آشنایی با شش گیاه دارویی مفید برای لاغر شدن

پرخوران گمنام دیدگاهتان را بیان کنید

آشنایی با شش گیاه دارویی مفید برای لاغر شدن

آشنایی با شش گیاه دارویی مفید برای لاغر شدن

تغذیه > آشنایی با خواص خوراکی‌ها – همشهری آنلاین:
برای لاغر شدن می‌توانید از گزینه‌های گیاهی کمک بگیرید، اما نکته مهم‌، بی‌خطر بودن این گیاهان و انتخاب صحیح آنها است.
به گزارش ایسنا، در این مقاله که در سایت تخصصی دیلی لایف به چاپ رسیده فهرست شش گیاه مفید و درعین حال ایمن و بی‌خطر برای کاهش وزن ارائه شده است که هر فردی برحسب دسترسی‌های جغرافیایی می‌تواند در صورت نیاز از مزایای آنها بهره‌مند شود.

این گیاهان عبارتند از:

-‌ جین‌سنگ: این ریشه سخت و محکم و ارزشمند در واقع در بدن حالت تعادل ایجاد می‌کند، انرژی بدن را افزایش داده و اشتها را کاهش می‌دهد. ریشه این گیاه در افزایش خلق و بهبود کیفیت خواب موثر است و همچنین نقش مهمی در سالم نگه داشتن وزن بدن دارد.

-‌ اسپیرولینا: این گیاه در واقع یک جلبک آب شیرین است. این جلبک بیش از هر خوردنی دیگری بر روی زمین حاوی آنتی‌اکسیدان است. این جلبک همچنین منبع غنی از پروتئین است که به شما احساس قدرت می‌دهد و کمک می‌کند که وزن اضافی خود را کاهش دهید.

-‌ چای سبز: مطالعات ثابت کرده است چای سبز حاوی ترکیبی است که اشتها را کم کرده و میزان سوخت و ساز بدن را افزایش می‌دهد.

-‌ قارچ‌های Reishi: این قارچ‌ها در واقع سلطان طب سنتی چین هستند. Reishi یک تونیک قدرتمند است که برای درمان و پیشگیری از چندین بیماری مهم استفاده می‌شود. این قارچ پرخاصیت همچنین سوخت و ساز را افزایش داده، قند خون را پایین می‌آورد و به تقویت سیستم ایمنی بدن کمک می‌کند.

- دارچین: این چوب خوش طعم در تنظیم قندخون بسیار موثر است و به حفظ وزن سالم بدن و کاهش ولع خوردن شیرینی‌جات کمک می‌کند.

- فلفل قرمز:

این چاشنی بسیار تند و تیز بدون هیچ عارضه جانبی و خطری، سوخت و ساز بدن را تسریع می‌کند و به لاغرشدن کمک می‌کند.

اما همچنین در بخش دیگری از این مقاله تاکید شده است که اگر قصد دارید وزن خود را کاهش دهید درعین حال از مصرف این گیاه دارویی پرهیز کنید:

-‌ ملین‌های گیاهی: بسیاری از ترکیبات گیاهی برای کاهش وزن حاوی گیاهان ملینی مثل سنا هستند که حرکات روده را تحریک می‌کنند. این گیاهان برای درمان موقت یبوست مفید هستند اما اگر مدت طولانی با هدف کاهش وزن مصرف شوند می‌توانند اعتیادآور و مضر شوند.

۹ پاسخ به “آشنایی با شش گیاه دارویی مفید برای لاغر شدن”

  1. رضا اینترنت گقت:

    تغذیه

    میان وعده‌هایی که از ولع غذایی افراد جلوگیری می‌کند

    تغذیه > توصیه‌ها و آداب – همشهری آنلاین:
    رئیس انجمن علمی غذا و تغذیه حامی سلامت، با بیان اینکه «مصرف میان وعده‌ها از ولع غذایی افراد جلوگیری می‌کند»، گفت:«افزایش تعداد وعده‌های غذایی با حجم کم در افراد چاق مانع از پرخوری آنها می‌شود.»

    دکتر ضیاءالدین مظهری در گفتگو با خبرنگار سلامت نیوز درباره لزوم مصرف میان وعده‌ها و نقش آن در کاهش یا افزایش وزن، اظهار داشت:« مصرف میان وعده‌ها هم برای کودکان و هم برای بزرگسالان توصیه می‌شود، مصرف میان وعده‌ها برای کودکان از این جهت اهمیت دارد که گلوکوژن بدن آنها به اندازه‌ای نیست که بتواند به مدت طولانی گلوکز مورد نیاز بدن آنها را تامین کند و به همین دلیل کودکان دچار افت قند شده و و این افت قند باعث کاهش تمرکز و کاهش یادگیری آنها می‌شود.»

    استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران ادامه داد:«‌«به علت نیاز بیشتر کودکان در زمان رشد به مواد مغذی و به علت کوچک بودن معده آنها، گنجاندن میان وعده ها در کنار سه وعده غذای اصلی آنها از اهمیت بسیاری برخوردار است و مصرف صبحانه در کودکان نباید فراموش شود و از نخودچی و دانه‌ها و مغزها و ساندویچ‌های خانگی و تخم مرغ و کوکوها همراه با سبزیجات و میوه‌جات می‌توان به عنوان میان وعده‌ها آنها استفاده کرد.»

    دکتر مظهری گفت:«افت قند در کودکان موجب عصبی شدن آنها می‌شود و واجب است که ما آنها را به خوردن میان وعده‌های سالم عادت دهیم تا به سمت خوردن هله و هوله‌ها نروند و استفاده از موادی مثل کنجد و گندم بو داده و برنجک منبع خوبی از انرژی به خصوص در فصل زمستان برای کودکان محسوب می‌شود.»

    وی در مورد مصرف میان وعده‌ها در بزرگسالان تصریح کرد:« مصرف میان وعده‌ها در کنار سه وعده غذای اصلی آنها توصیه می‌شود و مصرف صبحانه نقش بسیار مهمی دارد چرا که صبحانه مانند ماشین بدن عمل می‌کند که تاثیر بسزایی در اشتهای افراد برای وعده‌های بعدی دارد و مصرف یک میان وعده مناسب می‌تواند از خستگی زودرس آنها جلوگیری کرده و موجب تمرکز آنها بر کارهایشان می‌شود.»

    دکتر مظهری تاکید کرد:«استفاده از شیرینی، شکلات، چیپس و پفک به عنوان میان وعده به هیچ وجه توصیه نمی‌شود و بهتر است که از ساندویچ های خانگی به عنوان میان وعده استفاده کنند و حتما میوه و سبزیجات را در کنار این مواد غذایی مصرف کنند که در توانایی فکری و قدرت بدنی افراد نقش مهمی دارد.»

    وی افزود:«مصرف میان وعده‌ها به علت طولانی شدن زمان وعده‌های غذای اصلی، از ولع غذایی افراد جلوگیری می‌کند و باعث می‌شود که غذا را به سرعت مصرف نکنند چرا که با سرعت غذا خوردن موجب بیشتر غذا خوردن افراد می‌شود، حدود۲۰ تا ۲۵ دقیقه طول می‌کشد تا پیام غذا خوردن به مغز برسد و در این مدت فرد با احساس گرسنگی زیاد، مقدار زیادی موادغذایی مصرف می‌کند و این منجر به بروز چاقی در فرد می‌شود.»

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه « مصرف میان وعده‌ها برای افراد چاق بسیار ضروری است»، گفت:«این افراد عادت به پرخوری دارند و اگر این افراد تعداد وعده‌های غذایی خود را افزایش دهند و از حجم آن بکاهند و در واقع همان حجم سه وعده اصلی غذایی خود را به چند وعده تقسیم کنند از پرخوری آنها جلوگیری می‌شود و حتی در زمانی که رژیم غذایی دارند، مصرف میان وعده‌ها مانع از احساس گرسنگی در آنها می‌شود.»

    مظهری خاطر نشان کرد:« در افرادی که اندام متناسبی دارند، مصرف میان وعده‌ها از انباشتگی چربی در بدن آنها جلوگیری می‌کند.»

  2. رضا اینترنت گقت:

    رژیم غذایی مناسب برای کاهش کلسترول خون

    تغذیه > توصیه‌ها و آداب – اعظم محمودوند:
    یک راه کاهش کلسترول خون خوردن غذاهای گیاهی است.

    غذاهای حاوی سبزیجات، میوه‌ها، غلات کامل و حبوبات جایگزین‌های بسیار خوبی برای غذاهای پرکلسترول به شمار می‌روند. معمولا غذاهایی که از غلات تهیه شده‌اند، مانند نان‌ها، برنج، ماکارونی و غلات دیگر همچون لوبیا و نخود‌فرنگی خشک حاوی نشاسته و فیبر فراوان و چربی‌های اشباع و کالری پایین هستند. در ادامه، مطالب مفیدی را درباره رژیم غذایی مناسب برای کاهش کلسترول خون می‌خوانیم.

    به گزارش لاور کلسترول فودز، غذاهای تهیه‌شده از غلات جز بعضی از نان‌های نانوایی و نان‌های شیرینی‌پزی که باید پرچرب، حاوی شیر پرکلسترول، کره و تخم مرغ باشند، دارای مقدار اندکی چربی بد یا کلسترول LDL هستند. شما می‌توانید روزانه حداکثر ۶ تا ۱۱سهم از این گروه مواد غذایی میل کنید. اگر سطح تری گلیسیرید خونتان بالا یا چربی خوب (کلسترول HDL) خونتان پایین است، کربوهیدرات مصرفی باید کمتر از ۶۰درصد از کالری کل بدنتان را تشکیل دهد.

    مصرف غذاهای سرشار از کربوهیدرات کبدتان را وادار به افزایش تولید کلسترول خود می‌کند و به‌دنبال آن اندکی کلسترول افزایش و سپس کلسترول خون کاهش می‌یابد. اگر مایل به کاهش سطح کلسترول خونتان هستید، می‌توانید از یک رژیم غذایی با ترکیبات حیوانی پایین پیروی کنید.

    اکثر منابع غذایی حیوانی دارای چربی بد و سرشار از چربی‌های اشباع‌شده هستند. در حقیقت مصرف چربی‌های اشباع شده بیشتر از مصرف خود کلسترول می‌تواند سطح کلسترول عروق‌خونی را بالا ببرد. مواد غذایی از جمله انواع و اقسام گوشت‌های قرمز، کالباس، سوسیس، غذاهای حاوی کره، زرده تخم‌مرغ، پنیرهای پارمزان و حتی محصولات منجمد دارای چربی بد و چربی‌های اشباع شده هستند.

    با پرهیز از مصرف این نوع فراورده‌های حیوانی و مواد پروتئینی کنسروی، می‌توانید سطح کلسترول بد بدنتان را پایین آورید. یک رژیم دیگر برای کاهش کلسترول بد خونتان (LDL) رژیمی با چربی‌های ترانس پایین است. ثابت شده است که اسید چرب ترانس (چربی ترانس) سطح LDL یا همان کلسترول‌بد خون را بالا می‌برند، اما نه آن قدر زیاد که چـربی‌هـای اشباع‌شده افزایش می‌دهند. به علاوه چربی‌های ترانس می‌توانند سطح HDL یا همان چربی خوب خون را نیز کاهش دهند.

    چربی ترانس در روغن‌های گیاهی نیمه‌جامد و جامد و مواد‌غذایی نظیر چاشنی‌های سالاد، روغن‌های گیاهی ترد‌کننده شیرینی، شیرینی‌ها، غذاهای پخته شده کارخانه‌ای، غذاهای سرخ شده و انواع و اقسام غذاهای فراوری شده یافت می‌شوند که باید از خوردن آنها دوری کرد.

  3. رضا اینترنت گقت:

    الگوی مصرف چربی را تغییر دهید

    تغذیه > توصیه‌ها و آداب – چربی و روغن تأمین‌کننده بخشی از انرژی مورد نیاز بدن هستند؛ چرا که از سوخت هر گرم چربی در بدن حدود ۹‌کیلوکالری انرژی تولید می‌شود.

    همچنین چربی‌ها و روغن‌ها تعدادی از اسیدهای چرب ضروری و ویتامین‌های محلول در چربی را تأمین می‌کنند. چربی‌ها و روغن‌ها در ایجاد طعم و مزه مطبوع خوراکی‌ها نقش مهمی دارند، این در حالی است که مصرف زیاد آنها برای سلامت انسان خطراتی از قبیل بیماری‌های قلبی- عروقی، چاقی و سرطان به‌دنبال دارند.

    ثابت شده که برخی از انواع چربی‌ها برای سلامت قلب مفید هستند، در حالی که برخی دیگر ممکن است افزایش خطر بیماری‌های قلبی- عروقی را سبب شوند. براساس اعلام انستیتو تحقیقات تغذیه‌ای و صنایع غذایی کشور، روند مصرف چربی در ایران تغییر تدریجی داشته و مصرف سرانه آن در ۳۰سال گذشته به‌طور متوسط ۲برابر شده است، این در حالی است که براساس آمار ۴۰درصد مرگ‌ومیر در ایران را بیماری‌های قلبی- عروقی تشکیل می‌دهند. در مجموع به‌دنبال تغییر الگوی مصرف چربی و روغن در دنیا و جایگزینی روغن‌های جامد به مایع لازم است که نوع و میزان چربی مصرفی نیز تغییر یابد.

    به گزارش ایسنا، ترکیبات غذایی حاوی انواع مختلفی از چربی‌ها هستند که از آن جمله می‌توان چربی‌های غیراشباع، چربی‌های اشباع، چربی‌های ترانس و کلسترول را نام برد. چربی‌های غیراشباع را می‌توان سالم‌ترین نوع چربی دانست. چربی‌های غیراشباع عمدتا از منابع گیاهی به دست می‌آیند و ۲نوع اصلی را شامل می‌شوند؛ چربی‌های غیراشباع با یک باند مضاعف که عمدتا در روغن‌های گیاهی وجود دارند مانند روغن زیتون، کانولا، بادا‌م‌زمینی، ‌مغزدانه‌ها و آواکادو و چربی‌های غیراشباع که در غذاهای گیاهی و برخی از انواع ماهی‌ها یافت می‌شوند. روغن‌های گیاهی مانند آفتابگردان، ذرت، ‌کتان، پنبه‌دانه، ‌کنجد، سویا و روغن ماهی‌سالمون و تن به‌عنوان منابع غنی این نوع چربی محسوب می‌شوند.

    براساس اعلام اداره قلب و عروق وزارت بهداشت، اسیدهای چرب امگا۳ نیز گروهی از چربی‌های غیراشباع که به‌ویژه برای سلامت قلب و عروق بسیار مفیدند و موجب کاهش سطح «تری‌گلیسیرید» و «کلسترول LDL سرم» می‌شوند. ماهی‌ها مانند ماهی سالمون و ساردین و منابع گیاهی مانند گردو و روغن گردو، روغن سویا و لوبیای سویا، بذر کتان و روغن کتان از مهم‌ترین منابع اسیدهای چرب امگا۳ هستند.

    چربی‌های اشباع نیز عمدتا در منابع حیوانی مانند گوشت گاو و گوسفند پرچربی و لبنیات پرچرب یافت می‌شوند؛ اگرچه برخی از روغن‌های گیاهی مانند روغن نارگیل، کره و… نیز حاوی این نوع چربی هستند. چربی‌های اشباع برای سلامت قلب مضر هستند و مصرف آنها موجب افزایش کلسترول LDL سرم (کلسترول بد) و کلسترول تام می‌شود.

    و اما چربی‌های ترانس؛ این چربی‌ها از نظر ساختمانی شبیه چربی‌های اشباع هستند و به‌ویژه برای سلامت قلب و عروق مضرند و مصرف آنها موجب افزایش سطح کلسترول LDL، کلسترول تام و تری‌گلیسیرید سرم و کاهش سطح کلسترول HDL سرم (کلسترول خوب) می‌شوند. در برخی شرایط غیرطبیعی به‌عنوان مثال در فرایند هیدروژناسیون برای تبدیل روغن‌های مایع به جامد اسیدچرب ترانس تولید می‌شود.

    روغن‌های مایع فاقد اسیدهای چرب ترانس هستند، این در حالی است که روغن جامد و مارگارین حاوی این نوع اسید چرب هستند. از دیگر منابع اسیدهای چرب ترانس می‌توان به تنقلات مانند چیپس، کراکر، بیسکویت، شیرینی، ذرت بوداده (پاپ کورن) و غذاهای سرخ‌شده مانند ماهی سرخ‌شده، مرغ کنتاکی و سیب‌زمینی سرخ‌شده اشاره کرد.

    کلسترول هم نوعی چربی است که در ساختمان غشای سلول‌های بدن و لیپوپروتئین‌های خون وجود دارد و برای تشکیل برخی از مواد ضروری بدن مانند هورمون جنسی و نمک‌های صفراوی ضروری است. غذاهای حیوانی به‌ویژه گوشت، لبنیات و زرده تخم‌مرغ منابع غنی کلسترول هستند اما غذاهای گیاهی کلسترول ندارند.

    کلسترول خون شامل کلسترول HDL (کلسترول خوب) و کلسترول LDL (کلسترول بد) است. افزایش کلسترول LDL خون موجب فراهم شدن زمینه برای ابتلا به فشارخون بالا و افزایش ابتلا به بیماری قلبی- عروقی می‌شود، در حالی‌که افزایش کلسترول HDL از ابتلا به بیماری قلبی- عروقی پیشگیری می‌کند.

    اسیدهای چرب اشباع و به‌ویژه اسیدهای چرب ترانس موجب افزایش کلسترول LDL خون می‌شوند که اثرات سوء‌اسیدهای چرب ترانس به‌مراتب بیش از اسیدهای چرب اشباع است. از طرف دیگر مصرف غذاهای حاوی اسیدهای چرب غیراشباع سطح کلسترول LDL خون را کاهش می‌دهد.

    به‌منظور پیشگیری از عوارض سوء چربی‌های مضر و کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی- عروقی بهتر است میزان چربی رژیم غذایی بیش از ۲۵ تا ۳۵‌درصد کالری روزانه نباشد.

    با توجه به برچسب موادغذایی، مصرف غذاهای حاوی چربی غیراشباع جایگزین منابع غذایی حاوی چربی اشباع شده و چربی‌های ترانس شود؛ به‌عنوان مثال مصرف روغن مایع به جای روغن جامد یا استفاده از روغن زیتون در طبخ غذاها.
    حداقل ۲ بار در هفته از انواع ماهی‌ها به‌ویژه ماهی‌ قزل‌آلا، تن، ساردین، سالمون، به‌دلیل برخورداری از اسیدهای چرب ضروری استفاده شود.

    مصرف غذاهای پرچرب صنعتی مانند سوسیس، کالباس، پیتزا، چیپس، سیب‌زمینی و… به حداقل کاهش یابد.
    تا حد امکان از سرخ کردن غذاها اجتناب کرده و درصورت سرخ کردن حتما از روغن مایع مخصوص سرخ کردن با حرارت و زمان کوتاه استفاده شود.

  4. رضا اینترنت گقت:

    ماهی را بصورت کبابی، آب پز و بخارپز مصرف کنید

    تغذیه > توصیه‌ها و آداب – همشهری آنلاین:
    یک متخصص تغذیه و رژیم درمانی با بیان اینکه نحوه تهیه ماهی بایستی صحیح باشد گفت:‌« تهیه ماهی به صورت کبابی و آب‌پز و بخارپز ارجحیت دارد.»

    دکتر مسعود کیمیاگر در گفت و گو با خبرنگار سلامت نیوز گفت:‌” ماهی یکی از بهترین انواع گوشت و مواد پروتئینی است که چربی و کلسترول پائینی دارد و زمانی که سرخ می‌شود مقداری از استخوان‌ها و تیغ آن هم آب شده که دارای کلسیم بسیار بالایی است، همچنین مصرف ماهی برای کسانی که نمی‌توانند نمک مصرف کنند، منبع قوی ید محسوب می‌شود”.

    وی در ادامه افزود:‌«پروتئین موجود در ماهی یکی از بهترین پروتئین‌هاست و دارای امگا۳ بوده که مصرف آن جایگاه ویژه‌ای در پیشگیری از بسیاری از بیماری‌ها از جمله آلزایمر و آرتروز و دردهای مفصلی و بیماری های قلبی و عروقی دارد.»

    این متخصص تغذیه و رژیم درمانی گفت:‌«ماهی فواید بسیار زیادی دارد و بایستی نحوه تهیه آن درست باشد و باید سعی شود کمتر به صورت سرخ شده مصرف شود و با مدت زمان کوتاهی سرخ شود و تهیه آن به صورت کبابی و آب پز و بخارپز ارجحیت دارد و نباید به آن نمک زیاد زد چرا که بسیاری از فواید آن از بین می‌رود و ماهی‌های نمک سود شده خواص کمتری دارند.»

    وی گفت:‌ «مصرف ماهی هفته‌ای ۲ بار توصیه می‌شود و باید بدانیم که ماهی‌های آزاد از امگا ۳ بیشتری برخوردارند و برخی ماهی‌های پرورشی مثل ماهی قزل‌آلا هم دارای فواید زیادی است اما نسبت به ماهی‌های آزاد امگا ۳ کمتری دارند ولی ماهی‌های پرورشی به دلیل اینکه فلزات سنگینی مثل سرب و جیوه و ارسنیک در آنها وجود ندارد استفاده از این ماهی‌ها نسبت به ماهی‌های دریای آزاد که ممکن است آلوده به سرب و جیوه و … باشند، ارجحیت دارند.»

  5. نادر - بوکان گقت:

    سلام دوست خوبم آقا رضا بیل ؛ چه خبر بابا احوالی هم از ما بپرس و اگر زحمت نیست کمی در مورد بیمار اعتیاد در این صفحه مطلب بنویس . ما به تجربه شما دوست عزیز نیاز داریم . یاحق نادر .

  6. نادر - بوکان گقت:

    سلام به دوست خوبم رضاخان بیل . دوست با دانشم که به دوستی با شما افتخار می کنم . رضا جان یک خواهش دارم در صورت امکان . چند سطری در مورد دعا و مراقبه برایم بنویس . و اصلاً مراقبه از نظر شما چه معنی دارد . بسیار تا بسیار سپاسگزارم .

  7. ایلیا گقت:

    تاریخچه دعا و علوم خفیه : دعا ازابتدا خلقت با انسان همراه بوده حتی ودر جوامع و ملل مخلف دنیا به نوعی دیده شده از سیاه پوستان و آدم خوارهای جزایر گمنام افریقا گرفته تا اروپای متمدن و در دعا هر کدام به شیوه خواصی طلب یاری می نمایند.واین استمداد میتواند از نیروهای رحمانی و یا اهریمنی باشد.که کم کم انسان بخاطر اینکه از علوم پزشکی کاربرد داروها ومواد سر در نمی آورد بالاجبار رو به نیروهای غیبی آورد و در ان پیشرفتهای چشمگیری نمود تا انجایی که خیلی از بیماریهای صعب العلاج و یا لا علاج در علم پزشکی را براحتی مداوا مینمودند. ویا تاثیری مثبت بروی زندگی و یا بر رفتار افراد میگذاشتند. و کم کم پییشرفت بیشتری کرد و کاربرد علوم ریاضی نیز در ان بصورت علوم رمل و جفر نمایان شد.که دانشمندان زیادی نیز در ایران در این علوم پرورش یافتند که زبانزد خاص و عام بوده وهستند مانند شیخ بهایی و محمد غزالی ومحمد سکاکی و…

    سحر ازدیدگاه روایات:از امام جعفر صادق پرسیدن سحر چیست و اصل آن کدام است وچگونه ساحران بر اینگونه امور قدرت پیدا میکنند. حضرت فرمود سحر شکل ها و صورتهای متفاوتی دارد برخی از گونه های آن مانند طب است، همان گونه که اطبا برای هر دردی دوائی دارند،ساحران نیز برای هر آفتی صحتی و برای هر صحتی آفتی وبرای هر امر معنوی حیله ای ساخته اند.و نوع دیگرش نوعی است که اولیای شیاطین از آنها بهره میگیرند .

    پرسیدند که شیاطین چگونه سحر را می آموزند؟ فرمود از همان راهی که طبیبان طب را می آموزند برخی از راه تجربه و برخی با معالجه.

    نظر علامه طباطبائی در مورد سحر : مرحوم علامه طباطبائی میفرماید علومی که از عجایب و غرائب آثار بحث می کند بسیار است که معروفترین آنها را در میان متخصصین این فنون شهرت دارد عبارتند از:

    ۱ـ علم سیمیا ، که موضوع بحثش هماهنگ ساختن و اختلات قوای ارادی با قوای مخصوص مادی است برای دستیابی و تحصیل قدرت در تصرفات عجیب وغریب در امور طبیعی که یکی از اقسام آن تصرف در خیال مردم است و آن را سحر دیدگان مینامند.

    ۲ـ علم ریمیا : که از کیفیت تاثیرهای ارادی، در صورت اتصالش با ارواح قوی و عالی بحث میکند،که مثلا اگر اراده من متصل و مربوط شد با ارواحی که موکل ستارگان است، چه حوادثی می توانم پدید آورم؟ و یا اگر اراده من متصل شد به ارواحی که موکل بر حوادثند، وبتوانم آن ارواح را مسخر خود کنم و یا اگر ارادهام متصل شد با اجنه و توانستم آنان را مسخر خود کنم، و از آنها کمک بگیرم چه کارهائی میتوانم انجام دهم؟ که این علم را علم تسخیرات می گویند.

    ۳ـ علم هیمیا، که در ترکیب قوای عالم بالا، با عناصر پائین بحث می کند،تا از این راه به تاثیرهای عجیبی دست یابد، و آن را علم طلسمات نیز میگویند. چون کواکب و اوضاع آسمانی با حوادث مادی زمین ارتباط دارند،همانطوری که عناصر و مرکبات و کیفیات طبیعی آنها نیز اینگونه اند.(که انواع آن در اختیار این حقیر نگارنده می باشد ودر صورت لزوم میتوانید از طریق همین وبلاگ ویا ایمیل سفارش دهید.)

    ۴ـ علم ریمیا : و آن علمی است که از استخدام قوای مادی بحث می کند تا به آثار عجیب آنها دست یابد، بطوری که در حس بیننده آثاری خارق العاده در آیند واین راشعبده هم میگویند.

    ۵ـ علم کیمیا : که از کیفیت تبدیل صورت یک عنصر به عنصری دیگر بحث می کند.

    و همه این علوم پنجگانه را علوم خفیه می نامند.

    واما از جمله علومی که ملحق به علوم پنجگانه فوق است علم اعداد و اوفاق است، که از ارتباطهائی که میان اعداد و حروف و میان مقاصد آدمی است بحث میکند وعدد و یا حروفی که مناسب مطلوبش میباشد در جدولهائی به شکل مثلث ویا مربع ویا غیر ان بترتیب خواصی قرارمی دهد و در آخر آن نتیجه ای که میخواهد بدست میآورد (که لوحهای متعددی در اختیار دارم ومیتوانید سفارش دهید تا برایتان ارسال کنم)

    ونیز یکی دیگر علم خافیه است، که حروف آنچه را میخواهد،و یا آنچه از اسماء که مناسب با خواسته اش میباشد میشکند، واز شکسته آن حروف اسماء آن دسته از فرشتگان و اجنه ای که موکل بر مطلوب او هستند در می آورند. ودعائی که از آن حروف درست می شود و خواندن آن دعا برای رسیدن به مطلوبش موثر است، استخراج می کند .

    برای نوشتن دعا چه شرایطی لازم است وچگونه باید دعا نوشت :

    برای اینکه کسی دعایی را بنویسد بسته به نوع وصورت دعا شرایط مخصوص خود را دارد مثلا بعضی دعاها باید حتما عامل آن شوی تا اثر کند عامل شدن شرایط مختلفی دارد مثلا بعضی برای عامل شدنشان میبایست از روز خواصی بمدت۴۰ روز روزه بگیری و غسل کنی و چند صد و یا چند هزار بار دعا ویا آیه ای ویا نام موکلی با حضورقلب تکرار کنی و ذکر بگویی تا موکل آن بر تو ظاهر گردد ودر استخدام تو شود و دعا هائی را که مینویسی اثر بخش شوند. والبته خود دعا نوشتن نیز آداب واوقات بخصوص خود را دارد وباید در یکی از ساعت مناسب کواکب که کل آنها: زحل،مشتری،مریخ،شمس،زهره، عطارد، قمر میباشند وهر کدام مخصوص کاری استانجام شود وحتی روز و ماه را هم میبایست در نظر گرفت وبعد سفره غذای موکلان که بسته به موکلش فرق میکند ومعمولا از عسل و مغز میوهها مانند آجیل و یا شیر برنج و میوه های خوش بو و استعمال عطرهای خوش بو وبعد هم مبلغی را بعنوان ذکات دعا و مبلی نیز برای ذکات آن کنار گذاشته وبعد ازمهیا شدن همه شرایط با غسل وطهارت کامل ابتدا بخور موکلان آن ساعت و دعا را در آتش میریزم تا موکلان حاضر شوند و بخاطر اینکه اجنه ها و نیروهای منفی اضافی و شیاطین وهمزادهای بد و… دور شوند تا در دعا اخلال بوجود نیاورند شروع به خواندن اصراف میکنیم و بعد با حالات مناسب آن دعا مشغول به نوشتن یا نقش پر کردن میشویم.

    با سحر و دعا چه کارهائی می توان انجام داد :

    تقریبا میتوان هر کاری را انجام داد که چند مورد را برای شما مثال میزنم : جلب محبت،دوستی میان دو یا چند نفر که کدورت دارند،بخت گشایی ، زبان بندی ، غلبه بر دشمن، بستن شهوت مرد بطوریکه نتواند با زنی دیگر همبستر شود‌، محبت بین زوجین ، باطل کردن سحر وجادو ،چله بری، علاج بیماریها ،نازایی ، صلح میان زن و شوهر ، ازدواج با شخص دلخواه ،دور کردن اجنه و همزاد ، وسعت رزق ، رفع کسادی مغازه ، خواستن اولاد ، برای ترس و ایمنی ، احظار افراد گریخته از منزل ، احظار به محبت ، باز کردن کسی که کار او را بسته باشند ویا کسانی که مدام بد می آورند. سردی وجدائی بین دو یا چند نفر، بجهت آمدن غایب ، جلوگیری آز سفر ، قبول کردن حاجت نزد بزرگان ، برای کودکی که زیاد گریه میکند یا شبها نمی خوابد و یا میترسد. دعای چشم زخم ، خواب بندی ، رفع بیماری در اثر چشم زخم و یا آسیب اجنه و….

    برای کسانی که میخواهند سفارش دعا بدهند و یا می خواهند برایشان سر کتاب باز شود چند چیز مورد نیاز است

    ۱ـ اسم طالب و مادرش۲ـ اسم مطلوب و مادرش۳ـ مبلغی برای صدقه و ذکات دعا و هزینه سفره که بسته به نوع دعا فرق میکند.
    .
    .
    .

    این مطلب مشاهدات حضوری شخصی است از یک دعا نویس نظر شما در مورد این مسائل چیست؟
    “کاری به صحت وسقم حرفهای این بنده خدا ندارم اما واقعا این گونه مسائل در اجتماع وجود دارد”

    نمیدونم شما به این دعانویسها اعتقاد دارین و یا اینکه نمونه هایی رو دیدین که اعتقاد داشته باشن یا نه؟ مثلا مادربزرگ خودم خیلی به پزشکای دعانویس اعتقاد داره و البته به طرز عجیبی همیشه هم جواب میگیره. نمیدونم آیا اتفاقیه و یا حقیقی و یا اینکه اصلا چه جریانی پشتشون هست؟
    خودم اصلا اعتقادی به دعانویسها ندارم. مادربزرگم میگه به خاطر اینه که ایمانت ضعیفه، میگه چون دعانویسها همش از مفاتیح و قرآن دعا مینویسن و وقتی کسی اعتقادی نداره یعنی ایمانش ضعیفه…
    حالا اینو برای این نوشتم که چند روز پیش خانم همسایه ما از من خواست که تا یه جایی باهاش برم. فشار خون شوهرش یک دفعه ای زده بالا و خونریزی مغزی کرده. بچه هاش بیمارستان بودن و برای همین همراش رفتم تا یکی از شهرکهای اطراف تهران که یه پزشک دعانویس رو ببینه! وقتی بهش گفتم که من اعتقاد ندارم گفتش که نه این خانمی که میگم کارش خیلی درسته. دفعه پیش حال مادرم بد شده بود و من رفتم پیشش و به من گفت اگه مادرتون رو عمل کنین به صلاحش نیست، برای همین ما هم رضایت ندادیم که عملش کنن و الانم حالش خوبه! * وقتی رسیدیم اونجا خیلی شلوغ بود! تقریبا از جاهای زیادی از تهران و حتی شهرستان پیش اون خانم می اومدن! رفتیم پیش خانم دعا نویس دست کم نیم کیلو طلا هم به دستها و گردن و گوشش آویزون بود.
    جالبه بدونین که یک کتاب داشت که وقتی اون رو برای کسی باز میکرد ازش ۸ هزارتومن میگرفت! و به ازای نوشتن دعای باطل سحر ۱۵ هزار تومن میگرفت! البته به ۹۰ درصد خانمهایی که اونجا بودن و مشکلاتشون رو میگفتن میگفت شما سحر داری و باید باطل بشه. بعد یه سری خانمهایی که با شوهر و یا خونواده شوهرشون مشکل داشتن یه دعایی مینوشت به اسم دعای محبت کل خلایق که قیمت اینم ۱۰ هزار تومن بود! یه دعای عجیب دیگه هم بود مخصوص کسانی که در زندگی فردی دخالت میکردن به اسم زبان بند که میگفت اگه کسی اینو همراش باشه دیگه زبان فردی که تو این دعا هست بسته میشه و دیگه دخالت نمی کنه! قیمت اینم ۱۰ هزارتومن بود! بعد تصور کنین خیلی از خانمایی که می اومدن همه اینها رو با هم میگرفتن! دیگه خودتون حساب کنین درآمد روزانه خانم دکتر دعانویس رو
    * تازه اون مدتی که من اونجا بودم یه دختر ۲۹ ساله اومد که ۳ بار بخت گشایی کرده بود و نتیجه نگرفته بود (حماقت تا چه حد؟) بعدش دوباره اومده بود! با یک کاسه چینی و یک لباس زیر(؟!) و ۴۳ عدد خرما و یک قفل و مبلغ ۲۰ هزار تومن که قیمت بخت گشایی بود! جالبه که دختره گفت احساس میکنم ۲ نفر بهم چشم بد دارن و میخوام از من دور بشن، بهش گفت برو ۲ تا تخم مرغ بخر! بعدش دختره تخم مرغها رو آورد و خانم دعانویس اطراف تخم مرغ علاوه بر اسامی که دختره گفت، یک چیزهایی نوشت و کشید و گفت که تخم مرغها رو به ترتیب در روزهای زوج هفته بذاره توی یک قابلمه بدون روغن و بدون آب که بسوزن و سیاه بشن بعدش اونا رو دم در خونه شون دفن کنه!
    * روش درمان شوهر همسایه ما هم اینطوری بود که به خانم همسایه گفت یه بطری بزرگ آب معدنی و یک بسته شمع بخره. بعد در بطری رو باز کرد و توش یه چیزهایی خوند! دوبار فوت کرد و بازم چیزهایی خوند و در پایان گفت یک لیوان از این آب رو بدین شوهرتون بخوره و باقیش رو هم بریزه تو وان حمام و غسل کنه! بعد ۸ تا کاغذ در آورد و روشون دعاهایی نوشت و دور شمع ها پیچید و به خانم همسایه گفت که این شمع ها رو به ترتیب در روزهای هفته روشن کنه و در پایان خاکسترشون رو توی آب روان بریزه! (ماشالا چقدر تو تهران آب روان داریم!)
    * حالا این وسط دلم برای یک خانومه ای خیلی سوخت. اونجا طوری بود که همه بدون توجه به جمع مشکلاتشون رو میگفتن چون یه اتاق کوچیک بود. این خانومه شوهرش ۳ ماه بود که رفته بود و ازش خبری نبود. آقا بعد از یک دعوای خونوادگی قهر کرده بود رفته بود خونه مادرش، بعد زن بیچاره رو به همراه ۲ تا بچه ۲ و ۳ ساله تنها گذاشته بود. گفته بود که دیگه زن نمیخواد و میخواد طلاق بگیره. بعدش خانمه میگفت من سردرگم شدم دلم براش تنگ شده. موبایلشو فروخته، خونواده اش اول به من جواب میدادن الان تا میفهمن من زنگ زدم قطع می کنن و … از یه طرفی هم میگفت درخواست نفقه برای بچه هاش کرده چونکه خودش کار نمیکنه و درآمدی نداره… آدم دلش کباب میشد… میگفت طلاهاشو فروخته که خرجی خونه اش باشه و حالا اومده بود پیش این دعانویسه که شوهرش رو برگردونه! دعانویسه ۲۵ هزارتومان ازش گرفت و دعاهایی نوشت و عکس شوهره رو گرفت و پشت اونم چیزهایی نوشت و آخرش گفت غلط کرده برمیگرده!…
    حقیقتش خیلی دلم سوخت. موقع بیرون اومدنی همین خانمه با ما بود و بهش گفتم که به جای اینهمه پول خرج کردن میرفت یه واسطه میگرفت که بره با شوهره صحبت کنه یا دعا کنه یا هر چیز دیگه ای… خانمه جواب جالبی داد: گفت بعدا که خودت شوهر کنی و خدای نکرده یکبار شوهرت دعوات کرد و فقط یکروز ترکت کرد اونوقت میفهمی که من چی میکشم. اونوقته که به هر روشی متوسل میشی که یه ذره بهت امید بده، بهت سریعتر جواب بده که شوهرت هنوز تو و بچه هات رو دوست داره و یه روز برمیگرده:(
    راستش این خانمه بدجوری توی ذهن منه و هنوزم هر روز براش دعا میکنم. یعنی هرچقدر که به دعانویسها اعتقادی نداشته باشم دلم میخواست در مورد این خانمه درست عمل کنه و دوباره شوهرش برگرده…
    * ها، یه چیز بامزه هم بگم. یه خانمه ۴۹ ساله اومده بود و میگفت که بعد از ۳۲ ساااال تازه فهمیده که شوهرش ۳ تا زن دیگه هم داره! و برای هر کدوم از اون زنهای دیگه هم در نقاط مختلف تهران خونه خریده! این خانم از سن کم یعنی ۱۷ سالگی خودش عاشق شوهرش شده بود، میگفت شوهرش خیلی خوشتیپ و پولدار هست. تاجر بین المللی فرشه! بعد حالا هنوزم عاشق شوهرش بود و به خانم دعانویس میگفت یه کاری کن اون ۳ تا دیگه رو ندید بگیره و فقط دور من بگرده! جالبه علاوه بر دعاهایی که واسش نوشته شد گفت که باید طی مراسمی سر یک خر رو توی یه قبرستونی دفن کنه (یعنی کور شم اگه دروغ بگم) تازه بهش گفت که اگه اینها اثر نکرد، دفعه بعد بیا برات مهره مار بنویسم
    * حالا این خانومایی که میگم فکر نکنین از این خانومای خونه دار بیسواد بودنا! نه به خدا. خیلیاشون از این تیریپ با کلاسا بودن، چندتاشون حتی میگفتن خودشون مرخصی گرفتن که امروز محضر دعانویسه برسن یا شوهراشون مرخصی گرفتن که اونا رو برسونن.

  8. رضا اینترنت گقت:

    مقدمه ” مراقبه در هفت روز هفته”

    مدیتیشن، مراقبه، آرامش درونی، روحانیت

    بنام یار مهربان

    مراقبه برای یکسال.

    استفاده از روش مراقبه که فواید آن در زندگی مردمان به اثبات رسیده سابقه طولانی و ریشه در تمدنهای غنی وقدیمی داشته .در گذشته بعلت اینکه عده محدودی از رموزآن آگاهی داشتندمختص به قشر خاصی بود وبیشتر در معابدوتوسط مریدانی که در مسیر روحانیت طی طریق می نمودنداستفاده می شداماامروز فارغ از هرگونه نژاد،سن وسال، ملیت ،مذهب و جنسیت برای همگان کاربرد دارد و استفاده از این روش در زندگی روزمره؛ آرامش درونی ، بازده و راندمان بالای کاری ،صلح و آشتی، شکیبایی و تواضع و فروتنی را به ارمغان می آورد……

    مراقبه روش منحصر به فردی نیست و همانند دعا که اسلوب وقائده خاصی نداردودرهر زمان که احساس نیاز شد با تمایل درونی می توان با ذهن خود ارتباط برقرارکرد بنوعی می توان مراقبه راهماهنگ کننده شرایط بیرونی و درونی تلقی نمود یا ابزاری برای استقراردر زمان حال دانست و یا تنظیم کننده ریتم زندگی و فیلتری برای پالایش درون بر شمرد و با مراقبه می توان استرس ها ، خشم،عصبانیت و نگرانی ها را مدیریت نمودمراقبه سفری روحانیست به معبد درون که فارغ از چارچوب ها و بایدها ونبایدهاست و قسمت اعظم آن رابطه مستقیم با درک شخصی افرادبا نیروی برترشان دارد.

    مراقبه جاری شدن در جریان زندگی است و ابزاری برای رسیدن به آرامش درونی و کمال وتعالی.

    زندگی ماشینی امروز و پیشرفت علم از تحرک افراد کاسته بهمین جهت ارتباط با ذهن که رابطه مستقیم جسم وروح است محدود وکمرنگ گردیده پس باتوجه به این نکته نیاز انسان برای مراقبه بیشتر از پیش گردیده و اگر این روش به اثبات رسیده را بکار نبریم به مرور زمان محوخواهد شد و جریان زندگی کند وناموزون خواهد گردیدپس نیاز است با بکارگیری این روش پرورش ذهن در زندگی ممارست و شکیبایی به خرج دهیم تا این رویه را علمی تر و کاربردی تر به فرزندانمان وآیندگان منتقل سازیم.

    با آرامش قلبی و سکون برخود می بالم که فرصتی دست داد در کنج خلوت خود ودر آستانه چهلمین سالروز زندگی ام یازدهم آبانماه ۸۹بنا به نیاز درونی خودوهمچنین دوستان و کسانی که به آرامش درونی پی برده اند بصورت هفتگی و روزانه ۳۶۵روز مراقبه را برای علاقمندان و کسانی که طالب رسیدن به آرامش درونی هستند پیشکش نمایم تا بتوانم سهمی در ابراز دوستیمان به شماخوانندگان عزیز و همچنین وعده ملاقاتی با نیروی برترمان در قالب دعا و مراقبه (مدیتیشن) داشته باشیم.

    به امید روزی که بواسطه مراقبه در درونمان امارتی زیبا برای استقبال وحضوریار بنا کنیم.

    دوستدار همیشگی شما

    رضا – …
    .
    .
    .
    صبر و شکیبایی

    امروز به یکی دیگر از خصائص و فضیلت های انسانی می پردازیم و برای هفته ای که پیش رو داریم بیشتر در مورد آن توضیح داده و روی آن تمرکز می نمائیم.

    صبر به معنای شکیبایی ، بردباری و تحمل آمده است صبر حالتی است که بواسطه آن فرد در مقابل سختی ها ، مصائب و فشارها پایداری و استقامت می نماید و باعث می شود که رفتارهای خودمحورانه و عکس العملهای لحظه ای و به دور از منطق از خود بروز ندهد.

    شتاب و سرعت بخشیدن به بعضی از برنامه های زندگی باعث اختلال در نظم و یا عدم دست یافتن به نتایج دلخواه و قابل قبول عملکردهایمان می باشد ، سرعت در بعضی موارد خوب است اما در اکثر مواقع باعث می شود که چرخ زندگی از محور اصلی خود خارج گردد و نگرانی و اضطراب به همراه داشته باشد . زود خواهی و دردم خواهی شیوه بعضی از اشخاص است که متاسفانه فکر می کنند که صبر چرخ زندگی شان را کندتر می کند و یا برای خود توجیه می آورند که کمی ریسک در زندگی لازم است به همین جهت به کارهایشان شتاب بیشتری می دهند و بقولی میوه را نرسیده می چینند اما در نهایت انتظاراتشان نسبت به میوه رسیده وشیرین هیچگاه برآورده نمی شود.برای کامیابی و تحقق اهداف در هنگام اجرای برنامه های مهم با کمی صبر و سعه صدر هم از نظر روانی خود را آماده پذیرش شرایط جدید و رشد می نماییم و هم در بستر آرامی که صبر و زمان بوجود می آورد وسعت دید و روشن بینی بدست خواهیم آوردو هم نتیجه مناسب و مطلوب تری رقم خواهد خورد.

    صبر سرمایه با ارزشی در زندگی انسانهاست که درک و شناخت آن می تواند منجربه موفقیت و آرامش و آسایش در فرد گردد و همچنین به واسطه صبر رابطه خوبی را با خالق برقرار نمود و در کل صبر نوعی اظهار بندگی وتوکل و اتکاء به نیروی لایزال پروردگار است.

    انسانهای شکیبا و صبوردر برابررخدادهای بد و خوب زندگی انعطاف خود را از دست نمی دهند و از میدان خارج نمی گردند ، غم را به شادی تبدیل می کنند ، خستگی را خسته می کنند ، تنهایی را به وحدت و اتفاق می رسانند و از شکست پل پیروزی می سازنند و از درخت صبر میوه شادابی و موفقیت می چینند ، بی شک می توان گفت که باحلم وبردباری به هرچه می خواهید دست می یابید.

    صبر درهای سعادت و رحمت را به رویمان می گشاید و انسان را از بحرانها ها می رهاند و همچنین پذیرش مصائب را ممکن و اراده را پولادین می کند و با صبر می توان به کمالات دست یافت .

    روز اول :

    روزی در ایام کودکی ام پیله ابریشمی را بر روی درختی پیدا کردم دقیقا زمانی بود که پروانه خود را برای خروج از پیله آماده می سازد ، منتظر ماندم سرانجام چون خارج شدن پروانه به درازا کشید تصمیم گرفتم این فرایند را شتاب بخشم با حرارت دهانم آغاز به گرم نمودن پیله کردم تا اینکه پروانه خروج خود را آغاز نماید، پروانه خارج شد اما بالهایش هنوز بسته بود اندکی بعد مرد.

    بلوغی صبورانه با یاری خورشید لازم بود اما من انتظار کشیدن را نمی دانستم ، جنازه آن پروانه کوچک تا به امروز یکی از سنگین ترین بارها بر روی وجدان من است . اما همان جنازه باعث شد درک کنم که یک گناه کبیره حقیقی وجود دارد ، فشار آوردن بر قوانین بزرگ کیهان ، بردباری لازم است و نیز انتظار زمان موعود کشیدن و با اعتماد راهی را دنبال کردن که خداوند برای زندگی ما برگزیده است . مسعودلعلی*شماعظیم تر ازآنی هستید

    امروز با اعتماد و صبر به راهی که خداوند برایمان ترسیم کرده گردن می نهیم ، امروز خود را از مسیر خداوند کنار می کشیم و اجازه می دهیم که زندگی مان را کارگردانی کند ، سهم ما صبر و امیدواریست .

    ((خدایا !

    برای امروزم طلب بینش و آگاهی دارم ، تا با دلسوزی غیرموجه و احساسی شدن انجام کارهایی را که نیاز به صبر و شکیبایی دارد را شتاب و سرعت نبخشم .

    امروز با پیشه ساختن صبر ، دیدم را وسعت بخشم و جایی که توانایی حل مشکلات را ندارم یا در مصیبتی گرفتارم ، امید به تو و صبر را عجین سازم تا از درد و انتظار نتایج اعمالم رها گردم و متوازن و آرام شاهد جاری شدن قدرتت در زندگی ام باشم ))

    شعار امروز:امروز با اعتماد و صبر اجازه می دهیم خداوند زندگی مان را کارگردانی کند.

    روز دوم :

    بازار کارخوب شده بود اما پولی در بساط نبود که به کسب و کار بزند ، تمام فکر و ذکرش این بود که قسمتی از مایملک خود را بفروشد و بعنوان سرمایه در کار تجارت وارد کند ، هر شب قبل از خواب دعا می کرد تا بتواند مبلغی را که احتیاج دارد بواسطه فروش اموالش بدست آورد ، بالاخره بعد از مدتها دعا و مراقبه دعایش مستجاب شد و ملک خود را با مبلغی بالاتر از حد انتظارش فروخت و در کار سرمایه گذاری نمود و دیر نپایید که به رشدی چشمگیر دست یافت ، غرق در ثروت و پول شده بود و تمام وقت در اختیار شغل و کسب وکارش بود ، کم کم از دوستان و خانواده و نزدیکانش برید و هرچه تلاش می کرد فقط به دارایی اش اندوخته می شد و آنها، از او دورتر می شدند تا اینکه تنهای تنها شد .

    شبی بیمار شد و کسی را درکنار بالین خود نداشت تا از او پرستاری کند ، کاملا خسته واز بی کسی و تنهایی به ستوه آمده بود با حالت گریه ،دست به دعا برداشت که خدایا چرا عاقبتم چنین شده ؟ چرا دعایم را مستجاب کردی که چنین تنها و بی کس باشم…؟

    در حالت تب شدیدی که داشت به خواب فرو رفت در خواب هاتفی به او گفت تو از خدا طلب ثروت کردی و خداوند از تو صبر پیشه کردن خواست ، اگر صبر می کردی بهترین راه را برای خوشبختیت پیش رویت قرار می داد.

    *شاید بعضی مواقع حاصل کار ما بعلت شتاب و عجله به صورت مقطعی ، خوب نتیجه دهد و زودبازده باشد اما در دراز مدت با مشکل مواجه خواهیم شد .

    (( ای خالق من !

    چه عاشقانه باران مهرت را بر دل رنجور و غمدیده ام گسیل نمودی و چه امتیازات شیرینی را در مسیر زندگی پیشکشم کردی ، …. و من قدری تأمل و تعمق نکردم و بجای شکرگذاری توقعم را بالا بردم، و هرآنگاه که به صبر و شکیبایی دعوتم کردی تا درسی را بیاموزم با بی حوصله گی لب به شکوه و اعتراض گشودم وخود محورانه به زندگی ام شتاب بخشیدم و از امتیازاتی که در صبر قابل حصول است گذشتم ، امروز کمکم کن تا با فکر باز و اندیشه پاک جستجو کنم تورا ، که شناخت تو نیاز به عشق ، اعتماد ، توکل و صبوری دارد و هرآنکس که برکشتی صبرت نشیند آسوده خیال به ساحل امنت منزل گزیند.))

    شعار امروز : خدا در حال تدارک بهترین هاست اما صبر و اعتماد نیاز است.

    روز سوم :

    به ساعتش نگاه کرد بعد با سرعت پله های ساختمان را به سمت طبقات بالا دوید ، یادش آمد که کیفش را در ماشین جا گذاشته ، برگشت و جلوی درب آسانسور ایستاد ، آسانسور به کندی از طبقات پایین می آمد، دوباره به ساعتش نگاهی انداخت و خود را به پله های اضطراری رساند و به حرکت خود به سمت پارکینگ شتاب بیشتری داد ، هرچه بیشتر عجله می کرد کارها با هم تداخل می کرد ازدهام برنامه ها و عدم برنامه ریزی صحیح ، صبرش را لبریز کرده بود ، دو ساعت فرصت داشت و در این تایم محدود باید به دفتر مدیر می رفت ، به مدرسه فرزندش سر می زد و همچنین برای شرکت در مناقصه به دفتر مرکزی مترو می رفت در ضمن صبحانه هم میل نکرده بود.

    آیا بهتر نیست برنامه هایمان را طوری تنظیم کنیم که برای هر فعالیت زمان مناسبی داشته باشیم ؟

    آیا سرعت و عجله ماحصل شلوغی برنامه هایمان نیست ؟

    آیا مسبب اصلی اضطراب و نگرانی امروزما بی صبری یا کم صبری مان نیست ؟

    برای اینکه با شتاب و عجله در کارها روبرو نشویم و سعه صدر داشته باشیم بهتر است فعالیت هایمان را دسته بندی کنیم و با داشتن لیست برنامه ها اولویت ها را در نظر بگیریم و در صورت نیاز کارهایی را که لزومی ندارد خودمان انجام دهیم به دیگران واگذار کنیم.

    (( ای خالق من !

    مرا با محبت ، عشق و صبرت در برگیر و کمکم کن تا سرعت و شتاب ، سررشته زندگی و امور را از دستم نرباید

    امروز برای رسیدن به تو و گام نهادن در قلمرو معرفت تو صبر پیشه می سازم .

    مشتاقانه از تو درخواست تعادل و توازن می نمایم ، آنجا که سرعت و شتاب برنامه هایم را به هم می ریزد و ممکن است بر زمین افتم ، امروز تو با عصای صبر، مانع از واژگون شدنم باش. ))

    شعار امروز :نداشتن صبردر کارهای کوچک ، نقشه های بزرگ رابرهم میزندکنفسیوس

    روز چهارم :

    آورده اند که لقمان غلام خواجه توانگر و خوش قلبی بود ، خواجه فضائل اخلاقی بسیاری داشت اما بسیار زود رنج وضعیف بود ودر مقابل ناملایمات و سختی های زندگی شکنده و غیرانعطاف پذیربود و در بحرانها و حوادث آسیب پذیر می نمود و این خصلت ناشکیبایی خواجه ، لقمان را از درون می آزرد اما راهی نداشت تا به خواجه قوت قلب و سعه صدر را گوشزدنماید و از طرفی می ترسید بیان این ضعف اخلاقی خواجه ، محبوبیتش را نزد وی کمتر کند. روزی یکی از دوستان خواجه خربزه ای را به رسم نوبر و تعارف فرستاد و خواجه هم به خاطر لطف لقمان در این سالها ، او را کنار خود نشاند و خربزه را قطعه قطعه نمود و به او تعارف نمود ، لقمان از این لطف خرسند شد وتعارفش را اجابت نمود و شروع به خوردن خربزه کرد ، خواجه قطعه آخر را خود دردهان گذاشت و متوجه شد که خربزه به شدت تلخ بوده ، رو به لقمان کرد و گفت پس چرا از تلخی خربزه اعتراض نکردی ؟ لقمان برای درس دادن به خواجه زمان را مناسب دید و چنین گفت : درست است من به خوبی تلخی این میوه را حس کردم اما سالهای زیادی از دستان پر مهر شما لقمه های شیرین و گوارا گرفته ام سزاوار نیست که برای دریافت اولین لقمه ناگوار لب به اعتراض گشایم . خواجه از این برخورد درس عبرت گرفت و به ضعف و ناتوانی خویش در برابر ناملایمات زندگی پی برد و از آن پس به اصلاح نفس و تقویت روح خود همت گماشت و خود را به صبر و شکیبایی بیاراست.

    *گاهی اوقات فکر می کنیم که تمامی امور باید طبق خواست و اراده ما پیش برود و از نظر روانی خود را شایسته بهترین نتایج در پس عملکردهایمان می دانیم اما واضح است که اگر قرار باشد تمام اتفاقات و رویدادهای زندگی طبق خواسته من پیش برود سنگ روی سنگ بند نخواهد شد ، ما همواره در آزمون و خطاء قرار داریم و اغلب تجربه شکست های ماست که پیروزی های چشمگیری را برایمان به ارمغان می آورد ، در کسب تجربه و همچنین اتفاقاتی که دلیل منطقی برایشان پیدا نمی کنیم بهترین شیوه برخورد ، پذیرش آن و صبر و همچنین تلاش برای ساخت پل پیروزی از شکست هاست.

    (( ای خالق من !

    ای یگانه هستی بخش !

    از درون جستجویت می کنم تا به آرامش رسم ،از محبت بی پایانت گوشه چشمی نشانم ده و از چشمه سار زلال عشقت نصیبم نما، خدای من ! همانند سبزه به آب محتاج یک جواب تو ام.

    ای آرامش دهنده قلبها !

    آتش عشقت دل دریایی ام را طوفانی نموده ، تو خود راهی برای آرامشم تدبیر کن ، مرا با حلم و بردباری زینت بخش تا در صحنه زندگی هر نقشی را که تدبیر کنی به زیبایی به اجرا گذارم. ))

    شعار امروز : رویدادهای زندگی طبق خواست خدا پیش می رود، سهم ما صبر کردن است.

    روز پنجم :

    بعضی مواقع اتفاقات و رویدادهایی در زندگی انسان پیش می آید که فراتر از صبر و توان اوست مثلا عدم تحمل مرگ نزدیکان ویا…. که در این حالت فرد قانون طبیعی دنیا را نادیده گرفته یا فراموش نموده و سعی دارد با عجله و شتاب زدگی از این بحران گذر نماید ، حائز اهمیت است که این مسئله را بپذیریم در طبیعت مرگ غیر قابل انکار است و حقیقت زندگی در آن نهفته است ولی برای کم کردن درد فراق و یا قابل پذیرش نمودن آن می توان با انجام کارهای مثبت و خوب و نیز دادن خیرات روح از دست رفته را شاد و درون خود را آرام نمود و غم از دست دادنش را قابل تحمل نمود.

    یکی دیگر از نکاتی که باعث می شود فرد صبر و شکیبایی خود را از دست دهد احساس دل تنگی و بی تابی است و همچنین ناامیدی ، دلتنگی برای از دست دادن چیزی و بی تابی برای بدست نیاوردن چیز دیگر و ناامیدی بواسطه کم شدن ایمان و اعتماد به نیروهای امدادی پروردگار اگر از نظر روانی این مسئله را بپذیریم که همه چیز تحت اراده خداوند است و به فراخور حالمان یا تلاشمان درهای را به رویمان می گشاید پس بی تابی بی معناست یا اینکه چیزی را که از ما گرفته یا لایقش نبودیم و یا بودنش به ضررمان بوده پس برای لیاقت داشتن الطاف الهی سعی مان را بیشتر نموده و آن چیزهای را که گرفته از محبت و خصایص ذات حق تعالی در راستای مراقبت از ما بوده و همچنین امید را درخود تقویت می نماییم تا از طریق جذب ، هرآنچه را درخواست نموده ایم را در بهترین شکل برایمان رقم زند. پس امروز سعی کنیم قبل از انجام هر کار بذر صبر و امیدواری را دردل بکاریم و مراقب باشیم که در انجام کارهای روزانه مان چیزی یا رفتاری آرامش مان را برهم نزند و خشمگین و عصبانی نشویم چون ارزش صبر را از یاد برده و رفتارهایمان خودمحورانه واز روی اجبار بروز می نماید.

    (( آفریدگارا !

    تنهاتو هستی باقی و ماندگار ، همه فانی اند ناپایدار.

    آنجا که فقدان و غم از دست دادن عزیزی بردلم سنگینی می کند و بغض گلویم را می فشارد ، تنها نجوای نامت آبی ست بر آتش دل و حضور در آستانت و افراشته کردن دستانم به سویت هر درد جانکاهی را میسر می نماید .

    خدای من ! بینش و درکی عطاء کن که در مقابل قانون طبیعت تسلیم باشم .

    مرا از شتاب به صبر هدایت کن. ))

    شعار امروز : اگر صبر نکنم باید بجنگم

    روز ششم :

    به جملاتی که بارها و بارها شنیده ایم یا در طول روز خودمان برزبان جاری می کنیم دقت کنید. وقتی پشت چراغ قرمز قرار می گیریم ( یک ساعت چراغ قرمزه ! ) در صف مترو نگرانیم ( چرا قطار دیر کرده ؟ ) یا ( چرا اینقدر عقربه های ساعت دیر حرکت می کند؟ ) یا در رستوران هستیم (چرا غذای من هنوز آماده نشده ) یا خطاب به همسرمان برای آماده شدن برای مهمانی ( چرا زودتر لباست را نمی پوشی ؟) ( چرا فیلم شروع نمی شود ؟) و چندین جمله مشابه ، تمام جملاتی را که می شنویم و یا بیان میکنیم ، استرس، نگرانی و اضطراب را به ما منتقل می کند و منجر به عصبانیت ،خشم و بی صبری ما می شود.

    برای اینکه این جملات را نشنویم یا بر زبان جاری نکنیم بهتر است قدری صبوری را در زندگی به کار بندیم برای صبور بودن باید چند راهکار را به اجرا گذاشت تا توانست روز خوبی را برای خود رقم زد.

    وقتی ما می خواهیم چند کار را با هم انجام دهیم ، سرمان شلوغ می شود و بی صبر می شویم ، سعی کنیم که واکنش های غیر منطقی را در مقابل حالت های دشوار و نگران کننده تغییر دهیم و پذیرش شرایط را داشته باشیم صبور بودن نیاز به تغییر رفتار دارد تجربه گذشته می تواند کمکمان کند تا در وضعیت مشابه رفتارهای گذشته را تکرار نکنیم .

    برای صبور بودن باید تمرین کرد ، و توصیه می کنیم که تمرین خود را از کارهای کوچک و بی اهمیت تر شروع کنید مثلا پشت چراغ قرمز قرار گرفته اید ، با شکیبایی در رابطه با این کار کوچک خود را برای صبور بودن در شرایط بحرانی و سخت تر آماده می کنید.

    راه دیگر این است که در خود به پذیرش درونی برسید که هرکاری نیاز به زمان خاص خود را داردو تعجیل و شتاب مانعی است برای انجام امور به نحو شایسته .

    مسئله حائز اهمیت دیگر این است که اگر نقشه ها و طرحهای ما طبق خواسته مان پیش نرفت به هم نریزیم قانون طبیعت این است و به جای پیگیری مستمر و فرساینده بعضی از کارها بهتر است به خودتان استراحت و مرخصی بدهید یعنی اینکه هیچ کاری انجام ندهید چشمانتان را ببندید و آرام باشید و در ذهنتان منظره ای زیبا را تجسم کنید ، قله کوه پر برف ، دشت وسیع و سرسبز ، جنگل و صدای پرندگان ، صدای جریان آب و رودخانه را به خاطر آورید ، اینها ابزاری هستند که می تواند در لحظات شلوغ و پر استرس ما را لختی از شلوغی و بی صبری جدا کند، یکی دیگر از راههای تمرین صبر گذشت و نادیده گرفتن اشتباهات دیگران است سعی کنید که مهربانی و عطوفت را برای امروز در زندگی تان جاری کنید، تمام این عوامل تمرینی برای صبر و پایداری می باشد.

    ((خدای من !

    آنگاه که ضعف ، عدم انعطلف پذیری مرا در برمی گیرد ، باید منتظر لحظات بد باشم . نداشتن صبر و انعطاف باعث می شود همانند شاخه خشک ، ترد و شکننده باشم .

    به من بیاموز که ترس را با خودباوری و کسالت و تنبلی را با نظم و امید جایگزین نمایم تا شتاب و سرعتِ ، چرخ زندگی ام را بکاهم و صبر رادر خود ارتقاء بخشم تا از تلاش و سرسختی برای جنگیدن با واقعیات زندگی دست بردارم. ))

    شعار امروز :فکر کردن به چبزهای خوب بستری را برای به آرامش رسیدن و تصمیم گیری درست مهیا می نماید

    روز هفتم :

    نیما سعی می کرد که با اطلاق واژه ی صبور، خود را از دست حس بدی که سراغش آمده بود رها کند .

    یکی از همکارانش که درست میز کارش در کنار میز نیما بود در اکثر اوقات که نیما مشغول حسابرسی بود با صدای بلند روزنامه می خواندو با تکان دادن صندلی اش صدای گوشخراشی ایجاد می نمود و با تلفن با صدای بلند صحبت می کرد و حتی نظافت عمومی و محیط کار را هم رعایت نمی کرد و همین رفتار او باعث از دست دادن تمرکز نیما می شد و از درون رنجیده خاطر بود و نمی خواست دوستی شان بهم بخورد و این موضوع را بنوعی تحمل می نمودو در زمانهایی که رفتار آن شخص برایش غیر قابل تحمل می شد به قسمت آبدارخانه می رفت و چند دقیقه ای را آنجا می ماند تا اوضاع آرام شود و به پشت میزش برگردد و به خاطر همین تردد زیادش به آبدارخانه از طرف رئیس قسمت مربوطه مورد انتقاد قرار گرفته بود اما او نمی خواست که موضوع را عنوان کند ودر درون خود می ریخت ….

    در این جا سکوت اختیار کردن به هیچ وجه شیوه مناسب نیست و به این فرد صبور نمی گویند گاهی سکوت کردن ارزش از دست دادن آرامش ما را ندارد در چنین مواقعی زدن بعضی از حرفها بی ضرر است و حتی موجب تغییر رفتار در دوستانمان می شود و شاید بعضی ها از رفتاری که از خود بروز می دهند و موجب آزار دیگران می شود آگاهی ندارند پس بجای تحمل و حمل افکار رنجش آور دیگران ، با مهربانی و پیشنهاد دوستانمان را در کنار خود داشته باشیم و سعی مان این باشد بر روی قسمت هایی از زندگی صبوری و شکیبایی از خود نشان دهیم که رضایت خالق مان ، نفع دیگران و آرامش خودمان را به همراه داشته باشد .

    ((ای محبوب و ای معبود من !

    از خزانه لطف و کرمت استقامت ، بردباری و تحمل مصائب را ارزانی ام دار تا در زیر سایه حضورت بندگی نمایم.

    خدایا !

    لطفی کن تا بتوانم گذشت را در مواقع بی صبری و خشم از خود بروز نمایم . نگرانی های فردا را از من بگیر تا شتاب از زندگی ام زدوده شود و توکل محور شوم ، هوای نفس را درمن بکش که خالصانه بر اراده ات سر سپارم . ))

    شعار امروز:

    رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود

    *************

    رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود

    چکیده :

    به جای فشار آوردن بر قوانین بزرگ کیهان ، بردباری لازم است و نیز انتظار زمان موعود کشیدن و با اعتماد راهی را دنبال کردن که خداوند برای زندگی ما برگزیده است .
    شتاب و عجله به صورت مقطعی شاید نتیجه دهد اما در دراز مدت مشکل ساز خواهد بود
    سرعت و عجله ماحصل شلوغی برنامه هایمان می باشد.
    مسبب اصلی اضطراب و نگرانی امروز ما بی صبری یا کم صبری مان است.
    اتفاقاتی را که دلیل منطقی برایشان پیدا نمی کنیم بهترین شیوه برخورد پذیرش آن و صبر است و همچنین تلاش برای ساختن پل پیروزی از شکست هاست.
    همه چیز تحت اراده خداوند است و به فراخور حالمان یا تلاشمان درهایی را به رویمان می گشاید ، پس بی تابی بی معناست .
    سعی کنیم واکنش های غیر منطقی را در مقابل حالت های دشوار و نگران کننده تغییر دهیم و پذیرش شرایط را داشته باشیم.
    اگر نقشه ها و طرحهای ما طبق خواسته مان پیش نرفت به هم نریزیم ، قانون طبیعت چنین است.
    روی قسمت هایی از زندگی صبوری و شکیبایی از خود نشان دهیم که رضایت خالق مان ، نفع دیگران وآرامش خودمان را به همراه داشته باشد.

  9. رضا اینترنت گقت:

    دعا و مراقبه (مدیتیشن)

    پرسش: آیا اشتیاقی که در دعا اظهار می شود، راهی بسوی خدا نیست؟

    کریشنامورتی: اول باید مسائلی را که در این سوال وجود دارد، مورد بررسی قرار دهیم. سئوال بر دعا، تمرکز حواس و تفکر اشاره دارد. حالا منظور ما از دعا چیست؟ پیش از هر چیز، در دعا نوعی التجا و التماس به آن چه که خداوند یا حقیقت می نامیم وجود دارد. شما به عنوان یک فرد، از آن چه که نامش را خدا می گذارید، درخواست، التجا و طلب کمک و هدایت می کنید؛ بدین ترتیب، شما در پی پاداش و رضایت خاطر هستید. مثلا وقتی گرفتاری های کشوری و فردی دارید، برای هدایت دست به دعا بر می دارید یا آشفته و پریشان هستید و درخواست سروسامان گرفتن می کنید و آن چه را که خدا می نامید به یاری می طلبید. این سخن اشاره بر آن دارد که خداوند- حال خداوند چیست به جای خود محفوظ؛ فعلا به بحث در این باره نمی پردازیم – آشفتگی هایی را که شما و من آفریده ایم باید سروسامان بخشد. در حالی که به هر حال این ما هستیم که تمامی این پریشانی، مصیبت، هرج و مرج، ظلمی که لرزه بر اندام می اندازد و نبود عشق را آفریده ایم و حالا می خواهیم که خدا به کارمان سر و سامان بخشد؛ به عبارت دیگر، می خواهیم که شخص دیگری پریشانی، مصیبت، غم و اندوه و تعارض ما را از میان ببرد، به دیگری التماس می کنیم که برای مان نور و شادی بیاورد.

    البته وقتی برای چیزی دعا می کنید، خواهش می کنید، التماس می کنید، معمولا حاصل می شود. وقتی چیزی می خواهید، آن را دریافت می کنید؛ ولی آنچه دریافت می کنید، ایجاد نظم نمی کند؛ زیرا آن چه دریافت می کنید، نه صراحت بخش است و نه ادراکی ایجاد می کند. تنها کارش راضی کردن و تشفی بخشیدن است؛ ولی موجب ادراک نخواهد شد، زیرا وقتی شما چیزی را طلب می کنید، همان چیزی را که خود متجلی می کنید، دریافت می دارید. چطور ممکن است حقیقت – خداوند – درخواست شما را استجابت کند. آیا آنچه که در اندازه نمی گنجد و غیرقابل وصف است، می تواند در قید نگرانی ها، مصایب و پریشانی های جزئی ما باشد که خود آفریده ایم؟ پس آن چه دعا را مستجاب می کند چیست؟ بی شک آن چه در اندازه نمی گنجد، به آن چه قابل اندازه گیری و جزیی و کوچک است پاسخ نمی گوید. پس چه چیزی جوابگو است؟ در لحظه ای که دعا می کنیم به طور نسبی در آرامش ایم، در حالتی هستیم که قابلیت پذیرش داریم؛ از این رو، ناخودآگاه خود ما موجب نوعی صراحت زودگذر می شود. چیزی می خواهیم، آرزویش را داریم، در آن لحظه درخواست خاضعانه، قابلیت پذیرش نسبی را داریم، خودآگاه ما، ذهن فعال ما، به طور نسبی آرام است؛ بنابراین، ناخودآگاه خود را در آن منعکس می کند و ما پاسخ خود را می گیریم. شکی نیست که پاسخ نه از جانب حقیقت است و نه از جانب آن چه قابل اندازه گیری نیست؛ آن چه پاسخ می دهد، ناخود آگاه خود ماست. بنابراین، بیایید دچار گمراهی نشویم و خیال نکنیم که وقتی به دعای مان پاسخ گفته می شود، در ارتباط با حقیقت قرار می گیریم. حقیقت باید به سوی ما بیاید؛ ما نمی توانیم به سوی آن برویم.

    در این مساله دعا، یک عامل دیگری نیز دخیل است: پاسخ آن چه که ما به آن ندای درونی می گوییم. همان طور که گفتم، وقتی ذهن به عجز و لابه و التماس می پردازد، نسبتا آرام است؛ وقتی شما به ندای درونی گوش می کنید، به صدای خود که خود را در ذهن نسبتا آرام متجلی کرده است، گوش می کنید. چنین چیزی هم نمی تواند ندای حقیقت باشد. ذهنی که پریشان، جاهل، مشتاق، طالب و ملتمس است، چطور می تواند حقیقت را درک کند؟ ذهن، زمانی می تواند به دریافت حقیقت نایل شود که به طور مطلق ساکت باشد؛ نه خواستار چیزی باشد، نه اشتیاق به خرج دهد، نه آرزو و نه خواهش کند؛ چه برای خود، چه برای کشور و چه برای دیگری. وقتی ذهن به طور مطلق آرام بود و وقتی آرزو متوقف شد، در آن صورت فقط حقیقت جلوه خواهد کرد. آن کس که طالب و ملتمس و ملتجا است و اشتیاق هدایت شدن دارد، آن چه را در جست و جوی آن است، دریافت خواهد داشت؛ اما حقیقت نیست. آن چه دریافت می کند، پاسخ لایه های ناخودآگاه ذهن خود اوست که خود را در خودآگاه او متجلی می کنند؛ آن صدای ضعیف آرام که او را هدایت می کند، حقیقت نیست، بلکه صرفا پاسخ ناخودآگاه است.

    در این مساله نیایش، مساله تمرکز حواس نیز مطرح است. برای بیشتر ما تمرکز حواس روندی انحصارگر است. تمرکز حواس به کمک تلاش، اجبار، هدایت و تقلید ایجاد می شود و از این رو، روندی انحصارگر به شمار می آید. من به آن چه به اصطلاح مراقبه می نامند علاقه مندم؛ ولی افکارم پریشان است؛ بنابراین، ذهنم را بر روی یک تصویر، یک صورت ذهنی و یا یک پندار متمرکز می کنم و افکار دیگر را به کنار می زنم. این روند تمرکز حواس که انحصارگری به همراه دارد، نوعی وسیله مراقبه به حساب می آید و این همان کاری است که می کنیم. وقتی می نشینید تا به مراقبه بپردازید، به خیال خود ذهنتان را روی یک واژه، یک صورت ذهنی و یا یک تصویر متمرکز می کنید؛ اما ذهن همه جا در گردش است. ایده ها، افکار و احساسات دیگر مرتب اخلال می کنند و شما سعی می کنید آن ها را برانید؛ وقت شما به مبارزه با افکار خودتان می گذرد. به این روند، مراقبه (مدیتیشن) می گویید. به عبارت دیگر، شما کوشش به خرج می دهید تا هوش و حواس خود را معطوف چیزی کنید که به آن علاقه مند نیستید و افکار شما رو به تزاید می گذارند، به طور مرتب افزایش پیدا کرده و اخلال ایجاد می کنند، بنابراین، شما انرژی خود را صرف انحصارگری در دفاع و در کنارزدن می کنید؛ اگر شما بتوانید ذهنتان را بر اندیشه انتخاب شده خویش یا یک شیئ خاص متمرکز کنید، خیال می کنید که لااقل توفیق مراقبه نصیب تان شده است. واضح است که این مراقبه نیست. این روندی انحصارگر – انحصار گر از جهت دوری کردن از ایده های خزنده و ایجاد مقاومت در برابر آن ها-است. نه نیایش مراقبه است و نه تمرکز حواسی که انحصارگری شیوه آن است.

    مراقبه چیست؟ تمرکز حواس، مراقبه نیست؛ زیرا هرجا که علاقه مندی مطرح باشد، تمرکز حواس چیزی نسبتا آسان است. ژنرالی که نقشه جنگ یا نقشه قتل عام افراد را می کشد، هوش و حواس اش بسیار متمرکز است. کاسبی که درآمدی دارد، هوش و حواس اش بسیار متمرکز است؛ او حتی ممکن است که بی رحم باشد و همه عواطف و احساسات بگذارد و همه هوش و حواسش را متمرکز رسیدن به چیزی که طالب آن است بکند. کسی که به چیزی علاقه مند است، به طور طبیعی و خودبه خود دارای تمرکز حواس است. این تمرکز حواس، مراقبه نیست؛ انحصارگری صرف است.

    پس مراقبه چیست؟ مراقبه بی شک، فهمیدن است، مراقبه قلبی یعنی درک کردن. وقتی انحصارگری وجود دارد، فهمیدن بی معناست. وقت التماس و درخواست چطور می تواند ادراک هم وجود داشته باشد؟ در ادراک آرامش و آزادی هست؛ آزادی از آنچه می فهمید، آزادی از آنچه آزاد می شوید. تمرکز حواس صرف و یا دعا کردن، ایجاد درک و فهم نمی کند. ادراک پایه و اساس اولیه روند مراقبه است. لازم نیست حرف های مرا بپذیرید؛ ولی اگر شما به بررسی دقیق و عمیق نیایش و تمرکز حواس بپردازید، درخواهید یافت که هیچ یک از آنها به ادراک منتهی نمی شود. آن ها صرفا به یک دنده بودن، به تثبیت و به وهم وخیال منجر می شوند. در حالی که مراقبه – مراقبه ای که در آن فهم و ادراک باشد – ایجاد آزادی، صراحت و یکپارچگی می کند.

    پس در این صورت، منظور ما از درک چیست؟ درک یعنی مفهوم مناسب دادن به همه چیز و ارزش مناسب قایل شدن برای همه چیز. جاهل بودن، یعنی ارزش های غلط قایل شدن؛ ماهیت اصلی حماقت، عدم درک ارزش های مناسب است. زمانی ادراک حاصل می شود که ارزش های صحیح وجود داشته باشند و ارزش های صحیح، تثبیت شده باشند. چطور شخص می تواند ارزش های درست را تثبیت کند؛ ارزش های درست مالکیت، ارزش های درست ارتباط، ارزش های درست پندارها؟ برای بوجود آمدن ارزش های صحیح، باید متفکر را درک کرد. اگر من متفکر را که خودم هستم درک نکنم، آن چه را انتخاب می کنم، معنایی نخواهد داشت؛ به عبارت دیگر، اگر من خود را نشناسم، آن وقت عمل و اندیشه من به هیچ وجه دارای پایه و اساسی نیست. بنابراین، خودشناسی آغاز مراقبه یا مدیتیشن است؛ البته نه شناختی که از طریق کتاب ها، متخصصین و رهبران اخذ می شود؛ بلکه شناختی که از طریق کندوکاو شخصی که خودآگاهی نام دارد، حاصل می شود. مراقبه، آغاز خودشناسی است و مراقبه بدون خودشناسی یعنی هیچ؛ اگر من شیوه های افکار و احساسات خود را درک نکنم، اگر انگیزه ها، آرزوها، خواسته ها و علاقه مندی به الگوهای کردارد که همان ایده ها هستند را درک نکنم؛ اگر خود را نشناسم، پایه و اساسی برای درست اندیشیدن وجود ندارد؛ متفکری که صرفا در طلب است، در نیایش است و یا انحصارگری را پیشه کرده و خود را درک نمی کند و ناگزیر کارش به پریشانی و وهم و خیال می انجامد.

    آغاز مراقبه، خودشناسی است که معنایش آگاه بودن از تک تک حرکات، فکر و احساسات و شناختن تمامی لایه های ناخودآگاه است؛ نه فقط لایه های سطحی؛ بلکه فعالیت های مخفی که به طور عمیقی پنهان هستند. برای شناختن فعالیت های بسیار پنهان، انگیزه های مخفی شده، پاسخ ها، افکار و احساسات، باید ذهن خودآگاه ما آرامش داشته باشد؛ به عبارت دیگر، ذهن خودآگاه باید آرام باشد تا بتواند فرافکنی ناخودآگاه را دریافت دارد. ذهن سطحی خودآگاه به فعالیت های روزمره خویش، امرار معاش، گول زدن دیگران، استثمار مردم و فرار از دست مشکلات – همه فعالیت های وجود ما – مشغول است. این ذهن سطحی باید مفهوم صحیح فعالیت های خود را بداند و بدین ترتیب، برای خود آرامش ایجاد کند. این کار صرفا از طریق ایجاد نظم و قاعده و اجبار و انضباط ممکن نیست. راه رسیدن به آرامش، سکوت و بی حرکتی ذهن، فقط و فقط درک فعالیت های خود است؛ راه این کار مشاهده فعالیت ها، آگاه بودن از آن ها، با دیدن بی رحمی های خود، نحوه حرف زدنش با خدمت کار، همسر، دختر، مادر و غیره است. وقتی ذهن خودآگاه سطحی به طور کامل از همه این فعالیت ها آگاه باشد، آنوقت به کمک این ادراک، بی درنگ و به طور آنی ساکت می شود؛ نه زور و اجبار آن را تخدیر می کند و نه میل و آرزو آن را نظم و قاعده می بخشد؛ آنوقت در وضعیتی قرار می گیرد که صمیمیت، اشارات ناخودآگاه، اشارات لایه های بی شمار ذهن – امیال نژادپرستانه، خاطرات مدفون شده، علاقه های پنهان و زخم های عمیق التیام نیافته – را می پذیرد؛ تنها وقتی که تمامی این ها خود را متجلی کرده و درک شوند و وقتی که بار از دوش همه شعور آگاه برداشته شود و دیگر همه جراحات و همه خاطرات بند از پایش بگسلند، در آن صورت، در وضعی قرار خواهد گرفت که جاودانگی را در آغوش می گیرد.

    مدیتیشن، خودشناسی است و بدون خودشناسی، مدیتیشن معنا ندارد. اگر شما از تمامی پاسخ های تان در تمام مدت آگاه نباشید – اگر آگاهی تان کامل نباشد – فعالیت های روزمره خود را نشناسید، صرف خود را محبوس کردن در یک اتاق و به مدیتیشن نشستن در مقابل تصویر یک رهبر و مرشد، گریزی بیش نیست؛ زیرا بدون خودشناسی، تفکر صحیح وجود ندارد و بدون تفکر صحیح، آن چه انجام دهید بی معنی است؛ هر قدر هم قصدتان شریف باشد. از این رو، نیایش بدون خودشناسی مفهومی ندارد؛ ولی وقتی خودشناسی باشد، تفکر صحیح و در نتیجه عمل صحیح وجود دارد. وقتی عمل صحیح وجود داشته باشد، نه پریشانی هست و نه التماس به دیگری که شما را از پریشانی برهاند. انسانی که آگاهی کامل دارد مراقبه می کند؛ او دست به نیایش بر نمی دارد؛ زیرا چیزی نمی خواهد. از طریق دعا، نظم و قاعده بخشیدن، تکرار و اموری از این قبیل، می توانید نوعی بی حرکتی ایجاد کنید؛ ولی چنین چیزی ملالت صرف است و با این کار ذهن و قلب خود را به یک حالت کسل دچار می کنید. آن چه را تمرکز حواس می گویید، تخدیر ذهن و انحصارگری است و به حقیقت منتهی نخواهد شد؛ تمامی تنحصارگری ها همین طوراند. آن چه ایجاد درک و فهم می کند، خودشناسی است و در صورتی که نیت درست در کار باشد، داشتن شناخت دشوار نیست. اگر شما علاقه مند به کشف تمامی روند خود باشید – نه فقط جزء سطحی آن؛ بلکه روند کلی تمامی وجود خود- در آن صورت کار نسبتا ساده است. اگر واقعا می خواهید خود را بشناسید، باید به جست و جوی تمام و کمال ذهن و قلب خود بپردازید تا از محتوای کامل آن ها آگاه شوید و وقتی که قصد شناختن در کار باشد، خواهید شناخت؛ آن وقت می توانید بدون محکوم سازی و توجیه تک تک حرکات اندیشه و احساس را درک کنید؛ با فهمیدن هر حرکت اندیشه و احساس – به محض آن که سر راست می کنند – شما به آفرینش آرامشی م یپردازید که اجباری نیست و تحت قاعده و نظمی صورت نمی گیرد و فقط و فقط بازده نبود مشکل و نبود تناقض است. مانند استخری است که در شب های بدون باد، آرام و ساکت است؛ وقتی ذهن بی حرکت است، آن وقت آن چه در اندازه نمی گنجد، ظهور پیدا می کند

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها