی این طور نیست این پدیده که چشم ما

اشتباه ببیند را پدیده سراب می گویند و ما ممکن است ۲ و۳ بار این کار را بکنیم و تند تند فکر کنیم دور تر از ما سراب است.

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره ۳:

وقتی
که از لایه های سطح زمین دور میشویم هوا رقیق تر میشود اگر خورشید از لایه
علیظ وارد رقیق شود دور و اگر رقیق وارد غلیظ شود نزدیکپ پدیده سراب می
گویند.

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره ۴:

سراب یک ماده است که در آندازه های مختلف استفاده میشود . سراب را معمولا برای چشم به کار میرود مردمک چشم و شبکیه چشم

* * * * * * * * * * * *

۵ماهی که در عمق ۱۵ متری سطح آب دیده می شود در چه عمقی شنا می کند.
n= 4/3

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموز:

شاید در دو برابر از سطحی که دیده میشود،یا پایین تر.

* * * * * * * * * * * *

۶توضیح دهید :

اگر ضریب شکست شیشه قرمز ۱/۲ و ضریب شکست شیشه شبز ۱/۳ باشد با دلیل توضیح دهید در کدام شیشه سرعت نور بیشتر است؟

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره ۱:

اگر ضریب شکست را بخواهیم به دست بیاوریم ۱/۳ بیشتر است به دلیل این سرعت نور در شیشه سبز بیشتر است و میتواند جریان برق را به خوبی از خود عبور دهد.

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره ۲:

به پرتوی نوری که در یک دقیقه می گذرد و نیز برای یک پرتوی نور ی که ضریب شکست پرتو آن است را تطابق آن شکل و نور را می نامند

د نه د

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده هیچ دیدگاه »

یه روز مامانم خونه نبود بابام غذا درست کرد . ماشاالله همه غذا رو سوزوند. اومدیم با مرام بازی دراریم تا آخر غذا رو خوردم . وقتی غذا تموم شد بابام برگشته میگه تموم شد؟میگم اره،مگه مشکلیه؟میگه دِ نـَـه دِ خاک بر سر از قحطی برگشتت الحق که آشغال خوری بچه .
****************************
متصدی بانک : خانم بریزم به حساب جاری تون ؟!!
زن :دِ نـَــــــــــــــــــه دِ الهی جاریم بمیره! بریز به حساب خودم…
**********************************
به خواهرم میگم دعا کن برام ، دعای بچه ها زود اجابت میشه میگه :دِ نـَـه دِ اگه دعای بچه ها اثر داشت ، وقتی که من شیش سالم بود و تو اون عروسکمو شیکوندی ، باید میمُردی !!
**********************************

چاه کنه داشت چاه میکند بعد از چند روز صاحبش بهش گفت : حاجی تعطیلش کن این زمینی را که برای ما میکنی که آب نداره ؟ گفت : دِ نـَـه دِ برای شما آب نداره واسه من که نون داره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
************************************
هر ۳۹ روز یکبار یادی از دوستاتون بکنید فکر کردی برا دلتنگی میگم؟
دِ نه دِ برای این میگم که اگه مرده بود اقلا به مراسم چهلمش برسید!
********************************
طرف مدارکشو داده واسه ترجمه که اقدام کنه واسه خارج.!.!.! بعد اومده خونه ما میگم چایى میخورى یا شربت؟؟؟ میگه قهوه اسپرسو اگه دارى بیار !!!!!!!!!!!!!!! تو دلم گفتم :دِ نـَـه دِ هفته پیش که خاکشیرو با کاسه سر میکشیدى یادت نیست؟؟

*******************************
داداشم ازم پرسید راسته میگن کاشف الکل رازیه؟ منم گفتم : د نـَـــــــه د هم کاشفش رازیه هم مصرف کنندش

******************************
دارم میرم آنتالیا دوست دخترم میگه میشه عزیزم منم ببری ؟میگم د نـَـــــــــــه د مگه ادم با کباب میره تو چلو کبابی……
********************************
حموم بودم، مامانم می زنه به در می گم بـــله ؟ می گه حمومی ؟ می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اینجا لندنه، صدای منو از رادیو بی بی سی می شنوی.
میگه : دِ نـَـه دِ در زدم بگم مهمونها اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت داران با کامپیوترت کار میکنند ، لباس و حوله ات رو هم از پشت در برمیدارم که امشب رو لندن بمونی تا فهم درست جواب دادن رو یاد بگیری، آها یه چیز دیگه احتمالا آبگرمکن رو هم خاموش میکنم
********************************
با حالت افسرده نشستم زانوهام و جمع کردم تو بغلم…میگم مامان…من که انقدر بدردنخور نبودم…من که انقدر حال بهم زن و دوست نداشتنی نبودم….مامانه بغلم کرده میگه : آخی…نازی…دِ نـَـه دِ بودی تازه فهمیدی !
********************************
با شلوارک اومدم تو جمع پیش داداش زن داداش بابا مامان…. داداشم میگه برو شلوار بپوش… میگم پس این چیه؟ میگه دِ نـَـه دِ زشته جلوی زن من با شرت بگردی.
********************************
رفتم داروخونه به یارو میگم شامپو ویتامینه میخوام! طرف با یه قیافه حق به جانب که مثلا خیلی حالیش میشه و من چیزی حالیم نیست ، به یه حالتی غمزه مانند میگه شامپو واسه موهات دیگه؟
دِ نـَـه دِ شامپو ویتامینه واسه فرش میخوام که گل هاش سریع رشد کنن
********************************
زن در حالی که در آینه نگاه میکنه به شوهرش میگه:
من جدیدا خیلی وحشتناک، چاق و زشت به نظر میرسم.. لطفا یه چیز خوب بگو یه کم حالم بهتر بشه
شوهر: دِ نــــــــــــــــــَـــــ ـــه دِ بیناییت فوق العادست عزیزم
***************************************

‎طرف میره عروسی میبینه همه موبایل به کمر بستن . اونم یه کاغذ لوله میکنه میبنده به کمرش . یکی بهش میگه یه کاغذ گیر کرده به لباست, طرف میگه د نه د این فکسه
***************************************

یک شب رفته بودم خونه خالم ، اومده میگه چیزی لازم نداری؟ میگم نه ولی ای کاش مسواکم هم آورده بودم. برگشته میگه دِ نـَـه دِ خاله جون این که ناراحتی نداره ما این جا یک مسواک داریم مخصوص مهمون الان بهت میدم باهاش بزن !!!

«کلاه‌قرمزی» و خیانت به انقلاب

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده, مسائل و اخبار روز اجتماعی, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »
«کلاه‌قرمزی» و خیانت به انقلاب

به گزارش سافتستان، حسن عباسی گفت: «انقلاب ما صدرایی نبوده است. به‌عنوان مثال صدرایی‌ها نتوانستند یک طرح اقتصادی حداقل دو صفحه‌ای هم برای تحول اقتصادی به صورت درست و مفید ارائه بدهند.»
۱- اینجانب شهرام شکیبا در شرایط حساس کنونی مراتب التقاط و اشتباه خودم را به عرض می‌رسانم. بنده متأسفانه علاوه بر فهم نادرست از «ماکس وبر»، اخیراً دریافته‌ام که قدری هم صدرایی اندیشیده‌ام، لذا به صورت کاملاً خودجوش از تک‌تک ملت قهرمان و «میردامادی» ایران عذرخواهی می‌نمایم. ضمناً از هرگونه «حرکت مشکوک»، «حرکت انحرافی»، «حرکت ایذایی»، «حرکت فتنه‌گرانه»، «حرکت براندازانه»، «حرکت موزون» و در رأس آنها «حرکت جوهری» و آمریکایی جهانخوار و سریال لاست و گرگ پیر استعمار انگلیس و «حکمت متعالیه» اعلام برائت می‌نمایم. باشد که همه‌مان رستگار شویم.
۲- در باب ضعف صدرایی‌ها در مقولات اقتصادی همین بس که در خیابان «میرداماد» تهران چندین بانک، دو روزنامه، چندین پاساژ و ده‌ها باب مغازه وجود دارد، اما در «ملاصدرا» یک‌دهم این‌ها هم نیست. مردم فکور و فهیم هم فقط از ملاصدرا می‌گذرند، اما «میرداماد» محل تأمل و گلگشت و تفکر و تدقیق در کلیه امور است.
۳- شما خودتان نیم‌ساعت در ملاصدرا و نیم ساعت در میرداماد قدم بزنید، علاوه بر همه چیز، چیزهای جدیدتری هم دستگیرتان می‌شود.
(دکتر) حسن عباسی: «کسانی که معتقدند که فلسفه ملاصدرا همه‌چیز دارد، بیایند بیندیشند، مناظره کنند. (هنوز از مادرشون زاییده نشده.) اگر کسی بگوید انقلاب ما صدرایی بوده، یعنی می‌گوید انقلاب ما اسلامی نبوده و این توطئه خطرناکی است و خائن است کسی که بخواهد جا بیندازد که انقلاب ما صدرایی بوده است.
۱- ما تاکنون فکر می‌کردیم «ملاصدرا» مسلمان بوده. بحمدلله کفر و الحاد این عنصر وابسته به «سیا» و «موساد» و «اینتلیجنت سرویس» هم رو شد.
لذا بر شورای شهر تهران هم فرض است که نام خیابان «ملاصدرا» را به سرعت عوض کرده و بگذارند «عباسی». این‌طوری متفکران معاصر هم از پایین‌شهر به بالای‌شهر منتقل می‌شوند. توطئه استکبار و صهیونیسم هم جبران می‌شود. اصلاً چه معنی دارد که هرچه موتورسوار و تک‌چرخ‌زن و ضبط و باند ماشین فروشی هست در خیابان عباسی باشد که نام متفکری را دارد که صاحب دکترین هم هست؟!
۲- در باب مناظره‌کنندگان هم اگر آقای (دکتر) عباسی کمی صبر کنند، و صدراییون نیز کمی اهتمام بورزند احتمالاً تا ۲۰ – ۳۰ سال آینده مشکل حل خواهد شد.
(دکتر) حسن عباسی: «اوج ساعات صداوسیما را می‌دهند دست صدرایی‌ها و چپ و راست می‌گویند حرکت جوهری چه فایده؟!»
دقیقاً همین‌‌طور است. مثلاً همین عید امسال اوج ساعات تلویزیون را داده بودند به کلاه قرمزی و پسرخاله و فامیل دور و آقای همسایه و آقای دلاک و پسرعمه‌زا و ببعی و جیگر و… که همگی همچون ملاصدرا آرایشان را از «افلوطین» و «زنون» و «ابن‌عربی» اخذ کرده بودند و چپ و راست می‌گفتند «حرکت جوهری» که این کارشان اوج خیانت بود. تمام ساعات تعطیلات عید امسال‌مان را صداوسیما با ترویج «حکمت متعالیه» به بطالت گذراند و همنوا با «بی‌بی‌سی» و «فارسی وان» و «من و تو یک» کوشید تا ما را گمراه کند ولی (دکتر) عباسی از حضیض ذلت فکری نجات‌مان داد.

مایع دستشویی با بوی خیار

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده, داستانهای کوتاه و زیبا هیچ دیدگاه »

مایع دستشویی با بوی خیار

کودکان > ادبیات – سوگل عصاری:
یوسف حاجی‌لویی با صدای زنگ موبایل بیدار می‌شه. شماره‌اش آشنا نیست. مهم هم نیست کی باشه، می‌خواد بخوابه. صدای کسی از اف‌اف می‌آد: «کفش کهنه ندارین؟»

نگاهی عصبانی به گوشی می‌اندازه و می‌گه: «نه، نداریم.»

همسایه‌ی بغلی با دریل داره روی دیوار یه کاری انجام می‌ده. یوسف با خودش می‌گه: «انگار داره قبر منو حفاری می‌کنه!» بعد میره توی اون یکی اتاق می‌خوابه. پنجره‌ی این اتاق رو به کوچه است. ماشین‌ها هم تا از دم خونه رد می‌شن، بوق می‌زنن. نمی‌شه خوابید. یوسف می‌ره توی آشپزخونه. صدای موتور یخچال و فریزر دیوونه‌اش کرده. هی هم قطع و وصل می‌شه. یوسف مطمئنه جایی آروم‌تر از حمام وجود نداره. برای خودش توی وان خالی دراز می‌کشه.

خیلی سفته. از شدت کمر درد و گردن درد بیدار می‌شه. همه چی آرومه. همسایه حفاری دیوار رو تموم کرده، ماشین‌ها هم رد نمی‌شن که بوق بزنن . حالا می‌تونه راحت بخوابه. اما کمر دردش هنوز خوب نشده. دوباره از شدت درد بیدار می‌شه. بدنش کوفته است. احساس چتربازی رو داره که چترش باز نشده و روی صخره‌ها سقوط کرده. با خودش فکر می‌کنه اگه به دکتر بگه توی وان خالی خوابیده، حتماً به آسایشگاه می‌فرستنش. اما این مدت یوسف در رؤیا بود و خواب می‌دید. الآن نصف شبه. یوسف از خواب بیدار می‌شه. اگه همین الآن خودشو به دستشویی نرسونه، از فردا باید دنبال کلیه‌ی آماده‌ی پیوند بگرده .

وقتی می‌خواد از دستشویی بیرون بیاد یه‌دفعه متوجه می‌شه که دستگیره‌رو شکسته و در دیگه باز نمی‌شه. راهی نیست جز این‌که تا فردا صبح که پگاه بیدار می‌شه صبر کنه. یادش می‌آد که باید ساعت شش صبح برای شرکت در آزمون آیین نامه‌ی رانندگی به آموزشگاه بره. برای همین باید بخوابه تا ساعت پنج و نیم بیدار بشه و سرحال به جلسه‌ی آزمون بره، اما حالا در دستشویی گرفتار شده.

آهسته چند ضربه به در می‌زنه تا شاید پگاه بشنوه و به کمکش بیاد. فایده‌ای نداره. دلش نمی‌آد پگاه رو بیدار کنه. در همین لحظه برق می‌ره و همه جا تاریک می‌شه. یوسف از بچگی از تاریکی وحشت داشت و حالا مشکل دیگه‌ای هم داره. چنان از دیدن سوسک می‌ترسه که اگه کلاشینکف هم داشته باشه، نمی‌تونه به‌طرف اون شلیک کنه. با مشت به در می‌کوبه.

پگاه از خواب می‌پره و به‌طرف دستشویی می‌آد. خیلی ترسیده. به در تنه می‌زنه و در رو می‌شکنه. در محکم با صورت یوسف برخورد می‌کنه. یوسف خون دماغ می‌شه. پگاه با عجله به‌طرف اتاقش می‌ره تا لباس بپوشه و یوسف رو به بیمارستان برسونه.

توی پارکینگ، یوسف با لب و لوچه‌ی آویزون سوار ماشین می‌شه و صندلی رو عقب می‌ده تا سرش بالا باشه. پگاه استارت می‌‌زنه و حرکت می‌کنه. اون با سرعت زیاد رانندگی می‌کنه.

وقتی در بزرگراه هستن، یه پلیس گشت نامحسوس با چراغ زدن از پشت سرشون هشدار می‌ده که توقف کنن، اما پگاه توجه نمی‌کنه و به راهش ادامه می‌ده. اونا وضعیت رو به مرکز گزارش می‌دن.

قبل از این‌که نیروهای کمکی به موقعیت برسن، یه‌دفعه بنزین ماشین تموم می‌شه. پگاه می‌پیچه به یه خروجی و بعد از خاموش شدن موتور توقف می‌کنه.

دارم فکر می‌کنم داخل پیانوی خونه رو خالی کنم و قایق بسازم. بعد برم انتهای قایق وایسم و ببینم آیا ساحل پیداست؟

داستان تموم شد. چه اصراری دارید که حتماً سرانجام شخصیت‌ها براتون معلوم بشه؟

به دوست داشتن فکر کنید.

«عشق را از زمین بگیرید!

چه می‌ماند به جز یک گور بزرگ برای دفن کردن همه‌ی ما!»

پیام اخلاقی

‌شماره۱٫

قبل از این‌که خوندن داستانی رو شروع کنید، ببینید آخر داره یا نه.

شماره ۲٫

موقع خون دماغ شدن، چشم‌هاتو ببند، تا ۱۰ بشمار، خونش بند می‌آد.

گویند…

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده, داستانهای کوتاه و زیبا, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

گویند سلطان محمود غزنوی جلوی پلکان قصر ایستاده بود که یکی از شعرای درباری(عوفی) را دید و از او خواست که وقتی سلطان پا به پله اول می‌گذارد مصراعی بگوید که سلطان حکم قتلش را بدهد و وقتی سلطان پا به پله دوم گذاشت مصراع دوم را چنان بگوید که نه تنها اثر مصراع اول را از بین ببرد بلکه شاعر را شایسته پاداشی گران کند و همینطور در ادامه …شاعر قبول کرد و سلطان پا به پله اول گذاشت. شاعرسرود :

سال ها بود تو را می کردم
همه شب تا به سحرگاه دعا

یاد داری که به من می دادی
درس آزادگی و مهر و وفا

همه کردند چرا ما نکنیم
وصف روی گل زیبای تو را

تا ته دسته فرو خواهم کرد
خنجر خود به گلوگاه نگاه

تو اگر خم نشوی تو نرود
قد رعنای تو از این درگاه

مادرت خوان کرم بود و بداد از پس و پیش
به یتیمان زر و مال و به فقیران بز و میش

یاد داری که تو را شب به سحر می‌کردم
صد دعا از دل مجروح پریشان احوال

وه که بر پشت تو افتادن و جنبش چه خوشست
کاکل مشک فشان با وزش باد شمال

عوفی خسته اگر بر تو نهد منع مکن
نام عاشق کشی و شیوه آشوب احوال

ملیجک، دلقک شاه نبود و انحراف اخلاقی نداشت

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده, داستانهای کوتاه و زیبا, مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »

به گزارش تاریخ ایرانی ؛ تاریخ ایرانی  محسن میرزایی ۳۰ سال از عمرش را پای تدوین و تالیف و ویراستاری روزنامه خاطرات ملیجک گذاشته و حالا در آستانه هشتاد سالگی امیدوار است که این کتاب سندی برای نسل‏‌های آینده باشد. نخستین بار زمانی جرقه نوشتن و راز زدایی از ملیجک دربار ناصرالدین شاه به ذهن محسن میرزایی رسید که فیلم «سلطان صاحبقران» علی حاتمی را دید. حاتمی در آن فیلم ملیجک را همچون غلام‌بچه‌‏ای تصویر کرده بود درحالیکه عزیزالسلطان برای خود برو و بیایی و خدم و حشمی فراوان داشته است. میرزایی نیز بر آن شد تا تصویر واقعی از این چهره تاریخی دربار ناصری ارایه دهد. ارتباط فامیلی با خاندان ملیجک موجب شد تا به برخی اسناد دسترسی یافته و بخت هم یارش بود که ۱۷ دفتر روزنامه خاطرات ملیجک درزیرزمین خانه‏‌ای کشف شد، پس فرصتی برای او فراهم آمد تا همه آن دست‌نوشته‏‌ها را در چهار جلد خلاصه و ارایه کند.
قسمت‌های خواندنی این گفت و گو در ادامه می آید:
ناصرالدین شاه در اواخر عمر دیگر دل و دماغ قدیم را نداشت و بسیار ساده لباس می‌پوشید اما لباس‌‏های قیمتی و تشریفاتی همچنان بر تن ملیجک بود. از ساعت ملیجک گرفته تا لباس‌هایش همه قیمتی، گران‌بها و بهترین بود و او برای خود چندین گروه خدم و حشم و گارد داشت و البته قصری که خیلی‌ها آرزویش را داشتند. لذا من تصمیم گرفتم تصویر واقعی از عزیزالسلطان را بر اساس اسناد و خاطرات ترسیم کنم.
بگذارید به خاطرات اعتمادالسلطنه اشاره کنم که درباره او نوشته بود: «تمام قد و قامتش زیاده از یک ذرع نیست ـ صورتی بسیار زشت و جبهه‌ای بسیار سبزه دارد… ابروی سیاه از هم گشوده ـ دهان بی‌اندازه گشاده ـ کله از تناسب بزرگ‌تر و چند سالک در صورت ـ دماغ چون برج و کثافت لباس و بدن به حدی است که غالبا از عفونت، به خصوص در تابستان کسی نمی‌‏تواند از نزدیک او عبور کند.» اینطور ادبیات نوعی عناد و حسادت با ملیجک را نشان می‌‏دهد که بار‌ها در کلام اعتمادالسلطنه جاری شده اما به هر شکل همین بچه به قول اعتمادالسطنه زشت‌رو، عزیز سلطان می‌‏شود. ماجرا این بود که امینه اقدس، یکی از همسران ناصرالدین شاه برادری داشت که در ابتدا غلام‌بچه اندرون بود اما بعد‌ها لقب امین خاقان گرفت و فراش‌باشی مخصوص شاه شد. پسر این شخص، یعنی برادرزاده امینه اقدس غلامعلی‌خان عزیزالسلطان معروف به ملیجک است. غلامعلی‌خان عزیزالسطان در کودکی به دربار راه پیدا می‌کند و مهر او به دل شاه می‌‏نشیند و شاه از‌‌ همان کودکی او را در دامان خود بزرگ می‌‏کند و از فرزندان خود نیز بیشتر به او محبت می‌کند. پس عمه ملیجک همسر ناصرالدین شاه بود و به همین واسطه حضور او در دربار تسهیل شد. اما واقعیت این است که هیچ کس به درستی نمی‌داند که دلایل علاقه‌مندی شاه به ملیجک چه بود درحالیکه شخص شاه فرزندان و نوه‌های زیبای زیادی داشت.
ملیجک دلقک شاه نبود و تنها بر اساس برخی عقاید خرافی آن روزگار به نوعی برای پادشاهی چون ناصرالدین شاه، فرد خوش‌یمنی بود. البته نشانه‏‌هایی از خرافه و اعتقاد به شانس و اقبال در زندگی همه به چشم می‌‏خورد. از این‏‌ها گذشته در ساختار نظام مستبد پادشاه با مسائل مختلفی دست به گریبان است. شاه با آدم عادی بسیار متفاوت بوده و در ‌‌نهایت نیاز به آرامش دارد. در همین حال اینطور به او تلقین شده یا اینکه اینطور به او گفته بودند که هر زمان در چهره او – ملیجک – نگاه می‌کرده، برای او خوشایندی به بار می‌‏آمده و به همین خاطر مهر ملیجک به دل پادشاه افتاده بود. در دیدگاه سنتی وقتی یک نفر احساس کند که وجود دیگری برای او آرامش به ارمغان می‌‏آورد، به او وابسته می‌‏شود. اما متاسفانه از آنجا که در آن روزگار و در بسیاری از آثار ادبی ما به روابط انحرافی دربار اشاره شده، در دیدگاه عامه اینطور جا افتاده بود که روابط ناسالمی میان ناصرالدین شاه و ملیجک در جریان است.
در زمان ناصرالدین شاه هیچ کس ملیجک را معشوق ناصرالدین شاه نمی‌‏دانست و چنین تصوری در میانه عوام و خواص نبود. اما در‌‌ همان دوران برخی روایت‌‏های مشابه بر سر زبان بود و حتی در دست‌نوشته‌‏های ملیجک نیز به آن اشاره شده است. به هر شکل هیچ گزارشی در زمینه انحراف جنسی شاه در جایی روایت نشده است. از این‌ها گذشته ناصرالدین شاه مردی اهل هنر و ادب بود. البته در زمان شاه درباره ملیجک و اطرافیان ملیجک انتقادهایی وجود داشت اما انتقاد بر میزان تشریفات او بود. همانطور که می‌‏دانید ملیجک هنوز ۱۸ سالش نشده بود و پیش از ازدواج‌اش با اخترالدوله – زیبا‌ترین دختر ناصرالدین شاه- قصری در اختیار داشت و این مساله حسادت دیگر درباریان را بر می‌‏‏انگیخت. ملیجک به اندازه شاه خدم و گارد داشت. خوب طبیعی است این انتقاد‌ها از سوی درباریان به جا بود اما واقعیت این است که در دوران استبدادی چنین انتقادهایی وارد نیست و شخص شاه است که در این زمینه قضاوت می‌‏کند.
کامران میرزا پسر شاه و حاکم تهران و ولیعهد و نائب‌السلطنه مملکت بود اما ناصرالدین شاه روزی برای او نامه‌‏ای نوشت و عکسی از ملیجک برای او فرستاد با این مضمون که این افتخار بزرگی است که امروز عکس ملیجک را برای تو فرستاده‌ام. همچنین روایت شده که ملک‌الدوله، پسر دایی شاه و پدر ملکه توران شبی ناصرالدین شاه را می‌بیند که دست به آسمان بلند کرده و می‌گرید، نزدیک شده و از او جویای احوال می‌شود و می‌فهمد که آن شب ملیجک در بستر بیماری است. او از شاه گله می‌کند که شما چرا باید اینطور از بیماری یک بچه آزرده شوی و شاه در پاسخ او می‌گوید که این عیب بزرگ من است، هر وقت خواستم از این بچه دور شوم، بیشتر به او وابسته شدم. همچنین اعتمادالسلطنه در کتاب خاطراتش درباره او می‌نویسد: «ملیجک تب کرده بود، شاه به این واسطه کسالت دارند… از ناخوشی ملیجک زیاد متغیر شدند، نه ناهار خوردند نه خوابیدند.»
بگذارید سراغ خاطرات و گزارش‌های لرد کرزن، وزیر امور خارجه انگلیس و فرمانروای هندوستان بروم. او در جوانی به عنوان خبرنگار روزنامه تایمز به ایران می‌‏آید و با ناصرالدین شاه مصاحبه‌ای کرده و مطالب بسیار خواندنی درباره وضعیت ایران آن روز نوشته است. کرزن به وضوح به مشاهدات خود اشاره کرده و تاکید می‌‏کند که اروپایی‏‌ها عادت دارند پادشاهان مشرق زمین را خوار و بی‌مقدار کنند. گزارش مشاهدات کرزن حاکی از آن است که ملیجک هرگز مساله انحراف جنسی نداشته و تنها بچه‌‏ای است مورد علاقه شاه و آنچه اروپایی‏‌ها در این زمینه نوشته‌اند، کذب محض است. بنابراین آنطور که کرزن در جوانی می‌نویسد این قائله انحراف‌ها از‌‌ همان ابتدا ریشه در غرب داشته و بعد اندک اندک وارد ایران شده و نمی‌‏دانم چرا تمام این سال‏‌ها چنین تصویری از ملیجک نقش بسته است.
در تمام منابع تاریخی آمده که ملیجک بچه زشتی بود که البته بعد از ورود به دربار پوشش بسیار خوبی داشت. ملیجک اما تحت تعالیم ناصرالدین شاه در بسیاری از حوزه‌ها به خوبی رشد کرد چنانچه بهترین تیرانداز دربار بود و حتی به هنگام نشان گرفتن هدف می‌‏توانستند از او بخواهند که پای چپ یا راست پرنده‌ای را بزند. از سوی دیگر موسیقی می‌دانست و پیانو می‌نواخت و عکاس بسیار قابلی بود.

حکایت کینه و نفرت

اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده, داستانهای کوتاه و زیبا, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »
۹

حکایت کینه و نفرت

اجتماع > رفتارها – همشهری آنلاین-هلن صدیق بنای: اندر حکایت کینه و نفرت در روزگاران کهن آورده‌اند که…
یکی بود یکی نبود… یه روزی پیر دانایی به مریدان خود گفت؛ می‌خواهم یک رازی را با شما در میان بگذارم. ولی قبل از آن باید بی چون چرا، گفته‌های مرا بطور کامل اجرا کنید.

مریدان با کنجکاوی و دقت فراوان به سخنان او گوش فرا دادند.

پیر حکیم به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که با آنها خصومت، کینه داشته و یا با آنها قهر هستند، سیب زمینی ریخته و با خود به نزد او بیاورند.

مریدان چنین کردند.

فرادی آن روز هر یک از آنها با کیسه‌ی از سیب زمینی به نزد پیر دانا آمد. کیسه‌ بعضی‌ها ۲ تا، بعضی‌ها ۳، و بعضی‌ها ۵ و شاید هم بیشتر…سیب زمینی ریخنه شده بود.

پیر دانا نگاهی به کیسه‌ها انداخت و گفت: شما باید تا یک هفته هر کجا که می‌روید، کیسه‌‌ سیب زمینی‌تان را با خود حمل کرده، ببرید.

روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم مریدان شروع به شکایت از بوی بد سیب زمینی‌های گندیده کردند. آنهایی که سیب زمینی بیشتری در کیسه داشتند از حمل بار سنگین خسته شده و زیر لب غرغر می‌کردند.

آنها با خود می‌گفتند؛ این چه حکایتی است دیگر؟ بسیار سخت و عذاب‌آور است. بهتر است، پیر حکیم هرچه زودتر این ماجرا را ختم کند. این ماجرا همه ما را خسته و از آن بدتر بوی بد سیب‌زمینی‌های گندیده، اطرافیان را هم به ستوه آورده و از ما دورشان می‌سازد.

پایان مهلت پیر به سر رسید. پس از گذشت یک هفته، استاد پیر اجازه داد که آنها کیسه‌ها را هر چه سریع تر از خود دور کنند. مریدان نیز چنین کردند. آنها با دور کردن کیسه‌هایشان که بد بو و سنگین شده بود، نفس راحتی کشیده و به آرامش رسیدند.

آنها از پیر دانا پرسیدند؛ حکایت چه بود؟ چه رازی در این ماجرا بود؟

حکیمانه

استاد پیر پرسید؛ خب، از اینکه تنها “یک هفته” سیب زمینی‌ها را با خود حمل می‌کردید چه احساسی داشتید؟

مریدان جمله پاسخ دادند؛ بسیار بد بود. آنها از اینکه مجبور بودند، سیب زمینی‌های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند، شکایت‌ها کردند.

آنگاه پیر دانا با تبسمی حکیمانه گفت؛ دوستان من، حمل کیسه گندیده و سنگین سیب‌زمینی، نزد و همراه خود، درست شبیه وضعیتی است که در دل و جان شما می‌گذرد.

شما اینگونه و با همین شدت، کینه آدم‌هایی که با آنها خصومت داشته و یا دوستشان ندارید را در دل خود نگه داشته و همه جا با خود حمل می‌کنید.

بوی بد و سنگینی “کینه و نفرت ” است که قلب شما را فاسد و سیاه می‌کند. شما آن را با خود به همه جا حمل می‌کنید و ناخواسته باعث می‌شوید، اطرافیانتان از شما رنجیده و دوری کنند.

شما که سنگینی و بوی بد سیب زمینی‌ها را فقط برای “یک هفته” تحمل نکردید، چگونه است که بوی بد نفرت و سنگینی کینه را در تمام طول عمر، درون دل و جان خود، نگه داشته و حمل می‌کنید؟!!

امید است، دل و جان شما با این حکایت از هر کینه و نفرتی خالی و سبک بار و پر از آرامش باشد.

با دلی خالی از کینه و نفرت حکایت‌ها همچنان باقیست…

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها