دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

[Forwarded from کانال رسمی انجمن افسردگان گمنام تهران]
✔️ آدرس جلسات شهر #تهران

#انجمن_افسردگان_گمنام

✅ شنبه ها ( ۱۶:۳۰ الی ۱۸:۰۰ )

انتهای جنوبی اتوبان یادگار امام خیابان طوس غربی سرای محله دکتر هشیار طبقه سوم

==================

✅ یکشنبه ها ( ۰۰ : ۱۶ الی ۱۷:۳۰ )

خ قصردشت پایین تر از خ دامپزشکی خیابان شهیدی یا(ناصری) سرای محله سلسبیل شمالی

===============

دستورالعمل آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی به امام خمینی، به شش روایت از حضرات بهجت، شبیری زنجانی، مصطفی خمینی و فرزند مرحوم نخودکی

مذهب هیچ دیدگاه »

پایگاه صالحات-سالک الی الله آیت الله حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی Nokhodakiدر حرم امام رضا (ع) خطاب به امام خمینی: چه اصراری دارید چیزی را که ممکن است موجب خسران شود، یاد بگیرید؟ اما من چیزی را به شما یاد می‌دهم که برایتان خسارتی ندارد و محتاج دیگران هم نمی‌شوید

 

 

 

 

 

 

روایت اول:

 

(به نقل از فرزندآیت الله موسی شبیری زنجانی)

 

خبرنگار البرز می‌گوید : مطلبی را درباره منزلت و جایگاه آیه سوم سوره طلاق ” ویرزقه من حیث لایحتسب ومن یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بلغ امره قد جعل الله لک شی قدرا” با یکی از روحانیون سرشناس تهران  بحث می‌کردیم و چون در تاکید بر قرائت این آیه به همراه بخشی از آیه دوم همین سوره تردید وجود داشت از ایشان خواستیم در سفر امسال حج از علمای حاضر در این خصوص سوال نمایند.

 

ایشان پس از بازگشت از سفر در همین خصوص می‌گوید: با فرزندآیت الله موسی شبیری زنجانی این مطلب را در میان گذاشتیم و مطلبی که در خصوص دیدار ایشان و شیخ حسنعلی نخودکی مطرح بود را مورد سوال قرار دادیم .ایشان در تماس تلفنی با این مرجع تقلید اصل ماجرا را جویا شده و به شرح ذیل بیان می‌کنند.

 

مطلب مذکور در نشریه زائر منتشر و در اختیار حجاج بیت الله الحرام قرار می‌گیرد و از آنجا که دارای اهمیت خاصی از جهات نمایش اوج عرفان این شیخ فاضل ،صداقت امام خمینی (ره)در کلام و …می‌باشد بر آن دیدیم تا با انتشار آن در ترویج آن قدمی برداشته باشیم .

 

شرح ماجرا به نقل از فرزند آیت الله شبیری زنجانی از زبان پدر بزرگوارشان این‌گونه نقل می‌شود که :shobeiri

 

در سفری که امام خمینی(ره) و پدرم برای زیارت به مشهد مقدس رفته بودند امام در صحن حرم امام رضا (ع) با سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی مواجه می‌شوند. امام امت (ره) که در آن زمان شاید در حدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت وقت را غنیمت می شمارد و به ایشان می‌گوید با شما سخنی دارم.حاج حسنعلی نخودکی می‌گوید: من در حال انجام اعمال هستم، شما در بقعه حر عاملی (ره) بمانید من خودم پیش شما می‌آیم. بعد از مدتی حاج حسنعلی می‌آید و می‌گوید چه کار دارید؟

 

امام (ره) خطاب به ایشان رو به گنبد و بارگاه امام رضا (علیه‌السلام) کرد و گفت: تو را به این امام رضا، اگر (علم) کیمیاداری به ما هم بده؟

 

حاج حسنعلی نخودکی انکار به داشتن علم (کیمیا) نکرد بلکه به امام (ره) فرمودند:اگر ما «کیمیا» به شما بدهیم و شما تمام کوه و در و دشت را طلا کردید آیا قول می‌دهید که به جا استفاده کنید و آن را حفظ کنید و در هر جایی به کار نبرید؟

 

امام خمینی (ره) که از همان ایام جوانی صداقت از وجودشان می‌بارید، سر به زیر انداختند و با تفکری به ایشان گفتند: نه نمی‌توانم چنین قولی به شما بدهم.

 

حاج حسنعلی نخودکی که این را از امام (ره) شنید روبه ایشان کرد و فرمود: حالا که نمی‌توانید «کیمیا» را حفظ کنید من بهتر از کیمیا را به شما یاد می‌دهم و آن این که:

 

بعد از نمازهای واجب یک بار آیه الکرسی را تا «هو العلی العظیم» می‌خوانی.

 

و بعد تسبیحات فاطمه زهرا سلام الله علیها را می‌گویی.

 

و بعد سه بار سوره توحید «قل هو الله احد» را می‌خوانی.

 

و بعد سه بار صلوات می‌گویی: اللهم صل علی محمد و آل محمد

 

و بعد سه بار آیه مبارکه: وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا ؛

 

(سوره طلاق آیه ۲ و ۳) (هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد، و هرکس بر خداوند توکل کند کفایت امرش را می‌کند، خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند، و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است.)

 

را می‌خوانی که این از کیمیا برایت بهتر است.

 

 

 

 

 

 

روایت دوم:

 

آیت‌الله سید جعفر شبیری زنجانی:shobeiri2

 

امام و مرحوم ابوی بالا سر حضرت امام رضا علیه‌السلام، آشیخ حسنعلی را می‌بینند. می‌آیند که با ایشان صحبت کنند، ایشان زیارت می‌خواندند و اشاره می‌کنند بروید جلوی مدرسه حاج ملا جعفر، زیارت را که خواندم، به آنجا می‌آیم.

 

به آنجا می‌آیند و ظاهراً امام به ایشان می‌گویند: «شما را به این حضرت رضا علیه‌السلام قسم می‌دهیم که علم کیمیا را به ما یاد بدهید».

 

ایشان می‌گویند: «اگر همه کوه‌های عالم را طلا کنید، آیا اطمینان دارید که از آنها سوء استفاده‌ای نشود؟»

 

امام می‌گویند: «نه، اطمینان نداریم.»

 

می‌گویند: «پس چه اصراری دارید چیزی را که ممکن است موجب خسران شود، یاد بگیرید؟ اما من چیزی را به شما یاد می‌دهم که برایتان خسارتی ندارد و محتاج دیگران هم نمی‌شوید».

 

این را نشنیده بودم، بعداً از اخوی بزرگ حاج آقا موسی شنیدم و کاملش را برایم بیان کردند.

 

ایشان می‌گویند آشیخ می‌گفتند اول آیة‌الکرسی می‌خوانید، بعد تسبیحات حضرت زهرا«سلام الله علیها»، بعد سه تا قل هو الله و سه صلوات و سه مرتبه « وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا » ( سوره طلاق، آیات ۲ و ۳).

 

پدرم می‌فرمودند بعد از آن دیگر هیچ وقت محتاج نشدم.

 

 

 

 

 

روایت سوم:

 

(به نقل از آیت الله بهجت ره)Ayat-Allah-Bahjat

 

آیت الله محمدی ری شهری: در تاریخ ۱۹/۳/۱۳۸۳ (۲۵ شوال ۱۴۲۵ ) خدمت مرحوم آیت الله بهجت رسیدم. حال ایشان بهتر از ملاقات قبلی بود. فرزند ایشان گفت که ماه رمضان را روزه گرفته‌اند.

 

در مورد دیدار امام خمینی با شیخ حسنعلی نخودکی در جوانی و دستور العمل ایشان به امام – که بعد از هر نماز، سه بار سوره توحید و سه بار صلوات و سه بار آیه «و من یتق الله …» را قرائت کند – پرسیدم.

 

پاسخ دادند : «ایشان با سید احمد زنجانی، پیش آقای شیخ حسنعلی نخودکی می‌روند و از او علم کیمیا می‌خواهند. ایشان جواب می‌دهد که : آیا متعهد می‌شوید که آن را در غیر آنچه مرضی خداوند متعال است، مصرف نکنید؟

 

هیچ یک، متعهد نمی‌شوند. بعد می‌گوید : چیزی می‌دهم که بهتر از کیمیا باشد. و آن دستور العمل را می‌دهد».

 

آیت الله بهجت، ترتیب اذکار را دقیق به یاد نداشتند؛ ولی فرمودند : «در بحار هست؛ اما مرحوم نخودکی، بخشی از آن را اخذ کرده است».

 

آیت الله بهجت اضافه کردند :

 

«شاید اگر آقای خمینی به آقای نخودکی می‌گفتند که کیمیا را با استخاره مصرف کنیم، به آنان می‌داد».

 

شیخ حسنعلی به امام فرموده بود که این دستورالعمل برای انجام شدن هر خواسته‌ای، مناسب است.

 

 

 

 

 

روایت چهارم:

 

(به نقل از آیت الله شهید حاج آقا مصطفی خمینی ره)Mostafa

این جانب (آیت الله محمدی ری شهری) قبلاً از برادر بزرگوارم حجت الاسلام و المسلمین آقای علی اکبر الهی خراسانی شنیده بودم که با یک واسطه از آیة الله حاج آقا مصطفی خمینی نقل کردند که :

 

امام خمینی در جوانی همراه با یکی از رفقایش در مشهد با شیخ حسنعلی نخودکی، ملاقاتی داشته و از ایشان تقاضایی نموده است. آقای نخودکی هم به ایشان گفته : پس از هر نماز واجب، سه مرتبه سوره توحید را بخوان و سه بار صلوات بفرست و سه بار آیه «و من یتق الله یجعل له مخرجا» و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بلغ امره قد جعل الله لکل شیء قدرا «را قرائت کن.».

 

امام فرموده بوده که : رفیق ما به صورت منقطع به این توصیه عمل کرد؛ ولی من از آن موقع تاکنون، آن‌را ادامه داده‌ام و هر چه دارم، از آن دارم.

 

البته در نقل از حاج آقا مصطفی، رفیق همراه امام، سید محمد صادق لواسانی گزارش شده؛ اما نقل صحیح، همان است که آیت الله بهجت فرموده‌اند.

 

 

 

 

 

روایت پنجم:

 

(به نقل از آیت الله حاج آقا موسی شبیری زنجانی)shobeiri

 

آیت الله محمدی ری شهری: همچنین در تاریخ ۱۳۸۳/۱۲/۸، تلفنی از حضرت آیت الله حاج آقا موسی شبیری زنجانی جریان درخواست امام و مرحوم شیخ حسنعلی در حرم حضرت رضا «علیه‌السلام» را پرسیدم. ایشان فرمود :

 

«خودم این جریان را از پدرم (آیت الله سید احمد زنجانی) نشنیده‌ام؛ ولی طلبه‌ای به نام سید صادق … نقل کرد که : خوابی دیدم و به نماز پدرتان رفتم. دیدم که بر سر قبر قطب راوندی، برای ایشان فاتحه می‌خواند. به ایشان گفتم : شنیده‌ام کیمیا دارید؟ فرمود : بیا برویم صبحانه منزل! با هم رفتیم. بعد برایم تعریف کردند که یک سال با آقای خمینی، در مشهد بودیم. حرم، مشرف شدیم. شیخ حسنعلی هم مشغول بود و از روی مفاتیح _ که گویا تازه چاپ شده بود _ زیارت می خوند. ایشان (آیت الله خمینی) به او گفت : تو را به این حضرت، حاجتی دارم. شیخ گفت : سید بگذار زیارت کنم. بعد… قرار شد سر قبر شیخ حر عاملی با هم صحبت کنیم. شیخ وقتی زیارتش تمام شد، آمد.».

 

خواسته آیت الله خمینی گویا کیمیا بوده است. شیخ پرسید : اگر علم کیمیا داشتید و قدرت این را داشتید که کوه‌های دنیا را طلا کنید، مطمئن هستید که از این علم، سوء استفاده نمی‌شود؟ ایشان جواب دادند : نه.

 

ایشان فرمود:

 

اگر مطمئن نیستید، من چیزی را می‌گویم که {دیگر } مشکل مالی نداشته باشید و خطر هم نداشته باشد:

 

بعد از هر نماز، سه بار «قل هو الله احد» را بخوانید. بعد، سه بار صلوات و سه بار آیه «و من یتق الله» تا «قد جعل الله لکل شیء قدرا» را تلاوت کنید.

 

حاج آقا موسی اضافه کردند که :

 

پس از این جریان، یک وقت پدرم این جریان را برای کسی نقل می‌کرد که من، آخرهای آن را از ایشان شنیدم.

 

 

 

 

 

 

روایت ششم:

 

(به نقل از آقای مقدادی (ره) فرزند مرحوم نخودکی)Meghdadi

 

آیت الله محمدی ری شهری: یک نکته هم اضافه می‌کنم که از پسر شیخ نخودکی، آقای مقدادی (حاج شیخ علی مقدادی اصفهانی- متوفای ۱۳۸۸/۱۲/۲۷) با واسطه شنیدم که قبل از سوره توحید، آیة الکرسی را اضافه کنند و گفتند که این مطالب در روایتی آمده است.

اگر چه برخی، این اضافه را از فرزند مرحوم نخودکی نقل کرده‌اند، ولی آقا (آیت الله بهجت)، فرمود : «به گمانم او در شرحی که برای پدرش نوشته، این اضافات را نیاورده است» و مقصودشان کتاب نشان از بی نشان‌ها بود.

 

 

تایپ مطالب نقل شده از کتاب زمزم عرفان توسط عباس- پایگاه صالحات

 

منابع :

 

روایت اول: سایت خبری تحلیلی البرز

 

روایت دوم: سایت رجانیوز به نقل از مجله پاسدار اسلام – مصاحبه حجت الاسلام و المسلمین محمد حسن رحیمیان با آیت‌الله سید جعفر شبیری زنجانی

روایت سوم، چهارم، پنجم و ششم: کتاب زمزم عرفان، نوشته آیت الله محمدی ری شهری

.

روش مرحوم قاضی برای پاکسازی ذهن

مذهب هیچ دیدگاه »

با حربه «ذکر» نفی خاطر کند. یعنی برای آنکه خاطری در ذهنش خطور کند، متذکر به ذکر خدا و توجه به خدا یا اسمی از اسماءُ الله کند و بدین وسیله با وجود این ذکر دیگر مجالی برای خاطر نخواهد بود.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، گفته اند با حربه «ذکر» نفی خاطر کند. یعنی برای آنکه خاطری در ذهنش خطور کند، متذکر به ذکر خدا و توجه به خدا یا اسمی از اسماءُ الله کند و بدین وسیله با وجود این ذکر دیگر مجالی برای خاطر نخواهد بود و بنابر این نفی خواطر خود به خود به تَبَعِ «ذکر» خواهد بود و سالک همیشه ذاکرات و به تبع «ذکر»، ذهنش از خواطر خالی است. طریقه مرحوم آخوند ملا حسنیقلی همدانی و شاگردان او و مرحوم حاج میرزا علی آقا قاضی – رضوان الله علیهم – همین طریق بوده است.

کتاب اسوه عارفان – ص ۱۰۱

ماجرای احترام زیاد مرحوم قاضی به امام خمینی(ره)

مذهب هیچ دیدگاه »

مرحوم قاضی به سیّد جوان فرمودند: آقا سیّد روح الله! در مقابل سلطان جور و دولت ظالم باید ایستاد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، آیت الله حاج شیخ عباس قوچانی وصی رسمی مرحوم آیت الله العظمی آقا سیّد علی قاضی در امر طریقت و اخلاق و سلوک الی الله بودند، می‌فرمودند:
در نجف اشرف با مرحوم قاضی جلساتی داشتیم و غالبا افراد با هماهنگی وارد جلسه می‌شدند و همدیگر را هم می‌شناختیم. در این جلسه ناگهان دیدم که سیّد جوانی وارد شدند، مرحوم قاضی بحث را قطع کردند و احترام زیادی به این سیّد جوان نمودند و به آن سیّد جوان فرمودند: آقا سیّد روح الله! در مقابل سلطان جور و دولت ظالم باید ایستاد، باید مقاومت کرد، باید با جهل مبارزه کرد. این در حالی بود که هنوز زمزمه‌ای از انقلاب امام نبود! مرحوم آیت الله قوچانی فرموده بودند که ما خیلی آن روز تعجب کردیم ولی بعد از سال‌ها زیاد، پس از انقلاب، فهمیدیم که مرحوم قاضی آن روز از چه جهت آن حرف‌ها را زد و نسبت به امام احترام کرد.
این قضیه از فرزند آیت الله قوچانی، که نماینده ولی فقیه در نیروهای مسلّح است در ویژه نامه سالگرد ارتحال امام روزنامه جمهوری اسلامی نقل کرده که در دسترس ما نبود، لذا از کتاب «کرامات معنوی» از قول آیت الله ناصری دولت آّبادی (امام جماعت مسجد کمر زرّین اصفهان) نقل کردیم.
آیت الله حاج آقا نصرالله شاه‌آبادی فرمودند: قبل از اینکه امام به نجف تبعید شود، در خواب دیدم جنگی در خوزستان رخ داده و سرهای درختان خرما بریده شده است. وقتی امام به نجف مشرف شد، خوابم را به ایشان عرض کردم. ایشان فرمود: مطلبی را می‌گویم ولی تا من زنده‌ام به احدی نباید بگویی. سپس فرمود: در آن دوران که خدمت والدتان آیت الله شاه‌ّآبادی به سیر و سلوک مشغول بودم ایشان فرمودند: انقلاب خواهی کرد و پیروز می‌شوید و جنگی در خوزستان رخ خواهد داد که یکی از اقوام ما (یعنی شاه‌آبادی) در آن به شهادت نائل خواهد آمد.

کتاب اسوه عارفان – ص ۹۲
شرح حال مرحوم آیت الله سید عبدالکریم کشمیری

دستور سید علی آقا قاضی برای گام اول معرفت نفس

مذهب هیچ دیدگاه »

رویه مرحوم استاد، سید علی آقا قاضی نیز طبق رویه استاد بزرگ آخوند ملا حسینقلی (همدانی)، همان طریق معرفت نفس بوده است و برای نفی خواطر در وهله اول، توجه به نفس را دستور می‌داده‌اند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم،  رویه مرحوم استاد، سید علی آقا قاضی نیز طبق رویه استاد بزرگ آخوند ملا حسینقلی (همدانی)، همان طریق معرفت نفس بوده است و برای نفی خواطر در وهله اول، توجه به نفس را دستور می‌داده‌اند؛ بدین طریق که سالک برای نفی خواطر باید مقدار نیم ساعت یا بیشتر را در هر شبانه روز معین نموده و در آن وقت توجه به نفس خود بنماید. در اثر این توجه رفته رفته تقویت پیدا نمود، و خواطر از او نفی خواهد شد و رفته رفته معرفت نفس برای او حاصل شده و به وطن مقصود خواهد رسید، ان شاء الله.
اکثر افرادی که موفق به نفی خواطر شده و توانسته‌اند ذهن خود را پاک و صاف نموده و از خواطر مصفّا کنند و بالاخره سلطان معرفت برای آنان طلوع نموده است در یکی از این دو حال بوده است: اول در حین تلاوت قرآن مجید و التفات به خواننده آن، که چه کسی در حقیقت قاری قرآن است و در آن وقت بر آنان منکشف می‌شده است که قاری قرآن خداست جلّ جلاله. دوم از راه توسّل به حضرت ابا عبدالله الحسین(ع)، زیرا آن حضرت را برای رفع حجاب و موانع طریق نسبت به سالکین راه خدا، عنایتی عظیم است.
کتاب اسوه عارفان – ص ۸۴

اوج تواضع آیت الله سید علی آقا قاضی

مذهب هیچ دیدگاه »

یکی از بزرگان می‌فرمود: آیت الله حسینقلی همدانی را در خواب دیدم پرسیدم آیا استاد ما علی آقا قاضی انسان کامل است؟ ایشان فرمود: آن انسان کامل که تو در نظر داری نیست.

به گزارش خبرگزاری تسنیم،  یکی از بزرگان می‌فرمود: آیت الله حسینقلی همدانی را در خواب دیدم پرسیدم آیا استاد ما علی آقا قاضی انسان کامل است؟ ایشان فرمود: آن انسان کامل که تو در نظر داری نیست.
این مساله را به خود مرحوم قاضی عرض کردم. ایشان در جلسه درس این رویای ما را نقل کردند آنگاه فرمودند: من لنگه کفش انسان‌های کامل هم نمی‌شوم!

کتاب اسوه عارفان – ص ۸۵

سفر مرحوم سید علی آقا قاضی با جیب خالی

مذهب هیچ دیدگاه »

سیّدی به سرعت آمد و مقداری پول به قاضی داد. علی آقا قاضی نگاهی به پشت سرش کرد و لبخندی زد و به من فهماند که اگر انسان صبر کند و توکل نماید، خداوند اینگونه می‌‌رساند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم،  جناب حاج احمد انصاری فرزند آیت الله میرزا جواد آقا انصاری نقل می کردند که جناب آیت الله سید عباس قوچانی – وصی مرحوم آیت الله علی آقا قاضی برای اینجانب نقل کرد که مرحوم علی آقا قاضی معمولا در حال تردد بین نجف و کوفه بودند و من مطمئن بودم که ایشان پولی در بساط ندارد و برایم همیشه جای سوال بود که مخارج این رفت و آمد بین نجف و کوفه چگونه تامین می‌شود تا اینکه یک روز که ایشان عزم کوفه را داشتند از خانه خارج شدند و من مخفیانه پشت‌سر ایشان راه افتادم… عادت ایشان این بود که هنگام حرکت در بیرون، عبایش را به سر می‌انداختند و اصلا هم به پشت سر نگاه نمی‌کردند. علی آقا قاضی از میان بازار عبور کرد تا به ترمینال رسید و مستقیم رفت که سوار ماشین شود، ناگهان دیدم درست هنگامی که مرحوم قاضی پایش را روی پله ماشین گذاشت، سیّدی به سرعت آمد و مقداری پول به قاضی داد. علی آقا قاضی نگاهی به پشت سرش کرد و لبخندی زد و به من فهماند که اگر انسان صبر کند و توکل نماید، خداوند اینگونه می‌‌رساند.

کتاب اسوه عارفان – ص ۸۱

غزل شیرین سعدی از دیدگاه مرحوم آیت الله علی آقا قاضی

مذهب هیچ دیدگاه »

مرحوم قاضی می‌فرموده است: سعدی مردی حکیم و دانشمند بوده است و در اشعار آن بویی از عرفان به مشام نمی‌‌رسد؛ وَمِمّالم یُذکرِ اسمُ اللهِ علیهِ است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، مرحوم آیت الله العظمی سید علی آقا قاضی می‌فرموده است: سعدی مردی حکیم و دانشمند بوده است و در اشعار آن بویی از عرفان به مشام نمی‌‌رسد؛ وَمِمّالم یُذکرِ اسمُ اللهِ علیهِ است؛ فقط یک غزل او شیرین و آبدار است؛ آنجا که گفته است:
به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم ازوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست
به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح
تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم ازوست
نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل
آنچه در سر سویدای بنی آدم ازوست
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست
به ارادت ببرم درد که درمان هم ازوست
زخم خونینم اگر به نشود به باشد
خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم ازوست
غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد
ساقیا باده بده شادی آن کاین غم ازوست
پادشاهی و گدایی بر ما یکسانست
که برین در همه را پشت عبادت خم ازوست
سعدیا گر بکند سیل فنا خانه دل
دل قوی دار که بنیاد بقا محکم ازوست

کتاب اسوه عارفان – ص ۷۹

آثار دستورات مرحوم آیت الله علی آقا قاضی

مذهب هیچ دیدگاه »

آقا سید هاشم حداد می‌فرمودند: «من در تمام مدت سلوک در خدمت مرحوم آقا (قاضی) نامحرم نمی‌دیدم، چشمم به زن نامحرّم نمی‌افتاد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم،  آقا سید هاشم حداد می‌فرمودند: «من در تمام مدت سلوک در خدمت مرحوم آقا (قاضی) نامحرم نمی‌دیدم، چشمم به زن نامحرّم نمی‌افتاد. یک روز مادرم به من گفت: عیال تو از خواهرش خیلی زیباتر است. من گفتم: من خواهرش را تا به حال ندیده‌ام! گفت: چطور ندیده‌ای در حالی که بیشتر از دو سال است که در اطاق ما می‌آید و می‌رود و غالبا بر سر یک سفره غذا می‌خوریم؟! به رسم اعراب که زنانشان حجاب درستی ندارند و در منزل غالباً همه با هم محشورند؛ در عین عصمت تام و عفت کامل.
من گفتم: والله! که یک بار هم چشم من به او نیفتاده  است!!
و این عدم نظر نه از روی حفظ و خودداری چشم بوده است؛ طبعا حالشان اینطور بوده است. نظیر این مطلب را مرحوم آیت الله حاج شیخ عباس قوچانی از خودشان نقل کردند؛ البته در یک اربعین یا بیشتر، مرحوم قاضی دستوراتی برای ذکر و ورد و فکر به ایشان داده بودند که از جمله آثارش این بود که: هر وقت – در کوچه و بازار که می‌رفتم – چشمم به زن نامحرمی می‌افتد، بدون اختیار پلک‌هایم به روی هم می‌آمد؛ و این مشهود بود که بدون اراده و اختیار من است.»

کتاب اسوه عارفان – ص ۷۸

توصیه مرحوم قاضی برای دعایی در قنوت

مذهب هیچ دیدگاه »

مرحوم حضرت آیت الله سید علی آقا قاضی شاگردان خود را به خواندن دعایی در قنوت سفارش می کرد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، علامه طهرانی ذیل جمله: «اللهم أرنا الاشیاء کما هی» می‌فرماید: «از جمله فقرات دعائی است که در قنوت نمازهای فریضه و نافله خوانده می‌شود و اول فقره آن این است: «اللهم ارزقنی حُبک، وحب ما تحبه و حب من یحبک و العمل الذی یبلغنی الی حبک و اجعل حب أحب الاشیاء الی.» (همه این دعا را در «بحرالمعارف» ص ۳۰۹، قسمتی را از حضرت رسول و قسمتی را از امیرالمومنین(ع) آورده است و نیز در مجموعه مطبوعه‌ای کوچک از حاج ملا محمد جعفر کبودر آهنگی قسمتی از آن موجود است.) آیت عظمای حق مرحوم حاج میرزا سید علی آقا قاضی به شاگردان خود دستور می‌داده‌اند این دعا را در قنوت نمازهایشان بخوانند.»
کتاب اسوه عارفان – ص ۷۷

ماجرای اقتدای مرحوم قاضی به آیت الله بهجت

مذهب هیچ دیدگاه »

به گزارش خبرگزاری تسنیم، قضیه اقتدای مرحوم قاضی به آیت الله بهجت را، آقا زاده مرحوم آیت الله آقا ضیاء الدین آملی این گونه نقل کردند که: روزی من و پدرم به محضر آیت الله العظمی بهجت رسیدیم و جمعی در آنجا حاضر بودند، پدرم در آنجا گفتند که قضیه‌ای را نقل می‌کنم و می‌خواهم که از زبان خودم بشنوید و بعد از آن نگوئید که از خودش نشنیدیم، و آن اینکه: «من با چشم خودم دیدم که در مسجد سهله یا کوفه (تردید از ناقل است) مرحوم قاضی به ایشان اقتدا نموده بودند.»
و با توجه به اینکه تولد معظم له سال ۱۳۳۴ هجری قمری است و سال ۱۳۴۸ هجری قمری به کربلای معلّی مشرف و در سال ۱۳۵۲ هجری قمری به نجف اشرف مشرف شدند و سال رجعت ایشان به ایران سال ۱۳۶۴ هجری قمری بوده است، پس سنّ ایشان در آن هنگام حدود سی سال بوده است.
کتاب اسوه عارفان – ص ۹۱
انتهای پیام/

موثرترین و سریعترین راه در سلوک در کلام مرحوم قاضی

مذهب هیچ دیدگاه »
سید علی آقا قاضی

بهترین راه و سریعترین راه که برای از بین بردن اغراض و نیّت‌های نفسانی که در سلوک راه خدا موثر باشد و حکم راه میانبری که یک باره سالک را نجات دهد و از هر داعیه و انگیزه غیرالهی و بالاخره از صفت بیرون آورد، «اِحراق» است

به گزارش خبرگزاری تسنیم، نقل است که مرحوم حضرت آیت الله العظمی سید علی آقا قاضی – رضوان الله علیه- می‌فرمودند که بهترین راه و سریعترین راه که برای از بین بردن اغراض و نیّت‌های نفسانی که در سلوک راه خدا موثر باشد و حکم راه میانبری که یک باره سالک را نجات دهد و از هر داعیه و انگیزه غیرالهی و بالاخره از صفت بیرون آورد، «اِحراق» است و آن طریقه را قرآن مجید آموخته است. مثلا کسی که به او مصیبتی وارد آید از موت اهل و فرزند یا غیر آنها، به طُرُق مختلفی می‌تواند خود را تسکین دهد مانند آنکه این اهل و فرزند ممکن بود در آتیه برای من ضرر داشته باشند یا در انجام خواسته‌های خود مرا خسته کنند یا آنکه دیگران نیز مانند من زن و فرزند خود را از دست داده‌اند و می‌دهند و نظائر آن …
کتاب اسوه عارفان – ص ۱۰۰

ای کاش با «کشف حجاب» باعث خدشه‌دار شدن تصویرت در ذهن مردم نمی‌‌شدی

هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »
فقیه سلطانی

بازیگر کشورمان عنوان کرد ما بانوان سینمای ایران سکوت نخواهیم کرد و شجاعانه در مقابل عده‌ای ناپاک می‌ایستیم، می‌جنگیم تا روزی که پشت صحنه سینمای ما نیز به معنای واقعی کلمه اسلامی، شریف، پاک و پاکیزه شود.

به گزارش گروه رسانه‌های خبرگزاری تسنیم، پس از کشف حجاب دوبازیگر زن در هفته‌های اخیر و حواشی پیش آمده پیرامون آن در فضای مجازی، فقیهه سلطانی بازیگر زن کشورمان در مطلبی به این اتفاقات واکنش نشان داد.

فقیه سلطانی دراین باره در صفحه شخصی اینستاگرامش نوشت:

بنام خداوند راستین

خانم صدف طاهریان ..حرفهای شما در مورد عده ای زیادی از دست اندر کاران سینمای ما متاسفانه ،متاسفانه و متاسفانه، کاملا درست و مورد تایید هست!

میدانم در مقابل این انسانهای حقیر توهین دیده ای و رنج کشیده ای ،اما ایکاش با گذاشتن عکسهای بدون پوشش ات چشم و دل این افراد ناپاک رو که روز بروز بر تعدادشان در سینما و حتی پروژه های تلویزیونی افزوده میشه، از دیدن زیبایی خودت، سیر نمی‌کردی و باعث خدشه دار شدن تصویرت در ذهن مردم عزیزمان نمی‌شدی …

در اینصورت اکثر هنرمندانی مثل من، که سالیان سال در این حرفه بودنمان را شرافتمندانه حفظ کرده ایم و حتی یک لبخند باج به کسی نداده ایم( که دقیقا دلیل کم کار شدنمان هم رشد همین عده ناصالح شهوت پرست در سینماست) کاملا از تو حمایت می‌کردیم ..

و اما شک نکن، که ما بانوان سینمای ایران سکوت نخواهیم کرد و شجاعانه در مقابل این عده ی ناپاک می ایستیم، می‌جنگیم.. تا روزیکه پشت صحنه ی سینمای ما نیز به معنای واقعی کلمه اسلامی ،شریف، پاک و پاکیزه گردد ..به امید آنروز.

 

انتهای پیام/

خبرگزاری تسنیم: انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر می‌شود.

بهانه پیشنهاد بی‌شرمانه برای برداشتن پوشش بچه‌گانه است

هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »
هالیوود

به جز من، زن های زیادی بودند که نیاز به حقوق خیلی کم سیصد، چهارصد هزار تومانی داشتند؛ من تازه رسمی بودم؛ خیلی از آن ها قراردادی بودند و حقوق پایین تری داشتند؛ و آن قدر پیشنهادهای ناجور داشتند که گاها، تن در می دادند تا کار خود را حفظ کنند.

به گزارش گروه رسانه‌های خبرگزاری تسنیم،گاهی اطراف ما افراد موفقی فعالیت می کنند که به خواست خود یا محیط اطرافشان آن طور که باید و شاید دیده نمی شوند؛ کارگردانی که در سطح جهان و جشنواره های بین المللی بسیار مشهور است اما در ایران کمتر فردی اسم وی را شنیده است. «مریم پیربند» نمونه ای از این دست انسان های موفق است که خیلی در صدر اخبار قرار نگرفته؛ دختری که همزمان با کار در شرکتی هواپیمایی؛ سراغ بازیگری رفت و سپس با پیمان ابدی وارد حرفه بدلکاری شد و بعدتر به عنوان کارگردان در جشنواره فیلم کن حضور پیدا کرد.

مریم پیربند، داستان زندگی اش خواندنی است و شاید سوژه ای برای فیلم بعدی خودش!

آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح مصاحبه دانا با مریم پیربند است:

چه اتفاقی افتاد که مریم پیربند سراغ بازیگری رفت؟

رشته اصلی تحصیل من علوم اقتصادی بود و بلافاصله پس از دریافت لیسانس در سه سال، در یکی از شرکت های هواپیمایی استخدام شدم. خانواده من مخالف حضورم در هنر بودند و به همین دلیل تصمیم گرفتم تحصیلاتم را به سرعت به اتمام برسانم تا بتوانم به علاقه اصلی ام بپردازم. تصمیم داشتم که برای فوق لیسانس سراغ رشته کارگردانی بروم که دوستان گفتند به جای این کار، در کلاس های مختلف شرکت کنم بهتر است و به این ترتیب چهار سال در کلاس های مختلف آموزش کارگردانی حضور یافتم. هم زمان در شرکت هم مشغول به کار بودم و می خواستم در سینما نیز کار کنم. به عنوان دستیار و منشی صحنه کارم را در سینما آغاز کردم و دوستان به من توصیه کردند سراغ بازیگری بروم. تجربه حضور برابر دوربین در هنگام کارگردانی خیلی برایم مفید بود. کلاس آموزشی بسیار خوبی بود. در چندسالی که بازی کردم، در نزدیک هجده تله فیلم و تله تئاتر و تئاتر حضور داشتم اما از یک جا شروع به ساخت فیلم کوتاه کردم. یکی از فیلمهای کوتاه من، فیلم اکشن بود. سال ۸۵ با مرحوم پیمان ابدی آشنا شدم و یکی از اعضای تیم بدلکاری اش بودم. وی به من طراحی و فیلمنامه نویسی و کارگردانی صحنه های اکشن را یاد داده بود و به همین علت اولین فیلم کوتاه خود را در ژانر اکشن ساختم. یکی از دوستان فیلم را به جشنواره فیلم تهران برد. استقبال خیلی خوب از فیلم شد و علاقه من به کارگردانی بیشتر. بعد مدتی به خاطر این که زبانم خوب بود، توانستم با جشنواره های مختلف خارجی در ارتباط باشم و به تدریج فیلم هایم در جشنواره های بین المللی حضور می یافت. آن زمان بود که من بازیگری را کنار گذاشته و تمام وقت خود را به کارگردانی اختصاص دادم. سال ۲۰۱۲ قصه ای درباره مادری که باردار می شود و نمی تواند بچه اش را نگه دارد، نوشته بودم. برای سقط جنین قرصی را دکترها توصیه می کنند که مادران باردار بخورند و سپس فعالیت زیاد داشته باشند تا جنین سقط شود! این قضیه ذهن من را بسیار درگیر کرده بود و تصمیم گرفتم به این سوژه بپردازم. فیلم کوتاه هجده دقیقه ای درباره این موضوع ساختم و به توصیه یکی از اساتید فیلم را برای جشنواره کن فرستادم و به فاصله ۲۴ ساعت از آنجا با من تماس گرفتند که فیلم در جشنواره پذیرفته شده و همراه بازیگر فیلم به جشنواره کن دعوت شدیم. زندگی فیلمسازی و نگاه من به فیلمسازی با حضور در کن تغییر کرد. از سال ۲۰۱۴ به عنوان داور در جشنواره های مختلف حضور داشتم و این اواخر هم مجموعه مستندهایی به سفارش صداوسیما با محوریت دادگاه خانواده کارگردانی کرده ام.

از اول دوست داشتید سمت بازیگری بروید. درست است؟

دقیقا! میل به دیده شدن داشتم و اصلا به کارگردانی فکر نمی کردم. روحیه من میل به سکون ندارد و به دلیل این که علاقه داشتم شخصیت های مختلف را تجربه کنم، بازیگری را دوست داشتم. از آنجا که عموی من دوستی طولانی با محمدعلی کشاورز داشت، یک روز خدمت ایشان رفتم و گفت ممکن هست به درد بازی بخوری اما شخصیت تو به خاطر علاقه به مدیریت، بیشتر به درد کارگردانی می خورد! این حرف باعث شد به قضیه کارگردانی بیشتر فکر کنم.

امروز اگر پیشنهاد بازی برسد، قبول می کنید؟!

هنوز وسوسه این قضیه درون وجود من است اما به شرطی که فیلمنامه خوبی به دستم برسد. دلیل کم کاری من در بازیگری، نبود پیشنهاد خوب است.

در فیلم های شما نگاه فمینیستی خاصی وجود ندارد…

درست است! من زنانه به قضیه نگاه می کنم، نه فمینیستی! در جشنواره کن که فیلم من را نقد کردند، خودم به این نکته پی بردم. این قضیه به تربیت خانوادگی من بازمی گردد. پدرم یک نظامی بود که در عین حال تدریس می کرد و من باورهای زندگی ام را مدیون وی هستم. او دوست داشت که من احساساتی نباشم  اما در عین حال فردی را اذیت نکنم. اولین کتک زندگی را مهدکودک خوردم. در دزفول زندگی می کردیم. خیلی گریه کردم و در خانه پدرم گفت اگر بار دیگر کتک بخوری، من هم کتکت می زنم. تو نباید اجازه بدهی فردی کتکت بزند اما وی را آن طوری بزن که کتکت زده. یک روز فکر کردم که چگونه این قضیه را باید تلافی کنم. فردای آن روز که به مهد رفتم، آن پسر در حال نقاشی کشیدن بود که صندلی را برداشته به سرش کوبیدم! پدرم به مهد آمد و متوجه داستان شد. از من خواست که عذرخواهی کنم و آن روز به این نتیجه رسیدم با هرکس باید مثل خودش برخورد کنم. این تربیت باعث شد نگاه فیلمسازی من متفاوت باشد.

خانواده شما ابتدا مخالف بودند، بعد از دیده شدن نظرشان چه بود؟!

خیلی سخت پیشرفت کردم. ساعت شش و نیم صبح سرکار می رفتم و تا چهار و نیم عصر آنجا مشغول بودم. پس از آن، کار بازی من شروع می شد. تله فیلمی بود به نام شب قصه ها که شخصیت اصلی را بازی می کردم. شب کار بودیم. مادرم به شدت مخالف بود و اولین کاری بود که قرار بود شب از منزل بیرون باشم. مادرم اوقات تلخی کرد و من با گریه سر پروژه رفتم. مهدی صبایی سراغم آمد و کمی دلداری ام داد و کارگردان به شدت نگران کارش.. جالب است بدانید مصاحبه های اول من بیشتر به خاطر بدلکاری بود. نشریات که با من مصاحبه می کردند، آنرا خانه نشان نمی دادم چون نمی دانستم برخورد خانواده با من چه خواهد بود؟! یک سال از این قضایا گذشته بود که متوجه شدم مادرم همه آن گفتگوها را خودش تهیه کرده و به صورت آلبوم از آن نگهداری می کند. به تدریج خانواده نظرش به کار من برگشت و آن مخالفت به حمایت تبدیل شد. کاری کردم که مادرم در دوتا از کارهایم بازی کرده است!

چه زمانی از شرکت هواپیمایی خارج شدید؟!

یازده سال کار سخت باعث شد که سرانجام خودم را بازخرید کنم. دچار مشکل عصبی بودم چرا که شبها نمی توانستم به خاطر کار بخوابم و روزها باید به کارهای شرکت می رسیدم. یک روز صبح نتوانستم از خواب بیدار شوم و گفتم دیگه نمی رم! همین شد که خود را بازخرید کردم. من مشکل مالی نداشتم که بخواهم برای پول کار کنم اما شخصیت من به گونه ای بود که نمی خواستم از خانواده پولی بگیرم. به همین دلیل مشغول به کار بودم اما کار هنر به قدری برایم جدی شد که نمی توانستم وقت و انرژی بر روی کار دیگری بگذارم.

کار هنر برایتان درآمد زایی داشته است ؟

به جرات می گویم افرادی که کارمند هستند، خیلی اشتباه می کنند! اگر فردی کارمند هست و خلاقیت دارد، باید کارش را رها کند. در آنجا حقوق اندکی می گرفتم و همیشه لنگ بودم. درست است که در کار ما بگیر و نگیر وجود دارد و چند ماهی سرکار هستی و چند ماهی نه، اما در همان چند ماه درآمد خوبی نصیبت می شود. به نسبت کارمندی، امروز وضع مالی من خیلی بهتر شده است.

پس چرا دوستان بازیگر یا اکثر سینمایی ها از در آمد خود می نالند؟!

به دلیل اینکه کارمند نبودند! اگر فضای کارمندی را تجربه می کردند، کمتر می نالیدند.

سراغ آشنایی شما با پیمان ابدی برویم…

برای تست بازی به یک دفتر مراجعه کردم و شب قبلش در برنامه به خانه برمی گردیم، پیمان ابدی را در تلویزیون دیدم. در آن دفتر پیمان بود و من خودم را به نشناختن زدم! از آنجا که من شنا، سوارکاری و تیراندازی را تجربه کردم بودم و در فرم آن دفتر به این موضوع اشاره کردم، پیمان به من گفت که شما آمادگی جسمانی خوبی دارید و می خواهم یک گروه بدلکاری تشکیل دهم. از من خواست در آن گروه با وی همکاری کنم.

چرا ورزش را ادامه ندادید؟

تا زمانی که در هواپیمایی بودم، عضو تیم شنای شرکت نیز شده بودم اما از آن جا که بیرون آمدم، وقت ورزش حرفه ای نداشتم. آشنایی با پیمان باعث شد با راپل و کار با طناب آشنا شویم و تجربه های خوبی کسب کردم. پس از فوت پیمان، فدراسیونی تاسیس شد و من هم به عنوان نایب رییس آن مشغول به فعالیت بودم. در آنجا مقرر شد برای دوره های بدلکاری باید در آتش نشانی دوره ای بگذرانیم. سرانجام با فردی آشنا شدم که تخصصش کار با طناب بود. من هم از خدا خواسته با وی مشغول به کار شدم. من در سینما کار با طناب انجام داده بودم اما وی خیلی حرفه ای به این قضیه نگاه می کرد. مثلا تمرین کوچکش این بود که هفته ای یک بار با طناب از پل ولایت به پایین برویم. امروز وقت این فعالیتها را ندارم وگرنه خودم به شخصه ورزش را خیلی دوست داشتم.

چندکار با پیمان داشتید؟

یک کار مشترک باهم داشتیم که بعد از آن پیمان به من گفت که سراغ کارگردانی بروم بهتر است از بدلکاری! یعنی هر فردی من را می دید به من می گفت کارگردان خوبی می شوی اما حرفش را گوش نمی دادم!

اوایل فیلم کوتاه می ساختید و اصولا فیلم کوتاه در ایران دیده نمی شود. اگر در جشنواره فیلم تهران، کارتان با استقبال روبرو نمی شد، بازهم کار را ادامه می دادید؟!

بله، ادامه می دادم. من حس می کردم که دیر وارد این کار شدم و باید به سرعت خودم را به بقیه برسانم! باید فیلم کوتاه می ساختم تا ببینم داستان چیست. خوش شانسی من این بود که تنها در دوکار اول از جیب خودم هزینه کردم و در مابقی کارهای اسپانسر و تهیه کننده داشتم.

چه شد که در کن حضور یافتید؟!

در کن نگاه من به سینما عوض شد. آن فیلم و جشنواره کن، زندگی فیلمسازی من را تغییر داد. این داستان من را عاقبت به خیر کرد. آن زمان یک دفتر داشتم و فردی فیلمنامه آورده بود که بخوانم. پای کامپیوتر رفتم که فیلمنامه را پرینت بگیرم و دعوتنامه کن را در ایمیل هایم مشاهده کردم. ضربان قلبم دو برابر شده بود. با یکی از دوستان تماس گرفتم و خیلی آرام گفتم که فیلمم به جشنواره کن راه یافته! فکر کردم اگر با هیجان بگویم، من را مسخره می کنند! چون تازه کار بودم و فکر می کردم باید خیلی سرد با قضیه برخورد کنم! دوستم گفت، حالت خوبه؟! اتفاق به این مهمی افتاده و تو اینقدر آرومی؟! الان باید جیغ و داد بزنی! از آن به بعد با هرکسی تماس گرفتم جیغ و داد زدم. من و بازیگرم به کن رفتیم. هیچ چیز بلد نبودیم و نمی دانستیم چه کنیم. به آنها ایمیل زدم که تا به حال کن نیامده ام. بلافاصله ایمیلی برایم ارسال شد که تمام اتفاقاتی که قرار بود برای من در آن جا بیفتد را توضیح می داد. یک برنامه ریزی دقیق که برایم باور کردنی نبود. از اینکه کارتم را کجا بگیرم تا جلسه نقد فیلم چه روز و چه ساعتی است را توضیح داده بودند. در کن با هنرمندانی دیگر آشنا شدم و نگاه های مختلفی را نسبت به کارم حس کردم.

حضور در جشنواره ایرانی برایتان اهمیت دارد؟!

بله، خیلی مهم است. من جوایز در جشنواره های ایرانی کم نگرفتم اما هنوز این جایزه گرفتن برایم مهم است. من کار خودم را انجام می دهم و حضور در جشنواره های خارج از کشور مسیر خودش را می شود. به دلیل اینکه در هیات انتخاب و هیات داوری جشنواره های مختلف بودم، متوجه شدم که تنها و تنها سلیقه های داوران باعث خوشبختی و بدبختی یک فیلمساز می شود! من کارم را به جشنواره های مختلف می فرستم تا خود فیلم راهش را پیدا کند.

و چه اتفاقی افتاد که خود شما به عنوان داور انتخاب شدید؟

فیلمهای من در جشنواره های مختلف دیده می شد تا اینکه از عراق با من تماس گرفتند تا برای ریاست هیات داوران جشنواره سلیمانیه عراق حضور پیدا کنم. بلافاصله پس از آن پای من به داوری جشنواره های مختلف باز شد. از جشنواره های تهران تا اربیل به عنوان داور و هیات انتخاب فیلم در جشنواره های مختلف حضور داشتم.

به عنوان یک خانم در سینمای ایران مشغول به فعالیت هستید. همه از محدودیتهای این قضیه سوال می پرسند اما من نگاهم را عوض می کنم. چه حسنی برای شما داشته است؟!

فرهنگ ایرانی این است که آقایان از خانمها حمایت می کنند.  این زن بودن برای من خیلی خوب بوده. برای دخترهای ایرانی محدودیتهایی وجود دارد، که این محدودیت در هر کشوری به هر شکلی نمود دارد، اما این باعث شده تا یاد بگیریم حرفمان را بزنیم. ما یاد گرفتیم فیلمی بسازیم که اگر یک خارجی این فیلم را می بیند، باورپذیر باشد. به عنوان مثال در فیلمهای من این قضیه که ممکن است یک خانم بیست و چهار ساعته باحجاب باشد، بسیار ملموس و باورپذیر است. صادقانه بگویم تا مدتها فکر می کردم در ایران به ما ظلم شده است تا به کن رسیدم. در آنجا از من پرسیدند چند فیلم ساخته ام؟! گفتم هشت تا. با تعجب نگاهی به من کردند. گفتند در ایران هزینه ساخت فیلم پایین است؟! گفتم نه، خیلی هم زیاد است. برایم سوال بود که چرا خارجیها با تعجب این سوالات را می پرسند. کمی بعدتر متوجه شدم که واقعا در ایران ساخت فیلم بسیار ساده است و هیچ ظلمی به ما نشده! در آنجا قوانین دست و پاگیری وجود دارد و هزینه های بسیار زیادی دارد. یک فیلمساز کوتاه خارجی نمی تواند وقتی با تهیه کننده اش دعوایش شد، خودش ادامه فیلم را بسازد چرا که همه چیز در قوانین و ضابطه مشخصی جلو می رود. در ایران کار برای ما بسیار ساده و راحت تر است. اتفاقا همین خانم بودن کمک کرده تا مسیر بهتری در زندگی ام انتخاب شود. به چشم دیده ام که بسیاری از دوستان مرد برای کار سختیهای بیشتری نسبت به من را تحمل کرده اند.

آخرین کاری که در ایران انجام دادید چه بود؟

در این اوخر یک سریال مستند برای مرکز رسانه قوه قضاییه انجام دادم؛ قرار داد ما با شبکه سه سیما بود؛ تهیه کننده این کار نیز مجید مولایی است؛ ابتدا قرار بود کار را با یک قسمت شروع کنیم؛ قرار بر این بود که یک قسمت مستند باشد؛ بعد از تهیه یک قسمت از آن جایی که مورد استقبال مدیران شبکه قرار گرفت، تصمیم گرفته شد؛ هشت قسمت در رابطه با طلاق کار کنیم؛ قرار شد یک قسمت درباره طلاق باشد و بقیه قسمت ها درباره چیزهای دیگر؛ اما نوع نگاه من به مسئله طلاق به قدری آن ها را درگیر کرد که به من گفتند هر هشت قسمت را با موضوع طلاق بساز؛ و حتی بعد از آن هم گفتند هشت قسمت دیگر هم در رابطه با موضوع طلاق کار کنید ولی متاسفانه کار های اداری آن ها به قدری دیر شد که من مجبور شدم به آمریکا بیایم و نتوانستم همکاری خود را ادامه دهم؛ نوع نگاه من به این قضیه یک نگاه حیرانی بود؛ حیرانی که این روزها در جامعه می بینیم؛ در حال حاضر این موضوع را در دادگاه خانواده خیلی می بینیم؛ درست است که عده ای مشکلاتی دارند و برای طلاق به دادگاه مراجعه می کنند؛ مثلا در شعبه شهرستان ها و یا شعبه جنوب تهران خیلی ها را می بینید که به دلیل فقر و مسایل اقتصادی آمده اند تا طلاق بگیرند؛ برخی از آن ها واقعا آمده اند تا طلاق بگیرند؛ بعضی از آن ها نیز سوری آمده اند طلاق بگیرند تا از حقوق مستمری پدر خانم استفاده کنند و بتوانند با آن زندگی خود را بگذرانند. برخی دیگر به دلیل اعتیاد همسرانشان خواستار طلاق شده اند؛ همه این ها وجود دارد؛ اما بیشتر پرونده های طلاق به خاطر نوعی حیرانی است؛ خیلی از آن ها اصلا نمی دانند چه می خواهند؛ اصلا نمی دانند برای چه ازدواج کرده اند و الآن چرا می خواهند طلاق بگیرند؛ حالا طلاق گرفته اند؛ دنبال چی هستند؟ نفر بعدی کیست؟ این فرد اگر برای او خوب نیست چه فردی می تواند برای او مناسب باشد؛ اصلا شناختی از خودش ندارد که بداند چه مردی یا چه زنی برای او مناسب است؛ این شد که بیشتر کار ما بازسازی پرونده های واقعی بود؛ خیلی از آن ها را خود من راضی کردم و دوباره با هم مسیر طلاقشان را دیدیم و برخی دیگر هم که راضی نمی شدند جلوی دوربین قرار بگیرند؛ پرونده شان با تغییر کامل نام ها بازسازی شد

و در خارج از ایران چه کاری انجام دادید؟

یک فیلم کوتاه در آلمان کار کردم به کارگردانی علیرضا قراخانی؛ تهیه کننده و مشاور پروژه من هستم؛ این کار در آلمان فیلم برداری شد و در آمریکا سایر کارهایش را انجام می دهیم؛ خیلی از خبرگزاری ها در ایران خبرش را کار کردند؛ اسم فیلم وطن اجباری است؛ تحقیقاتمان خیلی طول کشید چون موضوع فیلم در رابطه با یک پرونده حقیقی است؛ پرونده موضوعی که برای پناهنده های ایرانی در آلمان، اتفاق افتاده است.

چرا باید به آمریکا سفر می کردید؟

خب، من سفر که زیاد می روم به هر بهانه ای؛ این کار را می کنم چون آدمی هستم که یک جا ماندن برایم سخت است؛ هرگز در زندگی ام در یک موقعیت نمانده ام؛ یک بخش دیگر آن هم به خاطر فیلمسازی است می گویند؛ هر چه دلت بخواهد؛ خدا بهت می دهد؛ چون من خیلی سفر دوست داشتم از قضا پروژه هایی که به من خورده است یا داخل کشور در سفر بودم یا خارج از کشور؛ یک بخشی از سفرهایم به خاطر جشنواره هایی است؛ که برای فیلم هایم می روم؛ از طرف دیگر اگر بدانم با رفتن به سفری می توان تحقیقاتی برای پروژه هایم انجام دهم حتما این کار را می کنم و می روم؛ خیلی ساده؛ مثلا عروسی یکی از آشنایان پدرم در کشور نزدیک به ایران دعوت شده بودیم؛ همه قرار بود سه روز به این مسافرت بروند اما برنامه را طوری چیدم که بیست روز آن جا بمانم و به سختی پدر و مادرم را هم راضی کردم؛ می دانستم که ماندن من در آن جا حتما جرقه برایم خواهد زد و در پنج روز آخر با گروهی آشنا شدم که بتوان به همراه آن ها کارهای مثبتی برای فیلمم انجام دهم.

در مورد سفر به آمریکا حرفی نزدید…

خب من گرین کارت داشتم؛ انقدر به این جا نیامده بودم که دیگر به خطر افتاده بود؛ علیرغم این که خیلی دلم می خواست بمانم و ادامه سریال شبکه سه را کار کنم؛ در حال حاضر هم این جا مشغول تحصیل هستم و هم رشته سینما می خوانم؛ دارم یک فیلمنامه بلند می نویسم؛ داستان فیلم هم  در رابطه با مهاجرت است البته نه آن چیزهایی که همه می دانیم؛ من چیز بسیار عجیبی را این جا به چشم دیدم که به تصویر کشیده خواهد شد؛همچنین سفارش فیلم کوتاه دارم؛ به دلیل این که ایرانی های سینماگر این جا، کم نیستند که در رفت و آمد به کشورند؛ پیشنهادات زیاد است؛ البته چون تاکید کردند که هیچ جا صحبتی در رابطه با فیلم نداشته باشم؛ نمی توانم از جزییات بگویم؛ فقط در این حد می توانم بگویم که قصه مربوط به یک خانم باردار است که مسئله ای بین به دنیا آوردن و نیاوردن فرزند خود خواهد داشت؛ من قبلا هم فیلمی با عنوان با من برقص که صدای ذهنی جنینی است که به مادر خود می گوید همه عمر را با من برقص و مرا به دنیا بیاور؛ ساخته بودم؛ دوستان بعد از دیدن این فیلم، پیشنهاد ساخت فیلم جدید را به من دادند.

هنرمندی که از کشور خارج می شود باید به چه چیزهایی پایبند باشد و تا چه میزان ملزم به رعایت قوانین کشور است؟

من وقتی از ایران بیرون می آیم؛ به قدری برای کارم ارزش قائلم؛ خواهش می کنم تاکید کنید؛ اما آن قدر برخی ها بد هستند و دیگران را اذیت می کنند که هر چقدر سعی کنید حاشیه ای نداشته باشید؛ بالآخره تلاش می کنند تا موضوعی را برایت رقم زنند؛ من خیلی کم وارد اخبار می شوم و دیگر زیادی مواظب هستم؛ چون این کار را دوست دارم؛ من به دوستانی که ممنوع الکار می شوند می گویم: مرگ آدمی که نیست؛ بهتر است آدم طوری رفتار کند که این اتفاق برایش نیافتد؛ اما اگر افتاد؛ دیگر چاره ای نیست؛ شانس ات را جای دیگری امتحان کنید؛ خود من الآن امکان کار کردن مثل ایران را در آمریکا دارم؛ اما من عشق کار کردن در کشورم را دارم؛ من هوای کشورم را دوست دارم؛ آدم های کشورم را دوست دارم؛ من در ایران وقتی با همسایه ام گپ می زنم؛ شخصیت های فیلم های بعدیم را پیدا می کنم؛ من این جا در خانه را باز می کنم؛ همسایه ام اصلا به من نگاه نمی کند؛ حالا چیزهایی که باید این جا رعایت کنید خیلی پیچیده نیست؛ یکی مسئله حجاب است؛ یکی هم فعالیت های سیاسی است. من که اصلا آدم سیاسی نیستم؛ هیچ وقت هم سواد سیاسی نداشتم؛ هر چند این جا می گویند ایرانی ها همه یا پزشک اند یا سیاست مدار و یا اقتصاد دان؛ من هیچ کدام از این ها نیستم؛ البته چون لیسانسم اقتصاد بوده؛ از این رشته یک کم سر در می آورم؛ در رابطه با حجاب هم من همیشه رعایت کرده ام؛ یک مسئله جالبی را برایتان بگویم؛ در یکی از جشنواره ها به همراه یکی از بازیگران؛ خانم شاکری به فرانسه رفته بودیم؛ در خیابان ما با مانتو بلند و روسری بودیم؛ هوا هم خیلی گرم بود؛ یکی از سینماگران مسن اتفاقی ما را در خیابان دید و خندید؛ گفت: شما دو تا چرا این طور هستید؟ لااقل یک بلوز آستین بلند و شلوار به تن می کردید؛ دارید خفه می شوید با این مانتوهای بلند؛ حالا می گویند که رعایت کنید؛ اما دیگر نه این طور؛ جلوتر که رفتیم سایر دوستان را دیدیم که خیلی عادی و با لباس های ساده تر در مراسم حضور داشتند؛ آن خنده خیلی به دل من چسبید؛ برای این که برعکسش را فکر کردم؛ خیلی از آدم ها فکر می کردند در خیابان یک ایرانی را نمی بینند اما ما با ظاهر یک ایرانی در آن جا حضور پیدا کردیم.

در حال حاضر یکی از بحث های روز سینمای ایران؛ مسئله فساد است؛ خود شما با این موضوع رویارویی داشتید یا اصولا این بحث را قبول دارید؟

بله؛ فساد هست؛ ولی فقط یک چیزی می خواهم بگویم؛ این موضوع در تمام جامعه ما وجود دارد؛ من تمام پر و بالم زخمی است؛ روح و روانم زخمی است؛ در شغل دیگرم مرا آزار کرده اند؛ من نماینده زن های کارمند جمهوری اسلامی هستم؛ در سال ۸۲ در شرکت هواپیمایی با معدل خوب پذیرفته شدم؛ رئیس مستقیم من در چند سال اول، یک زن بود وقتی او بازنشست شد؛ یک خانم جوان را جایگزین او کردند اما از روزی که یک آقایی به نام “گ” آمدند و رئیس ارشد بخشی شدند که ما داشتیم کار می کردیم روزگار آن چنان به ما مجردها سیاه شد که در نهایت خیلی از ما ها بیرون آمدیم؛ یک بخشی از استعفای من کار کردن در سینما بود اما آن اتفاقات هم تاثیر گذار بود؛ این آقا و برخی دیگر از آقایانی که در اداره ما کار می کردند بسیار بی رحمانه و وقیحانه با ما رفتار می کردند؛ خیلی آسان من را از رئیس خانمم گرفتند و گذاشتند کنار اتاق خودشان که بتوانند با من مستقیم در ارتباط باشند؛ یک بار به قدری به من نزدیک شد که مجبور شدم با پوشه های دستم بزنم توی صورتش و کار به دعوا کشیده شد؛ شما فکر کنید در یک اداره دولتی؛ من به مسئول مربوطه اعتراض کردم و جالب این جاست این آدم وقتی مسئله را شنید؛ به من گفت البته شما خانم بسیار زیبا، خوش اندام و خوش صحبتی هستید؛ صدای خیلی زیبایی هم دارید و من مانده بودم که خدایا؛ شکایتم را پیش چه کسی آورده ام؟ سرانجام مجبور شدم یک نامه بلند بالا بنویسم به حراست که یا رسیدگی کرده و قسمت من را عوض کنید یا این که من این موضوع را مطبوعاتی می کنم و در وب سایتم قرار می هم؛ دلیل، منطق و مدرک هم دارم؛ بدانید که به جز من، زن های زیادی بودند که نیاز به حقوق خیلی کم سیصد، چهارصد هزار تومانی داشتند؛ من تازه رسمی بودم؛ خیلی از آن ها قراردادی بودند و حقوق پایین تری داشتند؛ و آن قدر پیشنهادهای ناجور داشتند که گاها، تن در می دادند تا کار خود را حفظ کنند؛ ما خیلی وقت ها این چیزها را می دیدم، می شندیدیم و گریه می کردیم؛ همه این ها را گفتم که متوجه شوید این درد زنان جامعه ماست و فقط مربوط به سینما نمی شود.

شما در جریان خروج صدف طاهریان و حواشی حرف های او قرار گرفتید؛ نظرتان در این باره چیست؟

ببینید؛ در یک بخش قضیه، ممکن است که یک آقایی از یک خانمی خوشش بیاید و پیشنهاد محترمانه ای نیز به او بدهد؛ فارغ از پاسخ خانم، داستان تمام می شود؛ اما بخش دیگر قضیه پیشنهادهای وقیحانه است؛ بله من می گویم این به خود فرد بستگی دارد؛ همین مسئله صدف طاهریان را عده ای گفتند حتما خودش مسئله داشته است؛ در شرایطی که اگر شما خودت را خیلی سفت بگیرید؛ بینشان رقابت شکل می گیرد که کدام می توانند زودتر به تو نزدیک شوند؛ خود من با کار بازیگری وارد این عرصه شدم و بعدها که فیلمساز شدم دوستان برایم تعریف کردند که با فلانی کل کل داشتند که کدام می توانیم به تو نزدیک شویم؛ حالا درست است این ها بحث های انحرافی قضیه است. اما خب جدای از این ها پیشنهاد های نامربوطی هم وجود دارد.

خود شما پیشنهاد وقیحانه ای در سینما داشته اید؟

من هرگز پیشنهاد خیلی وحشتناکی نداشتم؛ اما داشتم موقعیت هایی که متوجه شدم فرد روبرو می خواسته پیشنهادی را مطرح کند و وقتی ناموفق بوده است؛ تبدیل به یک دشمن شده است؛ این بخش دردناک قضیه است؛ مردی را که اسم مرد روی خود گذاشته است و نامرد است؛ فردی که راه را بسته می بیند؛ نه تنها تهیه کننده فیلم من نمی شود که اتفاقا در مواردی پشت سر من می گوید که این خیلی فیلمساز بدی است؛ این اصلا این کاره نیست؛ اما کسی به حرف این آدم ها گوش نکرد و نمی کند؛ من پیشرفت خودم را کردم در این هشت، نه سالی که در این حرفه هستم از زیر صفر شروع کردم و خودم را به این جا رساندم؛ هنوز با نقطه ای که آرزویش را دارم به آن برسم خیلی فاصله دارم؛ اما در همین حد هم راضی هستم؛ یک نکته دیگری هم وجود دارد؛ درست است که برخی از آقایان ما نسبت به خانم ها نقطه ضعف دارند؛ اما من زن خوش شانسی بوده ام که با آدم های خوب زیادی در این حرفه آشنا شدم؛ بخشی دیگر آقایان این نقطه ضعف را ندارند و یا آن را کنترل می کنند؛ این افراد هم خیلی به من در قدم گذاشتن در مسیر درست کمک کرده اند؛ اگر آن تفکرات افسار گسیخته در درون این افراد هم هست و می توانند کنترلش کنند و به عنوان یک انسان، به خانمی در سینما کمک کنند تا پیشرفت کنند؛ باید دستشان را بوسید؛ جامعه ما هم ترکیبی از همه گروهها است مثل تمام جوامع دیگر؛ این هنر ماست که چطور بین این آدم ها زندگی کنیم؛ ما می توانیم از فضایی که به نظرمان بد است؛ بیرون بیاییم و جای دیگری کار کنیم؛ اما دلیلی ندارد که برای این تصمیم، بهانه دیگری بتراشیم؛ اگر تصمیم گرفتید که بدون پوشش کار کنید می توانید بروید و راه خودتان را ادامه دهید اما این که بهانه ات پیشنهادات بی شرمانه باشد کار بچه گانه ای است؛ چون این پیشنهادات همه جای دنیا است؛ من نمی دانم الآن خانم طاهریان کجا هستند اما با توجه به سفر های زیادی که داشتم این موضوع همه جا هست که کسی می خواهد خودش را به تو نزدیک کند؛ زن ایرانی باید خودش بداند که چطور رفتار کند؛ بخش عمده ای از افرادی که در حرفه ما کار می کنند آقایان هستند؛ نمی شود با همه عناد داشت اما باید طوری رفتار کرد و کنترل داشت تا مشکلی پیش نیاید؛ من از همه آدم هایی که به اخلاق تیشه زده اند در این سال ها، ممنونم چون باعث شدند ذهن من شکل درستی به خود بگیرد و جرقه کارهایی خوبی برای من شدند و یاد گرفتم که چطور در نبود این آدم ها می توانم گلیم خود را از آب بیرون بکشیم و این که وقتی پشت سر تو حرف می زنند؛ متوجه نیستند که ناخودآگاه دارند تو را مطرح می کنند؛ شاید باورتان نشود؛ هنوز مهر پاسپورت من خشک نشده بود که یکی از رسانه های داخلی پیام داد که خانم پیربند ما شنیده ایم شما هم برای همیشه از ایران خارج شده اید و می خواهید اهدافتان را تغییر دهید؛ و به نظر می رسید می خواهند خروج مرا از کشور به مسائل دیگر ارتباط دهند.

منبع:دانا

انتهای پیام/

خبرگزاری تسنیم: انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر می‌شود.

مشهورترین هنرمندِ ناشناخته

تصاویر, مسائل و اخبار روز اجتماعی, هنر و هنرمندان هیچ دیدگاه »

برخلاف الگوریتم های پیچیده و تو در توی گوگل، دودِل (Doodle) های آن توسط یک شخص واقعی و خلّاق به نام دنیس هوآنگ طراحی می شوند. Doodle ها همان لوگوهای هیجان انگیز گوگل هستند که بر اساس مناسبت های مختلف جایشان را با لوگوی اصلی و همیشگی گوگل عوض می کنند و اغلب نبوغ و نردیِ شدیدی در آنها به کار رفته است.

دنیس هوآنگِ ۳۶ ساله که طرح هایش در طول روز بیش از ۱۸۰ میلیون بار دیده می شوند، به عادت بیشتر آسیای شرقی ها به دور از هرگونه هیاهوی خبری با تمام انرژی به کار و زندگی حرفه ای خود مشغول است. دنیس در شهر تِنِسی آمریکا به دنیا آمده ولی در سن ۵ سالگی به کره جنوبی رفته است و تا زمان ورود به دانشگاه استنفورد در یک مدرسه معمولی تحصیل می کرد. او مدرک تحصیلی خود را در رشته های تاریخ هنر و علوم کامپیوتر اخذ کرده و در سال ۲۰۰۰ با پیوستن بعنوان کارآموز به گوگل، کار خود را بعنوان WebMaster آغاز کرده است.

دنیس هوآنگ

لوگوی گوگل از معدود لوگوهایی است که در طول زمان تغییر چندانی نکرده است. همان طرحی است که در سال ۱۹۹۸ لری و سرگی در GIMP طراحش را زده اند. داستان اولین Doodle گوگل هم به همان سال ها برمی گردد. وقتی که لری و سرگی برای فستیوال Burning Man از شرکتشان دور می شدند لوگوشان را تغییر دادند تا کاربران خود را از نبودشان مطلع کنند.

دودل

تقریبا یک سال بعد بود که دنیس به گوگل اضافه شد. لری و سرگی وقتی فهمیدند که او تاریخ هنر خوانده و هر از گاهی طرح هایی میکشد به او گفتند :

هی دنیس! چرا این کار رو یکبار امتحان نمیکنی؟!

و از آن زمان تا کنون، دنیس علاوه بر وبمسترینگ، وقت خود را صرف طراحی Doodle های گوگل نیز می کند. او در این باره می گوید :

ترکیب یک ایده با لوگوی گوگل یک کار پرهیجان و چالش برانگیزه برای من. تو طول این سالها همه تلاشم رو کردم که ایده ها و طرح های متفاوت رو تست کنم.

دنیس برای برنامه ریزی Doodleهایی که باید روی آنها کار کند با مدیران ارشد شرکت و مشاورین خلاقیت جلساتی را برگزار می کند. پس از اینکه ایده ها بر اساس تقویم انتخاب شدند او یک اتود برای Doodleهایش می زند و به گفته ی خودش با نفسی حبس شده در سینه در انتظار تایید نهایی آنها از سوی لری و سرگی می ماند.

گاهی هم این ایمیل ها و افراد عادی هستند که ایده هایی را برای طراحی Doodle می دهند. در سال ۲۰۰۴ یک فضانورد فرانسوی به دنیس ایمیل زد و به او خبر داد که تا ۲۴ ساعت دیگر ونوس از جلوی خورشید عبور می کند و این اتفاقی است که هر ۱۲۲ سال یکبار رخ می دهد. این خبر دنیس را به شدت هیجان زده کرد و Doodle آن را طراحی و جهان را از این اتفاق جالب و به قولی گوگلی مطلع کرد.

venus

طراحی Doodle برای عید نوروز ایرانی هم به همین ترتیب اتفاق افتاد. یک کمپین اینترنتی ایجاد شد و همه فعالین وب از گوگل خواستند که یک Doodle برای عید نوروز ایرانی طراحی کند. از سال ۲۰۰۴ به بعد در اغلب سال ها نوروز ایرانی در صفحه اول گوگل بازخورد داشته است و بسیاری از مردم دنیا را با آن آشنا کرده است.

نوروز گوگل

علاوه بر جذابیت بصری، Doodle ها یک ویژگی فوق العاده دیگر هم دارند. آنها توجه همه مردم دنیا را به چیزهایی جلب می کنند که کمتر در جستجوهای عادی روزانه قراردارند و ترافیک عظیمی را روانه وب سایت هایی می کنند که در نتیجه کلیک رو Doodle ظاهر می شوند.

وقتی از دنیس بپرسیم که کدام یک از Doodle هایش را بیشتر از بقیه دوست دارد، مانند پدری مغرور می گوید که همه آنها را دوست دارد، با این حال Doodleهای مورد علاقه اش را آنهایی می داند که به آثار هنرمندان بزرگی مانند آنژ، ون گوگ و پیکاسو مربوطند، چرا که طراحی آنها چالش برانگیز تر است و زمان از او بیشتری می برند.

پنج تا از بهترین Doodle های گوگل

۱ – ۳۰امین سالگرد بازی Pac-Man

این اولین Doodleای بود که به شکل بازی ارایه شد.

پک من

۲ – ۱۵۱امین سالگرد تولد CLAUDE DEBUSSY

گوگل تولد این آهنگساز را با نمایش شبی کلاسیک که معروفترین قطعه این آهنگساز در پس آن پخش می شود جشن گرفت.

نردوگرافی

۳ – ۱۰۷امین سالروزLITTLE NEMO IN SLUMBERLAND

کمیک استریپ Winsor McCay

نردوگرافی

۴ – ۹۶امین سالروز تولد LES PAUL، مخترع گیتار الکترونیک
۴

۵ – ۷۸امین سال تولدROBERT MOOG

نردوگرافی
دسته‌ها: هنر

ختم ومن یتق الله برای روزی مادی و معنوی

مذهب هیچ دیدگاه »

ختم ومن یتق الله برای روزی مادی و معنوی

قرآن کریم: … وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا ۲* وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا ۳* .سوره مبارکه طلاق، آیه ۲-۳

انس با سور و آیات قرآن کریم دارای آثار و برکات فروانی است. برای بهره بردن از آثار خاص این آیات باید هدفمند به دنبال دستورالعمل های عرفانی بود. مهمتر از انجام دستورات نبود موانع و داشتن ظرفیت و مقدمات روحی دعاست. و مقدمات دعا فراهم نمی شود مگر آنکه واجبات و محرمات بخوبی شناخته و رعایت شوند.

یکی از ختوماتی که برای افزایش روزی توصیه شده است ختم آیه من یتق الله است که در ادامه مطرح و پس از آن شرح مختصری داده می شود .
آیت الله شبیری زنجانی

مرجع عالیقدر تقلید حضرت آیت الله شبیری زنجانی

تعقیباتی برای نمازها

سؤال: تعقیبات حضرت عالی پس از نمازها چیست؟

جواب: تعقیباتی که من به آن مقیدم، یکی به این ترتیب است: آیه الکرسی تا* و هو العلی العظیم* تسبیحات حضرت فاطمه زهرا علیه السلام ، سه مرتبه سوره توحید، بعد سه مرتبه صلوات و سه مرتبه:* و من یتق الله یعجل له مخرجاً و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه إن الله بالغ أمره قد جعل الله لکل شیء قدرا*

دیگر، سی مرتبه تسبیحات اربعه؛ چون تسبیحات اربعه بعد از هر نماز واجب ـ به خصوص برای مسافر که نمازش قصر است ـ مستحب است.

یکی هم در سجده، چهارده مرتبه«یا واسع یا وهاب» یک نفس خوانده شود اگر نفس کفایت نکند، چهارده مرتبه« یا وهاب» بگوید.

روایت این را نمی دانم، ولی کسی که اهل دعا و ذکر و مورد قبول اهل علم بود، این را برای مشکلات مادی و مانند اینها سفارش کرده بود.

آقای حاج آقا رضا صدر می گفت: من مشکلات مادی زیادی داشتم که برطرف نشده بود. این دستور را آقای آسیدابوالحسن مرتضوی ـ که از علمای تهران و مورد ارادت و قبول اهل علم بود ـ به من داد. من از حاج آقا رضا شنیدم که او به این دستور عمل کرده و گشایشی در کارش شده بود. حاج آقا رضا اجازه آن را به من هم داد. (شب جمعه ۳/ ۷/۱۳۸۷ ش).

————–

دستوری عبادی برای سامان زندگی (ذکری از آیت الله نخودکی به امام خمینی قدس سره)

جزئیات مطلبی را که نقل می‌کنم، نمی‌دانم؛ ولی اصل این مطلب مسلم است که شیخ حسنعلی نخودکی به مرحوم والد (آیت الله سید احمد زنجانی) و آقای خمینی دستور داده بود که به آن عمل کنند. من از خود مرحوم والد چیزی نشنیدم؛ اما ایشان برای کسی مطلبی بیان کرد که در ضمن آن بخشی از همین قضیه بود که من از جاهای دیگر شنیده بودم. ولی همشیره‌زاده ما (حاج آقا علی) و نیز مرحوم آقای جودی از ایشان شنیده بودند. شیخی هم به همین صورت از آسید صادق اهری ـ که من او را نمی شناسم، ولی شنیده‌ام که از اهل علم معروف بوده است ـ نقل کرد که «یک وقت در خواب نهری از آب انار دیدم که مبدأ و سرچشمه آن قبر قطب راوندی ـ واقع در صحن حرم حضرت معصومه علیها السلام ـ است. یک طرف آن جوی، حاج آقای والد(سید احمد زنجانی) راه می‌رفت و طرف دیگر هم من(سید صادق). از خواب بیدار شدم و به حرم مشرف شدم. وقتی از حرم بیرون آمدم، دیدم که مرحوم والد مشغول خواندن فاتحه کنار قبر قطب راوندی ـ قدس سره ـ است. به ایشان عرض کردم شنیده‌ام که شما علم کیمیا دارید؛ دلم می خواهد به من یاد بدهید. ایشان به من فرمود: برویم منزل و صبحانه را آنجا بخوریم و در این باره هم صحبت کنیم.

با هم رفتیم و ایشان فرمود: یک سال من و آقای حمینی در مشهد بودیم. در حرم، آقای شیخ حسنعلی مشغول زیارت بود. آقای خمینی رفت و به ایشان گفت: تو را به این حضرت ما حاجتی داریم. شما حاجت ما را رد نکنید. شیخ حسنعلی گفت: سید! بگذار من این زیارتم را بخوانم. شما کنار قبر شیخ حر ـ قدس سره ـ باشید. من بعد از زیارت می‌آیم و صحبت می‌کنیم. ما رفتیم کنار قبر شیخ حر ـ قدس سره ـ و ایشان آمد. آنها درخواست علم کیمیا کردند. (تردید دارم که گفت درخواست را آقای خمینی مطرح کرد یا نه). شیخ حسنعلی گفت: اگر شما الآن کیمیا را یاد گرفتید و توانستید تمام کوه‌های عالم را هم طلا کنید، آیا به خودتان اطمینان دارید که از این قدرت سوء استفاده نکنید؟ آقای خمینی گفت: نه، ما چنین اطمینانی نداریم.

شیخ حسنعلی ـ قدس سره ـ گفت: اگر شما اطمینان ندارید، چرا چنین نیرویی داشته باشید که نتوانید خودتان را کنترل کنید؟ ولی در عوض به شما چیزی می گویم که تالی فاسد ندارد. سپس دستوری می‌دهد که بعد از نماز واجب انجام بدهند.

ترتیب این دستور را از حاج آقا والد نشنیدم، لذا به شخصی که با آقای مقدادی ـ پسر شیخ حسنعلی که از همه اسرار پدرش خبر داشت ـ مربوط بود، گفتم که از ایشان ترتیب آن ذکر را بپرسد.

آقای مقدادی به من نامه نوشت و در آن ترتیب آن دستور را هم گفت:

که بعد از تمام شدن نماز(ظاهراً نماز واجب) اول آیه‌الکرسی و بعد از آن تسبیحات حضرت فاطمه زهرا ـ علیها السلام ـ خوانده شود و بعد سه مرتبه:* قل هو الله احد* . بعد سه مرتبه صلوات و بعد سه مرتبه:* و من یتق الله یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه إن الله بالغ أمره قد جعل الله لکل شیء قدراً* این برای زندگی اشخاص خیلی مفید است.

این مطلب را از آن شیخ و او هم از آسید صادق اهری، او هم از حاج آقا والد ـ قدس سره ـ شنیده بود. من هم یک وقت دیدم که حاج آقا والد ـ قدس سره ـ قسمت اخیر حکایت را برای کسی نقل می‌کرد. پایگاه حضرت آیت الله شبیری زنجانی .
حجت الاسلام و المسلمین محمد علی جاودان

حجت الاسلام و المسلمین محمد علی جاودان

سوال:‌باسلام چرا هر کاری می کنم دعاها یم مستجاب نمی شود ورفع گرفتاری نمی شود و قرضهایم نیز ادا نمی شود خواهشمندم راهنمایی لازم را بفرمایید؟.

جواب: سلام علیکم و رحمة الله،مستجاب شدن دعا شرائط دارد. شخص باید دستورات الهی را عمل کند از گناهان کاملاً پرهیز کند. آنچه می خورد پاک و حلال باشد. بدهکار مردم به هیچ وجه نباشد. یعنی به مردم ظلمی با زبان با دست و نکرده باشد. در هر صورت در مرحله اول بکوشید تا ممکن است واجبات و محرمات الهی را عمل کنید. آنوقت هر مقدار ممکن است حلالیت بطلبید مثلاً غیبتی شده حرف نادرستی گفته شده آزاری رسانده شده و امثال اینها اگر اینکار را بکنید بعد به آنچه عرض می کنم عمل کنید انشاءا… اثر می کند.

چهل روز که از پنج شنبه شروع می شود هر روز ۱۵۹ بار آیه و من یتق ا… را بخوانید آیه شریفه آخر آیه دوم سوره طلاق و تمام آیه سوم آن است روز شروع بعداز نماز صبح غسل حاجت بکنید و دو رکعت نماز بخوانید بعد صد بار صلوات بفرستید سپس ۱۵۹ بار آیه را بخوانید. روز چهلم آیه را ۱۷۹ بار بخوانید در پایان صد بار صلوات بفرستید. بنابراین غسل و نماز روز اول و صدبار صلوات روز اول و روز آخر خوانده شود و علاوه بر این چهل روز روزی ۱۱۰ بار سوره والعادیات را بخوانید .

انشاءا… با این دو کار فرجی حاصل خواهد شد. بعد به من خبر بدهید. .javedan.ir

…………………….

تبصره:

البته ختومات دیگری از این آیه وجود دارد اما از آنجا که بنای سایت هدانا بر اتقان هر چه بیشتر مطالب و دستورالعمل های عرفانی است به همین طرق توصیه می شود .
شرحی پیرامون آیه «و من یتق الله …»
تقوا و نجات از مشکلات

آیات فوق از امیدبخش ترین آیات قرآن مجید است، که تلاوت آن دل را صفا و جان را نور و ضیا مى بخشد، پرده هاى یأس و نومیدى را مى درد، شعاع هاى حیات بخش امید را به قلب مى تاباند، و به تمام افراد پرهیزگار با تقوا، وعده نجات و حل مشکلات مى دهد.

در حدیثى از «ابوذر غفارى» نقل شده که پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: إِنِّى لاَ َعْلَمُ آیَةً لَوْ أَخَذَ بِهَا النّاسُ لَکَفَتْهُمْ: وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً… فَما زالَ یَقُولُها وَ یُعِیْدُها:

«من آیه اى را مى شناسم که اگر تمام انسان ها دست به دامن آن زنند براى حل مشکلات آنها کافى است، پس از آن آیه «وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ…» را تلاوت فرمود و بارها آن را تکرار کرد».(۱)

در حدیث دیگرى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل شده که در تفسیر این آیه فرمود: مِنْ شُبُهاتِ الدُّنْیا وَ مِنْ غَمَراتِ الْمَوْتِ وَ شَدائِدِ یَوْمِ الْقِیامَةِ:

«خداوند پرهیزکاران را از شبهات دنیا و حالات سخت مرگ و شدائد روز قیامت رهائى مى بخشد»!(۲)

این تعبیر، دلیل بر این است که، گشایش امور براى اهل تقوا، منحصر به دنیا نیست، بلکه قیامت را نیز شامل مى شود.

و در حدیث دیگرى از همان حضرت(صلى الله علیه وآله) آمده است: مَنْ أَکْثَرَ الاِْسْتِغْفارَ جَعَلَ اللّهُ لَهُ مِنْ کُلِّ هَمّ فَرَجاً وَ مِنْ کُلِّ ضِیق مَخْرَجاً:

«هر کس بسیار استغفار کند (و لوح دل را از زنگار گناه بشوید) خدا براى او از هر اندوهى گشایشى، و از هر تنگنائى راه نجاتى قرار مى دهد».(۳)

جمعى از مفسران گفته اند: نخستین آیه فوق، درباره «عوف بن مالک» نازل شده که از یاران پیامبر (صلى الله علیه وآله) بود، دشمنان اسلام فرزندش را اسیر کردند، او به محضر پیامبر(صلى الله علیه وآله)آمد و از این ماجرا و فقر و تنگ دستى شکایت کرد، فرمود: تقوا را پیشه کن و شکیبا باش و بسیار ذکر «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّه» را بگو، او این کار را انجام داد، ناگهان در حالى که در خانه اش نشسته بوده فرزندش از در، درآمد، معلوم شد: از یک لحظه غفلت دشمن استفاده کرده فرار نموده، و حتى شترى از دشمن را نیز با خود آورده است. (اینجا بود که آیه فوق نازل شد و از گشایش مشکل این فرد با تقوا و روزى از جائى که انتظارش را نداشت خبر داد).(۴)

ذکر این مطلب نیز لازم است که، هرگز مفهوم آیه، این نیست که انسان تلاش و کوشش براى زندگى را به دست فراموشى بسپارد، و بگوید در خانه مى نشینم و تقوا پیشه مى کنم و ذکر «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّه» مى گویم، تا از آنجا که گمان ندارم به من روزى مى رسد، نه، هرگز مفهوم آیه چنین نیست، هدف، تقوا و پرهیزکارى توأم با تلاش و کوشش است، اگر با این حال درها به روى انسان بسته شد، خداوند گشودن آنها را تضمین فرموده است.

لذا در حدیثى مى خوانیم: یکى از یاران امام صادق(علیه السلام) به نام «عمر بن مسلم» مدتى خدمتش نیامد، حضرت جویاى حال او شد، عرض کردند: او تجارت را ترک گفته، و رو به عبادت آورده، فرمود: واى بر او، أَ ما عَلِمَ أَنَّ تارِکَ الطَّلَبِ لایُسْتَجابُ لَهُ:

«آیا نمى داند کسى که تلاش و طلب روزى را ترک گوید، دعایش مستجاب نمى شود»؟

سپس افزود: جمعى از یاران رسول خدا(صلى الله علیه وآله) وقتى آیه «وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ» نازل شد، درها را به روى خود بستند، و روى به عبادت آورده گفتند: «خداوند روزى ما را عهده دار شده»!

این جریان به گوش پیامبر(صلى الله علیه وآله) رسید، کسى را نزد آنها فرستاد که، چرا چنین کرده اید؟

گفتند: اى رسول خدا! چون خداوند روزى ما را تکفل کرده ما مشغول عبادت شدیم، پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود:

إِنَّهُ مَنْ فَعَلَ ذلِکَ لَمْ یُسْتَجَبْ لَهُ عَلَیْکُمْ بِالطَّلَبِ!: «هر کس چنین کند دعایش مستجاب نمى شود، بر شما باد که تلاش و طلب کنید».(۵)

۱ ـ «مجمع البیان»، جلد ۱۰، صفحه ۳۰۶٫

۲ ـ «نور الثقلین»، جلد ۵، صفحه ۳۵۶، حدیث ۴۴٫

۳ ـ «نور الثقلین»، جلد ۵، صفحه ۳۵۷، حدیث ۴۵٫

۴ ـ «مجمع البیان»، جلد ۱۰، صفحه ۳۰۶ ـ همین ماجرا در تفسیر «فخر رازى» و «روح البیان» با تفاوت هائى آمده است، بعضى از آنها تعداد شتران را یک صد شتر نوشته اند.

۵ ـ «کافى»، جلد ۵، صفحه ۸۴٫ تفسیر نمونه-ج۲۴-ص

دعای مجرب برای وسعت رزق

مذهب هیچ دیدگاه »

اگر بنا باشد تا آیه ای از قرآن کریم را بعنوان مجرب ترین آیه جهت وسعت رزق و روزی و گشایش کسب و کار و خیر و برکت بدانیم، بدون شک آن آیه؛ آیات ۲و۳ سوره طلاق است که به و من یتق الله مشهور می باشد. در خصوص خواص این آیات، بزرگان فرموده اند که تأثیرآن در گشایش روزی و برکت در رزق مجرب و تضمینی است اما باید با اخلاص و مداومت خوانده شود.

پیامبر اکرم(ص) فرمود: من آیه اى را در قرآن مى شناسم که اگر تمام انسانها دست به دامن آن شوند براى حل مشکلات آنها کافى است و آن آیات سوّم و چهارم سوره طلاق است «وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً* وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْث لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ اِنَّ اللهَ بالِغُ اَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ شَیْىء قَدْراً»

آیه و من یتق الله

عکس آیه و من یتق الله از سایت وزین تبیان نقل شده است

آیه و من یتق الله
عکس ترجمه آیه شریفه و من یتق الله از سایت تبیان نقل شده است

ختم آیه من یتق الله جهت وسعت رزق و روزی

از برای وسعت رزق و گشایش روزی در روز پنجشنبه اول ماه شروع کرده و تا چهل و یک روز هر روز سیصد و پنجاه و نه مرتبه آیه مذکور- آیات دو و سه سوره طلاق: و من یتق الله تا لکل شی قدرا – را بدون تکلم با کسی بخواند که بسیار مجرب است و بعد از اتمام هر آیه بگوید: “یا فتاح یا رزاق یا واسع”

خاصیت آیه «من یتق الله…» {در برکت در مال و وسعت رزق و روزی}

هر کس تقوای الهی پیشه کند و از گناه دوری کند ،خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند و او را از جایی که گمان ندارد روزی می دهد و هر کس بر خدا توکل نماید خدا او را کفایت می کند و خداوند فرمان خود را به انجام می رساند و خدا برای هر چیزی اندازه ای داده است.

این آیه از امید بخش ترین آیات قرآن کریم است که تلاوت آن دل را صفا و و جان را نور می بخشد در حدیثی از ابوذر غفاری نقل شده که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من آیه ای را در قرآن می شناسم که اگر تمام انسانها دست به دامن آن زنند برای حل مشکلات آنها کافی است پس آیه فوق را سه مرتبه با تکرار تلاوت فرمود.

و در حدیث دیگر فرمود: خداوند پرهیزگاران را از شبهات دنیا و حالات سخت مرگ و شدائد روز قیامت رهایی بخشید. البته مفهوم آیه این نیست که انسان دست از تلاش و کوشش بکشد.

چنانچه حضرت صادق علیه السلام فرمود: وقتی آیه فوق نازل شد عده ی درها را به روی خود بسته و رو به عبادت آوردند و گفتند خداوند روزی ما را عهد ه دار شد. این خبر به گوش پیغمبر رسید کسی را نزد آنها فرستاد که چرا چنین کرده اید هر کس چنین کاری کند دعای او مستجاب نمی شود بر شما باد بر کار و تلاش همراه با تقوا.

منابع:
۱- تبیان: http://anjoman.tebyan.net/newindex.aspx?pid=17257&threadID=584601&forumID=451
2- تبیان: http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=154697
3-دعا: http://do2aa.blogfa.com/post-56.aspx

در اعتبار و وثاقت این ذکر جهت گشایش روزی و وسعت رزق همین بس که این ذکر از آیات شریفه قرآن است و معنی و مفهوم آن نیز، راه خروج از مشکلات و کفایت در سختیها را می رساند.

بسم الله الرحمن الرحیم+«وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً* وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْث لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ اِنَّ اللهَ بالِغُ اَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ شَیْىء قَدْراً»

توکلت علی ا لله و به نستعین انه خیر ناصر ومعین.

اللهم اجعل صلوتی و نسکی و محیای ومماتی لک رب العالمین. الهم ارزقنا رزقا حلالا طیبا واسعا کثیرا. انک خیر الرازقین.

یا ارحم الراحمین.

تفسیر آیه ۹ سوره یس/ وَ جَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدّاً وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ

مذهب هیچ دیدگاه »

آیه
وَ جَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدّاً وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ

ترجمه
و پیش روى آنان حائل و سدّى و پشت سرشان نیز حائل و سدّى قرار دادیم، و به طور فراگیر آنان را پوشاندیم، پس هیچ چیز را نمى‏بینند.

نکته ها
با این که قرآن استوار و حکمت‏آموز است و رسالت پیامبر قطعى است و راه دین مستقیم است و خداوند قوى ومهربان است، لیکن چون اکثر مردم، غافل، بى‏ایمان و گرفتار خرافاتند، از هر سو بروند به سدّى محکم و بن بست برخورد مى‏کنند.
سیماى افراد لجوج در این آیه بسیار دقیق و جالب ترسیم شده است:
اّولاً: غافل هستند، «فهم غافلون» و در نتیجه ایمان نمى‏آورند. «فهم لا یؤمنون»
ثانیاً: خرافات آنان را گرفتار کرده است. «فى اعناقهم اغلالا» و همچون شتر چموش از پذیرفتن حقّ سر باز مى‏زنند. «فهم مقمحون» از پیش و پس در محاصره هستند، «سدّا» و بر چشمان آنان پرده‏اى آویخته شده و نمى‏بینند.
شاید مراد از «من بین ایدیهم سدّاً» آرزوهاى طولانى انسان براى آینده و مراد از «من خلفهم سدّاً» غفلت از خلافکارى‏هاى گذشته باشد که آن آرزوها و غفلت‏ها دو مانع بزرگ براى دیدن حقّ است.
در این آیات، دو کیفر در برابر دو انحراف بزرگ قرار گرفته است. «فهم غافلون – فهم لا یؤمنون»، «جعلنا فى اعناقهم اغلالاً – جعلنا من بین ایدیهم سدّا»

پیام ها
۱- صدها چراغ دارد و بى راهه مى‏رود، بگذار تا بیفتد و بیند سزاى خویش. «و جعلنا من بین ایدیهم سدّا»
۲- غافلان بى ایمان، نه از گذشته‏ى کفّار عبرت مى‏گیرند، «خلفهم» و نه از معجزه و استدلالى که پیش روى آنان است. «من بین ایدیهم»
۳- کافر در بن بست است. «سدّا»
۴- در تبلیغ، معقولات را با محسوسات تشبیه کنیم. «سدّا»

دعایی که مرحوم قاضی برای دفع دشمن سفارش می‌کردند

مذهب هیچ دیدگاه »

مرحوم آقا (قاضی) فرموده‌اند: قرائت «کَهیعَصَ حمَ عسق و عنت الوجوه للحی القیوم و قد خاب من حمل ظلماً» برای دفع دشمن مفید است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، آقا سیّد هاشم حدّاد می‌فرمودند: مرحوم آقا (قاضی) فرموده‌اند: قرائت «کَهیعَصَ حمَ عسق و عنت الوجوه للحی القیوم و قد خاب من حمل ظلماً»(۱) برای دفع دشمن مفید است.
و می‌فرمودند: چنانچه در یک روی نگین عقیق نوشته گردد: بسم‌الله الرحمن الرحیم، و عنت الوجوه للحی القیوم و قد حاب من حمل ظلما،‌کهیعص، حم؛ عسق. و در انگشتری نموده در دست کنند خوب است و نیز می‌فرمودند: چنانچه در یک روی نگین عقیق نوشته گردد: انه من سلیمان و انه بسم الله الرحمن الرحیم و در روی دیگرش نوشته گردد: بسم الله الرحمن الرحیم و عنت الوجوه للحی القیوم و قد حاب من حمل ظلماً، کهیعصَ، حم؛ عسقَ و در انگشتری نموده در دست شود خوب است.
و می‌فرمودند: مرحوم آقا (قاضی) – رضوان الله علیه- گفته‌اند: هر کس در مقابل دشمن انگشتهای دست خود را به ترتیب یکی پس از دیگر ببندد و در مقابل بستن هر انگشت یک حرف از حروفات «کهیعص، حم؛ عسق» را بگوید به طوری که وقتی که همه را گفت، انگشتان تمام بسته شود و سپس در مقابل دشمن باز کند، شرّ دشمن از او دفع خواهد شد.

۱-آیه ۱۱۱ از سوره طه.
کتاب اسوه عارفان – ص ۱۰۵
انتهای پیام/

حجامت غیراصولی موجب دفع مواد بی‌زیان و مفید از بدن می‌شود

طب سنتی و اسلامی (طب الرضا) هیچ دیدگاه »

یک دستیار تخصصی طب سنتی با بیان چگونگی حجامت علمی گفت: حجامت غیراصولی موجب دفع مواد بی‌زیان و مفید از بدن می‌شود.

به گزارش خبرنگار سلامت خبرگزاری تسنیم, ناصر رضایی‌پور درباره اینکه حجامت علمی چگونه است، اظهار داشت: اگرچه حجامت می‌تواند بخشی از یک طرح درمانی برای دفع اخلاط انباشته‌شده در بدن باشد، اما به‌جز برخی استثنائات بسیارخاص و کم‌شایع، هرگز نباید پیش از درمان‌های مقدماتی تغذیه‌ای و دارویی انجام شود.

به‌گفته وی به‌کار بستن این درمان‌های مقدماتی غذایی و دارویی، بسیار ضروری است زیرا ماده مزاحم، باید قابلیت و آمادگی دفع از راه عروق مویرگی را پیدا کند و به‌اصطلاح حکما، «نضج» بیابد و به قوامی برسد که قابل ورود به عروق باریک در سطح بدن شود؛ و پس از آن است که در زمان مناسب، می‌توان هدفمندانه آن را از عروق مویرگی سطحی بدن کشید و دفع کرد.

حجامت غیراصولی موجب دفع مواد بی‌زیان و مفید از بدن می‌شود

این دستیار تخصصی طب سنتی افزود: بدون در نظر داشتن این ملاحظات، حجامت موجب دفع مواد بی‌زیان و مفید از بدن می‌شود و به ضعف عضو منجر می‌‌شود.

رضایی‌پور ادامه داد: مثلاً اگر فردی با شکایت از بی‌خوابی و با تشخیص سوءمزاج سوداوی مغز، بلافاصله مورد حجامت قرار گیرد، نه‌تنها مادۀ سودا در مغز کاهش نمی‌یابد بلکه حتی غلیظ‌تر می‌شود و موجب ضعف سیستم عصبی نیز می‌‌شود.

وی خاطرنشان کرد: همچنین کسانی که به‌قصد کاهش غلظت خون حجامت می‌کنند باید بدانند که در صورت رعایت نکردن این تدابیر و در نظر نگرفتن زمان مناسب حجامت، غلظت خونشان افزایش می‌یابد؛ این موضوع، درباره افراد تنومند پرخون بیشتر صادق است.

زیان تعصب در «طب سنتی و طب نوین» گریبان مردم را می‌گیرد

طب سنتی و اسلامی (طب الرضا) هیچ دیدگاه »

عدۀ زیادی از پزشکان طب رایج، به‌کلی، منکر خاصیت و اثر مفید در گیاهان دارویی هستند و داروهای گیاهی را به‌سُخره می‌گیرند ولی باید دانست که زیان افراط و تفریط بین اطبای طب سنتی و طب رایج فقط نصیب بیماران می‌شود و بس.

به گزارش خبرنگار سلامت خبرگزاری تسنیم, امروزه موضوع درمان با گیاهان دارویی بین افراد جامعه بسیار مطرح می‌شود و افراد خیلی زیادی به معالجه با داروهای گیاهی علاقه پیدا کرده‌اند و از طرفی تبلیغات واحدهای تولیدی داروهای گیاهی باعث شده است, موجب علاقمند شدن بیشتر افراد جامعه برای درمان با گیاهان و داروهای گیاهی شده است.

تمایلات طبیعی و فطری مردم موجب شده است که بیشتر به‌طرف داروهای گیاهی سوق پیدا کنند، البته ناگفته نماند که پایه بسیاری از داروهای شیمیایی نیز گیاهان دارویی است.

واحدهای تولیدی دارویی، اخیراً، برای ترویج فرآورده‌های خود، تسلیم تمایلات عمومی مردم می‌شوند و عین گیاهان دارویی را با هم مخلوط می‌کنند و به معرض فروش می‌گذارند مثلاً امروزه دم‌نوش‌های گیاهی متعددی تبلیغ می‌شود و افراد بسیاری از آنها استفاده می‌کنند.

بسیاری از پزشکان طب رایج درمان با داروهای گیاهی را مسخره می‌کنند

در عین حال، عدۀ زیادی از پزشکان طب رایج، به‌کلی، منکر خاصیت و اثر مفید در گیاهان دارویی بوده و سخت پایبند و علاقه‌مند به داروهای سنتتیک و شیمیایی هستند و معتقدان به داروهای گیاهی را مسخره می‌کنند.

به‌نظر بسیاری از افراد, چه متخصصان طب سنتی یا طب رایج که از روی تعصب حرف می‌زنند و راه افراط و تفریط طی می‌کنند؛ زیان این افراط و تفریط بین اطبای طب سنتی و طب رایج فقط نصیب بیماران می‌شود و بس.

تعداد بسیار زیادی از داروهای خارجی که منشأ گیاهی دارند و در همه جا و در تمام کشورهای جهان رواج دارد, دارای آسیب و زیان‌های جبران ناپذیر است, اما زیان بعضی از آنها کم و ضرر بعضی فوق العاده زیاد است.

از طرفی اُنس و عادت عمومی به تجویز داروهای شیمیایی و از طرف دیگر، تبلیغات مؤسسات سازندۀ داروها مانع می‌شود که زیان این داروها علنی شود.

گیاهان دارویی نیز عوارض دارند

بسیاری از افراد بر این عقیده هستند که داروهای گیاهی بی‌عارضه هستند که باید به این افراد عرض کرد که گیاهان دارویی نیز عوارض جانبی دارند و مقالات متعددی در این زمینه وجود دارد, پس نمی‌توان به‌خاطر عوارض جانبی، داروهای شیمیایی را رد کرد.

همچنین بسیاری از داروهای شیمیایی موجود، منشأ طبیعی و گیاهی دارند و هر داروی مؤثری که درمان با گیاهان شناخته شود, باز هم باید در یک کارخانه داروسازی تهیه شود یعنی روی آوردن به گیاهان دارویی باز هم به کارخانۀ داروسازی ختم می‌شود.

توسعه و ترویج طب سنتی منافع عده‌ای را به خطر می‌اندازد

طب سنتی و اسلامی (طب الرضا) هیچ دیدگاه »

یک پزشک و پژوهشگر طب سنتی گفت: باید متوجه باشیم که توسعه صحیح طب سنتی در سطح کشور قطعاً منافع نامشروع و بادآورده عده‌ای را به خطر می‌اندازد و برخی از توسعه چنین روش‌های درمان مؤثر و کم‌خرجی در طب سنتی واهمه دارند.

علی‌اصغر زنده‌دل در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا» درباره برخورد صورت گرفته با مؤسسه تحقیقات حجامت ایران و پلمب این مؤسسه اظهار داشت: در کجای دنیا، یک مرکز دانشگاهی فعال و پویا را پلمب می‌کنند، حتی عقب‌افتاده‌ترین کشورها هم چنین برخوردی با مراکز علمی خود نمی‌کنند.

وی افزود: در این مرکز کسی در پی سودجویی نبوده و این مرکز، صرفاً یک محفل با فعالیت علمی بود و اگر واقعاً تخلفی صورت گرفته باید مسئولان این مرکز به دادگاه احضار شوند نه اینکه پلمب صورت گیرد.

این پژوهشگر طب سنتی و پزشک با بیان اینکه مراکز تصمیم‌گیر کشور باید نسبت به برخوردی که با مؤسسه تحقیقات حجامت ایران صورت گرفته حساس باشند، خاطرنشان کرد: چنین برخوردی می‌تواند زمینه ایجاد درگیری و تنش بین دانش‌پژوه‌ها و دانشجویان این مرکز را باعث شود و دوستان طب سنتی را به دشمن تبدیل کند.

زنده‌دل درباره چرایی بروز برخی از برخوردهای سلبی با مراکز باسابقه طب سنتی و اساتید این حوزه تصریح کرد: باید متوجه باشیم که توسعه و فراگیری صحیح و همه‌جانبه طب سنتی در سطح کشور، قطعاً منافع نامشروع و بادآورده عده‌ای را به خطر می‌اندازد و اگر طب سنتی را گسترش دهیم و حتی حداقل ظرفیت‌های این طب در جامعه را به فعلیت برسانیم، بساط کسب درآمد برخی که با روش‌های مختلف تجویزی برای بیماران کسب درآمد می‌کنند، برچیده خواهد شد.

این پزشک و پژوهشگر طب سنتی ادامه داد: به‌طور مثال در حال حاضر برای برخی از جراحی‌های زانو در بیمارستان‌ها، بین ۱۵ ــ ۱۰ میلیون تومان از بیمار دریافت می‌شود اما در طب سنتی، برخی از همین مشکلات و بیماری‌های زانو با روش‌های ساده توسط اساتید حاذق طب سنتی و فقط با مبلغ ناچیزی حدود ۱۲ ــ ۱۰ هزار تومان قابل درمان است و برخی از توسعه چنین روش‌های درمان مؤثر و کم‌خرج، واهمه دارند.

وی متذکر شد: طبیعی است کسی که می‌بیند روزانه میلیون‌ها تومان از سود کاری‌اش در حال از بین رفتن است و با توسعه طب سنتی، جیبش خالی‌تر می‌شود، احساس خطر کند.

زنده‌دل با اشاره به حرکت سریع کشورهای پیشرفته دنیا به‌سمت طب سنتی و ترویج آن در کشورهای خود اظهار داشت: در کشورهای توسعه‌یافته‌ای مانند آمریکا، هلند، ژاپن و … که در دنیای پزشکی حرفی برای گفتن دارند، بیشترین میزان توسعه و ترویج طب سنتی مربوط به همین کشور‌ها است.

وی متذکر شد: کشوری مانند کانادا، رتبه نخست تحقیقات طب سنتی در دنیا را به خود اختصاص داده، آیا کسی می‌تواند مدعی شود که چنین کشوری از پزشکی نوین روز دنیا عقب است؛ جالب اینکه در کشور کانادا، نخستین مراجعات بیماران به بخش طب سنتی است.

مکانیسم بروز جوش در بدن از دیدگاه طب سنتی

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

یک متخصص طب سنتی مکانیسم بروز جوش در بدن از دیدگاه طب سنتی را تشریح کرد.

به گزارش خبرنگار سلامت خبرگزاری تسنیم, اکرم السادات اطیابی درباره مکانیسم تولید بثره (جوش), اظهار داشت: هدف سیستم هوشمند بدن دفع ماده بیماری‌زا به خارج از بدن است.

به‌گفته وی پوست عضو دفعی است اما مواد قابل دفع از آن باید بسیار رقیق و لطیف باشند تا دفع به‌شکل ترشح عرق صورت پذیرد و اگر ماده دفعی از پوست غلیظ باشد, حبس ماده زائد بین پوست و گوشت موجب بروز جوش می‌شود.

این متخصص طب سنتی افزود: مواد سازنده جوش شامل اخلاط ۴گانه صفرا, دم, بلغم و سودا و آب و ریح یا باد است.

علل به‌هم‌خوردن تعادل مواد در بدن

اطیابی اضافه کرد: برخی از مسائل مانند تغذیه بد, پرخوری, برهم‌خوری و باهم‌خوری, عادات نادرست زندگی, عدم رعایت اصول خوابیدن صحیح, خستگی, تأثیرات مواد آرایشی, ورزش بیش از حد و کم‌تحرکی از علل به هم خوردن تعادل مواد در بدن است که در نهایت موجب بروز جوش و مشکلات در بدن خواهد شد.

وی خاطرنشان کرد: پُرخوری, ضعف قوت هاضمه, تولید مواد هضم‌نشده و بی‌مصرف, برهم‌خوری‌ها و باهم‌خوری‌ها موجب رانده شدن مواد زائد به قسمت‌های مختلف از جمله پوست, مفصل و … می‌شود.

سمنو غذای سرشار از مواد مغذی در طب سنتی

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

سمنو
یک متخصص علوم زیستی و گیاهان دارویی گفت: سمنو به‌عنوان یک مادۀ ارگانیک که در تهیۀ آن از هیچ ماده افزودنی استفاده نمی‌شود, از بهترین و کاملترین شکل فرآوری گندم است.

به گزارش خبرنگار سلامت خبرگزاری تسنیم, محمد دریایی درباره سمنو اظهار داشت: سمنو به‌عنوان یک غذای ملی و نشانه‌ای کهن از فرهنگ غذایی سرشار از ویتامین‌ها و املاح معدنی ایرانیان، عصارۀ تغلیظ‌شده جوانۀ گندم است به‌همراه آرد گندم که ریشۀ فرهنگی در شناخت ارزش فوق العادۀ جوانه‌ها از هزاران سال پیش در کشور ما دارد.

به‌گفته وی سمنو به‌عنوان یک مادۀ ارگانیک که در تهیۀ آن از هیچ ماده افزودنی استفاده نمی‌شود, بهترین و کامل‌ترین شکل فرآوری گندم است، با افزایش چندبرابری پروتئین، اسیدهای آمینه، ویتامین‌ها، املاح و آنزیم‌های ضروری بدن در جوانۀ گندم به تقویت بدن کمک می‌کند.

این متخصص علوم زیستی و گیاهان دارویی بیان داشت: در گندم (غلات) علاوه بر ترکیبات مهم و مغذی، موادی هم وجود دارند که سبب کاهش جذب عناصر ضروری بدن می‌شوند، یکی از این ترکیبات اسید فیتیک است که با جوانه زدن، مقدار آن کاهش چشمگیری داشته در نتیجه با مصرف سمنو دسترسی بدن به آهن، روی، مس و دیگر عناصر مغذی موجود در گندم افزایش می‌یابد.

دریایی ادامه داد: بر اثر جوانه زدن انرژی و کربوهیدرات گندم کاهش یافته و در عوض، پروتئین، اسیدهای آمینه، کلسیم، پتاسیم، سدیم، آهن، فسفر و ویتامین A، ویتامین‌های گروه B و ویتامین C آن بسیار افزایش می‌یابد.

وی اضافه کرد: جوانه موجود در سمنو منبع غنی ویتامین‌های گروه B و ویتامین E است که در تولید مثل نقش مؤثری دارند و به‌علت دارا بودن خاصیت آنتی‌اکسیدانی باعث پیشگیری از سرطان می‌شود.

این متخصص علوم زیستی و گیاهان دارویی گفت: مصرف متعادل سمنو ضمن افزایش سلامتی با سیر نگه‌داشتن معده به‌مدت طولانی از اشتهای کاذب جلوگیری کرده و مانع از چاقی می‌شود.

دریایی خاطرنشان کرد: به سمنوی تهیه‌شده از جوانه، هیچ مادۀ شیرین کننده‌ای اضافه نمی‌شود بلکه شیرینی آن از نوع قندهای ساده و کاملاً طبیعی است که حاصل تبدیل پلی‌ساکاریدهای آرد گندم توسط آنزیم‌های مالت است.

آشنایی با شیوه‌های درمان بالینی در طب سنتی

دوازده قدمی ها هیچ دیدگاه »

طب سنتی
یکی از اصول درمان بر مبنای طب سنتی اصیل ایرانی دفع سموم تجمع‌یافته ناشی از بیماری یا شیوه بد زندگی (Bad life style) در ابعاد مختلف است. در طب سنتی از ۲ روش فیزیکی و فیتوشیمی در دفع سموم استفاده می‌شود.

به گزارش خبرنگار سلامت خبرگزاری تسنیم, در روش فیتوشیمی مبنای درمان بهره‌گیری از ترکیبات شیمیایی موجود در منابع طبیعی شامل غذاهای دارویی، گیاهان دارویی، مواد معدنی و حیوانی است که با تأثیر در واکنش‌های بیوشیمیایی بدن به دفع سموم و مواد غذایی که مولد بیماری است، کمک می‌کند.

آشنایی با روش فیزیکی در طب سنتی:

در روش فیزیکی اساس آن بر مبنای تحریک جریان سیستم لنفاوی و اصلاح خون‌رسانی و تنظیم سیستم ایمنی استوار است, دفع مواد زائد سلولی منجر به فعال شدن عملکرد طبیعی سلول‌های اعضای مختلف بدن می‌شود.

حجامت

یکی از روش‌های خونگیری در «طب سنتی» است که به‌طور مستقیم با خارج کردن جریان خون از شبکه مویرگی باعث بهبود گردش خون و انتقال سموم دفع‌شده از سلول‌ها به جریان خون می‌شود.

لیچ (زالو)

از قدیم الایام برای بسیاری از بیماری‌ها استفاده می‌شده است. استفاده از خونگیری به‌روش زالو که به‌عنوان یک سیاهرگ طبیعی در بدن عمل می‌کند، باعث به جریان انداختن گردش خون و دفع سموم می‌شود.

فصد (رگ‌زنی)

یک روش خونگیری وریدی و شریانی است که در قسمت‌های مختلف بدن به‌خصوص روی رگ‌های اندام فوقانی و تحتانی (دست و پا) انجام می‌شود و بسته به تجمع و انباشته شدن سموم به دفع آنی خون و در نتیجه اصلاح گردش خون کمک می‌کند.

کاپینگ (بادکش)

با ایجاد حالت وکیوم (خلأ) روی سطح پوست و عضله بدن فرد انجام می‌شود. کاپینگ بدون خونگیری علاوه بر توسعه جریان خون و اصلاح سیستم لنفاوی و کمک به دفع مواد زائد، موجب برطرف شدن اسپاسم و گرفتگی عضلات می‌شود.

منیپولیشن (ماساژ)

به‌عنوان یک روش درمان در طول تاریخ بین مکاتب طبی مختلف وجود داشته است و با کمک به بهبود جریان لنفاوی و پاکسازی خون محیطی، علاوه بر آرام‌سازی و انبساط عضلانی به درمان بسیاری از بیماری‌ها کمک می‌کند از ماساژ به‌عنوان یک روش مکمل کنار علم کاپینگ به‌شکل توأم و یا متد استفاده می‌شود.

تمامی تکنیک‌های درمانی بالینی و فیزیکی در سطح کاملاً استاندارد و با رعایت کامل موارد ایمنی انجام داده شود.

تغذیه و رژیم درمانی

در طب ایرانی، برنامه تغذیه و رژیم‌های غذایی در قالب غذاهای دارویی تعریف شده است به‌طوری که در این حالت از غذاهای روزانه با ماهیت و رویکرد دارویی و به‌منظور پیشگیری یا درمان بیماری استفاده می‌شود.

نکته قابل توجه این است که قبل از انجام هرگونه سم‌زدایی و درمان به‌روش فیتوشیمی (در طب سنتی)، ابتدا با اصلاح رژیم غذایی باید پاکسازی را آغاز کرد و در مرحله بعد، از گیاهان و سایر داروهای طبیعی استفاده شود.

در برنامه تغذیه، علاوه بر تنظیم رژیم غذایی، وضعیت ورزش و فعالیت روزانه متناسب با میزان چاقی و لاغری فرد مشخص شده است.

معرفی مقولات مورد بحث در طب سنتی

مباحثی همچون گیاه‌درمانی، دعادرمانی، رایحه‌درمانی، حجامت‌درمانی، ماساژدرمانی، سنگ‌درمانی، فلزدرمانی، فصددرمانی، هیدروتراپی و… نمونه‌هایی از رشته‌های طب سنتی ایران است.

یکی از ارکان اساسی در طب سنتی شناخت طبایع چهارگانه، علائم عدم‌تعادل مزاج در افراد و نحوه متعادل کردن طبایع در بُعد پیشگیری از بروز بیماری‌ها و تغذیه مناسب و رفتارهای پیشگیرانه و در مرحله بعد درمان بیماری است.

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
خروجی نوشته ها خروجی دیدگاه ها