از کتاب بازگشت به خویشتن دکتر علی شریعتی

قدم سوم و یازدهم(دعا و مراقبه), مذهب دیدگاهتان را بیان کنید

نویسنده : اِنی کاظمی

دکتر علی شریعتی : خوب، من می‏خواهم در این‏جا به یک مسأله‏ی اساسی بپردازم. مسأله‏ی اساسی‏ای که در میان روشن‏فکران الان مطرح است، روشن‏فکران افریقا، روشن‏فکران آمریکای لاتین، آسیا و تازگی در ایران هم مطرح است، (اگرچه در ایران قبل از آن که روشن‏فکران اروپایی و به خصوص افریقایی مطرح کنند، مطرح بوده و بعد فراموش شده. ولی حالا چون دوباره در اروپا مطرح شد، آثار و دامنه‏اش به محافل روشن‏فکری ایران هم رسیده است.) و آن مسأله، «بازگشت به خویش: است و قبلاً باید توضیح بدهم که اگر شنیده‏اید من به مذهب تکیه می‏کنم، به اسلام تکیه می‏کنم، تکیه‏ی من به یک اسلام رفورم شده و تجدید نظر شد‏ه‏ی آگاهانه و معینی بر یک نهضت رنسانس اسلامی است و این بینش مذهبی برای من از این طریق به دست نیامده که بنشینم فرقه‏های مختلف و ادیان گوناگون را جلوی خودم بگذارم و بعد یکی یکی آن‏ها را مطالعه کنم و بالأخره به اسلام، تحت عنوان «دین برتر» معتقد شوم. بل‏که من از طریق دیگری رفته‏ام و اعلام آن طریقه در این‏جا به خاطر آن است که فقط روشن‏فکران و دانشجویان معتقد به مذهب نیستند که می‏توانند دعوت مرا گوش دهند و بپذیرند. بل‏که هر کس که روشن‏فکر است و آگاهی مستقل دارد و می‏خواهد به جامعه‏ی خودش خدمت کند و رسالت روشن‏فکری خودش را نسبت به نسل و زمان خودش حس می‏کند، می‏تواند از همین راهی که ما رفتیم برود. خلاصه بر اساس یک فکر و عاطفه‏ی مذهبی نیست که من مسأله‏ی مذهب را به این شکل، در جامعه مطرح می‏کنم. چه، اتکای من به مذهب، طوری است که یک روشن‏فکر که احساس مذهبی هم ندارد، می‏تواند با من بیاید و بر آن تکیه کند. منتهی من تکیه‏ام به عنوان یک ایمان و یک مسؤولیت اجتماعی است. ولی آن روشن‏فکر فقط به عنوان یک مسؤولیت اجتماعی می‏تواند با من شریک شود.

به هر حال، در این‏جا می‏خواهیم به عنوان روشن‏فکری که مسؤول زمان خودش، عصر و نسل خودش است، هدف از مسؤولیت خودمان را مشخص کنیم و نقش اجتماعی‏ای که روشن‏فکران و تحصیل‏کرده‏ها و انتل لکتوئل‏های جامعه‏ی آسیایی، یا اسلامی بر عهده دارند معین کنیم. (آن‏چه که گفته‏اند، آن‏چه را که بخش‏نامه کرده‏اند و از خارج املاء کرده‏اند، به عنوان ایدئولوژی جا زده‏اند، کاری نداریم.) و بعد بر اساس همان شعاری که همه‏ی روشن‏فکران مذهبی و غیر مذهبی (به خصوص از جنگ بین‏الملل دوم) مورد قبولشان است (چنان که عمر اوزگان، امه‏سه‏زر، فرانتس فانون، اوژن یونسکو، معتقدند که باید هر جامعه‏ای بر اساس تاریخ و فرهنگی که دارد، روشن‏فکر شود و با تکیه به تاریخ و فرهنگ و زبان عموم، نقش روشن‏فکری و رسالت خودش را بازی کند. بر اساس همین سه شعار.

باری، مسأله‏ی بازگشت به خویشتن، شعاری نیست که الان در دنیا مذهبی‏ها مطرح کرده باشند. بل‏که بیش‏تر روشن‏فکران مترقی غیر مذهبی این مسأله را برای اوّلین بار مطرح کرده‏اند. مانند امه‏سه‏زر در افریقا، مثل فرانس فانون، مثل ژولیوس نی‏ره‏ره، مثل جوموکنیاتا، مثل سنقرد و سنگال، مثل کاتب یاسین، نویسنده‏ی الجزایری، و مثل جلال آل احمددر ایران. این‏ها هستند که شعار بازگشت به خویش را مطرح کرده‏اند و هیچ کدامشان تیپ مذهبی نیستند. این‏ها از چهره‏های برجسته‏ی نهضت روشن‏فکری در جهان، و از رهبران ضد استعماری در دنیای سوم هستند و مورد قبول همه‏ی جناح‏ها. پس بر اساس همین دعوت می‏آییم در ایران، و در این جامعه، و این نسل، و این عصری که ما الان هستیم و مسؤول آن می‏باشیم، این مسأله را مطرح می‏کنیم و بر این اساس است که وقتی مسأله‏ی بازگشت به خویش مطرح است، برای من مذهبی، با توی غیر مذهبی که هر دو در مسؤولیت اجتماعی‏مان مشترک هستیم و به تفاهم مشترک رسیده‏ایم، مسأله تبدیل می‏شود از «بازگشت به خویش» به «بازگشت به فرهنگ خویش» و شناختن آن خویشتن که ما هستیم، و در این مسیر مطالعات است که می‏رسیم به «بازگشت به فرهنگ اسلامی و ایدئولوژی اسلامی» و اسلام، نه به عنوان یک سنت، وراثت، یک نظام یا اعتقاد موجود در جامعه، بل‏که اسلام به عنوان یک ایدئولوژی، اسلام به عنوان یک ایمان که آگاهی دارد و آن معجزه را در همین جامعه‏ها پدید آورد، و در حقیقت تکیه بر اساس احساس موروثی دینی و یا یک احساس خشک روحانی نیست. بر اساس شعار روشن‏فکرانه‏ای است که برای همه‏ی روشن‏فکران در سطح جهانی مطرح است و بر اساس آن مسأله‏ای که نویسنده‏ی کتاب «مسیح، باز مصلوب» می‏نویسد، (این کتاب به فارسی ترجمه شده و من خواندن آن را به همه‏ی دوستانم توصیه می‏کنم.) و بر اساس همین شهار است که من در ایران می‏گویم: «حسین، باز شهید». من اوّلاً می‏خواهم این را روشن کنم که بازگشت به خویش، بسیار خوب، این شعار همه است. هم شعار امه‏سه‏زر در ایران است و هم در افریقا و هم شعار فرانس فانون در جزایر آنتیل امریکای جنوبی است. و ما مطلب دیگر را باید در این منطقه‏ی فرهنگی و تاریخی و جغرافیایی روشن کنیم. وگرنه شعار بازگشت به خویش به صورت یک شعار مبهم و کلی ذهنی درمی‏آید. چنان که امروز به صورت مبتذل درآمده و آن نفی اصالت فرهنگی انسان‏ها در دنیا است برای تثبیت اصالت مطلق ارزش‏های غرب.

بخش دیدگاه ها بسته است.

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها