من ودخترم قربانی هوسرانی همسرم شدیم

الکلی ها و معتادان گمنام, الکلی ها ی گمنام, ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, خانوادگان معتادان/الکلی ها یا النان و نارانان, فرزندان الکلی ها/معتادان یا الاتین و ناراتین, مسائل و اخبار روز اجتماعی, نیکوتینیهای گمنام, وابستگان و همبستگان گمنام دیدگاهتان را بیان کنید

من ودخترم قربانی هوسرانی همسرم شدیم

زندگی یک زن جوان تنها با دختری نوجوان در این شهر شلوغ بسیار سخت است. ای کاش راه برگشتی برای همسرم وجود داشت تا من و دخترم مجبور نباشیم قربانی هوسرانی‌های او باشیم.

به گزارش برنا، در دادگاه قضایی شهید محلاتی با خانم جوانی برخورد کردم که نگرانی و اضطراب در چهره اش نمایان بود. از روی کنجکاوی پیش او نشستم و از او درباره علت مراجعه اش به این دادگاه سوال کردم.

زن جوان گفت: ۱۷ ساله بودم که خانواده همسرم به طور کاملا رسمی و از طریق یکی از بستگان از من خاستگاری کرده و بعد از طی شدن یک سری مراسم، من و همسرم به عقد هم درآمدیم. به خیال خودم زندگی خوب و آرامی داشتیم. ولی از آنجاییکه من ۹ سال از همسرم کوچکتر بودم، همسرم همیشه مرا به چشم بچه نگاه می کرد و به ندرت در مورد کارها و مسایل زندگی با من مشورت می کرد. از طرف دیگر از آنجاییکه همسرم بیش از اندازه وابسته و متکی به مادر و خواهرش بود، در واقع تصمیم گیرنده زندگی ما آنها بودند.

وی آه عمیقی کشید و ادامه داد: من به دلیل اینکه همسرم را دوست داشتم و نمی خواستم میان ما مشاجره ای پیش آید، همیشه از خواسته های خود گذشته و کوتاه می آمدم. چون می دانستم اگر اعتراضی هم داشته باشم، بی فایده است و او در نهایت مطیع فرمان مادر و خواهرش، کاری که بخواهد را انجام می دهد.

زن جوان که به همراه دختر نوجوانش به دادگاه آمده بود، گفت: ۹ سال از زندگی مشترکمان گذشت، آن زمان دخترم ۶ ساله بود که من متوجه تغییرات رفتار همسرم شدم. احسا س می کردم در موقعیت شغلی وی تغییراتی ایجاد شده، از او سوال می کردم ولی متاسفانه طبق معمول با تندی برخورد می کرد و جواب قانع کننده ای از او نمی شنیدم.

وی در ادامه گفت: از آن زمان بود که همسرم دیرتر از همیشه به خانه بازمی گشت، صبح ها برای رفتن به محل کار انگیزه ای نداشت و تا ظهر می خوابید و این رفتار غیرعادی به من فهماند که همسرم اعتیاد به مواد مخدر پیدا کرده است. رفته رفته وضعیت جسمی و روحی او تحت تاثیر مواد مخدر بدتر و بدتر می شد. علیرغم وضعیت روحی نامناسبی که داشتم، سعی می کردم او را از ادامه این مسیر بازدارم، که متاسفانه بی فایده بود و تنها مشت و لگد نصیبم می شد.

زن جوان در حالیکه اشک در چشمانش حلقه بسته، می گوید: از تلفن های وقت و بی وقتی که به او می شد، متوجه شدم همسرم با زن معتادی در ارتباط بوده و شب هایی که خانه نمی آمده را در خانه او و با او مشغول خوشگذرانی بوده است. که بعدا فهمیدم همسرم از طریق یکی از دوستانش با این زن آشنا شده و او را گرفتار مواد مخدر کرده است.

وی ادامه داد: بعد از اعتیاد همسرم، ۶ سال را با بدترین شرایط و به امید بهبود او تحمل کردم. در این مدت خانواده همسرم هیچ گونه حمایتی از من و دخترم نکردند. هرچه می گذشت اعتیاد او شدیدتر می شد که در نهایت متوجه شدم همسرم کراک و شیشه مصرف می کند، آن زمان بود که با دخترم برای همیشه به خانه پدرم آمدیم و از همان زمان تقاضای طلاق دادم. در حال حاضر بعد از گذشت ۱ سال و غیاب همسرم در جلسات دادگاه، حضانت همسرم را به من داده شده و چون می دانم همسرم توانایی پرداخت مهریه ام که ۳۱۴ سکه است را دارد، درخواست دریافت مهریه را داده ام.

وی در ادامه با اشاره به دختر نوجوانش گفت: دخترم تنها چیزی که از پدرش در ذهن دارد، داد و فریاد و کتک زدن های اوست. در واقع من و این بچه قربانی هوسرانی همسرم شدیم. با این حال زمانیکه سختی های ناشی از نبود پدر برای او و همچنین مشکلات اجتماع عرصه را بر من تنگ می کند، با خود می گویم ای کاش راه برگشتی برای همسرم وجود داشت تا من و دخترم مجبور نباشیم تقاص هوسرانی های او را بپردازیم.

بخش دیدگاه ها بسته است.

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها