شیرین‌بیان – گیاهی موثر در درمان درد و التهاب معده روزه‌داران

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, پرخوران گمنام, پزشکی, قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

شیرین‌بیان به واسطه وجود برخی از فلاونوئیدها در درمان زخم معده و اثنی عشر روزه‌دار موثر است…

مهدی ایمانی افزود: یکی از مسائلی که برخی از روزه‌داران در ماه مبارک رمضان با آن دست و پنجه نرم می‌کنند دردها و التهابات معده است که روزه‌دار را نگران می‌کند که مبادا شرایط درد معده بدتر شده و امکان انجام این فرضیه از وی سلب شود.

وی ادامه داد: در این راستا شخص می‌تواند طی این ماه هر شب و یا یک شب در میان از عرق شیرین‌بیان استفاده کند.

ایمانی اظهار کرد: شیرین‌بیان در درمان بیماری‌های ریه مانند برونشیت مفید است و مواد موثره ریشه شیرین‌بیان مدر و ملین است.

به گفته این کارشناس گیاهان دارویی، رزین‌ها و روغن‌های فرار و ترکیبات فلاونوئیدی در ریشه این گیاه ساخته و ذخیره می‌شود.
وی نشاسته، گلوکز، ساکاروز، آسپاراژین چربی، رزین مانیتول و مواد تلخ از دیگر موادی ذکر کرد که در ریشه این گیاه موجود است.

وی گفت: در حال حاضر استفاده از این گیاه به صورت سنتی است و برخی از افراد پودر ریشه را بر روی غذای خود می‌پاشند و برخی نیز این پودر را در آب حل کرده و می‌نوشند.

توصیه های طب سنتی برای روزه داران

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, پزشکی, قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب, مسائل و اخبار روز اجتماعی, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

ه گفته سید علی ابوالحبیب، محقق طب اسلامی تغذیه در طول ماه رمضان از اهمیت زیادی برخوردار است و با تغذیه صحیح می توان مواد سمی را از بدن خارج کرد.

تغذیه در طول ماه رمضان از اهمیت زیادی برخوردار است و رفتارهای نوع تغذیه در ماه رمضان با سایرماه ها متفاوت است همچنین روش صحیح تغذیه در ماه مبارک رمضان یکی از موارد مهمی است که لازم است مورد توجه قرارگیرد تا از عوارض جسمی یا عصبی جلوگیری شود.

● سحری معادل صبحانه باید سبک باشد

در ماه رمضان سحری بسیار اهمیت دارد. سحری معادل صبحانه عادی افراد است یعنی مصرف یک غذای بسیار سبک، در وعده سحر نباید زیاده خوری صورت گیرد ولی وعده افطار وعده ای است که معادل عصرانه که می توان از مواد غذایی متفاوتی استفاده کرد.

در بدن انسان چهار طبع صفرا، دم،بلغم و سودا وجود دارد که از این چهار طبع صفراوی هاو سوداوی ها کم خوراک هستند همچنین دموی ها و بلغمی ها اشتهای زیادی به مصرف زیاد و غذا دارند.

بلغمی کسانی هستند که درهر ۴ فصل احساس سرما می کنند ولی گروه سوداوی مزاج خیلی احساس سردی نمی کنند. اما در بین گرم مزاجان، گروه صفرا مزاج همیشه و در چهار فصل حرارت بدنشان بالاست و همیشه از گرما شاکی هستند اما گروه دموی مزاج، فقط در فصول بهار و تابستان از گرما شاکی هستند و در بقیه فصول خیلی احساس بدی ندارند.صفراوی ها در تمام فصول سال، خصوصاً در تابستان دمای بدنشان بالاست، آن قدر که در هیچ فصلی نیاز به پوشانیدن بدن خود ندارند. دموی ها فقط در فصول گرم سال (یعنی در تابستان) حرارت بدنشان بالاست ولی درپاییز و زمستان به لباس گرم احتیاج پیدا می کنند، بلغمی ها، افرادی هستند که در تمام فصول سال، خصوصاً احتیاج مبرم به پوشیدن لباس گرم دارند.

این محقق طب اسلامی می افزاید: سوداوی ها ، هم مثل دموی ها فقط در فصول سرد سال (یعنی پاییز و زمستان) به لباس گرم احتیاج دارند و در سایر فصول برخلاف بلغمی ها، خیلی احساس سردی نداشته و حالت عادی دارند و بالاخره گروه پنجمی وجود دارند که اگر چه با یکی از شرایط گفته شده فوق منطبق بوده ولی قسمتی از بدنشان (مثل نوک انگشتان دست) همیشه سرد است یا همیشه گرم است (مثل کف پاها)

● در ماه رمضان از پرخوری باید پرهیز کرد و کم خوری را باید پیشه گرفت

باید وعده سحر طوری مصرف شود که کالری مورد نیاز روزانه را تأمین کنند. در ماه رمضان از پرخوری باید پرهیز کرد و کم خوری را باید پیشه گرفت. کم خوری اثرات مهمی را در بدن به جا می گذارد به عنوان مثال می توان گفت که در داخل عضلات و در بین چربی ها اخلاطی مخفی است که فقط با گرسنگی طولانی از بدن خارج می شودو به بیان ساده می توان گفت که در بین عضلات و چربی های بدن موادسمی مخفی شده است که در درمان روزه داری به مصرف می رسد.

اگر یک فرد ۳۰ روز کامل روزه بگیرد به طور کامل مواد سمی از بدن وی خارج می شود و فردای عید فطر بدنی سالم دارد و سموم بدن به صورت علمی و معنوی ازبین رفته است و روح نیز تحت تاثیر جسمانیات ما تولد جدیدی پیدا کرده است.

هرچه درطول ۱۱ماه در بدن ذخیره شده است در این ۳۰روز ازبین می رود بدن انسان حدود یک کیلو و نیم سم اضافی در خود محفوظ می کند و این فقط از طریق روزه داری طولانی از بین می رود.

در ماه رمضان حتماً باید افطار و سحری خورده شود از نظر طب سنتی پس از گرفتن یک روزه کامل خلط صفرا در بدن افزایش پیدا می کند باید دانست که غذای مصرفی دروعده افطار طوری انتخاب شود که موجب ازیاد صفرا نشود به دلیل اینکه در زمان افطارصفرا در بدن زیاد است و باید مواد غذایی خنک و با طبع سرد مصرف شود.

● مصرف مواد غذایی انرژی زا در وعده افطار صفرای بدن را افزایش می دهد

مصرف مواد غذایی انرژی زا مانند زولبیا بامیه، پیتزا و غذای چرب در وعده افطار صفرای بدن را افزایش می دهد زمانی که صفرا در بدن زیاد شود بیماری های زیاد نیز بروز پیدا می کند که می توان به ریزش مو، صدا در گوش، داغی کف پا، سیاه شدن پوست و گر گرفتگی اشاره کرد.

صفرا مزاج خشک وگرم است و می توان در وعده افطار از مواد غذایی خنک استفاده کرد، در زمان افطار باید مراقب ازدیاد صفرا باشیم. می توان از شربت های خنک مانند کاسنی، سکنجبین و خاکشیر در وعده افطار مصرف کرد و حتی از میوه های آبدار مانند هندوانه، آلو و هلو نیز می توان مصرف کرد.

غذایی که در وعده افطار خورده می شود تا سحر آماده برای جذب خون می شود. از ساعت ۱۲ شب تا ۶ صبح ساعات سردی بدن است که بلغم در خون زیاد است که برای اینکه این بلغم از خون خارج شود، باید موادغذایی گرم در وعده سحر مصرف شود مانند غذاهایی مانند فسنجان، خرما، حلواارده و عسل که این موادغذایی بلغم را از بدن خارج می کند. اگر در وعده سحر نیز غذاهای سرد خورده شود، طبع بدن به سمت سردی می رود و فرد را دچار بیماری هایی مانند آرتروز می کند.

غذاهای خورده شده در وعده سحر باید گرم و خشک و ضدبلغم باشد. در سحر نباید غذاهای سنگین خورده شود، در زمان افطار صفرا رو به ازدیاد است و در وعده سحر بلغم که باید به تعادل برسد، پس باید با توجه به این طبع ها غذاهای موردنظر را انتخاب و مصرف کرد. اگر که این مسائل رعایت نشود و در وعده افطار بیشتر غذاهای گرم و صفرازا خورده شود و در وعده سحر غذاهای سرد مصرف شود بدن دچار مشکل می شود.

می توان روزه را با یک استکان آب جوش و یک خرما باز کرد. این کار تشنگی بدن را که به حالت اورژانسی رسیده است، برطرف می کند. ماه رمضان خواص غیرطبی مانند گذشت، فداکاری و عزت نفس را نیز دارد که این خصلت ها در افرادی که روزه می گیرند، افزایش پیدا می کند.

افرادی که گرم مزاج هستند با استفاده از موادغذایی سرد معده شان تغییر نمی کند ولی بلغمی مزاج ها به دلیل اینکه طبع سرد دارند و معده آنها سرد است با مصرف غذاهایی که طبع سرد دارند، زخم و ورم معده با گذشت زمان ایجاد می شود.

برای پیشگیری از سوزش و درد معده می توان قبل از مصرف وعده سحر و افطار یک استکان عرق بومادران همراه با عرق نعناع مصرف کرد به دلیل اینکه عرق بومادران از ترشح اسیدمعده پیشگیری می کند و مانع بروز دردهای معده در روزه داران می شود.

البته می توان گفت که در وعده سحر و وعده افطار نباید به طور خالص گرمی یا به طور خالص سردی خورد باید در وعده سحر ۷۰ درصد موادغذایی از جنس گرمی و ۳۰ درصد از مواد سرد باشد و در وعده افطار این رویه برعکس است یعنی ۷۰ درصد مواد سرد و ۳۰ درصد مواد گرم خورده شود. می توان در وعده افطار از مرکباتی مانند پرتقال استفاده کرد همچنین هندوانه، آب زرشک و خاکشیر نیز از صفرای تولیدشده در طول روز را از بین می برد.

کسانی که دارای معده های ضعیف هستند باید در ماه رمضان در مصرف برخی از غذاها احتیاط کنند البته سه نوع معده داریم یکی معده سالم که معده معتدلی است و مصرف غذاهای گرم و سرد تأثیری بر آن ندارد. دیگری معده سرد یا بلغمی است که زمانی که غذاهای سرد مثل میوه های تابستانی، آلو، هلو و زردآلو مصرف می کنند دچار دل درد و نفخ معده می شود که این نوع معده باعث بروز باد در سراسر شکم می شود. همچنین یبوست نیز ایجاد می کند. معده گرم معده ای است که اگر موادغذایی گرم خورده شود، موجب ازدیاد صفرا می شود که موجب بروز سردرد، گرگرفتگی، جوش و کهیر می کند.

● در زمان افطار و سحر افراد صفرا و بلغم را رعایت کنند

پس می توان توصیه کرد در زمان افطار و سحر افراد صفرا و بلغم را رعایت کنند می توان از مواد گیاهی مثل شیرین بیان و ترکیبی از بومادران و عرق نعناع به عنوان داروی متعادل کننده معده قبل از سحر و بعد از افطار استفاده کرد تا در طول روز از بروز سردرد، سوزش معده و بی حالی پیشگیری کند.

یک فرد پرخور که رعایت سردی و گرمی غذا را نکرده و نوشیدنی زیاد نیز مصرف کرده و در وعده افطار و سحر نیز به مقدار زیاد غذا مصرف کرده در آینده دچار بیماریهای گوارشی می شود پس بهتر است که مردم غذاهای متعادل مصرف کنند. در وعده سحر از مواد غذایی، کالری زا مانند برنج و میوه هایی مانند خرما، انجیر و گوشت می توان استفاده کرد.

روزنامه کیهان ________________

چگونه مبتلا به بیماری‌های تابستانی نشویم؟

آموزش تربیتی, مسائل و اخبار روز اجتماعی, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

چگونه مبتلا به بیماری‌های تابستانی نشویم؟

سلامت > عمومی – گروه دانش و سلامت – آرش نهاوندی:
یک کارشناس تغذیه اعلام کرد: تعریق شدید را نمی‌توان به تنهایی با آب جبران کرد و باید به همراه آب مایعات حاوی مواد معدنی نیز مصرف کرد.
فصل تابستان فرا رسیده است و بدن ما در معرض خطر ابتلا به بیماری‌های گوارشی، تعریق شدید و گرمازدگی قرار دارد، به همین منظور در گفت‌وگو با دکتر احمدرضا درستی متخصص تغذیه و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران به بررسی بیماری‌هایی که مردم در فصل تابستان با آن مواجه هستند و راه‌های پیشگیری از آن پرداختیم. مشروح این گفت‌وگو درپی‌می‌آید.

  • با توجه به اینکه در فصل تابستان شدت گرما بیشتر از سایر فصول سال است و بدن از هر نظر به آب بیشتری نیاز دارد، مردم چه موارد تغذیه‌ای را باید در این فصل رعایت کنند تا کمتر دچار تعریق شوند؟

تعریق اگر بیش از حد و غیرطبیعی نباشد خوب است چرا که عملا به تنظیم دمای بدن کمک می‌کند. علاوه بر این تعریق یکسری از مواد سمی را هم دفع می‌کند. درواقع تعریق طبیعی را می‌توان با آب جبران کرد. بنابراین می‌توان گفت که اگر کسی به حد کفایت عرق کند اصلا بد و خطرناک نخواهد بود مشکل تنها زمانی رخ می‌دهد که تعریق شدید شود و فرد به حد کفایت آب مصرف نکند، به‌عنوان مثال اگر فرد ورزشکار باشد و بیش از حد عرق کند این فرد با عوارضی مواجه خواهد شد.

افزون بر این افرادی نیز در برخی از مناطق کشور زندگی می‌کنند که هوا به‌شدت گرم است و حتی اگر این افراد یک ساعت هم بخواهند از منزل بیرون بروند تمام لباس‌هایشان خیس می‌شود و زمانی که لباس‌هایشان خشک می‌شود نیز لکه‌های سفید کلسیم ناشی از عرق روی آن می‌ماند. تعریق‌های اینچنینی را صرفا نمی‌توان با نوشیدن آب جبران کرد، در تعریق‌های طبیعی میزان کمتری از آب بدن کسر می‌شود و می‌توان با نوشیدن چند جرعه آب کمبود آب بدن ناشی از تعریق را جبران کرد.

  • در فصل گرما بیماری‌های گوارشی شایع‌تر از سایر فصول است. برای جلوگیری از بروز بیماری‌های خاص گوارشی این فصل چه موارد بهداشتی و تغذیه‌ای را باید رعایت کرد؟

غذا و آب محمل‌های انتقال عوامل بیماری زا به داخل بدن هستند، در فصل زمستان و زمانی که هوا سرد است باکتری‌ها و عوامل بیماری زا خیلی نمی‌توانند تکثیر شوند و به راحتی انتقال نمی‌یابند، بنابراین احتمال ابتلا به بیماری‌های گوارشی در این فصل کم است اما تابستان فصل بسیار مناسبی برای رشد و تکثیر باکتری‌هاو عوامل بیماری‌زاست، لذا اگر از زمان پخت غذا یک ساعت گذشته باشد باید آن را در یخچال گذاشت، غذا باید پس از پخت و بلافاصله برداشتن آن از روی اجاق گاز حدود ۷۰درجه دما داشته باشد تا باکتری‌ها نتوانند شرایط رشد پیدا کنند، اشتباهی که برخی از مردم در بسیاری مواقع می‌کنند، این است که بین طبخ غذا و خوردن آن فاصله می‌اندازند. به‌عنوان مثال می‌توان گفت کاری پیش می‌آید و کسی تلفن می‌زند و مدتی غذا روی‌میز باقی می‌ماند و بلافاصله آلوده به میکروب وباکتری‌ها می‌شود، این آلودگی منجر به ایجاد بیماری گوارشی در فرد می‌شود.

  • آیا آب هم باعث بروز بیماری‌های گوارشی در افراد می‌شود؟

باید همیشه از منابع آب سالم، مانند آب لوله کشی یا آب‌های معدنی استفاده کرد، کسانی که لیوان آبی را از کسی می‌گیرند و نمی‌دانند خوب شسته شده است یا خیر و در آن آب می‌ریزند و می‌نوشند یا دستانی که ممکن است آلوده باشد را زیر آب می‌گیرند و به کمک آن آب می‌نوشند، انجام این موارد می‌تواند بیماری‌های گوارشی وخیمی را در افراد ایجاد کند.

اگر ما به بهداشت و سلامت آب و غذای خود اهمیت بدهیم و تلاش کنیم از گرمازدگی و تعریق شدید جلوگیری کنیم می‌توانیم از ابتلا به بسیاری از بیماری‌های گوارشی و ناشی از کمبود آب پیشگیری کنیم. فردی که دارای بدن ضعیف و رنجوری است و در گرمای شدید از تغذیه مناسبی برخوردار نباشد در معرض خطر ابتلا به بیماری‌های زیادی قرار خواهد گرفت.

سلامت و سبک زندگی

آموزش تربیتی, مسائل و اخبار روز اجتماعی, ورزشی هیچ دیدگاه »

سلامت و سبک زندگی

دیدگاه > ایران – حمید ضیایی‌پرور:
دغدغه اصلی همه انسان‌ها حفظ سلامت است.
بالاترین دعا برای انسان‌ها نیز سلامتی آنهاست. اما اینکه چگونه می‌توان سلامت بود و سلامت ماند تا حد زیادی بستگی به سبک زندگی انسان‌ها دارد. سبک زندگی چیزی نیست که یک‌شبه ایجاد شده باشد. اگر مردم یک کشور اهل ورزش کردن نیستند ، دلایل متعددی دارد. در طول زمان‌های طولانی افراد عادت کرده‌اند که ورزش و تحرک داشته باشند یا نداشته باشند.

وجود امکانات ورزش و تحرک در محیط زندگی پیرامونی مردم ، وضعیت اشتغال آنها و اینکه مثلا باید صبح زود عازم محل کار شوند یا به موقع به سمت آنجا حرکت کنند، بر سلامت آنها مؤثر است. زندگی شهری ، سبک زندگی شهری را به مردم تحمیل می‌کند. سبکی که در آن تحرک به کمترین وضعیت خود درمی‌آید، دیگر محیط کافی برای تحرک کودکان و نوجوانان وجود ندارد و چنین نوجوانی دارای استخوان‌هایی آسیب پذیر در آینده خواهد بود.

شلوغی بیمارستان‌های کشور ارتباط نزدیک با سبک زندگی مردم در دهه‌های گذشته دارد. محدودیت‌های محیطی برای جنسیت‌های مختلف نیز سبک زندگی آنها را دگرگون می‌کند. کم‌تحرکی مضاعف زنان نیز باعث شده تا مشکلات وسیع عضلانی و اسکلتی گریبانگیر جامعه زنان در سنین میانسالی و سالمندی شود.

نوع مصرف مواد غذایی و سبک مصرف این مواد نیز عامل دیگری در حفظ سلامت افراد به شمار می‌رود. رویکرد به فست فودها، مصرف غذاهای با چربی بالا و گرسنگی پنهان افراد به‌دلیل عدم‌رعایت الگوهای تغذیه سالم نیز باعث شده تا انبوهی از بیماری‌های رنگارنگ به سراغ جامعه ما بیاید که نام برخی از آنها نیز برای ما تازگی دارد.

پایین آمدن سن ابتلا به بیماری‌هایی همچون فشار خون ، سکته و اختلالات سیستم قلبی وعروقی، پایین آمدن سن سکته‌های مغزی و بالا رفتن میزان ابتلای افراد به انواع و اقسام سرطان‌ها، نشانه‌های هشدار دهنده‌ای هستند که به نظام سلامت کشور ارسال می‌شود. معنا و مفهوم این هشدارها این است که در دو دهه گذشته به سبک زندگی مردم توجه چندانی نشده است. اقدامات درمانی کنونی تنها می‌تواند مشکلات نسل فعلی را تا حدی رفع کند؛ تازه اگر به فرض همه این اقدامات در سطح وسیع انجام شده و به نتایج مورد نظر دست یابد. اما برای درمان دردهای نسل آینده، اکنون باید سبک زندگی مردم تغییر کند. بخشی از این تغییر سبک زندگی می‌تواند توسط نهادهای دست‌اندرکار برنامه‌ریزی شود. بخش دیگری از این تغییر رویه وابسته به اراده خود مردم است.

ایجاد یک پارک در محیط شهری و در اختیار قرار دادن وسایل بازی و ورزش، می‌تواند تأثیرات دراز مدت بر سلامت مردم داشته باشد. بالابردن مصرف مواد غذایی مورد نیاز مردم مانند شیر و گوشت می‌تواند در آینده تأثیرات خود را نشان دهد. شواهد اخیر نشان می‌دهد که سیاست حذف یارانه‌ها باعث شده تا مصرف سرانه عمومی در حوزه مواد غذایی مانند لبنیات ، گوشت و میوه به حد خطرناکی کاهش یابد. در واقع با حذف یارانه‌ها، نخستین حذفیات مردم از سبد هزینه خانوارها همین اقلام هستند.

این ممکن است فعلا تأثیر خودش را نشان ندهد اما در آینده نه چندان دور ، نظام سلامت کشور باید معادل همین یارانه‌های حذف شده را در مراکز درمانی و بیمارستانی صرف بهبود سلامت مردم کند. شواهد نشان می‌دهد که فعلا به جای جدی گرفتن هشدارها، سیاست تکذیب درمانی در پیش گرفته شده است! تداوم این وضعیت برای مردم به‌ویژه اقشار پایین دستی جامعه ، آسیب ایجاد خواهد کرد. هرچند آن موقع برای درمان این وضعیت، بسیار دیر خواهد بود.

نیش و گزش حشرات

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »

نیش و گزش حشرات

سلامت > عمومی – تابستان همانطور که فصل خوبی برای مسافرت به اقصی نقاط ایران است، به‌خاطر گرمای فصلی‌ای که گاهی اوقات طاقت‌فرسا نیز می‌شود وقت مناسبی برای برخی از عارضه‌ها و بیماری‌ها به‌حساب می‌آید.
ازجمله این مشکلات، عارضه نیش‌زدگی و گزش حشرات است که در تابستان به‌ویژه در مناطق جنگلی، ساحلی و روستایی به‌طور گسترده‌ای شایع است. پیش‌تر از این در ستون نسخه طبیعت، درباره پیشنهاد طبیعت درمانگران برای دفع حشرات گفتیم که گیاهانی مثل نعناع کوهی و پونه معطر و ریحان می‌توانند در دفع حشرات مفید باشند.

آن مطلب بیشتر جنبه‌ای پیشگیرانه برای درامان ماندن از عارضه نیش و گزش حشرات داشت اما امروز به جنبه درمانی این عارضه می‌پردازیم و پیشنهاد طبیعت درمانگران را برای وقتی که دچار نیش و گزش حشرات شدیم مرور می‌کنیم. پزشکان در مواقع گزش و نیش حشرات، معمولا کمپرس یخ و برخی مسکن‌ها را تجویز می‌کنند اما پیشنهاد‌های طب سنتی از نوعی دیگر است.

مالیدن گل همیشه بهار روی محل نیش زنبور یکی از این پیشنهاد‌هاست که گفته می‌شود باعث برطرف‌کردن درد و تورم می‌شود. سیر و پیاز نیز از آنجا که دارای آنزیم‌هایی هستند که مواد شیمیایی پروستاگلاندین‌ها را که بدن در پاسخ به درد آزاد می‌کند تجزیه می‌کنند از دیگر پیشنهادهای طب سنتی است. ضماد ترکیبی از سیر و پیاز و مالیدن آن به‌طور مستقیم بر محل نیش و گزش و همینطور مصرف خوراکی سیر و پیاز در این زمینه توصیه می‌شود.

در ضمن این نکته نیز قابل توجه است که پوست پیاز یک منبع بسیار غنی از ترکیب شیمیایی ضد‌آلرژی کوئرستین است که این ماده برای تسکین التهاب مفید واقع می‌شود. بارهنگ نیز ازجمله گیاهانی است که گیاه‌شناسان برای گزش ساس و کنه و زنبور سفارش می‌کنند. تهیه ضماد از برگ تازه بارهنگ و مالیدن‌ آن روی محل گزش ازجمله توصیه‌هاست.

پاسخ به کنجکاوی های جنسی کودکان

آموزش تربیتی, ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A یک دیدگاه »

روانشناسی | پاسخ به کنجکاوی های جنسی کودکان وقتی کودک در می یابد که بین پسرها و دخترها تفاوت های آناتومیکی وجود دارد، فرصت خوبی است برای تاکید روی تفاوت ها، نه کاستن از آن تفاوت ها، پیام ها در مورد تفاوت های جنسی باید آشکار و قطعی باشد تا از اغتشاش فکری کودک که ممکن است در شناخت هویت جنسی اش پیش آید، جلوگیری شود.

بسیاری از والدین گمان می کنند که آموزش مسایل جنسی را می توان در گفتگویی خلاصه کرد و آن را به بعد موکول می کنند و آن وقت «یکی از این روزها» پدر و مادر، کودک خود را که دارد به دوران بلوغ پا می گذارد، به کناری خواهد کشید و در خلوت «حقایق زندگی» را به او خواهد گفت. به پسرها در مورد خطرات ناشی از بیماری های مقاربتی هشدار داده خواهد شد و به دخترها، خطرات ناشی از بارداری، اما آموزش مسائل جنسی باید پیش از این شروع شود.

تفاوت های جنسی

کودکان تفاوت های جنسی را امری مسلم نمی دانند. تفاوت های جنسی راز مهمی برای آنان به حساب می آید و آنها ترس و توضیحاتی خیالی در مورد تفاوت های جنسی در ذهنشان پرورش می دهند.

وقتی کودک در می یابد که بین پسرها و دخترها تفاوت های آناتومیکی وجود دارد، فرصت خوبی است برای تاکید روی تفاوت ها، نه کاستن از آن تفاوت ها، پیام ها در مورد تفاوت های جنسی باید آشکار و قطعی باشد تا از اغتشاش فکری کودک که ممکن است در شناخت هویت جنسی اش پیش آید، جلوگیری شود.

رفتار جنسی خود والدین

تربیت جنسی کودکان از طرز برخورد والدین با مسایل جنسی خودشان شروع می شود. آیا آنها بیزاری خاصی از ارتباط با جنس مخالف دارند، یا اینکه آن را ارج می نهند؟ احساسات بر زبان نیامده والدین هر چه باشد، به کودکان انتقال خواهد یافت. به همین دلیل به سختی می توانیم به طور دقیق به والدین بگوییم که به سوالات جنسی کودکان چه پاسخی بدهند. در وهله نخست، اغتشاش فکری والدین در زمینه مسایل جنسی باید شناخته شود و نگرانی ها و شرمساری آنها نیز اصلاح پذیرد و اعتدال یابد.

شروع احساسات جنسی

از دیدگاه نظریه های روان شناسی از آغاز تولد، کودکان آماده احساس لذات جنسی هستند و از آغاز تولد، رفتارهای جنسی آنها وارد مرحله شکل گیری می شود. لذتی که کودک از جسم خود می برد هر چند که شباهتی به لذت یک فرد بالغ ندارد، ولی در اصل لذت جنسی است. کودک به محض اینکه توانایی بدنی پیدا می کند، در جسم خود به اکتشاف می پردازد. دست های خود را به کار می اندازد و اعضای بدنش را لمس می کند، و وقتی کسی او را لمس می کند، غلغلک می دهد و نوازش می کند، لذت می برد. این لمس کردن ها و نوازش ها بخشی از آموزش جنسی کودک به حساب می آیند. از طریق همین هاست که کودک دریافت عشق و محبت را می آموزد.

در سال های نخست کودکی، دهان کودک همان آینه اصلی است که دنیا را برای او منعکس می کند. پس باید بگذارید که این انعکاس، انعکاسی لذت بخش باشد.

زمانی به مادران هشدار می دادند که کودکانشان را نوازش نکنند و به بازی با آنها نپردازند، تا مبادا باعث تباه شدن اخلاق و رفتار آنها بشوند. با این وجود مادران فطرتاً می دانند که بازی نکردن با کودک است که اخلاق و رفتار او را تباه می کند. اکنون ما می دانیم که کودک به مقدار زیادی لمس کردن محبت آمیز و مراقبت با نوازش نیاز دارد. اما در انتخاب نقاطی برای نوازش باید دقت کنیم تا تحریک آمیز نباشد. وقتی کودک باخبر می شود که از دهانش لذت فوق العاده ای به دست می آورد، هر چیزی را که پیدا می کند به دهانش می برد. مکیدن، جویدن و گاز زدن چیزهایی که حتی غیرقابل خوردن هستند، لذات خوشایندی به همراه دارد. از این لذات دهانی نبایستی جلوگیری به عمل آورد، فقط باید تنظیمشان کرد. ما باید مراقب باشیم تا آنچه وارد دهان کودک می شود بهداشتی و تمیز باشد، برخی از کودکان تمام لذات را در خوردن کسب می کنند، برخی دیگر از آنها برای تکمیل این لذات به مکیدن نیاز دارند که کودک را باید در این مورد آزاد گذاشت.

وقتی کودک نیاز به مکیدن خود را برآورده نمی سازد، این نیازها از بین نمی روند، بلکه به صورت های منفور، ضعیف تر و یا قوی تر خودشان را نشان می دهند. نوزاد شاید مکیدن انگشتش را ادامه بدهد و کودک مکیدن مداد پاک کنش را، و یک فرد بالغ مکیدن سیگارش را. نوزادان شاید تمام اشیا را به دهان ببرند، کودکان شاید ناخن هایشان را بجوند و بزرگترها شاید از دهان خود برای زدن حرف های نیش دار و زننده استفاده کنند. همه اینها اشکال مختلف یک نوع فرآیند هستند.

پاسخ به سئوالات کودک در مورد مسایل جنسی

در پاسخ به سوالات کودکان در این زمینه، ما نباید وسوسه شویم که همه را یکجا تحویل کودک دهیم، یعنی نباید در زمان خیلی کوتاه، زیاد آموزش بدهیم. در عین حال که دلیلی وجود ندارد تا ما نتوانیم سوالات کودکان را صادقانه و بی پرده جواب بدهیم، نیازی هم نیست که برای جواب دادن به این قبیل سوالات، طب زایمان را هم به او آموزش دهیم. بلکه باید سعی نمود جواب ها را در یک یا دو جمله خلاصه کرد. سن مناسب برای آگاه کردن کودک از مسایل جنسی زمانی است که وی سوال بکند. وقتی پسر دو یا سه ساله ای به اندام های تناسلی خود اشاره می کند و با تعجب می پرسد: «این چیست؟» زمان مناسبی است که به او پاسخ دهیم و برای آن نام مشخص و بجایی بگذاریم.

وقتی کودک با تعجب می پرسد که بچه از کجا می آید، ما نباید به او بگوییم که بچه از کیف آقا دکتر، از بیمارستان، از سوپرمارکت، از پستخانه، یا از لانه لک لک می آید. ما به او می گوییم: «بچه در جای مخصوصی توی شکم مادر رشد می کند و از آنجا بیرون می آید.» بسته به اینکه پرسش های بعدی کودک چه باشد شاید لازم شود و شاید هم لازم نشود که در این موقع به او بگوییم آنجا اسمش رحم است.

دو سوال هست که تقریبا همه کودکان زیر هفت سال را گیج می کند (یعنی کودکانی را که هنوز به مدرسه نمی روند). این دو سوال عبارتند از: ۱- بچه چگونه خلق می شود؟ ۲- بچه چگونه به دنیا می آید؟

توصیه می شود که تفسیر کودک از آفرینش و جای وطن نوزاد را بشنویم، و آنگاه تفسیر خودمان را ارائه دهیم. توضیح ما باید از واقعیت دور نباشد، اما لازم نیست که توضیح کاملی هم درباره یک ارتباط جنسی به او بدهیم: «وقتی پدر و مادر می خواهند که بچه ای داشته باشند، سلولی از بدن پدر به سلولی در بدن مادر می پیوندد، و آن وقت رشد بچه شروع می شود. وقتی بچه به اندازه کافی بزرگ شد از شکم مادر بیرون می آید».

سوال بعدی کودک شاید همان چیزی باشد که مایه وحشت والدین است: «سلول پدر چطور وارد بدن مادر می شود؟» بار دیگر، ابتدا باید از کودک سوال کنیم که او این واقعه را چگونه تفسیر می کند. احتمالا با نظریه های جالب کودک مواجه خواهیم شد: بابا دانه را در شکم مادر می کارد، خانم دکتر دانه ای را با جراحی می کارد درون شکم مامان.

سوال بعدی که ممکن است از ذهن کودک خارج شود، این است که: «تو و بابا چه وقت قصد دارید بچه درست کنید؟» برای این سوال بر خلاف تصور ما، جوابی ساده کافی خواهد بود: «مادرها و پدرها به یکدیگر عشق می ورزند و می خواهند بچه ای داشته باشند تا به او هم عشق بورزند».

برخی از پسر بچه ها آرزو می کنند که پدرها هم می توانستند بچه دارشوند. آنها می پرسند: «چرا پدر بچه بدنیا نمی آورد؟» در پاسخ به این سوال توضیح می دهیم که در بدن یک زن جایی به اسم رحم وجود دارد و بچه می تواند درآن رشد کند. بدن مردها آن را ندارد. کودک خواهد پرسید: «چرا؟» در پاسخ خواهیم گفت: «برای اینکه بدن زن ها و مردها متفاوت آفریده شده است.» مطلوب است که به پسرها اطمینان بدهیم که بچه ها به یک پدر هم احتیاج دارند تا آنها را دوست بدارد.

بازی های مخفیانه جنسی چه ایرادی دارد؟

کودکان را نباید شرمسار یا سرزنش کرد. از طرفی دیگر، نباید پوزشی بی زحمت و یا بهانه ای غلط برای آنها فراهم کرد، مثلاً بهانه ای از این قبیل: «فکر نمی کنید هوا برای قدم زدن با بدن لخت خیلی سرد باشد؟»

اگر چه رفتار مورد پسندی انجام نشده بدون تهدید باید به طور آشکار به کودک گفت: «شما داشتید لباس های همدیگر را در می آوردید. این کار قدغن است، اگر تو سئوالی در این زمینه داری از ما سوال کن تا کمکت کنیم که بفهمی. اما نباید لباس های همدیگر را در آورید.» رفتار ملایم ما این امکان را فراهم می کند که بدون آسیب رساندن به کودک تجربیات جنسی او را محدود کنیم.

و البته باید با نظارتی دقیق و غیر مستقیم رفتارهای بعدی او را کنترل نماییم. لذا سن کنجکاوی های جنسی را که شاید به سنین قبل یا آغازین مدرسه بر میگردد، باید شناخت و با بهانه های مختلف از تنها ماندن و وارسی های آنها به بدن یکدیگر جلوگیری نمود.

بازی رایانه‌ای به‌عنوان رسانه

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, تکنولوژی, مسائل و اخبار روز اجتماعی, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

بازی رایانه‌ای به‌عنوان رسانه

دیدگاه > ایران – حمید ضیایی پرور:
می‌گویند فردی گرسنه کنار یک رستوران نشسته بود و گریه می‌کرد، فردی که از رستوران بیرون آمده بود و شکم سیر خورده بود، نزد او آمد و گفت: چرا گریه می‌کنی؟
مرد داستان زندگی‌اش را گفت و اینکه کاری ندارد، پولی ندارد و چند روزی است که غذا نخورده و گرسنه است. با شنیدن این سخنان مرد سیر نیز چند دقیقه‌ای زانوی غم به بغل گرفت و گریه کرد. گرسنه به او گفت: تو چرا گریه می‌کنی؟ کافی است مقداری پول به من بدهی تا من نیز شکم خود و خانواده‌ام را سیر کنم. مرد سیر گفت: پول و غذا از من نخواه اما در عوض هر چقدر بخواهی حاضرم برایت گریه کنم.

بازی رایانه‌ای در دنیا به یک رسانه قدرتمند تبدیل شده است و سالانه حدود ۵۰میلیون نسخه بازی رایانه‌ای خارجی در ایران به فروش می‌رسد و ساعات زیادی از اوقات جوانان، نوجوانان و کودکان ایرانی صرف بازی‌های رایانه‌ای می‌شود، این بازی‌ها اغلب حامل فرهنگ و ارزش‌های غربی و بیگانه هستند، بنابراین در میان‌مدت و دراز مدت می‌توانند تغییرات فرهنگی ایجاد کنند. اینها را همه مسئولان و به‌ویژه نمایندگان مجلس به خوبی می‌دانند.

حتم دارم با هر کدامشان که گفت‌وگو شود بهتر از این اطلاعات و آمار درباره نقش مخرب بازی‌های رایانه‌ای بر روح و روان نوجوانان ایرانی برایتان خواهند گفت. برخی حتی حاضرند ساعت‌ها در وصف تأثیرات مخرب این بازی‌ها سخنرانی کنند یا در رسانه‌ها قلمفرسایی کنند اما هنگامی که پای برنامه‌ریزی و اختصاص بودجه به میان می‌آید دریغ از یک پاپاسی!

طبق گزارش‌های منتشره، آخرین بودجه بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای در ایران حدود دومیلیارد تومان بوده که نیمی از مبلغ نیز صرف هزینه‌های جاری این مرکز شده و بقیه به حمایت از تولید بازی‌های رایانه‌ای در کشور اختصاص یافته است. با هر نرخی که دلار را حساب کنید این مبلغ چیزی حدود نیم‌میلیون دلار می‌شود که کمتر از یک چهارم هزینه برخی بازی‌های رایانه‌ای در دنیاست.

طبیعی است با چنین روندی طی تمام سال‌های اخیر عدد بازی‌های رایانه‌ای تولیدشده در ایران به کمتر از ۱۰۰برسد. در چنین شرایطی نه برنامه‌نویسان و بازی‌نویسان قادرند بازی خوب بنویسند و نه سناریو‌های خوب بازی در ایران نوشته و تدوین می‌شود. این چرخه همچنان ادامه می‌یابد و مصرف بازی‌های مخرب خارجی هر روز زیادتر می شود و بازی‌های ضعیف داخلی توان رقابت با بازی‌های خارجی نمی‌یابند.

بگذریم از اینکه مشکلات دیگری نظیر مسئله کپی رایت و نظام توزیع نیز در حوزه بازی‌های رایانه‌ای در ایران وجود دارد که همچنان حل نشده باقی مانده است. اما حتی این مسئله نیز با اختصاص بودجه‌های کافی و ملی به بازی‌های رایانه‌ای قابل حل است.
وجود استعدادهای برجسته میان جوانان ایران در حوزه بازی سازی‌ به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌های نسبی ایران در این حوزه مطرح است اما این استعدادها نیز جهت و مسیر هدایت درستی پیدا نکرده و مثلا دانشگاه‌های ما هنوز به مسئله راه‌اندازی رشته‌های مرتبط با بازی‌های رایانه‌ای، موبایلی و اینترنتی توجه کافی نکرده‌اند.

برگزاری نمایشگاه‌هایی همچون نمایشگاه بازی‌های رایانه‌ای که این روزها در محل مصلای تهران در حال برگزاری است، فرصت مناسبی برای توجه‌دادن مسئولان و سیاستگذاران کشور نیز به شمار می‌رود؛ منوط به اینکه این دسته از مسئولان فقط به بازدید از این نمایشگاه و همدردی با تولیدکنندگان و سازندگان بازی‌های رایانه‌ای اکتفا نکرده و برایشان گریه نکنند.

ده توصیه برای حافظه های بد

آموزش تربیتی هیچ دیدگاه »

 عکس   ده توصیه برای حافظه های بد

برنامه‌های پرورش ذهن و بازی‌ها راه‌های خارق‌العاده‌ای هستند برای
اینکه مغزتان را به چالش بکشید به کار بستن مواردی که در این مطلب آمده
است، به شما کمک می‌کند به خواسته‌ای که درباره پرورش هوش و حافظه‌تان
دارید، برسید…

تقویت حافظه ۲ قاعده اصلی دارد؛ گوناگونی و کنجکاوی.

وقتی انجام دادن بعضی از کارها برای شما عادی می‌شود، یعنی
آنقدر آنها را انجام می‌دهید که آنها جزو طبیعت شما می‌شوند، باید آنها را
عوض کنید.

باتری حافظه‌ات را پُر کن
به عنوان نمونه، اگر آنقدر جدول حل کرده‌اید که حتی توی خواب هم
می‌توانید این کار را انجام دهید، موقع آن است که خود را به چالشی جدید
بکشانید تا بتوانید توانایی مغزتان را به بهترین نحو پرورش دهید. کنجکاوی
در محیط اطراف و جهان اطرافتان، اینکه آنچه در اطرافتان می‌گذرد، چگونه
اتفاق می‌افتد و چگونه شما می‌توانید آن را بفهمید باعث می‌شود مغزتان با
سرعت بالاتر و موثرتری فعالیت کند. به کار بستن مواردی که در این مطلب
آمده است، به شما کمک می‌کند به خواسته‌ای که درباره پرورش هوش و
حافظه‌تان دارید، برسید.

۱- بازی کنید
برنامه‌های پرورش ذهن و بازی‌ها راه‌های خارق‌العاده‌ای هستند
برای اینکه مغزتان را به چالش بکشید. سودوکو، جدول و بازی‌های الکتریکی.
همه آنها می‌توانند سرعت فعالیت مغز و حافظه‌تان را افزایش دهند. این
بازی‌ها بر منطق دایره لغات و ریاضی و… تکیه دارند. آنها جنبه تفریحی هم
دارند و شما می‌توانید روزانه اندکی از وقت خود را صرف آنها کنید و از
آنها سود ببرید. البته روزانه فقط ۱۵ دقیقه از وقتتان را به بازی اختصاص
دهید نه بیشتر.
۲- مدیتیشن یادتان نرود
مدیتیشن روزانه احتمالا بهترین کاری است که شما می‌توانید برای سلامت جسم
و مغز و روانتان انجام دهید. مدیتیشن نه تنها باعث آرامش شما می‌شود بلکه
باعث پرورش مغز هم خواهد شد. شما با به وجود آوردن حالت متفاوت روانی،
مغزتان را به صورتی جدید و جذاب به کار می‌گیرید و این باعث بالا بردن
فعالیت مغزی‌تان می‌شود.
۳- مغزتان را تغذیه کنید
مغزتان به چربی‌های مفید و سالم احتیاج دارد پس روی روغن ماهی سالمون،
آجیل‌‌ها مانند گردو، روغن تخم کتان و روغن زیتون تمرکز و چربی‌های اشباع
شده را از رژیم غذایی‌تان حذف کنید.
۴- داستان‌های خوبتان را بازگو کنید
خاطره‌ها و اتفاق‌هایی که برایتان افتاده‌اند را تفسیر کرده و آنها را
بازگو کنید و لحظه‌هایتان را با دیگران سهیم شوید. تمرین کنید که
داستان‌های جدید و قدیمی‌تان را به طوری دلچسب، تاثیرگذار و مفرح تعریف
کنید.
۵- تلویزیون‌ را خاموش کنید
افراد بالغ روزانه بیش از ۴ ساعت را به تماشای تلویزیون اختصاص می‌دهند.
تلویزیون می‌تواند جانشین روابط شود و روی سبک زندگی تاثیر بگذارد.
تلویزیون را خاموش کنید و وقتتان را صرف تمرین‌های ورزشی برای بدن و
مغزتان کنید و به ابعاد دیگر زندگی‌تان بپردازید.
۶- مغز سالم در بدن سالم است
تمرین‌های ورزشی، تمرین‌های فوق‌العاده‌ای برای مغز نیز هستند. وقتی
بدنتان را حرکت می‌دهید مغزتان باید یاد بگیرد که چگونه ماهیچه‌ها را
هماهنگ کند، فاصله‌ها را تخمین بزند و تعادل را برقرار کند. تمرین‌های
متفاوت و گوناگون انجام دهید تا مغزتان را به چالش بکشید.

۷- چیزهای متفاوت بخوانید
کتاب‌ها، قابل حمل و پر از شخصیت‌های جالب و اطلاعات و واقعیت‌های جذاب و نامتناهی هستند. در زمینه‌های متفاوت و گسترده مطالعه کنید.

اگر عادت دارید کتاب‌های تاریخی بخوانید، سعی کنید
رمان‌های معاصر، کتاب‌های نویسنده‌های خارجی و کلاسیک را بخوانید. با این
کار مغزتان را به کار می‌گیرید تا تصورات جدید و متفاوتی داشته باشد.
همچنین با آشنایی با فرهنگ‌ها و مردمان جدید می‌توانید داستان‌های جالبی
برای تعریف کردن داشته باشید.

۸- مهارت جدیدی یاد بگیرید
یادگیری مهارت‌های جدید باعث می‌شود ناحیه‌های مختلفی از مغزتان به کار
بیفتد. حافظه‌تان به کار می‌افتد شما حرکت‌های جدید یاد می‌گیرید و
می‌توانید بین چیزهای مختلف رابطه برقرار کنید.

خواندن آثار ادبی، درست کردن غذا و ساختن هواپیما با خلال
دندان همه این کارها مغز شما را به چالش می‌کشد و چیزی جدید برای فکر کردن
به شما می‌دهد.

۹- تغییرات به وجود آورید
همه ما برنامه‌های روتین و کارهای روزمره‌مان را دوست داریم. ما عادات‌ و
دل‌مشغولی‌هایی داریم که می‌توانیم ساعت‌ها آنها را انجام دهیم ولی هرچه
که انجام آن برای ما عادت شده است کمتر مغزمان را به فعالیت وامی‌دارد.
برای اینکه واقعا مغزتان را جوان و پویا نگه دارید، آن را به چالش بکشید.

راهی را که هر روز به سوپرمارکت می‌روید عوض کنید. برای
باز کردن در اتاقتان از دست دیگرتان استفاده کنید. دسرتان را قبل از غذا
بخورید. همه اینها مغزتان را مجبور می‌کند تا بیدار شود و توجهی دوباره به
مسایل داشته باشد.
۱۰- مغزتان را پرورش دهید
برنامه‌ها و کتاب‌ها و وب‌سایت‌ها و در کل تحقیقات زیادی برای پرورش مغز
وجود دارند که همه آنها بر ۳ پایه اصلی: به یادآوری، تجسم کردن و تحلیل
کردن بنا شده‌اند. هر روز مغزتان را روی این ۳ اصل به کار گیرید تا در هر
زمینه‌ای و هرچه بیشتر آماده شود.

۱۱ دلیل برای لبخند زدن

آموزش تربیتی, مسائل و اخبار روز اجتماعی, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

سافتستان: آدمها همیشه لبخند می زنند، مخصوصاً وقتی در جمع هستند اما لبخند فقط نشان دهنده شاد بودن آنها نیست. ما از لبخند برای اهداف خاص اجتماعی استفاده می کنیم زیرا لبخند می تواند پیام های مختلفی را به دیگران برساند.

در زیر به ۱۰ روشی که می توان از لبخند برای فرستادن پیام درمورد قابل اعتماد بودن، جذابیت، اجتماعی بودن و ویژگی های بسیار دیگر درمورد خودمان استفاده کرد، اشاره می کنیم.

۱ – تشویق دیگران برای اعتماد به شما
در دنیایی که همه فقط به فکر خودشان هستند، واقعاً به چه کسی می توان اعتماد کرد؟ یک نشانه از قابل اعتماد بودن ما، لبخند است. لبخندهای واقعی پیام می فرستد که دیگران می توانند به ما اعتماد کرده و با ما همکاری کنند. کسانی که لبخند می زنند معمولاً سخاوت و برونگرایی بیشتری دارند.

۲ – جلب ملایمت و ارفاق دیگران
وقتی افراد کار بدی انجام می دهند و دستگیر می شوند معمولاً لبخند می زنند. آیا این کار برایشان فایده ای دارد؟
براساس تحقیقی که توسط لافرانس LaFrance و هِچ Hecht در ۱۹۹۵ انجام گرفت، می تواند اینطور باشد. ما با کسانی که قانون شکنی کرده اند، اگر بعد از آن لبخند بزنند، با ملایمت و ارفاق بیشتری برخورد می کنیم. مهم نیست که لبخندی دروغین باشد، لبخندی از روی بیچارگی باشد یا یک لبخند واقعی، همه آنها باعث می شود برای فرد خاطی کمی تحفیف قائل شویم.

۳ – رهایی از خطاهای اجتماعی
فراموش کردید به مناسبت سالگرد ازدواجتان برای همسرتان هدیه بخرید؟ اسم یک مشتری مهم را فراموش کرده اید؟ سهواً یک بچه کوچک را لگد زدید؟ اگر چنین مواردی برای شما هم پیش آمده باشد، احتمالاً خجالت زده شده اید.
عملکرد خجالت این است که شما را از مکان های اجتماعی پرفشار بیرون کند. لبخند های از روی خجالت با پایین انداختن سر همراه است و خیلی وقت ها هم یک خنده کوتاه احمقانه به آن اضافه می کنیم. این کار برای این انجام می شود که باعث شویم فرد مقابل اشتباه سهوی ما را فراموش کرده و سریعتر ما را ببخشد.
بنابراین لبخند از روی خجالت به ما کمک می کند از زندان رها شویم.

۴ – در غیر اینصورت احساس بدی پیدا خواهم کرد
گاهی اوقات به این دلیل لبخند می زنیم که هم مودبانه است و هم اینکه بعد از آن احساس بدی پیدا نمی کنیم. مثل زمانیکه کسی با اشتیاق درمورد اینکه چطور مقداری پول در جیب یکی از لباس های قدیمی اش پیدا کرده برایمان تعریف می کند. شاید خیلی جای لبخند زدن نداشته باشد اما اینکار را می کنید چون مودبانه است.
به همین دلیل است که در اینگونه مواقع سر خود را تکان داده و لبخند می زنیم چون می دانیم اگر اینکار را نکنیم، بعد احساس پشیمانی خواهیم کرد. این احساس در زنان قوی تر از مردان است.

۵ – خندیدن از ته قلب
لبخند زدن راهی برای کاهش فشار ناشی از موقعیت های ناراحت کننده است. روانشناسان به آن فرضیه فیدبک چهره می گویند. حتی وقتی به اجبار لبخند می زنیم برای اینکه کمی روحیه مان را بهتر کند کافی است.

۶ – برای درک و بینش بهتر
وقتی عصبی هستیم، توجه ما کمتر می شود. متوجه نمی شویم که کنار دستمان چه می گذرد و فقط اتفاقی که درست روبه رویمان می افتد را می بینیم. این هم از نظر لفظی و هم استعاری صدق می کند: وقتی مضطرب هستیم یا استرس داریم، متوجه ایده هایی که در گوشه های ذهنمان است نمی شویم. اما برای به دست آوردن درک از یک مشکل، دقیقاً به همین ایده های پیرامونی نیاز پیدا می کنیم.

۷ – برای جذابیت
لبخند خانم ها تاثیری جادویی بر همسرشان دارد و تاثیر آن حتی از ارتباط چشمی نیز بالاتر است. در یک تحقیق بر روی نحوه برخورد آقایان با خانم ها را در یک بار بررسی کرد . وقتی زنی فقط ارتباط چشمی با همسرش برقرار می کرد، در ۲۰% از موارد مرد به او نزدیک می شد. وقتی همان زن لبخندی را هم اضافه می کرد، در ۶۰% از موارد مرد به او نزدیک می شد.
اما وقتی مردها به زنان لبخند می زنند، تاثیر آن جادوییت کمتری دارد. با اینکه لبخند زدن جذابیت خانم ها را برای آقایان بیشتر می کند اما بر عکس آن چندان صادق نیست.

۸ – پنهان کردن فکر
روانشناسان در گذشته تصور می کردند که یک لبخند واقعی هیچ وقت دروغ نمی گوید. لبخند های دروغین و مصنوعی فقط دهان را درگیر می کند درحالی که لبخندهای واقعی به چشم ها نیز می رسد.

۹ – برای پول درآوردن
اقتصاد دانان نیز ارزش لبخند را دریافته اند، اما آیا لبخند می تواند واقعاً برایمان پول ساز باشد؟ تید و لوکارد Tidd and Lockard در سال ۱۹۷۶ در تحقیق خود دریافتند که مستخدم هایی که لبخند می زنند انعام بیشتری دریافت می کنند.
بطور کلی تر افرادی که در صنایع خدماتی هستند، مثل مهمانداران هواپیما یا آنها که در بخش سرگرمی و میهمان نوازی هستند، برای لبخند زدن به مشتریان خود پول می گیرند. اما مراقب باشید. تضاد مداوم بین آنچه واقعاً احساس می شود و آنچه نشان داده می شود می تواند موجب خستگی فرد و فرسودگی شغلی شود.

۱۰ – لبخند بزنید تا دنیا به شما لبخند بزند
یکی از ساده ترین لذت های زندگی که معمولاً به خاطر خودکار بودن آن دیده نمی شود زمانی است که به کسی لبخند می زنید و او در جواب به شما لبخند می زند.
اما همانطور که ممکن است متوجه شده باشید همه آدمها در جواب یک لبخند، لبخند نمی زنند. هینز و توم هاو (Hinsz and Tomhave) در سال ۱۹۹۱ در تحقیق خود بررسی کردند که چه نسبت از افراد لبخند را با لبخند جواب می دهند. نتایج آنها نشان داد که حدود ۵۰% از افراد اینگونه رفتار می کنند. درمقایسه معمولاً هیچکس اخم را با اخم جواب نمی دهد.

۱۱ – لبخند برای طول عمر
اگر هیچکدام از این تحقیقات نتونست لبخندی روی لبان شما بنشاند این را هم در نظر بگیرید: افرادی که زیاد لبخند می زنند معمولاً بیشتر عمر می کنند. در یک تحقیق که بر روی تصاویر بازیکنان بیسبال در سال ۱۹۵۲ انجام گرفت مشخص شد که آنها که لبخند زده بودند تا ۷ سال بیشتر از همسانان خود عمر کرده اند.
شاید حالا دلیلی برای لبخند زدن پیدا کرده باشید.

تفاوت بچه های ایرانی و ژاپنی!

آموزش تربیتی هیچ دیدگاه »

در مهد کودکهای ایران ۹ صندلی میذارن و به ۱۰ بچه میگن هر کی نتونه
سریع برای خودش یه جا بگیره گرگه و …. ادامه بازی. بچه ها هم همدیگر رو هل
میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن.

به گزارش جهان: با این بازی ما از بچگی به کودکان خود آموزش میدیم که هرکی باید به فکر خودش باشه.
در مهد کودکهای ژاپن ۹ صندلی میذارن و به ۱۰ بچه میگن اگه یکی روی صندلی
جا نشه همه باختین. لذا بچه ها نهایت سعی خودشونو میکنن و همدیگر رو طوری
بغل میکنن که کل تیم ۱۰ نفره روی ۹ تا صندلی جا بشن و کسی بی صندلی نمونه.
بعد ۱۰ نفر روی ۸ صندلی، بعد ۱۰ نفر روی ۷ صندلی و همینطور تا آخر.
با این بازی اونا به بچه هاشون فرهنگ همدلی و کمک به همدیگر رو یاد میدن!

بهترین روش محبت کردن به بچه ها

آموزش تربیتی, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

 عکس   بهترین روش محبت کردن به بچه ها

بهداشت روانی کودکان به شیوه تعامل والدین
با آنان بستگی دارد. با وجود آن که والدین در آرزوی فراهم ساختن بهترین
امکانات هستند، اما ممکن است آنها را درست در اختیار فرزندان شان قرار
ندهند، چون هنوز روش منحصر به فردی برای تربیت فرزندان ابداع نشده است.

علت این مسئله آن است که هیچ دو بچه ای شبیه هم نیستند. تفاوت بین بچه ها بیش از آن چیزی است که ما معمولا تصور می کنیم.

به علاوه، فرهنگ، جامعه، جنسیت و عوامل
بسیار دیگری در تربیت کودکان دخالت دارند. روان شناسان خاطر نشان می کنند
سبک های متفاوتی برای فرزندپروری وجود دارد. آنها عقیده دارند سبک های
فرزندپروری را می توان بر حسب دو عامل محبت و کنترل پدر و مادر، به چهار
دسته تقسیم کرد.

● کنترل زیاد ، محبت کم

برخی والدین عقیده دارند سخت گیری نسبت به
فرزندان، بهترین شیوه تربیتی و ضامن موفقیت آنها در آینده است. در این
راستا، برخی از پدر و مادرها برای سخت گیری حد و حدودی قائل می شوند و
فراموش می کنند هر کودکی به طور طبیعی تمایل به آزادی و استقلال عمل دارد.
سخت گیری بیش از حد، روح آزادی را در کودک از بین می برد و این ایده غلط
را در او به وجود می آورد که آزاد و مستقل بودن، نامطلوب است. در دنیای
پررقابت امروز، کودک باید اعتماد به نفس داشته باشد که این هم تنها از
طریق پشتیبانی والدین به دست می آید.

در شرایطی که پدر و مادر تنها سخت گیری و
کنترل؛ و نه عشق و محبت را به کار گیرند، فرزندان شخصیت فردی خود را از
دست می دهند و در تصمیم گیری های زندگی شان ناکام می مانند زیرا همیشه این
پدر و مادر بوده اند که برای آنها تصمیم گرفته اند. روان شناسان به این
پدیده، فرزندپروری قدرت طلبانه می گویند. کودکانی که والدین قدرت طلب
دارند، استقلال لازم را به دست نمی آورند و در شرایطی که نیازمند تصمیم
گیری باشند، دچار اضطراب می شوند. آنها تمایل دارند در تمام فعالیت ها نقش
دوم را بازی کنند. این کودکان در بزرگسالی نمی توانند نقش رهبری را
برعهده بگیرند و این احتمال وجود دارد که در تمام زمینه ها احساس زیردستی
نسبت به دیگران داشته باشند. در واقع، این کودکان هرگز نخواهند توانست به
اهداف مورد نظر خود در زندگی دست یابند.

● کنترل کم، محبت کم

کودک نمی تواند در خلاء عاطفی رشد یابد.
اگر والدین هیچ گونه عشق و محبتی نشان ندهند، زندگی برای کودک بی ارزش و
بی ثمر می شود. کودکان به طور طبیعی بیشتر هیجانی و احساسی هستند تا
عقلانی و منطقی و رشد صحیح شخصیت از ترکیب هماهنگ این دو صورت می گیرد.
هنر این ترکیب، تنها در صورتی که والدین بتوانند محبت و کنترل را به نسبت
صحیح به فرزندشان نشان دهند، به دست می آید. هنگامی که والدین رفتار فرزند
را کنترل کنند، او درک می کند که این کنترل برای یک زندگی اجتماعی آرام،
کاملا ضرورت دارد. به همین ترتیب، فرزندان نیاز به محبت دارند. هنگامی که
فرزند احساس خطر می کند، آغوش مادر به او اطمینان و آرامش می بخشد. تماس
بدنی بین مادر و کودک، مطمئنا نخستین شاخص عشق و محبت نزد فرزند است.
همچنان که کودک بزرگ تر می شود، کلمات اطمینان بخش مادر، جای آغوش او را
می گیرد. نیازی به ذکر این نکته نیست که بیان عشق و محبت، ضرورتی قطعی
برای رشد سالم فرزند است و در غیاب آن، شخصیت کودک دچار اختلال خواهد شد.

کودکانی که دچار فقر و محرومیت هیجانی و
عاطفی باشند نمی توانند شریک خوبی در زندگی زناشویی باشند، زیرا پیوند
موفق بین زندگی دو فرد از طریق عشق برقرار می شود.

بنابراین، هیجانات باید به شیوه قابل قبولی
تنظیم و کنترل شوند. کنترل والدین، راهنمایی لازم برای بیان احساسات و
هیجانات را در اختیار فرزندان قرار می دهد. همچنین ساختار لازم که احساسات
در چهارچوب آن بروز داده شوند را در اختیار می گذارد. فرزندپروری بدون
کنترل و محبت، مطلوب نیست. به همین دلیل است که روان شناسان این نوع
فرزندپروری را «غفلت و بی مبالاتی» می نامند.

● کنترل کم، محبت زیاد

این نوع دیگری از فرزندپروری است که در آن،
پدر و مادر ها عشق و محبت بیش از اندازه و بدون اعمال کنترل های لازم را
ابراز می دارند. این گونه والدین، تحت تاثیر این کج فهمی و سوء برداشت که
«روان شناسان با تنبیه مخالفند»، از به کار بردن هر نوع تنبیهی اجتناب می
کنند. در واقع، کودکان بر حسب رفتار و اعمال شان، به تنبیه متناسب نیاز
دارند. تشویق و تنبیه تنها شیوه ای است که باعث می شود کودک بین درست و
نادرست تفاوت قائل شود. به وسیله تشویق و تنبیه والدین است که ارزش های
فرهنگی فرا گرفته می شوند.

اشتباه معمول این است که از یک سو، بسیاری
از والدین هنگام تنبیه رفتارهای ناسازگار و ناهمخوان نشان می دهند. کودک
در یک موقعیت برای کار اشتباهی که انجام داده است توبیخ می شود و در
موقعیت دیگر، انجام همان کار یا نادیده گرفته می شود یا حتی مورد تشویق
قرار می گیرد. این کار، کودک را گیج می کند و روان شناسان هم با آن
مخالفند. از سوی دیگر، برخی والدین، حتی در شرایطی که کودک باید تنبیه
شود، از این کار سرباز می زنند یا با او مخالفت نمی کنند. روش صحیح و
متعادل، پذیرش فرزند و محبت به او و در عین حال تنبیه او به خاطر برخی
کارهاست. این رفتار به کودک این حس را القا می کند که والدین دوستش دارند
اما برخی رفتار ها و اعمال او را تائید نمی کنند.در این شرایط، کودک
احتمالا لوس بار می آید و الگوهای رفتاری ضداجتماعی و مجرمانه از خود نشان
می دهد.

● کنترل زیاد، محبت زیاد

از آنچه تاکنون گفته شد کاملا روشن است که
بهترین شیوه فرزندپروری آن است که همراه با کنترل مناسب و محبت کافی باشد.
والدین باید بین کودک به عنوان یک انسان از یک سو و رفتارهای کودکانه او
از سوی دیگر، تفاوت قائل شوند. والدین نوع چهارم این فرق را بین کودک و
اعمالش قائل می شوند.

آنها کودک را به خاطر رفتارهای پسندیده اش
تشویق و به خاطر اعمال ناپسندش تنبیه می کنند. این والدین رفتاری سازگار و
همخوان در ارتباط با فرزندان شان دارند. آنها فرزندشان را با تنبیه به
خاطر یک رفتار در یک روز و تشویق به خاطر همان رفتار در روز دیگر، گیج نمی
کنند. کودکان نیز همانند همه ما، رفتارهای سازگار را بسیار آسان تر از
رفتارهای نامتعادل درک می کنند. مهم ترین نکته در اینجا این است که هنگامی
که کودک برای رفتارش تنبیه شد، درک می کند که پدر و مادرش هنوز به او
عنوان یک فرد عشق می ورزند. نقطه مقابل این، هنگامی است که والدین به طور
کلی فرزند را طرد کنند.

هنگامی که فرزند حس کند والدین او را به
طور کامل از خود رانده اند، احساس تنهایی و درماندگی خواهد کرد. این امر
می تواند باعث کاهش اعتماد به نفس کودک شده و به افسردگی، پرخاشگری، قطع
عضو و حتی خودکشی او بیانجامد. روان شناسان، فرزندپروری نوع چهارم را
«موثق» می نامند.

چطور دست از فکر کردن زیاد بردارید

آموزش تربیتی, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

اساساً فکر کردن
کار خوبی است و با اینکه بعضی از مردم به ‌اندازه کافی
اینکار را نمی‌‌کنند، برخی در این زمینه واقعاً زیاده ‌روی
می‌کنند. از هر دو جنسیت زن و مرد در هر دو این دسته‌ها
داریم. امروز می‌خواهیم درمورد کسانی حرف بزنیم که خیلی
فکر می‌کنند.

بعضی‌ها آنقدر
فکر می‌کنند که خود را خسته مضطرب و بیمار می‌کنند. این
افراد گرایش دارند که هر مسئله ساده ‌ای را پیچیده، هر چیز
آسانی را سخت و هر مشکل کوچکی را بزرگ و بغرنج جلوه دهند.
آنها عادت دارند وقتشان را برای آنالیز بیش از حد هر چیز و
هر کس هدر دهند. آنها متخصص تفسیر غلط حرف‌های همه هستند و
اگر کوچکترین راهی وجود داشته باشد که احساساتشان جریحه
‌‌دار شود، آن را پیدا می‌کنند. حتی به دنبال آن می‌گردند.
آنها معمولاً افرادی وسواسی و ایدآلیست هستند. بیش از حد
نگران می‌شوند. تقریباً درمورد همه چیز و همه کس. آنها سعی
می‌کنند همیشه همه را خوشنود نگه دارند و می‌خواهند که
تغییر ایجاد کنند اما این فرایند تغییر آنها را می‌ترساند.
برای خراب کردن امیال و آرزوهایشان به بقیه آدم‌ها نیاز
ندارند، خودشان هم خوب از پس آن برمی‌آیند. آنها همان‌هایی
هستند که بیش از حد فکر می‌کنند.

اگر احساس
می‌کنید خصوصیاتی که در بالا ذکر کردیم را در خود
می‌بینید، احتمالاً شما هم به این دسته افراد تعلق دارید.
در زیر نکاتی آورده‌ ایم که به شما کمک می‌کند با این مشکل
خود کنار بیایید.



۱٫




از صبر کردن
برای ایدآل هر چیز خودداری کنید.

جاه‌ طلب بودن خیلی خوب است اما خواستن ایدآل
غیرواقعبینانه و غیرعملی است. باید به دنبال پیشرفت مداوم
باشید و برای دست یافتن به تغییرات مثبت تلاش کنید.



۲٫




فکر و خیال
نکنید.

روی فکر و خیال تکیه نکنید، برحسب واقعیات عمل کنید.



۳٫




فعال‌تر باشید.

از تئوری بیرون بیایید و وارد عمل شوید. از همین
الان! هر روز حداقل یک کار انجام دهید که شما را به هدفتان
نزدیک‌تر کند. حتی اگر از آن واهمه دارید. اجازه ندهید ترس
توانایی‌هایتان را پایین بیاورد یا بر زندگیتان حکومت کند.



۴٫




درست‌ترین
سوال‌ها را از خودتان بپرسید.

سوال‌هایی که شما را از نظر ذهنی در وضعیتی مثبت،
عملی، کاربردی و متمرکز بر راه‌ حل قرار دهد. مشکل را درک
کنید اما تمرکزتان بر راه‌ حل باشد.



۵٫




یک مدیر داشته باشید
(یک
مربی، دوست، یکی از آشنایان و …) که بازخورد مرتبط، خاص،
معقول و غیراحساسی به شما بدهد. خودتان نمی‌توانید درمورد
خودتان بیطرف باشید. این فرد باید کسی باشد که حرف‌هایی به
شما بزند که باید بشنوید نه حرف‌هایی که دوست دارید
بشنوید.



۶٫




برای اینکه از متوسط به عالی تبدیل
شوید،
برنامه

بریزید و کاملاً
به آن پایببند شوید. رفتارهای عالی خود را پیدا کنید و به
آنها متعهد بمانید.



۷٫




دست از توجیه
کردن برای کارهایی که نمی‌کنید بردارید.

صادقانه
تلاش کنید که تلاش صادقانه بسیار موثر است.




۸٫




دفترچه ثبت
موفقیت داشته باشید.

نوشتن افکار، تصمیمات، رفتارها و نتایجی که به دست
می‌آورید راهی عالی برای حفظ نگرش، ایجاد تمرکز و انگیزه
است. همچنین راه خوبی است که بفهمید چه چیزی برای شما
موثرتر است.



۹٫




از افکارتان
بیرون بیایید.

جایی آرام و زیبا فرای افکارتان پیدا کنید.
جایی که
آرامش، امنیت، لذت و آزادی وجود داشته باشد. دست یافتن به
این نیاز به تلاش و تمرین دارد اما با تمرین می‌توانید
تقریباً در هر مکانی و هر زمانی اینکار را انجام دهید. تا
زمانی که امتحان نکنیم نمی‌دانیم که دست از فکرکردن
برداشتن چقدر سخت است.برای رفتن به فرای ذهنمان باید هرج‌
و‌ مرج ذهنمان را دور بریزیم. ذهن جای خسته ‌کننده‌ ای است
و بعضی وقت‌ها لازم است که از آن به تعطیلات برویم. اگر با
این ایده دست ‌و پنجه نرم می‌کنید، سعی کنید خودتان را در
آهنگی که دوست دارید غرق کنید.



۱۰٫




بعضی از افکاری
که در ذهنتان می‌چرخد باید بیرون ریخته شود
،
بعضی از آنها گیر کرده‌ اند و می‌ترسند بیرون بیایند. به
افکار ذهنتان مثل یک بلوک آپارتمان نگاه کنید. به طبقه دوم
این آپارتمان نگاه کنید، همینطور که در راهرو راه می‌روید،
از پشت در آپارتمان شماره ۲۲ صدای پیرزن دیوانه می‌آید که،
“اینطوری باید آنرا انجام می‌دادی دیوانه…!” کمی
اینطرف‌تر، آپارتمان زن پر حرفی است که همیشه در خانه ‌اش
را باز می‌گذارد و یکدفعه بیرون می‌پرد و حواستان را پرت
می‌کند. انتهای راهرو مردی زندگی می‌کند که همیشه شما را
می‌ترساند، “اگر می‌دیدی چقدر احمق به نظر می‌رسیدی دیگر
هیچوقت آنکار را انجام نمی‌دادی.” این آدم‌ها درواقع آن
افکاری هستند که میل و انگیزه شما را با احساس گناه و
اضطراب از بین می برند. شناسایی این افکار خیلی ساده است،
ساکنینی که خیلی وقت است اجاره خانه ‌شان را نپرداخته‌ اند
و هیچ منفعتی برای شما ندارند و برای بقیه ساکنین خوب
آپارتمان هم ایجاد مشکل می‌کنند و باید سریعاً آنها را
بیرون بیندازید.

همین الان شروع
کنید. آزاردهنده‌ ترین ساکنین آپارتمان را شناسایی کنید و
حکم تخلیه ‌شان را تحویلشان دهید. اگر همکاری نکردند،
گوششان را بگیرید و به زور بیرونشان کنید. این ساکنین خیلی
وقت است که آنجا مانده‌اند و می‌دانند که چطور می‌توانند
فریبتان دهند. اما شما تسلیم نشوید. یادتان باشد ساکنین
عالی دیگری دارید که باید به آنها رسیدگی کنید.

بیرون انداختن
این ساکنین جا را برای آوردن ساکنین بهتر باز می‌کند. این
آپارتمان را از آنِ خودتان کنید. آن را دوباره به زندگی
برگردانید. دکوراسیون آن را عوض کنید، حتی می‌توانید برایش
استخر هم درست کنید. این آپارتمان مال شماست—این شما هستید
که تصمیم می‌گیرید چطور آن را بازسازی کنید.

مشاجره های زندگی تان را مدیریت کنید

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, مسائل و اخبار روز اجتماعی, موفقیت, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

همه زوج‌ها گه گاه دچار اختلاف می‌شوند. زوج‌ها اگر بتوانند با احترام، هوشیاری و درک با این تفاوت‌ها برخورد کنند، خواهند توانست احتلافاتشان را به طریقی مثبت از بین برده و همدیگر را بیشتر بشناسند. اما اگر این اختلافات به درستی حل نشوند، زوج‌ها خیلی زود از هم دور و جدا می‌شوند.

http://www.parsamob.com/wp-content/uploads/2011/10/y2zusocc4yfmnxp052.jpg

تعیین سبک مشاجره
بررسی اینکه شما و همسرتان چطور به اختلافات تان واکنش می‌دهید می‌تواند کمک تان کند بفهمید مشاجرات چطور اتفاق می‌افتند.

خرابکار زیرک :
از روبه‌رو شدن اجتناب می‌کند و معمولاً با سکوت، غر‌غر و ناله کردن در آن مورد حرف می‌‌زند. مشکل معمولاً مقدمه طولانی قبل از شروع دعوا است.

مهاجم سطح بالا :
معمولاً در طول مشاجرات بسیار پرسر وصدا و غالب است. ممکن است متعلق به محیط‌هایی بوده باشد که معمولاً دعواها بلند و زیاد بوده است، به همین دلیل این سبک مشاجره کردن برایش عادی است.

پیشگیرنده :
اصلاً از جار و جنجال خوشش نمی‌آید و سعی می‌کند به هر قیمتی شده از بروز دعوا جلوگیری کند. شخصیتی حساس و دفاعی دارد.

ضربه‌خور :
از دعوا و مشاجره واهمه دارد، به هر قیمتی شده سعی می‌کند وارد چنین موقعیت‌هایی نشود. اما زیر این ظاهر، خشم و تلخی موج می‌زند.

صلح‌طلب :
از دعوا کردن خوشش نمی‌آید و سعی می‌کند خیلی زود به آن خاتمه دهد. این می‌تواند باعث شود نتواند به علت آن اختلاف بپردازد.

وقتی سبک‌های مختلف با هم برخورد می‌کنند، برای زوج دشوار می‌شود که به طریقی موثر با آن اختلاف کنار بیاید. رمز کار این است که به آن موضوع مثل یک دشمن نگاه شود و خود را هم‌ رزم‌هایی در آن جنگ ببینید.

در زیر به علائمی اشاره می‌کنیم که نشان می‌دهد مشاجره‌ای در حال اتفاق ‌افتادن است.

۱ – از بروز تماس چشمی، محبت جسمی و رابطه‌جنسی خودداری می‌کنید.

۲ – درمورد همه چیز از همسرتان سوال و بازجویی می‌کنید.

۳ – تلاش‌های همسرتان برای ایجاد مکالمه را با جواب‌هایی کوتاه و مختصر پاسخ می‌دهید.

۴ – فکرتان روی ویژگی‌های منفی همسرتان متمرکز است.

چطور عصبانیتتان را کنترل کنید
اگر با این نشانه‌ها برخورد کردید، باید اول احساساتتان را درک کرده و بفهمید که چه حسی دارید. بعد سعی کنید محرک را تشخیص داده و ببینید آیا شرایط خارجی باعث حساس‌تر شدنتان شده است یا خیر.

قبل از اینکه موضوع را با همسرتان مطرح کنید، ببینید آیا واقعاً مسئله مهمی است یا خیر. اگر چندان اهمیتی ندارد، سعی کنید به خودتان اطمینان دهید و برای آرام کردن عصبانیتتان حرف‌های مثبت با خودتان تکرار کنید. سعی کنید با کلمات و تماس‌های فیزیکی محبت‌ آمیز دوباره با همسرتان ارتباط برقرار کنید.

برای بهبود ارتباط، در هنر مشاجره استاد شوید
بیشتر وقت‌ها ارتباط نادرست باعث وخیم‌تر شدن مشاجرات می‌شود. وقتی زوج‌ها شروع به دعوا کردن می‌کنند، معمولاً تمرکزشان بر برنده شدن در آن است، نه حل کردن مشکل. باید بتوانید بدون قضاوت کردن به نظرات هم گوش دهید. وقتی می‌خواهید سوالی بپرسید، سعی کنید صدا و لحنتان آرام باشد. وقتی مشکل را مشخص کردید، توافق بر یک هدف ساده‌تر خواهد بود. راه‌های مختلفی برای حل مشکلات و اختلافات وجود دارد.

مصالحه و سازش :
هر دو طرف باید کمی کوتاه بیایند. اما این یک روش محدود برای حل مشکل است که در آن هر دو طرف بدون رسیدن به یک راه‌حل نهایی، کوتاه می‌آیند.

همکاری :
زوج‌ها با همکاری با همدیگر برای پیدا کردن راهی برای رسیدن به یک راه‌حل که به نفع هر دوی آنها باشد، تلاش می‌کنند.

معامله :
یک طرف درمقابل خواسته طرف مقابل کوتاه می‌آید اما درعوض خواسته‌ای مطرح می‌کند که به نظرش با آن برابر است.

خیلی خوب است که بتوانید زمانی را تنظیم کنید که بنشینید و بررسی کنید که آیا راهکار مورد استفاده موثر بوده است یا خیر. این به هر دوی شما فرصت می‌دهد دوباره ارزیابی کنید که تغییرات چه تاثیری بر مشکلتان داشته است و آیا نیاز به تلاش بیشتر هست یا خیر.

یاسین قاسمی

۷ نکته مهم درباره نظافت که هر مردی باید بداند

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, مسائل و اخبار روز اجتماعی, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

این نکات را در برنامه روزانه خود بگنجانید تا یک مرد سالم ، خوشبو و مرتب باشید.

، اکثر مردان یاد گرفته اند که بعد از بلند شدن از خواب موهایشان را شانه کنند، قبل از خوردن غذا دستهایشان را بشویند و بعد از هر وعده قضایی دندانهایشان را مسواک بزنند اما علاوه بر این اصول اولیه نظافت، رعایت چند نکته دیگر هم برای آقایان ضرورت دارد.این نکات را در برنامه روزانه خود بگنجانید تا یک مرد متشخص سالم ، خوشبو و مرتب باشید.

ناخنهایتان را تمیز و مرتب کنید:

ناخنهای کثیف و نامرتب نشان دهنده بهداشت ضعیف افراد است.همه ناخنهایتان را به یک اندازه کوتاه کنید و زیر ناخنهایتان را هم مرتبا” تمیز کنید تا جرم و آلودگی در آن جمع نشود. اگر پوست دور ناخن شما خشک شده و یا پوست پوست شده است ، با چند قطره روغن زیتون آن را مرطوب کنید و بعد از ۱۰ دقیقه دستهایتان را بشویید.

هرشب صورتتان را بشویید:

تقریبا” همه مجله های زیبایی به زنان توصیه می کنند که هر روز صورتشان را بشویند اما مردان هم باید به این توصیه عمل کنند . در پایان هر روز از یک پاک کننده صورت ملایم استفاده کنید تا گرد و غبار ، آلودگی و روغنهایی که در طول روز روی پوست صورتتان تجمع کرده اند را کاملا” پاک کنید.

موهای ناخواسته صورتتان را اصلاح کنید:

انسانها طبیعتا” موجودات پرمویی هستند اما این به این معنا نیست که ما مجبوریم همه موهایمان را تحمل کنیم. هرگز موهای بینی خود را فراموش نکنید.حداقل هفته ای یکبار موهای بینی خود را اصلاح کنید تا موهای زائد بینی از سوراخهای بینی بیرون نزند. برای از بین بردن موهای بینی و همینطور موهای زائد داخل و اطراف گوش می توانید از دستگاههای مخصوص اینکار استفاده کنید.

هر روز از نخ دندان استفاده کنید:

دندانپزشکتان همیشه به شما توصیه می کند که هر روز از نخ دندان استفاده کنید. نخ دندان جرمها و غذاهای باقیمانده در بین دندانهای شما را کاملا” تمیز می کند و باعث می شود که خطر ابتلا به بیماری لثه و کرم خوردگی دندان به میزان قابل توجهی کاهش یابد. حداقل روزی یکبار از نخ دندان استفاده کنید و بعد با دهان شویه دهانتان را بشویید.

از کرم مخصوص اصلاح یا کف ریش استفاده کنید:

این کرم نه تنها به شما کمک می کند که راحتتر اصلاح کنید بلکه باعث می شود پوست صورتتان نرم و مرطوب شود. بعد از اصلاح هم بهتر است از افترشیوها و یا مرطوب کننده های دیگر استفاده کنید تا پوست صورتتان نرمتر شود.

از نرم کننده استفاده کنید:

بهتر است حداقل یک روز درمیان موهایتان را بشویید و هنگام شستشو ، علاوه بر شامپو از نرم کننده هم استفاده کنید. در حالیکه شامپو ، کثیفی و آلاینده های زیستی محیطی را از روی موهای شما پاک می کند ، نرم کننده رطوبت مورد نیاز موهای شما را تامین می کند.اگر موهای شما خشک و شکننده است ، هر هفته یکبار از یک نرم کننده خیلی قوی استفاده کنید.

کرم ضد آفتاب بزنید:

صورت و نقاط دیگر بدنتان که در معرض نور آفتاب قرار می گیرند را با کرم ضد آفتاب بپوشانید .استفاده از این کرمها ، پوستتان را از اشعه های مضر خورشید حفظ می کند و خطر ابتلا به سرطان پوست را کاهش می دهند.از عینک آفتابی هم استفاده کنید تا چشمانتان از اشعه یو وی در امان بمانند.

اگر احساس خستگی میکنید بخوانید!

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, مسائل و اخبار روز اجتماعی, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »
اگر احساس خستگی میکنید بخوانید!
امروز صبح، به خود قول دادید که مستقیماً پس از کار به باشگاه می روید. امّا در پایان روز، آنقدر خسته بودید که به تنها چیزی که فکر می کردید، افتادن بر روی کاناپه و فکر کردن به ناکجا آباد بود.

چرا شما همواره خسته هستید؟ آیا به اندازه ی کافی نمی خوابید، یا مشکلی جسمی یا روحی وجود دارد که این خستگی را ایجاد می کند؟

خستگی مزمن، یکی از شایع ترین شکایت هایی است که مردم را مجبور می کند به پزشک مراجعه کنند. دکتر رالتسون در این باره اینطور می گوید: “مردم در رابطه با خستگی خود حرف های متفاوتی می زنند؛ برخی می گویند حوصله ندارند؛ برخی می گویند خسته اند؛ و برخی می گویند آنقدر خسته اند که قادر به انجام هیچ کاری نیستند”.

اگر از خستگی مفرط به ستوه آمده اید، ممکن است به علّت مشکلی جسمانی باشد که در ادامه در رابطه با آن صحبت خواهیم کرد. این خستگی می تواند به دلیل کار کردن زیاد هم باشد؛ امّا محتمل ترین پاسخ، کاملا بالعکس تمام سخنانی است که تاکنون گفته ایم: شما به اندازه ی کافی کار نمی کنید.

چگونه از حستگی رها شویم: ورزش و نرمش کنید.
دکتر رالتسون می گوید: این روزها، مهم ترین علّت خستگی، زندگی به شیوه ی مدرن است. اضافه وزن داریم، بیش از حد غذاهای آماده مصرف می کنیم، و به اندازه ی کافی ورزش نمی کنیم.
با ایجاد سه تغییر در شیوه ی زندگی خود، می توانید تغییری بزرگ در سطح انرژی بدن تان به وجود آورید؛ این سخنی است که متخصصان می گویند:

۱٫آن چیزی که می خورید: سعی نکنید سطح انرژی خود را با مصرف کافئین و شکر، به سرعت بالا ببرید. با این کار تنها خود را خسته می کنید و نوسان شدیدی را در سطوح قند خون خود ایجاد می کنید. به جای این روش، رژیم غذایی متعادل، سالم، و سرشار از میوه، سبزی، و پروتئین را انتخاب نمایید. در همین رابطه دکتر رالتسون می گوید: “بیشتر مردم، اگر از رژیم غذایی سالم استفاده کنند، کمتر احساس خستگی خواهند کرد؛ خوردن غذای سالم بدین معناست که شما وزن متعادل تری خواهید داشت، زیرا چاقی یکی از عوامل خستگی بشمار می آید”.

۲٫در یک شبانه روز چند ساعت می خوابید: بر اساس نظرسنجی صورت گرفته در سال ۲۰۰۷ در کشور آمریکا، ۶۰% اظهار داشته بودند که در هفته به اندازه ی کافی نمی خوابند و به نوعی از کم خوابی رنج می برند. اگر دوست دارید خوب بخوابید، سعی کنید پیش از خواب، کافئین مصرف نکنید و در مکانی آرام و تاریک بخوابید.

۳٫چقدر ورزش می کنید: دکتر رالستون اظهار می دارد: این مهم ترین موضوع است. بهترین کاری که می توانید برای مقابله با خستگی انجام دهید، ورزش منظم، مداوم، و پیوسته است. ورزش را حداقل سه ساعت پیش از خوابیدن انجام دهید.

آیا ورزش کردن شما را خسته نمی کند؟ حقیقت این است که ورزش کردن به شما انرژی می دهد. تقریباً تمام مطالعاتی که به بررسی این سوال پرداختند، به نتیجه ای یکسان رسیده اند: مردمی بی حرکتی که ورزش را آغاز می کنند، نسبت به افرادی که ترجیح می دهند روی کاناپه خود را رها کنند، احساس خستگی کمتری می کنند. این نکته را بدانید که ورزش کردن بیش از دارو انرژی بدنی شما را افزایش می دهد.

بهترین کار چیست؟ چند روز در هفته، چه مدّتی، و چه مقدار ورزش کنیم؟ دکتر رالتسون پیشنهاد می دهد که ۴ روز در هفته و به هر بار به مدّت ۴۰ دقیقه ورزش کنید.
چقدر طول می کِشد تا نتایج آن را ببینیم؟ باید صبور باشید، زیرا هیچ تغییری یک شبه اتفاق نمی افتد. حداقل باید یک ماه صبر کنید تا نتایج اولیه ی آن مشخص شود. با گذشت زمان، احساس می کنید که پیشرفت شما بسیار کُند شده است، امّا ناامید نشوید؛ برای سه تا شش ماه به کار خود ادامه دهید و ورزش کنید؛ حال مطمئن باشید که احساس بهتری را تجربه خواهید کرد و خوشحال خواهید شد.
دکتر رالتسون می گوید: اگر حداقل یک ماه به طور پیوسته ورزش کردید و به اندازه ی کافی نیز می خوابید، امّا هنوز هم احساس خستگی می کنید، به دنبال علل احتمالی دیگر باشید.

علل دیگری که می تواند سبب خستگی فرد شود؟
خستگی مزمن، با علل پزشکی دیگری نیز همراه است. چگونه می توانید تشخیص دهید که مقصر اصلی کیست؟
پاسخ کوتاه این است که شما نمی توانید بگویید. اگر جواب می خواهید، باید با پزشک مشورت نمایید.

در ادامه برخی از این مظنون ها را معرفی می کنیم:

۴٫کم خونی: یکی از شایع ترین علل خستگی، کم خونی است، که به سادگی و تنها از طریق یک آزمایش ساده خون قابل تشخیص است. این مشکل بخصوص در رابطه با زنان صادق است؛ زنانی که دوره های قاعدگی طولانی مدتی را تجربه می کنند. شما می توانید کم خونی را با رژیم غذایی سرشار از آهن، من جمله: گوشت قرمز، و سبزی هایی که به رنگ سبز تیره هستند، به راحتی درمان کنید. اگر از فقر شدید آهن رنج می برید، حتما از مکمل آهن استفاده کنید.

۵٫کمبود در مواد مغذی کلیدی: مانند پتاسیم؛ در این رابطه نیز، به راحتی و از طریق آزمایش خون، قابل تشخیص است.

۶٫مشکلات تیروئید: هم تیروئید کم کار و هم تیروئید پُر کار، می توانند سبب ایجاد خستگی شوند. با انجام آزمایش خون و آگاهی از سطح هورمون های تحریک کننده ی تیروئید، می توانید عملکرد تیروئید خود را مورد ارزیابی قرار دهید.

۷٫دیابت: افرادی که دیابت دارند و آن را تحت کنترل خویش ندارند، فقط اظهار می دارند که احساس خوبی ندارند و معمولی نیستند. اگر احساس خستگی می کنید، دید تاری دارید، یا ادرارتان از حد معمول بیشتر است، باید حتما از طریق آزمایش خون، معاینه ی کامل شوید.

۸٫افسردگی: اگر احساس خستگی شما، همراه با ناراحتی و از دست دادن اشتها همراه است، و دیگر از موضوعاتی و کارهایی که قبلاً مایه ی مسرّت شما می شد، لذّت نمی برید، ممکن است افسرده باشید.

۹٫نفس تنگی در هنگام خواب: اگر پس از بیدار شدن از خواب، هنوز هم احساس خستگی می کنید، باید دریابید که آیا هنگام خوابیدن خُر و پُف نمی کنید! زیرا یکی از علل خستگی می تواند ایجاد نفس تنگی در هنگام خواب شبانه باشد؛ در این رابطه، فرد پس از بیدار شدن خسته است و سردرد دارد.

۱۰٫بیماری قلبی تشخیص داده نشده: خستگی می تواند یکی از نشانه های مشکلات قلبی، بخصوص در رابطه با زنان، باشد. دکتر رالستون در این رابطه می گوید: “اگر هنگام ورزش کردن احساس می کنید ناراحت هستید یا نمی توانید آن را به درستی انجام دهید- ورزشی که قبلاً برایتان مثل خوردن یک لیوان آب بود- می تواند آژیر خطری باشد که به شما هشدار می دهد، شما از مشکل قلبی رنج می برید. پس مراجعه به پزشک را فراموش نکنید”.

۶ قدم برای از میان برداشتن عقاید محدود کننده

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, مسائل و اخبار روز اجتماعی, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

من خودم را فردی صرفه جو می دانم و همیشه فکر می کردم که این خیلی خوب است. اما، به تا زگی فهمیده ام که بااینکه صرفه جویی خصوصیتی باارزش و مفید است اما ریشه صرفه جو بودن من براساس یکسری عقاید محدودکننده ایجاد شده است.

همه چیز با داستان یک لپ تاپ DELL شروع شد و داستان اینطوری بود. کامپیوتری که هر روز استفاده می کنم یک لپ تاپ ۵ ساله DELL است. این لپ تاپ خدمات زیادی به من کرده است اما بخاطر طبیعت آن (سیستم عامل آن ویندوز است)، زوال تدریجی قابلیت اطمینان و عملکرد آن مشخص بود (حتی بعد از نصب کردن دوباره ویندوز و دوبرابر کردن RAM آن). خیلی اوقات لازم می شد که در زمان هایی نامساعد کامپیوتر را ریبوت کنم و کندی اجرای خیلی از برنامه ها مثل فتوشاپ که استفاده زیادی از آن داشتم، دیوانه ام می کرد.

هفته گذشته، وقتی پشت لپ تاپم قوز کرده بودم و دوباره از کندی عملکردهای آن خسته و بی طاقت شده بودم و لازم بود دوباره سیستم را ریبوت کنم، همسرم نگاهم می کرد. بلند بد و بیراه می گفت و اصلاً دلم نمی خواست که مجبور شوم در آن لحظه دستگاه را ریبوت کنم. همسرم به سمتم آمد و با لحنی نگران گفت، “عزیزم، چرا یک مک بوک جدید نمی گیری؟ مطمئنم که خیلی از آن خوشت می آید و بازده کاریت هم خیلی بالاتر خواهد رفت.”

ده سال بودن که دربرابر تغییر سیستم کامپیوتریم به سمت Apple مقاومت کرده بودم. بهانه ام همیشه این بود که نمی توانم تغییرات کیبورد آن را تحمل کنم. و بااینکه تاحدودی درست بود، اما فقط بهانه ای بود که با کمک آن در منطقه آرامشم بمانم و دربرابر تغییر مقاومت کنم. اما آن شب به نکته ای در نارضایتی که از PC داشتم رسیدم که تصمیم گرفتم مک بوک را امتحان کنم.

به همان دلیل همسرم و دوستش من را به یک فروشگاه Apple بردند. وقتی داخل شدم، بلافاصله احساس کودکی را داشتم که وارد یک مغازه شکلات فروشی شده است. محو ظرافت و زیبایی دستگاه ها شده بودم. با این ایده وارد مغازه شدیم که می خواهم ارزان ترین لپ تاپ را بخرم اما وقتی آن نسل جدید مانیتورهای ۲۳ اینچ را دیدم، مسحور شدم.

یک مانیتور ۳۰ اینچ HD نشانم دادند که گران ترین برچسب قیمت را روی خود داشت. هر سه ما جلوی آن جمع شده بودیم و تحسینش می کردیم. همسرم گفت، عزیزم بیا همین را بخریم. و بعد آن اتفاق افتاد: صدایی در درونم گفت، “تو لیاقت آن را نداری.”

آن احساس کم کم همه وجودم را گرفت. بااینکه همیشه عاشق و مسحور این دستگاه بودم اما از اینکه حتی فکر خواستن آن به ذهنم رسیده است، احساس شرم و خجالت می کردم.

ازاینکه جایی در زندگیم این اعتقاد را در خودم ایجاد کرده و تا اینجا با خودم کشانده بودم، احساس ناراحتی می کردم. خاطرات دوران کودکی کم کم در ذهنم نقش بست…

کودکی من: داستان یک اعتقاد محدودکننده خاموش

من که در خانواده ای فقیر بزرگ شده بودم و با پول کمی که مادرم به خانه می آورد، زندگی می کردم. بعنوان یک دختر کوچک وقتی چیزی نیاز داشتم، همیشه ارزان ترین مدل را انتخاب می کردم نه زیباترین را. هنوز هم وقتی مادرم می خواهد داستان خرید کردن های آن زمانمان را تعریف کند، اشک در چشمانش حلقه می زند.

این فکر که نباید روی مادرم فشار مالی بیاورم از کودکی در من ریشه دوانده بود.

وقتی به کانادا رفتیم، خانواده ام در زیرزمین خانه یک نفر دیگر زندگی می کردند. هیچوقت چیزهایی که می خواستم را از ترس اینکه مبادا روی آنها فشار بیاورم، به آنها نمی گفتم.

وقتی بزرگتر شدم و به نوجوانی رسیدم، اینکه بتوانم مثل هم سالانم باشم بیشتر توجهم را جلب کرد. وارد دنیای مُد شدم و می توانستم برای خودم پول دربیاورم و ازاینکه دیگر لازم نبود به مادرم تکیه کنم خوشحالم می کرد. می توانستم به خرید بروم و همه آن چیزهایی که از آنها محروم بودم را بخرم؛ چیزهایی که دخترهای نوجوان برای حمایت از هویت خود به آنها نیاز دارند، مثل لوازم آرایش، لباس، و مجلات. خیلی وقت ها وقتی خانه می آمدم از طرف والدینم بخاطر اینکه پول هایم را برای خرید این چیزها حرام کرده و دور ریخته ام سرزنش می شدم.

یکجایی در آن زمان، هویت ۵ سالگی و ۱۳ سالگی من به یک نتیجه گیری رسیدند و این عقیده اشتباه در من ایجاد شد که من لیاقت چیزهای زیبا را ندارم.

بعد از آن

این عقیده و کشف احساسی که کرده بودم را با یک دوست درمیان گذاشتم. او با دلرحمی عمیقی به چشمانم خیره شد و گفت، “تنها کسی که لیاقت آن را دارد، فقط تو هستی!” با اشک هایی که در چشمانش جمع شده بود ادامه داد، “به تعداد ساعت هایی که در روز جلوی لپ تاپ می نشینی و تعداد آدمهایی که می توانی بخاطر رضایت از کارت به آنها کمک کنی، فکر کن.” قلبم ذوب شده بود و یک احساس تسکین و آرامش وجودم را گرفته بود. حق با او بود اما هنوز هم برای اینکه بگذارم آن حس در من نفوذ کند و به خودم باور پیدا کنم، نیاز به زمان داشتم.

اخیراً، یکی از دوستانم در ایمیلی کشف جدیدش را با من درمیان گذاشت: اینکه دیگر نمی خواست یک “سیاهی لشگر” باشد و می خواهد شخصیت اصلی بودن را تجربه کند. دیگر نمی خواهم از زندگی شکایت کنم. دیگر نمی خواهم به زندگی واکنش دهم. می خواهم با کمک دنیا زندگی را برای خودم بسازم که دوست دارم و لایق آن هستم.

با آن ایمیل فهمیدم که من تنها نبودم. بااینکه عقاید محدودکننده ما متفاوت بود اما هر دو به یک موضوع برمی گشت. همه ما عقاید و باورهای خودآگاه و ناخودآگاهی درمورد خودمان داریم که یا ما را به جلو می کشانند یا جلوی راه رفتنمان را می گیرند. شما چه عقایدی دارید که تصور می کنید باعث عقب انداختنتان می شوند؟

برای غلبه بر باورهای محدودکننده چه باید کرد

نکته: اگر به دنبال نتیجه هستید، خواندن این مراحل به تنهایی کافی نیست. باید همه کارهایی که هر مرحله از شما می خواهد را انجام دهید. بهتر است جایی باشید که حواستان به چیزی پرت نشود، یک قلم و کاغذ بردارید و شروع کنید.

۱٫ چه عقایدی دارید؟

عقاید و باورها، مفاهیم و تصورات ذهنی هستند که درمورد خودمان و دنیای اطرافمان داریم و بعنوان حقایقی مطلق به آنها نگاه می کنیم. باورها احساسی، روانی و گاهی غیرمنطقی هستند. آنها از تجربیات و ارتباط ما با دنیای اطرافمان شکل می گیرند. این باورها الگوی ذهنی ما را شکل می دهند. خیلی ها آن را باورهای ناخودآگاه می نامند. معمولاً این باورها نه تنها خدمتی به ما نمی کنند بلکه ما را از دنبال کردن آرزوها و آزادانه زندگی کردن بازمی دارند.

خیلی از این باورها در دوران کودکی ما شکل گرفته اند. ما آنها را به واسطه ارتباطاتی که با دیگران داشته ایم—مثل وقتی که بخاطر کار اشتباهی که می کردیم تنبیه شدیم—به دست آورده ایم. باوری که درنتیجه این می تواند به وجود آید این است که به اندازه کافی خوب نیستید که بعدها بر باورهایی که در دوران بزرگسالی بر ما اثر می گذارد، نفوذ می کند.

باورهای مربوط به روابط هم بسیار متداول هستند زیرا اتفاقات مربوط به آنها معمولاً از نظر احساسی بسیار قوی هستند و تاثیراتی ماندگار بر ذهن ناخودآگاه می گذارند. اگر در ابتدای دوران نوجوانی رابطه ای شکست خورده را تجربه کنیم، ممکن است به این نتیجه برسیم که لیاقت یک رابطه عاشقانه خوب را نداریم یا اینکه عشق همیشه توام با رنج و عذاب است.

روی یک برگه کاغذ، بعضی از باورهای خود را درمورد خودتان و دنیای اطرافتان یادداشت کنید؛ باورهایی که آنها را بعنوان واقعیت پذیرفته اید. مخصوصاً آنهایی که می دانید عمومیت یافته اند و دیگر برای زندگی شخصی و سلامت شما مفید نیستند. بعضی از این جملات ممکن است به نظر برسد که آگاهانه به آنها اعتقاد ندارید، اما اگر متوجه یک واکنش احساسی در بدنتان شدید، معنی آن این است که آن باور را با خود دارید.

در زیر به برخی از این باورها اشاره می کنیم:

- من آدم مهمی نیستم

- پول درآوردن خیلی سخت است

- من به اندازه کافی خوب نیستم

- من به اندازه کافی باهوش نیستم

- من لیاقتش را ندارم

-سنم خیلی کم است، هیچکس من را جدی نمی گیرد

- سنم خیلی زیاد است، برای شروع کردن خیلی دیر است…

- من خیلی سخت کار می کنم. برای پول درآوردن سخت کار می کنم.

- من خیلی بدشانسم. همیشه اتفاقات بد برای من می افتد.

در زیر به نمونه هایی از باورهای خودم در گذشته هستند (بااینکه سالیان سال آن باورها را با خود داشتم اما امروز دیگر به آنها اعتقاد ندارم):

- مردان خوش قیافه بی وفا و نامهربان هستند

- من نویسنده بدی هستم

- من لیاقت یک رابطه عاشقانه را ندارم

- برای موفق بودن باید خیلی زحمت بکشم، بدون استراحت یا داشتن زندگی اجتماعی کار کنم…

- من به اندازه کافی زیبا نیستم. نمی توانم کسی را پیدا کنم که مجذوبم شود.

- من مهندس خوبی نیستم. کارفرمایم خیلی زود متوجه این موضوع می شود.

می توانم ساعت های متمادی ادامه دهم و به این لیست اضافه کنم. این چیزی است که آگاهانه درمورد خودم فهمیده ام و سعی در تغییرش داشته ام. از تجربه شخصی خودم می توانم بگویم که از بین بردن این باورها خیلی کمکم کرده است و بعد از فهمیدم که چقدر خوبی در اطرافم وجود دارد.

با نوشتن این باورها برای خودتان، نسبت به آنها آگاه می شوید و می توانید برای غلبه بر آنها تلاش کنید.

۲٫ یک مثال نقض پیدا کنید

یکی از باورهای قدم اول را انتخاب کنید که روی آن کار کنید و بقیه قدم ها را ادامه دهید.

برای باورتان، به دنبال یک نمونه مشخص باشید که آن باور درست نباشد. این می تواند تجربیات خودتان یا دیگران باشد.

بعنوان مثال:

- برای باور من نویسنده بدی هستم: وقتی دو سال پیش توانستم دو مقاله بنویسم، ثابت شد که این باور درست نیست.

- برای باور مردان خوش قیافه بیوفا و نامهربان هستند: این درمورد شوهر فلانی صدق نمی کند.

این قدم احتمال وجود اشتباه در باورتان را به شما نشان می دهد. در طول آن روز هر چه می توانید مصداق هایی از نقض آن باور پیدا کنید. مثلاً اگر باورتان این است که “هیچکس من را دوست ندارد”، کل روز را به دنبال کسانی باشید که دوستتان دارند.

اگر بعد از ۱۰ دقیقه تلاش نتوانستید نمونه ای پیدا کنید، به سراغ قدم بعدی بروید.

۳٫ این باور چطور به ضرر شما کار کرده است؟

به همه نمونه هایی که این باور به ضرر شما کار کرده است فکر کنید، اینکه شما را از پیش رفتن در زندگی عقب نگه داشته است یا نگذاشته به چیزی که دوست دارید در زندگیتان برسید. یا حتی تاثیرات منفی که از نظر احساسی و عاطفی بر روی شما داشته است. این باور چه آسیب هایی در گذشته به شما زده است؟ آنها را یادداشت کنید.

وقتی وارد عمل می شویم تغییر ایجاد می شود و درد می تواند یک محرک موثر برای تسریع میل ما به تغییر است. وقتی به اندازه کافی درد را تجربه کنید، خواستار تغییر می شوید و برای آن وارد عمل می گردید.

حالا چشمانتان را ببندید و دردی که بخاطر این باور تجربه کردید را حس کنید. تجسم کنید، بشنوید، و احساس آن لحظه تان را درک کنید. سعی کنید تاجایی که ممکن است واقعی باشد.

۴٫ ریشه را پیدا کنید.

به عمق خاطرات گذشته تان نفوذ کنید—کودکی، دوران نوجوانی، ابتدای بیست سالگی یا حتی سالهای اخیر. چه نمونه هایی شما را به این نتیجه گیری رسانده است؟ مواردی مشخص پیدا کرده و آنها را با استفاده از تعداد کلمات لازم برای توصیفشان، یادداشت کنید.

نکته: بستن چشمانتان و تکرار عبارت آن باور در ذهنتان می تواند کمکتان کند. این احساساتی را تحریک می کند که برای پیدا کردن محل اصلی اتفاقات مربوط به آن باور کمکتان می کند.

بعنوان مثال:

- برای باور من نویسنده بدی هستم، من نمونه ای را به خاطر آوردم که معلم ادبیات دوران دبیرستانم گفته بود که مقاله بسیار بدی نوشته ام.

- برای باور مردان خوش قیافه بی وفا و نامهربان هستند، فهمیدم که خیلی از دوست پسرهای سابقم که یا بی وفا بوده ان یا نامهربان، مردان خوش قیافه ای بودند.

- برای باور من به اندازه کافی خوب نیستم، فهمیدم که این باور در دوران کودکی وقتی مادرم بخاطر اینکه نمی توانستم کارهایی که از من خواسته بود را همانطور انجام دهم که می خواست، از دستم خسته می شد، شکل گرفته است.

چشمانتان را ببندید و صحنه را مجسم کنید. آن صحنه را دوباره در ذهنتان زنده کنید و احساسی که آن لحظه داشتید را به خاطر آورید.

۵٫ مفهوم جایگزین

اتفاق بیرونی که در مرحله ۴ مشخص کردید، لزوماً به خودی خود مسئول شکل گیری باور ما نبوده است. بعنوان مثال، فقط به این دلیل که معلم دبیرستانم ۱۵ سال پیش نارضایتی خود را از مقاله من ابراز کرده به این معنی نیست که باید این باور را در خود پرورش دهم که نویسنده بدی هستم.

من به این دلیل این باور را داشتم که قضاوتم از آن موقعیت این بود. من آن مفهوم را به آن داستان بسته بودم. من آن رویکرد را از میان بیشمار رویکرد مختلف که می توانست توصیف کننده آن موقعیت باشد، انتخاب کرده بودم. اما در آن زمان، یکی از آنها را انتخاب کردم و خود را به آن چسباندم.

این ما هستیم که به همه چیز مفهوم می دهیم. تنها قدرتی که هر اتفاق بیرونی می تواند داشته باشد، قدرتی است که ما به آن می دهیم.

حالا به بقیه رویکردها و نگرش هایی که می تواند توصیف کننده اتفاق بیرونی که مشخص کردید باشد، فکر کنید. می توانید وانمود کنید فردی دیگر هستید تا بتوانید آن اتفاق را از زوایای مختلف ببینید. برای مثالی که در بالا آوردم، اینکه نتیجه گیری کرده بودم، “من نویسنده بدی هستم”، چند نگرش جایگزین که می تواند توصیف کننده موقعیت باشد را عنوان می کند:

- معلمم روز بدی داشته است.

- سبک نوشتن معلمم با من متفاوت بوده است.

- من همیشه موقع امتحان دادن دچار اضطراب می شوم و همین باعث ضعیف شدن عملکردم در امتحانات می شود.

- شاید آن نوشته بهترین عملکرد من نبود اما یک اتفاق نادر بود.

چشمانتان را بسته و تصویر را از قدم ۴ در ذهنتان مجسم کنید به استثنای اینکه دیگر به آن از این رویکرد جدی نگاه کنید. ببینید که برای انتخاب مفهومی که به آن اتفاق می دهید آزاد هستید.

حالا آن عبارت باور اولیه تان را کلامی تکرار کنید و ببینید چه حسی دارید. آیا احساس می کنید که واکنش احساسی شما به آن عبارت کمتر شده است یا دیگر وجود ندارد؟

۶٫ از بین بردن باورها

قدم اول:

چشمانتان را ببندید و یکبار دیگر صحنه ای که در مرحله ۴ پیدا کردید را تجسم کنید (موقعیتی که باعث شکل گیری آن باور شده است). حالا تجسم کنید که این تصویر در ذهنتان کمرنگ تر شده است، مثل اینکه کسی چراغ آن صحنه را خاموش کرده باشد. حالا تجسم کنید که این تصویر از شما دور می شود، مثل اینکه آن صحنه در جعبه ای قرار دارد که آن را از شما دور کرده و می برند.

همینطور که صحنه دور می شود، تار شدن آن را هم ببینید. به دیدن آن صحنه و دور شدن و کوچک تر شدنش همچنان ادامه دهید تا جاییکه تنها چیزی که می بینید تاریکی محض باشد. حالا، یک نفس خوب و عمیق بکشید، طوریکه صدای آه از دهانتان بیرون بیاید.

قدم دوم:

چشمانتان را باز کنید. حالا عبارتی را یادداشت کنید که مفهومی متضاد باور قبلیتان داشته باشد. مثلاً، من یک نویسنده عالی هستم، من لیاقت بهترین ها را دارم، مردان خوش قیافه زیادی هستند که باوفا و مهربان باشند، من آدم خوبی هستم و …

قدم سوم:

چشمانتان را ببندید و خودتان را ببینید که با این باور که به تازگی ساخته اید زندگی می کنید. خودتان را بعنوان نویسنده ای عالی تجسم کنید که پشت میز کار نشسته و مشغول تایپ کردن است. خودتان را تجسم کنید که در یک روز زیبای تابستانی مشغول پیاده روی هستید و فردی لایق و خوب هستید.

به جزئیات این صحنه دقت کنید. چه چیزی اطرافتان می بینید؟ چه صداهایی می شنوید؟ به چیزی در محیطتان دست بزنید. چه حسی دارید؟ احساس آن لحظه را حس کنید. احساس لذتی که در درونتان ایجاد می شود را حس کنید. می بینید که لبخند می زنید. حالا این تصویر را کمی روشن تر کنید مثل اینکه فردی یک چراغ دیگر در آن صحنه روشن کرده است. آنقدر به آن صحنه نگاه کنید که کاملاً راضی شوید.

حالا چه حسی دارید؟ سعی کنید دوباره عبارت باور اصلی را تکرار کنید. آیا به همان اندازه قبل اذیتتان می کند؟ اگر باز هم نسبت به آن واکنش عاطفی داشتید، مراحل را دوباره تکرار کنید.

باورهای جداشونده

به ازای هر تجربه ای که به دست می آوریم که موجب ایجاد یک باور در ما می شود، گِل تازه یا جزئیات مشخص کننده برای ایجاد یک آدم گِلی اضافه می کنیم و بعد خودمان را به این آدم گِلی می چسبانیم، باتصور اینکه این آدم خودمان هستیم. فراموش می کنیم که ما همان دست هایی بوده ایم که این آدم گِلی را ساخته است.

ما باورهای خودمان نیستیم. ما آن آدم گِلی که ساخته ایم نیستیم. یادتان باشد که پشت هر باور، منبعی بوده است که بررسی را انجام داده، مفاهیم را درست کرده و آن معنی و مفهوم را به آن اتفاق بیرونی چسبانده است. این منبع بخشی از ماست—خودآگاه ماست. وقتی تجربه خودآگاه ما با نفسمان مخلوط شود، سردرگم می شویم و سعی می کنیم خودمان را به این اتفاقاتی که درغیراینصورت بسیار بی معنی بودند، بچسبانیم.

یادتان باشد، اگر ما قادریم که آن آدم گِلی را بسازیم، آنوقت قدرت و توانایی لازم برای اصلاح آن را هم داریم. اگر بخواهیم، می توانیم باورها، افکار و اعمالمان را تغییر دهیم و درنتیجه نتیجه را عوض کنیم. بنابراین به طریقی می توان گفت که ما در کنترل سرنوشتمان هستیم.

از اینکه این مقاله را دنبال کردید متشکریم. امیدواریم که بتوانید آن را در زندگی اجرا کنید و نتایج مثبتی از آن بگیرید.

۱۰ موقعیتی که مغز شما در آن لحظه هنگ می کند!!؟

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

در زندگی روزمره خود با اطلاعات بسیار زیادی رو به رو می شویم که مغز مسئول پردازش آن هاست. قرار است مغز اطلاعات بیرونی را به درستی پردازش کند، نتیجه درستی بگیرد و به ما برای زندگی در این دنیای پر از محرک کمک کند. اما مغز، سیستمی پیچیده است که خطاهایی هم دارد. خطاهای مغز در زندگی روزمره دائم اتفاق می افتد و برخی از آن ها را ما حتی به خطای مغزی نسبت نمی دهیم. دانستن این که چه پدیده های مغزی باعث این خطاهای روزمره می شود، خالی از لطف نیست.

درها: تا به حال شده وارد اتاقی شوید اما به کل فراموش کنید که اصلا برای چه وارد آن اتاق شدید؟ به گزارش خبرآنلاین، نکته جالب این است که درها می توانند مقصر اصلی این فراموشی عجیب باشند. روان شناسان دانشگاه نوتردام کشف کرده اند که عبور از یک در، باعث پدیده ای در مغز می شود که می توان آن را جداکننده رویدادی نامید. در این پدیده، عبور از در، بخشی از افکار و خاطرات را از دسته ای دیگر جدا می کند، درست همان طور که در فیلم ها عبور از یک در به معنای خارج شدن از یک صحنه و ورود به صحنه ای دیگر است. بنابراین می توان به زبان ساده گفت وقتی از یک در عبور می کنید، مغزتان اطلاعات مربوط به اتاق قبلی را کنار می گذارد و با ارائه صفحه ای سفید و جدید، خود را برای فضایی تازه آماده می کند.

ماه: وقتی برای گردش شبانه همراه با اطرافیان بیرون از خانه هستید، ماه می تواند عنصری زیبا و خاطره انگیز باشد. به احتمال زیاد برای شما هم پیش آمده است که در مواردی، ماه را بسیار بزرگ تر از معمول ببینید، با این که می دانید ماه بزرگ تر نشده و همان اندازه قبلی است. در واقع این بزرگ دیدن ماه هم یکی دیگر از خطاهایی است که مسئولش مغزمان است. به احتمال زیاد دلیل این پدیده که خطای دید ماه یا خطای دید پونزو نامیده می شود، این است که ما عادت داریم ابرها را بالای سر خودمان ببینیم و می دانیم که وقتی ابری را در افق می بینیم، آن ابر می تواند بسیار بسیار از ما دور باشد. اگر ابری در افق به اندازه ابری که بالای سرمان است به نظر بیاید، با خود فکر می کنیم: آن ابر باید خیلی بزرگ باشد و چون ماهی که در نزدیکی خط افق می بینیم به اندازه ماهی است که به طور معمول بالای سر خود می بینیم، این طور ادراک می کنیم که ماه در نزدیکی افق خیلی بزرگ است! پس در دیدن اندازه ماه مشکلی نیست، اما مغز آن را بزرگ تر پردازش می کند.

آژیرها و بوق ها: کدام یک از این صداها بدترند: صدای زنگ ساعت دیجیتالی؟ صدای کامیونی که در حال عقب آمدن برای بارگیری است یا صدای سیستم تشخیص حریق وقتی باتری آن رو به اتمام است؟ همه آن ها آزاردهنده اند. این صداها در واقع متعلق به زندگی مدرن امروزی هستند و آزاردهنده اند چون از مواردی هستند که باعث می شوند مغز کمی هنگ کند. تکامل ما در راستای شنیدن این صداها نبوده است، به همین دلیل هم برای فهم آن ها مشکل داریم.

عکس ها: همان طور که ما برای شنیدن صدای آژیرها تکامل نیافته ایم، برای دیدن عکس هم تکامل نیافته ایم! همان طور که ممکن است مادربزرگ شما یاد بگیرد با اینترنت کار کند، اما حسی درونی از آن ندارد، ما هم هشیارانه عکس ها را می بینیم و دریافت می کنیم اما مغزهای ناهشیارمان نمی توانند به راحتی آن ها را از افراد و اشیایی که از آن ها عکاسی شده است، تفکیک بدهند.

مطالعات نشان داده اند که مردم در پرتاب دارت به سمت عکس کسانی که دوست دارند، دقت خیلی کمتری دارند. همچنین مطالعه دیگری نشان می دهد که وقتی از افراد خواسته می شود عکس فردی را پاره کنند که در کودکی برایش ارزش و احترام زیادی قائل بوده اند، خیس عرق می شوند. دیدن عکس ها، برخلاف بسیاری دیگر از کارهایی که ما در زندگی روزمره خود انجام می دهیم، میلیون ها سال سابقه تکامل و تمرین ندارد و به همین دلیل هم مغز ما در جدا کردن عکس ها از واقعیت دچار مشکل می شود.

قرمز- سبز: شما رنگ قرمز- آبی را می شناسید، همان رنگی که اسمش را بنفش گذاشته ایم. در واقع رنگی دیگر هم داریم که قرمز- سبز است، اما ما هیچ اسمی برای آن نداریم، چون آن را نمی بینیم و در واقع مغزمان در برابر آن کور است! این محدودیت در درجه اول به نحوه دریافت رنگ ها برمی گردد. درون شبکیه چشم ما سلول هایی وجود دارد که دوقطبی هستند. وقتی به رنگ قرمز نگاه می کنیم، فعالیت این سلول ها به مغز می گوید که با رنگ قرمز روبه رو است و وقتی به رنگ سبز نگاه می کنیم، این سلول ها دست از فعالیت برمی دارند و این توقف فعالیت برای مغز به معنای دیدن رنگ سبز است. به طور معمول، همکاری این نوع سلول ها در شبکیه چشم به ما امکان دیدن اغلب ترکیب های رنگی را می دهد اما در مورد رنگ های قرمز و سبز، نمی توانیم هر دوی آن ها را از یک نقطه ببینیم و پردازش کنیم. البته در شرایط آزمایشگاهی می توان چشم را وادار کرد که هر ۲ رنگ را به طور هم زمان ببیند.

چرخ ها: تا به حال به چرخ های خودروهای در حال حرکت در فیلم ها نگاه کرده اید؟ حتما دیده اید که به نظر می رسد رو به عقب حرکت می کنند. دوربین های فیلم برداری از صحنه با طیفی محدود تصویر می گیرند و این در واقع خطای مغز ماست که تصاویر دارای فاصله را پیوسته پردازش می کند و فکر می کند حرکت را در آن دیده است. وقتی این تصاویر دارای فاصله از چرخ های در حال حرکت گرفته و به مغز نشان داده می شود، مغز آن ها را در حال حرکت رو به عقب پردازش می کند چون در این حالت، تفاوت ۲ تصویری که پشت سر هم آورده می شود، کمتر است. مغز ما هم از داده های بیرونی تصاویر مجزایی می گیرد، درست مانند آن چه در فیلم برداری اتفاق می افتد. بنابراین مغز ما هم در حال فیلم برداری از دنیایی است که ما در آن زندگی می کنیم . اما همیشه سرعتش به اندازه ای بالا نیست که چرخ های در حال حرکت را در همان جهتی ببیند که واقعا می چرخند.

چراغ های روشن: تا به حال شده است که ببینید کسی با نگاه کردن به یک لامپ روشن ۴ بار عطسه کند؟ آیا ممکن است کسی به نور حساسیت داشته باشد؟ به این پدیده، واکنش عطسه نوری گفته می شود، یک به هم ریختگی مغزی که زیاد شناخته شده نیست. به طور کلی، واکنش عطسه ما به طور غیرارادی و در زمانی اتفاق می افتد که چیزی مزاحم وارد بینی ما شود. واکنش دیگری که ما به طور معمول تجربه می کنیم این است که وقتی با نور زیاد روبه رو می شویم، مردمک هایمان تنگ تر می شود. همه واکنش هایی که بدن ما نشان می دهد در واقع به پیام های پیچیده درون سیستم عصبی مغز برمی گردد. چنین تصور می شود که پیام های ترکیبی می توانند نتایج ناخواسته ای را به همراه داشته باشند.

مناظر کاملا باز: وقتی مردم در بیابان، صحرا یا جنگل های تنک و خلاصه هر جا که عاری از نشانه های خاص باشد شروع به راه رفتن کنند، درون دایره ها راه می روند. آزمایش های انجام شده روی افرادی که با چشم بسته راه می رفتند، نشان می دهد که بدون نشانه های بیرونی، در دایره هایی با قطر ۲۰ متر دور خودمان می چرخیم، در حالی که باور داریم در حال راه رفتن در یک مسیر مستقیم هستیم. بر اساس مطالعات محققان موسسه زیست- ژن عصب شناسی مکس پلانک آلمان، چرخیدن به دور خود بر اثر تغییر احساس رو به جلوی فردی که در حال راه رفتن است اتفاق می افتد. با هر گام، انحراف کوچکی در سیستم حفظ تعادل مغز یا شاید سیستم هشیاری بدن اتفاق می افتد و روی احساس فرد در مورد این که مسیر مستقیم کدام است تاثیر می گذارد. این انحراف های جزئی روی هم جمع می شود و به مرور زمان باعث می شود که فرد در دایره هایی حتی با قطر کمتر دور خودش بچرخد. وقتی بتوانیم با داشتن یک ساختمان یا کوه در منظره احساس جهت یابی خود را تنظیم کنیم، این انحراف های مغز روی هم انباشته نمی شود.

تلفن ها: آیا تا به حال برایتان پیش آمده است که احساس کنید گوشی همراهتان درون جیبتان می لرزد یا زنگ می زند، اما وقتی آن را از جیبتان بیرون می آورید می بینید هیچ خبری نیست؟ اگر برای شما هم مانند اغلب مردم چنین اتفاقی می افتد، پدیده ای را تجربه می کنید که به آن لرزش خیالی گفته می شود و باز هم مغز مقصر است! مغز شما در واکنش به آشفتگی های زندگی به غلط نتیجه گیری هایی دارد. مغز با اطلاعات حسی زیادی بمباران می شود؛ مجبور است محرک های مزاحم و بی استفاده را حذف کند و سیگنال های مهم را بیرون بکشد و پردازش کند. در دوران قدیم ممکن بود منحنی هایی را که از گوشه چشم می دیدیم، به اشتباه یک مار ببینیم. اما امروزه بیشتر ما بسیار با فناوری درگیریم و مغز ما ممکن است هر چیزی مانند خش خش لباس یا صدای شکم را به اشتباه به عنوان زنگ یا لرزش گوشی همراه پردازش کند و در نتیجه باعث شود دچار توهم صدای زنگ گوشی همراه یا حتی لرزش آن شویم.

با این ۷ نکته یک ازدواج بدون دردسر داشته باشید

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

برای خوشبخت بودن هزار و یک راه وجود دارد. راه هایی که شاید یکی شان را تاکنون رفته باشید اما قطعا هزارتای شان را هنوز امتحان نکرده اید. بعضی از این راه ها آسان نیستند اما خیلی های شان را می توانید در یک چشم به هم زدن به عادات روزانه تان تبدیل کرده و خوشبختی تان را تضمین کنید.

تغییرات تدریجی اتفاق می افتند

هیچ کسی نیست که تغییر نکند و مطمئنا بعد از چند سال، شما و همسرتان هم تغییرهای زیادی خواهید کرد. یک سری از آرزوهای تان را فراموش می کنید و عادات جدیدی به دست خواهید آورد. این که از خودتان یا او توقع تغییر نکردن داشته باشید، راه خوشبخت ماندن نیست اما شما باید این تغییرات را در یک محدوده مشترک هدایت کنید. شما حق ندارید همسرتان را جا بگذارید و ظرف چند سال زیر و رو شوید اما اگر با هم وقت زیادی بگذارید، به مرور در جهت شبیه تر شدن به یکدیگر تغییر خواهید کرد و این همان چیزی است که بعد از چند سال زندگی مشترک از شما و او انتظار می رود.

برای تغییر صبر می خواهید

قطعا نامزد شما هم مثل همه آدم ها اشتباهاتی می کند؛ اشتباهات کوچکی که شاید به نظر او بی اهمیت باشند اما برای شما بدترین اتفاق ممکن تلقی می شوند و هرچه هم غر می زنید، نمی توانید او را عوض کنید و جلوی این اتفاقات را بگیرید. به جای داستان پردازی و پرونده سازی ، خواسته های تان را در ۳ جمله بیان کنید.

مثلا اگر قرار بوده روز تولد مادر شما به خانه تان بیاید اما این روز را فراموش کرده است، به جای گفتن این که تو هیچ وقت به قول هایت عمل نمی کنی تنها بگویید: « گفته بودی می آیی اما فراموش کردی، فردا بیا اما سعی کن از دل مادرم درآوری. » مشکل تان را بدون ایجاد تنش های اضافه حل کنید تا نامزدتان با دیدن محبت همیشگی و صبوری شما، در رویه اش تغییر ایجاد کند.

وقت دو نفره داشته باشید

حداقل هر هفته یک بار با هم بیرون بروید و سعی کنید فرصتی برای گفتگو با هم داشته باشید. درست است که بعد از عقد بیشتر دیدارها در خانه پدر و مادر عروس یا داماد انجام می شود یا به مهمانی های زیادی دعوت خواهید شد اما سعی کنید زمانی را برای با هم تنها بودن اختصاص دهید و در این زمان بیشتر یکدیگر را بشناسید یا درباره خط مشی زندگی آینده تان با هم صحبت کنید. به درد و دل همدیگر گوش کنید و ارتباط عاطفی بهتری پیدا کنید.

بخشش عشق می آورد

زمانی که نامزدتان انتظار دارد با او برخورد کنید و سرزنشش کنید، ببخشیدش و از کنار خطایش بگذرید. فرض کنید که ناخواسته اشتباهی که می دانسته آزار تان می دهد را انجام داده و حالا به دلیل واکنشی که از شما انتظار دارد مضطرب است. می توانید در این لحظه او را غافلگیر کنید و هم متانت و بزرگواری تان را به رخش بکشید و هم با یک بخشش غیر منتظره او را هزار برابر عاشق تر کنید.

منم منم نکنید

خیلی از ما برای صحبت کردن از احساسات مان مرتب از واژه من استفاده می کنیم. از آنجایی که در اغلب اوقات قصد بدی پشت حرف های مان نیست و فقط از سر عادت این واژه را به زبان می آوریم، خودمان متوجه فاجعه ای که این واژه به بار می آورد نمی شویم. گفتن جملاتی مثل « من امروز حوصله بیرون آمدن ندارم »، « من از رفت و آمد با فلانی راضی نیستم »، « این شرایط من را خسته کرده » و … از نظر همسرتان به هیچ وجه بیان ساده احساسات نیست بلکه او گمان می کند در تمامی این موارد، شما او را مقصر می دانید و بی کفایتی اوست که اوضاع را برای شما سخت کرده است.

حرف هایش را بشنوید

شنیدن، بزرگ ترین انتظاری است که همسر آینده تان از شما دارد. برای صحبت درباره زندگی آینده، برنامه ریزی های کاری و تحصیلی، تعیین خط مشی روابط، مسائل روزمره و خاطرات او وقت بگذارید و او را از همه توجه تان بهره مند کنید.

غلط گیری ممنوع

فکر نکنید بیشتر می دانید و می توانید اشتباهات دیگران را اصلاح کنید. این که مدام غلط های گفتاری نامزدتان را بگیرید، از لباس پوشیدن و جویدن غذای او ایراد بگیرید و احساس دانای کل بودن کنید، می تواند رابطه شما را به وضعیت خطرناکی وارد کند. این رفتار باعث خواهد شد همسرتان در مقابل شما احساس ناامنی کرده و اعتماد به نفسش پایین بیاید و زمانی که در جمع حضور دارد، برای هر کاری که می کند منتظر واکنش شما بماند یا به خاطر استرسی که در او به وجود آورده اید، بیشتر از قبل اشتباه کند. اگر می خواهید اشتباهاتش را اصلاح کنید، سعی کنید با رفتار های تان شیوه درست رفتار کردن را به او یاد بدهید، نه این که مدام در صحبت های تان غلط های او را بگیرید.

شخصیت‌ شناسی افراد از روی‌ کفش + عکس

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »

آیا می دانستید که می توانید تنها با توجه به کفش های افراد راجع به آنها قضاوت کنید؟

همین الان به کفش های خود نگاه کنید. چه کفشی به پا دارید؟ کفش های تمیز واکس خورده؟ کفش های پاشنه بلند؟ کفش های قشنگ ولی کمی فرسوده؟

کفش های شما هر طور که باشند، تحقیقات نشان می دهد که می توان با نگاه کردن به کفش های افراد راجع به شخصیتشان قضاوت کرد. به گزارش برترین ها روانشناسان دانشگاه کانزاس می گویند مدل، قیمت، رنگ و شکل ظاهری کفش ها می توانند ویژگی های احساسی و شخصیتی افراد را نشان بدهند.

http://www.seratnews.ir/files/fa/news/1391/3/26/28652_475.jpg

در جریان تحقیقات افرادی که کفش ها را مشاهده می کردند حدود ۹۰ درصد خصوصیات شخصی صاحب آن را به درستی حدس زدند. ۶۳ دانشجو به ۲۰۸ جفت کفش نگاه کردند و خصوصیات صاحب آنها را حدس زدند. صاحبان کفش ها که به طور داوطلبانه در این تحقیق شرکت کرده بودند، قبلاً پرسش نامه تست شخصیت را پر کرده بودند و از آنها خواسته شده بود کفش هایی را که بیشتر مورداستفاده قرار می دهند به محققان تحویل بدهند.

از شرکت کنندگان خواسته شد به کفش ها نگاه کنند و جنسیت، سن و موقعیت اجتماعی صاحب آنها را حدس بزنند. خصوصیات شخصیتی موردنظر عبارت بود از برون گرایی یا درون گرایی، محافظه کاری یا آزادی خواهی، ثبات احساسی، سازگاری و وجدان.

از آن جایی که کفش ها مدل ها، برندها، ظاهر و کاربرد های متفاوتی دارند می توانند حامل اطلاعاتی راجع به تفاوت های شخصی باشند. بعضی از این تفاوت ها بارز و مشخص هستند، مثلاً کفش های گرانقیمت به افراد مرفه و کفش های رنگارنگ یا روشن به افراد برون گرا نسبت داده می شوند. کفش هایی که کهنه ولی تمیز هستند، می توانند نشاندهنده وجدان کاری باشند.

از سوی دیگر کفش هایی که می توانند برای چندین هدف به کار روند نشان دهنده سازگاری و تطبیق پذیری هستند، در حالی که چکمه های کوتاه نشان دهنده خشونت هستند. کفش های نه چندان راحت شخصیت آرام فرد را نشان می دهند. کسانی که همیشه کفش های نو می پوشند و از کفش های خود مراقبت می کنند کسانی هستند که نگران ظاهر خود، قضاوت دیگران و روابط انسانی خود هستند.

افراد آزاداندیش کفش های ارزان قیمت می پوشند و به نگهداری از کفش های خود اهمیت چندانی نمی دهند.

سرگردان میان سرگرمی و بیماری

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, پزشکی, هنر و هنرمندان, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

سرگردان میان سرگرمی و بیماری

اجتماع > رفتارها – محبوبه ذالیانی:
«کلکسیونر» رمانی است که به قلم جان فاولز به نگارش درآمد و در سال۱۹۶۵فیلمی به اقتباس از آن و به کارگردانی ویلیام وایلر ساخته شد.
این فیلم داستان یک مرد جوان و ناسازگار با جامعه است که پروانه جمع می‌کند و برای تکمیل کلکسیون خود یک دختر دانشجوی هنر را می‌دزدد و در زیرزمین خانه‌اش نگه می‌دارد. در نقد این فیلم، از شخصیت اصلی آن به‌عنوان شخصیت ضداجتماعی نام برده شده است که درگیر مسائل روانشناختی است.

هرچند قضاوت در مورد افراد مجموعه‌دار براساس این خصوصیت آنها ساده‌لوحانه است اما در برخی موارد با ریشه‌یابی این مسئله به موضوعاتی در رفتار افراد برمی‌خوریم که نشان‌دهنده مشکلات شخصیتی آنهاست. با وجود این مباحث، نگهداری اشیای مختلف از گذشته میان سنین مختلف جامعه شایع بوده است. کلکسیون‌داری و جمع کردن اشیائی که می‌تواند اسکناس، کبریت، سکه، لیوان، سیگار، تسبیح، فندک و خیلی چیزهایی باشد که شاید به ذهن هم نرسد، یکی از رایج‌ترین سرگرمی‌های مردم در سراسر دنیا است و از گذشته عده بی‌شماری را در موضوعات مختلف مشغول خود کرده است. در نگاهی ساده‌تر کلکسیون‌داری یک سرگرمی گاهی ارزان و گاهی بسیار گرانقیمت است که افرادی با ویژگی‌های خاص را به‌خود جلب می‌کند.

جمع‌آوری اشیا در دوره‌ها و گروه‌های سنی مختلف، متفاوت است. دهه شصتی‌ها خوب به‌خاطر دارند که زمانی جمع‌آوری عکس بازیگران یا بریدن عکس فوتبالیست‌ها از مجله‌ دنیای ورزش و کیهان ورزشی و چسباندن آنها در یک دفتر از پرطرفدارترین کلکسیون‌های دوره نوجوانی‌شان بود . کودکی که انواع پاک‌کن، جلد آدامس‌، وسایل تخم‌مرغ شانسی، عروسک‌‌ها و ماشین‌های اسباب‌بازی را جمع می‌کند به نوعی دیگر مجموعه‌دار است. همین کودکان وقتی به سن نوجوانی پا می‌گذارند ممکن است روند کلکسیون‌داری آنها تغییر کند و به جمع‌آوری برگ درختان، تمبرها، سکه‌ها یا پوستر بازیگران روی بیاورند و زمانی‌که به دوره میانسالی رسیدند مجموعه‌دار تابلوهای نقاشی یا سر حیوانات باشند.

با این همه، در بسیاری از کشورها، مجموعه‌داری یک شغل و سرمایه‌گذاری بزرگ در دنیای تجارت است و شخص با نگاه اقتصادی اقدام به انجام این کار می‌کند. جمع‌آوری جواهرات گرانبها مانند کلکسیون جواهرات الیزابت تیلوریا خودروهای لوکس مثل مجموعه ماشین‌های لوکس دیوید بکام و تابلوهای نقاشان بزرگ جهان مثل تابلوهای نقاشی استیون اسپیلبرگ مثال‌هایی است که می‌توان به آنها اشاره کرد. با وجود این شرایط قضاوت در مورد افراد مجموعه‌دار براساس این خصوصیت آنها می‌تواند امری ساده‌لوحانه و تقریبا غیرممکن باشد.

دکتر حامد محمدی کنگرانی، روانپزشک و عضو کمیته رسانه انجمن روانپزشکان ایران در مورد خصوصیات شخصیتی مجموعه‌داران اینطور توضیح می‌دهد: «نکته مهم در این میان ویژگی‌های شخصیتی این گروه از افراد جدا از توانایی مالی است. اهداف افراد از جمع‌آوری مجموعه‌ای از اشیا متفاوت است. معمولا یکی از اهداف مجموعه‌داران، نمایش کلکسیون خود و دریافت تحسین و تمجید از بازدیدکنندگان است. به این ترتیب بخشی از خصوصیت خودبزرگ‌بینی و نمایشگری فرد ارضا شده و باعث افزایش اعتمادبه‌نفس در او می‌شود. البته این به‌خودی خود نکته منفی به‌حساب نمی‌آید و نشانه اختلال شخصیت در فرد نیست بلکه نشانه نیاز درونی همه افراد به نمایشگری و دریافت بازخورد مثبت و تحسین است مثل کودک ۸-۷ ساله‌ای که بدون اینکه اختلال شخصیتی داشته باشد، کلکسیون پاک‌کن یا تمبر دارد و با علاقه بسیار هر روز برای تمام افراد خانواده نمایشگاهی از دارایی‌های ارزشمند خود برپا می‌کند و از تعریف اطرافیان ذوق زده می‌شود. ناگفته نماند انجام این کار به پیشنهاد و تشویق خانواده در شکل‌گیری خصوصیات شخصیتی وی در آینده مؤثر است».

تأثیر محیط در شخصیت افراد

گردآورندگان اشیای مختلف، اغلب دارایی‌های خود را به دیگران می‌دهند یا خرید و فروش می‌کنند. گاهی هم هرگز به آنها دست نمی‌زنند. در واقع ممکن است اشیای جمع‌آوری شده هرگز مورد استفاده قرار نگیرند و افراد صرفاً به خاطر تماشای هراز چندگاه خودشان، تمایل بسیاری به گردآوری آنها داشته باشند.

دکتر محمدی از تأثیرات مثبت مجموعه‌داری به ارضای حس درونی، نیاز به تشویق و تقویت اعتماد به نفس البته در حد متعادل اشاره می‌کند و در این باره می‌گوید: «تشویق افرادی که مجموعه‌دار هستند برای آنها لذتبخش بوده و آنها را برای گسترش مجموعه‌شان تحریک می‌کند و از همه مهم‌تر اینکه باعث افزایش اعتماد به‌ نفسشان می‌شود. این در حالی است که اگر تعادل آن از میان برداشته شده و بیش از حد به آن پرداخته شود می‌تواند نشانه‌ اختلالات شخصیت و خودبزرگ‌بینی یا نمایشگری در فرد باشد. البته باید به این نکته توجه داشته باشیم که شکل‌گیری شخصیت هر فرد تابعی از عوامل ژنتیک، بیولوژیک، محیطی و تربیتی است اما در این میان خصوصیات شخصیتی خود شیفته (و اختلال شخصیت خود شیفته) بیش از سایر موارد، تحت‌تأثیر عوامل محیطی و تربیتی است چراکه به‌صورت فطری همه‌ افراد از تعریف و تمجید لذت می‌برند».

علاقه‌مندی به داشتن یک کلکسیون و جمع‌آوری اشیا می‌تواند نوعی موفقیت و پیشرفت فردی محسوب شود. تا جایی که هر چه این مجموعه بزرگ‌تر و وسیع‌تر باشد بر اهمیت و ارزشمندی این موفقیت و پیشرفت نیز افزوده شده و مباهات و تفاخر فرد گردآوری‌کننده را به‌دنبال دارد. یکی از مهم‌ترین فواید کلکسیون‌داری و جمع‌آوری اشیا تأثیری است که در رشد اجتماعی افراد دارد. در واقع اگر وسایل گردآوری شده از سوی اطرافیان تأیید شوند و از نظر آنها جالب‌توجه و زیبا به‌نظر برسد، باعث می‌شود فرد محبوبیت بیشتری بیابد و مورد تصدیق آنها قرار گیرد. این موضوع می‌تواند یکی از مولفه‌های اساسی افزایش اعتماد به نفس و ابراز وجود در زندگی فرد باشد.

عضو کمیته رسانه انجمن روانپزشکان ایران گریزی به نوع دیگری از کلکسیون‌داری آن هم از نوع وسایل دورریختنی دارد و در این باره می‌گوید: «‌از خصوصیات افراد با شخصیت وسواسی- اجباری که می‌تواند در حد یک اختلال باشد یا نباشد، نگهداری اشیای بدون مصرف و گاه بی‌ارزش و عدم‌توانایی در دور ریختن آنهاست. البته عقیده این افراد بر این اساس است که ممکن است زمانی این وسایل به کار بیایند؛ وسایلی مانند کیسه پلاستیک‌های خالی، خودکارهای استفاده شده، کفش‌های کهنه خود فرد یا روزنامه‌های تاریخ گذشته یا نامه‌ها و مدارک بی‌ارزش که می‌تواند خود نوعی از مجموعه‌داری باشد. این افراد درصورت دور ریختن این وسایل دچار این اضطراب می‌شوند که ممکن است در روز مبادا به آنها نیازمند شوند».

کلکسیون از نوع سنگدلانه

روانشناسان معتقدند که تجربه گردآوری نیازمند این است که فرد گردآوری کننده، گاهی اوقات به ویژگی‌های بسیار کوچک متمایز‌کننده در اشیای مربوط به مجموعه خود دقت فراوانی داشته باشد. در بیشتر موارد در اختیار داشتن دو شیء یکسان و مشابه در یک گروه مشخص و گردآوری شده امتیازی در بر ندارد و ممکن است نظم حاکم بر مجموعه را به هم بریزد یا حتی کل مجموعه را زیر سؤال ببرد. بنابراین گردآورندگان باید بسیار دقیق و نکته‌سنج باشند تا بتوانند تشخیص دهند که یک آبنبات، تمبر یا سکه جدیدشان با آنچه از قبل داشته‌اند چه تفاوتی دارد. دکتر محمدی، روانپزشک جمع‌آوری کلکسیون را میان گروه نادری از افراد که دچار نوعی خاص از اختلال شخصیت هستند اینگونه توضیح می‌دهد: «برخی از افرادی که در پی جمع‌آوری اشیا و ایجاد کلکسیون هستند ممکن است اختلال شخصیت اسکیزوتایپال داشته باشند.

این افراد گوشه‌گیر و کم‌حرف بوده و به کارهای فردی و عدم‌حضور در جمع علاقه‌ نشان می‌دهند. یکی از خصوصیات آنها علاقه به مسائل ماوراء طبیعی، خرافات و جادو است و گاهی اقدام به جمع‌آوری و نگهداری وسایل مربوط به آنها می‌کنند». دکتر محمدی نوع دیگری از مجموعه‌داری را در افراد داغدار یا سوگوار شرح می‌دهد: «گاهی فردی پس از فوت یکی از عزیزان خود اقدام به نگهداری اشیای باقیمانده از وی می‌کند یا پس از اتمام یک رابطه عاطفی یادگاری‌های به‌جا مانده از او را به‌عنوان یک گنجینه گرانبها حفظ می‌کند و به‌تدریج سعی در گسترش و افزایش این مجموعه می‌کند. این عمل به‌خودی خود مشکلی ندارد و نشانه‌ای از اختلال نیست و حتی به فرد کمک می‌کند تا با سوگ پیش آمده مقابله کند. اما در بعضی موارد بازمانده‌ فرد فوت شده اتاق و وسایل او را دقیقاً و عیناً مانند زمان زنده بودن وی نگهداری می‌کند و این موضوع ممکن است سال‌ها به‌ طول بینجامد که در این صورت به آن مومیایی کردن گفته می‌شود و از علائم نشان‌دهنده اختلال و بیماری است و نیازمند درمان است. در افراد شکست‌خورده در یک رابطه‌ عاطفی نیز گاهی فرد با مجموعه‌ وسایل شخص محبوب خود ارتباط بسیار نزدیکی برقرار می‌کند ‌طوری‌ که ممکن است این اشیا جایگزین یک رابطه‌ جدید شوند که در این صورت نیز نیازمند مداخله‌ درمانی است».

بیان این نکته حائز اهمیت است که بعضی افراد براساس علاقه شخصی به شکار، سر یا تمام بدن حیوانات شکار شده را نگهداری می‌کنند. در حالی‌که هستند شهروندان بسیاری که به‌دلیل آسیب یا حتی تخریبی که این اقدام برای محیط‌زیست دارد این کار را امری سنگدلانه می‌دانند؛ امری که گاه ناشی از خصوصیات شخصیتی کلکسیون‌داران و در نهایت خودخواهی صورت می‌گیرد. دکتر محمدی اضافه می‌کند: «گاهی افرادی که از خصوصیات شخصیتی ضداجتماعی یا حتی علائم جنون رنج می‌برند، پس از دست زدن به اعمال خلاف قانون مانند دزدی، تجاوز یا قتل نشانه‌ای را از قربانیان اعمال شنیع خود به‌عنوان یادگاری نگه می‌دارند و پس از مدتی مانند فیلم «کلکسیونر استخوان» از هر یک از قربانیان قتل‌های خود استخوانی را به یادگار در یک مجموعه نگهداری می‌کنند که این موضوع نشان‌دهنده شدت آسیب روانی در این افراد است».

مناسب ترین سن برای ارتدنسی کودکان

آموزش تربیتی, دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

مناسب‌ترین سن ارتودنسی کودکان

سلامت > آموزش – همشهری آنلاین: یک دندانپزشک گفت :ارتودنسی دندان بهتر است در دختران قبل از ۱۳ سالگی و در پسران قبل از ۱۵ سالگی انجام شود و بهترین سن مراجعه خانواده‌ها برای معاینه ارتودنسی زمان رویش دندان‌های دائمی جلوست
به گزارش ایرنا، دکتر کورش رحیمی گفت: ارتودنسی، ردیف کردن دندان‌ها به منظور زیبایی دندان‌ها است و به عنوان شاخه‌ای از علم دندانپزشکی است.

وی با اشاره به اینکه ارتودنسی ،پیشگیری از ایجاد تغییرات دائمی نادرست در ساختمان صورت است اظهار داشت: نامناسب بودن ساختمان صورت، علاوه بر زیبایی، در تنفس، تکلم و تغذیه نیز ممکن است اختلال ایجاد کند.

رحیمی اضافه کرد: بهترین زمان ارتودنسی دندان زمانی است که ساختمان‌های صورت در حال رشد و نمو هستند که عمل ارتودنسی را راحت‌تر و ساده‌تر کرده و به زمان کمتری نیاز دارد.

این دندانپزشک خاطر نشان کرد: میزان موفقیت درمان ارتودنسی پس از کامل شدن رشد و شکل گرفتن ساختمان صورت با یکدیگر بیشتر است.

به توصیه وی خانواده‌ها بایستی توجه داشته باشند که هرگاه ناهنجاری در فک و دندان‌های کودک مشاهده کردند یا کودک آنها دچار عادات غلط نظیر مکیدن انگشت دست شوند باید هر چه زودتر به دندانپزشک مراجعه کنند.

رحیمی درباره پیشگیری از ناهنجاری‌های فک و صورت اظهار داشت: در ایجاد ناهنجاری فک و صورت ارث نقش مهمی دارد ولی می‌توان با رعایت اصول بهداشتی تا حدود زیادی از این ناهنجاری‌ها جلوگیری کرد.

وی اهمیت دادن به دندان‌های شیری ،مراجعه به موقع و منظم به دندانپزشک، و جلوگیری از مکیدن انگشت، فشردن زبان به طرف جلوی دهان و به دندان را از اصول بهداشتی دهان و دندان برشمرد.

این دندانپزشک اشاره کرد: درمان ارتودنسی به دو صورت ثابت و متحرک انجام می‌شود و ارتودنسی متحرک در سنین پایین و ارتودنسی ثابت در سنین بالاتر و ناهنجاری‌های پیچیده‌تر برای بیمار انجام می‌شود .

به گفته وی مدت زمان ارتودنسی بین ۶ ماه تا ۳ سال است که نیازمند مراقبت‌های ویژه‌ای بوده و با مراجعات بیمار به مطب به طور مرتب امکان پذیر است.

رحیمی افزود: عدم رعایت بهداشت در زمانی که دندان‌ها ارتودنسی شده‌اند باعث از بین رفتن آنان می‌شود، بنابر این رعایت بهداشت با دقت بسیار زیاد در ارتونسی ثابت و تمیز کردن منظم و بی وقفه ‘براکت’ ها و لابه لای سیم‌های ارتودنسی بسیار ضروری است.

اولین فضانورد زن چینی به فضا رفت

الگوی چرخ زندگی

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, داستانهای کوتاه و زیبا, مسائل و اخبار روز اجتماعی, موفقیت, وابستگان و همبستگان گمنام, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »
[......

این مقاله به چگونگی چرخه زندگی و حرکت آن به سمت جاده آرامش و زندگی شاد می پردازد.

؛ آیا چرخ زندگی من خوب می چرخد ؟ این سئوالی است که هر چند یک بار از خود پرسیده ایم یا شاید سئوالی باشد که از یکدیگر می پرسیم اما شاید سوال مهم تر این است که چه عواملی را باید در جواب دادن به این سئوال مدنظر داشت .این مقاله به چگونگی چرخه زندگی و حرکت آن به سمت جاده آرامش و زندگی شاد می پردازد.

الگوی چرخ زندگی

الگوی چرخ زندگی به دایره ای که به ۸ قسمت مساوی تقسیم شده است اتلاق می شود که که هر یک از این قسمت ها به بررسی یک بعد از زندگی می پردازد . مطابق شکل کار و درآمد مالی ، سلامتی، تفریح و سرگرمی ، عشق، خانواده ، یادگیری و رشد ، معنویّت ، دوستان و ارتباطات قسمت های مختلف این دایره را تشکیل می دهند.

شما به هر قسمت از زندگی تان پس از بررسی نمره ۰ نا ۱۰ را می دهید و سپس خانه های مربوط به آن را متناسب با نمره نقطه گذاری می نمایید ، پس از اتصال نقطه ها به هم چرخ زندگی خود را به دست خواهید آورد.مثلاً تصویر زیر چرخ زندگی فردی است که از لحاط مالی و رشد و یادگیری و خانواده موقعیت مناسبی دارد ولی از نظر خانواده ، عشق ، تفریح و دیگر موارد شرایط مناسبی ندارد پس خوب نچرخیدن چرخ زندگیش و نداشتن آرامش آن محتمل به نظر می رسد.

برای بررسی هر یک از موارد می توانید از سولات زیر کمک بگیرید

کار و درآمد مالی

در آمد سالیانه شما چقدر است؟ کجا زندگی می کنید؟ چقدر پول نقد دارید؟ دارایی شما چقدر است؟ اگر بخواهید به سطح مالی زندگی خود نمره دهید از ۱۰ چه نمره ای می دهید؟ آیا از شغل خود راضی هستید ؟ درآمد تان خوب است؟ چقدر جای رشد و ترقّی در شغل شما وجود دارد؟ همکاران و مشتریان شما چه کسانی هستند؟

سلامتی

آیا به بیماری مبتلا هستید؟ ورزش می کنید؟ احساس می کنید چقدر زنده می مانید؟ بدنتان را هر چند وقت چک می کنید؟ روزانه غذای خوب و میزان آب مناسب مصرف می کنید؟

خانواده

آیا می توانید به خانواده خود تکیه کنید؟ چند ساعت از روز با خانواده می گذرانید؟ آیا با آنها خود به تفریح می روید؟ برای در کنار آنها بودن مشتاقید؟ آیا به خانواده خود افتخار می کنید؟

عشق و ازدواج

از ازدواج خود راضی هستید؟ در زندگی مشترک چقدر احساس یکنواختی می کنید؟ آیا ازدواج را به عنوان نقطه درخشان و آرامش بخش در زندگی می دانید ؟ آیا کسی را دارید تا به او عشق بورزید ؟ آیا کسی عاشق شماست؟

یادگیری و رشد

آیا همیشه در حال یادگیری هستید؟ به طور متوسط در ماه چه تعداد کتاب می خوانید؟ آیا به جای خواندن کتاب زیاد تلویزیون می بینید؟ (تحقیق ها نشان می دهد که مردم به صورت متوسط روزی ۶ ساعت تلویزیون می بینند یعنی چیزی حدود یک چهارم عمرشان) آیا در زمینه علم کاری خود به روز هستید؟ آیا در حال یادگیری زبان جدید هستید؟

معنویت

چه قدر حضور خدا را در زندگی خود حس می کنید؟ چقدر به دیگران کمک می کنید ؟ آیا انسان دوستید؟ آیا همدرد دیگرانید؟

دوستان

چه تعداد دوست صمیمی دارید؟ آیا در مواقع غم دوستانی دارید؟ دوستان شما چه کسانی هستند؟ آیا در داشتن دوست تنهایید؟ چقدر از با دوستانتان بودن لذت می برید؟

تفریح و سرگرمی

چه میزان از وقتتان را به عنوان وقت آزاد و سرگرمی اختصاص می دهید ؟ تعطیلات را چگونه می گذرانید؟ به کجاها سفر کرده اید؟ برای اینکه سرگرم و شاد باشید چه کارهایی می کنید؟

نکاتی در ارتباط با چرخ زندگی که گفتن آن لازم می باشد .

۱ – متناسب بودن قسمت های مختلف چرخ زندگی به اندازه کامل بودن هر قسمت اهمیت دارد ، به بیان بهتر تناسب رشد بین قسمت های مختلف زندگی هر فرد باعث زندگی نرمال تر آن می شود.

۲ – در بررسی هر قسمت می توان به موارد میزان امنیت ، رضایتمندی ، میزان انرژی دریافتی ، موفقّیت و شکست ها و از این قبیل توجه داشت.

۳ – می توان برنامه ریزی زندگی را (کوتاه مدت یا بلند مدت ) بر اساس چرخ زندگی انجام داد.

۴ – گاهی می توان برای مدتی معّین روی قسمتی خاص از زندگی متمرکز شد . مثلا اگر قرار است برای آزمون خاصی آماده شوید بهتر است برای قسمت یادگیری و رشد وقت بیشتری را بگذارید.

۵ – میزان سوالاتی که برای یک قسمت از زندگی به کار می رود کاملاً به موقعیت اجتماعی ، فرهنگی ، خانوادگی و…. بستگی دارد مثلا ممکن است برای افراد با درآمد مالی مختلف ، نمره ۸ معناهای کاملاً متفاوتی داشته باشد یعنی فردی با درآمد ۶۰۰ هزار تومان این نمره را برای خود قائل شود ولی فرد دیگری با درآمد ۶ میلیون تومان به خود نمره ای کمتر از این را بدهد.

اکسیژن ناب آرامش ، گوارای وجود

لطفا اگر دلخورید بیان کنید حرص نخورید. ناراحتی را نبلعید

آموزش تربیتی, وابستگان و همبستگان گمنام هیچ دیدگاه »

همانطور که از خوردن غذای مانده و فاسد پرهیز می کنید از جذب کردن و بلعیدن حرف های مفت و مزخرف پرهیز کنید. نگذارید حرف هایی که به نظر خودتان صحیح نمی آید و چرند است، ذهن­تان را خراب کند و باعث شود که دچار تهوع فکری شوید.

اگر دلخورید بیان کنید. اگر می ترسید ترس تان را به زبان بیاورید. گریه دارید؟ گریه کنید.

ناراحتی ها را باید ابراز کرد و گرنه بعدها می شود کابوس. می شود تیک عصبی، تنگی نفس، خارشِ تن. می شود دسیسه چینی و بهانه جویی. ناخن و لب جویدن و تند تند پاها را تکان دادن.

نگذارید کسی اعتماد به نفس شما را خدشه دار کند. با نگاه، با لبخند معنی دار، با کنایه، با حرف و طعنه. سعی کنید به خودتان ایمان بیاورید. با خودتان صلح کنید.

خودتان را همانطور که هستید دوست داشته باشید. چهره تان را، اندام تان را. آشتی با خود آغاز زندگی ست

از گذشته فرار نکنید و آن را بپذیرید. با خود مهربان باشید و اشتباهات و غفلت ها را به خودتان ببخشید. گذارید ظلم و جفای دیگران در گذشته از شما یک قربانی بسازد. در نقش قربانی رفتن گاه برای بعضی می شود همه ی محتوای زندگی شان. سالها در عزای خود می نشینند و هیچ چیز هم تغییر نمی کند. از گذشته فرار نکنید اما در گذشته هم غرق نشوید و در سوگ روزهای خوب از دست رفته ننشینید. هیچ زمانی جذاب تر از زمان حال نیست.

از خودتان به اندازه ی توانایی تان انتظار داشته باشید. سعی کنید حد توانایی تان را بشناسید.

بیشتر ما حد توانایی خود را نمی شناسیم و به همین خاطر همیشه از حد توانایی خود فراتر می رویم. ممکن هم هست در کاری موفق بشویم اما چون از توان خود بیشتر مایه گذاشته ایم، زود دچار خستگی و دلزدگی می شویم.

آدم گاهی می رود توی نقش هایی که نقش واقعی خودش نیستند و از من واقعی اش خیلی فاصله گرفته اند. بهتر است دیگران شما را نپسندند تا اینکه هر روز به جای خود در آینه چهره ی کسی را ببینید که از شما سوال می کند:

راستی تو کی هستی؟

این متن را برای همه دوستان ارسال کنیم و از آنها نیز دعوت کنیم اگر دلخوری از ما دارند آنرا به راحتی بیان نمایند و ما هم بدون ناراحتی بپذیریم تا همه ما همانگونه که در دلمان هست یکدیگر را بپذیریم و یکدل و روراست باشیم.

اگر دوست دارید ورزش کنید، ورزش کنید. اگر هم از ورزش بیزارید، ورزش نکنید. اتفاقی نمی­افتد. عشق ورزیدن را در زندگی فراموش نکنید.

هرچه هست و می ماند عشق است و دیگر هیچ.

افزایش ایمنی کودکان

آموزش تربیتی هیچ دیدگاه »

افزایش ایمنی کودکان

شهر > هویت – شهرداری تهران و نماینده یونیسف در ایران نشستی با موضوع ارتقای ایمنی کودکان برگزار کردند.
در این نشست محمدهادی مؤذن، مشاور عالی و نماینده ویژه شهردار تهران و منیر صفی‌الدین نماینده یونیسف شرکت داشتند.
موضوع گزارش سالانه امسال یونیسف شهرنشینی و چالش‌های پیش روی کودکان است که این گزارش با تکیه بر نمونه‌هایی از کشورهای با درآمد بالا، ‌متوسط و پایین به شهرنشینی و مشکلات آن برای کودکان پرداخته است.

نماینده یونیسف در ایران با اشاره به این گزارش گفت: ۵ محور اصلی در این گزارش مطرح شده‌اند که عبارتند از: «دسترسی به آب سالم»، «دسترسی به بهداشت مناسب»، «امنیت»، «مسکن، مقاومت و پایداری مسکن» و «فضای کافی برای هر فرد برای زندگی». علاوه بر اینها «زاغه‌نشینی و چالش‌های کودکان» نیز در این گزارش بررسی شده است.

مشاور عالی شهردار تهران نیزگفت: روایات متعدد و صریحی در دین اسلام وجود دارد که بر توانمند‌سازی‌ افراد تاکید دارد و از آن جمله فرمایش مولی‌الموحدین علی(ع) که می‌فرمایند «به مردم آموزش دهید که دچار جهل نشوند».

فارغ‌التحصیلی مادربزرگ ۹۷ ساله از دبیرستان

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, مسائل و اخبار روز اجتماعی, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

فارغ‌التحصیلی مادربزرگ 97 ساله از دبیرستان

اجتماع > رفتارها – همشهری آنلاین:
“آن کلاجیووانی” پیرزن ۹۷ ساله‌ای است که طی اقدامی جالب توانسته دیپلم دبیرستان خود را پس از هفتاد و هشت سال دریافت کند.
این دانش‌آموز دوران رکود در سن ۱۷ سالگی یعنی در دهه ۱۹۳۰ دبیرستان را رها کرده بود تا بتواند در فروشگاه پدرش مشغول به کار شود. وی که از اهالی اوهایو بود،‌هرگز برای تکمیل درسش به مدرسه بازنگشت و تجربه اندوزی از زندگی را به دانش‌آموزی ترجیح داد. وی تا دهه ۱۹۶۰ در فروشگاه خانوادگی به فعالیت پرداخت تا زمانی که این فروشگاه تعطیل شد.

پس از آن تاریخ وی ازدواج کرد که نتیجه این ازدواج دو دختر و ۱۱ نوه است. به گفته دختر “کلاجیووانی” زمانی که به “آن” گفته شد قرار است دیپلم دبیرستانش را دریافت کند،‌گویی دردی بزرگ از قلب او رها شد.

این دیپلم افتخاری طی مراسمی ویژه در حالی که کلاجیووانی کلاه سفید فارغ‌التحصیلی را به سر گذاشته بود اجرا شد و وی توانست هفتاد و هشت سال پس از زمان طبیعی که باید تحصیلات دبیرستانش را به پایان می‌برد،‌دیپلمش را دریافت کند.

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها