حجاب

اطلاعات عمومی, مسائل و اخبار روز اجتماعی, موفقیت دیدگاهتان را بیان کنید
محمد رستمی، ۲۴ مرداد ۹۱
وجوب حجاب بر زن مسلمان آزاد از احکام بدیهی اسلام است و در بین مذاهب اسلامی تقریبا اجماعی است. در مذهب شیعه اصل وجوب حجاب آنقدر بدیهی شمرده شده است که مانند اصل وجوب نماز ضروری دین محسوب می شود و منکر آن مرتد و خارج از دین محسوب می شود. بر همین اساس مسلمان شمرده شدن مذاهبی همانند اسماعیلیه نزاریه (بخصوص شاخه غالب آقاخانیه) بعلت انکار برخی احکام مانند حجاب مورد مناقشه است. در مورد حد حجاب و وجوب آن بر بنده مسلمان بحث هایی وجود دارد. بعلت موضوعیت نداشتن کنیز و غلام در جوامع امروزی بحث در این مورد فایده چندانی ندارد. در مورد حد حجاب هم در بین علمای امروزی در حد مرجع تقلید اجماع وجود دارد و در رساله های توضیح المسائل ذکر شده است. از دید تاریخی هم باز می توان ادعای اجماع کرد. بنحوی که اگر وجوب حجاب و حد آن از قرآن و سنت قابل استخراج نباشد از اجماع قابل استخراج است. نظرات شاذی از سوی برخی همانند آقای قابل ارائه شده است ولی اگر نوشته های ایشان را مطالعه کنید متوجه می شوید چندان از نظر فقهی قابل استناد نیست. تا همین جای بحث برای یک انسان مسلمان حجت است. یعنی برای یک مسلمان در مقام عمل و اعتقاد فردی هیچ چاره ای جز قبول و رعایت حجاب باقی نمی ماند. بحث های نظری بیشتر و برون فقهی در این باره فقط جهت اقناع و روشنگری است. یعنی اگر هیچ وجه عقلی هم پیدا نکنیم حجتی برای عدم رعایت حجاب یا عدم اعتقاد به آن نداریم.

در مورد اجباری بودن حجاب در سطح جامعه از دید فقهی کمتر بحث شده است. یعنی با فرض وجوب حجاب، آیا حکومت و قانون در کشور با اکثریت مسلمان در قبال رعایت حجاب مسئولیتی دارد؟ مثلا تراشیدن ریش هم بنا بر احتیاط جایز نیست ولی چنین موردی حداقل در ایران اجباری نیست. سیره حکومتی معصومین (رسول اکرم و امیرالمومنین) در این باره مبهم است. اعتراض عمده مخالفان هم به این موضوع است. یعنی به ندرت کسی مطرح کرده است که حجاب بصورت شخصی واجب نیست بلکه می گویند با فرض وجوب شخصی آن چرا بصورت اجتماعی اجباری است؟ مطرح می کنند غیر از ایران و شاید عربستان در سایر کشورهای اسلامی حجاب قانونا اجباری نیست. رویه فعلی فقها و مراجع تقلید نشان می دهد آنها نسبت به حجاب اجباری اعتراض ندارند و اغلب مشوق این نکته هستند. فقهایی چون امام خمینی و آیت الله خامنه ای هم بعنوان رییس حکومت ایران سعی بر اجرای آن داشته اند. این موارد نشان می دهد از دید فقهی حداقل بسیاری از فقها موافق و قائل به اجباری بودن اجتماعی حجاب هستد. اجباری بودن اجتماعی فقهی حجاب در تخصص نگارنده نیست و فعلا روی آن بحث نمی کنیم. اگر خوانندگان منابع یا مقالات فقهی سراغ دارند ممنون می شوم اعلام نمایند. یعنی آیا از متون دینی می توان استخراج کرد که حجاب بصورت اجتماعی هم اجباری است؟

حال سوال اینجاست اگر همه احکام اسلامی را وضع شده از روی حکمت بدانیم، چرا حجاب واجب شمرده شده است؟ در این نوشته بیشتر سعی بر این است در باب سخن گفته شود. یکی از مسائل مورد تاکید اسلام تشکیل خانواده و اهمیت آن است. ازدواج سنت مهم پیامبر شمرده شده است و فایده های متعدد در مورد آن بیان شده است. ازدواج کامل کننده نیمی از دین شمرده شده است. بر فرزنددار شدن و تربیت صحیح فرزندان تاکید زیاد شده است. سعی اسلام همواره بر گرم بودن و حفظ کانون خانواده است. اگرچه حکم طلاق تشریع شده است ولی برای اجرای آن موانعی قرار داده شده است (مثلا بصورت ابتدایی زن حق طلاق ندارد یا مهر یکی از ارکان ازدواج است تا مرد براحتی نتواند زنی را طلاق دهد) و از سویی طلاق ناپسندترین حلال نزد خداوند شمرده شده است. این که حفظ خانواده خوب است یا بد می تواند مورد مناقشه باشد ولی فکر می کنم در جامعه فعلی ایران غالب جامعه حفظ خانواده را مفید می دانند. یعنی حتی افراد غیر متدین (مثلا افراد بیحجاب) یا غیر مسلمان (اقلیت های دینی) هم تشکیل خانواده را یک ارزش می دانند و اکثریت قریب به اتفاق جامعه مصادیقی از وجود روابط بین زن و مرد را قبل از ازدواج ناپسند می شمارند. در جوامع غربی هم دید در مورد خانواده همین گونه است. یعنی بخصوص برای خانم ها ایده آل زندگی با یک مرد همراه ازدواج و تشکیل خانواده است. خانواده دوستی و وفا به ارزش های خانوادگی یک ارزش است و حتی در مبارزات انتخاباتی یک نکته مثبت محسوب می شود. همین اواخر شاهد بودیم که آقای استراوس کان بدلیل عدم رعایت این موضوع مجبور به استعفا از سمت خود شد و با وجود تبرئه از تجاوز از رقابت برای ریاست جمهوری باز ماند (اگر این مساله پیش نیامده بود به احتمال بسیار بالا رییس جمهور فعلی فرانسه آقای کان بود). یا آقای شوارتزنگر، فرماندار سابق ایالت کالیفرنیا از پایبند نبودن به همسر خود ابراز تاسف کرد. حال سوال اینجاست که عامل تحکیم خانواده چیست؟

هر چقدر هم بخواهیم بحث از عشق های لیلی و مجنونی و مقدس بودن خانواده و ارزشمندی عفت صحبت کنیم، نمی توانیم مساله جنسی را کنار بگذاریم. یعنی یکی از دلایل بسیار مهم پایداری خانواده نیاز جنسی زن و مرد به یکدیگر و ارضای نیاز جنسی آنها داخل خانواده است. اخیرا مطرح می شود یکی از دلایل عمده طلاق در ایران عدم ارضای جنسی طرفین پس از ازدواج است. آمارهایی ارائه شده است که ۵۰% تا ۸۰% طلاق ها را ناشی از این نکته اعلام می کند!!! از همین روست که ازدواج هایی که ارضا کننده نیاز جنسی زن و مرد باشد پایدارتر خواهد بود. بنابراین با فرض وجود شرایط مناسب، زمان مناسب ازدواج نیز، اوج غلیان حس جنسی یعنی ابتدای دوران بلوغ جنسی خواهد بود. اگر قرار باشد سطح جامعه محل تحریک جنسی باشد به پایداری خانواده لطمه می خورد. این موضوع در مورد مرد بسیار جدی است. دلیل این است که مرد بصورت ذاتی در امور جنسی از زن تنوع طلب تر است. یعنی اگر آماری مطالعه کنیم غالب خیانت های جنسی بعد از ازدواج از سوی مردان است. در همه جا عمل فحشا معمولا با تقاضای مرد و پرداخت مالی مرد انجام می شود. پدیده روسپیگرانه مردانه در دنیا بسیار نادر است.

در همه کشورهایی که فحشا در آنها قانونی یا متداول است مشتریان مردان هستند و بسیار نادر است زنی دنبال فحشا با پرداخت مالی باشد. بنابراین هر چقدر مرد در جامعه تحریک جنسی شود این موضوع باعث ایجاد ریسک در پایداری خانواده می شود. یعنی مردی که تحریک شده است بعلت تنوع طلبی، سعی در ارضای خود خارج از خانواده می کند. یعنی پیوسته دست به مقایسه با همسر خود می زند و بعلت تنوع طلبی سراغ محیط خارج از خانواده می رود. بخصوص در سنین بالا به علت این که مردان از نظر جنسی دوره بیشتری از عمر خود فعال هستند بعلت جذابیت کمتر همسر، این امر تشدید می شود. از همین روست که می بینیم بسیاری از خیانت های جنسی در سنین بالا و بعد از بدنیا آمدن فرزند رخ می دهد . حتی در ازدواج های موقت بسیاری موارد سن مرد بالاتر است. این موضوع با تحصیل و مطالعه و افزایش آگاهی یا شان اجتماعی حل نمی شود. برای مثال افرادی مانند بیل کلینتون (رییس جمهور سابق آمریکا)، استراوس کان (رییس سابق بانک جهانی)، سیلویو برلوسکنی (نخست وزیر سابق ایتالیا)، آرلوند شوارتزنگر (بازیگر مشهور و فرماندار سابق کالیفرنیا)، پرنس چارلز (ولیعهد انگلستان)، موشه کاتساو (رییس جمهور سابق رژیم اشغالگر قدس)، فرانسوا اولاند (رییس جمهور فعلی فرانسه)، آلبرت انشتین (فیزیکدان مشهور و برنده نوبل فیزیک)و …. با وجود تحصیلات و شخصیت اجتماعی قابل توجه و متاهل بودن بدنبال ارضای جنسی خارج از خانواده رفتند و در مواردی گرفتار رسوایی بزرگی شدند. این موارد نشان می دهد تنوع طلبی جز ذات مردان است و باید مهار شود (البته وجود آن اثرات مثبت دارد که فعلا موضوع بحث نیست). در چنین مواردی یکی از آسیب های بزرگ متوجه قشر زنان درگیر در چنین روابطی است. یعنی چنین زنانی تبدیل به کالا می شوند و اصلا پدیده فحشا از همین جا نشات می گیرد. نزد اکثریت جوامع ناپسند است که با جنسیت زنان بصورت کالا برخورد شود.

بسیاری از افراد فعال در زمینه حقوق زنان فکر می کنند اگر قوانین سخت گیرانه وضع شود موضوع حل خواهد شد. یعنی اگر مثلا در جوامع اسلامی ازدواج موقت یا چند همسری ممنوع شود، حق طلاق برای زنان وضع شود یا تعهدات سنگین برای مردان (همچین زنان) بعد از ازدواج وضع شود دیگر مردان سراغ فحشا یا روابط خارج از ازدواج نمی روند. این همان مسیری است که غرب رفته است ولی در عمل می بینیم موفق نبوده است. یعنی وقتی مردان دیده اند تعهد در صورت ازدواج سنگین خواهد بود و طلاق ساده نخواهد بود به زندگی های خارج از ازدواج رو آورده اند. در چنین زندگی هایی ضرر اصلی متوجه زنان است. جذابیت یک زن نسبت به یک مرد بازه زمانی کوتاهتری از عمر اوست. از این رو شانس تشکیل خانواده در صورتی که چنین زندگی به ازدواج منجر نشود برای زنان کمتر است .در چنین زندگی هایی مردان براحتی شانه از تعهد خالی می کنند. برای مثال در صورت بارداری از فرزند داری و حمایت مالی فرزند شانه خالی می کنند. این موضوع باعث آمار بسیار بالای سقط جنین در غرب است. مثلا در کشور کانادا سالانه حدود صد هزار مورد سقط جنین رخ می دهد (حدود یک سوم بارداری ها. مقایسه کنید با قربانیان ۱۱ سپتامبر که حدودا ۳۰۰۰ نفر بودند.)!!!

در چنین مواردی بسیاری موارد زنان بعلت عاطفی حاضر به سقط نمی شوند و مجبور هستند بچه را به تنهایی بزرگ کنند. به همین دلیل آمار مادران تنها (single mother) در غرب بشدت افزایشی بوده است. در کشورهای غربی بصورت متوسط ۴۰% کودکان حاصل روابط خارج از ازدواج هستند (این آمار در برخی کشورها به ۷۰% می رسد!!!). یعنی با ادامه این روند تا ۶۰-۷۰ سال دیگر شاهد بحران هویتی در غرب خواهیم بود. نبود پدر در زندگی یک انسان آسیب ها خاص خود را دارد. حتی شنیده ام در ایران خانواده های شهدا به علت نبود پدر به مشکلاتی بر می خورند. از سویی بر خلاف انتظار، افرادی که بعد از چند سال زندگی مشترک خارج از ازدواج، و گاها همراه فرزند! ازدواج می کنند خانوادها پایدار تشکیل نمی دهند. برای مثلا نرخ طلاق در آمریکا حدود ۵۰% است (به این آمارها دقت کنید و فکر کنید). بنابراین تجربه غرب نشان می دهد وضع قوانین سختگیرانه در این باب آب کوبیدن در هاون است. اگر قرار بود نتیجه بدهد باید تا کنون نتیجه می داد نه این که اوضاع را بدتر کند. حال چه عاملی از نظر اجتماعی می تواند به پایداری خانواده از این جهت کمک کند؟ جواب این است که باید عامل انحراف را از بین ببریم. یعنی نباید مردان تحریک شوند که بعد بخواهند دنبال ارضای خود بروند. پوشش مناسب مرد و بخصوص زن در اجتماع یکی از عوامل اساسی کمک کننده است. یعنی اگر کاری کنیم در سطح اجتماع مرد تحریک نشود کمتر بدنبال رابطه خارج از ازدواج می رود. تجربه جوامع اسلامی هم موید این نکته است. یعنی نرخ طلاق (۱۳% برای ایران که البته تا چند سال پیش کمتر از ۱۰% بود و یکی از نگرانی های اجتماعی افزایش طلاق در ایران است) و آمار کودکان خارج از ازدواج (تقریبا صفر در ایران) در جوامع اسلامی خیلی پایین تر از غرب است و نهاد خانواده بسیار مستحکم تر است. بنابراین یکی از فایده های مهم اجتماعی حفظ حجاب پایداری خانواده است. از همین جا فرق بین حجاب و احکامی از قبیل ریش تراشی مشخص می شود.حجاب یک حکم فقهی شخصی مانند نماز خواندن نیست بلکه اثرات اجتماعی دارد و در نتیجه یک حکم اجتماعی است. بر همین اساس می توان نتیجه گرفت چرا حجاب می تواند اجباری باشد و رعایت آن چه نکات مثبت اجتماعی بدنبال خواهد داشت.

بخش دیدگاه ها بسته است.

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها