زندگینامه بودا

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

زندگینامه بودا
بسم الله الرحمن الرحیم
بودا، بنیانگذار فلسفه بودیسم، در بیش از ۲۵۰۰ سال پیش بدنیا آمد. نام اصلی وی سیدار (سیندارتا) تا گوتاما (Siddhartha Gotama ) بود. پدرش پادشاه سرزمین در کشور نپال امروزی و مادرش شاهزاده سرزمین مجاور بود.
در سال ۶۲۳ پیش از میلاد و در یک شب مهتابی در ماه می، ملکه به سرزمین پدری سفر می‌کرد زیرا آن زمان در هندوستان رسم این بود که زنان برای بدنیا آوردن فرزند به خانه پدری بروند. در نیمه‌های راه کاروان ملکه به یک بیشه زار زیبا رسید و در آنجا اطراق کردند و در همین بیشه زار بود که قهرمان داستان ما متولد شد.
۳۱۶ سال پس از تولد شاهزاده سیدارتا، که بعدا به بودا معروف شد، امپراطور آسوکا در محلی که بودا متولد شده بود ستون یادبودی بر پا داشت و دستور داد بر روی ستون حک کنند «اینجا جایی است که بودای فرزانه متولد شد»
در روز پنجم تولد سیدارتا، پادشاه از هشت مرد خردمند برای نامگذاری و پیش بینی آینده کودک برای آمدن به کاخ دعوت بعمل آورد. آنها پس از دیدن کودک نام «سیدارتا» به معنی کسی که به هدفش می‌رسد را برای وی انتخاب کردند. سپس هفت تن از آن برهمن‌ها دو انگشت خود را بلند کردند و گفتند: اعلیحضرتا! فرزند شما روزی پادشاه بزرگی خواهد شد، یک پادشاه جهانی، کسی که خودش قانون وضع خواهد کرد. ولی جوانترین برهمن فقط یک انگشت خود را بلند کرد و گفت: پادشاها، سیدارتا روزی به دنبال حقیقت خواهد رفت و به بالاترین درجه روشن بینی خواهد رسید و بودا می‌شود.
بودا در آن زمان واژه‌ای شناخته شده بود.
ملکه در روز هفتم تولد سیدارتا از دنیا رفت و خواهر ملکه مسئولیت پرستاری از «سیدارتا» را به عهده گرفت. سیدارتا در محیطی پرورش یافت که هر آنچه را که برای رشد یافتن و بالندگی یک مرد لازم بود در اختیار داشت. پدر وی در آموزش هر چیزی که «سیدارتا» بعنوان یک شاهزاده باید می‌آموخت کمترین قصوری نمی‌کرد. از این رو «سیدارتا» در رشته‌های مختلف دانش، رزم و هنر تبحر فراوانی یافته بود.
زمانی که شاهزاده به سن جوانی رسید، پدرش بسیار آرزو داشت تا سیدار تا سریع‌تر ازدواج کند و تشکیل خانواده دهد تا جانشینی لایق برای خود داشته باشد و همچنین پدر از پیشگویی که برهمن جوان در مورد «سیدارتا» مبنی بر ترک کردن تاج و تخت و رهسپار شدن بدنبال حقیقت کرده بود در دل ترسی داشت و دوست می‌داشت سیدارتا زودتر ازدواج کند تا پایبند خانواده شود و فکر ترک کردن کاخ به ذهنش خطور نکند.
شاهزاده هنگامی که ۱۶ سال داشت با دختر دایی زیبای خودش ازدواج کرد.
پادشاه تمام امکانات را برای آسایش و راحتی «سیدارتا» مهیا می‌کرد. وی سه کاخ مبتنی بر سه فصل موجود در هندوستان برای پسرش ساخته بود، یکی برای زمستان، یکی برای تابستان و یکی برای فصل بارندگی همراه با باغها، بیشه زارها و شکارگاه. «سیدارتا» از تمام لذایذ دنیوی بهره‌مند بود. او در میان موسیقی و رقص، تجملات و خوشی‌ها و بدون اطلاع از حزن و اندوه زندگی می‌کرد. در واقع پدرش یک دنیای غیر واقعی و بسیار زیبا باری پسرش ساخته بود تا «سیدارتا» هرگز احساس ناراحتی و کمبود نکند و بدین جهت هرگز به فکر ترک کردن زندگی اشرافی نباشد.
اما «سیدارتا» که دارای ذهن جستجوگری بود داشت از زندگی دیگر افراد نیز باخبر باشد بنابراین روزی از پدرش خواست که اجازه دهد او به شهر برود و زندگی بقیه انسانها را نیز ببیند.
پدر که نمی‌خواست محدودیتی برای «سیدارتا» بوجود آورد علی رغم میل باطنی به وی اجازه داد که برود. ولی پادشاه بدور از چشم «سیدارتا» به مردم دستور داد خیابانها را برای دیدن شاهزاده آماده کنند، خانه‌ها و خیابانها را پاکیزه و زیبا بسازند، لباس‌های شاد و رنگی بپوشند و وقتی شاهزاده عبور می‌کند به او خوش آمد بگویند. هنگامی که تمام خیابانها و خانه‌ها تمیز و زیبا شد پادشاه به شاهزاده گفت: اکنون می‌توانی بروی و شهر را ببینی. زمانی که شاهزاده جوان از خیابانها عبور می‌کرد ناگهان از یک کلبه کوچک کنار خیابان یک پیرمرد با موهای بلند سفید و لباسهای پاره کثیف بیرون آمد. پوست صورت او بسیار خشک و چین خورده بود، چشمانش فرورفته و کم سو بودند و او تقریبا کور بود و هیچ دندانی هم در دهان نداشت، پشت او خمیده بود و با دستش که فقط پوست و استخوان بود لرزان چوبی را گرفته بود تا بتواند بایستد. وقتی شاهزاده آن پیرمرد را دید او نمی‌دانست که دارد به چه نگاه می‌کند برای اینکه این اولین بار بود که در زندگی‌اش پیرمردی با این حال را می‌دید.
«سیدارتا» شروع به سوال کردن از ارابه رانش کرد، آن چیست؟ او که یک مرد نیست؟ چرا اینچنین خم شده؟ آیا چیزی می‌ خواهد؟ چرا چشمانش اینچنین است؟ دندانهایش کجا هستند؟ آیا بعضی انسانها اینچنین متولد می‌شوند؟ بمن بگو این چه معنی دارد؟
چانا (ارابه ران سیدارتا) به شاهزاده گفت: این یک پیرمرد است، او چنین بدنیا نیامده، او هم در جوانی مثل من و شما بوده است ولی پیری او را به این صورت درآورده. چانا به شاهزاده گفت که پیرمرد را فراموش کند ولی «سیدارتا» نمی‌توانست او را فراموش کند و باز هم سوال می‌کرد، چانا گفت: در این دنیا هرکس هک به این اندازه عمر کند مانند او خواهد شد و راهی هم ندارد. «سیدارتا» بلافاصله دستور داد تا به کاخ برگردند زیرا از دیدن این صحنه بسیار متاثر شده بود و می‌خواست درباره پیری اندیشه کند.
وقتی شاه این موضوع را شنید بسیار ناراحت شد و ترسید مبادا شاهزاده کاخ را ترک کند و مطابق پیشگویی برود.
بنابراین دستور داد که باز هم در کاخ جشن بر پا کنند تا حواس «سیدارتا» را از آن چیزی که دیده بود پرت کنند، ولی شاهزاده که درباره زندگی واقعی بسیار کنجکاو شده بود به پدرش التماس کرد تا اجازه دهد بار دیگر به شهر برود ولی ا ین بار به مردم نگوید که او دارد می‌آید.
پادشاه بدون رضایت قلبی اجازه داد تا شاهزاده بدون تشریفات بار دیگر به کاپیلاو برود چون می‌دانست نمی‌تواند او را متوقف کند و اگر به او اجازه ندهد تنها بر ناراحتی و سردرگمی وی اضافه کرده است. شاهزاده و چانا لباس نجیب زادگان را پوشیدند و به شهر رفتند بنابراین مردم آنها را نشناختند.
وقتی به شهر رسیدند، بودا شهر را کاملا متفاوت با آنچه در دفعه قبل دیده بود یافت، دیگر از مردم شاد خبری نبود، دیگر از پرچم و کاغذ رنگی و گل و مردم خوش لباس خبری نبود. فقط مردم عادی بودند.
آن دو همانطور که می‌رفتند ناگهان به مردی برخوردند که روی زمین افتاده بود و به خود از درد می‌پیچید و با دو دستش شکمش را گرفته بود و فریاد می‌ کشید و بسختی نفس می‌کشید. این دومین صحنه‌ای بود که «سیدارتا» را بشدت آزرده کرد، بطرف او دوید سرش را روی زانویش گذاشت و گفت: چه شده؟ چه مشکلی داری؟ چکار می‌توانم برایت بکنم؟ ولی مرد نمی‌توانست حرف بزند و تنها گریه می‌کرد.
«سیدارتا» رو به چانا کرد و پرسید: چانا این مرد چرا اینچنین شده؟ چرا حرف نمی‌زند؟ چرا نفس نمی‌کشد؟
چانا گفت: سرورم این مرد را اینچنین در آغوش نگیرید، او مریض است، کل خونش آلوده است، او طاعون دارد و تمام بدنش دارد می‌سوزد برای همین است که گریه می‌کند و نمی‌تواند حرف بزند.
سیدارتا پرسید آیا افراد دیگری هم مثل او هستند؟
چانا پاسخ داد بله، حتی شما هم ممکن است نفر بعدی باشید اگر آن مرد را اینگونه بغل کنید لطفا او را زمین بگذارید و دیگر او را لمس نکنید چون ممکن است شما هم مثل او بیمار شوید.
سیدارتا پرسید آیا بجز طاعون چیزهای بد دیگری هم وجود دارند؟
چانا گفت بله سرورم صدها بیماری دیگر هم به همین دردناکی وجود دارد.
سیدارتا پرسید آیا هیچ کاری نمی‌شود کرد؟ آیا هر کسی ممکن است مریض شود آیا می‌شود آدم ناگهانی به این شدت بیمار شود؟
چانا گفت: بله سرورم هر کسی و در هر زمانی ممکن است بیمار شود و هر کسی ممکن است ناگهان مریض و رنجور شود.
شاهزاده اینبار غمگین‌تر از بار اول به کاخ بازگشت.
پس از بازگشت به کاخ، شاهزاده خیلی ناراحت و افسرده بنظر می‌رسید و اکثر اوقات در فکر فرو می‌رفت و حواسش به محیط پیرامون نبود. بار دیگر سیدارتا از پدر خواست تا به شهر برود، شاه هم که می‌دید چاره ندارد به او اجازه داد تا برود.
اینبار هم سیدارتا و چانا لباس نجیب زادگان را پوشیدند و به نقاط زیادی از شهر سر زدند، در یکی از محله‌ها به جمع زیادی از مردم برخوردند که در خیابان راه می‌رفتند و گریه می‌کردند و چهار نفر هم در پشت سر آنها یک الوار را که در آن یک مرد لاغر، ساکن و بی‌حرکت روی آن خوابیده بود را حمل می‌کردند. و جمعیت پس از مدتی آن مرد را روی چوبها گذاشتند و چوبها را آتش زدند، کم کم آتش به الوار و سپس به مرد رسید ولی مرد از جایش تکان نخورد و الوار و مرد شروع به سوختن کردند ولی باز مرد از جایش تکان نخورد.
سیدارتا با وحشت از چانا پرسید این دیگر چیست؟ این مرد چرا اینچنین بی‌حرکت دراز کشیده؟
چرا اجازه می‌دهد این مردم او را بسوزانند؟
چانا گفت او مرده است سرور من.
سیدارتا گفت مرده! مرده یعنی چه؟
چانا پاسخ داد تمام موجودات زنده روزی می‌میرند و هیچکس هم نمی‌تواند جلوی آمدن مرگ را بگیرد.
شاهزاده بقدری متعجب شده بود که دیگر هیچ چیزی نگفت و با خود فکر می‌کرد که این خیلی بد است که هر کسی بالاخره روزی خواهد مرد، حتی پادشاهان و شاهزاده‌ها، آیا یعنی هیچ راهی برای جلوگیری از مرگ نیست؟
شاهزاده بدون اینکه حتی یک کلمه هم حرف بزند به کاخ برگشت و مستقیما به اتاق خود رفت و بقیه روز را فکر می‌کرد و با خود می‌اندیشید که تمام موجودات زنده روزی باید بمیرند و هیچکس هم تا بحال راهی برای نمردن پیدا نکرده است، ولی باید راهی باشد، من باید راهی پیدا کنم و به همه بگویم و به همه جهان کمک کنم.
پس از چند روز تامل و تعمق، سیدارتا برای بار چهارم به شهر رفت، همین طور که داشت با اسب از شهر می‌گذشت در یک باغ دید که یک راهب با لباس نارنجی خیلی شاد و خوشحال، آرام نشسته است. سیدارتا از چانا پرسید این مرد که لباس نارنجی پوشیده است کیست؟ چرا موهایش را تراشیده است؟ چرا اینقدر خوشحال بنظر می‌رسد؟ او برای امرار معاش چه می‌کند چانا گفت او یک راهب است، او در معبد زندگی می‌کند، او شهر به شهر سفر می‌کند تا به مردم یاد دهد چگونه خوب و مهربان باشند. این بار سیدارتا خیلی خوشحال شد و با خود گفت من هم باید یکی از اینها بشوم. سیدارتا در باغ شروع به قدم زدن و فکر کردن کرد، آنقدر راه رفت تا خسته شد و زیر کی درخت نشست.
پس از دیدن این چهار صحنه، سیدارتا از درون بسیار منقلب شده بود. او به آن چیزهایی که دیده بود فکر می‌کرد. جوانی، شروع زندگی، پیری، بیماری و تمام شدن زندگی، اینها چیزهایی بودند که فکر سیدارتا را به خود مشغول کرده بودند. اما سیدارتا با خود می‌گفت حتما باید راهی باشد، باید برای فرار از این چرخه بی‌رحم راهی وجود داشته باشد، من باید آن را پیدا کنم و دیگران را هم نجات دهم.
بخاطر همین افکار بود که شاهزاده «سیدارتا گوتاما» در سن ۲۹ سالگی، در اوج جوانی، در روزی که همسرش برایش کودکی بدنیا آورده بود به زندگی اشرافی و مجللی که هر مردی داشتن آن را آرزوی دست نیافتنی خود می‌داند پشت پا زد و همسر، فرزند، سلطنت و قدرت را رها کرد و رفت. لباس سلطنتی خود را درآورد، لباس گدایان را پوشید و با شمشیرش موهای بلند خود را کوتاه کرد و برای پیدا کردن حقیقت و دستیابی به پاسخ پرسشهای بی‌ جوابش به تنهایی براه افتاد.
در آن زمان در هندوستان استادان مذاهب متعددی وجود داشتند. یکی از بهترین و معروفترین آنها شخصی بود به نام «آرالا». «سیدارتا» نزد او رفت تا آموزش ببیند. سیدارتا نزد «آرالا» چیزهای بسیاری از قبیل مدیتیشن و تهذیب نفس را آموخت. او بسختی تلاش نمود و پس از مدتی از لحاظ دانش هم سطح استاد خود شد. بنابراین «آرالا» دید که دیگر چیزی نمانده که به «سیدارتا» یاد بدهد، پس به وی گفت هر آنچه را که من می‌دانم تو نیز می‌دانی و تفاوتی بین ما نیست پس همین جا بمان و جای من را بگیر و به کار تعلیم بپرداز.
اما «سیدارتا» علاقه‌ای به این کار نداشت زیرا هنوز جوابی برای سوالات بی‌پاسخش پیدا نکرده بود.
بنابراین وی «آرالا» را ترک کرد و بدنبال استاد جدیدی به راه افتاد. سرانجام «سیدارتا» یک استاد مشهور دیگری که شهرتش بخاطر نبوغ بالای وی بود به نام «اوداکا» را پیدا کرد. ولی دوباره پس از مدت کوتاهی «سیدارتا» هر آنچه را که استاد می‌دانست آموخت ولی باز هم او راهی برای پایان دادن به رنج و عذاب انسان پیدا نکرده بود. بنابراین سیدارتا، اوداکا را نیز رها کرد و براه افتاد.
پس از ترک کردن استاد دوم، «سیدارتا» که اکنون به نام پارسا «گوتاما» معروف شده بود به شهری رسید که شهری بسیار آرام با مردمانی مهربان و ساده بود. پس از مدتی در این شهر با پنج تن که آنها نیز برای رسیدن به حقیقت زندگی اشرافی را رها کرده بودند آشنا شد.
در آن زمان و حتی امروزه در هندوستان مرسوم است افرادی که می‌خواهند به جستجوی حقیقت و تقویت نیروی هادی درونی خود اقدام کنند به ریاضت کشی مبادرت می‌کنند. بنابراین پارسا «گوتاما» نیز تصمیم گرفت به این روش اعتماد کند و آن را اجرا نماید.
او روزه‌های بسیار سختی می‌گرفت نفسش را برای مدت طولانی حبس می‌کرد، شب‌ها به تنهایی به جنگل که پر از حیوانات درنده بود می‌رفت و ساعتها تنها می‌نشست. او ۶ سال تمام به این کارها مبادرت می‌کرد ولی خودش را نزدیک به هدفش نیافت و جواب مشکلاتش را پیدا نکردف از این رو تصمیم گرفت به دهکده برگردد و به ریاضت کشیدن خود پایان دهد. مدتی طول کشید تا از لحاظ بدنی «سیدارتا گوتاما» به حالت عادی بازگشت و آن پنج دوست وی نیز که از او ناامید شده بودند و فکر می‌کردند «گوتاما» از جستجوی حقیقت دست کشیده و می‌خواهد به زندگی سلطنتی خود بازگردد وی را ترک کردند و رفتند. «گوتاما» با اینکه در راه رسیدن به هدفش زجر زیادی کشیده بود ولی هنوز ذهن پر انرژی و جستجوگری داشت و دست از تلاش برای رسیدن به موفقیت بر نداشت.
«سیدارتا گوتاما» در زیر یک درخت که بعدا به درخت بودا، درخت هوشیاری و درخت حکمت معروف شد در کنار رودخانه نشست و با عزمی راسخ تصمیم گرفت که آخرین تلاش خود را برای رسیدن به هوشیاری و بیداری حقیقی انجام دهد و با خود گفت اگر پوستم، رگ‌هایم و تمام استخوانهایم هم از هم بپاشند و اگر خون در رگ‌هایم خشک شود تا وقتی که به خرد برتر دست نیابم اینجا را ترک نخواهم کرد. سپس با تلاشی خستگی ناپذیر و اراده‌ای خلل ناپذیر برای رسیدن به تنویر ذهن شروع به تفکری عمیق و مدیتیشنی ژرف نمود.
او مراحل خلسه روحی را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشت و به خلوص ذهن دست یافت. پس از پاکیزه شدن ذهنش از هر ناپاکی و ناخالصی، وی توانست زندگی‌های پیشین خود را ببیند. این اولین مرحله از دانشی بود که وی در آن شب توانست بیاموزد. سپس ذهنش وی را به دانش مردن و دوباره تولد یافتن تمام موجودات زنده رهنمون کرد.
این مرحله دوم بود. مرحله بعدی رسیدن به دانش چگونگی نابودی و زدودن ناپاکی‌ها بود. بودا فهمید که در جهان عذاب و ناراحتی وجود دارد، بودا فهمید علت این عذاب خود ذهن و روان انسان است، بودا فهمید برای پایان دادن به این عذاب راهی وجود دارد و او این راه را پیدا کرد.
او با فهمیدن این موضوعات و با دست یافتن به نیروهای درونی خویش، خوشی و شادی عظیمی در درون خود احساس کرد و ذهنش از جهل آزاد شد. او پی برد تولد بازگشت ذهن است نه تولد جسم. این مرحله سوم بود که وی در آن شب به دانستن آن نایل گشت و اینچنین بود که پارسا «گوتاما» در آن شب در سن ۳۵ سالگی به کشف قوانین زندگی، تنویر ذهن و هوشیاری عظیم دست یافت و بودا شد. بودا خالق این قوانین نبود وی تنها بودن و وجود داشتن این قوانین را در زندگی کشف کرد.
یکی از خصائص ارزشمند بودا که وی را از مروجان آموزه های دیگر متمایز می‌سازد این است که او هرگز ادعایی مبنی بر داشتن ارتباط با خدا و یا هر موجود فوق طبیعی دیگری نداشت. او هرگز ادعای خدا بودن، تجسم خدا بودن، پیامبر خدا بودن و یا موجود خارق العاده‌ای بودن نکرد. او تنها یک انسان بود، یک انسان معمولی ولی مصمم. او تمام آگاهی‌هایی را که بدست آورد بوسیله تلاش و پشتکار مثال زدنی خودش بود که بدست آورد.
او بوسیله کوششی بی‌وقفه به بالاترین حد فهم ذهنی و معنوی رسید و در تمام خصوصیات انسانی کامل شد. او هرکز ادعایی مبنی بر اینکه منجی روح انسانهاست نکرد زیرا معتقد بود هرکس تنها خودش می‌تواند تلاش و کوشش، خودش را نجات دهد و کس دیگری با اجبار و زور نمی‌تواند کسی را نجات دهد، دیگران تنها می‌توانند راه را به ما نشان دهند ولی طی کردن مسیر به عهده خود ماست.
بودا به آن پنج تن گفت که برای رسیدن به حقیقت باید راه میانه را پیمود، نه راه ناپرهیزی و نه راه شکنجه جسم.
سپس بودا برای اولین بار شروع به تدریس چهار اصل آموزه های بودا ( که عده ای آنرا بودیسم می نامند ) و نحوه طی کردن هشت قدم نمود.
مسیری که به آزادی از رنج و محنت و رسیدن به بیداری منتهی می‌شود.
بودا سپس به سراغ آن پنج دوست خود رفت که با آنها ریاضت کشیده بود بودا به آن پنج تن گفت که برای رسیدن به حقیقت باید راه میانه را پیمود، نه راه ناپرهیزی و نه راه شکنجه جسم.
سپس بودا باری اولین بار شروع به تدریس راهها (دادما و کارما) و چهار اصل، و نحوه‌ی طی کردن هشت قدم را نمود. مسیری که به آزادی از رنج و محنت و رسیدن به بیداری منتهی می‌شود.

سخنان بودا

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

بودا مى‌گوید: اى رهروان، از نفهمیدن چهار چیز است که من هم مانند شما، دیرزمانى در این دایره سرگردان بودم. این چهار چیز به‌شرح زیر است:
- حقیقت عالى رنج.
- حقیقت عالى خاستگاه رنج.
- حقیقت عالى رهائى از رنج.
- حقیقت عالى راهى که به رهائى از رنج مى‌رسد.
زائیده شدن رنج است، پیرى رنج است، مرگ رنج است، اندوه، زاری، درد و نومیدى همه رنج هستند، به آرزو نرسیدن رنج است و سخن کوتاه آنکه پنج بخش هستى‌ساز رنج هستند. پنج بخشى هستى‌ساز عبارتند از: کالبد، احساس، ادراک، حالات جان و دانستگى که همه بستگى به چهار عنصر زیر دارند: عنصر جامد، عنصر مایع، عنصر گرم‌کننده و عنصر لرزاننده (باد).
- برترین شناسائى
برترین شناسائی، شناختن چهار حقیقت است:
۱. شناخت رنج
۲. شناختن خاستگاه رنج
۳. شناختن رهائى از رنج
۴. شناختن راهى که به رهائى از رنج مى‌انجامد.

کاهش تری گلیسرید (چربی) خون

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

کاهش تری گلیسرید (چربی) خون
منابع تری گلیسرید

آیا به دنبال یک برنامه غذایی برای کاهش تری گلیسیرید خود هستید؟ اگر بعد از دادن آزمایش خون متوجه شده اید مقدار تری گلیسرید خون شما بالاست و پزشک به شما گفته است که اگر آن را کاهش ندهید، دچار سکته قلبی می شوید، می توانید به توصیه های زیر عمل کنید.

ما در اینجا توصیه های غذایی مناسبی را برای کاهش تری گلیسرید خون بیان کرده ایم.
تری گلیسرید چیست؟

تری گلیسرید، نوعی چربی موجود در بدن است. وقتی شما بیش از حد مورد نیاز خود، انرژی دریافت می کنید (یا غذا می خورید)، این کالری اضافی به تری گلیسرید تبدیل می شود و در سلول های چربی بدن شما ذخیره می شود.

تری گلیسریدها به عنوان یک منبع ذخیره انرژی برای بدن عمل می کنند. هنگامی که شما به مقدار زیادی انرژی نیاز داشته باشید، بدن این چربی ها را تجزیه می کند و به انرژی تبدیل می کند تا سلول ها بتوانند از آن استفاده کنند.

اما افزایش مقدار تری گلیسرید در خون می تواند سرخرگ ها را مسدود کند و به پانکراس آسیب برساند.

مقدار طبیعی تری گلیسرید خون کمتر از ۱۵۰ میلی گرم در دسی لیتر است. اگر مقدار تری گلیسرید بیشتر از ۲۰۰ شود، نشان می دهد خیلی بالاست. تری گلیسرید معمولاً در کنار سایر چربی های خون یعنی LDL کلسترول و HDL کلسترول اندازه گیری می شود.
عوامل افزایش دهنده تری گلیسرید:

- چاقی که مهم ترین عامل خطر است.

- دیابت، مشکلات تیروئید و بیماری های کلیوی .

- ارث و ژنتیک

- مصرف بعضی داروها مثل استروژن، قرص های ضدبارداری، بتابلوکرها و استروئیدها

- مصرف زیاد مواد غذایی شیرین و چرب

- نوشیدن الکل
برنامه غذایی مناسب برای کاهش تری گلیسرید:

رژیم غذایی و ورزش، بهترین راه برای کاهش تری گلیسرید خون هستند.

اگر شما نمی توانید با ورزش و رژیم غذایی، تری گلیسرید خود را کاهش دهید، بایستی تحت نظر پزشک از دارو استفاده کنید.

در اینجا یک سری توصیه های غذایی را برای شما بیان می کنیم:

۱- کمتر غذا بخورید و بیشتر فعالیت کنید:

اگر می خواهید تری گلیسرید خود را کاهش دهید، باید مقدار انرژی که می سوزانید بیشتر از مقداری باشد که دریافت می کنید.
قند و شکر

۲- شیرینی، شکلات، قند و شکر را از برنامه غذایی خود حذف کنید.

کربوهیدرات های پیچیده بهتر از کربوهیدرات های ساده مثل قند و شکر هستند. منابع غذایی کربوهیدرات های پیچیده شامل: نان و غلات سبوس دار، سبزی ها، میوه ها و حبوبات است.

کربوهیدرات های پیچیده از نظر مواد مغذی، غنی هستند و دارای انواع ویتامین، املاح و آنتی اکسیدان ها هستند.

۳- قند و شکر همانند یک سم برای شماست.

شکر هیچ ماده مغذی ندارد و فقط کالری دارد. خیلی سریع هم تبدیل به تری گلیسرید می شود.

نوشابه ها، دسرهای شیرین، شیرینی ها، شکلات، کیک، کلوچه، آب نبات، آدامس، آب میوه های مصنوعی، ژله، کرم کارامل و… همگی دارای قند هستند.

هنگام خرید مواد غذایی، اگر برچسب غذایی داشت، آن را بخوانید. در بین مواد طعم دهنده و شیرین کننده، هر کدام به پسوند «اوز» (ose) یا «اول» (ol) ختم می شد، احتمالاً نشان دهنده ی نوعی قند است.

۴- غذاهایی را که دارای مقدار زیادی انرژی و کربوهیدرات هستند، نخورید.

گوشت لخم، میوه ها و سبزی ها، لبنیات کم چرب باید قسمت عمده غذای دریافتی شما را تشکیل دهند.

۵- مقدار و نوع چربی مصرفی خود را در نظر داشته باشید.

چربی های اشباع و جامد را مصرف نکنید، مثل روغن نباتی جامد، کره، مارگارین، چربی گوشت، پوست مرغ، لبنیات پرچرب، خامه و سس مایونز.

روغن های گیاهی مایع را می توانید مصرف کنید. مصرف اسیدهای چرب اُمگا -۳ (در ماهی و روغن تخم کتان) برای شما مفید است.

۶- به هیچ عنوان الکل ننوشید، زیرا الکل خیلی سریع مقدار تری گلیسرید خون را افزایش می دهد.

۷- برای کاهش مقدار تری گلیسرید خون می توانید رژیم غذایی DASH یا TLC را امتحان کنید. برای کسب اطلاعات درباره هر کدام از این رژیم ها روی آن ها کلیک کنید.

نیره ولدخانی – کارشناس علوم تغذیه

سایت تبیان

پزشکی هیچ دیدگاه »

زمایش های خون به دو دسته تقسییم می شوند:

۱٫آزمایش هایی که نیاز به ماده ی ضد انعقاد ندارند. (اصطلاحا لخته.که تعدادشان بیشتر از دسته ی دوم میباشد)
۲٫آزمایش هایی که نیاز به ماده ی ضد انعقاد ندارند.

مثال های دسته ی اول:

های:Test

(Fasting blood sugar:FBS – (blood sugar)BS

این دو علامت نشانگر تست قند خون ، که در محدوده ی نرمال (۹۰-۱۱۰) و
تست قند خون ناشتا در محدوده ی نرمال (۷۰-۹۰) است.

های بیوشیمی خون:test

این تست ها معمولا برای بیماران بستری تجویز می شود،در این تست ها میزان آنیون و
کاتیون موجود در خون بررسی می شود؛مثل:
Na , k , ca , mg , cl , p
توجه داشته باشید که na
مهم ترین کاتیون خارج سلولی است.

های :test

Uric acid cr – (blood urine nitrogen),BuN

این تست ها،تست های کلیوی هستند و به بررسی پروتئین های تجذیه شده توسط کلیه
می پردازد. باید بدانید که :
پورین ها بیشتر اوریک اسید را بالا می برند که اگر این میزان از محدوده ی (۵-۷)
بالا تر رود،رسوب میکنند و به شکل کریستال هایی در مچ دست و پا به نام توفای
ایجاد میشود که حالت شدید آن نقرسی می باشد.

های:test

HDL – LDL – chel – TC
توضیح:

این دسته از آزمایشات مربوط به چربی می باشد.
تری گلیسیرید و از دسته شیلومیکرون ها هستند.CHEL & TC
یا همان چربی بد ،دارای کلسترول بالا و پروتئین پایین می باشد.از این جهت به آنLDL
چربی اشباع شده گویند.این چربی از مصرف موادی مثل گوشت قرمز ایجاد میشود که سبب
رسوب کلسترول در دیواره ی رگ ها است.
یا همان چربی خوب،دارای کلسترول پایین و پروتئین بالا می باشد که در دسته ی HDL
چربی های غیر اشباع قرار میگیرد و مثال آن روغن زیتون،آفتاب گردان و … می باشد.

های:test

Trasferin – ferion – Tibc – iron – fe
تست های کم خونی یا آنمی
نکته:
شایع ترین فرم ذخیره آهن در بدن است.ferion

های:test
TRH – TSH – T4 – T3
توضیح:
این علائم نشانگر تست های تیروئیدی هستند.
در هیپوتالاموس ساخته می شود.TRH
در هیپوفیز پیشین ساخته می شود.TSH
قابل توجه دوستان در:

در کم کاری تیروئید:

پایینT4 & T3 – بالاTRH & TSH

در پر کاری تیروئید:

بالاT4 & T3- پایین TRH & TSH

های:test

Hbsa – BikDT _ AST – ALP – SGPT – SGOT
علائم بالا نشانگر :

تست های کبدی می باشد و گاهی ممکن است به جای همه ی این علامت ها
را بنویسند.L.F.T (liver function test)

های:test

Traponin – LDH – CPK – SGPT – SGOT
علائم بالا:
در برسی تست های قلبی کاربرد دارد.بهترین تست همان تراپونین است که هم
در دسته ی انعقادی ها و هم در دسته ی ضد انعقادی ها جای می گیرد.این تست
از آن جهت که پس از حمله ،۴-۶ ساعت بعد بالا میرود و دیر تر از سایر تست ها
یعنی ۲۱ روز بعد پایین می آید.

مثال های دسته ی دوم:

یکی از معروف ترین مواد ضد انعقادی است که در واقع همان ترکیبی از EDTA
سیترات های مختلف است.

:TEST

(Counting blood cell , ( CBC

یکی از متداول ترین آزمایش های خون است در آن ۵ مورد زیر بررسی می شود:CBC

M=14-16 , F=13-15 بررسی میزان هموگلوبین خون:HB
حجم کل گلبول های خون که ۴۵% در هر میلی لیتر است.:HCT
یا همان تعداد گلبول های قرمز-اریتروسیت.:RBC
میزان گلبول های سفید یا لوکوسیت.:WBC
میزان پلاکت خون یا همان ترمبوسیت.:PIT

یادمان باشد مهم ترین عامل در هماتوکیت گلبول قرمز است وگلبول سفید و
پلاکت ها نقش چندانی ندارند.
و همیشه باید نسبت هموگلوبین به هماتوکریت ۱ به ۳ باشد.

:TEST

CBC dif
این تست علاوه بر ۵ مورد در آزمایش قبل، به بررسی ۸ مورد دیگرنیز
میپردازد.
نوتروفیل:۶۲%
منوسیت:۵%
ائیزنوفیل و بازوفیل با هم:۲% که در اختلالات آلرژیک و انگلی با افزایش اینها رو به رو هستیم.
۳ علامت دیگر به تفکیک گلبول قرمز مربوط است.

(۸۰-۱۰۰) ، نشانگر حجم متوسط گلبولی.:MCV
(27-33) ، نشانگر حجم متوسط هموگلوبین.:MCH
(33-37) ، نشانگر درصد متوسط همولوبین.:MCHC

:TEST

یا همان سدیمانESR
این آزمایش سرعت رسوب گلبول قرمز را می سنجد.برای بیمارانی که عفونت یا التهاب
مفصلی دارند،افزایش گلبول سفید و رسوب در رگ را خواهیم داشت،بنا بر این سدیمان
سرعت اریتروسیت را می سنجد.
در این تست ماده ی ضد انعقاد باید سیترات محلول ۴/۰ میلی لیتر باشد.

:TEST

PTT & PT
این تست همانند تست قبلی می باشد با این تفاوت که ماده ی ضد انعقاد سیترات ۲/۰
است.این آزمایش برای بیمارانی که وارفارین مصرف می کنند تجویز می شود تا دارو
هایی که برای جلو گیری از لخته شدن خون مصرف می شدند،سبب خون ریزی و مرگ
نشوند.تفاوت ۲ آزمایش بالا در:
در این تست وارفارین مصرف می شود.:PT
در این تست هپارین مصرف می شود.:PTT

:TEST

ABG
تست گاز خون شریانی که ماده ی ضد انعقادش خود هپارین است.
که در آن موارد زیر سنجیده می شود:

:P H
90:PO2
40:PC2

22-26:HC3Ona
درصد اشباع اکسیژن از خون چربی:O2sat

0- -+2:BE
42:BB
25/2:TCOL
مهم ترین اختلال در این آزمایش مخلوط شدن خون شریانی و خون وریدی است.

VBG
این تست جهت بررسی گاز خون وریدی است.

:TEST

(URIN analysis, ( UA

این تست آزمایش تجزیه ی ادرار است.در این آزمایش نباید نمونه مدت زیادی در
محیط بماند و باید سریعا به آزمایشگاه منتقل شود.

(URIN culture, ( UC

این تست آزمایش کشت ادرار است و باید کاملا استریل و از ادرار میانی تهیه شود.

:TEST

SPUTUM
آزمایش تست خلط که به دو صورت رنگ آمیزی و کشت استریل تهیه می شود.

:TEST

(Acid fast bacil, (AFB

تست تشخیص سل می باشد که برای تایید آن باید باسیل تخم را در سه نمونه در
۳ روز متوالی مشاهده کنیم.

:TEST

( Stal exam, ( SE

آزمایش تست مدفوع است که برای تایید نیاز به رویت تخم انگل داریم.که به ۲ صورت:
تست می شود.OB & OP

:TEST

PREGNANCY
تست تشخیص حاملگی است که به دو صورت:
نیاز به نمونه ی ادرار می باشد.:grawides

نیاز به نمونه ی خون می باشد.:BHCG

در اخر:

بررسی تست های تشخیص: یا همان
TUBERCALIN TEST – MANTO TEST – PPD

ایدز:HIV
سل:VDRL

تب مالت:WRIGHT
سفلیس:VDRL

چرا گفتگوهایمان به جدل کشیده میشود؟

مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »

تجربه من -یعنی من- در سالهایی که با دیگران گفتگو کرده ام چه در فضای مجازی و چه در مباحثات طلبگی و … میگوید…

تا وقتی که «انسان» و «مخاطب» در گفتگو و مباحثه وارد نشده باشد و به تبع آن «احساسات» دخیل نشده باشد، گفتگو میتواند آرام به جلو رود. اما وقتی «انسان» و «احساسات» در کلمات آمد، گفتگو به خشونت و جدل میل میکند.

مثال میزنم. من ادعایی میکنم. شما با ادعای من مخالفید. برای اظهار مخالفت میتوانید بگویید: «این ادعا اشتباه است به دلایل ۱ و ۲و ۳ و ..» و می توانید بگویید: «من برای شما متاسفم که چنین ادعایی میکنید»، «از شما بعید است که چنین سخن میگویید»، «هر ننه قمری به این کلمات میخندد» در پاسخ نخست تنها و تنها ادعا بررسی شده است. اما در دیگر پاسخها «مخاطب» نیز بررسی شده است.
میخواهید یک گفتگوی آرام داشته باشید و بهم دیگر در گفتگو کمک کنید و از هم دیگر یاد بگیرید، از «ادعا» فراتر نروید و «انسان» را دخیل نکنید و اگر «دخیل» میکنید با کلماتی معترضه مهربانانه دخیل کنید. معترضه به این معنا که خطابهای شخصی جدای از ادعا باشد و فرد را به ادعایش ربط ندهید. مثلاْ در «من متاسفم که چنین ادعایی دارید» فرد به ادعایش گره خورده است. اما در «دوست عزیز!…..» این خطاب ربطی به نقد ادعا ندارد.

سید اکبر موسوی یاسوجی

برخورد امیرکبیر با شاعر چاپلوس دربار قجری

مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی از شاعران بزرگ دربار فتحعلیشاه و دربار محمدشاه با لقب «حسان‌العجم» و اوایل سلطنت ناصرالدین شاه بود.

او شاید اولین شاعر ایرانی است که به زبان فرانسه تسلط داشت و در ریاضیات، کلام، حکمت و منطق نیز استادی مسلم به شمار می‌رفت

۱۶۵ سال پیش از این او چکامه بلند و غرّایی در مدح و ثنای امیر کبیر سروده و در وصف امیر، او را جانشین وزیر ظالم قبلی یعنی حاج میرزا آقاسی نامیده بود:

«به جای ظالمی شقی، نشسته عالمی تقی/ که مؤمنان متقی‌ کنند افتخارها.»

ولی برخلاف مخدومان سابق، امیر کبیر که نه خریدار الفاظ پر طمطراق و تهی از معنی بود و نه معتاد به تملّق گویی‌های خادمان، چنان‌ برآشفت که در جا مستمری وی را قطع کرد و گفت: تو که تا دیروز مدح میرزا آقاسی می گفتی و امروز که او نیست ، ظالم شقی اش می خوانی و این بار مدح من می گویی!

او حاجی میرزا آقاسی را پیشتر “قلب‌ گیتی”، “انسان کامل‌” و “خواجه دو جهان‌” خوانده بود!

در پی قطع مقرری شاعر متملق ، اعتضاد السلطنه وساطت کرد تا بلکه امیر کبیر او را ببخشد. امیرکبیر نیز از دیگر تخصص های قاآنی جویا شد و وقتی دانست که او به زبان فرانسه تسلط دارد، برقراری حقوق قاآنی را مشروط به ترجمه کتابی در زمینه فلاحت (کشاورزی) از زبان فرانسه به زبان فارسی کرد.

تاریخ گواهی می دهد قاآنی ، پس از مغضوب و معزول شدن‌ امیر کبیر در اشعارش از او به “خصم خانگی‌”و «اهرمن خو و بد گوهر» یاد کرد.

قصیده چاپلوسانه او:

نسیم خلد می‌رود مگر ز جویبارها
که بوی مشک می‌دهد هوای مرغزارها
فراز خاک وخشت‌ها دمیده سبزکشتها
چه‌کشتها بهشتها نه ده نه صد هزارها
به‌چنگ بسته چنگها بنای هشته رنگها
چکاوهاکلنگها تذروها هزارها
ز نای خویش فاخته دوصد اصول ساخته
ترانها نواخته چو زیر و بم تارها
ز خاک رسته لالها چوبسدین پیالها
به برگ لاله ژالها چو در شفق ستارها
فکنده‌اند همهمه کشیده‌اند زمزمه
به‌شاخ سروبن همه چه‌کبکها چه سارها
نسیم روضهٔ ارم جهد به مغز دمبدم
ز بس دمیده پیش هم به طرف جویبارها
بهارها بنفشها شقیقها شکوفها
شمامها خجسته‌ها اراک‌ها عرارها
ز هرکرانه مستها پیالها به دستها
ز مغز می‌پرستها نشانده می خمارها
ز ریزش سحابها بر آبها حبابها
چو جوی نقره آبها روان در آبشارها
فراز سرو بوستان نشسته‌اند قمریان
چو مقریان نغز خوان‌به‌زمردین منارها
فکنده‌اند غلغله دو صد هزار یکدله
به شاخ‌گل پی‌گله ز رنج انتظارها
درختهای بارور چو اشتران باربر
همی ز پشت یکدگرکشیده صف قطارها
مهارکش شمالشان سحابها رحالشان
اصولشان عقالشان فروعشان مهارها
درین بهار دلنشین‌که‌گشته خاک عنبرین
ز من ربوده عقل و دین نگاری از نگارها
رفیق جو شفیق خو عقیق لب شقیق رو
رقیق دل دقیق مو چه مو ز مشک تارها
به طره‌کرده تعبیه هزار طبله غالیه
به مژه بسته عاریه برنده ذوالفقارها
مهی دو هفت سال او سواد دیده خال او
شکفته از جمال او بهشت‌ها بهارها
دوکوزه شهد در لبش دو چهره ماه نخشبش
نهفته زلف چون شبش به تارها تتارها
سهیل حسن چهر او دو چشم من سپهر او
مدام مست مهر او نبیدها عقارها
چگویمت‌که‌دوش چون‌به‌ناز وغمزه‌شدبرون
به حجره آمد اندرون به طرز می‌گسارها
به‌کف بطی ز سرخ می‌که‌گر ازو چکد به نی
همی ز بند بند وی برون جهد شرارها
دونده در دماغ و سر جهنده در دل و جگر
چنانکه برجهد شرر به خشک ریشه خارها
مرا به‌عشوه‌گفت‌هی تراست هیچ میل می
بگفتمش به یادکی ببخش هی بیارها
خوش‌است کامشب‌ای صنم‌خوریم می به‌یاد جم
که‌گشته دولت عجم قوی چوکوهسارها
ز سعی صدر نامور مهین امیر دادگر
کزوگشوده باب و در ز حصن و از حصارها
به جای ظالمی شقی نشسته عادلی تقی
که مؤمنان متقی‌کنند افتخارها
امیر شه امین شه یسار شه یمین شه
که سر ز آفرین شه به عرش سوده بارها
یگانه صدر محترم مهین امیر محتشم
اتابک شه عجم امین شهریارها
امیر مملکت‌گشا امین ملک پادشا
معین دین مصطفی ضمین رزق‌خوارها
قوام احتشامها عماد احترامها
مدار انتظامها عیار اعتبارها
مکمّل قصورها مسدد ثغورها
ممّهد امورها منظم دیارها
کشندهٔ شریرها رهاکن اسیرها
خزانهٔ فقیرها نظام بخش‌کارها
به‌هر بلد به‌هر مکان به‌هر زمین به‌هر زمان
کنند مدح او به جان به طرز حقگزارها
خطیبها ادیبها اریبها لبیبها
قریبها غریبها صغارها کبارها
به عهد او نشاطهاکنند و انبساطها
به مهد در قماطها ز شوق شیرخوارها
سحاب‌کف محیط دل‌کریم خوبسیط ظل
مخمرش از آب وگل فخارها وقارها
به ملک شه ز آگهی بسی فزوده فرهی
که‌گشت مملکت تهی ز ننگها ز عارها
معین شه امین شه یسار شه یمین شه
که فکر دوربین شه‌گزیدش ازکبارها
فنای جان ناکسان شرار خرمن خسان
حیات روح مفلسان نشاط دلفکارها
به‌گاه خشمش آنچنان طپد زمین و آسمان
که هوش مردم جبان ز هول‌گیر و دارها
زهی ملک رهین تو جهان در آستین تو
رسیده از یمین تو به هر تنی یسارها
به هفت خط و چار حد به هر دیار و هر بلد
فزون ز جبر و حد و عد تراست جان نثارها
کبیرها دبیرها خبیرها بصیرها
وزیرها امیرها مشیرها مشارها
دوسال هست‌کمترک‌که‌فکرت‌توچون محک
ز نقد جان یک به یک به سنگ زد عیارها
هم ازکمال بخردی به فر و فضل ایزدی
ز دست جمله بستدی عنان اختیارها
چنان ز اقتدار توگرفت پایه‌کار تو
که‌گشت روزگار تو امیر روزگارها
چه مایه‌خصم ملک و دین‌که‌کرد ساز رزم وکین
که ساختی به هر زمین زلاششان مزارها
خلیل را نواختی بخیل راگداختی
برای هردو ساختی چه تختها چه دارها
در ستم شکسته‌یی ره نفاق بسته‌یی
به آب عدل شسته‌یی ز چهر دین غبارها
به پای تخت پادشه فزودی آن قدر سپه
که صف‌کشد دو ماهه ره پیادها سوارها
کشیده‌گرد ملک و دین ز سعی فکرت رزین
ز توپهای آهنین بس آهنین حصارها
حصارکوب‌وصف‌شکن‌که‌خیزدش‌تف‌ازدهن
چو ازگلوی اهرمن شررفشان به خارها
سیاه‌مور در شکم‌کنند سرخ‌چهره هم
چه‌چهره قاصد عدم چه مور خیل مارها
شوند مورها در او تمام مار سرخ رو
که بر جهندش ازگلو چو مارها ز غارها
ندیدم اژدر اینچنین دل آتشین تن آهنین
که افکند در اهل‌کین ز مارها دمارها
نه داد ماند ونه دین ز دیو پر شود زمین
فتد خمار ظلم‌وکین به‌مغز ذوالخمارها
به‌نظم‌ملک ودین نگر ز بسکه‌جسته زیب‌و فر
که نگسلد یک‌از دگر چو پودها ز تارها
الاگذشت آن زمن‌که بگسلد در چمن
میان لاله و سمن حمارها فسارها
مرا بپرور آنچنان‌که ماند از تو جاودان
ز شعر بنده در جهان خجسته یادگارها
به جای آب شعر من اگر برند در چمن
ز فکر آب و رنج تن رهند آبیارها
هماره تابه هر خزان شود ز باد مهرگان
تهی زرنگ و بو جهان چو پشت س‌وسمارها
خجسته باد حال تو هزار قرن سال تو
به هر دل از خیال تو شکفته نوبهارها

ماری جوانا در ایران

معتادان گمنام هیچ دیدگاه »

چند هفته‌ای هست که علامت گیاه مخدر ماری جوانا را در جاهای مختلف تهران می بینم

به صورت برچسب بر روی سه ماشین دیده‌ام، در برنامه ۹۰ بر روی تیشرت یکی از جوانان تماشاچی فوتبال دیدم، در همین برنامه ۹۰ دیدم که بر روی بازوی حنیف عمران زاده بازیکن استقلال تاتو شده بود. این ماده مخدر بیشتر در آمریکای لاتین و آمریکای شمالی رایج است و در اروپا هم دیده شده ولی در ایران تاکنون چندان رواج نداشته تا اینکه خبری بر روی سایت‌ها مبنی بر کشف مزرعه‌های متعدد کشت گیاه این ماده مخدر در نقاط مختلف کشور منتشر شد که به نوعی نشانگر ورود آن به ایران هم بود.

توهم توطئه ندارم ولی واقعا عجیب است که یک ماده مخدر ابتدا با نمادهایی که بیشتر جنبه زیباشناختی دارد بر روی تیشرت‌ها، ماشین‌ها و تاتوی روی بدن جوانان ظهور می‌کند و لابد پس از آن خود این ماده مخدر هم مورد استعمال قرار می‌گیرد. از آن بدتر برنامه پربیننده‌ای همچون ۹۰ هم بدون اینکه بداند این تصویر نماد چیست آنرا نشان می‌دهد.

این نحوه ورود ماری جوانا به ایران خیلی عجیب است، تاکنون تصویر هیچ ماده مخدری به صورت نماد در عرصه عمومی جامعه ظاهر نشده بود، واقعا شاید جریانی سازمان‌یافته ماری جوانا را با این نوع تبلیغات همه جانبه وارد ایران کرده‌اند.

در فیسبوک فقط کافی است اسم ماری جوانا را جستجو کرد تا چندین صفحه فارسی در ستایش این ماده مخدر یافت، این صفحات چندین هزار لایک دارند، یکی از این صفحات عنوانش هست «ما خواهان آزادی کشت ماری جوانا در شمال ایران هستیم» و به صورت یک کمپین ثبت شده است. این ماده مخدر در برخی کشورها آزاد است و صاحبان این صفحه با گرته برداری از چنین کشورهایی قصد قانونی کردن آن در ایران را هم دارند.

این روند، وحشتناک نگران کننده است، قبح این ماده مخدر ریخته است و بسیاری هم بدون اینکه بدانند این گیاه یک مخدر است آنرا به عنوان نمادی زیباشناختی به کار می‌برند.

محمد فکری

آیا همسران باید درمورد معشوقه های سابق باهم صحبت کنند؟

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

آیـا مـی تـوانـید با عشقتان یا همسرتان در مورد احساساتتان صحبت کـنید؟

● صداقت احساسی
آیـا مـی تـوانـید با همسرتان در مورد احساساتتان صحبت کـنید؟ اگر عصبانی یا ناراحت باشید، آیا فکر می کنید باید آن را از همسرتان پنهان کنید؟یکی از ویژگیهای رابطه های پـردوام ایـن است کـه دو طــرف بتوانند در مورد احساسات خـود صـحبت کــــنند، و حتی در مواقع ناراحتی هم در این رابطه صادق باشند.
اولین قدم اعلام و بازگویی آن احساسات برای خودتان است.
● در جمع بانزاکت باشید
برداشت عشقتان یا همسرتان شما تا حد زیادی بستگی به کسان دیگری دارد که در جمع شما حضور دارند. اگر به مهمانی ناهار کارمند جدیدی شرکت دعوت شده باشید، مطمئناً وقت مناسبی برای صحبت در مورد عادات بد عشقتان یا همسرتان مثل خرخر کردن در خواب نیست. بازگویی حقایقی درمورد عشقتان یا همسرتان که ممکن است در دیدگاه آنها نسبت به او تاثیر منفی بگذارد، کار درستی نیست.
● تا ۱۰ بشمارید
بین صداقت مخرب و صداقت سازنده تفاوت بسیار است. اگر سعی می کنید با به زبان آوردن حقایقی که گفتن آن تاثیر منفی بر عشقتان یا همسرتان می گذارد، او را اصلاح کنید، کاملاً در اشتباه هستید. در اینگونه مواقع نفسی عمیق بکشید، درمورد حرفی که میخواهید به زبان آورید خوب فکر کنید، و سعی کنید احساسات خود را به طریقی مثبت و سازنده بیان کنید.
● صادق باشید، نه رُک
شما می خواهید که همیشه با عشقتان یا همسرتان صادق باشید، اما باید این کار را به طریقی انجام دهید که باعث بهبودی رابطه تان شود، نه خراب کردن آن. پس از این به بعد به جای اینکه بگویید “لباس رنگ سفیدت مثل شیر برنج می کنه تورو”، بهتر است که بگویید “لباس های رنگ تیره زیباتر نشانت می دهد.”
● صداقت به عنوان یک سلاح
وقتی شما و عشقتان یا همسرتان در حال جنگ و دعوا باشید، صداقت ممکن است سلاحی بیرحم باشد. گفتن حرف هایی مثل اینکه “دوست و یا همسر قبلیم خیلی بهتر سکس می کرد،” یا “دوستت می گفت دیگر نمی خواهد با تو رابطه داشته باشد،” ممکن است صادقانه باشند، اما قبول کنید که گفتن چنینی حرف هایی آن هم به آن شکل رُک و بی رحمانه خوشایند نیست.
شما اگر بخواهید می توانید حتی جنگ و جدل هایتان را نیز سازنده کنید. پس از صداقت به عنوان سلاح استفاده نکنید، چون باعث می شود هر دوی شما صداقت را چیزی مخرب و آزار دهنده ببینید، دیگر نتوانید در آینده به راستی صادق بمانید.
● بچه ها و صداقت
یکی از توصیه هایی که والدین همیشه به فرزندان خود می کنند این است که صادق و راستگو باشند، اما وقتی حقایقی را که دوست ندارند از زبان آنها می شنوند، آنها را تنبیه میکنند. درک کنید که برای فرزندتان هم گفتن حقیقتی که شما دوست ندارید و ناراحتتان می کند بسیار دشوار بوده، اما او اینکار را فقط به خاطر شما کرده است. پس به جای تنبیه، اول آنها را به خاطر صداقتشان تحسین کنید، و بعد جریان را ارزیابی کنید..
● همیشه صادق باشید
یک رابطه بر پایه ی صداقت ساخته می شود. اگر نتوانید به عشقتان یا همسرتان اعتماد کنید، و یا برعکس، دیگر هیچ پایه و بنیادی برای رابطه ی شما وجود نخواهد داشت. اگر یکی از طرفین به خود اجازه ی دروغ گفتن درمورد چیزهای کوچک را بدهد، مسلماً در گفتن دروغ های بزرگ هم ابایی نخواهد داشت.
● جوّی صادقانه ایجاد کنید
پرخاش کردن به کسی که حقیقتی ناخوشایند را به شما گوشزد کرده است، کاری آسان است. شما با شنیدن آن حرف واکنش خشونت باری از خود نشان داده و دق و دلی خود را سر او خالی خواهید کرد. اگر اینکار ار انجام دهید، به آن فرد خواهید فهماند که وقتی حقیقتی را دوست ندارید، آن را به شما اطلاع ندهند. البته این موقعیتی بسیار خطرناک است.
● بدون انتقاد کردن گوش دهید
البته این یکی از سخت ترین مهارت هاست، اما یکی از مهمترین آنها نیز هست. سعی کنید به حرف های همسرتان به طور کامل گوش دهید، بدون اینکه به سر او بپرید و از او انتقاد کنید. فقط گوش دهید، و تصدیق کنید و سعی کنید تا دیدگاه همسرتان را نیز درک کنید.
مطمئن باشید که تلاش برای درک حرف های همسرتان، کمک بزرگی به شما خواهد کرد تا بتوانید بهتر و صادقانه تر با هم گفتگو کنید.
● آیا بعضی اوقات عدم صداقت بهتر نیست؟
گاهی اوقات که کاری را انجام داده باشید که همسرتان را ناراحت می کند، وسوسه می شوید که به او درمورد آن دروغ بگویید. با خودتان فکر می کنید که اینکار را فقط به خاطر اینکه همسرتان ناراحت نشود کرده اید و باخودتان دروغتان را توجیه می کنید.
اما شما فکر عشقتان یا همسرتان نبوده اید، در واقع می خواستید خودتان را از عواقب اینکار در امان بدارید. او خودش می تواند تصمیم بگیرد که چطور تصمیم بگیرد و چطور رفتار کند، و آن برپایه ارتباط صادقانه ی او با شما استوار است.
● من از کس دیگری خوشم می آید
اگر از کسان دیگر هم خوشت نمی آمد، من نگران می شدم. عشق این نیست که فکر کنید طرفتان تنها انسان روی کره ی زمین است. این یک عقده ی روحی است. عشق این است که طرفتان را به عنوان کسی که می خواهید با او باشید و زندگی کنید قبول کنید، درحالیکه افراد و انتخاب های بسیار دیگری نیز برای شما وجود دارد. فقط یک مرد و یک زن در جهان وجود ندارد. میلیون ها زن و مرد روی این کره ی خاکی زندگی می کنند.
● مقایسه ی محبوبان
اگر عشقتان یا همسرتان از شما بخواهد که او را با محبوبان سابقتان مقایسه کنید، و این مقایسه برایتان ناخوشایند باشد، چه می کنید؟

همه ی آدم ها در همه ی زمینه ها عالی نیستند. ممکن است که همسرتان در اکثر زمینه ها خوب و کامل باشد، اما در زمینه های بخصوصی به اندازه ی محبوبان سابق شما خوب نباشد. و شما می خواهید این مطلب را به صورتی سازنده با او در میان بگذارید.
اول از همه، خاطرتان باشد که به هیچ وجه دروغ نگویید. راستگویی همیشه بهترین کار است، اما باید به طریقی سازنده باشد. می توانید نقاط و ویژگی های مثبت و خوب او را یادآور شده و بعد درمورد آن زمینه ی خاص که در آن نقص دارد صحبت کنید و به او اطمینان دهید که اگر تلاش کند می تواند در آن زمینه نیز از سایرین برتر باشد.
● آیا باید درمورد محبوبان قبلی صحبت کنم؟
در قسمتی از رابطه که شما هنوز در پی کشف گذشته ی یکدیگر هستید، ممکن است دادن توضیح درمورد دوستداران سابقتان بد نباشد. اما چه می خواهید درمورد آنها بگویید؟
اول اینکه، اگر فکر میکنید همسرتان درمورد دوستداران سابقتان حسود است، سعی کنید به هیچ رقمی با تعریف از آنها این حسادت را شعله ور نکنید.

اما اگر عشق و یا همسری دوست داشتنی و فهمیده داشته باشید، صحبت کردن درمورد دوستداران قبلی، راه بسیار مناسبی برای شناخت بیشتر یکدیگر خواهد بود. این حرف ها به همسرتان کمک خواهد کرد که پی به گذشته ی شما برده و با خصوصیات اخلاقی شما بیشتر آشنا شود.
● آیا باید آنچه می دانم را بگویم؟

گاهی اوقات مخفی کردن حقایق دردناک از همسرتان، وسوسه انگیز است—مثل اینکه یکی از دوستانش پشت سرش حرف های بدی می زند. اما بدانید که دانستن این اطلاعات و مخفی کردن آن، بسیار بسیار دردناک تر خواهد بود. چون خواه ناخواه همسرتان به طریقی دیگر پی به موضوع خواهد برد، و اگر بفهمد که شما می دانسته و او را باخبر نکرده اید بسیار بیشتر ناراحت خواهد شد و تصور خواهد کرد که ارزشی برای او قائل نبوده اید. شما بهترین کسی هستید که می توانید همسرتان را از این حقایق ناگوار باخبر کنید، اما باید همه ی تلاشتان را بکنید که این کار را به طریقی سازنده انجام دهید نه مخرب.

اقدامات پیشگیرانه از تجاوز جنسی

ج.!.ن.!.س.!.ی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A, مسائل و اخبار روز اجتماعی, وبلاگهای کمک کننده به بهبودی و مرتبط هیچ دیدگاه »

مخاطب اصلی ما در اینجا خانم های محترم هستند که شاید مهمترین نگرانی فکریشان در خارج از خانه مخصوصاً وقتی که تنها هستند مزاحمین خیابانی و انواع و اقسام خشونت های بصری، کلامی و فیزیکی باشد. رعایت یک سری اصول و اقدامات پیشگیرانه که در ادامه خدمتتان ارائه میشود، میتواند به حفظ و افزایش ایمنی شما کمک زیادی بکند.

۱- همیشه مراقب اطراف خود باشید. اینکه کجا هستید؟ به کجا میروید؟ در چه ساعتی از شبانه روز قرار دارید؟ وسائل نقلیه در دسترس کدام هستند؟ راه ایمن تر کدامه؟

۲- در صورتی که در شب اقدام به خروج از منزل میکنید، مسیرهای پر رفت و آمد و روشن را انتخاب کنید. از عبور و مرور از کوچه های تنگ، باریک و تاریک، خلوت دوری کنید.

۳- لباس راحت بپوشید. لباس های خیلی گشاد یا تنگ، کفش پاشنه بلند و مجلسی، به همراه داشتن زیورآلات سنگین به صورت واضح در دید عموم فقط باعث جلب توجه بیشتر خلافکارها و البته کند کردن حرکت شما در صورت ضرورت میشوند.

۴- اگر با اتومبیل حرکت میکنید از سلامت وضعیت موتور، لاستیک ها و وجود سوخت کافی و.. مطمعن شوید. مراقب تصادفات ساختگی باشید! اگر کسی چیزی به سمت اتوموبیل شما پرت کرد که شما مجبور به توقف شوید، هرگز اینکار را نکنید چون ممکن است تله باشد. اگر تنها هستید و در مسیری خلوت، تاریک و یا خارج از شهر رانندگی میکنید و چنانچه به طور مشکوکی دچار تصادف شدید قبل از خروج از اتوموبیل اطراف را به دقت بررسی نمایید. ممکن است تصادف ساختگی باشد. بنابر این حتی المکان از اتوموبیل خود خارج نشوید و برای صحبت با راننده یا راکب موتوری که با آن تصادف کرده اید فقط کمی شیشه را پایین داده، درها را قفل و با او صحبت کنید. به پلیس راهنمایی رانندگی خبر داده و درون اتوموبیل خود منتظر بمانید.

۵- چنانچه پیاده هستید با اعتماد به نفس، استوار و هوشیارانه گام بردارید. متجاوزان جنسی معمولا مانند بقیه بزهکاران دنبال اهدافی ساده، حواس پرت و بی دفاع میگردند.

۶- چنانچه احساس میکنید کسی دنبالتان میکند خونسردی خود را حفظ کرده و سریع به سمت محل های پر نور و پر جمعیت تغییر مسیر دهید.

اگر احساس میکنید اتوموبیلی شما را تعقیب میکند سریعاً تغییر مسیر داده برگردید یا به سمت دیگر خیابان بروید. اگر با اتوموبیل هستید و احساس میکنید شما را تغییب میکنند، مسیر خود را از خانه یا محل کار به سمت نزدیکترین کلانتری تغییر دهید.

۷- اگه از سوی مهاجم ی با هر نیتی غافلگیر شدید، وحشت زده نشوید بلکه از ترس خود به عنوان یک نیروی محرک کمک بگیرید! از اینکه با داد و فریاد کردن کمک بخواهید خجالت نکشید، کسی شما را دیوانه خطاب کند بهتر از این است که مورد تجاوز واقع شوید! جیغ بزنید و در صورت امکان با تمام سرعت فرار کنید. اگر امکان فرار نبود و مهاجم شما را گرفت سریع به جاهایی مانند: چشم، بینی، گوش، گلو، شکم (زیر دنده ها) و پهلوها، بیضه ها و زانو و ساق پایش با تمام قدرت ضربه بزنید! هر مهاجمی هر چقدر هم که تنومند باشد نمیتواند این مناطق را قوی کند.(به استثنای ساق پا و وسط شکم)

ضمناً به یاد داشته باشید از آن چهار سلاح ویران کننده شما در بدنتان یعنی زانوها و آرنج ها استفاده کنید. چنانچه فرصتی پیش آمد از فاصله نزدیک درنگ نکنید!

۸- چنانچه از سلاحی برای دفاع شخصی استفاده میکنید قبل از هرچیز از مهارت خود در استفاده درست آن مطمئن شوید. توجه کنید که همراه داشتن سلاح مانند شوکر، اسپری فلفل و چاقو و پنجه بوکس و.. نمیتواند تضمین کننده امنیت شما باشد. بهترین چیز پیروی از شعار “پیشگیری بهتر از درمان” است.

شیوه‌های علمی نگهداری مواد غذایی

مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »

این روزها که مد شده افراد همه چیز را در فریزر قرار می‌دهند اشتباهات عمیق تری صورت می‌گیرد. باید و نبایدهای فریزری کردن برخی مواد غذایی در زیر اشاره می‌شود.

به گزارش پارسینه، نحوه نگهداری مواد غذایی در یخچال و مایکرویو و فریزر در بسیاری از موارد غیراصولی و غیرعلمی است. تقریباً هر چیزی را می‌توانید منجمد کنید اما برخی مواد غذایی پس از خارج شدن از حالت انجماد دیگر قابل مصرف نیستند و تنها ضایعات غذایی را شکل می‌دهند. این روزها که مد شده افراد همه چیز را در فریزر قرار می‌دهند اشتباهات عمیق تری صورت می‌گیرد. باید و نبایدهای فریزری کردن برخی مواد غذایی در زیر اشاره می‌شود.
سالاد
سبزیجات پس از منجمد شدن پژمرده شده و بافتشان نرم می‌شود و طعم اصلی خود را از دست می‌دهند. به جای منجمد کردن، سبزیجات را شسته و به صورت خشک در یک حوله کاغذی پیچیده و داخل کیسه پلاستیکی قرار داده و در یخچال نگهداری کنید.
شیر
شیر منجمد پس از آب شدن بافتی توده‌ای پیدا می‌کند. بهتر است از شیر منجمد شده در آشپزی استفاده شود.
سرخ کردنی ها
غذای سرخ شده خوشمزه پس از انجماد بافتی نرم، مرطوب و خمیر می‌یابد. مصرف مرغ سوخاری و… منجمد آن طعم جادویی و لذت بخش را ندارد.
تخم مرغ
هنگامی که مایعات منجمد می‌شوند حجم شان افزایش پیدا می‌کند. تخم مرغ خام نیز از این مسأله مستثنی نیست. حجم مایع درون تخم مرغ پس از منجمد شدن افزایش یافته و پوسته آن را ترک می‌دهد که نه تنها موجب بدبویی فریزر می‌شود بلکه با تغییر طعم قابل استفاده نیست.
میوه خام
میوه‌ها با توجه به میزان آب بالایی که دارند حالت ترد و شکننده خود را پس از انجماد از دست می‌دهند.
خامه
خامه پس از منجمد شدن حالتی تکه تکه می‌یابد. از خامه ترش یخ زده درپخت و پز می‌توان
استفاده کرد.
ماست
قرار دادن ماست در فریزر موجب تغییر بافت آن می‌شود. نتیجه قرار دادن ماست در فریزر و منجمد شدن آن چیزی است که تمایلی به خوردن آن نخواهید داشت زیرا مانند خامه ترش حالتی تکه تکه پیدا می‌کند.
سیب زمینی
سیب زمینی آب بالایی دارد و زمانی که سیب زمینی‌های خام را در فریزر قرار می‌دهید پس از یخ زدایی با سیب زمینی شل و آبدار مواجه خواهید شد. سیب زمینی را باید در جای خشک و خنک نگهداری کرد و اگر قصد نگهداری آن را در فریزر دارید پیش از منجمد کردن سیب زمینی را بپزید.

یادداشت دختر دکتر شریعتی درباره نسلی که عاشق نمی شود

اطلاعات عمومی هیچ دیدگاه »

این ناامیدی را ما در چهره ی جوانانمان می بینیم. همین جوانها که به ظاهر میهمانی می گیرند و می خوانند و می رقصند… ولی عاشق نمی شوند، شور ندارند، دلخوش نیستند ، به هیچ چیز . در جستجوی امنیت هستند…و موفقیّت . همین جوانانی که می خواهند در لذّت به فراموشی برسند.

قهرمانانِ لذّت در فلسفه ، همه متفکرینی هستند که به لذّت در غلطیده اند ، چون شادی ندارند , امید ندارند , چهره های عبث هستند . لذّتِ مستی، خماری … هرچه که بی خبری می آورد و بیحسی … در هیچکدام اما، عشق و شور و امید نیست . در مفاتیح خواندم که دعای کمیل دعای خضر نیز هست و خضر پیامبرِ امید است . ما را ، موسی را ، با خود در همه ی ماجراهای سخت اش همراهی می کند و هر بار در برابرِ سوالِ ما، چرا های ما، عصیانِ ما، مخالفتِ ما با قتلِ آن کودک ، با خراب کردنِ آن دیوار، با غرق شدنِ آن کشتی … میگوید : نگفتم که ایمان نداری ؟ و در پاسخ میشنود که : صبر خواهم کرد و عاصی نخواهم شد .

امروز امّا ما عاصی شده ایم . دیگر صبر نداریم. عاصی شده ایم، نه نسبت به واقعیتی که نمیفهمیم، بلکه نسبت به خودمان. نسبت به توهماتمان. به اینکه هر بار امید بستیم و هر بار ناکام ماندیم. اینست که دل از حقیقتمان کنده ایم . خضر را تنها گذاشتهایم , همراهی اش نمیکنیم , ایستاده ائم و سر به زیر شده ایم . پذیرفته ائم که بیاد دعا باشیم ، سرِمان به کارِ خودمان باشد .

جامعه و تاریخ را بسپاریم به دستِ سیاستمدار و قدرتمدار، و زندگیمان را بکنیم . این ناامیدی را ما در چهره ی جوانانمان میبینیم . این ناامیدی را ما در ذهنیتِ مردممان احساس میکنیم . تمام شهر حجله بندانِ مرگِ امید این مردم است . مردمانی که خسته شده اند؛ که مجروح اند؛ که داغدارند؛ که میخواهند باز ماندگانشان را از بلای سیاست و بیداد فقر حفظ کنند و مصونشان بدارند .این ناامیدی را ما در سخنِ امروزِ روشنفکرانمان، استشمام میکنیم .

خضر آن پیامبری ست که ما بیش از هر زمان، به او نیازمندیم .چرا ؟ چون ما امروز به امید ، بیش از هر چیز محتاجیم .دوره ای بود دوره ی ما، بیست و چند سال پیش، ما سرشار از شور و شوق و امید بودیم . فلسفه ی مان برای “تغییرِ جهان” بود و نه “تفسیرِ آن”. جامعه شناسی مان برای بهم زدنِ نظمِ موجود بود و بر پائیِ نظمِ اجتماعیِ نوینی . تاریخمان گشوده بود و تاریخِ فردا در دستهای ما بود . میخواستیم انقلاب کنیم , نظمِ جهان را تغییر دهیم. مدینه ی فاضله ی خودمان را ، در گروهِ کوچکمان ، در جامعه ی بزرگمان ، در جهان ، تحقق دهیم . همبستگی شعارِ ما بود و رفاه را جز در تقسیم اش با دیگران نمی خواستیم. بیست سالِ پیش، جامعه ی ما شاهد پیدایش و رشد هزاران گروه بود. به اسامی شان نگاه کنید : آرمان و مردم، دو مؤلفهی ثابت بود. آرمان، آوا، ندا، صدا، فریاد… همه نشان از قدرتِ ما، عزمِ ما در رساندنِ حرف و حدیث مان به گوش دیگران داشت؛ و بعد، خلق، مردم، مستضعفین، کارگران… یعنی یک تجمع، یک جمع، چرا که ما رستگاری را برای همه میخواستیم. این پروژه ی مشترکِ ما بود. این حَبلِ مَتین ما بود. ریسمانِ مشترک ما. این همان طنابی بود که ما را از چاه نجات میداد و به صعودمان وا میداشت . اما این دوره، خوب و بد، گذشته است.

از آن زمان تا به امروز تحوّلاتِ بسیاری رخ داده است. در جهان، در ایران .
در جهان، افسون زدائی شده است. عصرِ انقلابات به سر رسیده است. عصرِ ایدئولوژی ها به پایان رسیده است. مذاهبِ امید، مذاهبی که وعده ی رستگاری و نجات میدادند، در بحرانند.

روشنفکران، مرگِ ایدئولوژی ها را اعلام کرده اند. پایانِ تاریخ را اعلام کرده اند. انتظار به پایان رسیده است. دیگر سبزواری ها، هر روز اسبی را زین نمیکنند و بر دروازه ی شهر نمیبنند تا امامِ زمان اگر آمد، سوارش شود. امروز از صاحب زمان میخواهند که دیرتر بیاید تا امتحانِ کنکور باز هم به تعویق نیفتد !

سخن گفتن از امپریالیسمِ جدید، دیگر خریدار ندارد. گفتمانِ عدالتخواهی، مغلوبه شده است . از مذهب گفتن، زدگی ایجاد میکند. ملی گرائی کارِ پدرانِ ما بود. درنتیجه، مبارزه با امپریالیسممان را حواله میدهیم به سازمان ملل. سوسیالیسم مان را تقلیل میدهیم به خیرخواهی و حَسَنات. مذهبمان را “تبدیل” میکنیم به معنویتی بی ضرر، و انقلابی گریِ دیروزمان را “تعبیر” میکنیم به جوانی و خامی .

اما مسائلِ ما آیا از آن زمان تا به امروز تغییر کرده است؟ آیا فقر و گرسنگی کمتر از دیروز است؟ نیاز به مذهبی که پشتوانه ی عدالتخواهی و دست در دستِ آزادی باشد، کمتر است ؟ سلطه ی بیرقیبِ امپریالیسمِ جدید، مگر عیانتر از دیروز نیست ؟ واقعیتِ جهانِ سوم مگر نه اینکه همچنان موجود است و امروز بیش از دیروز در زیرِ غلطکِ بازارِ جهانی دارد قربانی میشود ؟ و مگر نه اینکه برای جلوگیری از آنچه که از پی مهاجرتهای مکررِ جـوانان و مغزهای جامعه که فروپاشیِ ملی می نامند , ما بیش از هر زمان نیازمند ایجاد یک روحِ ملی و احساسِ تعلقِ مدنی به این سرزمین هستیم ؟ نسلِ ما ، نسلِ دیروز ، در پشتِ “نه” ای قهرمانانه ، در پشتِ سنگرِ اصولِ اخلاقی و اعتقادی اش در برابرِ واقعیت میایستاد. واقعیت را نمیپذیرفت .

رونو، خواننده ی فرانسوی میخواند : “جامعه ! گرفتارم نخواهی کرد.”

پسوا، شاعرِ پرتقالی می نوشت : “…واقعیت! فردا بگذر. برای امروز دیگر کافیست …”

اخوان میگفت : “بیا ره توشه برداریم، قدم در راهِ بی برگشت بگذاریم…”

هوگو می سرود : “پاهایم اینجا، چشمهایم جایی دیگر!…”

نسلِ ما چشمهایش به جایی دیگر بود. نسلِ ما قدم میگذاشت در راهِ بی برگشت. امروزه امّا، عصرِ پذیرشِ واقعیت است. پذیرشِ سرنوشت. عصرِ دست کشیدن از آرزوهای بی سو و سرانجام است و دعاوی بیحساب و کتاب . و این واقعیتِ جهانی، در ایرانی که تجربه ی انقلاب و جنگِ خارجی و داخلی و اصلاحات و… را همه در طیِ بیست سال تجربه کرده است، بیشتر نمادینه شده است. خسته شده ایم از این تجربه ای مکرر و همه تلخ. اینست که پناه میبریم به امنیتِ زندگیِ شخصی، و از ادعاهای بلند و پروژههای مشترکمان دست میشوئیم و این همه را به حسابِ عقلانیت، پختگی و تجربه ی تاریخ میگذاریم.

به آهنگهای امروزی نگاه کنید : مدام به فراموشیات میخوانند، به پذیرشِ واقعیت. اکتفا به آنچه که هست : “گذشته ها گذشته”، “این کارِ سرنوشته”. “عمرکمه، صفا کن”، ” اگه نباشه دریا، به قطره اکتفا کن”.

نسلِ دیروز بر سر حرفاش می ایستاد، تا آخر. تزلزل را خیانت میخواند و بُریدگی. نسلِ امروز امّا “حرفش را پس میگیرد.” و میخواند که “خیال نکن نباشی، بدونِ تو میمیرم”. میخواهد واقعیت را بپذیرد، در آن دخیل شود، حتی گاه دوستش داشته باشد، و به خود بقبولاند که میتواند به بازیاش بگیرد. میخواهد مثبت اندیش باشد، خوشبین. کار را یکسره کند. وارد صحنه ی واقعیت شود. در آن مشارکت کند.

روشنفکرانمان به ما میگویند : “این”، درست است، “آن”، جوانی بود و خامی . ما باید تجربه ی تاریخ را در نظر داشته باشیم. باید فرزند زمانه ی خویش باشیم. امروز عصر، عصرِ عقلانیت است.
ادعاهای گذشته را نگاه کنیم : انقلابِ اجتماعی. سوسیالیسم. جهانِ سوم گرائی. مذهبِ سیاسی. مردمخواهی … همه ی اینها را تجربه کردیم و امروز به اینجا رسیده ایم. درنتیجه، تجربه ی تاریخی حکم میکند که در حرفهامان تجدید نظر کنیم. اگر ما مبارزینِ دیروز میگفتیم : آرمان و مردم، امروز باید بگوئیم : عقلانیت و فرد . اگر ما مذهبیهای دیروز میگفتیم : مذهبِ ایدئولوژیک. یا به قولِ بازرگان ، مسلمانِ اجتماعی، امروز باید بگوییم : معنویتِ فردی، دینداریِ خصوصی. اگر ما روشنفکرانِ چپِ دیروز میگفتیم : سـوسیالیزم، امروز باید بگوییم : نیکوکاری، کار حسنه،

خیرخواهی. اگر ما جهان سومیهای دیروز میگفتیم : راهِ سـوم، امـروز باید بگوئیم، دمکراسیِ لیبرال. باید واقعیتِ جهانی شدن و نسبیتِ مرزهای ملی را پذیرفت.

از طرفی، مذهبِ اجتماعی هم، تجربه ی خودش را پس داده است. انقلاب هم کردیم و دیدیم که چه بود. سوسیالیزم هم که دیوارش فرو ریخت و راه سوم هم که به بیراهه انجامید… این حرفها را تاریخ منسوخ کرده است. این لیلی و مجنونها به درد ادبیات میخورند، واقعیتها را باید پذیرفت، با همه کاستیها و کم بودهایش، وگرنه متعصبی خواهید ماند، جزمی، تنگ نظر و خشونتگرا !
و نسلِ امروز قبول کرده است که کم توقع باشد و واقعبین، و دل خوش کند به “به ـ بودِ” همین واقعیت.

نتیجه اش اما چه شده است ؟ نتیجه ی این حرف شنوی ها از گفتمانِ غالب چه شده است؟ نتیجه اش این شده است که ما به دلیلِ شکستِ الگوهایمان، در ارزشهایمان نیز تجدید نظر کرده ایم. در آرمانها و آرزوهایمان. چون الگوی سوسیالیزم شکست خورد، سوسیالیزم را کنار گذاشتیم. چون الگوی مذهبِ اجتماعی با قدرت و منافعِ قدرت در هم آمیخت و به فاجعه انجامید، دینداریِ اجتماعی و متعهد به مردم را هم کنار گذاشتیم . چون (دولت) متولیِ ملت شد، تعلقِ ملی را زیر سوال بردیم و جز به گریز نمیاندیشیم و چون به همهی امیدهای ما خیانت شد، طناب را رها کردیم و در چاهِ واقعیتِ روزمرّگی مان، به بقاءِ خود می اندیشیم .

در جستجوی خود، مارگزیده شده ایم، اینست که از هر آنچه که خاطره و خطرِ این گَزیدگی را دوباره زنده و نزدیک میکند، گریزانیم. جستجو را کنار گذاشته ایم و به مصون نگه داشتنِ آنچه که هست، بسنده میکنیم. اما این تجربه های همه تلخ، بایستی توشه ی ما برای ادامه ی جستجو باشد. مگر نه اینکه به گفته ای : “…ضربهای که هلاکمان نمیکند، قویترمان خواهد کرد…”؟ صحبت بر سرِ پایبندی به الفاظی چون ایدئولوژی، سوسیالیزم، دمکراسیو… نیست. وفاداری ما نه به پوسته که به مغز است. مغز را برداریم و پوسته را رها کنیم. شریعتی میگفت : برای من سوسیالیزم یک نظامِ اقتصادی نیست، فلسفهی زندگی است. برای ما نیز، ایدئولوژی یک سیستمِ بسته ی عقاید نیست، همان است که نسلِ جوانِ امروز از “مَرام” مراد میکند. مَرام به معنای تعهد و پایبندی به اصول و ارزشهایی.

از دو موضع به ایدئولوژی انتقاد میشود :

نخست (از موضعِ) دمکراسیِ لیبرال که خود، مدارِ ایدئولوگراست و با رسم و رسومِ یک ایدئولوژی، در واقع با اسمِ ایدئولوژی درگیر میشود. و دیگری از موضعِ پُست مدرن و نقد ایده سالاری. در اینجا ما امّا از ایدئولوژی، معنا و مرام و جهت را مُراد میکنیم.

فرناند دومون، جامعه شناس و متکلم کانادائی میگوید :
“…در هر دوره به ما گفتند که عصرِ پایانِ ایدئولوژیها سر رسیده است و پایانِ ایدئولوژیها را همچون پایانِ توهّمات به ما نمایاندند. در حالیکه پایانِ ایدئولوژیها، پایانِ توهّم نبود، پایانِ امید بود. جامعه ای که پروژه ی مشترکی ندارد به چه کار میآید؟ پس بگذاریم تاریخ را قدرتها بسازند…”
این کاری است که ما امروز در صدد آن هستیم.

تاریخ یعنی چه ؟ تاریخ یعنی حافظه ی ما؛ خاطره ی ما؛ گذشته ی ما؛ واقعیتِ دیروزِ زندگیِ ما و مگر نه اینکه هر حرکتِ جدیدی، اگر بخواهد که نو باشد، اولین کارش ایستادن در برابرِ سازندگانِ این تاریخ، و صاحبانِ این شناسنامه هاست ؟ ایستادن در برابرِ این حافظه ای که به ما میگوید که : یادت نرود! همین کارها را ما در جوانی کردیم، دیدید که چه نتیجه ای داد . همین سنتی که به من میگوید : همیشه همین بوده است؛ از قدیم تا ابد. همین گذشته ای که مدام به من هشدار می دهد، از حرکت بازم میدارد و ناامیدم میکند . چاره را نسلِ امروز در گریز یافته است. گریز از این وطنی که دیگر مأوایش نیست. که در آن هیچکاره است. که مدام تحقیر و طردش میکند. و نسلِ ما، نسلِ دیروز، در واکنش به همه خواهیِ دیروز، امروز چاره را در کم توقعی یافته است، در “اکتفای به قطره”، در “زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز”، در “گلیمِ خود را از منجلابِ واقعیت بیرون بکش.” همین مردمی که در شرایطِ انقلاب، یا در شرایطِ تهاجمِ دشمنِ خارجی، حماسه ها آفریدند و سرمشق شدند، امروز جز به امنیتِ اقتصادی و اجتماعیِ فردِ خود، یا در خانواده ی خود، نمی اندیشند. دغدغه های اجتماعی، در بهترین حالت، به پرداخت خمس و زکاتِ ثروت ِخویش، تقلیل یافته ؛ و احساسِ تعلقِ به یک ملت، یک سرنوشتِ مشترک، دیگر وجود ندارد.

در برابرِ دیکتاتوریِ این واقعیت، سلاحِ ما چیست؟ نه قدرتی داریم و نه امکاناتی , تنها امید است و تنها ایمان است که به ما این قدرت و این امکانات را خواهد داد. امید به آینده ای که ما در ساختنِ آن سهیم ائم و ایمان به آرمانها و ارزشهایی که معنای زندگیِ مایند.

یکبار دوستی از من پرسید چه باید کرد؟ و در برابرِ هر راهی، کاری، پیشنهادی که به او میکردم، مشکلات و موانع و واقعیتهای اجتماعیِ بازدارنده اش را برمی شمرد. همه درست و دقیق و واقع گرایانه. هیچ حرفی برای گفتن نداشتم. به او گفتم تو راست میگوئی. اما، پیش شرطِ هر کاری، نه امکاناتیست که در اختیار داریم و نه قدرتی که از آن بهره مندیم، پیش شرطِ هرکاری “”" دوست داشتن است “”". باید اول این ملت، این مردم، این سرزمین را دوست داشت، باید به این سرزمین تعلق داشت، باید به سرنوشتِ مشترک اندیشید تا بد و خوبش، بد و خوبِ خودمان باشد و بعد، بتوانیم در جهتِ تغییرش بکوشیم.

صحبتِ قبلی من، صحبت از وفاداری بود. وفاداری به یک مفهوم : مفهومِ انسانِ جدید. و به یک حرکت : آغازِ دوباره ی تاریخ. وفاداری که از آن سخن میگفتم، وفاداری به ارزشهای خودمان علیرغمِ واقعیتِ موجود بود. وفاداری به همان عشق، همان آرمانها، همان اصول، همان ارزشها، همان بلندپروازی ها که ما را تا به اینجا کشاند. جستجوی مدام و از پا ننشستن. مگر نه اینکه ما همچنان، هنوز، به آن آرمانها و به آن دستاوردها معتقدیم؟ پس بیائیم به جای دست شستن از دعاویِ خودمان، این مفاهیمِ تحریف شده را “باز تعریف” کنیم و این ارزشهای غصب شده را دوباره تملک کنیم. بیائیم پس از شستشوی این مفاهیم و بازگرداندنشان به شأنِ اولیه ی خود، نسبت به آنها ادعای مالکیت کنیم.

ادعای مالکیت کنیم نسبت به سرزمینِ خودمان .

ادعای مالکیت کنیم نسبت به گفتمانِ عدالتخواهی. همان گفتمانی که امروز در جامعه ی ما، آنها که در برابرِ آزادی ایستاده اند، مدعی اش هستند , ادعای مالکیت کنیم نسبت به گفتمانِ دمکراسی، همان دمکراسی که امروز سرمایهداریِ جدید، مِلکِ مطلقِ خود میداند.
بیاییم در یک پروژهی رهائی بخش مشارکت کنیم و ارزشهای خودمان را از چنگالِ مدعیان و صاحبانِ شناسنامه دارش درآوریم. به میراثِ خودمان وفادار باشیم.

نیم قرن پیش، مصدق از ملتِ ایران سخن می گفت. بازرگان، از مسلمانِ اجتماعی سخن میگفت. طالقانی از شوراها و عدالتخواهی صحبت کرد. شریعتی، َالنّاس را تَرجمانِ اجتماعیِ اَلله میدانست.
امروز ما از این همه، دست کشیده ایم. تعلّقِ ملی را به نامِ جهانی بودن، کنار گذاشته ایم. دینمان را خصوصی کردیم تا کمتر هزینه داشته باشد. عدالتخواهی را رها کردیم چون (جریان) راست متولیِ آن است. دمکراسیِ لیبرال را تنها روایتِ موفق و ممکن قلمداد میکنیم، چون آن تجربه های دیگر ناکام مانده بود. امروز ما با عقب نشینی داریم به حلِ معضلاتمان می پردازیم، ولی مسائل همچنان باقیست.

در میهمانی ای، یکی از اقوام ما که دو فرزندش تاریخ خوانده اند، گفت : لعنت بر کسی که بگذارد فرزندانش تاریخ بخوانند و از این سخن این منظور را داشت : “…مومن از یک جا، دوبار گَزیده نمیشود…”

من این صحبت را تکمیل میکنم : گاه مومن میبیند که چون گَزیده شده است، دیگر ناتوان است. میخواند که از این گَزیدنها باید درس گرفت و احساس میکند که کاری از او ساخته نیست. گاه طاقتش طاق میشود، در اینحال، مومن، اگر مومن است، در ایمانش تجدید نظر نمیکند. چون ایمانش را تصاحب کرده اند، طردش نمی کند. چون ایمانش تحقق نیافته است، از او دست نمی کشد. چون به ایمانش نمیرسد، انکارش نمی کند. چون واقعیت علیه حقیقتِ اوست، تسلیم نمی شود. مومن، معنای وجود خود را، زندگیِ خود را، در وفاداری به ایمانش میداند. مومن این وفاداری را بر مقبولیتِ عامه یافتن، ترجیح می دهد. مومن از زندگی خودش شهادت میسازد و خودش الگوی ارزشهای خودش میشود.

مومن چون یکبار گَزیده شد، از پا نمی افتد.

عشق، ایمان، امید، آرمانها، معنا و دینامیسمِ حرکتِ تاریخ اند. وفاداری به این ارزشها، ما را به جستجو و خَلقِ الگوهای جدید وا می دارد. این وظیفه و مسئولیتِ امروزیِ ماست .

سارا شریعتی

این ساعت پیچیده‌ترین ساعت مچی ساخته شده جهان است

اطلاعات عمومی هیچ دیدگاه »
the-worlds-most-complicated-watch-00

این ساعت پیچیده‌ترین ساعت مچی ساخته شده جهان است

نهایت دقت و ظرافت و هنرمندی انسان یکجا جمع شده و محصول آن ساعت مچی «پتاک فیلیپ» مدل Grandmaster Chime 5175R است.

قطعات بسیار ریز و دقیق، با ظرافت تمام در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و زیباترین پازل دنیا را ساخته‌اند. پازلی که به حق دو میلیون پانصد هزار دلار قیمت گذاری شده‌است!

the-worlds-most-complicated-watch-01پتاک جزئیات بسیار جذابی را از این ساعت منتشر کرده است. ساعتی که به ادعای آنان «پیچیده‌ترین ساعت مچی ساخته شده توسط بشر» بوده و «قطعاً استادانه‌ترین ساعت مچی جهان» است. این مدل ساعت که به مناسبت صد و هفتاد و پنجمین سال تاسیس پتاک ساخته شده‌است، به صورت دو رو ساخته شده و اطلاعاتی که در اختیار کاربرش قرار می‌دهد بسیار فراتر از یک ساعت مچی ‌است.

the-worlds-most-complicated-watch-03پتاک این ساعت را این چنین وصف کرده‌است :

قطر صفحه این ساعت دو رو ۴۷ میلی‌متر بوده و روی هر سمت آن ۴ صفحه جداگانه تعبیه شده‌است که بیش از ۲۰ قابلیت را به اجرا می‌گذارند که برخی از آنان عبارتند از عقربه دقیقه، تقویم چهار رقمی، زنگ‌های زیبا، ساعت دوم و … .

the-worlds-most-complicated-watch-02این ساعت ۱۳۶۶ قطعه متحرک داشته و قاب آن از طلای ۱۸ عیار است. این اثر استادانه پتاک، به شکل بی‌رحمانه‌ای زیبا و جلب کننده‌است، اما دریغ که با وجود قیمت آن، داشتنش برای ما تنها یک رویا است.

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

این کد رازآلود در فیلم ها و سریال ها به چه معناست؟

یک کد رازآلود وجود دارد که در تعداد زیادی فیلم و سریال و بازی های ویدیویی از The Simpsons گرفته تا Toy Story، پنهان شده است. این فهرست شامل فیلم هایی همچون The Avengers, Star Wars, Hunger Game که هم اکنون نیز دارای سری ساخت هستند نیز می شود. این کد کلید یک اجتماع مخفی و محدود به چند نفر است.

کد A113:

اگر شما تا بحال متوجه این اعداد در اقلام رسانه ای دیگر شده اید به احتمال زیاد سازنده آن رسانه در انستیتو هنر های کالیفرنیا، طراحی گرافیک و پویانمایی کاراکتر را آموخته است. این همان مدرسه ای است که افرادی مانند John Lasseter, Pete Docter, Andrew Stanton, Brad Bird و تعداد بی شماری از انیماتور ها و افکتور ها درس و دوره ی خود را در آنجا گذرانده اند. همه آنها در یک کلاس مخصوص درس می خواندند:

 

a113 classroom

این ارقام همانند یک دهان باز شده بسیاری از فیلم ها را دربرگرفته اند. Brad Bird اولین کسی بود که کد A113 را برای یک شماره پلاک در قسمت Family Dog سریال American Stories استفاده کرد.

در آخر لیستی از فیلم هایی که در آنها از این کد استفاده شده است را می آوریم:

سریال ها:

  • !American Dad
  • Amazing Stories
  • Firefly
  • Rugrats
  • The Powerpuff Girls
  • The Simpsons
  • Tiny Toon Adventures
  • South Park
  • Bobby’s World

فیلم های Pixar:

  • Toy Story trilogy
  • A Bug’s Life
  • Finding Nemo
  • The Incredibles
  • Cars franchise
  • Ratatouille
  • WALL-E
  • Up
  • Brave (written in Roman numerals)
  • Monsters University

فیلم های دیگر (پویانمایی و اکشن) :

  • Hunger Games: Catching Fire
  • Alpha and Omega
  • The Iron Giant
  • Lilo & Stitch
  • Bugs Bunny’s Lunar Tunes
  • The Brave Little Toaster
  • Mickey, Donald, Goofy: The Three Musketeers
  • The Princess and the Frog
  • Meet the Robinsons
  • Terminator Salvation
  • Planet 51
  • Star Wars Episode I: The Phantom Menace
  • DodgeBall: A True Underdog Story
  • Terra Nova
  • Mission: Impossible – Ghost Protocol

میلیونر شو: ۷ راه ساده برای جذب پول بیشتر

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »
attract-money

آیا شما هم جزء آن دسته از افرادی هستید که همیشه از نداشتن پول کافی گله‌مندید و یا شاید از لحاظ مالی به اندازه دوستان یا همکاران خود موفق و مرفه نیستید؟ آیا تا به حال به کارهای خاصی که موجب کسب درآمد بیشتر می‌شود توجه کرده‌اید یا کارهایی که اگر به گونه‌ای متفاوت انجام دهید موجب موفقیت مالی شما در زندگی و کسب آسایش برای خود و خانواده‌تان می‌شود؟ خوب، اگر راه‌های ساده‌ای که در این مقاله مطرح می‌شود را دنبال کنید به راحتی می‌توانید مسئولیت کامل امور مالی خود را بر عهده بگیرید و کیف خود را پر از اسکناس سبز کنید.

خودتان را آموزش دهید.

اولین قدم برای افزایش درآمد و ایجاد ثروت آموزش فردی ست. اگر دیپلم دارید بهتر است به دنبال مدارک بالاتر مثل فوق‌دیپلم یا لیسانس باشید. آموزش فردی و یادگیری پیوسته درهای زیادی در جهت پیشرفت شغلی و کسب درآمد بیشتر به روی شما خواهد گشود؛ و همیشه به یاد داشته باشید که آموزش و یادگیری بعد از گرفتن مدرک دانشگاهی تمام نمی‌شود زیرا هنوز نکته‌ها و درس‌های زیادی هستند که باید بعد از فارغ‌التحصیلی در زندگی و اجتماع بیاموزید. کاری را که دوست دارید پیدا کنید و هر آنچه که می‌توانید در مورد آن مطالعه کنید و بیاموزید. نمی‌توانید همه چیز را یاد بگیرید ولی هر چه بیشتر بدانید، بهتر است.

شبکه‌سازی کلید موفقیت‌های فردی و شغلی ست.

شبکه‌سازی و در واقع ارتباط با افرادی که در رشته تحصیلی یا زمینه‌ی کاری شما فعال هستند می‌تواند فرصت‌های بی‌نظیر و نابی برای پیشرفت‌های کاری و شغلی در اختیار شما بگذارد. نه تنها باید با افراد درون زمینه کاری یا شغلی خود شبکه‌سازی کنید بلکه بهتر است با اشخاصی که بیرون از زمینه‌ی شغلی شما به کارها و تجارت‌های دیگری مشغول هستند نیز روابط و مراودات خوبی برقرار کنید. نمی‌توانید دقیقاً بگویید که از افرادی که به شغل‌ها و تجارت‌های متفاوت و بیرون از زمینه‌ی کاری شما مشغول‌اند چه چیزی خواهید آموخت. به عنوان مثال شاید در این فرآیند به تفریح یا سرگرمی جدیدی علاقه‌مند شوید؛ و به خاطر بسپارید، شبکه‌سازی تنها بدین معنا نیست که کارت ویزیت خود را به فردی بدهید. شبکه‌سازی واقعی درباره ایجاد روابط معنادار و درگیر شدن در گفتگوهای واقعی ست.

دانش خود را به اشتراک بگذارید.

دانش خود را به اشتراک بگذارید. فیلم، پاورپوینت و ایبوک هایی تهیه کنید، یا وبلاگی ایجاد کنید و دانش خود را در قالب پست‌های رایگان در اختیار افراد دیگر در صنعت و زمینه‌ی کاری خود بگذارید. هنگامی که دانش خود را به صورت رایگان و داوطلبانه در اختیار دیگران می‌گذارید نه تنها به آن‌ها خدمت می‌کنید بلکه با اثبات متخصص بودن خود در زمینه‌ی شغلی‌تان، به خودتان هم خدمتی بزرگ در جهت پیشرفت شغلی و تخصصی کرده‌اید. اگر می‌خواهید در زمینه‌ی کاری‌تان به موفقیت برسید و به مدارج عالی دست یابید مهم است که خودتان را به عنوان یک متخصص کاربلد و حرفه‌ای معرفی و اثبات کنید. وقتی دیگران شما را به عنوان یک حرفه‌ای در زمینه‌ی شغلی‌تان قلمداد کنند بیشتر تمایل خواهند داشت که پست‌ها و وظایف کلیدی را در اختیار شما بگذارند.

نظم و انضباط داشته باشید.

وقتی درباره ایجاد ثروت صحبت می‌کنیم، بهره‌مندی از دانش و اطلاعات کافی مهم است اما نه به اندازه نظم و انضباط فردی. باید بدانید که مهم نیست چقدر سخت کار می‌کنید یا تا چه اندازه خواهان کسب ثروت و رسیدن به امنیت مالی هستید، ثروتمندی فرآیندی ست که نیازمند کار طولانی و صبر زیاد است. هرگز یک شبه اتفاق نمی‌افتد و هیچ‌گاه نمی‌توانید ره صدساله را یک شبه بروید. مطمئناً اکثر افراد جامعه به خوبی می‌دانند که بدون تلاش و زحمت و به سرعت نمی‌توان پولدار شد اما هنوز هم اشخاص زیادی نمی‌توانند خودشان را به اندازه کافی منضبط کنند و برای رسیدن به هدف بلندمدت ثروتمندی و تمکن مالی شروع به تلاش و سخت‌کوشی کنند. اگر بتوانید بر هنر پشتکار و تداوم مسلط شوید، به سلاح و ابزار لازم برای کسب ثروت و موفقت مالی مجهز شده‌اید.

attract-money-1

از کمک خواستن نترسید.

در سفر خود به سوی خلق ثروت، هرگز از کمک خواستن نترسید. هرگز نباید از پرسیدن سؤالی که جواب آن واضح و آشکار است بترسید. اینکه امروز از اطرافیان و دوستان خود کمک بخواهید خیلی بهتر است از اینکه فردا از عواقب و پشیمانی‌های ناشی از عدم درخواست کمک و مشاوره رنج ببرید. وقتی صحبت از رسیدن به امنیت مالی و ثروتمندی ست، هرگز نمی‌توانید تمام کارها را خودتان به تنهایی انجام دهید پس نترسید و برای گرفتن راهنمایی و مشاوره از افراد زبده و کاربلد شجاع باشید. هم‌چنین، نباید کاری را فقط به این خاطر که فلان شخص یا کارشناس گفته انجام دهید، بلکه باید یاد بگیرید که چطور برای کسب موفقیت در زندگی فردی، شغلی و اجتماعی بین نصایح و مشاوره‌های خوب و بد تمایز قائل شوید.

از افراد موفق بیاموزید.

از داستان‌های موفقیت که در گذشته اتفاق افتاده‌اند بیاموزید. سعی کنید با مطالعه‌ی کتاب‌ها و مقالات و دیدن مستندهای ساخته شده تا جایی که مقدور است درباره افراد ثروتمند و کسانی که توانسته‌اند با عزم راسخ و اراده کافی به موفقیت‌های مالی بی‌نظیر دست یابند بیاموزید. ویژگی‌های مشترک آن‌ها را کشف و بفهمید برای رسیدن به جایگاه کنونی‌شان چه کرده‌اند و شما چه کاری می‌توانید برای دنبال کردن قدم‌های آن‌ها و موفق شدن انجام دهید. بعد از این تحقیق و مطالعه‌ی مفید، مسیر خود برای کسب ثروت و موفقیت را تعیین کنید. مطالعه‌ی زندگی افراد ثروتمند، راهی عالی برای آشنا شدن با فاکتورهای لازم برای خلق ثروت و رسیدن به امنیت مالی ست.

از شکست‌های خود درس بگیرید.

تمرکز بر روی موفقیت می‌تواند شما را از مهم‌ترین چیز که همان یادگرفتن از شکست‌ها و اشتباهات به طوری که دیگر آن‌ها را تکرار نکنیم غافل و نابینا کند. باید بتوانید شکست‌ها و اشتباهات خود را شناسایی و از آن‌ها درس‌های لازم را بیاموزید تا یک اشتباه را دو بار تکرار نکنید یا اصطلاحاً از یک سوراخ دو بار گزیده نشوید. اگر می‌خواهید ثروتمند شوید و به امنیت مالی برسید این سؤال را از خود بپرسید: « قبلاً چه کارهایی کردم که الآن هنوز به ثروتی که انتظارش را داشتم نرسیدم و الآن چه کارهایی می‌توانم برای تغییر این شرایط انجام دهم؟ » . اگر بتوانید از شکست‌های خود درس‌های لازم را فرا بگیرید و عادت‌های بدتان را با عادت‌های خوب و مفید جایگزین کنید یک قدم به امنیت مالی و ثروتمندی نزدیک‌تر شده‌اید.

نظر شما چیست؟ برای رسیدن به ثروت و تنعم در شرایط کنونی از چه ابزارها و متدهایی می‌توانیم استفاده کنیم؟

۹ توصیه بین المللى براى صرفه جویى در اقتصاد خانواده

اطلاعات عمومی هیچ دیدگاه »

در همه دنیا پدیده دخل و خرج و هماهنگى بین آنها و پس انداز براى روز مبادا پدیده اى قابل تامل است تا جایى که بسیارى بر این شده اند تا با ارائه راهکارهایى معقول به کمک اقتصاد خانواده بیایند . با ما همراه باشید: سوراخی که پول‌هایتان را هدر می دهد بگیرید: خنذر و پنذر‌هایی که پول بالایشان می‌دهید و هرگز هم به چشم نمی آیند.غذاهای که بیرون می‌خورید و هیچ ارزشی غذایی ندارد.کارتهای هدیه یا خرید که دست آخر فقط با آن پیاز و سیب زمینی یا غذای گربه و سگ می‌خریم .به این مواد متفرقه که پول بالایشان می‌دهیم سوراخهای پولی می‌گویند.دیو رامسی می‌گوید:”این متفرقات پولهای شما را می‌مکد و جیب‌ها را خالی می‌کند و آنقدر ضروری نیستند که شما جیب‌هایتان را پر از خالی کنید ” سعی کنید آهسته آهسته این سوراخها را بگیرید . از تحریک اشتهای خریدتان حذر کنید: مسلما فروشگاه‌های هست که هوش از سر شما میبرد و شما را برای وسایل غیر ضروری وسوسه می‌کند اما شعار شما باید این باشد: هرگز چیزی که نیاز ندارم نمی خرم . شاید به جایی بروید که لوازم تزئینی زیبا و اسنک‌ها و مواد غذایی اشتها برانگیز و مصنوعات زیبایی داشته باشد .اما شما باید جلو خود را بگیرید ، اگر نمی توانید بهتر است دفعات و تعداد آن را کم کنید . رامسی می‌گوید برای این کار همراه خود یک لیست از احتیاجات به همراه ببرید و در فروشگاه فقط سراغ آنها بروید. خریدهای ویژه به روش مخصوص : اگر در جایی زندگی می‌کنید که امکان خرید از طریق اینترنت را دارید این راه خوبی است که از فروش ویژه‌های اینترنت بعضی از لوازم خود را که می‌دانید بعدا به آن نیاز دارید و قیمت آن هم اکنون مناسب تر است خریداری کنید.با این کار تقریبا ۲۰ % از پولتان را صرفه جویی می‌کنید. زرق و برق غذاهای بیرون : رستورانها از خوردن یک وعده شام ساده با دسر بسیار سود می‌برند.معمولا غذایی که شما بیرون میل می‌کنید معادل ۳/۱ برایش هزینه می‌شود . مثلا یک غذای ساده ۹دلاری را حساب کنید ؟ کلارک‌هاوارد می‌گوید اگر برای مثال عادت دارید ۳بار در هفته بیرون شام بخورید این عادت را به یک بار تقلیل دهید هزینه‌ها را سریع تخمین بزنید: روزی که پل براون برای تعویض حلقه لاستیکش به تعمیر گاه مجاز رفت فکر نمی کرد که هزینه ای ۴۴ دلاری برای گارانتی و ۱۵ دلاری برای سر سوپاپ‌های ماشینش بپردازد. یکی از مدافعان حقوق مصرف کنندگان که عضو یک گروه بین المللی حمایت از مصرف کننده است توصیه می‌کند:”باید زمانی که مشتری به یک مغازه یا سرویس مجاز مراجعه می‌کند تمام هزینه‌ها برای او روی یک برگه نوشته شود ، به این ترتیب مشتری می‌تواند روی هزینه‌هایش نفوذ داشته باشد و آن را مدریت کند .” تخقیف بگیرید: این روز‌ها بیشتر شرکت‌ها تخفیف برای اجناس و کالا‌هایشان قائل می‌شوند . بیشتر این تخفیف‌ها برای این است که مشتری را جلب کند . اما بنا به تحقیقات این ۲۱% این تخفیف‌ها مسترد می‌شود و الباقی ..؟ حتما اگر از شرکتی خرید می‌کنید ین مساله را مد نظر داشه باشید و از گرفتن حق خود نهراسید. همیشه در جستجوى علت باشید: چند ماه بعد از اینکه دانیل باتلر یک خانه بازسازی شده را خرید در کمال تعجب دید قبض گازش بالاتر از ۱۰۰ دلار از حد معمول است.او سریعا تمام خانه را بازرسی کرد یک پنجره مخفی کوچک فقط مقدار کمی باز بوده و همین سوراخ کوچک گرمای خانه را به هدر می‌داده.گرفتن بعضی از سوراخهای پولی کار راحتی است البته به شرطی که دقت در مخارج و جزئیات را فراموش نکنید. یک دفترحسابداری برای خود باز کنید: از ماه آینده شروع کنید یک لیست از بزرگترین مخارج و ریزترین آنها بنویسید و مقدار پول یا موجودی خود را هم درگوشه بالای لیست یادداشت کنید و هر زمان بیرن میروید این دفترچه کوچک را با خود داشته باشید حتی اگر قصدتان خرید نیست ، این کار به شما کمک میکند از خریدن غیر ضروریات منصرف شوید و حساب احتیاجات خود را هم داشته باشید. به خودتان اجازه سرگرمی بدهید: وقتی شما دخل و خرج خود را با هم هماهنگ کنید می‌توانید با استطاعت مالی حاصل از این صرفه جویی با خیالی آسوده گاهی اوقات سرگرمی هم داشته باشید و دستی به جیب ببرید. رامسی می‌گوید :”وقتی خزانه تان خالی است شما محکوم به سکوتید “و این صرفه جویی‌ها برای شما سوپاپ اطمینان است.

برگرفته از: http://dokhtaranpesaran.com/post/14954/

سن شروع ورزش در قد بلند شدن موثر است

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

 

در یک تحقیقی که توسط کارشناسان سوئدی به‌عمل آمده بهترین زمان برای شروع تمرینات با مقصود رسیدن به سطح قهرمانی، قبل از رسیدن به دوره بلوغ می‌باشد. انجام ورزش قبل از رسیدن به دوره بلوغ این اجازه را به شخص می‌دهد که به حداکثر استعداد ژنتیکی خود در افزایش طول قد (بلندتر شدن طول استخوان‌ها) دست یابد و بدین‌ترتیب هر چه‌قدر طول استخوان بلندتر شود به همان نسبت عضلات هم باید بلندتر و کشیده‌تر شوند که در نتیجه هر چه قدر عضله بلندتر باشد به همان نسبت استعداد افزایش حجم آن نیز بالاتر خواهد بود و عضله حجیم‌تر و قوی‌تر هم به معنای بیشتر شدن قدرت بدنی فرد خواهد بود. آیا می‌دانستید در اکثر ورزش‌ها مثل: (شنا، بسکتبال، فوتبال، والیبال، بدنسازی، تنیس، دوچرخه‌سواری و…) داشتن قدبلند یک امتیاز بزرگ محسوب می‌شود و راه رسیدن فرد به سطوح بالای آن رشته ورزشی را بسیار آسان‌تر می‌نماید. داشتن عضلات بزرگ و قوی باعث بالارفتن قدرت بدنی فرد می‌شود و همان‌طور که می‌دانید رشد عضلات به‌وسیله طول استخوان‌ها متصل به آنها محدود می‌شود. یعنی هیچ‌وقت طول عضله نمی‌تواند بزرگ‌تر از طول استخوان متصل به آن باشد. اجرای تمرینات ورزشی قبل از دوره‌ بلوغ در افزایش طول استخوان‌ها بسیار مؤثر و مفید می‌باشد. شاید از تمرینات و تغذیه صحیح در این دوره بتوان به‌عنوان دوره ریختن پی ساختمان نام برد. همان‌طور که می‌دانید هر چه‌قدر پی ساختمان محکم‌تر و اصولی‌تر باشد به همان میزان توانائی ساختن طبقات بیشتر و محکم‌تر بر روی آن افزایش خواهد یافت. پس ساختن پی و زیرساختار در ورزش و هر مورد دیگر مهمترین اصل می‌باشد. آیا تا به‌حال ورزشکاران سطح بالای رشته تنیس را از نزدیک و یا در تلویزیون مشاهده کرده‌اید؟ بیش از ۹۰ درصد این ورزشکاران از قدبلند برخوردار هستند پس به همین سادگی به اهمیت داشتن قدبلند پی ببرید. استخوان بلندتر یعنی عضله قوی‌تر و عضله قوی‌تر و بلندتر یعنی قدرت بیشتر در ضربه‌زدن به توپ. اجرای تمرینات با وزنه در دوران رشد و قبل از بلوغ نه تنها از رشد قدی فرد جلوگیری نمی‌کند بلکه در صورت اجرای صحیح آن (تحت‌نظر کارشناس و مربی آگاه) باعث خواهد شد که شخص به حداکثر استعداد افزایش قدی خود (بسته به ژنتیک فردی) دست یابد و در ضمن در صورت تمرین زیرنظر کارشناس به هیچ عنوان احتمال آسیب‌دیده‌گی برای فرد نوجوان نخواهد بود. در یک تحقیق دیگر که در شهر مالموی سوئد به‌عمل آمده مشخص شد که اجرای تمرینات در دورانی که استخوان‌ها در حال رشد هستند به میزان قابل توجهی از ابتلا به پوکی استخوان جلوگیری می‌نماید. تمامی زن‌ها و اکثر مردها در صورت رسیدن به دوران کهولت تا درجه‌ای مشخص پوکی استخوان را تجربه خواهند کرد. یک زن به‌طور معمول قوی‌ترین ساختار استخوانی را در سن ۲۰ سالگی دارا می‌باشد و پس از آن به‌صورت سالانه از چگالی (دانسیته) استخوانی‌اش کاسته می‌شود و با شروع دوران یائسگی (معمولاً سن ۵۲ سالگی) این میزان کاهش چگالی استخوان ۳ تا ۵ برابر افزایش می‌یابد. مردان به‌طور معمول قوی‌ترین استخوان را در سن ۳۰ سالگی دارا می‌باشند و پس از آن سرازیری (کاهش چگالی استخوان) شروع می‌شود. برای حفظ چگالی (دانسیته) استخوان و کاهش میزان پیشرفت پوکی استخوان می‌بایست تمرینات با وزنه، (تمرینات قدرتی) را اجرا کرد. اجرای تمرینات قدرتی قبل از بلوغ و ادامه دادن آن تا آخر عمر در جلوگیری از ابتلا به پوکی استخوان بسیار مؤثر می‌باشد و دلیل آنهم بسیار واضح می‌باشد وقتی استخوان‌ها به‌طور معمول مجبور باشند در مقابل یک نیروی خارجی مقاومت کنند آن‌موقع است که باید قوی‌تر شوند تا بتوانند خود را با نیروی وارده تطبیق دهند و در آخر اینکه مکمل رسیدن به یک‌چنین شرایطی تغذیه صحیح و حفظ عادت‌های درست زندگی می‌باشد.

برگرفته از: http://dokhtaranpesaran.com/post/1697/

تمام چیز هایی که در باره بازی Clash of Clans می خواهید بدانید clash-of-clans-everything-you-need-to-know

مسائل و اخبار روز اجتماعی هیچ دیدگاه »
clash-of-clans-everything-you-need-to-know

از سیر تا پیاز؛ تمام چیزهایی که باید در مورد بازی Clash Of Clans بدانید

اساس این بازی، سوء استفاده از کسانی است که حساب کاربری خود را رها کرده‌اند، فرصت سر زدن به بازی را ندارند، درک درستی از بازی ندارند و یا قصدشان صرفا کم نیاوردن از پسر همسایه است!

حتما شما هم می‌دانید که مدتی است که روی اکثر تلفن‌های همراهی که دسترسی به اینترنت همراه دارند، بازی جنگ قبایل به یکی از ارکان اولیه‌ی سرگرمی تبدیل شده است.

اگر کمی به این قضیه فکر کنیم و در نظر داشته باشیم که این بازی، یک بازی آنلاین با تعداد بازیکن‌های بالا است، شاید این مسئله که پسرخاله‌ی ده یا یازده ساله‌ی شما نیز این بازی را روی دستگاه خود دارد، چندان هم بد نباشد. اگر یک نکته را بخواهید راجع به این بازی بدانید، باید این باشد که اساس این بازی، سوء استفاده (یا می‌توان بهتر بیان کرد، بهترین استفاده) از کسانی است که حساب کاربری خود را رها کرده‌اند، فرصت سر زدن به بازی را ندارند، درک درستی از بازی ندارند و یا قصدشان صرفا کم نیاوردن از پسر همسایه است!

clash
به عنوان نویسنده‌ی این مقاله، فرض را بر این می‌گذارم که خواننده، حداقل با کلیات بازی آشنایی دارد، زیرا که توضیحات ابتدایی را در تک تک سایت‌های دانلود می‌شود یافت، و نیازی به اشاره هم نیست که به هیچ عنوان دردی از بازیکن دوا نمی‌کند. نتیجتا نیازی به آوردنشان نیست.
بنابراین به همین مقدمه‌ی خلاصه اکتفا می‌کنم و سعی می‌کنم به نکاتی اشاره کنم که با استفاده از آن‌ها می‌توانید به راحتی سطح بازی خود را افزایش دهید. در این‌جا سعی می‌شود نکات گفته شده، مختص یک سطح خاص از بازی نباشد.

این بازی دو رکن دارد، دفاع و حمله. اما نکاتی هست که در این دو دسته بندی جای نمی‌گیرند. پیش از پرداختن به دو مقوله‌ی دفاع و حمله، چند مورد از این نکات را بررسی می‌کنیم.

notes

الماس

الماس‌هایی که در بازی، در قالب پاداش اچیومنت‌ها، حذف کردن موانع (سنگ، گیاه، جم باکس) یا پرداخت هزینه‌ی آن به دست می‌آورید، شاید مهم‌ترین عامل در سرعت پیشرفت شما در بازی باشند. اما به راحتی نیز می‌توانید آن‌ها را هدر دهید. در این جا منظور از پیشرفت، تمام کردن ساخت ساختمان‌ها، یا پایان آموزش نیروها نیست، منظور به دست آوردن کارگرهای جدید است.

بدیهی است که یکی از مهم‌ترین عوامل پیشرفت شما همین کارگرها هستند. پس سعی کنید الماس‌هایتان را برای هیچ چیز جز کارگرها خرج نکنید. تعدادی اچیومنت کلیدی در بازی وجود دارد که به عنوان پاداش، تعدادی زیادی جم به شما خواهند داد. چند مورد از آنها عبارت اند از:

  • رساندن تعداد جام ها به ۱۲۵۰
  • وارد شدن به لیگ کریستال (رساندن جام به ۲۰۰۰)
  • به دست آوردن ۱۵۰ ستاره در جنگ‌های قبیله‌ای
  • اهدا کردن ۲۰۰۰۰ واحد نیرو در کلن
  • و…

کارگرها

در این بازی بی‌رحم‌ترین کارفرما باشید. همیشه برای پایان کار کارگرها و مقدار منابعی که در اختیار دارید، برنامه داشته باشید. بیکار بودن کارگر‌های شما تنها به معنی کند شدن بی دلیل پیشرفت شماست.

آزمایشگاه

دقیقا توضیح مورد بالا، برای آزمایشگاه هم صادق است. با این‌که مستقیما به پیشرفت (اگر پیشرفت را تنها افزایش سطح در بازی در نظر بگیریم) ارتباطی ندارد، اما داشتن نیروهای قوی‌تر، به معنی پیروزی‌های بهتر و پر سودتر، و نتیجتا داشتن منابع بهتر برای خرج کردن است.

اکسیر سیاه

شما با خانه‌ی اصلی سطح هفت، می‌توانید مخزن لازم برای نگهداری اکسیر سیاه را ساخته و شروع به جمع کردن آن کنید. پیشنهاد می‌شود که سریعا برای جمع کردن ده هزار اکسیر لازم برای ساخت باربرین کینگ اقدام کنید.

برای ارتقا دادن‌ها اولویت داشته باشید

هیچوقت معدن های طلا و اکسیر ( معمولی ) را در اولیت قرار ندهید. آن ها را تا چیزی حدود سطح ۷-۸ ارتقاء دهید، سپس اگر موردی پیش آمد که برای مثال کارگیر بیکاری در اختیار داشتید و منبع کافی نداشتید، آنوقت به فکر ارتقاءشان باشید.
به خاطر داشته باشید که ساختمان‌های به مراتب مهم‌تری در اختیار دارید. اولویت‌ها را به صورت قطعی نمی‌توان مشخص کرد، اما می‌توان ” کمپ سربازها”،قلعه، آزمایشگاه و مخزن‌ها را به عنوان مواردی که شرایط داشتن اولویت بالا را دارند؛ نام برد.

رسیدن به اچیومنت‌های ۱۲۵۰ یا ۲۰۰۰ جام

به عنوان یک پیشنهاد و تجربه‌ی شخصی در این زمینه، می‌توانید در حین پروسه‌ی رسیدن به این مقدار جام، همیشه مخازن خود را خالی نگه دارید که حملات کمتری به شما صورت بگیرد.

کلن خوب

سعی کنید یک عضو خوب برای یک کلن خوب باشید. به بقیه لطف کنید تا زمانی که خودتان درخواست دادید، جواب بگیرید. اگر می‌بینید که در کلنی که در آن حضور دارید، درخواست نیرو داده نمی‌شود، یا درخواست‌های شما پُر نمی‌شوند، دلیلی ندارد وقت تلف کنید. توجه داشته باشید که بیشمار کلن دیگر وجود دارد.

یک پیشنهاد: مگر برای رسیدن به اچیومنت‌های مربوط به جام برای کسب الماس، سعی کنید تا زمانی که به اندازه‌ی کافی قدرتمند نشده‌اید، به لیگ‌های خیلی بالا نروید. لیگ پیشنهادی برای منابع، لیگ سیلور ۲ خواهد بود.

defense

مسلما از “دفاع ” تصویری در ذهنتان دارید، اما اینجا قصد من این است که اشتباهات این تصورات را برطرف کنم.در دفاع کردن، اولویت اول شما می‌بایست منابعتان باشند. باور کنید یا نه، خانه‌ی اصلی شما، هیچ اهمیتی ندارد (این مورد به هیچ عنوان راجع به جنگ قبایل صادق نیست).

خانه‌ی اصلی

در مواقعی که منابعتان پر شده و به دلیل نداشتن کارگر آزاد، یا هر دلیل دیگری نمی‌توانید از آن استفاده کنید، هوشمندانه‌ترین کار ممکن و بهترین تکنیک دفاع از منابعتان، بیرون گذاشتن خانه‌ی اصلی از دیوارها، و بی‌محافظت قرار دادن آن است. اگر این سوال در ذهنتان پیش آمده باشد که چرا این حرکت هوشمندانه به حساب می‌آید، باید توجه داشته باشید که با بیرون قرار دادن خانه‌ی اصلیتان، هر کسی (بدون توجه به سطح) می‌تواند در صورتی که حتی توانایی شکست دادن شما را نداشته باشد، یک ستاره از شما بگیرد و حدود ۱۰ تا از جام‌های شما را کاهش دهد. اما این شمایید که در این میان برد می‌کنید. با گرفتن یک ستاره از شما، بازی شما را ۱۲ ساعت در حالت محافظت قرار می‌دهد و نتیجتا شما در مقابل کسانی که واقعا توانایی شکست دادن شما و بردن تمامی منابعی که در دسترس است، ایمن می‌شوید.
همچنین برای جبران جام‌های از دست رفته‌تان، -با وجود این‌که مقدار زیادی نخواهد بود، و کاملا ارزشش را دارد- همیشه می‌توانید سری به گزارش‌های دفاعتان بزنید و انتقام بگیرید!

Clash-of-Clans-Screenshot_2014-09-26-04-01-15 (5)

قلعه (کلن کَسِل)

اگر از قلعه به درستی استفاده شود، می‌تواند مفیدترین عنصر برای شما در دفاع باشد. بهترین نیرو برای درخواست کردن، (از نظر من) جادوگر است. دلیلش هم واضح است: قدرت بسیار بالا نسبت به جایی که اشغال می‌کند و همچنین مولتی-تارگت بودن حمله‌های آن. در رده‌های بعدی هم به ترتیب، اژدها، والکیری، مینیون و آرچر خواهند بود. گرچه عملا هر نیرویی –حتی هیلر، که می‌تواند هوای ساختمان‌های شما را داشته باشد– کمک خواهند کرد. اما همگی آن‌ها برای دفاع به یک اندازه تاثیر گذار نیستند.

بهترین محل برای قرار دادن قلعه، دقیقا در وسط زمینتان خواهد بود. به طوری که محدوده‌ی قلعه، داخل دیوار‌های شما باشد. در این صورت اگر دشمن وارد دیوارهای شما شد، به سختی با دیدن چند جادوگر که از قلعه برای دفاع بیرون می‌آیند، شگفت زده خواهد شد و احتمالا دیگر موقعیتی برای بیرون کشاندن نیرو‌های درون قلعه‌ی شما، و از بین بردن آن‌ها ندارد. گرچه باید توجه داشت که با وجود این‌که بهترین جای قلعه، در قلب دهکده‌ی شماست، اما این کار تقریبا تا زمانی که خانه‌ی اصلی خود را به سطح ۸ ارتقاء ندهید، به دلیل کمبود دیوارها، امکان پذیر نیست. در این شرایط شما می‌بایست نگاهی به گزارشات دفاع اخیر خود بیاندازید و ببینید آیا قسمتی از دیوارهای شما هست که بیشتر حمله‌ها از آن‌جا صورت گرفته باشد؟
اگر چنین جایی را یافتید، قلعه را جایی قرار دهید که محدوده‌ی آن، داخل دیوار آن‌جا باشد. به طوری که هنگامی که دشمن از آن محل مورد علاقه و به نظر ضعیف‌تر وارد شود و از دیوار عبور کند، نیروهای داخل قلعه به دفاع بپردازند.

Clash-of-Clans-Screenshot_2014-09-26-04-01-15 (1)

توجه داشته باشید که اگر قصد دارید از قلعه‌ی خود به عنوان مهمترین عنصر دفاعی بهترین بهره را ببرید، هیچگاه ساختمانی را در گوشه‌های نقشه، و دور از محدوده‌ی ساختمان‌های دفاعی قرار ندهید. زیرا دشمن می‌تواند با بیرون کشیدن نیروهای شما از قلعه، و به گوشه آوردن آن‌ها توسط تنها یک نیرو، به راحتی آن‌ها را نابود سازد.

چینش

هیچوقت از گشتن در سایت‌هایی که به شما نقشه‌های مختلف ارائه می‌دهند دوری نکنید. گرچه در سطوح پایین، دست شما برای خلاقیت باز نیست، اما باز هم این سایت‌ها می‌توانند مفید واقع شوند.

برای انتخاب یا ساخت یک چینش خوب همیشه چند نکته را باید در نظر داشته باشید:

الف- دور هر ساختمان دیوار نکشید

به عبارت دیگر در یک سلول از دیوارها، سعی کنید همیشه بیش از یک ساختمان باشد. شاید به نظر بیاید که در صورت استفاده از این شیوه، دهکده‌ی شما غیرقابل نفوذتر است، اما با این کار به شدت در مقابل حملاتی که با ” هوگ “ها صورت می‌گیرند آسیب پذیر خواهید بود و همچنین جایی برای قرار دادن تله‌هایتان درون دیوارها نخواهید داشت.

بدیهی است که همچنین نباید یک لایه دیوار کشید و همه‌ی ساختمان‌ها را بدون سلول‌های مختلف در آن جای داد. (گرچه در اوایل بازی، غیر قابل اجتناب است).

ب- به اهمیت ساختمان‌های دفاعی توجه کنید

مورتار: هیچگاه “مورتار”ها را در دسترس قرار ندهید. مورتارها بهترین ابزار شما برای مقابله با حجم بالای ارچرها و بربرها هستند. آن‌ها را طوری قرار دهید که محدوده‌ی آن‌ها، بیشترین فضای ممکن را پوشش دهد. اگر یک مورتار دارید، آن را در قلب دهکده نگه دارید، اگر دو عدد دارید، آن‌ها را موازی در دو طرف قرار دهید و نهایتا اگر ۳ عدد از آن‌ها را در اختیار دارید، سعی کنید از آنها مثلثی-شکل استفاده کنید تا بهترین پوشش را داشته باشند.

ویزارد تاور: ویزارد تاورها را دست کم نگیرید! آن‌ها عملکری مشابه به مورتارها دارند، فقط این‌که محدوده‌ی کوچتری را پوشش می‌دهند. این مورد آن‌ها را برای محافظت از منابع مناسب‌تر می‌کند. به کمک آن‌ها می‌توانید از شر گابلین‌ها یا آرچرهایی که به منابع شما چشم بد دارند، راحت شوید.

ایر دیفنس (ضد هوایی): بسیاری از تازه واردها، این ساختمان دفاعی را به این دلیل که بر روی نیروهای زمینی کاربردی ندارد، نادیده می‌گیرند و گاها حتا آن‌ها را نمی‌سازند، که زمانی که توسط ترکیب غول‌ها و هیلرها مورد حمله قرار گرفتند، به سرعت از کرده‌ی خود پشیمان می‌شوند! ضد هوایی‌ها را به منظور پوشش دادن بیشترین فضای ممکن، مانند مورتارها بچینید. توجه داشته باشید که در برهه‌ای از بازی حملات با هیلرها و غول‌ها به شدت رایج است. در این مرحله سعی کنید حتما ضد هوایی‌های خود را در جای امن و دور از دسترس قرار دهید.

هیدن-تسلا: تنها مزیت تسلا نسبت به آرچر تاور – غیر از آسیب دوبرابر به پکا – مخفی بودن آن است. پس توجه داشته باشید که از مخفی بودن آن بهره‌ی کافی را ببرید. سعی کنید طوری دیوار بچینید که جای تسلاها مشخص نباشند.

ایکس-بو: به دلیل این‌که این ساخمان دو حالت عملکرد دارد (حالتی که فقط نیرو‌های زمینی را نشانه می‌گیرد و محدوده‌ی بزرگتری دارد، و حالتی که نیروهای هوایی را هم مورد حمله قرار می‌دهد و محدوده‌ی کوچکتری دارد)، جای مشخصی نمی‌توان برای آن تعریف کرد. اما معمولا به دلیل محدوده‌ی زیاد، در داخلی‌ترین لایه‌ها گذاشته می‌شود.

اینفرنو تاور: مانند ایکس-بو دو حالت دارد. یک حالت چند هدف را مورد حمله قرار می‌دهد و یک حالت دیگر که تمامی نیروی آن روی یک هدف متمرکز می‌شود. اگر فرض کنیم که دهکده‌ی شما در آن مرحله ۵ لایه داشته باشد، لایه‌ی سوم می‌تواند برای این ساختمان ایده‌آل باشد.

کنون‌ها و ارچر تاورها همیشه در صفوف و لایه‌های اول دفاعی قرار می‌گیرند و توضیح خاصی ندارند.

ج- منابع خود را برای محافظت هر چه بیشتر پیش ویزارد تاورها نگهداری کنید. از کنار هم و در یک سلول قرار دادن آن‌ها پرهیز کنید.

د- فضا برای تله‌ها را فراموش نکنید

بمب عادی و بمب‌های بزرگ: آن‌ها را جایی قرار دهید که احتمال می‌دهید آرچرها یا بربرها و گابلین‌ها آنجا تجمع می‌کنند.

تخته پرش: در هنگاه استفاده از این تله‌ها باید توجه داشته باشید که بهترین تاثیر آن‌ها، هنگامی است که نیروهای مهم‌تر را از صحنه خارج می‌کنند. پس آن‌ها را هوشمندانه در کنار ساختمان‌های دفاعی بچینید تا از شر هوگ‌ها و غول‌ها راحت شوید.

بمب‌های هوایی: ۲ نوع از این بمب‌ها به شما داده می‌شود. بمب‌های قرمز آسیب کمتری وارد می‌کنند. اما محل کاربرد آن‌ها تقریبا یکسان است. توجه داشته باشید که این بمب‌ها برای نیروهای هوایی کاربرد دارند. و دشمن شما برای استفاده از نیروهای هوایی، ابتدا سعی می‌کند که از دست ضد هوایی شما خلاص شود. نتیجتا شما می‌بایست این بمب‌ها را در ۲ محل استفاده کنید:
در نزدیکی ضد هوایی، زیرا که دشمن سعی می‌کند ابتدا ضد هوایی را نابود کند، و احتمالا از همانجا، هیلر، یا دیگر نیروهای هوایی را برای حمایت از نیروهای زمینی وارد کند.
در محلی که از محدوده ی پوشش ضد هوایی خارج است و برای حمله‌ی هوایی امن به نظر می‌رسد.

attack

اولین مسئله‌ای که در این قسمت به آن پرداخته می‌شود، دسته بندی انواع حمله، بر اساس هدف آن‌ها است. به طور کلی دو هدف از حمله می‌توان داشت: ۱- کسب منابع (غارت) ۲- کسب جام (یا در موردجنگ‌های قبیله‌ای، کسب ستاره‌های بیشتر)

غارت

غارت نمی کنید؟ اشتباه می‌کنید! به نظرم این جمله بهترین روش برای شروع این بخش بود، چرا که بسیاری از بازیکن‌ها اهمیت غارت را فراموش می‌کنند، و برای کسب منابع در بازی، به معادن طلا و اکسیر بسنده می‌کنند. این نوع از کسب منابع، مطمئنا، حتما، مسلما، و صد در صد بهترین روش برای پر کردن مخازن شماست. گرچه اگر قصد دارید از طریق غارت درامد زایی کنید، می‌بایست وقت بیشتری را آنلاین بگذرانید، اما مطمئنا (لا اقل در بازی) جواب می‌گیرید!
به یاد داشته باشید که در غارت، هدف ما کسانی هستند که سعی دارند با استفاده از معادن، منابع کسب کنند.

Clash-of-Clans-Screenshot_2014-09-26-04-01-15 (1)

Clash-of-Clans-Screenshot_2014-09-26-04-01-15 (2)

(در نظر داشته باشید که این دو عکس بالا، به هیچ عنوان بهترین نمونه‌های موجود نمی‌باشند، گاهی اگر شانس با شما یار باشد، حتی می‌توانید چهارصد هزار از هر کدام از منابع هم فقط به همین شیوه به دست آورید)

درباره‌ی نحوه‌ی صحیح غارت کردن، نکاتی هست که توجه به آن‌ها ضروری است. در این‌جا به چند مورد اشاره می‌کنیم:

۱- خرج نیروهای مورد استفاده برای غارت را پایین نگه دارید. (استفاده از نیرو‌های گران قیمت به صرفه نیست)

۲- استفاده از گابلین‌ها (تعداد، و نسبتشان با دیگرنیروها بسته به شماست)، الزامی است.

۳- همیشه ۴-۶ عدد وال-بریکر همراه داشته باشید.

۴- اسپل هیلینگ: با وجود این‌که استفاده از اسپل‌ها، با توجه به خرج بالای آن‌ها، با اصل اول تداخل دارد، اما در شرایط استثنایی (فرض بگیرید که منابع مورد نظر برای غارت، توسط ساختمان‌های دفاعی مانند ویزارد تاور و مورتار محافظت شود)، می‌تواند باعث بقای بیشتر نیروهای شما شود. توجه داشته باشید تنها در صورتی از آن‌ها استفاده کنید که منابع موجود برای غارت، ارزش استفاده از اسپل‌ها را داشته باشند.

۵- صفحه‌ی تلفن همرا یا تبلت شما قابلیت مولتی تاچ دارد. از این قابلیت نهایت استفاده را ببرید. با استفاده از چند انگشت، هنگام گذاشتن نیروها در میدان نبرد، ساختمان‌های دفاعی را گیج کنید.

۶- هم از نیروهای نزدیک-زن و هم از دور-زن‌ها استفاده کنید. (با توجه به اصل اول، انتخاب‌های ما محدود به بربرها، آرچرها و گابلین‌ها هستند.

۷- بسته به سطح خود، برای اهداف مورد حمله محدودیت تعیین کنید. برای مثال تصمیم بگیرید که در سطح حاضر، به بازیکنانی که کمتر از ۱۵۰ هزار منبع (از هر کدام) دارند، حمله نمی‌کنید.

۸- برای مخازن نقشه نکشید. مخازن معمولا در جا‌های امن قرار داده می‌شوند. به دنبال طعمه‌های آسان باشید. بازیکن‌هایی را انتخاب کنید که به دلیل خالی نکردن معادنشان، مقادیر زیادی از منابع در اختیار دارند.

۹- فرق معادن و مخازن پر و خالی را بشناسید. برای مثال معادن اکسیر، در صورتی که مدت زیادی خالی نشده باشند، اکسیر درونشان به رنگ بنفش پررنگ در خواهد آمد و یا معادن طلا، چیزی مانند صندوق دارند که در صورت پر بودن، به معنی آن است که مدت زیادی ست که خالی نشده‌اند. این گونه معادن هدف اصلی ما برای غارت کردن هستند. در غارت هدف ما نفوذ به دهکده و یا حتی شکست دادن حریف نیست. هدف اصلی معادنی است که عمدتا بیرون از دیوارها قرار داده می‌شوند.

Clash-of-Clans-Screenshot_2014-09-26-04-01-15 (4)

۱۰- با این‌که در مورد بالا اشاره شد که هدف، بردن نبرد نیست. اما گاهی خواهید دید که بازیکن، خانه‌ی اصلی خود را بیرون از دیوار ها و بدون محافظت قرار داده. در این مواقع قبل از این که نیرو‌های خود را خالی کنید، ۳-۴ نیرو برای خانه‌ی اصلی کنار بگذارید. همچنین اگر مشاهده نمودید که پس از غارت منابع، آسیبی که وارد کرد‌ه‌اید نزدیک ۵۰ درصد است و همچنان نیرو در اختیار دارید، چند ساختمان دیگر را هم تخریب کنید تا با یک ستاره، نبرد را پایان دهید.

۱۱- از استفاده از قهرمان‌ها نترسید. باربرین کینگ و آرچر کویین را فراموش نکنید. از آن ها برای منحرف کردن ساختمان‌های دفاعی از نیروهایتان استفاده کنید.

۱۲- اگر قصدتان این است که چند بار پشت سر هم حمله کنید، این نکته را فراموش نکنید که اگر سربازخانه‌ی شما، با وجود پر بودن کمپ نیروها، همچنان در حال تعلیم نیرو باشد، هنگامی که از نیروهای خود در نبرد استفاده می‌کنید، سربازخانه همچنان فعالیت خواهد داشت.
بنابراین می توانید حتی پس از استفاده از نیروهای خود، حدود ۵۰ یا ۶۰ نیروی آماده، بلافاصله پس از اتمام نبرد داشته باشید.

کسب جام

تفاوت این گونه حملات به حملات در جنگ‌های قبیله‌ای این است که برای کسب جام می‌توان خسیس بود و با نیروهای عادی حمله کرد، اما در این سری جنگ‌ها باید همه جوره از مخازن خود مایه بگذارید تا بهترین نتیجه را داشته باشید. به خاطر داشته باشید که جنگ‌های قبیله‌ای فقط شما را تحت تاثیر قرار نمی‌دهند. اگر ببازید، مقدار جایزه‌ای که به شما تعلق می‌گیرد به شدت کمتر است.

در این دسته از حملات،‌ می‌بایست با مفاهیم نسبتا جدیدی آشنا باشیم. برای مثال به موارد زیر دقت کنید:

Meat Shield

یا همان سپر بلای خودمان، در اکثر بازی‌های مشابه وجود دارد و این‌جا هم استثنا نیست. نقش اصلی این نیروها، نه تخریب، بلکه دادن فضا به نیرو‌های نامقاوم‌تر، برای نابود کردن اهداف است. (البته این مسئله به هیچ عنوان به این معنی نیست که خود این نیروها قابلیت تخریب ندارند) میت-شیلدهای شما، از ابتدای بازی، به ترتیب به این شیوه خواهند بود:
بربر ها – غول‌ها – پکا – گالم

1-Snapshot_2014-09-26_0558512-100px-Giant_lvl13-150px-Pekka_lvl14-Golem1_100

میت-شیلدها به همراه حمایت توسط هیلرها، یا اسپل هیلینگ، بهترین دوام را خواهند داشت.

نکته: سعی کنید این دسته از نیروها را یک سطح بالاتر از نیروهای به اصطلاح “اتکر” داشته باشید. (برای مثال، اگر ویزارد و غول‌های شما هر دو سطح چهار هستند، سعی کنید بین این دو، ابتدا غول‌های خود را به سطح ۵ ارتقاء دهید).

Air Units

نیروهایی که قابلیت پرواز دارند، در برابر کنون (توپ‌ها) و مورتارها مصون هستند، اما در برابر ضد هوایی‌ها به شدت آسیب پذیرند. اگر می‌بینید که نمی‌توان ضد هوایی‌ها را به راحتی از بین برد، زیاد روی آن‌ها سرمایه گذاری نکنید. گرچه اخیرا نیروی جدیدی به سربازخانه‌ی اکسیر سیاه اضافه شده است که می‌توان به آن گالمِ پرنده گفت. (مسلما منظور این است که حکم سپر بلای پرنده را دارد، ولی برای اطمینان از این که متن مبهم نشده، در پرانتز تاکید کردم).

نکاتی که در این حملات باید به آن‌ها توجه داشت عبارت‌اند از:

۱- قلعه‌ی دشمن را چک کنید! ابتدا سعی کنید با یک سرباز ساده، ببینید که قلعه‌ی بازیکن خالی است یا خیر. در صورتی که نیرویی در قلعه وجود داشت، ابتدا سعی کنید همه‌ی آن‌ها را بیرون کشیده و به گوشه‌ای ببرید و نابود کنید. در بعضی شرایط هم که اسپل رعد و برق را در اختیار دارید، می‌توانید نیروهایی مثل ویزارد و آرچر را به کمک آن نابود کنید.

۲- هیچ وقت تعداد زیادی از نیروهایی مانند ارچر و یا بربر را یک جا خالی نکنید. سعی کنید آن‌ها را یکی یکی در فواصل معین قرار دهید تا بمب‌ها و دیگر موارد شناسایی شوند و باعث از بین رفتن یکجای نیروهای شما نشوند.

۳- هنگام استفاده از غول‌ها، سعی کنید یکی از آن‌ها را جلوتر از بقیه بفرستید تا در صورتی که تله‌ای در راه باشد، بیش از یک غول از دست ندهید.

۴- وال-بریکرها را پس از رها کردن میت-شیلد رها کنید.

۵- در برخی دهکده‌ها، مناطق مشکوکی به چشم می‌خورد که بایستی با آن‌ها با احتیاط برخورد کرد. اگر می‌بینید دیواری باز است، جایی درون دیوارها خالی‌ است و می‌توانید نیرو‌های خود را آنجا آزاد کنید یا از این قبیل موارد. نمی‌توان با اطمینان راجع به این موارد نظری داد، اما گاها می‌توانید با یک نیروی کم ارزش، این مناطق را چک کنید. توجه داشته باشید که نمی‌توان به این روش اطمینان داشت.

۶- استفاده از مواردی که جای شما را تنگ نمی‌کند و بسیار هم موثر هستند. مانند نیروهای قلعه، قهرمان‌ها، اسپل‌ها.

۷- این مورد زیاد به استراتژی نبرد ارتباطی ندارد، اما بسیار مهم است. سعی کنید در اولین فرصت قهرمان‌های خود را بسازید و همچنین آن‌ها را به سطح ۵ ارتقاع دهید تا قابلیت‌هایشان افزایش یابد.

۸- شما در مدت زمانی که در اختیار دارید، باید سریعا تصمیم بگیرید که از کدام نقطه قصد حمله دارید. مواردی مانند سطح دیوارها، اهمیت ساختمان‌های دفاعیِ نزدیک، محل خانه‌ی اصلی، محل قلعه را در نظر بگیرید و بهترین نقطه را انتخاب کنید.

۹- زمانی که نقطه‌ی مناسب را برای حمله انتخاب کردید، احتمالا متوجه می‌شوید که یک سری ساختمان در بیرون از دیوارها قرار دارند، قبل از نفوذ به دیوارها، سعی کنید این ساختمان‌ها را نابود کنید (فقط چند ساختمان نزدیک محل مورد نظر برای ورود)، چرا که در صورت عدم انجام این کار، نیرو‌هایی که هدف مورد علاقه ندارند، از مسیر دلخواه شما منحرف شده و ساختمان‌های بیرون دیوار را یکی یکی تخریب می‌کنند و عملا دور دهکده می‌چرخند.


سعی کردیم تا در این مطلب، هر آن‌چه برای موفقیت در این بازی محبوب نیاز دارید بدانید را بگنجانیم. اما به هر حال، اگر نکته یا سوالی به ذهنتان رسید، حتما در قسمت دیدگاه‌ها مطرح کنید تا به آن پاسخ داده شود. همچنین، اگر شما استراتژی یا قلق بهتری در هر بخش از بازی سراغ دارید، و بدتان نمی‌آید بقیه هم از آن مطلع شوند، ما را در جریان بگذارید. این مطلب به با تغییرات و تکمیلات احتمالی مواجه خواهد شد؛ پس بد نیست هر چند وقت یک بار سری به این‌جا بزنید.

ثروتمندترین افراد جهان می‌گویند : ۱۰ عادت پول‌ساز

اطلاعات عمومی هیچ دیدگاه »

رازی وجود دارد که تقریباً هر فرد ثروتمندی از آن آگاه است. این راز خیلی مهم است زیرا استفاده از همین راز موجب ثروتمندی و تنعم این افراد شده است. راز بزرگی که از آن صحبت می‌کنیم به زیبایی در این جمله‌ی ارسطو خلاصه شده است: ما چیزی هستیم که بارها و بارها انجام می‌دهیم. خوب، باید متوجه شده باشید که این راز یک عمل یا فعالیت بخصوص نیست بلکه یک عادت است.

ثروتمندان با تحمل سختی و با عزم و پشتکاری بزرگ توانسته‌اند عادت‌های افراد ثروتمند را در وجود خود نهادینه و به زندگی خود اضافه کنند و اگر شما هم بتوانید با تمرین و تکرار این عادت‌ها را به جزئی از روال روزانه خود تبدیل کنید دیری نمی‌پاید که به امنیت مالی می‌رسید و به جرگه‌ی افراد ثروتمند می‌پیوندید.

در این مقاله می‌خواهیم ۱۰ عادت تأثیرگذار ثروتمندترین افراد جهان را بررسی کنیم تا به آسانی بتوانید این عادات و علل مؤثر بودن آن‌ها را کشف و ذهن خود را برای پذیرفتن آن‌ها آماده کنید.

هدف‌گرا باشید.

افراد ثروتمند برای خود اهدافی تعیین می‌کنند که موجب کسب ثروت می‌شود. ثروتمندان اتفاقی پولدار نشده‌اند. ثروتمندان انسان‌هایی هدف‌گرا و آگاه هستند: هدف‌هایی برای کسب ثروت تعیین می‌کنند و در نهایت هم به اهداف خود می‌رسند. خود هدف‌گذاری تمرینی بسیار تأثیرگذار و ارزشمند است زیرا به شما کمک می‌کند حتی قبل از اینکه به ثروت برسید، پول مورد نیاز خود را ببینید و احساس کنید.

در هر زمان فقط بر روی یک هدف تمرکز کنید.

پرتو لیزر می‌تواند در سخت‌ترین اشیاء نفوذ کند – در واقع قادر است هر چیزی را برش دهد. – و این توانایی غیر معمول پرتو لیزر از قدرت تمرکز فوق‌العاده‌ی آن بر یک نقطه از شی‌ء نشئت می‌گیرد که با حفظ این تمرکز تا لحظه‌ی ذوب جسم مقابل می‌تواند به هر شیئی نفوذ کند. ثروتمندان معمولاً مانند پرتوهای لیزر هستند. آن‌ها اهدافی با ارزش تعیین می‌کنند، بر روی آن تمرکز می‌کنند و تمام تلاش، نیرو و فعالیت‌های خود را در جهت دستیابی به آن هدف هدایت می‌کنند و تا زمانی که به هدف خود نرسیده‌اند دست از تلاش و تمرکز بر نخواهند داشت. از طرف دیگر، افراد معمولی، غالباً نمی‌توانند بر اهداف و خواسته‌های خود به خوبی تمرکز کنند، کارهایی را انجام می‌دهند که زندگی بر سر راهشان قرار می‌دهد. برای ثروتمند شدن باید هدف‌گرا باشید و بر اهداف خود متمرکز بمانید.

برای زمان خود احترام زیادی قائل باشید.

برایان تریسی می‌گوید افراد ثروتمند به جای توجه به درآمد ماهیانه یا سالیانه به درآمد ساعتی خود توجه می‌کنند. از آنجا که بازه‌ی زمانی ثروتمندان ساعت است، هر وقت به فعالیتی غیرمولد و بیهوده مشغول شوند، خیلی سریع و ناخودآگاه به این مسئله فکر می‌کنند که با انجام این کار چقدر پول از دست خواهند داد. ثروتمندان زمان زیادی را به شبکه‌های اجتماعی یا تماشای تلویزیون اختصاص نمی‌دهند. همه‌ی روز را کار می‌کنند و حاضر نمی‌شوند حتی یک لحظه از عمر خود را بیهوده سپری کنند.

کم‌تر از درآمد خود خرج کنید.

شاید ساده به نظر برسد، اما راز ثروتمندی و تنعم فقط یک جمله است: کم‌تر از درآمد خود خرج کنید. مشکل بزرگ افراد متوسط و فقیر این است که هزینه‌هایشان به موازات افزایش درآمدشان رشد می‌کند. خانه‌های بزرگ‌تری می‌خرند، اتومبیل‌های لوکس و گران‌قیمت سوار می‌شوند اما هم چنان فقیر یا متوسط باقی خواهند ماند. بگذارید درباره‌ی این موضوع با مقیاس درصد صحبت کنیم: همیشه باید ۱۰% درآمد خود را پس‌انداز کنید اما درباره‌ی پس‌انداز خود نیز هوشیار و زیرک باشید. همان طور که وارن بافت گفته: پولی را که بعد از خرج کردن باقی مانده پس‌انداز نکنید، پولی که بعد از پس‌انداز باقی مانده را خرج کنید. به گفته‌ی رابرت کیوساکی باید برای زندگی خود بودجه‌بندی صحیحی انجام دهید و همیشه سعی کنید بین درآمد و هزینه‌های خود ارتباطی منطقی برقرار کنید.

سخت کار کنید و از تمام وقت خود به خوبی استفاده کنید.

به جزء افرادی که ثروت زیادی را به ارث برده‌اند، تاکنون هیچ فرد ثروتمند تنبلی ندیده‌ام. ثروتمندان به سختی کار می‌کنند و برای رسیدن به اهداف و آرزوهای خود پیوسته تلاش می‌کنند و یک لحظه هم ناامیدی و خستگی به خود راه نمی‌دهند. انسان‌های سخت‌کوش خواه تاجر، خویش‌فرما یا حتی کارمند باشند نه تنها از دیگران عقب نمی‌مانند بلکه غالباً به رده‌های بالای سازمانی دست می‌یابند و هدایت کسب‌وکارها و چرخه‌های اقتصاد را بر عهده می‌گیرند. همیشه کارهایی را انجام می‌دهند که افراد معمولی قادر به انجامشان نیستند یا تمایلی به انجام آن‌ها ندارند.

به صورت مستمر بیاموزید و رشد کنید.

هر چه بیشتر بدانید، درآمدتان بیشتر می‌شود. قدرت یادگیری شما تعیین کننده توانایی کسب درآمد شماست. با اینکه سخت کار کردن و زحمت کشیدن مهم است اما کار سخت به تنهایی نمی‌تواند شما را ثروتمند کند. قبل از اینکه پولی به دست آید باید ارزشی خاص به جای آن داده شود و تنها راه افزودن ارزش به مشتریان و زندگی آن‌ها این است که در وهله‌ی اول به ارزش‌های خود بیفزایید. این فرآیند ارتقای ارزش تنها با یادگیری مستمر امکان‌پذیر است. سعی کنید به صورت مداوم و مستمر بر مهارت‌های خود بیفزایید و چیزهای جدید و عالی بیشتری را روزانه تجربه کنید.

با افراد ثروتمند نشست و برخاست کنید.

ثروتمندان دوست‌های فقیر ندارند. همان طور که این جمله‌ی قدیمی و پر معنا می‌گوید: «دوستانت را به من نشان بده تا به تو بگویم که هستی ». اجازه دهید توصیه‌ای ارزشمند در اختیارتان بگذارم: « شاید در این لحظه پول زیادی نداشته باشید، اما اگر با افراد ثروتمند یا آن‌هایی که پتانسیل ثروتمند شدن دارند بیشتر وقت بگذرانید روزی خواهد رسید که شما هم به گروه ثروتمندان پیوسته باشید.»

پشتکار داشته باشید.

ثروتمندان تسلیم نمی‌شوند. تقریباً ۹۹ % پولدارهای امروزی از راهی که تصور می‌کردند یا هدفی که برای خود تعیین کرده بودند ثروتمند نشده‌اند. قبل از اینکه به ثروت و تنعم برسند تلاش کردند، شکست خوردند و بارها و بارها این سیکل را تکرار کردند تا بالاخره به موفقیتی که انتظارش را داشتند دست یافتند. شاید در پروسه‌ی ثروتمند شدن پول زیادی از دست بدهید اما بهتر است تا زمان رسیدن به استقلال مالی که لیاقتش را دارید از اشتباهات و تجربیات خود درس بگیرید.

دست به ریسک‌های حساب ‌شده بزنید.

افراد ثروتمند حاضر به پذیرش ریسک هستند. وقتی که تصمیم بگیرند چه می‌خواهند تمام بهای لازم برای رسیدن به هدف خود را می‌پردازند حتی اگر به معنای ریسک بر کل دارایی و آینده‌شان باشد. اگر می‌خواهید پول‌دار شوید، از ریسک کردن نترسید. جسور و شجاع باشید. ریسک‌های حساب‌شده بکنید نه ریسک‌های احساسی. بدانید که هر کدام از تصمیمات شما هزینه‌ای در بردارد و هرگز تمام تخم‌مرغ‌های خود را درون یک سبد نگذارید.

سخاوتمند باشید.

ثروتمندان خیلی بخشنده‌اند. اگر به زندگی ثروتمندان در تاریخ مدرن نگاهی بی اندازید، حتماً پی به این نکته خواهید برد که اکثر افراد ثروتمند خیرانی بزرگ بوده‌اند: انسان‌هایی مانند راکفلر، اندرو کارنگی، بیل گیتس و … بیشتر ثروتمندان ایرانی که اغلب آن‌ها از قدیم‌الایام جزء طبقه‌ی بازاری بوده‌اند نیز از بانیان اصلی کارهای خیر در کشور عزیزمان ایران هستند. بخشندگی و سخاوت را برای خود عادت کنید و بدانید که همین عادت روزی شما را ثروتمند خواهد کرد (ان‌شاءالله).

ساخت کسب‌وکاری پول‌ساز با لینکدین : ۶ راه حرفه ای و مؤثر

اطلاعات عمومی هیچ دیدگاه »

در بین شبکه‌های اجتماعی مرتبط با دنیای کسب‌وکار مسلماً لیندکین رتبه‌ی برتر را از آن خود کرده است زیرا لینکدین را می‌توان فروشگاه شبکه‌سازی شبانه‌روزی و قدرتمندی دانست که استفاده صحیح از آن می‌تواند در مدت کوتاهی زمینه‌ی رشد و موفقیت کسب‌وکار شما را فراهم کند. با شبکه‌ای از تجارت‌هایی که به هم تنیده‌اند و دارای ارتباطاتی پیوسته هستند، تعجبی هم ندارد که چرا اکثر افراد حرفه‌ای در کسب‌وکارهای مختلف هر روزه از این شبکه اجتماعی قدرتمند برای ایجاد روابط کلیدی با دیگران و فراهم کردن بستر رشد و ترقی تجارت خود استفاده می‌کنند.

حال این سؤال مطرح است که با استفاده از چه روش‌هایی می‌توان از لینکدین برای رشد کسب‌وکار خود، ایجاد ارتباطات مادام‌العمر و یا حتی ساخت یک تجارت نوپا و جدید استفاده کرد؟

برای پاسخ به این سؤال مهم در این مقاله به معرفی ۶ راه مؤثر و کلیدی می‌پردازیم:

۱-پروفایل خود را به مناسب‌ترین و مؤثرترین شکل ممکن ارائه دهید.

تأثیر ابتدایی در دنیای تجارت نقشی مهم و کلیدی بازی می‌کند و این حقیقت در لیندکین هم صادق و پابرجاست؛ بنابراین باید با اختصاص زمان کافی و استفاده از افراد مناسب پروفایل خود را به گونه‌ای طراحی و تنظیم کنید که درباره‌ی برند شما صحبت کند و شما را به عنوان یک حرفه‌ای در زمینه‌ی کاری خود در ذهن مشتری جا بی اندازد. پروفایل شما در لینکدین اولین چیزی ست که مشتریان بعد از مراجعه به صفحه‌ی شما می‌بینند پس هرگز این فرصت طلایی را برای تحت تأثیر قرار دادن آن‌ها و جذب مخاطبان هدف از دست ندهید.

علاوه بر این، لینکدین و سئو اساساً شرکایی قدیمی در دنیای کسب‌وکارهای آنلاین هستند که همین ارتباط تنگاتنگ اهمیت پروفایل شما را دو چندان می‌کند. چرا؟ چون شبکه اجتماعی لینکدین در ارتباط با موتورهای جست و جو به خوبی بهینه‌سازی شده است بنابراین هر وقت کسی نام یا صفحه کسب‌وکار شما در لینکدین را جست و جو کند، پروفایل شما اولین چیزی ست که آن‌ها در نتایج جست‌وجوی خود مشاهده خواهند کرد.

۲-سر صفحه (هدینگ ها) و عنوان پروفایل خود را به درستی انتخاب کنید.

اگر برند خود را به ساده‌ترین شکل ممکن ارائه ندهید، کسب‌وکار شما در مسیر رشد و ترقی با مشکل مواجه خواهد شد. لینکدین بر استفاده از عنوان و هدینگ های مناسب بسیار تأکید دارد، پس برای اینکه در ارائه آرمان‌های کسب‌وکارتان و معرفی خود به عنوان یک حرفه‌ای موفق عمل کنید باید از این دو فاکتور تأثیرگذار در کنار هم و به بهترین شکل ممکن استفاده کنید.

به عبارت دیگر، از کاربرد اصطلاحات دشوار و غیر قابل فهمی که معمولاً شرکت‌های بزرگ استفاده می‌کنند پرهیز کنید و شرایطی فراهم کنید تا مشتری بتواند خیلی سریع و آسان با حوزه‌ی کاری شما و تخصص‌هایتان آشنا شود. به عنوان مثال اگر شما مشاور بازاریابی هستید، عبارت « مشاور بازاریابی » تمام چیزی ست که باید در قسمت عنوان بیان شود. کمی پیچیدگی و استفاده از جزئیات هم در عنوان قابل قبول است، برای مثال از بخش عنوان استفاده کرده و به مشتریان خود بگویید که شما در عین حال متخصص شبکه‌های اجتماعی و بازاریاب کسب‌وکارهای کوچک نیز هستید.

۳-پیشنهادها بسیار مهم‌اند، به آن‌ها توجه کنید.

نه تنها پیشنهادها و توصیه‌های دیگران به راحتی می‌توانند اعتبار و قابل اعتماد بودن کسب‌وکار شما را ثابت کنند، بلکه همین پیشنهاد‌ها می‌توانند در مدت کوتاهی موجب رشد و موفقیت چشم‌گیر شما در لینکدین شوند. بهترین راه برای ایجاد یک پشتوانه و حمایت قوی از توصیه‌ها این است که آن را بخواهید؛ اما این درخواست‌ها باید بر اساس روش‌ها و تکنیک‌های خاصی صورت بگیرد که غالباً متأثر از قوانین لینکدین هستند.

برای ایجاد حجم قابل قبولی از پیشنهاد‌ها و توصیه‌های افراد مختلف بهتر است که درخواست‌های خود را جداگانه برای هر شخص بفرستید و سعی کنید از افرادی که در بیرون از حوزه‌ی کاری شما فعالیت می‌کنند درخواست توصیه یا پیشنهادی نکنید. به همین ترتیب، شما هم در معرفی دیگران به مشتری‌های خود و سایر افرادی که در لینکدین می‌شناسید تلاش کنید زیرا این کار بهترین راه حل برای حفظ و تقویت چرخه‌ی کسب‌وکار بر اساس منافع مشترک است که لینکدین هم به نوعی با همین هدف تأسیس شده است.

۴-ارتباطات ارزشمند ایجاد کنید.

در جهان تجاری لینکدین، ساخت ارتباطات بی ‌معنا و بی ‌هدف شما را به جایی نمی‌رساند پس برای ایجاد و استحکام روابط معنادار و مفید تلاش کنید. لینکدین دارای ابزاری با عنوان « People You May Already Know » است که تقریباً در تمام شبکه‌های اجتماعی موجود است و هدف از آن ایجاد ارتباط با افرادی ست که ممکن است از قبل آن‌ها را بشناسید. سعی کنید با کمی تحقیق و مطالعه از این ابزار فوق‌العاده که لینکدین در اختیار شما گذاشته است نهایت استفاده و بهره را برای ایجاد روابطی سودمند ببرید.

به همین نحو سعی کنید در کنار به روز رسانی پیوسته‌ی صفحه‌ی خود در لینکدین و بخش تماس‌هایتان در پروفایل خود، ارتباط خود با افرادی که هم اکنون مشتری شما هستند و نام آن‌ها در بخش تماس موجود است را حفظ کنید و در جهت بهبود این روابط بکوشید. هنگامی که تماس‌های شما در لینکدین افزایش یافت به دنبال خرید لپ‌تاپ‌های بیشتری باشید زیرا با رشد پیوسته و سیر صعودی کسب‌وکارتان مسلماً به کامپیوترهای بیشتری برای کارمندان جدید خود نیاز خواهید داشت.

۵-کارمندان خود را مشارکت دهید.

یکی از بهترین روش‌هایی که می‌توانید از آن در جهت رشد پیوسته کسب‌وکار خود در لینکدین استفاده کنید این است که کارمندان خود را با لینکدین درگیر کنید تا بتوانند در کنار شما و بر اساس اهداف شرکت به پیشرفت تجارتتان کمک کنند. مشارکت کارمندان نه تنها کسب‌وکار شما را در جهان تجاری لینکدین موفق و معتبر نشان می‌دهد، بلکه می‌تواند به طرز چشم‌گیری موجب دیده شدن و یا حتی متمایز شدن کسب‌وکار شما در این شبکه تجاری شود.

فقط دقت کنید که کارمندانتان از پروتکل پروفایل یکسان و مطابق با مشخصات کسب‌وکار شما استفاده کنند. مطمئن شوید که عنوان، هدینگ ها و حتی عکس‌های کارمندانتان به خوبی درباره هدف اصلی کسب‌وکارتان صحبت کنند؛ و کارمندان خود را برای ایجاد روابط بیشتر در لینکدین تشویق کنید زیرا همین تکنیک ساده می‌تواند به بیشتر دیده شدن تجارت شما کمک شایانی بکند.

۶-به گروه‌های موجود بپیوندید، گروه‌های جدید ایجاد کنید.

اگر چه لینکدین برای ذهنیت‌های تجاری ست با این حال می‌توان از لینکدین به عنوان یک گروه و مجموعه بزرگ یاد کرد که افراد موجود در حوزه‌های مختلف تجاری را در یک جا جمع کرده است بنابراین پیوستن به گروه‌های موجود در این شبکه تجاری بهترین و سریع‌ترین راه برای دیده شدن و معرفی خود به عنوان یک متخصص است. از همین امروز به این گروه‌ها ملحق شوید و در بحث‌های آن‌ها شرکت کنید.

ایجاد گروهی جدید برای کسب‌وکارتان یکی دیگر از روش‌های مناسبی ست که می‌تواند سرعت موفقیت و دیده شدن شما را به شدت افزایش دهد. این کار نه تنها به شما این فرصت را می‌دهد که درباره موضوعات و زمینه‌های که برای برندتان مهم و حیاتی ست با دیگران به بحث و تبادل نظر بنشینید بلکه به افراد با پیش‌زمینه‌های فکری متفاوت هم شانس شرکت در گروه‌های تجاری مختلف داده خواهد شد که در صورت نبود این امکان در لینکدین چنین موقعیتی شاید به سختی به دست می‌آمد.

لینکدین ابزاری عالی برای ساخت جهان شخصی و حرفه‌ای شماست. از نکات ذکر شده در این مقاله استفاده کنید، روابط موجود را مستحکم و ارتباطاتی جدید ایجاد کنید و شاهد رشد و پیشرفت همیشگی کسب‌وکار خود باشید.

۷ راه حل طبیعی برای ۷ مشکل زیبایی

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی هیچ دیدگاه »

راه حل های طبیعی در بسیاری از مشکلات زیبایی کارگر هستند، راه‌هایی بسیار آسان برای حل بزرگترین مشکلات پوست و مو . حتما آنها را امتحان کنید ! با یک جوش سرسفید روی پیشانی‌تان درگیر هستید؟ یا پوستی خشک؟ قبل از اینکه به دنبال راه چاره به داروخانه بروید، کابینت داروها و مواد غذایی‌تان را چک کنید؛ ممکن است همه آن چیز‌هایی که برای راه حل‌های طبیعی برطرف کردن این مشکلات شایع و دیگر مسائل نیاز دارید داشته باشید. مشکل : خشکی و پوست پوست شدن لب درمان طبیعی : یک راه راحت این است که از شکر قهوه ای و یک پارچه یا حوله خیس برای از بین بردن پوسته‌های خشک استفاده کنید. سپس به لب‌هایتان روغن نارگیل بمالید تا عمیقا مرطوب شوند. همچنین برای داشتن لب‌هایی نرم می‌توانید یک دوم قاشق چایخوری عسل را با یک قاشق چایخوری روغن زیتون مخلوط کنید و آن را قبل از به خواب رفتن روی لب بمالید. مشکل : آکنه (جوش) راه حل طبیعی : برای برطرف کردن نواحی دارای مشکل می‌توانید از مخلوطی از سه قاشق غذاخوری آب یا ژل آلوورا با چهار قطره روغن درخت چای استفاده کنید (می‌توانید دو بار در روز از این محلول استفاده کنید). آلوورا دارای جیبرلین‌ها و پلی ساکارید‌هایی است که باکتری‌های ایجاد‌کننده آکنه را از بین می‌برد، به‌علاوه تسکین‌دهنده‌های تورمی که پوست متورم را تسکین می‌دهد، آثار زخم را از بین می‌برد و رشد پوست جدید را تحریک می‌کند. روغن درخت چای سرشار از آنتی‌باکتری‌ها و آنتی‌میکروب‌هاست که جوش‌های سر‌سفید را پاک می‌کند، اما باید رقیق‌شده آن مصرف شود چون خیلی قوی است. مشکل : مو‌های مجعد راه‌حل طبیعی : نیمی از یک آووکادو را با دو قاشق چایخوری روغن زیتون مخلوط کنید و سپس روی موهای تمیز و مرطوب ماساژ دهید. پس از ۱۵ تا ۲۰ دقیقه کاملا مو‌ها را شستشو دهید و سپس یک نرم‌کننده ملایم بزنید. هر دو این مواد تشکیل‌دهنده بسیار مرطوب‌کننده هستند که به بهبود حالت موهای مجعد کمک می‌کنند. مشکل : پوست خشک راه حل طبیعی : آب یک لیمو را با پنج قاشق غذاخوری شکرقهوه‌ای و یک قاشق غذاخوری روغن زیتون ترکیب کنید، سپس در زیر دوش با یک لیف یا کف دستتان روی پوست خود بکشید و بعد آبکشی نمایید. لیمو دارای اسیدهای میوه طبیعی آلفا-هیدروکسی است که چسبی را که سلول های مرده پوست را در کنار هم نگه می‌دارد، باز می‌کند. شکر نیز دارای موادی است که به آرامی منافذ را تمیز می‌کند و بازده سلول‌ها را افزایش می‌دهد. روغن زیتون هم سرشار از ویتامینی است که پوست را تغذیه و نرم می‌کند. مشکل : پوست خشک مرده و اضافه اطراف انگشتان خشک راه حل طبیعی : به مقداری (اندازه نخود‌فرنگی) از کرم دست مورد‌علاقه خود چند قطره روغن نارگیل اضافه کنید و به آرامی اطراف انگشتانتان بمالید. برای نتیجه بهتر ده دقیقه دستکش‌های پلاستیکی بپوشید تا کرم جذب شود. مشکل : موهای گیر‌کرده در زیر پوست راه حل طبیعی : چهار قرص آسپیرین را در یک دوم قاشق چایخوری آب گرم حل کنید و یک قاشق چایخوری عسل به آن اضافه کنید تا مایعی خمیری ایجاد شود. این ترکیب را روی محل دارای مشکل بمالید و بگذارید ده دقیقه بماند. سپس با آب ولرم بشویید. آسپیرین دارای سالیسیلیک اسید است که به از بین رفتن پوست روی مو کمک زیادی می‌کند. به علاوه مواد ضد تورم هم دارد که به کاهش تورم آن ناحیه کمک می‌کند (توجه: اگر پوست شما بیش از حد حساس است، از این راه حل استفاده نکنید.) مشکل : دندان‌های زرد راه حل طبیعی : سه قاشق چایخوری جوش شیرین را با یک قاشق چایخوری آب مخلوط کنید تا خمیری شکل شود. مقداری از مخلوط را روی مسواک خود بگذارید و کاملا مسواک بزنید. این کار را دو تا سه بار در هفته انجام دهید. جوش شیرین دندان‌ها را براق می کند و جرم‌ها را از بین می‌برد؛ البته برای مصرف روزانه توصیه نمی‌شود، چون می‌تواند به مینای دندان آسیب بزند.

برگرفته از: http://dokhtaranpesaran.com/post/14020/

بهترین روشها برای ابراز علاقه به همسر چیست؟

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

یکی از اشتباهات جبران ناپذیر برخی زوج ها بعد از آغاز زندگی مشترک، فراموش کردن ابراز علاقه و گذاشتن وقت برای یکدیگر است. گویا همه چیز فدای روزمرگی ها می شود. غافل از اینکه این مسئله باعث دور شدن و دلخوری زن و شوهر از یکدیگر و ایجاد فاصله بین آن دو می شود. در حالی که با یک شاخه گل، یک کلمه محبت آمیز و چند دقیقه صحبت صمیمانه، می توان مشکلات و دلخوری ها را از سر راه برداشت و زندگی شیرینی را در کنار همسر خود در پیش گرفت. شاید باور نکنید ولی راه های ساده ای برای ابراز علاقه به همسرتان وجود دارد و نیازی نیست برای این که عشق و علاقه خود را به همسرتان ثابت کنید کارهای محیرالعقولی انجام دهید. در ادامه با برخی از روش های به ظاهر کوچک ولی تاثیرگذار آشنا خواهید شد. _ برای او پیام های محبت آمیز بفرستید به تلفن همراه او پیامکی صمیمانه بفرستید. مطمئن باشید که این کار هم شیرین و هم جالب است. _ یکی از کارهای مشکل او را انجام دهید یکی از کارهای روزمره را که او رغبتی به انجام آن ندارد، انتخاب کنید و برای او انجام دهید و احساس او را هنگامی که از انجام گرفتن آن کار توسط شما مطلع می شود، نظاره گر باشید. _ حس قدردانی خود را ابراز کنید وقتی همسرتان سخت کار می کند یا برایتان کاری انجام می دهد، بگذارید بداند که شما قدردان زحمات او هستید. _ برای او دعا کنید از خداوند بخواهید که در درست انجام دادن همه کارها، او را یاری کند. همچنین گاهی اجازه دهید همسرتان این دعا را بشنود. این کار سبب می شود تا او دریابد که وقتی او قادر به انجام کاری نیست، شما از شخصی توانا برایش درخواست کمک می کنید. _ با هم به پیاده روی یا گردش بروید بگذارید طبیعت خلق و خوی شما را برای دوست داشتن تنظیم کند. صحبت کنید و گوش دهید. _ انتظار نداشته باشید آنچه را در ذهنتان می گذرد بخواند اگر موضوعی هست که می خواهید همسرتان بداند، به او بگویید، از او انتظار نداشته باشید که از افکار و احتیاجاتتان باخبر باشد. _ از جاسوسی کردن بپرهیزید از مخفیانه زیر نظر گرفتن و بررسی همسرتان دوری کنید. اگر می خواهید چیزی را بدانید، بدون رودربایستی از او سؤال کنید. _ با هم بخندید دوران بزرگسالی خود را برای لحظاتی فراموش کنید و با هم کارهای بچه گانه و شادی آور انجام دهید. همچنین، اگر کار اشتباهی انجام شد، سعی کنید با شوخی و خنده از آن بگذرید. این کار سبب کاهش استرس در آن شرایط خواهد شد. _ کارت پستال های عاشقانه به او بدهید منتظر یک مناسبت خاص نباشید تا به او هدیه ای بدهید. عاشقانه ترین کارتی که می توانید را پیدا کنید و در ماشین او بگذارید. فراموش نکنید که پیام عاشقانه خود را هم در آن بنویسید. _ درباره آینده گفت وگو کنید آینده آنچنان که به نظر می رسد دور نیست. درباره جاهایی که دوست دارید وقتی ۵۰ سال از ازدواجتان گذشت بروید، با هم حرف بزنید و سعی کنید تا آن رویاها به واقعیت تبدیل شوند. _ گذشته ها، گذشته! چنانچه همسرتان با رفتار یا گفتارش باعث آزردگی شما شده است، او را ببخشید. هرگاه اختلافی به وجود آمد، گذشته ها را به رخ او نکشید، به خصوص اگر اظهار پشیمانی کرده است. _ در برابر دوستانش به او افتخار کنید گاهی اوقات به منظور دلگرمی دادن به او بگذارید تعریف های شما را درباره رفتارها و کردارهای خوبش بشنود. _ با هم عبادت کنید زوجی که با هم نماز می خوانند، با یکدیگر می‌مانند. اینها لحظاتی لطیف و خاص هستند که بین هر دو شما به یک میزان تقسیم می شود و به یک اندازه اهمیت دارد. _ هر از گاهی غذایتان را زیر نور شمع بخورید غذای مورد علاقه او را بپزید و شمع ها را روشن کنید. زمانی را به تمرکز و توجه به یکدیگر و نگاه کردن در چشمان هم اختصاص دهید. _ در برابر دیگران او را مورد انتقاد قرار ندهید اگر حس می کنید همسرتان به کمی انتقاد سازنده نیاز دارد، به هیچ وجه آن را مطرح نکنید مگر خصوصی و با لحنی دوستانه. مورد انتقاد قرار گرفتن در جمع، سبب پایین آمدن عزت نفس و جریحه دار شدن احساسات می شود. _ در چشمان او بنگرید زمانی که همسرتان با شما صحبت می کند، مستقیم به چشمان او نگاه کنید. نه تنها این کار نشانگر این است که شما به آنچه او می گوید علاقه مندید، بلکه چیزی در نگاه کردن در چشمان او وجود دارد که به شما انرژی والایی خواهد داد. _ حداقل روزی یک بار به او بگویید «دوستت دارم» این جمله ساده و کم خرج آن چنان اثری دارد که تا آن را به زبان نیاورده اید تاثیر آن را درک نخواهید کرد.

برگرفته از: http://dokhtaranpesaran.com/post/14763/

غذاهای ضد سرماخوردگی را بشناسید

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

همان طور که می‌دانید رژیم غذایی و سبک زندگی در ابتلا و درمان خیلی از بیماری‌ها و شرایط بالینی نقش تعیین‌کننده‌ای دارند؛ اما یکی از بیماری‌هایی که در فصل پاییز شیوع بالایی می‌گیرد سرماخوردگی و آنفلوانزا است. وقتی خودمان یا یکی از نزدیکانمان به سرماخوردگی و آنفلوانزا مبتلا می‌شویم، همین طور توصیه‌های تغذیه‌ای است که از این طرف و آن طرف به گوش می‌رسد؛ اما دیگر وقت آن رسیده که به این موضوع نگاه کاملا علمی داشته باشیم. چیزی که در پیشگیری و درمان سرماخوردگی مهم است تقویت سیستم ایمنی بدن است؛ اما چگونه؟ چطور سیستم ایمنی بدنمان را تقویت کنیم؟ ۱- به مواد غذایی طبیعی تکیه کنید نه مکمل‌ها! مواد غذایی که ما می‌خوریم فقط ویتامین و املاح نیستند. چیزی که ما می‌خوریم یک بسته تغذیه‌ای با تمام خواص خالص تغذیه‌ای است. برای مثال، خوردن یک پرتقال از مصرف مکمل ویتامین C برای بدن بسیار بسیار مفیدتر است. پرتقال فقط ویتامین C نیست. ترکیبی است از ویتامین‌ها و املاحی مانند منیزیم، پتاسیم، فولات، ویتامین B6 و مقادیر بالایی از آنتی‌اکسیدان‌ها و فلاوونوئیدها. و اما درباره ویتامین C درحالی‌که همه ما باور داریم که ویتامین C برای تقویت سیستم ایمنی حائز اهمیت است، مطالعه‌ها نشان داده‌اند که مکمل‌یاری حتی در مقادیر بسیار بالای ویتامین C نیز در پیشگیری از سرماخوردگی و آنفلوانزا تأثیر قابل‌توجهی نخواهد داشت. درحالی‌که همچنان این اعتقاد وجود دارد که مصرف میوه و سبزی غنی از ویتامین C در تقویت سیستم ایمنی بسیار مهم و تأثیرگذار است. پس فراموش نکنید علت قدرت میوه و سبزی در پیشگیری از سرماخوردگی و تقویت ایمنی محتوای بالای ویتامین A، ویتامین E، فلاوونوئیدها، آنتی‌اکسیدان‌ها و البته ویتامین C طبیعی آن‌هاست. برای این منظور بهتر است از میوه‌ها و سبزی‌هایی مانند پرتقال، گریپ‌فروت و سایر مرکبات استفاده کنید. ۲- پروتئین‌های سالم و غلات کامل را به رژیم غذایی خود وارد کنید بهتر است برای تامین پروتئین مورد نیاز بدن از منابع خالص آن مانند ماهی، لبنیات کم چرب، حبوبات، ماکیان، غلات کامل، مغزها و دانه‌های روغنی استفاده کنید. فراموش نکنید از آنجایی که پروتئین‌های گیاهی از لحاظ محتوای اسیدهای آمینه کامل نیستند، در صورت علاقه به مصرف پروتئین‌های گیاهی لازم است از چند منبع استفاده کنید و حتماً حداقل یک نوع پروتئین حیوانی را در رژیم غذایی خود داشته باشید. اما انگار خیلی دیر شده! شما سرماخورده‌اید؟! از استراحت و مراقبت‌های لازم جهت درمان سرماخوردگی و آنفلوانزا که بگذریم، رعایت برخی نکات و توصیه‌های تغذیه‌ای روند بهبودی بیماری را سریع‌تر و البته خوش‌مزه‌تر خواهد کرد. ۱- سیر خام وقت آن رسیده که با این ماده غذایی کمی مهربان‌تر باشیم. سیر یکی از قوی‌ترین مهاجمین علیه سرماخوردگی است. سیر حاوی ترکیباتی به نام آلیون و آلیسین است که دارای خواص ضد ویروسی فوق‌العاده‌اند؛ بنابراین سیر قادر خواهد بود تا با ویروس‌های سرماخوردگی و آنفلوانزا بجنگد و آن‌ها را از پا در آورد. فراموش نکنید که برای رسیدن به خواص واقعی سیر لازم است آن را به صورت خام استفاده کنید و البته بجوید؛ اما از آنجایی که جویدن سیر می‌تواند برای برخی افراد از سخت‌ترین کارهای دنیا باشد، بهتر است آن را خردکرده و هر ۳ یا ۴ ساعت یک‌بار مقداری از آن را بدون جویدن ببلعید و یا از قرص‌هایی که در حال حاضر در تمام داروخانه‌ها وجود دارند استفاده کنید. ۲- پیاز درست مانند سیر، پیاز هم حاوی ترکیبات ضد میکروبی به نام آلیون و الیسین است. برای رسیدن به خواص درمانی آن در درمان سرماخوردگی و آنفلوانزا، لازم است هر چند ساعت یک‌بار یک ورق نازک از آن را به صورت خام مصرف کنید. ۳- ماهی ماهی‌های روغنی، مخصوصاً ماهی سالمون و ماهی تن سرشار از اسیدهای چرب امگا ۳ هستند. ترکیبی که در کاهش التهاب ناشی از بیماری در بدن بسیار موثر است. التهاب مزمن از عملکرد صحیح سیستم ایمنی جلوگیری می‌کند و می‌تواند به بیماری‌هایی مانند سرماخوردگی و آنفلوانزا و خیلی بیماری‌های دیگر منجر شود. ۴- روی را دریابید طی مطالعه‌های انجام‌شده مکمل‌یاری با روی در کاهش دوره ابتلا به سرماخوردگی و نیز در تخفیف علائم آن نقش قابل‌توجهی داشته است؛ اما مسئله آنجاست که بسیار دیده شده مکمل‌یاری با روی عوارضی مانند تهوع و سردرد را به دنبال دارد. در صورتی که اگر این روی از طریق رژیم غذایی تامین شود علاوه بر اینکه جذب و کارایی بالاتری خواهد داشت، عوارضی هم به دنبال ندارد. ۵- ادویه‌ها ادویه‌هایی مانند زردچوبه، زعفران و دارچین منابع غنی از آنتی‌اکسیدان‌ها هستند که سیستم ایمنی را تقویت می‌کنند. برای رسیدن به خواص درمانی این ادویه‌ها لازم است روزانه یک قاشق چای‌خوری از آن‌ها را مصرف کنید. بد نیست آن‌ها را به وعده‌های غذایی وارد کنیم؛ مثلاً چای دارچین می‌تواند یکی از بهترین انتخاب‌ها برای صبحانه باشد. ۶- سوپ مرغ واقعاً کارساز است مادربزرگ‌ها همیشه این اعتقاد را دارند که سوپ خانگی پایان سرماخوردگی و آنفلوانزاست. امروزه محققان ضمن تشکر از این مادربزرگ‌ها دریافته‌اند که سوپ می‌تواند یک ضد ویروس واقعی باشد؛ اما چگونه؟ یکی از نظریه‌ها از این قرار است که سوپ با افزایش دمای بینی و گلو محیط را برای رشد و فعالیت ویروس‌ها نامناسب می‌کند. متخصصین تغذیه همچنین معتقدند که خود سوپ هم به ذات خود حاوی خواص ضدویروس است. از مرغ و سبزی‌های آن گرفته تا ادویه‌های به‌کاررفته در آن، همگی ترکیباتی دارای خواص ضدویروس و ضدسرماخوردگی هستند.

برگرفته از: http://dokhtaranpesaran.com/post/14714/

۱۰ سؤال عجیب و غریب که در حین مصاحبه کاری در شرکت‌های بزرگ فناوری از داوطلب‌ها می‌پرسند!

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

مصاحبه کاری در همه دنیا، آزمونی پر از استرس است و ترس خیلی‌ها این است که به خاطر همین استرس نتوانند شایستگی‌ها خود را نشان بدهند.

در این میان مصاحبه شرکت‌های بزرگ فناوری، جایگاه خاص خود را دارد و آنها معمولا از سؤالات عجیب و غریبی که پاسخ به آنها کاملا باز است و می‌تواند میزان خلاقیت و انعطاف‌پذیری متقاضیان را نشان بدهد، استفاده می‌کنند.

به طوری که در نمودار زیر می‌بینید، بر اساس یک نظرسنجی در میان شرکت‌های بزرگ گوگل، فیس‌بوک و آمازون دشوارترین مصاحبه‌های شغلی را دارند.

۱۰-۱۲-۲۰۱۴ ۱۰-۰۸-۵۵ AM

در اینجا نگاهی می‌اندازیم به ۱۰ سؤال از سؤالات عجیب و غریبی که در این آزمون‌ها پرسیده شده است:

۱- کدام بخش از محصولات ما را دوست ندارید؟ فکر می‌کنید ما چرا این بخش را این طور ساخته‌ایم؟ چرا شما این بخش را بد یا خوب ارزیابی می‌کنید؟ چطور می‌توانید این عیب را برطرف کنید؟

۲- گوگل را به یک آدم تشبیه کن و توصیف‌اش کن!

۳- فکر می‌کنید دیگران چه تصورات اشتباهی ممکن است در مورد شما داشته باشند؟

۴- شما فکر می‌کنید که چه چیزی با ارزش و رتبه جهانی بتوانید برای ما به ارمغان بیاورید؟

۵- کدام محصول است که بدون آن نمی‌توانید زندگی کنید؟ چرا؟

۶- اگر می‌توانستید به یک ابرقهرمان تبدیل شوید، کدام یک را انتخاب می‌کردید؟ چرا؟

۷- در زندگی شما نقطه عطف منفی که باعث تغییر زندگی‌تان شد، چه بود؟

۸- شما دو فنجان دارید که یکی ۵ پیمانه گنجایش دارد و دیگر سه پیمانه، برای من ۴ پیمانه آب بیاورید!

۹- در عرض ۴ سال، چند خط کد می‌توانید بنویسید؟

۱۰- محصول بعدی که توییتر باید درست کند، چیست؟

۱۰-۱۲-۲۰۱۴ ۱۰-۰۹-۱۳ AM

همان طور که می‌بینید سؤال‌ها چالشی‌اند و مهارت‌های پایه شغلی را در برنمی‌گیرند (البته در این مرحله مصاحبه) و بیشتر ارزیابی ابتکار، قدرت قضاوت و خلاقیت شما را هدف می‌گیرند.

فکر می‌کنید می‌توانید به این دست سؤالات به خوبی پاسخ بدهید؟

آیا مهم است چه زمانی ورزش کنیم؟

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

اگرچه بهتر است که بدون دلیل ورزش کنید، اما زمان‌های خاصی وجود دارد که ورزش توصیه می‌شود، مثلاً مواقعی که می‌خواهید چربی بسوزانید و عضله بسازید. در بهترین شرایط، ۳۰ تا ۶۰ دقیقه ورزش، و کنترل کالُری مصرفی در ادامه، اولین کاریست که باید هر صبح انجام دهید. اما متأسفانه چیزهایی مانند پول در آوردن و زندگی، سر راه برنامه‌های تناسب اندام شما قرار می‌گیرند. نکته ی مهمی که باید آنرا بخاطر داشته باشید این است که ۳۰ دقیقه بعد از ورزش اشتهای شما افزایش پیدا می‌کند. البته درست است که ورزش کردن برای پیشگیری از بیماری‌های مزمن و سلامت قلب بهتر از ورزش نکردن است، اما اگر می‌خواهید چربی بسوزانید، وزن کم کنید، و یا اینکه عضله بسازید، باید میزان مصرف کالُری خود بعد از ورزش را تحت کنترل در بیاورید. ورزش به هنگام چربی سوزی و ساختن عضله با توجه به گفته‌های دکتر تام ویلیامز، شناگر المپیکی، با فرض اینکه شب‌ها می‌خوابید، وقتی که از خواب بیدار می‌شوید سطح گلیکوژن بدنتان پایین است، بنابراین در جلسه‌ی ورزشی‌تان زودتر چربی می‌سوزانید، همچنین سطح تستوسترون هم بالاست، بنابراین بیشتر عضله خواهید ساخت. بنابراین اگر برایتان مقدور است، اولین کاری که پس از بیدار شدن می‌کنید ورزش باشد. هنگامی ورزش کنید که وقت کافی برای اتمامش داشته باشید اگر صبح‌ها کار دارید و می‌خواهید قبل از آن ورزش کنید، مطمئن شوید که آنقدر زود از خواب بیدار شده‌اید که ۳۰ تا ۶۰ دقیقه برای ورزش وقت داشته باشید. اگر عجله داشته باشید، ورزش شما آنچنان مؤثر نخواهد بود. اگر دیر از خواب بیدار شدید، شاید بهتر باشد که پس از کارتان ورزش کنید تا بتوانید آنرا به اتمام برسانید. هنگامی ورزش کنید که یا می‌توانید سریع چیزی بخورید و یا چند ساعت بخوابید اشتهای شما تا ۳۰ دقیقه پس از ورزش کاهش پیدا کرده و سپس افزایش می‌یابد، به این معنی که ممکن است شما بیشتر از هنگامی که ورزش نکرده‌اید غذا بخورید. پس اطمینان حاصل کنید که وعده‌ی غذایی خود را پیش از تمرین آماده کرده‌اید، تا بتوانید بعد از تمرین زودتر غذای خود را میل کنید و از جبران کالری‌هایی که حین تمرین سوزانده‌اید جلوگیری نمایید. وعده‌ی غذایی شما باید حداقل حاوی ۷ گرم پروتئین و ۱۵ گرم کربوهیدرات باشد. پروتئین برای پر نگاه داشتن معده‌تان در مدت زمان بیشتر اهمیت دارد، و کربوهیدرات هم از افت قند خونتان جلوگیری می‌کند، که به شما کمک می‌کند تا ساعاتی پس از تمرینتان احساس رضایت کنید و سرحال باشید. از آنجایی که ۳۰ دقیقه پس از ورزش، اشتهای شما افزایش می‌یابد، برخی‌ها ممکن است احساس کنند که ورزش آخر شب و خوردن وعده‌ی غذایی سبک یا کلاً هیچی نخوردن، و بلافاصله خوابیدن برای آن‌ها مؤثرتر است. اگر می‌توانید در زمان‌های مختلفی از روز ورزش کنید، این کار را انجام دهید تا بیابید که ورزش در کدام ساعات تأثیر بهتری برایتان دارد. صبح، بعد از ظهر، غروب و یا شب، بهرحال ورزش بخش مهمی از یک سبک زندگی سالم است، پس زمانی را پیدا کنید که به شما اجازه می‌دهد به اهداف سلامتی‌تان برسید.

برگرفته از: http://dokhtaranpesaran.com/post/15144/

با روش های زیر شما هم می توانید شادتر زندگی کنید

آموزش تربیتی, اطلاعات عمومی, مسائل و اخبار روز اجتماعی, موفقیت هیچ دیدگاه »

بسیاری از مطالعات آماری نشان داده است که افراد شاد زندگی سالمتر و عمر طولانی‌تری دارند. دانمارک در میان کشورهای دنیا شادترین کشور جهان شناخته شده و به گفته کارشناسان سلامت، الگوی زندگی برای شاد زیستن بسیار موثر است. در واقع تغییر نگرش و مثبت‌گرایی خطر بیماری‌های قلبی را کاهش می‌دهد. بسیاری از مردم در جستجوی شادی هستند و در واقع حق دارند شاد زندگی کنند چراکه شادی از شاخصه‌های رفاه اجتماعی است اما در حقیقت به دست آوردن شادی آسانتر از آن چیزی است که ما فکر می‌کنیم. به گزارش شبکه خبری سی‌ان‌ان، ما همواره در طول زندگی با احساسات شدیدی به دنبال ترفیع کاری، ازدواج، دنیا آمدن کودکمان و بسیاری از رویدادهای تاثیرگذار دیگر روبرو هستیم اما این لحظات در زندگی تنها احساس سر فرازی به ما می‌دهند و متخصصان معتقدند که این احساسات به تنهایی برای شادی واقعی کافی نیستند. شادی در واقع تنها یک وضعیت احساسی نیست و سال‌ها تحقیق نشان می‌دهد که شادی بسیار فراتر و عمیق تر از شرایط احساسی و هیجانی است. افراد شاد زندگی طولانی‌تر و سالمتری دارند. نکته مهمتر این است که احساس خوشایند در زندگی چیزی است که بدون تاثیر جامعه و ژنتیک نیز به دست می‌آید. هفت راه رضایت از زندگی به این شرح است: نگرشتان را تغییر دهید : تحقیقات دانشگاه هاروارد نشان می‌دهد افراد خوش بین و مثبت‌گرا نه تنها شادتر از دیگران هستند بلکه احتمال ابتلای آنها به بیماری‌ها و حملات قلبی ۵۰ درصد کمتر است. بنابراین داشتن نگاه مثبت از ما در مقابل بیماری‌های قلبی محافظت می‌کند. این در حالیست که این مزیت برای افراد بدبین صادق نیست. تحقیقات نشان می‌دهد افراد بدبین در مقایسه با خوش‌بین‌ها شادی کمتری دارند و در مقابل نیز احتمال ابتلا به بیماری در آن‌ها سه برابر بیشتر است. از افراد شاد الگوبرداری کنید : دانمارک نخستین رتبه را در کمیسیون اروپا در زمینه رفاه و شادی از سال ۱۹۷۳ میلادی تاکنون دارد و زمانی که سازمان ملل در صدد رتبه بندی کشورها به لحاظ شادی برآمد، دانمارک رتبه نخست را گرفت. چه چیز موجب این انتخاب شد؟ به گزارش سازمان ملل امید به زندگی،‌ تولید ناخالص داخلی و آمار پایین فساد در این کشور به این موضوع کمک کرده اما بالا بودن سطح کلی شادی در دانمارک به خدمات اجتماعی مردم این کشور مانند بخشندگی و سیستم‌های قدرتمند حمایت اجتماعی مربوط می‌شود. کپنهاگ پایتخت دانمارک شادترین شهر دنیا است. برای کار کردن حد تعادل بگذارید : دانمارکی‌ها در انجام فعالیت‌های شغلی تعادلی را برقرار می‌کنند که موجب افزایش شادی آن‌ها می‌شود. به طور ساده می‌توان گفت آنها در انجام کار افراط نمی‌کنند. میانگین ساعت کاری هفتگی در دانمارک ۳۳ ساعت است و تنها دو درصد دانمارکی‌ها بیش از ۴۰ ساعت در هفته کار می‌کنند. حدود ۸۰ درصد از مادران دانمارکی پس از بچه‌دار شدن به سر شغل خود بازمی‌گردند اما وقت آزاد خود را در بین خانواده، دوستان و برنامه‌های دیگر تقسیم می‌کنند. بر تجاربتان متمرکز شوید : دانمارکی‌ها توجه خود را بیش از چیزهای کوچک بر ساختن خاطرات خوب متمرکز می‌کنند. تحقیقات نشان می‌دهد کسانی که به تجارب و خاطرات خوب گذشته خود توجه می‌کنند رضایت بیشتری از زندگی دارند. محققان معتقدند زمانی که افراد بر تجارب مثبت خود متمرکز می‌شوند احساس زندگی و قدرت بیشتری می‌کنند. این موضوع همچنین شما را به لحاظ روانی به اطرافیانتان نزدیک می‌کند و شادی را در شما افزایش می‌دهد. روابط اجتماعی را افزایش دهید : اجتماعی بودن روند پیری را کند می‌کند. تحقیقات نشان می‌دهد پشتوانه اجتماعی قوی دنباله‌های کروموزومی موسوم به تلومرها را بلندتر می‌کند که از عوامل مهم افزایش طول عمر است. همچنین تحقیقات نشان می‌دهد تنها بودن منجر به افزایش افسردگی، مشکلات سلامت روان و استرس می‌شود. برای کمک به دیگران داوطلب شوید : بر اساس تحقیقات متعدد کسانی که داوطلب کمک به دیگرانند افراد شادتری هستند. سازمان ملل داوطلب بودن را یکی از گزینه‌های شاد بودن جامعه‌ دانمارک ذکر کرده است. ۴۳ درصد از دانمارکی‌ها در مقابل ۲۵ درصد از آمریکایی‌ها این خصوصیت را دارند. در واقع لذت کمک به دیگران از سنین پایین در افراد شکل می‌گیرد. یک تحقیقات انجام شده در سال ۲۰۱۲ نشان می‌دهد که کودکان بیشتر علاقه‌مند کمک کردن به دیگران هستند تا اینکه از آنها کمک بگیرند. حتی کمک‌ مالی در حد پنج دلار به دیگران احساس خوبی را در فرد بوجود می‌آورد. متخصصان می‌گویند تمام انسان‌ها فطرتا مهربان هستند و انجام کارهایی مثل کمک به دیگران و محبت کردن با ایجاد یک احساس اجتماعی، هدفمندی و اعتماد به نفس، شادی را در فرد افزایش می‌دهد. بخندید : متخصصان می‌گویند که خندیدن، تنها نشانه‌ شادی نیست بلکه شاد بودن موجب ایجاد خنده می‌شود. زمانی که ما می‌خندیم هورمون‌های استرس در بدن ما کاهش می‌یابد و اندروفین افزایش می‌یابد. اندروفین در واقع یک ماده شیمیایی است که در طول انجام فعالیت‌های بدنی نیز ترشح می‌شود. با خندیدن مداوم می‌توانید ۱۰۰ سال زندگی کنید. خندیدن همچنین برای قلب شما مفید است. تحقیقات نشان می‌دهد از میان کسانی که بیماری قلبی داشتند، تنها هشت درصد که عادت به خندیدن داشتند حمله قلبی دوم را در طول یک سال تجربه کردند اما این رقم در ارتباط با افرادی که نمی‌خندیدند ۴۲ درصد بود. علاوه بر این، مطالعات دیگر نشان می‌دهد مغز ما قادر به تمایز میان خنده واقعی و غیرواقعی نیست و بنابراین با تظاهر به خندیدن نیز می‌توانید از مزایای آن بهره‌مند شوید چون وقتی تظاهر به خندیدن می‌کنید به زودی این خنده مصنوعی تبدیل به خنده واقعی می‌شود و نفع آن به بدنتان خواهد رسید.

برگرفته از: http://dokhtaranpesaran.com/post/15076/

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها