اندر حکایت طعام

آموزش تربیتی, اس.ام.اس و مطالب جوک و آموزنده, اطلاعات عمومی, پرخوران گمنام, داستانهای کوتاه و زیبا, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط دیدگاهتان را بیان کنید

حکایات طعام

اجتماع > رفتارها – همشهری آنلاین-هلن صدیق بنای:حکایات بیشماری در خصوص خوردن طعام نقل کرده‌اند از آن جمله…
آورده‌اند که مردی نزد عابدی رفت و گفت: مرا عبادت کردن بیاموز… عابد پرسید: تو طعام چگونه می‌خوری؟ سیر و یا نیم سیر؟

گفت: سیر.

عابد گفت: سیر خوردن رسم چارپایان بارکش است. اول برو طعام خوردن بیاموز، بعد بیا تو را عبادت کردن بیاموزم.
در خوردن طعام نکته‌ها و سنت‌ها آورده‌اند، بعضی پیش از خوردن، بعضی پس از خوردن و بعضی در میان آن …

نخست، شستن دست و دهان است. دوم، طعام بر سفره چیند و خورد. سوم آن که نیکو بنشیند، لمیده و تکیه زده، طعام نخورد. چهارم تا گرسنه نشود دست به طعام نبرد. پنجم ، قناعت و اعتدال پیشه کند. ششم، طعام تنها نخورد. هفتم طعام به نیاز سلامت خورد نه به حرص و طمع.

  • حرص و طمع در هنگام خوردن طعام نشاید و نشانه حرص و طمع در طعام خوردن این است که یک لقمه در دهان بگذاری و بجوی و لقمه دیگر را آماده سازی و دو چشمت در لقمه دیگر باشد!
  • طعام چنان خور که گویی، تو او را خورده باشی، نه او تو را! اگر تو او را خورده باشی همه نور شود، و اگر او تو را، همه دود شود!
  • هر بامداد از خانه بیرون نروی مگر طعامی خورده باشی، زیرا، سیری موجب صبوری و بردباری است و گرسنگی، مایه خشک مغزی و سبک سری…
  • ای عزیز، بدان که خوراک دل، معرفت است، و هر چند بیش باشد بهتر. و خوراک تن، طعام است، و اگر زیادت از حد خویش بود، سبب هلاک گردد.
  • حکیمی را پرسیدند؛ روزی چه مایه طعام باید خوردن. گفت صد درم سنگ کفایت است. گفت این قدر چه قوت دهد؟ گفت؛ اینقدر تو را به پای همی دارد و هرچه برین زیادت کنی تو حمال آنی.

حکیمانه

  • حکایت زیبایی آورده‌اند که روزی انوشیروان عادل به شکار رفته بود و از لشکر جدا مانده و سخت تشنه شده بود. دهی دید، بدان ده شد و به درِ خانه‌ی رفت و آب خواست.

دخترکی بیرون آمد و او را بدید، به خانه باز آمد و نیشکری بکوفت و در آب آمیخت و کاسه ای پر کرد و به دست او داد.

انوشیروان نگاه کرد، خاشاکی چند خرد در آن کاسه دید. آب را آهسته سر کشید و تمام بخور.

دخترک را گفت: آفرین! خوش آبی آوردی، ولی اگر این خاشاک در این کاسه نبودی بهتر بود.

دخترک گفت: ای امیر، آن خاشاک به عمد اندر آن کاسه افکندم.

انوشیروان گفت: چرا؟

دخترک گفت: از آن که تو را بسیار “تشنه” دیدم و “جگر” گرم، اگر آن خاشاک نبودی تو آن آب آهسته نخوردی و تو را زیان داشتی.

انوشیروان را دانایی و زیرکی دختر عجب آمد و بسی پاداش به او داد.

  • حدیث زیبایی از امام رضا (ع) در بحار الانوار آمده‌ است که: بدن همانند زمین پاک و آماده برای زراعت است، اگر در آبادانی و

    آب دهی به آن مراقبت شود، به گونه‌ی که آب نه بیشتر از نیاز به آن برسد تا آن را غرق کند و نه از اندازه کمتر باشد تا آن

    را به خشکی گرفتار سازد، آبادانی‌اش استمرار، خرمی‌اش بیشتر و کشت آن برکت می‌یابد.

اما اگر از آن غفلت شود به تباهی می‌گراید و علف هرز در آن می‌روید. تدبیر آدمی در خوراک و نوشیدنی، سبب سامان و سلامت

آن شده و عافیت در آن ریشه می گستراند. بنگر که چه چیز با تو و با معده‌ی تو سازگار است.

تن تو با چه چیز نیرو می‌گیرد و چه خوردنی و نوشیدنی ای برای بدنت سالم‌تر است، همان را برای خویش مقرر بدار و خوراک خود گیر.
پس کلام آخر این است که انسان باید در بر آوردن این حاجت طبیعی خود پیوسته به حد اعتدال بسنده و به آن توجهی خاص نماید، بویژه

آنکه پر خوری و استفاده از تغذیه‌ای نامناسب مشکلات مادی و معنوی فراوانی را نیز به همراه دارد.

بخش دیدگاه ها بسته است.

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها